سلام: محبت کنید بفرمایید علم حق به اعداد اصم چگونه است با توجه به اینکه عدد اعشارشان تا بی نهایت ادامه دارد و نیز گفته شده سبحان من لا یعلم جذر الأصم إلا هو مقصود از جذر اصم در اینجا آیا جذر عدد اصمی مثل رادیکال دو است یا مقصود از اصم اعدادی است مثل ده که جذرشان اعشار دارد یا اینکه مقصود جذر اصم منطقی است؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اعتباریات، ساختۀ بشر است و اساساً چیزی نیست که مورد علم خداوند قرار بگیرد. موفق باشید
لبیک یا خامنهای: سلام. وقتتون بهخیر. ببینید. ما نباید اجازه بدیم که دولت، مذاکره و یا اعطای اورانیوم انجام بده این دفعه دیگه نباید کوتاه بیایم. نباید دل رهبر، از ما برنجه. رهبر که نمیتوانند خودشون دستور راهپیمایی بدند ما مردم عادی، دسترسی به جایی نداریم که فراخوان بزنیم. لطفا شما موضوع رو با علما درمیون بذارید و بخواهید که با همکاری کانالهای مذهبی بزرگ دیگه، اقدام کنند و انشاءالله مردم، روز جمعه یک راهپیمایی گسترده انجام بدن انشاءالله خواهش میکنم بیتفاوت نباشید و حداقل صدای ما مردم باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید فکر کرد که مسلماً رئیس جمهور و به خصوص وزیر امور خارجه کسانی نیستند که بدون نگاه و نظر رهبر معظم انقلاب اقدامی انجام دهند. شواهد نشان میدهد که موضوع با حفظ عزت انقلاب و رسوایی جبهه صهیونیسم کارها جلو میرود. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز: راهنمایی بفرمایید در زمینه عرفان و علوم غریبه از چه سیری و از چه کتابی شروع کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد عرفان توجه جنابعالی را به کتاب «مبانی نظری عرفان» از استاد یزدانپناه و پس از آن به کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی جلب میکنم. در مورد علوم غریبه چیزی نمیدانم. موفق باشید
با عرض سلام: محبت کنید بفرمایید فلسفه ی خلقت امثال ترامپ چیست که این جور به جان بشریت افتاده است در حالی که می دانیم صدر تا ذیل وجودش در قبضه ی حق است و هلاکتش برای او کاری ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره خدوند از طریق خبیث ترین انسانها دین خود را یاری کردهاست. مگر از حضور مردم عزیز ما در ۲۲ بهمن امسال نیافتیم که چگونه این مردم نشان دادند مقابل خبیث ترین انسانهای روزگارشان در صحنهاند؟ این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیامبری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن». بدون شک خدا میتوانست دشمنان را ریشه کن کند یا جلوی دشمنیشان را بگیرد؛ «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه». ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینهتوزِ آدمنشو جزئی از طرح و نقشه راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروانشان هموار و بیمانع باشد. و در این میان یکی از مهمترین موانعِ فراروی انبیا و پیروانشان، دشمنی طاغوت و ائمه کفر است. کینهای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزردهخاطرش میکند و هر مصیبتی بر آنها فرود آید، دلشادش میکند؛ «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها». با چنین آتش کینهی گر گرفتهای نمیتواند آرام بنشیند. به ناچار هر روز جنگ و توطئهای میشوراند، تا بلکه نابودمان کند، یا اگر بتواند بیدینمان کند؛ «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا». با چنین دشمنی زندگی مسالمتآمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگیات را خاموش میکند. غدهای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشهکن میکند. اگر به فکر و اندیشهاش نتازی، او دست از اندیشهات برنمیدارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقهی امنیتت را رها نمیکند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر میکشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبههی اسلام ضعیف میشود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف میشود. با وجود چنین رابطه و قاعدهای نباید هم یقهی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. موفق باشید
سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی استاد عزیز: در این روزگاری که زندگی میکنیم، بارها بعضی ذهنیات ما راجع به مسائل تغییر کرده. مثلاً در باب مسئله شهادت. در جنگ دوازده روزه، شهدای عزیزی داریم که شاید با معیارهای ذهن ما همخوانی نداشته باشند؛ همه اهل نماز شب یا حافظ قرآن نبودند. همه دانشمند نبودند، و .... خیلی فکر میکنم به این موضوع این روزها. لطفا بفرمایید چه خصوصیتی و سبک زندگیای انسان رو این طور عاقبت به خیر میکنه؟ علاوه بر واجبات و محرمات، باید چطور زندگی کرد که لایق شهادت شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم طلب قبل از خلقت آنها بوده که میخواستهاند با شهادت خود وسیله رسوایی دشمنان حقیقت باشند به همان معنایی که جناب عطار میفرماید «صد هزاران طفل سر ببریده گشت / تا کلیم الله صاحب دیده گشت». موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز و پدر دلسوز: قبل از پرسش استدعا دارم برای این حقیر در مناجاتهاتون دعا بفرمایید. سوالم این هست که چرا زیارت هر یک از ایمه با «السلام علی ...» شروع میشود ولی زیارت حضرت زهرا سلام الله علیهم بدون سلام شروع میشود، با «یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک...» شروع میشود و بعد از چند عبارت تازه سلام میدهد. آیا این قضیه سری از اسرار را در خود دارد؟ ممنون و سپاسگزار. بینهایت التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در امورات خود بهترین نتایج را بیابید. شاید در این مورد که میفرمایید خواسته باشند ما را متوجۀ مقامِ پیشاخلقتیِ حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» بنمایند که روایتها بر آن تأکید دارد. موفق باشید
سلام خدا قوت: من تو یه حالت سرگیجه و گم گیر کردم و نمیدونم چی خوبه چی بده. از وقتی که با امام خامنه ای و امام خمینی و علامه حسن زاده آملی و بزرگان دیگه آشنا شدم و راه و رسمشون رو مطالعه کردم عاشق علم شدم اما نمیدونم از کجا و چه طور شروع کنم عاشق عرفان و فلسفه، ریاضیات، علوم طبیعی دیگه، خلاصه اینکه عاشق این شدم سراغ همه ی علوم برم و الان گیج گیجم از طرفی اتفاقات اخیر، خبرهای جنگ و این چیزا باعث شده ثانیه به ثانیه ناامیدتر بشم از این که چرا تو این مدت خودم رو قوی نکردم که الان برای امام زمان و ولی فقیه به درد یه چیزی بوخورم. چیکار کنم از کجا شروع کنم؟ من یه سری کارها رو دست زدم و تموم نکردم به نظر شما ادامشون بدم به درد میخورن به درد آخرت و امام زمان و جامعه میخورن؟ کارهایی که دست زدم ایناست: خوندن کتاب های معرفت نفس علامه حسن زاده، صرف عربی، منطق مقدماتی، زبان عبری، زبان فرانسوی، زبان انگلیسی، برنامه نویسی و الان مدت یک ماهی هست که عاشق این شدم تمام دروس پایه راهنمایی و دبیرستان رو بخونم بعدش بیام مثل علامه حسن زاده تو تمام علوم یه حالت جمع داشته باشم و مثل علامه خودم رو قوی کنم. مثلا موسیقی میخوندم، ریاضیات و علوم، زبان کلاس هفتم میخونم، کتاب هایی در باره نجوم و گیاهان و ... ولی ناامیدی از این که زود شروع نکردم و به درد نمیخورم باعث شده هی رها کنم هی دوبار شروع کنم. ببخشید سرتون رو درد آوردم. واقعا نمیدونم چمه. به نظر شما چیکار کنم که مثل علامه حسن زاده و امام خامنه ای و ... بشم بیست و نه سالمه. متاهلم و یه فرزند پسر دارم به نظر شما دیر نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ استادان ما در دوران طلبگی، «الا یا ایهاالطلاب ناشی/ علیکم بالمتون لا بالحواشی». ابتدا خوب است که پایههای علمی و معرفتیِ خود را محکم کنیم و سپس به سایر علوم و فنون، مطابق ذوق خود بپردازیم. از این جهت پیشنهاد میشود در سیر مطالعاتی سایت، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و سپس بحث شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» را به کمک صوتهای مربوطه دنبال بفرمایید و سپس به سوی قرآن عزیز، این گشودهترین میدان حقیقت، سفری داشته باشید. پیشنهاد میشود با سوره عنکبوت و آلعمران که صوت شرح آنها روی سایت هست، شروع بفرمایید تا بحمدالله آمادۀ حضور در دیگر میدانها که فعالیتهای مناسب استعدادتان را شکل میدهد؛ بگردید. موفق باشید
سلام خدمت شما استاد طاهر زاده عزیز: به تازگی مطلبی خواندم که خاطره ای از امام موسی صدر در آن گفته شده بود که ایشان در مکانی در لبنان سخنرانی می کردند که یکی از این خواهران مسیحی به سمت ایشان رفت و ایشان را در آغوش گرفت و بوسید و آیت الله بروجردي که از مسئله با خبر شدند واکنش ایشان این بود که اگر خانم با دست رد امام موسی صدر هتک می شدند کار درستی نبود ولی از طرفی هم داریم که احمد کاظمی ها می گویند که برای رضای هیچکس جهنمی نشوید حال سوال اینجاست که ۱. این دو مسئله را یا مسائل اینگونه را چگونه می توان جمع کرد ۲. اسلام تا چه حدی در این موارد دست شخص یا ما را باز گذاشته است ۳. در مواردی هم پیش می آید برای خودمان که مثلا در یک جمعی طرف مقابل که دختر است دستش را دراز کرده و به اصطلاح خودمان می گويد بزن قدش . در این موارد چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مطلع هستید خود جناب شهید موسی صدر عزیز، مجتهد بودهاند و آن مواجهه طوری بوده که حالت غافلگیری داشته و میدان انتخابی در میان نبوده. ولی چنانچه نامحرمی بخواهد دست بدهد، همانطور که رهبر معظم انقلاب با خانم ایندیراگاندی عمل کردند سریعاً دست خود را به داخل عبایشان بردند و دست دادند. موفق باشید
۱. جایگاه تلاش و کوشش انسان در رسیدن کجاست؟ اصلا حدی دارد؟ یا انسان تا هر جا که توانست باید تلاش کند؟ ۲. برایم نامهای باز میشود و همهی نامهها از من عمل میخواهد و تکانی تا در بیخبری نمانم؛ آیا این یعنی کاری را انجام بدهیم که خدا دوست دارد؟ یا چیز دیگری در این میان است؟ ۳. عاشقی کردن در این زمان و زمانه به چه شکلی است؟ اصلا شکلی دارد؟! یا ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آنچه مدّ نظر دارید را با نمونه و اسوه قراردادنِ انسانهای کامل یعنی ائمه «علیهمالسلام» مییابید زیرا که آنها «سبیل الی الله» هستند تا ما در میدان کمال خود جلو و جلوتر رویم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «بی نهایت حضرت است این بارگاه / صدر را بگذار، صدرِ توست راه». پیشنهاد میشود بحثی که اخبراً در رابطه با شخصیت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» تحت عنوان «نسبت ما با رسول خدا و شریعت محمدی» شده است را دنبال فرمایید. امید است مفید افتد.
https://eitaa.com/matalebevijeh/21437 موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: ضمن آرزوی سلامتی و بهره مندی از ماه رجب. حضرت استاد طاهرزاده در مباحثشون میفرمایند وقتی انسان از دنیا رفت و سنگ لحد گذشته شد نفس از بدن قطع امید یا قطع تعلق میکند در حالی که گویا حضرت آیت الله جوادی آملی میفرمایند سالها طول میکشه تا قطع تعلق حاصل بشه و آنچه ما از مردن میبینیم یک مرگ پزشکی است. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نفس از بدن خود قطع تعلق نمیکند. به همین جهت میتوان بر سر مزار متوفی حاضر شد و بنا به گفتۀ حضرت رضا «علیهالسلام» برای او دعا کرد و او هم برای ما دعا میکند. آری! با قراردادن سنگ لحد، امیدش نسبت به توجه به بدن و تدبیر آن تمام میشود و همین امر موجب میگردد که متوجۀ جهانی شود که فرشتگان نکیر و منکر با او روبرو میگردد. نکتهای که حتی در جزوۀ «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» متذکر آن برای معتکف شده است. https://lobolmizan.ir/leaflet/173?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81 موفق باشید
خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیهالسلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخیاندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند:« لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیهالسلام» به حضرت کلیم الله «علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنهای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی، بر اساس متن پرسش ۴۱۱۱۸ مزاحم وقتتان شدم،بسیار بسیار ممنونم از پاسخهایی که داده بودید واقعا جانی آرام شد ، خدا خیرتان دهد ،ممنونم،بهترین رزقها روزیتان ان شاالله، فرموده بودید در رابطه با یکی از سوالها با دوستان صحبت میکنید و پاسخ میدهید،پرسش مربوط به ارائه بحث برهان صدیقین در این تاریخ و نحوه ارائه آن بود که فرمودید مجدد پیام دهم و جویای پاسخ دوستان شما شوم. مطلب دیگر در پاسخ یکی از سوالها فرموده بودید برای شروع بحث غرب شناسی از دو جزوه تاریخ غرب خودتان شروع کنم،منتها متوجه شدم صوتهای آن کامل نیستند،حقیقتا بنده خود گام به گام با صوتهای شما جلو میروم با گوش کردن و متن و سپس ارائه ،اگر صوت نباشد بنده قادر نیستم خود جزوه ها را بیان کنم ، چون شروع خود من هم با سیر مطالعاتی شماست تا ان شاالله کم کم راه بیفتم،صوت نباشد،زبان الکن است ،حال مانده ام چه کنم ممنونم برای وقتی که میگذارید استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد «برهان صدیقین» رفقا قول دادهاند در اسرع وقت فایلی که سادهتر موضوع در آن مطرح شده است را بیابند تا خدمتتان ارسال شود. بنابراین جنابعالی باز مطلب را دنبال بفرمایید 2- دو جزوهای که در رابطه با «تاریخ فلسفۀ غرب» پیشنهاد شد، از متون درسیِ بنده بود که فلسفۀ غرب از آن طریق درس داده میشد. علاوه بر آن میتوانید به کتاب «مدرنیته و توهم» همراه با صوتهای آن رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/685?mark=%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87 موفق باشید
سلام بر استاد عزیز و گرامی ام: امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرشان فراموش نفرمایید. شما که n نفر را دعا میکنید، لطفاً n+1 را هم دعا بفرمایید. استاد طاهرزاده آیا مطالب زیر درباره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها صحیح میباشند ؟ الف) کوثر، حقیقت زهرایی · در عرفان شیعی، حضرت زهرا (س) نه تنها مظهر یک اسم، که مظهر کوثر و جامع جمیع اسماء جمالی و جلالی است. · برخی عرفای بزرگ (چون قیصری، امام خمینی، حسنزاده آملی) از مقام «لیلة القدر»ی حضرت زهرا سخن گفتهاند؛ مقامی که در آن قلب قرآن نازل میشود. ب) نسبت با احدیت و واحدیت. · حضرت زهرا (س) مظهر اسم «الصمد» است در عالیترین درجه. · صمد یعنی مقصد کل، بیحفوه، بیتجزیه، نورِ صرف. · ایشان در عین ظهور در مقام واحدیت، رهیافت به بطون احدیت دارند. · اگر انسان کامل، مظهر واحدیت است، حضرت زهرا (س) مقام «باطن انسان کامل» و سرّ لیلة القدری ولایت را داراست. ج) حدیث قدسی «لولا فاطمة لما خلقتکما»· این حدیث نشان میدهد که غایت خلقت، ظهور حقیقت فاطمی است. · او حلقهٔ اتصال بین نبوّت و امامت، بین واحدیت و احدیت، بین ظاهر و باطن است. · در عرفان شیعی، فاطمه (س) «کلمة الله التامة» و «مظهر اسم مبارک «هو» و «هی» در مقام جامعیت و صلصال وجودی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ضمن دعاگویی باید عرض شود همه چیز حکایت از آن دارد که جنابعالی فرمودید. وگرنه چگونه رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» آن احترام خاص را برای حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» به میان آوردند و یا فرمودند «فاطمة بضعة منی» و یا لقب «امّ ابیها» به آن حضرت دادند؟ آری! مهم، توجه قلبی میباشد که هرکس با نور لیلة القدریِ آن حضرت، در جان خود مأنوس شود تا جهانی که حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» در آن حاضرند، برای او گشوده شود. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. حضرت آقا فرمودند بزودی ترامپ در اوج غرور و فرعونیت نابود خواهد شد، البته که نابودی باطل از سنتهای الهی است، اما با توجه به علائم و حوادث ظهور آیا این نابودی همان بلعیده شدن سفیانی و لشکرش در زمین نیست؟ من از حدود ۲۰ سال پیش کتاب شیخ علی کورانی را گرفته بودم و هر چند سال یکبار مرور میکردم اما هر بار اون چیزی که دلم میخواست رو از این کتاب بدستم نمیومد، ولی الان انگار خیلی برام ملموستر شده. استاد آیا هنوز هم نمیتوان راجع به اشخاص معرفی شده در روایات نظر قطعی داد؟ مثلا شعیب ابن صالح فردی که حضرت مهدی علیه السلام را همراهی میکند و از ری است، آیا این ری لزوما شهرری (شاه عبدالعظیم) هست یا نه تهرانه؟ مثلا سید خراسانی رو که میدونیم دیگه حضرت رهبری مدظله العالی هستند, اما آیا سفیانی همان ترامپ یا نتانیاهو ی ملعونند؟ یا جولانی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید ما در سنتهای الهی حاضر باشیم و نسبت خود را با هر آنچه در اطرافمان میگذرد، نسبت به سنتهای الهی ارزیابی کنیم بهتر است تا اینکه خود را مشغول مصداقهایی کنیم که شاید بیشتر حالت نمادین و تأویلی داشته باشد. نگاه مقام معظم رهبری به سنتهایی که قرآن متذکر آن است بسیار ارزشمند است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21528
سلام استاد: وقتتون بخیر. با تشکر از پاسخگویی شما. حقیقت سوال 41137 را بنده پرسیدم، این موضوع برای بنده حل نشد که در شرایطی که مردم دچار خطای محاسباتی هستند و نمیتوانند تشخیص صحیح بدهند، درست است که آقای جلیلی از حضور در انتخابات فاصله بگیرند و بذارند کسی که نسبت به ایشان تفکر ضعیفتری نسبت به انقلاب اسلامی دارد ولی از جریان مخالف بهتر است شرکت کنند تا هم مردم به جریان مخالف رای ندهند و هم بالاخره بین بد و بدتر، بد انتخاب شود؟ مثالی که برای این موضوع میزنند مانند کنارهگیری امیرالمومنین به مدت ۲۵ سال است تا حفظ خود پرچم اسلام که مهم تر است باقی بماند هر چند که ایشان واقعا بر حق بودند. توضیحی که میدهند این است که جامعه شناسی ایشان ضعیف است. ممنون میشم راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» هرگز کنارهگیری نکردند، ایشان را کنار زدند و حضرت با سکوت خود سعی کردند اختلافی در جامعۀ اسلامیِ نوپای آن زمان پیش نیاید و در جای خود در خطبۀ سوم نهجالبلاغه یعنی خطبۀ شقشقیه، سخنها گفتند. در مورد آقای دکتر جلیلی بحث آن است که با شخصیت امثال ایشان و شهید رئیسی؛ انقلاب، اساساً گرفتار چنین امور اجزایی نمیشد زیرا تیمی که در کنار ایشان قرار میگرفت، مسلّم فرزندانشان در خارج کشور زندگی نمیکردند و عزمی که در امثال شخصیتهای کنار آقای دکتر جلیلی در صحنه بودند، نگاه دیگری به حضور تاریخی ما داشتند. با اینهمه، امروز وظیفۀ ما آن است که به آقای پزشکیان که در صداقت ایشان شکی نداریم؛ کمک کنیم. و این غیر از آن است که افق نگاه ایشان را نسبت به انقلاب و تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده، تأیید کنیم. https://eitaa.com/hokmranonline/11158 موفق باشید
سلام علیکم: خدواند شما را حفظ کند. بنده چند وقتی است که با دغدغه هایی که داشته ام و با مدد الهی مشاور جوان اداره تبلیغات شهرمان شده ام که همانطور که خود شما فرمودید که حضرت آقا فرمودند (برای من مسئله تبلیغ نگران کننده هست) در این خصوص حال که خدواند فرصتی را جهت خدمت پیش آورده است و از طرف اداره نیز برای چینش برنامه ها مختار هستم در اولین قدم خواستم که با مشورت گرفتن از شما کار را انشاءالله آغاز کنیم که در مورد اول عرض میکنم که: ۱. شما در کل برای شروع، چه کارهایی را پیشنهاد می کنید که هم جوابگوی نیاز جوانان و هم نتیجه بخش باشد چون تا به حال کارهای زیادی انجام شده که نه ادامه دار بوده نه خروجی مشخصی داشته است. ۲. مبنای ما همان حرف آقا برای جوانان است که می فرمایند سه کار تهذیب تحصیل و ورزش را باید دنبال کنند و در این زمینه چه کتاب ها و چه راه هایی برای تهذیب و تحصیل و جهاد تبیین باید مد نظرمان باشد؟ ۳. در کلیپی که اخیرا به نقل از سردار حاجی زاده منتشر شده بود که برای شلیک ماهواره قائم صد هنگام ورود تا دید تمامی بینندگان از قشرهای مذهبی هستند به مسئول مرتبط گفته بود که به این زن زندگی آزادی ها کجا هستند؟ (نشان دهنده این امر که باید این جوانان را هم همراه کنیم) ما نیز در اتفاقات اخیر از این قشر که جوان هم بودند کم نداشتیم که بی تجربه و فکر نکرده عمل کردند ولی خب ما نیز در قبال آنها کم کاری داشتیم. پیشنهاد شما برای جذب این قشر و همراه کردن آنها با انقلاب اسلامی چه می باشد؟ ۴. ما نیز قصد داریم سیر مطالعاتی شما را با رفقا از ابتدا مطالعه کرده تا هم خودمان را بیش از پیش در این جنس مباحث حاضر کنیم هم حرف برای گفتن به این نسل داشته باشیم و در این خصوص چگونه مباحث را دنبال کنیم نتیجه بهتر خواهیم گرفت؟ و در نهایت برای ما دعا بفرمایید که به لطف الهی همانطور که حاج قاسم توانستند با ایمان اخلاص و عمل کارها را جلو ببرند ما نیز این ویژگی ها را در خود تقویت کرده و حضوری از جنس او در کارها داشته باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. مباحث «معرفت نفس» که از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع میشود تا «ده نکته در معرفت نفس»؛ مقدمۀ خوبی میتواند باشد. در مورد مباحث «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» رجوع شود و هر کدام از قرائتها که با روح و روحیۀ رفقا میخواند؛ انتخاب گردد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh 2- در دل مباحث «معرفت نفس»، خود به خود این نکات مدّ نظر میآید تا انسان بهترین تصمیم را بگیرد هرچند در موقعیت بالاتر، مباحث مربوط به کتاب «جامع السعادات» بسیار کارساز میباشد. https://eitaa.com/jameo_saadat 3- همینطور است. راه ارتباط با جوانان، کار بسیار حساسی است. مهم آن است که باب گفتگو با آنها را باز کنیم و جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی را به عنوان آیندۀ جهان با زبان ساده با آنها در میان بگذاریم که البته باید نسبت به این موضوع، بیش از گذشته مجهز شویم 4. ان شاءالله با مباحث «معرفت نفس» و سپس رجوع به شرح سورههای عنکبوت و زُمر که روی سایت هست؛ کار، به سوی نتیجه پیش میرود. در ضمن در رابطه با سؤالات خود خوب است سری هم به سؤال و جواب شمارۀ 41118 بزنید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد عزیز از شما سوالی داشتم نمیخواهم ذهن شما، بینندگان این سایت و کانال مطالب ویژه رو در گیر جوابش بکنم تا محدود نشه هم ذهن شما هم ذهن مخاطبین عزیز. به نظر بنده انسان هم باید ظاهر اسلام رو بگیره هم باطنش رو. سوال بنده اینه: استاد شما خیلی از این واژگانی که میگم استفاده میکنید. اینها همه یعنی چی استاد؟ ۱. ابژه، ۲. سوبژه، ۳. ابژکتیو و ۴. سوبژکتیو
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بشر جدید با مسائلی روبرو شده که برای درک آن مسائل، چارهای نیست مگربه این نوع ادبیات فکر کند. کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B4%D8%B1&tab=posts&inner_tab=book و سلسله بحثهایی که تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5521 متذکر این امور میباشد. موفق باشید
سلام علیکم: خداوند متعال به شما اجر فراوان، و طول عمر با عزت و همراه با عاقبت بخیری عنایت فرماید. اگر سوال خصوصی داشته باشیم و نخواهیم پرسش و پاسخ ما در کانال ایتا گذاشته شود، یعنی نخواهیم در عمومی کسی ببیند چجوری باید بپرسیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن جا که ممکن است سعی بفرمایید سؤالهای خصوصی خود را با کسانی در میان بگذارید که شما و روحیۀ شما و موقعیت جنابعالی را میشناسند. از این طریق نتیجۀ بهتری ان شاءالله به دست میآورید. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه: استاد من سخنرانی انتظار و نجات از اکنون زدگی شما رو گوش دادم ولی اون قسمتی که راجع به توحیدی بودن امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جمع بین گذشته و حال و آینده صحبت کردید هیچی نفهمیدم، از لحاظ ذهنی میفهمم ولی از لحاظ شدن و عینیت یافتن وجودم هنگ میکنه. و اینکه فرمودید توحیدی شدن یعنی با تمام انبیا و اولیا و حضرت حجت ارواحنا فداه تا الان یکجا حضور داشتن. البته فکر نمیکنم منظور شما حضور مادی باشه که البته حضور مادی رو هم ممکنه شامل بشه، ولی یقینا حضوری از جنس حرکت وجودی و سنخیت و عینیت پیدا کردن است. مثل ضرب المثل آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند. یا به دریا رفته میداند مصیبتهای طوفان را، خلاصه. یا اینکه حضرت آیت الله خامنه ای میفرمایند من زیر بیرق ابالفضل علیه السلام هستم، این یک حرف نیست یا اظهار علاقه و ارادت و محبت نیست، واقعا حضرت آقا در فقر محض و مطلق و تسلیم اراده و عبد محض بودن خودشون رو و از طرفی حل شدن در قدرت و اراده الهی شون رو به ما نشون میدن. و بخاطر این نحوه وجودشون و اتصال و فانی شدن شون هست که امید به آینده دارند چون فقط ظهور اراده الهی رو میبینند و هزاران بار در زندگی شخصی و اجتماعی شوند تجربه کردند. اما اینکه ما باید با انبیای گذشته معین داشته باشیم چنانکه حضرت علی علیه السلام میفرمایند انگار من با اونها بودم، شاید بدلیل این باشه که نوعیت حوادث تاریخی و گذشته از جنس تقابل خیر و شر و حق و باطل هست که حضرت اینگونه میفرمایند. مثلا من خودم فکر میکنم تا زمانی که جنس غربت و خون دل خوردن انبیای گذشته علیهم السلام از آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی مسیح علیهم السلام را درک نکنم و حل در وجود توحیدی شون نشم همسنخ نهایی ترین پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نخواهم شد و فکر کنم این معنی جمع بین گذشته و حال و آینده و حضور در چادر حضرت حجت ارواحنا فداه باشه. یا حق. انشاءالله که راضیة مرضیه باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید خوب است ولی عنایت داشته باشید ما در ذات انسانیت خود نسبت به انسانها نوعی یگانگی در عین تشکیکیبودن و شدت و ضعفداشتن، در انسانیت با آنها دارا هستیم به همان اعتبار وجود که همه مراتب وجود را دارا هستند در عین شدت و ضعف. موضوع انسانیت همانطور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد امری انسانی و تشکیکی است و قرار است ما از جهت انسانیت خود با انسانها رابطه برقرار کنیم. در آن صورت اولیای الهی را نهایتِ حضور خود در افقی مییابیم که نسبت به آنها بیگانه نیستیم و هر آنچه در مسیر شریعت الهی بهتر و عمیقتر قدم برداریم، نسبت خود را با آنان بیشتر احساس میکنیم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر به چه مانی، بگو؟». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد نشانه ی اینکه خدا از ما راضی هست چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است و به راحتی نمیتوان مطمئن شد که خداوند از ما راضی هستند یا نه. ولی همینکه به ما لطف کرده است و توفیق عبادات خود را نصیب ما نموده، حکایت از آن دارد که از درگاهش محروممان نکرده. آری! «آنقدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند». موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده وقت شما بخیر: امیدوارم حالتون خوب باشه. اعیاد شعبانیه رو تبریک میگم. ببخشید من هر وقت دچار یه حالت معنوی خوبی میشم یا یه کار خوبی انجام میدم بعدش یه خرابکاری بزرگ میکنم. دقت کردم همیشه این اتفاق میافته. مثلا چند شب پیش وقتی مناجات شعبانیه رو خوندم و خیلی به دلم نشست، کلی گریه کردم و توبه کردم. چند ساعت بعدش عین احمقا نشستم تا صبح جوک خوندم و ولگردی مجازی کردم. یا چند وقت پیش قرآن خیلی خوبی خوندم بعدش سر یه موضوع بیخودی با پدرم دعوام شد. یا یه عهدی با خدا بستم که یه کاری انجام بدم بعدش نشستم تا صبح سریال یانگوم رو دیدم! یعنی اگه یکی به من بگه یانگوم میبینم میگم چقدر تباهی بعد خودم در اوج کار و زندگی نشستم فیلم دیدم. نمیدونم این دام شیطانه یا خودم زیادی احمقم یا هردو. فقط میدونم خسته شدم از دست خودم. ۸ ساله که نیستم. ربع قرن زندگی کردم چشم رو هم بذارم وقت مرگم میرسه. لطفا یه راهکار واقعی بهم بدید. جملات انگیزشی و کلی به کارم نمیاد. من خیلی زود تحت تأثیر قرار میگیرم و حتی گاهی تا چند ماه خوب پیش میرم اما بعدش دوباره جا میزنم. چی کار کنم که شده به قدم برم جلو، اما واقعا برم جلو. نه اینکه توهم پیشرفت داشته باشم و دوباره ببینم دارم عمرم رو با چرت و پرت هدر میدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به خودمان برنامه بدهیم و در برنامهدادن، سختگیری نکنیم. ولی در دلِ آن برنامهها کارها را جلو ببریم تا روزمرّهگیها ما را گرفتار خود نکند. به گفتۀ جناب مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبوَدشان گرانی قوا». گرانی قوا همان برنامهریزیها است. موفق باشید
سلام و عرض ادب: خدا به شما خیر دهد استاد، سوالی دارم، در مورد مسئله حکومت اسلامی، بعضی از اساتید، عقیده دارند که خدا تشکیل حکومت را برای پیامبر و امامان ما واجب نکرده است، و تنها چیزی که واجب شده است ابلاغ دین است، ولی زمانی که مردم از پیامبر یا امام درخواست کنند که بیا و حکومت کن، آن موقع است که واجب میشود، ارجاع میدهند به حکومت مدینه و کناره گیری حضرت علی (ع) و بعد پذیرش حکومت بعد از درخواست از حضرت علی (ع) یا عدم پذیرش حکومت امام صادق (ع) و... البته من خیلی از این حرفها را قبول ندارم، موضوع آماده سازی مردم برای حکومت هم هست، ولی خواستم، نظر دقیق شما را بدونم، آیا ایجاد حکومت جزو وظایف پیامبر و امامان شیعه نیست؟ آیا اگر روزی در جمهوری اسلامی اکثریت با مخالفان ما شد، باید بگوییم مردم دیگر نمیخواهند و مثل امام حسن (ع) کناره بگیریم، یا بحث اکثریت و اقلیت نیست، تا زمانی که توان حفظ نظام را داریم از آن محافظت کنیم و وقتی هم که نداشتیم، کشته شده و یا اسیر یا به انزوا کشانده شده خواهیم بود، بحث مواجهه در آن حالت اقلیتی که مقاومت میکنند با اکثریت که تلاش میکنند از میدان به در کنند به چه صورت است در آموزه های دینی قرآنی و سنت النبی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکومت از آنِ مردم است و وظیفۀ اولیای الهی است که اگر به آنها رجوع کردند، کوتاهی نکنند به حکم آنکه مولایمان علی علیهالسلام فرمودند: «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّهُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا» اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم.
و این بدین معنا نیست که وقتی مردم ذیل امام معصوم و یا ولیّ فقیه حکومت را در اختیار گرفتند به صرف ادعای عدهای آن حکومت را تقدیم کنند. به گفتۀ آقای رحیمپور ازغدی ملت ایران با مبارزه و شهیددادن و قیام عمومی این نظام را در دست گرفتند. حال، مدعیان مقابل با این نظام باید به همان صورت به مقابله برخیزند تا معلوم شود چه کسانی حقیقتاً برای استقرار نظام الهی حاضرند شهید بدهند. موفق باشید
با نام و یاد او سلام علیکم استاد عزیز: بنده اعتقاد قلبی به ولایت فقیه دارم و خود را جناحی نمیدانم. به تازگی به خواستگاری دختری رفتیم که ویژگی ها و معیارهای اخلاقی خوب و نمازخوان و با تحصیلات است و خانواده اصیل دارد. اما ایشان اعتقادات خاصی دارند مبنی بر اینکه ما روی حد و مرز خودمونیم و اصلا سیاسی نیستیم و نه طرفدار این طرف (حکومت) هستیم نه آنطرف (بیگانه). البته که این حرف اشتباه است و میدانم که در این زمانه انسانیت یا به نهایت خوبی متمایل است و یا نهایت بدی، و حد وسطی وجود ندارد (یا با حق است یا باطل). آیا با وجود این اعتقاداتی که خانواده عروس و خود عروس دارد ادامه آشنایی و تشکیل زندگی با ایشان را توصیه میفرمایید؟ و آیا امکان پذیر است که کم کم با گفتگوها و سیر مطالعات بعد از ازدواج دختر خانم به سمت حق و حقیقت و انقلاب گرایش پیدا کند؟ (متاسفانه این مسئله را خیلی ها فهم نکرده اند که انقلاب اسلامی حقیقتی ماورای مسئولین جمهوری اسلامی است و به واسطه عملکرد ضعیف مسئولین و سوء مدیریت آن ها، بعضا مردم، از حکومت و سیاست بدشان می آید)
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی بدون دلدادنِ به ولیّ فقیه در این زمانه مشکل است. حال باید بررسی کنید اگر در آن دختر زمینۀ نظر به ولیّ فقیه هست، میتوانید کار را جلو ببرید. موفق باشید
سلام: سوال از آقای استاد طاهرزاده عزیز، فردی هست که میگوید علم نجوم بلد هست و یک سری پیشگویی هایی میکند و البته در صحبتها مدافع انقلاب و رهبری هم هست دنبال کردن صحبتهای ایشان اشکالی ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای ما علم نجومی که در میدان پیشگوییها ورود میکند، مردود میدانند زیرا عموماً با توهّمات و القائات شیطانی همراه است. و البته آن غیر از علوم نجومی است که ستارگان را برای تعیین اوقات شرعی رصد میکنند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد براستی که نباید به ظاهر فرهنگ غرب نگاه کرد که هیچ کیفیتی ندارد براستی که مولایمان حضرت علی علیه السلام فرمودند: ای مردم، در پیمودنِ راه هدایت از کم بودنِ پویندگان نهراسید؛ زیرا مردم بر سر سفرهای گرد آمدهاند که سیری در آن کوتاه است و گرسنگی آن طولانی. پس کارِ نماز را جدّی بگیرید و بر آن محافظت کنید، و آن را بسیار بهجا آورید و با آن به خداوند تقرّب بجویید. زیرا نماز بر مؤمنان فریضهای است که زمان معیّن دارد. نماز، گناهان را چون برگِ درخت فرو میریزد و چون بندی که از گردن بگشایند بندِ گناه را از گردنِ گنهکار میگشاید، و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نماز را به چشمهای از آب گرم مانند فرمودند که جلوی خانهی کسی باشد و او شبانهروز پنج بار خود را در آن بشوید؛ آیا احتمالی هست که بر تنِ او چرکی باقی بماند؟» کیفیت از کمیت مهمتر است و جز ظلمات در فرهنگ غرب دیده نمی شود و اسرائیل مانند یخ در حال ذوب شدن است و خداوند سایه ی امام خامنه ای مد ظله العالی را از سر ما کم نکند و روح امام راحل (ره) همیشه با ما باشد و خداوند فرج امام زمان (عج) را نزدیک بگرداند. ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در مورد نماز مطلب همانی است که فرمودید. بیحساب نیست که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» به عنوان کسی که تاریخ جدید و بشر جدید را میشناسند، متذکر «سرّ الصلواة» و پس از آن «آداب الصلواة» شدند. آیا این انسان در این طوفان آخرالزمان میتواند بدون نظر به عمق دستورات شریعت بخصوص نماز، خود را شرافتمندانه ادامه دهد؟ موفق باشید
