سلام بزرگوار: جگرم خون است. غم شدیدی در وجودم دارم تحمل ندارم تفکر کنم و از باطن این جنگ اسرار اللهی بکشم بیرون. روزی ۱۰۰ بار بچه خودمرا در خیال کشته میبینم تا بتونم هم درد مردم غزه باشم چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به نکاتی که در مباحث «https://eitaa.com/matalebevijeh/15130
https://eitaa.com/matalebevijeh/15126 شده است توجه فرمایید. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در ارتباط با جلسه بنیان ها؛ آیا عبارت نه شرقی، نه غربی اشاره به محوریت وجود دارد؟ و تعادل را مطرح می کند؟ امکان های زندگی غربی و شرقی در انسان امروز جمع شده است، غربی ها مشغول مدیتیشن و تای چی هستند و شرقی ها مشغول تکنیکی شدن و به روز شدن در سبک زندگی غربی. ولی هیچکدام نور نشد. و هم شرقی، هم غربی؛ جهان بین دو جهان انقلاب اسلامی نیست که نه مسجد (عبودیت شرقی) است و نه مدرسه (استدلال غربی)، بلکه میخانه است. نور وجود همچنین آیا تمدن اسلامی (مدنیت و شهر) تقاضای تجلی بهشت است؟ آیا انصار و مهاجرین در شهر مدینه، می توانند الگویی برای مدنیت اسلامی امروز ارائه کنند؟ در ارتباط با شهر، انسان محاط در محیط است و الگوهای رفتاری که به انسان تحمیل می شود، آداب زندگی او را می سازد. و چه فایده ایی دارد آدابی که زندگی را تهی از معنا می کند. آنچه می تواند هدایت گر باشد در رسیدن به مدنیت اسلامی حضور کمک کنندگان و هجرت کنندگان به اسلام حقیقی است که در نحوه ی تعامل آنها با یکدیگر الگو ها ظهور می کند. و اما شهر های ما کجای این قصه ایستاده اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجه غربی انسان ما را در عقلانیت زنده نگه میدارد و وجه شرقی ما، ما را در عبودیت و اُنس، آری! در انس حاضر میکند و حال، این مائیم با این دو بال و زندگی در زمین، تا نه بدون عقلانیت اقدام کنیم و نه از انس با حق و خلق غفلت نماییم. اینجا است که مثلاً شهری خواهیم داشت مانند شهر اصفهان زمان صفویه که در عین آنکه شهر است، نه خانههای آن بیروح است و نه شهر طوری است که انسانها از همدیگر بیگانه باشند، به طوری که کوچه و شهر و بازار در هم تنیده شده اند. عمده بر میگردد به نوعی به خودآمدن که نه از وجه غربی و عقلانیت خود غفلت کنیم و نه از وجه شرقی و انس خود با عالم و آدم. مثل همین نوشته خودتان که در عین آنکه نوعی انس است، عقلانیت را به میان آورده است. مانند آنکه انسان در شهرِ اصیل معلوم نیست به بازار میرود تا خرید کند یا دوستان و آشنایان را ملاقات نماید بدون آنکه بخواهد آن نقیصه را با سینما و پارک و رستوران جبران کند. ما در بستر انقلاب اسلامی باید به شهرِ پسفردایی فکر کنیم. موفق باشید
با سلام و ادب و احترام و آرزوی سلامتی و توفیقات روزافزون: استاد بزرگوار، به حول و قوه الهی، سالیانی است در کنار کسب معارف فلسفی و عرفان نظری، مشغول سلوک عملی نیز هستم و فضل و لطف الهی در این راه بر این حقیر بسیار بوده. مسالهای موجب آزار بنده است. اینکه گاهی از درون خود نداهایی با مضمون توهین به مقدسات میشنوم؛ البته به سرعت آنها را از وجودم کنار میزنم و میروند. ۱. منشا این القائات چیست؟ (نفس خودم یا شیطان) ۲. آیا ممکن است آثار وضعی حالات و افکار و اعمال والدین و اجداد در وجودم باشد؟ (چون گاهی هتاکیهایی داشتهاند) ۳. جهت رفع کامل چه دستوری میفرمایید؟ برکاتتان مستدام
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره فراموش نکنید که شیطان در مسیری که به سوی خداوند است، فعّال میباشد و این نوع خطورات را طبیعی باید بدانیم و با بیتوجهی به او، او را مأیوس کنید. هر اندازه در توحید و معاد عمیقتر شوید نفوذ شیطان کم خواهد شد. موفق باشید
سلام استاد: یک اکنون زده و خودخواه چگونه عمل میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود را مشغول هرچه پیش آید خوش آیدکردن، و بدون برنامه زندگی را به بازیگرفتن، معنی همان اکنونزدگی است. موفق باشید
اگر آینده ای نباشه بقا نداشتن و نابودی قدم های بزرگی برای انکار و از بین بردن خود می باشند. ماوراء و حاصل حرکت منتقدان و بررسی کنندگان بشریت، عقل مست هست. عقل مست عقلی نیست که شاکله ثابتی داشته باشه از این رو بی قرار و مست نیز هست. ای آدم بنگر در چه تقابل نهایی در خود و با خود قرار گرفته ای در حالی که از خود گریزی نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان که میداند از خود گریزی نیست، باید راه را شروع کند. و به گفته چینیها «سفرِ هزار مایلی با یک گام شروع میشود» پس باید آنهایی که از موضوع باخبرند در باره جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی سخن بگویند و بنویسند تا قبل از آنکه فاجعه عظیم فرهنگ سکولار شده همه ابعاد زندگی انسانها را فراگیرد انسانها را برانگیزانند. آقای هانری کربن میگوید: «آدم معمولی به رنگ زمانه در میآید، اما آدم معنوی، زمانه را به رنگ خود در میآورد.» این است وظیفه ما که متذکر امری باشیم که انسانها نه زمین را ترک کنند و بخواهند فرشتهمنشی نمایند و نه آسمان را ترک کنند و بخواهند همچون صهیونیستها، زمینی بمانند. موفق باشید
آیا اخلاق نسبی هست یا مطلق و اینکه دلیل هر کدام از جواب ها چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخلاق نسبی یعنی یک امر اخلاقی در زمانی، درست است نسبت به آن زمان، و در زمانی با توجه به زمان دیگر درست نیست. در حالیکه وقتی اخلاق، مبتنی بر حقایق باشد همیشه ثابت است و بدین معنا نیست که مثلاً موضوعی در زمانی درست باشد و در زمان دیگر درست نباشد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: برای کسانی که حضور اربعینی را چشیده اند و از سفر اربعینی برگشتهاند چه توصیه ای دارید؟ چگونه آن انس را حفظ کنند و نگه بدارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نسبت انسانها در جهان درونیِ آنها به آنها فکر کنید. آنها میدانند جایی باید باشند که بسی اصیلتر از جهانی است که اهل دنیا برای بشر ترسیم کردهاند. ۲. در جواب کاربر محترمی که چهل نکته از اربعین را به خوبی متذکر شده بودند (https://lobolmizan.ir/login) عرض شد باید به تاریخی فکر کرد که خداوند از طریق مردم در اربعینِ این سالها در حال شکلدادن است و باید آن را «فهم» کرد و وارستگی را با حضور در این تاریخ دنبال نمود. زیرا وارستگی در محدوده دیروزین، کافی نیست؛ اربعین و وارستگیِ پسفردایی در میان است و باید به آن فکر کرد. موفق باشید
با سلام: نصرالله پورجوادی: «روشنفکر دینی میخواهد از دین استفاده ابزاری کند. میخواهد دین را طوری بزک کند که با آن بزند تو سر مارکسیسم. روشنفکران دینی ما کارشان را با مبارزه با مارکسیسم آغاز کردند. من نمیدانم آنها در سال ۵۷ از انقلاب استفاده ابزاری کردند تا مارکسیستها را از صحنه خارج کنند یا نه، ولی مطمئن هستم از دین استفاده ابزاری کردند تا با آن انقلاب کنند. پروژه روشنفکری دینی در ایران با شکست مواجه شده و آیندهای نه در ایران دارد و نه در هیچ کشور دیگر. چون انسان در عصر جدید میخواهد در جامعۀ جدید زندگی کند. با دیدی جدید میخواهد آیندۀ خود را بسازد، در این جامعه دین هم میتوان داشت، ولی تا جایی که از آن دین استفاده ابزاری نخواهند بکنند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روش حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» همان سیره پیامبر و امامان «علیهمالسلام» بود و مردم ما نیز ذیل شخصیت امام انقلاب کردند و نه ذیل روشنفکران. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در این ایام سختی و تحریم اگر خامنه ای ورود کنند و جلوی افراد تندرو که اینروزها بشدت مخل آسایش ملت و مملکت شده اند بایستند امور جاری کشور رو به بهبودی خواهد رفت. بطور مثال سردبیر کیهان و چند فرد دیگر که سر عفاف بلوا بپا میکنند و عمدا می خواهند خودی نشان بدهند را بر کنار کنند خیلی از امور خودبخود حل می شود. مردم بطور ذاتی عفیف هستند و لازم نیست عده ای با فریاد این چیزها را یادشان بندازند. در شرکتهای خصوصی خیلی سالها پیش بی حجابی دیده میشد که برای کشور مشکلی نداشت از این ببعد هم نخواهد داشت. برپایی نماز و رعایت عفاف یک دعوتنامه از سوی خدای متعال است کسانی که این دعوت را رد میکنند خودشان بی سعادت هستند یا شاید فکر میکنند راه دیگری برای رسیدن به سعادت وجود دارد باید گذاشت بروند راهشان را پیدا کنند. اونها را بعدا خواهیم دید که با گریه و زاری به پابوس حرم حضرت رضا علیه سلام می روند و طلب بخشش خواهند کرد. بزارید بروند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست آری! باید بین افراد غافل و آنهایی که مأمورند تا تعمداً چهره جامعه را از حالت عفاف و حجاب خارج کنند تفکیک کرد و همچنانکه مستحضرید عدهای حقیقتاً مأمورند تا از طریق تشییع فحشاء نظام خانوادگیِ جامعه را که مأوای اصلی هر انسانی است؛ به هم بزنند. سختی کار آنجا است که بین غافل و مقصر چگونه تفکیک شود و اینجا است که با صبر و متانت و مقاومت، مطمئناً جریانی که به دنبال تشییع فحشاء در جامعه هست به نور خون شهداء رسوا و ناکام میشود. موفق باشید
سلام: دو تا سوال داشتم: ۱. اینکه میگن روز عاشورا برای امام زمان صدقه بدید معنیش چیه؟ یعنی امام کمتر ناراحت میشن؟! یا طلب حضوری مانند حضور امام حسین رو که دارند کمتر میشه و کمتر غصه میخورند؟! لطفا توضیح دهید ۲. اگر کار معروفی رو خودم انجام نمیدم شخص دیگه رو امر به آن بکنم یا نکنم؟ (مثلا بگم فلانی اینقدر چشم روی دنیا نداشته باش درحالی که خودم دارم)
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در آن است که هر انسان مؤمنی در روز عاشورا با غم بزرگی روبرو میشود بخصوص امامِ حیّ و حاضر، و از این جهت برای دفع فشاری که به قلب مبارک آن حضرت میآید فرمودهاند برایشان صدقه بدهید. ۲. به هر حال تذکر به امر خوب، خوب است هرچند خودمان عامل آن نباشیم ولی وقتی تأثیر اساسی میگذارد که خودمان نیز مقیّد به آن سخنان باشیم. موفق باشید
عرض سلام و ادب: بنده برای سخنرانی محرم میخوام ضمن تفسیر سوره فجر و بیان طغیان و فساد قوم عاد و ثمود و فرعون و عاقبت اینها، طغیان و فساد نظام طاغوت پهلوی و تمدن غرب رو توصیح بدم و بعدش ذیل نفس مطمئنه جایگاه انقلاب اسلامی و مسیر ظهور امام زمان رو بیان کنم لطفا برای محتوای این تطبیق ها کمکم کنید. ممنون🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است سری به جزوه «ریشههای انقلاب» https://lobolmizan.ir/leaflet/214?mark=%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87%20%D9%87%D8%A7 و مباحثی که اخیراً تحت عنوان «کربلا و رازی که شهدا متوجه آن بودند» https://eitaa.com/matalebevijeh/14173 شده است رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: آینده هوش مصنوعی را چگونه ارزیابی می کنید؟ اینکه بگوییم این انسان است که به آن برنامه می دهد و بنابرین آسوده خاطر باشیم که بر ما سیطره نخواهد یافت به نظر دقیق نیست. یکی اینکه برنامه دهندگان معلوم نیست که ملاحظات اخلاقی را رعایت کنند ممکن است برنامه ای بدهند که هوش مصنوعی را بر بشر غالب کند و دیگر اینکه تحت برنامه بودن لزوما امنیت نمی آورد. ممکن است برنامه ای داده شود که قدرت برنامه نویسی برای خود را به هوش مصنوعی بدهد و با توجه به این خودمختاری شاهد تکامل تدریجی هوش مصنوعی توسط خودش و سرانجام مسلط شدن او بر بشر باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مستحضرید موضوع هوش مصنوعی موضوع سادهای نیست. میماند که بالاخره در نظام الهی و با نظر به سنتهای لایتغیّرِ این نظام، پدیده هوش مصنوعی را باید مدّ نظر قرار داد و متوجه باشیم دادههایی که در اختیار آن میگذاریم تکساحتی نباشد. موفق باشید
سلام استاد: من همه کتاب های شما رو خوندم. با توجه به اینکه بعضی مراجع پوشش سر را الزامی نمی دانند، لطفا بگید پوشاندن سر (منظورم پوشاندن موهاست)، از نظر اجتماعی و از نظر زندگی شخصی و احساسات فردی، چه اثراتی داره؟ لطفا بدون جبهه گیری و عقلی به من پاسخ بدید. ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه علمای ما در مورد حجاب خانمها از آیات قرآن برداشت میکنند، همان حجابی است که عرف مسلمانان در سراسر جهان بدان مقیّد هستند. و رعایت آن موجب نوعی حضور در محضر حق میشود که آن حضور، شایسته یک خانم مسلمان است و اینجا است که زنان مسلمان باید برای هرچه بیشتر حاضرشدن در محضر حضرت رب العالمین نهایت تلاش را داشته باشند تا از آن جهان گشوده محروم نگردند. موفق باشید
سلام: نظر شریف در مورد برنامه هفتم چیست آیا لیبرالیستی است؟ همچنین لایحه حجاب را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا حکومت بی حجابی را به عنوان یک واقعیت پذیرفته و کوتاه آمده است؟ احساس می شود ترسی از مردم در نهاد جان حکومت نهفته است مثلا سه چهار سال است که بنزین گران نشده است در حالی که منطقی است که باید گران می شد این تعلل چه علتی دارد؟ حجاب نیز شاید می گویند اگر سختگیری کنیم و مهسای دیگری رخ دهد با قیام ملت روبرو شده و فاتحه ی همه مان خوانده می شود بگذارید چهار تا نخ موی مردم پیدا باشد اما چهار ستون ملک ما قرص باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برنامه هفتم را نمیبینم. ۲. در رابطه با موضوع حجاب؛ عرایضی در جواب سؤال شماره 35198 شده است. امید است امید افتد. موفق باشید
بیان لطیفی امام خمینی دارد که ایشان فرمودند: زمان و مکان در اجتهاد، دخیل است. باید حوزه بیانات لطیف اهل بیت را متوجه شود که زمان و مکان در اجتهاد دخیل است؛ این توجه موجب می شود ظرفیت حوزه خودش را نشان دهد و بالا برود. از همین راه ها، علم و نیازهای روز ترقی میکنند. در بحث صدقه سلسله روایاتی است که مرد اگر بخواهد از مال خودش صدقه بدهد آزاد است؛ اما زن اگر بخواهد از مال خودش که یا ارث اوست یا کسب اوست صدقه بدهد باید به اذن شوهر باشد و روایاتی هم معارض این است. در جمع بین این دو طائفه عده ای از فقهای ما، تصرف در هیئت کردند و گفتند آن روایاتی که می گوید صدقه زن باید به اذن شوهر باشد؛ ظاهرش وجوب است؛ اما حمل بر استحباب می کنیم و جمعا بین المتعارضین. اما آنچه امام فرمود زمان و مکان در اجتهاد دخیل است این است که آیا نمی شود در جمع بین متعارضین، تصرف در ماده کرد؛ نه تصرف در هیئت؟ یعنی در وجوب و استحباب تصرف نکنیم، تصرف در ماده، که اگر زن و مرد به رشد عقلی رسیدند، آنجا لازم نیست زن از مرد اجازه بگیرد. اینکه امام فرمود زمان و مکان در اجتهاد دخیل است، شاید از این قبیل باشد، یا در بحث مجسمه_سازی که الآن ابزار بازی بچه ها است و کسی به آن نگاه حرام دینی نمیکند؛ آیا در این زمان، باز هم مجسمه سازی و تصویر ذیروح، حرام است؟ اینها مباحثی است که باید در حوزه بحث شود! جوادی آملی ۱۴۰۲/۳/۳
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. آری! بعضی از احکام بر مبنای شرایط خاصی مطرح بوده. مثل شرایط قبیلهای و اقتصاد مربوط به آن شرایط، با اینکه در صراحت قرآن داریم: «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ » و یا در مورد مجسمه، ظاهراً به جهت شرایط فرهنگی که تداعی بت میکرده است؛ گویا آن روایات به میان آمده و در این رابطه ملاحظه میکنید که رهبر معظم انقلاب، فتوای قبلی خود را تغییر دادند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام: موضوع : معرفت النفس ۱. وقتی موضوع شنیدن و دیدن یک جنس نباشد به نظر می رسد نمی توانیم بگوئیم نفس ما تماما در هر دو قوه ظهور می کند. و در این شرایط می گوییم درست نشنیدم چون نگاهم به جای دیگر بود. به عبارتی شاید نفس متوجه تام و تمام موضوع توسط قوای شنیداری و شنوایی نشود. چرا بگوئیم نفس تماما می شنود و همزمان تماما می بیند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس در نزد خود با همه ابعادش حاضر است هرچند که ممکن است نسبت به آنچه از طریق اعضای خود رابطه برقرار میکند، آن عضو، فعّالانه در صحنه نباشد. مثل اینکه چشم میبیند ولی گوش توجه لازم را به میان نمیآورد. موفق باشید
سلام حضرت استاد: خدا قوت، به این رسیدم که اگر عمل انسان باعث پیوند دل و عشق دل به خدا نشود هر لحظه ممکن است تحت تاثیر هوا و هوس قرار بگیرد و بلغزد کما اینکه توی ذهنم نیست که در حال اشد حبا لله گناهی کنم از روی عمد البته که من لایق این محبت نیستم ولی میدونم محب اراده نمیکند که محبوب را اذیت کند و به این رسیدم که دلیل اینکه هرچه درجا میزنم حرکت نمیکنم بخاطر نبودن این محبت هست ولی نمیدونم چطور و چگونه این محبت رو فعال کنم، خیلی حدودی میدونم، ممنون میشم کمکم کنید، به این فکر بودم که خودم رو نساختم فردا امام زمان علیه السلام میان به دردشون نمیخورم ولی به فکرم خورد که اگر دلم عاشق خدا بشه و آن حالت خشیت مخلوط با محبت رو پیدا کنه مثل آیت الله ناصری، دیگر به راحتی میتونم به نیازهام برسم و خدا محب خودش را ناامید نمیکنه و به درد بخور میشم. شاید این پیامی که دادم آنقدر لزومی نداشت که وقتتون رو بگیرم ولی چه کنم که دوستتون دارم؟ همانطور که پدر و خانواده ام هم همینطور بودن
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که بتوانیم هر اندازه که ممکن است در محضر خداوند خود را احساس کنیم و در امور زندگی راضی به رضای خداوندی باشیم که همواره مواظب ما بوده و هست. و در این رابطه خلق خدا را دوست بداریم و اگر هم از آنها بدی میبینیم با بدیِ آنها بد باشیم و نه با انسانیت آنها. موفق باشید
روایاتی ذیل «بکاء الطفل» مطرح است. میخواستم یک تفسیر درست از آنها بفرمایید که مراد حضرات چیست؟ در مقام عمل اثری دارد یا اینکه صرفا تغییر نوع نگاه است و... تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی در این مورد نمیدانم. شاید در سایتهای زیر بتوانید جواب خود را بیابید. موفق باشید
https://evanteb.com/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ و https://ajsm.atu.ac.ir/article_1466.html
سلام مجدد خدمت استاد محترم: ناظر به سوال شماره۳۹۸۱۹، برداشتم از صحبت های شیخ این بود که با وجود آنچه که ایشون می فرمایند که بسیار هم قابل تأمل ودرست هست، اما با توجه به مباحث شما این نحوه آسیب شناسی را کامل نمیبینم که فقط ریشه ی مشکلات را در نفوذ دشمن اظهار می کنند، مثلا آنچه در خصوص تقلیل قشر شریف روحانیت به جهت بی مهری های مادی به آنها گفتند، در حالی که به نظر این امر به خاطر احساس عدم کارآمدی این قشر در جامعه است به جهت حاضرنبودن در تاریخ امروزین یا دیگر مباحث که به جهت عدم درک جهانی میان دوجهان بودن انقلاب توسط مسئولین کشور می باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید بالاخره اینطور نیست که ما در جریان بعضی از روحانیت ضعفهایی نداشته باشیم، ولی فراموش نفرمایید روحانیت، یک فکر و فرهنگ هزارساله است که در وجدان روحانیِ انسانها جای دارد و جزء فکر و فرهنگ ما شده است و از این جهت حتی آنانی که مخالف روحانیت هستند و از دین اسلام نیز جدا شدهاند، به خوبی میدانند که ریشۀ جان آنها همان روحی است که روحانیت متذکر آن است و لذا از یک طرف روحانیون اصیل ما در زیباترین مأوای انسانیت که دلسوزی برای مردمان است و داشتن صحیحترین راهِ حلّ، حاضرند. و از طرف دیگر مقابله با روحانیت که در واقع مقابله با ریشههای اصیل انسانیت هر انسان است، یعنی گرفتارشدن در انواع بحرانها. ای کاش حدّاقل آنانی که گرفتار تقابل با روحانیت شدهاند متوجه میشدند که در نهایت فرسودگی و بحران روحی و پوچانگاری گرفتار میشوند و اینجا است که همین روحانیونی که اینان نفی میکنند چه اندازه غم همین افراد را میخورند. خدا میداند اکثر بالاتفاق این روحانیون که بنده البته بیگانه از شخصیت آنها نیستم و بیانتقاد هم نمیباشم، چه اندازه برای این جامعه مفید و مغتنماند و امیدوارم مردم ما با توجه به بحرانهایی که با آن رویرو میشوند به خود آیند که باید به روحانیت رجوع کنند و وجود چند نفوذی در این قشر را بهانۀ جداشدن از جریانی اینچنین اصیل ننمایند. بنده و امثال بنده با همۀ نقصهایی که دارم، ولی هرچه دارم، آری! هرچه دارم از انس و ارتباط با روحانیت بوده است حتی اگر از نظر فکری سر به سرزمینهای بیگانه زدم، باز مأوای خود را در وطن خود که همان حضور در جهان روحانیت اصیل است، یافتم. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامیم: شما در صوت ۳۳ شرح کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت فرموده آید: «بهشت مقام جامعیت اسما الهی است» در صورتی که شما در سوره واقعه فرمودید که: حوری بهشتی مقام جامعیت اسما است. این دو نظر چگونه با هم جمع میشود؟ با تشکر از الطاف شما!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بین بهشت و کسانی که در بهشت حاضرند، یگانگی هست به جهت آنکه خودشان بهشتِ خود را خلق میکنند و درجه کمال بهشت هرکس به درجه کمال خود شخص بستگی دارد در عین آنکه زمینۀ چنین پیشنهادهایی مربوط به ساحت قیامت است. موفق باشید
سلام علیکم: حدود یک سال و نیم پیش سوالی از شما پرسیدم به شماره۳۴۸۳۰ که در اون گفتید برای فهم جایگاه دینداری باید با نیهیلیسم مواجه شد بعد از گذشت یک سال و نیم و آشنا شدن با مباحث نیهیلیسم و حضور تاریخی و پیگیری مباحث شما حتی انقلاب اسلامی انتظار و وارستگی و راز طلوع بشر جدید و... و پیگیری مباحث آقای نجات بیشتر از پیش احساس سردرگمی و پوچی میکنم و جایگاه دینداری هم برام مشخص نیست. بالتبع در انجام دستورات دینی هم ضعیف بوده ام البته در این چند وقت فهم خوبی نسبت به بعضی مسائل پیدا کردم ولی در حالاتم تغییری ایجاد نشده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این حالات همانطور که برای دیگر رفقا پیش آمده، پیش میآید و با توجه به جایگاه آن حالات، موجب بازخوانیِ خود برای حضور در ایمانی تازه میگردد. عرایضی در اعتکاف ماه رمضان امسال شد. خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. https://lobolmizan.ir/sound/1476?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81 . موفق باشید
با سلام: در رابطه با سوال 38447 به عرض می رسانم که ما قاعده ای داریم به نام بسیط الحقیقه کل الاشیا و.. که طبق این قاعده هستی و کمالات اشیا خداست و این آیا غیر از این است که خدا عین هستی اشیاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! طبق آن قاعده (بسیط الحقیقه) در جامعیت خود، همه اشیاء است. مانند نور بیرنگ. نه آنکه او مجموع آن رنگها باشد. موفق باشید
سلام علیکم: من برهان صدیقین را خواندم و صوت هایش را گوش دادم. «قاعده کل ما بالعرض لابد....» معنی آن این است که هر بالعرضی باید به ما بالذات منتهی و ختم شود. وابستگی موجودات به عین هستی را بر اساس این قاعده خوب درک نکردم. چون فقط میگوید باید ختم شود. شما وابستگی را چگونه از آن در میآورید ؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک امر بدیهی است که آنچه بالعرض است به صرف بالعرضبودنش، منتهی به «ما بالذات» آن میشود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوارم: ارتباط با خدای تاریخی ارتباط با خدای تشبیهی است نه تنزیهی در حالی که توحید هم تشبیه هم تنزیه است یا حرکت بین تشبیه و تنزیه است. اگر این مطلب درست باشه، پس ما باید علاوه بر ارتباط با خدای تشبیهی که اسم تاریخ ماست، باید با خدای فراتاریخی هم مرتبط باشیم، درسته؟ اگر درسته چطور با خدایی که در تاریخ هم طلوع نکرده مرتبط باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حضور خداوند است در تاریخی که در آن بهسر میبریم تا ذیل اراده او در این تاریخ حاضر شویم. حال ماییم و انوار الهی. ما را در آن رؤیت چه به مباحث مفهومیِ تنزیه و تشبیه؟!! «تا به دریا سیر اسب و زین بُود / بعد از آنش مرکب چوبین بود». موفق باشید
سلام استاد گرامی: نوعی مواجهه با انتخابات به دل بنده افتاد که در ادامه تقدیم میکنم حدیث روحافزای غم شنبه است، دیروز انتخابات برگزار شده، چند هفته قبلش همه جوره برای معرفی نامزد مدنظرت تلاش کردهای اما امروز که نتایج انتخابات اعلام شده، نامزد مد نظر تو رأی نیاورد، حالَت گرفتهاست، غمی تو را فراگرفته، اما کدام غم؟ مثل روزی که میشد ایران به جام جهانی راه پیدا کند و نشد؟ مثل روزی که تیمی که مشتاق قهرمانیش بودی قهرمان نشد؟ مثل روزی که در کنکور رتبه خوبی نیاوردی؟ مثل شبی که تا صبح مبهوت فاجعه بیمارستان المعمدانی بودی؟ مثل روزی که شب تا صبح دعا کردهبودی تا بالگردی با سرنشینان عزیزش سالم پیدا شود و صبح که مه کنار رفت امیدها را ناامید کرد؟ مثل روزی که هواپیمای اوکراینی سقوط کرد و نمیدانستی سرِ چه کسی میشه فریاد زد ولی یک فریاد در گلوی تو بود، چون دهها هموطن شهید شدند و شیرینی روزهای تشییع سردار را از ما گرفت؟ مثل روزی که صبح جمعه بیدار شدی و فهمیدی چند ساعت پیش سردار به شهادت رسیده؟ مثل روزی که خبر رحلت امام آمد و ناگهان یک ملت با هم، حس یتیمی را چشید؟ مثل روز قبول قطعنامه که جنگ تمام شد اما امام جام زهر نوشید؟ مثل ۸ تیر ۶۰ که شهید بهشتی و ۷۲ نفر در دفتر حزب سوختند؟ . . . اینهمه غمها را شمردم تا عظمت و حقارت غمها به چشم بیاید، گاهی فقط چون آنکه "من" طرفدار او بودم رأی نیاورده، غمگینیم، گاهی چون دیگری خشم ما را تحریک کرده از پیروزی او ناراحتیم، گاهی امیدی برای ساختن ایران قویتر در دل رویاندهایم و چون آن امید پژمرده شده، پژمردهایم گاهی به برنامه فردی امید بستهایم و بابت بیبرنامه بودن دیگری ناامیدیم به عملکرد یکی امید بسته از عملکرد دیگری ناخرسندیم گاهی گمان میکنیم شخص یا طیفی میتواند مسیر رشد انقلاب اسلامی را وارد جادهای پر دستانداز کند و با قدرت گرفتنش، از دستاندازهای آینده ناخشنودیم. اینها همه طیفی از معنایی غمناکی است و اینکه ما کجای این طیف از معانی غم ایستادهایم، اثر خود را درست از همان روز شنبه بعد از انتخابات نشان میدهد. اگر دلایل غم ما همان دلایل اول باشد، چند روزی هست و دیگر نیست و هیچ تاثیری بر روزهای آینده ما ندارد، هرچه به دلایل انتهایی نزدیک میشویم، غم ما ماندگارتر و پویایی و سازندگی آن نیز زندهتر و پرتکاپوتر است. این کلمهها را نزدیک یک ماه در دل نگه داشتم تا اگر غمی از جنس هواداری و بغضِ گذراست بگذرد، تا غبار انتخابات فروکش کند تا غمهای اصیل و عمیق، پیش از هرکس خود را به صاحبشان اثبات کنند، تا بگویند که هستند و به قوت نیروی حیاتبخش عشق، غم نیز در عالَم کارساز است، هرچه اصیلتر کارسازتر. به غم عمیق عصر عاشورا، به اولین شب بیاباعبدلله، به غم بینظیر اولین صبح بعد از عاشورا فکرکن، به عظمت و عمق و اصالت آن غم بیاندیش و به نفوذ بی هماوردش در تاریخ. اگر جنس غم ما آزاد از حزب و گروه و جناح و هوادار، از جنس غم اصیل صبح یازده محرم باشد، به اندازه وسعت و قوت وجودش، در عالَم کارساز است، غم اصیل را هیچ نسبتی با افسردگی نیست؛ اگر عشق، آب حیات انسانیت است، غم درست آن روی سکه عشق است، غم آفتاب پرحرارت روحافزای انسانیت است، غم عنصر پویا و ماندگارِ حرکت و نهضت و انقلابی بودن است، غم مبارک است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این غم یعنی توجه به راهی که در پیش است و هنوز باید رفت و هر قدمی که برمیداری با نوعی نزدیکی همراه میشوی ولی باز باید رفت به همان معنایی که «وجود» بسی نزدیک و نردیکتر و بسی دور و دورتر است. و اینجا است که اگر کسی در بستر حضور تاریخی خود در میدان درک هستی حاضر شود، همواره امیدو باز امید، او را پُر میکند بدون آنکه به غرور نزدیکی به مقصد مبتلا شود. گفت:
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
و این یعنی بدون محاسبات عادی و بدون قرار داشتن در محاسبات عقلِ حسابگرانه، غمی را تجربه کرد که بسی در آن شادیهای حضور نهفته است و باز غم. موفق باشید
