سلام استاد: متنی نوشته بودم در حوالی این ایام و اینکه وظیفه امروز ما چیست لطف بفرمایید ملاحظه کنید و راهنمایی بفرمایید. «إنَّ مِنَ النّاسِ مَفاتيحَ لِذِكرِ اللّهِ ؛ إذا رُؤوا ذُكِرَ اللّهُ» بعضی از آدمها کلید ذکر خدا هستند و با دیدن آنها موفق به ذکر میشود. (رسول الله) چند وقتی است که گویا فرصت صحبت با خدا بیشتر برایمان پیش آمده است و این به دو جهت است که دومی به نظرم حداقل برای خودم دارای اهمیت بیشتری است. یک آنکه در ایام رجب و شعبان و بهترین ایام و ماههای خدا داریم زمان سپری میکنیم و دومی آنکه مهمتر است آدمهایی که کلید ذکر خدا بودند برایمان و سالها در کنارمان بودند و نشناختیمشان و با پرپر شدنشان ذکر و یاد خدا را برایمان به تصویر کشیدند. با شهادت دلیرانه و شجاعانه و ایثارگرانه مدافعان انقلاب اسلامی بار دیگر در این دنیای تاریک نور عبادت و ایمان خداوند متعال را منور کردند و مردم آماده و حاضر این نور را دریافت کردند و حماسه ۲۲ دی را آفریدند و جهان را آبستن دنیای جدیدی کردند. اینها چه خوب شاگردانی برای اساتید خود چه خوب فرزندانی برای پدران خود بودند. آنان که حرف امام و مولای خود را به جان شنیدند و مانند شهدای انقلاب و دفاع مقدس برای به گوش دیگران رساندنش جان را بر کف دست گرفتند. و آن نه قدرت و نه ثروت و نه مقام و نه جایگاه و نه هیچ چیز دیگر بوده و تنها یک چیز بوده ایمان و توکل به خداوند متعال که تمامی ویژگیهای قبلی را در خدمت ایمان گرفته بودند. امروز حرف از جنگ و خطر آمریکا و اسرائیل برای ایران و حرف از دگرگونی نظام حاکم بر کشور ایران است. اینها تماماً تهدیداتی بزرگ و خطرناک و خطرآفرین برای کشور مااست. ولی نگاهی اجمالی به ۴۷ سال عمر انقلاب اسلامی راه و مسیر و نتیجه را برایمان به تصویر میکشد. ۴۷ سال پیش مردم از حکومت طاغوت به ستوه آمدند و حکومتی اسلامی را برپا کردند تا بتوانند جامعه اسلامی را در جهان به روی آورند جامعه الهی که بتوانند زمینه ساز ظهور منجی عالم بشود و برای ظهور او چه چیز لازم است؟ بلاشک همه میدانیم که با ظهور حضرت حجت به یکباره قرار نیست تمام مشکلات حل شود و حضرت اشارهای بکنند و جهان گل و بلبل بشود و قرار است حضرت با همین مردم به کار جهان سامان دهند همانطور که ما از دین اسلام فهمیدیم و امام امت و حضرت امام خامنهای فهمیدند و در این جهت مردم را به صحنه آوردند و با همین مردم طاغوت سرنگون شد با همین مردم در بسیج مشکلات امنیتی و سازمانی و محلی کشور حل شد و همچنان حل میشود و با همین مردم در جهاد سازندگی انفال به دست مردم رسید و رفاهی حداقلی در همه جای کشور به پا شد. اما امروز مردم غیر از انتخابات کجای این کشور نقش آفرینند؟ مهمترین مشکل کشور که امروز معضل ما است و به قول رهبری مگس به روی آن زخم نشسته است مشکل اقتصاد است غیر از سوء مدیریتها در بحثهای اقتصادی ما نیاز به یک راه حل مادام العمر و یک نحوه اقتصاد اسلامی برای تمدن اسلامی خود داریم تا اینجا که ما فهمیدیم برای حل مشکل اقتصاد باید تولید داشته باشیم و آن هم تولید واقعی داخلی تا بتوانیم تولید سرمایه کنیم. امروز خب ما میخواهیم چه تولید کنیم تا بتوانیم مشکلات متعدد خود از قبیل آب و برق و گاز خودرو و مسکن را حل کنیم و یا بتوانیم در صنعتهای بزرگ نسل جدید جهان یعنی کامپیوتر و هوش مصنوعی رقیب جدی جهان شویم و یک تریبون عظیم و بزرگ برای صادرات تمدن اسلامی داشته باشیم. با نظر به تمام اینها تنها راهی که جلوی ما باقی میماند تلاش برای رسیدن به این تکنولوژی هااست. و این با قدم زدن در راه علم و فناوری همچون کاظمی آشتیانیها به دست میآید کسانی که رمز بودن در جهان بیمعنایی را فهمیدند و با بودنشان راهی ساختند و با رفتنشان صدها نفر را مثل خود به این راه دعوت کردند کسانی که هرگاه به مشکل میخوردند کار را با توسل و توکل درست میکردند همچون باکریها و همتها و خرازیها و کاظمیها و امروز در عرصه علم آشتیانیها با احمدی روشن ها امروز یک چالش بزرگ پیش روی ماست امروز بودن نسل جدید دانشجو با چه چیزی معنا میشود؟ دانشجو امروز قرار است در چه چیز محو شود تا هویدا شود؟ آن هم در امروز جمهوری اسلامی که دنیا چشم دیدن آن را ندارد و با تمام قوا برای نابودی آن تلاش میکند. شهید باکری مهندس خوب مکانیک بهترین شهردار شهر ارومیه و از بهترین و پاکترین مردم روی زمین که با خواندن زندگیش انسان توفیق ذکر پیدا میکند چرا به یکباره شهرداری و زندگی را رها کرده و به میدان جنگ میگذارد اگر غیر از این است که در شهرداری هم میشد به انقلاب و نظام خدمت کرد. اما کلان مسئله کشور آن روز چه بود؟ جنگ نظامی. و امروز چیست؟ جنگ نظامی؟ جنگ اقتصادی؟ جنگ فرهنگی؟ جنگ... امروز ما درگیر تمام موارد فوق هستیم ولی تمام اینها شاخههای یک درختند و باید ریشه پیدا شود اگر ریشه قطع شود بسیاری از مشکلات حل میشود به قولی امروز باید کلان مسئله ایران را پیدا کرد مسئله امروز ایران دوری و فراموشی دانشگاه و علم و فناوری است که اگر ما بتوانیم با علم و فناوری به تکنولوژی برسیم بسیاری از نیازمندیهای خود را در جنگ نظامی برطرف خواهیم کردیم. با علم و فناوری چرخ اقتصاد و تولید را به راه انداخته و با صادرات آن اقتصاد را پویا خواهیم کرد و با حرف داشتن در جهان و شناساندن این نحو از زندگی فرهنگ خود به خود فراگیر میشود. و امروز دانشجوی ما باید خود را بتواند در کلام مسئله پیدا کند و معنا بگیرد امروز با زندگی دانش بنیان میتوان کشور را به سمت و سوی چیزی بهتر از بهترینها هدایت کرد امروز بدانید که کم و بیش جوانانی در عرصههای مختلف در حال انجام این امرند و جای خالی ما در کنارشان احساس میشود. و اما زندگی دانش بنیان یعنی چه؟ احمد کاظمی درباره نیروی زمینی سپاه بیان میکند: « اگر امروز نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان بشود برادران, آمریکا چه آمریکا است ده برابر آمریکا را هم شکست میدهد.» مگر خصوصیت نیروی زمینی حسن باقری و مهدی باکری و همت و متوسلیان چه بوده؟ مگر غیر از این بوده که با تمام قوای خود در صحنهها حاضر میشدند و بقیه را به خدا میسپردند؟ مگر غیر از این چیزی بوده است؟ و البته شهید کاظمی ادامه میدهد: «ما امروز دریایی از تجربه هستیم یک لحظه به خودتون این را نگید که آمریکا میاد بمب میزنه داغون میکنه آمریکا غلط کرد آمریکا مقابل شما بچهها بدونید و در مقابل وضعیت امروز نیروی زمینی بدونید که خوار و شکست خورده است. آمریکاییها بالندگیشون به این تجهیزاتشونه این تجهیزات تا یه وقتی میتونن جلو برن در مقابل اراده آدمهایی که برای خدا کار میکنند این شکست میخوره شک نکنید.» ما اگر اراده کنیم آماده شویم وارد صحنه که شدیم خداوند هم نصرت خود را خواهد رساند و این همان زندگی دانش بنیان است که حضرت آقا میفرماید دانشجویان اگر در صحنه علمی حاضر شوند و اراده بکنند به تولید به ساخت یک دستگاهی، تکنولوژی و آماده آن بشوند خداوند قطعاً به آنها کمک خواهد کرد. و این است که رهبری میفرمایند: «والله ابرقدرتها در مقابل این ملت خاضع و مجبور به تسلیم خواهند شد.» اراده ملتها صحنهها را تغییر میدهد. امروز حواسمان باشد که آیا برای نظم جدید جهانی و حس اثرگذاری خودمان و معنا پیدا کردنمان در فردای جهان همانند آنهایی که انقلاب کردند و ارزش جان خود را در این راه پیدا کردند. اراده کردهایم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرمودهاید و حقیقتاً جوانهای عزیز ما با نظر به همین حضور است که میتوانند امروز و فردای خود را از پوچی و نیستانگاری آزاد کنند. خوب است که کاربران عزیز به نکاتی که فرمودید با دقت نظر کنند. زیرا در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل.
با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل می گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسان ها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات الله علیه وآله» پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. موفق باشید
استاد جان سلام: بنده با نیت های خیر از جمله متذکر شدن و جهاد تبیین گاها در خانواده که مهمانی و یا دور همی داریم شروع میکنم از جنس مباحث شما را به میان آوردن که بعضا دیگران به بنده می گویند که ما متوجه نمی شویم ولی خب در این جنس مباحث مقصد صرفا فهم ما از موضوع نمی باشد و آنها نیز خود را در این مسائل زیاد درگیر نمی کنند حال با این وجود نه فقط در خانواده بلکه در جامعه تکلیف در این موارد چیست آیا باید به تبیین و این جنس مباحث عمیق پرداخته شود هر چند که ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه یا اینکه سکوت پیشه کرد و درگیر مباحث روزمرگی که آنها می گویند شد و یا اینکه کار دیگری باید انجام داد؟ ویا اگر نکته ای در این موارد می باشد بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. در اینکه نباید کار به جدال کشیده شود؛ تذکر و اشاره به نکاتی که افقی در مقابل مخاطبان میگشاید، قصه و حکایت امروز ما میباشد. زیرا دوره، دورهای نیست که افراد بتوانند مباحث طولانی را دنبال کنند و به همین جهت چنانچه ملاحظه فرموده باشید مباحث در چند شماره و به صورت اشاره با مخاطبان در میان گذاشته میشود. همین اندازه در عین محبت به اطرافیانتان، آنها را در نزد خود به فکر فرو میبرد. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد: بنده یک زندگی معمولی دارم سر کار میرم و.. اما احساس میکنم کار خاصی برای ظهور امام زمان یا وظیفه اجتماعی نمیکنم. من چجور باید مسئولیت زندگی ام رو پیدا کنم؟ روزهای من بسیار به بیهودگی میگذرد. هر چند هم خانه داری میکنم هم شاغل هستم، همچنین مال و پول هم که بدست می آید در چه راهی خرج شد که هدر نرود حال اگر بخواهم از لحاظ دینی برای مال و زمانم برنامه ریزی کنم و یک تقسیم بندی داشته باشم به چه صورت است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در دوران بیمعناشدن انسان ، انسانها معنای خود را با حضور در تاریخی که ذیل ارادۀ الهی در این زمانه شکل گرفته پیدا کنند که به نظر بنده آن تاریخ، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است. امری که جناب هایدگر به دنبال آن بود و آقای دکتر احمد فردید فرموده بودند ای کاش او در زمان ظهور انقلاب اسلامی زنده بود تا با خدای آقای خمینی متوجۀ خدایی میشد که به دنبال آن بود. پیشنهاد میشود مباحثی که تحت عنوان «نیستانگاری» روی سایت هست، دنبال شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. گناه چرا وهم رو تقویت میکنه؟ ۲۲. استاد شما کتاب روان شناسی اسلامی سراغ دارین؟ و میشه واسم این کتاب رو معرفی کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر جز این است که انسان وقتی گرفتار وَهمیات شد، دل به معاصی میسپارد؟ و لذا همان معاصی او را به وَهمیات بیشتر میکشاند. ۲. در جریان کتابی در این رابطه نیستم. ولی توصیه میشود در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با کدامیک از اساتید که مباحث معرفت نفس را مطرح کردهاند، راحتتر میتوانید کار را ادامه دهید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: عرض کنم که گیجی گاهی اوقات سراسر وجودم را میگیرد و شاید این گیجی ثمره نشناختن صحیح زمانهام است. بنده درحال حاضر به حسب علاقه و استعداد، درحال تحصیل در یکی از رشته های علوم پزشکی هستم و از طرف دیگر دریافتهام که اصلا انسان تک بعدی ای نیستم که ۲۴ ساعتم را روی یک موضوع بگذرانم. بنده همانقدر که به این علم و فن علاقهمندم، به حکمت نیز علاقه مندم. یعنی میل به این ندارم که مثلا فقط پزشک شوم بلکه طلبم این است که همانند حکمای ایران زمین با آن مدل خرد به تحصیل بپردازم. حکمایی که جامع علوم بودند. از علم اسفل گرفته یعنی طبیعیات و بعد ریاضیات، تا علم اعلی که الهیات است. دانشمندی چون بوعلی که در شفا نهایت ذوقش را بهخرج داده تا همه علوم را جامع تحویل انسانها دهد. از طرفی ذوق هنری هم دارم و نمیخواهم این تکه از وجودم پایمال علم بشود و میخواهم این نیز بدرخشد. با پرداختن به یکی از اینها در خودم احساس کمبود میکنم چون این انفصالی که بین علوم قائل میشوند درنظرم انفصال حقیقی نیست بلکه همه علوم به هم متصل اند و کامل کننده یکدیگرند و همه اینها با هم اند که در دلشان حکیمان را میپرورانند. معلم ثانی که مؤسس فلسفه اسلامیست، یک موسیقیدان قهار بوده است یا بوعلی که جامع علوم است. از یک جهت نیز بعضی ازین علوم در حوزه علمیه قرار دارند و میدانم اگر امروز به تقلید در فضای احکام متوقف شدهام، فردا سودای این به سرم میزند که خودم بروم و مجتهد شوم! این علایق، ناشی از کمالگرایی به معنای روانشناسی آن نیست بلکه ناشی از کمال طلبی به معنای خاص مقام انسان است که میل به کمال دارد. حال من میمانم و مسیری که باید گشوده شود. از یکسو حکمت گذشتگان مان نوید این را میدهد که یک انسان قوت جامع شدن را دارد و از یکطرف نمیخواهم گرفتارِ زیادهگویی ها بشوم و میخواهم از هر کدام ازین علوم، لُب مطلبش را بدانم و به جهد بتوانم با زبانی فردایی آنها را ارائه و توسعه دهم. این توفیقیست بس مبارک؛ بنده نیز گفتم حالا که این میل در من افتاده چرا بهدنبالش نروم؟ مگر در دوره معاصر علامه حسن زاده ای نداشتیم که بمعنای حقیقی حکیم بودند؟ چرا من افقم ایشان نباشد؟ (از سویی با نظر به زمانه شناسی و اینکه راهِ آینده میبایست باز شود مطالعات غرب شناسی و فلسفه غرب را هم در نظرم داشتم). در نتیجه باید بگویم که اینهمه راه، انسان را دچار سرگردانی میکند که نمیداند الان وقت یادگیری کدام علم است. اول ادبیات بخواند یا اول برود سراغ الهیات یا از علم اسفل شروع کند به بالا یا دانشگاه صرف که البته برای من محال است. نگاه که میکنم میبینم جامعه ما به حکیم نیاز دارد یعنی انسانی که وقتی میخواهد یک بنا بسازد هم از لحاظ ریاضی و هندسی، هم درنظر گرفتن مصالح و تجهیزات، هم اصول و مبانی، هم سازگاری با انسان و طبیعت و... بتواند طرحی ارائه دهد که جامع همه اینها باشد و این یک مثال است و مثال های بیشتری میتوان زد. اگر ممکن هست بنده را راهنمایی بفرمایید تا بلکه مسیری پیشارویم گشاده شود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر در این زمانه جوانان ما خود را فریب ندهند، نمیتوانند در یک رشته از علوم تجربی و دانشگاهی متوقف شوند. مهم درک حقیقت انسان است با حواشیِ زندگی در این دنیا، که یکی از این حواشی، علوم پزشکی است. در این رابطه خوب است در عین دقت در همان علوم پزشکی، در مسیر انسانشناسی که در نهایت به درک «ثقلین» ختم میشود؛ اندیشه کرد وگرنه ظرفیتهای خود را معطل گذاشتهایم. در این سالهای اخیر در موضوع «انسانیت انسان» عرایضی شده است که خوب است آن مباحث تعقیب شود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: خدا شما و امثال شما را حفظ فرماید. امام کاظم علیه السلام، در دعای بعد از نماز شب در ماه رجب میفرمایند: تَجْعَلَ عَیشی عیشَةً نَقِیةً وَمَیتَتی میتَةً سَوِیةً ... زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم قرار بده... منظور از مرگ معتدل چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا منظور آن نوع مرگی میباشد که انسان وظایف دنیایی خود را به لطف خداوند به خوبی انجام داده باشد و به جای روبروشدن با نکیر و منکر و صدها دردسر، مفتخر به بشیر و مبشّر میشود و هزاران امید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: احساس میکنم دیگر کاری در این دنیا ندارم، صبح که بیدار میشوم و میبینم دوباره زندهام میگویم چرا دوباره برگشتم! هیچ چیزی دیگر سر حالم نمیآورد چه مثنوی چه نماز چه هرچه فکرش را بکنید. فقط مرگ را میخواهم البته در اوج بی توشگی! شاید آن طرف هم زیادی باشم، نه این طرف نه آن طرف هیچ کس مرا گردن نمیگیرد! نه اینکه خسته و افسرده باشم و برای خلاصی از رنج، طلب مرگ کنم بلکه هرچه میاندیشم با خود میگویم واقعا هیچ چیزی برای دنبال کردن نیست! عشق هم که هزار ناز و استکبار دارد و حالا حالاها رخ نشان نمیدهد! شما مرهمی از برای این درد که نمیدانم چیست بفرستید که خیالمان از مشربتان مشعوف است. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت زندگی برای افرادی چون جنابعالی که نمیتوانید در پوست خود بگنجید، همین است که انسان در چنین بنبستی، متوجه جهانی میشود که باید به آن تعلّق میداشت تا هرچه میخواهد بشود. بنا بر آن نیست تا ما خودمان جهان خود را تعریف کنیم و به دنبال آن بگردیم. بنا بر آن است تا بگذاریم در دل چنین شرایطی جهانی که جهان ما میباشد، گشوده شود و آن است حکایت جهانهای فراخ که به سوی ما میآید. و در این رابطه اُنس طولانی با قرآن، راهگشا خواهد بود. بیابید آنچه یافتنی است و باز بگویید که گفتنیها دارید؛ حال چه با زبان شعر و چه با زبان اشارات قدسی. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت بی منتهای الهی تقدیم به پیشگاه حضرت مهدی ارواحنافداه. استاد طاهرزاده. چه حس جدیدی نسبت به ماه شعبان عزیز دارم! چقدر خداوند بی منت و بی استحقاق این سفره رحمت رو برای همه باز کرده، اصلا چیزی فراتر سفره و امثال اینها، انگار برایم ماه مبارک شعبان رفیقی فراتر از یک ماه هست، در جنس یک انسان بسیار مهربان و با محبت و مونس و کسی که خیلی من رو بسوی خودش میکشه. و اما چقدر مدیون شما هستم. یکی از بزرگان در یکی از منبرهاشون فرمودند که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند برای انس با من سوره واقعه بخوانید به همین راحتی، این روایت رو خیلیا میشنویم و تعجب میکنیم که مگه به همین راحتی میشه با حضرت علی علیه السلام ارتباط گرفت، و بخاطر راحتیش اقدام به خواندن سوره واقعه نمیکنیم، منتظر راه های عجیب غریب و سخت و پدردرآر هستیم. از طرفی در حدیث نورانیت آقا امیرالمؤمنین میفرمایند «امرنا صعب مستصعب» پس به این راحتی هم نمیشه وارد دنیای نورانیت شد. یکی دم در ایستاده و هر کسی رو راه نمیدن. نظر حضرتعالی در این رابطه چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای ماه شعبان که در آن حقیقتاً حکایتش حکایت نکتهای است که جناب مولوی از آن خبر داده و فرموده:
ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
درهای گلستان ز پی تو گشادهایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا
جان را من آفریدم و دردیش دادهام آن کس که درد داده همو سازدش دوا
و این یعنی ماه شعبان و به خصوص در افقی که در شب و روز ۱۵ شعبان در مقابل نسانها گشوده شده است.
در مورد سوره واقعه حتی روایت داریم «فیّ علی» یعنی به حکم «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾» این مولای ما حضرت علی علیه السلام میباشند که در مقام سابقون و مقربون به معنای اصلی و اصیل هستند. تاما در انس با سوره مبارکه واقعه راه خود را در نظر به مولایمان گم نکنیم. موفق باشید
من در حیرتی عظیم هستم که حضرت دوست من را به کجا میکشاند؟! نمیدانم، حس میکنم فریز شدهام در برابر راهی که آمدهام و من از خود میپرسم: تو آمدی؟! نه! من حال مذهبی ای را نمیگویم؛ آخر من پر از اشتباهم و علاوه بر آن هر لحظه غرق در تفکرات و توهمات و تخیلات پوچی که نمیتوانم متوقفشان کنم و حس میکنم در منجلابی از خود دست و پا میزنم و زوری زوری راه میروم ولی وقتی برمیگردم و به خود مینگرم و به اینجایی که هستم و حتی به فردی و شخصیتی و هویتی که هستم نگاه میکنم به حیرت میروم و چرا دروغ بگویم؟ کمی خودم از خودم به حیرت میروم و به خود میبالم و همین بالیدن که سبب سکونِ من و یک چیزی در من میشود که دیگر آن ارتباط خالصی که با جهان برقرار میکنم را نمیتوانم داشته باشم؛ به حیرت میروم، این دمیده شدن روح در من و این فراگیریای که من را در بر گرفته مرا به حیرت برده و هر چه به خود نگاه میکنم بیپاییِ خود را مییابم! و باز خود از خود میپرسم چگونه میخواهی بروی؟ این آیا جوابی دارد؟! خیلی و خیلی زیاد، وقتی این راه را میبینم که آمدهام بیپاییِ خود را مییابم و این دیدنِ بیپایی به بیپاییِ الانم دامن میزند؛ نمیدانم! در رکودم؟ یا در رکودی در حرکتم؟! اما این رکود و این حیرت که من را به نشستن و فقط تماشا کردن در آورده من را آزرده خاطر میکند؛ من جمله اینکه با تنی رنجور و خسته نشستهام هم دامن میزند؛ متعال باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید «دوست دارد یار، این آشفتگی». باید با خودمان جدّیتر از دیروزمان باشیم به وسعت انسانِ آخرالزمانی. از این جهت باید به حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است، فکر کرد. با توجه به اینکه هر تاریخی با نوعی تفکر حضوری آغاز میشود و در آن راستا روح مردم را دگرگون میکند و در نتیجه افکار بیگانه به اصل ظلمانی خود باز میگردند، امامان به عنوان انسانهایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند، بعد از نبیّ، مقامشان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل میآوردند و لذا باطنهای شریر به وسیلۀ آنها آشکار میشد و مردم به کمک آنها با آموزههای الهی آشنا میشدند ولی با مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و آنطور که شایسته بود تا انسانها نسبت به هم یگانه باشند، نسبت به هم بیگانه شدند ولی با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردم جلوه کرد، عالمی که انسانها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند و مدتها از آن غافل بودند و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین «علیهالسلام» و کربلا به ما برگشت نمود. موفق باشید
سلام علیکم استاد: عرض ادب و وقت بخیر، بنده پسر ۲۶ ساله ای هستم که توسلات بسیار بسیار بسیارطولانی در امر ازدواج داشته ام و مکرر هم خواستگاری رفته ام اما به جایی نرسیده، از طرفی هم طوفان شهوت امانم بریده، با اینکه الحمدلله رشد و سلامت جسمی، عقلی و توان خوب مالی هم دارم و مانعی از این بابت الحمدلله رب العالمین وجود ندارد این را هم عرض کنم که تک فرزند هستم و سال گذشته پدر را از دست دادم و با مادر زندگی میکنم ممنون میشم دستورالعملی، توسلی، راهکاری پیش پایم بگذارید. التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا همان اولین خواستگاری، کار را تمام نمیکنید؟! به آن سخن رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» توجه کنید که فرمودند هر آنچه در نزد دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مکرر خدمت رفقا عرض شده است که خودِ خداوند به حکم آیۀ: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» میفرماید: مودت و رحمت را خودش در بین زوجین به میان میآورد، پس چرا خود را معطل کنیم؟ البته و صد البته باید طرفین، بنا داشته باشند زندگی خود را با سادگی شروع کنند و ادامه دهند. موفق باشید
سلام استاد: ما درگیر یک جنگ همه جانبه هستیم. نظامی، اقتصادی، فرهنگی و در جنگ هم هم زدیم و هم خوردیم در جبهه فرهنگی، هم رویش داشته ایم هم ریزش همانطور که از نظر حجاب متاسفانه به مشکل خوردیم نظام غرب هم از دست نفوذ تفکر انقلاب کلافه شده، آیا میشه به این موضوع امید وار بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری! تاریخی که با انگیزۀ توحیدی ذیل نبوت پیامبر خدا شروع میشود، آنچنان نیست که با تقابل تاریخ دیروزین، هرچند آن مقابله به جهت سابقهای که دارد؛ قوی باشد، شکست بخورد و «بشّر الصّابرین» تذکر به آنانی است که حضور آن تاریخ را در آیندۀ پیش رو مدّ نظر دارند و با حمله و ستیزۀ جبهۀ استکباریِ دیروزین، خود را نمیبازند، زیرا به خوبی به فردای دیگری میاندیشند، فردایی که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» تا آنجا مدّ نظر قرار داد که فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.» ملاحظه کنید آن مرد در دلِ تاریخی که آغازگرِ آن بوده است، تا کجاها را مدّ نظر داشته است و ما در مقابله با تاریخ استکبار برای حضور در تاریخ آخرالزمانیِ خود تا اینجاها ایستادهایم. تا در معنای حقیقی خود ایستاده باشیم.
آیا نمیتوان گفت که ایران به عنوان یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟ آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از پیروزی ایران به حساب نمیآید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟ موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد متن سوال و جواب شماره ۴۱۰۶۹ را فرستادم برای مادری که اون شب نوجوان ۱۵-۱۶ ساله اش را فرستاده بود پایگاه بسیج و عکسالعمل ایشان: "واااااااااای خیییییلی عجيبه، دقیقا اون شب منم همین حال را داشتم، اولش که میخواست بره خیییییییییلی بد بود، انگار پشیمون شده بودم، دلم میخواست نره😭 توسل کردم به حضرت زهرا و بعدش ورق برام برگشت، یعنی با اینکه خیلیا برگشتند بهم که چرا گذاشتی بره و تو دلم را خیلی خالی کرده بودن و...، اومدم خونه راحت خوابیدم. پسرم نصفه شب اومد و گفت مامان خییییلی وحشتناک بود، ولی یه چیزی منو آروم می کرد، دستم را یه لحظه هم از رو گردنبندم که اسم یاصاحب الزمان روش نوشته برنمیداشتم😭 فردا دیدم همه میگفتند، ما دیشب از استرس امیر نخوابیدیم، به خواهرم گفتم خاک بر سرم، نمیدونم من چِم شده؟؟!!، چرا اینقدررر خونسرد شدم؟؟!!! نکنه از مهر مادریم کم شده،؟؟!! گفتم یا شاید هم نمیفهمم، چراااا اینقدررررر آرومم ؟؟!! خواهرم گفت هیچ کدوم اینا نیست، حضرت زهرا قلبت را آروم کرده😭 حالا فهمیدم قضیه چی بوده...😭"
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه شود با انقلاب اسلامی چه راهِ عزیزالقدر و گرانقدری مقابل جوانانمان گشوده شده، هزار بار باید شکر کنیم که این عزیزان، به چه راه بزرگی در تاریخ خود قدم گذاشتهاند. و اتفاقاً در این رابطه باید به شعفِ شهیدان فکر کنیم که چگونه در این راه با روبهروشدن با شهادتشان متوجۀ نقش بزرگ شهادتشان در استحکام نظام توحیدی انقلاب اسلامی میشوند تا نهتنها آنها را از دست رفته ندانیم، بلکه زندهتر از حیات دنیایی احساسشان کنیم و این است راز آرامش امثال شما و درک حضوری را که فرزندتان در آن قدم گذاشت. دیگر برایتان مهم نبود که چگونه برگردد و این است راز امیدواری که در خانوادۀ شهداء و همسران و فرزندان آنان ملاحظه میکنید.
آری! انقلاب اسلامی میدانی است که در هر کجای آن ایستاده باشیم، در بهشت و لقاء الهی ایستادهایم. خوشا به حال جوانانی که ارادت به رهبری را یافتند و ره صدساله را یک شبه طی کردند، چه با رفتن و شهادت و چه با ماندن و بسیجیبودن. آیا حرکت نرمی که در راستای عبور از شبهات جبهۀ استکبار در میان است، همین نسبتی نیست که جوانان ما باید با رهبر معظم انقلاب بیابند؟ این است راه حقیقی. موفق باشید
سلام استاد عزیز: شهید سردار سلیمانی در بخشی از وصیتنامه خودشون که مناجات کردن با پروردگار گفتن....، خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته. من قادر به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. من متاسفانه به گناهی اعتیاد پیدا کردم و مدت زیادی هم هست. هرکاری هم میکنم که نجات پیدا کنم اما انگار زمین و زمان داره دست به دست هم میده که من مرتکب گناه بشم. واقعا گیر خیلی بدیه. با نظر به مناجات سردار سلیمانی، این رو میفهمم که خدا باید منو نجات بده. البته شأن و مقام سردار سلیمانی اونقدر بالاست که چه بسا همچون ائمه که اصلا گناهی نمیکردن ولی خودشون رو در مقابل پروردگار گناهکار میشناختن، هستن. ولی برای امثال من... واقعا چه کنم؟ گرچه که هیچوقت امیدم رو از دست ندادم و در قلبم مطمئنم به هدفم میرسم چون خدا رو خیلی بزرگتر از همه چی میبینم ولی خب قریب به ۸ سال هست درگیر هستم و الان ۲۶ سالمه. خیلی از خودم ناراحتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان اُنس با حضرت حق بخصوص در این ماه شریف شعبان به کمک مناجات گرانقدر «شعبانیه» به لطف الهی، حضرت محبوب ما را از نفس امارّه مان پس میگیرد و ما را از آنِ خود میکند و منظور آن شهید بزرگوار نیز همین است که با مناجات با خدا از آنِ خدا شود و دیدید که شد و توانست تا آنجا پیش برود که با بصیرت الهی خود فهمید جمهوری اسلامی حَرم شده است. به همان معنایی که آن شاعر عزیز فرمود:
پیراهن خونین شهیدان، کفن ماست جمهوری اسلامی ایران، وطن ماست
موفق باشید
سلام و ادب خدمت شما: اگر میشه کمی توضیح بدید در مورد عبارت «ایمان ابوذر ساز» که رهبری در سخنرانی اخیر بهش اشاره کردن که به چه معناست و چطور باید به این ایمان دست یافت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 41063 شد. به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة میرفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت.
آری! امروز شور اباذری در راستای عدالتخواهی باید در بین جوانانمان به میان آید و همچون جناب اباذر باید در رابطه با عدالت، مطالبهگری کرد تا شعار عدالتخواهی شعار جوانانمان بشود البته در فضای تقوا، تا گرفتار افراط و تفریط نشویم و بهانه در دست رانتخواران داده نشود. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد محترم: زمانی که تلاش میکنم زن را در تمام تاریخ ببینم به کربلا میرسم. در ذهنم همۀ زنان برجسته، در خیمه ای به وسعت تاریخ، گِرد وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کربلا جمع هستند. حتی خانم مرضیه حدیدچی هم در این خیمه همراه زنان بنی هاشم حضور دارد. این زنان مومنه برای ظهور تلاش میکنند. حیاتی در این خیمه هست که در دنیای مادی ما نیست. ما اغلب در «نمیشودها» و «نمیتوانمها» متوقف میشویم. ولی گویی در این خیمه هوا و رایحه ای دیگر جاری است. چطور میشود از قید «زمان» رها شد و ورای تصویر ذهنی به دیدن و شنیدن رسید و فراتر از آن مخاطب اوامر قرار گرفت و پر توان چشم گفت؟ آیا صحیح است به جای در نظرگرفتن علما و اساتید ارجمند، در نماز با اهل این خیمه همراه شد؟ لطفا در صورت صلاحدید راهنمایی بفرمایید. بی نهایت سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مهم آن است که متوجۀ آینههایی باشیم که اشاره دارند به آنچه آن آینهها مینمایانند، حال چه آن آینه از جنس مردان باشد و چه از جنس بانوان، چه حاج قاسم سلیمانی باشد و چه خانم مرضیۀ دبّاغ و چه همسر شهید رشید. این است که جناب عمّان سامانی «رحمتاللهعلیه» در وصف زینب کبری «سلاماللهعلیها» به عنوان شخصی ماورای جنس زنان و مردان، میفرماید:
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
موفق باشید
سلام وعرض ادب و احترام: استاد بزرگوار بنده خیلی نمیتونم درسطح این بزرگوارانی که از شما سوأل میکنن، طرح سؤال کنم چون سوادم در حد شما نیست فقط سوالی ذهنم رو مشغول کرده است رابطه لیلة القدر و یوم الفصل چیست؟ آیا میتونیم بگیم یوم الفصل، یومِ لیلة القدر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به سورۀ مرسلات و آیاتی که میفرماید: «لِيَوْمِ الْفَصْلِ ﴿۱۳﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ ﴿۱۴﴾ اگر متوجه باشیم «یوم الفصل» در اکنونِ ما حاضر است و هر روز میتواند روزِ روشنشدن حقیقت باشد؛ برای یافتن چهرههای دیگر حقیقت، آری! هر روز را لیلۀ القدری هست که به «مطلعالفجری» میرسد. عرایضی در رابطه با سورۀ مرسلات و سورۀ قدر شده است. خوب است که اگر فرصت داشتید به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/get-file/4801/?item=0 و https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: به گفته ی مولای متقیان حضرت علی علیه السلام که فرمودند «کسی که از خود حساب کشد سود می برد و کسی که از خود غفلت کند زیان برد و کسی که از خدا بترسد ایمن باشد» واقعا که همین طور است کسی که از خدا نترسد از خودش غفلت می کند و کسی که از خود غفلت کند زیان میبیند و کسی که از خدا بترسد از خودش غفلت نمی کند و کسی که از خود غفلت نکند سود میبرد و حضرت آقا خدا ترسی در وجودشان دیده می شود و از خودشان غفلت نمی کنند و بابت این کار سود میبرند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. خدا را باید شکر کرد که در مقابل جوانان ما، رهبر انقلاب را با اینهمه شایستگی قرار داده تا بتوانیم به جوانانمان شخصی را معرفی کنیم که جانِ جوانان ما حقیقتاً به دنبال آن نوع شخصیت هستند و در این زمانه و تنها در مسیر ارادت به رهبر معظم انقلاب میتوانند جواب جان طالب حقیقتشان را بگیرند. موفق باشید
بسمه تعالی در شناخت امام خامنهای این انسان بینظیر در کل تاریخ بشری تا کنون باید لب به سخن از ابعاد بسیار جامع ایشان گشود که از منظر اصالت به پیامبر و اهل بیت صلوات الله و سید هستند و اصالت ایرانی از روستای خامنه که نامی هخامنشی و ایرانی باستانی هستند. از حکمت و رهبری در حکومت کشوری و جهان در ابعاد های مهم ـ سیاستـ دیانت، فقیه کامل و مروج دینی ـ توحید عملی و ادیان مختلف، عرفان، فلسفه، شاعر، رمان خوان ـ خانواده اصیل، شخصیت اجتماعی، اخلاق، تخصص های علمی موجود و ساده زیست و... ایشان بی نظیرند. هرکجای این دنیا را بگردی منطقی تر از ایشان نمیابی هرچه میگویند آنقدر منطقی است که احدی جای شبهه ندارد و هر عقلی را قانع میکند. در پاکی خاص و تقوای خاص که بیشک از جانب پروردگار بر بندهای ممکن میشود و این چیزی ورای توان بشری است بعنوان مهم ترین رکن ایشان هویداست. شخصیت از سرتا پا غرق توحیدش بمعنای فنای تام فی الله و هر تحرک و سخنی از ایشان چیزی غیر از حق و حقیقت نیست. تکیه به این انسان بی نظیر در کل تاریخ بشری تکیه به توحید و پیروزی از آن خداست. گفتن از این پاک، کار منِ ناپاک در مقابل چنین پاکی نیست. بنده فقط سعی کردم آنچه که هست و خداوندی که ایشان را پروریده و به آن اشاره دارند عرض کنم. نگاه به جمال ایشان را عبادت میدانم و خدا شاهد است بنده هرگز انسان اغراق کنی نبوده ام اصلاً من در این میان واسطه یا مطرح هم نیستم. ۴۵ سال از آغاز الهام اجمالی جنگ نظامی و پیروزی قطعی بر قلب ایشان میگذرد که از جنگ تحمیلی تا این زمان است و صبری که برای تفصیلش کردند خود بیانگر صبوری فوقالعاده ایشان و روز به روز پر شعف تر از دیروز، شاد تر از هرزمان میدرخشند. بنده به عنوان یک جوان به جوانان دیگر نصیحتی دارم که تکیه بر این مرد پیروز شده، ما را پیروز میکند و ما لایق پیروزی هستیم نه لایق شکست. خوشا بحال امام زمان حفظه الله که خداوند چنین بنده ای را یار و سربازش قرار دادند و ایشان میفهمند که خداوند چه آفریده وگرنه ما به زور با دیدن ظواهر از ایشان شگفت زده ایم. از شما تشکر میکنم که متذکر شخصیت جامع رهبر عزیزمان هستید. بفرمایید چه باید کرد که در این راه از حقِ رهبر معظم انقلاب کوتاهی نکرده باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد زیاد باید فکر کرد و سخن گفت. همین اندازه باید متوجه باشیم که بشر امروز در نسبت خود با انسانی که او را به انسانیتاش متذکر شود، میتواند خود را ادامه دهد و پدیدۀ «سلبریتی» و گرایش جوانان به آنها را باید در این رابطه دانست و معلوم است که عموماً سلبریتیهای مطرح، جوابگوی جان جوانان آخرالزمانی ما با ظرفیت گستردهای که دارند؛ نمیباشند و اینجا است که باید انسانی در میان باشد که خداوند برای جوابگویی به نیاز بشر امروز پرورانده است و از این جهت جایگاه تاریخیِ رهبر معظم انقلاب معنای خاصی دارد، به عنوان نمادی از انسانیت انسانهای این دوران، تا هرکس ذیل حضور انسان کامل یعنی حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» متوجۀ شخصیت رهبر معظم انقلاب باشد و جواب روح طالب کمال انسانیاش را از این طریق بدهد. در این زمان تنها با نظر به انسانیت رهبر انقلاب میتوان جوانان خود را متذکر ابعاد متعالیشان کرد. در این رابطه به طور گذرا در دهمین جلسۀ «زن_و_حضور_نرم_تمدنی» https://eitaa.com/ziafat_andishe/1572 عرایضی شد. موفق باشید
کتاب مقام نوری اهل بیت. صفحه ۲۶۵... اگه الله را نشناسیم و او را عبادت نکنیم مثل شیطان اسما محدودی از خدا را عبادت میکنیم و در حد ملائکه صعود میکنیم. منظور از الله چیست؟ اینجا الله منظورش خود خداوند هست یا حضرت الله که اهل بیت آیاتش هستن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در جای خود موضوعِ بسیار ظریفی میباشد از آن جهت که فرمودهاند حضرت «الله» مقام جامعیت همۀ اسماء حسنای الهی میباشد و باید در هر اسمی از اسمای الهی نظر به «هو الله» در میان باشد. مثلاً اوست که رزّاق است. آری! اهل البیت «علیهمالسلام» نماد کامل جلوات انوار جامع الهی میباشند به همان معنایی که از پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «مَن رآنی فَقَد رای الله». موفق باشید
سلام باتوجه به آخرین آرایش جنگی دشمن خارجی و احتمال بیرون ریختن دوباره اغتشاشگران مسلح و حجم زیاد تخریبها و ضربات اقتصادی قابل توجه قبلی و وضعیت فشل گونه دولت و مجلس آیا می توان با دیگر۲۲بهمن روادید علی رغم همه فرمایشات شما امیدواری در بدنه اجتماع مشاهده نمی شود لطفا کمی ملموس تر و مصداقی تر صحبت بفرمایید که در روزهای آتی چه چیز در انتظار ماخواهد بود اگر حمله شود و حاکمان شهرمان تصرف شودشهدازیاد شوند پس چه کسانی برای ظهور خواهند ماند عقلا و منطقاباید ظهور بسیار نزدیک باشد لطفا ما اطمینان. قلبی نیاز داریم این عیب نیست پیامبران هم خواسته اند مارااز نگرانی ها نجات دهید البته ماازشهادت واهمه ای نداریم ولی باید برای ظهور ماند؟لطفا نشانه ای ملموستر بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در عین توجه به سؤال و جواب شمارۀ ۴۱۰۸۶ تحت عنوان «راز این همه امیدواری» عرایضی شب گذشته با نظر به قرآن شد که میتواند برای فهم زمانۀ خود مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21496
آنچه در رابطه با روح نهفته در یک تاریخ در مردم باید در نظر گرفت، وجدان عمومی مردم ما میباشد که در 22 دیماه ملاحظه کردید به خوبی در جهت حفظ انقلاب جلو و جلوتر میرود.
نهضت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که میتواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسودهای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفتانگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، میتواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا میکند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایتها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. موفق باشید
بمان که عشق تو عشقی عفیف خواهد شد / حریف عشق تو هم بیحریف خواهد شد / هنر اگر به تو پایان نیافت بیهنریست / که شام آخر بی تو سخیف خواهد شد / ظرافتی که تو داری درون باطن خویش / اگر که سنگ چشیدش ظریف خواهد شد / چه غم اگر بفشارند مردمان گل را / گل لطیف گلابش لطیف خواهد شد / تویی تو آینهی خاک و باد و آتش و آب / بدون آینه عنصر ضعیف خواهد شد / اگر که شعر تو از عمق جان سروده شود / عروض و قافیه حالش ردیف خواهد شد / توهمات تو هستی به نیستی دادست / جهان بی تو جهانی کثیف خواهد شد / سهشنبه ۲ دی ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی نظر به حضور حضرت حق با رحمتهای واسعه در زندگی دنیایی. در این صورت است که زندگی با همۀ مشکلاتش همچنان زندگی میماند زیرا رحمت الهی در میان است برعکسِ زندگیهای اهل دنیا که نتوانستند با روحانیت اصیل اسلام محمدی «صلواتاللهعلیهواله» مأنوس شوند و حقیقتاً زندگی را گُم میکنند، هرکس که میخواهد باشد حتی رئیس جمهور آمریکا. موفق باشید
سلام و عرض ادب و ارادت و احترام خدمت استاد بزرگوار و با آرزوی سلامتی و علو درجات برای شما به لطف و عنایت و نظر ویژه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد من شنیدم که در روز ۲۲ بهمن شاگردان مؤسسه مصاف بتی که نماد شیطان پرستان بود رو در میدان انقلاب آتش زدند با تلافی قرآن سوزی رژیم صهیونسیتی. بعد از چند نفر مخالف و معاند شنیدم که این کار باعث خشک بیشتر اجنه و شیاطین میشه چون اونها از جنس آتشند و کسانی که این کار را کردند ممکن است دچار خیلی گره ها در زندگی شخصی یا روح و روان شون بشند. آیا صرف تلافی و احمق جلوه دادن یا مقابله با آیین های فراماسونری و رژیم صهیونسیتی این کار درست بوده در میدان انقلاب ؟ آیا واقعا اثرات سؤ در زندگی آن افراد مجری خواهد داشت؟ ممنونم از اینکه وقت گرانبهاتون رو برای پاسخ به سؤالات من گذاشتید. اجرتون با صاحب الزمان عج
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید وظایف ما در مقابله با دشمن این نوع کارها نباشد. ولی فکر نمیکنم اگر با روحیۀ توحیدی زندگی را ادامه دهند، از شیطان و شیطانها کاری برآید. به حکم آنکه فرمود: «انّ کید شیطان کان ضعیفا». موفق باشید
سلام وقت بخیر ایا جریانی بعد از تشکیل حکومت پیامبر یا تشکیل حکومت امام علی هست که بر پایه تفکر حلقه های میانی داوطلبانه یک گفتمانی رو در جامعه غالب کنند که معمول مسئولین مخالف آن گفتمان هستند یا درحال تفسیر دیگری از آن گفتمان هستند قصد بنده الهام گیری برای اجرای گفتمان اقتصادی مقاومتی( بر پایه اصول 1. اقتصاد دانش بنیان 2.خصوصی سازی 3. تولید براساس تعاونی ) در جامعه امروزی با توجه به شرایط حاکم در کشور و مسئولین و جامعه هست یا یک جریان اجتماعی پسا انقلاب خودمان یا در هر کشوری یا تاریخ دیگری
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعه به عنوان حکومت در حکومت حتی قبل از تشکیل سلسلۀ صفویه همواره در بین خود حکومت نرمی داشته است و عملاً به نحوی با ولایت فقیه، کار را بدون حکومت رسمی ادامه میداده و البته در این زمانه ما در مواجهه با جهان غرب و نظر به فرهنگ توسعۀ بشر جدید میتوانیم به همان صورت حکومت در حکومت منتها در دل نظام جهان موجود، بنیانی را به میان آوریم. به همین جهت نباید از فرهنگ توسعه به همان معنای غربی آن غفلت کرد. موفق باشید
به نام خداوند. از فکر خطور هم نمیکرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا میخواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل میشوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی میبخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیبزادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نانجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیانگذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمیتوانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود مینویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلحطلب و سادهلوح» هستند! به راحتی هرچه میخواهی به آنها دیکته کنی، اطاعت میکنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی میتوانیم آنها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، میتوان به راحتی آنها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من میتوانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعهها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود میکنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطینـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافتـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمیگزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسانهای برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودیگری در اوج بیتاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفتهایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و اینجا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه میخواهد باشد با هر سابقهای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید
با سلام و احترام و تشکر فراوان از عنایات جنابعالی. متن بنده از سه قسمت تشکیل شده است: ۱. اظهار فقر و عجز برای اینکه کارمان راه بیفتد یا برای اینکه واقعا و حقیقتا عاجز و فقیریم؟ یعنی عجز و فقر، خود وسیلهای شده که به اراده مان برسیم یا از لحاظ حقیقی و در نسبتی فقیرانه و عاجزانه بهسر میبریم؟ اقرار به ضعف گاهی معنای خودشیرینی و نمایش و تفنن به خود میگیرد تا بلکه خدا {خواسته ام} را اجابت کند. اینجا دیگر عبدی نیست که نسبت عبد با معبود داشته باشد بلکه منم و ارادهام و اوست و ارادهاش. با این تعریف که حقیقت چیزی نیست که بتوانم به چنگش درآورم و فقط و فقط این انتظار است که در نسبتی {شایدانه} امید به آن میرود که حقیقت آشکار شود؛ دیگر همه افعال و اعمال و گفتار آدمی نه برای رسیدن به هدفی خاص، بلکه برای گشایشی از سوی معبود انجام میگیرد. شاید شریعت نحوه صحیح این زیست در هوای شاید هاست. جایی که انسان عبادت میکند نه برای تسخیر عالم و طمع بهشت و ترس دوزخ بلکه برای حقیقت، و حقیقت چیزی جز عین ربط بودن که نیست. اینجا دیگر {اراده خودمختار من} معنایی ندارد. ۲. از طرفی داریم که: «و ان لیس للانسان الا ما سعی» در این فضا معنای درستِ سعی چیست؟ اگر سعی به همان معنا باشد که من اراده کنم و کاری کنم و نتیجه ای بگیرم که باز سرگرم اراده معطوف به قدرت خودم شدم و دوباره آن نسبت عبد با معبود به حجاب رفت! حتی اگر بگوییم که سعی انسان و اراده انسان در طول اراده اللهی است و ایده و عمل و نتیجه معطوف به قدرت خداست، اینجا مشکلی پیش میآید و آن اینست که پس فعل شر هم اراده خداست. برای نمونه بیاییم و افعال صهیونیست را به اراده خدا نسبت دهیم و بگوییم او با اراده خدا کودک می کشد! از طرفی اینجا نیازمند تبیین دیگری از مسئله جبر و اختیار است. هرجا حرف از اختیار میزنند آن اراده خودمختار برداشت میشود. دلیل شان هم این است که میزان و حسابرسی باید براساس یک انتخابی باشد و آن انتخاب از اراده خود آدم نشأت می گیرد. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (۳۹) وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری (۴۰) ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفی (۴۱) وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی (۴۲) وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی (۴۳) وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا (۴۴) حال باید چگونه به این مسائل نظر کرد که هم «اراده معطوف به قدرت من» دخیل نباشد و هم مسئله «میزان و حسابرسی» حل شود؟! ۳. معنای دعا: در دعا کردن هم نوعی دوگانگی پیش میآید. اول اینکه دعا به معنای این باشد که من در انتظار چیزی هستم و دعا میکنم که گشودگی برای رسیدن به آن چیز اتفاق بیفتد و در اینجا قید نمیکنم که آن چیز چیست و فقط منتظرم که چیزی که اراده خداست واقع شود. دوم اینکه دعا کنیم که مثلا خانه دار شویم و قید کنیم که چهچیزی میخواهیم و در اینجا اراده و خواست خود را به عرصه بیاوریم. در دومی ظاهراً باز {اراده من} وسط است و من چون قدرتش را ندارم از خدا میخواهم که اراده من را به اجابت برساند. ولی دعاهای وارده بعضا همین بو را میدهند یعنی مثلاً دعا داریم برای اینکه ازدواج کنیم و در اینجا این ازدواج به عنوان خواست من به میان می آید. از آن طرف دعاهایی داریم که درفضای اولی سیر میکنند مثلا ادعیه وسعت رزق که چون معنای رزق هرگونه گشودگی ای هست پس دعای افزایش رزق و روزی در فضای انتظار و رضا و تسلیم بهسر میبرد (درصورتی که افزایش رزق هدف نباشد و واقعا حالت انسان انتظار گونه باشد) اما دعای افزایش مال یا ازدواج یا ظفر بر دشمنان و ازین قسم، چنین حالی ندارند و انگار انسان مقرضانه و خودمحورانه برای رسیدن به خواستهاش ورای اینکه برسد یا نرسد دعا میکند. حال آنکه هر دو نوع دعا از معصوم (علیهمالسلام) وارد شده است و نمیتوانم بپذیرم که معصوم که عین عبد و در شدت عبد بودن بهسر میبرد اراده معطوف به قدرت خود را داشته باشد. خواهشمندم این ۳ مطلب را برای بنده تببین بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی با زوایای خوبی را به میان آوردهاید. در اولین سؤال، اگر همانطور که متوجه هستید بتوانیم در نسبت خود با حضرت معبود به افقی نظر کنیم که عملاً او به عنوان «او» و نه شخصی و یا چیزی، مدّ نظر باشد؛ نسبت ما با همۀ علم و همۀ حیات به ظهور میآید به همان معنایی که حضرت صادق «علیهالسلام» در اشاره به حضرت محبوب میفرمایند: «اِنَّ اللهَ عِلُمٌ لا جَهَلَ فيه، حياةٌ لامَوتَ فِيه» و البته این راهی است که ما از این طریق از سالها نگاهِ متافیزیکی در الهیات عبور میکنیم و در همین افق به سؤال دوم نظر کنید که بودنِ ما همچنان در میدان توجه به «او» میباشد و این یعنی «و ان لیس للانسان الا ما سعی» به این معنا که همچنان در این حضور و توجه به سوی «او» حاضر و باقی و صابر باشیم از آن جهت که صبر حقیقی، در راهبودن است و در راه، راه را طیکردن. و در سومین قسمت سؤال، در عین حاضرشدن در دعای حقیقی که گشودهشدن جان است به سوی رحمت واسعۀ «او» که نمونۀ آن را در مناجات عزیزالقدر «شعبانیه» مییابید؛ بخصوص در آن فرازی که اظهار میدارید: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...» و تقاضا دارید تمام بودنِ شما، توجه و باز توجه باشد تا آنجایی که تقاضا دارید: «... و تصیر ارواحنا معلقۀ بعز قدسک» و این یعنی: «گم شدن در گم شدن دین منست / نیستی در هست آیین منست.» آری! در دل این حضور، برای معاشقهای بیشتر حتی از او میخواهیم که نمک طعام ما را هم بدهد وگرنه ما را چه به نمکخواستن؟! موفق باشید
