با سلام به استاد گرامی طاهرزاده دامت البرکاته: استاد عزیز بنده توفیق پیدا کردم رفتم مزار سرداردلها ولی توفیق شهادت نصیب من نشد. نمی دانم ما ساعت ۳ بعد از ظهر می خواستیم برویم مزار سردار عزیز ولی خبر دادند نمی شود برویم بمب انتحاری زدهاند و نمی شود و نه ولی فردا صبح آن روز رفتیم آنجا زیارت سردار قاسم سلیمانی عزیز ولی نمی دانم خداوند نگذاشت و نشد قسمت ما بشود شهادت سوال این است یعنی استاد ما لایق شهادت نبودم و روزیم نبود از آن طرف خانواده وبچه ام نگران و گریه و دل واپس بودند و زنگ می زدند ولی من هم ناراحت نمی دانم ولی استاد آرزویی شهادت دارم التماس دعا دارم در این ماه رجب المجرب ما را از دعاخیرتان محروم نکنید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شماره 36666 عرض شد اینان از قبل انتخاب شده بودند. حال این سؤال برای ما پیش میآید: «آیا ظرفیت تمام شده بود، یا ما پای راه رفتن نداشتیم؟!!». موفق باشید
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی و تندرستی همیشگی از درگاه حق تعالی برای جنابعالی. استاد مدتی ست سوالی ذهن مرا مشغول به خود کرده که چطور میشود یکی مثل بنده که بیشتر عمر خود را در جامعه غرب گذرانده ام وقتی صحبت های جنابعالی را در مورد به بن بست رسیدن تمدن غرب و ضرورت ایجاد تمدن نوین اسلامی به عنوان تنها راه ادامه تمدن بشری می شنوم کاملاً درک میکنم و میپذیرم ولی بعضاً جوان های دیندار و به ظاهر مذهبی که شاید بیشتر از بنده به احکام شریعت اسلام مقید هستند به عمق سخن شما پی نمی برند و یا شاید آنطور که باید چنین سخنانی را جدی نمیگیرند! آیا این به خاطر این نیست که جوان ما اگر چه دین اسلام را دوست دارد و احکام آن را هم اجرا میکند ولی هنوز درک درستی از روح حاکم بر جوامع غربی ندارد؟ و برعکس وقتی جنابعالی از روح حاکم بر تمدن غرب سخن میگویید امثال بنده این روح حاکم را در مناسبات انسانی و در محیط کار کشورهای غربی به صورت کاملاً ملموس تجربه کرده و لذا به تمدن غرب نه به عنوان یک راه بلکه به عنوان یک بن بست نگاه میکنیم؟ آیا مشکل جوان ما نداشتن ذهنیتی درست از تمدن غرب و روح اومانیستی حاکم بر آن و مشکلات ناشی از آن نیست؟ آیا مشکل جوان ما این نیست که نه درک درستی از جوامع غربی دارد و نه دوران شاهنشاهی ایران را تجربه کرده تا بداند ذیل فرهنگ لیبرالیسم غرب زیستن چه مشکلاتی می آفریند؟ به طور مثال جوان ما فقط ماشین بنز را در ایران میبیند و تحسین میکند ولی امثال بنده علاوه بر محصولات تکنولوژی، کارگران بی روح این شرکت ها را دیده و مناسبات مادی حاکم در محیط کار و فرهنگ حاکم در جامعه غرب را با پوست و گوشت خود تجربه کرده ایم و میدانیم خوشبختی و سعادت هر چه هست این نیست و راهی دیگر باید گشوده شود. لذا وقتی در ایران هستیم در کنار دیدن مشکلات، به آن راهی که با انقلاب اسلامی در مقابل تمدن غرب گشوده شده امیدوارانه نگاه میکنیم و ایجاد تمدن نوین اسلامی را به عنوان تنها آلترناتیو در مقابل تمدن غرب میدانیم. خواستم نظر و راهکار استاد را در این مورد جویا شوم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نکته آخر سخنتان شروع کنم که به خوبی متوجه شدهاید که ایجاد تمدن نوین اسلامی، تنها راه و آلترناتیوی است که میتوانیم با نظر به آن، نسبت به آینده بشر امیدوار بود آن هم به عنوان آغاز تاریخی که آدمیان تلقیِ دیگری از «خود» خواهند داشت، نه آن نگاهی که تفکر اومانیسم به انسان دارد و انسان را ملاک هستها و نیستها و بایدها و نبایدها میداند، بلکه حضور انسانی که مانند حاج قاسم سلیمانی به انسانیت انسانها که پرتو نور انسان کاملاند؛ نظر دارد و از این جهت آیندهای در پیش است و این است آنچه مورد غفلت بعضی از جوانان ما قرار گرفته، زیرا متوجه نبودیم تمدن غربی اگر وعده رفاه داد، اتفاقاً با بحرانهایی که در درونش بهوجود آمد همان رفاه را نیز از بشر گرفت.
بزرگان اهل اندیشه معتقدند اتفاقاً وقتی میتوانیم از غرب عبور کنیم که غرب را به خوبی بشناسیم، آنطور که بنده در سخنان شما احساس کردم و تنها در آن صورت است که متوجه میشویم باید به انسان دیگری فکر کرد. اگر این ما هستیم و نحوه تلقی که باید از خود داشته باشیم، آیا این حاج قاسم سلیمانی نبود که در این تاریخ یعنی تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شد؛ ما را متوجه تأمّل هرچه بیشتر در خود کرد تا معلوم شود چگونه باید بود؟ و از جهانی که سخت از مرگ هراسان است با حضوری که در خود پیدا میکنیم، نهتنها مرگ و زندگی برایمان یکسان میشود، بلکه به دنبال مرگی تاریخی هستیم که در این تاریخ از هزار زندگی، حیاتبخشتر است به همان صورتی که حاج قاسم سلیمانی در مورد آن مرگ به دخترش فاطمه آن نوشته را نوشت. موفق باشید
بسمالله الرحمن الرحیم: استاد شناخت خدا با خدا چگونه است؟ چگونه میشود از وحدت به کثرت رسید؟ استاد عمر کوتاه است و مسیر طولانی و نفس ضعیف چه کنم؟ یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: صدیقین یعنی آنانی که خدا را به نور خود خدا می یابند حال یا از طریق قلب که با سلوک خاص خود پیش می آید، یا از طریق عقل که همان «برهان صدیقین» است که متن برهان و شرح صوتی آن روی سایت هست. موفق باشید
به نام جانان سلامی به بلندای سرمدیت حق تقدیمتان. سیر مطالعاتی توحید (معرفت نفس و رب) و نبوت و امامت و عدل و معاد طبق کتب شریفتان را اگر به ترتیب هر یک از این اصول بفرمایید ان شاءالله روزی همگان شود معرفت نفس که ریشه همه اصول و معارف است مخصوصا حقیر با دعای شما دوستتان دارم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مباحثی مانند «معرفت نفس» و توحیدی که «برهان صدیقین» متذکر آن میشود، سیر مطالعاتی سایت ان شاءالله میتواند کمک کند. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز داستان زندگی ما انسان ها در تک تک گردنه ها و بالا و پایین هایش اینطور که با مطالعات شما و در کُل به قدر خودم فهمیدم، می شود مواجهه حقیقت (به اسمایش) با توهماتی بنام کبر وغضب و... نمیدانم چقدر این لغت در اینجا درست باشد گویا جنگ و نبردی است. حال سوالی که ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید اینکه خُب حقیقتا ما شَر و پلیدی در کل نداریم و این برداشت های اشتباه و جهل ماست که اینجور از روزگار و وقایع شر و پلیدی برداشت می کند. حال سوالم اینکه شَر و کبر و غضب و... که در حقیقت نیست، وقتی ما دچار ترس وغضب و.. می شویم وضعیت ما در هستی کجاست؟ یعنی در آن حال آن قسمت از نفس ما چون در این مرتبه عالم که نزدیک عدم است باز فرصت باقی ماندن دارد؟ یعنی در آن حالات اضطراب که آن طور انسان به لرزش و تب و تاب می افتد در چه وضعیتی و نسبت و جایی است؟ ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن نوع ترس و غضب که ریشه در توهمات انسانها دارد، حکایت عدم حضور آنها میباشد در مأوای وجود و هستی؛ و به همان اندازه عملاً آنها در عدم و نیستی حاضرند و احساس این عدم و نیستی در جایگاه خود، حکایتی است که اگر در این دنیا با رجوعِ به توحید از آن عبور نشود، با ابدیتی روبهرو میشویم که قرآن تحت عنوان «أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» از آن خبر داده است. موفق باشید
با سلام و درود خدمت استاد گرامی: استاد مرتبط با سخنان اخیرتون در مورد این پدیده و این موج بی سابقه تظاهرات های ضد استکباری در خود کشورهای غربی خواستم نظر جنابعالی را جویا شوم. بنده به عنوان کسی که ساکن در غرب هستم و بازتاب وقایع اخیر را در جامعه غرب دارم بی واسطه ادراک میکنم، حس میکنم بعد از به خاک و خون کشیدن زنان و کودکان فلسطینی و بمباران فجیع بیمارستان ها که به معنای واقعی کلمه، بشریت یک نسل کشی تمام عیار را بر علیه یک ملت مظلوم بی دفاع جلوی چشمان خود تجربه می کند، ما شاهد یک بیداری وجدان عمومی در جوامع غربی هستیم که نقش خود دشمن صهیونیستی در این بیداری فطرت ها هم در خور اهمیت است! یعنی امپراطوری رسانه ای صهیونیستی در غرب به قدری در دروغگویی و تحریف واقعیات بی شرمی کرد و ظالم را جای مظلوم نشاند که باعث رسوایی خود شد و اعتماد عمومی جامعه غرب نسبت به رسانه ها به شکل وسیعی خدشه دار شد. یعنی فطرت بیدار هر انسانی به او گواهی میدهد که بمباران بیمارستان ها و مدارس را به هیچ وجه من الوجوح و با هیچ دلیلی نمیتوان توجیه کرد، حال آنکه باز رسانه های وابسته به صهیونیسم بعد از انکار اولیه به سعی در توجیه کردن این نسل کشی برآمدند. بنده فکر میکنم حتی بی اعتمادیی که در اثر این وقایع در بین مردم کشورهای غربی نسبت به رسانه های رسمی خودشان ایجاد شد بی سابقه بود و به بهترین تعبیر که تعبیر رهبری باشد ترمیم ناپذیر هم خواهد بود. استاد آیا می توانیم با یک فهم تاریخی این رخدادها را اینگونه بنگریم که گویی ما مواجه هستیم با آغاز تاریخ بیداری فطرت انسان ها که این در آینده به پس زدن تمدن مادی غرب از طرف فطرت انسان ها در خود غرب منجر می شود؟ آیا بیداری فطرت ها و بیزاری فطرت ها از تمدن غربی را می توان ذیل برطرف شدن موانع ظهور فهمید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که به خوبی از فضای آنچه در وجدان عمومی مردم کشورهای غربی میگذرد، به طور مستقیم گزارش میدهید، و خود جنابعالی حقیقتاً ناظر صحنهاید؛ واقعیت آن است که به دلایل مختلف ما با آغاز تاریخ دیگری روبهرو هستیم. زیرا از یک طرف فرهنگ مدرنیته به گفته خود متفکران غرب، نتوانست به وعده هایی که بیشتر فروختن آرمانهای کاذب بود، عمل کند و عملاً مردم، خود را در آن فضا در دام نیهیلیسم و نیستانگاری یافتند و از طرف دیگر با پشتیبانیِ سران جهان استکباری از جنایات رژیم صهیونیستی متوجه شدند ذیل چه حکومتهایی زندگی میکنند. این است که به طور شگفتآوری ملاحظه میکنید مردم جهان غرب در بستر اعتراض به کودککشیِ رژیم صهیونیستی در واقع متوجه فردای دیگری در وجدان خود هستند و این، هنر و هوشیاری ما را میطلبد که متوجه این امر باشیم و حضور تاریخی خود را که جدا از حضور تاریخ جهان نیست، مدّ نظر قرار دهیم، به همان معنایی که به گفته جناب گادامر، «تفکر، تاریخی است». یعنی کسانی امروز، مردان واقعی تفکرند که متوجه روح تاریخی باشند که در حال طلوع است و غزه، آینه آن حضور و آن تفکر است تا معلوم شود متفکر واقعی در این زمانه چه کسی است. موفق باشید
با سلام جناب استاد طاهرزاده: استاد ارجمند آیا برنامه هایی مثلا NA و AA میتوانند افقی برای اعضای معتادان پاک شده از دام اعتیاد بگشایند؟ بنده بواسطه ارتباطی که با برخی اعضای این نهاد ها دارم از طرف ایشان سوال میکنم! و چون این برنامه ها با محوریت سازمان بهزیستی و دیگر نهاد ها امکان فعالیت در ایران یا کشورهای اسلامی یافته اند زبان بنده در پاسخگویی بدون کسب جواب و نظر از حضرات بزرگان علم تفکر اسلامی وین جمله شخص شما راه احتیاط گرفته ام تا بعد از جواب شما پاسخ ایشان را بدهم!؟ نظر حضرت عالی چیست؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی از این برنامهها نمیدانم. موفق باشید
سلام علیکم ستاد ارجمند: به یاد دارم حضرت آقا در دیدار خود با راویان دفاع مقدس تاکید جالبی مبنی بر عدم غلو کردن در روایات جنگ داشتند، از آن جهت که خودِ قضایای واقع شده به اندازه ایی بزرگ و جالب و حضور آورند که نیازمند غلو نیست! حال برخورد غلوآمیز با مساله «طوفان الأقصي» و قدری نا ملایمتی ها در حق سید مقاومت نیز، بنظر از آفات پیش رو است، که با تعمیم تاکید آقا البته قابل حل است! ما باید عنایت داشته باشیم که سید مقاومت و دیگر بزرگان برای خود ننگ میدانند اگر امروز توان غلبه نظامی به اشرار عالم اعم از آمریکا و صهیونیسم را داشته باشند، و آنرا به فردا بسپارند لیکن مساله توان مقاومت مساله حمله نظامی نیست که از ایشان انتظار داشت_مساله چندین ساله جنگ نرم است که آنهم در حد اعلا آن مشهود است و با تورق صفحات مجازی میشود بروز «انقلاب اسلامی» آشکارا و «ایرانِ» در پشت آن را بطور پنهان مشاهده کرد! ایشان خود بخوبی تاکید کردند که شاید منتظر فرمان حمله مستقیم من هستید اما من چندین سال است در حمله ام، بدون از دست دادن لحظه ایی. من بشخصه گمان دارم در این برهه بیشتر از آن که دنبال تهیه تفنگ و موشک و تانک میباید بود دنبال گوش و چشمی باید بود که نبسته به زبان سیدان باشد _ مصداق بشنو از نی چون حکایت از این قضایا میکنند است. سمعا و طاعتا از بزرگان علی الخصوص آقا، بدون هیچ غلوی سلاحی است که هیچ ارتش جهان آن را نه دارد و نه میتواند به سادگی ها داشته باشد. ممنون از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در جلسه «ما و قامت بلند سید مقاومت» https://eitaa.com/matalebevijeh/15126 در جمع رفقا مطرح شد و نیز در جلسهای که با عنوان «جایگاه تاریخی سخنان سید مقاومت با نظر به غزه» https://eitaa.com/matalebevijeh/15130 عرض شد حقیقتاً جناب سید حسن نصرالله در آن سخنرانیشان مسئله تقابل ما با صهیونیسم و استکبار را بسیار عمیق تر دیدند و بنده تعبیر نگاه پسفردایی برای سخنان ایشان قائل هستم. تلاش همه ما آن باید باشد که سعی کنیم جایگاه سخنان سید مقاومت را در تاریخی که پس از رخداد طوفان الاقصی مطرح کردهاند، بفهمیم که اشارهای است به آیندهای که به تعبیر مقام معظم رهبری آن آینده، آینده فلسطین است. موفق باشید
عرض سلام خدمت شما: استاد راجع به این سخنان امام خامنه ای که در ادامه آورده میشود میخواستم بپرسم اینکه، در فلسفه اسلامی که ایشان بیان فرمودند، چگونه میتوان امتداد عملی آن را استخراج کرد؟ یعنی چگونه میتوان امتداد عملی آن را، که ایشان به عنوان حکمت عملی بیان فرمودند استخراج کرد؟ _ بخشی از بیانات در دیدار اعضای موسسه عالی فقه و علوم اسلامی : این [نظام] باید اداره بشود با اسلام، با فکر اسلامی. فکر اسلامی در جنبهی عملی، همان فقه اسلام است؛ البتّه بنده با فلسفه خواندن، نه فقط مخالف نیستم بلکه کاملاً تأیید میکنم، فلسفه هم لازم است؛ حالا چه جوری داخل برنامههای شما بشود، آنها به برنامهریزی مدیران محترم آنجا بستگی دارد؛ لکن فلسفه خوب است، لازم است، نه اینکه فقط خوب است؛ لازم است؛ در این تردیدی نیست؛ لکن آنچه زندگی را اداره میکند، عملاً فقه ما است؛ علّت هم این است که فلسفهی اسلامی در طول زمان امتداد عملی نداشته؛ یعنی این حکمت نظری ما به حکمت عملی امتداد پیدا نکرده؛ در حالی که فلسفههای غربی که از لحاظ نفْسِ فلسفه بودن خیلی کم محتواتر و ضعیفتر از فلسفهی اسلامی هستند، امتداد عملیّاتی دارند؛ یعنی اگر چنانچه شماها مثلاً فرض کنید که فلسفهی کانت یا هگل یا مارکس را معتقد باشید، در مورد حکومت نظر دارید، در مورد فرد نظر دارید، در مورد ارتباطات اجتماعی نظر دارید؛ امّا [اینکه] اقتضای فلسفهی ملّاصدرا یا فلسفهی فرض بفرمایید که ابنسینا یا دیگری در حکومت یا در فلان [مسئله] چیست، چیزی برای ما روشن نشده؛ نه اینکه ندارد، قطعاً دارد؛ سفارش من به متفلسفین و فعّالان فلسفه همیشه این بوده که این امتداد را پیدا کنند؛ چون معتقدم اثر دارد؛ این امتداد وجود دارد امّا خب روی آن کار نشده؛ بنابراین فعلاً آنچه میتواند جامعه را اداره کند، فقه ما است؛ خب پس این اقتضای بیرونی و نیاز بیرونی، این هم حوزه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه فلسفه اسلامی بخصوص در اسلوب صدرایی، صرفاً به موضوعی خواندنی تبدیل شده است تا بخوانیم و بدانیم، نه آنکه با نگاه صدرایی به انسان و به سیاست متوجه توحیدی شویم که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در آن وارد شدند تا در نتیجه مبنای علوم انسانی و حتی علوم تکنیکیِ ما، اصالت وجود باشد به جای دادههایی که فلسفه کانت و هگل به میان آوردند که در جای خود قابل تأمّل است ولی برجستگی اصالت وجودی که صدارا مدّ نظر میآورد، چیز دیگری است. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» تا آنجا برای تفکر صدرایی نقش قائل بودند که در جواب دکتر حسنین هیکل که پرسید مبنای انقلاب شما چه بوده است؟ فرمودند: در روایت، «کافی» و در فقه، «جواهر» و در فلسفه، «ملاصدرا». و یا در آخر عمر در نامه به گورباچف متذکر مکتب ملاصدرا شدند. موفق باشید
سلام و خداقوت خدمت استاد عزیز: بنده طلبه هستم، هردفعه سوالی میشه ازم در مورد نحوه برخورد با کشف حجاب و واقعا در این زمانه آدم نمیدونه چه جوابی بده که آسیب زننده نباشه. اخیرا پزشکی سوال کرد «که خیلی از خانوم ها که وارد اتاق میشن بدون حجاب هستن و وقتی هم تذکر میدم میگن مگه اینجا مسجده و مسئول همان درمانگاه هم میگه شما نباید کاری به اینها داشته باشید اگه نه نمیتونید اینجا کار کنید (یعنی اخراج) تذکر بدم بیرونم میکنن ندم نگاه حرام میشه. وظیفه من چیه؟» چه جوابی باید داد به سوالات خصوصا به این شخص؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه هستید در شرایط خاصی قرار داریم به طوری که افراد تصورشان از حجاب و بیحجابی تغییر کرده است. گمان میکنند حجاب صرفاً یک امر دینی است و چنانچه حجاب نداشته باشند صرفاً وظیفه دینی خود را عمل نکرده است غافل از آنکه بر اساس قوانین کشور یک امر اجتماعی نیز هست و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب فرمودند حرام سیاسی میباشد یعنی پیرو آن یک حرکت سیاسی نهفته است در هر حال بحث تقابل و دعوا در میان نیست ولی اگر با زبان لیّن به آنها تذکر داده شود که حداقل به جهت آنکه وظیفه قانونی خود را عمل کنند باید حجاب را پاس بدارند و موجب نشود تا دشمنان ملت، شما را از افراد خود بپندارد در حالی که شخصیت شماها چنین کاری را بنا ندارد در پیش گیرد. موفق باشید
سلام و احترام آقای استاد طاهرزاده: ۱. اینکه گفته شده «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» آیا دربارۀ فضای مجازی هم صدق می کنه؟ ۲. با توجه به پاسخی که در قسمت اول دادید، استفاده از «هدست واقعیت مجازی» ، «از نظر فلسفی» چگونه است و چقدر میشه تجربه های واقعی با کمک اون داشت؟ لطفا بگین هم برای انسان معمولی و هم برای عرفا، استفاده از این هدست ها برای امور مذهبی و زیارت و اینا چجوریه؟ به این صورت که هدست رو روی چشم میذارید و میتونید صحنه های کربلا رو ببینید با تمام جزئیات و بسیار واقعی. یا مکه رو زیارت کنید. مثلا میتونید خودتون رو کنار اهل بیت، کنار خیمه های امام حسین در کربلا ، و... ببینید. منظور من مدلهای پیشرفته اونه مدل های کارتونی بچه ها که در ایران می فروشن منظور بنده نیست. بی زحمت هم از نظر فلسفه و هم شهودات شخصی و فردی خودتون رو در این باره با بنده در میان بگذارید بسیار برام اهمیت داره.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! چون این نکته مربوط به موجودات واقعی عالم است و فضای مجازی در هر صورت چنین واقعیتی ندارد. ۲. آن نوع حضور که میفرمایید ما را وارد واقعیت صحنه نمیکند زیرا روحی در آن مکانها هست که اگر خود ما در آنجا حاضر شویم تحت تأثیر فرشتگانی که اطراف آن مکانها حاضرند قرار میگیریم. میماند که این نوع حضور که میفرمایید موجب زندهشدن خاطراتی است که از طریق حضورهای قبلی برای انسان پیش میآید. ولی به هر حال قابل مقایسه نیست. موفق باشید
سلام علیکم: در برهان صدیقین میدانیم ماده نمیتواند منشأ افاضه وجود به مرتبه مادون باشد اما در مورد اینکه ما میدانیم حرکت در عالم ماده از جماد به سمت نبات و حیوان و نهایتا انسان است یعنی گویا با تکامل ماده و پیچیده تر شدنش، صفات وجودی همچون حیات و شجاعت و... شکل گرفته اند. آیا این دو مطلب به هم مربوطند یا من دچار خلط مبحث شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید با توجه به حرکت جوهری، حرکتی که میفرمایید در ازای فیضی است که از عالم بالا میگیرند و آن حرکت ادامه مییابد. پس در واقع آن فیض است که قوهها را به فعلیت و فعلیتهای بعد از فعلیت تبدیل میکند. موفق باشید
سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظر ملاصدرا راجع به جنین انسان قبل چهار ماه چیست؟ توسط نفس خودش تدبیر میشود یا نفس مادر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به نظر ملاصدرا، از همان ابتدا روحِ نباتی است که جنین را تدبیر میکند ولی آن روح، همچنان شدت مییابد تا در چهار ماهگی دارای بالقوگی روحِ انسان میشود. و این موارد همه مربوط به روح مادر است. موفق باشید
با سلام: منظور از صقع نفس انسانی چیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، اصل و ذات انسان که همان وجهِ وجدانی آن است، میباشد. موفق باشید
سلام: با توجه به وحدتی که انسان در نفس مشاهده می کند و از مجردترین ابعاد تا جسم همه یک حقیقت هستند و روح مجرد تماشا نمی کند که مثلا جسم دچار درد یا لذت شده است بلکه خود لذت یا درد را تجربه می کند و می چشد حال اگر این وحدت را رقیقه ای از وحدت وجود بدانیم آنگاه خداوند تمامی احوالی که بر ما رخ می دهد را تجربه خواهد کرد و اوست که لذات و آلام ما را احساس خواهد نمود بنابرین تجربه بهشت و جهنم را او درک می کند و چگونه خود را با آن عذاب های شدید و غلیظ معذب خواهد کرد؟ مگر نفس خداوند سراسر ابتهاج نیست این عذاب ها در کجای نفس او قرار می گیرد؟ البته عذاب کشیدن خداوند شاید باعث شود از گناه دست بکشیم درین دنیا که با معصیت موجب رنجش او می شویم دران دنیا نیز خداوند باید عذاب کارهای ما را متحمل شود. البته سوال دیگری اینجا مطرح می شود چون گناه بعضا لذت بخش است چگونه خداوند هم از گناه لذت می برد هم با آن مخالف است و موجب رنجشش می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم، به اعتبار ناقصبودن و نداشتن کمالِ کامل دچار درد میشود و چون خداوند عین کمال است اینگونه احوال برایش معنا ندارد همچنان که در ذات جزیی در رابطه با رفع نقص جزئی میباشد. در حالیکه حضرت حق عین لذت و ابتهاج است. موفق باشید
با سلام استاد طاهرزاده: در کتاب انسان آنگونکه باید باشد نیچه یک جمله شگفت انگیز وجود دارد «بله گفتن به زندگی، حتی در عجیب ترین و دشوار ترین مسائل آن_ اراده به زندگی و به وجد آمدن از قدرت بی پایان آنست، برای قربانی کردن والاترین انواع خودش!!! من این را پیروی از غریزه نامیدم.... این پل من است» بنظر مبارکتان این را میشود با آیات که دستور «انفاق از آنچه رزقتان» شده است تطبق کرد؟ آیا قربانی کردن آنچه از زندگی و توسط اراده حضرت زنده گی به ما دستور است، با کلام نیچه سازگاری ندارد؟ این افق همان اشاره نورانی شما در تفسیر الضحی اخیر (دیروز) مبنی بر نماندن در ایمان دیروز، نیـــست؟ والضحی و الیل اذا سجی هم چنین افقی نمیگشاید که واضح است که این شب سجیه و شکل و صورت و عادت و خوگرفتن و اعتیاد را زایده؟ این «سجی_عادت و خو و طبیعتِ موجود در ذات الیل» نیست که ما را در توهم وداع حقیقت میکشاند؟ که حقیقت ما را يتيم گذاشته در حالیکه این سجیه موجود در تاریکی ذهن ماست! و آیا این راهکار حضرت حق نیست که میفرماید «وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ» آیا معرفی «ضال» بعنوان سرمایه رویت نیست؟ این چارق و پوستین ایاز من و ما نیست که هر لحظه باید قربانی معرفتی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری همانطور که به خوبی متوجه شده اید دغدغه نیجه در مقابل نوعی کاتولیک نگاهی دین همین است و اگر ظلماتی و یا بگو ضلالتی به سراغ ما آمد به آن معنا است که بخواهیم و نخواهیم، آن نوع بودن ما را به این نوع گرفتاری میکشاند تا باز آغازی به میان آید و حضوری که در آن دیروزمان اگر برای رونق بخشیِ به دیروزمان ما را به آرامش میکشاند، چرا در امروز به آن دیروز آویزان شده ایم؟ همانطور که نیجه میگوید آری! این سخنان نابهنگام است. ولی اگر نسبت به فردای مان درست نیندیشیم، امروزمان را از دست خواهیم داد. بگذار باز «هنوزنگفتنی ها به بهانه ای گفته شود» و اتفاقاً همانطور که خودتان پیش بینی کرده اید امید است به لطف الهی خداوند در سوره انشراح با ما سخنها بگوید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: عازم حج تمتع هستم امسال، ولی دستم خالی است و یقین دارم در جواب لبیکم، لا لبیک خواهم شنید راهنمایی فرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله جزوه «حقیقت حج» و جزوه «وظیفه حجاج بعد از برگشت از حج» در این رابطه کمک خواهد کرد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار و مهربان: سوالی داشتم از محضر مبارکتان و اینکه خیلی وقته مشکل مالی ناجوری دارم. نمیدونم چرا شرایط کار اصلا برام پیش نمیاد. به ناامیدی محض رسیدم. گره های زندگیم خیلی زیاد شده، به هر دری میزنم به بن بست میخورم. توسلاتی که نسبت به ائمه دارم متاسفانه جوابی برام حاصل نمیشه. میشه راهنماییم کنید برای رفع مشکلم چه باید کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید در امورات خود از صداقت و تواضع غفلت نشود تا برای خود شأنی که منجر به خودبینی باشد، قائل نباشید و نه آنچه هستید را پنهان کنید. موفق باشید
سلام عليكم و رحمة الله: من در مورد آيت الله كميلى مي پرسم. آيا ايشان را مي شناسيد؟ اگر مي شناسيد آيا ايشان استاد كامل هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظورتان چه بزرگواری است؟ موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: دخترم ۱۳ ساله و پایه هفتم هستند در مدرسه در رابطه با مسائل دینی و سیاسی به مشکل برخوردند. اکثریت دانش آموزان دیگر حرف هایی می زنند که آزاردهنده هست. همه اش در رابطه با مسائل جنسی و فحاشی کردن و رقص و آواز و.... در مدرسه و سر کلاس صحبت می کنند و دخترم اذیت می شوند. نمی دانیم باید چکار کنیم؟ از دوستانمون گفتند که می شود مدرسه نروند و مدرسه بزرگسالان دیپلم بگیرند ولی هنوز خودمان شک داریم. لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بشود با او این نکته را در میان بگذارید که هنر او باید همین باشد که در چنین شرایطی دینداری را دنبال کند. مانند قهرمانی که در طوفان خود را حفظ میکند. مسلّم بعضی از معلمان ایشان باید انسانهای فهمیده باشند سعی کند با آنها بیشتر مرتبط باشد. موفق باشید
سلام علیکم: بر اساس وحدت شخصی وجود آیا ظاهر و مظهر یکی است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مانند موج و دریا که در واقع موج، همان دریاست با این توجه که موج را ظهور دریا مییابیم و نه عین دریا. عرایضی در این رابطه تحت عنوان «در موضوع «وحدت وجود» در منظر عرفا و در حکمت ملاصدرا»https://eitaa.com/matalebevijeh/19118 شده است. خوب است به آنجا رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام وقت شما به خیر: سوالی داشتم از خدمتتون؛ آیا امکانش هست که استاد طاهرزاده خطبهی عقد دائم ما رو بخونند؟🙏 ما مراسممون ۲۵ دی ماه هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد وارد نمیشوم. آرزوی خوشبختی برای شما و همسرتان دارم. موفق باشید
سلام علیکم و وقتتون بخیر: برای شروع بندگی به کسی که عزم بندگی ندارد ولی میخواهد خود را تغییر بدهد تا عزم بندگی پیدا کند، چه توصیه ای دارید؟ از توبه نمیتواند شروع کند چون شور بندگی عامل توبه و تضرع و زاری است و این فرد هنوز به آن شور نرسیده. چه شروعی در عمل پیشنهاد می دهید تا کم کم آن حالت بندگی و مراقبت در فرد ایجاد شود؟ و انگیزه ی جهاد علمی و عملی پیدا کند؟ ۲. برای تقویت اراده به خصوص در بندگی کردن، چه راهکاری دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد پیشنهاد میشود کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که هر دو روی سایت هست، مطالعه شود. در ضمن از شرح جناب آقای وحدتی نیز میتوانید استفاده کنید. https://eitaa.com/tafakorism موفق باشید
سلام استاد خداقوت: دو سوال داشتم خدمتتون: ۱. نظر شما در مورد شنیدن صوتهای مستند شنود چیست؟ ۲. اگر در آپارتمانی زندگی میکنیم که همسایه سگ در خانه دارد و سگ در قسمتهای مشاع خانه تردد دارد وظیفه ما چیست؟ شنیده ایم در روایات هست بودن سگ در خانه ملائک رو از خانه دور میکنه و توصیه به دوری حتی از مجسمه و نقاشی سگ در خانه شده. فعلا در حد تذکر به همسایه انجام وظیفه شده و پاسخ شون این بود دخترمون روحیه خوبی نداره و با این سگ حالش بهتر شده. با این اوصاف برای اعمال درخواست های جدی تر مثل شکایت تردید داشتم. در راستای همدلی ها و دامن نزدن به دو قطبی های جامعه بین وظیفه شرعی و وظیفه اخلاقی ام نسبت به همسایه دچار ابهام شدم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. عاقبت تون به خیر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد قسمت اول سؤال؛ پیشنهاد میشود به سؤال و جواب شماره ۳۸۵۲۲ رجوع شود. ۲. آنچه در مورد سگ، نهی شده حضور آن در داخل زندگی است و به همین جهت حضور سگ گله که در آغل گوسفندان کنار گوسفندان در حاشیه خانه میباشد، نهی نشده. شاید بتوان گفت موردی که میفرمایید از این نوع باشد و عملاً مشکلی برای ما ندارد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: بنده وقتی به رفتار خودم در گذشته و حتی الان دقت میکنم میبینم که وقتی افراد زیبا رو را میبینم (فقط آقا) بیشتر با آنها ارتباط برقرار میکنم. و بیشتر به آنها نگاه میکنم خب من نمیتوانم کثرت را در وحدت و وحدت را در کثرت ببینم. آیا این مخالف سیر و سلوک است؟ با تشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. شاید در ابتدای راه این امور، طبیعی باشد و خود به خود انسان به جهتهای دیگری متوجه میشود. موفق باشید
