بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب دارم خدمت استاد بزرگوار: بنده در زمانی اعتقاد راسخی به دین نداشتم و برایم اصلا فضای مذهبی جذاب نبود و سبک زندگی ای هم که داشتم مخالف سبک زندگی دینی بود. در برهه ای نیز برایم در پی شهادت یکی از شهیدان مدافع حرم دین مسئله شد و جذابیت خاصی برایم پیدا کرد و خب بسیار سعی کردم سبک زندگی مذهبی داشته باشم اما احساس می‌کردم دچار محدودیت فراوان هستم و آزادی ندارم و این سبک زندگی دینی را با آن احساس آزادی که بخواهم داشته باشم همخوانی ندارد. وقتی وارد فضای کار و به اصطلاح زندگی واقعی تر شدم مناسبات دنیای واقعی به نحوی شد که احساس می‌کنم نمی توانم هم آن ارزش ها را حفظ کنم و هم با این مناسبات پیش بروم. فی الحال در رشته علوم سیاسی مشغول به تحصیل هستم و حتی وقتی رشته خودم را می‌خوانم و یا کلا علوم غربی را می‌خوانم هم احساس می‌کنم وسعتی دارد که آن وسعت را در متون یا بطور کلی در سخنان بزرگان دینی حس نمی‌کنم و هم این وسعت همان وسعتی است گوته در کتاب فاوست خود به تصویر می کشد و همان مناسبات مفیستوفلس (شیطان) بر آن حاکم است. حتی این بر من در انجام دادن احکام نیز تاثیر گذاشته است و احساس می‌کنم یک قوه مفیستوفلسی توسعه گر با قوه دیگری که مناسبات دنیای مدرن را بر نمی تابد در کشمکش شدیدی هستند. بسیار در تحیر هستم و احساس اضطراب شدیدی نیز می‌کنم. احساسی بین سکون و تحرک دارم. نه ارزش های دینی را حفظ کرده ام (مصداق احادیثی شده ام که مورد مذمت قرار می دهند) و نه ارزش های مدرن را در عمل دارم که مرا به همان تحرک توسعه گرایانه وادارد. به لحاظ روحی احساس بسیار بدی دارم. احساس می‌کنم خودم با خودم در حال جنگیدنم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در این تاریخ این مائیم و همین نحوۀ حضور و اندیشیدن به «جهانی بین دو جهان» با وسعتی که معرفت نفس در مقابل ما می‌گشاید تا از یک طرف متوجۀ حضور اکنون بیکرانۀ جاودانۀ خود بشویم و از طرف دیگر در تاریخی که بر توسعه تکیه دارد، حاضر باشیم. در این رابطه است که عرایضی تحت عنوان «جهان بین دو جهان» در ۵ مجلد در سایت هست. خوب است به اولین آن‌ها تحت عنوان «انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب»https://lobolmizan.ir/book/612?mark=%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%B9 . رجوع شود. موفق باشید

39155

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ما در احادیث داریم که خدا نور امامان را چند هزار سال پیش از خلقت سایر مخلوقات به وجود آورده است. این نور مگر مجرد نیست. پس چگونه قید چند هزار سال که نشان از زمان دارد آمده است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته قرآن که می‌فرماید: «وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» روزهای قیامت در نسبت با محاسباتی که شما در زندگی دنیایی بخواهید مدّ نظر آورید؛ مانند، آری! مانند هزار سال از سال‌هایی است که شما به شماره می‌آورید. وگرنه در آن‌جا بحث حضور معانی و مقام و تعالی با نهایت شدت است. موفق باشید 

39048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد با توجه به شرایط جامعه، که حجاب و مسائل اعتقادی کمرنگ تر شده برای بعضی مردم، نوع روابط ما با اونها به چه صورت باشه؟ دوستان دیرینه، فامیل، خیلی از اطرافیان خیلی نظراتشون با ما متفاوت شده از طرفی هم نمیشه قطع ارتباط کرد. اما به دلیل اینکه فرزند دارم و نگران تربیتش هستم، خواستم از جنابعالی کمک بخوام در این زمینه. پیشاپیش از پاسختون متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که قبلاً نیز عرض شده مسئله، مسئله بسیار ظریفی است. آری! قطع رحم نباید صورت بگیرد ولی شاید بتوان در فرصت‌های مناسب موضوع را با فرزندان‌مان در میان بگذاریم که بهتر است مثلاً فلانی آن کار را نمی‌کرد و یا آن ظاهر را رعایت می‌نمود بدونه ایجاد بدبینی. موفق باشید 

38989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در کتاب رمضان دریچه رویت فرمودید: «آیه ی «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّی يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» (۳۰) به آن متذکر می شود و می فرماید: بندگی خدا را تا آنجا ادامه ده که به یقین برسی، یقین یعنی ارتباطِ بی حجاب با خدا.» آیا می‌شود عبارت ارتباط بی‌حجاب با خدا را، توضیح مختصری بفرمایید؟! با تشکر از زحمات استاد بزرگوارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان توجهی منظور است که برای اولیای الهی پیش می‌آید که با نظر به هر مخلوقی از مخلوقات الهی متوجه نور انوار اسماء الهی می‌شوند به طوری که اگر به یک گل هم نظر می‌کردند، نور جمال حضرت حق مدّ نظرشان می‌آمد. موفق باشید

38964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز و بزرگوار: من سالهاست که از مطالب و کتابهای شما تدریس می‌کنم و در خلال تدریسها از مطالب و صوتهای اساتید دیگری همچون آیت الله جوادی املی یزدان پناه و... استفاده می‌کنم. و ظاهر امر هم با جمعی که هستم اذعان می‌کنند که خیلی در نگاه آنها تاثیر داشته اما مدتیست که احساسی به من دست داده که باید به خودم بیشتر بپردازم و از اینکه مطالب از درون من جوشش ندارد و فقط واسطه ای هستم مایلم کمی بیشتر به خودم بپردازم و از جمع فاصله بگیرم. حتی دوستان رو ارجاع دادم به صوتهای شما و کلاسهای انلاین شما. می‌خواستم بدونم نظر شما چیه؟ استاد واقعا از اینکه استادی که حضوری داشته باشم و در مسائلی که گیر می‌کنم کمک کند رو ندارم، رنج می‌برم. دیگه نمیخوام آزمون و خطا کنم. خیلی از سالهای عمرم به بیهوذگی گذشته و الان هم احساس می‌کنم فقط حمال مطالبم که آن را انتقال می‌دهم. ممنون میشم راهنمایی فرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست. آری! برای حضور در تاریخی که مانند حضور در تاریخ گذشته نیست؛ برای روح و روانِ ما آن‌طور که لازم است، شناخته شده نمی‌باشد، و این امر ساده‌ای نیست. ولی به هر حال باید با همان حضوری که شروع کرده‌اید خود را ادامه دهید و با ارتباط با رفقا در همان مسیر معرفتی به لطف الهی خود را بیش از پیش تجربه کنید. موفق باشید

38776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و احترام دارم خدمت استاد گرانقدر جناب آفای طاهرزاده: ببخشید استاد میشه لطف کنید و نظرتون رو درباره کتابها و نوشته های استاد خانم فاطمه میرزایی و متن هایی که داخل سایت همگام بارگزاری میشه بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله ایشان را بانویی اهل فکر و تعهد و دلسوز می‌دانم و آثار و سخنان ایشان را برای جامعه و بخصوص برای بانوان محترم مفید می‌دانم. موفق باشید

38694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: آیا من إنسان پیر می‌شود يا نه؟ اگر پیر می‌شود پس چرا در کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین فرمودین من انسان آنطور که تنش پیر می‌شود پیر نمی‌شود و اگر پیر نمی‌شود پس چرا بعضی‌ها دل مرده اند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دل مردگی مربوط به رشدندادنِ ابعاد متعالی و وجودی انسان است و اتفاقاً اگر انسان مسیر معنویت را درست طی کند، سر پیری جوانتر هم می‌شود. نمونه آن را شما در حضرت امام و رهبر معظم انقلاب می‌توانید بیابید. موفق باشید

38677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم! اینکه بگوییم خداوند به شکل های گوناگون ظاهر شده است چه فرقی می‌کند که بگوییم خداوند به شکل های گوناگون در آمده است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در جلوات انوار اسماء الهی است و نه آنکه گمان کنیم خودِ خداوند به شکلهای گوناگون ظاهر شده و یا در آمده. موفق باشید 

38552

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: ضمن عرض پوزش و تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت جناب سید حسن نصرالله، دو‌ تا پرسش تربیتی از محضرتان داشتم: ۱. اگر کودک چهار و نیم ساله ای که در مورد خدا زیاد پرسشگری می کند را با زبان بسیار ساده متوجه حضور غیرمادی و همه جایی خدا کنیم اشکال دارد؟ ۲. کودک را در چه سن و سالی با زبان معرفت النفس متذکر و متوجه خودِ بی‌ رنگ و بی نشانش کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! مثل بحث «من کو» در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» ۲. همان سنینی که می فرمایید آمادگی دارند. موفق باشید

38439

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما: در بحث متناهی یا نامتناهی بودن خداوند، مخالفان عرفان این موضوع را از مقوله تناقض عدم و ملکه می دانند. یعنی خداوند نه متناهی است نه نامتناهی. چه جوابی باید به اینها داد! با سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود به عرایضی که تحت عنوان «برهان صدیقین» به سبک جناب ملاصدرا عرض شده؛ رجوع فرمایید. تا اساساً موضوع را در ساحتی بسی بالاتر از این نوع دوگانگی‌ها مدّ نظر قرار دهید. https://lobolmizan.ir/sound/659  موفق باشید 

38336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شما در یکی از صوت هایتان فرمودید که علامه طباطبایی در حین انجام عملی دیدند که کلاغ‌ها الله الله می‌گویند. سوال: آیا علامه اسم جامع الله را شهود کردند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن‌جا بحث در رابطه انتقال به نور اسم «الله» است از طریق آنچه کلاغ‌ها انجام دادند و این به جهات نفس مستعد علامه طباطبایی است و انتقال نفس ایشان به اسم مبارک «الله» در هر موقعیتی. موفق باشید

38318

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب. استاد سوالی داشتم. آیا بهشت و جهنم و برزخ با وضع کنونی ما نسبتی دارن؟ آیا ما در حال حاضر در این عوالم هم حاضریم؟ اگر اشتباه نکنم از برخی بزرگان اهل عرفان شنیدم که می‌فرمایند بهشت و جهنم همین لحظات کنونی هستند. یعنی ما در عین حضور در عالم ماده، در بهشت‌و‌جهنم و برزخ هم حاضریم. آیا این درسته؟ و اگر درسته استدلال عقلی داره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. ولی جای صحبت این امور در محدوده سؤال و جواب این سایت نیست. پیشنهاد می‌شود به کتاب «معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید

38299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الر‌حیم. سلام و درود خدمت شما از آنجایی که نماز عاشق است و ما معشوق می‌خواهم عاشق را فلسفهی تر بشناسم کدام کتاب میتواند عاشق را به معشوق و معشوق را به عاشق برساند از دعای خیر امامم را خوشحال کنید یا علی مدد اللهم عجل لولیک فرج به حق زینب کبری سلام الله علیها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کتاب «آداب الصلواۀ» حضرت امام خمینی مطالب ارزشمندی را با ما در میان می‌‌گذارد. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8

38006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خسته نباشید. در چند تا از سوال هایم دیدم صحبت از بحث انسان و باز انسان می‌کنید گویا قرار هست در آینده این بحث مطرح شود آیا امکان دارد جزوه این بحث را تا آنجایی که آماده شده در اختیار ما قرار بدهید تا ان شاء الله اندیشه کنیم. خیلی ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز در حال تکمیل است. موفق باشید

38001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در بحث حضور مجرد سوالی داشتم. شما اثبات کردید که نفس انسان در تمام بدن حاضر است که آن را قبول کردم. اما شما چگونه می‌توانید اثبات کنید که مثلاً نفس خود شما در تمام این موجودات کره ی زمین حاضر است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثِ تجرد نفس همانی است که در جواب سؤال شماره 37999 مطرح شد و در آن بحث، حضور ما در تمام موجودات مطرح نیست. موفق باشید

38000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید در حال مطالعه سلوک ذیل شخصیت امام خمینی هستم با توجه به موضوع وجود و تجلی تمام انسان های ظالم هم از حیات برخودار هستند و تجلی نور الهی می‌باشند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجود آن‌ها نیز تکویناً از خداوند است ولی از نظر حضوری که می‌توانند نسبت به خدا داشته باشند، غافلند. موفق باشید

37781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در صورت اجماع نامزدان وظیفه چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید فعلاً نتوانیم در این موضوع به جهت وجوه مختلفی که دارد راحت فکر کنیم. موفق باشید

37724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در حال مطالعه تفسیر سوره ی جاثیه هستم وقتی عذاب های سخت غربت و تنهایی کسانی که در دنیا ابدیت و قیامت را انکار می‌کردند و از هوس پیروی می کردند را مطالعه می‌کنم می‌بینم من هم دچار اینچنین مدل عذابی هستم حالا شاید ضعیف تر. علت گناه و غفلت من بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انسان‌ها در این دنیا باید نسبت به چنین موضوعاتی، خودشان را ارزیابی کنند و ذیل سیره اولیای معصوم مسیر زندگی را با جامعیت خاصی که دارد شکل بدهند بدون آن‌که خود را گرفتار سختی نمایند. موفق باشید 

37608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و التماس دعا. ببخشید دو سوال دارم. چرا رهبری برای آقای رئیسی از عبارت «درگذشت شهادت گونه» به جای کلمه «شهادت» استفاده کردند؟‌ و سوال دوم:‌ تفاوت رئیس جمهور با کارمند اداره برق یا راننده اسنپ در کشور ما چیست و اگر راننده اسنپ در حین انجام ماموریت تصادف کند و بمیرد، آیا شهید حساب می شود؟ ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از نظر فقهی این جمله باید مطرح شود. وگرنه باید مانند شهید بدون غسل و کفن دفن می‌شدند که مربوط به «مقتول فی معرکۀ الحرب» است. ۲. آری! اگر انسانی در بستر حضور همه جانبه و مجاهدانه در میدان خدمت به اسلام و مسلمین حاضر شود و در چنین حضوری قرار گیرد که شهدای خدمت قرار گرفتند؛ قرآن می‌فرماید: «وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» هر کس در راه خدا (از وطن خویش) هجرت کند در زمین برای آسایش و گشایش امورش جایگاه بسیار خواهد یافت، و هر گاه کسی از خانه خویش برای هجرت به سوی خدا و رسول بیرون آید و در سفر، مرگ وی فرا رسد اجر و ثواب چنین کسی بر خداست وخدا پیوسته آمرزنده و مهربان است. موفق باشید

35868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: می‌خواستم بدانم حد احترام به خانواده شوهر باید چقدر باشد؟ مادرشوهرم خانم مهربانی ست اما خیلی کنترلگر هستند، و این اخلاقشون دقیقا برعکس اخلاق مادرم یعنی طرز تربیت و زندگی بنده ست، یعنی وقتی پیششون هستیم، مدام امر و نهی می‌کنند، اینجا بشین، اونجا نشین، اینو بخور، اینو بپوش، این کارو بکن اون کارو نکن، (سر کوچکترین مسائل حتی) و خیلی وقتها که باهاشون هم صحبت میشم و دوست دارم رابطه برقرار کنم بحث غیبت باز میشه و اکثرا غیبت دامادها، این باعث شده اصلا نتونم باهاشون هم صحبت بشم و هم فکر می‌کنم حتما پشت سر من هم با بقیه حرف میزنن. برای همین پیششون راحت نیستم و فقط حالت افسرده و تو خود بودن دارم وقتی میرم خونه شون، از یک طرف هرچی سعی می‌کنم نمیتونم رابطه برقرار کنم حتی با اینکه قلبا دوستشون دارم و از یک طرف می‌ترسم از دستم ناراحت بشن و این مساله ناشکری باشه، البته بی احترامی نمی‌کنم، ولی اصلا هم ارتباط دوستانه ای ندارم باهاشون، عذاب وجدان و ناراحتی ای که بعد از هر بار دیدنشون دارم، خیلی اذیتم میکنه، استاد میشه به تفصیل جواب بدید؟ یا بفرمایید از چه منبعی تفصیلا جوابم رو بگیرم؟ می‌ترسم این مساله امتحان من باشه و من نتونم سربلند بیرون بیام، ممنونم از لطفتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که این سایت در رابطه با این امور شکل نگرفته، خوب است که به کسانی که طرفین را می‌شناسند رجوع فرمایید. موفق باشید

35756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: تشکر از بابت وقتی که به بنده اختصاص می‌دهید. بنده، از ۲۰ سالگی در طلب و پیدا کردن خودم و حقیقت و مسیر زندگی‌ام هستم. هر دربی که به بنده معرفی شده و امید خیری به آن درب داشتم پیگیری کردم و بهره بردم. اما همیشه میزان بهره‌گیریم از اساتید و جاهای مختلف محدود بوده، بعضا با یک جلسه سیرآب شدم و احساس بی نیازی کردم، از یک موقعیت، بطوری که الان بعد از ۱۵ سال جاهای مختلفی سر زدم، و از هرجایی بهره‌هایی بردم ولی هیچ جایی و پیش هیچ استادی نتوانستم ثابت بمانم. در هیچ مجمع و تشکلی پایدار و ثابت نماندم، شاید دورا دور با همه آن محیطها در ارتباط باشم یا کاری جسته گریخته انجام دهم ولی اینکه تا الان توانسته باشم جایی را پیدا کنم، یا کسی‌که بطور کامل و با آرامش خاطر حضور داشته باشم خیر. بعضا احساس می‌کنم، این به یک مشکل تبدیل شود، و شاید شخصیتی مثل شخصیت سردسته فرقه ها داشته باشم. اهل ریاست طلبی نیستم، ولی اگر جایی ایرادی ببینم که انجام آن کار را خارج از حیطه شرع ببینم، بطورمستقیم یا غیر مستقیم کنار می‌کشم. اخیرا با شخصیتی آشنا شدم که در محضر شما تلمذ داشته، ولی بعد از هر صحبت یا گفتگو با ایشان هم چنان سنگینی احساس می‌کردم که تحملش برایم سخت بود و نتوانستم ادامه دهم و تصمیم بر قطع گفتگو گرفتم. سالهاست نه دوستی و نه رفیقی و نه استادی و نه تشکل و گروهی که به تمامه بتوانم در محضرشان احساس راحتی داشته باشم. البته روابط خوبی دارم ولی تا جایی که دیگران نخواهند وارد کنه شخصیت و زندگی و افکارم شوند و حدود رعایت شود. ذره ای کنجکاوی از ناحیه دوستان بطور ناخودآگاه تمام روابط را تیره و تار می‌کند و فاصله می‌اندازد‌. امیدوارم توانسته باشم شرح درست و دقیقی از احوالم بدهم و اگر ایرادی هست، ممنون می‌شوم راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در ظرفیتی است که بشر جدید باید در خودش متوجه آن باشد و خود او تلاش کند تا خود را در میدان‌های متوسط، متوقف ننماید. عرایضی در مصاحبه با مجله «سوره» در قسمت دوم آن مصاحبه در این رابطه شد. إن شاءالله می‌تواند میدانِ نظر شما برای بیشتر فکرکردن نسبت به خود باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/12424 موفق باشید

40386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: خداوند سختیها را به ارتباط با مردم متذکر شدند. به خدا قسم هر روز با روز قبل و هر ساعت و هر لحظه با لحظه تی و هرگز یک نفر نیستم! و عادت کردم. به خدا قسم می‌خورم اگر خداوند نگه دار ما نبود ما بکل از بین می‌رفتیم و به همان خدا قسم که انسان اگر بار تکالیف خودش را نپذیرد فقط جنبده ایست که از حیوان هم از نظر مرتبه پایین مرتبه تر است. نهایت آرزو این است انسانها هر کدام شاخ شمشادی باشند که شاخ برگ سنگینه سبک! خود را متحملند و با زیبایی برگ های خود، احساس بی نیازی نسبت به غیر خالقشان دارند و سر به آسمان معنا کشیده با اینکه ریشه در خاک دارند. سروی با پذیرش چهار فصل از زندگی و آموخته صبر و استقامت و مفتخر به مقاومتی که تخم آن را عاشقی کاشت به نام خدا و سپس پرورشش را نیز به عهده گرفت و در همه این احوال کسی را شاهد نگرفت زیرا فقط خدا با هستی است. اگر بگویم هیچم دشمنان جری می‌شوند. فقط می‌دانم بیشترین انسانی که این نهایت را در خود به نتیجه رسانده و می‌شناسم امام خمینی است بخدا قسم هیچ حرفی هیچ ارزشی ندارد اگر در راه غیر از راه و شخصیت امام خمینی باشد و این مستدل است. امامی که درواقع خبر از خود و انقلاب اسلامی ما دادند و با همان صدای زیبا، لحن و بیان زیبا و با همان بدن تا ذاته مو به مو زیبایش فرمودند: «همه از خدا هستیم، همه... و همه عالم بسوی او باز می‌گردیم». امام همه محتوای حرفم بود، او خاص ترین عشقی است که تجربه می‌کنم، امام از هرکه می‌شناسم زنده ترند در هر دلی اورا بیابم بشوق او جان می‌دهم. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. نهضت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد و به طوری که می‌تواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به اقلیت فرسوده‌ای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردی به صورتی شگفت‌انگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود  و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت می‌تواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلای دیروز و امروز، معنای اصیلی پیدا می‌کند که معنای مصیبت و شکست نیست. موفق باشید

40315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: اگر نیست برای هر انسانی جز تلاش او کیفیت انتقال اعمال چگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان نیّت ها عمل اصلی انسان است و فردا انسان با همان نیت های خود روبرو می شود و در این رابطه می توانید به کتاب معاد و صوت های مربوط به آن که روی سایت هست مراجعه فرمایید. موفق باشید

40199
متن پرسش

بسمه تعاای. سلام علیکم: سحر امامی؛ نمایانگر معنویت انقلاب اسلامی ما همچنان در قبل از انقلاب جا مانده ایم، انقلابی در قلب ما رخ نداده. همچنان اهل دغدغه دنبال استادی می‌گردند تا سلوکی (موهوم) برای خود داشته باشند و خلسه ای بدون حرکت برای خود رقم زنند. غافل از اینکه زمانه زمانه انقلاب است. پیش از انقلاب اسلامی روح زمانه بگونه ای بود که ایمان و تقدس ظرفیت حضور جمعی نداشت و آن روح ایمانی در تعدادی از علماءربّانی جلوه می‌کرد و تنها قاضی ها و همدانی ها و بهجت ها را نشانه می‌رفت. زمانه ی انقلاب، زمانه ی حقیقت ایمان است، زمانه ی شکوفایی وسعت است. روح زمانه _به نشانه رخ دادهای بی‌نظیری که رقم می‌خورد_ ظرفیتی پیدا کرده که تجلی ایمان را محدود در اشخاص نمی‌کند و در عین اینکه معنویت را در جمع و عمیق تر از گذشته معنا می‌کند، (بگونه ای که صرف بودن، رشد را محقق می‌گرداند) تجلی تامّ شخص محوری ندارد. چه علماءربّانی و عرفانی فانی ای که افسوس حضور در انقلاب اسلامی را هم اینک می‌خورند!! و آن روح زمانه؛ در اقیانوسی از ظرفیت ها خود را محصور در نقصان افراد نمی‌کند و در موقعیت های مختلفِ انسان ها خود را می نمایاند؛ هنگامی که همت ها و باقری ها و خرازی ها و آوینی ها و سلیمانی ها و نصرالله ها و سنوار ها و حاجی زاده ها و هزاران اندر هزار ها دیده شدند و حتی وقتی سحر امامی ها دیده شدند، یافتیم که دیگر آن معنویتِ آرمانی و آن قدسیّت محمدی (ص) در راه باریکه ی ستاره دیدن افراد نمی‌گنجد و در شاهراه جمهوری در جریان است. و این مدعای کوچکی نیست؛ چه اینکه ولی زمانه تمامی سردمداران عزت را با تمجید یاد می‌کند و آنان را تاریخ سازان ملت ایران می‌خواند. معنویت غیر از اینست؟ و سحر امامی و باز نفحه ای دیگر از عزت ایمانی ایران نمایان شد؛ آلا فتعرضوا الیها و این ماییم و این اقیانوس معنوی انقلاب که به چشم دل دیده می‌ شود و آن دیده می‌گوید که: نیک بنگر شاید که رسیده باشی. و نهایت آنکه راه ایمان از راه خدمت به مردم می‌گذرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که می‌فرمایید. آری! ما بحمدلله در حضور عرفانی خود در بستر انقلاب تا آن‌جا  می‌توانیم جلو و جلوتر رویم که به فرمایش حضرت امام خمینی با جوانانی روبرو می‌شوید که در تعالی روح موجب حسرت عارفان و شب زنده‌داران می‌شوند و به گفتۀ جنابعالی این در شاهراهِ جمهوری اسلامی محقق می‌شود با همان نفحه‌ای که ما با عزّتِ ایمانیِ خاصی روبرو می‌گردیم به همان صورتی که در شخصیت خانم سحر امامی به ظهور آمد. چه اندازه خوب است صحنۀ به ظهورآمدنِ ایمانی که در شخصیت آن بانوی محترم به ظهور آمد را با نگاه پدیدارشناسیِ تاریخی بنگریم تا بتوان نسبت خود را نه‌تنها با آن بانوی محترم، بلکه با همۀ آنانی که شخصیت آن‌ها  به نحوی ذیل ارادۀ الهی به ظهور آمده است بر قرار کنیم. موفق باشید    

40182
متن پرسش

سلام علیک و ریحانه و رضوانه (ناگزیری از تقدیر تاریخی پیش رو) نترسید، نهراسید، ما را گریزی از این جنگ پیش رو نیست. دیر یا زود ما با این جنگ روبرو می شدیم و ما چاره ای از مبارزه نداریم؛ نه تنها چاره ی ما در مبارزه است که تنها راه خلاصی ما از این جنگ نیز هم مبارزه است. این مسیری است که گذر از آن جز به ایستادن و جنگیدن میسور نخواهد بود. زنگی مستی به میدان آمده و به هیچ اصول و قواعد و مبانی اخلاقی پایبند نیست و هیچ ارزشی را جز حفظ و حراست از منافع خود نمی شناسد. در چنین صحنه ای، مائیم و مبارزه برای رهایی برای رسیدن به نقطه‌ی پایان برای تمام کردن شرّی که اگر از دامن خود باز نکنیم تمام ما را از حیثیت و آبرو از جان و مال و ناموس می گیرد. گمان نکنیم اگر نجنگیم راهی دیگر هم هست! هویت، فرهنگ، قومیت، تاریخ، ملیّت ما در گرو این مبارزه است. او (دشمن) نه فقط اسلام ما را نشانه گرفته است او با تمام هویت ما کار دارد. او با تمام تاریخ و جغرافیای ما کار دارد. امروز مسلمانی لازم نیست! اگر آزاده نباشید اسیر استبداد و استعمار خواهید بود و دیگر توانی برای فکر و اندیشیدن شما نخواهد بود. رفقا، جنگ ما یک جنگ وجودی است که یا ما یا آنها. نگذارید و نگذرید از این تقدیر و سرنوشت زمانه ی خود. اگر ایستادگی نکنیم، دشمن به کمتر از شکستن گردن‌مان راضی نخواهد شد. از راهی که پیش روست ناگزیریم و باید به دنبال هویت جمعی و ملی باشیم راه ما و نیاز ما امروز در دل این هویت جمعی و ملی است و پذیرش رهبری حتی اگر دل به نظام سیاسی هم نداریم راهی برای حفظ هویت ملی مان جز ایستادگی در کنار این هویت ملی و جمعی به رهبری واحد نداریم. مراقب وسوسهٔ خناسان و زمزمهٔ ناکثان باشید. اینان هیچگاه دلسوز نبودند و هیچ گاه در کنارتان نخواهند ایستاد. در گوشتان زمزمه ی نفاق می کنند و دلتان را خالی می کنند اما هیچگاه برایتان تب نخواهند کرد و ابدا جان به راه تان نمی دهند آنان اساسا برای زمزمه های که می کنند هزینه نمی کنند فقط شما را ابزار و وسیله ای می کنند برای دریوزگی و منافع خودشان. خودمان را ذلیل وسوسه ها و ترس ها و سخن های سخیف نکنیم عزیزان. از ترس یکبار مردن محکم بجنگیم تا از سایه ی ترس مدام و همیشگی مردن در هر لحظه نجات پیدا کنیم. اگر نجنگیم با ترس از مرگ شما را به هر علتی و به هر نکبتی که بخواهند وادار می کنند. بیایم قدرتمند با این ترس بجنگیم. پیروز از آن ماست مطمئن باشید. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر الهی را! که چگونه ما را در این تاریخ در میدانی حاضر کرده با دشمنی که ظاهراً به خاطر آن‌که بنا داریم از انرژی هسته‌ای بهره‌مند شویم، باید دانشمندان‌مان که در این علم وارد شده‌اند محکوم به قتل باشند. از احمدی روشن و شهریاری بگیر تا طهرانچی و فریدون عباسی. بیایید همۀ آنچه اسرائیل در مقابله با ما پیش آورده رها کنیم و تنها به همین نکته بیندیشیم که راستی چرا باید رژیم صهیون تا این اندازه در مقابل چنین موضوعی که در ایران شکل گرفته است، دست به قتل دانشمندان ما در این رشته بزند؟ اگر در این رابطه با دقت فکر کنیم به امری اساسی در نسبت بین آن رژیم و آینده‌ای که برای خود ترسیم کرده، می‌رسیم که نه تنها در نسبت با ملت ایران، بلکه نسبت به همۀ ملت‌ها با رژیمی روبرو خواهند بود که هیچ حقی برای آن ملت‌ها قائل نیست اگر آن حق، موجب استقلال و تواناییِ آن ملت در مقابل رژیم صهیون که نماد کامل استکبار در این زمانه است؛ باشد. این‌جا است که جایگاه تاریخی حملۀ رژیم صهیون به ملت ایران معلوم می‌گردد و جایگاه مقابله با آن رژیم، با معناترین مقابله خواهد بود با رژیمی که هرگونه حقی را از هر انسانی نه‌تنها نادیده، بلکه به میدان می‌آید تا با تجاوز خود آن حق را اخذ کند.
آری! اگر به جایگاه تاریخی و تجاوز رژیم صهیون فکر کنیم در این رابطه به پیش‌آمدِ مهمی که برای ملت ما پیش آمده است به خوبی اندیشه خواهیم کرد که آن، قرارگرفتن در میدان مبارزه‌ای است که میدان به درخشش‌آمدنِ حقیقت است در مقابل دشمنان حقیقت، و به درخشش‌آمدنِ انسانیت است در مقابل ضد انسانی‌ترین جریان در طول تاریخ. این‌جا است که خداوند بر ما منّت گذارده و ما را در میدان چنین مبارزه‌ای وارد کرده و این است آن تقدیر بزرگ که خداوند برای ما رقم زده است. موفق باشید        
 

نمایش چاپی