بسمه تعالی سلام علیکم. ۱.در نظر به پاسخ پرسش ۴۱۵۳۵؛ معداتی آیا ریشه ای در حقیقت ندارند؟ یعنی چیز هایی تصادفی هستند که تصادفی شکل گرفته اند و میتوان با عزم، بود و نبودشان را خنثی کرد؟ و نیز اگر معد و زمینه هستد، زمینه برای چه اند؟ برای اینند که با عزم آنها را خنثی کنیم و ان زمینه ها به هدفشان نرسند و پوچ شوند؟ ۲.پس شناخت قدر و منزلت نفس چگونه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال مُعدّات، مُعدّات هستند و از اینکه میتوانند زمینه باشند تا نفس ناطقه در بستر آنها راحتتر تصمیم بگیرد؛ ولی نفس ناطقه در جایگاه خود میتواند به جهت ذات انتخابگری که دارد بر خلاف همان معدّات تصمیم بگیرد. به همین جهت حتی فرمودهاند زنازاده میتواند از انسانهای بزرگ بشود. آیت الله حائری شیرازی در کتابی که در رابطه با تعلیم و تربیت نگاشتهاند، موضوع مافیالانسان و مافیالشرایط را در این رابطه روشن میفرمایند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار ارزش جهاد چقدره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان نکاتی که مولایمان در رابطه با جهاد فرمودهاند همۀ حرف است که خوب است به آن نکات رجوع شود. تا آنجایی که میفرمایند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة». موفق باشید
سلام واحترام. دعوت دیگران برای آمدن به میان مردم بطور کلی وافراد که همچنان جبهه قوی دارند مثلا میگن اینا که تو خیابون خودشون گفتن ترامپ بیاکمک حالا ریختن تو خیابون. یا بزن که خوب میزنی ؛میگن نگویین اینا که نزنند.شهادت بچه ونوزاد تقصیر پاسدار جماعت ميدونند وباید کلا نابود بشن چه بگیم فقط افراد که بشه .نه بحث این حرفا اون هم بخاطر وظیفه دفاع وپشتیبان از ایران وایرانی غیرتمند
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضورِ مردمیِ این شبها بسیار عظیمتر از این سخنان است. حقیقتاً یک عنایت الهی میباشد در مقابل نقشۀ نتانیاهو که گمان میکرد با حملۀ نظامیِ اولیه، وطنفروشان به خیابان میآیند و رژیم را سرنگون میکنند. غافل از آنکه حضرت ربّ العالمین با نوری که در قلب مردم انداخت، چیز دیگری را اراده کرده بود. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 نکات ظریفی را در این رابطه در کلام خود به میان آوردهاند که خوب است بدان توجه شود. موفق باشید
سلام راه علاج صفت اخلاقی خمود(کتاب معراج السعادة نراقی) چیست؟ تشکر -
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مباحث «معرفت نفس» و نظر به حضور بیکرانۀ نفس مؤثر خواهد بود. در رابطه با مباحث «معرفت نفس» میتوانید به کانال مربوط به این موضوع رجوع فرمایید و از شرح هریک از اساتید که احساس میکنید با روحیۀ شما بهتر میخواند، استفاده نمایید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh موفق باشید
با عرض قبولی طاعات و عبادات خدمت استاد عزیر: امسال ماه مبارک با جنگ آغاز شد جنگی که تمام دین و ملیت ما را مورد هدف قرار داده از طرفی شرایط سخت جنگ و از دست دادن عزیزان ناگوار و تلخ است اما از طرف دیگر خدا طبق سنت خویش سکینه و آرامش را در دل مومنان نازل کرده تا ایمان تازه تری پیدا کنند ایمانی که قبلا تجربه نکرده اند خود را در آغوش گرم خدواند می یاید و برای مدتی خودش را از پوچی دوران آزاد می کند حالا بین دو چیز متضاد گیر افتاده ایم از طرفی از جنگ و آثار ویرانگرش بیمناکیم و از طرف دیگر تازه با این ایمان جدید مانوس شدهایم نکند با اتمام جنگ این ایمان هم برود باید چه کار کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در پرسش و پاسخهای شمارۀ 41313 و 41317 عرض شد؛ موضوعِ پیش آمده ما را وارد میدانی میکند تا سنت خداوند را در مقابله با سیطرۀ رسانه درک کنیم امری که در جلسات «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 به آن پرداخته شد. موفق باشید
سلام مجدد: در جواب سوال ۴۲۰۷۴ فرمودین: فکر نمیکنم جایگاهی برای تفاهم حتی تفاهمی که مفاد آن را ما تعیین کرده باشیم باقی مانده باشد. به هر حال این رهبر انقلاب هستند که با بصیرت تمام و درک شرایط تاریخی مان تصمیم میگیرند. استاد واقعا هنوز فکر میکنید موضع ما در مذاکرات از سر قدرت بوده و ما مفاد تفاهم رو تعیین کردیم؟؟؟ اگر قبلش به شما میگفتیم و شما ما را متهم به کج فهمی و تندروی میکردین الان که امثال ونس و ترامپ علنا گفتند که مذاکره برای خریدن وقت و ابزار فریب بوده هنوز شما سر حرفتون هستین؟؟؟ الان که حتی تو بیانیه سپاه هم اشاره شد که نتیجه این تفاهم و آتش بس جایگزینی ذخایر نفتی آمریکا شد شما نمیخواهین به موضع اشتباهتون اعتراف کنید؟؟؟ از همه اشتباه تر اینکه همه چیز را به تصمیم رهبر گره میزنید این حرف شما روی دیگه جمله همه چیز هماهنگه وفاقیون بیمار دل بوده است که رهبری با پیام علی الاصول باطن آنها را که از اول برای ما مشخص بود برای همگان آشکار کرد! محض اطلاع رهبر دیکتاتور نیست که همه چیز با تصمیم ایشان باشد - مسؤلین مصلحتاندیش هستند و ترسو و بعضا خائن - فضای جامعه و مردم دچار فتنه و فریب و لفاظی مسؤلین - امام شهید در کمتر از یک ماه قبل از شهادت دوبار به کودتا اشاره کرده اند و از زمانی که از مردم خواستند کمر کودتاگر را بشکنند آب از آب میان مسولین ما تکان نخورده است ولی متاسفانه شما و دیگران شبیه شما تنها به همان بخش از دلسوز بودن مسولین اشاره دارید در صورتیکه به تعبیر قرآن بیمار دلان دچار خطای محاسباتی هستند هر چند که دلسوز باشند به تعبیر من هم خاله خرسه هم دلسوز بود و هم حست نظر داشت اما خطای محاسباتی او باعث نابودی آن شخص شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این مورد جایگاه تأکیدات فوق العاده اساسی رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم سوء ظنّ به مسئولان مربوطه را مورد توجه قرار داد و نسبت به جایگاه تاریخیِ آخرین پیام ایشان فکر کرد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ» https://eitaa.com/matalebevijeh/23331 شده است. با توجه به این امر اگر سعی کنیم نگاههای متفاوت جاری در امور کشور را که دلسوزانه کارها را جلو میبرند؛ مدّ نظر قرار دهیم، جایگاه حضور تاریخی و تمدنی خود را بهتر درک میکنیم و اینجا است که اگر به مصاحبۀ آقای عراقچی فکر کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/330 و یا به سخنان اخیر آقای مهدی محمدی که شب گذشته در برنامۀ «به وقت ایران» نیز متذکر فرصت ما با پذیرفتن آتش بس برای آمادهشدن در مقابله با آمریکا شدند، بیندیشید https://eitaa.com/barzegar1359/4384 جریان را طور دیگر خواهید دید و از خطری که در بحث ««ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ» بدان گوشزد شد، رهایی مییابیم، از آن جهت که در کلمات شما نوعی نفی و نه نقد و نوعی تقابل با جریانی که مانند شما فکر نمیکنند؛ احساس میشود. به عنوان پیرمردی که در دل انقلاب اسلامی مسئولیتهایی داشتهام اجازه بدهید پدرانه عرض کنم: آیا خطر اینکه از افق گشودۀ حاضرشدن در نگاه رهبری فاصله بگیرید را در خود احساس نمیکنید؟! در حالیکه معلوم است نسبت به اهداف انقلاب اسلامی دغدغهمند هستید؟ موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: از میان دوستان قدیمی، دوستی داشتم که به نظام خودمون خوش بین نبود، کم کم شدتش بیشتر شد، تا جایی که برای شهادت آقا خوشحال بود.😔 من دیگه باهاش ارتباط ندارم، اما نمیدونم چیکارکنم، یکبار بهش زنگ بزنم و سعی کنم حرفهایی که میدونم درست هست رو بهش گفته باشم؟ سعی کنم و تلاش کنم براش؟ یا کلا باهاش ارتباطم رو قطع کنم؟ دوستیمون خیلی عمیق بود، هم دلم برای دوستیمون میسوزه هم خودش که با انتخاب های غلطش، آخرتش رو نابود میکنه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر زمینۀ انصاف دارد؛ نباید با او قطع رابطه کرد. ولی اگر حقیقتاً اهل انصاف نیست، چرا وقت خود را صرف او کنید. موفق باشید
سلام استاد گرامی: در مصلای امام خمینی، در مراسم وداع با امام شهید، یکی از مداحان گفت: «مردم بیاین دعا کنیم رهبری به خوابمون بیاد.» دلم شکست. بنده بعد از شهادت امام خامنه ای، دوبار خواب ایشون رو دیدم. صرف نظر از محتوای خواب، خوشحال بودم که می بینمشون و خوشحال بودم که من رو دیدند و به خواب من اومدند. ولی وقتی از یکی از اساتید تعبیر خوابم رو جویا شدم، بهم توصیه کردند که از هوش مصنوعی بپرسم. از این پیشنهاد دلم گرفت. مگه هوش مصنوعی، عشق میفهمه!؟! احساس کردم شاید آدم هایی مثل بنده که ایمان و عمل و علم معمولی دارند، رابطه شون با عوالم دیگر قطع است و گویا حتی خواب هاشون هم نمی تونه پیام یا بشارت یا هشداری از عوالم دیگر داشته باشه. گویا ما عوام، هر چه و هر کس که در خواب و بیداری حس می کنیم، اگر حاصل روزمرگی نباشد، نهایتا ریشه در مسائل روانشناختی دارد. باور این موضوع خیلی دردناک است. بنده ی عوام، من عوام نمی دونم چجوری توضیح بدم که مسائل من در نظر خواص لااقل در حد شنیده شدن، اهمیت داشته باشد. ببخشید مزاحم شدم. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم : مگر حکایت ما با آن رهبر شهید در حد آن است که آن عزیز به خواب ما بیاید و یا نیاید؟ در حالی که همواره میتوان با او زندگی کرد هزار برابر بیشتر از آنکه به خوابمان بیاید. ازآن عجیبتر که از جناب هوش مصنوعی بخواهیم خواب ما را تعبیر کند. آری اگر به دنبال آن هستید که آن عزیز به خوابتان بیاید و از این همه حضوری که او در جان ما به وجود آورد و با گفتار و رفتار خود راههای بلندی را نشان داد غافل شویم، معلوم است که کارمان به هوش مصنوعی می کشد.🤔
سلام و رحمت خدمت استاد بزرگوار: استاد فکرِ تاسیس مدرسهی غیرانتفاعی به ذهن دستاندرکاران هیأت مذهبی شهر رسیده، ممنون میشم نظرتون رو راجع به مدارس غیرانتفاعی بفرمایید و ما رو راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نظر کلی رهبر شهید آن بود که ما بیشتر نظام آموزشی کشور را تقویت نماییم و مدارس غیر انتفاعی به عنوان واسطه باشند تا ما بالاخره نظام آموزشی کشور را تقویت نماییم. در سال ۴۲ در این رابطه به طور ظریف مطالبی را فرمودند که خوب است به آن مطالب رجوع شود
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=52723 موفق باشید
سلام و ارادت: چند پرسش داشتم خدمتتون عرض میکنم به امید آگاهی: ۱. در جامعه (غیر دینی منظورم نیست، جامعه دینی) وقتی بحث از مقصود و آرمان زندگی میشه ناخودآگاه اکثر افراد روی اینه که اگر شخصی خیلی ابهت داشته باشد و رفیق داشته باشد و ارتباطات زیادی دارد آدم خوب و زرنگ و جا افتاده ای هست؛ تا اینجا که هیچ اما وقتی همین بحث میشه محل مسابقه و آرمان و سنجش بین افراد. حالا با این فضا اگر به همین جامعه ایمانی بگی فلانی که بی کس و کار نه تو اجتماع بالاست نه در انظار مردم اگر به مردم و این جامعه بگیم که امام حسین اینو قبول کرده و نگاه ویژه ای به این داره نسبت به بقیه افراد، جامعه خواهد گفت: چه خوب اما این چه خوبیست که به حال آن فرد غبطه نمیخورن. سوال اینه در بین مفاهیم حقیقی و دینی باید دنبال مفهوم خاصی بگردیم و به سمت آن بریم که مورد غبطه دیگران باشیم یا نه در روز موعود جایگاه ها عوض میشود (خافضه رافعه)؟ نقطه تطبیقیش با حال خودم اینه که ممکنه نماز شب بخونم زیارت عاشورا بخونم و.. اما ناخودآگاه فکر میکنم خب که چی نه آدمو در اجتماع عزیز میکنه نه رفیقی دارم، در تنهایی که کسی درکم نمیکنه بعد فکر میکنم مثلاً این همه اعمال و اعتقادات کار میکنم فقط برزخ خوب میشه اونم چون نمیدونم چطوریه هزار تا سوال مطرح میشه که بالاخره لحظه حالم که داره الکی میره چون نه ارتباطات عمیقی پیدا کردم نه رفیقی نه همسری و.. آره درسته که کار خوب میکنم ولی این ناخودآگاه که اینطور فکر میکنم و ناامید میشم به لحظه حال و زندگیم و افسوس میخورم که مثل بقیه کاش کسی بودم دو تا رفیقی و مونسی داشتم (دعا بفرمایید و لطفاً توضیح بدید باید چطوری نگاه کنم که اگر دنیا هم پشت کرد بهم من آرام باشم و دنبال این نباشم که کسی باشم که بقیه غبطشو میخورن یا اگه تنها بودم لاکی نباشه برام و خودم رو به اجبار قانع نکنم که حالا اینطور شده و دنبال جملات مسکن بگردم...(جوانیم که عاشق برزخ و قیامت و امام حسین و حضرت علی اکبر علیه السلام و بهشت و فضایی هستم که در توصیف آن گفته اند که لایبغون همه حولا، فکر و ذکرم معاد است کسی صحبت از مرگ میکنه سراپا گوش میشوم و همین مفاهیم منو نگه داشته و کمی طاقتم بیشتر میکنه) لطفاً کمکم کنید. با تشکر از استاد عزیز❤️
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضوری است که انسان در نزد خود دارد. در این حضور است که انسان، جهانی میشود در نزد خود. در این حالت، فرق نمیکند «زیر دریا خوش بود یا روی آن». پیشنهاد میشود کتاب «آشتی با خدا» را که روی سایت هست، مطالعه فرمایید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده در سوالات دیدم فرمودید که در حال عبور از آینده ای که لیبرال ها تصویر کردن هستیم !!!! چطور اینرا می فرمایید در حالیکه دوست و غیر دوست همه در حال تحلیل این هستند که جمهوری اسلامی پوست اندازی کرده بله در جنگ قدرتمند حاضر شد و پیروز میدان بودیم تا به اینجا اما اگر انسانها و زندگی و طلب آنهارا مد نظر قرار دهیم اتفاقا در بعد از جنگ وضع حجاب و همزمان پارتی های رقص و مشروب خواری آنهم با لوکیشن دقیق در فضای مجازی و آزاد نشان از تغییر جمهوری اسلامی دارد اینها مثال بود برای اینکه جامعه و همچنان حکومت از اسلام سیاسی فاصله خواهد گرفت و به اسلام فرهنگی و مبلغ دین مثل ترکیه نهایت تدبیل خواهد شد و شما نیک میدانید اصل و اساس انسان است اصل و اساس حکومت هم انسان است حکومتی که عملا نشانه های قوی در او ظاهر است که از زیست اسلامی و اهداف آن دست شسته و به ناچار و یا خود خواسته پی کنار گذاشتن شریعت است چطور میفرمایید از لیبرالیسم در حال عبور است ؟؟!!! صرف شکست نظامی آمریکا در این مرحله که لزوما ربطی به فرهنگ لیبرال ندارد مگر لیبرال ها قدرت کشور را نمیخواهند؟؟ مگر آنها خواستار دفاع ملی نیستند ؟؟ واضحا جایگزین شدن ایده ایران به جای تاکید بر اسلام نشانه بزرگ این تغییر است و از فردا قطعا شهروند جای مومن و یا قانون جای شریعت و امثال اینها پیش می آید بله قطعا تجاوز به کشور که از سوی بیگانه هست و لازمه آن دفاع است را چرا به پای انقلاب بگذاریم ؟؟ قطعا نیروی انقلاب مانع تسلط دشمن شده اما در اصل دفاع که همه مشترک هستند به جز عده ای صهیونیست فارسی که پهلوی ها باشند به نظر میرسد اتفاقا جریان انقلاب به جهت فرهنگی که جهت اصیل و مخصوصا با آینده ارتباط دارد میدان را واگذار کرده و مسئله فقط زمان و تغییر نسل است به نظر میرسد ۵ سال آینده ایران کن فیکون شده باشد و عملا حکومت یک حکومت عرفی شده باشد که البته باز کشور شیعی غنیمت است نهایت یک کشور نسبتا مقتدر منطقه ای شیعی خواهیم شد که به دنبال ارضای نیاز بیشتر شهروندان است و فرهنگ مصرف و زیست غربی در آن غلبه شدید بر زیست مومنانه پیدا کرده
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث بسیار مفصل است و باید به حضور ایرانی که ادامۀ جهان مدرن نیست، فکر شود. حداقل اشاراتی با جنابعالی در میان گذاشته میشود تا میدانی باشد برای تفکر و تمدنی که مسلماً ادامۀ تمدن مدرن نیست.
مسلماً ایران، منهای حضور فعّال ولایت فقیه، ایرانی نیست که بتواند در جهان آینده موثر باشد و این مشکلی است که روشنفکران ما و متحجّرینِ بیتاریخ در آن گرفتار هستند. آیا راز ارادت فوق العاده مردم ما به رهبر شهید، ریشه در آن تذکراتی ندارد که آن مرد نسبت به آینده با ما در میان گذارد؟ آیندهای که منهای حضور فعّال ولایت فقیه، آیندۀ اصیلی نمیباشد در حالیکه ملت ما و کشور ایران در چنین تاریخی حاضر شد که سخت به دنبال آن بود و بدان نیاز داشت و آن رهبر شهید متذکر آیندهای شد که ما بدان نیاز داشتیم و داریم.
در حالیکه بنیاد جهان تجدد سست شده و به تبع آن طرفداران آن جهان به حاشیه رفتهاند، لازمۀ بصیرتِ تاریخی آن است که متوجۀ جهان دیگری شویم که جهان پوچیها نباشد بلکه حضور در آن موجب برافروختگی جانها گردد، برعکس جهان مدرن که جهانِ بحرانها میباشد و حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» خیلی زود در افق نگاه خود متوجۀ آیندۀ جهان مدرن که سراسر بحران است، شدند و در گشودن جهانی دیگر همّت کردند و ما همانند رهبر شهیدمان با حضور در جهانِ حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» میتوانیم از بحرانهای جهان مدرن با روحیۀ آخرالزمانی و تأکید بر انسانیت انسانها عبور کنیم. آری! راه نجات در بیرون کشور نیست https://eitaa.com/bartarin_hozoor/121 ولی ایرانی که با حضور قدسیِ مردم ادامه پیدا کند وگرنه باز سیطرۀ جهان غرب است. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: خواهشمندم متن زیر را با همان سعه صدری که با موافقان مذاکرات و آقای مهدی محمدی و حجتالاسلام طائب و... برخورد نمودید بررسی نمایید. 🔰 سر بریدن شروط دهگانهی رهبری کلیپی از آقای طائب در مقام پاسخ به شبهات حول مذاکره، در حال دست به دست شدن است. نقدهای جدی به صحبتهای ایشان وارد است که در ادامه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت: ۱. در ابتدا، ایشان با بیان اینکه آمریکای کنونی با آمریکای زمان امام شهید تفاوت کرده، استدلال میکند که موضوع حکم عوض شده فلذا مذاکره با آمریکای کنونی حکم متفاوتی با مذاکره با آمریکای زمان امام شهید دارد. حرفی که اساسا غلط و دارای ایراد مبنایی است. چراکه به فرمودهی امام شهید دشمنی آمریکا با ما یک دشمنی تاکتیکی نیست که الان وضعیت جدیدی پیدا کرده باشد بلکه دشمنی آمریکا یک دشمنی ذاتی است و جنگ با آمریکا یک جنگ وجودی است. فلذا موضوع حکم هیچ تغییر نکرده است. حتی امام شهید ما فرمود تا بیست، سی سال دیگر هم مذاکره با آمریکا نه تنها فایده ندارد بلکه ضرر هم دارد. حتی امام رشیدمان در پیام سالگرد امام راحل فرمودند : «نظام سلطه و در رأس آن آمریکا با این ملت و هویت ممتاز، و تسلیم ناپذیریش مشکل دارد.» این یعنی آمریکا هیچ تغییری نکرده، فلذا آدرس غلط به ملت ندهید. بله آمریکای الان یک تفاوت عمده با آمریکای قبل از این دارد و آن هم اینکه قتل امام ما هم به پروندهی جنایتهایش اضافه شده است. ۲۲. در ادامه، این سوال را مطرح میکند که «چرا ما با آمریکا مذاکره میکنیم؟» و بعد پاسخ میدهد: «هدف اخراج آمریکا از منطقه است» تا اینجا ایرادی نیست اما قضیه وقتی خطرناک میشود که در ادامه با استناد به این هدف به راحتی، دو شرط از شرایط دهگانهی امام رشیدمان را سر میبرد و میگوید:« حالا ما غرامت بگیریم و اینها همه، اگر آمریکا از منطقه بیرون برود اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتد، نه غرامت بدهد و نه تحریم را بردارد همین که آمریکا از منطقه بیرون برود دیگر آمریکایی نیست» یعنی با همین مغالطه به راحتی دو شرط رهبری را لوث میکند و میگوید غرامت هم نداد نداد، تحریم هم رفع نکرد نکرد. ۳. در ادامه میگوید ما دو راه داریم: یا مذاکره کنیم یا حمله کنیم. بعد با بیان اینکه ما اجازهی حملهی ابتدایی را نداریم نتیجه میگیرد که پس باید به مذاکره ادامه بدهیم چون ما فقط برای ایران نمیجنگیم برای امالقرا میجنگیم و باید دیگران را با خود همراه کنیم. دیگر از فتوای رهبری به جواز جهاد ابتدایی نمیگوید. حتی نمیگوید قرار بود برای آتشبس دو پیش شرط محقق شود: آتش بس در تمام ساحات و اخذ غرامت که بدون تحقق هیچ یک، قدم در مسیر مذاکره گذاشتیم و دست خودمان را در پوست گردو. البته قرار بود فقط دو هفته این آتسبس برقرار باشد که با خواست ترامپ به صورت یک طرفه تمدید شد و تحت هیچ شرایطی خیال نقض شدن ندارد. ۴. ایراد بعدی به صحبت ایشان راجع به بسته شدن تنگهی هرمز است. ایشان میگوید :«همه دنیا به خاطر بسته شدن تنگه به سختی افتاده و تنگه را هم ایران بسته و همهی دنیا میگوید مقصر آمریکا است که به ایران حمله کرده است» آنچه سبب تعجب است ادامهی صحبت ایشان است که این دستاورد را «اقدام زیبای دیپلماسی» میخواند و آن را به نام دستاورد مذاکره فاکتور میکند. اما تنگه دستاورد میدان نبرد و یادگار شهید تنگسیری است و آنچه در نتیجهی آتشبس به دست آمده محاصرهی دریایی بوده و بس. حتی امام حاضرمان در پیام اخیرشان فرمودند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده» در واقع دستاوردهای کنونی را نتیجهی میدان و خیابان میدانند و نه مذاکره، حتی واگرایی ملموس کشورها از آمریکا را نیز نتیجهی اقدام زیبای میدان و خیابان میدانند نه اقدام زیبای دیپلماسی به تعبیر جناب طائب. ۵. آنچه قلب من را بیشتر به درد آورد، بحث مربوط به خون خواهی و انتقام امام شهیدمان بود که خیلی دیپلماتگرایانه آن را لوث و به بلندمدت ارجاع دادند با این استدلال که: «آقای ما شهید شده؟ آقای ما که از امام حسین بالاتر نیست. دعای ندبه که میخونید میگه این الطالب بدم المقتول بکربلا. ۱۴۰۰ سال است داره نیرو تربیت میشه. نوسان داره. کسانیکه عجله میکنند دارند اشتباه میکنند» به همین راحتی انتقام و خونخواهی امام شهید با چنین مغالطهای کمرنگ میشود. انتقامی که از شروط دهگانه است و از قضا در پیام اخیر امام عزیزمان هم به عنوان یکی از علل اصلی ماندن مردم در خیابان عنوان شد: «از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملت ایران را آن چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزهای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به خون خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند.» مراقب باشیم در دام مغالطهها نیفتیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید که به جزئیات موضوع نپردازیم. بحث در تأمّل در سخنان افرادی مانند آقای مهدی طائب بود و فهم نگاه انسانی که با نگاه قرآنی موضوعات را با مخاطب خود در میان میگذارد و گمان میکنم صوت بعدی ایشان روشن میکند که چرا باید این نوع مذاکره که در شرایط تاریخی غلبۀ ما بر آمریکا پیش آمده است را، با آن نوع مذاکره که رهبر شهید نفی میکردند؛ یکی ندانست. https://eitaa.com/matalebevijeh/22814 با نظر به نگاه قرآنی موضوعات را باید در تاریخ خود نگاه کرد. به گفتۀ جناب آقای مهدی محمدی در آخرین گفتارهایشان، دشمن، آن شرایط ما را در شرایط جدید میپذیرد یا نه، بحث دومی است که البته ما عقبنشینی نمیکنیم. همچنان که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/107 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109 عرض شده ما باید سعی کنیم برای عبور از روحیۀ محدود که به اصطلاح، روحیۀ قبیلهای میگویند، همدیگر را با حضور تمدنیِ خود «فهم» کنیم. در این بستر است که به اهداف رهبر شهید که خروج از منطقه است، فکر میکنیم. و البته همانطور که رفقا در برنامۀ «به وقت ایران» فرمودند https://eitaa.com/bevaqteiran/1041 دست از سر قاتلان رهبر شهید و شهدایمان برنمیداریم ولی هدف رهبر شهید که بحمدالله در حال تحقق است؛ از بینبردن ابرقدرتیِ آمریکا میباشد و باید سعی کنیم همگان با یک همّت در این مورد بیندیشیم. این است آن هدف بزرگ تحقق نوین اسلامی که رهبر عزیز ما آیت الله سید مجتبی خامنهای با تمام وجود تلاش دارند مدّ نظر ما قرار دهند. آری! این است هدف اصلی ما در مقابله با جبهۀ استکبار. موفق باشید
سلام علیکم حضور استاد عزیز: در مسائل جاری کشور جای تشکر ویژه داره. با اینکه غالب آثارشون معرفتی است ولی در شرایط کنونی در مورد مسائل روز حضور پیدا کردن و روشنگری میکنند. اینکه پلی شدند برای شنیده شدن حرفهای عمیق و روایتهای کلان بسیار خوب است. اینکه به نگاهها و حرفهای احساسی و روایتهای خرد و یکسویه از بیانات امام و آقای شهید پاسخ میدهند هم عالی است. خدا ایشون رو حفظ کنه و در هر زمینهای که فعالیت میکنند موفق باشند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی هستیم و چه آیندۀ بزرگی در پیش داریم. باید این نکته را مدّ نظر داشت که در این نزاعِ تمدنی با تمدنی به مقابله برخاستهایم که در عین بیآیندگی، سعی میکند آیندۀ خود را با نفیِ رقیب معنا کند و اگر ما متوجۀ این امر باشیم در مقابله با آمریکا نمیخواهیم آمریکای دیگری شویم، و از این جهت توصیۀ رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف بین یاران انقلاب بسیار مهم است که نباید گروهی برای معنای خود، بنای نفیِ دیگری را داشته باشند. زیرا مقابله با میلیتاریسم غربی و دوامآوردن در آن میدان، همۀ معنای ما نیست و ما سخت نیاز به اخلاقی داریم که انسانیت انسانها و همدیگر را درک کنیم. و خدا میداند چه اندازه رهنمود حضرت نایب الامام آیت الله سید مجتبی خامنهای حیرتانگیز است آنجایی که میفرمایند: «...لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند» درک جایگاه این توصیه و عمل به آن تنها برای کسانی ممکن است که اولاً: متوجۀ آیندۀ درخشان تاریخیِ ما باشند و ثانیاً: گمان نکنند ما در آن آینده بنا داریم آمریکای دیگری شویم وتنها در این صورت است که همدیگر را درک میکنیم و هرکس دیگری را افق بلندی مییابد که به سوی آن آیندۀ متعالی اشاره دارد و اینجا است که باید با جدّیت تمام از خود بپرسیم مگر ما باید آمریکای دیگری شویم؟ موفق باشید
سلام و عرض ادب: احساس میکنم خدا خیلی از من بدش میاد و من رو لایق نمیدونه و از من «ناامیده». «خدا» از من ناامیده. البته خیلی بهم لطف داره و خیلی اوقات حس معنوی و ادراکات معنوی دارم. چون لطف خدا شامل همه میشه. ولی حس میکنم دیگه هیچ امیدی بهم نداره و برای همیشه رانده شده هستم. من ناامید نیستم و این حسه باعث نمیشه تلاش نکنم. یعنی همه چیز سر جای خودشه. ولی خب بدجوری به قلبم افتاده که دیگه کاملا رانده شدم از درگاه او. مثل شیطان که دیگه نمیتونه برگرده و «خدا بهش امیدوار نیست». به نظر میاد خدا چیزی از من میدونه که ازم ناامیده. که اون چیز رو یا خودم نمیدونم چیه یا میدونم ولی کوچک می شمارم. و مثل شیطان، نفسم طوری تعین گرفته که هیچ راهی ندارم. دلایل متعددی هم داره این حسم. شما تایید میکنید؟ با این درکم چه مواجهه ای داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه چنین نیست. خدایی که در اوج رحمت است به هیچ وجه بر مخلوق خود بیتوجهی نمیکند. «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛ در ضمن سری به سؤال و جواب شماره ۳۶۲۵۷ بزنید. مهم آن است که راه اُنس با خداوند را از طریق معارف عالیه مانند «معرفت نفس» طی کنیم. و البته به نتایج مورد پذیرش جان خود میرسیم. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید: برخی میگویند خدا عمل را از کسی قبول می کند که دنبال حقیقت رفته باشد و همه کارهایش را کرده باشد و به یقین رسیده باشد؟ ما برای به یقین رسیدن در امور اعتقادی مان حتماً باید کل دنیا را بگردیم و همه چیز را ببینیم تا به یقین برسیم، یا اگر از علمای دینی بپرسیم و کتاب های مختلف بخوانیم یا مثلاً کسانی که علاقه دارند، در حوزه علمیه تحصیل کنند، نمی توانند به یقین برسند و حتماً باید حرف کل مردم دنیا را بشنوند و بین آنها به حقیقت اعتقاداتشان برسند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! یقین، معرفت به حقیقت است که نسبت به حقیقت هیچگونه ضعفی انسان نداشته باشد و این ربطی به گشتن و سفر به دنیا ندارد! باید در مسیر دستیابی به حقیقت با قرآن و تفاسیر ارزشمندی مانند «المیزان» و با نهج البلاغه آشنا و آشناتر شد. موفق باشید
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار و تبریک و تهنیت فرا رسیدن عید غدیرخم: ببخشید استاد بابت گناهانی که درگذشته انجام دادیم و حق الناس هایی که برگردن مون هست چکار کنیم؟ واقعا فکرکردن به این گناهان و اینکه چراانجام دادیم روح ما رو آزرده می کنه آیا با استغفار و پشیمانی وسعی بر ترک گناه امیدی به ببخش خدای رب العالمین هست؟ یا نفس مان با این گناهان حجاب گرفته و باید در برزخ به سختی پاک شوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! توبه، این عزیزالقدرترین لطف الهی از آن جهت که او «توّاب» است و البته چنانچه حق الناس طوری است که میتوان با رجوع به افراد، جبران کرد، باید آن کار را انجام داد و اگر ممکن نیست به نیت آنان باید ردّ مظالم بدهیم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: من تحصیلات خاصی ندارم مطالب شما را به دقت پیگیری میکنم. الان میخوام تکلیف خودم را بدانم در برابر جامعه. آیا به نظر شما با جمعی در هیاتهای خانگی مباحث شما را کار کنم یا آنها را تشویق به گروه های کتابخوانی کنم و از سایت شما برای صوتها استفاده کنند هر چند برای تدریس کتابهای شما من هم از همان مطالب صوتهای شما میخواهم یادداشت برداری کنم و بیان کنم، اصلا این درست است؟ و آیا وظیفه من این است درحالی که از خودم نو آوری و مطلبی و تحلیلی ندارم بخواهم اینطور تدریس کنم؟ و البته یه موضوعی هم هست که افراد هیات یه انس و علاقه ای به من دارند میخواستم از این محبت استفاده کنم اما نمیدانم کدام روش خدا پسندانه است و مهم تر از آن وظیفه من است بیشتر به سمت کتاب خوانی کتابهای شما برود تاثیرش بیشتر است؟ یا تدریس های کپی گونه از مطالب شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم نزدیکیِ هرچه بیشتر مخاطبان است به معارف توحیدی تا آرامآرام در کسب سجایای اخلاقی و تقوای الهی موفق شوند و با قرآن و روایات اولیای معصوم مأنوس گردند. همین مسیری که میفرمایید خوب است تا ان شاءالله آماده شوند و صوتهای مباحث قرآنی را با راهنمایی جنابعالی دنبال کنند تا ان شاءالله با تفسیر گرانقدر «المیزان» آشنا شوند. البته باید مواظب باشید که علاقۀ آنها به جنابعالی حالت مرید و مرادی پیدا نکند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد آیا برای تقویت زبان اشاره کتابی چیزی هست؟ اگه هست میشه بهم معرفی کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان اشاره، اشاره به نکاتی است فوق فکر و مفهوم و نظر به ادراکات قلبی و باطنی مخاطب دارد. از این جهت مباحث مربوط به سورۀ آلعمران که صوت آن روی سایت هست، ان شاءالله میتواند جوابگو باشد. موفق باشید
سلام وقت بخیر درباره ی دعانویسی و طلسم سوالی دارم به نظر شما چگونه برخی افراد میتوانند با طلسمی زندگی افرادی را بهم بزنند و حتی موجب درگیری و خونریزی در زندگی افراد شوند(حتی اگر اون فرد آدمی بسیار باخدا و مومن باشد)؟ درمقابل چنین چیزها چاره چیست؟ چگونه باید اثر بد آن را از بین ببریم؟ آیا میتوانیم به دعانویس مراجعه کنیم (از نظر شرعی)برای دفع ان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با موضوع سحر و ساحری و جایگاه آن و راز تأثیر آن شده است که خوب است به آن مباحث رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D8%B1%DB%8C&tab=sounds عنایت داشته باشید بالاخره شیطان دشمن انسان است و راههایی برای اعمال دشمنی دارد ولی به حکم: «انّ کید الشیطان کان ضعیفاً» ما با نور ایمان میتوانیم همۀ آنها را خنثی کنیم. موفق باشید
سلام استاد از زمانی که جنگ آغاز شده تا الان هیچ ترسی از جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نکردم و همیشه که اطرافیان برخی احتمالات خطرناک یا شکست رو مطرح میکنن فارغ از اینکه حتی استراتژيست ها هم که محاسبات دنیوی دارن این احتمالات را تایید نمیکنند ، اما من به یاد جمله امام خمینی می افتم که در پاسخ به شعار ما همه سرباز توایم خمینی فرمودند ما همه سرباز خدا هستیم ، ملت ما مقاومت میکنند نیروهای مسلح جان بر کف شجاعانه در حال جهاد هستند و امید همه به خداست ، خداوند هم پناه و یاور این ملت هست تا این لحظه که همین طور بوده انشاالله پس از این هم همینطور هست هیچ ترسی نسبت به جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نمیکنم و دلم محکمه به بخشی از آیه ۱۴۱ سوره نسا " و لن یجعل اللهُ للکافرینَ علی المومنینَ سبیلا " ، اما نمیدونم چرا وقتی به منافقان داخلی فکر میکنم نه اینکه لزوما منافق و خائن باشند اما آنچه روشن است به آرمان ها و ارزش های انقلاب تعهدی ندارند به خط امام راحل پشت کردند و وعده های الهی امام شهید را باور ندارند و بعضا ضعیف النفس هستند و خدا را در نظر نمیگیرند ، وقتی به اینها فکر میکنم باید اعتراف کنم که کمی میترسم که اینها موفق بشوند ملت ما را از افقی که در پیش داریم باز دارند و نتایج مقاومت ملت را ضایع کنند جنگ به نقطه ای رسیده که دشمنان مستأصل هستند و تمام راهبردهای انها شکست خورده است ما نباید زمینه را برای خروج آبرومندانه انها فراهم کنیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حق در میان باشد هر جریانی اعم از دشمن خارجی و یا دشمن داخلیِ آن جبهه گرفتار پوچی و بی ثمری و شکست میشود و بدترین شکست که احساس پوچی و بی ثمری باشد؛ نصیب کسانی میشود که حق را می شناسند و نسبت به آن بی تفاوت و یا دشمنی می کنند. مطمئن باشید بیچاره ترین و محروم تریم انسانها همین ها هستند با نوعی سرخوردگیِ فوق العاده که بهترین راه حل را خودکشیِ خود می بینند. در آینده ما با نظر به این جریان، عبرت هایی در پیش داریم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده با کتابهای شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعهای کار میکنم که محصول پیچیدهای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده میکنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی ساماندهی کار مهندسان و محصول است). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمیتوان با تکیه بر دستورالعملهای غربی ساماندهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهرهبردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه میتوان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمیشوم. میخواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعهنیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که میفرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده میشود که میتوانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن میگوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله میتواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرمودهاند که راهگشا میباشد. موفق باشد
با سلام: مباحث تون اقیانوس عظیمیه که هر چی توش غوطه میخورم به همهش نمیرسم، لطفا برای وسعت وقتم دعا بفرمایید. صوت مبحث «شرح کتاب مقالات آیة الله شجاعی (ره)» رو شروع کردم به گوش دادن، همون ابتداش در مقدمه به بحث «علم النفس» که گذشت اشاره میفرمایید، منظورتون بحث «شرح ده نکته از معرفت نفس» هستش؟ یا بحث علم النفس جداست؟ آیا لینکی از صوت مبحث علم النفس موجوده که بهم بدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : آری منظور همان بحث کتاب ده نکته در معرفت نفس و شرح صوتی آن است. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3 امید است در راهی که وارد شدهاید به مصداق آیه «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.» به لطف الهی به هدایتی برسید که همه راههای انس با خدا در مقابل تان گشوده شود و در مقام محسنین قرارگیرید که فرمود: إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» چه مژده بزرگی است که خداوند همراه محسنین باشد. معیت خدا با انسان مگر چیز کمی میباشد؟ موفق باشید
«أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ» سلام استاد بزرگوار: مژده بده، مژده بده! با مطالعه این مطلب https://eitaa.com/arshiv3133/177 قلبم اشاره آیه شریفه «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» را دریافت کرد😍. عاقبة اگر به معنای آینده باشد، آیندهی درخشان انقلاب اسلامی در رخدادهایی مثل رخداد شهادت رهبر شهید انقلاب «هم اکنون» به سوی متقین می تابد (لِلْمُتَّقِينَ) تا راه را روشن کند. استاد ببخشید که زبان فاخری ندارم که اشارات اجمالی حضرتعالی را پر و بال بدهم و به پرواز در بیارم. همین چند کلمه را از ما قبول کنید به همان معنای «همچو موری اندر این خرمن خوشم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است حقیقتاً با عبور از دوقطبیگری که متأسفانه بعضاً رفقای عزیز گرفتار آن شدهاند از آیندۀ بسیار قدسی و متعالی و تمدنی، محروم میشویم که همان محرومیت از نهایت و عاقبتی است که خداوند برای متقین تقدیر فرموده است. موفق باشید
سلام و ادب: ناظر به مطالب اخیر در رابطه با تفاهم نامه و مذاکره فرمودید و صحبت های سردار قاآنی، وقتی نظر رهبری و مردم این نبوده است و حالا افرادی که نظر خودشان را بر رهبری تحمیل کردند و رهبری طبق عقلانیت نظام با ایشان مدارا کرده و مسئولیت کار را به عهده آنها گذاشته، چرا باز هم با ادبیات عقلانیت و ...حرف اصلی مردم و رهبری را نزنیم؟! چرا باز هم مماشات کنیم و نام آن را تفکر بگذاریم؟ نمیشود به خطای خود در تحلیل اذعان کرده و برگردیم به شهود ایمانی مردم و نظر دقیق رهبری از خسارت محض بودن مذاکره؟ رهبری صریح گفتند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سوال شماره 41879 عرض شد، مهم درک جایگاه اذن رهبر انقلاب برای امضاء تفاهمنامه است که از یک طرف چرا رهبر انقلاب اذن خود را منوط به قبول دو سوم شورای عالی امنیت ملی کردند و نظر خود را به شکل علنی نفرمودند و از طرف دیگر چرا امثال آقای سردار قاآنی برای آن تفاهمنامه جایگاه مثبتی قائل بودند؟ در این موارد است که باید فکر کرد و کار را ساده به قبول یا رد صحنه تبدیل نکرد و این است که ما را از حضور تمدنی که جهان آمادهی پذیرش آنند محروم میکند. https://eitaa.com/arshiv3133/133 موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان: از اینکه مثل همیشه صبوری میفرمایید و سؤالات بنده را جواب میدهید سپاسگزارم و اجرتون با امام عصر علیه السلام. استاد شما در یکی از سخنرانی هاتون مطلبی در مورد حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرمودید که ایشون لکنت زبان نداشتند و انبیای الهی نقص جسمی نداشتند. و منظور آیه مربوطه چیز دیگه ای هست که فرمودید ولی بنده اصلا یادم نمیاد چی فرمودید. میشه لطفاً یکبار دیگه توضیح بفرمایید. التماس دعا در نماز شبهایتان، یا علی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح صدری که حضرت کلیم الله «علیهالسلام» در آیۀ «ربِّ اشْرَحْ لی صَدری و یَسِّرْ لی أمری و احْلل عُقدةً مِنْ لسانی یَفقَهوا قَوْلی» از خدا تقاضا میکنند به معنای آن است که بتوانند به بهترین نحو، گفتار خود را به مخاطب برسانند زیرا نگران بودند با روحیۀ خود که سریعاً میخواستند نتیجه بگیرند، نتوانند مقصود خود را به طور کامل برسانند. و از این جهت از خداوند خواستند که برادر خود را که فصیحتر سخن میگوید با آن حضرت همراه کنند. «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ» و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند. موفق باشید
