بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در سوال ۳۸۰۶۵ فرمودید او با یک اراده از کنهِ عدم، زمین و آسمان را به ظهور آورد اگر مقصود خلق دفعتی زمین و آسمان باشد این با بیگ بنگ و نیز برخی نظریات که در مورد خلق زمین است سازگار نیست نظر شریف را در مورد نحوه ی پیدایش زمین محبت بفرمایید مرقوم بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «بیگ بنگ» یک توهّم است. در مورد خلقت عالم می‌توانید به مباحثی که در «برهان صدیقین» مطرح شده، رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86&tab=sounds . موفق باشید

38069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: با اینکه میدونم سوالم پیش پا افتادست اما دست به دامان استادم هستم. فرزند یک سال و نیمه دارم، تقریبا وقت کمی برای خودم دارم، مادری کردن سخت ترین کار دنیاست، در نظر دارم نهایتا ۴ فرزند داشته باشم، به نظر شما ۴ تا خوبه؟ من واقعا کشش بیشتر از این رو ندارم، چون برای ۴ تا هم به سختی راضی شدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مربوط به خود فرد است. ان شاءالله که برکت لازم پیش خواهد آمد. موفق باشید

37853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور: امیدوارم حال شما خوب باشه. من ده سال است که در حال امتحان الهی هستم، قبلا خیلی پر شور و شاداب بودم، رفته رفته این امتحان و رنج بسیارش مرا رشد داد، به سمت مطالعه و کتاب کشیده شدم، وویس گوش می‌کنم، سعی کردم خود شناسی و خدا شناسی را پی بگیرم فلسعه می‌خوانم و دروس معرفت نفس. بیشتر از کتاب ها رنج آن امتحان خیلی مرا رشد داد و بزرگ کرد، صبور شدم برای حوائجم مثل قبل بی قراری نمی‌کنم گویی در ذهن من یک سکون و یک سکوت است که مرا به صبر بر این رنج فرمان می‌دهد، عمیق فکر می‌کنم، عمیق نگاه می‌کنم، مثل صبورانه در انتظار مقدراتم نشسته‌ام و سعی می‌کنم خودسازی کنم. سوالم راجع به این سکوت ذهنی من است این سکوت ذهن چیست؟گاهی حس می‌کنم شاید نیاز به مشاور باشد. گاهی می‌گویم این سکوت ذهن، آرامش بی نظیر پس از آن ابتلائات است همه می‌گویند خیلی تغییر کرده ای، درون گرا شده ای اما عمیق.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنم این همان حالت حضور در «وجود» باشد . حضوری که در نسبت با «وجود»، انسان با هیچ چیز خاصی روبرو نیست زیرا «وجود» چیزی نیست مگر خود وجود در عین آشکارگی در جلوه مخلوقات. موفق باشید

37738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید چندین بار درباره ی این موضوع مزاحمتون شدم. استاد این نیست انگاری گلوی من را فشار می‌دهد و هیچ راهکاری جوابگو نیست. فشار زیادی روی قلبم احساس می‌کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه باشیم این حالتی است مربوط به تاریخی که بشر خود را محور خود دانست؛ باید برای عبور از آن، به حضور تاریخی دیگری فکر کرد که حضوری است ذیل اراده الهی که در این زمانه حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است. در این مورد پیشنهاد می‌شود عرایضی که در رابطه با انقلاب اسلامی شده است، دنبال شود. مانند کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه». موفق باشید

37644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به سوال ۳۷۶۲۲ فرق ثابت با سکون چیست ؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ثابت، مانند وجود که همواره هست ولی سکون، در مقابل حرکت است. موفق باشید

37619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری سلام الله علیها. عرض سلام و ادب و احترام خدمت جلوه خداوند منان حضرت آقا اصغر طاهرزاده انسانی گرچه ضعیف است این ضعیف بودن نشانه‌ای از اوست و گاه انسان‌های قوی هستند که این نشانه قوی بودن از خداوند متعال و بلند مرتبه است. در گوشه‌هایی از سخنرانی‌های حضرت عالی درباره صحنه سخن می‌گویید این چه صحنه‌ای است که وجود دارد شما هم می‌بینید .۲ در کتاب الهی و عالی معرفت نفس فرمودید وقتی گوش‌ها و زبان‌ها منتظر گفتار تازه‌ای باشند نه تازه‌ای از حکمت گذشته آنگاه معرفت هستی از طریق معرفت نفس وارد عمل می‌شود سوال این بنده حقیر این است چه زمانی گوش ها و زبان‌ها منتظر گفتار تازه ای است؟ یا حق. بنده حقیر خداوند متعال و بلند مرتبه نوجوان ۱۶ساله محمد رضا سلیمانی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر حرف و سخنی که از این حقیر قابل ارزش است، آن سخنی است که حکایت و تذکری از سخن خدا و ائمه است که فطرت انسان‌ها از آن بیگانه نمی‌باشد و شما در صحنه‌ها و میدان‌های ظهور زیبایی‌های خدا توسط مردمی که به تجلیل و تشییع شهید آیت الله ابراهیم رئیسی آمدند؛ ملاحظه کردید همه متوجه ابعاد متعالی خودشان در آینه او بودند. مهم آن است که در مقابل انسان‌ها راهی گشوده شود که آنان احساس کنند در آن مطالب، حکایت جان آنان و تعالی روح آن‌ها به میان می‌آید. پیشنهاد بنده مطالعه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است که البته هر دو روی سایت می‌باشد. موفق باشید

37484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب پرسش: چه فرقی بین واقعیت ذهنی و حقیقت وجود است؟ البته که فرق بین این دو غیر قابل انکار به نظر می‌رسد. ولی در جنجال بودن، انسان گاهی به نظر خودش می‌رسد که به حقیقت وجودی و هستی مطلبی، نزدیک شده است، ولی از کجا می‌توان تشخیص داد که این واقعیتی ذهنی همان حقیقت آن مطلب است؟ من در وجود خود حقیقتی را می‌دانم که هست فراتر از ماده، اما همین دانستن، در ذهن من واقعی است و فاصله دارد با وجود من در حقیقت خود. حقیقت را باید فراتر از آن چه در ذهن، واقعیت می‌گیرد، باید جست. اما کجای ذهن؟ با چه وسیله ای؟ چگونه می‌توان با ذهن دنبال حقیقتی گشت که فراتر از هر آن چه در ذهن قرار می‌گیرد، وجود دارد؟ چگونه می‌توان در این دنیا به دنبال حقیقتی گشت که فراتر از این عالم است؟ من از دنیایی آمده ام که انتهایش را دیده و چشیده ام و می‌دانم حقیقتی در این عالم نیست. به پوچی هم نرسیده ام و باور به حقیقتی دارم که فقط می‌دانم از جنس این عالم نیست. من درگیری شدید در این جنجال دارم و از فرط نا امیدی از ذهن خود، و این که با تمام وجودم از موضوعاتی تراوش شده از ذهنم فراری هستم، تا جایی که تقریبا کنج عزلت گزیده و از دنیا، فرار کرده ام، و به سختی می‌توانم در دنیا زندگی عادی کنم. و فقط در این غرق شده ام که دنیا وهم و خیالی بیش نیست. ولی حقیقت وجودم را نیز پیدا نمی‌کنم و در برزخی قرار گرفته ام که نه در این زندگی قرار می‌گیرم و نه جای دیگری را برای آرامش پیدا می‌کنم. خواهشا راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله مهمی است و بشر جدید با چنین مسئله مهمی روبه‌رو شده است تا به حضور آخرالزمانی‌اش برسد. عرایضی در ۶ جلسه تحت عنوان «نسبت تبیین دین با تاریخ جدید و انسان جدید» شده است که می‌توانید در کانال «سدید» آن را دنبال فرمایید. امید است افقی در راستای موضوعی که دنبال می‌فرمایید؛ بگشاید. موفق باشید https://eitaa.com/ghoftemansadid/11

37431

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: حدود چندین سال است مباحث شما را با استادی شروع کردیم. جدیدا همین استاد حدود چهار پنج ماه است ادعا می‌کند درباره شما تحقیق کرده و جریان انحرافی در شما وجود دارد و همه ما شاگردانش را حذر می‌کند که کفتمان شما را ادامه دهیم و به نظر ایشان شما مثل شریعتی هستید. گاهی می‌گوید استاد طاهرزاده اینقدر مباحث انقلاب اسلامی برایشان مهم است که اگر کسی بین انقلاب و زندگیش بخواهد انتخاب کند به سمت طلاق هدایت می‌کند. ادعا دارد حوزه اصفهان با شما مخالف است. ادعا دارد شما با گذاشتن عکس حاج قاسم و رهبر درصدد حذف امام هستید یا با پیروی و حمایت جدی از مباحث دکتر داوری و و دارای جریانی انحرافی هستید. خواهش می‌کنم مرا قانع کنید که بتوانم از کفتمانی که اینقدر مرا تغییر داده دفاع کنم. الان برای من بحث شخص نیست بحث یک کفتمان است من خیلی علاقمند به ادامه گفتمان شما هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما انسان‌ها با عقل و شرع ذیل ولایت فقیه زمانه باید زندگی کنیم و هرکس باید با توجه به چنین اموری راه حق را تشخیص دهد. البته بنده نشنیده‌ام که حوزه علمیه با بنده مخالف باشند!! در حالی‌‌که نه‌تنها خود را عضوی از آن جریان می‌دانم و اتفاقاً چند ماه پیش بود که حوزه علمیه زنجان مصاحبه‌ای را با بنده ترتیب داده بودند https://eitaa.com/serat_ir1/9129  تحت عنوان «روحانیت و مردم». و دعوت‌های مکرری که از مدارس مختلف جهت صحبت با طلاب عزیز می‌شود، حکایت دیگری را به میان می‌آورد و عجیب‌تر از همه آن برداشتی است آن فرد محترم در رابطه با بحث طلاق پیش کشیده‌اند که عجیب‌تر از عجیب است. امری که درست خلاف مشی و روش بنده است. با اینهمه بنده خود را بی‌نقص نمی‌دانم. امید است حضرت رب العالمین با کرم خود اعمال ناقص ما را به احسن وجه پذیرا باشد. موفق باشید

37402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: کانال لب میزان رو که باز می‌کنم تا وقتی پاسخ و پرسشها ها رو مطالعه می‌کنم اشک چشمانم قطع نمی‌شود همهمه ای در جانم است که نمی‌دانم آن را چگونه درمان کنم پرسش و پاسخ ها آتشی درجانم شعله ور می‌کنند هیچ کس نیست دستی از ما بگیرد و ما را همراهی کند چون شاخه ای نسیم حرف های شما ما را اندک جانی می‌دهد ولی تا روییدن بینهایت فاصله داریم کاش در شهرهای کوچک و دورافتاده ای که امثال ما زندگی می‌کنیم جایی بود تا ما هم از نفس قدسی امثال شما بهره ای بگیریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان با وسعت ابعاد روحانی خود می‌تواند در جهان حاضر باشد، دیگر دوری و نزدیکیِ مکانی مهم نیست، بخصوص وقتی با مباحث «معرفت نفس» انسان‌ها در افق حضور همدیگر قرار می‌گیرند و می‌یابند چه اندازه به همدیگر نزدیک‌اند. آیا نمی‌یابید که بعضاً چه اندازه با مردم آن طرف دنیا به جهت مظلومیت مردم غزه به همدیگر نزدیک شده‌ایم؟ در این رابطه ما که قابل نیستیم، بنگر مولای‌مان چه می‌فرمایند آن‌جایی که فرمودند: 
گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی
موفق باشید
 

37376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت شما! با توجه به آنکه مدرکات حصولی به مدرکات مابلذات که حضوری انسان است، برمی‌گردد. آیا می‌شود گفت که انسان همیشه دارد خودش را درک می‌کند. بعبارت دیگرانسان همیشه از دریچه وجود خودش با بیرون از خودش ارتباط دارد. شاید بتوان گفت که ادراک حضوری یعنی عالم درون یعنی ذات من. عالم خواب یعنی درون ذات انسان. من وقتی که در خواب هستم با خودم روبرو هستم. مطالب بالادرست است یا نه؟ اگر نادرست است کدام بخش نادرست است؟ با تشکر از وقتی که برای پاسخ گویی به سوالات می‌گذارید. دوستدار شما!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال 37375 عرض شد به هر حال در خواب، قوه خیال انسان در میان است و اگر انسان در بیداری، نفس ناطقه خود را با معارف الهیه تربیت نکرده باشد، قوه خیال او میدان ظهور توهّمات می‌شود هرچند آن توهّمات زیبا هم که باشند حکایت دروغینی را مقابل ما شکل می‌دهند. موفق باشید

37324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود: در فضای مجازی کلیپی رو مشاهده کردم که خانمی غیر مسلمان و امریکایی تجربه خارج شدن از بدن داشته. این خانم طبق گفته های خودش تا قبل از خارج شدن از بدن، در یک مکان الوده به شهوت مشغول بکار بوده و به گفته خودش بعد از خارج شدن از کالبد احساس خوبی پیدا می‌کند و انگار مقصود واقعی خودش رو پیدا می‌کند. جدا از صحبت های این خانم سوال بنده این بود که آیا افرادی مثل این خانم که دین اسلام بهشون نرسیده آیا باز هم با علم اینکه در دنیا کار مفید و خوبی انجام نداده اند وارد جهنم نمی‌شوند؟ و سوال بعدی جایگاه امسال این خانم در اون دنیا کجاست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نوع حضور و تجربه، ربطی به حضور در برزخ و قیامت ندارد، نوعی احساس تجرد نفس ناطقه انسان است و آگاهی نسبت به اعمالی که در ذهن و خاطره خود دارد. آری! هرکس در قیامت، میهمان سفره خود است و آنچه مطابق فطرت انجام داده باشد. و انبیاء در همین رابطه سخن خدا را با مردم در میان می‌گذارند آن‌طور که قرآن در تذکری بسیار عمیق و عالمانه می فرماید: «فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدَّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لَا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدَّینُ الْقَیَّمُ وَ لَكِنَّ اَكْثَرَ النَاسِ لاَیَعْلَمُونَ». پس به پا خیز و جهت خود را در جهت دینِ حنیف قرار ده که آن همان سرشت و فطرتی است که خداوند انسان ها را بر اساس آن خلق نموده، این فطرت در بین انسان ها یکسان است، این دین و راه پایداری است ولی اکثر مردم متوجه این موضوع نیستند. درنتیجه به زندگی خیالی و کارهای ناپایدار خود را مشغول می کنند و با پوچی و بی ثمری زندگی روبه رو می شوند. با توجه به این امر آن خانم هر اندازه مطابق فطرت یا شرع عمل کرده باشد، در ابدیت خود در آرامش و راحتی قرار دارد. موفق باشید

37228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: طاعات و عبادات شما مقبول درگاه حق تعالی. بنده مدتی هست دوست دارم کارهایی که انجام میدم به چشم مردم بیاد، و این دور از اخلاص هست، چکار کنم ازین صفت رذیله نجات پیدا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دائماً باید متوجه حضور در محضر خدا باشیم و افق اعمال خود را در آن حضور به میان آوریم و به امید هرچه بیشتر حضور در محضر حضرت رحمان، به هرکاری اقدام نماییم تا زیبایی اخلاص را در جان خود بچشیم. موفق باشید

37115

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: از نظر استاد، کدام ترجمه فارسی المیزان ساده و قابل فهم است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین ترجمه‌ای که در بازار هست، یعنی ترجمه آقای موسوی همدانی؛ مورد نظر علامه بوده است. موفق باشید

36974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد: بنده معنی این صحبت آوینی را نمی‌فهمم، اگر ممکنه برایم توضیح بفرمایید و بفرمایید تو زمان حالا این جمله چطوری میشه یعنی الانم درس خواندن همان مصداق راهنوز داره؟ «کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید، تفاوتش فقط همین است که ممکن است حسین در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کار را برای خدا انجام‌دادن به این معنا خوب است که عاملی باشیم در راستای تحقق اراده الهی، نه آن‌که در راستای نتیجه‌ای باشیم برای خود، بلکه بخواهیم آنچه را خدا می‌خواهد بشود. موفق باشید

36916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: متأسفانه یک صفت زشتی که بنده دارم اینه هرموقع یه نفر باهام بحث و جدل میکنه و حق هم با من هست، اینقدر ناراحت می‌شوم که باید حتماً با یه نفر درددل کنم تا آروم بشم، و این باعث غیبت شخص میشه، چکار کنم از این صفت زشت بیرون بیام؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با وسعت‌دادن به خود سعی بفرمایید در مباحثات و مذاکرات در عین آرامش، حق را به میان آورید و در آغوش حضرت حق خود را احساس کنید. موفق باشید

36895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: درد‌، رنج‌‌، تنهایی‌، بَردگی‌، مُردِگی‌ و هر آنچه بر هرکسی می‌گذرد با بی رحمی تمام در درونم گذشته و می‌گذرد تا جایی که باید از دنیا بپرسم چیزِ دیگری هم داری برای زجرم؟‌ زجرم چیزی نیست جز انتخاب معنایی برای روحم که این رنج آخر عاقبت و ذات آن راه است و به اعتراضمان کشانده‌؛ پس می‌فهمم این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که معنای بهتری برایم پیدا شده است تا در ازای آن، ذات این نوع زیستنم را بر مَلا کرده و عاقبت انتخابم را به نام «حرکت زمانه به ذات پوچش» نشانم می‌دهد. پس پوچی و رنج مقدسی است چون آنکه معنای زندگی جدیدش را در تاریخ جدید یافته و ذات دو راه مقابل یعنی انقلاب اسلامی برابر آمریکا‌ را شناخته توانسته بهترین انتخاب را داشته باشد در هر دو صورت سختی ها به خاطر رشد شدید بشر است.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: «به همین جهت با مواجهه با این امر جناب مولوی می‌فرمایند: من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران، گنجِ سلطانی بود». گنج سلطانی همان تولد جدیدی است که انسان در مقابل سختی‌ها خود را می‌یابد. موفق باشید

36559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: عرض ادب و احترام. ببخشید بنده خیلی از طرف اشخاصی اذیتها شدم و تهمتی ناروا به من بستند. بنظرم میاد دیگه در توانم نیست تحمل آن اشخاص. آیا نفرین در چنین مواقعی بکار میاد یا ما باید مانند شهدا در اوج بخشش و ایثار تا آخرین نفس بمونیم؟ بنظرم‌ میاد اگه نفرینشون نکنم در سرنوشتم میمونن. اگه نفرین کنم شاید یه سرنوشت بهتری برام رقم بخوره. وبه نحوی از سرنوشتم بروند یا اقلا شرشون کنده بشه. خیلی از آنها تحت فشارم بخصوص این تهمتی که به من بستند و به هیچ عنوان نمی‌توانم خودم رو ثابت کنم. چون مطلقا مدرکی و شاهدی ندارم جز خدا. استاد من از طرف برخی فامیلها حتی طرد شدم بخاطر آن تهمت که باور کرده اند. البته من هنوز با فامیلم مراوده دارم ولی بنظر نمی‌رسد آنها من را پذیرا باشند. چه کنم؟ نفرین برا چه مواقعیه؟ حتی حاضرم تا آخر عمرم این اوضاع رو تحمل کنم و همه چیز رو واگذار کنم به خدا. ولی ندایی در درونم میگه اونا حتی پس از مرگتم تو سرنوشتتن، نفرینشون کن و شرشون رو دفع کن. چون افراد خیلی نزدیکم اند. ندایی مدام درونم می‌گوید، نفرین و نیست و نابودشان کن و یه ندایی میگه ‌کلا نفرین کردن یا نکردنشان را بسپار به امامان و ذکر الله اعلم. اونا حتی میان دم در خونه تو ماشین همسرم رو ملاقات میکنن و میرن. بخاطر اینکه نیان تو خونه من رو ببینن! بخاطر آن تهمت که من بسته اند. چندین ساله که اوضاعم اینگونه شده. احساس می‌کنم در فامیل یک غریبه شده ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر ظلمی به شما شده است و نفرین به آن ظالم بکنید، کار خلافی نکرده اید. می توانید هم به خدا واگذارشان کنید که خداوند سخت ترین انتقام را از ظالم می گیرد و بالاخره او مدافع مظلوم است و اثار تهمت و ظلم ظالم را خنثی می کند. موفق باشید

35905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: وقتی کتاب مبانی نظری محبت به اهل بیت علیهم السلام را خواندم احساس کردم معنای کرامت انسان را درک کردم. چقدر جیب انسان را پر کردند که چنین امامانی برایش قرار دادند. فکر کردم دعای توسل چه گنجی است که تا بحال نفهمیدم چی می خواندم. استاد تا بحال فکر می کردم چرا عبادت بعضی اوقات برکت نداره، تا جایی که انگار فرق زیادی مثلا بین عبادت کننده و عبادت نکننده نیست؛ عوامل برکت داشتن عبادت چه چیزهایی است؟ کار عبادتی که نتیجه ندهد و گیر دنیا را نتواند باز کند چگونه بدرد آخرت بخورد!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نظر بنده کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» می‌تواند نسبت ما را با انسانی‌ترین انسان‌ها طوری شکل دهد که در این وانفسایِ گم‌شدن معنای انسان، زندگی در افق توجه به انسان‌های کامل معنای خود را باز یابند. موفق باشید

35757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم، وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم، صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم، چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم، تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری، یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم، جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو، چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم، هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید، با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم، در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل، یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم....... ما در ره عشق تو اسیران بلاییم، کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم، ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست، گر سر برود سر تو با کس نگشاییم؛ تقدیم به خدایی که این روزا اونم با نارفیقها رفیق تره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به این سخن مولایمان نظر کنید که می‌فرمایند: «وَ انَّ الدُّنْيا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ الّا عَلى ما جَعَلَها اللّهُ عَلَيْهِ مِنْ النَّعْماءِ وَ الْابتلاء»، بدان كه دنيا مستقر نمى‌‏شود و سنت خدا در آن جارى نمى‏ گردد مگر از طريق نعمت و بلاهايى كه خدا در آن قرار داده است. يعنى خدا دنيا را ساخته است- از دستش هم درنرفته است- ولى سنتى كه در آن جارى مى ‏كند سختى و راحتى دادن است به طور توأمان. مدير دنيا، مديريت خودش را از طريق نعمت‏ها و بلاها اعمال مى‏ كند. نه بلاها از دست خدا دررفته ‏اند و نه راحتى‏ ها از زمام اختيار او خارج شده ‏اند. نه راحتى دادن‏ ها مديريتى جدا از سختى دادن‏ ها دارد و نه سختى داراى مديرى غير از مدير راحتى است. نه سختى گسسته از راحتى است و نه راحتى جداى از سختى. يك زندگى است كه هم سختى دارد و هم راحتى، لذا مى‏ توان به جايى رسيد كه گفت:
         عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ             اى عجب كس عاشق اين هر دو ضدّ
خدايا زندگى راحت بى ‏تحرك و بى‏ مزه به چه كار مى‏ آيد؟ يك شور و حيرت، مصيبت و جنگ يا محروميتى بده تا از بى‏ تحركى و تنبلى به درآييم! هنگامى كه مريض در تختش خوابيده، اگر مرتب پهلو به پهلو نشود بدنش زخم مى‏ شود، و سختى ‏ها و رنج ‏هاى حيات، تكان‏ هايى است كه بر ما وارد مى‏ شود تا خونمان لخته نگردد. لذا است كه هم تقاضاى رفع مشكلات مى‏ كنيم و هم نگرانيم كه ما را به راحتى سردى گرفتار كند.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحّم جور را كمتر كند
موقعى كه مشكلى براى من ايجاد نموده و حالم را گرفته است، مى‏ نالم و از خدا مى‏ خواهم كه مشكلم را برطرف كند. امّا در عين حال ترسانم مبادا حرف مرا باور كرده، مشكلات مرا كم كند.
اگر در راحتى محض قرار گرفتم چه كنم؟ در آن وقت همانند بلبلى خواهم بود كه از گُل جدايش كرده ‏اند. بر من مباد كه خدا مرا از سختى جدا كند- دقت كنيد كه ديد خوبى است.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحم جور را كمتر كند
             واللّه ار زين خار در بستان شوم             همچو بلبل زين سبب نالان شوم‏

باز هم ناله سر خواهم داد امّا اين بار به خاطر آن كه او سختيها را از من گرفته است. قرآن مى‏ فرمايد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فى كَبَد» (ما انسان را در سختيها مى ‏پرورانيم) خدا مى‏ فرمايد شما پشته ‏هاى سخت و گردنه ‏هاى تنگ حيات را پشت ‏سر نگذاشته ‏ايد. مرده و ساكت و ساكنيد و تا به سختى‏ ها نيفتيد نمى ‏توانيد خودتان را آزاد كنيد. تا سختى ‏ها را ننوشيد زنده نمى ‏شويد. در روايات آمده است كه يكى از بهترين ذكرها «ماشاءاللّه» است. يعنى انسان به مقامى برسد كه بگويد: «هرچه خدا بخواهد». يعنى منِ انسان با تمام فعاليت ‏هايم در عرصه حيات، تسليم سنت جارى حق هستم. موفق باشید

 

35403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به سوال اخیر به فرض که کتب معرفت نفس و ... هم بخوانیم از کجا معلوم همین کتاب خواندن نیز داخل ماتریکس نباشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر مربوط به خود انسان است که بین آنچه برایش یقینی است مانند «معرفت نفس» با آنچه توهّمی بیش نیست؛ تفکیک کند. موفق باشید

35316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: شما در جلسات (چگونگی فعلیت یافتن باور های دینی) اگر درست فهمیده باشم گفتید در واقع وقتی می‌بینیم نه اینکه تمام دیدن مربوط به عضوی از بدن به نام چشم باشه بلکه دیدن یا شنیدن و اینها یک حقیقتی فراتر داره. سوال پیش اومد اینکه آیا ممکنه کسی کور باشه ولی بتونه همین دنیای مادی که ما با عضوی از بدن به نام چشم می‌بینیم رو بتونه ببینه یا فقط با این واسطه هست که دیدن محقق میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شخص نابینا می‌تواند از طریق حسّ لامسه و یا سامعه و یا چشایی خود تصوری از اشیاء خارجی در ذهن و خیال خود بوجود آورد و به این معنا می‌توان گفت نوعی از دیدن را در خود پیش آورده، هرچند آن نوع دیدن، کاملاً مطابق دیدن با چشم نیست. موفق باشید

40012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامیم: من شرح صوتی فصوص الحکم شما را که گوش دادم، محی الدین در چند نوبت بیان کرده بود که فرعون مومن از دنیا رفته است. چند سوال دارم. لطفا اگر ممکن است، جواب همه آنها را بیان بفرمایید! ۱. آیا علامه جوادی آملی و علامه حسن زاده آملی آن را قبول کردند؟ ۲. اگر من حرف محی الدین در رابطه با فرعون را قبول کنم اشکالی دارد؟ با تشکر از زحمات شما استاد گرامیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امور و در این مسیر که مسیر رجوع به افق‌هایی هست که باید  انسان در منظر خود با آن‌ها روبرو شود، سؤال کردن یعنی آن افق را به مفهوم، تبدیل نمودن. این مانند آن است که انسان بخواهد از نوری که او را فرا گرفته است، سؤال از نور کند، همان بلایی که حضرت موسی «علیه‌السلام» بر سر خود آوردند. در حالی‌که حضرت خضر «علیه‌السلام» در ابتدای راه، آری! در ابتدای راه و نه در سر کلاس؛ شرط کردند: «قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا» چنانچه خواستید در این راه قدم بگذارید، هیچ مپرس تا آن‌که آرام‌آرام «حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا» تا آن‌که نسبت به آن چیز آگاه و بیدار شوی. و غفلت از این موجب شد: «قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا». موفق باشید

39982
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: استاد ا‌ین سوالات بدجور درگیرم کرده آیا اگه جنگ جبهه مقاومت و استکبار و صهیونیزم توی این وضع نبود رفتار ایران با الان تفاوت داشت؟ وضعیت غزه و حماس و آیندش که گفتنی نیست، یمن هم که از نظر اقتصادی و زیرساختی داره زیر بار مبارزه لت و پار میشه حزب الله هم که شد آنچه شد، ایران علاوه بر هیچ اقدام تاثیر گذار، برای تسویه حساب تجاوز آشکار رژیم، همچنان منتظر زمان و مکان مناسب هست، آیا ما باید به امید حضور رهبری و به خصوص سخنرانی اخیرشون در باب تشریح دوران اهل بیت علیهم السلام، اعتماد کنیم به اقدامات و عدم اقدامات نظام؟ اصولا آیا ایشون جهت پیاده سازی سیاست‌های قرآنی مواجهه با استکبار دستشون بازه و یا یداه مغلولتان؟ متی نصرالله؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد شرایط بسی حساس است بخصوص که نباید جبهه‌ای که مقابله با جنایت‌کارترین جریان تاریخ پیش آمده است؛ به بهانه‌های جزئی در حجاب رود و با تقابل مستقیم نظامیِ ایران که این آرزوی نتانیاهو می‌باشد؛ این جبهه که جبهۀ مقابله همۀ انسان‌های آزاده است با رژیم جنایتکارِ صهیون، به جنگ ایران و اسرائیل تبدیل شود و بحمدالله ایران با مدیریت حکیمانۀ خود در عین کمک به جبهۀ مقاومت مواظب است چنین نشود که عرض شد. و این معجزۀ موضعگیریِ آخرالزمانی ایران است و گویا خداوند اراده کرده است با نظر به موقعیت خاص ایران در نگاه جهانی که همگان متوجۀ معنای تاریخیِ آن هستند، جبهۀ استکبار را در هم بریزد و ایران به عنوان یک تاریخ، میدان‌دارِ آیندۀ تاریخ شود، نه یک کشور مقابل اسرائیل تا از جبهۀ انسانیتی که بحمدالله مقابل استکبار به صحنه آمده و ایران و رهبر الهی آن متذکر آن می‌باشند؛ مورد غفلت قرار گیرد و جبهۀ مقاومت در مقابل استکبار به حاشیه رود. از خود نپرسیده‌اید چرا نتانیاهو در آخرین سخنان خود که موشک‌های یمن به فرودگاه بن گوریون تل‌آویو، اصابت کرد حرف او آن بود که باید با ایران مقابله کرد؟  باز هم باید در این مورد فکر کرد.
چرا رژیم صهیونیستی با وجود تصرف‌ مناطق استراتژیک سوریه، حملات مرگبار به بندر راهبردی الحدیده یمن، ترور هفتگی سران کلیدی حزب‌الله و تخلیه گام به گام ساختمان‌های غزه، طوفان اضطراب و بی‌قراری رهایش نمی‌کند؟... افسانه شکست‌ناپذیریِ حماس در یک باریکه ۳۰۰ کیلومتری با وجود محاصره شدید امنیتی و قحطی اجباری در غزه، رژیم‌ صهیونیستی را از درون دچار چنان فرسایش و ناامیدی کرده که شاخه‌های‌ مقاومت در سراسر خاورمیانه را هدف قرار می‌دهد تا ذره‌ای حیثیت برباد رفته در ۷ اکتبر را بتواند بازگرداند. به سخنان رهبر معظم انقلاب فکر کنید که فرمودند: این رژیم نه فقط در حفاظت از خود دچارِ بحران است بلکه در بیرون‌آمدن از بحران هم دچارِ بحران است. امروز اگر از غزّه بیرون‌ بیاید، شکست‌ خورده، بیرون هم نیاید، شکست‌ خورده. آیا این بهترین مدیریت برای جهانی‌کردنِ تقابل ایران با استکبار نیست؟ موفق باشید      

39942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: خدا قوت ۱. استاد عزیزم می‌خواهم اول ذی الحجه را چله نشینی کنم ولی اولین بارمه و بلد نیستم نیازمند راهنمایی شما هستم چه اصولی داره و چه فروعی داره؟ ۲. استاد احساس می‌کنم ترس لازم رو از حضرت حق ندارم لذا انگار که در باب خوف متوقف شده ام. اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید. خداوند با حضرت امیرالمومنین علیه السلام هم نشین تان بفرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هوا مناسب باشد و به زحمت نیفتید همین‌که قصد ۴۰ روز روزه داشته باشید و در عین حال، هر روز یک جزء از قرآن با تأمّل به معنای آن را دنبال کنید، و با انجام نمازهای نافله، ان شاءالله نتیجه می‌گیرید. موفق باشید

39835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: استاد خواهشی از شما داشتم آیا این امکان برای شما مقدور هست که شرحی بر کتاب معرفت نفس و حشر را در برنامه خود داشته باشید چرا که بنظر می رسد بعد از کتاب معاد که بسیار پر بار و دارای شرحی فصیح و مفید است این کتاب (معرفت النفس و حشر) هم نیازمند شرح پر معنا و مفید جنابتان باشد. رحمت خداوند بر شما🌹 سوال دوم اینکه آیا برای مبارزه با نفس اماره و مکاید پیچیده آن که الحق انسان به تنهایی باز می ماند از مبارزه با آن و بسیاری موقع پندار اشتباه ایجاد می شود که در حال مبارزه هستیم اما به لطف خداوند مشخص می شود اینطور نبوده. استاد باید چه کرد؟ قطعا تنها مطالعه کتاب ها کافی نیست. و در این زمانه هم دیگر مانند گذشته یا اساتید و شاگردان در محضر هم نیستند و یا اگر آن عده قلیلی که هستند برنامه هایی خلاف شریعت اسلام دارند که یا هزاران دلیل توجیه می کنند. پس استاد باید چه کرد؟🥀

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمی‌دانم در حال حاضر امکان آن برای بنده هست یا نه. ولی به نظر می‌آید بتوانید صوت‌های شرح آن را که کیفیت آن پایین است را از حاج آقا نظری به شمارۀ 09136032342 جستجو فرمایید. ۲. همین‌طور است که می‌فرمایید. آری! همین‌که متوجه می‌شویم آنچه به عنوان مبارزه با نفس امّاره انجام می‌دهیم بعضاً در جای خود نفسانیت است؛ راه‌گشا است. در این مورد به ما فرموده‌اند: «رَه چنان رو که رهروان رفتند». و این یعنی سیره و سنت اولیای الهی را دائماً مدّ نظر داشته باشیم و در آینۀ شخصیت آن عزیزان انسانیت خود را تجربه کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی