با سلام: شما در صوت فکر کنم ۱۵مرداد امسال از آیت الله قاضی نقل قول کردید که هنگام نماز باید استاد مد نظر باشد. مگر نه این است که باید در نماز خدا مدنظر باشد. مگر استاد خداست که مد نظر آوریم؟ برای من سوء تفاهم بالا بوجود آمده است. اگر لطف کنید با توضیح آن نقل قول، مرا از سوء تفاهم رهایی دهید. با تشکر فراوان!
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خدا و به قصد قربت او، نمازخواندن غیر از آن است که کسی را الگوی خود قرار دهیم. مبنای سخن مرحوم آیت الله قاضی سخن حضرت صادق «علیهالسلام» است که میفرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك» در هنگام شروع نماز، یاد خدا و رسول خدا را مدّ نظر داشته باش و یکی از ائمه را در مقابل خود تصور کن. اگر بحثی را که در آخر آن جلسه شد با دقت دنبال میفرمودید مسئله برایتان روشن میشد. موفق باشید
سلام: سوالی داشتم، چرا شما سالهای گذشته فقط ده روز اول محرم رو مشکلی میپوشیدید ولی امسال بعد از عاشورا هم میپوشین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! هنوز هم بنده فکر میکنم همان ده روز اول محرم پوشیدن لباس مشکی کافی است. میماند که این امر مصادف شد با رحلت خواهرم و یا اینکه در جلساتی که صرفاً در راستای عزاداری برای حضرت است؛ از لباس مشکی استفاده میشود. موفق باشید
با سلام: استاد چند روز پیش یه مستندی توی اینترنت دیدم که البته از تلویزیون هم پخش شده بود و در مورد ساداتی بود که در یه روستا نزدیک تهران همه دورهم جمع شده بودن. مصاحبه گر رفته بود سراغ یه فردی که در زمان دفاع مقدس بهش میگفتن سنگرسازان بی سنگر که خودش هم از سادات روستا بود. وقتی علت اینکه چطورشده همه روستا سیدها دورهم هستند پرسید گفت اینجا همه موقوفات امامزاده به اجداد همین امامزاده میرسه پرسیده و برای همین همه اینجا دورهم شدن. سوالم اینه در مورد بقیه امامزاده ها هم همینطوره؟ و چطورمیشه شجره نامه افراد را پیدا کرد؟ بنده این جمله را از چند نفرهم که متاسفانه با انقلاب هم خیلی خوب نبودن شنیدم که میگفتن ما تو شجره نامه هامون به فلان امامزاده میرسه نسلون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: ان اشالله سلامت باشید. در گیر و دار ثبت نام کربلا هستم و یک سوال برام حل نشده. در شرایط کنونی مردم غزه آیا بهتر نیست هزینه سفرکربلا را هدیه کنم برای غذای مردم غزه؟ نمیدونم آیا احیای اربعین الان اولویته یا غذای مردم غزه اینکه خودم از تشنگی کربلا در رنجم بماند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بتوانیم هر دو موضوع را جمع کنیم و در کنار کمک به مردم غزه در این مسیر نیز وارد شویم، بخصوص که مشکل اصلی، عدم بازکردن گذرگاهها میباشد و باید در این رابطه تلاش کرد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: خدا قوت ۱. استاد عزیزم میخواهم اول ذی الحجه را چله نشینی کنم ولی اولین بارمه و بلد نیستم نیازمند راهنمایی شما هستم چه اصولی داره و چه فروعی داره؟ ۲. استاد احساس میکنم ترس لازم رو از حضرت حق ندارم لذا انگار که در باب خوف متوقف شده ام. اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید. خداوند با حضرت امیرالمومنین علیه السلام هم نشین تان بفرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هوا مناسب باشد و به زحمت نیفتید همینکه قصد ۴۰ روز روزه داشته باشید و در عین حال، هر روز یک جزء از قرآن با تأمّل به معنای آن را دنبال کنید، و با انجام نمازهای نافله، ان شاءالله نتیجه میگیرید. موفق باشید
عرض سلام و ادب: پیرو پاسخ شما استاد بزرگوار، برای پر سش شماره ی ۳۹۷۰۷، برای رشد در امور معرفتی سیر مطالعاتی سایت را لازم میدانید یا پیشنهاد دیگری دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، مقدماتی مانند «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» است. در بقیۀ سیر مطالعاتی به ذوق خودتان نظر کنید که با کدام مباحث و از طریق کدام یک از اساتید محترم میتوانید کار را جلو ببرید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: دکتر رضا داوریاردکانی: فلاسفه بهتر است در متن سیاست و عمل سیاسی دخالت نکنند. فیلسوف وقتی بهطور مستقیم در عمل سیاست دخالت میکند، جایگاه خود را گم میکند. اما همین فیلسوف در انتخابات، بیانیهی سیاسی مینگارد و با ادبیات ایدئولوژیک، حتی میان گزینهاش و بقای ایران، تلازم میسازد. پی نوشت: راستی از جناب داوری اردکانی که بود و نبود ایران را به انتخاب پزشکیان گره زده بود چه خبر؟ درباره افزایش بی سابقه نرخ ارز، تنگتر شدن سفره مردم و وخیمتر شدن وضعیت معیشتی جامعه ایران نظری ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در نسبت اهل تفکر، نگاه ایدئولوژیک نخواهیم داشت و فلسفه به ما یاد داده است که با اهل فکر بر اساس فکر و اندیشۀ آنها مواجه شویم. از آن جهت بنده همواره به رفقا عرض کردهام ما نمیتوانیم آقای دکتر داوری را به عنوان یک متفکر نادیده بگیریم و این به معنای ردّ یا قبولِ شخص نیست، بلکه با تفکرِ هر متفکری میتوان فکر کرد. مثلا در رابطه با توجه و حضور در تاریخ جدید، خوب است به این سخن دکتر رضا داوری اردکانی فکر کنیم که میفرمایند:
«عبور از مشکلات موقوف به آشنایی فیالجمله با امکانهای تاریخ و زمان است. ممکن است قومی زمان و تاریخ خود را، زمان و تاریخِ فرهنگ گذشتهاش بداند و به توسعه به عنوان روگرفت نظم تجدد، رغبت و تعلّقی نداشته باشد و بیشتر به بازسازی و تجدید عهد گذشته بیندیشد، حتی در این صورت، باید توجه کرد که تجدید عهد گذشته اگر ممکن باشد، موکول و موقوف به درک تاریخ جدید و نفوذ در آن است» (بلای بیتاریخی، جهان بیآینده، ص 189).
موفق باشید
سلام علیکم استاد گرانقدر: استاد بزرگوار، سوالی داشتم در خصوص علم مدیریت. آیا این علم قابل اکتساب و یادگیری است؟ (حالا چه از طریق مطالعه و چه روش های دیگر مثل مشاهده یا آزمون و خطا). در ادبیات مدیریت غربی این علم را علمی یادگرفتنی توصیف می کنند. ولی وقتی دقیق می نگریم گویا «جنم مدیریت داشتن» چیزی است که از سرشت می آید و آنقدرها هم قابل دستیابی نیست. به عنوان مثال جناب کمیل بن زیاد که حضرات معصومین خصوصاً حضرت امیر را درک کرده اند، قطعا بیش از زمان ما از مدیریت مبتنی بر دین مشاهده داشته اند ولی می بینیم زمانی که فرماندار هیت می شوند مولا به ایشان آن جملات را در خصوص مدیریتشان می فرمایند. حضرتعالی در مطالعات دینیتان این موضوع را چگونه یافتید؟ آیا می توان مدیریت کردن را یاد گرفت؟ اگر می شود چگونه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، نظرِ افرادی در مدیریت قابل پذیرش است که معتقدند مدیریت امری ذاتی میباشد و نه اکتسابی، ولی شکلدادن به آن، اکتسابی است و با تجربۀ دیگران میتوان آن استعداد را رشد داد و در همین رابطه مدیریت «ایکس» و «ایگرگ» را مطرح کردهاند. موفق باشید
در جایی فرمودید: « بسیاری از متون گرانقدر ما مانند «مناجات شعبانیه» و قسمت دوم مناجات امام حسین «علیهالسلام» در روز عرفه، سلسله سند ندارد ولی به گفته آیت الله جوادی مگر میشود این نوع معارف جز از سرچشمه شخصیتهای معصوم صادر شود؟» سوال این جاست، شخصی که مثلا به یک هزارم از علم اهل بیت (بر فرض محدود و معدود بودن علم حضرات) دست یافته و مثلا در رتبه ی پنجاه است، مگر می تواند از دیدن علم فردی که به یک صدم از آن علم دسترسی دارد و در رتبه ی بیست قرار دارد، بفهمد آن علم مربوط به معصوم است یا پایین تر از معصوم و بالاتر از خودش؟ کودک دبستانی که با دیدن جزوه ی دو سال بالاتر از خود، پرریزان میشود میتواند بگوید این عجائب جز از پرفسور تمامِ این علم نیست؟ اساسا این سبک مواجهه مخدوش است، مرحوم آیت الله بهجت میفرمودند اضافه ی دعای عرفه را خود مرحوم سید بن طاووس در خواب به یکی از اولیا فرموده اند انشای خودم بوده، مگر جناب اصغر طاهرزاده که با دیدن ادعیه ی مرحوم سید نمیتواند بفهمد از معصوم است یا از سید یا از زراره یا از حبیب بن مظاهر، فقط می فهمد من خیلی پیش این متن کوچکم، خب مشخص ست، حال چطور هرچه که تعجبتان را برانگیخت به معصوم و خدا نسبت میدهید؟ هر تحلیل برگ ریزان از رهبری را مربوط به این میدانید که رهبری زبان خداست، هر دعایی که خیلی برای منِ کوچکِ حقیر بزرگ است را کلام معصوم انگاشته، هر شعری که تعجبم را برمیانگیزد اصول اصول اصول دین و لا یمسه الا المطهرون میدانم. این شیوه را عقل سلیم میپذیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این مربوط به خود انسان است که وقتی افرادی مانند حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و آیت الله جوادی متوجه ادعیهای هستند که مستند از معصوم است، تشخیص میدهند ادعیهای مانند مناجات شعبانیه و قسمت دوم مناجات امام حسین «علیهالسلام» نمیتواند جز از همان سرچشمهای صادر شود که آن ادعیۀ دارای سند صادر شده است. مضافاً آنکه ما در روایات خود داریم اعتماد به خواب، به خودی خود نمیتواند حجّت باشد.
معروف است که مرحوم محقق حلي - از اکابر فقهاي شيعه - چند شب پشت سرهم در خواب مي ديد که به او گفته مي شود: فردا ديوانه اي وارد مسجد مي شود، او را از مسجد اخراج نکن.
مرحوم محقق بر خلاف آنچه در خواب مي ديد، وقتي آن ديوانه وارد مسجد مي شد، طبق دستورات ديني عمل مي کرد و او را از مسجد اخراج مي نمود و به خواب خود اعتنا نمي کرد و مي گفت: اگر پنجاه مرتبه هم اين خواب تکرار شود، چون خواب حجّت شرعي نيست به آن اعتنا نمي کنم و طبق حجّت شرعي که در دست هست (روايات معتبره) ديوانه را از مسجد بيرون خواهم کرد. از آن زمان به او لقب محقق داده شد.
موفق باشید
سلام استاد: با توجه به ساده زیستی ائمه و کمک به فقرا چرا بارگاه آنان طلاکوب و مجلل است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجلیل از شخصیت اولیای الهی به هر صورتی که امکان داشته باشد کار خوبی است بخصوص که این نوع مسائل که میفرمایید را همین مردم عادی قلباً بدان مبادرت میکنند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: گاهی نیست انگاری موجود در فضای زمانه آنچنان ما و افکارمان را احاطه می کند و تحت تاثیر قرار می دهد که ناخودآگاه و بدون اینکه خود متوجه باشیم پدیده ها را با نگاه مادی و محاسبات دنیوی می نگریم و اینگونه همه چیز را از دست رفته مییابیم. در حالی که اگر برگردیم و به اینگونه افکارمان از نگاه قرآن و سنت های الهی بنگریم در درون خود بیشتر شرک و بی ایمانی می بینیم تا ایمان. غزه را نابود شده و با خاک یکسان شده می یابیم بدون آنکه متوجه باشیم از یک سال پیش تا کنون از این باریکه چه تاریخی آغاز شد. تاریخی که پس از آن، فضای مه آلود «کدام حق و کدام باطل» برای بشر زمان ما هر چه بیشتر به کنار میرود به طوری که برای هر انسانی با هر سطح درک و فهمی تشخیص جبهه حق از باطل آسان شود تا شاهد صف آرایی هر چه شفاف تر و هر چه واضح تر جبهه حق و جبهه باطل باشیم که واقعاً هم هستیم. تاریخی که هر چه به جلوتر میرویم موضع گرفتن بیطرفانه بی معناتر میشود و همانند زمان عاشورا برای آن کسی که جبهه حق و باطل را از هم تشخیص داد بی طرفی مساوی میشود با بی شرفی و بی موضع بودن مساوی می شود با بی تفاوت بودن نسبت به ظلم ظالم و حق مظلوم. آیا این اتفاق مبارکی نیست؟ و اگر وارد تاریخ جدایی حق از باطل شده ایم بر اساس قرآن کدام جبهه باید نگران باشد؟ آیا چنین تاریخی بهتر از آن زمان نیست که حق در پشت پرده های جهل دیده نشود و باطل خود را ملبس به لباس حق گرداند و با الفاظ فریبنده ای چون حقوق بشر و آزادی مردمان و ملت ها را فریب دهد؟ آیا با طوفان الاقصی تاریخی شروع نشد که ما نه تنها صهیونیسم، که کل تمدن غرب و بینش مادی جهان غرب را هر چه عریان تر و آشکارتر ببینیم و ما را متوجه این امر کند که مشکل اصلی همین بینش مادی منفعت طلب و سودمحور غرب است که قائل به حقیقتی در عالم نیست و به گفته خودشان حتی اگر صهیونیسمی وجود نداشت آن را به دست خود در منطقه ایجاد میکرد تا ضامن استعمار و منافع مادی غرب باشد!؟ آیا این بی آبرویی و رسوایی تمدن غرب در قبال این ظلم بی حد و مرز و آشکار در غزه و لبنان ما را به این کلام اخیر رهبر حکیم انقلاب نمی رساند که دیگر کسی از تمدن غرب حرفی نزند! اسماعیل هنیه و سید مقاومت و یحیی سنوار را از دست رفته می بینیم بدون آنکه بنگریم این دلاور مردان جبهه حق در چه مقطعی از زندگی خود به شهادت رسیدند و بدون آنکه متوجه باشیم شهادت این بزرگواران در بهترین زمان و در اوج سلوکشان رخ داد و در قله مبارزه و جهاد بوسیله شقی ترین اشقیاء زمان همانطور که خود همواره آرزو داشتند صورت گرفت تا شهادتشان حجتی باشد بر صداقت در مسیر متعالی شان و رسواگر بدگویان و فتنه گران و جهاد تا آخرین نفس مهر تأییدی باشد بر دلاوری و استواری و ثابت قدمی شان همچنان که شقاوت و ظلم بی حد و مرز دشمنانشان حجتی باشد بر حقانیت این راست قامتان تاریخ و بر باطل بودن جبهه مقابل آنان. آیا وقایع این دوران خط بطلانی نکشیده ست بر راه بیهوده و بی ثمر سازشکاران تاریخ در مواجهه با مستکبران زمانه در عالم؟ آیا بعد از این یکسال عبارات روشن فکرانه نمایی چون دین سکولار و جدایی دین از سیاست بی اعتبارتر از همیشه نشده و نمایندگان این نوع طرز تفکر را بیش از پیش دچار پوچی نکرده است؟ پس اگر عمیق تر بنگریم از یکسال پیش تاریخی شروع شده است که اعتبار و مشروعیت نظامهای سکولار غربی مبتنی بر اومانیسم را نه فقط برای خواص و فرهیختگان که برای عموم مردم جهان بیش از هر زمان دیگری زیر سوال برده است و به تبع آن پایه نظامهای استکباری جهان سلطه را متزلزل و در دل های ظالمان جهان لرزه ها انداخته است. به راستی در این تاریخ چه خوب است که به وعده و سنت های الهی ایمان واقعی داشته باشیم و نگرانی ما به عنوان یک فرد آزاده و ظلم ستیز این باشد که در کجای این معرکه و این صحنه جدا کننده حق از باطل ایستاده ایم و به عنوان یک فرد چه کاری از دستمان بر می آید تا در جبهه باطل و جبهه بیطرفان قرار نگیریم تا اینگونه در کربلای زمان خود ایفای نقش کرده باشیم و در فردای روزی بتوانیم پاسخ گوی خدای متعال باشیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه کردهاید و رهبر معظم انقلاب نیز متذکر شدهاند؛ ما در حال حضور در تاریخ دیگری هستیم؛ تاریخی که سرنوشت انسانها را فرهنگ سکولار دنیای مدرن تعیین نمیکند. زیرا با رهبری حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرهنگ شهادت به همان معنای پایداری تا مرز فداکاریِ نهایی وارد این تاریخ شد و بیحساب نیست که رهبر معظم انقلاب که زبان گزارش توجه به این تاریخ هستند، میفرمایند: «اگر امثال شهید سنوار پیدا نمیشدند که تا لحظه آخر بجنگند یا اگر بزرگانی همچون شهید سیدحسن نصرالله نبودند که جهاد و عقل و شجاعت و فداکاری را با هم درآمیزند و به میدان بیاورند، سرنوشت منطقه به گونهای دیگر رقم میخورد.» و بسیار باید به این نکته فکر کرد که چگونه سرنوشت منطقه طوری رقم خورده که در امروز و فردای منطقه، تصمیم نهایی از آن جبهه مقاومت است و البته معلوم است که درک چنین حضوری برای افراد و اذهانی که هنوز ظاهر صحنه را میبینند؛ کار مشکلی است. موفق باشید
سلام علیکم: استاد گرانقدر وقتتون بخیر. در رابطه با دو پرسش و پاسخی که در مورد جلسه سه شنبه داشتم پاسخ سوال اولم رو قرآنی دادین ولی من فقهی میخواستم. من تو این قسمت واقعا سواله برام. آیا به لحاظ فقهی این مطلبی که میفرمایید رو بررسی کردین؟ آیا به عنوان مثال رهبری به کسی که حجت بر او تمام شده و میداند دین خاتم حق است اجازه میدهند به دین یهودی یا مسیحی خود باقی بماند؟ اینجا گره اصلی ذهنی من است و آیاتی که به عنوان شاهد برای بیان مقصودتان میآورید ممکنست تفسیر دیگری داشته باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فقهای ما مبنای فقه شان را از قرآن و روایات اخذ می کنند و از طرفی مفسر جلیل القدری چون علامه طباطبایی که بفرمایند قرآن، اهل کتاب را تأیید کرده است و امری که حاکی از دعوت آن ها به اسلام به معنای شریعت محمدی «صلوات الله علیه وآله» در میان نیست، بعید می دانم نظر فقهی فقها چیز دیگری باشد. موفق باشید
استاد طاهرزاده سلام الله علیکم: خجسته سالروز ولادت خاتم الانبیا، پیامبر مهر و رحمت، حضرت محمد بن عبدالله صلوات الله علیه و میلاد با سعادت رئیس مکتب تشیع، صادق آل محمد، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد. امروز در حرم سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی دعاگویتان بودم. سوال: در دستگاه وحدت وجود، که هر چه هست اوست. و حمد و حامد و محمود یکی است، و ما هیچیم، هیچ. وقتی میگوییم «ایاک نعبد» . اوست که میفرماید، فقط ترا میپرستم و بیان ما ظهور کلمات اوست. در اینجا حس حضور خداوند که در مظهریت عبد خود متجلی شده، قابل درک است. اما در دعاهایی که از خداوند درخواست و طلب میکنیم و یا عرضه میداریم، «انت الخالق و انا المخلوق، انت المالک و انا المملوک، انت الرب و انا العبد، انت الرازق و انا المرزوق، انت ...» باز هم اوست که میفرماید «انت» و «انا» . این بیان، حس دوگانگی ایجاد میکند، با اینکه دوگانگی وجود ندارد و عبد و عابد و معبود یکی است. آیا در اینجا گفتگو بین دو صفت ربوبیت در جایگاه سمیع و صفت عبودیت در موضع متکلم بودن حضرت حق است که هر دو یکجا در ما ظهور نموده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حتی خداوند است که به بنده میآموزد که حمد او را بگوید. ولی در هر حال احساس عبودیت از آنِ عبد است و نظر به ربوبیت از آنِ ربّ. در این حالت است که عارف سالکی مانند آیت الله حسنزاده به «گفت» میآیند و عرضه میدارند: «الهی، جز تو از انسان، بزرگتر کیست و در پیشگاهت از من کوچکتر کیست...». موفق باشید
سلام علیکم: رابطهی بین نفس انسان و ملائکه در کنترل قوای بدن چگونه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان وقتی در فضای ایمانی در صحنه باشد، فرشتگان نیز به مدد آن میآیند. موفق باشید
با سلام! حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مظهر اسم الله است. منظورم این نیست که خداوند به شکل حضرتش در آمده است. من میخواهم بگویم که حضرتش آن حقیقت بالفعل اسما است. حاوی اسم الله است. وقتی که حصرتش ظهور کند، تمام اسمای الهی به صحنه میآید. الله خودش در نظام تشریع و تکوین ظهور خواهد کرد. الله از طریق حضرتش ظاهر میشود. الله از آدم تا خاتم میخواست ظهور کند. در زمان هر پیامبری الله میخواست ظهور کند. این ظهور شدت و ضعف داشت تا این که در زمان پیامبر خاتم (ص) به اوج شدت رسید. این ظهور بعد از ایشان به علی (ع) و سپس به یکایک امامان معصوم علیهم السلام به گونه های گوناگون ظهور یافت و آخرش و اوج ظهور الله در زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صحنه میآید. انقلاب اسلامی ایران ابتدای تجلی و ظهور اسم الله است. وقتی میگوییم که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور میکند به این معناست که اسم الله ظهور خواهد کرد. هدف از خلقت جهان، ظهور الله در نظام تشریع است که این با حجت خدا امکان پذیر است. الان نور انقلاب اسلامی ایران یک پرتویی از نور وجودی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد که دارد پرتو افشانی میکند. از زمان آدم تا کنون اسم الله در پی ظهور بوده است والان در انقلاب اسلامی ایران به اوج خودش خواهد رسید. نور الله مربوط به سرزمین خاصی نیست. هرجا زمینه باشد تجلی میکند. نظر شما در باره متن فوق چیست؟ لطفاً ایرادات آن را بیان کنید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته خوبی را متذکر شدهاید بخصوص که حضرت امام خمینی در آخرین پیامشان متذکر شدند که: «انقلاب اسلامی ایران مقدمه و شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا له فداه) است.» موفق باشید
با سلام: طبق کتاب معاد شما، همه موجودات حتی فرشتگان، هستی خودشان را از دست میدهند. آیا به معنای نابودی است یا چیز دیگری؟ لطفاً توضیح دهید! باتشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ موجودی در قیامت هستی خود را از دست نمیدهد. آنچه پیش میآید نسبت هر موجود است با خداوند که هیچ وجودی از خود ندارند مگر به ایجادی که خداوند به آنها داده. موفق باشید
سلام و وقت بخیر استاد عزیز: مدت هاست به فکر یاد گرفتن زبان عربی هستم از این جهت که احساس میکنم خود دانستن و آشنا بودن با زبان عربی در مواجهه ما با قرآن و روایات و ادعیه به شدت تاثیر گذار هست نه به جهت آسان تر شدن کار بلکه به این دلیل که نوع مواجهه متفاوت است. و رهبری هم اشاراتی در این باره در سال های اخیر داشته اند مبنی بر اینکه مردم کشورهای عربی به برکت اینکه عرب زبان هستند گویا بهرهمندی و فهم دیگری از قرآن دارند و یا در تاثیر جایگاه زبان و سخن میتوان از این نمونه یاد کرد که ابومهدی المهندس به دوستان خود گفته بودند: «هر کس میخواهد انقلاب اسلامی را بفهمد باید با زبان فارسی آشنا باشد». حال سوال این است که برای این دغدغه، اگر نخواهیم برای آموزش زبان عربی صرفا دانشجوی حوزه یا دانشگاه شویم، در این زمان چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در فضای مجازی از طریق اینترنت در این رابطه روشهای خوبی را به میان آوردهاند. خوب است یکی از روشهایی که با ذوقتان همراه است انتخاب کنید. موفق باشید
سلام علیکم: اخلاص سخت به دست می آید. حال تا زمانی که بدست آید و شاید هیچوقت نیاید انسان درگیر بین اخلاص و ریاست چگونه این مشکل را حل کنیم؟ دلمان چیزی را می خواهد اما فکر به اینکه ممکن است ریا باشد و حین زمان انجام عمل مدام در این فکریم که ریاکاری یا نه و شاید گاهی جبهه را ببازیم راه درمان وسواس ریا چیست تا انسان راحت در جمع بتواند کارش را انجام دهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در توحید ربوبی، بیشتر حاضر و حاضرتر شویم، حضرت حق را بیشتر منشأ اثر میدانیم و این همان اخلاص است. موفق باشید
با سلام: آیا درست است که تمام صورت هایی که در خواب میبینم درک و شعور دارند. هم من آنها را درک میکنم و هم آنها مرا درک میکنند ؟ سوال دوم: اگر مطالب بالا صحیح است، آیا در برزخ و قیامت هم، همینطور است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر دو سؤال قبلاً با شمارههای 37901 و 37902 جواب داده شد. موفق باشید
با سلام: در خیال معنی صورت میگیرد. الله از عالم معناست. اگر در عالم خیال صورت بگیرد، به چه صورتی میشود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: جامعیت انسان کامل مدّ نظر قرار میکیرد به اعتبار آنکه انسان کامل مظهر جامع اسمای الهی می باشد و در همین رابطه خاتم الرسل «صلوات الله علیه و آله» فرمودند: « «مَنْ رآنی فَقَد رَأَی الحَقَّ». موفق باشید
سلام بر استاد ارجمند: خواستم نظر شما را در مورد مشارکت ۴۰ درصدی جویا شوم. آیا ما گوش شنوایی برای مردممان داشتیم؟ چرا جمهوری اسلامی نتوانست قلوب اکثر مردم را جذب کند؟ چرا جمهوری اسلامی اجازه داد با ۸ سال خسارت محض، کشور به قهقرا برود و حالا شاهد قهر مردم از نظام شدیم. نه نظام جمهوری اسلامی بلکه هر نظامی بدون پشتوانه مردمی تا کی و کجا ادامه خواهد داد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردمی این چنین استوار و بصیر و جدّی، در کجای دنیا سراغ دارید که با اینهمه فشار اقتصادی و بمباران تبلیغاتی اینچنین مردانه در میدان باشند؟! یک نفر این مردم از هزار نفر از مردم عادی بیشترند به همان معنایی که قرآن میفرماید: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره/۲۴۹) چه بسیار گروههای کم ولی مصمم که به اذن الهی بر گروههای کثیری غلبه خواهند کرد و خداوند همواره در کنار اهل صبر و پایداری است. موفق باشید
سلام علیکم: حفظکم الله! استاد عزیزم، این همه تاکید برای خواندن وصیت نامه شهدا برای چیست؟ مگر قرار است، شهدا در این وصیت نامه به ما چه بگویند؟ مگر قرار است شهدا ما را متذکر چه کنند؟ با خواندن وصیت نامه ها قرار است به چه برسیم؟ مگر یک شهید با مدرک های علمی پایین چه دانش و جهتی را به ما می دهند که از آن غافلیم؟ لب الکلام، سود خواندن این وصیت نامه ها چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه بفرمایید خداوند به جهت نوری که در شخصیت آن عزیزان ایجاد کرده، آنان دارای معرفت و بصیرتی شدهاند که عموماً در کلامشان و بخصوص در وصیتنامههایشان به ظهور آمده و در واقع، آن وصیتنامهها حکایت انوار الهی است برای معنابخشیدن به زندگی در این زمانه.
در این موارد عرایضی داشته ام که یکی از نکات آن خدمتتان ارسال می شود. موفق باشید
درک انسان از خود در جهان و در حوادث گوناگون، در عین حضور در «وجود» خویش، به عنوان اساس فهمْ نوعی فتح و دستآوردی است شگفتانگیز. زیرا کسی میفهمد که میاندیشد که بگذارد در درخشش خود به قلمرو «وجود» حاضر شود با همه گستردگی و شدتی که در ذاتِ «وجود» هست و در عین حال هیچ چیز نیست و این یعنی ما آنچه که نیستیم، هستیم و نه آنچه که گمان میکنیم هستیم، هستیم که این اصالتدادن به ماهیت است که حجاب بودن هر بودنی است. در حالیکه انسان در استقراری که در «وجود» پیدا میکند، بودنی است بیتعیّن، بر عکس اومانیسم که به انسانی نظر دارد که با خود بنیادیاش میخواهد محور همه چیز باشد، امری که درست مقابل حضور خلیفۀ اللهی انسان است که بنا دارد به حضوری نظر کند. در وصف او داریم: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى» این یعنی خودآگاهی به بیتعیّنی خود، بر عکس حضوری که در وصف آن داریم: «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ» که انسان در حالت حضوری الهی را در خود احساس میکند بدون خودآگاهی به آن حضور و از این جهت خطر دنبالنکردن آن حضور او را دنبال میکند برعکس شهید آوینی که در خودآگاهی تاریخی خود را ادامه دهد و در زباناش درخشید. زیرا متوجه بود عالم را و تاریخ را جدا از وسعت خود نداند.
و وصیت نامه شهدا از این گونه است.
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. از کجا بفهمیم که داخل سلوک هستیم یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت خود از آن جهت که در هر کاری احساس بندگی نسبت به خدا باید داشته باشیم، راهی که همان سلوک الی الله است ظهور میکند و آن ایجاد نسبتی است که عبد با حضرت ربّ در انجام وظایف شرعی خود دارد. در غیر این صورت، سلوکی پیش نمیآید هرچند ممکن است انسان در حدّ جهنمنرفتن دینداری کرده باشد. موفق باشید
سلام: چرا مسائل را در طول زمان چنان پبچیده نموده اید. تا بسیاری از مردم از آن محروم گردند. و امی بیایند و امی بروند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا فکر نمیکنید آنچه حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در شرح سوره «حمد» فرمودند نیاز امروز جوانان ما بود، جوانانی که ظرفیتهای بزرگِ آخرالزمانی دارند؟ موفق باشید
سلام استاد گرامی: طاعات و عبادات شما مقبول درگاه حق تعالی. بنده مدتی هست دوست دارم کارهایی که انجام میدم به چشم مردم بیاد، و این دور از اخلاص هست، چکار کنم ازین صفت رذیله نجات پیدا کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دائماً باید متوجه حضور در محضر خدا باشیم و افق اعمال خود را در آن حضور به میان آوریم و به امید هرچه بیشتر حضور در محضر حضرت رحمان، به هرکاری اقدام نماییم تا زیبایی اخلاص را در جان خود بچشیم. موفق باشید
