بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: حاج آقا من دچار بی هویتی نسبت به مباحث علمی حوزه شده ام. نمیدانم فقه و اصول چه ارتباطی به دینداری من دارند. جایگاه آن ها را پیدا نکرده ام. کاملا بی میلم. چکار کنم احساس هویت کنم نسبت به مباحث حوزوی؟ منبعی معرفی می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی تحت عنوان «انگیزه طلبگی» https://eitaa.com/matalebevijeh/16673  شده است. امید است که تذکری باشد برای ادامه راه. موفق باشید

37525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آنچه شما در پاسخ سوال ۳۷۵۱۴ فرمودید. آیا این امکان وجود دارد که در همین دنیا آن تجلیات که به نام حوری می‌باشد، برای یک فرد اتفاق بیفتد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه، زیرا دنیا بالاخره نازله همان حقیقت یوم الفصلی است. آیا نشنیده‌اید که چگونه انوار بهشتی هم اکنون بر قلب اهل تقوا تجلی می‌کند و آنان را از دنیا و ماسوی مستغنی می‌نماید؟! تا آن‌جایی که جناب حافظ فرمود: «من که امروزم بهشتِ نقد حاصل می‌شود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم!». موفق باشید

37505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ای شمع روشن در تاریکی عالم هستی، هوا بسیار سوزنده است آسمان خاکستری شده و مه آلود، خطر بهمن هر لحظه من را تهدید می‌کند و من تور در کنار سخره ای از کوه یافته ام که مرا به اندازه ی کل زمانه گرم و آگاه می کند. ای اهل بیت شما بر سرم منت نهاده اید، ای علی تو همچنان علت تپش قلب منی، خودت را از من نگیر. تو زنده ای در قرآنم، تو کیستی!! تو که در قلبم کلبه ای که سال ها ویرانه شده بود دوباره ساخته ای و در سکنی گزیده ای. من بیچاره ی شما هستم. زمانی که در قنداق مادر اسم تو را در گوشم می‌خواند تو را شناختم و حال که آشنایانم دارند بر سر جنازه ام استشهادیه ام را برای خدا می‌دهند، گمت کرده ام و می‌گردم در ذره ای از عشق خواندن «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولی‌َّالله». زبانم را از من گرفته اند و مادری دلسوز نیست که در گوشم بگود یا علی. خدایا چه کنم فقط با این اسم می‌توانم راه را ادامه دهم. هر لحظه احساس می‌کنم گرمی که گم شده است در وجودم. ای دیو بی شرم «من» خطاب به تو می‌گویم که ازت بیزارم، سال ها مرا در سودای پروازت نشانده ای. ای اژدهای سر به فلک کشیده مرا حتی از دیدار با اشک برای حسین دریغ داشته ای. ازت بیزارم خودت را از من دور دار و به من نزدیک نشو. که آمده ام برای فتح، ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم  یک یا علی گفتی و عشق را آغاز کردی / عهد وفا بستی تو در آن سال با من / اینبار دگر مشتاقم برای امتحان مرگ .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی آن‌گاه معنا می‌یابد که انسان با آینه‌های انسانیت بتواند خود را معنا کند که نمونه بسیار روشن آن حضرت امام الموحدین علی «علیه‌السلام» است. نمادی از حکمت و بصیرت و تواضع و دلسوزی. موفق باشید

37477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم! فرض کنیم من رفتم بهشت. آخرش چی؟ آیا نعمات بهشت دلم رو نمیزنه؟ میگن اونجا گرسنگی و تشنگی و. .. نیست. خوب وقتی تشنه نیستی لذت آب خوردن چی میشه؟ وقتی گرسنگی نیست لذت خوردن چی میشه؟ اونم حیات و زندگی که آخر نداره! وقتی که بهشت فقط یه رنگه. اونم فقط رنگ خوشی. گیرم که بگی لقای خدا! لقای ذات که محاله. بگی لقای اسمای خدا آخرش تا کی؟ اینکه پایانی برای زندگی آخرت نیست و مرگی نیست هم خوبه هم بد. اگه اونجا هم روزمرگی در بهشت باشه، خودش نوعی مرگه. تا وقتی توی دنیا هستی طمع بهشت و ترس از جهنم انسان رو به حرکت در میاره. اما در آخرت چی! آخرتی که آخر ندار چی میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این تصورات از بهشت که می‌فرمایید به معنای همین دنیا می‌باشد و مسلّماً مطلوب فطرت هیچ کس نیست. عرایضی که در شرح سوره واقعه شده می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای فهم حضوری که به نام بهشت برای اهل ایمان در پیش است. اشاره‌ای نیز در جلسه اخیر «یا هشام» در رابطه با معنای حضور در بهشت، شده است می‌توانید نظری به آن بیندازید. موفق باشید 
https://lobolmizan.ir/sound/689?mark=%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87و 
https://eitaa.com/matalebevijeh/16610
 

37459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: مشکلی برای من بوجود اومده و میخام چله مسجد جمکران بردارم که مشکلم حل بشه به اذن الهی و نظر و عنایت آقا صاحب الزمان. میشه در مورد کیفیت چله مسجد جمکران و اینکه چطور و چه زمانی باید انجام بشه راهنمایی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تجربه و یا علم خاصی ندارم. موفق باشید

37217

معنای ایمانبازدید:

متن پرسش

سلام: در باب تقوا چند عرض برای یادآوری دارم. جهان امروز بر بنیان انانیت و بی تقوایی بر پا شده و مشکل است، این انقلاب خون ها داده که یقین دارم ثمرش گل ظهور است و ما در راه ظهور قدم بر می‌داریم؛ ما خیلی دوست داریم مثل بزرگان این انقلاب تقوی داشته باشیم اما مسائل و چالش های زندگی هنوز کافرانه است. از خود شرمنده ام نتوانستم آنطور که شایسته است خدمت این انقلاب و مردم کنم با اینکه گاهی با تمام وجود خود را خرج کردم اما از خدای خودم شرمنده ام ولی بیش از این به هر دلیلی نشد که خود را هم مقصر می‌دانم. با این حال دانه ای که کاشته شده ثمر خواهد داد. دانه خون شهدا و مجاهدین راه حق و به بذر پاشی حقیقت حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه. با اینحال این دانه ها جوانه زده و قلب مرا گاه گاه می‌رباید و باید گفت: یک نفر دارد مرا هر دم هوایی می‌کند! عاشقم کرده، ولی بی اعتنایی می‌کند! بی وفا با این‌که می‌داند دلم درگیر اوست مثل یک بیگانه او از من جدایی می‌کند، دل به سودای کسی جز او نمی‌گوید سخن در دل من او فقط فرمانروایی می‌کند، آرزو کردم بماند در کنار من نماند! من نمی‌دانم چرا او بی وفایی می‌کند، با وجود این‌که می‌آزارد این را ولی، دل مرا همواره سمتش راهنمایی می‌کند، چند روزی می‌شود از او ندارم یک خبر، غم درون سینه ام زور آزامایی می‌کند، شب که می‌آید دلم آرام می‌گیرد کمی، شب مرا درگیر عشق و دلربایی می‌کند، آسمان هم صحبت ماه است و می‌خندد ولی، ماه من ای خدا کی رو نمایی می‌کند.. سئوالم از شما این است آیا ممکن است در این راه ما ملموس تر با خودمان روبرو باشیم و حسّ فعالیت های خود را بچشیم و هم اراده با اراده این این انقلاب دستمان چون دلمان در کار باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً قصه حضور تاریخی از همین قرار است که اولاً: ما معنای ایمان را درک می‌کنیم که ایمان، تنها باور به وجود خداوند نیست بلکه ایمان، احساس حضور انوار الهی است در عین آن‌که در همان دَم، رُخ برمی‌تابد. ثانیاً: آن حضور تاریخی ما را در وسعت جهانی که در آن هستیم با خود روبه‌رو می‌کند. در غزل شماره ۱۳۱ عرایضی در رابطه با ایمان شد و عرایضی نیز تحت عنوان «حقیقت ایمان در منظر امامان معصوم و عرفا» در حال تدوین است. موفق باشید      

37032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم رب مهدی صلوات‌الله‌‌علیه هر جا سستی پیش می‌آید؛ و هر کجا به بن‌بست می‌شویم؛ هر موقع که بی‌ثمری‌مان نفس‌مان را می‌گیرد و گویا مقصد و افق از پیش چشممان می‌رود، گفته‌اند و شنیده‌ایم و گاه خود نیاز در اندیشه‌مان آن را یافته‌ایم که باید به سرآغاز رجوع کرد. سرآغاز را مجدد به فکر نشست. سرآغاز چگونه است؟ آیا همان است که این شور را در دل ما انداخت که کار و تلاش و مطالعه بی‌وقفه و جهادی ادامه دادنمان است. اینکه شب‌ها را هم نباید خوابید و باید تلاش کرد. این‌ها سرآغازمان بود؟ به خویش که رجوع می‌کنم، می‌بینم که چنین شوری نگه‌ام می‌داشت. اما خوب که به خود و گذشته‌ام رجوع می‌کنم، آن حالت جهادی کار کردن و تدبیر و طی راه و مطالعه و حضوری که سیدعلی‌ها و حاج‌قاسم‌ها در آن مستقر بودند نداشتم و تمام همتم را دست و پا زدنی آن‌هم بیهوده و حتی گاه بر ضد تمام حضوری که دنبالش بودم می‌بینم. حال به گل نشسته‌ام. به من بگویید منی که گاه در خلوت به حداقل اینکه طلب چنین حضوری دارم دلخوش بودم، بگویید این‌ها طلب بود یا هوسی بیش نبود؟ حا به سرآغاز چگونه بیندیشم که در طی راهی که در طلبش بودم، در عین نرسیدن حتی اندیشه‌ام برای اندیشیدن به سرآغازی_اگر سرآغاز بتوانیم  بنامیم آن را_ که از آن سخن گفته‌ام را نیز از دست داده‌ام... به من بگویید چگونه خویش را به بازخوانی بنشینم...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نباید گمان کنیم آن حالات صرفاً توهّم بوده، بلکه نفحاتی است که می‌آید و انسان را در بر می‌گیرد و افقی می‌گشاید و سپس برای حضوری دیگر، خود را عقب می‌کشد. در این مورد خوب است غزل شماره 131 https://eitaa.com/matalebevijeh/16106 را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

36881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم ۱. حاج آقا نسبت شهدای ما (به خصوص شهدای شاخص) با معرفت نفس چگونه تصور می‌شود؟ اساسا این نوع حضوری که آنها درک کردند به جز شناخت نفس ممکن است؟ رجوعی در این زمینه دارید تا توجه کامل حاصل شود؟ ۲. امام خمینی فرمودند؛ تبلیغات از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است. امام خامنه ای فرمودند: (نقل به مضمون) بیان هنری از همه بیان ها شیوا تر مستحکم‌تر و نافذ تر است. به نظر بنده اگر بخواهیم معارف ناب اسلام را انتشار بدهیم، احتیاج جدی به نگاه حقیقی به جایگاه تبلیغات و هنر داریم؛ سیر معرفت نفسی که شما تدوین کرده اید تا آنجایی که به سمت فصوص برسد احتیاج دارد تا برای شیوع در جامعه علمی دانشگاهی و حوزوی با تبلیغ صحیح و شیوا همراه شود. اگر منت بگذارید کتابی نیز در زمینه نظر به تبلیغ و هنر برای آموزش در مجامع عمومی‌ تدوین نمایید، امید است ان شاءالله بتوانیم بهتر و سریعتر جامعه ایمانی را ذیل سایه مولی الموحدین جامه عمل بپوشانیم، ان شاءالله تشکر صمیمانه بنده که از جان و روحم به سمت شما ساطع می‌شود را بپذیرید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آنچه حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به ملت ایران متذکر شدند همین بود که همگان فهمیدند ماورای این بدن، حضوری دارند بسی بالاتر و اینجا بود که شهادت برایشان روشن گشت و حضوری شد که از حضور در دنیا بسی بالاتر است. پشتوانه آن سخنان و آن عمل‌ها، همان معرفت نفس بود به معنای حقیقی آن و امروز ما برای بازخوانی آن حضور، نیاز داریم معرفت نفس را با تبیین بیشتر با این نسل به گفتگو بگذاریم 2- آری! اگر مبانی معرفتی ما حضوری و وجودی شود، خود به خود رجوع به هنر برای ارائه آن‌ها پیش می‌آید مانند مسیری که شهید آوینی طی کرد. مباحث «جهان بین دو جهان» می‌تواند متکفّل این امر باشد. موفق باشید

36867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد عزیز در حال حاضر آیا کسی در عالم قیامت یا عالم عقل بجز ملایکه ی مقرب الهی حضور دارند؟ امامان الان در عالم مثال حضور دارند یا در عالم عقل؟ امام زمان اکنون در عالم عقل وجود دارد یا در هرسه عالم؟ آیا عالم عقل همان قیامت است و آیا بهشت و جهنم در عالم عقل هستند و اکنون در آنجا وجود دارند؟ چه کسانی اکنون در بهشت و جهنم سکونت دارند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی رسول خدا «صلوات‌علیه‌وآله» از یک طرف می‌فرمایند: «الآن قیامتی قائم» و از طرف دیگر حقیقت آن حضرت همان عقل است؛ پس هر آن کس به هر اندازه که از طریق معارف الهی و عبادات ربّانی به آن حضرت نزدیک و نزدیک‌تر باشد، در عالم قیامت و عالم عقل حاضر است به همان معنایی که عالم برزخ نیز نحوه‌ای از حضور در قیامت است. موفق باشید

36721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام استاد بزرگوار: در پاسخ سوال ۳۶۶۹۴ در بحثی که سعی شد بین شما و یکی از اساتیدمون تبادل نظری شکل بگیره (امید داشتم مفید باشه) نظر خودم رو بگم اگر موردی بود اصلاح بفرمایید در ضمن سوالی هم داشتم ۱. اینکه بنظرم رسید اون استادمون حساسیت روی کلمه ذات نداشت ولی روی کلمه وجود حساسیت داشت و شما با جایگزینی کلمه هستی سعی کردین به این نکته تذکر بدین ۲. بیانتون بسیار عالی بود من که از پیام آخر لذت بردم و برای من این نکته روشن نبود و ما در نسبت با هستیِ خود که عین ربط به هستی مطلق است می‌توانیم با وجود مطلق ربطی حضوری داشته باشیم و این غیر از وجود مفهومی است. ارتباط حضوری که شما از آن سخن گفتین، واقعیت اینه ما همیشه اون درک و حضور رو نداریم نوبتی شاهد افکار شیطانی و وسوسه در خودمان هستیم، نوبتی شاهد تعالی و میل به سوی خدا وقتی دقت می کنیم می بینیم هیچکدومش ما نیستیم، اولیه یه شیطانه که اومده خودش رو بجای ما جا بزنه، دومی یه فرشته است، وقتی تعالی پیدا می کنیم، فرشته ای دیگر و اگر اون فرشته بره ما اون حضور رو نداریم (این که ما بالاخره چی هستیم رو من موندم) تو به هر صورت که آئی بایستی / کاین منم والله آن تو نیستی. سوال این بود شما فرمودین حضور ولی حضوری در کار نیست، یه فرشته باید بیاد تا حضوری درک کنیم، بره حضوره هم رفته، خب الان بیان شما با این اوصاف چی میشه. می‌توانیم با وجود مطلق ربطی حضوری داشته باشیم با این اوصاف سوال من این است: ربط حضوری یعنی چه؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در هر حال، ما می‌توانیم متوجه هستی خود به صورت حضوری باشیم و این است آن دریچه‌ای که افقِ نظر به وجود مطلق را در مقابل ما می‌گشاید و جایگاه اخلاق و شریعت را که عوامل دفع موانع برای آن توجه است، معلوم میکند. موفق باشید

36638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

موضوع: تفسیر «لم یلد و لم یولد» در سوره توحید سلام و درود، سه جلسه تفسیر سوره توحید را شنیدم. آیا استاد بزرگوار در جایی به تفسیر «لم یلد و لم یولد» پرداخته اند که گوش کنم؟ و اگر خیر، وجه اینکه گفته خداوند زاده نشده چیست؟ مگه کسی تصور کرده که خدا پدر و مادر دارد؟ خصوصا سوره ای که روزی چند بار در نمازمان می‌خوانیم. در عصری که کسی قایل به زاده شدن خدا از پدر و مادری نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «وَلَده» به معنای صدرو شیئی است از شیئ، خواست در آن سوره متذکر شود او، بودنِ مطلق است، نه بودنِ حاصل شده از چیزی. و در «لم یلد»، خواست بفرماید رابطه او با مخلوقات، تجلی است و نه تولید و تولدی که نسبت او با مخلوقات جدا باشد. موفق باشید

36636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوارم: اگر لطف کنید و نظرتان را راجع به متن زیر بفرمایید، ممنونتان می‌شوم. یا اللهُ یا رحمنُ یا رحیم پرسید: به زبان ساده، بصیرت یعنی چه؟ گفتم: یعنی تبعیت و اطاعت کامل از آخرین دستور امام زمان خود. یعنی تا دیروز باید با معاویه بجنگی و الان باید پایبند حکمیت باشی، چون امام طبق شرایط چنین تشخیص داده.  یعنی تا الان باید احترام قرآن را داشته باشی، ولی الان باید از امامت اطاعت کنی و بزنی قرآن را پایین بیاوری، چون حیله عمر عاص است. یعنی تا دیروز باید با معاویه بجنگی و امروز باید صلح کنی و به امام زمانت نگویی یا مذل المومنین. یعنی تا چند لحظه قبل باید با سپاه عمر سعد بجنگی، الان باید بروی و برای اطفال آب بیاوری، چون نافذ البصیره هستی. یعنی صبور باشی و زود به خضر نبی اعتراض نکنی که چرا کشتی را سوراخ کرده و یا کودک بیگناهی را کشته و یا دیوار غریبه ایی را تعمیر کرده. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ الْبَصِيرَةَ فِي دِينِي‏ https://eitaa.com/tabeensade

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و تا انسان در زمانه خود و نسبت به آنچه پیش می‌آید حاضر نباشد، بالاخره گرفتار تحجّر می‌شود زیرا به حکم «کلَّ یوم هو فی شأن» خداوند در هر زمانه و دوره‌ای در شأنی است و درک این حضور را متحجّرین و روشنفکران غرب‌زده متوجه نیستند. موفق باشید

36633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: سوالی از محضرتون داشتم. استاد یک سری از آیات قرآن هست مثل فرضا آیه ۱۵ و ۱۶ سوره نوح که آمده است: خداوند آسمانها رو در ۷ طبقه آفرید و ماه و خورشید را قرار داد و... الان علم جدید وجود منظومه های بی شمار و ماه ها و خورشیدهای زیاد رو تایید میکنه. خب اینکه در قرآن میاد ما در هفت طبقه آسمان، ماه قرار دادیم، آدم به خوش میگه، مگه در ۷ طبقه آسمان همین یک ماهه؟ العیاذبالله یعنی خدا نمی دونسته؟ یک مقدار، به نظر من، برخی از آیات این حالت رو دارند. بهر حال چون خداوند عالم بر همه چیزه، انتظار میره قرآن با علوم ثابت شده مغایرت نداشته باشه. خدا اجرتون بده استاد، چقدر حضورتون قوت قلبه جوونهاست

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از «سموات السبع والارضون السبع» مراتب عالیه و معنوی زمین و آسمان است. مثل آن‌که جسم ما باطنی مثل نفس و قلب و سرّ و امثال آن دارد. موفق باشید

36602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض شد استاد: وقتتون بخیر باشه. بنده در این چند وقته از درس های مدرسه خسته شده ام و به دنبال علم ینفع می گردم که آن را در مباحث از قبیل مباحث شما و لمس کردن حقیقت و ارتباط با آن جستجو می‌کنم و همین باعث شده که دیگر انگیزه ایی به حفظ کردن و خواندن درس برای امتحان نداشته باشم و همین در نمراتم هم نیز تاثیر گذاشته است درس های مدرسه برای بنده بی معنا شده است ولی با این حال به دانستن و فهم آن به عنوان دانش علاقه دارم و نه به عنوان خواندن و امتحان دادن و نمره گرفتن و از محیط مدرسه نیز بنا بر دلایلی عمومی و اتفاقاتی که در اکثر مدارس در بین بچه ها می افتد و نبود سواد کافی در مورد مباحثی از جنس مباحث شما، آزار می‌بینم حال با این وجود آیا اگر در فضای حوزه قرار گیرم می توانم به علمی ینفع دست پیدا کرده و در محیطی که جنس اش از جنس مباحث شما و ارتباط با علوم و حقیقت و آدم هایی با تفکری از جنس تفکر خود آشنا شوم و به تکلیف خویش در این زمان عمل کرده ام و راه خوش عاقبت به خیری که حضرت آقا فرمودند خوب درس خواندن یکی از آنها است دست پیدا می‌کنم یا خیر؟ و آیا از طریق حوزه بهتر می شود در زمان آینده ای که من حضور خواهم داشت خدمت کرد یا از طریق درس های مدرسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دروس مدرسه کمک می‌کند تا ما در جهانی که در این زمانه در آن به سر می‌بریم حاضر شویم و جایگاه آن دروس از این جهت ارزش خود را دارد و باید جدّی گرفته شود ولی هرگز نباید نسبت به آن علوم محدود شد. می‌ماند حضور در حوزه علمیه که آنهم جای خود دارد و بستگی به خود انسان دارد که اگر علاقه‌مند به آن علوم باشد‌، آن‌جا میدان حضوری است که ما را تا انس با معارف عالیه قرآنی جلو می‌برد. موفق باشید

36494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به مبحث جهان گمشده در عالم خیال، آیا خداوند میتونه در صورت یک پرنده زرین عجیب و زیبا و با ابهت و جلال که وقتی نگاهش می‌کنی انگار دنیا و همه چیز دست اونه و اون هست که رییس همه چیز و عالمه دربیاد؟ من همچین چیزی رو زمانی که در خدمت سربازی لب مرز در بیابون بودم و مباحث شما و مولوی رو دنبال می‌کردم برام رخ داد. انگار که در افق خیالم همچین چیزی رو دیده باشم. ولی نه در واقعیت. ولی اثر انگار طوری بود که اون چیزی که دیدم با واقعیت ارتباط داشت. و اینکه آیا موسیقی میتونه همچین قضایایی رو وقتی انسان رعایت احکام شرعی و پاکی نگاه رو رعایت میکنه در انسان اتفاق بیفته؟ چون بنده گاها وقتی این قضایا رو رعایت می‌کنم بعضی از خیالات و تصاویر با بعضی از آهنگها که گاها آهنگساز و خواننده اونها مذهبی هم نیست میاد تو دل و ذهنم. حتی وقتی گوششون می‌کنم. آیا این قضایا همون مباحث جهان گمشده هست؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانیم چنین حضوری را در مواجهه با اموری که فرمودید، درک کنیم از آن جهت که حضرت حق به نور اسماء حسنایش، تجلیات متفاوتی دارد که البته آن تجلیات، نورِ ذات است و نه خود ذات. موفق باشید

36383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ان الله جمیل و... اینجا گفته شده خدا زیباست. سوال آیا می‌شود عاشق این زیبایی شد. در کجا و کدام موطن؟ آیا این زیبایی صورت هم دارد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه عالَم جلوات اسمای الهی است و سالک الی الله با اصلاح قلب خود متوجه انوار الهی در هر منظری می‌شود. موفق باشید

36229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وعرض احترام به استاد گرامی: استاد یه مطلبی برای من سوال شده در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی حضرت آقا: استاد در جلسه ۵ آیه «والله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم» ... خدا رهنمون می‌شود هر که را بخواهد به سوی راه راست. برای من سوال هست آیا در هر امری اول اراده خداست بعد اراده ما یا نه اول اراده ماست بعد خدا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ابتدا اراده و توجه حضرت ربّ است به عبد، حال اگر دلِ عبد را آماده دید، خداوند توجه خاصی در راستای هدایت او به میان می‌آورد. در همین رابطه فرموده‌اند توبه عبد، بین دو توبه ربّ قرار دارد. موفق باشید

35547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: من کلاس نهمم و الان باید انتخاب رشته کنم و فرم هدایت تحصیلی مشخص میکنه که میتونم برم رشته ای که میخوام یا نه و اینکه این فرم مربوط میشه به سال هفتم و هشتم و نهمم ولی توی کلاس هفتم یا شایدم هشتم زیاد تقلب می‌کردم الان اون تقلبا شاید باعث شده که من پاس بشم و نمره هام خوب بشه اگه با تقلب به رشته ای که میخوام برسم حقوقی که می‌گیرم حرامه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تقلب، کار خوبی نیست ولی نمی‌توان آن را به موقعیتی ربط داد که انسان در آن موقعیت در إزای کاری که می‌کند حقوقی دریافت می‌نماید. موفق باشید

35435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: وقت بخیر. ببخشید به چه دلیل توی خیلی از نمازهایی که میخونم توجهی به این ندارم که دارم با خدا حرف می‌زنم و همینطور خدایی توی اون نماز من حضور نداره؟ یجورایی واسه اینکه فقط رفع تکلیف کنم نماز میخونم. لطفا راهنمایی کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود رهنمودهای کتاب «آداب الصلواه» از حضرت امام خمینی را دنبال بفرمایید. شرح صوتی آن کتاب روی سایت هست. https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8  موفق باشید

35277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در دنیا مثلاً من از خانه عازم مدرسه می‌شوم. این رفتن همراه رفتن با دو پا هست. آیا در برزخ و قیامت اینچنین راه رفتنی وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن‌جا حضور است و اراده حضور، هرچند آن حضور به صورت پا و دست به ظهور آید. موفق باشید

35166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز و بزرگوار: استاد در مقابل افرادی که نسبت به مقدسات توهین میکنن چه برخوردی باید داشته باشیم؟ عده ای استدلالشون اینه که چون پیامبر در مقابل اینایی که بهشون توهین می‌کردن نرمخو بودن و مهربانانه برخورد می‌کردن ما هم باید در مقابل توهینها به دینمون به همین سبک پیامبر برخورد داشته باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر یک‌جا هست که طرف، ارزشِ جواب‌دادن ندارد؛ خداوند به ما فرموده است: «إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا». ولی اگر شرایط طوری است که می‌توان به آن افراد تذکر داد، وظیفه آن است که به آنها تذکر داده شود. موفق باشید

35145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد طاهرزاده ی بزرگوار: وقت بخیر. آیا با توبه و استغفار اثر وضعی گناهان هم از بین می‌روند یا برای از بین بردن آثار وضعی گناهان راه های دیگری وجود دارد؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان توبه کافی است .آری! تماماً محو می‌شود در آن حدّی که به ما فرموده‌اند: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آن‌کس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. موفق باشید

40569

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: استاد بنده خانمی هستم که همیشه اهل حیا و حجاب بودم ولی چادری نبودم و مذهبم در حد نماز و روزه ۱۰ سال هست که چادری شدم به خاطر مطالعه آثار شما و مطالعه کتب اخلاقی و عرفانی بسیار و عشق و محبت بیشمار به وجود مطهر حضرت زهرا در این مدت ۱۰ سال در منزل بودم و مشغول بچه داری و کارهای منزل و علاقه شدید به چادر اما ۲ سالی هست که رفتم در محیط کار و وارد اجتماع شدم و از طرفی مطالعات معنویم کم شد اعتقادم به چادر کم شده البته هنوز در بقیه عقایدم بسیار محکم هستم استاد واقعا در شرایط فعلی جامعه اگر مانتویی با حجاب باشیم با چادر فرقی دارد؟ استاد می‌ترسم چادرم را در بیاورم از نور قرب حضرت زهرا فاصله بگیرم استاد می‌خواهم در دنیا و آخرت در کنار حضرت زهرا باشم و حس می‌کنم این چادر موهبتی بود که حضرت زهرا عطایم کرد استاد اما از طرفی وسوسه شده ام که می‌شود زهرایی بود با حجاب بدون چادر استاد نظر شما چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! چادر، نهایت حیا را در جان خانمها شکل می‌دهد تا نفس امّارۀ آن‌ها از هرگونه تبرّج و خودنمایی آزاد گردد. ولی با این‌همه با نظر به آن که اگر شرایط طوری است که ممکن است چادر موجب سختی‌هایی شود بالاخره علمای دین اذن داده‌اند که خانم‌ها می‌توانند با پوششی مناسب ولی غیر از چادر در مجامع حاضر شوند. در مورد چادرهای عربی و ملی هم می‌توان فکر کرد. موفق باشید 

40556
متن پرسش

سلام استاد: جوانی ۲۲ ساله هستم که از حدود ،۱۷ سالگی با مباحث شما آشنا شدم و در حدود همان سن ها معرفت النفس را کار کردم، بعد ها با بالاتر رفتن سنم متوجه شدم اصلا معرفت النفس را نفهمیده ام و در فهم دین و خود و ... دچار سرگردانی ام، بازهم این کتاب را با حضور اساتید کار کردم و شاید بیش از ۳ بار این مبحث را کار کردم، بعد از آن برهان صدیقین و کتب معرفتی متفاوت شما را خواندم و با جمع های مختلف مباحثه کردم، اما الان بعد از چند سالی که گذشته در سن ۲۲ سالگی به همه چیز شک کرده ام، از حقانیت اصل دین و دیانت تا حتی قرآن و امامت و عدل و... همه چیز برایم دارای سوال است و انگار نه انگار که قبلا این مباحث را خوانده ام و در شبهات، انگار با یک آدمی که هیچ معرفتی کار نکرده فرقی ندارم، فقط شاید اطلاعات بالاتر دارم، البته شاید اهل عمل به معارف نبوده ام، شاید سیر معرفتی را درست کار نکردم و شاید با علم حضوری این مباحث به جانم نرفته که این هم برای بنده جای پرسش است که چگونه باید با علم حضوری معارف را دریابم؟ در جایی گفته بودید طاهرزاده ی پنجم در حال تولد است و انگار در گذشته؛ با آن طاهر زاده های اولیه من بسیار به وجد می آمدم و سر از پا نمی‌شناختم، اما گویا مباحث اخیر شما هم برایم سخت آمده است و ارتباط گیری هم برایم سخت تر شده و شاید تنبلی بر من غلبه آمده، اصلا حال خوشی ندارم، چون نه می‌توانم رها کنم و به یک دینداری ذوقی و علاقه ای دلخوش کنم، نه می‌توانم منکر کامل این مباحث شوم، و از طرفی همه چیز برایم جای سوال دارد و مثل آدمی ام که انگار می‌خواهد تازه مسلمان بشود، البته الان هم اهل عمل به احکام الهی و به ظاهر مسلمان هستم ولی... با این وضعیت که گفتم استاد عزیز که گردن بنده بسیار حق دارید بنظر شما از کجا شروع کنم؟ با که حرف بزنم؟ چه نوع کتبی بخوانم؟ اگر بخواهم سیر شما را شروع کنم از کجا شروع کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه حضور را تقدیرِ این تاریخ بدانید، تاریخی که انسان باید در مقابل انکارهای بزرگِ خود قرار گیرد و تنها با ایمانی بزرگ‌تر می‌تواند در جهانِ متعالی خود حاضر شود. چنانچه در این سال‌ها ملاحظه کرده‌اید همۀ عرض بنده آن است که انسان باید در جهان خود و سوبژگی خود حاضر گردد تا نسبت انسانی خود را با انسان کامل بیابد که البته موضوع ساده‌ای نیست. شاید کتاب «بشر جدید» شروع خوبی باشد، ولی فکر نکنید با حضور در چنین حالتی، عقب‌افتاده‌اید. به نظر بنده بخواهیم و یا نخواهیم این نسل با این انکارها روبرو می‌شود تا به بزرگ‌ترین ایمان که ایمان آخرالزمانی می‌باشد؛ نزدیک شود. اشاراتی در غزل شماره ۱۴۲ که مشغول شرح آن هستم، در این رابطه شده است.https://eitaa.com/varastegi_ir/1771 در ضمن خوب است به سؤال و جواب شمارۀ 40548 نیز رجوع فرمایید.

موفق باشید              

39513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در سوال ۴۸۷۹ فرمودید بنده هنوز هم معتقدم ما به‌حمدالله از اصلاح‌طلبی عبور کرده‌ایم، سوال مال سال ۹۲ است و ظاهرا قبل از آن نیز معتقد بودید عبور کردیم شاید از ۸۴ یا حتی قبل از آن معتقد بودید عبور صورت گرفته است سوال اینجاست پس چرا در ۱۴۰۳ شاهد جولان اصلاح طلبانیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آن جریان اصلاح‌طلبی که بنا داشت مقابل رهبری بایستد؛ عمرش تمام شد و دیگر خود را در میدان اپوزیسیون تعریف نمی‌کند. آمده است در بستر انقلاب و به دنبال حضوری می باشد که در عین استقلال ایران، وارد نظم جهانی شود به عنوان ژاپن اسلامی. در حالی‌که انقلاب اسلامی آمده است تا تاریخ دیگری را بگشاید که جهانی است بین دو جهان. موفق باشید

نمایش چاپی