سلام استاد وقت شما بخیر: استاد بنده دانشجوی ارشد رشته روانشناسی مثبت گرا هستم. خیلی علاقه مند به شروع کردن سیر مطالعاتی هستم که از ریشه و ساده شروع بشود از مباحث معرفت النفس تا خدا شناسی و... و به مطالب سنگین تر برسم. فعلا برای شروع فایلی که در سایت بارگزاری شده مبنی بر خلاصه کتب شما (سیر صورت به حقیقیت) را شروع کردم، آیا این فایل کفایت میکند یا اینکه باید خود هر کتابی مطالعه بشود؟
باسمه تعالی سلام علیکم : کار خوبی است که رفقا در جمع بندی مباحث داشتهاند ولی بعضاً صوت مباحثی مثل معرفت نفس و یا برهان صدیقی ذهن را به تمرکز بیشتری میبرد از آن مهمتر صوت مباحث قرآنی هست که ان شاءالله کمک اساسی خواهد کرد. مهم آن است که به هر حال از جایی باید شروع کرد بقیه خود به خود پیش میآید. موفق باشید
«ما اول باید خودمان را اصلاح کنیم» انقلاب ما که پیروز شد به برکت صفا و خلوص و اخلاص و کار برای خدا و بلند شدن از سر منافع مادی و شخصی بود. مقاومت در جنگ تحمیلی هم همین طور بود. این شهدای عزیز ما یا این جانبازان در اوج صفا و اخلاص به استقبال شهادت رفتند و شهید شدند و همین شهادتها و مقاومتها و به استقبال خطر رفتن ها بود که انقلاب را حفظ کرد، اسلام را عزیز کرد مسلمین را قوی کرد و دشمنان اسلام و آمریکا را خوار نمود. هر کسی که به اسلام و انقلاب دلبستهتر است، باید برای اصلاح نفس خود عازمتر و جدیتر باشد. هر کسی که از وضع دنیا از این زورگویی ها و خباثتها و رذالتهایی که قدرتها و عربده کشها و قداره بندهای جهان انجام میدهند بیشتر ناراحت است باید بیشتر به خود بپردازد و خود را اصلاح کند. این وضعی که امروز در دنیاست ناشی از این لنگی است... ● برشی از کتاب؛ 📗 شرح حضرت آیت الله خامنهای بر حدیث مکارم اخلاق ● #نشر_صهبا ........ ای مرد طوری از اصلاح نفس سخن میگویی که گویا راه بازِ باز است و انسان نیز جدیتر از جدیتر خودش را مد نظر دارد. آری! اما پس چرا ما هنوز با اینکه این حقیقت را با طاهرزاده و آوینی گریستهایم و تاریخ معنوی انقلاب را در اشک عرشی حاج قاسم درک کردیم باز در سخت ترین پیچها هستیم و خود را با عادات و اخلاقیاتی که داریم هنوز در اول راه که نه و حتی راه نیافتادهایم. هنوز نابسامانی و بههمریختگیهای درونی و برونی جانمان را خستهمان میکند و تفاوت قول و فعل بیچارهمان کرده است. این چه حالی است که با خواندن، طلب عالمِ این چنین اشک شوقمان را درمیآورد اما کمی که خود را میآبیم چه رذائلها و چه خلقیاتی پستی که هنوز باقی است. این حرفها همه از زمینگیری و نشدن و هنوز قدم نگذاشتن در راه است. از بیچارگی است. حضرت آقا هم شهید شد پس چرا هنوز زمینگیر هستیم؟ نمیدانم. آیا این حرفها شخصی است و مثلا تنها بنده گرفتار هستم؟ در سوال ۳۹۷۶۵ در رمضان سال گذشته این بیچارگی را در نسبت با قرآن را غصه میخوردم. اما حال حرفم این است که تا به کی؟ عمرمان که تباه شد و جوانیمان در حال تمام شدن. راه برون رفت آری راه آزاد شدن در درک این راهی است که امام پیش پایمان گذاشت و نسبتی که به قول شما سلوک ذیل شخصیت امام است. و حال با شهادت رهبری این امر بیشتر خود را نشان میدهد. اما چه کنیم با این وضعی که داریم؟ با این به قولی توسعه نیافتگی و از جهتی نیهیلیسم و پوچی که گریبانمان رها نمیکند چه کنیم. به نظرم میآید که بعد از شهادت رهبری دم از توسعه نیافتگی و نیهیلیسم و اینها زدن جایگاهی دیگر ندارد. اما مگر میشود از اینها نگفت و از تنگی به درد نیامد؟
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بیهنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
ز من به حضرت آصف که میبرد پیغام
که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری
کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن
که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زلف و رخت میروند و میآیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بیبصری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمینگری
بیا و سلطنت از ما بخر به مایه حسن
و از این معامله غافل مشو که حیف خوری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به یمن همت حافظ امید هست که باز
اری اسامر لیلای لیله القمر
..... و باز حیران تر از حیران....
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جلال او باید نظر کرد که در دلِ جمالاش به ظهور میآید، و به جمال او باید نظر کرد که در جلالاش به میان میآید. نه میتوان گفت که نزدیک نیست، و نه میتوان گفت که دور است. و این است آن سرگردانی و حیرت زیبا. از آن جهت که حضرت محبوب، جمالاش عین جلال و جلالاش عین جمال است به همان معنایی که از یک طرف میگویم: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و بعد با به ظهورآمدنِ جلالاش خواهی گفت: «هزار جانِ مقدس بسوخت زین غیرت». و این همان حضور آخرالزمانی است با وسعت خاص آخرالزمانی، که عبور از باورهای دیروزین است و نظرکردن و باز نظرکردن، که در این حال روایت مشهور حضرت سجاد «علیهالسلام» به میان میآید که فرمودند: «إنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جلَّ عَلِمَ أنَّهُ يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أقوامٌ مُتَعَمِّقونَ فأنزَلَ اللّه ُعَزَّ و جلَّ «قُلْ هُوَ اللّه ُ أحَدٌ، اَللّه ُ الصَّمَدُ» و الآياتِ مِن سُورَةِ الحَديدِ إلى قَولِه: «و هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ»، خداى عزّوجلّ مى دانست كه در آخرالزمان مردمانى مىآيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سورۀ حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آنها را خواهد، هلاك گردد. (الكافى، ج 1، ص 91)».
به امید سلوکی که با این حضور برای بشر امروز پیش آید . موفق باشید
سلام: سعید لیلاز: در مورد آثار اقتصادی منفی جنگ اغراق میشود. اگر جرات ندارید در شرایط جنگی از جمهوری اسلامی دفاع کنید، حداقل "زر" نزنید! ⏪ احمد زیدآبادی هم خطاب به سعید لیلاز: کشور چقدر خسارت بدهد تا شما رضایت بدهید؟ ✍جبهه بندی های جدیدی در اردوگاه اصلاحطلبان در حال شکل گیری است. جبهه ای که همچنان به مذاکره و توافق با آمریکا امید دارد و هیچ راهی را جز مسیر مذاکره با آمریکا قبول ندارد و در مقابل جبهه جدیدی میان اصلاحطلبان شکل گرفته که گزینه مقاومت و ایستادگی را انتخاب کرده اند و مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا را سراب و توهم و خسارت محض ارزیابی میکنند. جالب اینست که همین جبهه بندی در جریان اصولگرایی هم شکل گرفته و شاهد جریانی هستیم که با گزارش نویسی بدنبال سیاهنمایی از وضعیت کشور هستند تا تنها نسخه و راه حل را توافق با آمریکا معرفی کنند و این جریان مذاکره را نوعی مبارزه عنوان میکند. این جریان هم مخالفان مذاکره را مورد هتاکی و تخریب قرار میدهند و مقاومت و ایستادگی را خیالپردازی و جنگ طلبی معرفی میکنند. البته تجربه ۲۰ سال مذاکرات و بیانات امام شهید در باب مذاکره با آمریکا تکلیف را مشخص کرده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله راهی که در راستای عبور از سیطره و ابرقدرتیِ آمریکا از طریق ایران بزرگ شروع شده، بسیار مهمتر از آن است که افرادی از سر ترس از هر جریانی که باشند، بخواهند برای این ملت حرفی برای گفتن داشته باشند. مردمِ زمانشناس ما امروز و هر روز سرزندهتر از دیروزشان متوجۀ تاریخی شدهاند که آغاز شده و عجیب است که مردم جهان بخصوص مسلمانان با غیرت ما در کلّ جهان این را فهمیدهاند. https://eitaa.com/bazneshasteganenaft/5812 . موفق باشید
سلام استاد استاد من هر کتاب شما رو میخونم، مطالبش رو درست متوجه نمیشم و درک نمیکنم؛ حتی کتاب های چه نیازی به نبی و ادب خیال و جایگاه جن؛ و احساس میکنم نیاز به شرح کامل دارم؛ مطالب کتب شما خیلی عمیقه و آدم رو به فکر فرومیبره؛ شما کسی رو نمیشناسین که همه کتب شما رو با زبان شیوا و کامل شرح داده باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که نباید به خودتان سختگیری کنید بخصوص در چنین مباحثی مثل «چه نیازی به نبی»؛ ابتدا صوتِ بحث را دنبال بفرمایید و یا صوت «جوان و انتخاب بزرگ» را. که هردو روی سایت هست .موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم. ۱.در نظر به پاسخ پرسش ۴۱۵۳۵؛ معداتی آیا ریشه ای در حقیقت ندارند؟ یعنی چیز هایی تصادفی هستند که تصادفی شکل گرفته اند و میتوان با عزم، بود و نبودشان را خنثی کرد؟ و نیز اگر معد و زمینه هستد، زمینه برای چه اند؟ برای اینند که با عزم آنها را خنثی کنیم و ان زمینه ها به هدفشان نرسند و پوچ شوند؟ ۲.پس شناخت قدر و منزلت نفس چگونه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال مُعدّات، مُعدّات هستند و از اینکه میتوانند زمینه باشند تا نفس ناطقه در بستر آنها راحتتر تصمیم بگیرد؛ ولی نفس ناطقه در جایگاه خود میتواند به جهت ذات انتخابگری که دارد بر خلاف همان معدّات تصمیم بگیرد. به همین جهت حتی فرمودهاند زنازاده میتواند از انسانهای بزرگ بشود. آیت الله حائری شیرازی در کتابی که در رابطه با تعلیم و تربیت نگاشتهاند، موضوع مافیالانسان و مافیالشرایط را در این رابطه روشن میفرمایند. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر، بنده مادر هستم، در زمان شیردهی به فرزندم نماز قضا دارم ، خواستم بدونم این در تربیت فرزندم موثر هست، تعدادی رو قضا کردم و میخونم هم بقیه اش رو اما نماز صبحم خیلی قضا میشه، روی فرزندم تاثیر منفی میذاره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود تلاش کنید و به رحمت واسعۀ الهی امیدوار باشید و با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شیردادن را آغاز کنید. موفق باشید
سلام استاد امروز جوان دهه هشتادی دیدم که جانباز شده ودودست خود ودوپای خود را از دست داده است ،حقیقتا احساس حقارت کردم او کجا ومن کجا دوسال هم کوچک تربود وپای لانچر این صدمه رادیده بود وخانواده داشت،من استاد ۲۴ ساله هستم علارغم استعدادم در درس غفلت کردم وشکت های زیادی متحمل شدم،الان هم تلاش میکنم تا شاید جبرانمافات کردم واحساس حقارت شدید دام که ماها مدعی هستیم و اینها در عمل هزار پله امابالاترند،وازخدامیخواهم جانم راگیرد تابیش از این رنج نکشم و ازشکست های بعدی هم خوف شدید دارم وعاجزشده ام ونمی دانم چه کنم با این حجم ازخطا وضعف. همچنین استاد پناهیان درصحبتشان فرمودند بارهبری ایشان معتقدبودند دین را باید ازتاریخ آموزش داد وانسان ۲۵۰سال وکلیی که مفصل هست ومیگفتندشیوه فعلی آموزش دین که احکام و عقاید هست غلط هست لطفا نظرتان را دراین لاره هم بفرمایید ودرحق این حقیر گرفتار وذلیل دعا بفرمایید استاد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، تشخیص و توجه به راهی است که در این مرحله از تاریخ انقلاب که تاریخ دیگری میباشد؛ در مقابل ما گشوده شده تا با سبک و سلوک معنوی و معرفتی، متذکر انسانیت انسانها باشیم. در مباحث «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22302 و «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21977 عرایضی در این رابطه شده است به امید آنکه عزمی باشد برای حضور در راهی که مقابلمان گشوده شده است. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار رهبر عزیز انقلابمان گفت تکیه زدن بر کرسی کسی که حدود شصت سال مشغول مجاهدت و مبارزه بوده بسیار سخت است. او که همیشه و در اغلب ایام مایه آرامش و اندیشه مردم خویش بود. و شاید مبارزه و مجاهدت او در همین معنا باشد که چگونه ملتی را به حرکت درآورد و تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هر چه بیشتر طی کردن. و بی خود نیست که در این ایام عجیب و هولناک، ماتم زده نیستیم چون آن خون دل، اینک لعلی است درخشان و زلال که چشمها را خیره کرده و عقلها ناتوان از درکش... "خون دلی که لعل شد" عنوان تازهترین روایت تولید شده در سرای هنر و اندیشه است و این متن را هم بعنوان مقدمه آن خدمتتان ارسال شد. این روایت را از طریق لینک https://eitaa.com/soha_sima/5693 میتوانید مشاهده کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خوب تنظیم کرده بودید تا معلوم شود در نگاه آن پیرِ فرزانۀ شهید برای ادامۀ راهی که با انقلاب اسلامی در مقابلمان گشوده شده است، «مردم» و باز «مردم» و نه سیطرۀ دولتها به جای کمککردنِ دولتها به مردم. وگرنه همانطور که آن پیرِ فرزانه فرمود ما میمانیم و ضعفهای اقتصادی تا دشمنان، خود را و تواناییهای خود را به رُخ ما بکشند.
فرمود باید در میدانِ عمل و طلب نتیجه همراه با اشک حتی تا مرز شهادت جلو و جلوتر رفت و دیدید که فرزندان این ملت چگونه با غسل شهادت در میدانها حاضر شدند و مسیر ما همین سرمایهها هستند.
باید از آن پیرِ فرزانه پرسید: ای مرد! تو چه میدانستی که اینهمه نسبت به آیندهای بس بزرگ، امیدوار بودی و معنی توسل به حضرت فاطمه زهرا«سلاماللهعلیها» را در کوتاهنیامدن در عین آرامش و «تبیین» به ما آموختی؟
چه خوب است که عزیزان ما در «سرای هنر و اندیشه» در بازخوانی به شخصیت رهبر شهیدمان چنین تلاشهایی را داشته باشند. موفق باشید
سلام استاد عزیزم وقت به خیر استاد در سن ۴۰ سالگی تصمیم به حفظ قرآن گرفته ام با توجه به این که خانم هستم و وکیل دادگستری استاد به نظرتون توانای اش رو دارم؟و این تصمیم درستی است؟ یا نه حفظ قران چندان هم مهم نیست عمل به قرآن مهم است و مطالعه و گوش دادن به تفاسیر اساتید بزرگ و تفاسیر شما؟استاد اساسا حفظ قرآن به سلوک معنوی ما کمکی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کنار تدبّر در قرآن اگر سعی کنیم آن آیات را به ذهن بسپاریم، بسیار خوب است ولی در هر حال در ابتدای امر ما مأمور به تدبّر در قرآن هستیم که در این رابطه تفاسیری مانند «المیزان» بسیار مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام اگر ما جنگ را جنگ تمدنی، نظم جدید زندگی غیر یهودی و غیر مدرن و رسیدن به جهان حقیقی انقلاب اسلامی و استقرار کامل در اینها میدانیم حال چگونه باید زندگی کرد؟! زیرا بنده بعنوان یک نفر از میلیون ها نفر هیچ گونه زندگی روی زمین بعنوان زیستن طبیعی ندارم و دشمن باعثش بود و پیروزی را زمانی میدانم که زندگی طبیعی زمینی برایم محقق شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر شرایطی راهی مقابل انسان گشوده شده است که با تواضع میتوان آن راه را پیدا کرد و در آن قرار گرفت. موفق باشید
سلام و احترام با عرض پوزش از مقدمه نسبتا طولانی و در پی آن سوالی که مطرح می شود. در جنگ دوازده روزه و مخصوصاً در جنگ فعلی که وارد ماه دوم اون میشیم تب و تاب تشخیص و انجام وظیفه بالا گرفته. اینکه افراد با مشاغل و توانایی ها و نقش های مختلفی که دارند چطور میتونند وظیفه خود را در قبال وطن،دین و تاریخ و زمانه حساسی که در آن قرار داریم به درستی تشخیص داده و انجام دهند و حس بودن و حضور در تاریخ گشوده شده پیش رو را بیش از پیش احساس کنند. در این راستا فعالین در حوزه های مختلف با تهیه جزوات، کلیپ، صوت و... تحت عنوان راهنمای کنشگری، سنگر تو کجاست و... تلاش می کنند نحوه کنشگری اقشار مختلف در وضعیت فعلی را تبیین کنند. از نحوه کنش گری و نقش آفرینی خانم خانه دار گرفته تا استاد دانشگاه و معلم نانوا و بقال و کارمند و... . طبیعتاً در جنگ نظامی، نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج و جهادی و تریبون داران و در وهله بعد، نیروهای امدادی، آتش نشانی، اورژانس، خدماتی و تعمیرات و... در خط مقدم قرار دارند و لذت حضور و بودن و حفظ سنگر خود در مقابله با هجمه دشمن را می کشند. به قول آن نانوا که خبر شهادت برادرش در جنگ ۱۲ روزه را شنید و در حین انجام پخت نان گفت: من سنگر خود را رها نمی کنم. با طرح این مقدمه سوال بنده این است که در شرایط پیش آمده وظیفه طلاب و دانشجویان، مخصوصاً دانشجویان علوم انسانی چیست؟ سنگر ما کجاست؟ ما که هنوز نه مخاطب خاص حقیقی یا مجازی داریم، نه تریبون داریم و نه دیگر میتوانیم بیخیال و بی نسبت با وضعیت موجود کما فی السابق به درس و بحث و مسئله هایی که داشتیم بپردازیم. می شناسم دوستانی را که به آب و آتش می زنند بلکه کاری کنند! یکی میرود آوار برداری! دیگری رفته کار با سلاح یاد بگیرید برای گشت های ایست و بازرسی، آن یکی وزن خود را کم می کند که اگر لازم شد به خارک برود! برخی هم خانه نشین شده و صبح تا شب در کانال ها می چرخند،خبر و تحلیل میخوانند و نهایتا تشییع شهدا و شب در تجمعات شرکت می کنند. یکی از رفقای علوم اجتماعی خوانده و انقلابی تعریف می کرد که از خودم خجالت می کشم وقتی شب ها به تجمعات میروم و میبینم مردم مختلف با مشاغل مختلف از صبح تا شب مشغول به خدمت رسانی بوده اند و شب ها در اوج خستگی تا پاسی از شب در خیابان می مانند. اما ما که مدعی بودیم و همیشه رسالت بزرگی را بر دوش خود حس می کردیم و منتظر چنین روزهایی بودیم، به ناگاه خلع سلاح شدیم و گویی راه به روی ما به طور عجیبی بسته شده و کاری از دستمان برنمی آید جز اینکه همین شب ها در خیابان بیاییم و حسرت بخوریم که ای کاش ما هم می توانستیم کاری بکنیم. کار تا جایی پیش رفت که تردید کرده بود که اگر همان مسیر مهندسی را ادامه داده بود شاید امروز بیشتر به درد می خورد. بار دیگر پوزش می طلبم از طرح مقدمه و سوال نسبتا طولانی. دردلی بود از بچه حزباللهی های حوزوی و علوم انسانی خوانده ای که این روزها یتیم شده اند و در عین اینکه فرصت حضور و بودنی تا بی نهایت فراهم شده، رنج نبودن و بی اثری را تجربه می کنند. در پایان ذکر این فرمایشات امام شهیدمان شاید خالی از لطف نباشد: رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه: «طلبهها باید در صفوف مقدّم باشند. اگر جنگ پیش مىآید، طلبه باید در صفوف مقدّم جنگ باشد. و این را ارزش قرار بدهید؛ این حقیقتاً یک ارزش است. آن کسى که در حوزهى علمیّه مشغول درسخواندن است، به مجرّد اینکه اذان حرب، اذان جهاد بلند شد، مىشتابد به سَمت جهاد فىسبیلالله. این اصلاً قیمت ندارد. بهترین عناصر طلبه آن کسى است که همین روحیه را در خود داشته باشد و بپروراند که مشمول آن حدیث «مَن لَم یَغزُ وَ لَم یُحَدِّث نَفسَهُ بِالغَزو» نشود. اگر هم عملاً وارد میدان جنگ نمیشود، دلش براى میدان جنگ بجوشد. حالا یک مانعى پیش آمده و نمیتواند برود؛ امّا دلش آنجا باشد؛ [یعنى] «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد. این ارزش بسیار والایى است؛ این روحیه باید زنده بماند. در حوادث گوناگونِ انقلاب، طلّاب حاضر و آماده [باشند]. مسئلهى آمریکا پیش مىآید، اظهار نفرت از دشمنان و مستکبرین پیش مىآید، مسائل خلیج فارس پیش مىآید، مسائل گوناگون دیگرى پیش مىآید، طلبه اوّل کسى باشد که احساس کند مسئولیّتى دارد و آن مسئولیّت را استفسار کند و ببیند چیست؛ و هنگامى که مشخّص شد، در جاى مسئولیّت خودش باشد. و اینها با طلبگى میسازد. تصوّر نشود که خب، اگر اینجور بخواهند [عمل] بکنند، پس کى درس میخوانند. درس را همیشه میخوانند. جنگ که همیشه نیست؛ راهپیمایى که همیشه نیست، حضور در صحنههاى ضرورى که هر ساعت نیست. درس هم باید بخوانند؛ بىدرس و بىتحقیق و بىمباحثه، طلبه معناى خودش را از دست میدهد.» (بیانات در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب حوزه علمیه قم ـ ۱۳۶۹/۱۱/۰۴)
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مهم در درک تاریخی است که پیش آمده. عرضی که در فراز آخر پاسخ سؤال شمارۀ 41422 بدان پرداخته شد که آن امر بسیار مهمی میباشد در معنای جایگاه شکست جبهۀ مقابل و جایگاه پیروزی ما نسبت به آن که دشمنانمان با عدم دستیابی به اهدافشان پیروز نشدهاند و وظیفۀ اهل اندیشه بخصوص طلاب و دانشجویان عزیز در اینجا تذکر به این امر مهم است و آیندهای که ما در راستای این تابآوری خواهیم داشت. اگر به جنگی که پیش آمده متوجۀ نامتقارنبودنِ جنگ ما با جبهۀ استکبار و صهیونیسم نشویم، وسعت و فراوانی اسلحههای آنها ما را مرعوب میکند. در حالیکه ما اهداف دیگری را در مقابله با استکبار و صهیونیسم دنبال میکنیم که مقابله با فرهنگ نژادپرستِ غرب میباشد و مبارزۀ ما با آنها موجب میشود تا آنها از صحنۀ تصمیمگیری برای جهان خارج شوند و از این جهت حتماً پیروزی از آنِ جبههای است که ایران در آن حاضر شده و در این حضور است که به جای حذف غزه، اسرائیل و آمریکا حذف میشوند.
ما در حادثهها جایگاه خاصی را میتوانیم برای خود معلوم کنیم و آن سبک و سلوکی است حاکی از وقار و امیدواری و هر آنچه که پیش آمد تا چنین سبک و سلوکی را نشان دهیم حتی اگر مانند خود رهبر شهید و به گفتۀ خود ایشان: «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد.
بنابراین در یک کلمه وظیفۀ اهل فکر و اندیشه آن است که متذکر درک عمیق و تاریخی حضوری باشد که خداوند برای ما مقدّر کرده، امری که شهید آوینی در تبیین جایگاه دفاع مقدس به عهده گرفت زیرا مردم به عنایت الهی در صحنه حاضر شدهاند ولی تذکر به این امر به معنای خودآگاهی میباشد که در دلِ آگاهیها باید از آن غفلت نکرد. موفق باشید
می توان این روشنی دل سالک به این بلاخره بعد از این همه ریاضت و تزکیه نفس به مرحله تقرب الی الله می رسه ناشی از تجلی و ظهور اسم حبیب است؟! که حاکی از عشق خداوند و عاشقی سالک است؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرمود: «آنقدر ای دل که توانی بکوش» و در این مسیر، حضرت محبوب است که جلوهگری میکند و باز رُخ بر میتابد و سالک میماند و فراق در عین امید. موفق باشید
سلام و احترام محضر استاد بزرگوار و بینندگان متن . ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی ... چه دارد میکند با ما رب الارباب؟ چگونه نبینیم که توحید جلوه کرده و میخواهد فرد فرد ما را موحدینی منقطع از همه اسباب کند؟ می گویند رهبر رفت ، موسوی رفت ، حاجی زاده رفت ، رشید رفت ، سلامی رفت ، باقری رفت ، هر کدام بودند خودشان به تنهایی لشکری بودند ، من میگویم والله اگر همه آن ها امروز بودند جنگ به همین شکلی پیش می رفت که امروز به سمت غرق کردن فرعون زمان می رود و اکنون فهمیدیم ما اصلا نبودیم و نیستیم و نخواهیم بود ... دیده ای خواهم سبب سوراخ کن / تا سبب را بَر کند از بیخ و بن
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در همین یک کلمه است که متوجه باشیم عنایتی خاص این مردم را فرا گرفته تا خداوند از این طریق، آنچه را در این زمانه اراده کرده است، به میان آورد. در این مورد به این فراز از آیۀ 44 سورۀ انفال فکر کنید که میفرماید: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» خداوند در دو جبهۀ مقابل هم در جنگ بدر، اراده کرده بود تا آنچه را که بنا داشت واقع کند، به میان آورد و حال این ما هستیم و این روزها و توجه به ارادۀ خداوند در راستای نابودی جبهۀ استکبار ، تا آنجایی که آمریکا و اسرائیل با همۀ تواناییهای تکنیکی نسبت به آنچه اراده کرده بودند ناکام ماندهاند و آری! این همۀ حرف در این زمانه است. موفق باشید
سلام استاد نظرتون در باره شهادت رهبر انقلاب چیه ؟درباره آگاهانه بودن این شهادت و انتخاب آگاهانه آن سوال دوم و شخصی از چه زمانی می دونستین رهبری شهید می شن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آگاهانه بودن شهادت آن قائد عظیم، حکایت روحیهای است که در آن مرد الهی به ظهور آمده. و این غیر از آن است که مربوط به زمان خاصی باشد. احوالات معنوی و روحانی، چیز دیگری است. در رابطه با افقی که شهادت آن مرد الهی در مقابل این ملت و جهان گشود، حرف بسیار است. عرایضی در این رابطه شده است که خوب است به https://lobolmizan.ir/category/127?tab=quests&inner_tab=all-quest رجوع شود. بخصوص به https://lobolmizan.ir/sound/1770 . موفق باشید
سلام و احترام ۱: با توجه به اینکه اسرائیل و آمریکا در آذربایجان و ترکیه پایگاه های مهمی دارند آیا حضرتعالی اطلاعی دارید چرا این دو کشور استثناء شده آمد و مورد تهاجم نیروهای مسلح ما قرار نمی گیرند؟ آیا واقعا این دو کشور اجازه ندادند از پایگاه ها و آب و خاکشون علیه کشورمان اقدامی صورت بگیره؟ یا پایگاه ها را خالی کردند یا قضیه و مصلحت دیگری هست که ما نمیدانیم؟ ۲: هدف قرار دادن مناطق مسکونی و غیرنظامی در چند روز اخیر شدت گرفته. سوال این هست که با توجه به معادله ی چشم در برابر چشم که جمهوری اسلامی تعریف کرده، اگر دشمن خبیث این روند را ادامه دهد و مرتکب جنایات جنگی نظیر زدن بیمارستان ها، مناطق مسکونی، مدرسه ها، حتی استفاده از بمب های نامتعارف کند، تکلیف معادله تعریف شده چیست؟ آیا دست ما برای اقدام تلافی جویانه مشابه با توجه به محظورات اخلاقی و شرعی باز است؟ یا معادله می تواند با توجه به شرایط بازتعریف شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً اسرائیل از آذربایجان اقدامی در مقابل ما نداشته و در ترکیه هم اسرائیل جز سفارت ندارد و پایگاه هوایی اینجیرلیک که در ترکیه هست مربوط به ناتو میباشد و ظاهراً ایران در حدّ محدودی که از آن پایگاه استفاده شده، برخورد کرده است 2- همانطور که سردار سید مجید موسوی فرمودند ظاهراً به گفتۀ ایشان ایران از موضوع چشم در مقابل چشم به جهت جنایتهای اسرائیل عبور کرده و اقدامات آینده، اقدامات دیگری خواهد بود https://eitaa.com/mohammadi61/836. و از آن جایی که حرکت ما در مقابل کلیّت نظام استکباری میباشد، هیچ محذورات اخلاقی و شرعی برای مقابله با چنین جنایتکارانی جز در راستای نابودی آنان در میان نیست. البته عنایت دارید که یک لحظه پیروزی که مردم ما در مقابل استکبار آمریکا و صهیونیسم اسرائیل احساس میکنند قابل مقایسه با همه ثروتهای چپاول شده رانتخواران و جنایتِ جنایتکاران نیست. جناب حجت الاسلام آقای عابدینی در بحثی که اخیراً تحت عنوان «فرآیند فتح و بعثت مردمی؛ تغییر نظم جهانی در نبرد کنونی» داشتهاند https://eitaa.com/abedini/9269 نکات خوبی را با مخاطب خود در میان گذاردهاند که خوب است به آن نکات توجه شود. موفق باشید
آیا گردش سیارات به دور خورشید یکی از جلوه های این هست که عالم ماده دائم در حال بالقوه و بالفعل شدن هست ؟ یعنی ما می توانیم بگیم که اینها در اعراض این حرکت هستند؟!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حرکت جوهری به موضوع خاصی در عالم اعراض نظر ندارد؛ ذات عالم عین حرکت است و معلوم است که هر حرکت عرضی ریشه در جوهر و ذات دارد. موفق باشید
سلام به استاد عزیز. از شما زیاد میشنویم که علت علاقهمندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمیباشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنهها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان میاندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسانها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید بهخصوص جوانان متوجه شدهاند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری میباشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافتهاند.موفق باشید.
بسمه تعالی. سلام علیکم. ششمین سال از ورودم به حوزه های علمیه میگذرد و بیشترین شخصیتی که مرا به روال عادی حوزه های علمیه تذکر داده شما بوده اید. از همان پایه اول تا همان پایه چهارم که مهاجرت به اصفهان کردم اما باز بازگشتم به قم تا همین چندی پیش که باز میگفتم: چرا شیخ انصاری؟ چرا فقه و اصول؟.... اما جور دیگری برایتان مینویسم: حال دلم به گونه ایست که هیچ مرا حس اطمینان نمی دهد، هیچ مرا خوش حال نمیکند، هیچ مرا بر نمی انگیزاند؛ خلاصه که این دنیا هیچ برایم معنایی ندارد. گویی افسردگی مرا ربوده! روزی که آمدم حوزه احساس کردم تازه متولد شدم و زندگی تازه رنگ گرفته ولی هرچه جلو میروم آنچه را که میخواهم درش نمی یابم؛ من خدارا میخواهم. من انقدر تشنه خدایم که حتی نمیتوانم درست زندگی کنم، انقدر تشنه خدایم که هیچ چیزی برایم اندازه کار های دینی اهمیت و ضرورت ندارد و هیچ چیزی اندازه اینها مرا به خود مشغول نمیکند. اما نیست آنچه که باید باشد. تا حدی که(با اینکه هیچ حضوری برای خودم بیرون حوزه متصور نیستم، اما) به بیرون روی از حوزه فکر میکنم، اما نمیدانم کجا؟! استاد بیش از حد اندازه همه چیز برایم بی رنگ است(و همه را هم در دوری خدا میبینم) من نمیتوانم این مسیر مرسوم طلبگی را طی کنم. اصلا آینده ای مشخصی برای خودم نتصور نیستم و نمیدانم چه بخوانم، به چه درد میخورد؟ چه نباشم؟ من نمیخواهم یعنی توان عبور از این مسیر مرسوم را ندارم؟ نه آینده شغلی در آن میبینم، نه حس ایمان در آن برایم زنده میشود... تا حدی که دارم از این بستر نا امید میشوم. آثار شیطان از بی صبری و کمال گرایی افراطی و حساسیت زیاد مرا فرا گرفته و نمیدانم چگونه باید از دستش خلاص شوم. با این حال من نه در مسیر مرسوم و نه غیر مرسوم و نه درون و نه بیرون حوزه های علمیه توان حیات ندارم و به یک شخصیت بسیار ضعیف و بی مصرف تبدیل میشوم. راه خدارا بگویید....
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً این احوالات برای بشر جدید و جوانان این تاریخ پیش میآید. زیرا همچنانکه بخصوص در کتاب «بشر جدید....» عرض شده است انسان نمیتواند با مفاهیم و عقاید خود هرچند آن عقاید خوب و متعالی باشد؛ خود را ادامه دهد. باید در جان خود در جستجوی حضوری باشد که آن حضور، معنای او را شکل میدهد. اینجا است که میتوان گفت انسان با انسان، انسان میشود و در جایگاه خود این شریعتِ آخرالزمانی است که در کنار قرآن، اهل البیت«علیهمالسلام» را مدّ نظرها میآورد. با توجه به این امر ما در هر کجا هستیم باید به شخصیتی نظر کنیم که ذیل اسلام، ما را در آن موقعیت خاص که برایمان پیش آمده، معنا کند. در این رابطه میتوانید به شخصیتهایی فکر کنید که چگونه با حضور در حوزههای علمیّه در راهی قرار گرفتهاند که بدون هیچ ادعایی زندگی خود و دیگران را معنا کردند از امامین انقلاب بگیرید تا شهید مطهری و استاد صفایی حائری. زیرا این عزیزان به اصلیترین راه که راهِ هدایت قرآنی هست و حقیقتاً در حوزه میتوان در آن حاضر شد؛ افراد را متذکر زندگی کردند. و از این جهت میتوان گفت چرا در این زمانه حتی بیش از پیش باید گفت: «چرا حوزه؟!!». موفق باشید
سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: از حضرتعالی عالی آموختیم اشخاصی نظیر مقام معظم رهبری شخصیت جامعی دارند و تجلی اسم الله هستند. بنابراین میشود نتیجه گرفت اگر کسی محبت خدا به قبلش رسیده باشد قطعا ایشان را دوست دارد. در مورد حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای این طور حس میشود که تجلی خوبی و محبوبیت در ایشان شدت خاصی دارد. از حضرتعالی درخواست دارم بفرمایید، حکمت و اراده الهی در جذبه خاصی که در شخصیت ایشان تجلی یافته چیست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید بسی شکر کرد که چگونه در قلب مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالیعلیه» نوری را متجلی کرده است که حاصل آن، بصیرتی اینچنین است که متوجۀ حضور تاریخی ما ذیل انقلاب اسلامی اینگونه حکیمانه هستند و حکایت نوری که بر قلب این مردم مبعوثشده است را اینچنین حکیمانه در پیامهای خود بر زبان جاری میکنند که مردم، حقیقتاً احساس میکنند حکایت عمیقترین ابعاد وجودی آنها در این پیامها به ظهور میآید. گویا قصۀ تبیین همان انواری است که بر جان انسانهای این دوران نازل شده، به حکم آنکه خداوند به پیامبرش فرمود: «...وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) و اینجا است که مردمِ مبعوثشده احساس میکنند آنچه را باید در این تاریخ بیابند و در آن حاضر شوند را در کلام رهبر معظم انقلاب احساس میکنند. مگر این نکته، نکتۀ سادهای است که ایشان در پیامشان میفرمایند:
«یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانهروزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن میباشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد. بلی، هرگاه شنوندهی این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اِشکال تقلیل مییابد. امّا قوّت و قدرت و نقاط مثبت بهموجب آموزهی قرآنیِ «و امّا بِنِعمَة ربِّکَ فَحَدِّث» نیازمند روایت و برجستهسازی است.»
هزار نکتۀ باریکتر ز مو در این فراز از پیام ایشان در هفتۀ دولت نهفته است که متذکر ارادۀ الهی برای درک «ایران هرچه قویتر» هستند تا ما به جای مطرحکردن ضعفها و بهانهگرفتنها به عظمت راهی بیندیشیم که خداوند در مقابل ما گشوده است. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد کسانی که در قیامت حسرت میخورند دو دسته اند: ۱. کافران: که دو دسته اند: ۱. منافقین ۲. کسانی که هم در ظاهر و هم در باطن مشرکند، ۲. نیکوکاران غیر از چهارده معصوم. ۱. آیا نیکوکاران (غیر از چهارده معصوم) حسرت شان از بین می رود؟ اگر آری کی، کجا و چگونه از بین می رود؟ ۲. آیا پیامبران هم حسرت میخورند؟ ۳. آیا اگر انسانی که تا الآن گناه کرده بخواهد کاری کند که در قیامت اصلا حسرت نخورد، میتواند این کار را بکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنگاه که انصراف از حقیقت توحید در میان باشد چه در مشرک و چه در منافق، هیچ نسبتی در هیچ جهانی بین او و حضرت توحید در میان نیست. ولی آن کس را که جانش نظر به توحید ربوبی دارد، اگر در میدان «یوم الفصل» که به خود میآیند مییابد که کوتاهیهایی کرده است ولی کلیّت شخصیت او از جنس بندگی پروردگار است؛ همینکه به لطف الهی وارد بهشت شد، حضرت محبوب به فرشتگان دستور میدهند آن احساس پشیمانی را از ذهن و جان او بزدایند که البته بحث در این مورد مفصل است و معلوم است که اولیای الهی و پیامبران ربّانی که تمام جانشان توحید است را، حسرتی نیست. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: عذر خواهم. گاهی با مسائل و مشکلات روحی و عجیبی مواجه می شویم که نمیدانیم از آن ها چگونه عبور کنیم. از نگاه اسلام و اهل البیت «علیهم السلام» در چنین شرایطی چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همچنانکه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شده اگر ما به روح و عقل خود برنامه ندهیم، خیالات ما به ما برنامه میدهند که هیچ ثمرهای ندارد. پیشنهاد میشود به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید
سلام به استاد عزیز: استاد کمی از امام حسن عسگری «علیهالسلام» برایمان بگویید که از یک طرف حضور آن حضرت تا آنجاها بوده است که قلب مبارک حضرت نرگس خاتون «سلاماللهعلیها» از آن دور دورها، جذب آن حضرت میشودhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23532 و از طرف دیگر آنچنان در محاصره هستند که حتی شیعیانشان نمیتوانند با آن حضرت تماس داشته باشند، ولی با اینهمه شیعیان از پیامها و نظرات آن حضرت بیبهره نبودند. از آن نزدیکی و از آن دوری برایمان بگویید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام بر امامی که غدارترین دشمنان حقیقت ایشان و پدر بزرگوارشان را یعنی حضرت هادی «علیهمالسلام» را در سامرا تبعید نمود، به امید آنکه آن حضور را که حکایت حضور آخرالزمانی بشر بود از صحنه تاریخ خارج کنند و اتفاقاً حضوری در همان زمان از حضرت امام حسن عسکری «علیهالسلام» به میان آمد که اگر از یک طرف به ظاهر در صحنه نبودند، ولی اتفاقاً با حضور مکتوبات و پیامهای خود، عمیقترین معارف را با مردم و با شیعیان در میان گذاشتند و به همین جهت آثار و ادعیهای که از ناحیۀ مقدسه یعنی سامرا به ما رسیده عمیقترین معارف را در بر دارد؛ اعم از زیارت «جامعه کبیره» از امام هادی «علیهالسلام» و دعای مشهور مربوط به ماه رجب که در آن داریم: «اللهُمَّ إنّى أسألُك بِمَعانى جَميعِ ما يدعوك بِهِ وُلاةُ أمرِك» تحت عنوان توقیع شریف در ماه رجب و بنده شرح مختصری برای آن دعای جلیل القدر داشتهام. https://lobolmizan.ir/sound/649 اینکه میفرمایند آن دعا از ناحیۀ مقدسه صادر شده احتمالاً میتواند از حضرت امام عسکری «علیهالسلام» باشد. مهم نظر به نوع خاصی از «غیبت» و نوعی خاص از «حضور» از طریق آن حضرت در میان است که میتوان آن شرایط را با شرایط امروزین خود تطبیق داد که از یک طرف رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای در نوعی غیبت به سر میبرند و از طرف دیگر با پیامهای فوقالعاده عمیق و دقیق خود در صحنۀ امروزین تاریخ ما حاضرند. موفق باشید
استاد عزیز سلام. خدواند انشاءالله شما را حفظ کند. در رابطه با فرمایشات جنابعالی در خصوص ( هویت معلم در دنیای پسا جنگ ) ما مانده ایم و سبکی که هنوز به صورت مطلوب در ما ایجاد نشده تا همواره بتوانیم در نسبت با دانش آموزان به گونه ای شویم که همچون مغناطیس آنها را از فضای بی معنایی که در آن گرفتار شدند و خود را به تعبیر خودشان در باتلاق درس می بینند نجات دهیم. بزرگترین همّ و غم آنها نبود معنا از تعاریفی که برای آنها در خصوص درس کرده اند می باشد. آنها می خواهند این درس ها برایشان معنا پیدا کند و با درس ها نسبت پیدا کنند ولی فضای آموزشی برای آنها تعریف کرده که بخوان و حفظ کن و بیست بگیر و بعد هم فراموش کن و او به قول خودش می گوید، پس کو فایده اش؟ استاد سبک تان را به ما هم یاد بدهید تا همچون دانش آموزی که می فرماید درس خواندن برای من همانند فرو رفتن خنجری در قلبم بود و هیچ ارتباطی با آن نمی توانستم برقرار کنم و حال خود را مدیون استادی همچون شما می داند که موجب قبولی آن در کنکوری شدید که متقاضی اش دانش آموز گریز پایی بود که خوب تحصیل نمی کرد و حال رئیس سازمان برنامه و بودجه این کشور شده و از سخنانی که همچون مغناطیسی آن را به عالم معنا کشیده دم می زند https://eitaa.com/vo_isf/36901 و اکنون ما هستیم و راز این سخنانی که راه ارتباط ما با دانش آموز و دانش آموز با درس را در مقابل ما می گشاید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ابتدا رفاقت و احساس یگانگی با دانشآموز است که غذای جان معلم میباشد و معلم باید به دانشآموز، حقیقتاً بیش از جان خود عشق بورزد زیرا او وسعت معلمش میباشد. قبلاً عرض شد و به نظرم در خاطراتم باشد که از شهریور که هنوز یک ماه به گشوده شدن مدارس بود بنده آنچنان دلم هوای دانشآموزانی را میکرد که حتی نمیدانستم چه کسانی باید باشند؛ ولی به عشق آنها اشک میریختم. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&tab=posts&inner_tab=leaflet . نکتۀ دوم اینکه بنده قابل آن نیستم ولی علت علاقمندیِ بنده به معلمی فرصتهایی بود که معلم میتواند مطالعه کند مانند سه ماه تابستان و تعطیلات عید، و اینکه 4 روز در هفته بیشتر درس نمیدهد بخصوص که سعی بر آن بود که زندگی معلمی را زندگی سادهای قرار دهیم و همسر بنده نیز به اهمیت کار واقف بودند. به همین جهت اگر چندین مرتبه باز به دنیا بیایم حتماً کسوت معلمی و یا کسوت روحانی بودن را انتخاب خواهم کرد. عرایضی در این رابطه شده است که خوب است سری به آن بزنید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85&tab=sounds موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: ان شاءالله که در نسبت به پاسخ سوالی که میپرسیم آن روحیه زیارت اربعینی که مشرف شده اید عامل اتصالی باشد برای ما به آن. استاد بنده در تعاملات اجتماعیم بسیار بسیار ضعیفم. در همدلی و درک احساس و نیاز دیگران و شناخت تفاوت شخصیت ها و نحوهی تعامل با هر فرد و بیان خواسته های خود و ابراز علاقه و صمیمیت و حل تعارض و انعطاف پذیری و سازگاری و درک مسائل عاطفی ضعیفم. چه با همسر، چه با پدر مادر و خانواده و چه با دوست و رفیقان. هرکدام به نوبه ی خود. خواستم یکی از سلسه جلسات اخلاقیتان را پی بگیرم اما نمیدانم کدام بهتر است؟ کدامرا معرفی میکنید؟ همین جلسات اخلاقی کفایت نمیکند یا راهکار دیگری پیشنهاد میکنید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، نظر به حضوری میباشد که در نسبت انسانیت انسانها باید آنها را مدّ نظر آورد. و معلوم است که ماورای عاداتهای روزمرّۀ آنها به انگیزههای اصیل آنان نظرکرد همان چیزی که در زائرین اباعبدالله «علیهالسلام» در مسیر اربعین باید مدّ نظر باشد و در این رابطه کتاب شریف «مقالات» آیت الله محمد شجاعی که شرح آن روی سایت هست؛ کارساز خواهد بود. موفق باشید
آتش زدن عکس روحانی خائن و ظریف بهائی زاده در اجتماع شبانه بله آفرین درستش همینه✅ باید ننگ نامه را هم آتش بزنید✌️ بعضی فکر میکنند چون انقلابیون سروصدا کردند واقعا ظریف از دولت کنار رفته و هیچ کاره است‼️ اشتباه میکنید ظریف همه کاره است‼️ آنهمه فشار که در ایام انتخابات خورد، برای این بود که قرار بود با کشتن رئیسی کشور را دست این خائنان بسپارند تا صهیون را از خطر نجات دهد‼️ و دیدید که شد و جبهه مقاومت یک به یک نابود شد و نوبت به ایران رسید و اگر به کمک ظریف و تیم خائنش در دولت امید نداشتند هرگز ریسک حمله به ایران و کشتن امام را قبول نمیکردند❌ ⭕️ ملّت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنهگر را هم باید بشکند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ اگر این دستور امام شهیدمان را اطاعت کرده بودیم و کمر فتنهگر را هم میشکستیم، امروز عزادار امام خود نبودیم😭 ای کسانیکه با پرچم سرخ خونخواهی🚩🚩 خواب وفاقیون با دشمن را آشفته کردید! بخدا که اگر خط سرخ پرچم های شما نبود؛ خون امامتان را به همراه شرف و عزت و اعتبار مملکت فروخته بودند‼️ استیضاح پزشکیان، عزل قالیباف، مذاکره نمیخوایم سر ترامپ رو میخوایم، مرگ بر سازشگر، از بنی صدر عبور کنید تا به دشمن پیروز شوید‼️ #قوموا_لله #مرگ_بر_امریکا #مذاکره فریب است🚨 سلام استاد اگر این کار غلط است چطور میشود جلویش را گرفت؟ استاد از صمیم دل التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حکیمانۀ آقای شهید ایران عبور از این افراد و افکار بود به همان صورتی که انقلاب را از جریان آقای هاشمی عبور دادند همانند مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که از خلفاء عبور کردند زیرا درگیری مستقیم و یا توهین به این افراد، سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» نمیباشد. همینقدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنیمذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرمودهاند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول میفرمایند از عظمت علی «علیهالسلام» همین اندازه بس که همگان میدانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آنها هیچ دریغی نمینمودند. موفق باشید
