سلام به استاد گرامی: حتماً فیلمی که مناظره آقای دکتر عیدالکریمی با آقای اکبرنژاد هست را ملاحظه کرده ایدhttps://eitaa.com/fekrat_net/12459. در حالی که همان طور که میفرمودید این آقای عبدالکریمی با آن آقای عیدالکریمی که اساساً نسبتی با انقلاب نداشتند، تفاوت اساسی دارد. چه شده است که ما امروز با این آقای عبدالکریمی روبرو گشته ایم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار حساسی است از آن جهت که ملاحظه می کنید چگونه در این تاریخ ما ریزش ها و رویش هایی پیدا می کنیم. آری! اگر متوجۀ ظرفیت این تاریخ نباشیم، اکبرنژادهایی پیدا می شوند که سراسر از دیروزِ خود که در کنار انقلاب بوده اند، پشیمانند و از آن طرف آقای عبدالکریمی با حضوری که در نسبت با مردم غزّه از خود نشان دادند و بر خلاف بسیاری از روشنفکران ما جبهۀ خود را در دفاع از آن مردم به میدان آوردند؛ بحمدالله در قدمهای بعدی سخن از دفاع از انقلاب در عین انتقاد به بعضی از کوتاهی ها به میان آوردند، و تا این اندازه از جبهۀ روشنفکران لیبرال فاصله گرفتند. و این نوعی بصیرت تاریخی است که باید همگان متوجۀ این حضور باشند. و امیدواری ما نسبت به آینده در همین رابطه است از آن جهت که ذات انقلاب اسلامی یک حضور تاریخیِ متعالی می باشد و هر صاحب خردی به هر حال با همۀ ضعف ها و ندانم کاری ها که در میان است، متوجۀ ذات انقلاب و تاریخی که آغاز شده است؛ می گردد. موفق باشید
سلام علیکم: چند ساعتی با هوش مصنوعی با موضوعات مختلف مباحثه کردم. از پاسخ هایی که می دهد حیرت کرده ام! به عنوان نمونه در پاسخ به پرسش 39927 اینگونه جواب داد: [**سلام بر شما دوست عزیز و همراه گرامی** بسم الله الرحمن الرحیم چه سؤال نورانی و دغدغهی مقدسی! همین اضطرابِ مقدس و نگرانیِ شیرین، خود نشانهی حرکت است؛ چون اگر دل بیتفاوت بود، هرگز چنین سؤالی در آن نمیرویید. اولاً: آنچه از کلمات مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی (ع) در «فرزندم اینچنین باید بود» میخوانید، باران رحمتِ عرشی است که بر زمین دلهای مشتاق میبارد. اما بدانید که این باران، برای رشد است، نه برای غرقکردن! خداوند متعال به بندگانش لطفی دارد که اگر گامهایی هرچند کوچک، اما با اخلاص بردارند، آنها را در مسیر نگه میدارد. ثانیاً: نگران «شدن» نباشید، نگران «راهرفتن» باشید. همین که دلتان میتپد، قدمهایتان را بررسی میکنید، و گاهی از ترسِ عقبافتادن ناله میزنید، یعنی زندهاید و در حرکت! مردهها نگران سقوط نیستند. ثالثاً: نشانههای حرکت در این مسیر را بشناسید: ۱. تغییر تدریجی ذائقهی معنوی: وقتی دیگر از برخی لذتهای گذشته بیذوق میشوید، یا سخنان امیرالمؤمنین (ع) برایتان «غذا» میشود نه فقط «کلام زیبا». ۲. نرمشدن دل: وقتی در برابر حق، خشک و مقاوم نیستید و گاهی اشکهای بیاختیار میریزید. ۳. حساسیت به گناه: وقتی اشتباهات کوچک هم شما را میآزارد، چون چشمدلتان روشنتر شده است. ۴. اشتیاق به عبادت: وقتی نماز و مناجات، برایتان «حوصلهسربر» نیست، بلکه «تنفّسِ روح» میشود. رابعاً: سبک زندگی، یکشبه عوض نمیشود. امیرالمؤمنین (ع) خود فرمودند: «کونوا دُعاةً للناس بِغیر ألسنتِکم» (مردم را به غیر زبانتان [با عملتان] دعوت کنید). یعنی تبدیلشدن تدریجیِ رفتارها مهم است، نه تغییر ناگهانی و شتابزده. خامساً: از دعای فرج و صلوات خاصه بر امام زمان (عج) غافل نشوید. اینها نورِ راه هستند. هر روز دعای «اللهم کن لولیک...» را بخوانید تا دست شما را در دستِ ولیالله الاعظم بگذارند و راهنماییتان کنند. سادساً: هرگز خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. شما مسیر و میزانِ نور خودتان را دارید. «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/۱۴۹) — حجت خدا بر هرکس، متناسب با ظرفیت اوست. پایان سخن: همین که این سؤال را از دل برآوردید، یعنی بادبانهای روح شما به سوی افقهای نورانی در حرکت است. فقط ادامه دهید، توقف نکنید، و به فضل خدا امیدوار باشید. «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا» (عنکبوت/۶۹) — و آنان که در راه ما جهاد کنند، قطعاً به راههای خویش هدایتشان خواهیم کرد. والسلام علیکم و رحمه الله 🌿]😐 نظر حضرتعالی چیست؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جناب هوش مصنوعی توانسته است مبناهای دینی را در هماهنگی با هم، این چنین به میان آورد. ولی با اینهمه ما باید خودمان فکر کنیم هرچند از اطلاعاتی که در فضاهای مجازی هست و هوش مصنوعی میتواند به خوبی از آنها بهره ببرد؛ غافل نباشیم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: می خواستم بدانم که خداوند عین هستی است. من هستی ام ربطی است. حال اگر من هستی ربطی ام را درک کنم، آیا عین هستی را درک کردهام؟ سوال دوم آن است که اگر جواب سوال بالا مثبت است آیا میتوان گفت که راه رسیدن به درک هویت تعلقی ام رعایت حلال و حرام الهی است؟ با تشکر از زحمات استاد عزیزم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی انسان در جان خود متوجه هویت تعلقی و عین الربطی خود گردید، متوجه نسبتی میشود که در ذات خود با هستی مطلق دارد که به زبان دیگر همان درک عبودیت خودش میباشد نسبت به حضرت ربّ العالمین ۲. آری! اگر انسان متوجه شد در ذات خود عین ربط به حضرت ربّ العالمین است با عبودیت و رعایت شرع مقدس، عملاً هرچه بیشتر حقیقت خود را درک میکند. موفق باشید
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: این سوال رو دفعه دومه میپرسم پاسخش رو ندیدم...
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در جواب سؤال شمارۀ 39570 به صورت شخصی ارسال شد؛ عرض شد بنده چیزی در این مورد نمیدانم! موفق باشید
سلام علیکم: داشتم خاطرات کشمکش ها و حضور موحدان در جهان ربوده شده غرب را بازنگری میکردم آن مدرنیته ای که انسانها را ربوده بود و انقلاب در پی یافتن انسان آخرالزمان بدنبال انسانها در جهان غرب رفت که آنها را نجات دهد حتی در آنجا بدنیا آمد. جناب استاد چقدر زیباست این عشق بازی با انسانهای مختلف و آن امید ها و نا امیدی ها آن همه کشکمش ها آن همه انسان که حتی حاضر شدند جان خود را فدا کنند تا انسانیت به آدمی بازگردد و طیف شخصیت های مختلف مردم که خدا در باب خلقت آدمی می فرماید «تبارک الله احسن الخالقین» چه حکمت الهی و چه خلقت زیبایی. امروز با نابودی استکبار در جهان آخرالزمان هرکسی از امید سخن بگوید از امید به خدا و زندگی سخن گفته! زیرا استکباری دیگر نیست که ما بسمت آنها منحرف شویم و آنها نابود شدند و در جهنم پایداری به سرانجام رسیدند. آنها از جوان دهه هشتادی که استعداد های فوق العاده دارد و بدنبال امید است رشد و زندگی است سوء استفاده میکرد و - زن زندگی آزادی- را با آن همه طرح و نقشه کشی های عجیب و پیچیده برایش آماده کرد و با اینکه بعضی جوانان در آن گول زنی گول خوردند اما همان نوجوان بی حجاب در واقع بدنبال زندگی و امید واقعی میگشت، فقط عرصه پیچیده بود که نتوانست بفهمد دشمن دارد او را گول میزند و من اعتراض او را اعتراضی میابم که اعتراض به خدای زندگی از فقدان زندی بوده البته هرچند گمگشته دسیسه دشمن شده، اصلا برای همین بود که حاج قاسم فرمودند آن دختر کم حجاب هم دختر من است زیرا جنگ بر سر امید بود. امیدی که دشمن به این بشر داشت باعث شد خودش را نابود کند و امروز هرجا سخن از امید است امید به آنچیزی است که هست نه آن دروغ و خطر کفر دشمنی که دیگر نیست و نابود شده پس همه امیدها امید به زندگی توحیدی انسان کامل است و همه حیات های باقی به او ختم میشود. آری! آتشی افکند دوست که هرچه ناحق بود سوخت. زندگی زیباست که پر از مهر و ادراک یکدیگر و محبت، با شوری لازم و قدرتی برای خود بودن و خود شدنی در مسیر حیات جهانی حق، و راستی است با تقوا در جهان انسانیت. زندگی را آغاز کردن و عبور از قحطی و داشتن زندگی کافی که هست و چشیدن و معنا کردن خود، را بر همگان در نیمه شعبان میتوان تبریک گفت. شکست و ناامیدی در شأن یک مخلوق خدا نبود و هرگز نیز نخواهد بود انسان را شأن آن است که به پروردگارش امیدوار باشد. ای زندگی منتظر واقعی تو یعنی امام زمان بیشترین صبر را برای آمدن ارزشمند تو کرد، تویی که حیات دینی خدایی. او منتظر ترین و فداکار ترین یعنی امام زمان روحی فداء ارزش این همه صبر را برایت داشت. سخن زندگی سخنی است که آیه های قرآن و احادیث پاک آنرا بنا کردند و شرحش مایه هدایت و زندگی بخشی است و سروده اش روشنی دل است و آگاهی اش پایداری است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه مهم است آنگاه که متوجه شویم خداوند با ربوبیت خود آیندهای متعالی را در دنیا و آخرت مقابل ما گشوده است. و این در صورتی است که انسان در سلامت فطرت باشد تا به خوبی متوجۀ هدایت قرآنی شود و در واقع در آن صورت گمشدۀ جان خود را هدایت قرآنی مییابد و از این جهت میفرماید متقین به قرآن ایمان میآورند و از طریق قرآن هدایت میشوند. «أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». موفق باشید
سلام استاد: ازمحضرتان سوالی داشتم ما یه نماز شرعی داریم که انجام دادن صحیح ارکان نماز رو بهش میگن. یه نماز اخلاقی داریم به علاوه اینکه ارکان نماز رو رعایت میکنیم کنارش ادعیه و مستحبات رو انجام میدیم. حالا اینکه ما به معنای نماز توجه کنیم؛ توجه به خدا نیست. سوالم اینه ما چطور در نماز فقط متوجه خدا باشیم که به حقیقت خدا پی ببریم؟ قبلا فقط از سر تکلیف نماز رو بجا می آوردم ولی بعدا کم کم متوجه شدم این نماز خواندن صحیح نیست و لذتی نمیبرم بعدا به معانی نماز توجه میکردم ولی جدیدا با این متن بالا مواجه شدم نظر شما چیست؟ چطور در نمازمیشود فقط متوجه حضور خدا شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه، قصۀ انس با حضرت محبوب است به همان معنایی که جناب مولوی میفرمایند: «مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانى / حدیث درد فراق تو با تو بگذارم» حال با این رویکرد وقتی در نماز ورود کنیم، هرچند در میانۀ راه خطوراتی سراغمان میآید ولی هرچه جلو و جلوتر رویم و بر آن رویکرد اولیه پایدار بمانیم، حضور، بیشتر و بیشتر میشود. و در همین رابطه حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» کتاب شریف «آداب الصلوات» را به نگارش آورد. https://lobolmizan.ir/sound/1180?mark=%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2 موفق باشید
ضمن عرض سلام و احترام: استاد من یک چیز رو متوجه نمیشم اونم اینه که وقتی مواجه میشیم با انواع و اقسام بلاها از گره هایی که هیچ وقت باز نمیشه و بیماری هایی که با دست هیچ طبیبی درمان نمیشه و احاطه دشمنانی که با زخم زبان شون تا مغز استخوان آدم رو میسوزونن چطور به خودمون بقبولونیم که مورد توجه و محبت خدا و اهل بیت علیهم السلام هستیم در حالیکه کوچکترین تغییری در این امور که حاکی از بهبود اوضاع باشه رو نمیبینیم با توجه به امیدی که به خدا بستیم و نظری نکرد و توسل هایی که داشتیم و به ثمر ننشست! جواب این سوال بسیار مهمه واسم استدعا میکنم خدمت استاد که پاسخگو باشند. متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در «ایمان» است و اعتماد به خدایی که بعضاً «دوست دارد یار این آشفتگی» به همان معنایی که جناب مولوی میفرماید: «در اگر بر تو بِبَندد مَرو و صبر کُن آن جا / زِ پَسِ صَبرْ تو را او به سَرِ صَدْر نِشانَد. و اگر بر تو بِبَندد همه رَهْها و گُذَرها / رَهِ پنهان بِنَمایَد که کَس آن راه نَدانَد». پیشنهاد میشود نظری به بحث «برکات صبر و صبر امام حسین علیهالسلام در کربلا» که شب گذشته مطرح شد؛ بیندازید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18642
با سلام خدمت استاد عزیزم: وقتی شخصی در کشتی در حال غرق شدن است خدا را با قلبش میبیند. اما وقتی از آن موقعیت خارج میشود آن رویت قلبی میرود. این دیدن جلال خدا بود. حال سوالم این است که آیا میشود شرایطی پیش بیاید که جمال خدا را با رویت قلبی ببینم؟ اگر پاسخ مثبت است شما یک مثال بزنید که در آن جمال خدا را در آن شرایط قرار گرفتن جمال خدا را بیاورد. با تشکر از زحمات شما استاد عزیزم!
بسمه تعالی: سلام علیکم: نمونۀ آن حضور را ما در شبهای حمله در دفاع مقدس داشتیم به همان معنای «کربلای جبههها یادش بهخیر». هر اندازه بیشتر متوجه عظمت راهی شویم که خداوند مقابل ما گشوده است، بیشتر متوجه جمال او که البته عین جلال است میشویم. چیزی که بحمدالله در جبهۀ مقاومت به ظهور آمده است. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم خدمت استاد عزیز: من یک خواهش بسیار زیادی دارم که اگر بشود ان شاء الله سفارش ویژه ای بفرمایید که این مباحث شرح نهج البلاغه که چند خطبه آن را شرح داده اید، مکتوب شود و انتشار داده شود. واقعا نیاز جامعه هست گرچه شرح نامه ۳۱ متشرشده است. ولی امیدواریم ان شاء الله سایر خطبه ها هم منتشر شود چون واقعا به خصوص برای ما که مشغول تحصیل هم هستیم شاید فرصت گوش دادن به صوت ها نباشد و بنده به خصوص با این وجود، خودم را از این مباحث ارزشمند محروم می بینم. با تشکر و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به صورت مکتوب در آوردن هر کدام از آن مباحث زمان زیادی میبرد که فکر نمیکنم امکانش برای رفقایی که دست اندرکار این امورند، فراهم باشد. موفق باشید
عرض سلام و ادب: به لطف خدا جلسه ای داریم هفتگی که مباحث معرفتی برای نوجوانان مطرح میشه و حدود ۱۴ نفر از نوجوانان دختر و پسر شرکت میکنند. فضایی که داریم دخترها در یک سمت اتاق و پسرها در سمت دیگر می نشینند. آیا مشکلی نداره یا باید حتما پرده زده بشه بین آنها؟ تشکر از وقتی که می گذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حضرت امام خمینی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان کلاسها طوری بود که خانمها یک طرف کلاس بودند و آقایان طرف دیگر. و خانمها از در ورودی پایین وارد میشدند و در محل خود قرار میگرفتند و آقایان از در ورودی بالا. و هیچ اختلاطی در ورود و خروج آنها نسبت به کلاس پیش نمیآمد. با این حال مسئولان دانشگاه دستور داده بودند که پردهای بین خانمها و آقایان کشیده شود تا همدیگر را نبینند و تنها هر دو گروه استاد را ببینند. خبر به حضرت امام رسیده بود فرموده بودند سریعاً پرده را بردارند و حتی وقتی مسئولان مربوطه درخواست کرده بودند که اجازه داده شود به مرور این کار انجام شود؛ حضرت امام فرموده بودند سریعاً برداشته شود و نباید اسلام را زشت نشان داد. میماند که به هر حال باید فضا طوری مدیریت شود که حالت اختلاط نامحرم پیش نیاید و از این جهت میتوان به حالت جلو نشستن برادران نیز فکر کرد. اگر احساس میشود نوعی نزدیکی غیر عرفی در آن فضا پیش میآید. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به پرسش و پاسخ شما ره ۳۸۹۵۷ می خواستم ببینم که تسبیح ذات چه میشود؟ با سپاس از شما استاد بزرگوار!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که حضرت ذات به انوار اسماء در صحنه هستند در واقع «له الاسماء الحسنی» پس او را با اسماء حسنایش تسبیح میتوان کرد به همان معنایی که عرفا میفرمایند هر اسمی از اسمای الهی همان ذات است به صفت خاص. موفق باشید
سلام و عرض ارادت استاد: یه شبهه ای دیدم از آقای سروش برای خودم هم سوال شد آیا ما در تقلید، تقلید از فقه میکنیم یا تقلید از فقیه؟ اگر تقلید ما از فقیه است چه علتی دارد که باید ما از فقیه تقلید کنیم و حال اینکه میتوانیم از علم فقه آن آقایان تقلید کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال رعایت دستورات فقهی در نسبتی معنا میدهد که ما با شخص فقیه، تکالیف فقهی خود را جلو ببریم. جناب حاج آقای نجات بخش نکاتی را اخیرا پیرامون مناظره اخیر آقای علیدوست و عبدالکریم سروش انجام دادند . خوب است نظری به آن صحبت بیندازید. https://eitaa.com/soha_sima/4437. موفق باشید
سلام استاد: از کجا شروع کنم و برایتان بگویم. گفتن هم خودش زبان میخواهد، دل نازکی مثل من توان دیدن این بستر را ندارد، زخم را رویش پانسمان پوشانده است و حال دیگری را از آن دارم. من که دل این را ندارم زیر زخم را نگاه کنم. اما زخم من زخم دیگریست، نه از جنس کم آوردن بلکه از جنس درد، همان معشوق نشسته در کنج دلم. دلم هم نمی خواهد این گونه باشم که خود را در برابر سرطان بزرگ «اسرائیل» یک ژنده پوش و نا امید ببینم. ولی چگونه؟ در حال نوشتن هستم و بسیاری از حرف ها به گونه های مختلف به ذهنم می رسد، به کدام یک از آن ها گوش کنم؟ شاید بهتر باشد صدا را کم کنم و به صدای بی ندای انقلاب اسلامی گوش کنم. نه که جای آن حرف ها نباشد، اما حرف و حال سازنده کدام است؟ برای این امر هم باید زمان را درست بشناسیم، اما باز هم چگونه؟ نو به نو شدن چگونه است؟ در تمام این ها که دارم فکر میکنم خدا را هم می خواهم، بهتر است سر این موضوع بمانم، انگار که خدایم به صرف رسیده و بلاخره من بلدم دین دار باشم. آمریکا پیش خود می پندارد دارد من جوون را سرگرم کرده و نشانده بر صندلی های سیرک خودش، اما نمیداند که تسخیر و فاش شدن لانه ی جاسوسی ها درپیش است. از خدا کمک میخواهم برای یاری رساندن و زنده کردنم، و خودش راه را نشانم بدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این عرصهها موجب بصیرت ما میباشد؛ کلام خداوند است. خداوندی که یک برگ بدون اذن او سقوط نمیکند و در این رابطه پیشنهاد میشود عرایضی که در سه جلسه اخیر در رابطه با سوره «تغابن» شد را مدّ نظر قرار دهید و باز بنویسید. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: شرایط اقتصادی و فرهنگی کشور بسیار نگران کننده هست، وسط این شرایط جنگی فقط آتش یک کبریت مثلا برای گرانیها کافیست که فتنه دیگری به پا شود! با وجود انتصاب بعضی مسئولین که در فتنه ها فعال بودند، فتنه سخت تر خواهد شد. واقعا نگرانیم. چه کنیم استاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کردید که دغدغه رهبر معظم انقلاب نیز همین مسئله معیشت مردم بود که در آخرین ملاقات به رئیس جمهور تذکر دادند. امید است با روحیه انقلابی و با عزمی جدّی گشایشی پیش آید که البته نیاز به روحیه انقلابی دارد. موفق باشید
سلام علیکم: من استعداد فلسفی ندارم. با آثار شما مانوسم. اگر صلاح دانستید جواب دهید! در غزل شماره ۳ شما فرمودید که: زیبایی ازلی وابسته به غیر نیست. سوالم این است که آیا زیبایی ازلی را در تجلیاتش میشود چشید؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. این همان حضوری است که ما در عهد اَلَست خود در آن حاضر بودیم که در زبان عرفان واژه «زیبایی ازلی» به آن گفته میشود و نکته دقیقی است. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله استاد: در مورد حقیقت انسان کامل یا همان صادر اول میتوان گفت که زمان بردار نبوده و موجودی ازلی هست همانطور که نمیتوان فرض کرد که خورشید باشد اما نور خورشید نباشد و در مورد سایر اصناف فرشتگان هم همینطور؟ اما وقتی بحث ظهور آن حقیقت در عالم ناسوت مطرح میشود اینجا نیاز به مقدماتی مثل خلقت آسمان و زمین هست که به تعبیر قرآن کریم در ۷ دوره صورت گرفته و چون ماده ملازم زمان است اینجا بحث زمان مطرح میشود؟ تا در یک مقطع خاص بدن عنصری پیامبر اکرم شکل گرفته و آماده پذیرش و ظهور کامل آن حقیقت میشود؟ و لذا «انی جاعل فی الار ض خلیفه» و گفتگوی فرشتگان در این باره باید گفت که اصل آن حقیقت که جلوه تام اسم الله است فقط تقدم رتبی بر همه اصناف موجودات دارد و آنجا بحث زمان مطرح نیست ولی وقتی آن حقایق با زبان ما گفته میشود خود به خود صورت زمانی به خود میگیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می فرمایید و بحمدالله جناب صدرا در بحث «حرکت جوهری» روشن می کند که اساساً زمان مربوط به حرکت است و تنها در جایی مطرح است که حرکت باشد و حرکت مربوط به عالم ماده می باشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: من انسان خوب و مومن و با تقوایی نیستم اصلا. اما مدتی است آتشی به جانم افتاده و خواب شب هایم را گرفته، شب ها هرکاری میکنم خوابم نمیبرد و فقط بر روی سجاده آرام می شوم چیزی از عبادت های عرفا و بزرگان نمیدانم برای همین فقط بر سرِ سجاده قرآن میخوانم و استغفار میکنم اما هرروز حالم بدتر از دیروز میشود با نوعی اضطراب زندگی میکنم، گویی کسی را منتظرم که از در برسد و از او بی خبرم نمیدانم چه کنم، اصلا دوست ندارم در میانِ مردم و فامیل باشم بودنِ در کنارشان ذهنم را می آزارد، تنهایی و فکر کردن برایم مانند خوردن باقلوای آذری شیرین است و در جمع بودن مانند عذاب حتی گاهی به این می اندیشم که برای یافتنِ مقصود خود مهاجرت کنم از شهر خود و بدور از مردمان پُر توقع در قم زندگی کنم اما هر بار تصور اینکه همسرم در این شهر مسئول هدایت نوجوانان است مانع از این امر میشود نمیدانم چه کنم، دنبال مسیری میگردم که بی تابی ام را درمان کند و این آتش را در وجودم تسلا بدهد نمیدانم چه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته حضرت آیت الحق آیت الله حسن زاده، هنر آن است که انسان در زندگی اگر دل با یار دارد، دست در کار داشته باشد. به آن معنا که انسان، خود را در وسعتی حاضر کند که نه از حضور معنویش در نزد خود محروم باشد و نه از حضور در جمع انسان ها و فعالیت های اجتماعی. باید خود را در چنین حضوری مدّ نظر آوریم. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: میدانیم که ما تفکر دینی و تفکر فلسفی و تفکر شاعرانه داریم و طبق هر یک از این تفکرها تاریخی بنا میشود مثلا ادیان ابراهیمی طبق تفکر دینی هست و تاریخ متافیزیک طبق تفکر فلسفی و... حال سوال من این هست که ما در کدام تاریخ باید خودمان را جست و جو کنیم؟ امام خمینی تاریخی دینی را شروع میکند و هایدگر پی ریزی یک تاریخ فلسفی (فلسفه به معنای حقیقی نه متافیزیک) میکند آیا همه باید در تاریخ دینی انقلاب اسلامی حاضر بشوند یا خود را در تاریخ های دیگر هم باید جست و جو کنند؟ البته اقسام تفکر به این معنا نیست که با هم تعارض دارند ولی تغایر دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به این نکته بیندیشیم که بشر جدید ظرفیت خاص خود را دارد؛ می توان به حضور تاریخی انسان فکر کرد که در عین حال، خود را در خود جستجو می کند و این است که به نظر می آید حضرت امام خمینی و جناب ملاصدرا و جناب هایدگر در کنار هم قابل فهم هستند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد: استاد کاش میشد شرایطی فراهم میشد و میتوانسیم باهاتون مباحثه و گفتگو داشته باشیم. من هرچه بیشتر در فلسفه ملاصدرا و یا بحث توحید وارد میشم بیشتر گیج میشم. اگر همه چی وجود است و وجود پس جایگاه گناهان که گناه کارها چه میشود؟ من میخوام این توحید را در تک تک لحظات و جزئیات زندگیم دریابم یعنی همین الان که دارم برای شما مینویسم وجود مینویسد؟ پس من چیم؟ اگر من منم که پس میشه دو تا اگر همه چی وجوده پس این بدی ها در جهان چه میشود؟ یعنی از اوست؟ چگونه این بحث را درست دریابم و به کل هستی نگاه توحیدی پیدا کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمود: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید کرد». اگر مباحث را در سیر مطالعاتی با حوصله دنبال بفرمایید خود به خود، خودتان جواب سؤالاتتان را می یابید. موفق باشید
با سلام و احترام وقت بخیر: کتاب ادب خیال عقل و قلب قسمت کتابخوان مناسب همه سنین است یا فقط ویژه دانشجویان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً برای رفقای دبیرستانی سال های آخر هم می تواند مفید باشد. موفق باشید
سلام استاد وقت تون بخیر: در مورد صحبتهایی که آقای پزشکیان در آمریکا کرده و اسراییل رو یه کشور معرفی کرده و اینکه این صحبت شون یه پالسی بوده که اسراییل جرات کنه سید حسن نصراله رو ترور کنه سوال دارم. اینکه ما تا کی تحمل کنیم اینگونه صحبت کردن ایشون و اطرافیانشون رو که یکی به نعل یکی به میخ میزنن و اینکه نمایندگان مجلس حتما وظیفه ای دارند ولی وظیفه ما در قبال این رفتارهای نابخردانه چیه؟ لطفا راهنمایی کنین. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در کشور ما بحث در دو نوع حضور و دو نوع نگاه در این جهان است. یک نگاه گمان میکند میتواند در همین نظم جهانی زندگی کرد و عملاً مجبور است اسرائیل را نیز تحمل کند. نگاه دیگر متوجه است نظم موجود جهان مانع زندگی تعالیبخشِ انسان است و باید به تاریخ دیگری نظر کرد که انقلاب اسلامی به میان آورده. و مردم باید نسبت به این دو نگاه تکلیف خود را معلوم کنند وگرنه به صِرف انتقاد از آمریکا و اسرائیل کافی نیست که آیا به انقلاب اسلامی و تاریخ دیگری معتقدند؟ و یا نه؟ اخیراً عرایضی تحت عنوان «جایگاه انقلاب اسلامی در شرایط امروزینِ جهان»https://eitaa.com/matalebevijeh/17706 شده است خوب است به آن بحث رجوع شود. موفق باشید
استاد گرانقدر سلام و خدا قوت: استاد من مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی دارم و ده سالی است که در حوزه منابع انسانی سازمانها فعالیت دارم. متاهلم و فرزند ۵ ساله ای دارم. مسأله ای که مرا آشفته کرده این است که خودم را مستعد در مشاغلی که موفقیت در آنها در گرو ارتقا به مشاغل مدیریتی است اصلا نمیدانم. یعنی اصلا علاقه و توانایی در مشاغل مدیریتی ندارم. از نیروداری بدم میآید و استعدادی در آن ندارم. از طرفی فشار زیاد مالی مرا آشفته کرده و بهم ریخته ولی حقوق خوب در حوزه کاری من در مشاغل مدیریتی است. خواسته ام این است که در شغلی که مطابق با استعدادم است مشغول به کار شوم. اما شناخت جامعی از خودم ندارم و سرگردان شده ام به بررسی شغلهای مختلف. از طرفی فکر میکنم رزقمهمین است و هر جا بروم همینقدر دستم را میگیرد. دنبال استعدادم میگردم. دنبال این میگردم که ببینم برای چه کاری ساخته شدهام. هیچ مشاوری هم نمیتواند کمک واقعی کند. از کجا میشود فهمید خدا آدم را برای چه کاری و چه رسالتی ساخته است؟ دنبال مسیری میگردم که اگر واردش شوم بهترین خودم میشوم. لطفاً راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده صاحبنظر نیستم. هرکس باید خودش با توجه به موقعیتی که دارد تصمیم بگیرد. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. مادر بارداری هستم که بعلت کم شدن خونرسانی به جنینم توی بیمارستان بستری هستم. خیلی نیاز به دعای شما خوبان و اولیای الهی دارم. هر لحظه به این یقین میرسم که فقط خدا و اهل بیت علیهم السلام رو دارم، انگار فقط من هستم و خدا و اهل بیت علیهم السلام. نه هیچکس دیگه. اراده الهی رو خیلی بیشتر از پیش میبینم اینکه پزشکان و پرستاران خیلی زحمت میکشند اما کار رو باید خدا درست کنه. التماس دعا استاد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کارسازِ ما به فکر کار ما است و یقیناً او مصلحت ما را میداند. موفق باشید
با سلام: ما یک مقام واحدیت داریم و یک مقام احدیت. آیا از احد بالاتر هم داریم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاتر از احدیت که عین یگانگی است، معنا ندارد زیرا احدیت، بنیانِ بنیانها است. موفق باشید
با سلام: دو سوال دارم. ۱. آیا احد همان الله ذاتی است؟ ۲. در آیه «و لله اسماء الحسنی» آیا منظور «احد» است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. موفق باشید
