استاد سلام: من فکر کنم همین الان وسط صدای پدافند ها به یک کشفی نائل شدم خواهش میکنم بگید این کشف من اشتباهه و دارم توهم میزنم یا حقیقته؟ از اونجاییکه نیستی و عدم، وجود نداره، پس از ازل تا ابد هرچه بوده، هستی بوده. و از اونجاییکه نقیضِ هستی، که نیستی باشه، وجود نداره، پس چیزی نمیتونه هستی رو محدود کنه، لذا هستی مطلق و بینهایته. یعنی نمیتونیم نقطه ی شروع و پایانی برای هستیِ مطلق قائل شیم، چون نیستی وجود نداره که یه دفعه تبدیل به هستی شده باشه یا هستی تبدیل به نیستی شه چون نیستی، نیست! بلکه هستی فقط میتونه به شکلِ چیستی های مختلف در بیاد. در واقع اون نقطه ی شروع و پایان رو برای صورت و شکلِ اون هستیِ واحد میشه قائل شد فقط، نه اصل هستی. => پس من و شما هم از ازل تا ابد هستی هستیم، فقط شکلمون تغییر کرده، درسته؟ این نه تنها به زندگی پس از مرگ، بلکه اشاره به زندگی پیش از دنیا داره که ما همیشه در دایره ی وجود بوده ایم، ولی نه به این شکلِ انسان گونه. ما هم جزئی از هستی مطلق بوده و هستیم که هر باری به خواست یک موجود ذی شعور و با اراده ی او به شکل های گوناگونی در اومدیم - نمیشه خواستِ یک موجود برتر در میون نباشه با توجه به قانون عِلّی و معلولی - ما در اسلام، اسم اون هستی مطلق رو میذاریم الله. پس آیا ما و همه ی موجوداتی که در دایره ی هستی هستن، الله هستن؟ مراتبِ وجودی متفاوت از الله. خدای من همیشه برام سوال بود چطور میشه خدا بین همهمه ی مُلک و ملکوت صدای منو بشنوه، آیا اصلا دلش میخواد به من گوش کنه؟! الان دارم فکر میکنم اگه من خود الله هستم، پس اتفاقا چطور ممکنه حرف های منو نشنوه! و گمونم این معنیِ «ولم یکن له کفوا احد» باشه، که هیچ کس در دایره هستی نمیتونه کنار و مقابل او قرار بگیره چون هرچه هست یک هستیِ واحده که خودشه. دیگه داره ترسناک میشه! نکنه مشرک شدم؟! پس من اگه خدا هستم، چرا اینقدر مسکین مستکین بائس فقیر هستم؟! استاد خواهشا اشتباهات بنده رو اصلاح کنید فکر کنم چپ کردم، سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ موجودی «الله» نیست زیرا تنها وجود مطلق که کمال مطلق است، «الله» است و دیگر موجودات چون مطلق نیستند، «الله» نیستند همه و همه عین فقر و نیستی میباشند. موفق باشید
سلام علیکم: تفاوت نفس و روح چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادبیات ما تفاوتی بین آن دو واژه نیست. ولی در اصطلاحات عرفانی، نفس مرحلۀ تدبیر بدن میباشد و وجه مجرد ما در توجه به بدن است و روح، مرتبۀ توجه به حقایق متعالی است. مفصل این بحث در مقدمۀ کتاب «منازل السائرین» جناب خواجه عبدالله انصاری که جناب عبدالرّزاق کاشانی شرح کردهاند؛ مطرح شده. موفق باشید
2- تفسیر سوره زمر ، آیه 3، ضمن اشاره استاد به ابهام جایگزینی ائمه به جای خدا در نزد شیعیان و توضیح مستدل بر اساس امر خداوند که «اطیعوا الله و ...» ولی جسارتا به نظرم چندان این موضوع مورد واکاوی قرار نمی گیرد. فرهنگ و آداب و سنن و ادبیات ما مشهون از توجه بی حد و حصر نسبت به ائمه است. بطور مثال - با سواد اندکی که دارم - به نظرم آنقدر که در آثار ادبی ما شیعیان به ائمه پرداخته شده است به خدا و ارتباط با خدا کمتر توجه شده. از یک روحانی شنیدم که هشدار می داد به همان میزان که اهل سنت به قرآن چسبیده اند و ائمه را رها کرده اند، ما شیعیان هم به ائمه چسبیده ایم و قرآن را رها کرده ایم و هر دو مسیر مشکلات خود را دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همواره این ضعف هست که متوجه نیستیم ما با نظر به حضرت حق باید به آینههای نمایش انوار الهی یعنی ائمۀ هدی «علیهمالسلام» نظر کنیم. و غفلت از این مسئله عملاً ما را از بهرهمندی نسبت به توحیدِ الهی و نمادِ معنویبودنِ اولیای الهی محروم میکند و هر دوی آن موضوعات را به اُبژههایی تبدیل میکند که هیچ نسبت وجودی با جان ما نخواهند داشت. موفق باشید
سلام علیکم: طاعاتتون قبول باشه استاد عزیز. سوالی داشتم در رابطه با نماز غفیله. آیا روایتی که راجع به نماز غفیله که امام سجاد در دربار یزید به یزید میفرمایند نماز غفیله بخوان تا توبه ات درباره کشتن امام حسین قبول بشود و حضرت زینب (س) اعتراض میکنند که چرا به قاتل پدرت نماز غفیله پیشنهاد میدهی بخواند و امام میفرمایید یزید موفق به این نماز نمیشود آیا این روایت صحیح است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم حدیث مطرحشده چه اندازه معتبر است؟ ولی میتوان در مورد آن فکر کرد از آن جهت که آیا در ذکر «سبحانک انی کنت من الظالمین» که نمازگزار در نماز غفیله اظهار میکند اشخاصی مانند یزید میتواند چنین بگویند و متوجه ظالمبودنِ خود بشوند و به سبحانی خداوند پناه ببرند؟ موفق باشید
سلام علیکم: اینکه بگوییم ائمه اطهار علیهم السلام، اسماء الله هستند چه فرقی میکند که بگوییم آنها مظهر اسماء الله هستند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسماء الله از نظر مبنایی مربوط به ذات حضرت حق است و اولیای الهی مظهر آن اسماء میباشند به اعتبار آنکه «کلّ ما باالعرض لابدّ ان ینتهی الی ما بالذات». موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده کتاب ادب خیال شما رو خوندم. یک مشکل و سوالی دارم لطفا راهنمایی بفرمایید. من به موضوعات مختلف علاقه دارم و پراکنده خوانی هم میکنم. به تعبیر شما اقیانوس به عمق نیم سانت. چاره این مشکل چیه. باید مثلا در یک زمینه و موضوع کتب مختلف رو خوند یا فقط یه عالم رو پیگیری کنیم؟ به شدت علاقه به مطالعه دارم و همین پراکنده خوانی آسیب زاست. لطفا راهنمایی بفرمایید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار توجه به تفسیر مبارک «المیزان» به آثار اساتیدی مانند شهید مطهری و آیت الله محمد شجاعی فکر کنید که متذکر معارف بلند توحیدی میباشند و در این رابطه ذیل تذکرات رهبر معظم انقلاب، میتوان راه را ادامه داد وگرنه با غفلت از معارف توحیدی صحنهها آنطور که باید معنا نخواهند شد و راه آینده برایمان روشن نمیشود آنطور که برای رهبر معظم انقلاب به لطف الهی روشن شده است. موفق باشید
«حضرت سید حسن نصرالله اکنون در اوج عزت است»؛ چشم باطنی که در این تشییع باشکوه، شهید سید مقاومت حسن نصرالله را در اوج عزت می بیند چه نسبتی با چشم باطنی دارد که به واقعه عاشورا «ما رأیت الا جمیلا» نظر می کند؟ و چشم ظاهربین بی بصیرتی که حذف فیزیکی سید مقاومت را برای استکبار پیروزی محسوب می کند چه نسبتی با چشم ظاهربین بی بصیرتی دارد که بعد از واقعه عاشورا کار را تمام شده می داند؟ این چه غم و اندوه همراه با شکوه و زیبایی ست که در تشییع رهبران و مجاهدان مقاومت انسان را در بر میگیرد؟ این چه اشکی ست که در حین این تشییع های باشکوه از ما جاری میشود و این چه حضوری ست که بازگشت ما را به روزمرگی اینقدر مشکل میکند؟ چرا روز اول کاری بعد از تشییع باشکوه حاج قاسم اینقدر برایمان مشکل بود؟ چه رابطه ای میان حضور ما در چنین صحنه ها و بیرون آمدن ما از روزمرگی و ملالت زندگی وجود دارد؟ گویی حضور در لحظه های زودگذر ولی ماندگار این صحنه ها روزنه کوچکی میشود به سوی آن افقی که ما خود متعالی مان را می بایست در آن افق جستجو و احساس کنیم. افقی که انسان فقط در آن افق میتواند از روزمرگی و زندگی تکراری ملالت آور این روزگار رهایی یابد و آن فطرت پاکی که از آن دور افتاده و جانش را به حضور اولیاء الهی پیوند میزند را در درون خود احساس کند و بندگی خود را به معنای واقعی زندگی کند. درود و رحمت خداوند بر روح پاک شهید سید حسن نصرالله و شهیدان راه مقاومت و راهشان پررهرو. ان شاء الله. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این غم در آن تشییعِ عرشی، غمِ تذکر به خود است که از آن غافله عقب نمانیم و آن اشک، اشکِ طلب راهی است که در مقابل ما به سوی عرش توسط این انسانهای بزرگ گشوده شده است. آری! صحنه، صحنۀ هرچه بیشترِ یافتنِ ابعادی از شخصیت خودمان است که توسط روزمرّگیها فراموشمان شده است. در همین رابطه یکی از حضار در جلسۀ «در آینۀ تشییع شهید سید حسن نصرالله» فرمودند با نظر به این تشییع، احساس عبور از نیهیلیسم را میتوانیم بچشیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/18793 . موفق باشید
سلام: من خیلی دوست دارم تو این مسیر و سیر لب المیزان حرکت کنم اما همسری دارم که خیلی تند و بد اخلاق و لج بازه از وقتی که بچه دار هم شدیم هم بداخلاقیاشو داره هم حس افسردگی و ناامیدی بهش اضافه شده منم تا میام کاری انجام بدم حرکتی بکنم با محیطی پر از نا امیدی و افسردگی خونه مواجه میشم. اینا رو میبینم نمیتونم حرکت کنم. همش دوست داشتم خانواده قوی ای تشکیل بدم اما تو خانوادم هیچکس همراهم نیست هر حرکتی که میخوام انجام بدم همه اعضای خانواده از همسر گرفته تا پدر و مادر با حرفاشون مثل پتک به سرم میزنن منم نا امید میشم یه قدم جلو میرم تو این مسیر هزار تا میام عقب. باید چیکار کنم؟ یه هفته سر کارم که خونه نیستم یه هفته هم خونه. الان یه بچه یه سال و نیمه دارم که دوست داشتم قوی و امام زمانی باشه اما از رفتارای مادرش میترسم. رفتاراش پر از خشم و نا امیدیه. پدر مادری دارم که تو همه چیز زندگیم دخالت میکنن. واقعا تنهام نمیدونم چیکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان وارستگیها ان شاءالله سبکی خواهید شد که بقیه خودشان را در آن سبک جستجو میکنند. زیرا فرمودهاند: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». برای خود نسبت به اطرافیان رسالتی احساس کنید. موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب: نا امید از زندگی نیستم، تصور میکنم پر از امیدم و برنامه ریزی درست و دقیق و هدف مشخصی دارم. الحمدلله توفیق داده خدا و روزانه تلاش میکنم، آخر هفته ها و آخر ماه ها و آخر سالها ثمره تلاشم رو بررسی میکنم؛ شاید به عین آنچه در ذهن داشتم و ترسیم کرده بودم نرسیدم، گاها در طی مسیر متوجه مسیرهای جدید و شکل و شمایل و نحوه متفاوتی میشدم و شاید به ثمره بهتر یا متفاوت اما خوبی میرسیدم. به هر حال به این باور رسیدم شکست از همان نقطه ای آغاز میشود که انسان تلاشی نمیکند. وقتی دارم تلاش میکنم و حرکت میکنم و پیگیرانه و امیدوارانه در پی تحقق اهداف میروم شکست و بن بست و ناامیدی بی معناست. نگرانی هم ندارم، نگرانی از نرسیدن ها، نگرانی از موانع، از رنج ها، از حسادت ها، از زخم زبان ها، چرا که همیشه هست و رسم دنیاست. نگرانی ام تنها و تنها این است که نکند توفیق تلاش را از دست بدهم، وقتی فرصتی را از کف میدهم ناراحت میشوم. قبلاً خیلی غصه می خوردم. الان اما معنای جمله مولا امیرالمؤمنین علیه السلام را دریافتم که فرمودند خدا را به شکستن عزم ها شناختم. این نیز جزئی از سنتهای پروردگار است، برای محک زدن ایمان و توکل و از میان بردن تکبر و غرور و نشان دادن این است که هر آنچه که هست با عزم و اراده الهی پیوند دارد و «من ها» اگر ذوب در ولایت الهی نشوند نابود شده و به قعر جهنم سقوط میکنند. همه اراده ها ذیل اراده اویند که تحقق دارند و پیشامدهای زندگی که در ظاهر حرکتم را کُند کرده اند، دیگر آنقدرها اذیتم نمیکنند برایم کوچک و آسان شده اند. شاید بعضاً به آنها لبخند میزنم و با آنها مزاح میکنم یعنی که دیگر با شما آشنایم، گویا مهمانان چند روزه ام هستند که از نزد پروردگار برای صبر آزمایی و توکل بیشترم به حضرت حق و چنگ زدن بیشترم به دامن اهل بیت و شهدا فرستاده شدند. اما روزهایی هم هستند که شیطان موفق تر است و او غالب است. چون اعصابم را به هم میریزد و مرا بهانه جو میکند. بی نظمی ام در کار مشهود میشود، بدخلقی میکنم، با وجود حل شدن تمامی مسائل برایم، اما دست و دلم به مطالعه و کار و حتی برخاستن از رخت خواب هم نمیرود. و باید کمی زمان سپری شود به همین شکل، با زیارتی و تلنگری و شنیدن صوت کلاس های شما و برخی دیگر از اساتید به روال پر نشاط و پرتلاش قبل برگردم. اینجاست که خیلی نگران میشوم که نکند عاقبت به خیر نشوم و روزهای آخر عمرم در هنگامی باشد که این خطورات ذهنی و خیالات واهی را دارم. تا الان راهکار عملی جز توکل بیشتر و مراقبت بیشتر و صبر بیشتر نداشتم و به مرور زمان این حالت ها کمتر شدند الحمدلله. اما هنوز هم کم نیستند این حالات. و من خیلی فرصتها را از دست داده ام الان ۲۴ سال دارم. وقتی میخوانم علامه طباطبایی در نوجوانی چه مراحلی را طی کرده بودند که من هنوز به ابتدایش هم نرسیدم واقعاً ناراحت میشوم و حسرت میخورم. برنامه ام این بود امسال در آزمون ارشد با رتبه عالی در یک دانشگاه عالیِ مورد نظرم مشغول به ادامه تحصیل شوم اما چند روز دیگر یعنی ۲ اسفند آزمون دارم و خودم را نتوانستم برسانم به آنجایی که میخواستم با اینکه تلاش کردم و از تمام فرصتهایم استفاده کردم، خدا را شکر میکنم بابت فرصت و لطفی که برای این تلاش نصیبم کرد، ناشکری نمی کنم. خیلی هم پیشرفت کردم نسبت به قبل، مباحثی که اصلاً نمیفهمیدم حل شدند و پیش رفتم و از دل مباحث سنگین توانستم با سرعتی باور نکردنی بیرون بیایم و اینها زیباییهای مسیرم بودند. اما آنچه میخواستم نشد نمیدانم نتیجه آزمون چطور میشود، خیلی بد؟ یا متوسط؟ یا خوب؟ اصلاً نمیدانم. از اینکه بخواهم صبر کنم تا سال آینده که قطعاً نتیجه عالی دلخواهم را میگیرم، اما از پیشامدها بی خبرم. از کجا معلوم شرایط خانوادگی و اجتماعی و سلامتیِ خودم رو به راه باشد مثل الآن، که بتوانم ادامه دهم؟ این فکر و خیالها سرم را درد آورده. برای چنین روزهایی که این حال و روز را دارم راهکار میخواهم. پوزش میطلبم بابت این مطرح کردن این مسئله کاملاً شخصی و این پیام طولانی. اما بهتر از شما برای پاسخ گفتن به این بحران روحی و عبور از آن سراغ ندارم، تشکر میکنم از شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: فراموش نکنید که به گفتۀ جناب مولوی: «ای برادر عقل یک دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». بنابراین تفاوت احوال، امری است که در جای خود موجب کمال انسان خواهد بود. ثانیاً: در عین برنامهریزی برای حضور در فردا در همین بودن خود، خود را تجربه کنید به همان معنایی که مولایمان امیرالمؤمنین «علیهالسلام» فرمودهاند: «ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیكَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَةَ بَینَ العَدَمَین» آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه میآید كجاست؟ برخیز و فرصت میان دونیستی را دریاب.
اینجا است که با «معرفت نفس» و با نظر به «اصالت وجود» در برهان صدیقین، انسان احساس میکند هم اکنون در آغوش خداوند است و سعی دارد این حضور را با تقوا پاس دارد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: التماس دعا در این روزها. دعا کنید آدم بشویم. ارتباط عین ثابته و نقش دعا را نمیفهمم. اگر همه چیز در علم الهی هست و چه بخواهیم چه نخواهیم همان اتفاقات می افتد پس دعا نقشش چیست؟ اینکه مثلا حضرت ایوب فرمودند و مسنی الضر و ورق برگشت همین هم در علم الهی بوده پس دعا یعنی چی؟ آیا یعنی همین که ما عبودیت خود را نشان دهیم و اعتراف به فقر ذاتی با دعا ممکن است و الا همان چه تقدیر ماست همان میشود و دعا آن را عوض نمی کند. مثلا اینکه فلان رزق را داشته باشی مادی یا معنوی در علم الهی هست که با دعا فلان روزی داده میشود. یعنی این هم در علم الهی ست که من دعا میکنم و خدا قرار است بدهد. میشه بگیم که نقش دعا در عالم ناسوت همان است که فقط دعا کنیم که فقر ذاتی امان را به خود متذکر شویم و دعا فقط برای عوالم دیگر و ارتقا در اتقا نفی در آن عوالم موثر است و الا در عالم ناسوت هر آنچه طلب کنیم یا نکنیم همان میشود؟ کلا نقش دعا را با توجه به اینکه قضای ما در علم الهی مشخص است را نمیفهمم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مرحوم شهید مطهری در کتاب «انسان و سرنوشت» میفرمایند علم خدا به فعل انسان به همان صورتی است که انسان با اختیار خود آن فعل را انجام میدهد. منتها خداوند قبل از آنکه آن فعل انجام گیرد، میداند ولی همانطور که انسان اختیار کرده است. در این مورد خوب است به جزوۀ «جبر و اختیار» که روی سایت هست، سری بزنید. موفق باشید
سلام و رحمت: بخشید استاد سوالی داشتم. توسط بزرگواری در جریان وضعیت دوستی قدیمی قرار گرفتم که ۵ سالی میشد ازشون اطلاعی نداشتم این بنده خدا که صاحب دو پسر ۱۴ و ۸ ساله هستن همسرشون طلبه بودن و خودشون فعال در عرصه تربیت و پرورش اونقدر فعال که امثال بنده ازشون الگو میگرفتم هم از سبک زندگیشون هم دغدغه های تربیتی و فرهنگیشون گویا چند سال قبل با استاد عرفانی آشنا میشن و کلاسهاشو شرکت میکنن و به شهودات غیبی میرسن و با علوم غریبه آشنا میشن و ریاضتهایی رو متحمل میشن هم خودشون و هم همسرشون و به این ترتیب مستقلا خودشون صاحب سبکی میشن و کلاسهای مختلف میذارن و.... تا جایی که ادعای امام سیزدهم میکنن و همسرشون و بچه هاشون هم همراهشون میکنن تا جایی که این دوستمونم ادعای همسر امام و... پسر ۸ سالشون وقتی به جایی خیره میشه و ازشون علت رو میپرسیم میگن رفتن دیدار حضرت رقیه یا حضرت امیرالمونین (ع) در نجف و.... اطلاع پیدا کردم توسط سپاه همسرشون دستگیر شدن و خودشون با بچه ها و تو راهی که دارن تنهان به واسطه شناخت قبلیم نسبت به این خانوم خواستم بدونم آیا راهی به جز دعا وجود داره برای کمک بهشون؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بیشتر انحرافات شیطانی و حکایتهای نفس امّاره است. امری نیست که ما ورودی برایش داشته باشیم. خودشان باید متوجه چنین انحرافاتی باشند. موفق باشید
سلام استاد: وقتی کسی بهمون ظلم میکنه چجوری میتونیم وجودی با فرد رابطه برقرار کنیم؟ بعضی افراد واقعا انگار نه عالمی دارند و نه وجودی، و واقعا متوجه نمیشم ارتباط وجودی گرفتن با این آدما چجوریه؟ اگر هم فردی رو که بهمون ظلم میکنه رو به چشم این نگاه کنم که من با این فرد باعث میشه رشد کنم و صبر و تحمل کنم، احساس میکنم این رابطه ی وجودی برقرار کردن با آدم ها نیست، درکل رابطه ی وجودی برقرار کردن با آدم ها چگونه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انسانیتِ آنها نظر کرد. مگر آنکه آنچنان سقوط کرده باشند که چیزی از انسانیت از خود باقی نگذاشته باشند. مانند نتانیاهو در این زمان. که در این رابطه متوجه میشویم خداوند چگونه بنا دارد از طریق این افراد، عظمت انسانهایی مانند مردم غزه را بنمایاند. عرایضی تحت عنوان « حضور نهایی انسان در جهانی که با اسلام شروع شد» شده، میتوانید به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18540
با عرض سلام و احترام: توصیه به روزه در ایامی مثل دحوالارض یا مبعث رسول اکرم آیا به جهت شکر خدای متعال است؟ اگر اینگونه است روزه چگونه این معنا را میرساند؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید چنین ایامی که میفرمایید ایامی است که زمینۀ انس با خداوند در آن بیشتر فراهم است مانند زیارت اولیاء که زمینۀ انس بیشتر با خداوند را بهتر فراهم میکند و روزهداری در چنین روزهایی میدان انس با خدا را بهتر میگشاید. موفق باشید
سلام علیکم: وقت بخیر. استاد من بین خودم و قرآن فاصله ی زیادی می بینم. احساس میکنم اصلا متوجه آن بزرگ نمی شوم. برای همین هیچ عشق و جذبه ای نسبت به تلاوت آن ندارم. این من را عذاب می دهد، چه کنم. بیشتر تلاوت گوش می دهم. اما دوست دارم با عشق قرآن را خودم تلاوت کنم حتی دوست دارم حفظ کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما مأمور به تدبّر در قرآن هستیم و به همین جهت قرآن میفرماید: «أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا» و با تدبّر در قرآن است که متوجه میشویم خداوند با ما سخن میگوید و آن تدبّر موجب اُنس با خداوند میشود. اینجا است که علاقۀ انسان به لطف الهی آنچنان به قرآن رشد میکند که مانند حضرت امام خمینی (ره) بنا به گفتۀ عروس ایشان، هر روز ۸ مرتبه به قرآن رجوع خواهیم کرد. ان شاءالله. موفق باشید
سلام استاد عزیز: سوریه محور استراتژیک مقاومت در حال سقوط کامل است ولی چرا همه خیلی ریلکس نشستهاند؟ پس مدافعان حرم چه شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت باید مشخص شود دولت سوریه چه اندازه از کشورهایی مثل ایران و عراق که اعلان آمادگی کردهاند؛ کمک میخواهد؟ با توجه به اینکه شهید حاج قاسم سلیمانی به کلی در ارتش سوریه تحولات اساسی ایجاد کرده و آن ارتش پیر و کهنه را به ارتشی جوان و توانا تبدیل کرده است؛ باید معلوم شود آن ارتش چه اندازه خودش بنا دارد در این صحنه فعّالانه به میدان بیاید. همانطور که حزب الله در شرایطی آتش بس را پذیرفت که شرایط دفاع حماس در غزه طوری شکل گرفته که بحمدالله اسرائیل مجبور است با غزه با همه محدودیتی که دارد، بدون هیچگونه پیروزی که برای اسرائیل پیش بیاید؛ آتش بس را بپذیرد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «هر جا پا بگذارید به عنوان انسانهای معمولی برای آینده مشکل دارید» این جمله توی صوت چه نیازی به نبی گفتین. این جمله رو درست متوجه نشدم حتی صوت رو هم پس و پیش کردم ولی متوجه نشدم. میشه واسم توضیح بدین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر ما خود را ذیل هدایت الهی به نور نبوتِ نبیّ حاضر نکنیم و به عنوان انسانی باشیم که گمان میکند با فکر خود می تواندزندگی را ادامه دهد، تجربه نشان داده است که حتماً به مشکل میافتد و به همین جهت بشر نیازمند حضور پیامبران میباشد. موفق باشید
با سلام و خدا قوت: کتاب ده نکته که به زبان نوجوان بازنویسی شده، بسیار کتاب ارزشمند و نیاز شدید قشر نوجوان ماست. بنده معلم قرآن دبیرستان هستم و این نیاز بچه ها رو از نزدیک لمس کردم. خدا قوت میگم و استدعا دارم در این زمینه باز هم بزرگواران کار کنن و تبلیغ کنن تا آن شاالله تشنگان سیراب شوند. فقط یک سوال: این کتاب رو از چه سنی با بچه ها میشه شروع کرد؟ حداقل و حداکثر سن رو بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید استادی که مباحث «معرفت نفس» را میشناسد مطالب آن کتاب را برای نوجوانان و جوانان در میان بگذارند. خوبیِ آن کتاب آن است که با تصاویری که مؤلف محترم در تهیه و تنظیم آنها به میان آوردهاند؛ کار را بهتر جلو میبرد در حدّی که حتی نوجوانان میتوانند متوجه ابعاد مجرد خود بشوند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد وقتی خدای متعال تا این حد به جریان باطل اذن و اجازه داد که با امام معصوم و قطب عالم امکان یعنی سالار شهیدان آن گونه رفتار کنند و به آن شکل عجیب ایشان و اولاد و اصحابش را به شهادت برسانند و بعد بر بدن چاک چاک و سراسر زخمی و خونین و عریان و بی سر او آنگونه اسب بتازند، دیگر اگر تمام مسلمین و شیعیان و فرزندان حزب الله هم بر چوبه های دار بروند هیچ جای تعجب نیست. درست است که امروز استکبار و اسراییل درست همان احساسی را دارند که یزید و عمر سعد و ابن زیاد و...بعد از شهادت سیدالشهداء «علیه السلام» داشتند، ولی ای کاش ما هم در این قطعه از تاریخ، همان احساسی را داشتیم که زینب کبری «سلام الله علیها» داشت که با کمال متانت و شجاعت فرمود: «ما رأیت الا جمیلا»! ۱. استاد در روز عاشورا چه چیزی از افق قلب حضرت زینب کبری ظهور کرد و جان او را در برگرفت که فرمود: ما رأیت الا جمیلا؟ ۲. پرسش دیگر اینکه چرا خدای متعال تا این اندازه به استکبار و وحوش صهیونیستی اذن داده تا در درّندگی و جنایت و خباثت پیش روی کنند؟ این جنایات تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! سخن، همان سخنی است که در رابطه با «جایگاه درک تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیهالسلام» و در رابطه با بصیرت تاریخی حضرت زینب «علیهاالسلام» گفته شد که چگونه عدهای مفتخر شدند با شهادت خود و با پیام خود پیچیدهترین نقشههای شیطان را خنثی کنند. کانال «بشنو از زن» https://eitaa.com/ziafat_andishe در مورد حضرت زینب «سلاماللهعلیها» متذکر نکات خوبی شدهاند. ۲. به این نکته فکر کنید که چگونه عدهای با شهادت خود، پیچیدهترین نقشههای شیطان را خنثی میکنند به طوری که به گفته جناب مولوی: «در جهان جنگ این شادی بس است / که برآری بر عدو هر دم شکست» حتی به قیمت شهادت و اسارت طولانی شهید یحیی سنوار. موفق باشید
سلام و نور خدمت استاد عزیز: استاد خواستم در جهت علوم قرانی که برخی افراد ادعا میکنند با توجه به نام فرزند و مادر میتوان عدد هر نامی را دراورد که در کدام طبقه ظلمانی و نورانی قرار دارد و بر طبق آن میتوان سن ازدواج، عدد موفقیت، عدد حصار، عدد سرنوشت را بدست آورد و برهمین اساس میتوان طالع بینی کرد. آیا درست است؟ واقعا چنین چیزی صحت دارد؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این حرفها قابل اعتماد نیست. موفق باشید
استاد معظم این عبارات نورانی حضرت محی الدین چقدر حقیقت آیات نورانی قرآن را برایم روشن ساخت، چند روز است محو این حقایقم و اشک و لبخند توامان دارم، تنها یک سوال برایم مانده و آن اینکه چرا مخالفین متوجه زبان خاص و شعرگونه ی عرفای الهی نمیشوند، چرا نمیخواهند از ظاهر گذر کرده و با رویت نور باطن، خود را سیراب کنند؟ چرا متحجرانه رفتار میکنند؟ چرا عادت دارند زمان شناس نباشند و خون به دل علما و عرفان کنند؟ این را نمیفهمم، مگر این ها جانشان تشنه نیست؟ چرا خود را سیراب نمیکنند؟ « وترا بشفاعة أرحم الراحمين من جهنم ظاهر السور إلى جنة باطنه فإذا وقع الجدار و انهدم السور و امتزجت الأنهار و التقت البحران و عدم البرزخ صار العذاب نعيما و جهنم جنة فلا عذاب و لا عقاب إلا نعيم و أمان بمشاهدة العيان و ترنم أطيار بألحان على المقاصير و الأفنان و لثم الحور و الولدان و عدم مالك و بقي رضوان و صارت جهنم تتنعم في حظائر الجنان و اتضح سر إبليس فيهم فإذا هو و من سجد له سيان فإنهما ما تصرفا إلا عن قضاء سابق و قدر لا حق لا محيص لهما عنه فلا بد لهما منه و» به شفاعت الرحمن الراحمین از جهنم ظاهر سور به بهشت باطنی-باز خواهد گشت و چون دیوار افتاد و سور منهدم گردید و رودها امتزاج یافتند و دو دریا به هم رسیدند و برزخ معدوم گشت، عذاب، نعیم می گردد و دوزخ بهشت می شود، پس نه عذابی می ماند و نه عقابی، جز نعیم و امان، به مشاهده عیان و ترنم مرغان خوش آواز از کنگره کاخ های بهشت و شاخه های درختانش، و بوسیدن حوران و وِلدان در آن هنگام مالک (فرشته ی دوزخ) نابود می شود و رضوان (دربان بهشت) و دوزخ در حظائر بهشت به تنعم و خوشگذرانی می پردازد و راز ابلیس آشکار می شود، در آن وقت ابلیس و آنکه برایش سجده صورت گرفته (آدم) برابر می شوند، چون آن دو جز قضای پیشین و قدر پسین را اجرا نکردند (یعنی ابلیس در ابای از سجده و آدم در خوردن از درخت) آن دو را گریزی و گزیری از آن نبود و ناگزیر از انجامش بودند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند در سخنان ابن عربی نکاتی است باریکتر از مو. حتی در مورد همین نکته که میفرمایید بزرگان معرفت نکاتی دارند مبنی بر اینکه گمان نشود آنهایی که هیچ نسبتی در دنیا با حضرت ربّ العالمین نداشتهاند و گرفتار شرک محض بودهاند؛ از محرومیتهای جهان ابدی در اماناند. موفق باشید
تک بیتی نو: چه اختیار؟ که ما مثل قاصدک بودیم وزید باد بهاری درآمدیم به رقص...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و حضور به گفته جناب حافظ: «در همین کنج خرابآباد». اگر بپذیریم همین حضور نوعی زندگی است و زندگی را میگشاید. زیرا او بالاخره ما را در این کنج خرابآباد جای داد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: با توجه به روایتی که از امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» نقل شده است که فرموده اند: «إنّ اليومَ عَمَلٌ و لا حِسابَ، و غَدا حِسابٌ و لا عَمَلَ»، ۱. جایگاه اعمال افرادی که در همین دنیا تا حدی برزخی شده اند چگونه خواهد بود؟ ۲. تفاوت این افراد با کسانی که از دنیا رفتهاند و وارد برزخ شده اند چیست؟ ۳. بالاخره بزرگانی که در مورد ایشان گفته شده از جوانی برزخی شده اند، آیا در همین دنیا مشغول عمل هستند یا حساب؟! چون در روایت می فرماید: غَدا حِسابٌ و لا عَمَلَ. پس این اعمالی که از ایشان مشاهده می شود چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین دنیا قیامتی شدهاند. ۲. در برزخ حضور بیشتری نسبت به خود پیدا میکند. ۳. همین امروز تا حدی برکات کارهای خوب خود را احساس مینماید. موفق باشید
سلام علیکم: از پاسخ شما به سوال 38616 برای بنده این سوال پیش آمد که: چگونه است که علی (ع) میفرماید: من چیزی را ندیدم مگر آنکه قبل آن و.... الله را دیدم؟ اینجا حضرت از دیدن الله سخن به میان آورده اند نه دیدن رب؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه نظر کنید که حضرت الله را همان ربّ عرش عظیم متذکر می شود و می فرماید: «حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ». موفق باشید
سلام علیکم: در پاسخ به پرسش 38481 تلویحا و یا شاید صراحتا پرسشگرانی که در سوالات قبلی سوالاتی راجع به منصور و عین القضاه مطرح کرده بودند را ضد انقلاب های شاگردنمای خویش معرفی کردید، اولا بنده برخی از آن افراد را میشناسم و آثار حضرتعالی را هزاران ساعت-نفر مباحثه کرده ایم، که نه ضد انقلابند بلکه بیش از برخی مدعیان برای انقلاب هزینه داده و میدهند و نه شاگردنما، اتفاقا برخیشان نیز به آثار حضرتعالی بلکه به آثار و سیره ی منصور و مولانا بیش از من مسلطند، آنچه که در آن پرسش فرمودید به نظرتان صحیح بوده؟ حتی برخیشان میگفتند نسبت به این داستان اعتراض کردند اما سوالات از سایت حذف شده. اگر حجتی برای آن جواب داشته اید دلیلی ندارد سانسور، اگر نداشته اید، توبه ی خطای علنی پذیرش خطای علنی ست. کدام یک؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شد ورود به این مسائل عرض عریضی دارد و در محدوده سؤال و جواب سایت نمی گنجد. پیشنهاد بنده آن بود که رفقا به این راحتی ها در مورد آن افراد قضاوت نکنند و شاهد امر را سخن حضرت امام خمینی آوردم که در کتاب «سرّ الصلواۀ» توصیه می فرمایند به این راحتی ها کلمات آن افراد را حمل بر کفر ننمایید. موفق باشید
سلام: سوره ای را از هوش مصنوعی خواستم همانند قرآن مجید بنویسد: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا خَلَقْنَا الإِنْسَانَ مِنْ طِينٍ يَابِسٍ، وَجَعَلْنَا لَهُ قَلْبًا نَابِضًا وَعَقْلًا مُتَفَكِّرًا، لِيَتَدَبَّرَ فِي آيَاتِنَا وَيَفْهَمَ حِكْمَتَنَا. فَسُبْحَانَ الَّذِي أَحْكَمَ كُلَّ شَيْءٍ وَجَعَلَ كُلَّ شَيْءٍ بِقَدَرٍ، إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. سوال با توجه به اینکه هوش مصنوعی در گام های ابتدایی است و چنین متنی را نگاشته است سوال این متن طلیعه ای نیست که در گام های بعد مشابه قرآن مجید را بنویسد و اگر چنین شود بحث تحدی چه می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در قرآن در «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» میباشد آن هم با انسجامی که یک سوره دارد. اینکه چند جمله شبیه قرآن بیاوریم که حکم آوردن سوره را ندارد! تازه همه آنها هم که آورده است تقلید از خود آیات قرآن است. موفق باشید
