بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: زمان موضوعی بود که بنده حاضر شدم بخاطرش همه عمرم رو زجر کشیدن را بپذیرم. زمان فقط مال خداست خدایی که خلق کرد تا شناخته شود. رنج با زجر فرق میکند ! زجر نه یعنی فقط سر بریده شدن در کربلا، زجر یعنی اسارت اهل بیت امام حسین علیه‌السلام، زجر یعنی کشته شدن به نا متعارف ترین شکل در غزه، زجر یعنی صبر ابالفضل العباس در کربلا. زجر برای دین نیست زجر رنجی خاص و نامتعارفی است که فقط برای خدا کسانی آن‌را متقبل می‌شوند. وگرنه ما در دین رنج و صبر داریم اما زجر برای دینداری یا بهشت رفتن یا عملی ثواب ندارم. امام خمینی با زمان اینقدر محکم و به نهایی ترین نتیجه از خود رسید. زمان یا چیزی که شما آن را تاریخ می‌خوانید سیری است که منتسب به خدا و آن را به عشق خدا می‌پذیرند. زمان را حتی با دین داری هم نباید تقلیل داد زیرا دین حقایق سعادت بشری است که خداوند با پیامبرش به ما داد تا بشریت به سعادت برسد اما زمان امری بود که خداوند از پیامبرش خواست تا خداوند سیر هستی اش را که خواسته ای منحصرا به اوست اتفاق بیفتد. زمان آن چیزیست که تمام هستی را زیر و رو می‌کند و آنیست که کاملا مال خداست. در هیچ کجا ندیدم خداوند اینقدر منحصر بفرد چیزی را مال خود بدانند، زمانی که مسئولیتش را امام زمان بعهده گرفتند و صاحب این مسئولیت بزرگ برای خدا شدند. سخنان امام را بشنوید آیا با دین صرف می‌شود این سخنان را پذیرفت یا دینی این گفته ها را دارد که زمان را اصل قرار داده؟ https://uploadkon.ir/uploads/cf5303_25VID-20250903-155017-368.mp4

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به جزوۀ «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخیِ ما در انقلاب اسلامی» https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1865  بزنید به امید گشوده شدن میدان تفکر که به گفتۀ جناب گادامر، تفکر، تاریخی است و باید نسبتی بین حضور تاریخی و تفکر پیش آید. موفق باشید

40451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض ادب، و خدا قوت. کلا آیا در دین راهی هست انسان بتونه بفهمه مرگ عزیزانش اجل حتمی بوده یا اجل معلق؟ پدر بنده یک ماهه پیش کسالت گرفتند و خودشون و ما فکر کردیم از معدشونه و اصلا یک درصد هم فکر نکردیم سکته باشه چون سابقه بیماری معده داشتند ولی در حقیقت سکته کرده بودن و ما زمان طلایی سکته برای درمان را از دست دادیم متاسفانه و روز سوم که حالشون بد تر شد بردیمشون با اورژانس بیمارستان و آنژیو و سپس به هوش نیامدن یعنی قلبشون دیگه خیلی ضعیف شده بود و در حالت بیهوشی، دعوت حق را لبیک گفتند. آیا تشخیص اشتباه خودشون و ما و دیر رفتن به بیمارستان باعث وفات ایشون شده یا تمام این اتفاقات بنا بر اراده الهی باید میوفتاده، تا اجل حتمی ایشون برسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ (۶۰ / واقعه) بنابراین تنها و تنها آن وقتی که مرگ افراد فرا رسد آن مرگ به بهانه‌های مختلف پیش می‌آید. موفق باشید 

41353
متن پرسش

باسلام خدمت استاد و عرض تسلیت شهادت رهبر انقلاب . استاد عزیز خوشحالم و کمی حیران کمی نگران و پر از سوال و حیرت از اتفاقات این چند روز بگذریم. من نسبتم با رهبرشهید حالت پناه بود حالت تکیه گاه محکم یقینی ،حالت یک دست آسمانی که چنگ میزدم به او . اصلاً انقلاب با ایشان برایم انقلاب بود ،بوی نیابت امام را از او می چشیدم، حتی در تحلیل سیاسی هم او را راستگوترین میدیدم و بقیه حرفها بقیه سیاسیون بقیه نظرات را با او میسنجیدم و میزانم بود ، و نمیدانم چرا و چگونه اما با تمام وجود حس میکردم او درست ترین و صادق ترین را میگوید و دقیق ترین و در تجربه هم این حس برایم مسجل شده بود. قبل از جنگ اخیر گفت یقینا این نظام جلو میرود گفت به ترامپ توهم نمیتوانی جمهوری اسلامی را برداری و گفت خدا با مبعوث کردن مردم کار را جلو خواهد برد اینها قلبم را به آرامش سنگین رساند. و ترامپ و ناوگانش برایم هیچ شد. بعد شهادت ایشان کمی نگران شدم چون تصور این را نداشتم بعد دوباره دلم محکم شد که این مرد و خدای مرد دروغ نگفته اند . کمی از حرفها بهم ریختم که نکند حسن روحانی به رهبری برسد باز گفتم خود رهبری گفته بود کار دست خداست و نگرانی من بی مورد و دیدیم که حقیقتا دست خدا عیان شد. استاد پیام سید مجتبی را از تلویزیون شنیدم وجودم را سیراب کرد و حکمت را از آن چشیدم و بوی رهبری را از ایشان استشمام کردم. سوالم این است، من روی کلمات رهبر شهید و جملات ایشان زوم میکردم و جمله به جمله را محل تامل و میگفتم رهبری این جمله رو مخصوص گفته و با فکز گفته وبا تحلیل گفته و با تجربه و حکمت گفته خب همه چنین بودند. استاد آیا دقت در کلام سید مجتبی هم لازم است؟ آیا چون سبد مجتبی جوان است همان دقت در کلامشان نیاز است یا ایشان جوان است و هنوز باید بگذرد تا کلامشان را محک بزنیم؟ خیلی دارم بد سوال میپرسم بلد نیستم قشنگ بپرسم. آیا نور نیابت امام وعنایت امام در همین پیام اول ایشان هم جلوه میکند؟ من رهبر شهید را باور میکردم و مستحکم بود، آیا نکاتی که سیدمجتبی در مورد جنگ گفتند کلمه به کلمه اش را باور دارد و یقین پشت آن است و تدبر؟ مثلا آنجا که گفت ضربات نظامیان دشمن را از توهم تسلط و تجزیه ایران خارج کرد این جمله را اینگونه برداشت کنیم که واقعا ایشان اطلاع دقیق دارند که هدف تجزیه بود و الان از این هدف عقب کشیده اند؟ همه ی سخنم و پرسشم این است که پرسبدم و کلمه نداشتم برای پرسیدن ولی حسم را گفتم. دنبال آن استحکام رهبر شهید میگردم آن پناه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خدا را شکر کنید که شما را متوجۀ جایگاه قدسی و متعالی آن رهبر شهید کرده بود. و حقیقتاً آن مرد، عنایت خاصی بود به این تاریخ و این بود که به دست شقی‌ترین اشقیاء به شهادت رسید. ولی از این نکته هم نباید غافل شد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آن رهبر شهید یک «راه» بودند که در این تاریخ در مقابل ملت ما گشوده شد تا بشریت از جبهۀ استکبار عبور کند و بحمدالله همین راه است که مقابل آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای گشوده شده است و یقیناً با اخلاصی که در ایشان هست حتماً مورد عنایت و مددهای خاص حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند و باید با تمام امید به حضور ایشان در مقام رهبریِ انقلاب دلگرم بود. نکاتی را رفقا در نشست خود در رابطه با جایگاه تاریخی‌مان مطرح فرموده‌اند که خوب است نسبت به آن فکر شود https://eitaa.com/soha_sima/5628 موفق باشید

41179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. با آرزوی توفیق روز افزون. استاد آیا این جمله درست است که از باب تشبیه معقول به محسوس خداوند به مانند نوری است که جامع همه رنگها بوده و وقتی او را بر اساس مشکلات می‌خوانیم یکی از آن رنگها یا اسمها به سمت ما توجه می‌کند یعنی خداوند به تمامه با ما و در همه جا هست ولی وقتی او را به اسم شافی می‌خوانیم به اسم شافی به ما توجه کرده و ظهور می‌کند مثل اینکه خورشید به جامعیت هفت رنگ در همه جا هست ولی وقتی به نور سبز او توجه کردیم به همان رنگ بر ما ظاهر می‌شود اما در شرایط عدم دعا و توجه ما فقط هست ولی ما به منزله کوری هستیم که از این نور در عین حضور او نمی‌توانیم استفاده کنیم و توجه ما به او همان بینا شدن ما نسبت به اوست و انسان کامل با اسم جامع او را می‌بیند نه فقط به ظهور یک اسم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته‌ی دقیقی است. خوب است که همچنان مد نظرتان باشد. موفق باشید. 

41177

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«إِلهِي اعْتِذاري إِلَيْكَ...» سلام و عرض ادب‌ خدمت استاد طاهرزاده: بعد از ۲۲ دی‌ماه و ۲۲ بهمن‌ماه امسال به لطف خدا بیش از گذشته نفْس مان مطمئن شد که این انقلاب جریان خروشانی از توحید و اراده الهی است و همچنان نهنگ وار دریای تاریخ را به سوی مقصد نهایی اش سیر می‌کند و دشمنانش هییییییچ غلطی نمی‌توانند بکنند، بلکه برعکس هر چه دشمنی کنند و تلاش کنند آن را بشکنند تیزتر می‌شود (ما شیشه ایم و باک نداریم از شکست / شیشه هر آنچه می شکند تیزتر شود) الحمدلله رب العالمین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک این نکته که حضرت امام «رضوان الله تعالی علیه» فرمودند: «این قرن قرن نابودی ابرقدرت هاست» حکایتی است تا ما نیز متوجه باشیم این مردم آری این مردم بودند که در نگاه امام حضور فردایی بشر جدید را با آن بشر درمیان می‌گذارند. موفق باشید

41103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام حاج آقا‌ وقتتون بخیر. متاسفانه دکتر گفته روزه نگیر و نمیتونم در این ماه روزه بگیرم. و باردار هستم. و با اینکه صبح تا شب قرآن میخونم ولی باز سحرها قبل اذان از خواب بیدار میشم و احساس مرگ بهم دست میده و حال روحی و جسمی خیلی بدی دارم. هم می خواستم ازتون خواهش کنم برای بچه دعا کنید و برای اینکه منِ کمترین، وظایفم رو بتونم در قبالش انجام بدم؛ دعا کنید خدا ما رو بپذیره، با اینکه لایق نیستیم و توانش رو نداریم. و هر دعایی برای بچه صلاح می دونید. و دعا کنید آلودگی های من روی اون اثر نذاره. هم اینکه چه کار کنم؟ از وقتی باردارم حس می‌کنم از خدا دور شدم. قبلش پشت سر هم روزه می گرفتم. ولی الان احساس آوارگی عجیبی دارم و روزه هم نمیتونم بگیرم. قرآن خوندن هم بهم آرامش نداده با اینکه خیلی برکت داره در حدی که دوست دارم تا آخر عمر فقط قرآن بخونم. ولی آرامش قبل رو ندارم و این ایام به سختی می گذره و سختی ها نگرانم می کنه در قبال بچه. با اینکه می دونم همه چیز دست خداست و من هیچ کاره ام، ولی ته دلم شرکی هست که خیلی نگران بچه می شم. التماس دعای فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تمام امید خوشحال باشید که در چنین شرایطی قرار دارید. در بستر تولید نسل و شوهرداری و رونق دادن به زندگی و اُنس با ارحام و عشق به رهبر معظم انقلاب و تدبّر در قرآن از طریق گوش دادن به صوت‌هایی که از قرآن سخن می‌گوید مانند نکاتی که استاد فیاض‌بخش مطرح می‌کنند. https://eitaa.com/Jelvehnooralavi . موفق باشید

41013
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد محترم: زمانی که تلاش می‌کنم زن را در تمام تاریخ ببینم به کربلا می‌رسم. در ذهنم همۀ زنان برجسته، در خیمه ای به وسعت تاریخ، گِرد وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کربلا جمع هستند. حتی خانم مرضیه حدیدچی هم در این خیمه همراه زنان بنی هاشم حضور دارد. این زنان مومنه برای ظهور تلاش می‌کنند. حیاتی در این خیمه هست که در دنیای مادی ما نیست. ما اغلب در «نمی‌شودها» و «نمی‌توانم‌ها» متوقف می‌شویم. ولی گویی در این خیمه هوا و رایحه ای دیگر جاری است. چطور می‌شود از قید «زمان» رها شد و ورای تصویر ذهنی به دیدن و شنیدن رسید و فراتر از آن مخاطب اوامر قرار گرفت و پر توان چشم گفت؟ آیا صحیح است به جای در نظرگرفتن علما و اساتید ارجمند، در نماز با اهل این خیمه همراه شد؟ لطفا در صورت صلاحدید راهنمایی بفرمایید. بی نهایت سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. مهم آن است که متوجۀ آینه‌هایی باشیم که اشاره دارند به آنچه آن آینه‌ها می‌نمایانند، حال چه آن آینه از جنس مردان باشد و چه از جنس بانوان، چه حاج قاسم سلیمانی باشد و چه خانم مرضیۀ دبّاغ و چه همسر شهید رشید. این است که جناب عمّان سامانی «رحمت‌الله‌علیه» در وصف زینب کبری «سلام‌الله‌علیها» به عنوان شخصی ماورای جنس زنان و مردان، می‌فرماید: 
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
موفق باشید                    
 

41009
متن پرسش

باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونه‌ای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونه‌ای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.

41006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: آیا میشه در نماز به جای نصب العین قرار دادن ائمه (ع) علامه حسن زاده آملی عزیزم را نصب العین خود قرار دهم؟ به عنوان تجلی امام زمان علیه السلام؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً پیشنهاد مرحوم قاضی طباطبایی به همین شکل بوده است. موفق باشید

40969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در پاسخ به پرسش ۴٠٩۶٣ الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ. حديث امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها. آیا این عمل با معارف شیعه هماهنگ است که عقل را که حجت درون است کنار بگذاریم و فردی غیر معصوم را حجت قرار دهیم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بر اساس همان حجّت باطنی یعنی عقل است که باید متوجه شویم در زمان غیبت، نایب امام عصر که مظهر و سیرۀ رهنمودهای ائمۀ معصومین هستند، چه کسی و یا چه کسانی می‌باشند و اگر کسی نتواند نایب امام عصر را در زمان غیبت بشناسد، عملاً از عقل خود استفاده نکرده است. موفق باشید 

40959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: پسر جوانی را تصور بفرمایید که از لحاظ عاطفی به‌شدت تحت فشار قرار دارد. به گونه ای که از کودکی در یک خلأ رشد کرده و تا این سن رسیده است. در محیط دانشگاه دخترها و پسرها با یکدیگر روابط خارج عرفی دارند که برای این فرد تعریف نشده است و نمی‌خواهد وارد این عرصه شود. از طرفی پدر و مادرش حاضر نیستند قدمی در راه ازدواج این جوان بردارند و معتقد هستند که باید به سن ۳۰ سالگی حداقل برسد تا توانایی مالی این امر را داشته باشد. با اینحال که او سرکار می‌رفت و درآمد داشت در کنارش هم تحصیل می‌کرد و عملا فشار بالایی را تحمل می‌کرد، او را جدی نگرفتند و برایش اقدامی نکردند. این پسر جوان رفقایی داشت که آنها نیز ازدواج کردند و الان واقعا هیچکس را ندارد. حتی خواهر یا برادری که با آنها گفتگو کند و حتی والدینش از صحبت امتناع می کنند. انسان دینداری است و واقعا می‌خواهد که در مسیر بماند. با این وجود این خلأ روز افزون است و جوان دیندار قصه هر روز به سمت افسردگی شدیدتری پیش می‌رود. ضمن اینکه می‌خواهد این قضایای بیست و چند ساله در مسیرش بسوی خدا برایش مشکل‌ساز نشود (چون نداشتن عواطف و نرسیدن احساسات موجب قسی القلب شدن شخص می‌شود و روز به روز سنگدل تر از قبل می‌شود بطوری که نقاشی و خطاطی ای که کار می‌کرد را دیگر نمی‌تواند اجرا کند و او که شاعر خوبی هم بود دیگر نمی تواند حتی یک بیت شعر بگوید). از منظر دیگر هم که خب نمی‌داند برای ازدواجش باید چه کند چون خانواده ای بشدت ناامید دارد که همه چیز را در پول می‌بینند؛ طوری که اگر دختری قبول کند با این شرایط، خانواده خود پسر قبول نخواهند کرد. و حالا با این دو مشکل اساسی دست و پنجه نرم می‌کند و دینش واقعا در خطر است زیرا خود را مبرای از گناه نمی‌داند. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این شرایط حساس نیز متوجۀ سخن خداوند در قرآن شویم که می‌فرماید: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و البته باید مردان بی‌زن و زنان بی‌شوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان امکان ازدواج برایشان نبود؛ خدا به لطف و فضل خود آنان را نسبت به این امر از فضل خود به نحوی بی‌نیاز و مستغنی می‌نماید.  توجه به این آیه حکایت از روحانیتی است که برای انسان پیش می‌آید که آن، بالاتر از آن چیزی است که آن جوان گمان می‌کرد و در این بستر، آرام‌آرام راه‌های لازم گشوده می‌شود که آن، به جهت عفافی است که آن جوانان پاس داشته‌اند. موفق باشید

40776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: همان طور که می‌دانیم هر کسی توسط بعضی از اسماء الله تربیت و ربوبیت می‌شوند که به آن ربِّ شخصی می‌گویند. حال سوالم این است که زمانی‌که ما در نماز میگیم «سبحان ربی الاعلی و بحمده» این رب در اینجا همان ربِّ شخصی است یا اسم جامع الله؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو قابل جمع است از آن جهت که همان حضرت «الله» در مقام ربوبیت می‌باشند. موفق باشید

40632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

طاهرزاده سلام استاد خوبم: حس می‌کنم روز به روز و لحظه به لحظه در مردابی فرو می‌روم. در مردابی که با اسم قشنگ راه سوم یا الگوی سوم زن سر راهم سبز شد و بنا بود دستم را بگیرد و بالا بکشد. بنا بود از زن شرقی عبورم دهد و به زن غربی نرسد و زن سومی بسازد با سه بعد. بنا بود سه بعدی که انسان ۲۵۰ ساله در زندگینامه حضرت زهرا (س) آورده بود را در الگوی سوم زن احیا کند. بنا بود بال شود و پرواز دهد. نه دست و پاگیر شود و فرو ببرد و غرق کند، استاد خوبم چه فرقی است بین کودکی که مادرش به سبک زن غربی به مهد سپرده می‌شود با کودکی که با اهداف خیر زن الگوی سوم از مهدِ آغوش مادر دور می شود؟ چه فرقی است بین نوجوان زن غربی که بعد از ظهر خسته و کوفته مشتاق نگاه و آغوش گرم مادر است و مادر ساعتها بعد خسته و کوفته تر از او به منزل می رسد با مادر الگوی سومی که پی حضور فعال اجتماعی زن در جامعه است و جلسه پشت جلسه و نوجوانش بعد از مدرسه بارها انگشت روی دکمه ی زنگ فشار می دهد و دست آخر مجبور باشد کلید بچرخاند و تنهایی اش را با خودش قسمت کند؟ چه فرقی است بین زن غربی که همسر و فرزند را دست و پاگیر زنانگی اش می‌داند و زن الگوی سومی که مجبور است فرزندانش را تابلوی زنانگی اش کند و شیشه شیر به دست و جغجفه در هوا از انجمنی به انجمن بعدی طی طریق کند. استاد چه بلایی بر سر زنانگی مان آمده؟ چه حضوری است که جای قرار و طمأنینه، در قلب زن اضطراب چپانده و پریشانی؟! چه مرزی است بین زن خانه گریز و الگوی سوم زن؟! اگر فرق و مرز در نیت و در قلب این دو زن است پس قرارمان کو؟! انگار گول زنک دستمان داده اند. کجای کار غلط است و کدام کار می‌لنگد نمی‌دانم. اما به ستوه آمده ایم از دویدن ها و نرسیدن ها از این طرف و آن طرف بوم افتادنها از لحظه هایی که می‌گذرد و ما پی خلق لحظه های بعد از کنارشان می‌دویم. ای کاش پاسخ روان تان آبی باشد روی آتش درون مان. آتشی که شعله ور شده بود تا از من زنی برای تاریخ حاضر بسازد اما زنانگی ام را سوزانده.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که انسان در مسیر تعالی انسانی خود و این‌که سبکی باشد برای تعالی دیگران؛ قصۀ او باید قصۀ کسی باشد که در موردش فرموده‌اند: «رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». آری! در بستر شریعت اسلامی کانون گرم خانواده حقیقتاً سکوی معراج زنان می‌باشد تا در عین حضور در تاریخی که با اسلام پیش آمده، کانون زندگی را با ایثارهای‌شان گرم کنند هرچند آن ایثارها دیده نشود، ولی روح دلسوزی‌ها و ایثارهای‌شان به خانه جان می دهد تا زندگی ادامه یابد. موفق باشید

40604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: تا حدودی با مباحث معرفت النفس آشنا هستم. مباحث ده نکته، خویشتن پنهان، حرکت جوهری، برهان صدیقین، معاد، ادب عقل و خیال و بخشی از حشر رو کار کردم و به طور کلی با مسیر معرفت النفس انسی دارم تمام سوالات مربوط به افراد ترنس رو در سایت مطالعه کردم و از آنجایی که فرمودین در دوران جنینی نفس بدن متناسب خودش را طراحی می‌کند و در این دنیا با یه نوع توهم شدید مواجه میشه که خواهان جنسیت مخالف خودش هست از آنجایی که با مباحث شناخت نفس و روح و گستردگی این بحث بسیار گسترده هست از این زاویه به نفس این ترنس ها نگاه کنیم حالا یه سوالی پیش میاد استاد آیا امکان داره رد پای شیطان یا اجنه در احوالات این افراد وجود داشته باشه مثلاً در همان بحث توهم شیطان یا اجنه دخالت و تسلط بر جان داشته باشند آیا امکان چنین چیزی میشه یا اصلا این جریان ربطی به شیطان و اجنه نداره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نمی‌توان ورود شیطان را در امور حتی در چنین امری منتفی دانست، ولی همچنان‌که در آیۀ ۱۰۲ سوره بقره می‌فرماید: «وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ» آن‌طور نیست که شیاطین بدون اذن الهی و بدون قواعد و سنن جاری در هستی هر میل و انتخابی که داشته باشند را، بتوانند عمل کنند. و از این جهت در هر صورت باید ریشۀ چنین مشکلاتی را یا در عوامل دورۀ جنینی و یا در عوامل بیرونی بعد از تولد دانست، به طوری که نفس آن شخص نسبت کامل و طبیعی و صحیحی با بدن خود نمی‌تواند برقرار کند. یا از آن جهت که بدن، به طور کلی آن‌طور که باید در دورۀ جنینی مطابق آن روح شکل نگرفته است به همان معنایی که بعضی‌ها با تغییر شکل بدن آن‌طور که مثلاً بدن را اگر مرد است، تغییر دهند به شکل بدن زن و یا برعکس؛ مقداری هماهنگی بین بدن و نفس پیش آید و یا در بعضی موارد، نفس و روح را باید طوری به نتیجه‌ای رساند که با همان بدن خود، خود را بپذیرد. موفق باشید

40096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در یکی از صوت ها فرموده بودید که: خدای مطلق را نمی‌شود عبادت کرد. بلکه خدا را باید در مظاهر عبادت کرد. اگه میشه کمی توضیح بدید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که خدای مطلق یک مفهوم است در ذهن و به اصطلاح از این طریق ما، خداوند را به صورت اُبژه در آورده‌ایم. در حالی‌‌که توحیدی که واقعیت دارد حضور حضرت حق است در بیکرانگی خود در مظاهر و جلوات به صورت اسمای حسنا. موفق باشید

41228
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: طاعات قبول حق. در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب»؛ از ایمانِ رهبر معظم انقلاب سخن گفتید که بسیار مسئلۀ مهمی است. سؤال بنده آن است که راز این «ایمان» چیست که بعضی مانند ایشان و امثال حاج قاسم عزیز در آن حاضرند؟ و بعضی دیگر که در انقلاب همراه ایشان بوده اند و برای انقلاب تلاشها کردند، مانند آقای هاشمی رفسنجانی با اینکه دغدغه انقلاب داشتند ولی این نوع ایمان در ایشان نبود به طوری که بعضی مواقع سخنانی می فرمودند حاکی از آنکه باید به نحوی با آمریکا کنار آمد https://www.aparat.com/v/a34337h و یا دیگر مواردی که حتماً در جریان هستید. سؤال بنده آن است که راز این تفاوت کجاست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شناخت ناقص زمانه و عدم شناخت درست انسان، ریشه در غفلت انسان نسبت به سنت‌های لایتغیّر الهی دارد، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» و عملاً خود را همواره شکست‌خورده و مرعوب در تقابل ما با جبهۀ استکبار احساس می‌کنند. آیا تجربۀ این سال‌ها نشان نداد آنگاه که با ایمانِ رهبر انقلاب و توصیه‌های ایشان جلو نرفتیم، چوب آن را خوردیم؟! به عنوان مثال، آن‌گاه که ایشان سال‌های قبل فضای مجازی را به عنوان قتلگاه نوجوانان و جوانان یاد کردند و ملاحظه کردید که در فتنۀ اخیر چگونه با جوانانی روبه‌رو بودیم که به عنوان نسل مضطرب گرفتار فضای مجازی، بخصوص اینستاگرام بودند. این است راز تفاوت نگاهی که متوجۀ سنت‌های الهی و امیدواری به رحمت الهی در مقابله با سرکوبی جبهۀ استکبار است و نگاهی که با فضای رسانه‌ای غرب افکار خود را تغذیه می‌کند. موفق باشید.        

41215
متن پرسش

با نام و یاد خدا سلام علیکم: توجه انسان به ملاقات های ملت با رهبری جلب این موضوع می‌شود که زبان حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان حاکم دینی ملی، بگونه ای گشوده می‌شود که نه تنها تزلزلی در آن زبان رخ نمی‌دهد بل‌که آنقدر این ارتباط در قله ها حادث است که شاداب ترین و بقول رهبری: «ملت ایران زنده است» ما مردم نیز با خودی روبروییم که خود نهایت ها و خود هویتی و وجودی است! خودی که بارها صبر به ظهورش را کشیده و وصالش را تجربه کردیم. بلی بحث خود ما هست نه صرفاً رهبری. زنده فقط خداست و زندگی نیز در آغوش زنده پایدار جاویدان رخ می‌دهد. ما خلق شدیم که زندگی کنیم و زندگی عبارت است از تجربه از حضور در وجود و پرورش نفس در آغوشش؛ زیستنی ورای ماهیت ها و جایگاه نهایی. بعضی ها حاضرند همه ماهیت ها را فدای حضور در زندگی کنند و بعضی برای از دست رفتن ماهیت ها می‌ترسند و خود را روی آنها بنا کردند! جدا آدم‌ها چقدر متفاوتند با این حال شخصیتی مثل شما جناب استاد بنده را به فکر فرو می‌برد! که چطور هویت و وجود در تجربه زندگی کردنتان اجماع شده؟! هویت هم زمینی است هم آسمانی هم ماهیت هایی را دارد هم اصالتش بر وجود است! در مورد این از جنابعالی سئوال دارم که اشاره بفرمایید لطفاً. زیرا بنده بزرگترین مشکلم این هست که چیزی از زندگی زمینی سردر نمی آورم حتی عواطف بین انسانی یا زندگی زمینی هیچ هیچ. گویا هرگز فرصتش را نداشتم تا بشناسمش متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری زندگی به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ملت ایران زنده است». چیزی نیست که با محاسبه‌های دنیایی به دست آید. حکایت ملتی است که با نور ایمان خود از مرگ نمی‌هراسد و حقیقتاً شکست‌ناپذیر می‌شود، زیرا از مرگ نمی‌ترسد و هرگز با چنین روحیه‌ای نه شکست می‌خورد و نه تسلیم می‌شود و نه کوتاه می‌آید. و این یعنی «زندگی» و این یعنی «ملت ایران زنده است». حقیقتی که رهبر معظم انقلاب با بصیرت وصف‌ناشدنی‌شان متوجۀ این امر می‌باشند. آیا این نوع «بودن» در این ملت، قابل مقایسه است با وجود اوباشی که با امیدهای واهی که دشمنان انسانیت در خیال آن‌ها شکل دادند به میدان آمدند؟ به سرنوشت این جریان بیندیشید، جریانی که مقابل نظام مقدس انقلاب اسلامی ایستاده‌اند. آیا سرنوشتی شبیه سرنوشت جریانی که در جزیزۀ اپستین بودند، نمی‌باشد؟! https://eitaa.com/matalebevijeh/21809 موفق باشید

41077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شما پدر و استاد مهربانم: استاد جان حضرتعالی چندین دوره از سرنگونی حاکم ظالم و پیروزی ملت رو هم در کشور خودمون هم در کشورهای آزادی خواه دنیا تجربه کرده آید، حال سوالم اینه که آیا شده از خودتون بپرسید پس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کی ظهور می‌کنند؟ چرا این قضایا تمامی نداره؟ و اینکه خیلی دلم میخواد بدونم و درک کنم الان قلب حضرت در چه حاله؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در محضر حضرت آیت الحق آیت الله حسن‌زاده بودیم که فرمودند: «آقاجان! ما غائب هستیم و نه آن حضرت». آیا این نور آن حضرت نیست که نایبانی چون حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» را به ظهور آورده‌اند و این‌چنین به نور آن حضرت جبهۀ رسوایی جریان استکبار را مدیریت می‌کنند؟ تا آن‌جایی که همۀ دغدغه‌های رئیس جمهور آمریکا، ایرانی شده است که با حضور تاریخی خود همۀ معنای بودنِ آنها را زیر سؤال برده؟ پس بگذار در این رابطه همراه با جناب مولوی عرض کنم: 
ای غائب از این محضر از مات سلام الله            ای از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نعمت یزدانی وی رحمت رحمانی                        بر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی، آن‌گاه به بام آیی                        ای ماه تو را چاکر ‏ از مات سلام الله
ای شاهد بی‌نقصان ای روح ز تو رقصان                    ای مستی تو در سر  از مات سلام الله
ای نادرة دوران، ای یوسف مصر جان                        ای مصر ز تو خندان از مات سلام الله
ای عارف دیرینه، ای خازن گنجینه                            ای سینة بی‌کینه از مات سلام الله
ای شاد رسول از تو، غمناک جهول از تو                     اعمال قبول از تو از مات سلام الله
ای بخت سعید من،  ای وعد و وعید من                       ای روی تو عید من از مات سلام الله
هم اسعد و مسعودی، هم مقصد و مقصودی                 هم احمد و محمودی از مات سلام الله
هم جان جهانی تو، هم گنج نهانی تو                           هم اَمن و امانی تو، از مات سلام الله
چون یافتمت جانا، بشناختمت جانا                                جان باختمت جانا از مات سلام الله
موفق باشید
 

41005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: من و خیلی از کسانی که باهاشون در سن و سال های خودم صحبت می‌کنم یه نوع درگیری های مشترکی دارند. یکی از اونها تنهاییه. این درد جدید تا حدی هست که آگهی و نیازمندی هایی در سایت ها منتشر میشه با عنوان همدردی و درک کردن. یعنی یکی اگهی کرده به یک همدم و صرفا صحبت یا درک کردن هم دیگه نیازمنده. از طرفی من حس می‌کنم این تنهایی با آدم ها پر نمیشه. یعنی این نوع تنهایی اینطوری حل نمیشه من رفیقم خانوادم یا حتی همسرم کنارم باشه. برای همین خیلی از ازدواج ها به مشکل روحی میخوره. این یک وضعیت بود وضعیت بعدی که مرتبط میتونه باشه به تاثیر فضای مجازی بر زندگی و نقشش در این تنهاییه. گویی این فضای مجازی فضاییه برای فرار از این تنهایی و جدای از تاثیرش به عنوان جنگ نرم و محتوایی تاثیرات دیگه ای داشته مثلا عادت کردن انسان به متن های کوتاه و عدم تفکر. هوش مصنوعی با این رویکرد گویی وارد میدون شده. لذا من دیدم خیلی از کسایی که با هوش مصنوعی درد و دل میکنن. از طرفی تنهایی پر میشه هرچند به صورت غیر واقعی. و از طرفی این انسان تنها اسیر هوش مصنوعی است و در نتیجه قدرت تفکرش هم از دست میده و گویی رباتی تبدیل میشه. این موضوع تحلیل بنده است از وضعیت فعلی در همسن و سالام در دوره ۲۰ تا ۳۰ سالگی این رو شما چگونه می‌بینید؟ درست است؟ راه حل چیست؟ لطفا منابعی معرفی کنید جهت مطالعه در آثارتان با این موضوع

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و کتاب «آشتی با خدا» در همین رابطه برای همان مخاطبانی که می‌فرمایید نوشته شده. به هر حال نسلی را که از آن نام برده‌اید، دارای ظرفیت بسیاری است به وسعت ظرفیت و حضور حاج قاسم سلیمانی. و از این جهت احساس خلأ می‌کند. راه حل آن را باید در اُنس با شخصیت و سخن‌های حاج قاسم سلیمانی بدانیم و بر آن تأکید کنیم. در این مورد اخیراً عرایضی تحت عنوان « شهید حاج قاسم سلیمانی و معنای تاریخی ما» شده است. خوب است بدان رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21329   2- البته عزیزانی که با هوش مصنوعی مأنوس هستند متوجه باشند هوش مصنوعی فکر نمی‌کند و تنها به داده‌های زیادی که در فضای مجازی است دسترسی سریع دارد. موفق باشید 

40986
متن پرسش

سلام استاد عزیز: امیدوارم در ایام ماه رجب بهترین برکات نصیب شما و همۀ ما بشود. استاد این مطلب من بیشتر دل‌نوشته است و البته جهت راهنمایی از حضورتون می‌نویسم. راستش در فضای دانشگاهی و در بین اساتیدی هستم که بسیار به لحاظ تحصیلی موفق‌اند. یعنی اکثراً لینک خارج از کشور دارند و آمارهای پژوهشی قوی می‌کنند. اما... متاسفانه نگاهشون به غرب هست، غرب واقعا الگوی و قبلۀ آمال پیشرفت برای اینهاست و چیزی که خیلی قابل توجه هست ناامیدی عجیبی حاکم بر اغلب جماعت تحصیلکرده هست. در بین مردم عادی هم این ناامیدی‌های معیشتی هست ولی در قشر دانشگاهی بیشتر هم به چشم می‌خورد علاوه بر ناامیدی‌های اقتصادی، ناامیدی از توانستن، ناامیدی از آینده علمی، شخصاً دوست داشتم اگر ممکن بود از تمام گروه‌های تعاملی با ایشان خارج بشوم اما واقعا این راه حل نیست. فرار هست بسیار سکوت می‌کنم چون بحث و بگو مگو را مؤثر نمی‌بینم اما گاه در برابر حرف‌های عجیب ایشان دیگر نمی‌توان ساکت بود. در مواردی سعی به ایجاد سوال از گفته خودشون و تناقض گفته هاشون می‌کنم. مثلا این‌که بگویند: نتانیاهو اسکندری هست که برای ایران نجات می‌آورد و آرزوی جنگ برای نابودی نظام... یا ما طبق پیش‌بینی‌ها از ابر تورم نابود می‌شیم. استاد حقیقتا قلب آدم درد میاد. استاد من با تمام وجود به حرف رهبری و آینده روشن ایران یقین دارم. مطمئنم تنها راه، همان هست و یقینا خدا حاکم بر سرنوشت مردم ایران هست. فقط نمی‌دانم در تعامل با این همکاران و دوستان از این طبقه تحصیلکرده و‌ناامید، چه طور باید رفتار کرد؟ چون همکاران، دوستان دانشگاهی، حتی زیادی از دوستان دیندار نیز... تقریبا اینگونه می‌اندیشند واقعاً پیامبری حضرت رسول سخت ترین نوع بوده چون از نوع گفتار و تعامل با خلق بوده. باور کنید تعامل با افراد خارج از کشور غیر ایرانی بسیار آسان‌تر برای من بوده هست شنواتر با پذیرش واقعی تر. در عین حال نمیشه ازین گفتگوها و تعامل‌ها گریخت. فکرکنید با این یاسِ عظیم اینها چطور از آینده روشن صحبت باید گفت؟ وقتی تمام مشکلات‌شون را روحانیت و دین میدونن و البته گوشی برای شنیدن ندارند در بین اینها افرادی به چشم می‌خورند که قبلا به صورت جدی دیندار بوده (مثلا سال‌ها شاگرد استاد علامه حسن زاده) و اکنون ضد دین شدند. استاد چقدر شرایط پیچیده هست و چقدر در تعامل احساس ضعف دارم. استاد راهنمایی و دعا بفرمایید.  

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا است که متوجۀ سخن هایدگر می‌شویم که معتقد است هر اندازه انسان به غرب نزدیک شود، به همان اندازه نیهیلیسم و نیست‌انگاری به سراغ انسان می‌آید. نکتۀ مهم آن است که متوجه باشیم قضیۀ اصلی چیست. دیگر مهم نیست که در مقابل نظام اسلامی گارد بگیرند مانند آن‌هایی که می‌فرمایید. یا با خودشان درگیر شوند، مانند آن‌هایی که در غرب، نمی‌دانند با چه کسی درگیر شوند مگر با خودشان.
روش ما نشان‌دادن سیره‌ای است که آن‌ها به نحوی از درون خود متذکر شوند راه دیگری هم هست و در این راستا محبت و ایثار باید به میان آید تا متوجه شوند نوع دیگری از زندگی هم ممکن است. اتفاقاً آن آقایی که سؤال شمارۀ 40982 و 40968 را مطرح فرموده‌اند در آلمان زندگی می‌کنند و همان‌طور که می‌فرمایید آن‌ها بهتر متوجۀ جایگاه آیندۀ انقلاب اسلامی شده‌اند و بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به انجمن‌های اسلامی اروپا بر این نکته تأکید می‌فرمایند که پرچمی که انقلاب اسلامی برافراشته است، پرچمی است که خداوند به میان آمده است و فرمودند خدا با شما و پیروزی کامل در انتظار شما است. و حقیقتاً قضیه چنین است زیرا جبهۀ مقابل انقلاب اسلامی تماماً گرفتار بی‌‌ثمری و پوچی است و مهم، درک تاریخی رخداد انقلاب اسلامی است و جبهه‌ای که مقابل استکبار گشوده. مطمئن باشید هم اکنون جوانان فداکار و پاک‌باختۀ بسیار و بسیار زیادی داریم که در حراست و حفظ انقلاب و مقابله با دشمنان این مرز و بوم، با تمام وجود آماده‌اند. بیچاره آن‌هایی که امید به دشمن دارند تا دشمنان، سرنوشت آن‌ها را تعیین کنند. موفق باشید          
 

40982
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: چندی پیش یکی از کاربران به جنابعالی جسارتی کرده بود و بی ادبانه این سوال را مطرح کرده بود که «آیا شما کماکان در برابر آقای خامنه‌ای عقل خود را تعطیل می کنید...». طرز بیان خود نشان دهنده سطح شعور و ادب ایشان است. ظاهراً خود این افراد نادانسته در برابر رسانه‌های دشمن عقل خود را تعطیل کرده‌اند. اینگونه سخن گفتن نه تنها اهانت به شما بلکه اهانت به تمام کسانی است که در گوشه گوشه این عالم کلام رهبری را با گوش جان می شنوند و عقل و تجربه و تاریخ برحق بودن کلام این رهبر حکیم بصیر را در گوش آنان فریاد می‌زند. شاید شأن بعضی انسان‌ها، معنای رهبری، باید چون ترامپ و نتانیاهوی فاشیست کودک کش و دنباله روهای آن‌ها باشد ولی اگر هر انسان باکرامت آزاده ای به مدد عقل و خرد خود و با تهذیب نفس به بطنی از بطون سخن رهبر بزرگوار و عالیقدر ما راه پیدا کند و به گوشه ای از بار گران و رسالت توحیدی این ابرمرد ۸۶ ساله راست قامت پی ببرد، لاجرم خود را کوچک می بیند. آری ما همه سر خضوع و خشوع در برابر رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای فرود می‌آوریم که در روزگاری که سیاستمداران فاسد و فاسق و ظالم دنیا دهان متعفن خود را فقط و فقط برای ارضاء امیال مادی و شهوانی خود باز می کنند، او سخن از رضای خدا، معنویت، نوع دوستی و عدالت و ظلم ستیزی می گوید. در روزگاری که رهبران کشورهای صنعتی دنیا و شیخ نشینان خلیج فارس بابت تکه گوشت متعفنی که شیطان بزرگ چند صباحی جلوی آنها بیاندازد یا نیاندازد پاچه خواری و چاپلوسی او را پیشه کرده اند و در این راه به هر تحقیری تن می دهند این رهبر دلیر ثانی راست قامت ۸۶ ساله ماست که در برابر ظلم و استکبار لحظه‌ای تعلل و تزلزل به خود راه نمی دهد و حسین وار در برابر این یزیدیان فرومایه می‌ایستد و اینگونه به رهروان جوان راه حق و عدالت قوت قلب می‌بخشد. «به راستی خدای سبحان را، در روزگار خالی از پیامبران، بندگانی است که از راه اندیشه با آنان رازها می‌گوید. اینان همانند نشانه‌هایند که در بیابان‌های بی‌نشان برپایند» (نهج‌البلاغه خطبه ۲۲۳)  

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شناخت زمانه و توجه به شخصیت‌هایی که حقیقتاً پروردۀ خداوند هستند، کار مهمی است، امری که شخصیت‌هایی همچون آیت الله جوادی و آیت الله مصباح به خوبی متوجۀ آن بودند و اگر نسبت به این امر حساس نباشیم ناخواسته گرفتار تبلیغات دشمنانِ حقیقت می‌شویم که مثل روز روشن است تا چه اندازه نسبت به حقیقت سقوط کرده‌اند. حال چه آن افراد مهدی نصیری‌ها باشند و چه ترانۀ علیدوستی‌ها. در حقانیت مسیرانقلاب اسلامی و مدیریت حضرت آیت الله خامنه‌ای«حفظه‌الله‌تعالی» همین بس که دشمنان این راه، چنین افرادی هستند. آیا ملاک حقانیت یک جریان را می‌توان از ناحق‌بودن دشمنان آن فهمید؟ موفق باشید  

40957
متن پرسش

سلام و احترام: با آرزوی سلامتی. در شرایطی که هیچ کس اوضاع مملکت را گردن نمی گیره و انگار همه چیز به حال خود رها شده و توکلت علی الله جلو میره وظیفه مردم مخصوصاً مومنین دغدغه مند چیه؟ چکار میتونیم بکنیم؟ یقه کی را باید بگیریم؟ از کی و کجا مطالبه کنیم؟ دولت که میگه من بلد نیستم و نمیتونم و نمیشه. مجلس هم که هنر کرده بعد این همه وقت تذکر داده که کابینه باید ترمیم بشود! رهبری هم که شاید درگیر خنثی کردن توطئه‌های خارجی و برهم زدن نقشه دشمنان هستند و هر از گاهی هم که میان و صحبتی می کنند گویی اوضاع مملکت را نمی‌بینند و یا صلاح نمی دانند وارد بشن. بالاخره مسبب این اوضاع اقتصادی و فرهنگی و... کی و کجاست؟ این مردم به کی باید پناه ببرند؟ به کی اعتراض کنند، به کجا گلایه و مطالبه کنند؟ بخزیم در خانه هایمان فقط دعا و تضرع کنیم؟ ببخشید این را عرض می کنم حمل بر بی ادبی نباشه. اینکه حضرت آقا و جمهوری اسلامی نظر به آینده ای ورای زمانه کنونی دارند و راه متفاوتی را پیش چشم ملت های منطقه و بلکه بشریت گشوده اند درست، اما این دلیل نمی‌شود که چشمان خود را ببندیم و اکنون خود را نبینیم و صرفا با نظر به آینده ای متعالی دلخوش باشیم. چه کسی تضمین داده که جمهوری اسلامی با ادامه روند کنونی دچار فروپاشی درونی نشه؟ کما اینکه همین الان هم در برخی از ارزش ها و آرمان های خودش در حال استحاله شدن است. به بعد از جمهوری اسلامی بخاطر بی عملی خودمان فکر کرده ایم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که ما باید ضعف‌های پیش‌آمده را بازخوانی کنیم؛ حرفی در آن نیست. سال‌ها پیش با شروع دولت آقای هاشمی بحثِ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد» با مخاطبان در میان گذاشته شد. در آن‌جا پیش‌بینیِ این امور به میان آمد. ولی با این‌همه متوجه باشیم که معدۀ انقلاب، سالم است و غذاهایی که جریان‌های غرب‌زده در آن می‌ریزند، بدنۀ انقلاب را مسموم نمی‌کند و معدۀ انقلاب آن‌ها را به بیرون استفراغ می‌کند. این امری است که اگر کسی متوجۀ جایگاه تاریخی انقلاب بشود، نسبت به مسائل پیش‌آمده مأیوس نمی‌گردد و در این رابطه شواهد به خودآمدنِ انقلاب را ملاحظه می‌کنید و این یعنی آن جریان‌ها نمی‌توانند با سرکوبی مردم، مردم را مجبور به سکوت کنند و اتفاقاً رهبر معظم انقلاب عامل بزرگی می‌باشند در مقابله با استحاله‌ای که جریان‌های لیبرال به دنبال آن هستند. موفق باشید        

40951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و شادباش بابت ورود به سه ماه مبارک سال که دیگر روزها ذیل این سه ماه رجب شعبان رمضان وجود و معنا دارند و بیش از محدودیت ایامند بلکه گشودگی از خداوندند به هستی و مخلوقات. حضرت آیت الله خامنه‌ای و انقلاب اسلامی که خداوند عمرشان را به فرج متعین جهانی امام زمان رسانند، کار بزرگی انجام دادند! شاید صد سال دیگر انسانهایی بفهمند در جنگ دگرگونی تاریخی که در همین چند ساله آغازی جهانی را شروع کرد رخ داد چه بود و چه ها شد. در ادامه جملات زیادی نوشتم و پاک کردم زیرا همه آنها یک کلمه را می‌گفت که او مستقل هست: «خدا».

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به نظر بنده اگر خداوند اراده کرده باشد تا عنایت خاصی در این زمانه به کسی بکند، او را متوجۀ بصیرت تاریخی و معنوی حضرت آیت الله خامنه‌ای می‌کند به همان معنایی که: امام صادق عليه السلام می‌فرمایند : «إذا أرادَ اللّهُ بعَبدٍ خَيرا زَهَّدهُ في الدُّنيا ، و فَقَّههُ في الدِّينِ ، و بَصَّرَهُ عُيوبَها ، و مَن اُوتِيَهُنَّ فَقد اُوتِيَ خَيرَ الدُّنيا و الآخِرَةِ» . هر گاه خداوند خوبى بنده اى را بخواهد او را به دنيا بى اعتنا گرداند، در دين فقيه و آگاهش كند، و به عيبهايش بينا سازد؛ اين سه خصلت به هر كس داده شود، خوبى دنيا و آخرت به او داده شده است. موفق باشید

42028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جان: استاد پرسشی مطرح شده، خواستم با شما در میان بگذارم تا اگر صلاح دانستید راهنمایی فرمایید؛ در شرایط کنونی کشور و انقلاب و حضور مردم در خیابان ها و میادین و با توجه به نزدیکی به اربعین حسینی چه کنیم، سفر اربعین یا حضور در خیابان؟ اخیرا مواردی شندیم از بزرگان مبنی بر کوتاه کردن سفر اربعین ولی در عمل با دو یا سه روز امکان این سفر مخصوصا با در نظر گرفتن پیاده روی مسیر نجف تا کربلا میسر نیست. ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عده‌ای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا می‌کشد. موفق باشید

41264
متن پرسش

«آید از هر خرابه صدایی / یا علی یا علی در کجایی». سلام استاد بزرگوار: ببخشید که گاهی مزاحم میشم. خدا هرگز داغ شهادت رهبر معظم انقلاب را در دل ما سرد و خاموش نکند. بعد از شهادت ایشان، همان احساسی را دارم که یتیمان کوفه بعد از شهادت امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» داشتند. اگر در آن زمانه و تاریخ امیرالمؤمنین برای یتیمان کوفه شبانه و مخفیانه نان و خرما می برد، رهبری معظم انقلاب هم با اشارات و کلماتش کمک های زیادی کرد. فقط حیران بودم چگونه و با چه نور و حضوری حجاب زمان و مکان و صفحات مجازی را می درید و به گونه ای سخن می‌گفت و اشارات خودش را به میان می آورد که گویا به صورت زنده و حضوری دارد سخن می‌گوید!
 یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود / رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت / معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس / جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت / وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب / آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی / در میان من و لعل تو حکایت‌ها بود
یاد باد آنکه نگارم چو کمر بربستی / در رکابش مه نو پیک جهان‌پیما بود
یاد باد آنکه خرابات‌نشین بودم و مست / وانچه در مسجدم امروز کمست آنجا بود
یاد باد آنکه باصلاح شما میشد راست / نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و همین یاد اوست که ادامۀ حضور بشریت خواهد بود به سوی جهانی که جهانِ سیطرۀ استکبار و اسلحه‌های مخوف و رسانه‌های فریبکارانه نیست. خدا می‌داند این شهادت چه معجزه‌هایی خواهد کرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21876   موفق باشید    

نمایش چاپی