با سلام و عرض ادب: استاد ارجمند سوالی از محضرتان داشتم اینکه چطور با اینکه در ذیل آیه غار (آیه ۴۰ سوره توبه) در تفسیر اهل البیت روایتی هست از امام صادق (ع) که شخصی از ایشان سوال می کند که آیا ابوبکر از صدیقین است و ایشان پاسخ می فرمایند: آری. و داستان آیه غار را تعریف می کنند. پس چگونه اگر چنین شخصی از صدیقین است ولایت امیرالمومنین (ع) را نپذیرفت و ماجرای سقیفه را پیش آورد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد زیادی از طریق متون اهل سنت هست که مرحوم علامه امینی در «الغدیر» آوردهاند که نمیتوان صدیقبودن به آن معنایی که مقام صدیقین است برای جناب ابابکر دانست. از ابوبکر در متون اهل سنت نقل شده که در آغاز خلافتش خطاب به مردم کرد و گفت: «اَقیْلُونى فَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ»؛ مرا رها کنید که من بهترین شما نیستم. اکثر علمای اهلسنت و شیعه این جمله را نقل کردهاند. با توجه به این امر، نمیتوان چنین توصیفاتی را برای ایشان قائل بود مگر آنکه حضرت صادق «علیهالسلام» بر اساس تقیّه چنین جملهای را فرموده باشند بدان جهت که در بین اهل سنت، ابابکر به عنوان ابابکر صدّیق مشهور است. موفق باشید
سلام استاد: ناظر به سوال ۳۶۵۳۹«حرف های خانمان ساز» پرسش و پاسخی که نه سوال بود و نه جواب نحوه ای حاضر بودن بود چیزی یا راهی که امروز نداریمش که آدم ها بیش از اینکه از هم سوال داشته باشند در محضر یکدیگر باشند و به ملاقات همدیگر بروند طلبی که خود استاد طاهرزاده هم همیشه داشته و به نحوی طلب پس فردایی میداندش این موقعیت، موقع و مقامی ست که در آن در پی درست و غلط چیزها نیستیم بلکه همه اش ملاقات و دیدن است و نسبت برقرار کردن پرسنده ای که در تخاطب با استاد می گوید «هیچگاه از بحثهایتان سر در نمیآوردم» و «صدرا نخوانده ام» چطور در بحثی که استاد با نگاه به صدرا سخن می گوید پرسنده ی سوال خود میگوید نمی فهمم ولی در سوالش میگوید «صدایتان بلندتر و ممتدتر از صدای دیگران در وجودم میپیچید!...و....گمان کنم بشود با این زبان درباره ی همه چیز و همه کس سخن گفت!..» و باز میگوید «در بین حرف هایتان زیر گریه زدم» آیا این چه زبان یا چه عالمی ست که او را به گریه در آورده و می گوید با این زبان می شود با همه سخن گفت بد نیست از خود بپرسیم عالمی که استاد ما را با صدرا و هایدگر و انقلاب اسلامی به آن دعوت می کند چه عالمی ست آیا عالمی ست که باید در پی درست و غلط های سخن رفت یا بیرون از این حرف ها در انتظار زبان دیگری باشیم؟ و به قول حافظ: عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی و به قول استاد در متن پاسخشان «ای کاش آنهایی که باید میشنیدند به جای گفتن و باز گفتن، کمی هم میشنیدند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا او مرا با خودم روبهرو کرد وقتی نمیفهمیدم صدرا چه میگوید، ولی اشک میریختم که گویا او جادهای مقابلم گشوده که نمیتوانم بروم و پای رفتن در آن را کافی نمییافتم. قصه مواجهه با چیزی است فراسوی نیک و بد، چه رسد به درست و غلط بودن. آری! عالَمی است که بناست در آن عالم افقی را در نسبت با خودمان برای خودمان بگشاید، در سکوت و عدم سؤال. نمیدانم در این مورد میتوان از «وقت» که در روایات داریم سخن گفت؟ خوب است که به دو نمونه از آن روایات ذیلاً نظر شود:
حضرت اميرالمؤمنين«علیه السلام» ميفرمايند: «إنَّ ماضِيَ يَوْمِكَ مُنْتَقِلٌ وَ باقِيَهُ مُتَّهَمٌ فَاغْتَنِم وَقْتَك بِالْعَمَل» آنچه از روزِ تو گذشته که ديگر نيست، و آنچه هم که باقي است و نيامده است که قابل اعتماد نيست، پس «وقت» خود را جهت عمل غنيمت شمار. چنانچه ملاحظه ميفرماييد حضرت ميخواهند ما را از گذشتهاي که رفته است و ديگر نيست و آيندهاي که نيامده و معلوم نيست بيايد، آزاد کنند و در اين شرايط است که از نيستي به هستي سير کردهايم و در مقام جمع خواطر قرار ميگيريم و به اصطلاح در «حضور» ميرويم، در اين حالت با حضور حق روبهرو ميشويم و از علم به عين ميآييم. «وقت» عبارت است از حالتي که سالک از ماضي و مستقبل آزاد شده و آمادة ورود واردات قلبي بر سرّ ضمير خود است. اول بايد خود را از گذشته و آينده آزاد کنيم تا «صاحب وقت» شويم و در اين حالت از نيستي به هستي وارد ميشويم. حضرت اميرالمؤمنين«علیهالسلام» ميفرمايند: «أَلا إِنَّ الْأَيَّامَ ثَلَاثَةٌ يَوْمٌ مَضَى لا تَرْجُوهُ وَ يَوْمٌ بَقِيَ لا بُدَّ مِنْهُ وَ يَوْمٌ يَأْتِي لا تَأْمَنُهُ فَالْأَمْسِ مَوْعِظَةٌ وَ الْيَوْمَ غَنِيمَةٌ وَ غَداً لا تَدْرِي مَنْ أَهْلُهُ... وَ الْيَوْمَ أَمِينٌ مُؤَد...»، کلّ روزگار سه روز بيشتر نيست، روزي که گذشت و اميدي به بازگشت آن نداريم، و روزي که مانده و اکنون در آنيم، و روزي که ميآيد و اطمينان به آمدن آن نيست، ديروز پند است و امروز غنيمت، و از فردا خبر نداري که از آن کيست ... امروز امانتداري است که هرچه به او بسپاري به تو باز خواهد گرداند. موفق باشید
با سلام: من چگونه قانون علت و معلول را در زندگی خود بکار ببرم و از سوی دیگر به برهان صدیقین وفادار باشم؟توضیح آن که اگر برهان صدیقین را در پیش رو داشته باشم، دیگر نگاه علی و معلولی بین اشیاء نخواهم داشت و دیگر نگاه علمی را باید کنار گذاشت. به بیان دیگر باید دور تمام دانشهای تجربی که الان هست را خط کشید. لطفاً توضیح دهید. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» مییابیم هر علتی از علل، صورتی از وجود است. آری! وجود در جلوهای از مرتبه وجود، تر میکند و آتش در مرتبهای از وجود، میسوزاند. و لذا از یک طرف تأثیر آب در ترکردن و تأثیر آتش در سوزاندن، به جهت «وجود» است و از طرف دیگر به جهت محدودیتی که در آب و آتش هست که مربوط به امکانِ ذاتیشان میباشد؛ به خودِ آب و آتش مربوط است. و اینجا است که هم نظامِ علّی و معلولی محفوظ است و هم «وحدت شخصیه» وجود. موفق باشید
سلام محضر استاد گرامی: چرا نمیشود گفت عالم مثال نیز که جسم تعلیمی در آن نیز هست ماده دارد تا بسیاری از مسائل نیز حل شود. واقعا نیز این مسئله تنافی با مسائل مربوط به تجرد متناسب با عالم مثال ندارد و قابل حل تر است بگوییم عالم مثال نیز ماده دارد اما ماده ای متناسب با عالم مثال حتی شاید در مجردات نیز که محسوس نیستند نه به چشم بدن مادی نه مثالی لکن ماده متناسب با خود را دارند و حرکت و مسائل دیگر نیز در آنجا توجیه شود واقعا هیچ کدام از دلایل رد ماده داشتن در غیر عالم ماده برایم مقبول نمی افتد. شاید آقای استاد فیاضی نیز قائل به همین دیدگاه باشند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم صورتهای مثالی از جنس علماند و در جان انسان ظهور میکند دیگر، مادهداشتن معنا ندارد که دوگانگی صورت و ماده پیش آید. موفق باشید
با سلام: وقتی گفته میشود که اصالت با وجود است آیا منظور مفهوم وجود است یا وجود به عنوان امری خارجی؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمیکند، در هر دو حال، وجود، بنیاد است. موفق باشید
با سلام و ادب و احترام و آرزوی سلامتی و توفیقات روزافزون: استاد بزرگوار، به حول و قوه الهی، سالیانی است در کنار کسب معارف فلسفی و عرفان نظری، مشغول سلوک عملی نیز هستم و فضل و لطف الهی در این راه بر این حقیر بسیار بوده. مسالهای موجب آزار بنده است. اینکه گاهی از درون خود نداهایی با مضمون توهین به مقدسات میشنوم؛ البته به سرعت آنها را از وجودم کنار میزنم و میروند. ۱. منشا این القائات چیست؟ (نفس خودم یا شیطان) ۲. آیا ممکن است آثار وضعی حالات و افکار و اعمال والدین و اجداد در وجودم باشد؟ (چون گاهی هتاکیهایی داشتهاند) ۳. جهت رفع کامل چه دستوری میفرمایید؟ برکاتتان مستدام
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره فراموش نکنید که شیطان در مسیری که به سوی خداوند است، فعّال میباشد و این نوع خطورات را طبیعی باید بدانیم و با بیتوجهی به او، او را مأیوس کنید. هر اندازه در توحید و معاد عمیقتر شوید نفوذ شیطان کم خواهد شد. موفق باشید
سلام استاد: ببخشید متنی نوشته بودم میخواستم حتما با جنابعالی در میان بگذارم. تشکر. متن: به نام خدا شاید اولین باری نیست که مینویسم ولی این نوشتن با بقیه نوشته ها متفاوت است نمیخواهم گزارش دهم اصلا نمی دانم گزارش دادن چیست و چه سودایی دارد؟ میخواهم بگویم که صرفا گفته باشم و هیچ ... داستان زندگی ما چیست؟ چرا میخواهیم که بدانیم؟ و حتی چرا نمیخواهیم که ندانیم؟ اصلا اگر میدانیم چه نیازی به خدا داریم؟ ما که میدانیم پس... خسته شدم از این همه دانستن «والعصر إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بالصبر» نمیخواهم تفسیر کنم اصلا جایگاه تفسیر کردن ندارم. ولی میشود کمی فکر کرد والعصر ... کدام عصر؟ «ان الانسان لفی خسر» ضرر نکردیم کلا توی ضرریم خب چه کنیم؟ «الا الذین امنو و عملو الصالحات» جایگاه ایمان و عمل صالح کجاست؟ «تواصو بالحق» خب یعنی اون ایمانی ایمانه و اون عمل صالحی عمل صالحه که در نسبت با حق باشه؟ خب بد تر شد که پس حالا حق چیست؟ و «تواصو بالصبر» صبر یعنی، حالا نمیدانم. «فَاصْبِرُوا حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا» صبر به معنای تحمل سختی نیست صبر به معنای تحمل ندانستنِ اصلا چرا تحمل ندانستن بلکه زندگی کردن با آن ..
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با نظر به حق معنای حقیقتی گشوده و بیکران در افقی که با ایمان حاصل میشود، صبر به همان معنای «انتظار و وارستگی» است تا او، خود با انوار خود ما را متوجه حقیقت خود بگرداند، به همان معنایی که فرمودند: «اول قدم آن است که او را یابی / دیگر قدم آن است که با او باشی». موفق باشید
سلام استاد: یک اکنون زده و خودخواه چگونه عمل میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود را مشغول هرچه پیش آید خوش آیدکردن، و بدون برنامه زندگی را به بازیگرفتن، معنی همان اکنونزدگی است. موفق باشید
سلام وقت بخیر: سوالی دارم ممنون میشم پاسخ دهید🙏 نفس نباتی اگر صرفا مادی است و به مرور از بین میرود پس تکلیف حقایقی که از نبات در عالم مثال هست چه میشود؟ مثلا گیاهی که نفس دارد و با خشک شدن آن گیاه نفسش هم از بین میرود. در عالم بالاتر هم حقایقی از نباتات هست آیا اینها صرفا انشا نفس آدمی است و ربطی به نباتات مادی ندارد؟ یا که نه قضیه چیز دیگری است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه «حکمت متعالیه» با توجه به جمله مشهور جناب صدرالمتألهین: «النّفسُ فی وحدتها کلّ القواء». بنابراین نفس نباتی نیز یکی از شئونات نفس ناطقه است و این غیر از نگاه گذشتگان به نفس است که نفس نباتی را امری عادی به حساب میآوردند. موفق باشید
سلام: فکر میکنم ملاصدراست که گفته ست در برهان صدیقین حتی لازم نبود عالم محسوسات وجود داشته باشد تا پی به خدا ببریم. میخواستم بپرسم منظورشون چی بوده چون ما ابتدا با دیدن موجودات اطراف وجودشان رو تصدیق میکنیم و سپس ادامه برهان رو جلو میبریم تا به عین الوجود میرسیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال «هستی» به همان معنای مطلقبودنش، حکایت حضور توحید الهی است بخصوص که ما با هستی خود تعلّق به هستی مطلق را میتوانیم درک کنیم. موفق باشید
سلام علیکم: برای آشنایی با تفکر و آثار رنه گنون، کدام کتاب ایشان را پیشنهاد می کنید؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر سه کتابی که بنده از ایشان مطالعه کردهام کتابهای خوب و حکیمانهای بوده است مثل «بحران جهان غرب» و «سیطره کمیّت» و «راز صلیب». موفق باشید
سلام: اگه نخواهم اشتباه شیطان رو انجام بدم باید به کسی که خداوند به عنوان امام زمان من معرفی کرده سجده کنم؟ من به اینجا رسیدم باید چکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه در سجده نظر به مقام سبحان اللهی خداوند مطرح است؛ تنها میتوان برای خدا سجده کرد. موفق باشید
با سلام: نظر حضرتعالی در باب اینمساله چیست؟ آیا شما به شاهد بازی اعتقاد دارید؟ علت اصلی همجنس بازی متشرعین در حوزههای علمیه ایران و اقشار مرتبط با حوزهها، فلسفه ملاصدرایی است. (همان فلسفه افلاطونی و سقراطی). آنها معتقد بودند مردان برای رسیدن به کمال تنها و تنها باید از مسیر عشقبازی با دیگر مردان (پسرها) بخدا برسند و این مسیر با زنان میسر نیست و زنان مثل دیگر حیوانات هستند که برای زاد و ولد و زناشویی آفریده شدهاند! دکترابراهیم فیاض، استادِ فلسفه دانشگاه تهران
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرفها تهمت ها و سخنان مزخرفی است که انسانهای فاسق برای توجیه رذالتهای خودمی بافند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در این ایام سختی و تحریم اگر خامنه ای ورود کنند و جلوی افراد تندرو که اینروزها بشدت مخل آسایش ملت و مملکت شده اند بایستند امور جاری کشور رو به بهبودی خواهد رفت. بطور مثال سردبیر کیهان و چند فرد دیگر که سر عفاف بلوا بپا میکنند و عمدا می خواهند خودی نشان بدهند را بر کنار کنند خیلی از امور خودبخود حل می شود. مردم بطور ذاتی عفیف هستند و لازم نیست عده ای با فریاد این چیزها را یادشان بندازند. در شرکتهای خصوصی خیلی سالها پیش بی حجابی دیده میشد که برای کشور مشکلی نداشت از این ببعد هم نخواهد داشت. برپایی نماز و رعایت عفاف یک دعوتنامه از سوی خدای متعال است کسانی که این دعوت را رد میکنند خودشان بی سعادت هستند یا شاید فکر میکنند راه دیگری برای رسیدن به سعادت وجود دارد باید گذاشت بروند راهشان را پیدا کنند. اونها را بعدا خواهیم دید که با گریه و زاری به پابوس حرم حضرت رضا علیه سلام می روند و طلب بخشش خواهند کرد. بزارید بروند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست آری! باید بین افراد غافل و آنهایی که مأمورند تا تعمداً چهره جامعه را از حالت عفاف و حجاب خارج کنند تفکیک کرد و همچنانکه مستحضرید عدهای حقیقتاً مأمورند تا از طریق تشییع فحشاء نظام خانوادگیِ جامعه را که مأوای اصلی هر انسانی است؛ به هم بزنند. سختی کار آنجا است که بین غافل و مقصر چگونه تفکیک شود و اینجا است که با صبر و متانت و مقاومت، مطمئناً جریانی که به دنبال تشییع فحشاء در جامعه هست به نور خون شهداء رسوا و ناکام میشود. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: برای استعداد یابی فرزندم نیاز به مشورت دارم. طوریه که تمام اطرافیانم بچه را از سن کم کلاسهای زیاد میگذارن برای کشف استعداد؟ لطفا راهنماییم کنین
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده تخصصی ندارم. موفق باشید
با سلام با عرض خسته نباشید محضر استاد. در قرآن میفرماید «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» شما در شرح مقالات فرمودید احسن قوام روح است ولی در جایی دیگر دارید خلق مربوط به بدن و ماده و علل معده است و امر است که مربوط به روح است، اینجا واژه خلق به معنای امر است؟ یا اینکه روح هم دفعتا ایجاد نشده و خلق شده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید وقتی بحث خلقت تدریجی مقابل خلقت دفعی در میان باشد واژه «خلق» مربوط به خلقت تدریجی است. ولی وقتی بحث در «ایجاد» است به معنی کلی آن، میتواند شامل «امر» و «خلق» باشد. و ظاهراً آیه فوق خلقت را به این معنا مدّ نظر آورده. موفق باشید
به سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده در مورد مناظره ایی که بین ما و نئولیبرالیسم پیش آمده، نمی بینم که کسی از کتاب دنیای قشنگ نو The new brave world اثر آلدوس هاکسلی استفاده کند، درصورتیکه شاه کلید معرفی کردن نقاط ضعف فرهنگ غرب و مدرنیته لیبرالی است. بعنوان مثال روابط دختر و پسر از کودکی و هل دادن مردم به مصرف مواد مخدر سوما suma برای تخدیر افکارشان و آموزش متنوع برای طبقات مختلف و از بین بردن سنت و کتابهای گذشتگان به بهانه خرافی بودن و تبلیغ لذت گرایی بعنوان هدف غایی زندگی و.... نکته جالب اینکه کتاب ۱۹۶۴ و قلعه حیوانات از جرج اورول خیلی تجدید چاپ شده و در ایران توی هر دستفروشی کتاب هم گیر میاند ولی کتاب دنیای قشنگ نو غایت لیبرالیسم و غرب را نشان می دهد هیچ جا نیست و خیلی سخت گیر می آید. لطفا خودتان و دوستان اگر صلاح دانستید از این کتاب استفاده کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. اتفاقاً نکات ظریفی را نویسنده محترم کتاب «دنیای قشنگ نو» با مخاطبانش در میان گذاشته تا آنجایی که مرحوم شهید آوینی نیز از آن کتاب به خوبی یاد میکند. موفق باشید
با سلام: در مطالعه کتاب مبانی مهدویت از مقام «حاکمیت بر تن» به مساله طی الارض رجوع فرمودید حال سوالی که مطرح است اینکه آیا طی الارض و لزوما آن (با فهم مرسوم که از آن داریم) خود نقض رابطه تن و من نیست؟ مثلا اگر تن از مراتب پایین من است چه نیازی به طی الارض است؟ اگر بنا باشد اصل ِ اصل طی الارضی بدینگونه که در مسأله مرحوم قاضی و اتوبوس و حرم طرح شد نیاز باشد که در واقع رابطه تن و من مطرح نیست! بنده به نکته ایی بس اعلی که شما نظر در بیانش دارید را عرض نمیکنم از آفت های خرافه ایی که بر این اصل سوار بوده (در تاریخ امامت) اشاره دارم که خسارت های شیعه ستیزی و شیعه را نفهمیدن بدنبال دارد. این اصل طی الأرض را اگر به مصداق بیاوریم خیلی سخیف میشود و حتی مضحک. لطفا در این مورد اشاره ایی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنجایی که انسان سالک نیاز دارد تا با بدن خود در صحنهای حاضر باشد، طیّ الارض او همراه با بدن او است به همان معنای خلق بعد از خلق و یا خلق جدید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده ساکن اصفهان بوده و میخواستم در صورت امکان مشاوره ای با استاد داشته باشم. آیا امکان ملاقات با ایشون وجود داره مشاوره تلفنی چطور؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت نوع کاری که برای خود تعریف کرده ام، تنها از طریق همین سایت می توانم در خدمت رفقا باشم. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و بزرگوار: ببخشید استاد میخواستم بدونم چه جمله یا آیه ای هست که امام زمان عجل الله خیلی اونو دوست دارند، حالا یا کلمه ای که ایشان خیلی دوست دارند؟ میخواستم یک آیه یا جمله یا کلمه ای که ایشان دوست دارند رو بنویسمو بدونم که چیه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چیزی در این مورد نمیدانم ولی در روایت هست که رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فرموده باشند: «خَيْرُ اَلْعِبَادَةِ قَوْلُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ .» موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: من شنیدم که تو رساله نوشته لباس مردی را بپوشیم حرامه آیا درسته؟ یعنی حتی آدم لباس یا انگشتر یک مرد محرم رو بپوشه حرامه؟! مثلا لباس فرزند یا پدر یا همسر حتی وسایلی مثل انگشتر شهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن است که زنان نباید ظاهر خود را شبیه مردان بکنند، یا اینکه مردان ظاهر خود را شبیه زنان بنمایند. از این جهت فقها حرمت مذکور را به میان آوردهاند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام: موضوع : معرفت النفس ۱. وقتی موضوع شنیدن و دیدن یک جنس نباشد به نظر می رسد نمی توانیم بگوئیم نفس ما تماما در هر دو قوه ظهور می کند. و در این شرایط می گوییم درست نشنیدم چون نگاهم به جای دیگر بود. به عبارتی شاید نفس متوجه تام و تمام موضوع توسط قوای شنیداری و شنوایی نشود. چرا بگوئیم نفس تماما می شنود و همزمان تماما می بیند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس در نزد خود با همه ابعادش حاضر است هرچند که ممکن است نسبت به آنچه از طریق اعضای خود رابطه برقرار میکند، آن عضو، فعّالانه در صحنه نباشد. مثل اینکه چشم میبیند ولی گوش توجه لازم را به میان نمیآورد. موفق باشید
با سلام: استاد پس از منزل سماع فرمودید سوره مبارکه آل عمران رو شروع کنم الان دیگه تقریبا تمامه. استاد آیا تخلفات رانندگی هم دل را سیاه میکند؟ ماشین من تند رو هست و خیلی جاها نمیشه به سرعت مجاز رانندگی کرد حتی بعضی جاها اگر با اون سرعت مجاز رانندگی کنیم خطر داره. یا خیلی جاها کمربند ایمنی رو عرف هست که نبندند و یا بعضی اوقات بستن کمرنبد ایمنی خطر بیشتری داره یا بعضی اوقات عجله داریم ماشین هم تند رو هست نمیدونم آیا تند تر از حد مجاز سرعت رفتن دل رو تاریک میکنه یا خیر؟ خدا بهتون طول عمر عنایت کنه ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت قانون در جای خود موجب گستردگی شخصیت اجتماعی انسان میگردد و بشر جدید در هویت اجتماعیاش با رعایت قانون، بسط مییابد. ولی شاید نتوان رعایت قانون را در همه جا به امری اخلاقی ربط داد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: از تدارک و جبران گناهان شخصی و اجتماعی و حقوق ضایع شده خودم و مردم و خدا و معصومین علیهم السلام عاجزم، قدری که فکر میکنم میبینم به همه ظلم کرده ام از دوست و رفیق و آشنا تا غریبه! خاک عالم به سرم است! جای من ته جهنم است! استاد عمر باقیمانده را چه کنم؟ این همه روسیاهی را کجا داد بزنم؟ نکند شقی باشم؟! چطور اینقدر کثیف زیستهام؟ نکند خدا مرا نبخشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی خداوند میفرماید: «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» معلوم است حضرت محبوب اولاً: ضعف بندگانش را میشناخته و میدانسته است که تازه وقتی انسان راه بیفتد به خود میآید که چه بیراههها که نرفته است. اینجا است که به گفتۀ جناب جامی: «غره مشو که مرکب مردان مرد را / در سنگلاخ بادیه پی ها بریده اند
نومید هم مباش که رندان جرعه نوش / ناگه به یک ترانه به منزل رسیده اند»
و این یعنی راهی را مدّ نظر باید قرار داد که سیئات را تبدیل به حسنات میکند. یعنی حاضرشدن «مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا» در جستجوی تجدیدِ نظر بودن و دل به حضرت محبوب سپردن و زندگی را مطابق آنچه سیرۀ اولیای الهی میباشد، شکلدادن. موفق باشید
سلام استاد: میخواستم که بگویم خسته شده ام، از همه چی، بدم میاد از مدرسه چون با سعی ها و تلاش های بسیار مدیر که مثلا از طرف آموزش و پرورش آمده و میخواد نظم و علم را به طرز عجیبی باهم قاطی کرده و بخورد ما داده. دلم میخواد بین تمام این مدرسه رفتن ها صد سال رو فقط نخوابم، دلم میخواد به مدت طولانی برم توی آسمون. چون تجربه بهم ثابت کرده که نباید چیزی برام مهم باشه و اینا هم میخوان به عنوان درس خوندن پاشم هر روز وقتم رو بگذارم و برم . خدا یا خسته شدم دیگه من بین تمام کثافت کاری هایم و ضرر زدن به جواهرات بدنم حضرت علی (ع) را دیدم و روشن شد از پس کلی تاریکی و دود و مه، آدمی و آدمیت، همانطور که یک برگ بدون اذن خدا از درخت نمی افتد خدا بالا ترین دست را دارد و بیخود نیست که من بعد دوران کودکی ام که با پدر و ماردم سپری کردم چشمم به حاج قاسم خورد و بکلی خودم رو جای دیگه ای دیدم. اما چرا باید یه کاری بکنن که آدم از انقلاب و قلب و حضرت آقا زده بشه، بعد دوباره برای پیدا کردن امام خمینی و حضرت آقا کلی ضرر بزنم. این قدر فضای مدرسه رفته توی مغزم که انگار یک خنجر زهر آلود گیر کرده توی استخوانم. چرا باید به آدم های مختلف فکر کنم؟ اصلا گور بابای اینکه من هدفم رشته الکترونیک بوده و.. . چرا من باید برم توی همچین فضای عفونتی مثلا درس بخونم، چون باید بدونید که درس خوندن یعنی این که خودم رو در اختیار خودم بزارم و راحت باشم. برای این که نظم در مدرسه بر قرار باشه همه جا را تا ارتفاع هزار متر میگیرن فنس میکشن و در ورودی رو هم شیش تا قفل میبندن روش، خب این فرقش با گاوداری چیه، از این طرف باید با یک مشت آدم که هیچ نسبتی با من ندارن یعنی معلم ها و هم کلاسی ها حرف بزنم، در حالی که من اصلا دلم نمی خواد جواب سلام شون رو هم بدم. خب اینا همه آیا غیر از اینه که توش برنامه ریزی شده که این کارها رو بکنن و به طرز عجیبی مسیر یک ملت و یک آرمان رو عوض بکنن؟ پس اگه معلوم شد که آموزش و پرورش در این حد باز هم به طرز عجیبی تحت کنترل غرب و آمریکاست، چرا که تسخیر نشود؟ حالا که معلوم شد میخواهند از پس جوانان انسان هایی تو خالی و پوچ یا به اصطلاح غرب زده و غرب پرست باشند چرا که تسخیر نشود؟ چرا از خدا نخواهییم؟ چرا حضور پیدا نکنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله استعدادهای خوبی در جانتان نهفته است که باید با بروزدادنِ هرچه بیشتر آنها خود را گستردهتر بیابید و این با همان صحبت آیت الله حسنزاده پیش میآید که مکرر میفرمودند: «دست در کار، و دل با یار» باید باشد. به این معنا که باید در همین زندگی، آری! در همین زندگی کار را جلو برد. مهم توجه به آرمانهای بزرگ تمدن اسلامی است و عبور از این نوع تنگناها، ولی با روشی که رهبر معظم انقلاب به میان آوردهاند به آن معنا که: «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» اینجا است که ما در عین انتقاد به وضع موجود آموزش و پرورش و گِلهمندیهایی که رهبر معظم انقلاب سالهای قبل مطرح فرمودند؛ معتقدیم با احیای روحیۀ معنویت و مقاومت به مرور از این مشکلات و موانع عبور خواهیم کرد آن هم به روش شهید رئیسی «رحمتاللهعلیه». در نظر داشته باشید این انقلاب، رئیسیها در پیش دارد و با حضور در همین نظام آموزشی توسط امثال شما و با دقت به همین دروس، شماها آمادۀ حضور در آیندهای بزرگتر خواهید شد. مهم آن است که متوجه باشید با انقلاب اسلامی تاریخی آغاز شده است و معلوم است که حضور در این تاریخ و عبور از تاریخی که تفکر غربی بر آن تأکید دارد کار آسانی نیست ولی به گفته شاعر کانال اشاره های نا خوانا https://eitaa.com/esharenakhana
نباشد هیچ بن بستی برای ما وَلو در چاه
که ما را یوسفی باشد، وَ راهی هفت در داریم.
موفق باشید
