بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض خدا قوت خدمت شما و آرزوی سلامتی برای شما عزیزان و استاد گرانقدر و بسیار عزیز و محترم: سؤالی دارم خدمت استاد عزیز: خوب اکنون که دارم این سؤال رو طرح می‌کنم و سؤالی است که چندین سال هست در ذهنم همیشه هست، روز انتخابات مرحله ی دوم هست و خود هم همچون دور اول رأیم را با قاطعیت به دکتر سعید جلیلی داده ام و از این حیث خوشحال بوده و خیالم راحت است از انتخاب آگاهانه و همچنین ادای تکلیفی که داشته ام. نمی دانم فردا چه کسی انتخاب خواهد شد اما چیزی که هست به نظرم می رسد در این سالیان اخیر و همین طور امسال، خوب درسته که در ایام انتخابات رقبا و هواداران کاندیداهای مختلف همگی شاید به نوعی روی ضعف های رقیبان خود تمرکز نموده و از روش های مختلف و نقدهای مختلف استفاده می کنند تا خود را موجه تر و مناسب تر در انظار عموم جلوه دهند، خوب در همه جای دنیا هم همینطور هست در دنیای امروز... اما چیزی که برایم سؤال هست اینکه در مملکت ما که می گوییم شیعه و الگویمان همیشه اهل بیت (ع) هست و حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) ... خوب شاید از طرف رقبای ما که گرایش به غرب دارند از نظر برنامه و اجرا و ... اگه تخریب و احیانأ انتقادهای غیرمنصفانه صورت گیرد انتظار کمتری هست ولی اینکه عزیزان انقلابی و مرجع ها یا رسانه ها و افراد انقلابی این نوع از نسبت دادن ها و تخریب ها و انتقادهای این چنینی که رقیب را در حد دشمن و منافق و همراه دشمن قلمداد کردن آیا درست هست؟ آیا این نوع از رفتارهای تخریب گرانه در منظر عموم جامعه باعث رواج بداخلاقی ها و اختلاف ها در سطح جامعه و بدبینی نسبت به مسؤلین نمی شود؟ آیا همین اتفاق باعث این همه عدم اعتماد مردم و ایجاد سیاهی نمایی در جامعه و رواج بی اعتمادی نشده که ثمره ی آن این کمتر شدن سال به سال مشارکت و اقبال مردم به انتخابات ها گشته؟ خوب همه این رؤسای جمهور و مسؤلین بلند پایه که در این چند دهه همگی کسانی بودن که در انقلاب نقش داشتن و سالها در مناصب مختلف نظام و همراه نظام بوده اند و از فیلتر‌های مختلف صلاحیتی گذشته اند و با وجود اینکه از سوی نظام طرد شده اند و محکوم شده اند اما باز در انتخابات های مختلف و از جمله همین انتخابات به پای صندوق های رأی آمده و انبوهی از رأی دهندگان را هم با خود جذب انتخابات و مشارکت در آن کرده اند و این یعنی اینکه همچنان به اصل نظام پایبند هستن و گرنه مثل خیلی از اپوزیسیون خارج از کشور که همیشه مردم را ترغیب به براندازی و عدم شرکت در انتخابات می نمایند اینان هم همین کار را می کردند ولی ... چرا با همه این اوصاف ما انقلابی ها و رسانه های انقلابی در این حد از بدبینی و سوء ظن در زمان انتخابات آنها را تا حد دشمن و جاسوس (!) در اذهان ملت یاد می نماییم.‌ مثلاً در همین دور اول کاندید منتسب به جریان اصلاحات نفر اول شد و بیش از ۱۰ میلیون رأی کسب کرد. سؤال این جاست که آیا این نسبت دادن اتهاماتی مثل جاسوس و دشمن و از این قسم... آیا نوعی عدم احترام به رای ۱۰ میلیون هموطن و رأی آنها نیست؟ آیا این باعث بدبینی بیشتر مردم نسبت به مسؤلین نمی شود؟ باعث اختلافات مختلف و ایجاد دو قطبی ها نمی شود؟ لطفا شما استاد گرامی معیار و ملاک درست اخلاقی در این زمینه را مطابق سیره اهل بیت (ع) و آنچه درست و الگو هست و جامعه ساز می باشد را بفرمایید. خیلی ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب متوجه شده‌اید که ما نباید آنانی که به نحوی خود را متعلق به انقلاب و رهبری می‌دانند هرچند از نگاه سیاسی و عقیدتی همراه ما نیستند را نفی کنیم مگر آن‌که با گفتگویی که با آن‌ها پیش می‌آوریم متذکر حقیقتی شویم که بعضاً گُم می‌شود و روش رهبر معظم انقلاب در این رابطه بسی حکیمانه است و مطمئن باشید اگر درست عمل کنیم بسیاری این افراد که به ظاهر با ما یگانه نیستند، یگانه خواهند شد. قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ» خوبى و بدى برابر نيستند. همواره به نيكوترين وجهى پاسخ ده، تا كسى كه ميان تو و او دشمنى است چون دوست مهربان تو گردد. موفق باشید

37762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد عزیز این ذهن ناخودآگاه که در علم روانشناسی می گویند در بحث وجودی چه نام دارد که در این علم به این اسم باب شده و اینکه به نظر شما راه کنترل و اصلاح آن چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این اصطلاح، مخصوص همان علم روان‌شناسی است. در موضوع معرفت نفس، نفس مراتبی دارد که بعضی آن مراتب، مافوقِ نسبت نفس است با امور محسوس. شاید بتوان گفت آن نوع نسبتی که نفس با آن امور دارد به یک معنا چون خود نفس اراده و انتخابی در کسب آن نداشته، برای آن ناخودآگاه به حساب آید. ولی چنانچه انسان در مراتب نفس خود حاضر شود هر مرتبه‌ای از آن جای و جایگاهی دارد، دیگر واژه «ناخودآگاه» در آن‌جا معنا ندارد. موفق باشید

37642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عنوان: «درک نیروی غیبی انقلاب» با سلام و احترام: چند روز قبل به زیارت مرقد امام خمینی (ره) رفتم. بسیار راغب به این زیارت بودم. خیلی قبل هم رفته بودم. وقتی هنوز ضریح در وسط بود و فقط دیوارهای دورش را گچ کرده بودند. ساختمان تزئین شده کنونی دیگر هیچ چیز آنجا نه بوی امام می دهد نه بوی انقلاب نه خدا. به بهانه سال عمر امام، سقف فلان متر، به بهانه سال پیروزی فلان و... انقدر بهانه بعد از بهانه که یادشان رفت آبروی انقلاب اسلامی ذبح شده است و اما بعد، هر انسان اندک آگاهی با دیدن ان بنای ناهنجار متوجه مسئولان مقصر بی مسولیت منافق خواهد شد که دیگر نیاز به دشمن بیرونی نیست و تعجب اینجا است که با وجود این همه موریانه، کشتی انقلاب چگونه به جلو می رود؟ شاید این تنها نکته و بزرگترین عبرت زیارت مرقد امام باشد که ان شاءالله وجود آن نیروی غیبی، وحشت کشنده را به دل همه ی معاندان بیندازد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نباید واژه منافق را در این مورد به کار برد. آری! مهم آن است که حضرت روح الله (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در مقابل بشریت راهی را گشودند تا ما بتوانیم به تعالی انسان فکر کنیم. موفق باشید

37215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: استاد من میخوام یه مقاله بنویسم راجع به «امکان دستیابی به تمدن نوین اسلامی از منظر فلسفه اسلامی» سوالئ که برام مطرح هست اینه که آیا اصلا میشه به تمدن نوین اسلامی رسید یا نه؟! علی الظاهر با توجه به متون دکتر داوری همچین چیزی خیلی دور و غیرقابل دسترسی هست، چون تجدد و سنت در مدرنیته در مقابل هم قرار می‌گیرند. لطف کنید به حقیر منبع معرفی کنید کجا میتونم برای این سوالم پاسخ پیدا کنم؟ و آیا شما تمدن نوین اسلامی رو قابل دسترسی و دستیابی می‌بینید؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً همان‌طور که جناب آقای دکتر داوری معتقدند ما به آینده‌ای نظر داریم که «جهان بین دو جهان» است و بدین لحاظ پیشنهاد می‌شود به عرایضی که در کتاب‌های «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» و  «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دين‌داری ما» و «در راستای بنيان‌های حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بين دو جهان» شده است رجوع شود و البته آن کتاب‌ها روی سایت می‌باشد. موفق باشید

37084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام و درود و نور الهی و سپاس تقدیم به شما استاد طاهرزاده مهربان: استاد شما در صوتهای معاد فرمودید که خواب عالمی رو دیدن به معنای آن شخص نیست، بلکه علمیست که از جانب آن عالم به شخص خواب بیننده می‌رسد. من خواب آیت الله خامنه ای مدظله رو دیدم و به من اشاره کردند که نزدیک بیا، رفتم و روبروشون نشستم و دستم رو به ایشون دادم، بعد از لحظه ای خواستم که بی ادبی نکرده باشم و زود بلند شم برم که ایشون دستم رو محکم تر گرفتند و با نگاه اشاره ای کردند که نرو بنشین. این خوابم به چه معناست؟ کاش خدای بزرگ و قادر متعال توفیق دیدار ایشون رو نصیب مون بفرماید. کاش خداوند توفیق معیت وجودی با اهل بیت علیهم السلام رو نصیب مون بفرماید. واقعا دیدن جسمی خیلی لذت داره ولی اگر با همسنخی وجودی همراه باشه، آدم استرس بی ادبی در حضور اولیای خدا رو نداره. یا حق، به امید دیدار. استاد از خدا می‌خوام قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دلتنگ شما باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله زیر سایه رهبر معظم انقلاب که نایب الامام می‌باشند بتوانیم زندگی را ادامه دهیم. ولی بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

36796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد گرانقدر: متشکرم از از این امکان پرسش و پاسخ و وقت و ارزشی که برای مخاطبانتان قائلید. چندی پیش نقل قولی از رهبری در مورد بینوایان ویکتور هوگو بیان کردید (سوال 36364)، در جایی دیگر هم فرموده بودند: «ویکتورهوگو یک حکیم است. ویکتور هوگو یک نویسنده‌ی معمولی نیست. واقعاً به همان معنایی که ما مسلمانان «حکیم» را استعمال می‌کنیم و به‌کار می‌بریم، یک حکیم است و بهترین حرفهایش را در «بینوایان» زده است. «بینوایان» هم یک کتاب حکمت است و به اعتقاد من، همه باید «بینوایان» را بخوانند.» به نظر شما اگر بخواهیم اقتباس امروزی از این اثر جاودان داشته باشیم، مهم ترین محورها در این رمان کدام است که تا این حد این کتاب از نظر ایشان مهم جلوه می کند و نویسنده را تا وصف حکیم بالا می برند. روی چه جنبه ای متمرکز شویم تا آن گوهر اصلی کتاب رو مورد نظر قرار داده باشیم. سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار است. همین اندازه که جناب ویکتورهوگو از طرفی ظلمات زمانه خود را در نظام بوروکراتیک جهان مدرن می‌نمایاند و از طرف دیگر با هنرمندی تمام متذکر می‌شود چگونه می‌توان متوجه ابعاد متعالی انسانِ جدید شد؛ کار مهمی کرده، چگونه از یک دزد خطرناک به نام ژان‌والژان یک انسان بزرگ متولد کرد؟ درک جهان جدید با نگاه ویکتوهوگو بسیار مهم است. موفق باشید

36518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام: گاهی تو بحر زندگی خودم و اطرافیان که میرم می بینم به علت اینکه خیلی چیزها رو شوخی گرفتیم عادی گرفتیم نمیدونم شاید بشه گفت سراپای وجود پر از آتشه حالا مثلا خودم احکام وعقاید را بیشتر رعایت کنم ولی نمیدونم این سهل انگاریه که خیلی زندگی رو شوخی گرفتیم مثل اینکه از اینکه با حرف وعملمون داریم تو جامعه در چه مسیری چه جریانی رو تقویت می کنیم تا عادی شدن فساد و گناه اقتصادی و... استاد گاهی نگاه می کنم میگم بعضی شاید بشه گفت یک مظلومیتی دارند که از روی جهل سراپای وجودش رو آتش می پسنده. استاد در حشر که اولین و آخرین و موثرین در هر کار خلافی آشکار می‌شوند، تکلیف ما چی میشه؟ التماس دعا برای نجات

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازه‌ای که توانسته باشیم در بستر دینداری بدون افراط و تفریط عمل کنیم، در ابدیت خود به درستی و با صفا حاضر خواهیم بود. موفق باشید

36310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من راجع به  قلب می‌خواستم بگم که توی آن روز ها هرچی هست و هر سختی و پوچی که درون من هست همش بازتاب این قلب هست که من دارم. نمیدونم چرا این شکلیه و چرا قلب من که در فصل های پاییز و زمستون مخصوصا باید باهام راه بیاد و از بد بینی و بد نگری ها آزاد باشه تا بتونم راهم رو برم ولی حالا باهام راه نمیاد. انگار که قرآن این روزها شده داروی پر مصرف من و بهش معتاد هستم. ولی در فلسطین و غزه اون پسر بچه ای که نشسته روی آواره ها و خونشون که خراب شده، او آیه رو با اون صوت قشنگ میخونه، انگار اون هست که داره زندگی و قرآن در هر لحظه شده تمام وجودش و هرلحظه میدونه که باید چیکار کنه چون خودش رو گذاشته توی خط مقدم مقاومت و داره برای خودش و بقیه صحنه ی کربلا رو رقم میزنه، داره همونطور که حضرت آقا فرمودند قله رو میزه تا دامنه هم بیاد دستش علم و فناوری به چهار تا مقاله و مقطع نیست بنظرم اگه درست ببینم همین جاست که داره فتح میشه. ولی من باید اینجا بمونم و هیچ وقت نمی تونم به این درجه ای از قلب دست پیدا کنم چون فی قلوبهم مرضا آمده ام. دلم نمی خواد به این صحبت ها وقت بگذرونم دلم میخواد همین هارو که گفتم برای همیشه داشته باشم. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه شود راهی بسی بلند و مهم و پر برکت در پیش است و برای حضور و ورود در آن راه باید توشه راهِ کافی داشت، همت اصلی خود را بر آن می‌گذارد که در اصلاح نفس از یک طرف و نسبت به خدمت به مردم از طرف دیگر، خود را بپروراند. این‌جا است که قلب، گشوده می‌شود و همت‌های انسان، صورت روحانی و معنوی به خود می گیرد. موفق باشید

36235

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا صفات خدا عین ذات خدا می‌باشند و با هم هیچ تفاوتی ندارند؟ یعنی مثلا علم خدا همان وجود خداست و وجود خدا همان قدرت خداست؟ با توجه به اینکه مفهوم علم، قدرت و سایر کمالات با هم متفاوت است چگونه این کمالات در ذات خدا با هم متحد می‌شوند آیا این مطلب از راه عقلی قابل اثبات است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید آری! مفهوم علم غیر از مفهوم حیات است ولی در ذات خداوند که عین وجود است، تنها ما با وجود مطلق روبرو هستیم. موفق باشید

36228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: ببخشید دو سوال داشتم، اولیش: حال روحی خوبی ندارم و در حال رنج و فشار کشیدن هستم‌. حالم رو کنکاش کردم رسیدم به این که احساس می‌کنم به دلیل گفتگو با فردی بی ارزش، خودم بی ارزش شدم و شخصیت و ارزش خودم رو پایین آوردم یا از دست دادم. آیا فکرم درسته؟ و چه کار کنم از این حس رنج نجات پیدا کنم؟ سوال دوم اینه که مدتی است از اینکه کسی در جایی که اغلب روزها رفت و آمد دارم، باهام حرف غیرضروری بزنه به شدت آزار می‌بینم. ممنون میشم جواب دو سؤالم را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر آن همنشینی به معنای همنشینی با افراد بی‌ارزش باشد، آری! به ما توصیه شده است با افرادی مأنوس باشید که ما را به یاد خدا می‌اندازند. حواریون از حضرت عیسی «علیه‌السلام» پرسیدند: «يَا رُوحَ اللَّهِ فَمَنْ نُجَالِسُ إِذاً قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ.» و حضرت فرمودند: کسی که دیدنش شما را به یاد خداوند بیندازد و سخنش بر دانش شما بیفزاید و کردار او شما را به آخرت ترغیب کند. ۲. به ما توصیه شده دل را در جای دیگری حاضر کنیم و در نتیجه دلمان را مشغول سخنان بیهوده افراد نمی‌کنیم به همان معنایی که فرمودند: «دل با یار و دست در کار». موفق باشید

35717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: امیدوارم حالتون خوب باشه. از زحمات شما بسیار تشکر می‌کنم. استاد بنده کتاب خویشتن پنهان و کتاب ده نکته از معرفت النفس رو خوندم. کتاب معرفت النفس و الحشر شما رو خوندم. بسیار عالی بود. در یه جایی شما گفتین هرکس دوسال روی این کتاب وقت بذارد وارد عالم معنویت میشه. سؤالم این‌که چه کار باید انجام بدیم، شما دراین کتاب راه کار ارائه نداده بودین. لطفا بیشتر توضیح بدین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهکار همان توجه به حضور وجودی خود در عالم است امری که در کتاب «چگونگی به فعلیت‌رسیدن باورهای دینی» همراه با شرح صوتی آن بدان اشاره شده. موفق باشید

35698

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. استاد حکم قران سوزی چیه؟ ایا کفاره داره در صورت توبه خدا میبخشه؟ اینایی که تو سوئد این کار رو کردن راه توبه و جبران واسشون هست؟ میتونن جبران کنند؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید فقهای محترم نظر بدهند. خوب است از زاویه دیگر به سؤال و جواب شماره 35703 رجوع فرمایید. موفق باشید

40591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: وقت بخیر. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در مورد لذت های دنیوی در آخرت نوشته اند: «و كوتاه سخن اينكه زندگی دنيا عبارت است از وجود دنيوی انسان، به ضميمه آنچه از خوبيها و بديها كه كسب كرده، و آنچه كه به نظر خودش خيبت و خسران است. در نتيجه در آخرت يا لذائذی كه كسب كرده به او می‌دهند، و يا از آن محرومش می‌كنند. و يا به نعمتهای بهشت برخوردارش می‌سازند، و يا به عذاب آتش گرفتارش می‌كنند. ‏و به عبارتی روشن‌تر، آدمی در بقايش به حسب طبيعت، سعادت و شقاوتی دارد، هم بقای شخصيتش و هم بقای نوعش، و اين سعادت و شقاوت منوط به فعل طبيعی او، يعنی أكل و شرب و نكاح او است، و همين فعل طبيعی به وسيله لذائذی كه در آن قرار داده‌اند آرايش و مشاطه‌گری شده، لذائذی كه جنبه مقدميت دارد. اين به حسب طبيعت آدمی و خارج از اختيار او است. ‏و اما وقتی می‌خواهد با فعل اختياری خود طلب كمال كند، و شعور و اراده خود را به كار بيندازد، موجودی می‌شود كه ديگر كمالش منحصر در لذائذ طبيعی نيست، بلكه همان چيزی است كه با شعور و اراده خود انتخاب كرده است. ‏پس آنچه خارج از شعور و مشيت او است (از قبيل خوشگلی و خوش لباسی، و بلندی و خوش صورتی، و خوش خطی، و سفيدی، و لذت‌بخشی غذا، و خانه، و همسرش و امثال اينها) كمال او شمرده نمی‌شود، هر چند كه نوعی كمال طبيعی هست، و همچنين عكس آن نقص خود او شمرده نمی‌شود، هر چند كه نقص طبيعی هست، هم چنان كه خود را می‌بينيم كه از تصور لذائذ لذت می‌بريم، هر چند كه در خارج وجود نداشته باشد. ‏مثلا مريض با اينكه بهبودی ندارد اما از تصور بهبودی لذت می‌برد، پس همين لذائذ مقدمی است كه كمال حقيقی انسان می‌شود، هر چند كه از نظر طبيعت، كمال مقدمی است‌ ‏حال اگر خدای سبحان اين انسان را بقايی جاودانه بدهد، سعادتش همان لذائذی است كه در دنيا می‌خواست، و شقاوتش همان چيزهايی است كه در دنيا نمی‌خواست، حال چه لذت به حسب طبيعت، و خلاصه لذت مقدمی باشد، و چه لذت حقيقی و اصلی باشد، چون اين بديهی‌ است كه خير هر شخص و يا قوه مدركه و دارای اراده عبارت است از چيزهايی كه علم بدان دارد، و آن را می‌خواهد، و شر او عبارت است از چيزی كه آن را می‌شناسد ولی نمی‌خواهد. ‏پس به دست آمد كه سعادت انسان در آخرت به همين است كه به آنچه از لذائذ كه در دنيا می‌خواست برسد، چه خوردنيش، و چه نوشيدنش، و چه لذائذ جنسيش، و چه لذائذی كه در دنيا به تصورش نمی‌رسيد، و در عقلش نمی‌گنجيد، و در آخرت عقلش به آن دست می‌يابد، و رسيدن به اين لذائذ همان بهشت است، و شقاوتش به نرسيدن به آنها است، كه همان آتش است، هم چنان كه خدای تعالی فرموده: لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها، وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ» (جلد سوم ترجمه المیزان صفحه ۱۷۲) اگر ممکن است فرموده ایشان را کمی شرح دهید. پیشاپیش متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان‌ها همواره به دنبال آن چیزی هستند که در طبیعتِ عادی خود دوست دارند. حال اگر در مسیر طبیعی در دینداری حاضر شوند همان‌هایی که در دنیا می‌خواستند، می‌یابند و بهشت نصیب‌شان می‌شود مگر آنکه به گفتۀ علامۀ طباطبایی: «‏و اما وقتی می‌خواهد با فعل اختياری خود طلب كمال كند، و شعور و اراده خود را به كار بيندازد، موجودی می‌شود كه ديگر كمالش منحصر در لذائذ طبيعی نيست» و باید بین این دو انسان و این دو نوع سرنوشت، فرق گذاشت. موفق باشید

40195
متن پرسش

سلام علیک و رضوانه بسمه و جماله و جلاله: به نظر این حقیر رسید تا طرحی را در تهدیدهای ددمنشانه حیوانی «ترامپ» و «نتانیاهو» مبنی بر ترور حضرت «آیت الله خامنه ای حفظه الله» با استاد عزیز در میان بگذاریم تا هم در سایت دیده شود و شاید با خواندن دوستان نقطه های ضعف آن اصلاح و افزوده های غنی بر آن تحمیل شود و به عنوان یک مطالبه و طرحی «اجتماعی» «فرهنگی» برای باز تولید اینچنین برای روزهای پیش رو و تهدیدهای اینچنینی به میدان بیاییم و با گفت و گو و تفکر راه هوایی را پیش روی جبهه ی فعال و میدان جنگ رسانه ای و خنثی سازی تهدید و ترغیب دشمن شویم. پیش از آنکه دیر شود. «حوزه علمیه میراث دار جهاد و شهادت» به نظر می رسد «حوزه» بایست ظرفیت و توان خودش را در زمانه ی جنگ بر اساس میراث گذشته ی حوزه به میدان بیاورد و به جای رصد و صرف «تبلیغ» و «تبیین» میدان، همچون گذشته ی تاریخی خود «میدان ساز» و «میدان دار» هم بشود. هم تیغ «دشمن» را کند کند و هم شمشیر «دوستان» را تیزتر و به نظر می رسد در این راستا و از پی تهدید دشمن رذل و حقیر جمهوری اسلامی ایران و تهدید علنی ترور حضرت «آیت الله خامنه ای (حفظه الله)» در سیره ی عینی و عملی، میراث گذشته ی خود را باز طراحی کند و مرجعیت جهان اسلام از حوزه ی نجف و قم را در حمایت تمام قد از قامت بلند فرماندهی امروز «جبهه ی مقاومت» همچون تاریخ شاهنشاهی در تهدید جان و تبعید امام خمینی (ره) در یک ائتلاف دینی و حمایت تمام قد به میان بیاورد و اقدام به یک حمایت در کسوت مرجعیت دینی از عالم و جهان اسلامی کند. این اقدام همان باز طراحی و بازسازی میراث حوزه در تاریخ نفی استبداد و استکبار است که ریشه در قرن ها تاریخ دینی و اسلامی دارد. امروز نیازمند فعالیت «حوزه علمیه» در ترسیم میدان هایی نو با تکیه بر ریشه های تاریخی آن و سرمایه های زعامت و مرجعیت دینی هستیم. این «مطالبه» در امتداد، جریان سازی و تهییج و ترغیب مرجعیت دینی در نسبت تاریخ سیاسی حوزه و روحانیت است که مرجعیت از قدیم پرچمدار آن بوده است. چرا امروز همان «اجماع» و «حمایت» تمام قدی که در زمان حکومت پهلوی علیه امام، و تهدید و تبعید او پیش آمد امروز در حمایت از حضرت آقا صورت نگیرد؟ خطر تهدید بر رهبری امروز انقلاب کم از دیروز نیست اگر بیش تر نباشد. «حوزه» در شرایط امروز باید میدان داری کند و در ساخت و باز سازی طرح هایی نو برای وسعت و گشودگی جبهه ی مقاومت و عزّت اسلام «پیش دستی» و «نو آوری» کند. و این دور از دسترس و انتظار نیست تا یخ مرجعیت دینی پر است از این دست حماسه و میدان داری برای حفظ و استمرار اسلام.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌های علمیه امروز هم همانند گذشته به همان صورت در حمایت از رهبر انقلاب یک صدا در میدان هستند. در رابطه با آنچه می‌فرمایید به این نکتۀ مهم بیندیشید که حضرت حق می‌فرماید: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُونَ» (منافقون/8) و مطمئن باشید هر حرکتی که دشمنان اسلام در راستای عزت‌بخشیدن به خود و تضعیف جبهۀ حق که امروز، کشور ایران نمادِ آن است باشد؛ شکست می‌خورد و نه‌تنها شکست می‌خورد بلکه بر حقارت خود که زمینۀ حقارت جهان استکبار است، می‌افزاید و در راستای آن حقارت، عزت اسلام بیش از پیش نمایان می‌شود. نمونۀ آن را در به آتش‌کشیدن و تجاوز به مرکز صدا و سیما ملاحظه نمودید و آن حماسه‌ای که خانم سحر امامی نشان دادند. این یک قاعده است و مسلّماً و مطمئناً دشمن شما در هر حرکتی که در مقابل ایرانِ اسلامی پیش بیاورد زمینۀ تحقیر بیشتر خود را و امکان عزت ما را فراهم می‌کند و در هر مورد باید به این قاعده و این سنت فکر کرد که حقیقتاً خداوند در حال حاضر شرایط عزتمندشدنِ هرچه بیشتر اسلام را از طریق انقلاب اسلامی فراهم کرده است و به گفتۀ سؤال شماره 40196 کاربر محترم «باید به طلیعۀ بعثت انسان در این میدان نظر کرد». موفق باشید                

39834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بنده این متن را از هوش مصنوعی دیپسی گرفتم. سوالی که بنده دارم آیا این متن صحیحه که به من داده. و بیماری فلج هم می‌تونه بخاطر عدم تدبیر نفس باشه؟ میگه که: نفس ناطقه به عنوان «مدیر» بدن عمل می‌کند و با استفاده از قوای طبیعی (مانند قوهٔ هاضمه، حاسه، و محرکه) تعادل بدن (مزاج) را حفظ می‌کند. هرگونه اختلال در این مدیریت، به هم خوردن تعادل اخلاط (سودا، صفرا، بلغم، خون) و در نتیجه بیماری می‌انجامد. آیا بیماری فلج از بلغم میاد؟ و توضیح داد که در فلسفه و عرفان اسلامی، مسئلهٔ رابطهٔ نفس ناطقه (روح عقلانی) با بدن و نقش آن در تدبیر امور جسمانی، یکی از محورهای مهم است. استاد طاهرزاده در تبیین این موضوع، بر پایهٔ آموزه های حکمت متعالیه و عرفان شیعی، به این نکته اشاره می‌کند که اولیای الهی (مانند انبیا، ائمه، و عارفان کامل) به دلیل کمال نفس ناطقه و اتصال به منبع وحی و فیض الهی، در تدبیر بدن هیچ مشکلی ندارند و از بیماریهای ناشی از عدم مدیریت نفس مصون اند. برای درک این دیدگاه، باید مفاهیم زیر را به تفصیل بررسی کرد: ۱. نفس ناطقه و جایگاه آن در حکمت اسلامی تعریف نفس ناطقه: نفس ناطقه (یا روح انسانی) در فلسفهٔ اسلامی، همان جوهر مجردی است که مسئولیت ادراکات عقلی، اراده، و مدیریت قوای بدنی را بر عهده دارد. این نفس، برخلاف نفس نباتی و حیوانی، توانایی تعقل، اختیار، و ارتباط با عوالم غیبی را دارد. تدبیر بدن: نفس ناطقه به عنوان «مدیر» بدن عمل می‌کند و با استفاده از قوای طبیعی (مانند قوهٔ هاضمه، حاسه، و محرکه) تعادل بدن (مزاج) را حفظ می‌کند. هرگونه اختلال در این مدیریت، به هم خوردن تعادل اخلاط (سودا، صفرا، بلغم، خون) و در نتیجه بیماری میانجامد. ۲. منشأ بیماریها از منظر حکمت اسلامی. عدم تعادل در تدبیر نفس: بیماریها در بدن اغلب ناشی از دو عامل است: ۱. عوامل خارجی (مانند ویروسها، تغذیهٔ ناسالم). ۲. عوامل داخلی (ضعف نفس ناطقه در مدیریت قوای بدنی). استاد طاهرزاده بر عامل دوم تأکید دارد؛ یعنی اگر نفس ناطقه به دلیل نقصان اخلاقی یا عقلی نتواند قوای شهوانی، غضبی، و وهمی را کنترل کند، این قوا بر بدن مسلط شده و بیماری ایجاد می‌کنند. رابطهٔ نفس و بدن: در حکمت صدرایی (ملاصدرا)، نفس و بدن رابطهٔ اتحادی دارند؛ یعنی نفس در عین تجرد، به بدن تعلق دارد. بنابراین، هرگونه نقص در سلوک معنوی نفس، مستقیماً بر بدن تأثیر می‌گذارد. برای مثال، غم و اضطراب (بیماریهای نفسانی) می‌تواند به زخم معده یا فشار خون (بیماری جسمانی) تبدیل شود. ۳. مصونیت اولیای الهی از بیماریهای ناشی از عدم تدبیر: استاد طاهرزاده با استناد به آیات قرآن، روایات، و آرای عرفا، مصونیت اولیای الهی را در چهار محور توضیح می‌دهد: الف. **کمال نفس ناطقه: - اولیای الهی به دلیل تزکیه نفس (خودسازی) و تقویت عقل عملی و نظری، به مرحله ای از کمال رسیده اند که نفسشان هیچگونه نقصان یا غفلتی در مدیریت بدن ندارد. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» (هر کس خود را بشناسد، پروردگارش را می‌شناسد). این شناخت نفس، به معنای تسلط کامل بر قوای بدنی و نفسانی است. ب. اتصال به منبع فیض الهی: اولیای الهی به دلیل ولایت تکوینی, از علم و قدرتی برخوردارند که مستقیماً از خداوند نشئت می‌گیرد. این اتصال، باعث می‌شود تدبیر بدنشان نه بر پایهٔ قوای محدود انسانی، بلکه با هدایت الهی انجام شود. - قرآن می‌فرماید: **«أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»** (سورهٔ یونس، آیه ۶۲). این آیه نشان می‌دهد اولیای خدا از هرگونه اضطراب و حزن (که منشأ بیماریهای جسمانی اند) مصون اند. ج. حفظ تعادل مزاجی توسط عنایت الهی: - در پزشکی قدیم اسلامی، سلامت بدن به تعادل اخلاط چهارگانه وابسته است. اولیای الهی به دلیل عنایت خاص خداوند، همواره در حالات اعتدالی قرار می‌گیرند. حتی اگر عوامل خارجی (مانند ویروس) به بدن آنها آسیب برساند، این آسیب به سرعت توسط نفس ناطقهٔ قدرتمندشان دفع می‌شود. - مثال تاریخی: در روایات آمده است امامان شیعه (ع) با وجود مواجهه با سموم، به دلیل قدرت نفسانی، دچار مرگ طبیعی نمی‌شدند، بلکه به شهادت می‌رسیدند. د. نفی تعلق به دنیا و شهوات: - بیماریهای ناشی از عدم تدبیر نفس، اغلب ریشه در تعلقات دنیوی (حرص، حسد، شهوت) دارند. اولیای الهی به دلیل ترک تعلقات و رسیدن به مقام «فنا فی الله»، از این امور منقطع شده اند. - امام علی (ع) می‌فرماید: «مَنْ تَخَلَّى مِنَ الدُّنْیَا أَصْحَبَهُ الْعِصْمَهُ» (هر کس از دنیا دل بکند، مصونیت می‌یابد). این مصونیت شامل سلامت جسمانی نیز می‌شود، زیرا نفسِ آزاد از تعلقات، بهتر می‌تواند بدن را مدیریت کند. ۴. تفاوت اولیای الهی با انسانهای عادی: - در انسانهای عادی، نفس ناطقه تحت سلطهٔ قوای پایینتر (شهوت، غضب، وهم) قرار دارد. این سلطه، باعث می‌شود تدبیر بدن با خطا همراه باشد و بیماریها پدید آیند. - اما اولیای الهی با تمرکز بر عقل قدسی، قوای پایینتر را به خدمت می‌گیرند، نه بردهٔ آنها. برای مثال، شهوت در وجود آنها نه برای لذت طلبی، بلکه برای حفظ نسل و تعالی معنوی به کار می‌رود. ۵. نقد و بررسی: - این دیدگاه مبتنی بر نگرش کلنگرانه به انسان است که سلامت جسم و روح را جدا از هم نمی‌داند. - در دنیای مدرن، برخی این نظریه را با مفاهیم روان تنی مقایسه می‌کنند، اما تفاوت اصلی در منشأ الهی و متافیزیکیِ سلامت اولیاست. نتیجه گیری: از نظر استاد طاهرزاده، اولیای الهی به دلیل کمال نفس ناطقه، اتصال به فیض الهی، و رهایی از تعلقات دنیوی، در تدبیر بدن هیچ مشکلی ندارند. این مصونیت، نه به معنای عدم مواجهه با بیماریهای خارجی، بلکه به معنای حفظ تعادل درونی و دفع سریع اختلالات است. این دیدگاه، ترکیبی از فلسفهٔ اسلامی، عرفان، و پزشکی سنتی است و بر نقش محوری «تهذیب نفس» در سلامت انسان تأکید می‌کند. ممنون که وقت گرانبهاتونو در اختیار ما قرار میدید. خدا خیر دنیا و آخرت بهتون بده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده متذکر نکات خوبی شده و در رابطه با نگاه بنده مطالب، در کلیّت آن همان مطالبی است که بنده عرض کرده‌ام مگر در پزشکی سنتی که بنده هیچ تخصصی ندارم. موفق باشید

39759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: تهنیت سال نو و تسلیت شهادت مولا امیر المومنین. در تفسیر سوره زمر، آیه ۳، مبنی بر دروغ بودن ادعای آنانکه به غیر حق توجه دارند و در عین حال آن را برای نزدیکی به حق، توجیه می کنند، فرمایشات بسیار متینی از استاد شنیدم. با اینحال ابهاماتی هم برای من وجود دارد: ۱. اکهارت تول در کتاب «نیروی حال» بحثی را در باره واژه «خدا» و «هستی» طرح می کند که در ظاهر امر با سیاق آیه مطابقت دارد، گرچه گذاشتن نام دروغ بر آن آسان نیست. ایشان بدون انکار «خدا» می گوید این واژه بسیار دستمایه سوء استفاده بوده و هست و ترجیح می دهد که از واژه «هستی» استفاده کند. ولی نکته عجیبی را ذکر می کند: مفهوم بی حد و کرانه «خدا» اساسا توسط ذهن (نفس) به سطح یک شکل محدود و غیر واقعی تقلیل پیدا می کند و بعضا در قالب «خدای من و ما» موجبات تضادها و کشمکش های بیشمار در تاریخ میان انسانها شده و می شود. حال آنکه «هستی» - به مفهوم وجود مطلق که اتفاقا با تعریف استاد هم از خدا همسو و هم معنی است - چنین نیست و ذهن (نفس) هیچگاه از هستی شکل فرو کاسته ای را تصور نمی کند و هیچوقت هم به صورت انحصاری به آن نمی پردازد و عبارت «هستی من یا ما» دور از ذهن است. بر من منت می گذارید اگر توضیحی در این زمینه بفرمایید. 95546

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه می‌فرمایید نکتۀ بسیار مهمی است از آن جهت که واژۀ «خدا» به عنوان اُبژه به میان می‌آید و در آن صورت، حقیقتاً آن «خدا» خدای پیامبران نیست، بلکه مفهومی است ذهنی. و به نظر بنده نیز باید برای احیای دینداری نسبت به این نکته حساس باشیم به همان معنایی که جناب مولوی می‌فرماید: «بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری / هر روز مرا تازه خدای دیگری هست». شاید همۀ کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را تذکر به همین نکته دانست. موفق باشید

39738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی سلام علیکم: این بهار را از خداوند عید و بهار حقیقی خواستاریم با پیروزی کامل این اسلام عزیز بر دشمنانش که ان شاءالله خداوند این جنگ طولانی را به پیروزی تمام به طلوع خورشید اسلام برای ما اراده فرمایند. خدایا نمیشه! مگه میگذره آدم از دینی که زندگیشه؟ خدایا خودت صاحب زمان ما را ظهور ده. استاد عزیز این عید را پیشاپیش بر اهل انقلاب اسلامی تبریک عرض می‌داریم توجه به این چند بیت شعر از جناب مولوی «پشت جهان دیده‌ای روی جهان را ببین / پشت به خود کن که تا روی نماید جهان / ای قمرِ زیر میغ! خویش ندیدی، دریغ ! / چند چو سایه دوی در پی این دشمنان؟» و می‌دانم خود را آنطور که شایسته است در زندگی حقیقی یافتن، با ظهور آن انسان کامل ممکن است و چاره ای نیست مگر با شکست نهایی ظاهر و باطن دشمنان یعنی آمریکا و اسرائیل، خدایا این هدیه را بر ما ارزانی فرما و بهار را تحقق فرما و این اسلام را پیروز گردان که ما از اسلام جز اسلام زندگی شونده، چیزی نمی‌خواهیم بحق خودت ای خدای یگانه زنده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با این بهاری که رو به سوی ما کرده، در واقع این خداوند است که از پشت دیوارهای زمستان، خود را در آینۀ حیات طبیعت به ظهور آورده و بنده نیز چنین مواجهه‌ای را که می‌توانید با بهار داشته باشید تبریک عرض می‌کنم. تبریک به جهت آن که انسان متوجه شود هر حضوری و ظهوری که از طریق حضرت ربّ العالمین پیش آید، آغوش ربوبیت اوست تا ما حیات خود را در نسبت با حضرت ربّ العالمین تجربه کنیم در آن صورت همیشه هر موقعیتی می‌تواند برای ما بهار باشد. موفق باشید

39733

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیزم که سالیانی متمادی به توفیق الهی در حدّ بضاعت مزجاة خویش از مشکات سیمایش اقتباس نور کرده ام. استاد عزیزم سؤال بنده به صورت کوتاه و مختصر این است که بنده با توجّه به شغل خودم که فرهنگی می‌باشم اگر در کلاس بگویم که دانش آموزان برای شادی روح همهٔ اموات و شهدا از زمان حضرت آدم تا الآن و سلامتی همهٔ زندگان روی کرهٔ زمین صلواتی بفرستید آیا از نظر معارف توحیدی و مبانی دینی اشکالی دارد یا خیر؟ البتّه کسانی که عالماً و عامداّ مستحقّ لعن و نفرین الهی شده‌اند در نظرم از این جمع مستثنا هستند. با زبان الکن و گنهکارم دعاگویتان هستم و از وجود عزیزتون التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار سخن ارزشمند و مفیدی است از آن جهت که انسان از آن طریق، جان خود را با همۀ روح‌های متعالی که در گذشتۀ تاریخی در صحنه بوده‌اند، مرتبط می‌نماید. موفق باشید

39543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: در قرآن آمده است که هو الظاهر یعنی خداست ظاهر. و ظاهر یعنی کسی که ظهور کرده است. پس این ظهورات همه همان اسم ظاهر است. یعنی خدا مطلق ظهور است. یعنی من به هر ظهوری (مثلاً درخت، ماه، کوه و...) نگاه کنم دارم الله را به اسم ظاهر می‌بینم. اسم ظاهر همین درخت کوه انسان و... می‌باشد. منظورم از درخت، کوه و... ماهیت نیست. منظورم این کثرت در ظهور را هرچه که از درخت، کوه و... مشاهده می‌کنم ،الله است به اسم ظاهر. مطالب فوق را از شرح تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) فهمیدم. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات شما استاد عزیزم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «دیده آن باشد که باشد شه‌شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس» مهم توجه به نوری است که موجودی را ظاهر می‌کند و ما با هر چیزی با نور ظهور مواجه شویم و نه به آن چیز. در این مورد حضرت امام خمینی (ره) در جلسات آخر تفسیر سورۀ حمد متذکر این نکتۀ دقیق شده‌اند. موفق باشید

39530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامیم: در شرح تفسیر سوره حمد امام خمینی بیان کردید که الله در هر مظهری هست. یعنی اسم جامع الله ، در گل هست، در گیاه هست. یعنی در گل همه الله است. در گیاه همه‌ی الله است و اینطور نمیشه که قسمتی از الله در گیاه باشد قسمتی در درختو شدت و ضعف در ظهور الله است در ماهیت درخت ملک و... در بهشت که محل ظهور اسماء الله است مثلا گیاه می‌بینیم، ما به اندازه ظهور الله در گیاه، الله را می‌چشیم. اما مقربین الله را در بیشترین ظهور می‌چشند. البته باید بیشتر توضیح دهم. می‌خواستم ببینم که درست فهمیدم. با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوار!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ ابن عربی اسم «الله» با همۀ اسمای حسنایش در صحنه است، ولی نه آن‌که مظاهری که ما با آن روبرو هستیم مظهر نور الله باشند مگر اولیای معصوم. موفق باشید

39490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: این کشف و شهودهایی که از علامه حسن زاده آملی در کتابهایش هست، چقدر اعتبار دارد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ خود آن بزرگان، عموماً این احوالات مربوط به خود آنان می‌باشد و گزارش آن‌ها از آن احوالات چنانچه با کشف معصومین منطبق باشد، برای بقیه می‌تواند قابل توجه قرار گیرد. در این رابطه گزارش حضرت علامه حسن‌زاده از احوالات خود در کتاب شریف «انسان در عرف عرفان» ظرائف قابل استفاده‌ای دارد. موفق باشید

39447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: نظریه زندگی موازی و دنیاهای موازی آیا امکان داره دنیاهای موازی داشته باشیم؟ برخی می گویند انسان هنگام تولد در هفت نقطه و هفت زمان مختلف متولد می شود و زندگی می کند و می میرد دنیای موازی این زمین، زمان دیگری دارد و ... توضیحاتی که سر در نمی آوریم در همین لحظه ولی در زمان های متفاوت تاریخی اینکه زمان دنیا در ماورا به این صورت که ما درک می کنیم معنایی ندارد و زمین های هفت گانه که در روایات داریم و در قرآن به آن اشاره شده است را به این موضوع نسبت می دهند این موضوع شواهد روایی و یا قرآنی دارد یا خیر و یا اینکه محکمات متضاد، قرآنی و روایی دارد یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که دلایل محکمی در صحت آن داشته باشیم. نوعی غفلت از مراتب وجود و عوالم متعالی در میان است. موفق باشید 

39443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام به استاد گرامی: مدتی است می‌خواستم این نکته را با شما در میان بگذارم که چرا در جلسۀ اعتکاف که بحمدالله جلسۀ خوب و مفیدی بود، در آخر عمل «امّ داوود» آن وقتی که همه در حال سجده قرار گرفتند تا راز و نیاز خود را با خداوند آغاز کنند؛ مداح محترم شروع به روضه خوانی کردند آن هم با مطرح کردن جزئیاتی که مسئله را بسیار سطحی می‌کند و از عظمت اهداف عالیۀ حضرت اباعبدالله (علیه السلام) که با اشاره ها می‌توان مدّ نظر قرار داد؛ کاسته می‌شود. ای کاش ایشان که به آن خوبی دعا را خواندند، این مطلب را نیز متوجه می‌شدند. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که ما را توفیق داد که در آن اعتکاف و در آن مراسم عزیزالقدر «امّ داوود» حاضر شویم. به نظر می‌آید به نکتۀ خوبی اشاره فرموده‌اید زیرا هر اندازه به روحانیتی که در شخصیت حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» و یاران آن حضرت هست اشاره شود و مصیبت بزرگ در بی‌حرمتی به شخصیت آن‌ عزیزان از طریق اشاره مدّ نظر بیاید؛ نتیجه عمیق‌تر حاصل می‌شود. موفق باشید

39393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: امروز که مطلب شما را در سایت دیدم (در مورد پیش بینی رهبر عزیزمان روحی له الفداه) در مورد فلسطین، غزه و حزب الله، یاد روزی افتادم که جنگ آغاز شد و مردم بشدت تحت حملات رژیم منحوس صهیونیستی بودند و در جمعی که بودم همه حزب الله را شماتت می کردند که این چه حرکتی بود و مردم همه نابود می شوند. شبانگاه که در بستر با خداوند متعالِ عزیزِ مقتدر درد و دل می کردم که خدایا این جماعت با حساب دو دو تایشان اینگونه محاسبه می کنند و اما حقیقت چیست؟ بنظرم جریان کربلا رسید که امروز هم میدان میدان کربلاست و دیر نیست که حقیقت رخ نمایان کند. بعد به حضرت نوح و موسی و عیسی و ... تا حضرت جان، ختمی مرتبت رسیدم که چگونه خداوند حکم خویش را با اندک افرادی در جهان جاری و ساری می سازد. چُنان دلشاد شدم که وصف ناشدنی بود. سجده شکر به جا آوردم و با یکی از نزدیکان مطلب را به اشتراک گذاشتم و او هم خوشحال شد که آری اگر قرآن و ائمه نبودند ما حتما و حتما هلاک می شدیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این صحنه‌ها بیش از پیش به ایمانی توجه داشت که حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» در دل طوفان کربلا ذیل حضور اسلام و امام حسین «علیه‌السلام» به آن توجه داشتند که آن نکتۀ مهمی است. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «حضور نهایی انسان در جهانی که با اسلام شروع شد» شده است. امید است مفید افتد. https://eitaa.com/matalebevijeh/18540 . موفق باشید

39370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا سلام علیکم جناب استاد: میخوام در محضر شما به خدا عرض کنم که خدایا شما شاهدی که اگر اولیاء ت به من توصیه نمی‌کردند خانه نشینی بهتر است اکنون در به در سرتاسر کره زمین به دنبال آدم ها به هرنام و نشانی بودم، چرا که از در عشق تو دریافتم «همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن / همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن / ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن / دو لب از برای لبیّک، به وظیفه باز کردن / به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن / ز ملاهی و مناهی، همه احتراز کردن / شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن / ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن / بخدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد / که به روی نا امیدی، در بسته باز کردن». خدایا باز اگر فرصتی دهی در به در مخلوقات شوم به خودت قسم می‌شوم به هر اندازه که بتوانم. با اینحال از بندگان خودت راضی همین سرورانم که مرا امر و نهی هایی که پر از فداکاری شد، کرده اند با اینکه ارزشی نداشتم و چیزی در برابر آنها نبودم ولی بر من ولایت داشتند و من به احترام بزرگی آنان نزد تو آنها را همواره تسلیم بودم. خدایا ما را به خودت بپذیر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی انسان به خود آمد که دست او خالی و خالی است، تازه متوجه می‌شود یک راه در مقابل او گشوده می‌شود و آن راهی است که خداوند مقابل انسان می‌گشاید تا در وظیفۀ خود نسبت به خلق خدا به میان آید. موفق باشید

نمایش چاپی