باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران میداند و از اینکه نمیتوانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی میشود.
طاهرزاده
.
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و درود خدمت شما استاد عزیزم خدا قوت و تندرستی خدمت شما و خانواده محترمتون. چند سوال خدمت شما دارم تشکر که با حوصله برامون وقت میذارین و جواب میدین: ۱. در کتاب ده نکته در معرفت در قسمت مقدمه فرمودین گوشها و زبانها منتظر گفت تازهای هستند نه تازهای بریده از حکمت گذشته، و بعد چند خط بعد فرمودین این اولین قدم ارتباط با معلوم زنده است نه معلوم مرده، منظور چیست؟ ۲. خطبه ۱ قسمت ۳۸ در مورد فلسفه حج فرمودین که اگر حج تعطیل بشود دنیا به آخر میرسد، فرمودین که در همین کتاب نهج البلاغه هم آمده و در صورتی که برای نماز چنین حرفی نیست. خواستم بپرسم کجای نهج البلاغه اومده و اون جمله رو میتونین بفرمائید اگر امکانش هست. ۲. در خطبه ۲ قسمت ۴ فرمودین که نهج البلاغه تعلیمی نیست، اگر تعلیمی بود کسی حوصله نداشت بنشینه. حدیث نفس که حضرت علی این حدیث نفسه رو فرموده... در شرح جامع کبیره قسمت ۱ فرمودین که جامعه کبیره تعلیمی است خود حضرت هادی یاد داد و آموزش داد به یارانش.... هر دو کلام معصوم، فرقش نامحسوس... ۳. در خطبه ۲ قسمت ۲۲ فرمودین خدا به معنای جلال؛ بعید به معنای جمال؛ قریب، به خدای قریب به مقصد بعید که امام زمان است قلبش را از من راضی کند یعنی ما نمیتوانیم بگوییم ای امام زمان، خدا را به ما نزدیک کن، بلکه باید بگوییم خدایا قلب امام زمان رو به ما نزدیک کن... احساس میکنم برعکسم با واسطه راحتره... التماس دعای شدید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان نفس که در ذات خود «حیات» است و هرگز نمیمیرد؛ منظور است. ۲. به یاد ندارم در کجای نهج البلاغه بوده و یا بنده گفتهام. ولی از امام صادق (علیه السلام) داریم: «لَو تَرَک النّاسُ الحَجَّ لَما نوظِرُوا العَذابَ أو قالَ: انزِلَ عَلَیهِمُ العَذاب» اگر مردم حج را ترک کنند، در نزول عذاب مهلتی به آنان داده نمیشود یا که فرمود: عذاب بر آنان فرود میآید. ۳. حکایت اسم «جلال» و «جمال» حضرت حق در موضوع توحید، حکایت بسیار مهمی میباشد از آن جهت که با جلال خود نشان میدهد که بسی بالاتر و متعالی است و با جمال خود در جلوۀ مخلوقات و اولیای الهی راه اُنس با خود را برای مخلوقات فراهم میکند و البته هرچیزی را که ما طلب میکنیم حتی جمال و جلال حضرت معبود را در جانِ جانان یعنی حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» را باید از خدا طلب کنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: با توجه به ریزش و حضور کم رنگ تر مردم در خیابان که این روزها محسوس است که یک علت آن حضور در پیاده روی اربعین است تکلیف حضور در خیابان از یک طرف و شرکت در راهپیمائی اربعین از طرف دیگر چه می شود؟ _البته رهبری عزیز در پیام ۴/۲۶ به مردم ایران صریحا فرمودند: __ملت عزیز ؛ همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی هوشیار و فعال در میدان خواهد بود. _ و در همان تاریخ در ضمن پیام به مردم عراق فرمودند: «آغوش گشوده ملت کریم عراق ... ازجمله انبوهی که به نیابت از آقای شهید ایران زیارت می کنند.» _که ظاهر این کلام اشاره به زیارت اربعین دارد. _سوال: باتوجه به اینکه کشور در شرائط جنگی است و هر ساعت امکان اتفاق غیرمنتظره می باشد و حفظ نظام از اوجب واجبات است بفرمائید: جمع حضور در میدان و حضور در اربعین چگونه خواهد بود؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که قبلاً عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23308 با توجه به نظر مسئولان مربوطه میتوان این دو حضور را جمع کرد بدین معنا که عدهای زودتر بروند و برگردند و عدهای پس از آن تشریف ببرند تا نه میدان خالی شود و نه آن حضور که به نحوی در جای خود حماسهای برای امّت اسلامی است، رقیق گردد. با اینهمه هرکس خودش متوجه میشود که کدام نحوه از حضور، جان او را در میدان مقابله با استکبار تغذیه میکند و از عظمت این حضور، عالیترین بهره را میبرد. ان شاءالله. موفق باشید
سلام: ممنونم از استاد بابت تفسیرهای ایشان ولی خدایی بگم من تفسیر سوره مبارکه غاشیه رو از ایشون گوش کردم. وجدانی تو این سه جلسه تفسیر که صوتش رو گذاشته بودید هر چی دقت کردم نفهمیدم ایشون چی میگن تو کل صوت ی جمله نگفتن که تکمیل کننده جمله قبلی باشه واقعا یا من خیلی خنگم یا ایشون خیلی سنگین صحبت میکنن. نتونستم ی جمله واضح ازش یاداشت کنم. معلوم نیست چی میگن. چرا واقعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به صوت سورههای دیگر مانند سوره کهف و سوره عنکبوت رجوع فرمایید از آن جهت که مباحث مربوط به سورههای کوچک و مکّی، بیشتر جنبۀ اشاراتی دارد و برای ابتدای تعمق در قرآن کمی مشکل است. موفق باشید
سلام برادر: راستش دوست داشتم صبح بیام ملاقات و پیاده روی اما هم وسیله ندارم هم ممکنه خواب باشم و هم زانو هام درد میکنه. مدتیه فکر میکنم چقدر خوبه صحبت کنیم. صحبتی که هر دو خوب بشنویم بعد پاسخ بدیم چون بعضی حرف ها در جملات بعدی تازه روشن میشن نه در اولین گفت. به همینجا مجبورم اکتفا کنم. صبر خب خیلی سخته هر مردی رو از پای می اندازه. برام سخته همیشه توجهم به صبر و سیر باشه و خدا هم به همین خاطر طبیعت و خانواده و شغل و سرگرمی های این چنین رو برای ما خلق کردند که من از همش محرومم. سالهاست قریب به همه عمر هست که روی شغلی که حس کنم ارزش داره و حس خوشی بهش داشته باشم فکر میکردم. برام مهم بچده آینده دار باشه، الان که شروعش کنم بعدا تازه دنیا بهش نیاز داشته باشه. وسیع باشه. و جواب نیازهای وسیع و متنوع من رو بده. در مورد خوده هوش مصنوعی تحقیق کردم، اینکه شما میتوانی هوش مصنوعی های حاضر را متناسب با اهدافت شخصیت بهش بدی. مثل این که بستری هست تا به هر جهت که لازم بدونی پرورشش بدی و این ممکنه. این جدای از استفاده از هوش مصنوعی هاست این در واقع ساختن و هدف دهی است. و خب چنین کاری برای منی که نتوانستم کندی و مدرسه و سرسختیش رو تحمل کنم مثل اینه که هزار متخصص در اختیار اهداف من قرار بگیرند و جهت دهیشون کنم. و سالها زمان میبره اما امکان خاص کردنش برای فردی به متمایزی بنده بسیار مفید هست. در دوره شما کتاب نوشتن کاری بود که هدف دهی میکرد، بعد از شما شرکت های بزرگ که مستقیما روی سبک زندگی موثر بودند و اکنون برای بنده هوش مصنوعی چنین قابلیتی رو فراهم میکنه و آینده داره. نه آنقدر من رو جذب میکنه که از اصل راهم خارج بشم چون خودش کار میکنه من فقط هدفش میدم و اصلاحش میکنم و نه آنقدر که این کار سطحی باشه مثل شاگرد مغازه ای بودن. البته به همان مقدار از من کار میکشه نه بیشتر. و گزینه خوبیه. اما چنین خواسته ای بحث استفاده از هوش های مصنوعی شرکت ها نیست و ساختنشه و سخت افزار لازم داره. با توجه به دلار و قیمت ها سیستم کامپیتری که مناسب باشه چ باید ضعیف نیاشه گران میشه. راستش پول خودم و خانواده ام نمیرسه. دوست و رفیقی هم ندارم. کارمم ارزش منده در آینده به درد مردم و کشور میخوره چون رشد زیادی داره. و هرگز لازم نیست بعنوان یک چهره وارد دنیای معروف ها بشوم بلکه ممکنه اصلا کسی نشناستم و ساخته ام همراه کشور بشه و اینها همه مسائلی هستند که برای بنده مهمند. حقیقتا دوستی بغیر از اهل بیت و راهی بغیر از آنها ندارم و نمیشناسم و اگر هم باشه به غیر از اینها تن نمیدم چون غیر اهل بیت یا دنیا دارند یا زندان دنیا و شیطان و از من تا ارزشی را نگیرند چیزی نمیدهند و من تن به آنها نخواهم داد. اصل شرایطم من رو همیشه بفکر میبره که آخه دلیلش چیه که این وضعم؟ هزار جواب میدم اما هرگز قانع نمیشم. به خودم میگم حتی اگر وضع موجودم خواست خداست که هست، تعادلم را بر هم زده و من یک راه بیشتر ندارم اینکه به همین اهل بیت رجوع کنم. با توجه به این شغل که درآمد زا هم خواهد شد و اتفاقا از نظر ظاهر زندگی شاید در یک اتاق تنها کار کنم مثل همان شاگردی است اما در باطن کار علمی و شغل مخفی است. یعنی جلوه نداره اما مهمه. شلوغ نیست اما وسیعه. کسی نیست اما ده ها کارمند هوش مصنوعی متخصص بکار گرفته میشن و ایده های ذهنی من را به زمین و واقعیت نزدیک میکنند. که آن ایده ها جرمشان این است که محقق نمیشوند زیرا روح متخصصی ندارم. مثل همان بتن سازه ها که عرض کردم خدمتتان. اینها بخشی از هزاران کارکردند که محقق میسازد. تصور بفرمایید جهان خاصم که از هر مشکلی عبچر میکند اگر تبدیل به ایزار شود چقدر به جامعه و کشور و مردم کمک میکند. تصور کنید هوش مصنوعی که از امروزبدست دشمنانمان جهت دهی میشود فردا با آن مثل یک عقب افتاده از دشمنان نخواهم بود بل که حرف برای مقابله و گفتن متمایز دارم. واقعاً بلد هم نیستم اما حاضرم هزار بار در این شغل شکست بخورم و باز ادامه اش دهم. منی که هیچ شغل و چیزی در دنیا را نمیتوانم ادامه دهم زیرا آنرا کوچک و تمام شده میابم. با دلم همراه است با شرایطم همسو میشود و به درد خواهد خورد. تصوراتم را مثل سنگ نکردم اما قابلیت شکل پذیری و به واقعیت نشستن ذهنی پیچیده چون مرا دارد و این یعنی آنحایی که باید باشم تا از سردر گمی نسبی در دنیا درآیم. اینها را عرض میکنم چون میدانم دانستن شما در مسائل فعلی بنده موثر هست. از شما فهمیدنم را میخواهم. بهرحال اگر جواب این هم خیر است حقیقتا برای زیستن شرلیطم آنقدر بد است که بی آیندگی دنیایی دارم و راستش بسیار زیاد به مرگ از جهت فغدان زیستن میروم. حقیقتا مرگ بهتر است در این راستا. تربیت چ رشد همیشه هست و باید باشد من از این ناراحت و نگرانم که این خلل بزرگ به من چ دیگران آسیب میزند. چه فشار هایی که منشاء آن از همینجاست و چه مشکلاتی که از همیجا و با حل این مسئله مرتفع میشود. بیماری گوارشی ام کمی بهتر شد اما اولین بار که آمد سراغم از خدا خواسته بودم عمرم را تمام کند. شما به مرگ خواهی من فکر نکنید به این فکر کنید ریشه و دلیل چنین خواسته ای از کجاست. و من آنرا در مشغولیتی یافتم که دلم با آن همراه باشد و باور بفرمایید پس از سالها این را یافتم. منی که هیچچیز دلم را جذب خود نمیکند با این کار میتوانم ادامه دهم. ۱۹ ساله بودم رفتم اربعین بین الحرمین نشستم گفتم امام حسین راستش تا اکنون اگر خود کشی نکردم به خاطر بود نزد شما آیم و مودبانه اتمام حجت کنم تا بعدا از من گله ای نکنید و عرض کردم تا ۲۴ سالگی نیز با شما قرار میگذارم اگر زندگی کردم البته در همه ابعاد، که زندگی میکنم وگرنه به خدا قسم زیستن تلخ تر از هر گونه مرگ است. و امدم و وفا کردند و خب از ابتدایش به دیدار شما آمدمو خودتان مابقی را مستحضرید. اینها را عرض کردم تا از دید من هم مسائل بنده را ببینید که دید شما حقیقتا تا به امروز کافی نبوده و عزیز دلم من با همان دید یکجانبه شما راه آمدم و حسرت به دل ماندم که آیا روزی شما قادر خواهید شد پا روی خود گذارید و از دید من هم بنگرید که موفق نبودم. حد اقل اگر مقدور نیست بدانید از صدق سخن گفتم و اعتماد کنید. وقتی بیکار و تنهایی کوچکترین چیز تورا بسمت خودش میکشد و فرقی نمیکند آن چیست، حتی شیطان هم برای زیبا میشود چون بعد غز سالها تداوم تنهایی به تشنه ترین و ضعیف ترین شکل غز پا درآمده ای. هر روز خودم را نقاشی میکنم و هر بار پاره اش میکنم زیرا میدانم دروغی موقتی است. این تکرار مرا نابود کرده. همانگونه که من خوبیهایم مرا تعریف نمیکنند از اینکه مردم خوبی هایشان را اصل تعریف خود میدانند منزجرم. همه ما معمولی و همواره در تلاشیم تا خوب بشویم و هرگز نخواهیم شد؛ اصل بر تداوم است. از همین رو سخن مرا بشنو و بر من نتاز. انشاالله که خوش دل باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. همانطور که عرض شد «آنقدر ای دل که توانی بکوش» امید است که در این راهی که پیدا کردهاید جلو و جلوتر بروید. البته حتماً عنایت دارید که امثال بنده دیگر نمیتواند وارد چنین میادینی بشود و لذا تنها کلیّات معرفتی که در کتابهای بنده هست، شاید بتواند افقگشایی کند. ولی حالت کاربردی در نسبت به هوش مصنوعی این دیگر کار شما جوانان میباشد که البته باید با همّت خوب خود از بیماریها و ناتوانیهای بدن خود با ورزش و غذاهای مشخص عبور کنید تا همّتتان صدچندان شود و بنده برای موفقیت جنابعالی دعا میکنم. موفق باشید
سلام و درود و نور الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد بزرگوار: استاد طاهرزاده عزیز من بعنوان یک انسان نگرانم که نکنه قبل از اینکه برای انتقام و قصاص خون پاک امام سید علی خامنه ای وظیفه ام رو انجام داده باشم، از دنیا برم. برای همین واقعا میخوام که شما راهنماییم بفرمایید. این دغدغه قلبمه، شب و روزم رو به این فکرم و خودمو مدیون رهبرم میدونم. من برای انتقام خون امام شهیدم از قاتلینش چه کار باید بکنم؟ التماس دعا در نماز شبهای تان
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم این ارادۀ اصیل است که به لطف الهی در مردم ما پیش آمده است و حکایت نابودی ترامپ، حکایت یک قصاصِ عادی نیست، حکایتِ نابودی نماد استکبار است و همین ارادۀ بزرگ مردم ما اولین قدم انتقام خواهد بود و انشاءالله خداوند قهّار هرچه زودتر به دست مردم ما این ارادۀ بزرگ را محقق کند تا معنای حضور تاریخیِ ما از این طریق به ظهور آید از آن جهت که با یک شخص روبهرو نشدهایم بلکه با فرهنگ استکبار روبهرو شدهایم و این زمینه و بستر ظهور انسان کامل را در بر دارد، انشاءالله.
همانطور که از جوانب مختلف عرض شده جنگ ما با آمریکا از یک جهت غیر از جنگ ما با عراق است زیرا ما به لطف الهی با استکباری در حال جنگ هستیم که جایگاهی برای انسانیتِ انسانها قائل نیست و با تحقیر همه انسانها آن استکبار خود را دامه میدهد و در این راستا انتقام ما از ترامپ انتقامی است که موجودیت استکبار را به حاشیه میبرد و این لطف بزرگی میباشد که برای ما و برای جهان پیش آمده.
جنگی است که منجر به معنابخشی ما به عنوان ایران بزرگ شده است و جمهوری اسلامی یعنی تغییر در جهان و خداوند زمینه این حضور را برای ایران فراهم کرده و ما نباید به کمتر از این حضور در مقابل آمریکا راضی باشیم زیر به هر حال ایران برای مردم جهان دیگر تنها یک کشور نیست بلکه یک ایده است در مقابل آمریکایی که به دروغ میخواست خود را به عنوان یک ایده مطرح کند.
انتقام از ترامپ انتقام از یک شخص نیست بلکه یک فرصت است برای نشان دادن عظمت ایران و به حاشیه رفتن آمریکای جنایتکار که چهره خود را با ترامپ بهتر نشان داده و مقاومت به معنای واقعی در چنین میدانی ظهور میکند و از این جهت برای ایران این انتقام که امری فوق یک قصاص عادی میباشد، یک فرصت است تا روح ایران به عنوان فرهنگ مقاومت در جهانِ همه مردم نهادینه شود و ترامپ عملاً گمان کرد با شهادت جان مردم یعنی آقای شهید ایران، ایران روح مقاومت را فرو مینشاند، غافل از آن که همه آزادیخواهان جهان را در مقابل خود قرار داد آزادیخواهانی که بنا دارند با ایرانِ آینده زندگی کنند، همه آنها همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اولیا دم آقای شهیده ما خواهند بود. جا دارد در این رابطه مصاحبه استادمحمد هادی محمودی، مدیر اندیشکده علم و سیاست فارسی را با جناب آقای دکتر زادور دنبال فرمایید. https://eitaa.com/tabien_voice/8255 موفق باشید
سلام و عرض ارادت چرا در کانال از محمدی صوت میگزارید کارشناسی که صحبتهای ظریف رو عینا تکرار میکنه از شما خیلی تعجب میکنم حاصل اعمال چهل ساله کجاست ؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تخصص و سوابق آقای دکتر مهدی محمدی است که جناب سردار قالیباف به خوبی تشخیص دادند ایشان را به عنوان مشاور انتخاب کنند. پیشنهاد بنده آن است که آزاد از این قضاوتها و با نظر به پیام رهبر معظم انقلاب که به ما توصیه میکنند تا آنجا که ممکن است از اختلاف پرهیز کنیم؛ با دقت به نکاتی که آقای محمدی میفرمایند فکر کنید بدون آنکه بخواهیم مرید کسی باشیم. عنایت داشتید که حتی برنامۀ «به وقت ایران» که بحمدالله عزیزان اهل نظر و اندیشمند آن را اداره میکنند، اخیراً آقای محمدی را در رابطه با نکات مهمی که عموماً ایشان در آن صاحبنظر هستند دعوت نمودند و البته این بدان معنا نیست که از دیگر صاحبنظران در این مورد مانند آقای دکتر سعدالله زارعی و یا آقای دکتر خوشچشم غفلت شود. ولی در هر حال با نظر به جایگاه و تخصص ایشان اگر به دنبال نکات استراتژیک در مورد جنگ اخیر هستید، حتماً نمیتوانید از امثال آقای محمدی منصرف شوید. آیا این حاصل اعمال 40 ساله نیست که گرفتار جوّ انکارِ دیگران نمیشویم؟!!! عرایضی در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شماره -106 تحت عنوان«ما و جهانی که همه در آن جهان هستیم» شده است خوب است نظری به آن بیاندازید.https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على سيدنا محمد، خاتم الأنبياء والمرسلين، وعلى آله وصحبه أجمعين. سلام خدمت شیخ اصغر طاهرزاده. حوادث طوفان الاقصی، اسباب ضیق صدر من شد و مسیر من را در رشتهی جامعهشناسی به مطالعهی علوم شرعی تغییر داد. در این مدت خداوند توفیق و فراغت عنایت فرمود تا مطالعهی کتاب خار و میخک شهید یحیی سنوار رحمت الله میسر شود. در بررسی عمیق دربارهی یحیی سنوار با متنی از شما مواجه شدم که بدون اشاره به اختلاف مذهبی شهید سنوار را در کنار شهید نصرالله قرار داده بودید. خداوند مرا به این نظر هدایت کرد که آیا میتوان بسیط تر به سیاست شرعی اندیشید. به خصوص که امروز نشانههای غلبهی جمهوری اسلامی بر کفار حاضر در منطقه و صهیونیست آشکار شده است و دور نیست که با قضا و قدرالهی، ظهور اسلام واقع شود. تردیدی نیست که مسئله امامت عظمی، از بنیادیترین مباحث فقهی است. هیچیک از ائمه جماعت، حکومت را نهادی صرفاً عرفی یا قراردادی ندانستهاند، بلکه همگی بر این باور بودهاند که بقای دین، اجرای احکام الهی، حفظ جماعت مسلمانان و صیانت از امنیت امت، بدون وجود امامی که زمام امور مسلمانان را در دست گیرد، با مخاطره جدی روبهرو خواهد شد. از همین رو، جمهور علما، نصب امام را از واجبات کفایی امت دانستهاند؛ واجبی که ترک آن، امت اسلامی را در معرض اختلاف، فتنه و از هم گسیختگی قرار میدهد. امام ابوالحسن ماوردی در اثر ماندگار خود، الأحكام السلطانية، تعریفی ارائه کرده است که میتوان آن را جامعترین تعریف خلافت در فقه دانست: «الإمامة موضوعة لخلافة النبوة في حراسة الدين وسياسة الدنيا.» این عبارت کوتاه، حقیقت امامت را به روشنی آشکار میسازد. از نگاه امام ماوردی، خلافت نه صرفاً جانشینی سیاسی پیامبر اکرم ﷺ، بلکه استمرار مسئولیتی است که پیامبر در اداره جامعه اسلامی بر عهده داشت؛ با این تفاوت که پس از ختم نبوت، امام وظیفه دریافت وحی ندارد، بلکه مکلف است شریعت نازلشده را حفظ کرده و جامعه را بر اساس آن اداره کند. بنابراین، دو رکن اساسی خلافت، «حراست از دین» و «سیاست دنیا بر پایه دین» است و هر حکومتی که از این دو هدف فاصله بگیرد، از فلسفه وجودی امامت نیز فاصله گرفته است. همین معنا را امام الحرمین جوینی در غياث الأمم با بیانی دیگر مطرح میکند و تشکیل حکومت را لازمه حفظ نظام امت میداند. همچنین علامه ابنخلدون در المقدمة، خلافت را «نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و تدبیر امور دنیا» معرفی میکند. این همسویی در آثار متقدمان نشان میدهد که اگرچه درباره برخی شرایط امام اختلافهایی وجود داشته، اما در اصل ضرورت حکومت اسلامی و نقش آن در پاسداری از دین، میان جمهور علما اختلاف قابل توجهی دیده نمیشود. اساس این نگرش، پیش از هر چیز، بر نصوص صحیح نبوی استوار است. در صحیح مسلم، از حضرت حذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت شده است که رسول خدا ﷺ فرمود:«تلزم جماعة المسلمين وإمامهم.» یعنی مسلمان موظف است همراه جماعت مسلمانان و امام آنان باشد. امام نووی در شرح این حدیث مینویسد که مقصود، حفظ وحدت امت و جلوگیری از پراکندگی مسلمانان است؛ زیرا تفرقه، راه نفوذ فتنه را میگشاید و امنیت جامعه اسلامی را از میان میبرد. همچنین در صحیح بخاری و صحیح مسلم، حضرت عبادة بن صامت رضی الله عنه نقل میکند که صحابه با رسول خدا ﷺ بر شنیدن و اطاعت کردن در سختی و آسانی بیعت کردند و آن حضرت فرمود:«إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان.» فقهای بزرگ از جمله امام نووی، حافظ ابن حجر عسقلانی و قاضی عیاض، این حدیث را از مهمترین ادله لزوم حفظ نظم عمومی دانستهاند. آنان تصریح میکنند که شارع مقدس، هرگونه اختلاف یا نارضایتی را مجوز برهم زدن وحدت امت قرار نداده است؛ زیرا فساد ناشی از جنگ داخلی و فروپاشی نظم عمومی، غالباً از فساد ناشی از خطاهای فردی حاکمان بزرگتر خواهد بود. بر همین اساس، حفظ جماعت مسلمانان، یکی از مقاصد قطعی شریعت در باب سیاست شرعی به شمار میآید. این اصل، نه تنها در احادیث نبوی، بلکه در سیره خلفای راشدین نیز به خوبی آشکار است و از همین رو، ائمه اهل سنت همواره میان «اصلاح حکومت» و «فروپاشی حکومت» تفاوت قائل شدهاند. در کنار این مبانی، جمهور فقها شرایطی را برای امام برشمردهاند که مهمترین آنها عبارت است از اسلام، عدالت، کفایت، قدرت بر اداره امور، سلامت عقل و توانایی اجرای احکام شریعت. همچنین بر پایه حدیث مشهور «الأئمة من قريش» که در صحیح بخاری و صحیح مسلم روایت شده است، بیشتر فقهای متقدم قریشی بودن را نیز از شرایط خلافت دانستهاند. با این حال، آنان این شرط را در منظومهای از شرایط بررسی کردهاند و آن را جدا از مسئولیتهای سنگین امام در حفظ دین، اقامه عدل و پاسداری از مصالح امت ندانستهاند. از این رو، به نظر میرسد اگر بخواهیم اندیشه سیاسی اسلام را به درستی فهم کنیم، نباید تنها به فهرست شرایط امام بسنده کنیم، بلکه باید به حقیقتی توجه نماییم که همه ائمه جماعت بر آن اتفاق دارند و آن اینکه امامت، پیش از آنکه عنوانی تشریفاتی یا صرفاً تاریخی باشد، نهادی شرعی برای تحقق مقاصد بزرگ شریعت است. از همین نقطه، میتوان پرسشهای نوینی را درباره نسبت میان مقاصد ثابت شریعت و تحولات متغیر تاریخ مطرح کرد؛ پرسشهایی که در قرون اخیر، به دلیل دگرگونی ساختارهای سیاسی جهان اسلام، اهمیت بیشتری یافته است و زمینه گفتوگوهای جدید در اسلام را فراهم ساخته است. برای فهم صحیح امامت، نمیتوان از بستر تاریخی شکلگیری آن چشم پوشید. فقه، هرچند بر نصوص شرعی استوار است، اما همواره در مواجهه با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی رشد کرده و بسیاری از مباحث آن در پاسخ به مسائل عینی زمانه شکل گرفته است. از همین رو، فهم قول جمهور درباره امامت، بدون شناخت شرایط تاریخی سدههای نخست، فهمی ناقص خواهد بود. پس از رحلت رسول خدا ﷺ، مسئله جانشینی آن حضرت، نخستین مسئله بزرگ سیاسی جهان اسلام شد. خلافت ابوبکر صدیق رضیاللهعنه با بیعت اهل حل و عقد آغاز گردید و پس از آن، خلافت عمر، عثمان و علی رضیاللهعنهم استمرار یافت که نزدیکترین الگو به سیره نبوی بود؛ زیرا در این دوره، مشروعیت حکومت با بیعت، شورا و پذیرش عمومی مسلمانان پیوندی نزدیک داشت. اما از نیمه دوم خلافت حضرت عثمان و سپس در دوران خلافت حضرت علی رضیاللهعنه، جامعه اسلامی وارد مرحلهای شد که بعدها از آن با عنوان «فتنه کبری» یاد شد. جنگ جمل، صفین و نهروان، تنها منازعات نظامی نبودند، بلکه سرآغاز شکلگیری اختلافات سیاسی و کلامی عمیقی شدند که آثار آن تا قرنها در اندیشه اسلامی باقی ماند. در چنین فضایی، حفظ وحدت امت به یکی از بزرگترین دغدغههای جمهور علما تبدیل شد. آنان تجربه کرده بودند که نزاع بر سر حکومت، چگونه میتواند به خونریزی گسترده، تضعیف اقتدار مسلمانان و گسترش شکافهای اجتماعی بینجامد. از همین رو، در بسیاری از متون فقهی، اصل «لزوم جماعت» و پرهیز از خروج بر امام، جایگاهی برجسته یافت. این موضع را باید در پرتو تجربه تاریخی آن عصر فهمید، نه صرفاً بهعنوان یک گزاره انتزاعی. همزمان، با تثبیت حکومت اموی و سپس عباسی، نهاد امامت نیز صورتی متفاوت از دوره خلفای راشدین پیدا کرد. بسیاری از فقها، ضمن آگاهی از تفاوت میان وضع موجود و الگوی آرمانی، کوشیدند قواعدی فقهی تدوین کنند که از یک سو با نصوص شرعی سازگار باشد و از سوی دیگر، از فروپاشی نظم عمومی جلوگیری کند. به همین دلیل، مباحثی مانند شرایط امام، بیعت، اطاعت، اهل حل و عقد و احکام بغی، در آثار فقهی گسترش یافت. در همین دوران، دولتهای شیعی مانند آلبویه و سپس فاطمیان نیز در بخشهایی از جهان اسلام قدرت سیاسی یافتند. این واقعیت تاریخی سبب شد که مسئله مشروعیت حکومت، بیش از پیش با اختلافات کلامی درهمآمیزد. از این رو، بسیاری از فقها هنگام بحث از امامت، افزون بر مباحث فقهی، به دغدغههای اعتقادی و حفظ هویت مذهبی نیز توجه داشتند به طوری که باعث عدم مشروعیت خلافت فاطمی شد. از منظر تاریخ اندیشه، این امر نشان میدهد که صورتبندی امامت تنها محصول استنباط از نصوص نبود، بلکه تجربههای سیاسی عصر نیز در نحوه طرح مسائل و اولویتبندی آنها نقش داشت. با گذر زمان و ورود جهان اسلام به دوران جدید، شرایط سیاسی دگرگون شد. پایان خلافت عثمانی، پیدایش دولتهای مستقل، تدوین قانونهای اساسی و شکلگیری نهادهای حکومتی مدرن، موضوع بسیاری از مباحث را تغییر داد. ازاینرو، شماری از پژوهشگران معاصر این پرسش را مطرح کردند که آیا همه مباحثی که فقهای متقدم در چارچوب نظام خلافت مطرح کردهاند، بدون تغییر موضوع، بر ساختارهای سیاسی جدید نیز قابل تطبیق است، یا آنکه برخی از آنها نیازمند بازخوانی اجتهادی در پرتو اصول ثابت شریعت هستند. آنچه در این میان اهمیت دارد، وفاداری به اجتهاد است. این روش، هم به نصوص شرعی پایبند است و هم در تطبیق آنها بر واقعیتهای نوپدید، از ابزارهایی چون تحقیق مناط، اعتبار مصالح و توجه به مقاصد شریعت بهره میگیرد. از همین رو، بررسی نسبت میان میراث امامت و تحولات سیاسی معاصر، تنها زمانی ارزش خواهد داشت که با همین روش و بدون نسبت دادن آرای اثباتنشده به فقهای گذشته انجام شود. فقه سیاسی همچون دیگر ابواب فقه، در طول تاریخ همواره در تعامل با تحولات اجتماعی و سیاسی بوده است. اگرچه اصول کلی شریعت ثابت است اما موضوعاتی که فقیه با آنها مواجه میشود، در هر عصر دگرگون میگردد و همین امر، ضرورت اجتهاد را پدید میآورد. این حقیقت را بسیاری از ائمه جماعت پذیرفتهاند و بر آن تأکید کردهاند که فهم صحیح نصوص، بدون شناخت واقعیتهای زمانه، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در سده اخیر، با پایان خلافت عثمانی و پیدایش نظام جدید جهانی، پرسش از «امامت» بار دیگر در محافل علمی مطرح شد. برخلاف تصور برخی، اندیشمندان معاصر پاسخ واحدی به این مسئله ندادهاند. گروهی بر احیای نهاد خلافت تأکید کردهاند، گروهی دیگر بر همکاری و همگرایی دولتهای اسلامی، و گروهی نیز کوشیدهاند با تکیه بر مقاصد شریعت، الگوهای جدید حکومت را ارزیابی کنند. در میان این اندیشمندان، علامه شیخ یوسف قرضاوی جایگاه ویژهای دارد. وی، ضمن تأکید بر ضرورت وحدت امت اسلامی، بارها تصریح میکند که مقصود شریعت، تحقق عدالت، شورا، حفظ کرامت انسان و اجرای احکام الهی است. از نگاه او، نباید میان اهداف ثابت شریعت و قالبهای تاریخی حکومت خلط کرد. به همین دلیل، وی بر این باور است که فقه سیاسی نیازمند اجتهادی مستمر است تا بتواند پاسخگوی مسائل جهان معاصر باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، مقاصد شریعت، بر این نکته تأکید میکند که فقیه باید میان «ثابت» و «متغیر» تمایز قائل شود. از دیدگاه او، اصولی همچون عدالت، حفظ دین، حفظ جان، شورا و مصالح امت، از مقاصد ثابت شریعتاند؛ اما شیوه تحقق این مقاصد، ممکن است با تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، صورتهای متفاوتی پیدا کند. در همین راستا، علامه وهبه زحیلی نیز در آثار فقهی خود، ضمن پایبندی به مبانی، بر نقش شورا، قانون، مسئولیت حاکمان و رعایت مصالح عمومی تأکید میکند. او نشان میدهد که فقه اسلامی، ظرفیت پاسخگویی به مسائل نوپدید را دارد، مشروط بر آنکه اجتهاد بر پایه نصوص، قواعد اصولی و مقاصد شریعت صورت گیرد. این رویکردها، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، مقاصد شریعت را معیار فهم بسیاری از احکام معرفی میکند و معتقد است که شارع، در همه احکام، مصالح بندگان را در نظر داشته است. همچنین امام ابنقیم جوزیه در إعلام الموقعين یادآور میشود که مقصود شریعت، تحقق عدالت، رحمت و مصلحت است و فقیه باید در تطبیق احکام، واقعیتهای زمان و مکان را نیز بشناسد. البته این بدان معنا نیست که اندیشمندان معاصر، شرایط امامت را کنار گذاشتهاند. بلکه پرسش اصلی آنان این است که آیا همه آن شرایط، به یک میزان، جنبه تعبدی دارند یا برخی از آنها در پیوند با شرایط تاریخی عصر نخست اسلام قابل فهماند. این پرسش، همچنان محل گفتوگو است و پاسخهای گوناگونی درباره آن ارائه شده است. از منظر نگارنده، اهمیت این مباحث در آن است که نشان میدهد سنت فقهی، سنتی ایستا نیست، بلکه ظرفیت بازخوانی در چارچوب اصول خود را دارد. اگر مقاصد شریعت، حفظ دین، عدالت، امنیت، وحدت امت و اجرای احکام الهی باشد، طبیعی است که هر پژوهشگری بتواند درباره نسبت این مقاصد با ساختارهای سیاسی معاصر پرسش کند. چنین پرسشی، مادامی که بر پایه منابع معتبر و قواعد اصول فقه طرح شود، نه خروج از سنت، بلکه ادامه سنت اجتهادی خواهد بود. از همین نقطه، زمینهای فراهم میشود؛ تا بدون نادیده گرفتن تفاوتهای اعتقادی و تاریخی، میکوشد نسبت میان نهاد امامت و برخی دیدگاههای معاصر حکومت اسلامی را از منظر اهداف و کارکردها بررسی کند. از مباحثی که در دهههای اخیر بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته، نسبت میان «امامت عظمی» و «وحدت امت اسلامی» است. هرچند فقهای متقدم غالباً مباحث امامت را در چارچوب خلافت تاریخی اسلام بررسی کردهاند، اما بسیاری از پژوهشگران معاصر بر این باورند که نباید میان حقیقت امامت و صورت تاریخی آن خلط نمود. به تعبیر دیگر، آنچه در نصوص شرعی و آثار ائمه جماعت اصالت دارد، تحقق مقاصد امامت است و قالبهای سیاسی، همواره در بستر شرایط تاریخی شکل گرفتهاند. در قرآن کریم، امت اسلامی با عنوان «امت واحده» معرفی شده است: ﴿إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ﴾ (انبیاء: ۹۲). همچنین خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ (حجرات: ۱۰). جمهور فقها این آیات را دال بر پیوند ایمانی مسلمانان دانستهاند؛ پیوندی که فراتر از قومیت، زبان و جغرافیا است و یکی از مهمترین مقاصد شریعت در عرصه اجتماع، حفظ همین اخوت و وحدت به شمار میرود. علامه شیخ یوسف قرضاوی، در آثار خود درباره فقه دولت و امت، بارها بر این نکته تأکید میکند که امت اسلامی، حقیقتی فراتر از تقسیمات سیاسی معاصر است و همبستگی دینی مسلمانان، نباید در مرزهای جغرافیایی محدود گردد. او در عین پذیرش واقعیتهای موجود، بر این باور است که آرمان وحدت امت همچنان از مقاصد اساسی شریعت است و هرگونه اجتهاد در فقه سیاسی باید این مقصد را در نظر داشته باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، با تکیه بر نظریه مقاصد شریعت، یادآور میشود که مقصود شارع از تشریع امامت، تحقق مصالح امت است؛ از جمله حفظ دین، اقامه عدالت، جلوگیری از تفرقه و صیانت از کیان مسلمانان. از نگاه او، فقیه باید همواره میان نصوص ثابت و موضوعات متغیر تفکیک کند و در تحلیل مسائل سیاسی، به مقاصد کلی شریعت نیز توجه داشته باشد. این رویکرد، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، حفظ دین و حفظ جماعت را از مهمترین مصالح شریعت میشمارد و تصریح میکند که فهم احکام بدون توجه به مقاصد، فهمی ناقص خواهد بود. امام ابنقیم جوزیه نیز در إعلام الموقعين بر این نکته تأکید میکند که شریعت در همه احکام خود، عدالت، رحمت و مصلحت بندگان را دنبال میکند. بر همین اساس با توجه به دیدگاه برخی از پژوهشگران معاصر میان «صورت تاریخی خلافت» و «حقیقت امامت» تفکیک کردهاند. به اعتقاد آنان، اگرچه شکل حکومتها در طول تاریخ دگرگون شده است، اما وظایف اساسی امام همچنان ثابت باقی مانده است؛ وظایفی مانند پاسداری از دین، حفظ امنیت مسلمانان، اقامه عدالت، دفاع از امت و جلوگیری از تفرقه. از این منظر، ارزیابی هر تجربه سیاسی، پیش از آنکه بر اساس نام یا ساختار آن باشد، باید با توجه به میزان تحقق این مقاصد صورت گیرد. با توجه به اینکه جمهور فقها ، امامت عظمی را صرفاً نهادی برای اداره یک سرزمین معین ندانستهاند، بلکه آن را نهادی برای حفظ شوکت مسلمین ، صیانت از امت و دفاع از دارالاسلام تلقی کردهاند. از همین رو، در بسیاری از متون ، مباحث امامت در کنار مباحث جهاد، دارالاسلام و روابط مسلمانان با سرزمینهای غیرمسلمان بررسی شده است. این همجواری نشان میدهد که فقهای متقدم، امامت را در پیوندی وثیق با حفظ موجودیت امت اسلامی میفهمیدند. امام ابوالحسن ماوردی، هنگامی که وظایف امام را برمیشمارد، تنها به اقامه حدود و اجرای احکام بسنده نمیکند، بلکه از حفظ شوکت اسلام، دفاع از مرزهای مسلمانان، تجهیز سپاه و حمایت از مسلمانان نیز سخن میگوید. همین معنا در آثار قاضی ابویعلی، امام الحرمین جوینی و دیگر فقها نیز دیده میشود. تقسیم سرزمینها به دارالاسلام و دارالکفر، بیش از آنکه یک بحث جغرافیایی باشد، ناظر به قلمرو نفوذ احکام و امنیت مسلمانان بود. ازاینرو، فقهای مذاهب مختلف درباره معیارهای این تقسیم اختلاف داشتند. فقهای حنفی، مانند امام سرخسی و امام کاسانی، امنیت مسلمانان و غلبه احکام را از مهمترین معیارها دانستهاند، در حالی که برخی فقهای شافعی و حنبلی بر جنبههای دیگری نیز تأکید کردهاند. همین اختلاف نشان میدهد که موضوع، از آغاز نیز محل اجتهاد بوده است. با این حال، آنچه در میان جمهور فقها کمتر مورد اختلاف است، این است که فلسفه وجودی امامت عظمی، حفظ دین، صیانت از جماعت مسلمانان و دفاع از مصالح عمومی امت است. به همین دلیل، فقها در شمار وظایف امام، همواره از دفاع در برابر تجاوز، حمایت از مسلمانان و حفظ امنیت سرزمینهای اسلامی یاد کردهاند. علامه ابنخلدون نیز در المقدمة، امامت را نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا معرفی میکند و بدین وسیله، پیوند میان رهبری سیاسی و صیانت از امت را تبیین مینماید. از همین رو به نظر میرسد، اهل علم باید از منظری تازه به نظم جدیدی که در جهان در حال شکلگیری است نگاه کنند و براساس این نظم جدید که به نظر میرسد، تقدیرالهی غلبهی مسلمین بر کفار به دست جمهوری اسلامی ایران است، در چارچوب این وضعیت جدید به فقه و مباحث امت اسلامی نگاه کنند و از نگاههای فرقهای و اختلافات مذهبی عبور کرد. به نظر من تاکید زعیم جمهوری اسلامی سید مجتبی خامنهای، بر حفظ شوکت و عزت مسلمین در برابر کفار و با توجه به نسب قریشی محکم و مسلمی که دارد؛ امروزه میتوان به احیای خلافت اسلامی درعالم کنونی در گسترهی امت اسلامی اندیشید تا به خواست خداوند موجب تجدید حیات مذاهب مختلف اسلامی و احیای نقش تمدنی مسلمین در آینده نه چندان دور گردد. وصلى الله على نبينا محمد
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. نکات بسیار حکیمانه و محقّقانهای را در راستای تأکید بر امّت اسلامی مطرح فرمودهاید تا آنجایی که عنایت دارید آقای شهیدمان فتوایشان را که در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» بود دستور دادند روی کفنشان بنویسند تا متذکر آن «یگانگی» باشند که باید در میان آید. تا آنجایی که نهتنها تشیّع امری مقابل تسنن به حساب نیاید، بلکه تشیّع وسیلهای باشد برای عبور از دوگانگیهایی که عدهای بین اهل سنت و شیعیان دامن میزنند. پیشنهاد جدّی بنده آن است که بیانات رهبر شهید را در دیدار جمعی از علما و بزرگان اهل سنت کشور دنبال بفرماییدhttps://khl.ink/f/57542 که میفرمایند: «مسئلهی اساسی بنده، مسئلهی «امّت اسلامی» است. من سالها است که بر روی واژهی «امّت اسلامی»، بالخصوص متعمّداً تکیه میکنم تا ما فراموش نکنیم که یک امّتیم.» و این است معنای اسلام و مسلمانی که به انسانیت انسانها نظر دارد. موفق باشید
سلام استاد: ببخشید نظر شما راجع به موسسه مصاف و آقای رائفی پور چیه؟ با تمام تیم های تحقیقاتی هاشون و ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیزانی هستند که با تلاش زیاد سعی دارند در جبهۀ انقلاب اسلامی جلو و جلوتر روند. برای موفقیت هرچه بیشتر آنها از خداوند تقاضامندیم با حکمت خود عنایت خاصه به آن عزیزان داشته باشد . موفق باشید
سلام مجدد: در جواب سوال ۴۲۰۷۴ فرمودین: فکر نمیکنم جایگاهی برای تفاهم حتی تفاهمی که مفاد آن را ما تعیین کرده باشیم باقی مانده باشد. به هر حال این رهبر انقلاب هستند که با بصیرت تمام و درک شرایط تاریخی مان تصمیم میگیرند. استاد واقعا هنوز فکر میکنید موضع ما در مذاکرات از سر قدرت بوده و ما مفاد تفاهم رو تعیین کردیم؟؟؟ اگر قبلش به شما میگفتیم و شما ما را متهم به کج فهمی و تندروی میکردین الان که امثال ونس و ترامپ علنا گفتند که مذاکره برای خریدن وقت و ابزار فریب بوده هنوز شما سر حرفتون هستین؟؟؟ الان که حتی تو بیانیه سپاه هم اشاره شد که نتیجه این تفاهم و آتش بس جایگزینی ذخایر نفتی آمریکا شد شما نمیخواهین به موضع اشتباهتون اعتراف کنید؟؟؟ از همه اشتباه تر اینکه همه چیز را به تصمیم رهبر گره میزنید این حرف شما روی دیگه جمله همه چیز هماهنگه وفاقیون بیمار دل بوده است که رهبری با پیام علی الاصول باطن آنها را که از اول برای ما مشخص بود برای همگان آشکار کرد! محض اطلاع رهبر دیکتاتور نیست که همه چیز با تصمیم ایشان باشد - مسؤلین مصلحتاندیش هستند و ترسو و بعضا خائن - فضای جامعه و مردم دچار فتنه و فریب و لفاظی مسؤلین - امام شهید در کمتر از یک ماه قبل از شهادت دوبار به کودتا اشاره کرده اند و از زمانی که از مردم خواستند کمر کودتاگر را بشکنند آب از آب میان مسولین ما تکان نخورده است ولی متاسفانه شما و دیگران شبیه شما تنها به همان بخش از دلسوز بودن مسولین اشاره دارید در صورتیکه به تعبیر قرآن بیمار دلان دچار خطای محاسباتی هستند هر چند که دلسوز باشند به تعبیر من هم خاله خرسه هم دلسوز بود و هم حست نظر داشت اما خطای محاسباتی او باعث نابودی آن شخص شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این مورد جایگاه تأکیدات فوق العاده اساسی رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم سوء ظنّ به مسئولان مربوطه را مورد توجه قرار داد و نسبت به جایگاه تاریخیِ آخرین پیام ایشان فکر کرد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ» https://eitaa.com/matalebevijeh/23331 شده است. با توجه به این امر اگر سعی کنیم نگاههای متفاوت جاری در امور کشور را که دلسوزانه کارها را جلو میبرند؛ مدّ نظر قرار دهیم، جایگاه حضور تاریخی و تمدنی خود را بهتر درک میکنیم و اینجا است که اگر به مصاحبۀ آقای عراقچی فکر کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/330 و یا به سخنان اخیر آقای مهدی محمدی که شب گذشته در برنامۀ «به وقت ایران» نیز متذکر فرصت ما با پذیرفتن آتش بس برای آمادهشدن در مقابله با آمریکا شدند، بیندیشید https://eitaa.com/barzegar1359/4384 جریان را طور دیگر خواهید دید و از خطری که در بحث ««ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ» بدان گوشزد شد، رهایی مییابیم، از آن جهت که در کلمات شما نوعی نفی و نه نقد و نوعی تقابل با جریانی که مانند شما فکر نمیکنند؛ احساس میشود. به عنوان پیرمردی که در دل انقلاب اسلامی مسئولیتهایی داشتهام اجازه بدهید پدرانه عرض کنم: آیا خطر اینکه از افق گشودۀ حاضرشدن در نگاه رهبری فاصله بگیرید را در خود احساس نمیکنید؟! در حالیکه معلوم است نسبت به اهداف انقلاب اسلامی دغدغهمند هستید؟ موفق باشید
هر کس که حسینی است حقیرش مشمار/ در رتبه کبیر است صغیرش مشمار
عنوان گدائی درش آقائی است / آقاست گدای او فقیرش مشمار
سلام استاد گرامی .استاد امسال ما جامونده کربلا هستیم إن شاالله رفتنی شدید به سرزمین عشق و دلدادگی و معرفت از ما جامونده ها هم یاد کنید . ما امسال به خاطر دنیا ومراعات مالی برای خریدن وسیله نقلیه نرفتیم عقل بنده احساسی وعقل همسر محتاط که نمیخواد دستش جلو کسی دراز باشه .من درکشون میکنم ولی چه کنم که امسال انگار بیقرارتریم واشک امان مون نمیده هر چند میدونم اصل کاری نطلبید. فقط خواستم بگم التماس دعا .
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت دلهایی که دورا دور در آنجایی هستند که جسمها در آنجا حاضر نیست، در جای خود حکایت مهمی میباشد. آنجایی که آن شخص خدمت مولایمان رسید که برادرم دوست داشت در کنار شما با دشمنان اسلام جهاد کند ولی در یمن زندگی میکند. آنجا بود که حضرت فرمودند چه کسانی که در صُلب پدرانشان هستند ولی اکنون در کنار ما میباشند زیرا حکایت، حکایتِ حضور جانها است. و جناب خواجه ابوسعید ابوالخیر به زیبایی آن را بیان فرموده است:
گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی (آری! ما «او» هستیم و «او» ما، و این یعنی اتحاد روحانی روحها.
و این یعنی چه بسیار جاماندههایی که در واقع به جهت دلهای سوختهشان، جا نماندهاند. یا حکایت جناب اویس قرنی را دارید که آمد در مدینه تا پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله را ملاقات کند که به جهت قولی که به مادرش داده بود قبل از ملاقات پیامبر خدا به یمن برگشت و جالب است که همین که پیامبر وارد مدینه شدند فرمودند : بوی اُوَیس قَرَنی را از یمن استشمام میکنند و میفرمایند:اِنّی اَشَمُّ رائِحَةَ الرَّحْمَنِ مِنْ جانِبِ الْیَمَنِ. من بوی نسیم حضرت رحمان را از جانب یمن استشمام میکنم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده ۲۵ سال سن دارم. پنج سال بیشتر طلبه بودم. ولی دوران طلبگی من پر از فراز و نشیب های زیادی بود. در نوجوانی که غرق در شهوتهای نفسانی بودیم با عنایت امام زمان و توسل به اهل بیت (ع)، یک رفیق خوب سرراه ما گذاشتند و ما سربه راه شدیم. در ادامه کنجکاوی خود را دنبال کردیم تا جلسات مطالعاتی کتب شهید مطهری به توصیه یکی دیگر از دوستان پیوستیم و در حین آن بعضی از کتاب های شما رو میخواندیم و بعدها کتاب های استاد وکیلی از اساتید فلسفه مشهد را مورد مطالعه قرار دادیم ولی در کنار آن به جلسات تفسیر قرآن با همان دوستی که باعث سربه راهی ما شد میرفتیم، جلساته آقای معمار منتظرین در مسجد رضوی. در همین حین بود که آرام آرام رشد عرفانی برای ما صورت گرفت ولی نه به شکل درست با یک استاد و نه با یک استاد اخلاق و نه با.... با مبانی آقای معمار که جلو رفتیم در عرفان، ولی از نظری نمیتوانستیم بپذیریم چون استدلال ها و مطالبی که در کتب فلسفی مذکور خوانده بودیم با این عرفانی که ما دچارش شدیم جور در نمیآمد، هر روز که میگذشت ما شبهاتمان روزبه روز زیادتر میشد و دچار یک نوع شک گرایی شدیم. رفیق مان که خیلی جلو رفت و جلوتر بود به ظاهر تا جایی که بعد از مدتی اصول اولیه منطقی را کلا نقض کرد و دیگر پی حرف کسی نمیرفت. تا اینکه وارد حوزه شدیم و برخی از رشد معنوی غلط مان در حوزه بود که با یک استاد منطق و فلسفه دان که خصوصیتش زمان شناس بودن او بود آشنا شدیم و در درس های منطق ایشان بود که خط فکری مان را تونستیم اصلاح کنیم ولی افسوس که ایشان بدلیل اختلاف های که با حوزه داشتند با چند استاد دیگر از حوزه رفتند به حوزه دیگر. وما دوباره انگار خودمون شدیم و خودمون... در این مدت طلبگی پنج سال در شهوت و عقلانیت و شبهات خودمون رفتیم و آمدیم و دوباره رفتیم و آمدیم... آنقدر که بیشتر از پنجبار از معنویت افتادیم به شهوت مان و دوباره رفتیم سمت معنویت و بعدش عقلانیت و دوباره دچار شبهات فلسفی و عرفانی شدیم و..... نمی دانم بعضی موقع ها فکر میکنم دیگر نمی شود، به کل ناامید میشوم و تنها چیزی که تسلای دلم میشود فکر کردن به امام زمان (عج) و هدفی که انگار برای آن ما اصلا به این دنیا آمدیم. لطفا به بنده حقیر توصیه ای فرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا با قرآن که از طریق تفسیر قیّم «المیزان» مطرح شده است، مأنوس نباشید؟ پیشنهاد بنده آن است که در این رابطه سری به جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 بزنید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: امکان دارد لطف کرده و منابعی معتبر در موضوع حکمت خسروانی معرفی نمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آسیا در برابر غرب» کتابی است به قلم «داریوش شایگان». در این مورد نکات خوبی را مطرح کردهاند. در پرسش و پاسخ شمارۀ ۳۱۶۸۸ نکاتی مطرح است که خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید
بسمه تعالی. استاد عزیز، با توجه به مبانیای که در آثار شما درباره انقلاب اسلامی، استقلال، مقاومت و شکلگیری تمدن نوین اسلامی مطرح شده است، برای من یک ابهام جدی وجود دارد. اگر هدف انقلاب اسلامی حفظ استقلال و عدمتسلیم در برابر نظام سلطه است، چرا جمهوری اسلامی در عمل به گونهای پیش رفته که بخش قابلتوجهی از روابطش با بسیاری از کشورهای دنیا پرتنش شده است؟ آیا نمیتوانست ضمن حفظ همان اصول و مرزبندیهای اعتقادی، با بهرهگیری از دیپلماسی فعال و تعامل هوشمند، مسیر توسعه اقتصادی، رفاه عمومی و پیشرفت کشور را نیز مانند کشورهایی نظیر چین، مالزی یا حتی ترکیه دنبال کند؟ امروز بسیاری از مردم احساس میکنند که نه در زندگی روزمره خود پیشرفت و رفاه ملموسی میبینند و نه کارآمدی لازم در اداره کشور را. در چنین شرایطی، چگونه باید نسبت میان «مقاومت و استقلال» با «توسعه، رفاه و کارآمدی» را فهمید؟ آیا از منظر اندیشه شما، وضعیت کنونی نتیجه اجتنابناپذیر این مسیر است، یا معتقدید میتوانستیم ضمن حفظ اصول انقلاب، با سیاست خارجی و مدیریت متفاوت، به توسعه و رفاه بیشتری نیز دست یابیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید مردم همان کشورهایی که نام بردید با تمام وجود به دنبال حضور دیگری هستند. زیرا آنچه بشر جدید را در زندگی به روش مدرن آزار میدهد، پوچی و نیهیلیسم است و رسالت ایرانِ اسلامی آن است که جهان دیگری را مقابل بشر قرار دهد که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» عرایض مفصلی در ۵ جلد تنظیم شده است که میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. بنگرید انسانهایی را که چگونه در اوج رفاه و با حضور در همان کشورهایی که به ظاهر، رفاه را به مردمشان دادهاند، چه اندازه خود را در ذیل آقای شهید ایران جستجو میکنند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat و https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/16 موفق باشید
سلام و عرض ادب سخن از دیگری است و درک دیگری... اما کدام دیگری و چه درکی؟ ما مبتلایان تاریخیام، ما پدری را از دست دادیم که از پس رنجها و ظلمات این تاریخ او را یافته بودیم، ما در ظلمتکدهی تحجر و تجدد غم میخوردیم و فراق میکشیدیم. ما از پس سالها درد مردی را یافته بودیم که در همهی ساحات انسانی بینظیر و بیبدیل بود، او که اولین قدم شناختش برای من ساحت علمیاش بود، کم کم چنان رخ نمود که دلم جز او سکینهای نمییافت و نمیخواست. استاد شاید عمق این محبت و عشق از یک جایی توسط معارف صدرا که شما برای ما گشودیم قویتر و قویتر شد ولی پدری او، پدری است در طراز عجیبی از انسانیت... او محبوبی بود که در بیاناتش نوعی آرامش و تفکر مییافتیم، در تفکر و خواندن بیاناتش در ساحتی عمیقتر و در انتظار دیدارش مراتبی عجیب از انتظار را درک میکردیم و در دیدارهای سخت و دشوارش یک ساحتی از دل و دلدادگی را میچشیدیم و در آن موقعیت تبیین راه و جایگاهش و دفاعش، در عین درد، محبت و عشقی بیمانند را تجربه میکردیم. ما امام از دست دادهایم، ما درد فراق مردی را میکشیم که کلمه پدر برای نسبتمان کم است... و زبان قاصر از زخمی که قلبهای ما را مجروح کرده. به شخصه در عین درد فراق و درد زخمی که میکشم، حس خسران دارم و اینکه آنطور که او پای ما و انسانیت ایستاد و حقش بود من پایش نایستادم، حس یأس و ناامیدی ندارم، من تا چهلم حضرت آقا توان شنیدن صوت و خواندن متن تفصیلی نداشتم، آن جاهایی که غم مرا فرا میگرفت به چند دقیقه نمیرسید، کلام و بیانات خود حضرت آقا را در درونم میشنیدم و چنان آرام میشدم که خودم حیرت میکردم و گاهی چنان به وجد میآمدم که ساعتها مینشستم و فقط به رب خامنهای پرور فکر میکردم و از خدا چنین ربوبیتی را برای خودم و همه تمنا میکردم.... اما مگر میشود عاطفه را خاموش کرد، مگر میشود سهم دل و دیده را ندید، مگر میشود با دم زدن از معارف و عقلانيت، انسان و انسانیت را منتفی کرد. میخواهم هم درد دل کنم، هم تمنای درک واقعی دیگری را به وجه حقیقی بکنم. استاد این ملت ۱۴۶ شب است در غم ریخته شدن خون ولی مهربان و بزرگ خویش، مبعوث شده و آواره کوچه و خیابان، این ملت سوختهی درد است تا اینک مبعوث شده است، هفتهی تشییع حضرت آقای شهید ایران تجلی این احوال بود، هرکس هرطور میتوانست خود را به او میرساند تا آنی در جمع عشاقش باشد و جان خویش را در این مسیر و با حداقل یک دیدار صیقل دهد و مرهمی هرچند ناچیز بر قلب خویش گذارد و با او عهد ببندد تا پای جان و با اهل و خانواده پای او میایستد، همه در تمنای بودن و حضور تاریخی و در ادامه در تمنای پاسخگویی به احساسات و عواطفشان بودند. نمیشود منکر عشق و محبت و مصادیق زمینیاش شد، چه بسا که در عین حضور تام و تمام جانهای متبرک اهل بیت علیهمالسلام ما یقین داریم زیارت بر سر مزارشان فرق دارد. چه میشود که بعضی دوستان عزیزتر از جان ما خویش را به وداع در مصلی تهران و نماز تهران و تشییع تهران و تشییع و نماز قم و تشییع و نماز مشهد میرسانند و جالب است مسیر طولانی در مشایعت آن پیکر مطهر قدم میزنند ولی وقتی کسی که چه تهران و چه مشهد توفیق دیدار یک لحظه دیدار آن پیکر مطهر را به دلیل خرد عدهای که الآن میخواهم به حسن ظن گذر کنم، نیافته است و وقتی صحبت از آمدن پیکر در صحن پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم میشود و بیتاب ماندن و لحظهی دیدار میشود، سرزنش میشود که ای وای شما با این مباحث و معارف درگیر ظاهری، و دوست دارم فریاد بزنم و بگویم آره من عاشقیام که معشوق از دست دارم، آره من سطحیام، آره من محتاجم یک آن تابوت پدرعزیزتر از جانم را ببینم، چه میشود ما برای خویش و احساسات و عواطف خویش ارزش قائلیم و لابد احساسات خویش را از ساحت قلب میدانیم و بقیه را سخیف و سطحی😭😭😭، کو درک دیگری؟ شما به من بگویید معارفی که انسان را از ساحت محبت و عشق ورزیدن به ولی خارج کند، معارف اهل بیت علیهمالسلام است؟ عقل قدسی است؟ این چه ادعایی است؟ این چه زبانی است؟ ما را چه میشود؟ شما به من بگویید چرا در زیارت بعید حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرماید صورت مزار بساز و اسم بنویس؟ چه چیزی باید پاسخ داده شود در جان من انسان که این گفته میشود؟ استاد، همهی ما انسانیم، جمع حس و عقل و قلب، تا کی قرار است برای خودمان اصالت قائل باشیم برای دیگری نه...استاد، شما بهم بگویید چرا آقای شهید ایران برای مردم و دیدار مردم، خانواده شهدا و دیدارشان جا قائل بود؟ آن همه محبت و بوسیدن برای چه بود؟ چرا چنان عاشقانه حاج قاسم را میبوسیدند؟ چرا بین شهدا این همه محبت و تبادل عواطف انسانی زنده بود؟ چرا ما همه چیز را ذبح میکنیم؟ وای چرا ما انسانها برای عواطف خود اصالت قائلیم و خود را حق میپنداریم و دیگری سطحی و سخیف و سادهلوح است... این درد است، درد درک نکردن دیگری را در همین نزدیکی بیابید، همین جا... ما مبتلاییم... حتی ازدواج نکردن دهه شصت را همین جا بیایید، و بترسیم از خدا برای کشتن انسان به اسم عقلانیت، به اسم معارف... استاد سهم دل و دیده در معارف کجاست؟ سهم ابعاد طبعی و طبیعی انسان در دین کجاست؟ ولایت مگر محبت جاری در دل امام و امت نیست؟؟ جرم زن بودن، مجرد بودن کم بود، جرم آشنایی با معارف هم اضافه شده... ببخشید من خیلی درد کشیدم و سعی کردم صبر کنم تا در آرامش و با منطق مورد پسند شما و دوستان بنویسم ولی باز تا در آن نقطه قرار میگیرم بهم میریزم. ولی فارق از همه درد کلامم، سوالاتم جا دارد برام و چالشه... حلال کنید خدانگهدار
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که آقای شهید ایران را همانطور که در این کلمات نوشتهاید؛ «فهم» کنیم و به عنوان آینۀ نمایش ربوبیت حضرت ربّ العالمین با نظر به شخصیت ایشان به حکم «قالوا بلی شهدنا» به تماشای ربوبیت او بنشینیم. و اینجا است که جان ما با شیفتگیِ تمام اشک میریزد تا ملاقات خود را بیش از پیش در جان خود نگه دارد. و این اشک در جای خود حکایتی از «لقاء» و «رؤیت» است.
بخواهیم و نخواهیم «حقیقت» در نمادها رُخ مینمایاند و نه در محفوظات و در فلسفه. مهم آن است که ما را عزم رؤیت افزون از عزمِ دانستن باشد حتی آنگاه که با کلمات الهی روبهرو میشویم میتوانیم از حضرت حق تقاضا کنیم: «وَ ارْزُقْنی حُسْنَ الْمَنْظَرِ فیما یُرْضیكَ عَنّی» بدین معنا که «او» نگاهِ زیبایی به ما عطا کند، نگاهی که او، راضی باشد. و این یعنی حتی باید نگاه را بالاتر از فکر در میدانهای ظهور حقیقت به میان آورد از آن جهت که جایگاه حقیقت در نمادها و شخصیتها به ظهور میآید زیرا حکایت آنها «آشِکاری» است و نه «دانایی».
حال ذیل حضوری که آقای شهید ایران مقابل ما گشودند که از جنس حضور در «وجود» است در عین بیکرانگی، همه جا هستیم و در عین حال هیچجایی نیستیم و این در جای خود رازِ زندگی میباشد و در این حضور، هیچ محرومیتی محرومیت به حساب نمیآید. حضوری است فوق محرومیتها. موفق باشید
آتش زدن عکس روحانی خائن و ظریف بهائی زاده در اجتماع شبانه بله آفرین درستش همینه✅ باید ننگ نامه را هم آتش بزنید✌️ بعضی فکر میکنند چون انقلابیون سروصدا کردند واقعا ظریف از دولت کنار رفته و هیچ کاره است‼️ اشتباه میکنید ظریف همه کاره است‼️ آنهمه فشار که در ایام انتخابات خورد، برای این بود که قرار بود با کشتن رئیسی کشور را دست این خائنان بسپارند تا صهیون را از خطر نجات دهد‼️ و دیدید که شد و جبهه مقاومت یک به یک نابود شد و نوبت به ایران رسید و اگر به کمک ظریف و تیم خائنش در دولت امید نداشتند هرگز ریسک حمله به ایران و کشتن امام را قبول نمیکردند❌ ⭕️ ملّت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنهگر را هم باید بشکند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ اگر این دستور امام شهیدمان را اطاعت کرده بودیم و کمر فتنهگر را هم میشکستیم، امروز عزادار امام خود نبودیم😭 ای کسانیکه با پرچم سرخ خونخواهی🚩🚩 خواب وفاقیون با دشمن را آشفته کردید! بخدا که اگر خط سرخ پرچم های شما نبود؛ خون امامتان را به همراه شرف و عزت و اعتبار مملکت فروخته بودند‼️ استیضاح پزشکیان، عزل قالیباف، مذاکره نمیخوایم سر ترامپ رو میخوایم، مرگ بر سازشگر، از بنی صدر عبور کنید تا به دشمن پیروز شوید‼️ #قوموا_لله #مرگ_بر_امریکا #مذاکره فریب است🚨 سلام استاد اگر این کار غلط است چطور میشود جلویش را گرفت؟ استاد از صمیم دل التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حکیمانۀ آقای شهید ایران عبور از این افراد و افکار بود به همان صورتی که انقلاب را از جریان آقای هاشمی عبور دادند همانند مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که از خلفاء عبور کردند زیرا درگیری مستقیم و یا توهین به این افراد، سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» نمیباشد. همینقدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنیمذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرمودهاند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول میفرمایند از عظمت علی «علیهالسلام» همین اندازه بس که همگان میدانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آنها هیچ دریغی نمینمودند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و ارادت محضر استاد عزیز! چهارشنبه در جلسه «ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ»، نکاتی جاری شد که وقت بیان در محضرتان نبود، اندکی مینگارم تا او چه بخواهد و چه پیش آید. شما از سبک شدن گفتید، بارها در جاهای مختلف به اینکه ما باید یک سبک شویم اشاره کردهاید، مدتها برایم ابهام داشت که چه سبکی؟ و ما انسانیم در عین تفکر و اندیشه محتاج مصداق. اکنون که در این نقطهی خاص تاریخ ایستادهایم، مدتی است فکر میکنم شاید بهتر است بگوییم ما فرزندان و نسل آقای شهید ایران چارهای جز این نداریم که متفکرانه و متدبرانه چشم باز کنیم و دست به زانو زده و سبک «امام خامنهای شهید» را سرلوحهی خویش قرار دهیم. آری الحمدالله عشق به او پیشران ماست، اما سختی این راه این است که باید او شویم، پس با فکر، بصیرانه نگاه کنیم و حرکت و عمل کنیم. سبک آقای شهید ایران در تمام مراتب و حوادث عظیم انقلاب اسلامی وجود دارد: آری حدود ٣۶ سال سبک او در لباس زعامت و رهبری پیشروی ماست و حدود ۱۰ سال در لباس مسؤل و مجاهد پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بیش از ۱۰ سال در لباس مبارز و مجاهد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حقا تابلویی بینظیر و دقیقی برای انسان انقلابی و آزاده ترسیم کرده است که ابهامی ندارد، هرچند درک آن، محتاج انس با قرآن و شناخت انسان و شناخت تفکر امام خمینی به عنوان مبادی فکری ایشان است تا عقلانیت و زمانهشناسی و حضور به موقع و خروج به هنگام داشته باشیم وگرنه با کجفهمی و بیهنری خویش میتوانیم آن را هم چون تاریخ عظیم شیعه گشتل کرده و به حاشیه رانده یا به حجاب فهم نابخردانه خویش بکشانیم، البته این هم محرومیت شخصی است وگرنه سبک او مانا است و اهلش با او پرواز خواهند کرد. آری سبک او، سبکی است شفاف و روشن که البته بسیار حکیمانه و آیندهنگارانه است و از شدت شفافیت و روشنایی ممکن است خطر سادهنگری آن را به حجاب برد و چون بسیار حکیمانه است ممکن است ترس ما که او نیستیم و ما نمیتوانیم ما را از آن بیبهره کند. امری بسیار لطیف و باز هم صراطی است که باید با توسل به خودشان و توکل به حق به آن چنگ زد. کلام را طولانی نکنم، نهایت و غایت سبک آقای شهید ما در وسعت بسیار زیادی پیش چشم ماست، همو که میفرماید روی کفنم فتوایم در اتحاد بین شیعه و سنی را بنویسید تا نهایت سعه وجودی مورد نیاز جهان اسلام را در مسیر رشد مورد نیاز انسان مسلمان متذکر شود و این ذکر دیگر فقط یک فتوای ساده نیست، یک فتوایی است که خونشان بهای درک و فهم آن است. پس برای عبور از ظلمات آخرالزمانی و ایستادن در جبههی نهایی مبارزهی انسان با مستکبرین جهان وحدت حیاتی است، با تمام اختلاف نظرها. اما شاخص بودن سبک آقای شهید ما این است که در عین این فتوا، پای اصول و مبانی شیعه مستقر است و هر سال دههی فاطمیه روضهی حضرت زهرا سلاماللهعلیها را برپا میکند و میفرماید رزق و روزی سال مردمم را آنجا میگیرم. این یعنی جامعیت حضور ایشان. اگر این گفته نشود فرزندان بر حق او عمق کلامتان را شاید متوجه نشوند و فقط کنند دارند دعوت به رها کردن میشوند، در حالی که منظور حضور تاریخی در سایه وحدت اسلامی و حتی انسانی است برای فتح الفتوح نهایی این تاریخ. درکم این است، زاویهی دید بسیار باز و گستردهی آقای شهید ما که در اوج درک اسلام و انسان و انسان این تاریخ است، به سوی افق حقیقی اسلام حرکت میکند. و امروز ولیزمان ما و نایب برحق امام زمان عج، فرزند صالح ایشان که وجودشان و کلامشان سند حقانیت انقلاب اسلامی و حقیقت ولایت فقیه است در پیام خویش تابلوی عظیمی از این وسعت را به نمایش گذاشت، آری! او به همهی عالم نشان داد ولی فقیه و رهبری در انقلاب اسلامی یعنی تجلی و سردمداری جمهوریت، و علی الاصول او یعنی قطعا من ولی فقیه امت اسلامی که باطن ساری و جاری امت اسلام را صیانت، زعامت و رهبری میکنم بر اصول حقیقی اسلام که مبارزه با استکبار است ایستادهام و حتی اذن و اجازهای که دادم برای تفاهمنامه و مذاکره با ایستادن در موضع اصول است و عَلَم مولا را برداشتم برای رفع موانع در مسیر راه رسیدن به قله، برای شدن تک تک انسانهای هم عصرم، از توی مردم انقلابی کف خیابان که باید سعه وجودی داشته باشی و علمدار وحدت باشی تا آن انسانهای منتظر منجی عالم ولی در سیطرهی رسانه و مکر استکبار، همه و همه. آری او که بر اصول ایستاده، اجازه حرکت در جهت مذاکره را داده، او که منتقم است، متوجه سبکهای مختلف انتقام است... چون وسعت و جامعیت مسائل بسیار است و محدود نیست. قضیه به اصطلاح صراطی است یعنی بر لب تیغ به سوی حق حرکت کردن، ساده نیست، راحت نیست، عمیق است و بصیرتی تاریخی را محتاج است که البته حضرت آقا سیدمجتبی خامنهای متوجه است که باید با همین مردم این مسیر طی شود و به این دلیل با مردم در میان میگذارند، او با تمام وجود ایستاده تا مردم را به سمت ریل قطار تمدن نوین اسلامی که آقای شهید ما زیر ساختهایش را فراهم کرده، سوق دهد. سبک نرم افزاری شیعه و آزادمردان تاریخ، بودن است نه صرفا گفتن، و یا بهتر است بگویم «بودنی است در عین گفتن» ولی تحمیل در آن نیست ولی تبیین هست، ایجاد میدان تفهیم هست. یعنی زبانش بر آمده از جانش است که جانش همان سبک بودنش را به تجلی میکشد البته در موقعیتها این موضوع به صحنهی نمایش میآید. نظرتان را مشتاقانه با جان پذیرا هستم انچه نوشتم قطعا پر از نقص است. یک تعبیر شاعرانه هم در جلسه به جانم نشست، برایتان مینویسم، امیدوارم در توصیف عاجز نباشم. وقتی از وحدت میگفتید و از اینکه در نقص دیگری متوقف نشویم. و فرمودند شاید حتی خیرخواهی خالصانه در درک دیگری این است که باید پوشاننده نقایص باشیم. گلبرگهای گل در نظرم آمد، هر گلبرگی زیباست و لطیف اما در نقطه اتصال که گل کامل متولد میشود، یک حالتی دارد که خود را به کاسبرگ میسپارد تا آن حالت را بپوشاند، ظاهر آن جمع شدن در پس زبری حتی هست ولی زیباست و گل متولد میشود در آن اجتماع لطیف و زیبا.... سرتان را درد آوردم و وقت چون دُرتان را گرفتم، امیدوارم آنچه به قلم آمد، راهی بر خودم و انسان منتظر تاریخ بگشاید و اطاله کلام و زمان نباشد. این روزها، دردم دغدغهی امامی است که در غیبت پس غیبت است و درک شدنشان حتی توسط طرفدارانشان بسا بسیار سختتر از درک شدن امام و پدر شهیدشان است. ما خسران زدگان تاریخ هستیم و امام شهیدی از بین ما رفته که ابرمردی بیمانند بود و هر چه بگوییم کم است برای وصف این خسران عظیم... دل به هیچ تسلی نمییابد جز بیانات خودشان و پیامهای امام جوانمان. دعا کنید اگر عمری هست در راه او باشد ولاغیر. حلال بفرمایید و التماس دعای خیر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه فرمودید آقای شهید ایران حتی شیعه را برای جهانیان معنا کردهاند تا گمان نشود شیعه یک فرقهای میباشد مقابل دیگران، بلکه رسالتی است تا به همگان عظمت انسانیِ آنان گوشزد شود و همانطور که فرمودید این رسالت، حقیقتاً هویت صراطی دارد یعنی از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است و با نظر به شخصیت امروزین آقای شهید ایران و رهبر معظم انقلاب میتوان این راه را طی کرد مشروط بر آنکه بدانیم همچون «مو» باریک و ظریف است و تأمّل زیاد نیاز دارد، و همچون شمشیر تیز است و نمیتوان روی آن متوقف شد. نکته، نکتۀ دقیقی است که سبک نرمافزاریِ شیعه چگونه باید باشد که انسان با بودن و شخصیت خاصی که در مواجهه با افراد به میان میآورد، هرکس با هر موقعیتی که دارد خود را در آن فرد جستجو کند و به خود آید که چه کسی میتواند باشد بدون جدال و بدون تحمیل نظر. در شهادت آن مرد الهی، تولد دیگری برای هر آن کس که با انسانیت خود، خود را درک میکرد پیش میآید. به عنوان نمونه https://eitaa.com/matalebevijeh/23334 همانطور که عرض شد: این عزیزان به دنبال چه نوع حضور و چه نوع انسانیتی بودند که تا این اندازه سرگردان شدند و حال، خود را در آقای شهید ایران یافتند؟ که در واقع تولّد دیگری میباشد. در این مورد رفقا زحمت کشیدهاند و در کانال «رهبر شهید و آینه انسانیت» https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat بعضی از این موارد را جمعآوری کردند. آری! «رهبر شهید و آینه انسانیت». موفق باشید
سلام علیکم: در آخرین سوال درباره تزاحم حکم قصاص سران آمریکا و مذاکره با آنها سوالی پرسیدم که جواب شما برای بنده قانع کننده نبود. بگذارید سوال رو طور دیگه مطرح کنم. هر مذاکره به توافق و تفاهمی باید منتج بشه و اینها هم تا امضا رئیس جمهور کشور طرف مذاکره نباشد اعتباری ندارد! حال که به فرموده امام جامعه امضا رئیس جمهور آمریکا فاقد اعتبار است آیا جایگاهی برای مذاکره باقی میماند یا طبق معمول مذاکره کننده های ما با دیدن پوست موز روی زمین باید بگویند ای وای دوباره باید به زمین بخوریم؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به پیام رهبر معظم انقلاب نسبت به دلسوزی مسئولین محترم، وقتی رهبر معظم انقلاب به خوبی جایگاه رئیس جمهورآمریکا و آمریکا را آنچنان روشن میفرمایند «...که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی میباشد. امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد.» فکر نمیکنم جایگاهی برای تفاهم حتی تفاهمی که مفاد آن را ما تعیین کرده باشیم باقی مانده باشد. به هر حال این رهبر انقلاب هستند که با بصیرت تمام و درک شرایط تاریخی مان تصمیم میگیرند. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: ببخشید سوالی داشتم. ما یک گروهی ایم که تو یک مسجد کار فرهنگی\تربیتی میکنیم، یک تشکیلاتیم هرچند با تشکیلات اسلامی خیلی فاصله داریم اما خب داریم به سمتش پیش میریم، چندتا کربلا رفتیم با دوستان سفرهای مختلف ایستگاه و موکب زدن و برنامه درسی، مطالعاتی اندیشکده داریم، جلسه هفتگی و هیئت داریم، آموزش قرآن و محفل قرآنی داریم و کلاس های اصول عقاید و حلقه های معرفتی و اردوهای مختلف و کوه و سالن و ... میدونیم که نباید بازی کردن بچه ها به عبادت بقیه آسیبی بزنه و میدونیم که پینگ پنگ و بازی تو مسجد وسیله جذب جوانان به مسجد نیست اما خب یک سوال، اگه در کنار تمام برنامه ها برنامه ای برای بازی بچها، زمان های مدیریت شده برای بازی با میز پینگ پنگ یا ... با حضور یک بزرگتر در زمان های خاص با هدف خاص تربیتی انجام بشه و بینش مسائل تربیتی هم آاموزش داده بشه مشکلی داره؟ نه به شکلی که در مساجد الان هست... با تشکر💚 خدا حفظتون کنه ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت و خدا را شکر از اینهمه همّت و بصیرت که در جوانان عزیز ما به میان آمده است. آری! شأن مسجد به عنوان عبادت گاه و فضایی که روحها معراجِ خود را احساس کنند؛ امر مهمی میباشد. ولی همانطور که بحمدالله شما متوجه هستید میتوانید طوری فضای تفریح جوانان را در مسجد برنامهریزی کنید که اولاً: جوانان ما به نحوی با مسجد مرتبط شوند و ثانیاً فضای معنوی مسجد محفوظ بماند همانطور که از صدر اسلام لشکر اسلام در مسجد تجهیز میشد و حرکت میکرد. موفق باشید
سلام وقت شما بخیر: خسته نباشید. استاد چرا در پیامی که آقا مجتبی صادر کردن و نظر خودشون رو راجع به مذاکرات اعلام کردن باز گروه هایی تحلیل و تفسیر میکنن!!! مگر پیام رهبر جامعه نباید صریح و واضح باشه و از شخص مبتدی تا سطح بالا از بعد آگاهی و علم بتونن پیام رو دریافت کنن و عمق پیام رو بگیرن؟!! پس تحلیل و تفسیر برای چیست؟ پیام واضح هست دیگه. اگر رهبر جامعه بخوان پیام پژوهشی طور و تحلیل طور بدن که گروه هایی شروع کنن تحلیل و تفسیر کردن و ابهامات جامعه بیشتر شه، آیا این مصداق حق الناس نیست به گردن رهبر جامعه؟ مگر پیام باید ابهام آمیز و تحلیل طور باشه و در شرایط فعلی که حساس و مهمه؟!!! پیام واضح بود و آقا مجتبی رضایت نداشتن. اگر پیام بخواد تحلیل و تفسیرطور باشه حق الناس به گردن رهبر جامعه هست!! اگر پیام رهبر جامعه در چنین شرایطی تحلیل طور باشه و زمینه شک و ابهامات که نتیجه این شک و ابهامات و عدم انتقال پیام به تمام مردم با هر سطحی از آگاهی میشه اختلاف و چند دسته شدن، خب تقوای رهبر زیر سوال میره و میشه مصداق بی تقوایی و حق الناس نابخشودنی در حالی که آقا مجتبی خودشون اهل تقوا و رعایت شدید هستن. لطفا توضیح بدین راجع به این موضوع. ممنون از پاسخ دهی تون
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیرۀ آن آقای شهید ایران که فرداها بیش از امروز معلوم میشود، نیز چنین بود که در مواجهه با دیگرنظرها، انعطاف به خرج میدادند. میماند حال آنکه آمریکا به گفتۀ رهبر معظم انقلاب در مواجهه با «تفاهم»، شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد. حال آیا جایی برای تفاهم دیگری میماند؟ البته علت آن بدعهدی را رهبر معظم انقلاب، سرشت پلید آمریکای ترامپ اعلام کردند؛ در عین احترام به رئیس جمهور ایران. و تلاش هرچه بیشتر برای حفظ اتحاد که در این مورد اخیراً عرایضی مطرح شد که خوب است نظری به آن بیندازید https://eitaa.com/matalebevijeh/23331 . موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: آیا تغییر شغل به معلمی رو با توجه به شرایط کنونی جامعه، پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بتواند معلّم شود و با روح جوانانمان گفتگو کند که اقیانوس انسانیت در دانه دانۀ آن عزیزان در تلاطم است؛ چرا به امر دیگری فکر کند؟ موفق باشید
سلام علیکم: لازم دارم تا نظرتان را راجع به زمان و موقعیت نابودی آمریکا و اسرائیل بدانم. ظلمی قرنها دوام آورده، اما اکنون زمانِ فروپاشی است که با عبور از معادلهی کهنه جنگ و مذاکره های پایاپای محقق میشود. مثل بندی هستند بر پای جهانمان. و ما در مدارِ روشنایی بالقوه ایستادهایم و عهدهدارِ بالفعل کردنِ امیدها هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به گفتۀ ویلدورانت از بینرفتنِ یک تمدن مانند قلعهای است که بدون سکنه گردد و نه آنکه انتظار داشته باشیم خراب شود. موفق باشید
سلام استاد عزیز و گرامی: ما ملت، منتظر بودیم اماممان ظهور کنند، رهبرمان هم غائب شدند! این از گنهکاری و ناشکری ماست یا علت دیگری دارد؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید همین امور، میدانی باشد برای هرچه عمیقترشدن نسبت به آیندۀ فوقالعادهای که در پیش است تا با درک عمیق هرچه بیشتر، انسانیت انسانها درک شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 . موفق باشید
سلام و رحمت مجدد بر استاد عزیزتر از جان و عذرخواهی مجدد در خصوص پاسخهایی که مرقوم فرمودید دو نکته عارض میشوم. ۱. نگاه کردن به افق تمدنی انقلاب فراتر از اختلافات موجود به یک معنا درست است و به یک معنا غلط. دستیابی به افق تمدنی روشن ناگزیر از خلال اصلاح وضع موجود یا دست کم کسب شناخت و بصیرت نسبت به خطاها و انحرافات و نفوذهای حاد امروز محقق میشود. مادام که مقامات کشور فریفته و مجری سیاستهای استعماری تحت القائات شبکه نفوذ باشند و بین جامعه فکور انقلابی نیز نسبت به آنها آگاهی و تذکر اتفاق نیفتد پیشرفتی حاصل نمیشود و لذا این مباحثات و مناظرات خودش بخشی از این فرایند گذار تمدنی است. ۲. اما گشایشهای معنوی که با ایثارگری و بذل جان خواص اسلام مثل رهبر شهید و شهید سلیمانیها و حماسههای تشییع به قاعده رزق لایتحسب هر از چند گاه نصیب جبهه انقلاب میشود نهایتاً باید در قالب حکمرانی صحیح دینی نهادینه شود تا ممد و مثبِت آن حال و آن صفا در ساختار اجتماعی شود و غایت حکومت اسلامی که حیات طیبه است برای احاد مردم محقق شود. حتی اگر تحقق این مهم برای آینده بقیهاللهی تقدیر شده باشد اما در دوره غیبت باید صورتی از آن حکمرانی مطلوب در ذهنها ترسیم شود و حتی الامکان از استمرار خطاهای مفرط در حکمرانی که موجب مزید ابتلائات و خسارات در دوره غیبت است اجتناب شود البته به مقداری که سعه تنگ و بضاعت مزجات دوره غیبت اجازه میدهد. لذا وقتی افق تمدنی نورانی که حضرت استاد بدان التفات میدهند را با ملاحظات بالا تفصیل دادیم و صورت راهبردی و فرایندی بدان بخشیدیم، آنگاه تمام آنچه در نقد خطاهای مفرط دوستان خودی عرض شد محل اعراب خود را یافته و دیگر حمل به مقولات روانشناختی و اخلاقی مثل نابردباری یا عدم تحمل تفاوتها یا نفی دیگران نمیشود. به هر حال نسبت به تهدیدات حاد و خطاهای خسارتباری که در این مسیر طولانی رخ می دهد باید موضع و واکنش داشت و با احاله به لمعههای گذرا از وجود برترمان که در ایامالله ظاهر میشود، نمیتوان آن خطاها را که ناشی از صورت نهادینه و پایدار استعمار در نظام دانشگاهی و حکمرانی کشورمان و دستکاریهای شبکه نفوذ است نادیده گرفت. به هر حال غفلتها و خطاهای حکمرانی این دوستان موجب ریختن خون مردم و ضربات جدی به امنیت و کیان کشور و جبهه مقاومت شده است و نمیتوان به دلیل امید به حیات أنسی و رفقیِ آینده از تذکر خطاهای مهلک امروز خودداری کرد. استاد گرامی خود از دوپارگی تاریخی و وجودی ما در منزلگاه واقع در بین تجدد و ظهور سخن گفته اند و نگرانی ما نیز از شرور ناشی از آن پاره غربزده است که در کنار آن پاره نورانی ایمانی، به سان قرین شدن آب و آتش، در وجود برخی دوستان خودی قرین شده است و سر منشأ خطاها و خلطهای بزرگ. اما در خصوص نظری که از جناب دکتر زارعی در خصوص بحث کودتا از آقای نبویان ارجاع دادید. یکی از صغرویات و حقایق تاریخی مهم که شناخت آن بسیار ضروری و البته بسیار نادر است، آگاهی از وضعیتی است که شبکه نفوذ بر سر دستگاه اطلاعاتی کشور آورده است. مطالعات ما حاکی از تأثیرگذاری قابل توجه شبکه نفوذ حتی بر عملکرد دستگاه اطلاعاتی کشور است که شامل تأثیرگذاری فکری و شناختی و سازمانی تا حتی سلطه و انحراف میشود بدان سان که میتوان گفت دستگاه اطلاعاتی کشور اغلب خود یا مجری یا بازیچه طرحهای نفوذ است. فلذا اعتماد جناب دکتر زارعی به شهادت مقامات اطلاعاتی کشور در کمیسیون امنیت ملی، نوعی خوش خیالی است. استاد گرامی را به مصاحبه آیتالله سید محمد خامنهای درباره واقعه مک فارلین و همکاری راهبردی آقایان هاشمی و روحانی با آمریکا و انگلیس به واسطه شبکه مخفی اسرائیل، مقالات آقای عبدالله شهبازی با عنوان سرویسهای جاسوسی و انقلاب اسلامی در باره سیطره شبکه زیتون بر دستگاه اطلاعاتی و افشاگریهای آقای احمدینژاد از شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور ارجاع میدهم. اجمالاً اینکه به دستگاه اطلاعاتی که جان و فرماندهان کشور را هم نمیتواند حفظ کند و مانند جریان سیاسی غربگرا فریفته شبیخون مذاکراتی دشمن میشود (که در آن تعمد هم قطعا دخیل است) نمیتوان اعتماد کرد. بگذریم که ما درگیری آقای زارعی با چهرههای فوقالعاده بصیر جبهه انقلاب را نمونهای از بازیخوردگی خود ایشان به دست شبکه نفوذ میدانیم و یک بار تلاشمان برای تنبه و التفات ایشان به این بحث مهم به دلیل خوشبینی ساده لوحانه ایشان به «ارگانهای قانونی نظام مقدس جمهوری اسلامی» بی نتیجه ماند. مطمئناً یکی از گامهای بزرگ ما به سوی آینده بقیهاللهی و تحقق وجود متعالی معنوی ترابطی و انسی، شناسایی و رسیدگی به شبکه نفوذی به غایت خبیث در دستگاه اطلاعاتی کشور است که مرتب مشغول ایجاد آشوب شناختی در کنار ترویج انحرافات سیاستی و ضربات امنیتی است؛ کاری که شاید در آینده از عهده احمدینژادها و بهتر از اوها بر بیاید. ان شاء الله عذرخواه از دوام تصدیع التماس دعا با خاکساری
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه این نوع مکالمه را به معنی واقعی نوعی گفتگو میدانم؛ موجب خرسندی بنده میباشد و منظور بنده از گفتگو همان واژۀ «دایلوگی» است که جناب هگل در تاریخ خود به میان آوردند تا نسبت انسانها در تفاوتهای نگاه به سوی تعالیِ برتر سوق پیدا کند. لذا «تز» در مواجهه با «آنتی تز» نتیجه نفیِ یکی و اثبات دیگری نمیشود، بلکه حاصلی پیش میآید تحت عنوان «سنتز». ما در حضورِ تمدنی خود در چنین جایگاهی قرار داریم و هگل متوجۀ این خطر بود که به جای مواجهۀ اندیشهها، تقابل اندیشهها پیش آمد و بسیار تلاش کرد که چنین نشود. ولی با تأسف تمام جنگ جهانی اول و دوم در دل همان اروپایی که اندیشهها به میان آمدند، ظهور کرد و حدود 80 میلیون از آن مردم، خودشان را به دلایلی که از نظر خودشان موجه بود، به قتل رساندند. حال، این مائیم و آینده ای دیگر که اگر بتوانیم ذیل اسلام و انقلاب اسلامی به وسعتی که آقای شهیدمان نسبت به انسانها داشتند؛ خود را ادامه دهیم تا آن حدّی که حتی توصیه میفرمایند تا فتوایشان در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» را روی کفنشان بنویسند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 حال مائیم و آیندهای که یا میتوانیم از این خطر عبور کنیم و یا با هزار دلیل هر کدام به گمان خودمان، «دیگری» را نفی میکنیم. خطری که حضرت آیت حقّ، آیت الله سید مجتبی خامنهای با بصیرت خاص تاریخیشان متوجه شدهاند و اینچنین در پیام اخیر خود تحت عنوان «تبیین مسائل مهم کشور» در تاریخ ۲۶ / تیر / ۱۴۰۵ متذکر اصولیترین امور در این برهه که اصرار بر «وحدت کلمه» و «اتحاد مقدس» است؛ شدند. امری که انتظار میرود عزیزانِ دلسوزی مانند شما طلایهدار و پیشتاز چنین امری باشید. مسائلی که مطرح میکنید بسیار فرعیتر از آن است که مشغول آنان شویم همچنانکه آقای شهید ایران، خود را مشغول این امور نکردند و با سبکی خاص، آری! با سبکی خاص نشان دادند که کجاها را باید مدّ نظر قرار داد و تاریخ گواه است که مسلمانان آن اندازه که با خُلق حضرت محمد«صلواتاللهعلیهواله» به اسلام گرایش پیدا کردند، بر اساس وَحی الهی آن گرایش را نداشتند. که البته این اولِ بحث است. در این رابطه خوب است به مصاحبۀ آقای جواد موگویی و دکتر عباس عراقچی توجه فرمایید. https://eitaa.com/arshiv3133/330 آیا میتوان آقای عراقچی و امثال ایشان را در عین تفاوتهایی که با آنها داریم، آنان را از خود ندانیم؟ موفق باشید
