سلام: ببخشید چندین بار درباره ی این موضوع مزاحمتون شدم. استاد این نیست انگاری گلوی من را فشار میدهد و هیچ راهکاری جوابگو نیست. فشار زیادی روی قلبم احساس میکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه باشیم این حالتی است مربوط به تاریخی که بشر خود را محور خود دانست؛ باید برای عبور از آن، به حضور تاریخی دیگری فکر کرد که حضوری است ذیل اراده الهی که در این زمانه حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است. در این مورد پیشنهاد میشود عرایضی که در رابطه با انقلاب اسلامی شده است، دنبال شود. مانند کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه». موفق باشید
سلام: چرا در ایام منتسب به اهلبیت شوق به گناهان بیشتر است؟ آیا به این خاطر نیست که ما در آن ایام، تازه حیات پیدا میکنیم و مشتاق امور زندگی میشویم یا اینکه چیز دیگری است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته شاید تجربه افراد در این مورد متفاوت باشد. ولی به هر حال شیطان در مسیری که به سوی حقیقت است، فعال است و مسلّماً در فضایی که نظر به مقام قدسی اهل البیت باشد، او نیز در شیطنت خود کوتاه نمیآید. موفق باشید
به نام خدا سلام: حیوانات و موجودات و همه ی عالم پس از ايمان به امیرالمؤمنین ارزش پیدا کردند و در درگاه الهی ارزشمند شدند. از کسی شنیدم جغد پس از شهادت امام حسین شب زنده دار شد و مارمولک ایمان به امیرالمؤمنین نیاورد و سگ اولین حیوانی است که به شیطان ایمان آورد و سنگ عقیق به دلیل ایمانش ارزشمند شد. امکانش هست منبعی معرفی کنید که این موارد رو تایید یا رد کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: منبع چندانی در ذهن ندارم. احتمالاً باید نکاتی باشد که با اشاره و با نگاهی خاص مطرح شده وگرنه هر موجودی در ذات خود، خیر است هرچند نسبت به ما در موقعیت خاصی میتواند مضرّ باشد مانند حضور سگ در درون خانه و زندگی و نه در آغل گوسفندان که نگهبانی است بس مهم. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم ببخشید از مزاحمت ما. استاد حالت هایی به بنده دست می دهد که بسیار شیرین است که مدت طولانی است آنها را تجربه نکرده ام (مثل اینکه انسان بوی عطری ناگهان اورا به اولین خاطره با آن عطر می برد) دقیقا حالتی که من در آن قرار گرفته ام همینطوری است. همان بهجتی که در دوران کودکی داشتم را حس میکنم. حس امید، انرژی، تلاش وآینده ای روشن، همان حس معصومیت بچگی و انگار بسیاری تاریکی های درونم محو میشود. سوالم این است آیا میتوانم روی این حالت حساب کنم که گناهانم بخشیده شده و باید بر این پاکی مداومت کنم تا این حالت برایم بماند یا اینکه خیالی بیش نیست، چون چند وقت طولانی است که امید حرکت از من گرفته شده است. چندین بار برایم این حالت پیش آمده و بعد آن را از دست داده ام، نمی دانم خودش عارض میشود یا می توانستم مراقبت کنم از دست نرود. باز هم عذر خواهی می کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آنچه مهم است امید به رحمت الهی است و صفایی که برای اهل ایمان و ایثار در میان است آن هم ذیل شخصیت معنوی رهبر معظم انقلاب و شهدای عزیز. مگر زندگی غیر از این است؟!! موفق باشید
سلام خدمت جناب استاد: فلسفه ی وجودِ شجره ممنوعه و شیطان وسوسه گر در بهشت نزولی چیست؟ چرا وقتی انسان در صفای آنچنانی قرار می گیرد، در معرض شجره و وسوسه قرار می گیرد؟ آیا امکان مقاومت وجود دارد یا چارهای از هبوط نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» عرض شد؛ قصه، قصه خلیفۀ الله شدنِ انسان است در زمین، ولی با انتخابی که آدم و آدمیت باید در خود پیش آورد و با نزدیکشدن به شجره عملاً کثرت را که همان حضور در زمین است انتخاب کردند و راهی برای خلیفۀ اللهشدن ذیل هدایت الهی گشوده شد. موفق باشید
لطفا به ایشان بگویید فایل های صوتی مباحث «آن سوی مرگ» و «سه دقیقه در قیامت» از استاد امینی خواه را گوش کنند، بعضی موارد که مطرح کرده اند با گوش کردن به این مباحث به پاسخ خود می رسند، مثل مورد مربوط به تشنگی و گرسنگی که جواب آن به خوبی مشخص است. لینک پیام مد نظر: https://eitaa.com/lobolmizan/16300
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید روشن بفرمایید مربوط به کدام سؤال است. زیرا ما میتوانیم در سؤالاتی که در سایت میشود، حاضر شویم و ارجاع سؤالات به قسمت پیامرسان ایتا برای ما ممکن نیست. موفق باشید
سلام و درود: در فضای مجازی کلیپی رو مشاهده کردم که خانمی غیر مسلمان و امریکایی تجربه خارج شدن از بدن داشته. این خانم طبق گفته های خودش تا قبل از خارج شدن از بدن، در یک مکان الوده به شهوت مشغول بکار بوده و به گفته خودش بعد از خارج شدن از کالبد احساس خوبی پیدا میکند و انگار مقصود واقعی خودش رو پیدا میکند. جدا از صحبت های این خانم سوال بنده این بود که آیا افرادی مثل این خانم که دین اسلام بهشون نرسیده آیا باز هم با علم اینکه در دنیا کار مفید و خوبی انجام نداده اند وارد جهنم نمیشوند؟ و سوال بعدی جایگاه امسال این خانم در اون دنیا کجاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نوع حضور و تجربه، ربطی به حضور در برزخ و قیامت ندارد، نوعی احساس تجرد نفس ناطقه انسان است و آگاهی نسبت به اعمالی که در ذهن و خاطره خود دارد. آری! هرکس در قیامت، میهمان سفره خود است و آنچه مطابق فطرت انجام داده باشد. و انبیاء در همین رابطه سخن خدا را با مردم در میان میگذارند آنطور که قرآن در تذکری بسیار عمیق و عالمانه می فرماید: «فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدَّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لَا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدَّینُ الْقَیَّمُ وَ لَكِنَّ اَكْثَرَ النَاسِ لاَیَعْلَمُونَ». پس به پا خیز و جهت خود را در جهت دینِ حنیف قرار ده که آن همان سرشت و فطرتی است که خداوند انسان ها را بر اساس آن خلق نموده، این فطرت در بین انسان ها یکسان است، این دین و راه پایداری است ولی اکثر مردم متوجه این موضوع نیستند. درنتیجه به زندگی خیالی و کارهای ناپایدار خود را مشغول می کنند و با پوچی و بی ثمری زندگی روبه رو می شوند. با توجه به این امر آن خانم هر اندازه مطابق فطرت یا شرع عمل کرده باشد، در ابدیت خود در آرامش و راحتی قرار دارد. موفق باشید
سلام استاد: در رابطه با آیه ۱۱۷ آل عمران «مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هَٰذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» ۱- میشه گفت اثر باد سرد ویران کننده را مقید به ظالم بودن صاحب حرث کرده؟ یعنی اگر مومن بود، باد اثر نمی گذاشت؟ یا آیه اشاره به این داره که ایجاد لا در اثر ظالم بودن صاحب است؟ ۲- اگر حرف بالا صحیح باشه می توان آن را به پدیده های طبیعی دیگر تعمیم داد؟ ببخشید استاد اگر در این رابطه فرمایشاتی داشتید بفرمایید در کدوم مباحث پیگیری کنم ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته علامه طباطبایی آنانی که جهت امور دنیایی خود انفاق میکنند که خرجهایی است برای اصلاح کار فاسد؛ نتیجهای جز شقاوت برایشان نمیماند، کار آنها شبیه باد شدیدی است که به کشت و زرع میخورد، اینان عملاً به خود ظلم میکنند و هلاک میشوند؛ مانند باد سردی که کشت و زرع را خشک میکند و در واقع خدا به این افراد ظلم نکرد، بلکه خودشان به خودشان ظلم کردند زیرا عمل فاسد، نتیجه فاسد میدهد، در این رابطه که مقدمات جنگ با اسلام را فراهم میکنند به امید نتیجه. در شرح سوره آلعمران عرایضی شده است. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. معنی این جمله که بزرگان میفرمایند (قرآن را با حزن و با صدای خود الله بخوانید انگار که همان لحظه به خود تو وحی میشود و فقط برای تو نازل شده) یعنی چی؟ التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه با مدّ نظرقراردادنِ این نکته که در رابطه با قرائت قرآن قرار دادهاند، ورود کنیم، آرامآرام به لطف الهی برای انسان پیش میآید آنچه باید پیش آید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: به خاطر نیازی که انقلاب اسلامی در یکی از مشاغل داره می خواستم وارد مبحث علوم غریبه و مبارزه با شیاطین جنی بشم. ممنون میشم که جهت سیر صحیح این راه حقیر رو راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیاز به ورودی اینچنین در این امور نیست و به گفته آیت الله معصومی همدانی در کتاب «سوخته» ما با نور توحید، راه را به خوبی طی میکنیم همانطوری که امامِ شهدا و شهدای بزرگ انجام دادند. موفق باشید
سلام استاد: من دوست دارم تمام اعضا و جوارح و فکر و کارام همه چیزم درکل، اصل وجودم. همه ی کارام به دستور و اذن خدا باشه. یعنی هیچگونه اختیاری از خودم نداشته باشم و خدا از پشت پرده، با بدن من هر طور میخاد رفتار کنه، و در این بدن من بُروز کنه. ذکری هست که با گفتن مداوم این ذکر این درخواست رو از خدا بکنیم و به اجابت برسه. یعنی مثلا کلا اختیار دست من، دست خدا باشه. حرکتم. تمام افعالم. آیا ذکر لاحول و لاقوه الا بالله، با رعایت تقوا. من رو به این مقصد مورد نظر میرسونه؟ نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً آن ذکر، با روح توحیدی خاصی که دارد کارساز است همانطور که ذکر «آیت الکرسی» با توجه به نور توحیدیِ متعالیاش، عامل صعود انسان و رفع موانع میشود. موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: ببخشید پرسشی داشتم. یادگیری ساز موسیقی مانند سه تار یا سنتور اشکال دارد؟ و تاثیرات وضعی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرمایند یادگیری و استفاده از ابزارهای موسیقی ذاتاً حرمت ندارد. حرمت آن به استفاده نامشروع آن است که منجر به فتنه و فساد گردد به همان معنایی که در مجالس لهو و لعب به کار میرود. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: ۱. صوت گفتگو با خانم ها که اخیرا داشتید را گوش می دادم در قسمتی در مورد رعایت قانون توسط غربی ها فرمودید که رعایت قانون در آنها گاهی برخواسته از روحیه خودبنیادی شان است، سوالی در ذهنم ایجاد شد که حال بشری که به وسعت جهان ظرفیت دارد و از طرفی هم باید پایبند به رعایت حقوق انسانها باشد آیا در ورای مراحل تکاملی انسان وگذر از قبیله بودن و رعایت قانون برای خود و بی قانونی وعدم رعایت حقوق دیگران می توان اینگونه گفت که در نهایت حضور انسان، انسان قوانین را رعایت می کند با نیت رعایت حقوق دیگران و نه تنها در چارچوب قوانین محدود که گاهی حقوق انسانها را نادیده می گیرد. ۲. سوال دوم که از خدمتتان داشتم اینکه گاهی انسان در گذشته خطا و گناهی را مرتکب شده اعم از کبیره و صغیره و تندی با پدر و مادر و.... و حال که سالیان سال گذشته با یادآوری آنها تنفری از آنها در درونمان ایجاد می شود جایگاه اینها در قیامت برای ما چیست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نوع نگاه به رعایت قانون موجب میگردد تا انسان در نزد خود وسعت یابد و به یک معنا نوعی عبادت به حساب میآید. ۲. در هر حال با رجوع به توحید الهی که عملاً ما با نوعی از توبه همراه خواهیم شد؛ گناهان گذشته دیگر جایی در شخصیت انسان نخواهند داشت و در مورد والدین به هر حال آنان عطای الهیاند برای انسان و از این جهت باید با طلب استغفار برای آنان، روح آنان را شاد و آنان را از خود راضی و راضیتر کرد. موفق باشید
سلام: من صوت ها و آموزش های شما رو زیاد گوش میدم. برای خودم بسیار جالب هست و علاقهمندان دنبال میکنم و آموزش هم میدم. چون میبینم مردم از مسائل کوچکی که چون علتش رو نمیدونن خیلی ناراحت هستند. براشون توضیح میدم اونچه که میدونم بعضی وقتها میگم آیا این توجیهات که از دین میگم آیا درست هست نکنه اشتباه بگم. درباره مجرد. معرفت نفس. توحید. نمیشه من رو مورد امتحان قرار بدید. بنظر خودم بحث های شما رو میگم ولی اگه اشتباه یاد گرفته باشم چی؟ و از لطف خدا یا شیطنت شیطان خیلی هم قبولم دارند و مشتاقانه پای حرفهام میشینند و یک سوال دیگه آیا درباره رابطه نفس با طبع یا مزاج بدنی هم صوت دارید؟ و تشکر میکنم از خدا که شما رو برای ما خلق کرده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی کلیات مباحث را در اختیار دارید دیگر نگران جزئیات مباحث نباشید که با نظر و سلیقه خود با مخاطب در حدّ آمادگیاش مطرح میکنید. ۲. دستگاه رابطه نفس با طبایع که جناب ابن سینا در آن باب سخن گفتهاند، غیر از دستگاه نظر به نفس است در الهیات که جناب صدرالمتألهین دنبال میفرمایند و امثال حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی، بیشتر در این میدان مباحث نفس را مطرح میکنند. موفق باشید
سلام استاد: چرا این روز ها با همه ی تلاشی که میکنم ولی آخر در مدرسه یا درس خواندنم نماد و مظهر ناامیدی در درونم احساس می کنم؟ چرا در وقت کلاسم باید نهایت پوچی ها حدث ها و حوادث رو با خودم مثل الاق حمل کنم یعنی نمیتونم یک مآوا و یک معنایی رو در نسبت با انقلاب و امام پیش ببرم، با این که تصمیم خودم رو هم گرفته ام؟ یعنی نمیشه طوری بشه که همیشه و هر لحضه فقط با حق روبه رو باشم؟ درست مثل وقتی که کربلا بودم و داشتم همه چی رو کربلایی میدیدم در روزهای اربعین. ولی در کربلا هم با همین شرایط بودم و هست اما اون مآوا و معنا در معرض هیچ گونه بلایی قرار گرفته نمیشه و انگار یکی هست که داره از اون محافظت میکنه. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: این احوالات حکایت از آن دارد که روحتان در طلب امری دقیقتر و عمیقتر و جدّیتری است. پیشنهاد میشود ابتدا سری به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و سپس به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که شرح صوتی آن نیز روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
سلام استاد عزیز و بزرگوارم: استاد جان، آنقدر رهبری امیدوار به آینده و رسیدن به قله و....هستن که شک کردم نکنه برای روحیه دادن به مردم اینطور صحبت می کنن، آخه ظاهر امر چیز دیگری است، حداقل این همه امیدبخش به نظر نمیرسه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت انقلاب اسلامی همین است که آن مرد الهی از آن خبر میدهد و مردم باید مواظب باشند در این تاریخ، خود را بیابند وگرنه انقلاب و فرزندان راستیناش با همان روحیه جهادی تا قله پیش میرود. این تقدیر این زمانه است. وای اگر کسی از این حضور تاریخی باز بماند و گرفتار پوچی دوران شود!!! موفق باشید
با سلام: استاد چند روز پیش یه مستندی توی اینترنت دیدم که البته از تلویزیون هم پخش شده بود و در مورد ساداتی بود که در یه روستا نزدیک تهران همه دورهم جمع شده بودن. مصاحبه گر رفته بود سراغ یه فردی که در زمان دفاع مقدس بهش میگفتن سنگرسازان بی سنگر که خودش هم از سادات روستا بود. وقتی علت اینکه چطورشده همه روستا سیدها دورهم هستند پرسید گفت اینجا همه موقوفات امامزاده به اجداد همین امامزاده میرسه پرسیده و برای همین همه اینجا دورهم شدن. سوالم اینه در مورد بقیه امامزاده ها هم همینطوره؟ و چطورمیشه شجره نامه افراد را پیدا کرد؟ بنده این جمله را از چند نفرهم که متاسفانه با انقلاب هم خیلی خوب نبودن شنیدم که میگفتن ما تو شجره نامه هامون به فلان امامزاده میرسه نسلون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. موفق باشید
با سلام: خداوند اول است، ظاهر است، آخر است و باطن است. آیا اسما بالا به جامعیت درخداست؟ سوال دوم: آیا اسما بالا مانند علم، جزو صفات ذات هستند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! او در عین آنکه اول است، آخر میباشد. ۲. هر اسمی که رفع آن موجب نقص ذات حضرت حق باشد، از اسماء ذاتیِ حضرت ربّ العالمین است. موفق باشید
عرض سلام و ادب استاد: در ماه مبارک حس عجیبی برایم تجربه میشود شاید خیلی ساده ولی شیرین، حس نزدیکی به خدا، در محضر او بودن، و درک و لمس محبت و مغفرت او. همیشه انتظار میکشم برای این ماه چرا که تنها در این ماه میتوانم رحمت خدا را لمس و درک کنم. اما در بقیه روزهای سال خیلی وقت ها حس میکنم دیگر آن رحمت، به آن شدت در دسترس نیست و دلتنگ میشوم و عموما غیر از ماه مبارک آنقدر که از خدا خوف دارم و جلال و عظمتش را درک میکنم نمیتوانم امید به رحمتش داشته باشم. نمیدانم چطور بگویم، دلم میخواهد در طول سال بتوانم همان خدایی که در ماه مبارک میبینم، درک کنم. آیا میتوان کاری کرد، انسی که در این ماه ایجاد میشود ادامه پیدا کند؟ آیا این حس خاص ماه مبارک است؟ نمیدانم دقیقا چگونه بیان کنم ولی انگار انسان باری دیگر هود را در نسبت با حق میابد، چگونه میتوان از این نسبت احیا شده پاسداری کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «اول قدم آن است که او را یابی / آخر قدم آن است که با او باشی». و از این جهت فرمودهاند ماه رمضان، «آغاز» است تا تقوا را که همان خودنگهبانی است در آن میدان احساس کنیم و به لطف الهی در طول سال در آن بستر خود را ادامه دهیم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: با توجه به «کتاب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی» در آثار هنری می توان به اشارت های سلوکی زیر اشاره کرد: ۱. فیلم آژانس شیشه ای، فیلم موج مرده و دقایق پایانی فیلم دیده بان: در رساله ی لب الباب نوشته ی علامه طهرانی (ره) به سالکانی که در سلوک بقاء دارند اشاره کرده است: «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام» سالکانی که از پرده های جلال عبور کرده باشند، وجه باقی هستند، در آژانس شیشه ای، حاج کاظم هنوز در فضای جبهه باقی است و گذشت زمان و تغلب احوال و تغییر جامعه هیچ تاثیری بر او نگذاشته است، در فیلم موج مرده، سردار مرتضی راشد با وجود مخالفت ها و مانع های بسیار و حتی عزل از مسئولیت هنوز در موقعیت خود باقی است، و در پایان فیلم دیده بان، با وجود استمرار امدادهای غیبی، فرد دیده بان تسلیم نیروی دشمن می شود و خود را به تیغ جلال می سپارد و به تعبیر جناب مولوی در دیوان شمس: «دکان او ویران شود» ۲. در ۱۰ دقیقه ی ابتدای فیلم عملیات کرکوک، حاجی مروت در تنگنای بسیار سختی قرار دارد که می تواند اشارتی به ذکر یونسیه باشد «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» و یا این غزل از حافظ: «در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع» ۳. در دقایق پایانی فیلم دوئل، زینال وقتی در بن بست قرار می گیرد و راه عبور خودروی او از هر دو طرف بسته است، به بیراهه می زند و وارد میدان مین می شود که به تمهیدات عین القضات همدانی اشاره دارد، در بسته ترین شرایط راهی باز می کند. ۴. در فیلم ارتفاع پست، علاوه بر موش و گربه ی عبید زاکانی به داستان خفاشان و حرباء اثر سهروردی در کتاب لغت موران اشاره دارد، یعنی دست به دست شدن هواپیما بین محافظان و هواپیما ربایان به رویارویی دو تفکر متضاد اشاره دارد، که به موازات هم انجام می شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و اینها همه یعنی باید گوشسپردن به ندایی که در هر تاریخ و در هر زمانه جاری است، هرچند مانند صداهای معمولی گوشخراش نیستند. موفق باشید
با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: جناب استاد من بحمدلله اهل پیگیری مباحث معرفتی و قرآنی هستم هرچند در عمل ضعیفم لکن احساس میکنم وقتم برکت ندارد و زمانه و روزگار بسیار تند بر من میگذرد و زمان کافی برای مطالعه و کسب معارف را به من نمیدهد. برای برکت در وقت و عمر راهنمایی بفرمایید. ابقاکم الله انشاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که به ما توصیه فرمودهاند: «تُوزیع الْوَقْت، تُوسِيعُ الوقت» اگر وقت درست تقسيم شود گسترش مى يابد و زمان براى انجام همه كارها پيدا مى كنيم. لذا اگر به خود برنامه بدهید بدون سختگیری، و آن برنامه را جدّی بگیرید، ان شاءالله به کارهای خود میرسید. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: چه کار کنیم وابسته دیگران نشویم مثلا وابستگی به دوست به همسر و.... اگر امکانش هست در این زمینه کتابی معرفی کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «زن، آنگونه که باید باشد» عرض شده؛ محبت اولیهای راکه خداوند بین زوجین ایجاد میکند باید پاس داشت و نسبت به دیگر انسانها در بستر تقوای آنها باید به انسانها احترام گذاشت. پیشنهاد میشود دو جلد کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید
سلام استاد خوبم: حالت خوف را درک نمیکنم کتاب معراج السعاده را هم خوانده ام در هر صورت رحمت خدا بسیار بسیار بر غضب اش برایم غلبه دارد و با همه شرمساری ام هیچ جوره در کت ام نمیرود باید از او بترسم. شرم چرا نگرانی چرا توبه چرا ولی راضی شدنش به دوری ام را نمیتابم. حتی لحظه ای. چطور خوف و رجا را در کنار هم داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این سخن جناب حافظ فکر کنید که فرمود: «تو را ز کنگرۀ عرش میزنند سفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتاده است؟» موفق باشید
با سلام استاد عزیز: سوالی دیگر در ادامه سوال قبلی به ذهنم رسید. اینکه آیا به نظر شما درست است که بگوییم آنچه که در بیرون از ذهن وجود دارد علم است و در لایه باطنی ترِ علم، عشق یا محبت یا رحمت الله است. چون وقتی انسان به ماهیت علم می اندیشد گویی این نظمی که علم می نامیم که نظمی حکمت وار است، حاصل یک نوع عشق است. ممنون از پاسختون
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود در این رابطه به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود زیرا به راحتی نمیتوان ربطی که جنابعالی بین علم و عشق دادهاید را فهمید. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامیم: طبق قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیا و لیس بشی منها»، خداوند کمالات همه اشیاء را دارد اما حدود آنها را ندارد. از طرف دیگر ما امام معصوم (ع) را مظهر الله میدانیم. خوب امام معصوم (ع) که نامحدود نیست. پس چگونه میتواند مظهر بسیط الحقیقه «الله» شود؟ با تشکر از زحمات استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی وجود در عین تشکیکی بودن در مراتب خود جامع است، نور امام معصوم نیز به جهت شخصیت مجردشان از همان جامعیت به نازله بهرهمند هستند در عین هویت تعلّقی نسبت به حضرت حق. موفق باشید
