با سلام خدمت استاد عزیز: بنده سالهاست مباحث شما را دنبال میکنم و در زمینه غربشناسی و تاریخ فلسفه غرب مطالعاتی دارم. یک مجموعه تربیتی، از بنده دعوت کردهاند تا برای مربیانشان غربشناسی تدریس کنم. توصیه شما برای سیر مباحثی که ارائه بدهم چیست؟ کدام کتاب یا مطلب شما یا اشخاص دیگر مرا در این زمینه میتواند کمک کند؟ اجمالا مد نظر حقیر این است که به آنها بفهمانم غرب فقط تکنولوژی و سیاست نیست؛ «نوعی فهم انسان» است. تربیت مدرن، محصول همان فهم انسان است. مربی مسجد اگر این مبانی را نشناسد، ناخواسته همان انسان مدرن را بازتولید میکند حتی با ظواهر دینی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مدرنیته و توهّم» و شرح صوتی آن، امید است که بتوانید به آنچه به دنبال آن هستید برسید. موفق باشید
سلام و رحمة الله استاد عزیز: خدا شما را حفظ کند. بنده یکی دو سالی هست که کانال های شما را در ایتا دنبال میکنم و پیگیر مطالبی که در آن قرار می دهید هستم. بحمداللَّه مطالب شما ما را در زمینه تبیین و درک و معنا و موارد دیگر در جای بسیار خوبی حاضر کرده است و به این خاطر خدا را شاکر هستیم که ما را به لطف خودش با چنین اساتیدی آشنا کرده است. اما مطلبی که خدمت شما می خواهم عرض کنم با دیدگاه انتقادی و دلسوزانه نسبت به خودم و دیگر اعضا هست که اگر اشکال از ما هست از آن مطلع شویم و به مسیر درست آن نظر کنیم و بنده آن را در مثالی خدمت شما عرض میکنم. در سطح جامعه ای که هستیم همانطور که عرض شد در حد زیادی مطالب شما راهگشا بوده است اما در یک مسیر بنده احساس ضعف میکنم که هنگامی که ما در خصوص مطالب شما با دیگران صحبت میکنیم دست مان پر است ولی تا به بحث تحلیل شرایط میشه ما اینجا حرف زیادی برای گفتن نداریم. برای مثال در شرایط قبل از جنگ شما صوت آقای خوش چشم را در گروه قرار داده بودید و ما آن را که گوش کردیم و در بحث های خودمان با نظر به خوش چشم می گفتیم که جنگ نمی شود اگر هم بشود رهبر را نمی زنند و کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما گفت و گو می کردند گفتند که جنگ می شود و شد و در ابتدای جنگ رهبر ترور شد. در ابتدای جنگ ما با توجه به رسانه های داخلی گفتیم که رهبر ما شهید نشده و آنها بالعکس گفتند شده و شد. در ادامه در اوج جنگ آنها به ما گفتند که دارد توافق می شود و ما با نظر به حرف آقای مهدی محمدی که اصرار داشت توافق نمی شود گفتیم که نمی شود ولی شد. در ادامه در جایی که آقای طائب فرمودند در سخنرانی شان ترامپ در کنگره این بار برای ادامه جنگ دستش را خواهند بست و پایان او خواهد بود ولی دیدیم که اتفاقا رای کافی را به پایان جنگ ندادند و دستش همچنان باز ماند هر چند که بنده از مسائلی که مطرح فرمودند در خصوص آیات قرآن و محکمات خیلی مفید و عالی دونستم برای خودم مطلب ایشان را ولی بعضی از نظرات ایشان در خصوص بحث نظامی گری با واقعیت میدانی ما حداقل ۳۰ سال فاصله داشت و به صورت تخصصی حرف ایشان در مسائل نظامی که مطرح فرمودند جای بحث داشت و در ادامه هم که آقای مهدی محمدی وضعیت را در آستانه جنگ خواند یا آقای خوش چشم که گفت تا یه هفته ديگه جنگ میشه ولی مجددا حرف کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما سخن می گفتند شد که جنگ نزدیک نیست و به سمت توافق دارند پیش می روند. چرا اینگونه دارد می شود؟ بنده هر چند که اصلا دوست ندارم خودم را متوقف و درگیر این مسائل کنم و نظر اساتید مثل مهدی محمدی و طائب و.... را بر نظر خود ترجیح میدهم اما این موارد جزئی آیا خبر از این نمی دهد که ما هر چند در شناخت حقیقت دشمن بهتر از او خودش را می شناسیم ولی در روند بازی های آن و سبک کار آنها هنوز به شناخت نسبی و متعادل نرسیدیم؟ استاد آیا اینها خبر از این نمی دهد که ما در روند معادلات ضعف داریم و این ضعف ها در مواردی در بحث فریب عوام و جهانیانِ بعضا از همه جا بی خبر موجب گمراهی می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که ضعف داریم ولی به نظر میآید همان عزیزانی را که نام بردید جوانب مختلف را با نظر به آنچه از میدان میدانند، با ما در میان میگذارند و خودشان هم جوانب دیگر را نفی نمیکنند. ولی بعضیها خیلی راحت حدس میزنند و اگر حدسشان محقق شد، میگویند ما که گفتیم. و اگر محقق نشد، خیلی راحت از آن ردّ میشوند. و البته همین امور را نیز طبیعی بدانید. مهم توجه به افقهای بلندی میباشد که در این جنگ، مقابل ما گشوده شده است و روایتهایی که باید از جایگاه تاریخیِ این رخداد داشته باشیم که در این مورد سعی شده است در مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor تذکراتی داده شود و از آن مهمتر، تذکراتی است که رهبر معظم انقلاب در پیامهای خود متذکر میشوند. موفق باشید
با سلام حضور استاد محترم: ببخشید استاد، تا جایی که متوجه شدیم کل مسیر حرکت ما معرفت نسبت به حضرت حق است. چه این دنیا چه برزخ و چه در قیامت. حالا این جمله که گفته میشه، مثلا فلانی با یک خدمت به والدین سال ها جلو رفت، به چه مفهومه؟ یعنی هزاران حجاب برایش کنار رفت؟ یعنی به معرفت رب نزدیک شد؟ یعنی خداوند را مثلا به رازقیت یافت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری همه چیز در قبضه حضرت حق می باشد ولی خود خداوند زمینه ها را فراهم می کند مثل همین تواضع و یا خدمت به والدین این موارد در حد معمول که با رعایت حقوق دیگران تنافی نداشته باشد زمینه های خوبی است برای آنکه رزاقیت خداوند جاری بشود. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه معلم هستی و همچنین استاد طاهرزاده عزیز. روز معلم رو به شما استاد گرانقدر تبریک عرض میکنم. کلماتی برای تشکر از رنج و زحمت و خون دلهایی که در راه تربیت و تعلیم و پرورش فرزندان سرزمین کشیدید و خوردید، پیدا نمیکنم و واقعا از خدای قادر و علیم و مهربان میخواهم که اجر شما رو به شیرینی و شایستگی بدهد. انشاءالله که همیشه در پیشگاه مادر سادات حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها سربلند باشید و هر آن مقرب درگاه الهی باشید و بهترین تقدیر برای شما رقم بخورد به دستان مبارک حضرت حجت ارواحنا فداه. کاش من یک نشانه ای پیش شما داشتم که هیچوقت اسمم رو برای دعا فراموش نمیکردید. خدای بزرگ عزت تان رو بیش از پیش کند. بهترین درسی که من از شما گرفتم و امیدوارم با دعای شما و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در موفق این مسیر باشم شور و شعور توحیدی هست. همه جا با اهل بیت علیهم السلام بودن و به تعبیر بهتر عین اهل بیت بودن، سلمان بودن، اباذری بودن، عمار بودن، خمینی بودن، حاج قاسم بودن و اکنون خامنه ای بودن. استاد دلمان خیلی برای آقا تنگ شده است. خوش به حال اونایی که حضرت آقا رو از نزدیک میدیدند، مراوده داشتند، خوش به حال فرزندان شون که از نسل ایشون هستند، آه حسرت دارم تا ابد و این جگر سوخته ما با هیچ چیزی آروم نمیشود. التماس دعا در نماز شبهای تان و هر لحظه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از الطاف جنابعالی. به امید اجابت دعاهای مخلصانه و ارزشمندی که لطف فرمودهاید. امید است که خداوند توفیق عطا فرماید و دعاگوی امثال جنابعالی باشم تا آنجایی که در ذیل ایمان، آری! ایمان، این غیر قابل توصیفترین حقیقتِ هستی، همچنان جلو و جلوتر رویم. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر، بنده مادر هستم، در زمان شیردهی به فرزندم نماز قضا دارم ، خواستم بدونم این در تربیت فرزندم موثر هست، تعدادی رو قضا کردم و میخونم هم بقیه اش رو اما نماز صبحم خیلی قضا میشه، روی فرزندم تاثیر منفی میذاره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود تلاش کنید و به رحمت واسعۀ الهی امیدوار باشید و با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شیردادن را آغاز کنید. موفق باشید
سلام و عرض ادب. آیا درست است اینکه بگوییم سلوک ما متوقف بر حرکت است و حرکت در زمانهٔ ما، یا نسبتی با جبهه جمهوری اسلامی به عنوان حافظ منافع و مصالح دین حقه الهی دارد یا ندارد. اگر حرکت ما نسبتی با جمهوری اسلامی نداشته باشد، گویی آن حضور نهایی را از خود دریغ کرده ایم و آن لذتی که در مقاومت و شهادت دادن به حقیقت هستیست را از دست دادهایم. و اگر حرکتمان نسبتی با جبهه اصلی جمهوری اسلامی و آن خطِ مقدم نبرد تاریخی میان حق و باطل داشته باشد، هر لحظهاش عاشوراییست و «احلی من العسل» در میان است. حالا در خصوص این حرکت میشود گفت که ابتلائاتی هم در میان است. بالاخره در راه رسیدن به کربلا، ابتلائات فراوان است. اینکه کسی امکان این را داشته باشد که در چنین نسبتی با جمهوری اسلامی حاضر شود، نیازمند گذشتن از ابتلائات است. در واقع باید از این ابتلائات گذشت تا باقی راه نمایان شود و اگر ابتلائات کسی را زمین گیر کند، امکان نظر کردن به باقی راه را از دست میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به زیبایی حضور عزیزانی نظر کنید که این شبها با نظر به عبور از تاریخِ سیطرۀ استکبار، با چنین شیداییها، پرچم به دست در میدانها حاضرند و این یعنی حرکت در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده. آری! به قیمت ابتلائاتی که در این مسیر برایشان پیش آمده و پیش خواهد آمد و بحمدالله به خوبی آمادهاند و این همان حضور سخن حضرت روح الله«رضوانالله تعالی علیه» است که در وصیتنامۀ خود فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»
خدا میداند این مردم با بصیرتی که دارند آمادۀ همۀ آن ابتلائات هستند و این را مادران و پدران و همسران شهدا نشان دادند به همان معنایی که ملاحظه میکنید چگونه یک زوج با یک موتور که همۀ دارایی آنها است؛ پرچم به دست با حرکات خود نشان می دهند چه اندازه بزرگاند. و این است که ما برندۀ این تاریخ هستیم در سرزمینی که به نام «ایران»، الهامبخشِ بشریت خواهد بود. آیا این همان فردایی نیست که ما در عزم این مردم و با نظر به آن افقهای دور و آماده برای ابتلائات بزرگ میتوانیم به نظاره بنشینیم؟ موفق باشید
سلام و احترام محضر استاد بزرگوار و بینندگان متن . ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی ... چه دارد میکند با ما رب الارباب؟ چگونه نبینیم که توحید جلوه کرده و میخواهد فرد فرد ما را موحدینی منقطع از همه اسباب کند؟ می گویند رهبر رفت ، موسوی رفت ، حاجی زاده رفت ، رشید رفت ، سلامی رفت ، باقری رفت ، هر کدام بودند خودشان به تنهایی لشکری بودند ، من میگویم والله اگر همه آن ها امروز بودند جنگ به همین شکلی پیش می رفت که امروز به سمت غرق کردن فرعون زمان می رود و اکنون فهمیدیم ما اصلا نبودیم و نیستیم و نخواهیم بود ... دیده ای خواهم سبب سوراخ کن / تا سبب را بَر کند از بیخ و بن
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در همین یک کلمه است که متوجه باشیم عنایتی خاص این مردم را فرا گرفته تا خداوند از این طریق، آنچه را در این زمانه اراده کرده است، به میان آورد. در این مورد به این فراز از آیۀ 44 سورۀ انفال فکر کنید که میفرماید: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» خداوند در دو جبهۀ مقابل هم در جنگ بدر، اراده کرده بود تا آنچه را که بنا داشت واقع کند، به میان آورد و حال این ما هستیم و این روزها و توجه به ارادۀ خداوند در راستای نابودی جبهۀ استکبار ، تا آنجایی که آمریکا و اسرائیل با همۀ تواناییهای تکنیکی نسبت به آنچه اراده کرده بودند ناکام ماندهاند و آری! این همۀ حرف در این زمانه است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: آیا تغییر شغل به معلمی رو با توجه به شرایط کنونی جامعه، پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بتواند معلّم شود و با روح جوانانمان گفتگو کند که اقیانوس انسانیت در دانه دانۀ آن عزیزان در تلاطم است؛ چرا به امر دیگری فکر کند؟ موفق باشید
سلام علیکم حضرت آقا تو پیام اخیرشان مبنی بر خونخواهی و قصاص قاتلان آقای شهید فرمان قتل صدر تا ذیل فهرست دست اندرکاران و مباشران را داده ، درسته؟ ترامپ و ونس و روبیو و هگست و کوشنر و ویت کاف هم شامل این لیست میشه دیگه؟ آیا منطقیه وقتی امام حکیم جامعه دستور قتل کسانی رو صادر کرده گروهی رو هم برای مذاکره با آنها بفرسته؟؟در این رابطه جایگاه مذاکره چه میشود ؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- امروز موضوعِ قصاص از طریق ایران و بصیرتی که در مردم پیش آمده، یک فرهنگ شده است تفکر تاریخی یعنی اینکه جبهه استکبار با روحیه تمامیت خواهی اش بنا داشت ایران مستقل را از میان بردارد و حال ما با تولد ایران جدیدی روبرو هستیم همراه با مردمی که متوجه آشوب داخلی نیز هستند میدانند لازمه این حضور تاریخی صبر و بصیرت و توجه به آن آینده بزرگ است و اینجا است که این ملت به جای قصاص ترامپ به عنوان یک فرد، موضوع انتقام را پیش کشیدهاند از آن جهت که قصاص کشتن یک نفر است در ازای آن کسی است که او کشته. در حالی که انتقام مقابله با شخصی است که نماینده یک فرهنگ است به همان معنایی که ترامپ رئیس جمهور آمریکا میباشد و به عنوان رئیس جمهور تصمیم گرفته پس انتقام از او انتقام از جمهور و جمعیتی است که او نماینده آنها میباشد . آری جناب مختار کسانی را قصاص کرد که آنها زیر نظر عبیدالله و عمر سعد که آنها نیز ذیل یزید ملعون بودند فعالیت میکردند که در جای خود موجب تشفی خاطر بازماندگان شهدای کربلا شد ولی حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجهالشریف» به عنوان منتقم با جریان یزید مقابله میکنند و بحمدالله مردم ما به عنوان منتقم با به قتل رساندن ترامپ و امثال او با یک جریان مقابله میکنند. و نگاه تاریخی کمک میکند تا متوجه تفاوت جایگاه تاریخی مختار با امامی که موصوف هستند به «این الطالب بدم المقتول به کربلا» باشیم و از این طریق است که ایران جدید به میدان میآید تا برای همیشه سایه ترور را نه تنها از کشور ایران بلکه از جهان دور کنند و این رسالت ایران میباشد که پیش آمده است و از این جهت انتقام، عملاً یک حرکت سیاسی میباشد در راستای سیاست گذاری جهان از طریق ایران. 2- البته در هیچ شرایطی مذاکره منتفی نیست، مهم آن است که آن مذاکره وسیلهای باشد برای تحقیر متجاوز و احیای حق ملت، و از آن جهت که مفاد مذاکرۀ ما با آمریکا عملاً تحقیر آمریکا بود؛ ترامپ زیر بار نرفت و به گفتۀ رهبر معظم انقلاب امضای خود را بیارزش و وحشیگری خود را ثابت کرد. به گفته سردار محسن رضایی چرا در حین جنگ با آمریکا همچنان مذاکره را ادامه ندهیم ؟ https://eitaa.com/matalebevijeh/23285 . چه اندازه خوب است که با دقت بر پیام اخیر رهبر معظم انقلاب که میفرمایند: « از اصولیترین امور، اصرار بر اتحاد مقدّس در همهی سطوح است، پرهیز از تفرقه و تنازع وظیفه همگانی است» باید متوجه باشیم طوری سخن نگوییم که شخصیت و نقش آنها مدّ نظر قرار نگیرد. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز در مورد بحث حضرت هارون و حضرت موسی وقتی حضرت موسی از کوه طور برگشتند جواب حضرت هارون این بود که به خاطر تفرقه با گوساله پرستی بنی اسرائیل مقابله نکردند حال سوالم این هست که بین شرک گوساله پرستی و تفرقه کدام اولویت دارد؟؟ و آیا نباید شرک که گناه نابخشودنی هست بر تفرقه ترجیح میدادند؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور آن قوم در غیاب حضرت موسی«علیهالسلام» آن بود که با پرستش گوساله، خدای حضرت موسی را میپرستند و از این جهت به حضرت هارون«علیهالسلام» میگفتند دخالت نکنند تا خود حضرت موسی«علیهالسلام» بیایند. و این غیر از آن نوع شرکی است که بهکلّی از آموزش انبیاء بیرون است که البته معلوم است این از تفرقه، خطرناکتر است. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: ما هرسال هم از باب علاقه هم تکلیف اجازه ترک راهپیمایی اربعین رو به خودمون نمیدادیم. در این چهار ماه و اندی هم نگذاشتیم یکشب حضور خیابانی مان قضاء بشه جز چند روز تشییع آقای شهید حال سوال اینجاست: این ایام که هم حضور خیابانی مردم کمتر شده و هم به ایام اربعین نزدیک میشیم، آیا حفظ سنگر خیابان که سفارش و خوشنودی رهبر انقلابه اولویت داره یا همچنان حضور در همایش اربعینی تکلیفه حتی درصورت خالی شدن خیابان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله بشود هر دو را جمع کرد با کمترماندن و زودتر برگشتن. مگر آنکه شرایط جدیدی پیش آید که باید نسبت به آن تصمیم جدیدی گرفت. موفق باشید
سلام و خدا قوت عرض میکنم: چرا در کانال منتسب به استاد، مطالب ویژه، فایلهای آقای مهدی محمدی که پر از خطای محاسباتیست بازنشر میشه؟ فهم بیانات و اوامر امام خامنه ای سخت نیست و اینکه صحبتهای آقای مهدی محمدی همسو نیست همیشه با امام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آقای مهدی محمدی به جهت اشرافی که دارند و با توجه به تخصص ایشان در جای خود نکاتی را میفرمایند که کمک میکند به موضوعات مطرح در این شرایط، فکر کنیم و البته این به معنای این نیست که ایشان بیاشکال باشند و یا بخواهیم مرید ایشان شویم. آری! باید در این موارد به نگاههای مختلف بیندیشیم و از آن مهمتر همدیگر را بفهمیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23076 موفق باشید
ما وظیفه خودمان را انجام میدهیم او هم وظیفه خودش را خیلی ها نگرانند. چون شروط ما نقض شده است نگرانند که نکند مسئولین واکنش لازم را نشان ندهند این نگرانی ها طبیعی و نشانه حساسیت مردم است. اما بدانید ورود به موضوعی در این سطح یا خروج از یک توافق و تفاهم نامه بین المللی یک تصمیم کوچک و روزمره نیست که با اولین نشانه اختلاف یا اولین نقض احتمالی همان لحظه همه چیز را تمام کنیم. گاهی فقط حق داشتن کافی نیست باید بتوانی حقانیت خودت را هم برای افکار عمومی که هنوز سوال دارند اثبات کنی. گاهی لازم است آن قدر سند و مدرک جمع بشود که هیچکس نتواند در باره بدعهدی دشمن تردید کند. گاهی لازم است طرف مقابل آن قدر در نقض تعهدات پیش برود که حتی نزدیک ترین حامیانش هم نتوانند از او دفاع کنند. گاهی ما از همه محاسبات امنیتی و نظامی و سیاسی خبر نداریم. نمیدانیم چه زمان بندی هایی در حال بررسی است. چه ملاحظاتی در میدان وجود دارد و چه اقداماتی در پشت صحنه در حال انجام است. خیلی وقت ها مسئولان مجبورند ده ها متغیر را همزمان مدیریت کنند. برای همین نباید هر سکوتی را به معنای بی عملی و هر صبری را به معنای ناتوانی تعبیر کرد. بارها اتفاق افتاده که عده ای از روی ظاهر ماجرا قضاوت کرده اند بعد از مدتی معلوم شده که داستان بسیار پیچیده تر از چیزی بوده که تصور میکردند. پس نگران نباشید مطالبه گر باشید اما مضطرب و نا امید خیر. وظیفه ما حفظ روحیه وحدت و خیابان است. بقیه اش را به خدا میسپاریم ما وظیفه خود را انجام میدهیم و رهبر انقلاب وظیفه خود را.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. حقیقتاً باید با همۀ حیلهگریهای دشمن نگران نبود به حکم: «إن الله یدافع عن الذین آمنوا» خداوند خودش مدافع آنهایی است که ایمان به خداوند دارند. و تا حال نیز چنین بوده. ولی آری! باید مطالبهگر بود به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: « ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود» موفق باشید
سلام علیکم استاد طارهرزاده عزیزم: با توجه به پیام رهبری و با توجه به خوشبینی آقایان مداح و منبری و مفسر به مسئولان و تیم مذاکره کننده: اگر ما و رهبری از امروز هیچ مطالبهای نداشته باشیم و با اعتماد کامل به مسئولین دیگر هیچ اعتراضی نکنیم چه اتفاقی می افتد؟ آیا درخواست رهبری از مردم برای پیگیری جدی اجرا شدن تفاهم نامه نشان از اعتماد کامل رهبری به مسئولان دارد؟ تعهد دادن رئیس جمهور به رهبری و این که ایشون گفته من مسئولیت تفاهم را قبول می کنم و ذکر این مطلب توسط رهبری در پیام به مردم آیا نشان از این دارد که رهبری از مردم اعتماد کامل (پشتی نرم زیر سر) به مسئولان را می خواهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آقای یامینپور میفرمایند: https://eitaa.com/yaminpour/6217 آن علی الاصولِ رهبری را نباید وسیلهای برای مقابله با دولت معناکنیم و از آن طرف به جهت آخرین نکتۀ پیام رهبری ما باید نبست به مفاد تفاهم مطالبهگر باشیم. آقای مهدی محمدی نیز در آخرین پیام خود نکاتی را برای فکرکردن روی موضوع مفاد مذاکره مطرح کردهاند که خوب است مدّ نظر قرار دهیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
سلام: به صورت عجیبی مطالبتان شور انقلابی و کنش گری را تضعیف میکند، سوالی است تا شما را به فکر بیندازد که اندیشه های جدید شما آیا دعوت به تفکری آرام در میان جنگی بزرگ نیست؟ اینک زمان کنش است و مطالبه، چیزی که در ادبیات فعلی شما دیده نمیشود!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید اندیشید که بحمدالله با ایران در جهان شروع شده و باید به انسانیت انسانها بیندیشیم که امری است با حضورِ جهانیمان. در «دولت ملت» که نوعی حضور تمدنی با نظر به آینده مدّ نظر میباشد، افراد همدیگر را درک میکنند و این حضوری است غیر از آن حضور که ارباب و کدخدا سرنوشت مردم را در دست دارد و از این جهت یعنی با نظر به «دولت ملت» و حضور تمدنی ایران، باید به امکان دیگری که پیش آمده است بیندیشیم. موفق باشید
با سلام و احترام: آیا می توان معرفت نفس را همانگونه که طریق محوری عرفان عملی دانسته شده به عنوان نقطه عزیمت و محور مطالعات برهانی و فکری هم دانست؟ آیا شدنی است یا مقدماتی دیگر لازم دارد در باب معرفت شناسی و خداشناسی و... به عبارتی آیا می توان کل مباحث فکری مورد نیاز را برای خودسازی و تمدن سازی از معرفت شناسی گرفته تا سیاست و حقوق با محوریت موضوع نفس استخراج کرد؟ برخی از بزرگان بحث را از معرفت شناسی آغاز کرده و به خدا شناسی و بعد انسان شناسی می رسانند. آیا میشود از نفس شناسی شروع کرد و شعب دیگر را استخراج کرد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، نوع رویکرد ما به موضوع معرفت نفس است. آری! آنطور که علامۀ طباطبایی در «رسالۀ الولایۀ» باب بحث را گشودهاند و آیت الله جوادی آملی دو جلد در شرح آن کناب نوشتهاند، حقیقتاً معرفت نفس «انفع المعارف» خواهد بود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: میشه این روایت رو واسم تا جایی که در توانتون هست شرحش بدین؟ «الحكمة عصمة»
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با تواناییهایی که دارید خود جنابعالی میتوانید جواب این نوع سؤالات را در فضای مجازی بیابید به عنوان مثال جواب این سؤال در سایت https://hafezasrar.blogfa.com/post/2368 هست. که میفرماید: «الحكمة عصمة، العصمة نعمة.» حكمت و دانائى نگهبان اين كس است و مانع او از ارتكاب قبايح و محرّمات و شرور و منهيّات، و اين نگهبانى و منع نعمتى است از جانب خدا و لطفى از او. موفق باشید
استاد جان سلام: ما بحمداللَّه در جمع دوستانی هستیم که در مسجد و مراسمات مذهبی و این جنس کارها حضور دارند و سال های زیادی هست که دوستی ما ادامه دار بوده و در فراز و نشیب ها حفظ شده. اما مطلبی هست و اینه که یکی از این رفقا اخلاق هایی داره که در کارهایی که انجام میده دید ما ها را نسبت بهم دیگر کمی تغییر داده اما در مقابل ما هم تفأل خیر به کارها میزنیم ولی بعضی از جاها سیاست هایی که به خرج میده و فضا را به سمت دیگری می بره برامون خیلی روشن و ملموس میشه. با این اوصاف پیشنهاد شما چیست و چگونه باید برخورد کرد؟ اگر هم صلاح میدونید نصیحتی بکنید که در چنین مواردی به صورت کلی بدونیم باید مبنا مون چی باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امورسیرۀ اولیای الهی و علمای ربّانی باید مدّ نظر باشد و در هر موردی در عین تحمل و اغماض نسبت به ضعفهای همدیگر، ملاکِ ما سیره و سخن آن عزیزان باید قرار گیرد و در این رابطه با یکدیگر صحبت و مراوده داشته باشیم. موفق باشید
با سلام و احترام: موضوع تاریخ یکی از مباحث مهمی است که افراد یک جامعه باید به آن توجه داشته باشند. اما آنچه امروز به عنوان تاریخ شناخته و بیان میشود صرفا بیان حوادث و وقایع با محوریت انسان است و نسبت چندانی با حقیقت ندارد. اگر در پی یافتن مفهومی صحیح از تاریخ باشیم چه تعریفی میتوانیم از تاریخ حقیقی داشته باشیم؟ اصلا تاریخ چیست و چگونه باید به آن نگریست؟ تاریخ حقیقی چه ویژگیهایی دارد؟ اگر استاد گرامی، منابعی هم در این زمینه میشناسند ممنون میشوم معرفی نمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تاریخ به عنوان ظهور ارادۀ الهی از آن طریق و مواجه شدن با حقیقت در آن شرایط تاریخی، امر بسیار مهم و دقیقی میباشد. پیشنهاد میشود در رابطه با زمانشناسی ابتدا قسمت اول کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو»https://lobolmizan.ir/book/1599 و پس از آن به مباحث هرمنوتیک که ذکر روح تاریخی هر رخداد است رجوع شود. به عنوان نمونه https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%87%D8%B1%D9%85%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%DA%A9&tab=sounds . موفق باشید
سلام استاد: در دفاع از مذاکره به مهدی محمدی ارجاع میدهید در حالی که ایشان مشاور قالیباف هست و مشخص هست که ایشان باید مدافع باشد! فرمودید بیست سال است که میشناسیدشان، یعنی چون بیست سال است ایشان را میشناسید ممکن نیست تحلیل غلطی ارائه دهند؟ قالیباف پارسال هم که رهبری نهی از مذاکره میکردند مدافع مذاکره بود! چطور است که اقتصاد به شدت لیبرالی این دولت را قبول ندارید اما سیاست خارجیش که بیشتر در مذاکره با قاتل آقا خلاصه شده قبول دارید؟ انتقادات مخالفین مذاکره نظیر آقای نبویان و آقای فواد ایزدی را شنیده اید؟ شنیده اید آقای فواد ایزدی که ناقد برجام بود گفته این مذاکره بدتر از برجام هست؟ چطور است که بیانات آقا نصب العین ماست به خصوص گام دوم که برای چهل سال بعد نوشته شده فقط آن قسمتش با شرایط فعلی جور در نمیآید که فرمودند مذاکره با آمریکا ممنوع است؟ شمایی که در زمینه رسانه بحث دارید، تحت تأثیر حرفهای مهدی محمدی نیستید؟ الآن بعد پنجاه روز از آتش بس و مذاکره چه عایدی ما شده؟ جز اینست که جبهه لبنان عاشورایی به پا شده و آتش بس ما یک طرفه شده؟ چطور آقای مهدی محمدی که برای آمادگی مردم برای شهادت رهبری مقدمه چینی کرد که مردم باید آماده باشند و انسجامشان را از دست ندهند! تحلیل درستی دارد؟!! استاد اگر در وصیت نامه هم صحبت از ممنوعیت و خسارت بار بودن مذاکره با آمریکا شده باشد باز هم اینقدر از مذاکره تمجید میکنید؟ این مسئولین همان مسئولینند که پارسال علیرغم نهی های مکرر رهبری از مذاکره باز مذاکره میکردند که منتهی به جنگ بود! چه شده که بعد شهادت رهبری و داشتن همان دست فرمان میفرمایید مذاکره شان فرق دارد؟ چرا رهبرشهید مردم را مبعوث خواندند نه مسئولین را؟ چرا رهبری در بیانیه ای که صحبت از سکوت صحنه نبرد میکنند به کشورهای منطقه فرمودند به آمریکا اعتماد نکنید؟ در مذاکره ما میتوانیم اعتماد کنیم؟؟؟ چرا از مذاکره با قید اگر فرض ضرورت استفاده کرده اند؟ چرا از سامری اسم برده اند؟ سامری امت در روایات کسی نیست که فریاد لا قتال سرداده باشد؟!! یک مهر پارسال هم فرمودند بیست سی سال دیگر با دولت فعلی آمریکا نمیشود مذاکره کرد! این حرف هم از نظر شما با شرایط فعلی تطابق ندارد! رهبری که پیشگویی کرد مردم مبعوث میشوند حواسش نبود جنگ بعدی در راه هست و خودش شهید میشود و لابد از نظر شما این حرف ایشان در شرایط فعلی کاربرد ندارد! چطورست که حرفهای مهدی محمدی در توجیه مذاکره با قاتل رهبری برای شما از حرفهای خود رهبر قانع کننده تر هست؟ دولت فعلی با شعار مذاکره روی کار آمد مذاکره با شیطان بزرگ تز همین دولت هست. پارسال علی رغم نهی های مکرر رهبر اینها مذاکره میکردند و هروقت آقای عراقچی میگفت به جاهای خوبی رسیدیم جنگ شد! چه شده که ماهیت مذاکره این افراد الآن عوض شده؟ چرا پیش شرط مذاکرات در پاکستان رعایت نشد که وحدت ساحات بود؟ آقای قالیباف خودش توییت زد که لبنان اگر آتش بس نشود ما وارد مذاکره نمیشویم ولی وارد شدند!چطور مذاکره با طرفی که میخواهد به تعبیر رهبری ایران را ببلعد، آن هم در جنگ وجودی خیر شده؟ استاد از مذاکره با قاتل رهبر چطور حمایت میکنید؟؟؟ چرا رهبری در بیانیه به مجلس توصیه کردند که مطالبات مردم مبعوث را محقق کنید؟ این بدین معنا نیست که مردم از مسئولین جلوترند در حالی که شما مسئولین و مردم را یک کاسه میکنید؟؟؟ خودتان از تأثیر رسانه گفتید و جای اینکه تحت تأثیر صحبتهای رهبر شهید باشید مذاکره با طاغوت را با براهین مهدی محمدی تئوریزه میکنید! انتهای این مذاکرات را که جز خسارت در بر نخواهد داشت خواهیم دید استاد! حیف شما استاد عزیز که از مذاکره با قاتل رهبری دفاع میکنید! ادعا هم میکنید که تاریخ عوض شده! مثل اینست که ادعا شود با بت پرستی که زمان نوح بوده با بت پرستی که زمان پیامبر دیگری بود فرق دارد زمان نوح بد بوده و زمان مثلا شعیب خوب شده! در حالی که شکلش فقط تغییر کرده خیر که نشده!! میدانم صحبت مرا قبول ندارید. پاسخی هم نمیخواهم. ولی از استدلال شما درد میکشم. استاد طاهرزاده عزیز از مذاکره با طاغوت که قاتل آقاست دفاع میکند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ورود به این موارد بسیار پیچیده و حساس است. عرض بنده آن است که نظرات همۀ عزیزانی که به نحوی دلسوز نظام هستند، ولی با تحلیلهای مختلف؛ دنبال کنیم و در نهایت خود ما باید تصمیم بگیریم. البته به نظرم بهتر است با دقت بیشتر مطالب را دنبال بفرمایید تا گرفتار میدان صفر یا صد نشویم. موضوع بسیار پیچیده و حساس است و با دشمنی روبرو هستید که در مدیریت رسانهها سابقۀ صدساله دارد. با نگاه و باور توحیدی به شکست آمریکا و خودآگاهی نسبت به جایگاه و خطرات رسانه در مقابل الهامات بعثتگونه در مردم و خصوصیات اُمّی بودن جان مردمِ ما، امری است ماورای تحلیل رسانهها که به دنبال آن میباشند تا جهانی را که میخواهند برای مردم ما بسازند و تصویر کنند. اینجاست که اهمیت نگاه توحیدی و ایمان به سنتهای لایتغیر الهی مشخص میشود، تا گرفتار فضای رسانهای نباشیم، رسانههایی که سعی دارند تا کرامت انسانی و شرافت معنوی ما مدّ نظرما نباشد، امری که ما باید به نحوی با خود در میان بگذاریم تا تجدید عهدی باشد با آن رهبر شهید، با نظر به هویت معنوی آن مرد الهی در عین آزادمنشی و آزاداندیشی و شجاعت و بصیرتی که حاصل ایمان به سنت های الهی بود. البته بسیار باید نسبت به نقشه دشمن که اختلاف بین دوستان انقلاب است هوشیار بود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/97 و بنده احساس میکنم بعضی از رفقا نسبت به مسئولین کشور که با تمام وجود در مسیر دفاع از انقلاب و مردم ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب تلاش میکنند بیانصافی میکنند و تا آنجا ادب و انصاف رعایت نمیشود که ما نمیتوانیم سوالات ایشان را در معرض نظر دیگر کاربران قرار دهیم. آیا در آن کلمات حضور نقشه دشمن به خوبی آشکار نیست که به جای فهم همدیگر نفی همدیگر میکنیم؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای میفرمایند:
«بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههم پیوستۀ ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با این شعر چیست؟ «زدستم بر نمیخیزد که یک دم بیتو بنشینم / به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم / من اول روز دانستم که با شیرین در افتادم / که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم» سعدی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت نظر به حق و حقیقت، تا آنجا انسان را جلو میبرد که چیزی جز نظر به او برایمان نمیماند و این یعنی «فنا». از آن جهت که تناهی رویداد حقیقت به منزله پوشیدگی ذاتی انسان میباشد تا حضرت محبوب خود را بنمایاند. موفق باشید
سلام علیکم: در جواب کاربر سوال شماره 41677 که مرقوم فرمودید: مطالبات تغییر سیاست اقتصادی را نیروهای حکیم و کاردان و انقلابی می بایست انجام دهند تا تقابل با دولت پیش نیاید؛ بنظر می رسد در وهله اول صدا و سیما، و سپس سازمان تبلیغات اسلامی، ائمه جمعه و دیگر متولیان برگزاری تجمعات باید پیشران در این خط دهیِ مدارا محور و مطالبه مشفقانه باشند تا هم اثر و انعکاسی بیشتر از چند پلاکارد دست نوشته داشته باشد و هم نوع مطالبه و ادب و آداب آنرا به عامه منتقل کند و هم وقتی درد از زبان مسئولین بازگو شود، قطعا به تعداد حاضرین تجمعات و پویایی آن افزون می شود؛ اما با صد تاسف نامبردگان هنوز به جد تصمیمی برای این موضوع و طرح حقوق حقه مردم ندارند و به شدت هراسان هستند! حال آنکه خطر پیشگام نشدن در این مطالبه، به مراتب بیشتر از موضع بیطرفانه است. مسلما وقتی از مطالبات سخن می گوییم مصداق و راهش را هم باید به مردم ارائه دهیم، که در اصلاحات کلان این امر با حرکت مسئولین معتمد و کاردان با پشتیبانی و حمایت مردمِ در صحنه امکان پذیر است که فعلا رخ نداده است و همین جا از نامبردگان تقاضامندم قبل از آنکه دیر شود حرکت را شروع کنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همانطور که آقای استاد مهدی محمدی در سخنان خود میفرمایند و با توجه به اشرافی که ایشان نسبت به جریانهای جاری کشور دارند؛ در کلان قضیه، کارها به درستی جلو میرود و ایجاد شک و شبهه، کار درستی نیست. مهم آن است که به آینده، در میانمدت و بلندمدت فکر کنیم با کلاننظری، و از این جهت مشغول جزئیات نمیشویم و جبهۀ تروریسم را که امیدوارِ برجستهکردن تفاوتها میباشد، ناکام میگذاریم. موفق باشید
سلام علیکم: در این شب ها که تجمعات شرکت میکنیم توفیق نماز شب برای مان کمتر شده چه پیشنهادی میفرمایید که هر دو را بتوانیم انجام دهیم؟ دعا بفرمایید که انشاءالله بتوانیم توفیق این شب ها و نماز شب را از دست ندهیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با توجه به اهمیت حضور در میادین و خیابانها، قضای نماز شب را پیشه کنید؛ ثواب آن نصیبتان میشود. ولی چه بهتر که طوری مراسم شروع و به انتها برسد که توفیق نماز شب پا برجا باشد مثل تمام کردن مراسم در ساعت ۱۱ شب. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: خدا قوت. بخدا قسم روزی نیست که سینمون سنگین نشه و قلبمون درد نگیره که این پلیدترین موجودات روی زمین چه شد و چطور به خودشون جرأت دادند امام ما همه وجود ما دین و دنیای ما را بزنند. فقط میگیم اللهم انا نشکو الیک... بلکه قدری آرام بگیریم. بگذریم که در این رابطه حرف خیلی زیاده. فقط تو را خدا شما که تریبون دارید مخاطب دارید یه طوری بگید که درد اصلی ما چیه. ما تا دنیای آنها را به آتش نکشیم آرام نمیشیم. ما شکایت به خدا و امام زمان میبریم که اون موقع که رهبر عزیزمان را تهدید کردند صدایی از اونها که باید بلند میشد نشد، یا درخور نبود. بماند درد اینکه اندک صداهایی که مردانه اومدن تو صحنه را هم ساکت کردند و پشت تریبون عمومی و حتی بین المللی گفتند اینها یه عده ای هستند برای خودشان سر و صدا می کنند! همه ده شرط به یک طرف، انتقام خون رهبری یه طوری که دیگه جرأت نکنند حتی مرجعیت شیعه و ولی فقیه ما را تهدید کنند به یک طرف. باید بفهمند شیعه برای توهین و کوچکترین تعرض به امامش هم دنیا و رؤیای آنها را به آتیش میکشه چه برسه برای به شهادت رسوندنش. تو را بخدا یه وقت لابلای این هیاهو و مطالبات و... این مهم ترین گم نشه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بلایی فکر کنید که فرهنگ شیعه در این زمان با رهبری آن امام شهید بر سر جهان استکبار آوردند. جهانی که گمان میکرد به اوج خود رسیده و با سبک حضورِ رهبری در این جهان، آنها در اوج بیمعنایی خود هیچ راهی نمیشناختند مگر آنکه او را به گمان خود از میان بردارند. این حکایت همۀ آنهایی است که گمان میکنند میتوانند اولیای الهی را «فقتل من قتل و سبی من سبی واقصی من اقصی» پس کشته شدند آن کسانی که کشته شدند و اسیر شدند آنان که اسیر شدند، و از وطن آواره شدند آن کسانی که آواره شدند. به امید آینکه از بیتاریخی، خود را نجات دهند و اتفاقاً درست برعکس شد و از این جهت آری! در مورد شیطان گفتهاند: «در جهان جنگ، این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». بیچاره، هزار نقشه میکشد و بعد ناکام میشود. خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تابآوری» و «ایمان» میتوان جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آیندهای که در خود آغاز کردهایم. و این است معنای انتقامی نرم از جبهۀ استکبار که آن رهبر عزیز نسبت به انتقام حاج قاسم مطرح فرمودند. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر استاد اینکه در نوشته های اخیرتون اشاره به اینکه در انقلاب مرگ تبدیل به شهادت شده و بل احیا عند ربهم یرزقون رو میفرمایید که مربوط به برزخ و.. نیست که همه دارن بلکه یه حضور خاصیه، منظورتون اینه که با رفتنش در همین دنیا حضورش فقط نظم بازی استکبار رو بهم میزنه یا اینکه این حضور رو شهید یا میتی که در حضور انقلاب از دنیا رفته رو خودش درک میکنه؟ و بعد از مرگ در این حضور باقی هست در برزخ و... خودش؟ یعنی میخواستم بپرسم اینکه فرمودید حضورش مربوط به برزخ همه اموات نیست ، اما خب همون حضور خاص توحیدی رو خودش بالاخره در برزخش حس میکنه، درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور شهید بعد از شهادت، همانی است که رهبر شهیدمان از آن خبر دادند و فرمودند: «شهدا مایه رونق حیات معنویاند در کشور. حیات معنوی یعنی روحیه، یعنی احساس هویّت، یعنی هدفداری، یعنی به سمت آرمانها حرکتکردن، عدم توقّف؛ این کار شهدا است؛ ... وقتی میروند، با جان خودشان: «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون؛» ... وقتی میروند، معنویّتشان، صدایشان تازه بعد از رفتن بلند میشود. نطق شهدا بعد از شهیدشدن باز میشود، ... با ماها دارند سخن میگویند... اگر این پیام را بشنویم، روحیهها قوی خواهد شد، حرکت، حرکت جدّیای خواهد شد....»(۱۴ آبان ۹۷) و این، نوعی حضور در همین دنیا میباشد. موفق باشید
