بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی سلام علیکم: این بهار را از خداوند عید و بهار حقیقی خواستاریم با پیروزی کامل این اسلام عزیز بر دشمنانش که ان شاءالله خداوند این جنگ طولانی را به پیروزی تمام به طلوع خورشید اسلام برای ما اراده فرمایند. خدایا نمیشه! مگه میگذره آدم از دینی که زندگیشه؟ خدایا خودت صاحب زمان ما را ظهور ده. استاد عزیز این عید را پیشاپیش بر اهل انقلاب اسلامی تبریک عرض می‌داریم توجه به این چند بیت شعر از جناب مولوی «پشت جهان دیده‌ای روی جهان را ببین / پشت به خود کن که تا روی نماید جهان / ای قمرِ زیر میغ! خویش ندیدی، دریغ ! / چند چو سایه دوی در پی این دشمنان؟» و می‌دانم خود را آنطور که شایسته است در زندگی حقیقی یافتن، با ظهور آن انسان کامل ممکن است و چاره ای نیست مگر با شکست نهایی ظاهر و باطن دشمنان یعنی آمریکا و اسرائیل، خدایا این هدیه را بر ما ارزانی فرما و بهار را تحقق فرما و این اسلام را پیروز گردان که ما از اسلام جز اسلام زندگی شونده، چیزی نمی‌خواهیم بحق خودت ای خدای یگانه زنده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با این بهاری که رو به سوی ما کرده، در واقع این خداوند است که از پشت دیوارهای زمستان، خود را در آینۀ حیات طبیعت به ظهور آورده و بنده نیز چنین مواجهه‌ای را که می‌توانید با بهار داشته باشید تبریک عرض می‌کنم. تبریک به جهت آن که انسان متوجه شود هر حضوری و ظهوری که از طریق حضرت ربّ العالمین پیش آید، آغوش ربوبیت اوست تا ما حیات خود را در نسبت با حضرت ربّ العالمین تجربه کنیم در آن صورت همیشه هر موقعیتی می‌تواند برای ما بهار باشد. موفق باشید

39715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بنده دانشجوی سال دوم در رشته علوم کامپیوتر در یکی از دانشگاه های برتر تهران هستم. کتاب های فرهنگ مدرنیته و توهم، ادب خیال عقل و قلب، جوان و انتخاب بزرگ استاد طاهرزاده و دیدار نخبگان با حضرت آقا تو سه سال اخیر رو مطالعه کردم. سوال بنده این بود که نسبت این علوم ریاضی مدرن و کامپیوتر با ما چیه؟ یا نسبت من با این علوم چیه، یعنی چطوری باهاشون ارتباط برقرار کنیم که احساس زنده بودن بکنیم به توصیه یکی از دوستان تو کتاب ادب خیال دنبال این جواب گشتم اما جوابی که بنده رو راضی کنه پیدا نکردم. البته فهمم یه خرده عوض شد. و خوندن معارف دینی یه شیرینی ای داره که دیگه آدم سمت دروس علوم کامپیوتر نمیره و آدم تو بُعد آکادمیک پیش نمیره و میخواد معارف دینی فقط بخونه، چجوری این دو موضوع رو باید با هم پیش برد یا تفکیک کرد؟ ممنون می‌شم کمکی کنید که از سردرگمی دربیام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که متوجۀ تاریخی باشیم که عقل تکنیکی یکی از ابعاد آن است و جمع هویت قدسی در کنار عقل تکنیکی، قصۀ بشر این تاریخ می‌باشد. در این رابطه عرایضی در کتاب «حوالت تاریخی عقل تکنیکی و جایگاه انقلاب اسلامی» شده است. پیشنهاد می‌شود حداقل مباحث «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک" و جايگاه "انقلاب اسلامی"» را دنبال بفرمایید.  https://lobolmizan.ir/sound/885   موفق باشید

39683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من میخوام قرآن بخونم و حفظ کنم برای همین یه منبع یا جای معتبر و ساده ای می‌خواستم که در کنارش معانی آیات رو هم یاد بگیرم. خود معانی ساده آیات ممکنه نامفهوم باشه در حد تفسیر خیلی پیچیده هم نمیخوام یه چیز بین این ها که وقتی قران رو میخونم بفهمم منظورش از گفتن این آیه چیه که خوندنم بیهوده نباشه. ممنونم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این فکر خوبی است. پیشنهاد می‌شود اگر بتوانید کتاب «خلاصۀ تفاسیر المیزان و نمونه» را که جناب استاد عباس پورسیف تهیه کرده‌اند را کنار آیات مدّ نظر قرار دهید، نتیجۀ بهتر و بیشتری نصیب خود می‌کنید. موفق باشید 

39549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: داشتم خاطرات کشمکش ها و حضور موحدان در جهان ربوده شده غرب را بازنگری می‌کردم آن مدرنیته ای که انسانها را ربوده بود و انقلاب در پی یافتن انسان آخرالزمان بدنبال انسانها در جهان غرب رفت که آنها را نجات دهد حتی در آنجا بدنیا آمد. جناب استاد چقدر زیباست این عشق بازی با انسانهای مختلف و آن امید ها و نا امیدی ها آن همه کشکمش ها آن همه انسان که حتی حاضر شدند جان خود را فدا کنند تا انسانیت به آدمی بازگردد و طیف شخصیت های مختلف مردم که خدا در باب خلقت آدمی می فرماید «تبارک الله احسن الخالقین» چه حکمت الهی و چه خلقت زیبایی. امروز با نابودی استکبار در جهان آخرالزمان هرکسی از امید سخن بگوید از امید به خدا و زندگی سخن گفته! زیرا استکباری دیگر نیست که ما بسمت آنها منحرف شویم و آنها نابود شدند و در جهنم پایداری به سرانجام رسیدند. آنها از جوان دهه هشتادی که استعداد های فوق العاده دارد و بدنبال امید است رشد و زندگی است سوء استفاده می‌کرد و - زن زندگی آزادی- را با آن همه طرح و نقشه کشی های عجیب و پیچیده برایش آماده کرد و با اینکه بعضی جوانان در آن گول زنی گول خوردند اما همان نوجوان بی حجاب در واقع بدنبال زندگی و امید واقعی می‌گشت، فقط عرصه پیچیده بود که نتوانست بفهمد دشمن دارد او را گول می‌زند و من اعتراض او را اعتراضی میابم که اعتراض به خدای زندگی از فقدان زندی بوده البته هرچند گمگشته دسیسه دشمن شده، اصلا برای همین بود که حاج قاسم فرمودند آن دختر کم حجاب هم دختر من است زیرا جنگ بر سر امید بود. امیدی که دشمن به این بشر داشت باعث شد خودش را نابود کند و امروز هرجا سخن از امید است امید به آن‌چیزی است که هست نه آن دروغ و خطر کفر دشمنی که دیگر نیست و نابود شده پس همه امیدها امید به زندگی توحیدی انسان کامل است و همه حیات های باقی به او ختم می‌شود. آری! آتشی افکند دوست که هرچه ناحق بود سوخت. زندگی زیباست که پر از مهر و ادراک یکدیگر و محبت، با شوری لازم و قدرتی برای خود بودن و خود شدنی در مسیر حیات جهانی حق، و راستی است با تقوا در جهان انسانیت. زندگی را آغاز کردن و عبور از قحطی و داشتن زندگی کافی که هست و چشیدن و معنا کردن خود، را بر همگان در نیمه شعبان می‌توان تبریک گفت. شکست و ناامیدی در شأن یک مخلوق خدا نبود و هرگز نیز نخواهد بود انسان را شأن آن است که به پروردگارش امیدوار باشد. ای زندگی منتظر واقعی تو یعنی امام زمان بیشترین صبر را برای آمدن ارزشمند تو کرد، تویی که حیات دینی خدایی. او منتظر ترین و فداکار ترین یعنی امام زمان روحی فداء ارزش این همه صبر را برایت داشت. سخن زندگی سخنی است که آیه های قرآن و احادیث پاک آن‌را بنا کردند و شرحش مایه هدایت و زندگی بخشی است و سروده اش روشنی دل است و آگاهی اش پایداری است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه مهم است آن‌گاه که متوجه شویم خداوند با ربوبیت خود آینده‌ای متعالی را در دنیا و آخرت مقابل ما گشوده است. و این در صورتی است که انسان در سلامت فطرت باشد تا به خوبی متوجۀ هدایت قرآنی ‌شود و در واقع در آن صورت گمشدۀ جان خود را هدایت قرآنی می‌یابد و از این جهت می‌فرماید متقین به قرآن ایمان می‌آورند و از طریق قرآن هدایت می‌شوند. «أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». موفق باشید

39484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ازمحضرتان سوالی داشتم ما یه نماز شرعی داریم که انجام دادن صحیح ارکان نماز رو بهش میگن. یه نماز اخلاقی داریم به علاوه اینکه ارکان نماز رو رعایت می‌کنیم کنارش ادعیه و مستحبات رو انجام میدیم. حالا اینکه ما به معنای نماز توجه کنیم؛ توجه به خدا نیست. سوالم اینه ما چطور در نماز فقط متوجه خدا باشیم که به حقیقت خدا پی ببریم؟ قبلا فقط از سر تکلیف نماز رو بجا می آوردم ولی بعدا کم کم متوجه شدم این نماز خواندن صحیح نیست و لذتی نمی‌برم بعدا به معانی نماز توجه می‌کردم ولی جدیدا با این متن بالا مواجه شدم نظر شما چیست؟ چطور در نمازمی‌شود فقط متوجه حضور خدا شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه، قصۀ انس با حضرت محبوب است به همان معنایی که جناب مولوی می‌فرمایند: «مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانى / حدیث درد فراق تو با تو بگذارم» حال با این رویکرد وقتی در نماز ورود کنیم، هرچند در میانۀ راه خطوراتی سراغمان می‌آید ولی هرچه جلو و جلوتر رویم و بر آن رویکرد اولیه پایدار بمانیم، حضور، بیشتر و بیشتر می‌شود. و در همین رابطه حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» کتاب شریف «آداب الصلوات» را به نگارش آورد. https://lobolmizan.ir/sound/1180?mark=%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2 موفق باشید

39481

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ضمن عرض سلام و احترام: استاد من یک چیز رو متوجه نمیشم اونم اینه که وقتی مواجه میشیم با انواع و اقسام بلاها از گره هایی که هیچ وقت باز نمیشه و بیماری هایی که با دست هیچ طبیبی درمان نمیشه و احاطه دشمنانی که با زخم زبان شون تا مغز استخوان آدم رو میسوزونن چطور به خودمون بقبولونیم که مورد توجه و محبت خدا و اهل بیت علیهم السلام هستیم در حالی‌که کوچکترین تغییری در این امور که حاکی از بهبود اوضاع باشه رو نمی‌بینیم با توجه به امیدی که به خدا بستیم و نظری نکرد و توسل هایی که داشتیم و به ثمر ننشست! جواب این سوال بسیار مهمه واسم استدعا می‌کنم خدمت استاد که پاسخگو باشند. متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در «ایمان» است و اعتماد به خدایی که بعضاً «دوست دارد یار این آشفتگی» به همان معنایی که جناب مولوی می‌فرماید: «در اگر بر تو بِبَندد مَرو و صبر کُن آن جا / زِ پَسِ صَبرْ تو را او به سَرِ صَدْر نِشانَد. و اگر بر تو بِبَندد همه رَهْ‌ها و گُذَرها / رَهِ پنهان بِنَمایَد که کَس آن راه نَدانَد». پیشنهاد می‌شود نظری به بحث «برکات صبر و صبر امام حسین علیه‌السلام در کربلا» که شب گذشته مطرح شد؛ بیندازید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18642

39469
متن پرسش

سلام استاد: مسئله ای داشتم که نمی‌دانم شما چقدر با آن مواجه هستید. آن هم این است که نگاه ما به زمانه کنونی و پیش رو چگونه است؟ قبلا هم خدمتتان عرض کرده ام که مدرسه ما از گاو داری هم کم تر است، فرض کنید که شما اگر از گاوی یا حیوانی حرکتی را دیدید یا صدایی را شنیدید مجبور به تحمل آن نیستید و می‌توانید آن محل را ترک کنید اما اینجا یعنی مدرسه ما به عِزای دیپلم و مدرک و هزار کوفت و زهرمار دیگر. مجبور به تحمل زجری هستیم که من حاضر هستم خود کشی کنم اما همین فردا را سر کلاس نروم. خب بالاخره بسیار واضح است که در این دنیا یا باید مُرد یا باید علی «ع» بود. همان علی که در نامه اش به امام حسن می فرماید: «از پدرى فانى، اعتراف دارنده به گذشت زمان، زندگى را پشت سر نهاده - كه در سپرى شدن دنيا چاره اى ندارد- مسكن گزيده در جايگاه گذشتگان، و كوچ كننده فردا، به فرزندى نیازمند چيزى كه به دست نمى آيد، رونده راهى كه به نيستى ختم مى شود، در دنيا هدف بيمارى ها، در گرو روزگار، و در تيررس مصائب، گرفتار دنيا، سودا كننده دنياى فريب كار، وام دار نابودى ها، اسير مرگ، هم سوگند رنجها، هم نشين اندوه ها، آماج بلاها، به خاك در افتاده خواهش ها، و جانشين گذشتگان است.» و حقیقتا همین است و اگر همین نباشد پس چه باشد؟ پس همین است که علی (ع) به ما گفته است. با هم برای کمک کردن برای حفظ شور انقلابی، طلب نابودی استکبار و اسرائیل است، به معنای واقعی کلمه این شیطان بزرگ را باید دست و پایش را از زندگی و مملکتمان قطع کنیم. غیر از این باشد شاهد همین وضع آموزش و پرورش هستیم، شاهد همین وضع اقتصاد هستیم، شاهد همین هستیم که کشورمان بیشتر از قبل وابسته به خارج از کشور می‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در پیام مربوط به ۱۲ بهمن که ورود به دهۀ فجر هست در دلِ ماه شعبان، عرض شد « باید مواظب باشیم سخن حضرت روح الله زمین نماند، تا دشمنان انسانیت  نتوانند با انواع تحریف‌ها کاری بکنند که سخن آن مرد بزرگ شنیده نشود وگرنه  گرفتار روزمرگی و ملالِ زمان خواهیم شد.» و برای چنین حضوری مهم نیست که کجا باشیم، چه در باریکۀ غزّه این «پهناورترین باریکۀ دنیا» و چه در مدرسه یعنی در جایی که محل «جمع ایمان و عقل» است. و همیشه هرکس که بخواهد در تاریخ خود حاضر باشد باید از سنگلاخ‌های موجود در مسیر عبور کند و تحمل این شرایط برای انسان، بزرگیِ خاصی می‌آورد از آن جهت که به گفتۀ عارف ذوالفنون حضرت آیت الله حسن‌زاده: اگر دست در کار است - و باید با همین درس و مدرسه به‌‌سر برد- دل باید با یار باشد و به اهداف دور و نهایی و چشم‌اندازهای امیدوارانه که ایمانِ مقام معظم رهبری بدان اشاره دارد؛ چشم دوخت. این است معنای حضور در تاریخی که در آن به‌سر می‌بریم. موفق باشید                

39454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: انسان اگر ادراکی غیر از علم حصولی که نسبت به خدا داشته باشد چه صورتی دارد؟ اگر ما قبول کنیم که ادراک دیگری از خدا داریم و آن دل و قلب است. هرچه باشد بازهم این ادراک، ادراک خدا نیست. پس ادراکی که در پیمان الست و احادیث دیگر آمده چیست؟ تنها می‌ماند حرف عرفان که می‌گوید آن نوری را که دل درک می‌کند اسم است نه ذات. بر این مبنا اگر جلو برویم، ادراک اسم الله توسط دل ممکن می‌شود. پس آنچه که دل می‌بیند تجلی خداست به نام اسم الله و انسان با ریاضت شرعی سبب می‌شود که موانع کنار برود و انسان با دلش نور الله را ببیند. استاد عزیزم آیا تا اینجا درست اندیشیدم! با سپاس!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکتۀ خوبی است. به حضوری که انسان‌ها «فطرهم علی التوحید» هستند فکر کنید. موفق باشید

39238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام:۱. استاد در مورد بحث توحید واقعا هر چقدر که فکر می کنیم جز این نتیجه نمی گیریم که وضعیت جامعه و زندگی و... جز با توحید واقعی قابل حل نیست. به وضعیت کف جامعه که نگاه می کنیم ما از توحید خیلی دور هستیم ولی جز این هم راهی نیست. ای کاش حوزه های علمیه و مساجد و... این اصل مهم را برای زندگی ما بیشتر برنامه ریزی کنند. ۲. استاد آیا موثق ترین روایات ما اصول کافی است؟ با تشکر از پاسخ تان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. باید با نور خداوند زندگیِ زمینی را به آسمان معنویت متصل کرد. ۲. به هر حال روایات کتاب شریف «اصول کافی» بسیار ارزشمند است ولی به گفتۀ صاحب‌نظران این‌طور نیست که آن را مطلق بینگاریم هرچند بنده به لطف الهی از آن اثر شریف بهره‌های زیادی برده‌ام و توصیۀ مؤکد بنده به رفقا آن است که حداقل یک مرتبه آن اثر شریف را مطالعه فرمایند. موفق باشید

39128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: فرمودید: «خداوند ابتدا با رحمت واسعه خود به میدان می‌آید و رحمت او همه را در بر می‌گیرد ولی در مورد انسان و با توجه به اختیاری که دارد اگر نسبت به آن رحمت، گشوده نباشد و آن را که انبیاء با شریعت الهی به میان می‌آورند؛ انکار کند عملاً از رحمت الهی محروم می‌گردد.» رحمت الهی رو دو نوع رحمت فهمیدم، یکی رحمانیت یکی رحیمیت. رحمانیت برای مومن و کافر در آخرت هست. کافر رحمانیت الهی را در اسم غضب و جهنم می یابد و مومن رحمانیت الهی را در قالب اسم رحیم و بهشت. اگر اسم رحمان همه اسماء را در برگرفته باشد نمی‌شود جایی باشد که رحمانیت خدا نباشد حتی جهنم. وسعت کل شی ء همان رحمانیت است. این برداشت به نظرتون درست نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است. ولی شروعِ اولیه نسبت خداوند با مخلوقات به اسم رحمان پیش می‌آید مگر آن‌که مخلوق، کاری کند که حضرت رحمان، رحمتش را دریغ نماید و جهنم، شرایطِ قبض اسم رحمان حضرت حق است. موفق باشید 

39101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: ۳ سوال دارم ۱. انتظار شما در این برهه تاریخی از شاگردانتان چیست؟ ۲. استاد ماها چقدر باید پیگیر اخبار سیاسی باشیم؟ ۳. استاد برای تقویت اطلاعات تاریخی بویژه تاریخ معاصر و اطلاعات سیاسی چه کتب یا منابعی را پیشنهاد می‌کنید؟ با آرزوی بهترینها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده حضوری برای خود به عنوان استادی که شاگرد داشته باشد؛ قائل نیستم. وظیفه خود می‌دانم که به عنوان معلم ِمعارف اسلامی متذکر معارفی باشم که بحمدالله از طریق علمایی مانند حضرت امام و علامه طباطبایی در این زمانه رجوع به آن‌ها ضروری است. و به همین جهت مکرر در جواب کاربران محترم عرض می شود: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». ۲. باید در جریان کلی حضورِ در انقلاب اسلامی در مقابل استکبار و جبهه‌هایی که در میادنِ این حضور می‌باشند؛ حاضر بود. زیرا معنای ما در رابطه با توجه کلی به این حضور است که موجب می‌گردد تا در تاریخ خود حاضر باشیم وگرنه ورود در امور جرئی آن مربوط به افراد خاص است. ۳. خوب است که با جزوه «ریشه‌های انقلاب» که روی سایت هست شروع شود و کتاب‌های آقای دکتر موسی حقانی و آقای دکتر موسی نجفی در رابطه با تاریخ معاصر را کتاب‌‌های خوبی می‌دانم. ولی اگر در ده ساله اخیر کتاب‌هایی در این مورد تألیف و تدوین شده است، از آن اطلاع ندارم. موفق باشید

38918
متن پرسش

سلام استاد مهربانمان: چند وقتی است خیلی در قبضم، قبضی طولانی! استادی در حوزه داشتیم همین هفته که گذشت اتومبیلش را برای لبنان هدیه کرد تا در تاریخ انقلاب حاضرتر باشد، چند کیلو طلا جمع شد! آه آه، خوشا بسعادت شهادت‌گونه ایشان! استاد دور و بری هایم غیر از اینکه از من بپرسند قسط چندم نهضت ملی مسکن هستی و بعد از اینجا کجا می‌خواهی خانه کرایه کنی و شغل و پول و درآمدت چه می‌شود و... سوالاتی ازین دست مرا آزرده می‌کنند و حس می‌کنم معاشرتم با ایشان مرا عقب می‌اندازد، من می‌خواهم شبیه به این استاد حوزه باشم نه دور و بری هایم که تمام سعادت مرا در تکمیل واحد نهضت مسکن و شغل من و امثاله می‌دانند و اینها مدتیست برایم بی ارزشند، خیلی سخت است دو نفر با دو دنیای متفاوت با هم معاشرت کنند، هر آنچه برایشان مهم است برایم بی اهمیت است و هرچه برای آنها بی اهمیت است برای من مهم! مادر می‌گوید جور دیگری شدی پدر و همسر هم همین طور! استاد من دنیای آنها را دیگر نمی‌توانم دوست داشته باشم حتی هنر تظاهر هم ندارم، در برزخی بین بودن و شدن هم مانده‌ام که شده قوز بالا قوز! کاش من بجای سنوار روی مبل سلطنتی ملک و ملکوت و همه عوالم نشسته بودم و جانم را فدای دوست می‌کردم و زنده می‌شدم چون یحیی! آه استاد می‌دانم که احوال چون منی برای شما کاملا روشن است اما استاد تنهایی امانم را بریده، استاد فقط مرگ می‌تواند قدری آرامم کند مرگی که اختیار من است و سهم و حق من از این دنیا. کاش زودتر این سرکه‌گی‌ها آه دوباره خواستم! در حالی که حق در نخواستن است! صادق نیستم آنچنان که باید! اما دوستتان دارم آنقدر که... یا علی مدد 

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده آن است که ما در نسبتی که با شهدای عزیزی مانند حاج قاسم و سید حسن نصرالله و یحیی سنوار که با آنها پیدا کردیم مانند آن‌ها از این دنیا رفته‌ایم و بحمدالله همان‌طور که احساس می‌کنید دنیایی در مقابل ما نیست، تا آن‌جایی که به جای پیروزی و شکست، به حقانیت جبهه مقاومت نظر داریم و این همان حضور قیامتی است، حضوری که در بیکرانگیِ خود قابل درک است و از این جهت است که مرگ را تجربه کردیم و باز به دنیا آمده‌ایم تا با مردم صحبت کنیم و معاشرت داشته باشیم و به انسانیت آنها که وجه بیکرانگی آنان است دل بسپاریم تا معنایی که اولیای الهی تجربه کردند به سراغ‌مان آید که همان «موتوا قبل ان تموتوا» می‌باشد. این یعنی وسعت‌دادن به خود، فوق مرگ و زندگی معمولی با حضوری فعّال غیر از حضور صوفیان تارک دنیا. در این حالت که حالت «موتوا قبل ان تموتوا» می‌باشد اگر به لوازم زندگی فکر می‌کنیم، برای هرچه بیشتر حاضرشدن در بیکرانگی خود است و آزادشدن از مشغولیات جزیی دنیا. همان‌طور که اولیای الهی انجام دادند در مقابل تارکین دنیا. موفق باشید

38874

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: طبق آنچه شما در تفسیر سوره واقعه درباره کمالات حضرت حق به جامعیت به حور العین تجلی می‌کند. می خواستم بدانم که در پیمان الست «الست بربکم...» هم، آیا خداوند به جامعیت اسما الهی بصورت حور العین تجلی کرده است؟ سوال دوم: اگر جواب سوال بالا منفی است، آیا در قضیه «الست بربکم...» آیا اصلا پروردگار صورت داشته است؟ با تشکر از وقتی که صرف پاسخگویی می‌نمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در عهد الست بحث در ظهور ربوبیت خداوند است و نه در جزایی که به مقربین می‌دهند. ۲. صورت جسمانی برای خدا معنا ندارد بلکه نظر به انوار الهی در میان است در صحنه‌ها و مظاهر. مانند آنکه عزیزان ما دیدند که چگونه خداوند خرمشهر را آزاد کرد. موفق باشید

38862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا با عرض سلام وآرزوی سلامتی برای استاد بزرگوار یکی از رفقای بنده که ...........

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد باید چنین مسائلی را در بستر دینداری تجربه کرد و مناسب وظیفه‌ای که داریم ، برخورد کنیم و در مسیر برخورد ما با چنین مشکلاتی است که مدد الهی به پیش می‌آید به جای اینکه بنشینیم و گِله کنیم و خود را از صحنه بیرون بکشیم. موفق باشید

38784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ابلیس به خدا گفت که خدایا تو مرا گمراه کردی. ابلیس گمراه شدن خود را به خدا منتسب می کند. آیا این سخن ابلیس از نظر عرفان درست است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوعی خودخواهی است که شیطان، اختیار طغیان در مقابل دستورات خدا را نادیده می‌گیرد و این قصه هر آن کس است که خطاهای خود را به گردن نمی‌گیرد. موفق باشید

38759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: در مورد اینکه یک شخصی مزین به صفات پسندیده ای مثل تواضع و خوش اخلاقی و... شود، بنده سعی می کردم که اینها را کسب کنم ولی بعد مدتی اینطور فکر کردم که خدا باید اجازه بده که هر کس مزین به این صفات شود. استاد آیا من می توان اراده کنم که متواضع شوم یا باید خداوند تواضع را به بنده بدهد؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که تمایل به متخلق‌شدن به این فضائل اخلاقی دارید؛ حکایت لطف خدا است از آن جهت که فرموده‌اند: « هر هدایت که داری ای درویش / هدیۀ حق شمر نه کردۀ خویش». موفق باشید 

38646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: استاد شما فرمودید عین ثابته چیزهای کلی رو در انسانیت انتخاب کرده میشه لطفا یه مثال بزنید و بیماری و پدر و مادر و همسر به انتخاب ما نبوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این که انسان خود را طوری تعریف کند که انسانی شجاع و اندیشمند باشد؛ آن هم نه به معنای انتخاب جزیی و یا تصمیم فردی، مربوط به عین ثابته اوست و این بسیار فاصله دارد از ربط آن موضوع به امور جزئی. موفق باشید

38622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد: استاد کاش می‌شد شرایطی فراهم می‌شد و می‌توانسیم باهاتون مباحثه و گفتگو داشته باشیم. من هرچه بیشتر در فلسفه ملاصدرا و یا بحث توحید وارد میشم بیشتر گیج میشم. اگر همه چی وجود است و وجود پس جایگاه گناهان که گناه کارها چه می‌شود؟ من میخوام این توحید را در تک تک لحظات و جزئیات زندگیم دریابم یعنی همین الان که دارم برای شما می‌نویسم وجود می‌نویسد؟ پس من چیم؟ اگر من منم که پس میشه دو تا اگر همه چی وجوده پس این بدی ها در جهان چه می‌شود؟ یعنی از اوست؟ چگونه این بحث را درست دریابم و به کل هستی نگاه توحیدی پیدا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمود: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید کرد». اگر مباحث را در سیر مطالعاتی با حوصله دنبال بفرمایید خود به خود، خودتان جواب سؤالاتتان را می یابید. موفق باشید

38592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: دو سوال ۱. پیرو‌ پیشنهاد مبارک شما سالهاست در جلسات هفتگی مون شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه بیان میشه و بلطف خدا بهره می‌بریم. بخث رسیده به جلسه هفده و هجده که صحبتهای استدلالی و عقلی در مورد توحید و اثبات وجود خداست. دلم می‌خواست دوره معرفةالنفس رو دوباره برگزار کنیم تا افراد بیشتر در صحنه حاضر بشن اما یکی از شاگردان تون فرمودند دیگه از این مباحث استقبال نمیشه و باید جور دیگری در تاریخ جدید وارد شد. خواستم ببینم پیشنهاد شما چیه؟ دوره معرفةالنفس یازده سال قبل نقطه عطف عمیقی در زندگی من بود و دلم می‌خواست بیاری خدا بستری فراهم کنم که این خیر به افراد بیشتری برسه ولی با چند تا از شاگردان تون برای اجرا صحبت کردم و هنوز موفق نشدم. ممنون میشم اگر پیشنهادی دارید بفرمایید. ۲. با تعدادی از خواهران بنا گذاشتیم برای انس بیشتر با قرآن و آشنایی با مباحث تربیتی مباحثه داشته باشیم از بین همه پیشنهادات شنیدن صوتهای نظام فکری آقای الهی منش پیشنهاد شد. من شناختی نسبت به ایشون ندارم ممنون میشم اگر شما شناختی دارید راهنمایی بفرمایید. و کلا در این زمینه اگر پیشنهادی برامون دارید بفرمایید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث «معرفت نفس» به عنوان شروع، امر لازمی است و ادامه آن را در حضور انسان در تاریخ قدسی باید دنبال کرد مثل مباحثی که تحت عنوان «حضور در جهان بین دو جهان» عرض شده است. ۲. بنده از آقای الهی منش شناختی ندارم؛ ولی چرا سخنان ایشان را در رابطه با برنامه ای که دارید، تجربه نکنید؟ موفق باشید

38449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد: نظرتان راجع به این متن آقای تاجزاده چیست؟ به نظرم بیراه نمی‌گویند و عملا در بن بست گیر افتادیم وضعیت فرهنگی ج.ا به هیچ وجه خوب نیست اکثرا الان ریزش رخ می‌دهد تا رویش به دلایل مختلف از اقتصادی و .گرفته تا آمدن دولت جدید هم بسیاری از امیدمان را نا امید کرد. در ستایش جنبش مهسا مصطفی تاجزاده گزیده‌ای از گفت‌وگوهای زندان. من در انفرادی زندان سپاه متوجه راه‌افتادن جنبش شدم. تقریبا دو هفته بعد از فوت دلخراش مهسا (ژینا) امینی، با شنیدن سروصدا و شعارهایی متوجه شدم مسئله‌ای رخ داده است. اما از نگهبانان که جویا می‌شدم چه اتفاقی افتاده؟ جواب‌های نامربوط می‌دادند. باور نمی‌کردم که در چنین مدت کوتاهی، بتوان حجاب را آزاد کرد. اما دیدیم چگونه جوانان موفق به آزادی پوشش شدند. بنابراین بلافاصله از خیزش مردم حمایت کردم اما با گذشت زمان، بیشتر متوجه می‌شوم که آثار این جنبش آن‌قدر ژرف و گسترده است که زودتر از آنچه برخی اقتدارگرایان تصور می‌کنند، بساط اسلام آمرانه را بر خواهد چید و اکنون نیز بر این باورم و فکر می‌کنم که اگر درست عمل کنیم، می‌توانیم شاهد تحقق آرمان شهدای این جنبش باشیم که در رأس همه آن‌ها آزادی و دمکراتیک کردن مناسبات سیاسی و اجتماعی کشور است. شاید با رادیکال‌شدن شعارها و فروکش‌کردن اجتماعات اعتراضی، برخی ناامید شده و برخی به فکر مهاجرت افتاده باشند. اما به نظر من این جنبش، پتانسیل زیادی برای آزادکردن ایران و ایرانی دارد. به‌ویژه آنکه دستِ‌کم بخش‌هایی از حاکمیت قصد ندارد به آزادی حجاب تن دهد و همین لجاجت موضوع را همچنان زنده و پویا نگه می‌دارد و به احتمال بسیار زیاد، شگفتی‌های جدیدی خلق خواهد کرد. من قبل از بازداشت، از سه بن‌بستی که رهبر در زمینه‌های اقتصادی، بین‌المللی، فرهنگی و اجتماعی و سیاست داخلی ایجاد کرده بود، سخن می‌گفتم و بر ضرورت سه گشایش در عرصه‌های فوق تاکید می‌ورزیدم. گشایش در سیاست خارجی را فوری‌تر، گشایش در سیاست داخلی و انتخابات را مهم‌تر و گشایش فرهنگی-اجتماعی را پرتنش‌ترین می‌دانستم. جنبش زن، زندگی، آزادی چالش‌انگیزترین موضوعات، یعنی حجاب را آزاد کرد. و حاکمیت را واداشت که تن به بزرگ‌ترین عقب‌نشینی عمر خود بدهد. همچنین ترس از آغاز اعتراضات خیابانی ناشی از تداوم گرانی و تورم، رهبر را مجبور به تجدیدنظر در سیاست خارجی کرده است. تحولات ناشی از جنبش مهسا به نظر من، تغییر بزرگ دیگری در پی دارد. به باور من جنبش مهسا ذهن و زبان بسیاری از مردم را استعلا بخشیده، هنر و ادبیات خود را آفریده و روش‌های مدنی جدیدی را برای مقاومت علیه استبداد و کسب آزادی‌های سیاسی خلق کرده است و از قدرت جدیدی خبر می‌دهد. در عظمت این جنبش همین بس که حاکمیت را گرفتار بحرانی جدی کرده است. از یک‌طرف نمی‌خواهد بی‌حجابی را علناً به‌رسمیت بشناسد تا فلسفه وجودی حکومت اسلامی خدشه نبیند و نزد حامیان تندروی خود، متهم به عقب‌نشینی نشود. ازطرف‌دیگر نمی‌خواهد مستقیماً نیروی انتظامی را درگیر برخورد با بدحجابان کند. زیرا می‌داند که بی‌فایده است و احتمالاً آتش اعتراضات دوباره زبانه خواهد کشید. من معتقدم جنبش مهسا، زنگ آغاز پایان استبداد دینی و ورود ایران به عصر آزادی را به صدا درآورده است. به‌همین‌دلیل جنبش زن، زندگی، آزادی را متفاوت از اعتراضات دیگر ارزیابی می‌کنم و آن را لحظه به ستوه آمدن مردمی می‌بینم که تصمیم گرفته‌اند به تحقیر و تبعیض و ریاکاری پایان دهند. به‌همین‌جهت این جنبش را منازعه میان حجاب و بی‌حجابی نمی‌دانم، بلکه آزادی و برابری و کرامت انسانی را در مصاف خودکامگی و ناکارآمدی و فساد می‌بینم که از پشتیبانیِ قویِ افکارِعمومی بهره‌مند است. وقتی جوانان میهن از بازداشت و زندانی‌شدن برای آزادی، احساس غرور می‌کنند و بر ترس خود فائق می‌آیند؛ طلسم استبداد می‌شکند و «النصربالرعب» بلاموضوع می‌شود؛ من نمی‌توانم خوشحالی خود را پنهان کنم که جوانان ایران‌زمین با شجاعت و استقامت و فداکاری، قدرت سیاسی و اقتدار اخلاقی کم‌نظیری یافته‌اند؛ و در پی جستجو برای آزادی و برابری و عدالت؛ به حس جدیدی از احترام به خویشتن و اعتمادبه‌نفس رسیده‌اند. به‌گونه‌ای که نه حکومت پلیسی پیشا مهسا و نه حاکمیت امنیتی پسا مهسا نمی‌تواند جوانان وطن و پیشاپیش آن‌ها زنان و دختران شجاع و آزادی‌خواه را از پاسداری از بزرگ‌ترین دستاورد سیاسی زندگی خود، یعنی آزادی حجاب باز دارد. برای درک بهتر افق‌گشایی جنبش مهسا، لحظه‌ای خود را جای رهبر بگذاریم. او سه راه پیش روی دارد: اول؛ به‌رسمیت‌شناختن آزادی حجاب است که این یعنی به چالش‌کشیدن علت وجودی حکومت فقها و روحانیون. دوم؛ موضوع را امنیتی و قضایی کند و به پرونده‌سازی و محاکمه دختران بی‌حجاب بپردازد که در آن صورت شهروندان به‌ویژه جوانان، با اشکال گوناگون مقاومت/نافرمانی مدنی، جنبش را تداوم بخشیده و گسترش می‌دهند. سوم؛ پلیس و گشت ارشاد را بازگرداند که نتیجه‌ای جز شعله‌ورشدن آتش خشم مردم معترض و ناراضی نخواهد داشت. گزینه سوم زودتر از راه دوم، موجودیت نظام را به‌طورجدی به مخاطره می‌اندازد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تجربه نباید هرگز فراموش شود که ما نباید به صرف سخنان کسی که سوابقش حکایت از عدم سلامت و صداقت دارد؛ اعتماد کنیم و اگر ضعف‌هایی داریم که داریم، مسلّماً اگر به راهی که این افراد در مقابل ما می‌گذاشتند اعتماد می‌کردیم، امروز وضع‌مان از کشور لیبی هم بدتر بود که البته بحث در این مورد در این مجموعه سؤال و جوابها نمی‌گنجد. موفق باشید 

38437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: برای سومین روز است که من سوالی را فرستادم. بت وجودی که کد پیگیری داشتم. وقتی در سایت آن کد پیگیری را می‌زنم، میگه: پرسشی با این کد پیگیری وجود ندارد!؟؟! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:   پیشنهاد می‌شود  به شماره  09132017050 تماس بگیرید. در ضمن از کاربران گرامی  و محترم خواهشمند است ایمیل  ومشخصات خود را ارسال نمایند تا سریعتر اشکالات وابهامات ایجاد شده برطرف گردد.  موفق باشید

38393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. مادر بارداری هستم که بعلت کم شدن خون‌رسانی به جنینم توی بیمارستان بستری هستم. خیلی نیاز به دعای شما خوبان و اولیای الهی دارم. هر لحظه به این یقین می‌رسم که فقط خدا و اهل بیت علیهم السلام رو دارم، انگار فقط من هستم و خدا و اهل بیت علیهم السلام. نه هیچکس دیگه. اراده الهی رو خیلی بیشتر از پیش می‌بینم اینکه پزشکان و پرستاران خیلی زحمت می‌کشند اما کار رو باید خدا درست کنه. التماس دعا استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کارسازِ ما به فکر کار ما است و یقیناً او مصلحت ما را می‌داند. موفق باشید

38321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بر اساس برهان صدیقین می‌خواستم ببینم که مطالب زیر درست است یا نه؟ در واقعیت عین وجود نداریم. بلکه عین کمال داریم. عین کمال عین علم، عین قدرت و عین حیات است. (البته منظورم تمام صفات ذاتی است.). حال این عین کمال تجلی کرده است و این موجودات به وجود آمده است. این موجودات در حقیقت همان عین کمال است (همان علم، حیات، قدرت) است که نزول کرده است. (البته با حفظ عینیت ذات و صفات). یعنی وقتی عین علم، عین قدرت، عین حیات تجلی کند در جهان ماده این موجودات به وجود آمده اند. حال اگر این موجودات را در صعود بالا برویم، به عین کمال می‌رسیم که این موجودات به نحو وحدت در عین کمال به بی‌رنگی و جامعیت هستند. راستش من با عین وجود مشکل دارم. چون وقتی گفته می‌شود که وجود اشیا از عین وجود است من هر چه دقت می‌کنم نمی‌تونم این مطلب را درک کنم. اما وقتی گفته می‌شود که کمال هر موجودی از عین کمال است، من درک می‌کنم.چون علم، قدرت و حیات قابل درک کردن هستند. لطفاً راهنمایی بفرمایید. با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! واژه «عین وجود» واژه‌ای است فلسفی. و آنچه در واقعیت و خارج است «وجود» است به اعتبار صفات کمالیه. موفق باشید

38086

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به مقاومتی که در ملت های دیگر مثل غزه و یمن مشاهده می شود سوال مطرح می شود که آیا همچنان ملت ایران در صدر ملل در زمینه ی مقاومت است؟ چون با توجه به نوع سلوکشان مثلا شرکت نکردن در انتخابات یا فردی که انتخاب کردند و ... احساس می شود درست است که ملت ایران فتح باب مقاومت را کردند اما در ادامه در تداوم مقاومت بعضا بلکه شاید اکثرا دچار ضعف شدند (حال انتخابات یک مثال است در سایر وجوه تمدنی نیز شاید بتوان ضعف مشاهده کرد) مثال تاریخیش مثلا اسلام از حجاز شروع شد اما ایران کانون اسلام شد الان نیز در زمینه مقاومت، موسس، ایران اما تداومگر در ملل دیگر بیشتر احساس می شود متجلی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آیه «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» همیشه حرکت‌های تاریخی با اراده‌ها و عزم‌های بزرگ شکل می‌گیرند و ادامه می‌یابند و آن‌هایی که آن حرکت ها را درک کنند، در آن حاضر می‌شوند و بحمدالله ملت ایران نه‌تنها به رهبریِ حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آن حرکت را آغاز کردند، به خوبی در حال ادامه آن هستند و این‌جا است که ملاحظه می‌کنید چرا نتانیاهو در کنگره آمریکا همه فکر و ذکرش، ایران است. این یعنی حضور انقلاب اسلامی و آغاز نفی استکبار. موفق باشید

38047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«انسان بخاطر نظر بیش از حد به تن، بیشتر خود را محصور تن و حتی عین تن می بیند.» آیا می توان گفت که نفس در بدن که فرمودید حضوری کامل و تمام دارد، بواسطه نظر داشتن بیشتر به بخشی از بدن، در آن قسمت حضور شدیدتری دارد؟ مانند کسانیکه راست دست هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هرکس به این خودآگاهی نرسد که خود را ماورای بدن بیابد و متوجه نشود بدن او ابزاری است در اختیار او، عملاً خود را در محدوده بدن خلاصه می‌کند و از حضور در ابعاد متعالی وجود خود محروم می‌گردد. موفق باشید

نمایش چاپی