بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد در سیر معرفت نفس پس از گذر کردن از معرفت نفس و حشر ادامه راه چگونه است؟ در کتاب ملاصدرا سخنی از نفس اماره و مطمئنه و قوه واهمه و غضبیه و شهویه و خیلی از مسائل انسان شناسی به صورت تفصیلی مطرح نبود. ۱. سیری برای ایجاد یک معرفت جامع نسبت به انسان بدهید. ۲. نسبت فصوص با این نوع انسان شناسی است؟ الان ، آرام آرام برای روشن شدن مباحث مذکور نیاز به رجوع دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرا با به میانآوردن نفس ناطقه از قسمت طبیعیات به قسمت الهیات، نگاه ما را نسبت به نفس، نگاهی وجودی نمود تا همینکه نفس، درست درک شود جایگاه آن قوا نیز در معنیِ دقیقتری درک میشود. و البته باید فعلاً بیش از کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و بخصوص در مورد کتاب «فصوص» ورود نفرمایید. از کتابهای «بدایه الحکمه» و «نهایه الحکمه» که الحمدلله اساتید عزیزی در مورد شرح آنها زحمت کشیدهاند؛ نباید غفلت کرد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: گاهی حس میکنم عمرم تمام شده است و هیچ حس معنوی برای خود و دیگران نداشتهام. این حس منجر به استرس شده. چاره چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این منحصر به جنابعالی نیست. این مربوط به بشر این دوران است و ظرفیت های بیشتری که در خود دارد و نیاز است که به آنها جواب دهد. در این مورد خوب است که به مباحث «نیستانگاری» رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C موفق باشید
با سلام: آنچه شما در پاسخ سوال ۳۷۵۱۴ فرمودید. آیا این امکان وجود دارد که در همین دنیا آن تجلیات که به نام حوری میباشد، برای یک فرد اتفاق بیفتد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه، زیرا دنیا بالاخره نازله همان حقیقت یوم الفصلی است. آیا نشنیدهاید که چگونه انوار بهشتی هم اکنون بر قلب اهل تقوا تجلی میکند و آنان را از دنیا و ماسوی مستغنی مینماید؟! تا آنجایی که جناب حافظ فرمود: «من که امروزم بهشتِ نقد حاصل میشود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم!». موفق باشید
سلام: درمان بدبینی و سوء ظن و همین طور حسادت رو میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید به انسانیتِ انسانها نظر کرد و تا میتوانیم متوجه انگیزههای اصیل آنها باشیم تا آنجایی که رهبر معظم انقلاب حتی اکثر آنهایی که کشف حجاب کردهاند را مغرض نمیدانند. ناآگاهانی هستند که باید آگاهشان کرد.
حسادت یعنی انسانها نسبت به امکاناتی که خداوند به دیگران داده، حساس باشند. غافل از آنکه اگر او مصلحت آنها را در داشتن آن امکانات میدید به آنان نیز میداد. باید راضی باشند به آنچه خداوند برایشان مقدّر و مقرر کرده است در عین تلاش مناسب. موفق باشید
با سلام: خداوند هم ظاهر است و هم باطن. آیا درست است که بگوییم که خداوند از همان جهت که ظاهر است، باطن هم هست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و توحید یعنی همین. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در شرح سوره حمد در این رابطه نکات خوبی را مطرح فرمودهاند. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به آزادی های ناخود آگاهی که برای نسل جدید ایجاد شده و لذت های دنیوی و مادی و عموما حرامی که به کام این نسل شیرین آمده و تقریبا تعداد بالایی از نوجوانان حتی در مجموعه های مذهبی گرفتار این لذت های شهوانی شده اند و این لذت ها را در بالا ترین کیفیت ها چشیده اند واقعا به چه طریقی می شود لذت واقعی ارتباط با خدا را به این نسل نشان داد در صورتی که غرق در لذت های قوی و پر کشش دنیایی شده اند متاسفانه نوجوانان زیادی هستند که دوست دارند لذت ارتباط با خدا رو بچشند اما چون گرفتار این شهوات شده اند نمی توانند این لذت ارتباط با خدا رو بچشند واقعا راهکار برای یک نوجوان مستاصل که دوست دارد لذت آشتی با خدا رو بچشد اما لذت هایی دنیایی جلوی راه است چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین مطلب، موضوع «جوان و انتخاب بزرگ» که نوعی توجه به ابعاد بیکرانه و متعالی انسان است؛ مطرح شد. از آن جهت که در مسیر معرفت نفس، انسانْ لذتِ ترک لذت را مدّ نظر میآورد و مییابد باید خود را در جای دیگری جستجو کند، جهانی بس اصیل و گسترده، به همان معنایی که جناب مولوی فرمودند: «آن جهان و راهش اَر پیدا بُدی / کم کسی یک لحظه در اینجا بُدی». معرفت نفس چنین توانایی را برای انسان پیش میآورد. موفق باشید
عنوان: معاد. با سلام و احترام: استاد لطفا راهنمایی بفرمایید: ۱. در نهایت در همه ی انسان ها همه ی اسماء بالفعل می شود و یا تعداد آن در هر کس متفاوت است؟ ۲. فشار اخروی بدون آتش، یعنی چه جوری؟ سپاسگزارم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! اینطور نیست که در همه انسانها اسمای الهی که به آنها تعلیم شده تا مرز فعلیت آن اسماء جلو بروند، امری که نماد کامل آن، انسانهای کامل میباشند. ۲. به گفته حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» آن فشار، شبیه فشار حالت غضب است که البته صورت پیدا میکند. موفق باشید
با سلام: در کتاب معرفت نفس و حشر در باب معاد فرمودید که عده ای به معاد جسمانی عنصری اعتقاد دارند. عدهای همانند اشراقیون به معاد مثالی اعتقاد دارند. شما معاد مورد نظر ملاصدرا را خارج از این دو دانستید. منظور شما را درست متوجه نشدم. اگر میشود کمی واضحتر از معاد مورد نظر ملاصدرا توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. معاد جسمانی در نگاه صدرایی، معادی است که روح انسان در هر مرتبه و مقامی بدون جسم نیست، ولی جسمی مناسبِ آن مقام. در این مورد عرایضی در جزوه «چگونگی حیات بدن اخروی» https://lobolmizan.ir/leaflet/171?mark=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C شده است. موفق باشید
بسم رب مهدی صلواتاللهعلیه هر جا سستی پیش میآید؛ و هر کجا به بنبست میشویم؛ هر موقع که بیثمریمان نفسمان را میگیرد و گویا مقصد و افق از پیش چشممان میرود، گفتهاند و شنیدهایم و گاه خود نیاز در اندیشهمان آن را یافتهایم که باید به سرآغاز رجوع کرد. سرآغاز را مجدد به فکر نشست. سرآغاز چگونه است؟ آیا همان است که این شور را در دل ما انداخت که کار و تلاش و مطالعه بیوقفه و جهادی ادامه دادنمان است. اینکه شبها را هم نباید خوابید و باید تلاش کرد. اینها سرآغازمان بود؟ به خویش که رجوع میکنم، میبینم که چنین شوری نگهام میداشت. اما خوب که به خود و گذشتهام رجوع میکنم، آن حالت جهادی کار کردن و تدبیر و طی راه و مطالعه و حضوری که سیدعلیها و حاجقاسمها در آن مستقر بودند نداشتم و تمام همتم را دست و پا زدنی آنهم بیهوده و حتی گاه بر ضد تمام حضوری که دنبالش بودم میبینم. حال به گل نشستهام. به من بگویید منی که گاه در خلوت به حداقل اینکه طلب چنین حضوری دارم دلخوش بودم، بگویید اینها طلب بود یا هوسی بیش نبود؟ حا به سرآغاز چگونه بیندیشم که در طی راهی که در طلبش بودم، در عین نرسیدن حتی اندیشهام برای اندیشیدن به سرآغازی_اگر سرآغاز بتوانیم بنامیم آن را_ که از آن سخن گفتهام را نیز از دست دادهام... به من بگویید چگونه خویش را به بازخوانی بنشینم...
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نباید گمان کنیم آن حالات صرفاً توهّم بوده، بلکه نفحاتی است که میآید و انسان را در بر میگیرد و افقی میگشاید و سپس برای حضوری دیگر، خود را عقب میکشد. در این مورد خوب است غزل شماره 131 https://eitaa.com/matalebevijeh/16106 را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
سلام علیکم. ببخشید باعث مزاحمت هستم با سوالات پیش و پا افتاده و تکراری ام. سوال اول، استاد، برای ورزش شما در کتاب جوان علاوه بر تمرکز اشاره ای هم به نظم در حرکات ورزشی داشته اید. منظور از نظم رو میخواستم بهتر متوجه بشم. سوال دومم در همین رابطه اینکه آیا در ورزش های تمرکزی با هدف تسلط بر بدن اساسا زیاد کردن شدت حرکات ورزشی یا اضافه کردن تعداد یک حرکت مثلا بعد از یک سال ورزش جایگاهی داره؟ یا اینکه ممکنه حرکت ورزشی کم فشاری هم داشته باشیم اما با همان تمرکز میشود به نتایج لازم رسید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب «ذِن در هنر کمانگیری» در این مورد نکات خوبی دارد که چگونه تمرکز در حرکات، نقشآفرین است 2- آری! مانند یوگا که حرکات آن زیاد نیست ولی در آرایش بدن مؤثر است. موفق باشید
سلام علیکم: وقتتون بخیر.از خواندن سخنان رهبری در مورد خاتمی بعد از هشت سال ریاست جمهوری خیلی متعجب شدم: لازم است از شخص جناب آقای خاتمی هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بارها گفتهام؛ در طول هشت سالی که ما با ایشان بهطور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روزافزون بوده؛ خدا را شکر. الان پیوند عاطفی و محبتآمیزی که بین بنده و آقای خاتمی هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکمتر است؛ و این ناشی از خصوصیاتی است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندی و نجابت و روحیهی نجیب ذاتىِ ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمی انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و میدیدیم. در مقاطع زمانی مختلف، کشور و دولت و مسؤولان با حوادثی مواجه شدند، و ایشان در یکی از حساسترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ انشاءاللَّه خدای متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد. در میان خصوصیات ایشان، اگر من بخواهم روی یکی از آنها تکیه کنم، این است که ایشان در همهی این مدت، دشمنانی را که کمین کرده و خیز برداشته بودند، ناامید کردند. خیلیها از سال ۷۶ - از اول تشکیل این دولت - میخواستند آقای خاتمی را در موضع مقابله و مواجههی با نظام قرار دهند؛ خیلی هم تلاش کردند؛ ما شاهد بودیم. البته ریشه و مبنا و سلسلهجنبان این تلاشها در بیرون از این مرزهاست؛ منتها کسانی هم متأسفانه همان انگیزههای فاسد و پلید را در داخل انعکاس میدادند. خیلی تلاش کردند، اما آقای خاتمی حقیقتاً مقاومت کردند. آن روزی که ایشان اعلام کردند وقتی میگویم «جامعهی مدنی»، مراد من مدینةالنبی است - که اتفاقاً دیروز یا پریروز در یکی از صحبتهای ایشان من این را خواندم - خیلی خلاف انتظار بعضیها شد؛ لذا به ایشان حمله کردند و فشار آوردند. اینها مواضعِ خیلی باارزشی است. ما که قصور داریم و دیدمان اینقدر کوتاه است، میفهمیم و میبینیم؛ کاتبانِ نامهی اعمال ما - که مأموران الهی هستند - به طریق اولی میبینند؛ و خدای متعال هم که «من ورائهم محیط» است، همه چیز را میبیند. اینها پیش خدای متعال اجر دارد. انشاءاللَّه در آینده هم باید همینطور باشد. از تجربه و توان شماها باید استفاده شود. مسؤولان و کسانی که مأموریتهایی را بر عهده میگیرند، باید از محصول کار و از نظرات شما بهره ببرند و استفاده کنند. شما هم حقیقتاً خود را به معنای واقعی کلمه در اختیار نظام و متعلق به نظام بدانید. یک روز انسان در این نقطه مأموریتی را انجام میدهد؛ یک روز در این نقطه نیست و یک جای دیگر است. همانطور که عرض کردیم، مسؤولیتهای دینی و انقلابىِ من و شما تمام نمیشود. ما هر جا باشیم، بالاخره یک عنصر مسلمانِ انقلابی هستیم و مسؤولیتهایی بر عهده داریم. امیدواریم انشاءاللَّه بتوانید این مسؤولیت را به بهترین وجه انجام دهید. من همیشه در این مدت شماها را دعا کردهام. آقای خاتمی را حداقل در هر شبانهروز یک بار دعا کردهام؛ یعنی در تمام این مدت شاید هیچ شب و روزی نبوده که من شخص ایشان را دعا نکنم. بقیهی مسؤولان و دیگران را هم همیشه دعا کردهام و باز هم دعا خواهم کرد. دعا کنیم که خدای متعال این کشور و این ملت و این نظام را روزبهروز به اهداف خودش نزدیکتر کند و اقتداری را که شایستهی این کشور و این ملت است، به او ارزانی بدارد؛ و همینطور هم خواهد شد؛ این را من تردید ندارم. اگر ما این کشور را با ده سال پیش و بیست سال پیش مقایسه کنیم، خواهیم دید که پیشرفتهای بسیار زیادی داشتهایم؛ و این چیزی است که دشمنان این کشور و این نظام و این انقلاب نه توقعاش را داشتند و نه این را میپسندیدند؛ هر چه هم از دستشان برآمده، انجام دادهاند. الان هم ما را زیاد تهدید میکنند. اخم و روتُرش کردن نسبت به ما از سوی قدرتطلبان و انحصارطلبان جهانی دایمی است و ما هم با تمام قدرت راه خود را به صورت پیوسته، با توکل به خدا و با امید به نیروی ذاتی این کشور انشاءاللَّه ادامه خواهیم داد و پیش خواهیم رفت؛ من در این خصوص هیچ تردیدی ندارم. چشماندازها برای ما روشن است. در طول این مدت توطئههای دشمن یکی پس از دیگری خنثی شده است. دشمنان، توطئههای سیاسی و فرهنگی و فشارهای گوناگون سیاسی و اقتصادی داشتند؛ اینها به برکت همت و تلاش شما و امثال شماها خنثی شده است؛ بعد از این هم به توفیق الهی همینطور خواهد بود.» میشه توضیح بدین این سخنان چه معنایی داره؟ مگه خاتمی چی کار کرده بود؟ به لحاظ فرهنگی یا سیاسی چه کاری کرده بود جز عقب راندن جامعه؟ اقتصاد چه کاری کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه مشکل آقای خاتمی بیشتر بعد از ریاست جمهوری ایشان ظاهر شد تا آنجایی که حتی دعوت رهبر معظم انقلاب را برای حضور در مجمع تشخیص مصلحت نپذیرفت و مواضعی که بعد از فتنه ۸۸ گرفتند. که به نظر میآید انقلاب اسلامی در حال طیکردنِ راهی است غیر از آنچه آن جریان بنا داشتند انقلاب را در آن راه قرار دهند که به گفته آقای تاجزاده، میخواستند مانند ترکیه شود. جناب آقای استاد زرشناس نکات خوبی در این مورد در شبکه افق در برنامه «جهان آرا» مطرح فرمودند. خوب است به آنجا رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/16030 موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: در این ماه شریف از حضورتون التماس دعا دارم. استاد جان سوالی دارم: در حین بیهوشی روح انسان کجا می رود؟ چرا انسان حس میکند سیر روح در آن لحظات کاملا متوقف شده است؟ من چندین بار سابقه بیهوشی در اتاق عمل را دارم از لحظه ای که بیهوش میشوم دیگر هیچ چیز متوجه نمی شوم و زمان از بیهوشی تا به هوش آمدن متوقف است و اینطور هم نیست که روح مثل زمان خواب، سیر کند. در مدت بیهوشی نه سیری هست نه تصویری، به خودم میگویم نکند مرگ هم همینطور است و همه چیز متوقف می شود و روح وارد فاز عدم می شود؟ اگر در لحظه بیهوشی، مرگ فرا رسد، چگونه روح نسبت به مرگ جسم مطلع می شود؟ آخه در زمان بیهوشی حس نمی کنی دیگه روحی در کار هست، برعکس خواب که درک میکنی روح سیر می کند. ماجور باشید استاد جان
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» در موضوع بیهوشی عرایضی شده است و با توجه به آنکه از طریق دارو و با فشار شیمیایی امکان تدبیر و توجه روح را نسبت به بدن و اطراف از بین میبرند؛ در واقع نفس انسان در حالت بحرانی قرار میگیرد و از این جهت از خودش نیز به یک معنا بیخود میشود و این غیر از حالتی است که در خواب و مرگ برای انسان پیش میآید. موفق باشید
با سلام: به عرض می رسانم که بنده با یک گروه از پیروان حسن میلانی بحث می کنم اونها میگویند که مجرد فقط خداست و الباقی موجودات جسم مادی هستند. هرچه از معرفت النفس برای تجرد روح دلیل می آورم زیر بار نمیروند و آخرش انسان را مسخره میکنند. در ضمن به بزرگان فلسفه توهین میکنند. به نظر شما مباحثه با آنها فایده ای دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بله در جریان این نوع افراد هستم. مگر ما مسئول این نوع نیندیشیدنها هستیم؟ که با چنین نگاههایی خود را از فهم بسیاری از حقایق محروم میکنند. اگر رسیدید مناظره آقای میلانی با استاد رمضانی را ببینید. موفق باشید
سلام علیکم: در پرسش یکی از کاربران (سال ۳۶۵۲۱) در مورد حالت وجودی در خواب سوال شده بود و اینکه خواب هایی که در ذهن میماند وجه حصولی آن ها و ارتباطشان با امور روز مره در میان هست. میخواستم بپرسم آیا در بیداری هم چیزهایی که در ذهن میماند همین گونه هست یا خیر؟ مثلا کسی میگوید تا تکبیر نماز را میگویم ذهنم شروع میکند این طرف و آن طرف رفتن. میتوان گفت چون با امور ارتباط وجودی نداریم برای همین ذهن دچار تشتت میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه نسبت به اراده اولیه که برای اقامه نماز بود، حاضر باشیم؛ بقیه مراحل نماز برای انسان میماند وگرنه تنها همان اراده اولیه باقی میماند و انسان تنها از همان نیت به عنوان کسی که منکر نماز نیست، بهره می برد و به همین جهت فرمودهاند نماز او قبول است، در عین آنکه بهرههای لازم را نبرده است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: با توجه به مبحث جهان گمشده در عالم خیال، آیا خداوند میتونه در صورت یک پرنده زرین عجیب و زیبا و با ابهت و جلال که وقتی نگاهش میکنی انگار دنیا و همه چیز دست اونه و اون هست که رییس همه چیز و عالمه دربیاد؟ من همچین چیزی رو زمانی که در خدمت سربازی لب مرز در بیابون بودم و مباحث شما و مولوی رو دنبال میکردم برام رخ داد. انگار که در افق خیالم همچین چیزی رو دیده باشم. ولی نه در واقعیت. ولی اثر انگار طوری بود که اون چیزی که دیدم با واقعیت ارتباط داشت. و اینکه آیا موسیقی میتونه همچین قضایایی رو وقتی انسان رعایت احکام شرعی و پاکی نگاه رو رعایت میکنه در انسان اتفاق بیفته؟ چون بنده گاها وقتی این قضایا رو رعایت میکنم بعضی از خیالات و تصاویر با بعضی از آهنگها که گاها آهنگساز و خواننده اونها مذهبی هم نیست میاد تو دل و ذهنم. حتی وقتی گوششون میکنم. آیا این قضایا همون مباحث جهان گمشده هست؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوانیم چنین حضوری را در مواجهه با اموری که فرمودید، درک کنیم از آن جهت که حضرت حق به نور اسماء حسنایش، تجلیات متفاوتی دارد که البته آن تجلیات، نورِ ذات است و نه خود ذات. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: شما میگویید برای ارتباط با انسانها باید با عالم آنها آشنا شویم و ارتباط برقرار کنیم. اما چگونه؟ وقتی ما اصلا فکر و اعتقادات مشترک نداریم مسلما آرمان و آرزو های مشترک هم نداریم و راه مشترک هم نداریم! آیا باید خودمان را بگذاریم جای آنها و با نگاه آنها دنیا و عقبی را نگاه کنیم و بعد ببینیم چه راهی هست که بشود پلی زد بین دنیای آنها با دنیای ما. درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها عموماً برای خود معنا و تعریفی نزد خود دارند و مطابق آن با «خود» به سر میبرند و با «خود» زندگی میکنند. درکِ آنها مطابق آن نحوه برداشتی که برای خود دارند، همان عالَم آنها است و میتوان با ارتباط و نظر به عالم آنها، با آنها مرتبط بود، مگر انسانهایی که اسیر توهّمات و هوسهای زودگذر خود باشند که به اصطلاح گفته میشود این انسانها بیعالَمند. دین آمده است که به انسانها کمک کند برای خود عالمی داشته باشند آن هم عالمی در راستای توحید الهی. موفق باشید.
با سلام: چرا ما زمانی که خطایی میکنیم هراسانیم که دیگران نفهمند. اما از اینکه خدا میداند هراسان نمیشویم؟ به نظر شما مشکل کجاست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با نظر به رحمت الهی و اینکه او بیشتر از مردم ما را درک میکند؛ هراسان نیستیم. وگرنه اگر آن خطا به عنوان تمرّد باشد که سخت باید هراسان بود، هر چند که خداوند بالاخره غفار است. موفق باشید
با عرض سلام و احترام! من سوال کننده پرسش ۳۵۸۴۲ هستم. در رابطه با سوال مذکور برداشت های به ذهنم رسیده است. لطفاً راهنمایی بفرمایید. اینکه کلا در جهان هستی، یکی بیشتر نیست. این حقیقت خداوند است. و این خداوند ذاتی است که هیچ نشانی از او نیست. بعد این خداوند تجلی میکند. تجلی اول احدیت، تجلی بعدی واحدیت و ... تا به اعیان خارجی میرسد. که اعیان خارجی همان خداست که در اعیان خارجی ظهور کرده است. پس در سرای هستی فقط خداست با تشکر! .
باسمه تعالی: سلام علیکم: چگونه میتوان اعیان خارجی را همان خدا دانست، در حالیکه خداوند هستی مطلق و کمال مطلق است. موفق باشید
با سلام و احترام: لطفا در موارد زیر راهنمایی بفرمایید: (سوالات از سخنرانی فردی که ادعای شاگردی اساتید را می کرد، ایجاد شده) ۱. همان طور که معاویه باید در مقابل حضرت علی ع باشد، پس امام زمان عج الله هم مقابلی مثل خودشان دارند که هزار سال و چه بسا بیشتر عمر دارند و او هم کارهایی را برای پیروزی خود می کند که صهیونیست کنونی همان است!؟. حقیقت دارد؟ و اینکه یوگی های ۳ هزار ساله الان هستند که برای آمدن یا نیامدن ابرها از کشاورزان پول می گیرند؟! ۲. بیماری نتیجه ی بهم ریختن مزاج است و دردهایی که می کشد یعنی نفس او هم در عذاب است یعنی برزخ او شروع شده و عذاب ها شروع شده و فرد بیمار اگر با بیماری فوت شود، مسلما وارد همین فضای درد و بدار از آن خواهد شد. و گفتند کسی که در اثر غلبه سودا، که اصل بدبینی است مریض شده؛ در اصل اولین بدبینی و نا امیدی را به خدا داشته که در جسم اثر کرده؛ پس همین را بعد از مرگ دریافت می کنه؟! جدا استاد این عقیده ها درست است؟ ما آموختیم که مریضی کفاره گناهان است و صبر بر بیماری؛ عاقبت خوش دارد، نه اینکه بیماری....
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این نوع حرفهایی که بدون دلیل و توهّمی است، توجه داشت. در حالیکه خداوند با شریعت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» و کلام الله مجید، راهی بسی روشن را در مقابل ما قرار داده است. موفق باشید
با سلام: حضور در جلسه شنبه هفته پیش (شهادت) باعث شد که تفکر ۵ ساله من نسبت به تاریخ تغییر کند. قبلا طرز فکرم اینگونه بود که ایرانِ اسلامی، از لحاظ اسلامیت در حال سقوط است. به این نظر که دهه شصت اکثریت غالب باحجاب و متدین بودند ولی دهه ۷۰ به بعد به چاله افتادیم. حسّم اینطور بود که اسلام ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و غرب مدرن ۵۰۰ سال، و این ۵۰۰ سال در حال شکست دادنِ آن ۱۴۰۰ سال است. اما جرقه ای در ذهنم افتاد که: « شاید اسلام مال همین الان است و ۴۵ سال است که این دین برای ما آمده و تازه ما اول راه هستیم». همینطور که پیش رفت برایم متجلی شد که واقعا ما در آغازیم و اگر حضوری در نهایت قرار است پیش بیاید در آیندهٔ همین راه پیش خواهد آمد. فلذا این برهنگی ها و این میزان نفرت پراکنی ها تاثیرات ۵۰۰ ساله رسانه غربی بر اسلام ۴۵ ساله است که هنوز درخت تنومندش مانده تا برگ در افلاک بگستراند. پس از این به شدت امیدوار شدم. در این یکساله که به لطف نادانی مسئولان و هوشمندی دشمنان، بی حجابی به برهنگی تبدیل شده همیشه است، این حسِ افول به سمت بی ایمان شدن جامعه را داشتم و در راه آمدن به جلسه جنابعالی که سوار وسایل نقلیه میشوم این حس بیشتر القا میشود؛ اما حال که این طرز فکر تغییر کرده انگار دنیا عوض شده است. انگار این افراد، خرده سد های خوفناکی هستند که در مسیر انقلاب اند. خُرده به خاطر اینکه در برابر ایدئولوژی انقلاب اسلامی هیچ اند و خوفناک به خاطر اینکه این خوف ما را به حرکت وا می دارد. به قول جنابعالی: «چه خوش است این خوف!» خلاصه کلام بنده این بود که این انقلاب اسلامی در مرحله آغازین خود خرازی و باکری و حججی و سلیمانی و علی وردی و... خلق کرده است؛ در آینده قرار است چه بکند؟! و اینکه ان شاءالله خداوند مارا آینده این انقلاب قرار بدهد. آمین!
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است زیرا حرکتی که مبتنی بر توحید باشد روز به روز با جلوههای بیشتری خود را نشان میدهد و پیش میرود. باید از خود پرسید در موقعیت تاریخی که ما در آن قرار داریم خداوند با ما چه نسبتی برقرار کرده و ما نیز چه نسبتی باید با او برقرار کنیم؟ مسلّماً بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آيندهي خود نميتوان برداشت و رخداد انقلاب اسلامی در اين تاريخ، همان زماني است که ميتوانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم.
ما همانطور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده ميشود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که رخداد انقلاب اسلامی به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آيندهي تاريخ قدسی ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غربزده قدم نخواهيم زد. امام صادق «علیهالسلام» ميفرمايند: «قَالَ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ عَارِفاً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِه» ( الكافي، ج2، ص: 116) در دستورهاى حكيمانهي آل داود چنين آمده است که وظيفهي انسان خردمند است كه زمانهي خويش را بشناسد و مناسب شناختی که دارد متوجهی حوادث باشد و زبان خود را حفظ کند و مطابق روح زمانه سخن بگوید. و یا ميفرمايند: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس» (الكافي، ج2، ص 116) بر آنكس كه به زمانه خود داناست، اشتباهات هجوم نمى آورد. وقتی متوجه باشیم انقلاب اسلامی توسط سالک عارفی که متوجهی زمانهی خود بوده است؛ مطرح شده است و چنین افرادی بیش از آنکه بخواهند با تفکرات عادی بشریِ خود راه حلِ عبور از ظلمات زمانه را بیابند، مطابق دغدغهی خود به خداوند رجوع میکنند و منتظر میمانند تا خداوند إشراق لازم را به قلب آنها بنماید، نگاهمان به انقلاب اسلامی نگاه خاصی خواهد شد. و لذا در نگاهی تأویلی و هرمنوتیک همهی تلاشمان آن میشود که به جنبهی باطنی انقلاب اسلامی یعنی به روح تاریخی آن بنگریم و معنای شناخت زمانه در این رابطه شکل میگیرد.
مقام معظم رهبری «حفظهاللّه» در راستای نقش تاریخی حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعليه» و اینکه انقلاب اسلامی یک حقیقتِ تاریخی در این دوران است و میتواند جهت تاریخِ معاصر را تغییر دهد؛ میفرمایند: «واقعاً حضرت امام «رضواناللّهتعالیعليه» انسان عجيبى بود اصلاً پيدايش و وجود اين انسان با آن ابعاد، هيچ قابل تحليل نيست جز اينكه بگوييم تفضّل الهى بود براى اينكه چرخشى در تاريخ و در حركت قافله عظيم بشرى به وجود آورد، دستى بايد از غيب ظاهر مى شد، خداى متعال اين دست را ظاهر كرد». (بيانات در تاريخ: 1/3/1369) و در تاريخ 21/11/90 يعني پس از گذشت بيست سال ميفرمايند: «امام عزيز ما آن مرد عظيمي که بلا شک خداوند لمعهاي و لمحهاي از انوار طيبهي نبوتها را در وجود او قرار داده بود». حال این مائیم و آیندهای که وعدههای الهی روز به روز یکی بعد از دیگری به ظهور میآید. موفق باشید
سلام مجدد خدمت استاد بزرگوارم: جواب شما را مطالعه فرموده و بسیار خرسند شدیم. الحمدالله با فردی واقعاً با بصیرت آشنا شدیم آن طور که از حرف شما برداشت کردم فرمودین که این طبیعت ما هست و بقول معروف ذاتی هست که در معرض امتحانات باشیم و این امتحانات ما را تبدیل به فولاد و استعداد های ما را شکوفا میکند و موجب رفتن ما به سوی خداوند که مقصد اصلی ماست میشود. نکته دیگری که برداشت کردم که بسیار جالب بود این بود که فرمودین اهداف ما اگر صحیح باشد در بدترین مواقع هم مشکلی وجود ندارد زیرا که هدف خداست و راه رسیدن به خداوند بسیار ساده است اما اگر اهداف دنیایی باشد و خداوند آن اهداف را به ما ندهد اشتباه از ماست که هدف را درست انتخاب نکردیم نه خداوند اشتباه فرموده است. نکته دیگری که برداشت کردم این بود که حرف های بنده تایید کردین و فرمودین که در دنیایی که الان بوجود اومده رنج و عذاب بسیار بیشتر و سخت تر است و قابل توجیه هم نیست این اتفاقات و رسوایی ها که می افتد و اختلاس ها و... اینها را کوبیدید و گفتین که قابل توجیه نیست اما اینها میتوانند برای ما پلی باشند بسوی آن معنای حقیقی که دنیا برای آن ساخته شده است که همون رسیدن به خداوند است که بالاتر از آن نیست و هدف خلقت ما همین بوده است و همین سه نکته تمام سوالات بنده را جواب داد و واقعاً بسیار زیبا بود و خداوند ان شاءلله شما را برای ما حفظ کند و بنده بسیار بسیار آرزومندم شما را ببینم اما سوال دیگری را محضرتان داشتم اگر در بعضی مواقع اهداف صحیح بوده یعنی اهداف کمک به خلق خدا باشد و این کمک به خلق باعث رسیدن ما به خداوند هم میشود و ما هم توکل کردیم و تمام تلاش خود را به کار گرفتیم و همه چیز تمام شده بود و موفقیت بسیار نزدیک بود اما یهویی کار از دست رفت و سپس شکست خوردیم این موضوع باعث ناراحتی شدید بنده شد در این حد که در عبادات دینی خود به مشکل برخوردم و مجبور شدم به واجبات کفایت کنم چرا این اتفاق افتاد هدف ما که صحیح بود تلاش ما صحیح بود؟ و هر چقدر مرور میکنم دلیل موجهی نمیبینم که چرا انجام نشد. قسم میخورم که به جز خدمت به خلق هدفی نداشته و میخواستم اوضاع شهرم را درست کنم و دست مردم رو بگیرم و افراد فقیر را سیراب کنم اما متأسفانه انجام نشد و خیلی غمگین هستم. دلیلش چیه؟ میتونید برام توجیهش کنید؟ میدونم که این موضوع در سیطره عرفان عملی و جزو اسرار اللهی هست و جز با رسیدن به شهود حل نمیشود ولی دوست داشتم جواب کلی داشته باشم که قلبم آروم بگیرد و خیلی ممنونم اگر بتوانید به من بصورت مختصر جواب بدهید اگر هم صلاح دانستید برای ما دعا کنید خدا شاهده اگر که به هدف خود برسیم هیچ کسی ضرری نمیبیند و اوضاع را اگر درست نکنم بهتر میکنم در اون حوزه که مشغول هستم و بسیار ممنونم که برای این بنده حقیر وقت میگذارید و جواب میدهید و از صمیم قلب قدردان شما هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مورد اخیری که میفرمایید برای بعضی از رفقای دیگر هم پیش آمده. بنده آن را نوعی شهادت میدانم که شهدای آن از نوع شماها هستند و مانند دیگر شهدا از این طریق، تاریخی به ظهور میآید که قربانیان آن مانند شهدا متذکر حضور انواع موانع تعالی بشریت هستند. مطمئن باشید از طریق قربانیانی همچون شما موانعی که بعضاً مشکلاتی برای این انقلاب ایجاد کرده است، برطرف خواهد شد. موفق باشید
با سلام: وقتی خودمان را در خواب میبینیم، این خودمان جسم مثالی صعودی است یا جسم مثالی نزولی و سرنوشت آخر آن چه میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به حضور خودمان نزد خودمان دارد که نظر به کدام مرتبه از خود داریم. مباحثی است که در معرفت نفس بدان پرداخته میشود. موفق باشید
سلام و عرض احترام: استاد به دنبال چند منبع معتبر و موثق و هم چنین یکسری کتب برای مطالعه بیشتر راجع به معرفت النفس و مبانی این موضوع هستم برای نوشتن مقاله پایانی سطح ٢ حوزه لطف می فرمایید از راهنمایی تون بهره مند شوم. با توجه به اینکه بیشتر مبانی این موضوع شهودی هست آیا بنده می توانم در حد یک مقاله کوتاه، مطالب نظری با ذکر منابع و عدله های اثبات شده گرد آوری کنم؟ پیشنهاد شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث معرفت نفسِ آیت الله حسنزاده و کتاب «عیون نفس» ایشان و جلد هشتم اسفار جناب ملاصدرا در این مورد میتوانند کمک کنند. موفق باشید
سلام استاد عزیز و بزرگوار: استاد در مقابل افرادی که نسبت به مقدسات توهین میکنن چه برخوردی باید داشته باشیم؟ عده ای استدلالشون اینه که چون پیامبر در مقابل اینایی که بهشون توهین میکردن نرمخو بودن و مهربانانه برخورد میکردن ما هم باید در مقابل توهینها به دینمون به همین سبک پیامبر برخورد داشته باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر یکجا هست که طرف، ارزشِ جوابدادن ندارد؛ خداوند به ما فرموده است: «إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا». ولی اگر شرایط طوری است که میتوان به آن افراد تذکر داد، وظیفه آن است که به آنها تذکر داده شود. موفق باشید
دنیا خدایی بهتر از قند و عسل دارد / آن مهربانی که جهان را در بغل دارد / هر روز اگر آواری از مشکل فرود آید / در هجمهی هر مشکلی صد راه حل دارد / از خود سوالی کن که آن یکتای بی همتا / آیا نظام کاملش ضعف و خلل دارد؟ / بگذار نااهلان بگویند این بشر شوم است / او حلقهای از خیر خود دور زحل دارد / دل را به او بسپار آن کلّیِّ بیمانند / در کار، هر کس غیر او دوز و دغل دارد / در وصف هر حالی رسولی را فرستادست / هر مشکلی زین بین یک ضرب المثل دارد / از شوری و تلخی و ترشی هیچ باکی نیست / دنیا خدایی بهتر از قند و عسل دارد / ۱۹ مهرماه ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از سرودۀ زیبایتان؛ آری! « دنیا خدایی بهتر از قند و عسل دارد» پس واقعاً « در هجمهی هر مشکلی صد راه حل دارد». مهم آن است که متوجۀ راهی شویم که در دل آن مشکلات، مقابل ما میباشد. و البته معلوم نیست آن راه، شبیه راه دیگر افراد باشد ولی زندگی بدون تقدیرِ راهی که خداوند برای ما مقدّر کرده، نیست. موفق باشید
