سلام علیکم: حدود یک سال و نیم پیش سوالی از شما پرسیدم به شماره۳۴۸۳۰ که در اون گفتید برای فهم جایگاه دینداری باید با نیهیلیسم مواجه شد بعد از گذشت یک سال و نیم و آشنا شدن با مباحث نیهیلیسم و حضور تاریخی و پیگیری مباحث شما حتی انقلاب اسلامی انتظار و وارستگی و راز طلوع بشر جدید و... و پیگیری مباحث آقای نجات بیشتر از پیش احساس سردرگمی و پوچی میکنم و جایگاه دینداری هم برام مشخص نیست. بالتبع در انجام دستورات دینی هم ضعیف بوده ام البته در این چند وقت فهم خوبی نسبت به بعضی مسائل پیدا کردم ولی در حالاتم تغییری ایجاد نشده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این حالات همانطور که برای دیگر رفقا پیش آمده، پیش میآید و با توجه به جایگاه آن حالات، موجب بازخوانیِ خود برای حضور در ایمانی تازه میگردد. عرایضی در اعتکاف ماه رمضان امسال شد. خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. https://lobolmizan.ir/sound/1476?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81 . موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد گرانقدر در بحث ولایت الله و ولایت شیطان میتوان گفت شیطان در برابر خدا سجده کرد و ۶ هزار سال عبادت کرد، پس ابتدا ولایت خدا را داشت. زمانیکه قرار شد به مقام آدم سجده کند، نپذیرفت و از ولایت خدا بیرون آمد و درمقابل خدا ایستاد. و اذن گرفت که مردم را گمراه و به ولایت خود دعوت کند؟ در پذیرش ولایت الله یا ولایت شیطان (طاغوت) هرکس ولایت خدا را قبول کرد، پس ولایت شیطان را نپذیرفت. آنکه ولایت الله را پذیرفت، مؤمن و آنکه نپذیرفت و ولایت شیطان را پذیرفت، کافر شد؟ ولایت امیرالمومنین و ولایت پیامبر و ولایت خدا، از هم مجزا هستند؟ این درست است که بگوییم: هرکس ولایت خدا را فقط پذیرفت، مؤمن است که می تواند مسلمان یا یهودی یا مسیحی باشد؟ هرکس ولایت پیامبر را پذیرفت، مسلمان و هرکس نپذیرفت غیرمسلمان (مثلا مسیحی و یهودی) است؟ هرکس ولایت امیرالمومنین را پذیرفت، شیعه و هرکس نپذیرفت غیرشیعه می باشد؟ نتیجه اینکه، ولایت پذیری مراتبی دارد و بر اساس این مراتب و پذیرش آنها، شخص نسبت خود را با خدا و پیامبر و اهل بیت مشخص کرده. وقتیکه انسانی که ولایت الله را پذیرفته، گناه می کند، هنگام انحراف از مسیر حق، در ولایت شیطان قرار گرفته؟ که اگر توبه کند، به ولایت الله برمی گردد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می فرماید: «فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ» بدین معنا که ولایتِ حقیقی منحصر در ولایت خداوند است و پذیرفتن هر ولایتی غیر از ولایت خداوند، ولایت طاغوت است و در راستای ولایت الهی، ولایت اولیای معصوم معنا دارد و جدا از ولایت الهی، حتی نظر به معصوم، نوعی شخص پرستی به حساب می آید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوارم: ارتباط با خدای تاریخی ارتباط با خدای تشبیهی است نه تنزیهی در حالی که توحید هم تشبیه هم تنزیه است یا حرکت بین تشبیه و تنزیه است. اگر این مطلب درست باشه، پس ما باید علاوه بر ارتباط با خدای تشبیهی که اسم تاریخ ماست، باید با خدای فراتاریخی هم مرتبط باشیم، درسته؟ اگر درسته چطور با خدایی که در تاریخ هم طلوع نکرده مرتبط باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حضور خداوند است در تاریخی که در آن بهسر میبریم تا ذیل اراده او در این تاریخ حاضر شویم. حال ماییم و انوار الهی. ما را در آن رؤیت چه به مباحث مفهومیِ تنزیه و تشبیه؟!! «تا به دریا سیر اسب و زین بُود / بعد از آنش مرکب چوبین بود». موفق باشید
استاد سلام وقت بخیر: آِیا تفکر کسی که معتقد باشد امام زمان متولد نشده اند، اما هم اکنون حضور نورانی در عالم دارند صحیح است و چنین تفکری در شیعه جایگاهی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به ادله عقلی و روایی، جهان هرگز بدون حجّت حیّ و حاضر نیست. و غفلت از این موضوع غفلت از نکته بسیار مهم و ارزشمندی است. موفق باشید
تِوَهُّم چیست؟ رباعی۱۴۴ مولانا: «آنکس که درون سینه را دل پنداشت / گامی دو سه رفت و جمله حاصل پنداشت / تسبیح و سجاده توبه و زهد و ورع / این جمله رهست خواجه منزل پنداشت» مقدمه؛ تفاوت دِل حقیقی و مجازی آیا منظور همان تکه گوشت صنوبری شکلی که کار پمپاژ خون در بدن را عهده دارست میباشد؟ اما نه، دِل، اشاره به کیفیتی از وجود آدمی است، نه اشاره به جزئی از بدن جسمانی! هرکسی دچار چنین اشتباهی [یعنی خلط میان دل مجازی و دلِ حقیقی] بشود، احتمالا در مسیر زندگی به رشد و تعالی چند ادامه دهد اما نهایتا دچار توّهم خواهد شد و از ادامه مسیر تحصیل معرفت باز خواهد ماند. توَهّمی به نام «من به مقصد رسیدم» تشخیصِ تفاوت میان« مسیر و راه» با «منزل و مقصد» بسیار مهم است. اتفاقا تعریف توهم یعنی؛ پندار اشتباه راه بجای مقصد! توهم = عدم تشخيص امر حقیقی از مجازی اگر کسی از ما پرسید که آیا دِل دارید؟ اگر صرفا با توجه به دل مجازی که گوشت پمپاژ کننده خون است بگوییم بله جواب اشتباه توِهّم زده ایی داده ایم چون منظور از دل آن نیست خداوندان دل دانند دل چیست / چه داند قدر دل هر بیروانی / ز درگاه خدا یابی دل و بس / نیابی از فلانی و فلانی غزل۲۷۲۲ دیوان شمس https://t.me/sokhannoo
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت آن است که انسان جز «دل» نیست به همان معنایی که چون خود را در خود احساس میکند، چیزی جز همان احساسی که از خود دارد نمییابد. حال در این نوع احساس خود با چه جهانی روبهرو میشود؟ با گوهری که حکایت حضور اوست در نسبت با حقیقت در نزد خود، مثل آن که در خود زیباییِ دوستداشتنِ حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» را احساس میکند که صاحبِ دلِ حقیقی است و یا در دل خود، دل را به امور کثیره احساس میکند و این یعنی گرفتاری در توهّمات. زیرا به ما فرمودهاند: «دل یکی است گوهری ربّانی / خانه دیو را چه دل خوانی». موفق باشید
با عرض سلام: شبه ای درگیرم کرده در بحث وحدت شخصی وجود. اگر دو وجود موجود باشد هر یک حدی دارد که به عدم ختم میشود و بین آنها جدایی ناشی از عدم هست. حالا چون ما عدم نداریم چنین چیزی محال است و وجود یکپارچه هست و نهایتی که ناشی از عدم باشد ندارد حال شبهه من این است که در هنگام تصور این موضوع ذهن ما جرمی را تصور میکند که از وسط با عدم تفکیک شده و این شبهه ایجاد میشود که موجود مجرد ازین قاعده برکنار است و استدلال فوق برای جسم است. به عبارت دیگر به نظرم میرسد که شبهه ابن کمونه در نظرم است چگونه میتوان آن را حل نمود. ذهنم پرش میکند که استدلال بالا در خصوص مادیات است و مجردات این استدلال را بر نمیتابد. اگر اینطور باشد ما میتوانیم بینهایت موجود مجرد از سنخیت های گوناگون داشته باشیم که در کنار هم موجود باشند. و هر کدام ازلی و ابدی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تأمل در مباحث «برهان صدیقین» و شرح صوتی آن بهتر میتوانید جواب خود را بگیرید. مباحث و شرح صوتی آن روی سایت هست. موفق باشید
«سر زد از افق، مهر خاوران فروغ دیدهی حق باوران. بهمن، فرّ ایمان ماست. ... شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان . پاینده، مانی و جاودان جمهوری اسلامی ایران» در پی وجود و حق و نور و هستی و بودن و شدن، جملات بالا بر دل تابیدن میگیرد، انقلابی که سرودش سرود توحیدی جان همه انسانهاست و به بلندای همه تاریخ بشریت است، محال است افول کند چون از افقی سر زده است که جان جانان ماست نه از اوهام ذهنها! چقدر خوب این سرود با قصهی جان تک تک انسانهای این تاریخ انس میگیرد و ما را به ساحت برتری از وجود رهنمون میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه تنها انقلابی که سرودش، سرودِ توحیدی جانِ انسانها است به بلندای تاریخ بشریت، هرگز افول نمیکند؛ یقیناً به جهت ذات توحیدی حیرت انگیزش، نجاتدهنده همه آنهایی است که در پهنه گسترده زمین، سخت به دنبال نجات بودند و به خوبی روزنه نجات را در جمهوری اسلامی یافتند. آری! « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى» و درست مقابلِ این جریان، جریانی است که به جهت فساد اخلاقی و ظلمات روحی که دارند، با تمام وجود در مقابل همین جمهوری اسلامی به بهانههای جزئی ایستادهاند و این یعنی: « وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى»، آیا این عجیب نیست که خداوند در نسبت با انقلاب اسلامی چنین صحنهای را پیش آورده که مخالفانِ آن تا این اندازه در سقوط شخصیت و فساد هستند؟ « فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ» و این یعنی جمهوری اسلامی، حجّت دوران ما است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم حاج آقا. ۱. از یک طرف شاهدیم که دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی، با پنهان کاری پیشرفت ها و برجسته کردن ضعف هایی مثل کاهش ارزش پول ملی و گرانی و... در صدد ناکارآمد جلوه دادن نظام اسلامی و انقلابی و در نتیجه ناامید کردن مردم از نظام و انقلاب هستند. ۲. از طرفی دیگر طرفدارانی از نظام با برجسته کردن پیشرفت ها و دستاوردهای متعددی در حوزه ها و شاخص های گوناگون جهانی، در صدد هستند که اثبات کنند اتفاقاً برعکس باید به خاطر پیشرفت های گوناگون شدیداً به آینده ایران و این نظام امیدوار بود. ۳. در این میان تفکر شگفتانگیزی هست که ما را متذکر باتلاق و وضعیت بی تاریخی و تلخ «توسعه نیافتگی» می کند. و گزارش می دهد که با وجود اینکه تمام میوه ها و مظاهر مدرنیته وارد ایران شده است لکن آن «روح تاریخی» که ارتباط ارگانیکی بین این مظاهر ایجاد کند، از اول وجود نداشته است. مثل اینکه از کنار هم قرار دادن و چسبانیدن اعضای منقطع و جدا شده ی یک موجود زنده بخواهند یک موجود زنده ی دارای روح ایجاد کنند، که البته محال است. ۴. در کنار موارد بالا، حضرتعالی ماورای دوگانه توسعهیافتگی و توسعه نیافتگی، بیشتر متذکر روح ساری و جاری و تاریخی و قدسی انقلاب اسلامی به عنوان جریانی توحیدی که متصل به گذشته و آینده توحیدی ماست هستید. از طریق روش شما جان مخاطب آنچنان در اتصال با حیات تاریخی و وقتِ قدسی و صراط مستقیم انقلاب قرار می گیرد که نه تنها از نظام و انقلاب طلبکار نیست بلکه برعکس اگر به فرض محال هیچ پیشرفت مادی هم در این نظام نبود، انسان باز هم حاضر است مثل شهدا همه چیزش را فدای این انقلاب کند تا از نسیم حیات بخش و نجات بخش انقلاب محروم نماند. استاد به نظر این حقیر اگر سه تفکر اخیر به همراه چاشنی نقادی نسبت به ضعف ها، به هم پوشانی برسند و مکمل همدیگر بشوند، آن پرواز تاریخی که برای عبور از موانع و فتنه ها نیاز داریم محقق می شود. نظر حضرتعالی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و در همین رابطه مباحث «انقلاب اسلامی» به عنوان جهان بین دو جهان مطرح شد. بنده با توجه به آگاهی نسبت به آنچه در شماره ۳ فرمودید و با توجه به سابقه فکری و اجراییِ خود به این نتیجه رسیدهام که باید به جهانی فکر کرد که از یک طرف آن جهان، غربِ شرق است و از طرف دیگر شرقِ غرب. و این است آن حضوری که انسان آخرالزمانی به دنبال آن است.
حضور تاریخیِ ما که در مواجهه با انقلاب اسلامی پیش آمد، حضوری که بیواسطه از هر استنباط ذهنی در نزد ما حاضر است و جهان ما را تشکیل میدهد و با توجه به این حضور، نسبتی خاص با موجودات برقرار میکنیم که آن حضورِ موجودات است در عالَمِ ما و منِ منِ انسان در مواجهه با این موجودات که در جهان او حاضر میشوند، شکل میگیرد. به همان معنایی که انسانِ آخرالزمانی میخواهد در جهان حاضر باشد بدون آنکه حضور او حضور موجود غریبهای باشد که در جهان تنها است.
انسان در حضوری که با هستیِ خود نزد خود مییابد دائماً از خویش فراتر میرود و هستیِ نامتعیَّناش رو به سوی فردا در صیرورت است و رو به سوی آینده طرحافکنی میکند، در حضوری که لحظه به لحظه فراتر از خودش در خودش حاضر میشود و بر اساس انتخابی که میکند به خود هویت میبخشد و نسبت به هستی، تقرب میجوید، زیرا انسان با حقیقت هستی به حکمِ عینالرّبطبودناش، نسبت دارد و جهتاش به سوی آن است.
موفق باشید
با نام خدای زندگی! در رَسای زِندگی هرچه سخن داری بیار و بگو! زیرا وجود دارند اما حضور آنطور که شایسته است هنوز ندارند. این دیوونه باز خوابش پَریده، آخه دشمن سره لَج برداشته با ما و نِمیاد هیچ کدوم از حرفاش بکارمون، اصلاً هم نمیخوایم به عقب بریم از آمریکایی بودن مونده فقط دَرداش بامون، مَن پُره یه حِس انتقامم پُره از فحش و گلایم پُره گیرو گِرِه اَه پُره حرفو کِنایم دِلم حالش بَد بود آخه آتیش میاُفتاد به جونم هَمَش، هَرشب اَز تَنهایی زجر میکشیدم تا جونم دَربیاد، هَمه هَم داشتن اَلَکی پَرپَر میشُدن واسه یه فهم عمیق اینارو میدونم! ولی من هنوز پایِ حَرفمم میبینی که هنوز دارم جون میدم بَرات هَرچند میزَنن تازیانه پشتِ شَلّاق و شَلّاق روی زخم! این دشمن وَحشی به من؛ میزنه بَدَم میزنه که وَحشی بِشَم میزنه جوری که اِنگار ضربه آخرمه تا جون بِدم بِرَم. انقلاب ما تازه داره پیروز میشه و نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی به بنیاد توحیدش به مرحله ظُهور رسیده مبارکباد این پیروزی مبارک باد بر خدایِ جهانیان این پیروزی مبارکباد بر شهدا مبارکباد بر مظلومان مبارکباد بر فلسطین مبارکباد بر تنهایان مبارکباد بر زندانیان آزاده مبارکباد بر شهدا مبارکباد بَرما... سلام خدا برما سلام ما بر خدا سلام ما بر روح الله سلام ما بر ولّی الله اعظم صلوات الله سلام بر نَبی خدا سلام بر عشق و زندگی و سلام و سلام بر انسانیت و آزادی و شرفو جاودانگی حَقّ تبارک و تعالی سلام بر علی علیه السّلام... . خدایا جشن شادی و پیروزی ما را با غرور و تکبر نگذار و به عبودیت بپذیر... ما مخلوقات توایم ما همان اراده آغازین تو از خلقتیم که داری به سراَنجام میرسانی خدایا تو هم شاد باش خدایا چقدر تو زیبایی و چقدر دشمنت زشت اَست؛ خدایا با ما سُخن بگو که چقدر زیبایی با ما از دل سخن بگو و باز بگو ای یکتای بی همتا. خدایا تقوایمان عطا کن آنگونه که تو میپسندی. زود بود اما دل در دلم نیست از شوق تو
باسمه تعالی: سلام علیکم: درد و دلِ خوبی است. إن شاءالله که همچنان در این انس، جلو و جلوتر روید. البته بنا بود که کاربران محترم در این سایت سؤالاتی که در إزای مباحث برایشان پیش میآید را به میان بگذارند. به امید آنکه آن مباحث موجب رشد فکری و فرهنگی و جوابی باشد برای سؤالِ دیگر کاربران. موفق باشید
سلام استاد عزیز: حلول ماه خدا مبارک. التماس دعا دارم. استاد دو سوال دارم از محضرتون: ۱. من یک کلیه دارم و امسال دچار مشکل شد همان یکی و اطباء از روزه منعم کردند و معتقدند شوک برای کلیه ام خوب نیست مثلا مایعات چند ساعت بهش نرسه و ...(البته این رو صدر در صدی نمی گن فقط احتمال شدید ضرر دادن)، سالهای پیش روزه میگرفتم منتهی الان میترسم بگیرم. با توجه به این موضوع احساس غبن میکنم، احساس میکنم خیلی بی توفیقم و از رمضان بهره ای نمی برم. فکر نمی کنم فقط یک عمل از اعمال رمضان الکریم را از دست میدهم، بلکه از نظر من روح ماه مبارک، صوم است و من محرومم، استاد با این حس چه کنم؟ آیا می توانم بهره کامل که روزه داران میبرند را من هم ببرم؟ ۲. استاد سوالی برایم پیش آمده و آن اینکه مکانیسم اول و آخر ماه یک فرآیند مشخص است که این ماه و ماه بعد فرقی ندارد علی الظاهر، ما چطوری یک ماه را محرم و یکی رو رجب و شعبان می دانیم؟ و بعد چطوری ماه شعبان فرضا این همه برکت و رحمت دارد که مثلا در جمادی الاولی ندارد، ماه که همان ماه است در آسمان. چه چیز این ماه ها را متمایز میکند؟ اساسا تفاوت در ماه ها و شرایط خاص هر ماه، مثلا ماه مبارک رمضان به همین ماه در آسمان برمی گردد؟ اميدوارم توانسته باشم منظورم را رسانده باشم. سپاس از لطفتون ماجور باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مهم عزمی است که در شما حاضر است و اینکه اگر مشکلی نداشتید در این ماه روزهدار میشدید و به جهت حسرتی که میخورید، مسلّماً همه برکات روزهداری را بلکه بیشتر از بقیه نصیب خود کردهاید. ۲. در نظام تکوین، هر ماهی میدان و دریچه نفحات خاصی میباشد مثل اعضای بدن که هرکدام، میدان ظهور قوه خاصی از نفس میباشد. موفق باشید
استاد عزیز و گرانقدر سلام و رحمه الله: سوال اول: همانطور که جنابعالی در کتاب معاد فرموده اید، عین عمل در آخرت ظاهر می شود و چون قوه واهمه انسان در عالم آخرت به آسودگی بیشتری می رسد می تواند صورتهای متناسب با ملکات خود را ظاهر کند که همان بهشت یا جهنم اوست. (صفحه ۱۱۳ کتاب معاد) اگر بهشت یا جهنم جایی است متناسب با صورت مانوس با قوه واهمه، پس بهشت هرکس مخصوص خود اوست و جهنم هرکس مخصوص خود اوست. در اینصورت چگونه گفته میشود که یه جایی داریم مثلا بنام سقر که از نفس او جهنم پدید آمده است. خب حالا ما یک جهنم داریم که آدم گناهکار را به آن میاندازند یا شخص جهنم خود را خودش میسازد؟ یا مثلا گفته میشود در بهشت جایی داریم مخصوص فلان گروه. یا مثلا گفته میشود که مثلا در بهشت نهرهایی جاری است و میوه هایی و... . خب اگر قوه واهمه شخص صالح بهشت او را طبق صورت مانوس او می سازد، شاید صورت مانوس او این گونه که قرآن می گوید نباشد. اگر بهشت او قبلا آماده است و باغ و بستان خود را دارد که دیگر آن مسئله ای که شما در ص ۱۱۳ کتاب فرمودید موضوعیت ندارد. سوال دوم: ملاصدرا در حرکت جوهری می گوید نفس برای ظهور نیازمند ماده است. سپس می فرماید با گذشت زمان هم ماده حرکت می کند و هم نفس آن شخص. تا جایی که نفس آن شخص دیگر در بودن خود نیازمند بدن مادی خود نیست. این زمان چه زمانی حادث می شود؟ اگر مثلا در 1 سالگی حادث می شود، پس این درست است که بگوییم نفس انسان ۶ ماهه با مرگ او هم نیست و نابود می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً قرآن همان حضوری که در قیامت برای انسان پیش میآید را گزارش میدهد و حقیقتاً انسان با آن میدان، بر اساس قواعد جاری در عالَم و آدم حاضر میشود. ۲. حرکت جوهری، در ذات عالم ماده واقع میشود و انسان با توجه به نسبتی که با بدن خود دارد، در آن سیر قرار میگیرد و این امر، چیزی نیست که بخواهیم برای آن زمان تعیین کنیم. موفق باشید
عرض سلام و احترام: برای جوانی که مذهبی نیست، چه کتابی در جهت رشد معنویت انسان پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» افقی را در مقابل جوانان و نوجوانان بگشاید. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: طبق آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ...» چرا خدای متعال و ملائکه اش پیوسته بر اهل بیت علیهمالسلام صلوات می فرستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «صلوات بر پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله»؛ عامل قدسیشدن روح» عرایضی در این رابطهها شده است. در واقع نبیّ خدا آینه نمایش خداوندند تا کمال الهی را به نمایش آورند و خداوند با نظر به آن حضرت، به یک معنا به معنای خود نظر دارد و در خود حاضر میشود و معنیِ صلوات در اینجا معنای خاصی است و فرشتگان که «عبادٌ مکرمون» هستند در پیروی خداوند چنین حضوری را که در واقع تجلیل از مقام محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» است پیش خواهند آورد. موفق باشید
سلام بزرگوار: جگرم خون است. غم شدیدی در وجودم دارم تحمل ندارم تفکر کنم و از باطن این جنگ اسرار اللهی بکشم بیرون. روزی ۱۰۰ بار بچه خودمرا در خیال کشته میبینم تا بتونم هم درد مردم غزه باشم چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به نکاتی که در مباحث «https://eitaa.com/matalebevijeh/15130
https://eitaa.com/matalebevijeh/15126 شده است توجه فرمایید. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: همسرم در محل کارشان بابت دریافت حقوق خیلی اذیت میشن سه ما نمیدن یک ماه میدن. بنده از ایشان خواستم که در پی کار دیگری باشند ایشان میگن این بهترین نسخه خداست برای تقویت توحیدمان خوب است. طبق مطالبی که در سیر مطالعاتی شما دنبال کردم خودم سرگردانم اصلا نمیدانم نسبت تقویت توحید با این امر چگونه رقم می خورد؟ سوال بعدی اینکه آیا ذکری عملی برای افزایش رزق هست اصلا پی همچین چیزی رفتن درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره هرکس باید در مسیر کسب رزق، بدون حرص تلاش داشته باشد و از این جهت به دنبال رزق مناسب رفتن، نه تنها با توحید منافات ندارد، بلکه یکی از خصوصیات اهل ایمان است. که در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه رزق در هستی» شده است. ۲. خوشخُلقی و صله رحم و ذکر آیت الکرسی موجب گشایش رزق میشود. موفق باشید
سلام ای رود رونده! سلام ای چشمان منتظر و خسته! سلام ای برادر، ای دوست و ای همسایه. ای برادر غزهای! ای که ایستادنت کوه ها را در هم شکست و چشمانت انسانیت هر انسانی را به یاد آورد و دستانت غیرت و شجاعت و شهامت را، خونت آب کرد و زنده کرد قلبِ هر مرده را. و پاهایت، عزم را به یادمان آورد. شما مظهر ظهور آخرین انسانید. شما مصداق تمامِ: «مَن عَشِقتُهُ، قَتَلتُهُ و مَن قَتَلتُهُ، فَعَلَیَّ دیَتُهُ و مَن عَلَیَّ دیَتُهُ، فأنا دیَتُهُ» هستید. شما معشوق اویید و بدانید که خونتان بهایی دارد و بهایش در نزد اوست و او خود را، خونبهایتان دیده. شما پارههای وجود هر مسلمانید. شما عروج مسیحگونه عیسی و عصای موسیِ راهگشای تاریخ و قرآن ناطق هر انسانید. شما همسنگرانِ حضرت نوحاید، شأنِ دوباره نزول قصه او، یعنی: «وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ» کِشتیِتان را چه خوب ساختید در پیش چشمانش و به آب انداختید، و او چه خوب دید. و آری! هر آنکس که همسفرتان شد، چشمانش، راه آینده را یافت و دستانش، آغوش قائم را و قلبش، توحید امام را. کجا بودید؟ چه کردید؟ چگونه بودید که هر انسان را به انتخابِ کربلاییشدن کشانیدید؟!! شما اُلفت دوباره اسلامید و وحدت دوباره مدینه محمد. ای انسان فلسطینی! ای که بر عریکه تاریخ ایستادهای و عاشقانه و عارفانه بر ترک تاریخ میتازی! دستان ما را هم بگیر که قلب هر انسان را به طلبِ «بودن» در جای خود کشانیدی، قلب ما را مشتاق حضورِ دوباره عرشیِ سردار بیدستمان حاج قاسم. راستی را!! چه شد؟ چه شد که همسنگری با شما، افقِ حیات هر مسلمانی و افقِ حرکت امام ما شد؟ چه شد که ناگهان خانه به دوش، بر قلبِ همه ما سفره انداختید؟! چه شد که سربازان خمینی با راه قدس از کربلا میگذرد عزم مییافتند و با سینه ستبر راه شما را میجستند؟! دلهای ما همه مشتاق دوباره صلاة در قبله اول مسلمین، «قدس» است تا در تاریکه بیابان جهان امروز سرآغاز خود را بجوییم. پس بخوان به نام الله! و سینهات را ستبر کن، و عزمهای سست را تیره و تار، و خانههای عنکبوت را محو، و بنای دوباره عهدِ از یاد رفته انسانِ امروز را، تازه کن. و شما ای زنان و مادران فلسطینی! زینبگونه جان فرزندان و همسران و برادرانتان را در کف سینی قلب بگذارید و کاخ یهودیان را فرو ریزید، که مکر یهودیان را تنها مادرانگیِ شما آشکار و به هم میریزد. بخوانید: به نام فاطمه، سمیه، خدیجه و زینب، و کاخ هر ظالم را با زبان ستبرتان فرو ریزید، و با این زبان، قلبِ هر انسان را به کربلای خود بخوانید، و امتِ خوابزده آخر الزمانی را به امتحانِ کوفی و کربلایی بکشانید. خوشا بر شما! و وای بر ما خوابزدگانِ بازی روزمرّه شهر و شهرنشینانِ دهکده سرد و خشکِ جهان امروز. خوشا بزم شیرینتان، گوارایتان، چشمانتان بیدار و دلهایتان روشن و دستانتان پر توان. به امید دوش به دوشِ شما عرشیان ایستادن و نماز فطر گزاردن در قدس شریف. انشالله سنصلی فالقدس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه بخواهم در استقبال سخنان شما سخنی گفته باشم؛ نمیتوانم حقّ این کلمات را ادا کنم. خطاب به شهدای غزه فرمودید: خونهایشان بهایی دارد که بهای آنها نزد حضرت حق است. آری! این خون نه تنها یک بها، که قرارگرفتن در آغوش خداوند است، بلکه بهای زیادی دارد که اولین آن رسواکردنِ یک تاریخ دروغ به جهانیان از طریق فرهنگ نژادپرستِ غربی است. ما غرب را از طریق جنایات اسرائیل و پشتیبانی سران غربی شناختیم.
فرمودید که شهدا و مردم صبور غزه، پارههای وجود هر مسلمانی هستند. حقیقتاً همین است گویا ما داشتیم خود را و جهانی که از طریق شهدایمان در مقابلمان گشوده شده بود، فراموش میکردیم و این صبر و توکل مردم غزه بود که ما را باز به یاد خودمان آورد و اینکه جهان ما چه اندازه بزرگتر از جهانی است که غرب در مقابل غربزدگان و اسلامِ متحجّرین در مقابل مقدسان بیتاریخ گشوده است.
فرمودید هر آن کس که همسفر شهدا و مردم صبور غزه باشد، چشمانش راهِ آینده را یافته است. آری! در همین رابطه رهبر بصیر انقلاب متذکر میشوند که راهِ آینده، راه فلسطین است و این حکایت تفکر تاریخی ارزشمندی است. میفرمایید با نظر به حضوری که نسبت به اقامه نماز در قبله اول مسلمین داریم میتوانیم در تاریکخانه بیابانِ جهان امروز، سرآغازِ خود را بجوییم. آری! حقیقتاً ما در سرآغازی قرار گرفتهایم که به هر قیمتی که هست در غزه، با روحیه صبر و توکل آن مردم شروع شده است، وگرنه گرفتار بلای بیتاریخی خواهیم شد. ما در شرایط ظهور بیّنهای هستیم که تمام معنای اسلام را به میان آورده است.
به هر حال تنها میتوان گفت چه اندازه این سخنان که از عمق جانتان و بر اساس فهم تاریخیِ تان بر زبان آوردید؛ سخن همه ما هست که خطاب به مردمان صبور غزه میفرمایید: «شما الفتِ دوباره اسلام هستید» به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در ملاقات با شیخ ابراهیم زکزاکی فرمودند: «امروز یکی از مظاهر قدرت اسلام همین مسائل است که در فلسطین در حال رویدادن است... قدرت باورنکردنی اسلام در فلسطین».
حال میفهمیم چگونه انسانها میتوانند ذیل اسلام در این تاریخ نهتنها خود را معنا کنند، بلکه معناها بیافریند و زندگی گمشده در بیمعنایی را که اسرائیل نماد آن است، به سُخره بگیرند. اگر واقعیت زندگی بدون تاریخ نیست، زندگی در این زمانه حضور در تاریخی است که ذیل انقلاب اسلامی در فلسطین با صبر و توکل آنها در حال شکل گیری است تا بشر جدید متوجه شود بدون تفسیر قدسی و دینی از جهان، عملاً گرفتار بیتاریخی و پوچی میشود که اسرائیل، نماد آن است. موفق باشید
سلام وقت بخیر استاد عزیز: در فضای سیر و سلوک به مشکلی خوردهام بسیار جانفرسا! دچار وسواس در دعا شدهام! نمیدانم این دعایی که میخواهم بکنم امتثال ادعونی استجب لکم است و دعای عباد یا دعای استعجالی طبیعی است! اصلا نمیدانم دعا بکنم یا نه وقتی ارید ان لا ارید را میفهمم! نمیدانم برای شفای فلان بیمار گریه بکنم و دعا کنم یا طلب بلا کنم یا بگویم هرچه پیش آید خوش آید چون قضای الهی بهترین است! استاد گرانقدرم کاش حضانت این طفل یتیم را قبول میکردید، میدانم که بشدت از فضای مرید و مرادی بدتان میآید ولی کاش میشد روزی خصوصی زیارتتان کنم و هیچ نگویم و شما فقط بگویید و من با سری پایین فقط گوش کنم، من کورم و چاهی در پیش، حالا شما و کرمتان، و اما السائل فلا تنهر! استاد سلوک ذیل شخصیت امام خمینی ره واقعا عالیست اما بنظرم خیلی هم راحت نیست! نسل ما اگر امام خمینی ره را هم دارد کم کم میشناسد به برکت امثال شماست، وگرنه ما چه میدانستیم مصباح الهدایه و دیوان امام چیست؟ فکر میکردیم امام تحریر الوسیله و توضیح المسائل است با قدری چاشنی عبادت و سیاست! از شما میخواهم قدری نظر لطف به ما شاگردان بکنید و خصوصی تر وقتی برای هر یک قرار دهید مثلا هفته ای یک ساعت وقت خصوصی بدهید برای یک ملاقات، و وقت رزرو شود. تا همین جا هم بسیار مجاهدات شما مثمر ثمر بوده است الحق و الانصاف و این که طلب عاجزانه کردم برای ملاقات های خصوصی از سر لطف شما میسور میشود نه از باب وظیفه. حقیقتا دلتنگتان هستم استاد التماس دعای خاص
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! دعا میکنیم زیرا در دعا، در فضای قضای برتری حاضر میشویم و یا برای کسی که دعا میکنیم به حکم: «الدّعاُ يَرُدُّ القضاءَ وَ قَد اُبرِمُ اِبراماً!» دعا (آنچنان است) که مقدّرات حتمی الهی را دگرگون میکند. با دعا طرف در قضای دیگری که برای او بهتر است قرار میگیرد. ۲. چرا گمان نمیفرمایید که بر اساس همان طلب رفقا، عرایضی پیش میآید بخصوص در جلسات قرآنی. آیا این همان بهترین ملاقات نیست که در رابطهاش فرمودهاند: «میرود از سینهها در سینهها / از رَه پنهان صلاح و کینهها»؟ موفق باشید
اگر آینده ای نباشه بقا نداشتن و نابودی قدم های بزرگی برای انکار و از بین بردن خود می باشند. ماوراء و حاصل حرکت منتقدان و بررسی کنندگان بشریت، عقل مست هست. عقل مست عقلی نیست که شاکله ثابتی داشته باشه از این رو بی قرار و مست نیز هست. ای آدم بنگر در چه تقابل نهایی در خود و با خود قرار گرفته ای در حالی که از خود گریزی نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان که میداند از خود گریزی نیست، باید راه را شروع کند. و به گفته چینیها «سفرِ هزار مایلی با یک گام شروع میشود» پس باید آنهایی که از موضوع باخبرند در باره جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی سخن بگویند و بنویسند تا قبل از آنکه فاجعه عظیم فرهنگ سکولار شده همه ابعاد زندگی انسانها را فراگیرد انسانها را برانگیزانند. آقای هانری کربن میگوید: «آدم معمولی به رنگ زمانه در میآید، اما آدم معنوی، زمانه را به رنگ خود در میآورد.» این است وظیفه ما که متذکر امری باشیم که انسانها نه زمین را ترک کنند و بخواهند فرشتهمنشی نمایند و نه آسمان را ترک کنند و بخواهند همچون صهیونیستها، زمینی بمانند. موفق باشید
با سلام و احترام: در جزوه نحوه مطالعه تفسیر المیزان، توضیحی در مورد، هدف غایی و اهداف متوسط از انجام کارها شده، و اشاره شده روش علامه این هست که از روش احتراقی استفاده میکنند. در کارهای فرهنگی، در مورد افرادی که با روشهای توحیدی، بیگانه هستند، در ابتدای کار ایرادی ندارد، از اهداف متوسط شروع کنیم، تا اندکی مزه کارهای اخلاقی را بچشند و بعدا با آمادگی بیشتری که حس میکنیم، کم کم و براساس ظرفیت به سمت روش احتراقی و توحیدی سوق داده شوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که در ابتدای راه نباید بار خود را سنگین کرد. به همین جهت به ما فرمودهاند: «آنقدر ای دل که توانی بکوش.» موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرانقدر: مباحث مربوط به مسجد رو گوش کردم، برایم سوال پیش اومد این همه فضایل برای رفتن به مسجد آیا برای خانم ها هم همین گونه است باید نمازهاشون رو در مسجد بخونند؟ استاد آیا میشود خانمی در که حال تحصیل دروس حوزه است در مسجد درس بخواند همراه با فرزندانش برای بهره مندی هایی که فرمودید حضور در مسجد برای علم دارد؟ متشکرم از وقتی که میذارید استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خانمها بستگی به شرایط امنیت روحی آنها دارد که در گذشته از این جهت بعضاً مشکلاتی بوده و لذا توصیه میکردند در منزلشان نماز بخوانند که البته در حال حاضر از این جهت مشکلی نیست. حال میماند فضای معنوی مسجد که باید حفظ شود و از این جهت نسبت به حضور کودکان غیر ممیز باید حساس بود. موفق باشید
سلام استاد وقت تون بخیر: در مورد اتباع افغانستانی میخواستم بپرسم که تو محله ما زیاد شدن و از بس خونه هاشونو بهشون دادن ما بیشتر افغانی می بینیم تا ایرانی و حتی مدرسه دولتی ما پر شده از بچه های افغانستانی. مردم محله خسته شدن و حتی دارن امضا جمع مبکنن که کسی دیگه خونه شو به اونا نده می خواستم بدونم نظرشما در مورد این قضیه چیه و برخورد ما با این قضیه چی باشه و آیا خطری از جانب این اتباع افغانستانی کشورو تهدید نمیکنه چون خیلی از شغلها هم می بینیم دست این اتباع افتاده. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ملت محترم افغانستان ملتی هستند که بدون دلیل مورد ظلم قرار گرفتهاند، در حالیکه مردمی نجیب، با هوش و متدیّن و با پشتکار میباشند و ابداً نباید نسبت به آنها احساس دوگانگی داشته باشیم و در همین راستا رهبر معظم انقلاب دستور دادند در نظام آموزشیِ کشور پذیرفته شوند. موفق باشید
سلام: آیا عین هستی میتوانسته هستی های تنزل یافته رو خلق نکنه؟ این سوال رو از این جهت میپرسم که در تعریف ممکن الوجود میگوییم میتونسته باشه میتونسته نباشه از طرفی از عین هستی فقط هستی صادر میشه همون جور که خورشید کاری جز نوربخشی ندارد آیا میتوان گفت عین هستی (خدا) نمیتواند هستی بخشی نکند؟ اینجوری به تعریف ممکن الوجود نمیخواند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین هستی، عین وجود و بخشش است. «گل خندان که نخندد چه کند». جبری در کار نیست. موفق باشید
سلام علیکم استاد طاهر زاده: جناب آقای شیخ محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبری اخیرا از ساده زیستی رهبری و حقوق نگرفتن و گذران زندگی با هدایا و نذورات و ملک و املاک نداشتن ایشان و....سخن گفتند! اگر یک نظر سنجی انجام شود صد درصد مردم ایران یا شاید هشتاد درصد مردم دنیا آرزو داشته باشند مثل رهبر ایران ساده زیست باشند! من هم دوست داشتم هر روز نان و حلوا بخورم اما تمام اختیارات و قدرت رهبری را داشتم. هرکس را می خواستم بر مسند می نشاندم. هرکس را می خواستم رد صلاحیت می کردم و... و چه قدرت و اختیارات بی قید و شر طی داشتم، هر کاری که می خوانستم انجام میدادم. خوشا بحال چنین ساده زیستی شیک و بی دردسری، نه میدانی قیمت های مواد غذایی هر روز چقدر گران می شود. نه می دانی درد بیماری و بی پولی چیست. نه درد مستاجری می دانی چیست. نه مثل فرهنگیان می دانی حقوق ۲۹ اسفند ماه واریز شود چه خاکی باید بر سر بگیری. نه می دانی از کار بیکار شدن و پیش زن و بچه شرمنده شدن چه حسی دارد. از همه مهمتر اینگونه ساده زیست کردن این خاصیت را دارد که هیچ کس و هیچ چیز برات مهم نمی شود و هیچ درد و رنجی در قبال مردم و ملت نخواهی داشت. شاید حرف بزنی و ادایش را در بیاوری اما در عمل نه خودت کاری خواهی کرد و نه اجازه میدهی کسی برای مردم کاری انجام دهد. یکی حب مال دارد و دیگری حب قدرت البته حب قدرت ویرانگر تر است. یک سوال پایانی؛ امام علی علیه السلام هم با هدایا و نذورات و کمک یارانش زندگی می کرد؟ من که اینگونه روشی در زندگی از امام علی سراغ ندارم. با تشکر و سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سخنان شهید کاظمی توجه کنید. شاید به خود آیید و به گفته این مرد الهی، با زبان کسانی که انسان را تا قعر جهنم جلو میبرند؛ سخن نگوییم!! https://eitaa.com/khakestary_amar/38459 از سخنان شهید بزگوار حاج قاسم سلیمانی غافل نباشید که فرمود: « والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی {رهبر معظم انقلاب} است که امروز سکّان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است. موفق باشید
سلام: سابق به مباحث عرفانی علاقه مند بودم ولی اخیرا به هیچ کتابی میل و رغبت ندارم و گرفتار پوچی شدیدی شدم. برای ظلمات آخرالزمان نظرتان آن بود که ابعاد عمیق دین باید به صحنه بیاید ولی اگر چه بنده نمی توانم ادعا کنم عمیقا با دین آشنا هستم ولی آشنایی ای که با عرفان دارم درین قبض اخیر راهگشا نیست، یکی دو خط که می خوانم نفسم پس می زند. نمی دانم با این حال روز اگر نیاز به مطالعه ی دقیق در ابعاد عمیق دین باشد چگونه این مهم را انجام دهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این احوالات منحصر به جنابعالی نیست. عرایضی در جلسه شنبه گذشته در این رابطه شد که خوب است به آن بحث رجوع شود. در ضمن اگر نگاهی به جواب سؤال شماره 35602 و به شرح غزل ۱۲۶ بفرمایید خوب است. موفق باشید
بسم رب الحیدر. سلام استاد وقتتون بخیر: شما تو کتاب ادب خیالتون فرمودین کسانی که زشتی بی عالم بودن و مزه ی عالم عالم دار رو بچشند راحت درسشون و مطالعه شون رو دارن. چطوری به این درجه برسیم؟! چطوری بشناسیم و بچشیم؟! یعنی با پیدا کردن استادهای مشخص و گرفتن نورشون و هم افق شدن باهاشون بدست میاد؟! و یک سوال دیگه آیا ذکر گفتن باید در زمان خاصی و اگر چهله ای بود باید همه روز در ساعت مشخصی باشه؟! و سوال سوم؛ چطور انسان میتونه در زندگی استنباط درست داشته باشه و از راه شیطان نباشه؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عالَمدارشدن در فضای معارفی مثل «معرفت نفس» و با نظر به شخصیتی آرمانی که در این زمانه میتوان حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» را مدّ نظر قرار داد؛ پیش میآید. ۲. اذکارِ عام مثل ذکر «لا إله إلا الله» و ذکر صلوات، نیاز به زمان خاصی ندارد و برکات خاص خود را در متعالیکردنِ قلب پیش میآورد. آری! اذکار خاصی هست که باید زیر نظر استاد باشد که به نظر میآید امروزه با نظر به شخصیتهایی مانند حضرت امام نیاز نباشد ۳. ملاک معارف الهی و سیره معصومین «علیهمالسلام» است. موفق باشید
