بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39320
متن پرسش

باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران می‌داند و از این‌که نمی‌توانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی می‌شود.
طاهرزاده

متن پاسخ

.

42326
متن پرسش

سلام استاد محترم وقت شما بخیر راه مدد گرفتن از ملائکه‌ی مقرب الهی چیست؟ اصلا چرا باید از ملائکه کمک بگیریم در حالیکه ائمه و اولیا هستند؟ و از کجا باید پی ببریم که از چه کسی یاری و مدد بگیریم؟ از انبیا؟ اولیا؟ کدام معصوم؟ کدام شهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر شریعت الهی مسیری است که خداوندبرای مدد به اهل ایمان، واسطه هایی قرار داده است که همان فرشتگان باشند تا آنجایی که حتی برای وحی الهی، این فرشتۀ مقرب الهی یعنی جناب جبرائیل در میان است. با همۀ این حرفها، مددگرفتن از اولیای الهی که راه بسیار ارزشمندی می باشد، منجر میشود تا فرشتگان از مسیر آن عزیزان به کمک آیند. موفق باشید

42325
متن پرسش
 

سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده مقام معظم رهبری در پیام اخیرشان فرمودند((:امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلوات‌الله‌ و سلامه‌‌علیهم‌اجمعین می‌داند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان می‌داند.)) به راحتی قابل درک است که قطعا عنایت امام زمان شامل ایشان شده است که این مطلب بسیار حکیمانه را بیان کردند . از حضرتعالی درخواست دارم علاوه بر شرح این مطلب نورانی بیان بفرمایبد رهبر معظم انقلاب با بیان این مطلب چه نکات مهمی را خواستند متذکر بشوند با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در سلسله اشارات « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor تأکید شده است ایران، به عنوان یک تمدن در عین جهانی بودن، هویت قدسی دارد و این، راز این سخن مقام معظم رهبری می باشد که فرمودند: «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلوات‌الله‌ و سلامه‌‌علیهم‌اجمعین می‌داند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان می‌داند.» و باید حقیقتاً به این نکتۀ مهم فکر کرد که چرا فرمودند: «قدرت اوّل جهان می‌داند» از آن جهت که اولاً انقلاب اسلامی هویت جهانی را برای مردم ایران و ایران بزرگ به میان آورده است. ثانیاً: به عالی ترین مطلوب بشر جدید که سخت به دنبال هویت قدسی خود می باشد؛ جواب داده است و خدا می داند هر آن کس این زمانه و این تاریخ و این بشر را بشناسد یقین دارد که ایران آری! قدرت اول جهان خواهد بود. از آن جهت که میدانیم بشر جدید با بحران هویتی که بدان گرفتار شده است، هیچ گریزگاهی در تمدن مدرن برای خود نیافت و همچنان سایۀ سنگین و سیاه نیهیلیسم او را آزار میدهد و یا به دنبال نابودی و خودکشی می باشد و یا برای رهایی خود، تنها و تنها این نظام اسلامی ایران است که در افق تاریخی اش ظاهر شده است و امید بزرگی را در او ایجاد کرده. از خداوند تقاضامندیم ما را متوجۀ این آینده که رهبر معظم انقلاب بدان تذکر داده اند باشیم و در وسعتی که شأن چنین حضور تاریخی است، خود را وسعت دهیم و همدیگر را تحمّل کنیم و راز تأکید ایشان بر انسجام و عدم اختلاف در بین خود را «فهم» نماییم. موفق باشید      

42321
متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام. الان ۹ سال است که بیگناه و حتی بی خبر از توطئه ای که توسط همکاران طراحی و اجرا گردیده در سخت ترین رنجها و دردها گرفتارم کردند. خودم و خیلیها تلاش کردیم تا رفع اتهام کنیم اما نشد. فراتر از حد تصور دعا و نیایش به درگاه ائمه اطهار، صلحا، شهدا، علما و خاصتا خداوند بزرگ کردیم و همچنین نذورات تا بی گناهیم ثابت شود. اما نشد. سوال، آیا این مصیبت عظما کفاره گناهان دوره جهالت و جوانی است، ویا امتحانی برای اثبات تحمل من بر اعتقادات و یا امتحان برای دادن پاداشی بهتر از طرف ذات اقدس خداوندگار. انسان بسیار معتقد به اصول و فروع و ائمه اطهار و آگاهی هستم هم خانوادگی و هم مطالعات خودم در حیطه ایمان و عمل صالح و خوشنودی خداوند. خیلی نگرانم.لطفا راهنمایی و پاسخ بفرمائید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در مسیر زندگی دینی،ابتلائات و امتحانات موجب هرچه بیشتر قرب الهی ماخواهد شد تا آنجایی که آن سختی ها به جهت اشتباهات و گناهان ما می باشد، استغفار می کنیم. و آنجایی که به جهت امتحان الهی می باشد، صبر می کنیم و خداوند فرمود: «و بشّر الصّابرین». موفق باشید

42318
متن پرسش

استاد گرانقدرم: حرفهایم را شنیدی پس مرادی داشتی/ عیبهایم را ندیدی پس مرادی داشتی/ تا که دیدی شانه‌ام از بار غم سنگین شده/ از پس کوهی رسیدی پس مرادی داشتی/ از میان شرق و غرب عالم هستی چرا/ خانه‌ی ما را گزیدی؟ پس مرادی داشتی/ لاله‌ی سرخ و سفید آیا برای مردن است؟/ روی زیبا آفریدی پس مرادی داشتی/ آب حیوانم شدی من باقیم هرچند که/ از نظرگاهم پریدی پس مرادی داشتی/ آمدی از عرش ای سمیرغ، ای نور امید/ در هجوم نا امیدی پس مرادی داشتی/ از خموشی با تو هستم نور دل، تا های و هوی/ در دلم خوش آرمیدی پس مرادی داشتی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت ارتباط ها، حکایت انسانهایی است که در جهان همدیگر خود را وسعت میدهند و هرکدام گویا دیگری هستند به صورتی نو، و زندگی در همین روح های نو به نو وسعت می یابد و زنده می گردد. مگر میشود ما جدای از همدیگر تنفس کنیم؟ در حالیکه با تنفس دیگری، احساس تنفس به ما برمی گردد مگر کسانی که تخم کینه و تنفر می پراکنند و گمان می کنند همه باید مانند آنان فکر کنند و در تلاشند حرکات افراد را تا آنجا که ممکن است بد تعبیر کنند. که این قصۀ امثال من و شماها نیست. موفق باشید

42316
متن پرسش

سلام وقت بخیر. من یه سوال دارم در حقیقت کمک میخوام اما نمیدونم به چه کسی رجوع کنم. اگر بخوام ساده و روان بگم من خانم هستم از گناه از خطا از راه اشتباه به معنای واقعی خسته شدم.دلم میخواد باقی عمرم رو به درست زندگی کنم اما معلم ندارم.وقتی درباره علمای بزرگی مثل آیت الله قاضی ،آیت الله بهجت اینجور اشخاص بزرگ مطالعه میکنم حسرت میخورم و آرزو میکنم ای کاش من هم میتونستم به همچین جایگاهی برسم ،عاشق شهادتم اما به خودم و اعمالم که نگاه میکنم میبینم فاصله این دو بین زمین تا آسمونه💔دور و بر من حتی یک نفر نیست که بخواد من رو به خدا نزدیک بکنه، خودم تنها نمیتونم ایمانم ضعیفه راه و رسم درستش رو بلد نیستم قطعا و صد درصد به یک راهنما احتیاج دارم ولی نمیدونم کجا به دنبالش بگردم😭 ،مدام رو خودم کار کنم که انسان درستی بشم ولی تلاشم فایده نداره،از سردرگمی خسته شدم خواهش میکنم یه راهی جلوی پای من بذارید دیگه بریدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت ارتباط ها، حکایت انسانهایی است که در جهان همدیگر خود را وسعت میدهند و هرکدام گویا دیگری هستند به صورتی نو، و زندگی در همین روح های نو به نو وسعت می یابد و زنده می گردد. مگر میشود ما جدای از همدیگر تنفس کنیم؟ در حالیکه با تنفس دیگری، احساس تنفس به ما برمی گردد مگر کسانی که تخم کینه و تنفر می پراکنند و گمان می کنند همه باید مانند آنان فکر کنند و در تلاشند حرکات افراد را تا آنجا که ممکن است بد تعبیر کنند. که این قصۀ امثال من و شماها نیست. موفق باشید

42314
متن پرسش

غزل شمارهٔ ۳۱۲_ بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم / لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم / آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح، مژده داد / تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم / از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است / آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم / پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حال / انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم / می‌جست از سحابِ اَمل رحمتی ولی / جز دیده‌اش مُعاینه بیرون نداد نَم / در نیلِ غم فُتاد؛ سپهرش به طنز گفت / الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم؟ / ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود / حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضوری بس شکوهمند نسبت به آینده‌ای که با استقامت در مقابل جبهۀ استکبار پیش می‌آید که همان « از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است» و این‌که «آهنگِ خصم او به سراپردۀ عَدَم» و این انقلاب اسلامی جبهۀ مقابل را به سراپردۀ عدم می‌سپارد. زیرا گرفتار توهّم است. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/280  موفق باشید

42312
متن پرسش

بسم‌الله. چطور باید مرگ‌مون رو جدی بگیریم؟ چطور متذکر مرگ‌مون بشویم؟ هر موقع احادیث مرگ و معاد رو می‌خوانم به امید تذکری برای بهتر زندگی کردن یا بگو در بهترین زندگی قرار گرفتن، گویا دورتر می‌شوم. شاید ماهیت نگرم. دلم صفای حاج قاسمی می‌خواهد. دلم استحکام و استقرار سید حسن نصرالله را می‌خواهد. بی‌تاب آقایم هستم. باور کنید از این همه نامانوسی خسته هستم. نمی‌دانم شاید مصداق آن هستم که در کتاب «آنگاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» فعایت‌هایم پوچ شده است و در علم حصولی مانده‌ام‌‌. اما یک چیزی عجیب است، شما بگویید آخر چگونه است که می‌دانم با حقیقت نامانوسم و در عین خواستن حاج قاسم و آقا و این مسیر نورانی، چقدر زندگی‌ام متفاوت با ایشان است؟ و طلب هم که می‌کنم اما چرا هر چه زور می‌زنم گویا تلاشم بیهوده است؟ خودم می‌دانم نباید گناه کنم و دلم پر از غضب و کینه‌های بیهوده و مملو از شهوات گوناگون است، اما خُب باز می‌بینم که توان و جانی از تلاش بیهوده برایم نمانده است. حکایت آن دلاک و تیغ کُندش را با گوشت و پوست درک می‌کنم اما چه کنم؟؟؟ آری دوباره جمعه است. ما نیز از مسجد و از مدرسه بیزار شدیم. سرتان را درد نیاورم. با اینکه با گریه‌‌ی تک‌تک شهدا برای شهادت گریسته‌ام و به خویش که رجوع می‌کنم می‌بینم طلبش را هم دارم و اگر شهادتی نباشد خسران است، اما چرا زندگی‌ام این‌قدر از این طلب دور است؟ چرا مرگ‌اندیش نیستم و مرگ با تذکرش شهواتم را نمی‌میراند؟ به قول لسان‌الغین: چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی، که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگ‌اندیشی را به معنای احساس مردن نباید بدانیم بلکه مرگ‌اندیشی به معنای درک وسعت بیکرانۀ اکنون‌مان می‌باشد که باید در آن حاضر باشیم. و این با درک حضور تاریخی پیش می‌آید. عرایضی است در این رابطه تحت عنوان «ما و اکنون خویش و حضور در دینداری خاص در آینده ای بزرگ» و حاج آقا نجات‌بخش شرحی داشته‌اند که إن‌شاءالله می‌تواند مفید باشد. https://eitaa.com/soha_sima/6046 موفق باشید

42311
متن پرسش

سلام جناب استاد وقت بخیر: مطلب زیر را نیز به نظر مبارک می رسانم و اینکه آیا عملکرد وفاق را هنوز قابل دفاع می دانید. خلاصه اقدامات ۲۴ ساعت اخیر دولت: ۱. مصاحبه عجیب و فاجعه بار پزشکیان با رسانه‌های آمریکایی و صحبت از رقیق‌سازی اورانیوم؛ اجازه بازرسی آژانس؛ عدم انتقام از ترامپ و اشتیاق به مذاکره، تلاش برای توافق تا قبل انتخابات کنگره همزمان با توهین های مکرر ترامپ ۲. دیدار صمیمی عراقچی با وزیرخارجه انگلیس که مستقیماً در حمله و بمباران ایران نقش داشته است. ۳. حضور قائم‌پناه معاون پزشکیان و علی‌اکبر صالحی در جشن ملی تشکیل رژیم سعودی در شرایطی که عربستان نقش فعال علیه ایران در مجامع بین‌المللی دارد و درحال حمله به مردم یمن است! ۴. جلسه با نخست‌وزیر قطر و خوش‌و‌بش و ذوق پزشکیان، در شرایطی که هنوز تکلیف سه خلبان ما در قطر مشخص نیست و قطر بابت حمله به ایران از مبدأ کشورش، حتی عذرخواهی هم نکرده! 🌐 @Rahe_Dialameh ظهوریان نماینده مجلس: رییس‌جمهور محترم فاقد حداقل آمادگی ذهنی لازم برای حضور در مصاحبه با رسانه‌های بین المللی (به ویژه رسانه‌های معاند) است و کسانی که ایشان را در مقابل شبکه ای مانند فاکس نیوز نشاندند؛ قطعا نه به دنبال خیر ایشان هستند و نه خیر کشور. 🌐 @Rahe_Dialameh افشاگری مهم صادق شهبازی از نقش وزارت علوم در شروع جنگ رمضان و شهادت رهبرانقلاب آیا بازهم وزارت علوم همان کار را تکرار می‌کند و مجلس تماشاچی خواهد بود؟ https://eitaa.com/rahe_dialameh/40233

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید موضوع بسیار حساس است. از یک طرف، دولت و دولتیان به اموری وارد می‌شوند که اساساً با حضور تاریخی ایرانی که ایدۀ جهانیان شده است، همراهی ندارد و اتفاقاً در این مورد نباید از انتقاد نسبت به این امور خودداری کرد. می‌ماند که ما ذیل رهبر معظم انقلاب چه جایگاهی باید داشته باشیم تا از یک جهت رئیس جمهور آن سخنان را در مقابل ترامپ در سازمان ملل مطرح می‌کنند و از طرف دیگر با فاکس نیوز مصاحبه می‌کنند که همین‌طور که مطرح شده عملیات نجات ترامپ در مرحلۀ انتخابات به حساب می‌آید. که رفقا در برنامۀ به وقت ایران به طرز حکیمانه انتقاد کردند. و این نشان می‌دهد که آری! این انقلاب بزرگ‌تر از نگاهی است که بعضاً آقای پزشکیان از خود نشان می‌دهند. مهم آن است که ما ذیل رهبری چگونه خود را تعریف کنیم که از این جریان به صورتی حکیمانه عبور نماییم و خدای ناکرده فضای شورانگیز میادین را که نظر به حضور تاریخی در مقابل جبهۀ استکبار است، به نکات اختلاف‌انگیز تبدیل نشود. در حالی‌که هنر انقلاب اسلامی ذیل نگاه حکیمانۀ رهبران انقلاب، همواره عبور از این جریان‌ها بوده است و به همین جهت ما اکنون در میدان حضور جهانیِ ایران حاضر شده‌ایم و عبور از دوگانه‌هایی که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، غیر از آن است که طرف مقابل را متهم به نگاه وفاقیون بنمایید که این نیز خود نوعی دوگانه‌سازی می‌باشد. موفق باشید

42309
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: با تشکر از کلیپی که از استاد فیاض‌بخش در رابطه با شرایط سلوکی مربوط به این زمانه گذاشتید و ما نیز استفاده کردیم؛ https://eitaa.com/matalebevijeh/23792 بعضی از آقایان گله‌مند هستند که چون استناد به خواب شده و خواب نمی‌تواند برای انسان قابل اعتماد باشد، نباید از سخنان استاد فیاض‌بخش در این مورد استفاده نمود.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که ملاحظه فرمودید استاد فیاض‌بخش با نظر به بصیرت قرآنی و تاریخیِ خود آن سخن دقیق را فرمودند که: «الان یک دوران طلایی است که هر لحظه‌اش در ارتقای امت در مدارج سلوک مغتنم است.» و به صورتی بسیار زیبا و با صفا خواستند ما در تاریخی این‌چنین پر برکت از خود و از سلوکی که پیش آمده، غافل نباشیم و متذکر حضور در میادین شبانه شدند که حقیقتاً میادینی است که زمین را به آسمان و ارض را به عرش متصل کرده و محل نزول فرشتگان است. آری! آن عزیز در کنار این نکات دقیق، شاهدی از رؤیای شخص محترمی آوردند که به گفتۀ شهید مطهری، خواب و رؤیا اگر برای خود آن شخص قابل اعتماد باشد ولی نمی‌توان آن را دستورالعملی برای دیگران قرار داد که استاد فیاض‌بخش نیز نخواستند چنین کاری بکنند، بلکه نقل قولی از آن شخص محترم کردند و نباید اصل سخن ایشان را که با بصیرت قرآنی خود با ما سخن می‌گویند را به جهت تذکری که به آن خواب دادند، زیر سؤال ببریم. موفق باشید

42308
متن پرسش

سلام علیکم: استاد فردی هست که فال قرآنی میگیره و یه چیزهابی از آینده طرف میگه بعد میگه که من از کلمات قرآن این چیزها رو می‌بینم و میگم حالا ابن طور فال درست هست یا نه و میشه نظر تون رو مختصر درباره فال حافظ بگید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این موارد اعتماد کرد. و عموماً این نوع پیش‌بینی‌ها در کلّیت خود ما را از زندگی و فعالیت‌های آن محروم می‌کند. موفق باشید

42307
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده; استاد بزرگوار بنده از شما سوال داشتم. میشه بیشتر این کلام که در غررالحکم و دررالکلم هست شرحش بدین؟ «سَلُوا القُلوبَ عَنِ المَوَدّات فَإنَّها شَواهِدُ لاتَقبَلِ الرُّشا»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای مولای‌مان امام المتقین «علیه‌السلام» که بنا دارند لااقل ما به خودمان دروغ نگوییم و در مورد دوست‌ها به قلب‌مان رجوع کنیم که آیا حقیقتاً در آن نوع دوستی صادق است یا نه. زیرا قلب را نمی‌توان با رشوه‌دادن‌ها به آن فریب داد و آن را در آن گمان انداخت که چیزی مانند دنیا و اهل دنیا که شأن دوستی و دوست‌داشتن ندارند را دوست بدارد. به گفته آقای دکتر رضا داوری در  کتاب «فلسفه، ایدئولوژی و دروغ» می‌فرمایند: دروغهایی که ما معمولا می‌گوییم به دیگران  است و نه به خود، آیا به خود و به چشم و گوش و… خود هم دروغ می‌گوییم؟ ولی درآن حال این قلب است که متوجه می‌شود داریم به خودمان دروغ می‌گوییم. موفق باشید 
 

42305
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار. در رابطه با نوعی از سلوک تاریخی که فرمودید آینده ای متعالی و درخشان در اکنون ما حاضر می شود و حالتی جلالی پیش می‌آید و در نتیجه منجر به نوعی تنهایی می‌شود، پرسشم برای کسانی هست که بعضاً مسئولیت هایی دارند. در دل چنین حضور و جلالی که منجر به تنهایی می‌شود چگونه می‌توان در اجتماع حضور پیدا کرد و درست انجام وظیفه نمود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم درک حضور جلالی است که برای انسان در نسبت به آیندۀ متعالی، با نظر به ایرانی که بحمدالله ایدۀ جهان شده است؛ پیش می‌‌آید که افقی است بس گشوده، که فرداها را با نظر به انسانیت انسان‌ها مدّ نظرها می‌آورد. خوشا به حال آنانی که در دل این حضور، مسئولیت‌های خود را مدّ نظر دارند مانند رهبر معظم انقلاب که با نظر به آن آیندۀ متعالی بر انسجام ملت ایران تأکید می‌کنند و در سخن با دانش‌آموزان و دانشجویان از « مأموریت تاریخی» آنان با آن‌ها گفتگو می‌کنند https://eitaa.com/bartarin_hozoor/276  و خوشا به حال برنامه‌ریزان که با نظر به آینده‌ای که مدّ نظر رهبر معظم انقلاب است؛ برنامه‌ریزی می‌کنند. و خوشا به حال دانش‌آموزان و دانشجویان و مادرانی که متوجۀ آن آیندۀ بزرگ هستند و در اکنون خود به وسعت آن آیندۀ متعالی سیر می‌کنند تا گرفتار روزمرّ‌گی‌ها و پوچی‌ها نگردند. و اگر به گفتۀ جنابعالی در چنین شرایطی که افقِ جلالیِ تاریخی در مقابل انسان گشوده می‌شود و نوعی تنهایی احساس می‌کند؛ این حکایت در راه‌بودن است و درک این دوران طلایی است که هر لحظه‌اش در ارتقای امت در مدارج سلوک مغتنم است https://eitaa.com/matalebevijeh/23792.و همچنان رفتن و باز، رفتن، هرچند به تنهایی. موفق باشید. 

42304
متن پرسش

سلام: می‌خواستم بپرسم استاد در مورد وجود یا عدم وجود حیات و حیات هوشمند در کهکشان های دیگر نظری دارند یا خیر؟ با جهان بینی قرآنی بنظر می‌رسد مجموعا ۴ نوع موجود وجود داشته باشد : ۱. انسان  ۲. ملائکه  ۳. جن ها  ۴. تمام حیوانات و جنبندگان روی زمین پرسش این است که آیا خداوند اراده کرده که فقط حیات روی کره زمین باشد یا در سیارات دیگر هم باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً شواهدی هست که حکایت از حضور موجودات دیگر در دیگر کرات بکند ولی کار تحقیقی مشخصی که همراه با توهّمات و حدسیّات نباشد، ظاهراً صورت نگرفته. باید مواظب بود بین آسمان‌‌های هفتگانه و کرات دیگر تفکیک کرد زیرا در هر آسمانی، روحانیتی خاص و فرشتگانی خاص و روح انسان‌های خاص مستقر هستند. به عنوان مثال پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌واله» در سفر معراجی در آسمان سوم حضرت عیسی «علیه‌السلام» را ملاقات کردند. موفق باشید

42303
متن پرسش

سلام: قسمتی از علم الکتاب علم اسما است یا علم الاسما جزئی از علم الکتاب؟ یعنی کدام زیرمجموعه دیگری است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه چیز در «لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» مدّ نظر است از آن جهت که او در ذات خود به جلوۀ اسمای حُسنایش در میان است. و این است راز پنهان هستی که می‌توان گفت درک این «راز»، همان آگاهی به کتاب است به معنای آنچه محقق شده و همواره پیش می‌آید. موفق باشید 

42302
متن پرسش

دلم میخواد از تفاوت کسی که حضور خدا رو می‌بینه و هر طوری که میخواد توی جهان نیست رو با تفاوت حضور ادمی که خدایی رو نداره بگم یا بهتره شاید بگم از تفاوت خداها دلم میخواد بگم. گویی از بودن بگم. شما بگید برام استاد. از خودم برام بگین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آقای شهید ایران بنگرید و خدای او، که خدایی بود که ایمان را برای آن مرد الهی پیش آورد. ایمان، این نایاب‌ترین حضور که چه اندازه به ما نزدیک است و عطش‌ناک برای هرچه در آن ایمان حاضر و حاضرتر شویم. حکایت ایمان، حکایت حضوری بود که با خبر شهادت آن مرد الهی برای یک ملت پیش آمد که یافتند امری را که هنوز در حضورِ آن حضور، دلگرم و سرگردانند. دلگرمند که گویا در پیش او هستند و او در پیش ما، و سرگردانند از این‌که چه اندازه این میدان از همۀ جهات وسیع است به وسعت رهبر شهید، آن‌گاه که در میدان درک قرآن حاضر شد با آن وسعت، و به وسعت حضور در سیاست به وسعت گشوده‌شدن تمدن نوین اسلامی و به وسعت درک زمانه که چه اندازه خداوند اراده کرده تا ما در آینده‌ای بس بلند و بلندتر حاضر شویم و به وسعت عبورکردن از امثال آقای هاشمی رفسنجانی‌ها. و این میدان با همۀ وسعت و همۀ جهاتش معنی ایمانی است که ما در این زمانه باید مدّ نظر داشته باشیم تا زندگی را بشناسیم و همچنان در این حضور بیکرانۀ اکنونِ جاودانه، خود را «او» بدانیم و «او» را خود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23785 موفق باشید  

42301
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: بنده کاملا معتقد به وحدتی هستم که شما می‌فرمایید، سوالی پیش آمده که می‌پرسم: چطور رئیس جمهور ایران و وزیر امورخارجه ایران در قلب آمریکا یعنی نیویورک امان جانی دارند اما رهبری در قلب تهران و ایران این امان جانی را ندارند؟ ممنونم، مشتاق دیداریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از الطاف همه جانبۀ عزیزان. عنایت داشته باشید وحدتی که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند، وحدت بین جبهۀ خودی‌ها می‌باشد تا همدیگر را در عین تفاوت‌ها در وسعت انسانیِ انسان‌ها درک کنیم. این حضور، ما را وارد حضور تاریخی ایرانِ ابرقدرت می‌کند که از حالت تنگ‌نظری نسبت به همدیگر آزاد باشیم. ولی حکایت حضور رهبری و خطر ترور ایشان توسط استکبار، فرق می‌کند با این که تیم دیپلماسی ایران در یک مجمع رسمی حاضر شوند که رهبر شهید انقلاب سال‌های قبل تأکید داشتند نباید حضور در این تریبون‌ها را ترک کرد. این حضور، با حضوری که رهبر معظم انقلاب در ملأ عام حاضر شوند، تفاوت می‌کند. زیرا در شرایطی هستیم که هنوز بین ما و جهان استکبار جنگ است و گمان می‌کنم این نوع غیبت رهبر معظم انقلاب که با پیام‌های خود با ملت گفتگو می‌کنند، در جای خود نوعی از مرحلۀ تاریخی ما باشد تا با اندیشیدن نسبت به محتوای آن پیام‌ها، نوعی بلوغ فکری در جامعۀ ما پیش آید. موفق باشید

42297
متن پرسش

سلام علیکم: استاد نظرتون در مورد این متن که برای آقای مهدی محمدی ارسال کردم چیست؟ «اختلاف داخلی در ایران زمانی روی محاسبات دشمن برای حمله موثر هست که ناظر به تاب آوری اجتماعی باشه، اختلافاتی سر اصل جنگ و مقاومت، دوگانه هایی نظیر جنگ یا صلح، مذاکره یا مقاومت، تندرو یا معتدل و عاقل، جنگ طلب یا آرامش خواه...، دوگانه هایی که اتفاقا بیشتر از همه خواص و مسوولان فعلی و قبلی به اونها دامن میزنن، لطفا به جناب آقای محمدی بفرمایید اختلافی که بعضی ها با امثال آقای قالیباف و سر موضوعاتی مانند تفاهم نامه دارن از اون دست اختلافات فوق الذکر موثر بر محاسبات دشمن نیست، اینها اتفاقا حرفشون محکمتر جنگیدن و ضریب کمتری به تفاهم نامه دادن هست، چیزی که حتی میتونه باعث رعب دشمن بشه، و نیز به ایشان بفرمایید اونایی که دیدگاه انتقادی نسبت به تفاهم و مذاکره و عملکرد آقای قالیباف دارن خیلی خیلی خیلی درصد کمی شون مقاصد انتخاباتی دارن، اینقدر توی همه فایلهای صوتی این موضوع را بولد نکنن، به نظرتون الان پایبند بودن به دیدگاه مذاکره بیشتر رای آور هست یا جنگ؟»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم تأکید رهبر معظم انقلاب در پرهیز از دوگانه‌سازی‌ها که در پیام هفتۀ دولت مطرح فرمودند شامل این امور هم می‌شود و در این راستا باید همدیگر را «فهم» کرد. موفق باشید

42296
متن پرسش

سلام علیکم استاد: در مورد بحث درک و فهم و عدم طرد دیگری که حضرتعالی با زبان عمدتا فلسفی به آن می پردازید عزیزان دیگری با زبان قرآنی و دینی همان بحث را مطرح می‌کنند و البته با حدود و تعاریف واضح و مشخصتر, مثلا استاد میرباقری با اشاره به آیه «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ» این بحث را مطرح می‌کردند که همه مومنان در یک درجه نیستن و بعد با استناد به آیات دیگر بحث نهی از همز و لمز را مطرح می‌کردند و یا دکتر یامین پور آیات مربوط به نهی از داشتن غل در قلوب مومنین نسبت به دیگر مومنان را مطرح می‌کردند که نزدیک به مباحث شما بود, آیا برداشت بنده از این «این همانی» صحیح است؟ اگر اینگونه است آیا بیان قرآنی موثرتر نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی در آن عرایض نظر به حضور تمدنیِ انسان است و از این جهت سعی شده در آن مباحث به انسانیت انسان نظر بیندازیم تا هرکس با نظر به حضور تاریخی انقلاب اسلامی خود را و جایگاه تاریخی خود را مدّ نظر قرار دهد. موفق باشید

42295
متن پرسش

سلام علیکم: استاد یکی از جلسات دوستان سها را که حضرتعالی در کانال متذکر شده بودید گوش دادم با موضوع فلسفه و آینده دینداری, تمام تلاش میزبان جلسه جناب حاج آقا نجاتبخش توضیح این مطلب بود که فلسفه کمک می‌کند ما امور را به صورت رخداد تاریخی نگاه کنیم نه واقعه طبیعی, آنچه به نظرم رسید این است که آنچه که باعث به دست آمدن این نگاه تاریخی می شود نه مطلق فلسفه بلکه فلسفه هایدگر آن هم بیشتر با خوانش فردیدی چنین دستاوردی دارد, نمی‌توانم درک کنم فلسفه مشاء یا اشراق یا حتی حکمت متعالیه یا دکارت و کانت و... چگونه به چنین نتیجه ای منجر می شود, (شاید بتوان گفت از آنجا که در تفکر هایدگر اساس متافیزیک بر انحراف ماهیت بینی به جای وجود بینی استوار است نباید از آن انتظاری داشت, البته در مورد حکمت متعالیه که نوعی رویگردانی از این انحراف است شاید بتوان به گونه ای دیگر بحث کرد), و اینکه این تنها نتیجه تفکر فلسفی (البته از نوع هایدگری) است؟ - اگر برای تفکر نوع قائل باشیم یک تقسیم بندی که می‌توان داشت تفکر دینی و تفکر فلسفی باشد. خواستگاه تفکر دینی فطرت و قلب است و منشا آن حضور است نه عقل و هر چه انسان کمتر دچار حجابهای پوشاننده فطرت باشه بیشتر پذیرا و اهل این تفکر می شود, این تفکر خود باعث شکوفایی هر چه بیشتر عقل می شود یعنی محاط بر آن است نه در عرض آن, این تفکر هم نگاه توحیدی به انسان می‌دهد و هم نگاه تاریخی بر بستر آن توحید, در شرایط وجود حجابهایی مانند مدرنیته و علم جدید بر فطرت انسان که نتیجتا باعث کم نور شدن تفکر دینی می شود یکی از ابزارهایی که کمک می‌کند به رفع بعضی از این حجب, تفکر فلسفی است که در عمومیت خود می‌تواند کمک کند به خودآگاهی نسبت به این حجب و نیز نظر به وجود و مبدا و معاد...، و به نظر می آید در تاریخ شکوفایی تفکر شاعرانه دینی, زیاد جایی برای تفکر فلسفی نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متذکر نکات خوبی شده‌اید و اتفاقاً همان‌طور که می‌فرمایید هایدگر با توجه به غیاب «وجود» در فلسفۀ ارسطویی به فلسفه‌ای نظر دارد که انسان را وجوداً نزد خود حاضر می‌کند و از این جهت ما را با نوعی معرفت نفس به صورتی خاص نزدیک می‌کند و در فلسفۀ صدرا هم می‌توان به صورتی وسیع‌تر متوجۀ چنین حضوری شد و از این جهت جناب صدرا، بحث نفس ناطقه را از طبیعیات به الهیات منتقل کردند. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%B1%D8%A7%D8%B2 شده که امید است ما را متوجۀ جایگاه تاریخی حکمت متعالیه در نسبت با توحید قرآنی بگرداند. موفق باشید

42294
متن پرسش

سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده مولوی میفرماید: در دو چَشم من نشین ای آنکه از من، من تری.. این بیت مولوی با بعثتی که با شهادت رهبری ایجاد شد تطابق دارد. مصرع اول را شاید این‌گونه بشود تعبیر که چون رهبرشهید شخصیت جامعی دارد هر کس به قدر معرفت و‌ظرفیت وجودی خود می‌تواند از این وجود نورانی بهره مند شود و مصرع دوم حکایت مردمی است که از هر قشر ‌و مذهبی و با هر تیپ و ظاهری (من) برتر خود را در رهبر شهید جستجو می‌کنند حال خواستم نظر حضرتعالی درباره این بیت شعر و تطبیق آن با رهبر شهید(حضرت آیت الله خامنه‌ای )جویا شوم با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر انسان به خود آید و متوجۀ معارف عالیۀ الهی شود و با خود خلوت کند که خود را چگونه در آن معارف عالیه حاضر و حاضرتر نماید و در انسانیت خود حاضر شود؛ ناگهان به آن‌جایی می‌رسد که در افق شخصیت خود، اولیای الهی را آشناترین آشناها می‌یابد و می‌بیند که چه اندازه با مولای‌مان امام المتقین«علیه‌السلام» آشنا بوده است و این‌جاست که خواهد گفت: «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو». و در این عرصه که در جستجوی آن اولیای الهی، خود را کند و کاو می‌کند، می‌یابد که چه اندازه ذیل اولیای الهی با حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آقای شهید انقلاب و ایران«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آشنا و آشناتر است. و این‌جا است که آری! با نظر به آن رهبر شهید، آن بیت مشهور به ظهور می‌آید که: «در دو چشم من نشین ای آن‌که از من، من ‌تری» و این است راز دل‌دادگیِ بشری که در جستجوی انسانیت خود، آن رهبر شهید را افق شخصیت خود می‌یابد و برای هرچه نزدیک‌شدن به او و یا به خود، اشک‌هایش جاری می‌شود. موفق باشید                            

42292
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در ابتدای امر برای همه آموزه‌های حضرتعالی خصوصا در حوزه زنان از شما سپاسگزارم و سوالاتی را در خصوص وقایع روز جامعه مطرح می‌کنم و امید به راهنمایی شما دارم. در دین مبین اسلام و در کتاب سراسر نور الهی، احکامی در خصوص زنان مطرح می‌شود و در مقابل، وقایعی با تدابیر برخی از نخبگان و مسئولان میانی جامعه اسلامی رخ می‌دهد که به نظر می‌رسد نیازمند بررسی و توجه بیشتر است. استاد محترم، در مسیر پیوند و بهره‌گیری جامعه از شرع مقدس و حرکت به سوی غایتی که رهبران ایران اسلامی برای دستیابی به آن جهاد کردند، گاهی با آسیب‌هایی مواجه می‌شویم که یا ناشی از افراط و تفریط‌اند و یا از غلبه نگاه مردانه بر حوزه‌های گوناگون حیات اجتماعی ناشی می‌شوند. با آنکه محوریت سرپرستی و مدیریت جامعه و خانواده با مرد است، این مدیریت به معنای نادیده گرفته شدن زنان در هیچ سطح و حوزه‌ای، حتی در مدیریت و اداره کشور نیست. البته باید اذعان داشت که پس از معصومین علیهم‌السلام، نگاه و عملکرد رهبران جامعه اسلامی ایران، جلوه‌ای برجسته از اهمیت و جایگاه زن در جامعه اسلامی را به نمایش گذاشته است. لیکن در رویه و عملکرد برخی مسئولان میانی، متولیان امور دینی، فرهنگی و حتی نظامی، نگاه مردانه به امور همچنان غالب است. زمانی که غایت احکام حاکم و مرتبط با خانواده به نیازهای زمینی مرد محدود می‌شود و خداوند را در حد خالق مردی زمینی محدود می‌کند، یکی از پیامدهای آن نادیده گرفتن ربوبیت پرودگار نسبت به انسان و از جمله مرد است و از عواقب مهم و اثرگذار آن نادیده گرفتن رابطه زن و پروردگار در مواجهه با این احکام الهی است. امری که می‌تواند نوعی از ظلم به زن را رقم بزند و توانمندی و قدرتمندی قلبی او را بکاهد. قدرتی که باید با جهاد درونی و خانوادگی زن کسب می‌شد با نگاه مردانه زن را از زنانگی دور می‌کند و مردانه تعریف می‌شود. چرا اگر قرار به تعریف قدرت است، باید مردان برای زنان قدرت را تعریف و در جامعه ساری و جاری کنند؟! اگر قدرت زن با نگاه غربی تعریف شود، چه از زبان دشمنان غربی باشد و چه از زبان برخی افراد با ظاهر دینی و رویکردی غرب‌گرایانه، آیا نتیجه آن جز غلبه و ترویج مردسالاری غربی خواهد بود؟ وقتی زن شبیه مردان در جامعه ظاهر می‌شود با هر نگاه و ادبیاتی که باشد و به هر هدفی، هرچند به ظاهر مقدس، آیا نتیجه‌ای جز غلبه جبهه کفر دارد؟! استاد محترم، گاهی به نظر می‌رسد در نگاه برخی از مسئولانی که از مبانی نورانی الهی فاصله گرفته اند، زن با شکل و شمایلی دیگر، بازهم ابزار است! زن مسلمانِ آشنا با تاریخ اسلام چگونه می‌تواند اقتدار و اقدامات حضرت رسول صلوات‌الله‌علیه در مقابله با فرهنگ نادرستِ غالب در جامعه را با وادادگی و گرایش برخی مسئولان و متولیان فرهنگی امروز به الگوهای ناسازگار با جامعه اسلامی جمع کند، بی‌آنکه این دوگانگی به شک و تردید بینجامد؟ چگونه می‌تواند این دو واقعیت را در کنار یکدیگر بفهمد؟ آیا قدرت مادر حضرت موسی علیه‌السلام و یا قدرت فوق العاده حضرت مریم سلام‌الله‌علیها رنگ و بوی مردانه دارد؟ آیا قدرت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، با آن جد بزرگوار، با آن پدر، حیدر کرار، نامی که هنوز هم دشمن از بیانش هراسان است، با آن برادرانی که هر یک در شجاعت و قدرت سرآمد بودند و با آن علمدار کربلا (صلوات الله علیهم اجمعین) که هنوز هم ابهت و اقتدارشان برای هر قلبی ملموس و مشهود است، نمی‌توانست در تیزی شمشیر باشد؟ یادآوری نام عزیزان حضرت زینب سلام‌الله‌علیها برای مومن قدرت قلبی و برای دشمن رعب ایجاد می‌کند. برای چنین بزرگواری شمشیر به دست گرفتن سخت یا ناممکن بود؟ یا با طرح الهی سازگار نبود و با معنای بندگی ایشان تطابق نداشت که اینگونه رقم نخورد؟!! حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در طرح الهی و در تبعیت از امامان خویش در خیمه ماند و واقعه کربلا را با تبیین، حیات بخشید ولیکن این ائمه بعدی بودند که تبیین ایشان را تا به امروز زنده نگه داشتند. آیا این در هم تنیدگی جمال و جلال الهی در سیره معصومین علیهم‌السلام را نمی‌رساند و برای زن امروز شاهدی نیست که هر کسی در جایگاه خودش باید نقش آفرین باشد؟ اگر زن امروز بخواهد در جایگاه زنانه خود در هستی، در ذیل تدابیر صاحب‌الامر، بی‌من شود تا بتواند بخشی از طرح الهی باشد، باید به جلوه و توان زنانه حاضر شود یا متأثر از فرهنگ مردسالار غربی و یا بی‌مبنا و چشم و گوش بسته، دنباله رو طرح یهود باشد؟! اگر مصلح جهان حضرت بقیة‌الله عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف هستند و جامعه را با ولایت تکوینی هدایت می‌کنند، زن با چه خصوصیاتی در این طرح الهی، ارمغان آور پیروزی در جبهه حق خواهد شد؟ با کنشگری مردانه یا با حضوری زنانه و در نهایت با قدرتی زنانه؟!! اگر قصور و نقص‌های ما مانع حضور در سپاه ظهور می‌شود، نباید به جای سوق دادن زن به سمت مردوارگی، آن عیوب و نقص‌ها دیده شود؟ استاد بزرگوار، در میان جمع زنانی که در جبهه حق حضور دارند، نباید اثرات مخرب عیوبی مانند حسادت و تکبر دیده شود تا برای درمان آن اقداماتی موثر صورت گیرد؟ آیا این عیوب مانع از جمع شدن حول محور امام نیست؟ ما قرار است به کجا برسیم و متولیان و مسئولان جامعه دارند ما را به کجا سوق می‌دهند؟!! استاد بزرگوار از شما آموختیم که زن امروز برای کسب قدرت و داشتن آرامش و برای آنکه به سلامت به مقصد و مقصود برسد، راهی جز اتصال به قلب حضرت بقیةالله عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ندارد. لذا از شما خواهشمندم که ما را در یافتن مسیر درست و زدودن موانع راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که متوجه شده‌اید حقیقتاً اسلام عزیز انسانیت انسان‌ها را – اعم از زن و مرد- مخاطب قرار داده و این مسئلۀ بسیار مهمی است و این اتهام بزرگ که مسلمانان زن را در حاشیه برده‌اند، اتهام درستی است ولی چرا به پای اسلام گذاشته‌ایم؟! در حالی‌که حقیقتاً تاریخ ما گواه است زنان در جایگاهی که جایگاه حقیقی آنان است بزرگ‌ترین نقش را داشته‌اند. علاوه بر کتاب «زن، آن‌گونه که باید باشد» سلسله مباحثی به صورت‌های مختلف در زمان‌های مختلف شده است که تحت عنوان: «زن در اسلام» در رابطه با شرایط تاریخی امروزمان در نسبت با «زن» شده است که در سایت لُب المیزان جمع‌آوری شده، خوب است سری به آن بزنید. https://lobolmizan.ir/sound/666?mark=%D8%B2%D9%86 در ضمن، خواهران در رابطه با سخنان رهبر شهید سلسله مباحثی تحت عنوان: «راه سوم» را به میان آورده‌اند که خوب است به کانال مربوطه رجوع فرمایید. https://eitaa.com/rahesevvom کانال «بشنو از زن» تلاش زیادی در رابطه با حضور تاریخی «زن» در این رابطه داشته است. https://eitaa.com/ziafat_andishe موفق باشید

42291
متن پرسش

با عرض سلام خدمت شما: اینجانب فرهنگی بازنشسته می‌باشم و اکنون حس می‌کنم نیاز به خودسازی و یادگیری علوم دینی و فقهی جهت عاقبت به خیر شدن و آمادگی جهت ملاقات با حضرت رب العالمین را دارم. خواهشمندم چنانچه استادی هست که بتواند مرا در این راه کمک کند یا حوزه علمیه ای که مرا بپذیرد یا موسسه ای که مرا آموزش بدهد معرفی بفرمایید. خدا به شما جزای خیر عنایت کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای خاصی مدّ نظر ندارم. ولی این علاقه را که خداوند در قلب شما انداخته است، به فال نیک بگیرید و سعی بفرمایید طی مقدماتی بالاخره با قرآن از طریق تفسیر المیزان آشنا شوید. پیشنهاد می‌شود پس از بحث «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن که روی سایت هست با صوت شرح سوره‌های زمر و عنکبوت و روم و حجرات که روی سایت هست، مأنوس شوید. البته اگر با کتاب «فرزندم؛ این‌‌چنین باید بود» https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85  در اُنس باشید خوب است. موفق باشید

42290
متن پرسش

سلام استاد گرامی: امیدوارم حالتون خوب باشد. یک موضوع قرآنی و فرهنگی هست که مدتیه ذهن من رو جدی درگیر کرده و دوست داشتم با شما مطرح کنم؛ هم برای مشورت و هم شاید برای اینکه اگر صلاح دونستید، در پیدا کردن آدم‌های مناسبی که بتوانند وارد این مسیر شوند، کمکم کنید. ماجرا مربوط به آقای محمدی‌تبار است. احتمالاً شما ایشان را نمی‌شناسید، برای همین اجازه بدهید ابتدا کمی درباره ایشان و کاری که انجام می‌دهند توضیح بدهم. من حدود ۱۸ ماه است که به‌صورت مستقیم با ایشان فعالیت دارم و در این مدت، از نزدیک با دغدغه، نگاه و نوع فعالیتشان آشنا شده‌ام. ایشان در سال ۶۳ کارشناسی مدیریت گرفته‌اند و در سال ۷۰ کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل را خوانده‌اند و در همین مسیر از تهران به قم آمده‌اند. البته سابقه مبارزه و جبهه و جنگ و اسارت را هم دارند. در کنار تحصیلات دانشگاهی، حدود پنج سال به‌صورت آزاد و بدون تعطیلی، درس تفسیر المیزان را نزد آیت‌الله روح‌الله شاه‌آبادی دنبال کرده‌اند و دروس حوزوی را نیز کار کرده‌اند و در ادامه، تمرکزشان را بر مدیریت فرهنگی گذاشته‌اند. در حوزه مدیریت فرهنگی هم سابقه فعالیت و تدریس داشته‌اند و چند سال استاد مدیریت فرهنگی در جامعه‌المصطفی بوده‌ و هستند. طبق رزومه‌ای که خودشان برای من توضیح داده‌اند، در طول این سال‌ها در ارتباط با فعالیت‌های فرهنگی و بین‌المللی، با ۵۴ تشکل بین‌المللی در نقاط مختلف دنیا ارتباط و همکاری داشته‌اند و در چند کشور نیز مدارس قرآنی و اسلامی ایجاد شده است. در حال حاضر مدیر و مؤسس «دعوت جهانی قرآن کریم» و «فروغ اندیشه نور» هستند و این مجموعه در ۲۸ کشور فعالیت دارد و در کشورهای مختلف نماینده دارد. در سایت «دعوت جهانی قرآن کریم» https://davatejahani.ir هم مجموعه‌ای از فعالیت‌های قرآنی و تربیتی معرفی شده؛ از آموزش قرآن، ترجمه و تدبر و تربیت مربی گرفته تا موضوعات خانواده و تربیت فرزند، اقتصاد در قرآن، تاریخ اسلام، نقش ائمه در احیای دین، احکام و موضوعات معارفی. این مجموعه نیز با مجوز رسمی فعالیت می‌کند. در حال حاضر یکی از کارهایی که درگیر آن هستند، تولید محتوای «مدرسه اسلامی ، قرآنی ملل» است؛ مدرسه‌ای که برای فعالیت در ایران و کشورهای مختلف طراحی شده و دارای ظرفیت نمایندگی در ایران و کشورهای مختلف است. خداوند هم توفیقی به من داده که در این زمینه، هرچند ناچیز، با ایشان همکاری داشته باشم. اما چیزی که باعث شده من این موضوع را جدی بگیرم، صرفاً رزومه و گستردگی فعالیت ایشان نیست. من در این حدود ۱۸ ماه که مستقیم با ایشان کار کرده‌ام، بیشتر با یک دغدغه مشترک مواجه شده‌ام؛ اینکه اگر قرار باشد فرهنگ قرآنی و دینی واقعاً در جامعه استمرار پیدا کند، باید برای نسل بعد فکری اساسی کرد. من خودم در این مدت، با آشنایی بیشتر با افکار و اندیشه‌های استاد محمدی‌تبار، به این نتیجه رسیده‌ام که واقعاً حیف است ما فقط درباره فاصله گرفتن بچه‌ها و نسل جدید از فرهنگ دینی صحبت کنیم، اما برای ساختن یک مسیر تربیتی و فرهنگی و تربیت نسل بعد، آن‌طور که باید اقدام نکنیم. به نظرم اگر قرار است فرهنگ دینی ماندگار شود، باید از کودک و خانواده شروع کنیم؛ از همان سال‌هایی که شخصیت و نگاه کودک در حال شکل گرفتن است. یعنی به‌جای اینکه چند سال بعد، وقتی نوجوان و جوان شد، تازه بخواهیم با او درباره قرآن و دین صحبت کنیم، باید از کودکی یک زنجیره تربیتی و فرهنگی درست ایجاد کنیم که کودک، خانواده، نوجوان و بعد جوان را به هم وصل کند. این دغدغه، با آشنایی بیشتر من با این کار برایم جدی‌تر شده و به همین دلیل دوست دارم خودم هم تا جایی که از دستم برمی‌آید، این موضوع را دنبال کنم. البته این نکته را هم می‌خواهم روشن بگویم که این‌طور نیست که آقای محمدی‌تبار از من خواسته باشند برایشان افراد پیدا کنم یا از شما درخواست معرفی نیرو داشته باشند. اتفاقاً این پیگیری، خواسته و تصمیم خود من است. من چون در این مدت مستقیماً با ایشان کار کرده‌ام، احساس کردم این ظرفیت نباید فقط در حد یک فعالیت محدود بماند و اگر قرار است جدی‌تر دنبال شود، باید آدم‌های مناسبی هم برای این مسیر شناسایی شوند. آدم‌هایی که فقط مدرک یا سابقه قرآنی نداشته باشند؛ بلکه دغدغه واقعی فرهنگی داشته باشند، اهل کار باشند، توان ارتباط با مردم و خانواده‌ها را داشته باشند، بتوانند مسئولیت بپذیرند و مهم‌تر از همه، اهل استمرار باشند. اینجا بود که به ذهنم رسید شاید شما بتوانید کمک بزرگی به من بکنید. با توجه به سابقه‌ای که شما در آموزش‌وپرورش، کار تربیتی و دانشگاه داشته‌اید و سال‌ها با فضای تربیت نسل جوان و نیروهای فرهنگی در ارتباط بوده‌اید، احتمال دادم بتوانید آدم‌هایی را بشناسید که شاید من اصلاً دسترسی یا شناختی از آنها نداشته باشم. اما یک دلیل مهم‌تر هم برای اینکه به فکر مطرح کردن این موضوع با شما افتادم وجود دارد. احساس کردم شاید آشنایی شما با آقای محمدی‌تبار، فقط برای پیدا کردن چند نفر مناسب نباشد. از یک طرف، ایشان سال‌ها در حوزه مدیریت فرهنگی، فعالیت قرآنی، کار تربیتی و ارتباطات بین‌المللی تجربه کرده‌اند و امروز هم درگیر یک کار عملی برای تولید محتوای «مدرسه قرآنی و اسلامی ملل» هستند. از طرف دیگر، شما سال‌ها در آموزش‌وپرورش و دانشگاه و فضای تربیتی حضور داشته‌اید و در کنار تجربه‌های اجرایی، بخش مهمی از مسیرتان را صرف کار دینی، تفسیر قرآن، نهج‌البلاغه، معارف و تربیت فرهنگی کرده‌اید. برای من جالب بود که هر دو مسیر، با وجود تفاوت‌هایی که دارند، به یک دغدغه نزدیک می‌شوند: اینکه چطور می‌شود فرهنگ عمیق دینی را فهمید، منتقل کرد و برای نسل بعد به یک جریان زنده تبدیل کرد. به همین دلیل با خودم فکر کردم شاید گفت‌وگوی مستقیم شما با ایشان، قبل از اینکه اصلاً بخواهیم دنبال معرفی افراد برویم، ارزشمند باشد. ممکن است در یک گفت‌وگوی کوتاه، شما از زاویه تربیتی و فرهنگی به مسئله نگاه کنید و ایشان از زاویه تجربه اجرایی، مدیریت فرهنگی و فعالیت بین‌المللی؛ و همین تفاوت زاویه نگاه شاید باعث شود ظرفیت‌هایی دیده شود که من به‌تنهایی نمی‌توانم ببینم. ممکن است این گفت‌وگو به معرفی چند نفر منجر شود، ممکن است به یک همکاری مشخص برسد و ممکن هم هست فقط باعث شود هر دو طرف شناخت دقیق‌تری از یک ظرفیت قرآنی و فرهنگی پیدا کنند. برای من اصلِ این آشنایی ارزشمند است و نمی‌خواهم از ابتدا برای نتیجه آن تصمیمی تعیین کنم. به همین دلیل اگر خودتان صلاح بدانید، خوشحال می‌شوم زمینه یک گفت‌وگوی کوتاه و ابتدایی بین شما و آقای محمدی‌تبار را فراهم کنم؛ بدون اینکه هیچ تعهد یا تصمیمی برای همکاری در میان باشد. فقط یک گفت‌وگوی آشنایی و بررسی اصل موضوع. بعد از آن، اگر شما احساس کردید این مسیر ظرفیت بیشتری برای دنبال کردن دارد، طبیعتاً می‌توانیم درباره افراد مناسب و ادامه کار هم فکر کنیم. تأکید می‌کنم این درخواست از طرف آقای محمدی‌تبار نیست و ایشان از من نخواسته‌اند که با شما چنین صحبتی داشته باشم. این تصمیم و پیگیری، کاملاً از طرف خود من است؛ چون در این مدت زمان که از نزدیک درگیر این کار بوده‌ام، احساس کردم شاید معرفی این دو ظرفیت به یکدیگر، خودش بتواند اتفاق مفیدی ایجاد کند. اگر صلاح بدانید، من می‌توانم ابتدا توضیحات بیشتری درباره مجموعه، «مدرسه قرآنی ملل»، نوع فعالیت و هدفی که دنبال می‌شود خدمتتان عرض کنم و اگر تمایل داشتید، زمینه آشنایی و گفت‌وگوی مستقیم شما با ایشان را فراهم کنم. ممنونم که وقت گذاشتید و خواندید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای بسی خوشبختی است که رفقای محترم به صورت‌های گوناگون به قرآن رجوع کرده و می‌کنند و مطمئن باشید قرآن به عنوان آخرین پیام خداوند جوابگوی نیازهای بشر آخرالزمانی می‌باشد. انسان‌ها در این دوران نمی‌توانند با مفاهیم و عقاید خود هرچند آن عقاید خوب و متعالی باشد؛ خود را ادامه دهد. باید در جان خود در جستجوی حضوری باشند که آن حضور، معنای آن‌ها را شکل می‌دهد و قرآن یعنی «ذکرٌ للعالمین». در رابطه با معرفی افراد، رفقایی که می‌شناسم عموماً به نحوه‌های مختلف در فعالیت هستند که شاید امکان ارتباط با آن‌ها مشکل باشد. مانند حاج آقا نجاتبخش و در مرکز «سیمای هنر و اندیشه» https://eitaa.com/soha_sima و یا حاج آقا موسویان در «گروه فرهنگی صبّار» https://eitaa.com/sabbar_ir . ولی در هر حال همین‌که رفقا این راه را طی کنند، آنچه بهترین است به ظهور می‌آید. در رابطه با شخص بنده، با توجه به موقعیت سنّی، تنها می‌توانم صبح‌ها بعد از نماز در مسجد «خدیجه کبری«سلام‌الله‌علیها» که نزدیک منزل‌مان می‌باشد در خدمت رفقا باشم. موفق باشید

42289
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم. ششمین سال از ورودم به حوزه های علمیه میگذرد و بیشترین شخصیتی که مرا به روال عادی حوزه های علمیه تذکر داده شما بوده اید. از همان پایه اول تا همان پایه چهارم که مهاجرت به اصفهان کردم اما باز بازگشتم به قم تا همین چندی پیش که باز میگفتم: چرا شیخ انصاری؟ چرا فقه و اصول؟.... اما جور دیگری برایتان مینویسم: حال دلم به گونه ایست که هیچ مرا حس اطمینان نمی دهد، هیچ مرا خوش حال نمیکند، هیچ مرا بر نمی انگیزاند؛ خلاصه که این دنیا هیچ برایم معنایی ندارد. گویی افسردگی مرا ربوده! روزی که آمدم حوزه احساس کردم تازه متولد شدم و زندگی تازه رنگ گرفته ولی هرچه جلو میروم آنچه را که میخواهم درش نمی یابم؛ من خدارا میخواهم. من انقدر تشنه خدایم که حتی نمیتوانم درست زندگی کنم، انقدر تشنه خدایم که هیچ چیزی برایم‌ اندازه کار های دینی اهمیت و ضرورت ندارد و هیچ چیزی اندازه اینها مرا به خود مشغول نمیکند. اما نیست آنچه که باید باشد. تا حدی که(با اینکه هیچ حضوری برای خودم بیرون حوزه متصور نیستم، اما) به بیرون روی از حوزه فکر میکنم، اما نمیدانم کجا؟! استاد بیش از حد اندازه همه چیز برایم بی رنگ است(و همه را هم در دوری خدا میبینم) من نمیتوانم این مسیر مرسوم طلبگی را طی کنم. اصلا آینده ای مشخصی برای خودم نتصور نیستم و نمیدانم چه بخوانم، به چه درد میخورد؟ چه نباشم؟ من نمیخواهم یعنی توان عبور از این مسیر مرسوم را ندارم؟ نه آینده شغلی در آن میبینم، نه حس ایمان در آن برایم زنده میشود... تا حدی که دارم از این بستر نا امید میشوم. آثار شیطان از بی صبری و کمال گرایی افراطی و حساسیت زیاد مرا فرا گرفته و نمیدانم چگونه باید از دستش خلاص شوم. با این حال من نه در مسیر مرسوم و نه غیر مرسوم و نه درون و نه بیرون حوزه های علمیه توان حیات ندارم و به یک شخصیت بسیار ضعیف و بی مصرف تبدیل میشوم. راه خدارا بگویید....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً این احوالات برای بشر جدید و جوانان این تاریخ پیش می‌آید. زیرا همچنان‌که بخصوص در کتاب «بشر جدید....» عرض شده است انسان نمی‌تواند با مفاهیم و عقاید خود هرچند آن عقاید خوب و متعالی باشد؛ خود را ادامه دهد. باید در جان خود در جستجوی حضوری باشد که آن حضور، معنای او را شکل می‌دهد. این‌جا است که می‌توان گفت انسان با انسان، انسان می‌شود و در جایگاه خود این شریعتِ آخرالزمانی است که در کنار قرآن، اهل البیت«علیهم‌السلام» را مدّ نظرها می‌آورد. با توجه به این امر ما در هر کجا هستیم باید به شخصیتی نظر کنیم که ذیل اسلام، ما را در آن موقعیت خاص که برایمان پیش آمده، معنا کند. در این رابطه می‌توانید به شخصیت‌هایی فکر کنید که چگونه با حضور در حوزه‌های علمیّه در راهی قرار گرفته‌اند که بدون هیچ ادعایی زندگی خود و دیگران را معنا کردند از امامین انقلاب بگیرید تا شهید مطهری و استاد صفایی حائری. زیرا این عزیزان به اصلی‌‌ترین راه که راهِ هدایت قرآنی هست و حقیقتاً در حوزه می‌توان در آن حاضر شد؛ افراد را متذکر زندگی کردند. و از این جهت می‌توان گفت چرا در این زمانه حتی بیش از پیش باید گفت: «چرا حوزه؟!!». موفق باشید                        

نمایش چاپی