سلام علیکم جناب استاد: وقت عالی بخیر. ما از علاقهمندان قدیمی شما بودیم و سالها پیش از آثار شما استفاده کردیم. خدا نگهدارتان باشد. اخیراً که کانال شما را در ایتا چک کردیم از مواضع شما در دفاع از وفاقیون و مذاکرات تعجب کردیم. عنایت کنید ما در موقعیت خطرناک و خطیر تمدنی و سیاسی هستیم و خطاهای دولت و هیئت رئیسه مجلس تا همین الان ضربات مهلکی به کشور زده است. سیاستهای اقتصادی تکراری شوک ارزی اما با شدت و حدت و مدت بی سابقه که زمینه شورش دی ماه گذشته را فراهم کرد با اینکه منتقدان نخبه انقلابی نسبت به تبعات اقتصادی و سیاسی آن هشدارهای دقیق و بلیغ داده بودند اما مسموع نشد. از انگیزه های اقتصادسیاسی این سیاست ها بگذرم که نفع رساندن به طبقه اولیگارشی خامفروش است که در انتخابات از ستاد آقای پزشکیان و قالیباف حمایت کردند و بعد از انتخابات چک شان نقد شد و از شوک های ارزی طبق محاسبات ما در همین دو سال سودهای چند هزار همتی (چند هزار×هزار میلیارد تومانی!!!) بردند و در ۷ سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی نیز از کشور خارج کردند که رقم آن پارسال با پیگیری چهره های اقتصادی حزب تمدن نوین اسلامی افشا شد. رها کردن فرهنگ کشور که در دو سال اخیر وضعیت فرهنگ کشور را کنفیکون کرد طوری که خیلی از خانوادههای متدین امروز حتی از رفت و آمد در شهر معذب هستند چهبرسد به پارک ها و الان بعد از عادی شدن بی حجابی و کم کم برهنگی دارند بحث حقوق دگرباشان جنسی را مطرح میکنند و خواهید دید که اگر مقابله نشود بنا به سیر اینبحث ها در غرب به اجباری کردن آموزش جنسی و ترویج تغییرجنسبت در بین کودکان هم می رسد. گرچه این مراحل آخر فعلا کمی دور از دست به نظر می رسد. اصرار عجیب به مذاکره با طبقه اپستینی آنهم بعد از نهی های مکرر رهبر شهید و بعد از اینکه خود ایشان در فضای مذاکرات قربانی و شهید شدند و دوتا جنگ به کشور تحمیل شد و در شرایطی که واقعا هم راه حل درون زا برای مشکلات اقتصادی کشور هست—که اقتصاددانان جبهه انقلاب چون دکتر صمصمامی به شکل تفصیلی و مکتوب ارائه کردند اما نه گوش دولت بدهکار است و نه هیئت رئیسه مجلس—و هم واقعا اصل مذاکره به قول رهبر شهید به دلیل خباثت دشمن هم نفعی به کشور نمیرساند هم ضرری را دفع نمی کند بلکه در فقره اخیر فقط فرصت نجات اقتصاد آمریکا و بهبود وضعیت سیاسی داخلی ترامپ را فراهم کرد که به طور جدی با خطر از دست دادن کنگره و استیضاح رو به رو بود و قطعا با گذر از گردنه انتخابات کنگره و با بازسازی نقشهها و تجهیزات نظامی خود در منطقه جنگ را از موقعیت بسیار بهتر دوباره آغاز خواهد کرد آنهم بعد از ضربات بی سابقه وسیع و ساختاری به حزب الله و شیعیان عزیز لبنان که وضعیت آنان را دارد به وضعیت پنجاه سال پیش می رساند و ختصلغ ۶۰ سال تلاش های امام موسی صدر و شهبد چمران و مغنیه و سلیمانی و نصرالله را تخریب کرده و در ازای آن فقط به شل و سفت کردن تنگه هرمز اکتفا کرده اند. بگذریم از هماهنگی عجیب سیاست دولت در دوره جنگ با ترامپ که هر موقع نفت می خواست به مرز ۱۲۰ دلار برسد با مواضع دولت کاهش پیدا میکرد گویی دولت در حین جنگ داشت مراعات منافع اقتصادی آمریکا و ترامپ لعین را میکرد. کمپبنعجیب غیراخلاقی اکانتهای وابسته به دولت و رئیس مجلس علیه منتقدین نجیب جبهه انقلاب به جای پاسخ منطقی از جمله اکانت های امنیتی که شدیداً به نظر می رسد وابسته به جریان نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور هستند و با روش هایی که فقط شبیه روش های یهودی-صهیونیستی است در حال افترا و تحقیر و توهین دلسوزترین و نخبه ترین و نجیب ترین فعالین انقلاب هستند از آقای جلیلی و فواد ایزدی و امیرحسین ثابتی تا آقای صمصمامی و جبرائیلی. این کمپین مسموم رسانهای از نظر ما بسیار مشکوک هم هست. از حرکات مشکوک در هنگام جلسه خبرگان برای تعیین جانشین رهبری بگذریم که آنجا هم با کارشکنی ها و تاخیرهای عجیبی مواجه بودیم که صدای برخی از اعضا را در آورد وهمگی حاکی از قطعات یک کودتا بود که پیشتر شواهد عینی آن نیز در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شده بود که هدفش به قدرت رساندن روحانی بود با شواهد قطعی که علیه ایشان در رابطه با انگلیس وجود دارد. نکته نهایی که به عنوان یک خطای روشی در اندیشه حضرت عالی ذکر میکنیم بنای جناب عالی بر خوش بینی به فضای سیاسی کشور آن هم در خطرناک ترین شرایط و واضح ترین انحرافات است. بنده از حضرت عالی تقاضا میکنم تحقیقاتی که برخی محققین مستقل از نفوذ ساختاری اسرائیل و انگلیس در بین ارگان ها و مسئولین نظام از بدو انقلاب کردند را مطالعه فرمایید (با کلیدواژه شبکه زیتون) و همچنین مشخصاً روابط تیم مشاوران آقای روحانی و شخص ایشان با انگلستان که در کنار تحقیقات آقای پیامفضلی نژاد از معماری اندیشه جریان اصلاحات به دست ناتوی فرهنگی، همگرایی ساختاری جریان اصلاحات با سیاستهای استعماری غرب را روشن میکند. توجه به روابط سازمانی آقایان سریع القلم و ظریف با شبکه نهادها و اندیشکده های وابسته به خاندان منحوس راکفلر نیز بخش دیگری از نفوذ شبکه ای و ساختاری زرسالاران غرب را در بین نخبگان سیاسی کشور اشکار میکند. در چنین شرایطی خوش بینی معرفتی و اخلاقی به جریان سیاسی غربگرا با سابقه خطاهای فاحش مطلقا شایسته نیست. سزاوار نیست آن استاد گرامی که عمری را به نقد غربگرایی از منظر فلسفی پرداخته اند، در این بزنگاه آخرالزمانی که جریان نفاق-نفوذ عزم خود را جزم کردند که با همراهی انفلابیون بی بصیرت فرصت شکست تمدن اپستبنی را به یک شکست بزرگ برای جبهه انقلاب تبدیل کنند، با آنها همراهی نمایید. بنده خودم به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فلسفه معتقدم نگاه صرف اندیشه ای به مسائل سیاسی و غفلت از منظرهای اقتصاد سیاسی، امنیتی-اطلاعاتی و مطالعات پسااستعماری پاشنه آشیل جدی نگاههای صرف فلسفی در نقد غرب بوده که در بین برخی شاگردان آقای فردید چون دکتر داوری و دکتر عبدالکریمی هم وجود داشت و ایشان را هم دچار خطاهای سیاسی در برخی بزنگاه ها چون یرجام کرد و امروز می بینیم همان رویکرد معرفتی ناقص جناب اصغرزاده را هم دچار خطا در این بزنگاه آخرالزمانی خطیر کرده است. امیدوارم که با آشکار شدن حقایق دوستان جبهه انقلاب فرصت جبران خطاها را پبدا کنند. عذرخواه از تصدیع و جسارت. التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: میدانید که در این موارد، بحث مفصل است و وظیفۀ امثال بنده آن است که بخصوص در این شرایط تاریخی همانطور که رهبر عزیز میفرمایند بدون بدگمانی، جریانهایی که مشخص است به نحوی در مقابل جبهۀ استکبار هستند را «فهم» کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/193 و سعی بفرمایید در تاریخی که به نور الهی آغاز شده تا تمدن نوین اسلامی، جهانی شود؛ به جای ردّ و قبول افراد با گرایشهای مختلف، همدیگر را «فهم» کنیم. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به اشرافی که دارند اخیراً نکات خوبی را متذکر شدهاند. https://eitaa.com/arshiv3133/172 و https://eitaa.com/arshiv3133/192
به هر حال هنوز همه ی حرف بنده آن است که باید جریان های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طورنیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته اند اجازه ی امضاء آن تفاهم نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی دانسته اند در آن شرایط نظر خود را بدهند؟ و حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می شود و نه به نحوی مقابله ی رئیس جمهور با رهبری و به همین جهت در پیام خود می فرمایند: تفاهم نامه ای بین رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر ازسر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم و حال این ماییم و جهانی که سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است. این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم. زیرا وقتی می توانیم از غرب عبور کنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن چه در ایران تمدنی در عرصه زیستن با دیگری اهمیت دارد، حقیقت جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می آید. در این حالت است که همدیگر را می فهمیم، چرا به جای آنکه نقاط ضعف مواد تفاهم را مطرح کنیم، برای رفع آن نقاط ضعف، با همدیگر دعوا می کنیم و همدیگر را متهم به خیانت می نماییم. آیا این روحیه ها، پیروزیِ ما را به تأخیر نمی اندازد؟ موفق باشید https://eitaa.com/bartarin_hozoor/138
سلوک سیاسی در مکتب ولایت؛ از اختلاف نظر تا تسلیم آگاهانه در برابر حق یکی از آسیبهای جدی در عرصهی سیاست و فرهنگ، تقلیل بیانات رهبر جامعه به منازعات جناحی و استفاده ابزاری از کلمات ایشان برای اثبات پیشفرضهای سیاسی است. در حالی که سخنان امام امت را باید در منظومهای جامع، و با نگاه به مصالح کلان امت اسلامی و در چارچوب مسئولیتهای الهی و قانونی، تحلیل و تفسیر کرد، نه با عینک سلایق محدود درون گروهی و کوچک! عبارت اخیر رهبر معظم انقلاب در مورد توافق روسای جمهور ایران و آمریکا که فرمودند: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»، در کنار پذیرش و اجازهی اجرای تصمیم مسئولان، دربردارنده درسی عمیق برای تمامی جریانهای سیاسی و مسئولین دلسوز است. سخنی که نشان میدهد اداره و هدایت جامعهی اسلامی نه بر محور استبداد رأی و دیکتاتوری، بلکه بر پایهی مسئولیت پذیری و مصالح امت برقرار و استوار میشود؛ بنابراین با توجه به این مطلب اگر کسی حتی تنها بر این فراز نورانی تکیه کند و بخشهای دیگر را نادیده بگیرد، یا بالعکس، گرفتار قرائتی گزینشی و جناحی شده و به مرور زمان از ساختار مسئولیت الهی و قانونی خود نیز فاصله خواهد گرفت. در عین حال، این ماجرا درس دیگری نیز برای نخبگان، مسئولان و نیروهای مؤمن و دلسوز انقلاب دارد، و آن اینکه در یک نظام مبتنی بر ولایت، اختلاف نظر کارشناسی امری طبیعی است، چنانچه در طول تاریخ گزارشهائی مانند نظرات یاران پیامبر و یا ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است که تطبیق و یا عدم تطبیق نظراتشان با محور و ستون خیمهی جامعه که شخص معصوم بوده، گواه اختلاف مراتب وجودی آنان در تحقق مقام و مرتبهی معنوی آنان است، که در عرفان اسلامی از آن به ولایت که از مقامات بزرگ سلوکی میباشد تعبیر شده است؛ به عنوان نمونه در تاریخ ثبت شده که امیرالمومنین در طول مدت سی سال که با رسول خدا زندگی کرده، حتی در یک مورد چه در حضور و چه در غیاب وجود گرامی رسول الله در هیچ موردی اظهار نظر نکرده است! اصحاب و شیعیان خاص نیز با حفظ مراتب وجودی خود در قبال انبیا، اولیا در حد توان و تحقق مقام ولایت برای آنان همچنین بودهاند! این مسئله در دوران معاصر به وضوح مشاهده شده و ارتباط با امامین انقلاب نیز اینچنین بوده، در مورد رهبر جدید نیز اینگونه مشی خواص مانند سردار دلها شهید حاج قاسم سلیمانی و امثال ایشان باعث شده تا با روحیهی عبور از خود، و تبعیت از ولایت مصالح کلان را بر سلایق سیاسی خود ترجیح دهند و محبوب خدا و مردم شوند! البته چه بسا کسانی هستند که در مقام کارشناسی، تحلیلی متفاوت با امام جامعه دارند، اما هنگامی که تصمیم نهایی در چارچوب قانون و با ملاحظهی مصالح امت و لحاظ نظرات ولی امر مسلمین اتخاذ میشود، با صدق واقعی و بدون هیاهو، رأی خود را فدای وحدت جامعه میکنند و با ستون خیمهی انقلاب همراه میشوند و این همان ادب ولایی و بلوغ سیاسی است که امروزه جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است. نکته بسیار مهمی که متأسفانه گاهی از آن غفلت میشود، این است که رهنمودهای رهبر جامعه، نقشهی نورانی راهی برای صیانت از امت اسلامی و فراهم ساختن زمینهی رشد جامعه در مسیر بندگی خداوند متعال است و به هیچ عنوان این سخنان نباید صرفاً در چارچوب رقابتهای سیاسی مصرف شود. یکی از این رهنمودهای اخیر پیام عمیق و راهبردی رهبری در مورد توافق بود که فرمودند: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»! درسی برای همهی عزیزان و دلسوزان مسئول تا از اسارت «منِ سیاسی» رهایی یافته و مصالح انقلاب و کشور را بر خواستههای شخصی و گروهی خود مقدم بدارند. وظیفهی مسئولان در قبال ولی جامعه، تنها در اظهار محبت و حمایت زبانی خلاصه نمیشود. تقویت ایمان، کسب بصیرت، پرهیز از تفرقه، مسئولیتپذیری و خدمت صادقانه به مردم، از مهمترین جلوههای وفاداری به مسیر ولایت است. و چه زیباست اگر رأی و تحلیل مسئولی با ولی جامعه موافق باشد، زیرا در مکتب اهلبیت (ع) و نحوهی ارتباط اصحاب با آنان ثابت شده که ولایتپذیری مشروط به تحقق ولایت در یاران بوده و تطبیق باورها، اخلاقیات و رفتارهای اصحاب با ولی زمان خودشان نیز بر اساس همین تحقق ولایت است و این مطلب نه به معنای تعطیل عقل و اندیشه، بلکه به معنای عبور از خودخواهی و تسلیم آگاهانه در برابر حق میباشد. در نگاه سلوکی خاص شیعیان، هرچه انسان از خودخواهی و تعصب فاصله بگیرد، آمادگی بیشتری برای فهم صحیح حق، تبعیت آگاهانه و حضور مسئولانه در صحنهی حضور با مردم و تقابل با دشمنان خواهد یافت، تا جائی که بزرگترین وظیفهی یک مسئول ولایت مدار آن است که با جهاد نفس، زمینهی تابش نور هدایت را در وجود خویش فراهم سازد و در پرتو آن، با مسئولیتپذیری، در مسیر عزت امت اسلامی گام بردارد. من این یادداشت را از یکی از اساتیدمون دیدم به نظر شما این یادداشت ها و دیدگاه ها بعد پیام رهبری برای مردم و جوانان میتونه مفید باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که کاربران محترم متن فوق را چندین مرتبه بخوانند. آری! در کنار اجازه به مسئولان از طریق رهبری که در جایگاه خود، درس عمیقی بود از آن جهت که ادارۀ جامعه با استبداد به رأی جلو نمیرود. ولی ای کاش! به این بصیرت میرسیدیم که خداوند مسلماً به ولیّ فقیه جامعه به جهت حساسیت موقعیت ایشان عنایات خاصی دارند که آن عنایات منجر میشود تا رهبر جامعه به بصیرت لازم برسند و تبعیت کامل از ایشان یقیناً نتیجهای بیشتر از آنچه ما در نظر داریم پیش میآورد و خوب است به این نکته بسیار بیندیشیم. موفق باشید
سلام وعرض ادب خدمت جناب استاد طاهرزاده عزیز: تحلیلی پیرامون پیام رهبری در مورد توافق داشتم ارسال میکنم لطف کنید و نقد بفرمایید. معنای پیام رهبری چیست؟ از کل متن و فرامتن پیام رهبر انقلاب تنها یک نیم جمله را گرفتن و مطابق سلیقه خودمان تفسیر کردن و بعد انگ بی بصیرتی به سایرین زدن بیش از هرچیزی جفا در حق رهبری ست. به نظر اینحقیر منظور و مقصود معظم له آن چیزی که در فضای ایتا دست به دست می شود نیست که: دیدید رهبری مخالف بودند؟ دیدید به رهبری تحمیل کردند و...؟ ۱. اولا امام جامعه دوباره ثابت کردند که نظرات شان را صریح و بدون ملاحظات خیالی بیان میکنند و جایگاه رهبری جایگاه مصلحت اندیشی صرف و سخنان کلی و دوپهلو نیست. ۲. ثانیا توجه به حسن نظر و دلسوزی مسئولین امر می دهند نه خیانت و دقلکاری و... . ۳. ثالثا اما توضیح دارد معظم له بیان فرموده اند که علی اصول نظر دیگری داشتم اما تعهد رئیس جمهور و سایر اعضا شعام بر پیگیری حقوق ملت و محور مقاومت باعث شد موافقت کنم. آیا مگر معظم له علت موافقت را. ۱. تهدید دولت به استعفا؟ ۲. خستگی و ناتوانی مسئولین؟ ۳. خیانت عده ای؟ و دلایلی از این دست فرمودند؟! که عدهای به خود اجازه میدهند حرفهایی اینچنینی بزنند. خیر! کمی به فرامتن بنگرید. سردار قاآنی اعلام می کنند پیروزی حزب الله قهرمان نزدیک است و هیئت مذاکره کننده انقلابی عمل کرده اند. حزبالله لبنان از توافق استقبال می کند و خوشحال است از اینکه بخشی از این توافق باشد. رهبر حزب الله از تیم مذاکره کننده تشکر می کند. شهردار تهران خبر می دهد کهمتن بارها محضر رهبری رفته و اصلاح شده. اینترنشنال به شدت از توافق عصبانی ست و ترامپ را میکوبد. رسانه های آمریکایی علی الخصوص حزب رقیب ترامپ را به تمسخر گرفته اند. اسرائيل میگوید قبول نداریم و نقضمیکند. نماینده ای خبر می دهد که تمام اعضای شعام (به شمول فرماندهان نظامی) به جز یکنفر موافق توافق اند. رهبری هم در پیام تلویحا اشاره ای به موافقت مجموعه شعام با این توافق دارند. بسیاری از دلسوزان انقلاب که اخبار نزدیک تری دارند بیان میکنند که قرار نیست از مذاکره چیز بدی دربیاید. بویی از خیانت و سازش و حتی خوشخیالی به این راحتی استشمام نمی شود. اینبخش از گفتگوی دکتر قالیباف قبل از صدور پیام رهبری را نگاه کنید: ما به مذاکره به عنوان بخشی از مبارزه نگاه می کنیم. همان هدفی که در مبارزه دنبال می کردیم در مذاکره دنبال می کنیم. گاهی مبارزه می کنیم و گاهی مذاکره. این همان مذاکره معمول است که تجربه تلخ آن را چشیده ایم؟ خیر. به نظر می رسد مقصود رهبری معظم انقلاب از بیان اینکه علی اصول نظر دیگری داشتم به این است که اگر قرار باشد مذاکره به سیاق سابق و معهود باشد قابل قبول نیست و زیر بار آن نخواهند رفت. اما مسئولین این بار بنای مذاکره با روش و فلسفه ای متفاوت را دارند و آن هم مسئله مذاکره به مثابه مبارزه است. به ادامه آن جمله معظم له توجه فرمایید که می فرمایند: رئیس شعام و به نمایندگی از خود و سایر اعضا تعهد داده اند حقوق ملت را استیفا کنند و جلوی زیاده خواهی های آمریکا مقاومت کنند. رهبری این روش را از روش قبل جدا کرده اند و به این روش اجازه جلو رفتن داده اند. هر چند مشخص نیست به چه نتیجه ای ختم شود و اما اگر قرار باشد به نتیجه برسد با هوشیاری و مقاومت مسئولین و مردم و نترسیدن از هرآنچه در این فصل از مبارزه پیش می آید نتیجه مطلوب حاصل می گردد. لحن طلبکارانه معظم له از مسئولین در مورد تحقق موارد توافق از همین باب است که باید برای تحقق شروط توافق مبارزه کنند و خدایی ناکرده اسیر مصلحت اندیشی ها و غفلت ها نگردند. پیام دکتر قالیباف بعد از پیام رهبری بر همین تفسیر از پیام رهبری فرزانه انقلاب تاکید دارد. «اما پیام معظم له دو ثمره مهم دارد: اول اینکه مسئولین را در قبال تعهدی که داده اند برای مبارزه هوشیار تر نگه میدارد و مسئولین امر از این به بعد تحت نظارت بیشتر و سخت تری از طرف افکار عمومی هستند و باید مسئولیت تعهدی که داده اند را بپذیرند ثانیا راه را برای مقابله با تخلفات طرف مقابل از طریق فشار افکار عمومی باز می گذارد. معظمله با این پیام اهرمفشاری برای تحقق خواسته های مقاومت ایجاد کردند.» حالا بار دیگر پیام معظم له را با این دید بخوانید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که افرادی همچون جنابعالی میتوانند در نسبت با آنچه در زمانۀ آنها پیش میآید فکر کنند. در این حالت است که ما از دوگانگیها که مانع حضور در ایران متمدن است عبور میکنیم. با توجه به این امر نیاز ما به نوعی خودآگاهی انقلابی میباشد که در عین نظر به آن آیندۀ متعالی، منتقد باشیم ولی در جایگاه معترضین غرب زده نباشیم که هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی و مردم ما ندارند، زیرا که تجددمآبی، ما را به اهدافمان نمیرساند، در عین آنکه وحدت ملّی ما را خدشهدار میکند و از همّتهای بلند و ارادههای اصیل برای آنکه در خویشتن خویش صعود کنیم، غافل میکند. اتفاقاً جناب حجت الاسلام حاج آقا موسویان امروز صبح در رابطه با پیام رهبر معظم انقلاب نکات خوبی را مطرح فرمودند https://eitaa.com/sabbar_ir/4350 تا همانطور که جنابعالی متذکر شدید ما در فهم جایگاه پیام معظم له به جای نظرات افراطی و یا تفریطی، به آن پیام و جایگاه تاریخی آن بیندیشیم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار وقت شما بخیر: متن سوال یکی از دوستانم رو خدمتتون ارسال میکنم، ممنون میشم در حد اقتضا پاسخی مبسوط ارائه بفرمایید: «از استادتون بپرس: من یه دوستی دارم جاهله چکار کنه مادر جاهلتری نباشه و بتونه از حجاب و ... برای بچه اش ضد خدا درست نکنه؟»
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است. عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds شده است. امید است که این مادرِ دلسوز و فهمیده، بتواند در دلِ یک گفتگو فرزند خود را به انتخاب حجاب برساند. عرایضی تحت عنوان «چادر، یا حجاب کامل بدون چادر» در سؤال و جواب شمارۀ 41802 شده است، خوب است به آن رجوع شود. موفق باشید
سلام علیکم: اخیرا صوتی از آقای نبویان در رابطه با مواردی که باید با آمریکا در مذاکره پیش بیاید مطرح شده است https://eitaa.com/sabety_ir/6485 ظاهراً مفاد این متن به هیچ وجه با آرمانهای رهبر انقلاب و مردم خیابان و میادین نمیخواند. خواستم نظر جنابعالی را در این مورد بدانم.
باسمه تعالی. سلام علیکم: بنده آن صوت را شنیدم و در نقد سخنان و برداشت ایشان خوب است که سخنان آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی را هم بشنوید https://eitaa.com/barzegar1359/4012 اینجاست که باز باید تاکید شود که بیش از پیش باید ذیل حضور تاریخی خود که با این پیروزی بزرگ به دست آمده است فکر کنیم و همدیگر را بیشتر بفهمیم.
به خصوص که جناب استاد مهدی محمدی در فایل شماره ۴۵ خود در 17 خرداد 1405 https://eitaa.com/mohammadi61/969 از دقیقه هشتم آن فایل تذکر میدهند که در مذاکرات هیچ توافقی صورت نگرفته و به گفته ایشان با مواضعی که آمریکا گرفته اساساً معلوم نیست توافقی صورت بگیرد زیرا ما در موضع قدرت قرار داریم. میفرمایند این دوستانی که این حرفا را در مورد متن میزنند، نه متنی دیدهاند و نه از جریان مذاکرات باخبر هستند. آمریکا میدونه که باید به ما امتیاز بده و در این متن امتیازهای قابل توجه مطرح شده است هرچند هنوز توافقی وجود نداره. چطور آدما انقدر با قاطعیت ارزیابی میکنند و بارها گفتم چیزی نهایی نشده، یه جوری حرف میزنند که انگار کشور دچار تشدد و چند پارگی شده. روزهای آینده نشون خواهد داد که تا حالا اینجور نبوده و از این به بعدم اینجوری نیست و از این جهت ما باید از مشاجره داخلی خودداری بکنیم. بالاخره کار بزرگ هزینه داره دیگه همه ما باید آماده باشیم که بخشی از این هزینه باشیم و دلیلشم اینه که تو موضوعات کلیدی هنوز آمریکا اون امتیاز رضایت بخشی رو که باید بده نداده .
از جناب آقای ثابتی انتظار میرفت که اگر فایل سخن آقای نبویان را در کانال خود میگذارند، برای کمک به کاربرانشان نگاه و نظر افراد دیگر را که در این مورد نظر متفاوت دارند مطرح کنند در این حالت هست که میتوانیم همدیگر را بیشتر بفهمیم. امری که برای حضور در جهان آینده با شخصیت تمدنی باز میباشد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند: آبروی تو چون یخی جامد است و درخواست آن را قطره قطره آب می کند پس بنگر آن را نزد چه کسی فرو می ریزی...» میشه در حد توانتون ای روایت رو شرحش بدین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نکات ظریفی در این جملات نهفته است که از محدودۀ شرحی که در این نوع سؤال و جوابها بگنجد، بسی برتر و بالاتر است. موفق باشید
سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی داشتم: حقیقت چیست؟ آیا حقیقت در هر موضوع یکی است یا نه؟ تفاوت حقیقت و واقعیت چیست؟ باید دنبال کدام برویم؟ حقیقت یا واقعیت؟ کدام مسائل را باید با حقیقت و کدام مسائل را باید با واقعیت بررسي و قبول کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار حساس است. اخیراً در جلسۀ چهارم بحث «رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام» نکاتی در رابطه با حقیقت و جایگاه آن عرض شد. خوب است به آن بحث رجوع شود. https://eitaa.com/soha_sima/5821 موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: پیام ارسالی یکی از دوستانمون که امسال توفیق داشتن به حج مشرف بشن را محضر شما و مخاطبان گرامی به اشتراک میگذارم و ممنون میشم نظرتان را بیان بفرمایید. با تشکر. رحمت و رضوان خدا بر قائد شهید ما که ایران و ایرانی، بلکه اسلام و مسلمین، مخصوصا شیعیان را عزیز کرد.
از وقتی اومدیم عربستان روزی نبوده که به خاطر ایرانی بودنمون بهمون احترام نذارن. توی مدینه: راننده مصری که با دستاش لایک نشون میداد و میگفت: ایران، أحب؛ ایران، مقاوم؛ بعدش صدای موشک درمیآورد. یا مغازهدار کنار هتل که وقتی از کنارش رد میشدیم، آروم میگفت: شیعه، عزیز. اون یکی مغازه دار که تحویلمون میگرفت و باهامون شوخی میکرد و آخرش میگفت: ببخشید، أمزح! اون جوون دانشجوی پاکستانی که کنار من نشسته بود و مشغول حل مسائل ریاضی بود؛ وقتی که بلند شد بره، با لبخند بهم گفت: ایرانی؟ ماشاءالله؛ انگار دلش میخواست اون یه ساعتی که کنار هم بودیم، باهام از عزت ایران بگه، اما دوربینای مجهز به هوش مصنوعی، مانع میشدن. اون چنتا افغانستانی که با فارسی حرف زدنشون، خودشون رو همزبون ما میدونستن و به این همزبونی افتخار میکردن و به هر بهانهای باهامون همکلام میشدن. اون پلیس داخل مسجد النبی که وقت نماز، در حالی که با بقیه برخورد خوبی نداشت، به ما اجازه میداد که روی سنگفرش نماز بخونیم. اون پسر نظافتچی مسجد النبی که وقتی دید خیلی وقته دارم قرآن میخونم، برام یه لیوان آب آورد. اون پلیسای امر به معروف که تا میفهمیدن ایرانی هستیم، ترجیح میدادن خودشونو بزنن به اون راه. توی مکه: موقع اولین ورود به هتل، مراسم استقبال از کاروان کرمانیها با شربت و شیرینی خامهای همراه با پخش صوت رهبر شهید که سلام به چهارده معصوم میدن؛ پخش سرود جمهوری اسلامی که اینقدر برامون جالب بود که همه بلند تکرار میکردیم؛ بعدشم صلوات خاصه امام رضا علیه السلام. ورودی مسجد الحرام زن و مردی که ظاهراً اروپایی بودن، وقتی زنه پرچم روی دوشمون رو دید، با هیجان زد به شوهرش و گفت: نگاه کن ایرانی، ایرانی! بعدش شروع کرد فیلم گرفتن. بازم توی مسجد الحرام مثل مسجد النبی صدای ماشاءالله گفتن مردمی که میفهمیدن ما ایرانی هستیم. از همه اینا جالبتر، وقتی دیشب داشتم طواف مستحبی انجام میدادم، حس کردم یکی از پشت سرم دست گذاشته روی شونهام؛ اولش توجه نکرم؛ چون توی اون شلوغی، برای اینکه نخوری زمین، گرفتن دیگران طبیعیه؛ اما وقتی دیدم خیلی وقته که دستشو بر نمیداره و داره شونهام رو ماساژ میده، رومو برگردوندم، دیدم یه جوون قد بلند و رشید پشت سرمه و با لبخند و البته با احتیاط (به خاطر دوربینای مجهز به هوش مصنوعی)، گفت: ایران، عزیز؛ نصرکم الله و مرتب دعا میکرد؛ بعدش شونهام رو فشرد و از کنارم رد شد و گفت: ماشاءالله! جلو که افتاد،. دیدم پشت لباس احرامش نوشته: شؤون الحاج العراقی خلاصه ما خیلی عزیزیم و این عزت رو مدیون اون مردی هستیم که دستش توی دست اهل بیت بود؛ پاشو جای پای اهل بیت میذاشت؛ گوشش به فرمان ولی عصر بود؛ توکلش به خدا بود و ایران و ایرانی رو دوست داشت و همه ما رو عزیز کرد. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴
باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن صحنه و صحنههایی که امام عزیز و رهبر شهید ما مدّ نظر داشتند که با سبک خاص خودشان یعنی متانت و دلسوزی و صبر نشان دادند ایران انقلابی و اسلامی یعنی چه. و از این جهت نیز ما باید با تقوا و وارستگیِ لازم، عامل دلسپردنِ مردم جهان به ایران باشیم که در بین خودمان تقوا را رعایت کنیم و از این جهت صادقانه از دلسوزانِ انقلاب و اسلام انتظار هست به اختلافات دامن نزنند و به گفتۀ استاد مهدی محمدی آنچه نقشۀ دشمن را خنثی میکند اتحاد ملی و آمادگی روحی برای مجاهده در مقابل استکبار، و انسجامی است که ذیل دستورات رهبر انقلاب در میان است. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . با توجه به این امر، ما مطمئناً به آیندهای درخشان دست مییابیم. موفق باشید
سلام علیکم; یه مشکلی داشتم: من کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو خوندم ولی پس از تمام شدن هیچی متوجه نشدم و هیچی دستگیرم نشد، جزئیات رو خوب متوجه نشدم ولی در کل فهمیدم تن انسان من اصلی نیست؛ همین؛ چیکارکنم؟ و مشکل دیگه ای که دارم اینه که وقتی کتاب هارو میخونم، حین مطالعه میفهمم چی میگه ولی تا بقیه رو میخونم ، قبلیا حین مطالعه از یادم میره و یادم میره داشتم چی میخوندم و اینکه وقتی کتاب تموم میشه نمیتونم مطالب رو در یه خلاصه باهم جمع بندی کنم. لطفا راهنماییم کنید🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: نیاز نیست آن مطالب را در حافظه داشته باشید. همینکه متوجۀ نکاتی که آن کتابها متذکر میشوند؛ بشوید کافی است. ثانیاً: بنا به گفتۀ کتاب خوب «امامت و رهبری» از شهید مطهری، این روش خوبی است که نکات اصلی هر متنی را یادداشتبرداری کنید. موفق باشید
سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی میباشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش میآید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجلاللهتعالیفرجهالشریف» نهایتِ انسانیت انسان میباشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد میتوانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید
در ابتدای کار عرض کنم که این کلام در راستای سیاست «خودانتقادی» است و برای هرچه بهتر شدنِ سیستم ارتباطی بین حکومت و مردم است. | سرانِ حکومتی و نامحرمی با مردمِ مبعوث شده: در این نوشتار میخواهم به موضوعی اشاره کنم که در این یکهفته آتش بس به شخصه با آن درگیر بودهام و افراد زیادی را دیدم که همین دغدغه را داشتهاند. سؤال این است:« چرا سران حکومت، مردمِ مبعوثشده را نامحرم به خود میدانند؟» در راستای خبررسانی، مردم میبایست خبرهارا ابتدائا از رویترز و آکسیوس و... دریافت کنند و پس از چندین ساعت یا چند روز، مسئولان این کشور توییتی دربابِ تأیید آن خبر بزنند. در حوزه رسانه های خبری، آن رسانهای دست برتر را دارد که خبر صحیح را به سریعترین شکل ممکن به مخاطبش ارائه بدهد. در موضوعاتی همانند هواپیمای اوکراینی، گرانی بنزین و مرحومه مهسا امینی این قضیه روشن شد که عدم اطلاعرسانی صحیح و روشن و سریع باعث ایجاد تشویش در اذهان عمومی میشود. اگر مسئولان ما مردممان را نامحرم بدانند، رجوع به اینترنشنال و بی بی سی موردی عادی بهحساب میآید. حتی بعضا اخباری از سران مان پخش میشود که در عمل اجرایی نمیشود: بهعنوان مثال قبل از مذاکره، جناب دکتر قالیباف بیان فرمودند که اگر ۲ پیش شرط عملی نشود مذاکرهای نخواهیم کرد. ما عملی شدن آن دو پیش شرط را حتی در کلام دشمن مان ندیدیم و پای میز مذاکره رفتیم. یا بیان میکنند که دشمن آمریکایی-صهیونی در چند مورد ازجمله حریم هوایی و آتش بس لبنان، پیمان آتش بس را نقض کرده است. اگر براستی نقض کرده است پس وفاداری تان به این آتش بس برای چیست؟ یا مثلا در بیانیه شعام به وضوح از پذیرش ۱۰ شرط ایران توسط ترامپ سخن به میان آمده است، در صورتی که همه الان متوجه شدهایم که هیچ پذیرشی درکار نبوده و فقط قبول کرده اند که حول آن ۱۰ شرط مذاکره نمایند که اتفاقی هم نیفتاد و حتی از جملهی:« آن شروط به دردِ سطل زباله میخورد» هم استفاده کردند. این نامحرمی یعنی اینکه سؤالات و ابهامات زیادی در کلام و عمل ایشان پیدا شده و در مواجهه با اینها تصمیم به سکوت کردهاند. جای سکوت ایشان به وسیله رسانه های بیگانه پر خواهد شد و این امری نیست که بتوان جلوی آنرا گرفت. مردمی که در میادین حضور دارند، وعده ها را فراموش نمیکنند. حتما درجریان هستید که موشکهایی آماده شلیک برای انتقام نقض آتش بس لبنان بودند ولی به علل نامعلوم شلیکها صورت نگرفت. سردار سید مجید موسوی:« تعرض به حزبالله سرافراز تعرض به ایران است. میدان در تدارک پاسخ سنگین به جنایات وحشیانه رژیم است. مردم عزیزم، سوخت واقعی موشکها، حضور متحدانه شما در خیابان است. ۸ آپریل ۲۰۲۶» آیا خللی در کارِ میدان پیدا شده است؟ سرلشگر محسن رضایی:« این نظر شخصیمن است و من به هیچ وجه موافق ادامه آتشبس نیستم.همه ناوها را غـرق میکنیم و نمیگذاریم یکی از آنها فرار کند.» آیا نیرو یا افرادی در کار نظامی ایران درحال ممانعت هستند؟ با انصاف و بخواهیم یا نخواهیم، این سؤالات پیش میآیند و زمانی که پاسخی از نهاد های رسمی نداشته باشیم ابهام، تشویش، اختلاف، رجوع به رسانه های بیگانه و... امری توجیح پذیر است. با رو راست بودن با مردم تنها اتفاقی که میافتد کاهش شکاف و خلأ به وجود آمده میان مردم و مسئولان است و همین، موجب کوتاهی دست دشمن است به توفیق اللهی. باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اصل مسئله با جنابعالی موافق هستم که بالاخره این مردم عزیز با چنین شعوری که در جانشان طلوع کرده است، به هیچ وجه نامحرم نیستند و حقیقتاً باید بیش از پیش مسائل حساس کشور و بهخصوص در موضوع جنگ و جهاد را با آنان در میان گذارد. ولی همانطور که در جواب سؤال ارزشمند شمارۀ 41521 عرض شد جایگاه مذاکرات اخیر در نسبت با شرایط تاریخیِ بهوجودآمده، به هیچوجه شبیه مذاکرات قبلی که دوگانۀ مذاکره و جنگ و باز مذاکره و جنگ در میان بود؛ نیست. به همین جهت باید همانطور که آقای محسن رضایی در گفتگوی ویژۀ اخیر فرمودند بحمدالله با یگانگیِ بین دیپلماسی و مردم باید به مسئولان مربوطه اعتماد کرد و محذورات آنها را در نظر داشت و گمان نکنیم آنچه رسانههای دشمن میگویند بدون حساب و حسابگری بوده و هست. موفق باشید
سؤال: 10- ما در قرآن آیاتی درباره کنیز مِلکی داریم: (نساء/3) – (نساء، آیات 24 و 25) و ... و فارغ از بحث معرفتشناسانه نسبت به آیات، آیا در جامعه کنونی چنین فَکتی ممکن است؟ با توجه به اینکه اسلام طالبانی یا اسلام داعشی با اشاره به آیاتی از این دست زن را به عنوان موجودي درجه فرعی و ثانوي میانگارند و به او هرگونه ظلم فردي و اجتماعی روا میدارند. جواب: به نظر بنده این موارد مربوط به آن تاریخ بوده و امروزه نباید در این موارد وارد شد. سلام این مطلب رو در سایت پیدا کردم جواب جناب عالی را دیدم اما مگه نمیگویند که مطالبی که در قران امده در تمام زمان ها وجود دارد و باید اطاعت شود؟پس چرا شما گفتید که این برای ان زمان هست و دیگه در تاریخ الان وارد نمیشه؟ فارغ از ایاتی که نشانه پایین بردن مقام زن است چرا در قران و در احادیث در اکثر اوقات مردان را مخاطب قرار میدهند؟مگر زنان هم قرار نیست پا به پای مردان به ان هدف تعالی برسند و رشد کنند؟ چرا انقدر شبهه برای حقوق زن در اسلام وجود دارد و برای حقوق مردان هیچگاه شبهه ای به وجود نیامده است؟ چگونه میتوان این شبهات رو برطرف کرد و به قران با دید برابری کامل نگاه کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر همچنان آن شرایط فراهم شود باز همان قواعد جای خود را باز می کند مانند حکمی که در مورد شطرنج داشتیم که وقتی دیگر شطرنج قمار به حساب نمی آید، موضوعِ آن احکام تغییر می کند و اگر چنانچه باز شطرنج به همان صورت دیروزین در آید باز همچنان همان احکام و همان روایات جای خود را دارد. مثل آنکه در آیۀ 5 سورۀ مائده می فرماید از این پس زنان اهل کتاب برای شما حلال شدند در حالی که در ابتدا چنین نبود. فرمود: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ». موفق باشید
سلام علیکم! استاد کم آوردم. حیرانم.تحت فشارم.نمیدانم که جریان انقلاب حق است یا باطل.ایا این مبارزه با آمریکا درست است یا غلط.چون با این مبارزه تمام هستی ما ممکن است بر باد برود.الان نمیدانم که اگر به عنوان یک بسیجی در سطح شهر باشم و دوباره در سطح شهر مانند 18 دی شورش بشه آیا اگر به طرف مردمی که اعتراض دارند شلیک کنم ، آیا خون بیگناهان را ممکن است ریخته باشم یا نه. الان در شک هستم که آیا خامنه ای شهید واقعا بر حق بود یا نه ؟ و اینکه انتخاب رهبر که اینگونه انتخاب شد آیا همان نظام پادشاهی نیست.؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را و اینهمه لطف! و اینهمه خنثی کردن نقشه های پیچیدۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم! کافی است به نقشۀ بسیار پیچیدۀ جریان اخیر اصفهان فکر کنیم تا معلوم شود همچنان که آن قائد شهید با بصیرت تاریخی خود متوجه شدند، خداوند اراده فرموده است این ملت را عزیز دارد و دشمنان این ملت را خوار گرداند. آیا درک چنین نکته ای کافی نیست که امیدوارانه در صحنه باشیم و هر گوشه ای از این نظام الهی که نیاز دارد، ما در آنجا باشیم و با تمام وجود در آن قرار گیریم؟ اینجا است که جای هیچگونه نگرانی و ناامیدی نیست. موفق باشید
سلام استاد در بحث فص شیثی بنظر من می تونیم بگیم یکی از کار هایی که ما می تونیم به وقتش درست و در زمان مناسب انجام بدیم نماز هست مثلا پدری که بخاطر ترس از خدا نماز میخونه این موقعیت رو درست است که به موقع انجام میده ولی این عجول بودن رو نشون میده باید نماز رو از سر عشق به خدا بخونی و فرزندت هم که به تو نگاه می کنه این تصویر از تو در ذهنش باشه و باعث میشی که با این دیده و نگاه خودش هم نماز بخونه و در عین حال ممارست در این راه در کار و شغل و وظایف اجتماعی و در دوستی با دیگران نیز قدر دانستن ظهور و تجلی پیدا می کنه و همین ویژگی باعث میشه فرزندان فرزندت هم مانند یک زنجیره در پی حفظ و نگهداری این خصوصیت باشند و قدر دانستن حقیقی رو اینقدر تکرار و تکرار کنن تا حضور خداوند در همه حال و در همه جا حسش کنند و باعث بشه یکی از اون ها اینقدر از (قدر و مقدر) شناخت پیدا کنه که آمادگی سالک شدن رو از طرف خداوند با یک جرقه پیدا کنه و توی پدربزرگ میشی باعث و وارث ظهور اسما و صفات الهی در فرزندت فرزندان فرزندت و نوه ها و نتیجه هات و ...... در خانواده ات این عبارت که خدا همیشه با خانواده ما هست همیشه ظهور پيدا می کنه که باعث برکت روزافزون و یاد نیک از تو و خانواده بعد از مرگ باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در میدان سؤال و جواب وارد این امور نشویم. توصیه میشود مباحث را همچنان ادامه دهید «خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید
سلام استاد. نظرتان همواره برایم راهگشا بوده. نظرتان را درباره این متن میخواستم. 🔸لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم ✍ علی جلالی شما را نمیدانم ولی آدمهای شهر برای من همیشه غریبه بودند. آن هم نه غریبهای که با سلام و علیکی تبدیل به آشنا شوند؛ بلکه از آنها که بهشان میگویند: "هفتپُشت غریبه"! هیچ ارتباطی با هیچکدامشان نمیگرفتم جز به حکم ضرورت یا برطرف شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا ... . آدمهای شهر برای من همه یکشکل بودند، اخمهایی درهمکشیده، چهرههایی عبوس، بیحوصلههایی که لب جز به شکوه و شکایت باز نمیکردند و برخیشان یکمشت منفعتطلب که منتظر فرصتی بودند که کلاه سرت بگذارند! نمیدانم بعد از حوادث این جنگ چه اتفاقی برای من و آدمهای شهر افتاد که انگار همهشان را سالهاست میشناسم. چهره هیچکس برایم تکراری نیست و شبها که در میدان پرچم به دست میایستم و بهشان نگاه میکنم جز شور و لبخند نمیبینم. زن و مرد هم ندارد. وقتی مشتهای گرهکرده و چهرههای مصمم و خندان همدیگر را میبینیم انگار میشکفیم و قلبمان وسیع میشود و دلمان برای هم غنج میرود و همدیگر را به زبانی که نمیدانم چیست، صدا میزنیم و برایم جالب است که گوشهایمان در همهمه خیابان و بلندگو و شعار، صدایِ آشنای هم را به وضوح میشنود و چشمهایمان از فاصله دور و از میان این همه پرچم، برق چشمهای آشنا را میشناسد و برق میزند. انگار زبان اشارتگونهای میان همه جاری شدهاست و پیر و جوان و کودک و بزرگ هم ندارد، همه هم را میفهمیم و به هم قوت قلب میدهیم. دستهای آدمها وقتی پرچم تکان میدهند یا شکلاتی به بچهای میدهند یا برای هم دستتکان میدهند، حرف میزند. پاهایشان وقتی با شوق به طرفت میآیند یا استوار در میدان با همه خستگی میایستند با تو حرف میزند و چشمها و ابروها شوق پیروزی را فریاد میزنند. شاید قیامت شدهاست که اجزای بدنمان لب به سخن باز کردهاند و بر عشقی پاک گواهی میدهند. گاهی چشمم به چشم بعضی ساکنان ماشینهای عبوری که پرچمی ندارند و در این باغها نیستند، میافتد و برایم جالب است که آنها را هم انگار سالهاست میشناسم و در همان یک لحظه با هم یک دنیا سخن میگوییم که رفیق جانم جایت اینجا خالی است کنار همه عاشقان! تو که سراپا عشق به میهنی بیا و مهمان نَفَسهای گرم ما شو تا با هم سرود دوستی سر دهیم و عشق کنیم. قربانت بروم دل یک شهر برایت میتپد چه با ما همقدم شوی چه نشوی! وقتی به جوانان اخمو و متکبر دیروز و خندان و متواضع امروز نگاه میکنم که پرچمها را در میدان با شوری حماسی به رقص میآورند یا از اعماق قلبهای خداییشان شعر و شعاری را فریاد میزنند و چهارشانه در خیابان استوار قدم میزنند تا دل ما را به وجودشان گرم کنند، دلم میخواهد همه این پهلوانان شهر را در آغوش بگیرم و غرق بوسهشان کنم. راستی در عرض چند ساعت چه بر ما گذشت که زبانی دیگر در میانمان متولد شد و همه همزبان شدیم؟ قلبهای ما چطور در میان انگشتهای خدا زیر و رو شد که همدل شدیم؟ و چگونه چشم و گوشی باز کردیم که نجوای عاشقانه قلبهای خودمان و همدیگر را میشنویم؟ چه شد که ما هفت پشت غریبهها همه برادران و خواهرانِ خونی هم شدیم طوری که میخواهیم جانمان را برای هم بدهیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتنیها را گفتید و از این جهت متوجه میباشید که بحمدالله نباید معنای حضور مردم را با سخنانی ساده و سطحی تقلیل دهیم تا آن حدّ که بخواهیم به جوانانمان بگوییم اگر شبها در میادین حاضر نشوند، دشمن شاد میشود. نه! این جوانان به حضور دیگری میاندیشند که آن یگانگی با رهبری است که با شخصیت خود و با شهادت خود، افقی از انسانیت را مقابل ما گشودند و اینجا است که با نظر به جایگاه شهادت رهبر معظم انقلاب، زبانی خلق میشود تا همگان در کنار هم قرار گیرند بدون آنکه بحث از توبۀ افرادی را به میان آوریم که مانند ما نمیاندیشند زیرا بحث از حضور در وسعت دیگری هست که همه در آن حضور وسیع کنار همدیگر قرار میگیریم. به نور انسانیت کامل که معنای انسانیِ آنها را در جان آنها احیاء میکند و عجیب است که با مردمانی روبه رو هستیم که ماورای ظاهری مقیّد به احکام شرعی در جستجوی انسانیت خود در این صحنهها حاضر میشوند زیرا با سعۀ شخصیت خود ظاهرگراییِ مذهبیهای متوقف در ظاهر را به چیزی نمیگیرند تا در آینۀ شخصیت رهبر شهید، انسانیتی را که احساس کردند با جان خود بچشند و معلوم است که در دل حقیقتی که در جانشان طلوع کرد، حال وقتی مقیّد به ظاهر شریعت میشوند این ظاهر ریشه در حقیقت دارد و نه در عادتهایی که بخواهیم هرکس در این نوع عادتهای ما حاضر نیست را، کافر بدانیم. عرایضی تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۲» https://eitaa.com/matalebevijeh/22170 در رابطه با انسانیتی که در پیش است، شد. خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد عزیز و گرامی و بزرگوار: 1_نظرتان در مورد دعاهای مفاتیح الجنان علی الخصوص دعای عهد و توسل و زیارت عاشورا چیه؟ 2_فرهنگ انتظار چه فرهنگیست؟3_کسی که در فرهنگ غربه دنبال ویران کردن است و کسی تهران و اصفهان تخریب می کنه در اصل خودش رو تخریب می کنه و من دارم می بینم که اسرائیل مانند یخ دارد ذوب می شود. چون قرآن گفته فرهنگ ظلم ماندگار نیست این حرف رو زدم و باید مرگ بر اسرائیل جنایتکار، مرگ بر آمریکا و مرگ بر سگ هار آمریکا که صهیونیست است را بر زبان ها جاری نمود
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً مرحوم شیخ عباس قمی سعی کردهاند ادعیهای که در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آوردهاند مستند باشد 2- در رابطه با فرهنگ انتظار عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست، شده 3- در این مورد کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 مطالب ظریفی به میان آوردهاند که خوب است به آن سؤال رجوع گردد. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد محترم در خصوص مطلبی که یکی از دوستان در جایی بیان فرموده بودند که مردم نباید اراده خودشان را به نظام تحمیل کنند؛ چراکه کارشناس برخی مسائل نیستند و از امور و مصالح و مفاسد مطلع نیستند یادداشتی نوشتهام که آن را برای نقد و تصحیح با شما در میان میگذارم: دوست عزیز گمان میکنم نوع نگاه شما به مردم با نگاه امام راحل، امام شهید و رهبری عظیم الشأن، تفاوتهایی دارد و مردم اثبات کردهاند که در درک درست مسائل و اقدام به موقع بسیار بهتر از مسئولین و کارشناسان و خواص عمل کردهاند. در همین خصوص نکاتی را عرض میکنم: امام شهید انقلاب در دیدار ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند: (این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.) این جملات آنطور که ما معتقدیم خداوند آنچه قرار است در تاریخ اتفاق بیافتد را بر قلب ولی زمان و عارفترین عرفا نازل میکند خبر از یک تغییر جدی در آینده انقلاب اسلامی میدهد. و آن این است که از این پس جمهوری اسلامی قرار است هر چه بیشتر اسلامیت خود را در جمهوریت خودش نشان بدهد. قلبهای مردم محل نزول اراده الهی و دست و دهان مردم اسباب تحقق اراده الهی خواهند بود و خداوند مردم را برای این کار مبعوث کرده و مردم کار را تمام خواهند کرد. اگر معتقد باشیم امام شهیدمان به عنوان یک حکیم دانشمند هر واژه را با دقت و براساس حس پاسخگو بودن در برابر خداوند متعال انتخاب میکنند، واژه بعثت برای مردم واژهای است که حرفهای عمیقی در آن نهفته است. آنچه تا این لحظه چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جمع کردن بساط کودتاچیان در دی ماه و چه پیش از آن در حوادثی مانند فتنههای ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ و ... رخ داده بود حکایت از نقش محوری مردم در بقای حکومت اسلامی داشت. نقشی پر رنگ توأم با بصیرت، بیداری، شجاعت و اقدام به موقع مردم؛ لکن امروز آنچه به دست نیروهای مسلح اتفاق میافتد، نه اراده مسئولین و جامعه نخبگانی و دانشگاهی که اراده مردم است. ارادهای که ظهور اراده حضرت حق برای سرکوب کفار شیطان زاده، شیطان صفت و شیطان پرست است. نابودی آنانی که برای خوشایند شیطان کودک آزاری میکردند و گوشت انسان میخوردند و شراب خون کودکان را مینوشیدند و نسل کشی به راه انداختند تا شیطان را خشنود کنند. حالا آنچه از زبان مسئولین و جامعه نخبگانی میشنویم چیزی جز تسلیم ایشان دربرابر این اراده پولادین مردم نیست که حیات و آزادگی و احساس قرب و بندگی خود را در ماندن در خیابان میدانند. اگر نبودند این مردم شاید همین مسئولین چیز پیگری میگفتند و راه دیگری میرفتند و شاید دستهایشان لرزان و ارادههایشان سست میگردید؛ ولی مردم معادلات را عوض کردند. و خداوند این مردم را اینگونه برای احیای امر خود مبعوث فرموده است.... آیا باز هم معتقدید که مردم نمیدانند و نمیفهمند و باید سکوت کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ 44 سورۀ نحل که خطاب به پیامبر میفرماید: «وَأَنزَلنَآ إِلَيكَ ٱلذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم وَلَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ» در هر زمانی خداوند ارادۀ خود را در جان مردم نازل می کند و پیامبر خدا و یا رهبران قدسی عملاً متذکر همان حقیقتی میباشند که در جان مردم نازل شده. و در این مورد همچنان که رهبر عزیزمان در پیام نوروزی خود فرمودند بحمدالله بسیاری از مسئولین کشور نیز همراهی کردهاند.آقای وحید اشتری مصاحبه ای با آقای علیزاده در جدال کرده اند که خوب است به آن توجه شود https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e872.mp3 موفق باشید
شهادت مظلومانه رهبر شهید (حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنهای) را میتوان برای بعضی تنبهآور و آگاهی آور دانست؟ و این آگاهی بخشی و آگاهی رسانی اختصاص تنها به قشر غیرمذهبی و انقلابی (بی تفاوتها) ندارد و حتی برای اهالی انقلاب که مدتی در غفلت بسر می بردند (آن کسانی که ندانند و ندانند که ندانند) اینگونه دانست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرد بسیار بزرگتر از زمانۀ خود بود و باید از این جهت او را و شخصیت جهانیاش را با افراد در میان بگذاریم. در یکی از بندهای یادداشت «ما و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» اینطور عرض شد.
بنده این روزها با نظر به شخصیت رهبر شهیدمان، بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم می اندیشم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزیدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرتی که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیهالسلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابرِ امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگتر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، میتواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیهالسلام» در قتلگاه و امام شهید این دوران به نمایش آوردند، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید
سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان میدهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آنکه در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، اینچنین در صحنه حاضر شدهاند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه میشویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید
سلام و احترام: ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت رهبر عزیزمان و آرزوی قبولی طاعات. بعضا شنیده میشود که نظام اسلامی نظام اشخاص نیست بلکه نظام ارزشهاست. عرض میکنم اصلا دوگانه بین اشخاص و ارزشها دوگانه باطلی در نظام اسلامی است. در نظام اسلام شخص رهبر عین حق و حق همان شخص رهبر است، نگاه ماهوی و متمایز دیدن این دو از هم منشأ این دیدگاه است. مقدمه اول: در نظام معرفتی اسلام بالاترین ارزش توحید است و ولایت روح توحید است و این دو عین هم اند و لاینفک اند علی (ع) عین اسلام و اسلام همان علیست. مقدمه دوم: نظام اسلامی همواره بر دو رکن اساسی مبتنی است ارزشها و اشخاص، نه ارزش به تنهایی منجر به نظام میشود و نه شخص بدون ارزش و این دوئیت تحلیلی است نه خارجی. این دو در خارج هر دو بیک وجود محقق اند علی (ع) تجلی همان اسلام است و اسلام همان حقیقت علیست. مقدمه سوم: سنت الهی غیبت امام زمانمان تایید میکند که نظام اسلامی به همان اندازه که مبتنی بر ارزشهاست مبتنی بر اشخاص است حتی در آنجا که شخص خود را فدا میکند تا ارزشها باقی بماند قطعا شخص دیگری تجلی مستمر او خواهد بود اما این استمرار تا کجاست؟ قطعا این استمرار تا جایی است که فرد دیگری که تجلی همان شخص قبل است در صحنه حاضر باشد چنانکه امام سجاد تجلی حاضر امام حسین بودند اما در آنجا که فرد لایقی که متجلی شخص قبلی باشد در کار نباشد سنت الهی بر حفظ شخص است حتی اگر خطر انحراف در ارزشها و وارونگی آنها در کار باشد. نظام اسلامی اگر نظام اشخاص نبود غیبت واقع نمیشد و شاید حضرت حجت عجلالله نیز شهید میشدند. مقدمه چهارم حدیث ثقلین تاکید دارد که این دو عین هم و لاینفک اند لن یفترقا صراحت در عدم انفکاک دارد. مقدمه پنجم: رابطه بین رهبر و مکتب رابطه طولی است رهبر تجلی عینی و خارجی مکتب و ارزشهاست و ارزش روح رهبری در نظام اسلامی است. استاد ارجمند در صورت امکان نظرتون درباره مطلب بالا بفرمائید نقدها و نکات تکمیلی با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما بشوم با این نگاه عمیق که حکایتی است از توجه به سنتی اصیل مبتنی بر حضور حق در جهان از طریقِ «ولیّ الهی»، به همان معنایی که حدیث ثقلین متذکر آن است و این یعنی محال است بشریت در میدان تاریخی که قرآن نزول کرده بدونِ «ولیّ الهی» به سر برد و محال است در غیبت «ولیّ الهی» بدون نایب او که نقشآفرین در زمان غیبت است؛ جهان ادامه یابد. نایبی که در هر زمان مطابق نیاز آن زمان نقشآفرینی میکند. یک روز آیت الله بروجردی و فردای آن حضرت روح الله، و یک روز امام خامنهای. و ملاحظه کردید که چه نقشآفرین بود. و این یعنی این تاریخ، با حضور اسلام بدون «ولیّ الهی» ممکن نیست. حال یا با ظهور او و یا از طریق نایب او. و این است که سخت امیدوار هستیم و شکست تاریخیِ جبهۀ استکبار را هر روز بیش از پیش تجربه خواهیم کرد امیدوارانه و بدون هیچ تزلزل. موفق باشید
سلام: چه تدبیری باید اتخاذ کنم که دخترم به جای اینکه به سمت پوشش نسل جدید بره، با عشق به چادر علاقمند بشه؟ گاهی می پوشه و گاهی نه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دختران ما که در خانوادههای مذهبی رشد کردهاند بحمدالله متوجه هستند و میدانند صفای انسانیِ یک بانو در آن است که مواظب باشد از طریق پوشش خود، چشمها را به سوی جسم و ظاهر خود نکشاند تا امکان بروز شخصیت او که در محاوره با مردم، ایمان و اندیشه و سلحشوری و عزّت آن خانم میباشد؛ به حاشیه رود. حال با توجه به این باور، باید آن دختر بررسی کند چگونه در جوامع مختلف ظاهر شود که آن شخصیت خاص ایمانیاش محفوظ بماند و بتواند در دل آن شخصیت، خود را به ظهور آورد. با توجه به این امر به نظر بنده در اکثر موارد، چادر چنین نقشی را به خوبی برای بروز آن شخصیت به میان میآورد مگر موارد خاصی که خود دختران با ایمان ما تشخیص میدهند اگر با حجاب کامل ولی بدون چادر حاضر شوند، نقش ایمانی و عزت انسانی خود را بهتر انجام میدهند. تشخیص با خود آنان است. موفق باشید
با سلام محضر استاد طاهرزاده: امروز سالگرد ارتحال امام خمینی رحمه الله علیه میباشد خواستم با توجه به شرایط تاریخی امروزین ما نقش تفکر امام خمینی در این بعثت تاریخی مردم (که با شهادت رهبری ایجاد شد) تبیین بفرمایبد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیارتر از بسیار است که چگونه آن مرد الهی متوجه شده بود تاریخی آغاز شده که اگر آن شروع گردد آیندهای بس حیرتانگیز در پیش دارد. نهضت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که میتواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسودهای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفتانگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، میتواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا میکند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایتها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. مهم آن است که در نسبت با آیندۀ این انقلاب، ایمانی را مدّ نظر قرار دهیم که آن ایمان آینده را بصورتی خاص در ما حاضر میکند که نمونۀ آن ایمان حضرت رهبر شهیدمان بود https://eitaa.com/matalebevijeh/22781. موفق باشید
سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید غدیر: در جلد ۲ شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودید وقتی خداوند مقصد رو بهت نشون داد وقت عبادت کردنه و باید با عبادت انس بگیریم. سوالم اینه که من با عبادت انس ندارم. برای انس با عبادت، دعا رو باید به برنامه ی روزانه ام (قرآن و تدبر و معارف) اضافه کنم؟ و مثلا روزی یه صفحه از دعای صحیفه رو با خدا نجوا کنم؟ یا صبر کنم هر وقت حال دعا کردن اومد دعا کنم و با خدا حرف بزنم؟ ممنون. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برشما نیز این عید مبارک باد. آری! اگر در کنار قرآن و معارف الهی بتوانیم دعاهای شریف القدری مانند دعای صباح و مناجاتهای خمس عشر را دنبال کنیم، به لطف الهی به افقهای معنوی اصیلی متذکر خواهیم شد. شرح دعای صباح https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&tab=sounds و شرح مناجات التائبین https://lobolmizan.ir/sound/824 را میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد عزیز کمی برایمان از کشور چین بگویید. جایگاه چین در فردا ها چگونه است، چینی که قدرت اقتصادی دنیا را در تمامی ابعاد به خود جلب کرده و با عرفان های نو ظهور تفکراتی را بدنبال دارد و در آینده ای نزدیک نیز پول چینی دست گردان جهان خواهد شد. بنده گمان میکنم فردا های بعد از آمریکا و صهیونیزم، چینی را بدنبال خواهد داشت که تقابلش از جنس تقابل آمریکا نیست و دشمنی قلدر مابانه آمریکا به تقابل فکری چینی ها تبدیل خواهد شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ریشههای تاریخی عجیبی که چین را شکل داده، از لائوتسه بگیر و اوج نگاه او به انسان تا کنفسیوس و حکمت خاصی که برای ادارۀ جامعه مدّ نظر دارند. و از این جهت میتوان به آیندۀ چین امیدوار بود، تنها نوعی غربزدگی است که ممکن است آن ریشههای تاریخیاش را به حاشیه ببرد که امید است همان ریشهها، چین را از مدرنیه به سنت اصیلی که با اُنس با ایران و هند بازخوانی خواهد کرد در کنار ایران و هند به تاریخ عبور از نظم جهانی موجود رهنمون باشد، وگرنه چینِ امروز از همان جهت که آمریکا، آمریکا است مقابل آمریکا میباشد در حالیکه مردم چین آمادگی حضور دیگری را دارند. موفق باشید
سلام: در قران آمده که از بین پیامبران بر جسته. خداوند با حضرت موسی بی واسطه صحبت کرده، ولی با حضرت محمد جبرایل صحبت می کرد. این یعنی مقام حضرت موسی از حضرت محمد بالاتره، پس نباید دینی پس از حضرت موسی می اومد که کامل تر باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چنین نیست. به همین جهت وقتی حضرت کلیم الله «علیهالسلام» از حضرت حق تقاضا کردند که او را ببینند، و حضرت حق فرمود چنین نیست بلکه از طریق تجلی انوار او بر کوه، خود را به آن حضرت با آن واسطه نمایاندند. «وَ لَمَّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیک قالَ لَنْ تَرانی وَ لکنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ »(اعراف، ۱۴۳) در حالیکه از پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: « لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیهالسلام» به حضرت کلیم الله «علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد. موفق باشید
