بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
36216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اینکه باید دل را خالی از غیر خدا کرد و وابسته به غیر خدا نبود که خدا و حق، خود را نشان دهد. سوالم این است من بعنوان یک خانم کارمند مبلغی از حقوقم را ذخیره می کنم برای پس انداز و یا خرید آنچه علاقه دارم از جمله طلا. پوشاک و یا موارد دلخواهم آیا برای جدایی از وابستگی های دنیایی و غیر خدا باید جلوی این هوای نفس را بگیرم و هیچ پس انداز نکنم؟ هیچ پولی ذخیره نکنم؟ اگر پس انداز نکنم چه کنم و در چه راهی صرف کنم؟ خیرات، انفاق کنم؟ به همسرم بدهم برای رفع امورات زندگی؟ (البته که ایشان هم اختیار این مقدار را به خودم سپرده اند اما خوب بخاطر اینکه دوست داشتم پولم برای خودم باشه ایشان هم حرفی ندارند) پس تکلیف علایق چی میشه؟ یعنی باید از هرچه علاقه داریم بگذریم؟ تا چه حد باید از دنیا و تعلقات دنیا گذشت؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که زن و شوهر در این زمانه باید هر دو نفر تلاش کنند مایحتاج زندگی را با امکاناتی که هر کدام دارند، تأمین کنند؛ امر درستی است. و در اینکه برای نیازهای منطقی، پس‌انداز داشته باشیم، امر معقولی است. می‌ماند که خود را مشغول پس‌اندازها و یا خریدهای غیر معقول نکنیم و از توفیقات فوق‌العاده که در خدمت به خلق از طریق کمک به نیازهای آن‌ها پیش می‌آید، محروم شویم. موفق باشید

35899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: هیچگاه فکر نمی‌کردم خریدن کتاب کوچکی «۱۰ نکته در معرفت نفس» در نمایشگاهی در گوشه ایران بتواند باعث تغییر باوری شگرف در سالها بعد در این جدول وجودی کوچک گردد. همیشه دعاگوی شما و استادان بی رنگتان هستم. با وجود بی وقتی اما هرجور شده روزانه با مطالبتان در کتابها و صوتها انس می‌گیرم و چندین سال است با مطالبتان محشور و احساس می‌کنم گمشده خود را یافته ام. بعد از تفسیر حمد امام الحمدلله با راهنمایی شما وارد مباحث مصباح الهدایه شده ام به تازگی. همینطور در مسیر افتاده ام و ان شاءلله لطف حق مدد فرماید. آیا ادامه دادن به این شکل را توصیه می‌فرمایید که از نزدیک استادی رویت نمی‌کنم؟ خود کتاب مصباح الهدایه  pdf اش موجود هست. التماس دعای خیر از استاد عزیز و جامع بحمدالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! همان‌طور که آیت الله بهجت فرموده بودند در این زمانه همین علوم معرفتی حکم استاد ما را خواهند داشت. ۲. سعی بفرمایید آرام‌آرام در مسیر فکری خود با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» نیز مأنوس شوید. موفق باشید

35701

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: درسته که اگه شهید نشم و مثل حضرت زینب بعد شهادت امام حسین خودم رو حاظر کنم این هم همون شهادت هست ولی من دلم میخواد که این بدنم هیچی ازش نمونه و تیکه تیکه بشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هم اکنون هم خودتان هستید و خودتان. بدن، ابزاری است که بالاخره از آنِ ما نیست. باید سعی کرد از طریق خودمان در عوالم معنوی، خود را حاضر و حاضرتر کرد در آن صورت، چه فرق می‌کند «زیر دریا خوش بُوَد یا روی او». موفق باشید

35700
متن پرسش

با سلام: حضور در جلسه شنبه هفته پیش (شهادت) باعث شد که تفکر ۵ ساله من نسبت به تاریخ تغییر کند. قبلا طرز فکرم اینگونه بود که ایرانِ اسلامی، از لحاظ اسلامیت در حال سقوط است. به این نظر که دهه شصت اکثریت غالب باحجاب و متدین بودند ولی دهه ۷۰ به بعد به چاله افتادیم. حسّم اینطور بود که اسلام ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و غرب مدرن ۵۰۰ سال، و این ۵۰۰ سال در حال شکست دادنِ آن ۱۴۰۰ سال است. اما جرقه ای در ذهنم افتاد که: « شاید اسلام مال همین الان است و ۴۵ سال است که این دین برای ما آمده و تازه ما اول راه هستیم». همینطور که پیش رفت برایم متجلی شد که واقعا ما در آغازیم و اگر حضوری در نهایت قرار است پیش بیاید در آیندهٔ همین راه پیش خواهد آمد. فلذا این برهنگی ها و این میزان نفرت پراکنی ها تاثیرات ۵۰۰ ساله رسانه غربی بر اسلام ۴۵ ساله است که هنوز درخت تنومندش مانده تا برگ در افلاک بگستراند. پس از این به شدت امیدوار شدم. در این یکساله که به لطف نادانی مسئولان و هوشمندی دشمنان، بی حجابی به برهنگی تبدیل شده همیشه است، این حسِ افول به سمت بی ایمان شدن جامعه را داشتم و در راه آمدن به جلسه جنابعالی که سوار وسایل نقلیه می‌شوم این حس بیشتر القا می‌شود؛ اما حال که این طرز فکر تغییر کرده انگار دنیا عوض شده است. انگار این افراد، خرده سد های خوفناکی هستند که در مسیر انقلاب اند. خُرده به خاطر اینکه در برابر ایدئولوژی انقلاب اسلامی هیچ اند و خوفناک به خاطر اینکه این خوف ما را به حرکت وا می دارد. به قول جنابعالی: «چه خوش است این خوف!» خلاصه کلام بنده این بود که این انقلاب اسلامی در مرحله آغازین خود خرازی و باکری و حججی و سلیمانی و علی وردی و... خلق کرده است؛ در آینده قرار است چه بکند؟! و اینکه ان شاءالله خداوند مارا آینده این انقلاب قرار بدهد. آمین!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است زیرا حرکتی که مبتنی بر توحید باشد روز به روز با جلوه‌های بیشتری خود را نشان می‌دهد و پیش می‌رود. باید از خود پرسید در موقعیت تاریخی که ما در آن قرار داریم خداوند با ما چه نسبتی برقرار کرده و ما نیز چه نسبتی باید با او برقرار کنیم؟ مسلّماً بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آينده‌ي خود نمي‌توان برداشت و رخداد انقلاب اسلامی در اين تاريخ، همان  زماني است که مي‌توانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم.
 ما همان‌طور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده مي‌شود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که رخداد انقلاب اسلامی به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آينده‌ي تاريخ قدسی ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غرب‌زده قدم نخواهيم زد. امام صادق «علیه‌السلام» مي‌فرمايند: «قَالَ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ عَارِفاً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِه‏» ( الكافي، ج‏2، ص: 116) در دستورهاى حكيمانه‌ي آل داود چنين آمده است که وظيفه‌ي انسان خردمند است كه زمانه‌ي خويش را بشناسد و مناسب شناختی که دارد متوجه‌ی حوادث باشد و زبان خود را حفظ کند و مطابق روح زمانه سخن بگوید. و یا مي‌فرمايند: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس‏» (الكافي، ج‏2، ص 116) بر آن‏كس كه به زمانه خود داناست، اشتباهات هجوم نمى ‏آورد. وقتی متوجه باشیم انقلاب اسلامی توسط سالک عارفی که متوجه‌ی زمانه‌ی خود بوده است؛ مطرح شده است و چنین افرادی بیش از آن‌که بخواهند با تفکرات عادی بشریِ خود راه حلِ عبور از ظلمات زمانه را بیابند، مطابق دغدغه‌ی خود به خداوند رجوع می‌کنند و منتظر می‌مانند تا خداوند إشراق لازم را به قلب آن‌ها بنماید، نگاه‌مان به انقلاب اسلامی نگاه خاصی خواهد شد. و لذا در نگاهی تأویلی و هرمنوتیک همه‌ی تلاش‌مان آن می‌شود که به جنبه‌ی باطنی انقلاب اسلامی یعنی به روح تاریخی آن بنگریم و معنای شناخت زمانه در این رابطه شکل می‌گیرد.
  مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در راستای نقش تاریخی حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌عليه» و این‌که انقلاب اسلامی یک حقیقتِ تاریخی در این دوران است و می‌تواند جهت تاریخِ معاصر را تغییر دهد؛ می‌فرمایند: «واقعاً حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌عليه» انسان‏ عجيبى‏ بود اصلاً پيدايش و وجود اين انسان با آن ابعاد، هيچ قابل تحليل نيست جز اين‏كه بگوييم تفضّل الهى بود براى اين‏كه چرخشى در تاريخ و در حركت قافله عظيم بشرى به‏ وجود آورد، دستى بايد از غيب ظاهر مى‏ شد، خداى متعال اين دست را ظاهر كرد». (بيانات ‌در تاريخ: 1/3/1369) و در تاريخ 21/11/90 يعني پس از گذشت بيست سال مي‌فرمايند: «امام عزيز ما آن مرد عظيمي که بلا شک خداوند لمعه‌اي و لمحه‌اي از انوار طيبه‌ي نبوت‌ها را در وجود او قرار داده بود». حال این مائیم و آینده‌ای که وعده‌های الهی روز به روز یکی بعد از دیگری به ظهور می‌آید. موفق باشید      

 

35416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت خدمت استاد: استاد بنده در سنین نوجوانی شور و نشاط بسیار زیادی داشتم و با خدا واقعا دوست بودم و خدا هم لذت عبادتشون را در دل من قرار داده بودن و هر روز به معنویتم می افزودند، خلاصه نعمت ها و ارزاق بسیار خوبی داشتم که به قول یکی از علما نه گوشی آن نعمت ها را شنیده و نه چشمی دیده. زندگیم سراسر رحمت و عشق خدا بود. اهل بیت علیهم السلام هم که مکررا عنایاتشون را در زندگیم می‌دیدم خلاصه وضعیت بسیار خوب و مطلوبی بود که فقط خدا می‌داند. آن زمان مثلا آرزوی شهادت می‌کردم از ته دلم بود و از روی پاکی البته حالا هم همین دعا ها را می‌کنم ولی ان زمان کجا و حالا کجا. تا اینکه متاسفانه از روی نادانی، غفلت ..... دم لای تله شیطان رجیم دادیم و مرتکب گناهانی شدم. البته از انجام گناه اصلا خوشم نمی آمد و حال بسیار بدی داشتم، ولی متاسفانه چند روزی آن گناه را انجام نمی‌دادم ولی دوباره پس از چند روز آلوده به گناه می‌شدم  در آن زمان و همین حالا حال خوبی نداشتم و ندارم چون از آن حال معنوی آن پاکی آن قرب الهی و آن نمازهای موثر و رسیدم به وضعیت ناپاک و گناه آلودی  متاسفانه مکررا گناه را انجام می‌دادم و حرمت شکنی کرده ام، البته چندین بار توبه کردم ولی باز مرتکب گناه. البته توبه هایم هم در سنین نوجوانی و حالا تفاوت داشت آن زمان حتی پس از توبه تاثیر خوب توبه و بخشش الهی را از درون حس می‌کردم ولی حالا هر چه توبه می‌کنم اصلا حس می‌کنم قبول نمی‌شود ولی بالا خره آن گناه را کنار گذاشتم و تلاش کردم دوباره به آن معنویت برسم و دو باره تا خط پایان رفتم ولی موفق نشدم یک بار ماه رمضان بود تصمیم گرفتم در طول ماه رمضان و با انجام واجبات به آن احوالات برسم که بعد از شب های دوم شب قدر که تولدم مصادف شده بود با شهادت امام علی علیه السلام، حال معنوی عجیبی درونم حس کردم و از درورن متنفر شده بودم باز گناه، و در اخر در روز عید فطر و هنگام خواندن نماز عید خدا به بنده هدایای معنوی خوبی عطا کردند. ولی بعد از مدتی کمی دوباره خراب کردم و آن هدایا سلب شد. یکبار هم حدودا ۳ ۴ ماه بعد از رمضان ۱۴۰۱ بود که اتفاقی با زندگی نامه شهید عارف احمد علی نیری آشنا شدم و دوباره تحولی درونم ایجاد و تصمیم گرفتم چهله ای بگیرم. چهله ای گرفتم که اوایل هر چهله عنایاتی می‌شود، من آن ها را حس کردم خلاصه موفق بودم در چهله تا اینکه روزهای پایانی چهله با القا افکار ناامید کننده شیطان بی صفت محروم شدم از به ثمر رسیدن چهله و از آن زمان هر چه می‌کنم که از این وضعیت خارج شوم و عمر بر باد رفته را جبران و از باقی مانده استفاده کنم نمی‌شود. حس می‌کنم در دستانم و پاهایم در غل و زنجیر فرو رفته نمی‌دانم باید چکار کنم. دیگه فقط از خدا و اهل بیت کمک میخوام راهی به من نشان دهند. حال با توجه به روایتی که گفته شده که اگر مدام و پشت سر هم گناه انجام دهید قلبتان تیره و تار می‌شود و دیگر فایده ندارد. چگونه هدایت شوم؟ چگونه فضایل قبل و بهترش را کسب کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید در معارف الهیه مانند «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن» به کمک تفاسیر وارد شوید تا آن معارف، قلب را در عالَم و ساحتِ دیگری حاضر کند و انسان را از جهان آلوده گناه خارج نماید. موفق باشید

40761
متن پرسش

با عرض سلام و احترام و خدا قوت: بنده و‌ گروهی از دوستان، مجری برگزاری اعتکاف مادر و‌ کودک در سال گذشته بودیم و در سال پیش رو نیز قصد برگزاری این برنامه معنوی را برای مادران به همراه فرزندان خردسال داریم. با توجه به سختی ها و‌ چالش های اجرای این برنامه، لطفا راهنمایی بفرمایید شما به عنوان عالم دین ضرورت برگزاری این برنامه را چطور ارزیابی می فرمایید؟ ضمنا با توجه به حضور کودکان و لزوم خاطره سازیِ شیرین از حضور در مسجد و اقتضائات خاص فضای حضور مادر و فرزندی شاید ظواهر اعتکاف های معمول در اعتکاف مادر و کودک وجود نداشته باشد. سال گذشته دوستان نهایت تلاش خود را نمودند تا محیط خلوت و مناجات که اوج تجربه دلنشین در سه روز معتکف شدن است برای مادران فراهم شود اما با این وجود کمتر لحظه ای از شبانه روز مسجد خالی از سر و صدای کودکان بود، وجود اسباب بازی های خرد و‌ درشت برای سرگرم شدن خردسالان در کنار مادران، برنامه های تربیتی برای کودکان من جمله جشن میلاد حضرت امیر علیه السلام، بیتوته تعدادی از مادران باردار و یا تازه زایمان کرده که شرایط روزه داری نداشتند و محتاج خلوت با معبود بودند و... ظاهری کاملا متفاوت از اعتکاف هایی که تا الان دیده بودیم به وجود آورده بود و این قضیه ما را به عنوان مجریان این برنامه نگران نمود که مبادا به نیت گسترش امری حسنه و‌ مورد تقاضای مادران، موجب تغییر سنت حسنه اعتکاف از روال معمول خود شده و تحریفی در این سنت به وجود آورده باشیم. ممنون می شوم حضرتعالی در این مورد نیز راهنمایی بفرمایید. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که ما، در بستر حضور تاریخی در انقلاب اسلامی تا این‌جاها جلو و بسی جلوتر آمده‌ایم. چه اندازه کار زیبایی است که در دلِ اعتکافی این‌چنین ارزشمند، بانوان جوان ما به جهت فرزندان و کودکان خردسالشان از چنین حضوری محروم نباشند. خدا را شکر که بانوان ما تا این‌جاها متوجۀ وسعت امروزینِ خود شده‌اند که در عین فرزندداری و فرزندآوری و مادرانه عمل‌کردن، اینچنین در میدان‌های اجتماعی حاضر شده‌اند از آن جهت که اعتکاف، حضور مؤمنان است در جمعی که آن حضور، آنان را در کنار هم قرار داده به جای آن‌که هرکس جدا از دیگری همچون راهبان بخواهد عبادت کند، نه! اسلام دینِ «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» می‌باشد و این یعنی در عین رجوع به حضرت حق و دل‌دادگی به او، هر کدام جدا جدا نباشند، به همان معنایی که حضرت آیت الحق آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرموده‌اند: «بود مرد تمامی آن که از تن ها نشد تنها / به تنهایی بود تن ها و با تن ها بود تنها». و این یعنی اعتکافِ مادرانه. موفق باشید

40681
متن پرسش

به نام خدای قهار حاضر که به تمام نام های مقدسش قسمش می‌دهیم حال که به این خاصی جهان ما آمده اند بمانند و تکلیف نهایی این مسیر متلاطم انسانیت و زندگی را مشخص فرمایند. دلم غم و شادی فوق العاده ای را تجربه می‌کند! شادی ازین منظر که هرکسی که حقش زندگی بود به آن رسید و غم بخاطر افرادی که هزاران هزار امتحان برایشان پیش آمد بلکه یک روزنه برای هدایت را بپذیرند اما منکر شدند. تعجب می‌کنم در همه تواریخ بشری نظیر نداشته که مردم دنیا تظاهراتی کنند که مبداء آن ماورای هوس های نفسانی بشری است، تعجب از اینکه چنین گردهمایی همسوی انسانی تاریخی فقط با حضور انسان کامل ممکن می‌شود اما باز عده ای آن‌را نادیده گرفتند‌. خداوند از غزه و انقلاب اسلامی چیزی طلب کرد و آنها تسلیم و مومن شدند که باز نظیری نداشته و امروز وظیفه عبودیت خود را به سرانجامش رساندند. در اکنون تاریخ ما خبری است که روز انتقام الهی است، خداوندا راه خودت را بر ما مبند و به بزرگواری خودت بیش ازین از مسلیمن در خون غلطیده ات تاوان مگیر و کم ما را به خودت ببخش. نمی‌دانم در قیامت با چه رویی به شهدای غزه نگاه کنم صبر کامل آنها مرا شرمنده شان کرده و رسیدن به کمالات مافوق تصورشان شاد و آرامم کرد؛ امید وارم که آنها ما را حلال کنند، دیگر کار دست خداست همۀ جریان‌های غیر خدایی کنار زده شده‌اند تا ما به بهترین نحو به وظیفۀ خود که ادامۀ راه انقلاب اسلامی است تا رسیدن به آن نهایت‌ها، بدون خستگی کار را ادمه دهیم. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً میدان نمایش خوبی‌ها در این زمانه در مقابل بدی‌ها به اوج خود رسیده است. رخداد تجاوز رژیم صهیونی و آمریکا به ما، پنجره‌ای شد برای آن‌که ما شیعیان، به‌خصوص ما ایرانیان، جهان مدرن را درست بفهمیم، جهانی که تا دیروز با نوعی شیفتگی به آن می‌نگریستیم. در حالی‌که امروز متوجه شده‌ایم جهان در وضعیت جدیدِ خود متوجۀ جایگاه تاریخی ایرانِ مرتبط با نهضت اباعبدالله «علیه‌السلام» شده است تا آنجایی که همه می‌دانند آیندۀ جهان به نقش ایران در بستر انقلاب اسلامی پیوند خورده است و در این راستا و با توجه به این حضور که سیرۀ حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» مدّ نظر است، مردم ما در میدان مقابله با استکبار حاضر شده اند که نوعی آمادگی است برای حضور در جهانی غیر از نظم جهانی موجود. امری که رهبر معظم انقلاب متذکر آن می باشند و می فرمایند: «دشمن در دشمنی و نقشه‌کشی خود جدّی است، ما هم در مقابله با دشمن به شدت جدّی هستیم.» زیرا این در واقع حضور در زندگی اصیلی است که با یگانگی بین زندگی و مقاومت پیش آمده. و حقیقتاً باید به سبکی از زندگی فکر کرد که خداوند با لطف خود در مقابل ما گشوده است و از این طریق امیدواری را که زیباترین حضور در این تاریخ می باشد، به میان آورد تا همۀ نقشه‌های دشمن بلکه خود وجود دشمن چون گردی شود در هوا. موفق باشید                    

40342

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام و ارادت خدمت استاد: خیلی دلم میخواد بدونم مردم عامه و مؤمن گنهکار مثل من در هنگام مواجهه با مرگ چه درکی از عالم بعد از دنیا می‌کنند؟ چه جور یافتنی از خودشون دارند و به چه چیزی می‌رسند که حاضرند بخاطرش از همه خانواده و زحمات و نتایج مادی و معنوی شون بگذرند و به اون برسند؟ من خودم دلم برای همیشه با اهل بیت علیهم السلام بودن البته با معرفت پر میکشه و اینکه همینطور که من انس و ارتباط و هر لحظه با ایشان رو میخوام اهل بیت علیهم السلام هم من رو بخواهند و من مایه سرور و بهجت و رضایتشون باشم. عین حسی که آدم توی روضه و هیئت داره، دلش نمی‌خواد برگرده خونه اش، بعضی مواقع چنان دلتنگ امام زمان عجل الله فرجه الشریف و آقای خامنه ای میشم که دلتنگ پدر مادرم نمیشم. من خودم دوست دارم بعد از مرگم با امام عصر علیه السلام باشم. البته زحمت و تلاش همسنخی و شبیه شدن میخواد که این تلاشی شیرین هست. سپاس مهربان 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در معارف توحیدی تعمق بیشتر داشته باشد جان او بیشتر و بیشتر گسترش می‌یابد و در نتیجه در هم‌اکنونِ خود تا ابدیت وسعت می‌یابد و با انسان‌های عزیزالقدر، بیشتر احساس نزدیکی می‌کند. موفق باشید

39805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: وقت شما بخیر. ببخشید ماه مبارک جایی نماز می‌رفتم، متولیان مسجد اصرار دارند مبلغی هدیه‌ بدن، خیلی اصرار داشتند اما قبول نکردم، هنوزم اصرار دارند که بازم قبول نکردم. بازم اصرار دارند، نظر شما چیه در این موارد؟ بویژه بحث نماز که یه مسأله‌ی ساده هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید هدیه را ردّ کرد. موفق باشید

39798
متن پرسش

استاد سلام: فرا رسیدن عید فطر را به شما تبریک عرض می نمایم. امروز، مسعود پزشکیان در سخنانی بحث‌برانگیز ادعا کرد که مقام معظم رهبری مذاکره غیرمستقیم با آمریکا را تأیید کرده‌اند و ایران همواره در این زمینه فعال بوده است. وی در بخشی از صحبت‌های خود اشاره کرد که پاسخ نامه ترامپ توسط عراقچی به کشور عمان منتقل شده و سپس از طریق رابط آمریکایی به طرف مقابل ارائه شده است. به گفته پزشکیان، مذاکره مستقیم رد شده، اما مذاکره غیرمستقیم همچنان ادامه دارد. این اظهارات در حالی بیان شد که کمتر از دو ماه پیش مقام معظم رهبری به‌طور صریح و شفاف اعلام کردند که مذاکره با آمریکا غیرهوشمندانه، غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه است و نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه تجربه مذاکرات گذشته، همچون برجام، نشان داده است که بدعهدی طرف آمریکایی مانع دستیابی به نتایج مطلوب شده است. ایشان همچنین تأکید کردند که مذاکره با آمریکا راه‌حلی برای مشکلات ایران نیست و تنها استثنایی که در سیاست تعاملات دیپلماتیک ایران وجود دارد، عدم مذاکره با آمریکاست. این در حالی است که مقام معظم رهبری بارها در سخنان خود بر بی‌اعتمادی به آمریکا تأکید کرده‌اند و صراحتاً اعلام کرده‌اند که مذاکره با آمریکا نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه باعث فشار و تحمیل‌های بیشتر خواهد شد. استاد لطفاً در کنار نکاتی که در این خصوص ما را متذکر می کنید توضیحی هم راجع به این تناقضاتی که در این موارد پیش می آید هم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در آن مذاکرۀ غیر مستقیم، میدان ادعا از ترامپ گرفته شده است و در آن نامه جواب‌های قاطعی به او داده شده که حکایت از همان عدم مذاکره دارد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب به خوبی متوجه بوده و هستند که مذاکره با آمریکا غیر هوشمندانه و غیر عاقلانه و غیر شرافتمندانه است. بر مبنای فرمایش حکیمانۀ ایشان در روز عید فطر که حتی بعد از جواب نامه به او، فرمودند: «همه بدانند! مواضع ما همان مواضعی است که بود، دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم همان است که بود. تهدید می‌کنند که شرارت خواهند کرد. البتّه ما خیلی اطمینان نداریم و احتمال زیاد نمی‌دهیم که از بیرون شرارتی انجام بگیرد، امّا اگر شرارتی انجام بگیرد، قطعاً ضربه‌ی متقابلِ محکم خواهند خورد.» ملاحظه می‌فرمایید که روحِ جواب نامه به ترامپ، چنین فضایی دارد. موفق باشید          

39637
متن پرسش

سلام بر ماه زندگی بر ماه خدا بر عشق بر حیات یکتای بی همتا بر ماه بندگی و عشق بر ماهی که انتظارش مرا از لحظه فراقش هر لحظه و چه بی رحمانه کشت ماهی که میشه هدایتی بیش از همه عمر را در آن به لطف خود خدا برای پیشروان در زندگی و هر آگاهای از معرفت النفس، بالایمان کسب کرد و یافت. جانم فدای خدای امام جهان، حضرت خمینی رضوان الله تعالی علیه که خاص الخاص خدا اورا برگزیده و بنده خودش قرار داد تا به همه عالم فخر فروشد که این است مقصود از خلقت انسان و با آفرینش و پرورش او خداییش را معنا کرد، همان خمینی و بنده او. بمیرم اگه امام انقلاب را ذره ای انکار کنم در حالی که جز امر خدا را کارش نیست و هر چه گفت و باز می‌گویند از اسلام نابی است که هیچ کس نتوانست اندازه او درک کند همان امامی که اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین او را مقرب ترین فرد به اسلامشان می‌دانند همان بزرگواری که پیامبر خدا از بودنش خدا را شکر می‌کنند که اسلام درک شد. ای محبوب خدا حاضرم بمیرم حتی جهنم بروم ولی با خدای تو در انکار نروم که این کار از هر گناهی بد تر است. و تقوا! تقوایی که باعث پیروزی اسلام و انسان و حیات است و نابودی هرچه ظالم کافر را بدنبال دارد. جنگ! بخدا اگر آمریکا اسرائیل دیگر ارزش شمشیر داشته باشند وقتی با تقوای خاص این رمضان می‌شود دشمن را بحال تنهایی خودشان رها کرد تا ظلمشان بر خودشان بازگردد. هرچه کنند دستشان به متقیان برسد نمی‌رسد بلکه بر سر خودشان فرود می آید و دیگر تنها آمریکا اینگونه نابود می‌شود. خدایا اگر بناست بعد از این رمضان مرا به جهان آمریکایی متجاوز بی تقوا برگردانی عمرم را در همین رمضان به پایان رسان زیرا دنیا یا جای زندگی است که بتقوای خمینی سلام الله بنا می‌شود یا جای ماندن نیست این دشمن ماها را زجر داده. خدایا ببخشم ولی از شما انتظاری بیش از هر ادراکی می‌رود و آن حیرت آفرینی توست، ما را متحیر فرما که از دست خودمان در ستم های جهان ناامیدیم و همه امیدمان به تو و اسلام نابت است. تقوای اجتماعی یعنی کار تمام شد بعد از آن دوره معصومین است و این همان یک قدم مانده بظهور است. پروردگارا اگر درنگی کردم در نفهمیدن این موارد مرا دیگر شقی ترین و بدبخت ترین و از دست رفته ترین بدان حال شما و انتظار ما با ماه روزه و انتظار و نظر به شما. پروردگارا بسیارند که در طول سال نه نمازی نه روزه ای، اما در این ماه تازه مسلمان می‌شوند آنان نیز متوجه تو شدند پس وای بر ما اگر نشویم متوجه تو نشویم. خدایا شکرت ما را به رمضان رساندی از این خوشحال شدن برایم ممکن نبود. ای عشق دیرینه ای خدای رمضان عاقبت مرا فنای در رمضان قرار ده بحق محمد و آل محمدت که صلوات تو برآنها باد. همه قلب و دلو هستی و جان همه ما به فدای یک نظر خدای ماه رمضان. خدایا از خودت محرومم نکن مرا ارزش تو نیست اما تو را ارزش تو هست است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و حقیقتاً هنر انسان آن است که متوجۀ شرایط و راه‌هایی شود که او را به سوی مقاصد عالیه جلو می‌برد که آن شرایط از یک طرف، موقعیت‌های خاص زمانی می‌باشد مانند «ماه رمضان» و یا شخصیت‌هایی خاصی که آینه‌های نمایش ابعاد متعالی انسان هستند؛ مانند اولیای الهی و در این زمان، ذیل اولیای الهی مانند امثال حضرت امام و شهدایی که در جواب سؤال شمارۀ 39636  از آن‌ها سخن گفته شد.
هنوز باید از خود پرسید ما با چه کسانی در طول تاریخ و در این دوران می‌توانیم خود را درک کنیم؟ چه کسانی در طول تاریخ و در اکنونِ ما متذکر حضور نهایی ما در ما هستند؟ من در این دوران نمی‌توانم از حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آیت الله خامنه‌ای و حاج قاسم و سید حسن نصرالله و یحیی سنوار عبور کنم و خود را در جای دیگر جستجو نمایم و اتفاقاً با نظر به عزم این انسان‌های اولی‌العزم اگر با ماه رمضان مواجه شویم به لطف الهی به آن تقوایی خواهیم رسید که خود خداوند وعده داده است و از این جهت با اُنس با خداوند هیچ ترسی از دشمنان خدا نخواهیم داشت که مانند سقیفه‌سازان از غدیر منصرف شویم به گمان آن‌که قدرت مقابله با اُمویان و ابوسفیان‌ها را نداریم. موفق باشید        
 

39096
متن پرسش

سلام علیکم: جناب آقای سید حمید رضا اصفا در بعضی از کانال‌ها مطلب زیر را اعلام فرموده‌اند. با توجه به شناختی که جنابعالی از ایشان دارید؛ نظر شما چیست؟
باسمه تعالی
حجامت این بار در خدمت جبهه  مقاومت
به اطلاع عزیزان می‌رساند؛
در نظر داریم سنتِ شریف حجامت را به نفع جبهه  مقاومت به کار گیریم و درآمد حاصله از آن را به استثنای  مبلغی که جهت تهیه  لوازم و سرویس دهی  هزینه می‌شود، به حساب پویش ایران همدل واریز کنیم.
نشانی : خ مدرس / ک ۲۳ / ب شیرازی / ب وحدت / پ ۱۰۴
موکب شهید آوینی
سید حمید رضا, همراه۰۹۱۴۰۰۳۶۹۰

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان تصمیم و نیّت خوبِ حاج آقا اصفا هستم و ایشان بنا دارند از این طریق علاوه بر کمک به جبهه مقاومت، یادآور هرچه بیشتر سنت حسنۀ حجامت شوند و به نظر بنده کار خوبی است. موفق باشید

39004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

تقدیم به شهید فخری زاده: «روزگاری بیت نابت شعر فاخر می‌شود؛ گوهر حرف حسابت شعر فاخر می‌شود» «وعده‌های صادقت کابوس اسرائیل شد؛ یوسفا! تعبیر خوابت شعر فاخر می‌شود» ««با ولایت تا شهادت» گفتمان مردهاست؛ گفتمانِ انقلابت شعر فاخر می‌شود» «سرو اگر در ذات سروی بود تا بالنده شد؛ با شکوهش، با صلابت شعر فاخر می‌شود» «حافظ اسلام نابی در حجابی واژه‌‌گون؛ شاهد و شمع و شرابت شعر فاخر می‌شود» «ای خراباتی ترین تفسیر قرآن مبین؛ عاقبت حال خرابت شعر فاخر می‌شود» «مرد میدانی نداری ترسی از این صخره‌ها؛ در پس کوه آفتابت شعر فاخر می‌شود» «نامه‌ وقتی از سیاهی مثل شب تاریک شد؛ با دعای مستجابت شعر فاخر می‌شود» «جامع دنیا و قبر و حشر تنها عشق بود؛ عنبر و مشک و گلابت شعر فاخر می‌شود» «مجمل دیوان حق بودی به تفصیل آمدی؛ نقطه‌ی حرف کتابت شعر فاخر می‌شود» «از خودت از خویش پرسیدی سکوتی دست داد؛ هم سوالت، هم جوابت شعر فاخر می‌شود» «علم داری از یَمِ «و الله اعلم بالصواب»؛ دانش بی اکتسابت شعر فاخر می‌شود» «فخر ایرانی، به دستت پرچم الله ماست؛ عشق یعنی انتخابت شعر فاخر می‌شود» «کیمایی ماورای فهم مردم یافتیم؛ شعر ما هم در رکابت شعر فاخر می‌شود» «با شهیدانی که صدرایی‌ترین اندیشه اند؛ هر کسی دارد قرابت شعر فاخر می‌شود» «زاده‌ی فخری و هستی مایه‌ی فخر خدا؛ روزگاری بیت نابت شعر فاخر می‌شود»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در تاریخی و حضوری خود را احساس کنیم، این ما نیستیم که سخن می‌گوییم. آری! این کلام است که در ما می‌روید و خواهیم گفت: «ای خدا جان را تو بنما آن مقام ** کاندر او بی‌‌حرف می‌‌روید کلام‌‌». موفق باشید

38984
متن پرسش

کتاب؛ انسان و باز انسان تالیف استاد اصغر طاهرزاده. گفت و گو با طاهرزاده چیزی شبیه نماز خواندن است. تا می‌آیی حرفی بزنی یا بهتر بگویم وقت حرف زدنت که می‌‌رسد (مثل رسیدن وقت نماز) بدنت شروع می‌کند به لرزیدن البته من وقت نماز که می‌شود بدنم بیش از اندازه ثابت می‌نماید! منظورم چیزی است که درباره‌ی اولیا شنیده‌ایم که هرگاه وقت نماز می‌شد رنگ از رخسارشان می‌پرید و رعشه بر سر تا پایشان می‌افتاد! چرا که قرار است هست و نیستت بر ملا شود! در محضر طاهرزاده نمی‌خواهیم همانی باشیم که پیش دیگران هستیم! همانی که دائما آرایشش یا گریمش می‌کنیم تا مبادا نقصی از ما پیدا شود و دست‌آویز این و آن! البته هیچ‌کس لَنگ آن نیست و دام نیانداخته تا نقص‌های ما را دست‌آویز خود کند ولی خب ما ترجیح می‌دهیم اینگونه فکر کنیم چرا که خدای جهان امروز یعنی تکنیک نقص‌ها را (نقص ظاهر را) بهیچ عنوان فراموش نمی‌کند و از صغیره و کبیره‌ی آن نمی‌گذرد! ولی خب طاهرزاده است! و ما که می‌دانیم ریاکاریم و پر از نقص انتحار می‌کنیم و دست به کار خطایی می‌زنیم! بر ملا کردن خود پیش کسی که بنده‌ی خدای دیگری است یا لااقل تیغش می‌برد! کار خطرناکی می‌کنیم و برای چند دقیقه ما بی‌دست و پاها دست و پا را از تکیه‌گاه‌ها جدا می‌کنیم! کاری شبیه نماز خواندن! چرا که از گریم کردن خود له و لورده شده‌ایم و دربدر رحمن و رحیمی می‌شویم اولیا وقت نماز که می‌شد می‌گفتند: وقت ادای امانت آمده! گویا اولیا فقط امانتداران عجز خودند و هرباره عجز را در پیشگاه می‌آورند با طاهرزاده می‌شود امانت‌دار شد و با بیم و امید از سر عجز با او سخن عاجزانه گفت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا جز آن است که زبان اشاره، زبانی است که به چیز مشخصی که ابژه به حساب آید؛ اشارت ندارد؟! و در عین حال «آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌آید». گویا باید روشن می‌شد در این تاریخ در اردوگاه جبهه انقلاب حضرت روح الله چنین گفته‌هایی هم هست که دیروز و امروز و فردا را به هم می‌پیچد به طوری که معلوم نیست چه شد!! موفق باشید 

38879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: یه سوال داشتم: آیا شما چشم برزخی دارید؟ استاد من میخوام در کلاس هاتون شرکت کنم از پایه باید به کجا مراجعه کنم؟ به سخنرانی هاتون گوش میدم از بس برام سنگینه چهار پنج باری باید گوش کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چشم برزخی به چه کارِ بنده می‌آید؟!!!! نه چشم برزخی دارم و نه به دنبال آن می‌باشم وقتی می‌توان با نور قرآن و روایات اولیای الهی جایگاه هر چیز لازم است را در هستی درک کرد. مگر برای عبودیت خدا و انس با حضرت محبوب و دل سپردن به مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» راه بسته است که نیاز به چشم برزخی داشته باشیم؟! موفق باشید

38844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد طاهرزاده: به نظرم آمد تا آخرین مطالب را به این استاد محترم عرض کنم: ۱. در کتاب هایی که راجع به عرفان و سلوک آقای خمینی نوشته اید، به نظر می آید که آنچه در آثار عرفانی ایشان مشاهده می شود در نهایت به عبدالرحمن جامی ختم می شود، یعنی اگر آثار عرفان نظری آن بزرگوار را بخواهیم دیرینه شناسی و تبارشناسی کنیم، در نهایت به شرح نی نامه اثر جامی خواهیم رسید. ۲. آنچه که راجع به پیدایش وصف زبانی در انقلاب اسلامی نوشته اید، این زبان چه زبانی است که تا کنون با وجود این همه عالم نوشته نشده است؟ مثلا کتاب داستان راستان اثر استاد مطهری، استاد مطهری با تحریر این کتاب کار را تمام کرده است، یعنی زبانی توده گیر و همه فهم را قبل از انقلاب اسلامی تحریر کرده است. ۳. آنچه شما در کتاب «چرا فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» ، مفهوم «وقت» را مطرح کرده اید، این «وقت»، سبق از وقت صوفیانه می برد، تجربه نشان داده است که آنچه که طی قرن ها در میان صوفیان به عنوان «وقت» مطرح بوده است، یعنی تماس و تجربه ی بدون واسطه با هستی، در نهایت به ادبیات ختم می شود، کتاب عزاداران بیل اثر ساعدی، نقیضه ی مهمی بر این روش صوفیانه است، چند کشاورز بی سواد هم می توانند این وقت صوفیانه را داشته باشند. ۴. آنچه در کتاب «آخرالزمان و پنهان ترین بعد هستی» مطرح کرده اید، این پنهان ترین بعد هستی را آقای بیضایی در سگ کشی کاملا و جامعا مطرح کرده است، این که بخواهیم هرآنچه که مربوط به ظهور پنهان ترین ابعاد را به مسئله ی امام زمان عجل الله پیوند دهیم، کاری بی ربط است، با علوم انسانی نیز می توان پنهان ترین بعد هستی را به ظهور رساند. ۵. یکی از آسیب شناسی های مغفول در مهدویت، مسئله ی «مهدیان دروغین» است، این مهدیان دروغین گاهی به صورت محسوس و ملموس آشکار می شوند و گاهی هم به صورت نامحسوس و ناملموس، یعنی فردی در الفاظ و ظواهر از امام زمان عج الله یاد می کند، اما شاید در عمل این منجی موعود به فردی موهوم مثل سید محمد نوربخش ختم می شود، که آقای جعفریان در کتاب مهدیان دروغین اشاره می کند، ممکن است در یک جریان سیاسی فردی از موضوع انتظار و امام زمان عجل الله زیاد یاد کند اما در نهایت مدنظر او یک فردی کذاب و جاعل باشد، در نهایت اینکه دام لفاظی ایجاد می شود، موضوع مهدویت باید توسط علما و کارشناسان از این دام های نامحسوس و ناملموس آسیب شناسی شود. این آخرین پیام هایی بود که به نظرم آمد که خوب است بنده به این استاد محترم ارسال کنم، ان شاءالله موفق باشید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً عنایت دارید که هرکدام از اشکالاتی که فرمودید جای بحث دارد که جای آن در محدوده سؤال و جواب نیست. تا حدّی در جریان بعضی از نکاتی که فرموده‌اید، هستم. عمده توجه به بشر جدید و حکمت صدرایی است که به نظر می‌آید حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متوجه و متذکر این نکات می‌باشند و تاریخی که در چنین فضایی در حال آغازشدن است. موفق باشید

38841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: در مورد کتاب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی، خوب دیدم تا مطلبی را بگویم، سریال کیمیا که از شبکه ی آی فیلم پخش می شود، به نظر می آید، این اثر هنری یکی از گفتمان های مغفول انقلاب اسلامی است که در کتاب نای و نی اثر آقای سید موسی صدر رهبر شیعیان لبنان مطرح شده است، اگر مطالبی که در این کتاب مطرح شده است را به عنوان یک بوطیقا در نظر بگیریم در نهایت مربوط می شود به برخورد اندیشه ها و مذاهب و گفتمان های مختلف در جامعه ی لبنان و آنچه در این اثر هنری که مربوط به فضای اوایل انقلاب اسلامی در ایران می شود، بر اساس پدیدارشناسی هوسرل مشاهده می شود نیز بر این گفتمان تطبیق دارد، اما آنچه قابل تامل است، این گفتمان مغفول که این چنین به نمایش درآمده است، در نهایت قابل تعمیم به کتاب بازگشت از شوروی اثر آندره ژید با ترجمه ی آل احمد است، یعنی آن گفتمانی که مدتی به عنوان یک حرکت مقدس و مذهبی مطرح بوده، در نهایت به یک دست شدن با سایر حرکت ها در سایر ملت ها با عقاید و آرمان های گوناگون می شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان‌شاءالله، بخصوص که آن بزرگان زودتر با مسائلِ پیش‌آمده برای بشرجدید مواجه بودند و به خوبی فکر کرده‌اند. به نظر بنده هنوز سخن آندره ژید برای ما تازه است. موفق باشید

38755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در جامعه نقشی که من به عنوان انسان انتخاب می‌کنم مهم هست یا نه؟ مثلا من می‌گویم به عنوان معلم خدمت کنم با وجود سختی بسیار زیاد و حقوق ناچیز و مشقت هایی که حقوق کم در جامعه ایجاد می‌کند، به جهت اینکه می‌توانم در تربیت نسل هایی موثر باشم، بهتر است، نسبت به اینکه مثلا شغلی مثل کار با کامپیوتر را انتخاب کنم. البته در هر دو شغل رضای خدا و هدف رسیدن به اوست. ففط می‌خواهم بدانم اگر شغلی را که می‌توانستم موثر در تربیت انسان باشم تغییر دهم، بعد که فرصتم تمام شود پشیمان نخواهم شد که چرا مشقت همان شغل را تحمل نکردم؟ اگر نوع شغل تاثیری ندارد، مثلا من به عنوان یک خانم خانه دار باشم و مشقت کار بیرون و منزل را با هم نداشته باشم باز هم پشیمان نخواهم شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته مهمی توجه دارید. آری! نباید زندگی را ساده گرفت و از وسعت ‌دادن به آن و عمق‌بخشیدن به آن غفلت کرد. البته یکی از جایگاه‌هایی که این مهم تحقق می‌یابد، شغل شریف معلمی است وقتی انسان متوجه باشد هرکدام از دانش آموزان جهانی هستند که می توان در جهان آن‌ها با آن‌ها همراهی کرد و در این همراهی راه را از چاه نشان داد. موفق باشید

38480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پیروی پاسختان به سوال ۳۸۴۷۵ : اولا همین مقاله نیز آنجا که فرضا گزارشات ادعای نیابت امامت زمان توسط منصور حلاج را پذیرفته اما آن را دلیل بر بطلان ادعاهای عرفانی منصور ندانسته چنانچه در سوالی این گزارشات تاریخی ارسال شد که پاسخ نداده و به نوعی از انتشار آن جلوگیری کردید، گزارشاتی که عظام علمای شیعه و اهل سنت صراحت دارند که منصور در زمان حیات حسین بن روح ادعای وکالت و نیابت امام زمان و مهدی ع داشت. حرف در باره ی مقاله ی جناب امینی خواه زیاد است اما بنده یک سوال در همین مورد فوق مطرح می‌کنم: اگر منصور به جهت ادعای نیابت ملعون باشد چنانکه شلمغانی و ... لعن شده اند، چگونه حضرت عالی فردی که امام و حجت الله او را لعن کرده و به دروغ یا توهم خود را نائب اسم الله اعظم دانسته و در جهت تضعیف سیستم نیابت و وکالت کوشیده و توسط اعاظم شیعه بخاطر شعبده بازی کتک خورده را عارف کامل و نائل به عرفان نابی می‌دانید که مولوی و ابن عربی نیز همان سلک را داشتند به گونه ای که یکی بر اشعارش لا یمسه الا المطهرون سر می‌دهد و دیگری مکاشفات خلاف قرآن و حدیث را از جنس وحی و اهدای رسول الله می‌داند. همچنین ادعاهای عرفانی حلاج چه بود که به ادعای مقاله ی مذکور مورد تایید امام زمان بوده؟ اینکه ابلیس عاشق بود نه عاصی؟ ابلیس موحد بود و غیور؟ سبحانی ما اعظم شانی؟ دختر سمری باید به او سجده کند؟ بزرگان شیعه به جای حسین بن روح باید با او بیعت کنند؟ از طرفی سوالاتی که در پرسش نام برده شده در ۳۸۴۷۵ بود در مقاله ی مذکور نیست. کدام میدان برای پاسخ به آن سوالات مناسب است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تصمیم با خودِ شماهاست. آنچه ما از حضرت روح الله «رضوان‌الله تعالی‌علیه» یافتیم ذیل اسلام و قرآن و روایات اهل بیت «علیهم‌السلام» توجه به نگاه شخصیت‌هایی همچون ابن عربی و خواجه عبدالله انصاری و جناب صدرا به اسلام می‌تواند جوابگوی سؤالات بشر جدید باشد که ظرفیت آخرالزمانی دارد. موفق باشید

38394

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدمت اللهم عجل لولیک فرج به حق زینب کبری سلام الله علیها یک سوال ذهنم را مشغول کرده شاید از نظر شما بچه گانه باشد ولی در سوره حجر اگر اشتباه نکرده باشم نسبت به سوره خداوند متعال می‌فرماید به همه گفتیم بر آدم سجده کنند همه سجده کردند الا ابلیس خلاصه به این می‌رسیم که که شیطان رانده شده میگه بار الها حال که مرا گمراه کردی به من وقت بده خداوند می‌فرماید از مهلت یافتگانی سوال من این جاست مگر خداوند گمراه میکند؟ چرا خداوند گمراه می‌کند؟ آیا به نظر شما چرا شیطان سید عرفا است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که ملاحظه می‌کنید این شیطان است که اغواء و گمراهی خود را به خدا نسبت می‌دهد. در حالی‌که خداوند او را دعوت به سجده برمظهر اسمای الهی کرد. موفق باشید

38272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من در حیاط خانه نشسته بودم. یک گربه دیدم. به درخت داخل حیاط خیره شدم. درنتیجه به اسم حی منتقل شدم. یک مورچه مرده بود. به اسم ممیت منتقل شدم. صداهایی در اطراف خودم شنیدم. به اسم سمیع منتقل شدم. من با چشمم چیزهایی دیدم به اسم بصیر منتقل شدم. و... آیا مطالب بالا را درست درک کرده ام؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مربوط به خود شخص است ما نمی‌توانیم ورودی داشته باشیم. موفق باشید

38268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظرتون در باره ی مکاشفه ی علامه طباطبایی از محی الدین ابن عربی که هنوز نسبت به ولایت امیرالمومنین پذیرش ندارد چیست؟ همچنین نظر خود علامه درباره ی مستضعف نبودن او

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در جریان هستم این است که جناب علامه به تبع استادشان جناب قاضی، جایگاه بلندی برای ابن عربی قائل بوده‌اند در عین تفاوت نظرهایی که با ایشان داشته‌اند. موفق باشید

38177

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا شناخت اسمای خداوند بدون مظاهر ممکن هست یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! در این مورد خوب است به کتاب «اسماء حسنی دریچه های نظر به حق» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید 

37994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: بر اساس آیات قران «الفینا آباءنا» «کل یعمل علی شاکله» و علم تجربی (ژنتیک و...) ۹۰ درصد افراد کپی برابر با اصل والدین هستند. چرا اولاد انقلابیون ۵۷ همه به نوعی رانده شدند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. در این مورد فکر نکرده‌ام. موفق باشید 

37870
متن پرسش

سلام بر شما: بنده ‏اهل سیاست نیستم و هیچ اخباری را دنبال نمی‌کنم، اما مناظره رو دیدم زیرا مسئله توحیدی و انسانی است. دو جهان بود: یکی پذیرش جهان سومی در حرکت به جایگاه جهان اولی شدن که نمی‌فهمد پیش رویش چیزی نیست و نمی‌داند آمالش از اصل ساقط شده و حتی راه خودش را بلد نیست و به پیش آمد های بی اساس امید وار است و در مقابل، جهان سازیه ممکنی در عین حال با آینده و امید. متفکرین امید و حضور در آینده را نشأت گرفته از «تمدن» می‌دونن، در حالی که مدرنیته را تمدنی شکست خورده شناختند. دو نفر دیدم! یکی قبض و یکی بسیط! یکی آمده برای میتینگ به امید مقابله با تمدن سازی و دیگری دلسوزانه دست دراز کرده تا جامعه را حرکت دهد زیرا بهتر از نفر مقابلش واقعیات را درک کرده و می‌داند تنها راه آزادی از منجلاب و مشکلات زمانه فقط حرکتی جهشی بسوی افقی است که اتفاقا موجود و پرورش یافته است. آنچه از جناب جلیلی مشاهده کردم شخصی بدون انانیت است که خداوند او را به حضور خودش در جهان راه داده. بدون ترس، تبلیغ جلیلی تبلیغ نظر به جمهوری اسلامی است و این یک وظیفه برای ما محسوب شده. هر زمان خدا در جایی ورود خاص کرد پیروزی حتمی بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده فهم جایگاه تاریخی دکتر جلیلی در مقابله‌ای که با جریان نئولیبرال پیش آمده، در واقع درک دو تاریخ است. اگر تفکر، تاریخی است؛ درکِ این صحنه از تاریخ که در مقابل ما قرار دارد موجب تفکری می‌شود که سخت مردم ما بدان نیاز دارند و اگر کوتاهی در ارائه معارف اصیل توحیدیِ ما صورت گرفته، از آن جهت است که در مواجهه با رخدادهای پیش آمده از تفکر تاریخی که باید در هر رخدادی پیش آید، غفلت کرده‌ایم. موفق باشید      

نمایش چاپی