با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: به گفته ی مولای متقیان حضرت علی علیه السلام که فرمودند «کسی که از خود حساب کشد سود می برد و کسی که از خود غفلت کند زیان برد و کسی که از خدا بترسد ایمن باشد» واقعا که همین طور است کسی که از خدا نترسد از خودش غفلت می کند و کسی که از خود غفلت کند زیان میبیند و کسی که از خدا بترسد از خودش غفلت نمی کند و کسی که از خود غفلت نکند سود میبرد و حضرت آقا خدا ترسی در وجودشان دیده می شود و از خودشان غفلت نمی کنند و بابت این کار سود میبرند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. خدا را باید شکر کرد که در مقابل جوانان ما، رهبر انقلاب را با اینهمه شایستگی قرار داده تا بتوانیم به جوانانمان شخصی را معرفی کنیم که جانِ جوانان ما حقیقتاً به دنبال آن نوع شخصیت هستند و در این زمانه و تنها در مسیر ارادت به رهبر معظم انقلاب میتوانند جواب جان طالب حقیقتشان را بگیرند. موفق باشید
من در حیرتی عظیم هستم که حضرت دوست من را به کجا میکشاند؟! نمیدانم، حس میکنم فریز شدهام در برابر راهی که آمدهام و من از خود میپرسم: تو آمدی؟! نه! من حال مذهبی ای را نمیگویم؛ آخر من پر از اشتباهم و علاوه بر آن هر لحظه غرق در تفکرات و توهمات و تخیلات پوچی که نمیتوانم متوقفشان کنم و حس میکنم در منجلابی از خود دست و پا میزنم و زوری زوری راه میروم ولی وقتی برمیگردم و به خود مینگرم و به اینجایی که هستم و حتی به فردی و شخصیتی و هویتی که هستم نگاه میکنم به حیرت میروم و چرا دروغ بگویم؟ کمی خودم از خودم به حیرت میروم و به خود میبالم و همین بالیدن که سبب سکونِ من و یک چیزی در من میشود که دیگر آن ارتباط خالصی که با جهان برقرار میکنم را نمیتوانم داشته باشم؛ به حیرت میروم، این دمیده شدن روح در من و این فراگیریای که من را در بر گرفته مرا به حیرت برده و هر چه به خود نگاه میکنم بیپاییِ خود را مییابم! و باز خود از خود میپرسم چگونه میخواهی بروی؟ این آیا جوابی دارد؟! خیلی و خیلی زیاد، وقتی این راه را میبینم که آمدهام بیپاییِ خود را مییابم و این دیدنِ بیپایی به بیپاییِ الانم دامن میزند؛ نمیدانم! در رکودم؟ یا در رکودی در حرکتم؟! اما این رکود و این حیرت که من را به نشستن و فقط تماشا کردن در آورده من را آزرده خاطر میکند؛ من جمله اینکه با تنی رنجور و خسته نشستهام هم دامن میزند؛ متعال باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید «دوست دارد یار، این آشفتگی». باید با خودمان جدّیتر از دیروزمان باشیم به وسعت انسانِ آخرالزمانی. از این جهت باید به حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است، فکر کرد. با توجه به اینکه هر تاریخی با نوعی تفکر حضوری آغاز میشود و در آن راستا روح مردم را دگرگون میکند و در نتیجه افکار بیگانه به اصل ظلمانی خود باز میگردند، امامان به عنوان انسانهایی که متوجۀ تاریخ خود و ارادۀ الهی در زمانۀ خود بودند، بعد از نبیّ، مقامشان چنین بود که وحی الهی را از اجمال به تفصیل میآوردند و لذا باطنهای شریر به وسیلۀ آنها آشکار میشد و مردم به کمک آنها با آموزههای الهی آشنا میشدند ولی با مواجهۀ ما با غرب، فرهنگ اسلامی ما سنت اصیل نبوی خود را فراموش کرد و تحت تأثیر خودخواهی فرهنگِ خودبنیادِ غرب، حق النّاس فراموش شد و آنطور که شایسته بود تا انسانها نسبت به هم یگانه باشند، نسبت به هم بیگانه شدند ولی با انقلاب اسلامی به عنوان تاریخِ ادامۀ سنت اصیل نبوی، عالَمی دینی برای مردم جلوه کرد، عالمی که انسانها نسبت به همدیگر احساس یگانگی دارند و مدتها از آن غافل بودند و این است معنای حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و درک وجودی خود در این تاریخ که با نظر به امام حسین «علیهالسلام» و کربلا به ما برگشت نمود. موفق باشید
«یا دلیل المتحیرین» سلام استاد بزرگوار; سرم پایین است😔. شرمسارم. از خودم منزجر و متنفرم. کی قرار است شیطان دست از سر ما بردارد؟ به لطف خدا ماه رجب و شعبان و رمضان نسبتاً خوبی داشتم. مخصوصاً اینکه این ایام الله با ایام الله جنگ با استکبار و شهادت قائد عظیم الشأن انقلاب اسلامی آمیخته بود. چه خوش روزگاری بود. «شهادت نردبان آسمان بود /شهادت آسمان را نردبان بود / چرا برداشتند این نردبان را؟ / چرا بستند راه آسمان را؟» ولی دوباره زمین خوردم. دوباره از نفس و شیطان شکست شدیدی خوردم. نومید نیستم. ولی خسته ام. دعا کنید زودتر بمیرم. تا همگان از دستم خلاص بشوند. خطاب به پدر و رهبر شهیدم: تو بالا رفته ای من در زمینم / پدر جان روسیاه و شرمگینم😭
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! و نه! با افقی که آن مرد الهی در مقابل ما گشود، اگر ۷۰ بار هم زمین بخوریم باز قد عَلم کرده، خود را زیر سایۀ صفای آن رهبر شهید ادامه میدهیم و اینجا است که جای تنفر از خود نمیماند، ولی جای همّتی که ما را در جایگاهی بس بلندتر از دیروزمان قرار میدهد؛ در میان خواهد بود. آیا این نوع حرارت و شوری را که انسانها در این شبها در خود مییابند را، میتوان حکایت حضور انسانیتی متعالی که شیطان را به شیون انداخته است؛ ندانیم؟ امیدوار باشید و امیدوار. عنایت بفرمایید که رهبر جوان انقلاب در رابطه با حج و حاجیان در پیام خود ظرایف دقیق و عمیقی را با ما در میان گذاشتهاند که لازم است با دقت هر فرازی را مد نظر قرار دهیم. در این رابطه متن پیام رهبر انقلاب را با نظر بر فرازهای آن مد نظر رفقا قرار میگیرد. https://eitaa.com/arshiv3133/59 موفق باشید
سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم میگردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال میکنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبتهای آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414 چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آوردهاند؛ بر نفی نمیگذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمیبردند. آری! این کار شایستهای میباشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنهزدن است. به نظر میآید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنهای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمیآید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین میبرد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، اینگونه همدیگر را نفی میکنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش میآوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنهای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر میاندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کردهاید که میفرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخلها را قطع میکردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ میکردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن میفرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر.فرمودید پیروزی مذاکرات این بود ما برای دشمن شرط تعیین کردیم!کدام شرط؟شروطی که به دروغ در اخبار گفته شد آمریکا پذیرفته در اصل پذیرفته شده بود که روی آنها در مذاکرات بحث شود و پذیرفته هم نشد!دو پیش شرط داشتیم که هردو نقض شد یکی آتش بس در چهار جبهه و آزادسازی پولهای بلوکه شده که تیم مذاکره کننده قبل از محقق شدن آنها رفتند مذاکره کردند!!فرمودید اگر ما جواب نقض آتش بس در جبهه لبنان را میدادیم موافق میل اسرائیل میشد!!!خب اسراییل میخواهد ما با جنگ نابود شویم و آمریکا به خاطر کاهش توانش فرصت تنفس میخواست!حالا که گذاشتیم حزب الله در لبنان قلع و قمع شود و بعد آتش بس شد خوب شد؟؟ شما پارسال هم علیرغم نهی های سریع رهبری پیرامون مذاکره از مذاکرات حمایت میکردید که من متوجه نشدم مذاکره مورد نهی امام جامعه با مذاکرات عمان چه فرقی داشت که چنین برداشتی ارائه دادید.همان جریان فکری اکنون صلح را پخت و پز کردند.فراموش کردید نامه حسن روحانی در فروردین ماه خطاب به شعام را که صلح کنید؟فراموش کردید مقاله ظریف را در مجله آمریکایی؟دوستانی که در شعامند مگر از نزدیکان فکری جریان روحانی و ظریف نیستند که وسط جنگ وقتی دست برتر داشتیم ناگهان جنگ را متوقف کردند؟ما با قاتل پدرمان دوباره سر میز مذاکره نشستیم و دوباره هیچ بدست آوردیم.حال شما حماسه میسازید که آمریکا شرط ما قبول کرد؟اماره های قبول شروط ما توسط آمریکا کدام هست؟آمریکا چیزی را قبول نکرد ولی به فرض قبولی فراموش کردید آمریکا در برجام توافقی کرد و کلا از آن خارج شد؟!!آن مذاکره ای که پارسال رهبری مکرراً از آن نهی میکردند چه مذاکره ای بود که شامل مذاکرات عمان نمیشد؟دور از ذهن است آقا به خاطر اصرار دولت غربگرا و پشتوانه رای شانزده میلیونی رییس جمهور بعد از نهی های مکرر از مذاکره به آنها اذن داده باشد ولی راضی نباشد؟مذاکرات پارسال مگر عملیات فریب نبود که دشمن داشت برای جنگ مجهز میشد؟مذاکرات پارسال همان توصیفات مورد نهی رهبری اعم از سم مهلکی غیر هوشمندانه غیر شرافتمندانه غیر عاقلانه ابلهانه را نداشت؟چرا رهبری در سخنرانی نزدیک به شهادت فرمود من با مثل یزید بیعت نمیکنم؟این حاکی از فشار جریان غرب گرا برای پذیرش شروط آمریکا نیست؟امسال همان آدمها در شعام و دولت نیستند؟پذیرش آتش بس زیر سایه تهدید ترامپ که زیرساختها را میزنم حکایت از ترس ما نمیکند؟چرا قبل اینکه پیش شرطها محقق شود به پاکستان رفتند؟حزب الله مگر برای ما وارد جنگ نشده بود؟درست بود با اسراییل تنها بماند و عاشورایی در آنجا حاکم شود برای مذاکراتی که هیچ نتیجه ای نداشت؟جواب ندادن نقض آتش بس نشان از ضعف ما ندارد؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه میفرمایید که ورود به این نوع مباحث به این صورت که شما مطرح فرمودهاید، بیشتر کار به جدال میکشد تا به حکمت و روشنگری. بخصوص که نمیدانم چه موقع بنده با آن مذاکرات قبل از دفاع مقدس رمضان، همراهی داشتهام که خودم نمیدانم!
پیشنهاد بنده آن است که از سر دلسوزی به سخنان آقای دکتر قالیباف که در شبکۀ خبر در رابطه با علت ورود به مذاکرات اخیر مطرح فرمودند توجه شود و یا به یادداشت اخیری که آقای دکتر سعدالله زارعی در کیهان مطرح فرمودند. با اینکه دو نگاه در میان است؛ ولی هنر ما آن است که به هر دو بیندیشیم و روحیۀ قبول صد در صدِ یکی و ردّ دیگری را که موجب نوعی تعصبگرایی میشود و تکفیر دیگری میگردد، رها کنیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22350 وhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22354
مهم آن است که بحمدالله مردم ما در کنار مردان جنگ و جبهه و دیپلماسی با تابآوریِ فوقالعادهای که در میان است، میدانند که خداوند بنا دارد از طریق انقلاب اسلامی، جهانی غیر از جهان استکباری و صهیونی را به میان آورد و در این رابطه به خوبی حاضرند هزینۀ این حضور را به جهت اهمیت آن بدهند. و این بصیرت مردمی بسیار ارزشمند است. https://eitaa.com/komeilialireza/1276 .. به نظر می آید جنابعالی در مورد دولت و تیم مذاکره کننده انصاف را رعایت نکردید امری که ممکن است موجب شقاق در میدانی شود که مردم عزیز ما در این شب ها در آن حاضرند. موفق باشید
سلام علیکم ادراک و تحلیل حضرتعالی از توقف جنگ، آتش بس یا هر چه بنامیم چیست؟ ما به پیچیدگی ها و دشواری های میدان،سیاست و تصمیم گیری ها و همچنین نادانسته های خود واقفیم. به تصمیم شعام هم احترام می گذاریم علیرغم اینکه دلهایمان پر از کینه و خشم از دشمن خونخوار است. اما از طرف دیگر نمی توانیم بپذیریم با اینکه بارها در طول جنگ تحمیلی سوم از طرف مسئولین مختلف سیاسی و نظامی و... مطرح شد که این دفعه آتش بس در کار نخواهد بود، با اینکه در آخرین ساعاتی که ضرب الاجل ترامپ رو به پایان بود، سپاه بیانیه شدید الحنی داد که خویشتن داری تمام شد با کشورهای منطقه، با اینکه مذاکره با این خوک کذاب را بارها آزموده این و نتیجه از قبل مشخص است، با اینکه... ما نمیتوانیم بپذیریم این تصمیم خلق الساعه نبوده و در نهایت کج سلیقگی گرفته نشده. اگر هم می خواستید این تصمیم را بگیرید لااقل می گذاشتید قدری از این ضرب الاجل بگذرد. لااقل به تقویم نگاه می کردید و می دیدید که روز ملی فناوری هسته ای و فتح آندلس را در پیش داریم. در شرایطی که خیابان و میدان هم نوا و هم جهت بودند و یکدیگر را تقویت می کردند، سیاسیون نیز علیرغم اختلاف نظرها تقریباً همدل بودند به یکباره چه اتفاقی افتاد؟ این عدم اطمینان و اعتماد مردم ریشه در جایی دارد، در عدم اعتماد به شیطان بزرگ، در حافظه تاریخی دور و نزدیک از برخی فشارها و جفاها... ما می دانیم تا همین جا هم پیروزی های بزرگ مادی و معنوی زیادی به دست آورده این. ولی این رسمش نیست. این نحوه تعامل با مردم درست نیست. مردم داغدار، مردم غیور، صبور و داغدیده. باز هم تاکید می کنم ما به هرگونه تصمیمی احترام می گذاریم اما از ما نخواهید بدبین نباشیم، از ما نخواهید آرام بگیریم به بهانه تفرقه و چه و چه. از ما نخواهید بپذیریم که تصمیم به آتش بس اگر هم واقعاً عقلانی و منطقی و بر اساس واقعیات صحنه بوده- که البته شواهد و قراغچیز دیگری نشان می دهد- به زشت ترین صورت ممکن گرفته و اعلام شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می آید نکاتی که جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که نسبت به موضوعات دارند، قابل توجه است. خوب است در این موارد رفقا به 4 فایل از سخنان ایشان با دقت نظر فرمایند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22231 موفق باشید
سلام استاد اگه ترامپ به تهدیدش برای نابودی زیرساخت های برق و انرژی ایران عمل کنه چکار میشه کرد ایران که نابود میشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خداوند است که جهان را مدیریت می کند و نه ترامپ و نتانیاهو! از سنت های الهی غافل نباشید. موفق باشید
متنی نوشتم درباره حوادث اخیر. نظر مبارکتان را میخواستم. 🔸حضور در عالَمی دیگر ✍علی جلالی در عالَم تخصصها هر کاری را به اهلش میسپارند و جنگ هم متخصصان خود را میطلبد. بسیاری از مردم ایران که خود را محروم از حضور در میدان جنگ میدیدند و کار جنگ را به اهلش واگذاشته بودند، اکنون میدانی برای حضور در این جهاد مقدس یافتهاند. جهادی که در خیابانها و میدانهای شهر رقم میخورد چون دشمن میدان جنگ را در خیابانها قرار داده. شاید این مکرِ خدا بوده که دشمن به میدانی طمع کند که اتفاقاً عرصه را برای حضور یکایک مردم باز میکند. مردان و زنان و نوجوانانی که هرشب پرچم مبارزه در دست، خود را در لشکر سپاه اسلام مییابند و روزها به ظاهر به کار تخصصی خود مشغول میشوند ولی در دلهایشان شوری است که آنان را به کاری دیگر در زمانی دیگر فرامیخواند. به حضور در میدان در دل شب. انگار محلی برای کارِ حقیقی یافتهاند. این مردم تخصصشان در میدان بودن است! با این شور شبانه، وقتی روزهنگام به کار خود برمیگردند، در کارشان معنایی دیگر مییابند و آن شورِ جهاد به تخصصهایشان رنگ دیگری میزند. گویی دل، معنابخش و راهبرِ دست میشود! و دست، عادت روزمره را وامینهد و پی خواستِ دل میرود. بهظاهر همان کار روزانه را انجام میدهد ولی این بار با دلی بیدار! و شاید قدمی پیشتر رود و میدان کار روزانه را همان میدان جهاد شبانه ببیند و همین کار عادی را جهادگونه انجام دهد. اما دوستان! انگار عالَم امروز با عالَم گذشته فرق کردهاست. بعد از ده اسفند انگار همه نسبتهای ما تغییر کرده و به دنیای دیگری پا گذاشتهایم. شاید سالهاست که مقدمات این عالم جدید فراهم شده ولی من این چند روز بیشتر حسش میکنم. ما روزها در عالَمِ دیروز به سر میبریم و شبها به عالَمِ امروز سفر میکنیم. برخیهامان سردرگم میان دو دنیای متفاوتیم. علایق عالَمِ دیروز و شور عالَم امروز را توأمان میخواهیم. ما درحقیقت به دنبال یافتن خودیم در میان این دو عالَم. هنوز از آن عالَم نبریدهایم و به یکباره در عالَم جدیدمان خانه نگرفتهایم که ساکن و برقرار باشیم. شاید بخشی از بیقراریهایمان از این سرگشتگی میان دو عالَم است. ما تا خود را در فراق آن عالَم نو حس نکنیم، بیهوده بر تختهپارههای عالَمِ گذشته خود چنگ میزنیم. دوستان! گویی محبوبی زیبارو که سالها انتظارش را میکشیدیم در عالَم جدید رخ نمایانده، وقت آن نرسیده که عزمی در ما پیدا شود تا به سوی آن معشوق نقل مکان کنیم؟ مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم حافظ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همانطور که میفرمایید و پرسشگر سوال شماره 41390 فرمودهاند، افقی بزرگ در مقابل ما گشوده شده و همچنان که در پرسش و پاسخ شماره41375 عرض شد، مهم آن است که متوجه جایگاه این حضور به عنوان خودآگاهی به این حضور باشیم که در واقع یک عنایت خاص الهی میباشد؛ عنایتی که خداوند قلبهای این مردم را در برگرفته تا آنچه که باید در راستای نابودی ابرقدرتها در این تاریخ اعمال کند، توسط این مردم انجام شود و غفلت از این خودآگاهی خطر ریزش ها را پیش میآورد در حالی که میتوانیم همچون شعلهای آتش با نظر به اراده الهی همچنان شعلهور بمانیم. موفق باشید
با سلام و عرض ادب از خدمت استاد سوالی داشتم بنده ۲۸ سال از خدای متعال عمر گرفتم و اکنون بعد از شهادت نائب امام زمان میفهمم که هیچ نمیفهمم بار گناه فهم و امید رو از من گرفته و ترس از روزمرگی و دلبستگی به دنیا گلویم را محکم فشار میدهد میخواهم خودم رو جایی پیدا کنم که آوینی پیدا کرد میخواهم سر از این چاه ظلمانی در بیاورم استاد از شما راهنمایی و کمک میخواهم
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در عین نظر به نکاتی که در پرسش و پاسخهای شمارۀ 41333 و 41334 شدبه تدبّر در قرآن به کمک تفسیر المیزان فکر کنید. در آن صورت «خود، راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: صبحِ امروز سرودهای حاصل شد که آنرا با جنابتان به اشتراک میگذارم: بسم الله الرحمن الرحیم {گلستانگونهای ناچیز تقدیم به پدر شهیدم امام خامنهای (قدّس اللّه نفسه الزکیة)} «امین» آغاز: |نور حی قیوم که به وساطتِ «امینِ» وی بر جان خستهدلان تابید و آواز امیدی کز نای نومیدان دمید: [ای از دریچه جانِ تو زنده آدم ها• وی مظهر تمامی انوار و ساکنِ دلها]| ..... |بسیار کم است از برای «پیر مغان» ماده و مدت که او زیِّ برتری داراست ماورای جهان و عسرت: [نوری بیامد و دست تورا گرفت• از نور اوست نور رخت ماهِ دلربا!- ملحق بدو شدی که بیشتر بتابانی• نورِ وُرا که اوست آفتابِ مشرقها]| ..... |ماهی که در آب اوفتاده است را چه بهره از آب و آسودگانِ وجود را چه ادراک از هستی؟: [تا شب قرار نداشته باشد به آسمان•روز از پیِ چه عیان میشود به محفلها؟]| ..... |به حکمِ «بَلْ احیاءٌ» زندهای که مرگ در او راهی ندارد و به قولِ «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ»، نزدِ پروردگارت روزی خوری که نقصان نپذیرد: [ای زندهتر ز زندگانی ماست زندگیات•از شمع توست حرارت به جانِ انسانها- الحق«امینِ» خدای بودی و بهحق رستی•در نزد او تا که خوری بیحساب روزیها]| ..... |راهی که حکایت نمودهای معقول و مرا از باور بهغیر معذور کرده است: [بر ذرهای بتاب تا به عرش روی کند•کز تو عیان شدهست راه و رسم منزلها]| پایان؛ ..... سهشنبه ۱۲ اسفندماه ۱۴۰۴/اصفهان/سرودهٔ «قطره»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. او امین خدا بود در زمین، تا ما او را آینۀ نمایش انوار الهی بنگریم. او متوجۀ سنتهای لایتغیّر هستی بود و هرگز نباید از آن نوع حضور که آن مرد الهی با شخصیت خود متذکر آن بود، غفلت کنیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 موفق باشید
ما که مجاهدت ها و مصائب اهل بیت رو ندیدیم فقط روایت کردیم. آقای ما تجلی مجاهدت های اهل بیت در زمان ما بود آقای ما از جنس کوه بود، شانه هایش حتی از کوه های زاگرس و البرز و خراسان هم محکم و استوار تر بود گویی قلبش دریا بود سینه مبارکش فراخ تر و گشاده تر از اقیانوس بود، انگار تازه یه سر سوزن متوجه شدم که کربلا یعنی چی امام و مولا از دست دادن یعنی چی. شما میدونین ۲۳ ماه رمضون مصادف شده با روز جمعه، چی میشد اگه همه در شب های قدر یک تضرع برخواسته از اضطرار انجام میدادیم و چشم همه و حتی چشم های گناه آلود و ناپاک من منور میشد به جمال آقا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردان بزرگ شهید میشوند ولی نمیمیرند. و حال، ماایم و تاریخی دیگر با شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی که تازه، آغاز شده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/21874 موفق باشید
سلام علیکم: باز مسئله هوش مصنوعی و اطلاعات و مدرسه دانشگاه مطرح شده چند سئوال از خدمت جنابعالی بعنوان معلم و دانش آموزی که تمام کودکی تا جوانی اش را در مدرسه بوده دارم: اطلاعات کتب درسی همان اطلاعاتی است که هوش مصنوعی امروز بطور دقیق تر از هر پروفسوری تحلیل و در اختیار ما میگذارد چرا باید عمر خود را خرج مدرسه ای میکردم که تقابل با انسانیتم را اصل بر تحمیل اطلاعات کرد؟ آیا مصرف کردن عمر خود در راهی غیر اصیل و اطلاعات محور در خالی که میتوانست اخلاق، انسانیت و محل شکوفایی استعداد های انسانی طبیعی باشد امر ظالمانه ای نبود که تحمیل شد؟ هم اکنون که با شما صحبت میکنم چین و آمریکا دستگاه هوش مصنوعی ساختند بستر خامی است برای شخصیت سازی و پرورش داده شدن و ساختن هوش مصنوعی هایی که توسط کاربرش ایجاد میشود و توانایی پردازش تمام اطلاعات علم تکنیک دنیا را دارد یعنی یک هوش مصنوعی نیست بلکه بستری است که شما هوش های مصنوعی خود را با آن میسازید هر طور که بخواهید و قابلیت اجرای عملات با بازوهای رباتیک را نیز دارد! برفرض شما ایده ای دارید با آن توسعه میدهید و نیز خلق فیزیکی و کاربردی هم میکند و هر اطلاعاتی که پرفسور فلانی در کنار تمام دانش پرفسورهای تاریخ در اختیار دارد و اجماع کرده و مثلا پزشک جامع میشود و تو میتوانی آنرا پرورش و توسعه و خطاگیری و رشد دهی، چرا مدرسه برویم؟! بنده اصل را در دل هر تکنیکی که امروز یا آینده باشد تقابل با روحیه یهودی آمریکایی پشت آن میدانم نه تقابل با هوش مصنوعی و معتقدم بشر ناخودآگاه از مدرسه و دانشگاه فعلی با هوش مصنوعی عبور میکند و مدرسه محل انسان سازی میشود در حالی است که هوش مصنوعی به امور پست اعتباری رسیدگی خواهد کرد و در اختیار انسان پرورش یافته قرار میگیرد. اتفاقاً زمانی ما از جهل تکنولوژی عبور میکنیم که آن بواسطه چنین هوش مصنوعی به نهایت قدرت رسیده و دیگر انسانیت و شخصیت و اخلاق امریست که حاکم جهان میباشد. و در این زمان همان جنگ و حضور نرم انقلاب اسلامی است که آینده بشریت است! امری مهم که از نهایت هاست. اگر رهبری فرمودند که جوانان عزیز درس بخوانید مدرسه بروید حرف حکیمانه برای مقابله با دشمنی است که نمیگذارد سیر زمانی ما انجام شود تا روزی از آن عبور کنیم، اما زمان عبور این مدرسه و این درس توسط خود رهبری امری گذشته و انسان ها را متوجه به ابعاد نرم و حاکمیتی انسانی و اصل را علومی میدانند که تکنیک آنهارا فاقد است. هوش مصنوعی آینده خط زمانی مدرسه و دانشگاه و راه عبور از مدرسه و دانشگاه است که باید همواره در جنگ با دشمن در این راه خط زمانی مان را طی کنیم و مقصد معلوم دارد تا گذر از آن حاصل شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت هوش مصنوعی به عنوان جمع اطلاعاتی که باید یکجا جمع شود؛ دقیقاً همان است که فرمودید. ولی فراموش نفرمایید که هوش مصنوعی تنها میتواند اطلاعات را جمع کند، آنهم تازه با برنامههایی که به آن میدهند که کجا برود و کجا نرود. و این بدان معنا نیست که هوش مصنوعی فکر میکند. آری! ما باید از هوش مصنوعی و جمع اطلاعات از آن طریق استفاده کنیم، ولی باید خودمان فکر کنیم و جایگاه تاریخیِ خود را بفهمیم. موفق باشید
کتاب مقام نوری اهل بیت. صفحه ۲۶۵... اگه الله را نشناسیم و او را عبادت نکنیم مثل شیطان اسما محدودی از خدا را عبادت میکنیم و در حد ملائکه صعود میکنیم. منظور از الله چیست؟ اینجا الله منظورش خود خداوند هست یا حضرت الله که اهل بیت آیاتش هستن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در جای خود موضوعِ بسیار ظریفی میباشد از آن جهت که فرمودهاند حضرت «الله» مقام جامعیت همۀ اسماء حسنای الهی میباشد و باید در هر اسمی از اسمای الهی نظر به «هو الله» در میان باشد. مثلاً اوست که رزّاق است. آری! اهل البیت «علیهمالسلام» نماد کامل جلوات انوار جامع الهی میباشند به همان معنایی که از پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «مَن رآنی فَقَد رای الله». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: نظرتان درمورد این روایت حضرت علی علیه السلام که فرمودند چیست: عقل خودتان را زیر سوال ببرید زیرا اعتماد کامل به عقل موجب اشتباه میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در روایات ما برای عقل، جایگاه ارزشمندی قائلند مگر آنکه منظور مثلاً عقل انتزاعی باشد وگرنه رسول الله صلى الله عليه وآله فرمودند: «العقل نور في القلب يفرق به بين الحقّ والباطل». موفق باشید
سلام و ادب خدمت شما: اگر میشه کمی توضیح بدید در مورد عبارت «ایمان ابوذر ساز» که رهبری در سخنرانی اخیر بهش اشاره کردن که به چه معناست و چطور باید به این ایمان دست یافت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 41063 شد. به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة میرفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت.
آری! امروز شور اباذری در راستای عدالتخواهی باید در بین جوانانمان به میان آید و همچون جناب اباذر باید در رابطه با عدالت، مطالبهگری کرد تا شعار عدالتخواهی شعار جوانانمان بشود البته در فضای تقوا، تا گرفتار افراط و تفریط نشویم و بهانه در دست رانتخواران داده نشود. موفق باشید
پیرو پرسش و پاسخ۴۰۹۳۵ سلام: چرا وقتی شرایطش هست و یا مانعی وجود ندارد (مثلا ضرر مهم جسمی، مریضی، حرام نبودن سفر) «تا آن جا که می شود» نباید روزه مستحبی گرفت؟ [عبارتی که در بعصی دستورهای اخلاقی داده می شود: «مهما آمکن» یا «تا می توانی»] چرا باید کنترل شده روزه گرفت؟ مثلا کسی در شرایطی می تواند اکثر روزها روزه بگیرد چرا از این کار نهی می شود؟ چیزهایی که گفته شده از قبیل موارد زیر است: اقبال و ادبارِ بی حوصلگی، خستگی، دلزدگی، حالت اجبار، تحمیل بر نفس. رفق و مدارا: ارفاق کردن بر خود، سخت نگرفتن، گول زدن نفس، کمی کم تر از حد توان بودن. سنت: این که به ما رسیده پیامبر هر روز روزه نمی گرفتند. حضور در اجتماعات، مجالس مهمانی لازم مثلا اگر شائبه ریا... باشد * در کتاب های اخلاقی معمولا در بحث شره می گوید چون خاصیت نفس حالت افراط است توصیه های دین برای کنترل طبع انسان است آیا دلیل کنترل انسان از حالت خمود و تفریط این هم هست که توجه می دهد به دوبعدی بودن انسان و این که انسان جسم دارد و باید به آن هم توجه کند. آیا دلایل دیگری هم می توانید بیان کنید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ این موارد را که فرمودید باید در نظر گرفت و در عین حال هرکس باید به حال خود نگاه کند که اگر میتواند در ایامی که توصیه به روزهداری شده، از روزهداری بهرهمند شود به همان معنایی که توصیه به روزهداری ماه رجب و شعبان و اتصال آن به ماه رمضان شده است و مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» فرموده باشند پس از این توصیه از طریق پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» هرگز آن روزهداری را ترک نکردهام. با اینهمه هرکس باید به خودش و امکانات جسمی و روحیاش بنگرد تا سختگیری بیجا در میان نباشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: لطفا بفرمایید و نظر خودتون رو در مورد مطلب زیر بیان کنید. طبق روایاتی که میفرمایند که در نماز یکی از ما را در قلب خود قرار دهید و آیت الله قاضی نیز فرموده بودند که استادتون رو در نماز پیش روی خود قرار دهید، و همچنین با توجه به اینکه خداوند در اسماء و مظاهر فقط قابل شناخت و ارتباط میباشد و ائمه فرمودند که اسماء ما هستیم «نحن الاسماء الحسنی» و نیز شما بارها فرمودید که خدای بدون مظاهر خدایی وهمی است که همچین خدایی نیست و باید از طریقِ اسماء و مظاهرِ اسماء با خدا مرتبط شد. حال میتوان به این نتیجه رسید که چون ما نمیتوانیم خدا را عبادت کنیم و باید مظاهر اسماء رو که ائمه هستند عبادت کنیم؟ و اگر نتوانستیم میتوان استاد سلوکی خود را عبادت کنیم؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ این سوال رو به این خاطر میپرسم که اگر همچین عقیده ای رو باید داشته باشم تصحیح کنم. ما را از دعای خیرتون فراموش نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت مخصوص خداوند است و لاغیر. آری! با نظر به حضرت محبوب یعنی خداوند، آینهها که اشاره به حضرت معبود دارند و مظهر اسماء الهی هستند، بسیار ارزشمندند تا ما با شخصیت ائمۀ معصومین«علیهمالسلام» که اشارههایی هستند به سوی حضرت معبود؛ به بهترین شکل متوجۀ حضرت حق باشیم. به همین جهت ما ائمه را راه و سُبُل میدانیم به همان معنایی که قرآن میفرماید: «إلى رَبِّهِ سَبيلاً» آنان راههایی هستند به سوی پروردگارشان. موفق باشید
بمان که عشق تو عشقی عفیف خواهد شد / حریف عشق تو هم بیحریف خواهد شد / هنر اگر به تو پایان نیافت بیهنریست / که شام آخر بی تو سخیف خواهد شد / ظرافتی که تو داری درون باطن خویش / اگر که سنگ چشیدش ظریف خواهد شد / چه غم اگر بفشارند مردمان گل را / گل لطیف گلابش لطیف خواهد شد / تویی تو آینهی خاک و باد و آتش و آب / بدون آینه عنصر ضعیف خواهد شد / اگر که شعر تو از عمق جان سروده شود / عروض و قافیه حالش ردیف خواهد شد / توهمات تو هستی به نیستی دادست / جهان بی تو جهانی کثیف خواهد شد / سهشنبه ۲ دی ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی نظر به حضور حضرت حق با رحمتهای واسعه در زندگی دنیایی. در این صورت است که زندگی با همۀ مشکلاتش همچنان زندگی میماند زیرا رحمت الهی در میان است برعکسِ زندگیهای اهل دنیا که نتوانستند با روحانیت اصیل اسلام محمدی «صلواتاللهعلیهواله» مأنوس شوند و حقیقتاً زندگی را گُم میکنند، هرکس که میخواهد باشد حتی رئیس جمهور آمریکا. موفق باشید
به نام خدا سلام علیکم: تقابل ما با آمریکا و اسرائیل امری ذاتی است. ما هدفی از جنگ با آنها نداریم که برای دست یافتن به آن، برنامه ریزی های حقوقی کنیم. هدف ما «خود بودن توحیدی است» این است که برای بیشتر خود شدن مان متجاوزان را از سرزمینهایمان عقب میرانیم. دشمنان ما هر سیاستی را سربریده اند هیچ احدی نتوانسته از آنها پیروز شود مگر انقلاب اسلامی که متوجه جنگ نرم ایمانی در تاریخ توحیدی است. این جهان زیبا، زاییدهی دردِ نبودن است، شهدا سوختند تا ریشه بدوانند و ما به ثمر نشینیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. «در جهان جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست» و این است راز زندگی توحیدی و شکست هر روزینِ شیطان. به این جملۀ امیرالمؤمنین «علیهالسلام» بیندیشید که میفرمایند: «من نور وحى و رسالت را مى ديدم و شميم نبوّت را مى بوييدم. هنگامى كه بر پيامبر وحى نازل شد، فرياد شيطان را شنيدم. گفتم: اى رسول خدا! اين چه فريادى است؟ فرمود: اين شيطان بود كه از عبادت خويش [از سوى مردم] نوميد شد. همانا آنچه را من مى شنوم، تو نيز مى شنوى و آنچه را من مى بينم تو هم مى بينى جز اين كه تو پيامبر نيستى، اما البته وزير [و دستيار] هستى. راستى كه تو در راه خير و صلاح هستى.» و حکایت امروز ما نیز همین است که مردم مجاهدی ذیل نور امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به صحنه آمدهاند و شیطان همچنان شیون میزند، و خداوند را شاکریم که مردمی اینچنین بزرگ داریم که از حیلههای شیطان به خوبی گسستهاند. موفق باشید
نشستهام و هیچ نمیدانم بناست چه بشود. دیروز در محل کار، کاری که بر عهدهام بود را خوب به سرانجام رساندم و زمانی را خالی کردم تا بعد از چند روز مطالعه مقدمه علامه در المیزان، سوره حمد را شروع کنم. (البته به توصیه شما با آن مقصدی که در پرسش و پاسخ شماره ۴۱۸۷۴ مطرح شد. البته با وضعیتی که در این پرسش توصیف شده، نمیدانم پرسشکننده از پس خواندن برمیآید یا نه). حدود پنج شش صفحه خواندم و احساس شعفی از خواندن که پس از خواندن بر دلم میگذشت که "گویا با نس و خواندت المیزان جایگاه امور و نسبتی که باید با آنها پیدا کرد برایم پیدا شود و از این آشفتگی بیرون آیم. چون علامه در نظر و مواجهه با دنیای جدید المیزان را به صحنه زندگی امروزین بشر آورد.» اینها بر دلم میگذشت.اما نمیدانم چرا هر شروعی برایم موانع سختی پیش رویش میآید. درست است که باید آدمی کاری از کاری بازش ندارد، اما همان شب در خانه و بین خانواده جر و بحثی بر سر کوچکترین مشکل پیشآمد، که هیچ وقت پیش نمیآمد و غضبهایی که بر سرمان آوار شد و چقدر بیحرمتیها و چقدر دلم را از بین برد. هر چقدرم که بگویم من تقصیر کارم مگر فایده دارد. دیگر دلم نمیخواست نماز هم بخوانم و نماز صبحم را هم نتوانستم بخوانم. بماند...این قضیه یکی از موانع است... گفتن این جزییات بیخود است. اما چه مد نظرتان بود و چه چیزی در خواندن آن پرسش و پاسخ مد نظرتان آمد که این راه را پیشنهاد دادین؟ آیا از سوال برنمیآید که نویسنده بر هر ارادهای ناتوان است؟ آیا عذاب استدراج الهی را در سوال نمیبینید!؟ الان که اینجا نشستهام، دلم نمیخواهد دیگر نماز بخوانم و حتی استغفار پیش خدا و عذرخواهی از دیگران بکنم. دیگر نمیخواهم حتی کتاب بخوانم و حتی با یاد شهدا و امامشان غرق در اشک شوم. (اگر چه باز تمامشان را انجام میدهم.) کاش حضرت ربالعالمین این عمر را که مرتع شیطان است زود تمامش کند یا قدرتی بدهد تا خودن تمامش بکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ جناب مولوی: «گر به هر زخمی تو پُر کینه شوی / پس کجا بی صیقل آیینه شوی؟» و این، اول کار است که بالاخره شیطان مانع میشود بخصوص و بخصوص از طریق غضب که خودش را نابود کرد و با همین روحیه سعی بر ناکامکردن تلاشهای بقیه دارد که با وسعت وجودی همچون علامۀ طباطبایی که بحمدالله امثال شماها از آن بیگانه نیستید، میتوانید کار را جلو ببرید. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: با توجه به متن آقای یامین پور https://eitaa.com/matalebevijeh/23009 نکتهای به ذهنم رسید از جهت قواعد کلام به شرح زیر: علی الاصول رهبری نظر دیگری داشتند. خوب این نظر دیگر یا در جزئیات است یا در کلیت. اتفاقی که افتاده اگر نظر دیگر در جزئیات به کلیت نظر ایشان سرایت کرده باشد باز می شود نظر دیگر در کلیت. حال امام آمدند مطرح کردند که نظر دیگری داشتند آیا جا دارد وقتی داریم از کلیت چیزی حرف می زنیم نظر خود در مورد جزئیات را بیاییم مطرح کنیم؟ در حالی که می دانیم کلیت از آن جزء اثر نگرفته؟ پس قطعا نظر دیگر در مورد جزء مباحث نیست. بلکه یا در مورد کلیت است یا در مورد جزئی که بر کلیت هم اثر کرده. استادنا یک انتقاد اساسی بنده به کانالدارهای مطرح مثل آقای یامین پور یا آقای عباسی ولدی این بوق یک طرفه ای است که به نام کانال مطالبشون را در آن می گذارند؟ آیا عزیزان خود را بی نیاز از اندیشه دیگران می دانند؟ چه بسا چند هزار نفر مطلبی را می خوانند که در آن خطائی هست و متوجه آن نمی شوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، منحصر به نگاه آقای یامینپور نیست، نگاه حاج آقا تویسرکانی را نیز در رابطه با آخرین پیام رهبری میتوانید مدّ نظر قرار دهیدhttps://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 . در مورد آقایان؛ به نظر میآید که آقای یامین پور یا آقای عباسی ولدی با نظر به فهم و نگاه دیگران، نکات خود را مطرح میکنند و به نظر بنده روش این آقایان غیر از روش کسانی است که نظر بقیه را بهکلّی نفی میکنند و موجب دوقطبی میگردند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: از اینکه هر روز مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» را در کانال «روایت های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و کانال مطالب ویژه قرار میدهید بسیار متشکر هستم. در شماره ۳۳ این مباحث موضوع «حضوری که معنای تفکر تاریخی ما می باشد» را به میان آوردید، به نظر شما چگونه ما باید به این حضور فکر کنیم؟ چنانچه این شبها ملاحظه میکنید که بحمدالله با استقبال خوب مردم هم روبرو شده ، ولی برنامهها هرچند خوب است ولی بیشتر شعاری میباشد. چه کار باید بکنیم که به آن عمقی که برای فردای ما مهم باشد و باز گرفتار سطحی نگری نباشیم عمل کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش این نکته بسیار مهمی است که متوجه باشیم از دیدگاه توحیدی این صحنهها چه جایگاهی دارند و چه آیندهی درخشانی میتوانند به میان آورند و این مشروط به آن است که ما با نگاه توحیدی و قرآنی موضوعات را بررسی کنیم که البته این وظیفه روحانیون عزیز است و وظیفه ما میباشد که مطالبه کنیم از مسئولین و برنامهریزهای این شبها که حتماً از روحانیون عزیز استفاده کنند هرچند که به مدت یک ربع باشد و البته روحانیون عزیز هم با ما معارف توحیدی و به خصوص آیات جهاد را در میان بگذارند و همچنان که رهبر عزیز شهیدمان متوجه بودند ما را متوجه آینده بزرگی بکنند که در پیش است. موفق باشید.
سلام و عرض ادب استاد گرانقدر طی مطالبی که تحت عنوان شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی فرمودید ما و دوستانمون بر آن شدیم بحث مهم سنت های الهی در قرآن رو مورد نظر قرار داده ودر خود قرآن و روایات و از جمله بیانات رهبر شهیدمون به گفتگوبپردازیم به امید سنت هدایت و امداد حق تعالی ... و برای ظهور بیشتر سنت ظهور حق در جانمان و جمعمان از شما استاد گرانقدر تقاضا داریم در خصوص مطالعه منابع مورد نیاز و روش راهنمایی بفرمایید و من الله التوفیق لکم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده یکی از شاخصههای تفسیر قیّم «المیزان» برای هرچه بیشتر مأنوسشدن با حقایقی که قرآن با ما در میان میگذارد؛ توجه به سنتهای الهی میباشد. نمونهاش جزوۀ «سنّت سقوط تمدنها از نظر قرآن در الميزان»https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1550 میباشد و این تازه ابتدای کار است به همان معنایی که عرض شد راز آرامش آن رهبر شهید چیزی نبود جز توجه به سنتهای الهی و ارادهای که حضرت حق برای نابودی جبهۀ استکبار اراده کرده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/22373 موفق باشید
🚨 انتشار برای اولین بار 🔰 نقل معتبر گفتگوی شهید لاریجانی با امام شهید؛ ساعاتی پیش از شهادت امام چند ساعت پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، شهید علی لاریجانی برای دیدار با رهبر معظم به دفتر رفت. لاریجانی برای توضیح از طرح حمله و ترور نزد «قائد شهید» آمده بود؛ او جزئیات این طرح را از منابع مختلف به دست آورده بود و پروندهای نیز همراه داشت تا بتواند به سؤالات احتمالی پاسخ دهد. او گفته بود «این بار نه یک فشار معمولی است و نه یک پیام عادی، بلکه خبر یک تصمیم است! دشمن تصمیم گرفته شما را به هر قیمت به شهادت برساند، حتی اگر لازم باشد تمام آسمان را با آتش موشکها بسوزاند.» رهبر معظم با جدیت به سخنان او گوش میدادند. لاریجانی ادامه داد که ما برای شما مکانی امن فراهم کردهایم، جایی که از دید دشمن پنهان خواهید بود، جایی که نه بمبها به آسانی میرسند و نه هواپیماهای جنگی میتوانند آن را هدف قرار دهند. لاریجانی با لحنی ملتمسانه گفت: «این یک مخفیگاه نیست، بلکه محل اقامت موقتی است تا طوفان بگذرد و شما از دیدها دور بمانید.» سپس سکوت کرد. حضرت آقا با لبخندی مهربانانه به او نگریست و برخاست. لاریجانی میگوید: احساس کردم که تاریخ نیز همراه او برخاسته است. رهبر شهید با آرامش پرسید: «وقتی نزد من میآمدید، انتظار چه پاسخی داشتید؟» لاریجانی با تردید گفت: «میترسیدم که شما رد کنید، اما بدانید! امروز ملّت به شما نیاز دارد؛ ما نمیتوانیم این جنگ را بدون فرمانده خود بجنگیم.» ایشان فرمودند: «از نظر امور حکومتی و امنیتی، سخن شما درست است، اما بیایید از زاویهای دیگر نگاه کنیم.» سپس پرسیدند: «اگر من خودم پنهان شوم، چگونه از سربازانم بخواهم در برابر مرگ بایستند؟ چگونه به مردم بگویم نترسند؟ اگر من میدان را ترک کنم، چگونه دیگران را به پایداری دعوت کنم؟» لاریجانی گفت: باتوجه به وضعیت، احساس کردم دری از کربلا در سینه رهبر گشوده شده! حضرت آقا یادآور شدند: که سپاه حضرت سیدالشهداء علیهالسلام به ظاهر بسیار کوچک بود و میدانستند که در برابر آن دشمن پیروزی جنگی میسر نیست، اما به جای پنهان شدن، به میدان آمدند. لاریجانی دوباره گفت: «تاریخ تنها همان یک واقعه کربلا نیست! در تاریخ ما امام دیگری (امام مهدی) نیز هست که غیبت او نشان میدهد گاه پنهان شدن حکمت است، نه ترس» رهبر معظم آهی کشید و فرمود: «تفاوت اینجا است که وقتی امام مهدی علیهالسلام غایب شدند، پشت سرشان قومی آماده جنگ نبود. من چگونه غایب شوم در حالی که ملت من آماده جهاد است!؟ چگونه پنهان شوم وقتی ارتشم در برابر آتش دشمن مقتدرانه ایستاده است؟ اگر رهبری پشتوانه نداشته باشد، غیبتش حکمت است؛ اما اگر ملت پشت سر او باشد و او برای نجات جانش پنهان شود، این پرسشی سنگین بر وجدان تاریخ خواهد بود.» لاریجانی گوید: خاموش شدم و پاسخی نداشتم. ساعتی نگذشت که شد آنچه شد!!! سبحانالله! منبع: طلاب جامعة المصطفی 🇮🇷 @i_a_ou سلام و عرض احترام نمیدونم چقدر موثقه اما با مباحث بعثت مردم خیلی مرتبطه
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست حکایت ما در این «وقتِ تاریخی» همین است که در این نوشته مطرح شده است. و آیا راز نترسیدن مردممان را نباید در همین استقبالی دانست که آن رهبر شهید از شهادت داشتند؟ آیا جز این است که در این شهادتها ما تا اینجاها جلو نیامدیم که حقیقتاً بیش از پیش خود را در وسعتی «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» احساس میکنیم؟ امری که درست، در مقابل جبهۀ یهودیزدهای است که سخت از مرگ میهراسد و اگر باید به حضور آخرالزمانی فکر کرد آن حضور، چیزی نیست جز تقابل دوجبههای که یکی در عین ادعای حضور جهانی، سخت از مرگ میترسد و دیگر جبههای که در عین حضور جهانی و تعالی انسان، ماورای «مرگ و زندگیِ دنیایی» خود را معنا کرده. و این است راز حضور آخرالزمانی ما. موفق باشید
سلام استاد عزیز استاد آقای شهیدمان میفرمودن هیچ جای قرآن وعده پیروزی و نصرت داده نشده اگر شما حمله کنید اما اگر به شما حمله شود قطعا پیروزی و نصرت الهی به شما میرسد استاد اطرافیان از من میپرسندکجاست وعده نصرت الهی برای مردم غزه اسراییل ظرف ۲ سال غزه را با خاک یکسان کرد چرا خدا مسلمان مظلوم را یاری نکرد؟استاد چه بگویم در جوابشان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اندیشیدن در این موارد بسیار ظریف است و با نگاه به درک حضور تارخی یک ملت جایگاه رخدادها معلوم میشود. آیا خود مردم غزّه و مجاهدان حماس هم که به دفاع خود پرداختند، چنین تصوری دارند که پیروز نشدهاند؟ و یا به خوبی متوجه هستند از یک طرف مانع شدهاند که در جریان طوفان الاقصی اسرائیل در خلع سلاح حماس ناکام شده است؟ و از طرف دیگر فلسطین را به موضوع جهانی تبدیل کردهاند تا بنا به گفتۀ شهید هنیه، خطر بزرگ حضور از نیل تا فرات اسرائیل را به حاشیه ببرد خطری که برای همۀ مسلمانان منطقه پیش آورده بودند. گویا خود مردم غزّه بیشتر از ما میدانند چه رسالت تاریخی بزرگی را بر عهده دارند. و از این جهت حتی توصیههای تغییر سرزمینشان را نمیپذیرند، سرزمینی که به ظاهر چیزی برای زندگی کردن نمانده. و از این جهت عرض شد باید زیاد به این نکات فکر کرد. بخصوص که بنا بر آن بود تا اسرائیل در معنای خود حضوری جهانی داشته باشد و حال، به کشوری شکستخورده در وجدانهای عمومی تبدیل شده است بدون هیچ آیندهای زیرا مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیت گسترده، بیداری گسترده میآفریند.. موفق باشید https://aparat.com/v/ahuaxog
