بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام برشما استاد عزیز: کشور ما مشکلات زیادی دارد. تقریباً ما در هر وزارتخانه و مکان و امور دولتی، بلااستثناء یک مشکل داریم! در اقتصاد مشکل داریم، در فرهنگ و حجاب مشکل داریم، در بحث های آموزش و پرورش که می بینیم چه قدر دارد به دانش آموزان از هر لحاظ مثل ایجاد استرس و فضای رقابتی و... ظلم می شود، در بحث کار و مسکن، حتی در بحث نظامی هم در جنگ ما ضعف هایی داشتیم و یا در بحث روابط ما الان لبنان برایمان اصلاً انگار مهم نیست و هزاران مشکل و فساد دیگه... من به عنوان یک نوجوان که می‌خواهم کار فرهنگی هم بکنم، چه طور می توانم با وجود این همه مشکلات در تقریباً همه جا، باز بروم و تبیین انقلاب و جمهوری اسلامی را بکنم و بگویم که این مسیر و حکومت حق است؟ آخر کدام حکومت و مسیر حقی در همه جایش مشکل و فساد هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه نیاز به نظر به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و مواجهۀ ما با جهان مدرن و تنگناهایی که در این راستا پیش می‌آید در میان است که بحث آن مفصل است و در سلسله مباحث «غرب‌شناسی» بدان پرداخته شده. که پیشنهاد می‌شود پس از مطالعۀ کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» همراه با شرح صوتی و یا فیلم آن، به مباحثی که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» پرداخته شده است؛ رجوع فرمایید تا روشن شود بالاخره باید ما ملاحظه داشته باشیم در جنگی وارد شده‌ایم که ذیل تمدن اسلامی پیش آمده است و این رقابت دو گروه نیست. موفق باشید

41728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: بعضی از اساتید سیر و سلوک هستند که ذکر خاص و گرفتن چله و برنامه منظم به شاگردانشون می‌دهند. آیا شما کسی را سراغ دارید که به بنده حقیر معرفی نمایید؟ آیا شما این نوع راهها را می‌پسندید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کسی را سراغ ندارم و به نظر می‌آید همین دستوراتی که مرحوم شیخ عباس قمی از طریق ائمه «علیهم‌السلام» در مفاتیح آوردند، کارساز است آنهم بدون افراط و سخت‌گیری. موفق باشید

41642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: شرح معرفت نفس آیت الله حسن زاده آملی رو که استاد صمدی کردن رو گوش کردم. الان شرح اتحاد عاقل و معقول شون رو می‌خواستم. شما از استاد صمدی کانال یا گروه سراغ دارید؟ شرح کردن دروس رو خیلی عالی انجام می‌دهند، به جان من می‌نشیند. اگه سراغ هم ندارید آیا کسی دیگر یا خود شما از اتحاد عاقل و معقول اگه شرح دارید برام بفرستید. الحمدلله رب العالمین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شرحی در رابطه با کتاب اتحاد عاقل و معقول ندارم ولی فکر می‌کنم جناب حاج آقا فرهادی در جریان فعالیت های استاد صمدی هستند. خوب است که با ایشان تماس بگیرید. 09131047288  موفق باشید

41523
متن پرسش

سلام استاد این روزها بعثت مردم منو به تعجب انداخته در همین رابطه نظرتون درباره یادداشت بفرمایید. ممنونم بعثت مردم (1) حس و حال مردم در تجمع حس و حال کسی است که گمشده ای را پیدا کرده اند. گمشده ای که سالها فراموش شده بوده و حالا مثل فرزند به آغوش مادرش رسیده است. آن گمشده چیست که چهل و چند شب افراد در آغوشش می‌گیرند؟ من فکر میکنم آن گمشده خودشان هستند. افراد گویی خودشان را خارج از روزمره پیدا میکنند و این پیدا کردن به معنای فرار از اکنون نیست. انسان دنیای مدرن اکنون زده است. سینما میرود، خیابان میرود تا از خودش فرار کند اما انسان انقلاب اسلامی خودش را شب ها در تجمعات پیدا میکند. او این حس را دارد شب مسئولیتی دارد که همان سرباز پشت لانچر. او حافظ امنیت است. در زمانی که پدر از دست داده دارد نقش آفرینی میکند و خودش را در تاریخ حاضر میبیند. او حس میکند مبعوث شده برای ماموریت تاریخی به وسعت ماموریت انبیا. همان قله ای که ابراهیم برایش بت شکست و موسی برایش فرعون را به نیل کشاند و محمد برایش جنگید و حکومت تشکیل داد. ماموریتی که انسان انقلاب اسلامی شب در تجمعات بر دوشش حس می‌کند همان ماموریتی است که میثم تمار برایش به نخل آویزان شد و کمیل و سلمان و مالک برایش جان دادند. این شب ها مردم خودشان را پیدا میکنند به وسعت تاریخ.گویی آنها در شب از زمان قراردادی دنیوی خارج میشوند و باید از ایشان پرسید شما شب را در کدام زمان سپری میکنید؟ این همان "حضور" ذیل ولایت برای توحید است. این بعثت مردمی است که خمینی فرمود بهترین مردم از صدر اسلام هستند و همت و باکری سلیمانی و حججی و همدانی و خامنه ای برایش جان دادند. این بعثت همان مردمی هست که خامنه ای شهید فرمود نقطه تحول دنیا هستند. همان هایی که آیت الله جوادی آملی در برابر عظمتشان اشک ریخت. جان دادن برای این مردم توفیق می‌خواهد و کاش جان من هم ارزش فدا شدن برای مردم ایران اسلامی پیدا کند. مثل شهید سردار موسوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و خوب‌تر از خوب می‌فرمایید. آری! حکایت حضور مردم در این شب‌ها، حقیقتاً حکایتی است که متذکر شده‌اید و وظیفۀ امثال بنده و جنابعالی آن است که این مردم عزیز را نسبت به آنچه در جان‌شان می‌گذرد به حکم «خودآگاهی در دلِ آگاهی» آگاه نماییم. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22296 شده است که خوب است به آن رجوع گردد.  از آن جهت که حقیقتاً انسان حیرت می کند که چه بر جان این مردم می‌گذرد که آن بانوی محترم برای تعمیر پرچم‌ها با چرخ خیاطی خود در میدان حاضر شده است؟ خدا می‌داند این، همۀ آرزوی انبیاء و اولیاء بوده و هست که چنین مردمی به چنین شعور تاریخی و معنوی نایل شده‌اند. موفق باشید  

41483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اشتباه شد استاد در ۴۱۴۷۳ بجای اصالت وجود گفتم حرکت در جوهر بنظرم با فهم و درک توحیدی می تونیم اصالت وجود را درک کنیم اصالت در توحید است و با مفهوم وجود رابطه تنگاتنگی دارد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است و ما هنوز آن طور که شایستۀ فهم اصالت وجود است با این اندیشۀ بزرگ مواجه نمی شویم. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» شده است خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA  موفق باشید

41473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نوشته من را در ۴۱۴۷۱ چقدر خوب تمام کردید استاد بدون شک همین است حرکت در جوهر یعنی حرکت به سوی توحید، جوهر یکی است و آن حق است. بدون شک خود رهبر انقلاب یک جلوه‌ی بی مانند توحیدی بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری نظر به جوهر عالم ماده است که عین حرکت می باشد حرکتی که قوه هایش به فعل تبدیل می گردد و به سوی کمال خودش که فعلیت آن می باشد، می رسد. موفق باشید

41427
متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید استاد این روزها که حملات رژیم صهیونیستی اوج گرفته بعضی می‌گویند وقتی ما بمب اتم نداشتیم که این روزها با داشتن بازدارندگی مانع این همه خسارت به کشورمان شود پس داشتن انرژی هسته ای چه فایده ای داشت ایا انرژی هسته ای ارزش این همه خسارت و ویرانی برای وطن داشت استاد چی جواب بدیم؟و سوال دیگر این که اساسا هدف از جبهه مقاومت چه بود در غزه که به هیچ نتیجه ای نرسیدیم ۷۰ هزار آدم شهید شدند غزه با خاک یکسان شد جبهه مقاومت به چه دستاوردی رسید؟ در ایران هم اگر ترامپ آن گونه که امروز هشدار داده نیروگاه ها و نفت ایران رو نابود کنه دستاورد ما چه بوده آیا داشتن انرژی هسته ارزش این همه خسارت رو داشت استاد مردم خیلی این روزها این سوالات رو مطرح می‌کنند چی بگیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخن شهید حاجی زاده فکر کنید که فرموده بودند ما با موشک‌های خود کاری بزرگ‌تر از آنچه بمب اتم انجام می‌دهد برای اسرائیل در پیش داریم 2- در رابطه با پیروزی خون بر شمشیر به این نکته بیندیشید که چگونه اسرائیل با آنهمه توانایی در مقابل ملت مظلوم غزه به اهداف خود نرسید و آنچنان از نظر هویت تاریخی متزلزل شد که تنها راه را برای پنهان‌کردن آن تزلزل؛ حمله به ایران تشخیص داد و ترامپ را نیز با خود همراه کرد 3- ملاحظه کنید که ما بنا داریم تاریخ دیگری را به میان آوریم و بحمدالله همان‌طور که در پاسخ سؤال شمارۀ 41422 عرض شد با چنین آینده‌ای روبه‌رو هستیم که عدم پیروزی جبهۀ مقابل نسبت به اهدافی که داشته، خود به خود برای ما پیروزی به همراه دارد و آینده‌ای که دیگر آیندۀ جبهۀ استکباری نیست https://eitaa.com/matalebevijeh/22159  موفق باشید 

42085
متن پرسش

الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على سيدنا محمد، خاتم الأنبياء والمرسلين، وعلى آله وصحبه أجمعين. سلام خدمت شیخ اصغر طاهرزاده. حوادث طوفان الاقصی، اسباب ضیق صدر من شد و مسیر من را در رشته‌ی جامعه‌شناسی به مطالعه‌ی علوم شرعی تغییر داد. در این مدت خداوند توفیق و فراغت عنایت فرمود تا مطالعه‌ی کتاب خار و میخک شهید یحیی سنوار رحمت الله میسر شود. در بررسی عمیق درباره‌ی یحیی سنوار با متنی از شما مواجه شدم که بدون اشاره به اختلاف مذهبی شهید سنوار را در کنار شهید نصرالله قرار داده بودید. خداوند مرا به این نظر هدایت کرد که آیا می‌توان بسیط تر به سیاست شرعی اندیشید. به خصوص که امروز نشانه‌های غلبه‌ی جمهوری اسلامی بر کفار حاضر در منطقه و صهیونیست آشکار شده است و دور نیست که با قضا و قدرالهی، ظهور اسلام واقع شود. تردیدی نیست که مسئله امامت عظمی، از بنیادی‌ترین مباحث فقهی است. هیچ‌یک از ائمه جماعت، حکومت را نهادی صرفاً عرفی یا قراردادی ندانسته‌اند، بلکه همگی بر این باور بوده‌اند که بقای دین، اجرای احکام الهی، حفظ جماعت مسلمانان و صیانت از امنیت امت، بدون وجود امامی که زمام امور مسلمانان را در دست گیرد، با مخاطره جدی روبه‌رو خواهد شد. از همین رو، جمهور علما، نصب امام را از واجبات کفایی امت دانسته‌اند؛ واجبی که ترک آن، امت اسلامی را در معرض اختلاف، فتنه و از هم گسیختگی قرار می‌دهد. امام ابوالحسن ماوردی در اثر ماندگار خود، الأحكام السلطانية، تعریفی ارائه کرده است که می‌توان آن را جامع‌ترین تعریف خلافت در فقه دانست: «الإمامة موضوعة لخلافة النبوة في حراسة الدين وسياسة الدنيا.» این عبارت کوتاه، حقیقت امامت را به روشنی آشکار می‌سازد. از نگاه امام ماوردی، خلافت نه صرفاً جانشینی سیاسی پیامبر اکرم ﷺ، بلکه استمرار مسئولیتی است که پیامبر در اداره جامعه اسلامی بر عهده داشت؛ با این تفاوت که پس از ختم نبوت، امام وظیفه دریافت وحی ندارد، بلکه مکلف است شریعت نازل‌شده را حفظ کرده و جامعه را بر اساس آن اداره کند. بنابراین، دو رکن اساسی خلافت، «حراست از دین» و «سیاست دنیا بر پایه دین» است و هر حکومتی که از این دو هدف فاصله بگیرد، از فلسفه وجودی امامت نیز فاصله گرفته است. همین معنا را امام الحرمین جوینی در غياث الأمم با بیانی دیگر مطرح می‌کند و تشکیل حکومت را لازمه حفظ نظام امت می‌داند. همچنین علامه ابن‌خلدون در المقدمة، خلافت را «نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و تدبیر امور دنیا» معرفی می‌کند. این هم‌سویی در آثار متقدمان نشان می‌دهد که اگرچه درباره برخی شرایط امام اختلاف‌هایی وجود داشته، اما در اصل ضرورت حکومت اسلامی و نقش آن در پاسداری از دین، میان جمهور علما اختلاف قابل توجهی دیده نمی‌شود. اساس این نگرش، پیش از هر چیز، بر نصوص صحیح نبوی استوار است. در صحیح مسلم، از حضرت حذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت شده است که رسول خدا ﷺ فرمود:«تلزم جماعة المسلمين وإمامهم.» یعنی مسلمان موظف است همراه جماعت مسلمانان و امام آنان باشد. امام نووی در شرح این حدیث می‌نویسد که مقصود، حفظ وحدت امت و جلوگیری از پراکندگی مسلمانان است؛ زیرا تفرقه، راه نفوذ فتنه را می‌گشاید و امنیت جامعه اسلامی را از میان می‌برد. همچنین در صحیح بخاری و صحیح مسلم، حضرت عبادة بن صامت رضی الله عنه نقل می‌کند که صحابه با رسول خدا ﷺ بر شنیدن و اطاعت کردن در سختی و آسانی بیعت کردند و آن حضرت فرمود:«إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان.» فقهای بزرگ از جمله امام نووی، حافظ ابن حجر عسقلانی و قاضی عیاض، این حدیث را از مهم‌ترین ادله لزوم حفظ نظم عمومی دانسته‌اند. آنان تصریح می‌کنند که شارع مقدس، هرگونه اختلاف یا نارضایتی را مجوز برهم زدن وحدت امت قرار نداده است؛ زیرا فساد ناشی از جنگ داخلی و فروپاشی نظم عمومی، غالباً از فساد ناشی از خطاهای فردی حاکمان بزرگ‌تر خواهد بود. بر همین اساس، حفظ جماعت مسلمانان، یکی از مقاصد قطعی شریعت در باب سیاست شرعی به شمار می‌آید. این اصل، نه تنها در احادیث نبوی، بلکه در سیره خلفای راشدین نیز به خوبی آشکار است و از همین رو، ائمه اهل سنت همواره میان «اصلاح حکومت» و «فروپاشی حکومت» تفاوت قائل شده‌اند. در کنار این مبانی، جمهور فقها شرایطی را برای امام برشمرده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از اسلام، عدالت، کفایت، قدرت بر اداره امور، سلامت عقل و توانایی اجرای احکام شریعت. همچنین بر پایه حدیث مشهور «الأئمة من قريش» که در صحیح بخاری و صحیح مسلم روایت شده است، بیشتر فقهای متقدم قریشی بودن را نیز از شرایط خلافت دانسته‌اند. با این حال، آنان این شرط را در منظومه‌ای از شرایط بررسی کرده‌اند و آن را جدا از مسئولیت‌های سنگین امام در حفظ دین، اقامه عدل و پاسداری از مصالح امت ندانسته‌اند. از این رو، به نظر می‌رسد اگر بخواهیم اندیشه سیاسی اسلام را به درستی فهم کنیم، نباید تنها به فهرست شرایط امام بسنده کنیم، بلکه باید به حقیقتی توجه نماییم که همه ائمه جماعت بر آن اتفاق دارند و آن اینکه امامت، پیش از آنکه عنوانی تشریفاتی یا صرفاً تاریخی باشد، نهادی شرعی برای تحقق مقاصد بزرگ شریعت است. از همین نقطه، می‌توان پرسش‌های نوینی را درباره نسبت میان مقاصد ثابت شریعت و تحولات متغیر تاریخ مطرح کرد؛ پرسش‌هایی که در قرون اخیر، به دلیل دگرگونی ساختارهای سیاسی جهان اسلام، اهمیت بیشتری یافته است و زمینه گفت‌وگوهای جدید در اسلام را فراهم ساخته است. برای فهم صحیح امامت، نمی‌توان از بستر تاریخی شکل‌گیری آن چشم پوشید. فقه، هرچند بر نصوص شرعی استوار است، اما همواره در مواجهه با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی رشد کرده و بسیاری از مباحث آن در پاسخ به مسائل عینی زمانه شکل گرفته است. از همین رو، فهم قول جمهور درباره امامت، بدون شناخت شرایط تاریخی سده‌های نخست، فهمی ناقص خواهد بود. پس از رحلت رسول خدا ﷺ، مسئله جانشینی آن حضرت، نخستین مسئله بزرگ سیاسی جهان اسلام شد. خلافت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه با بیعت اهل حل و عقد آغاز گردید و پس از آن، خلافت عمر، عثمان و علی رضی‌الله‌عنهم استمرار یافت که نزدیک‌ترین الگو به سیره نبوی بود؛ زیرا در این دوره، مشروعیت حکومت با بیعت، شورا و پذیرش عمومی مسلمانان پیوندی نزدیک داشت. اما از نیمه دوم خلافت حضرت عثمان و سپس در دوران خلافت حضرت علی رضی‌الله‌عنه، جامعه اسلامی وارد مرحله‌ای شد که بعدها از آن با عنوان «فتنه کبری» یاد شد. جنگ جمل، صفین و نهروان، تنها منازعات نظامی نبودند، بلکه سرآغاز شکل‌گیری اختلافات سیاسی و کلامی عمیقی شدند که آثار آن تا قرن‌ها در اندیشه اسلامی باقی ماند. در چنین فضایی، حفظ وحدت امت به یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های جمهور علما تبدیل شد. آنان تجربه کرده بودند که نزاع بر سر حکومت، چگونه می‌تواند به خون‌ریزی گسترده، تضعیف اقتدار مسلمانان و گسترش شکاف‌های اجتماعی بینجامد. از همین رو، در بسیاری از متون فقهی، اصل «لزوم جماعت» و پرهیز از خروج بر امام، جایگاهی برجسته یافت. این موضع را باید در پرتو تجربه تاریخی آن عصر فهمید، نه صرفاً به‌عنوان یک گزاره انتزاعی. هم‌زمان، با تثبیت حکومت اموی و سپس عباسی، نهاد امامت نیز صورتی متفاوت از دوره خلفای راشدین پیدا کرد. بسیاری از فقها، ضمن آگاهی از تفاوت میان وضع موجود و الگوی آرمانی، کوشیدند قواعدی فقهی تدوین کنند که از یک سو با نصوص شرعی سازگار باشد و از سوی دیگر، از فروپاشی نظم عمومی جلوگیری کند. به همین دلیل، مباحثی مانند شرایط امام، بیعت، اطاعت، اهل حل و عقد و احکام بغی، در آثار فقهی گسترش یافت. در همین دوران، دولت‌های شیعی مانند آل‌بویه و سپس فاطمیان نیز در بخش‌هایی از جهان اسلام قدرت سیاسی یافتند. این واقعیت تاریخی سبب شد که مسئله مشروعیت حکومت، بیش از پیش با اختلافات کلامی درهم‌آمیزد. از این رو، بسیاری از فقها هنگام بحث از امامت، افزون بر مباحث فقهی، به دغدغه‌های اعتقادی و حفظ هویت مذهبی نیز توجه داشتند به طوری که باعث عدم مشروعیت خلافت فاطمی شد. از منظر تاریخ اندیشه، این امر نشان می‌دهد که صورت‌بندی امامت تنها محصول استنباط از نصوص نبود، بلکه تجربه‌های سیاسی عصر نیز در نحوه طرح مسائل و اولویت‌بندی آن‌ها نقش داشت. با گذر زمان و ورود جهان اسلام به دوران جدید، شرایط سیاسی دگرگون شد. پایان خلافت عثمانی، پیدایش دولت‌های مستقل، تدوین قانون‌های اساسی و شکل‌گیری نهادهای حکومتی مدرن، موضوع بسیاری از مباحث را تغییر داد. ازاین‌رو، شماری از پژوهشگران معاصر این پرسش را مطرح کردند که آیا همه مباحثی که فقهای متقدم در چارچوب نظام خلافت مطرح کرده‌اند، بدون تغییر موضوع، بر ساختارهای سیاسی جدید نیز قابل تطبیق است، یا آنکه برخی از آن‌ها نیازمند بازخوانی اجتهادی در پرتو اصول ثابت شریعت هستند. آنچه در این میان اهمیت دارد، وفاداری به اجتهاد است. این روش، هم به نصوص شرعی پایبند است و هم در تطبیق آن‌ها بر واقعیت‌های نوپدید، از ابزارهایی چون تحقیق مناط، اعتبار مصالح و توجه به مقاصد شریعت بهره می‌گیرد. از همین رو، بررسی نسبت میان میراث امامت و تحولات سیاسی معاصر، تنها زمانی ارزش خواهد داشت که با همین روش و بدون نسبت دادن آرای اثبات‌نشده به فقهای گذشته انجام شود. فقه سیاسی همچون دیگر ابواب فقه، در طول تاریخ همواره در تعامل با تحولات اجتماعی و سیاسی بوده است. اگرچه اصول کلی شریعت ثابت است اما موضوعاتی که فقیه با آن‌ها مواجه می‌شود، در هر عصر دگرگون می‌گردد و همین امر، ضرورت اجتهاد را پدید می‌آورد. این حقیقت را بسیاری از ائمه جماعت پذیرفته‌اند و بر آن تأکید کرده‌اند که فهم صحیح نصوص، بدون شناخت واقعیت‌های زمانه، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در سده اخیر، با پایان خلافت عثمانی و پیدایش نظام جدید جهانی، پرسش از «امامت» بار دیگر در محافل علمی مطرح شد. برخلاف تصور برخی، اندیشمندان معاصر پاسخ واحدی به این مسئله نداده‌اند. گروهی بر احیای نهاد خلافت تأکید کرده‌اند، گروهی دیگر بر همکاری و همگرایی دولت‌های اسلامی، و گروهی نیز کوشیده‌اند با تکیه بر مقاصد شریعت، الگوهای جدید حکومت را ارزیابی کنند. در میان این اندیشمندان، علامه شیخ یوسف قرضاوی جایگاه ویژه‌ای دارد. وی، ضمن تأکید بر ضرورت وحدت امت اسلامی، بارها تصریح می‌کند که مقصود شریعت، تحقق عدالت، شورا، حفظ کرامت انسان و اجرای احکام الهی است. از نگاه او، نباید میان اهداف ثابت شریعت و قالب‌های تاریخی حکومت خلط کرد. به همین دلیل، وی بر این باور است که فقه سیاسی نیازمند اجتهادی مستمر است تا بتواند پاسخگوی مسائل جهان معاصر باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، مقاصد شریعت، بر این نکته تأکید می‌کند که فقیه باید میان «ثابت» و «متغیر» تمایز قائل شود. از دیدگاه او، اصولی همچون عدالت، حفظ دین، حفظ جان، شورا و مصالح امت، از مقاصد ثابت شریعت‌اند؛ اما شیوه تحقق این مقاصد، ممکن است با تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، صورت‌های متفاوتی پیدا کند. در همین راستا، علامه وهبه زحیلی نیز در آثار فقهی خود، ضمن پایبندی به مبانی، بر نقش شورا، قانون، مسئولیت حاکمان و رعایت مصالح عمومی تأکید می‌کند. او نشان می‌دهد که فقه اسلامی، ظرفیت پاسخ‌گویی به مسائل نوپدید را دارد، مشروط بر آنکه اجتهاد بر پایه نصوص، قواعد اصولی و مقاصد شریعت صورت گیرد. این رویکردها، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، مقاصد شریعت را معیار فهم بسیاری از احکام معرفی می‌کند و معتقد است که شارع، در همه احکام، مصالح بندگان را در نظر داشته است. همچنین امام ابن‌قیم جوزیه در إعلام الموقعين یادآور می‌شود که مقصود شریعت، تحقق عدالت، رحمت و مصلحت است و فقیه باید در تطبیق احکام، واقعیت‌های زمان و مکان را نیز بشناسد. البته این بدان معنا نیست که اندیشمندان معاصر، شرایط امامت را کنار گذاشته‌اند. بلکه پرسش اصلی آنان این است که آیا همه آن شرایط، به یک میزان، جنبه تعبدی دارند یا برخی از آن‌ها در پیوند با شرایط تاریخی عصر نخست اسلام قابل فهم‌اند. این پرسش، همچنان محل گفت‌وگو است و پاسخ‌های گوناگونی درباره آن ارائه شده است. از منظر نگارنده، اهمیت این مباحث در آن است که نشان می‌دهد سنت فقهی، سنتی ایستا نیست، بلکه ظرفیت بازخوانی در چارچوب اصول خود را دارد. اگر مقاصد شریعت، حفظ دین، عدالت، امنیت، وحدت امت و اجرای احکام الهی باشد، طبیعی است که هر پژوهشگری بتواند درباره نسبت این مقاصد با ساختارهای سیاسی معاصر پرسش کند. چنین پرسشی، مادامی که بر پایه منابع معتبر و قواعد اصول فقه طرح شود، نه خروج از سنت، بلکه ادامه سنت اجتهادی خواهد بود. از همین نقطه، زمینه‌ای فراهم می‌شود؛ تا بدون نادیده گرفتن تفاوت‌های اعتقادی و تاریخی، می‌کوشد نسبت میان نهاد امامت و برخی دیدگاه‌های معاصر حکومت اسلامی را از منظر اهداف و کارکردها بررسی کند. از مباحثی که در دهه‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته، نسبت میان «امامت عظمی» و «وحدت امت اسلامی» است. هرچند فقهای متقدم غالباً مباحث امامت را در چارچوب خلافت تاریخی اسلام بررسی کرده‌اند، اما بسیاری از پژوهشگران معاصر بر این باورند که نباید میان حقیقت امامت و صورت تاریخی آن خلط نمود. به تعبیر دیگر، آنچه در نصوص شرعی و آثار ائمه جماعت اصالت دارد، تحقق مقاصد امامت است و قالب‌های سیاسی، همواره در بستر شرایط تاریخی شکل گرفته‌اند. در قرآن کریم، امت اسلامی با عنوان «امت واحده» معرفی شده است: ﴿إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ﴾ (انبیاء: ۹۲). همچنین خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ (حجرات: ۱۰). جمهور فقها این آیات را دال بر پیوند ایمانی مسلمانان دانسته‌اند؛ پیوندی که فراتر از قومیت، زبان و جغرافیا است و یکی از مهم‌ترین مقاصد شریعت در عرصه اجتماع، حفظ همین اخوت و وحدت به شمار می‌رود. علامه شیخ یوسف قرضاوی، در آثار خود درباره فقه دولت و امت، بارها بر این نکته تأکید می‌کند که امت اسلامی، حقیقتی فراتر از تقسیمات سیاسی معاصر است و همبستگی دینی مسلمانان، نباید در مرزهای جغرافیایی محدود گردد. او در عین پذیرش واقعیت‌های موجود، بر این باور است که آرمان وحدت امت همچنان از مقاصد اساسی شریعت است و هرگونه اجتهاد در فقه سیاسی باید این مقصد را در نظر داشته باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، با تکیه بر نظریه مقاصد شریعت، یادآور می‌شود که مقصود شارع از تشریع امامت، تحقق مصالح امت است؛ از جمله حفظ دین، اقامه عدالت، جلوگیری از تفرقه و صیانت از کیان مسلمانان. از نگاه او، فقیه باید همواره میان نصوص ثابت و موضوعات متغیر تفکیک کند و در تحلیل مسائل سیاسی، به مقاصد کلی شریعت نیز توجه داشته باشد. این رویکرد، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، حفظ دین و حفظ جماعت را از مهم‌ترین مصالح شریعت می‌شمارد و تصریح می‌کند که فهم احکام بدون توجه به مقاصد، فهمی ناقص خواهد بود. امام ابن‌قیم جوزیه نیز در إعلام الموقعين بر این نکته تأکید می‌کند که شریعت در همه احکام خود، عدالت، رحمت و مصلحت بندگان را دنبال می‌کند. بر همین اساس با توجه به دیدگاه برخی از پژوهشگران معاصر میان «صورت تاریخی خلافت» و «حقیقت امامت» تفکیک کرده‌اند. به اعتقاد آنان، اگرچه شکل حکومت‌ها در طول تاریخ دگرگون شده است، اما وظایف اساسی امام همچنان ثابت باقی مانده است؛ وظایفی مانند پاسداری از دین، حفظ امنیت مسلمانان، اقامه عدالت، دفاع از امت و جلوگیری از تفرقه. از این منظر، ارزیابی هر تجربه سیاسی، پیش از آنکه بر اساس نام یا ساختار آن باشد، باید با توجه به میزان تحقق این مقاصد صورت گیرد. با توجه به اینکه جمهور فقها ، امامت عظمی را صرفاً نهادی برای اداره یک سرزمین معین ندانسته‌اند، بلکه آن را نهادی برای حفظ شوکت مسلمین ، صیانت از امت و دفاع از دارالاسلام تلقی کرده‌اند. از همین رو، در بسیاری از متون ، مباحث امامت در کنار مباحث جهاد، دارالاسلام و روابط مسلمانان با سرزمین‌های غیرمسلمان بررسی شده است. این هم‌جواری نشان می‌دهد که فقهای متقدم، امامت را در پیوندی وثیق با حفظ موجودیت امت اسلامی می‌فهمیدند. امام ابوالحسن ماوردی، هنگامی که وظایف امام را برمی‌شمارد، تنها به اقامه حدود و اجرای احکام بسنده نمی‌کند، بلکه از حفظ شوکت اسلام، دفاع از مرزهای مسلمانان، تجهیز سپاه و حمایت از مسلمانان نیز سخن می‌گوید. همین معنا در آثار قاضی ابویعلی، امام الحرمین جوینی و دیگر فقها نیز دیده می‌شود. تقسیم سرزمین‌ها به دارالاسلام و دارالکفر، بیش از آنکه یک بحث جغرافیایی باشد، ناظر به قلمرو نفوذ احکام و امنیت مسلمانان بود. ازاین‌رو، فقهای مذاهب مختلف درباره معیارهای این تقسیم اختلاف داشتند. فقهای حنفی، مانند امام سرخسی و امام کاسانی، امنیت مسلمانان و غلبه احکام را از مهم‌ترین معیارها دانسته‌اند، در حالی که برخی فقهای شافعی و حنبلی بر جنبه‌های دیگری نیز تأکید کرده‌اند. همین اختلاف نشان می‌دهد که موضوع، از آغاز نیز محل اجتهاد بوده است. با این حال، آنچه در میان جمهور فقها کمتر مورد اختلاف است، این است که فلسفه وجودی امامت عظمی، حفظ دین، صیانت از جماعت مسلمانان و دفاع از مصالح عمومی امت است. به همین دلیل، فقها در شمار وظایف امام، همواره از دفاع در برابر تجاوز، حمایت از مسلمانان و حفظ امنیت سرزمین‌های اسلامی یاد کرده‌اند. علامه ابن‌خلدون نیز در المقدمة، امامت را نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا معرفی می‌کند و بدین وسیله، پیوند میان رهبری سیاسی و صیانت از امت را تبیین می‌نماید. از همین رو به نظر می‌رسد، اهل علم باید از منظری تازه به نظم جدیدی که در جهان در حال شکل‌گیری است نگاه کنند و براساس این نظم جدید که به نظر می‌رسد، تقدیرالهی غلبه‌ی مسلمین بر کفار به دست جمهوری اسلامی ایران است، در چارچوب این وضعیت جدید به فقه و مباحث امت اسلامی نگاه کنند و از نگاه‌های فرقه‌ای و اختلافات مذهبی عبور کرد. به نظر من تاکید زعیم جمهوری اسلامی سید مجتبی خامنه‌ای، بر حفظ شوکت و عزت مسلمین در برابر کفار و با توجه به نسب قریشی محکم و مسلمی که دارد؛ امروزه می‌توان به احیای خلافت اسلامی درعالم کنونی در گستره‌ی امت اسلامی اندیشید تا به خواست خداوند موجب تجدید حیات مذاهب مختلف اسلامی و احیای نقش تمدنی مسلمین در آینده نه چندان دور گردد. وصلى الله على نبينا محمد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. نکات بسیار حکیمانه و محقّقانه‌ای را در راستای تأکید بر امّت اسلامی مطرح فرموده‌اید تا آن‌جایی که عنایت دارید آقای شهیدمان فتوای‌شان را که در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» بود دستور دادند روی کفن‌شان بنویسند تا متذکر آن «یگانگی» باشند که باید در میان آید. تا آن‌جایی که نه‌تنها تشیّع امری مقابل تسنن به حساب نیاید، بلکه تشیّع وسیله‌ای باشد برای عبور از دوگانگی‌هایی که عده‌ای بین اهل سنت و شیعیان دامن می‌زنند. پیشنهاد جدّی بنده آن است که بیانات رهبر شهید را در دیدار جمعی از علما و بزرگان اهل سنت کشور دنبال بفرماییدhttps://khl.ink/f/57542 که می‌فرمایند: «مسئله‌ی اساسی بنده، مسئله‌ی «امّت اسلامی» است. من سالها است که بر روی واژه‌ی «امّت اسلامی»، بالخصوص متعمّداً تکیه می‌کنم تا ما فراموش نکنیم که یک امّتیم.» و این است معنای اسلام و مسلمانی که به انسانیت انسان‌ها نظر دارد. موفق باشید    

42079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: امکان دارد لطف کرده و منابعی معتبر در موضوع حکمت خسروانی معرفی نمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آسیا در برابر غرب» کتابی است به قلم «داریوش شایگان». در این مورد نکات خوبی را مطرح کرده‌اند. در پرسش و پاسخ شمارۀ  ۳۱۶۸۸  نکاتی مطرح است که خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

42078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. استاد عزیز، با توجه به مبانی‌ای که در آثار شما درباره انقلاب اسلامی، استقلال، مقاومت و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی مطرح شده است، برای من یک ابهام جدی وجود دارد. اگر هدف انقلاب اسلامی حفظ استقلال و عدم‌تسلیم در برابر نظام سلطه است، چرا جمهوری اسلامی در عمل به گونه‌ای پیش رفته که بخش قابل‌توجهی از روابطش با بسیاری از کشورهای دنیا پرتنش شده است؟ آیا نمی‌توانست ضمن حفظ همان اصول و مرزبندی‌های اعتقادی، با بهره‌گیری از دیپلماسی فعال و تعامل هوشمند، مسیر توسعه اقتصادی، رفاه عمومی و پیشرفت کشور را نیز مانند کشورهایی نظیر چین، مالزی یا حتی ترکیه دنبال کند؟ امروز بسیاری از مردم احساس می‌کنند که نه در زندگی روزمره خود پیشرفت و رفاه ملموسی می‌بینند و نه کارآمدی لازم در اداره کشور را. در چنین شرایطی، چگونه باید نسبت میان «مقاومت و استقلال» با «توسعه، رفاه و کارآمدی» را فهمید؟ آیا از منظر اندیشه شما، وضعیت کنونی نتیجه اجتناب‌ناپذیر این مسیر است، یا معتقدید می‌توانستیم ضمن حفظ اصول انقلاب، با سیاست خارجی و مدیریت متفاوت، به توسعه و رفاه بیشتری نیز دست یابیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مردم همان کشورهایی که نام بردید با تمام وجود به دنبال حضور دیگری هستند. زیرا آنچه بشر جدید را در زندگی به روش مدرن آزار می‌دهد، پوچی و نیهیلیسم است و رسالت ایرانِ اسلامی آن است که جهان دیگری را مقابل بشر قرار دهد که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» عرایض مفصلی در ۵ جلد تنظیم شده است که می‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. بنگرید انسان‌هایی را که چگونه در اوج رفاه و با حضور در همان کشورهایی که به ظاهر، رفاه را به مردم‌شان داده‌اند، چه اندازه خود را در ذیل آقای شهید ایران جستجو می‌کنند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat    و https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/16  موفق باشید

42023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد بزرگوار بنده چندین ساله اربعین مشابه حضور داشتم ولی نمیتونم به حرم و زیارت جدم سیدالشهدا سلام الله بروم. بین الحرمین چند ساعتی می‌مانم و برمی‌گردیم یکسال رفتم داخل حرم حالم خیلی بد میشه قلبم سنگین میشه تموم روضه ها مجسم میشه و اصلا نمیتونم جلوی گریه ها و... بگیرم و... نمیدونم یعنی به طرف حرم که می‌روم نمیخوام پا روی زمین بذارم حس می‌کنم روی خون جدم پا میذارم خلاصه حالم خیلی زاره از این طرف این همه سفارش و توصیه به حضور درحرم شده نمیدونم من محروم هستم چرا هر روز بر مصیبت کربلا گریه می‌کنم و سرمایه را روی ضریح میذارم و... تا کمی آروم شوم ولی وقتی فکر رفتن به سفر می‌کنم دوباره اون حالت سنگین برام تداعی میشه راهکاری می‌خواستم برای اینکه کمی آرام تر شوم و بتونم اون ضریح مطهر 😢 را زیارت کنم و تبرک بشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را بسی شکر باید بکنید که دل را به حسین «علیه‌السلام» سپرده‌اید. به نظر می‌آید با مطالعۀ کتاب «حماسۀ حسینی» https://eitaa.com/arshiv3133/285 و کتاب «کربلا، مبارزه با پوچی‌ها» نگاه‌تان ان شاءالله نگاهی می‌شود که ساحت دیگری از حضور در محضر امام را با زیارتی مستقیم‌تر بیابید. موفق باشید

42011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من ۲۸ سالمه پارسال آزمون وکالت و قضاوت قبول شدم اما هنوز مصاحبه این ها رو نرفتم به خاطر شرایط جنگ، توانمندی درس خوبی داشتم در دوران تحصیل، از مدت ها پیش دوست داشتم بیام حوزه امسال هم ثبت نام کردم و قراره دو روز دیگه برم مصاحبه مدرسه معصومیه قم، اما مردد هستم. برای تمدن سازی اسلامی و کمک به ظهور حضرت این علاقه دروس حوزه در من ایجاد شده خیلی از نشانه ها هم من رو به این سمت سوق می‌دهد خیلی زیادن اما نمی‌دانم الان اول تکلیف کارم رو مشخص کنم. ازدواج کنم سال دیگه بیام یا همین امسال با توکل برم داخل حوزه، برخی مواقع شیطان با تسویف و درگیری زن و زندگی آدم رو دور می‌کنه از مسیر درست، من چطور تشخیص بدم مسیر درست رو؟ الان دوزار پول ندارم و دنبال ازدواج هم هستم آن چه بر ذهن شما جاری می‌شود هدایتی است از طرف خدا برای من، پس در پاسخگویی خدا رو در نظر بگیرید و سر سری عبور نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تصمیم در این نوع گذرگاه‌ها کار ساده‌ای نیست و هرکس باید بر اساس شرایط زندگی‌اش تصمیم بگیرد. آنچه همیشه بنده در این رابطه عرض کرده‌ام آن است که اگر خداوند علاقه به حوزه را در شخصی ایجاد کرد، آن را امر مهمی بداند و به راحتی از آن منصرف نگردد. موفق باشید

42006
متن پرسش

سلام استاد. نظرتان را درباره متنی که نوشتم، می‌خواستم. 🔸گامِ مُحال. ✍علی جلالی اصفهانی‌های قدیم اگر می‌دیدند کودکی دستش به طاقچه و بلندی نمی‌رسید که چیزی را بردار، از سر شوخی به او می‌گفتند: «سَرِت را بذار زیر پات، تا قَدِت بلند شه و دستِت برسه!» همین مضمونِ به ظاهر طنزآمیز ولی سراسر حکمت را سعدی چنین گفته است: سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنک/ پای بر سر نَنِهد، دستِ وی آن جا نرسد آری وصال در مرتبه بالایی قرار دارد و دستِ کسی به راحتی به آنجا نمی‌رسد. باید قید سَر را زد و سر را زیر پا نهاد و یک پله بالاتر رفت تا به آنجا رسید. ظاهراً در شهادت چنین حکمتی است. مقامی است که جز با جان‌باختن در راه دوست به آن نمی‌توان رسید. اما گاهی یک نفر سرش را زیر پای عزیزانش می‌نهد تا آنها بالا روند. به قول سعدی: سر که نه در پای عزیزان رَوَد/ بارِ گرانی است کشیدن به دوش شهادت رهبری هرچند جانسوز است اما ما را سرافکنده نکرد بلکه حس می‌کنم با این شهادت، همه ملت یک پله بالاتر رفتند. پله‌ای که هر چقدر همه می‌کوشیدیم نمی‌توانستیم از آن بالا برویم. رهبر شهید مثل کوهنوردی باتجربه به ما می‌گفتند: «گام اول را برداشتید و حالا نوبت گام دوم انقلاب است. خطرات راه این‌هاست و پرتگاه‌ها آنجاست. به قله نزدیکیم و باید گامی بلند بردارید!» ولی انگار هر کار می‌کردیم نمی‌شد و نمی‌توانستیم این قدم بعدی را برداریم. انگار این قله وصل خیلی بالاتر از قَدِ ما بود و ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم و هاج و واج به هم نگاه می‌کردیم و برخی در دل و برخی به زبان حرفش را انکار می‌کردیم. او که مسیر و قله را می‌دید و ناتوانی ما را، سر در قدم ما عزیزانش نهاد تا قدمان بلند گردد و این پله بعدی را بتوانیم طی کنیم. تا به قله نزدیکتر شویم. او با شهادتش ما را از این راهِ محال عبور داد. پله بعدی که چشم انتظار ما بود، پله بعثت ما بود. ما باید مبعوث می‌شدیم و اکنون جهانیان ما را در پله‌ای دیگر می‌بینند. پله‌ای که باید بر فراز آن، رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : به نکات دقیق و ارزشمندی اشاره فرموده‌اید. حقیقتاً همینطور است که شهادت آن مرد الهی ما را در جایگاهی از تاریخ مان قرار داد  که بدون آن شهادت شاید سال‌ها طول می‌کشید و معلوم نبود تا اینجاها قد بکشیم و به چنین بعثتی که این مردم تا مرز خونخواهی از  خبیث ترین جبهه و شخص به میان آمده است برسیم ،به هر قیمت که باشد و این است آن حضور تاریخی عظیمی که پیش آمده و از خدا عاجزانه  می‌خواهیم تا در درک آن و در حفظ آن ما را یاری بفرماید .باید از شرایط موجود فهم درستی داشت تا خطای محاسباتی پیش نیاید و لازمه آن صبرو تاب‌آوری و خسته نشدن است و با نظر به اهداف الهی. با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت می‌باشند که روی پای خود ایستاده‌اند با شایستگی کامل و این است عامل امیدواری ما نسبت به آینده تمدنی که در پیش است، با ایرانی قدرتمند و قدسی که همدیگر را نیز می‌فهمیم .  موفق باشید

41955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: در آیه شریفه «ان الله و ملائکته یصلون...» از مومنین می‌خواهد بر پیامبر صلوات بفرستند. بعد مومنین در پاسخ می‌گویند اللهم صل علی محمد و ال محمد در حالی که خداوند دائم در حال انجام اینکار است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کتاب «صلوات....» عرض شده که چگونه مؤمنین از طریق صلوات بر پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» در نوعی یگانگی با نور توحید حضرت ربّ العالمین قرار می‌گیرندhttps://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA   موفق باشید

41913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نه به گندم ملک ری؛ آری به سویای آمریکایی حسین نصر ملت مبعوث شده‌ی ایران که نخواستند پا روی خون امام شهیدشان بگذارند و مسئولینی که تا مرز شهادت رفتند، با دشمن به تفاهم رسیدند که از گندم ملک ری نخورند و آن را از آمریکا وارد کنند، اصلا سویا وارد کنند. بالاخره شیعه بعد از هزار و چهارصد سال به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در مناسبات خود رسیده است. رگ غیرتمان خیلی بالا نزند. اگر گاو نبودیم نیازی به واردات یونجه‌ی آمریکایی نداشتیم. وضعیت ما، وضعیت گاوبودگی تاریخی است. گاو، مواد خام مصرف می‌کند و ماده‌ی خام دیگری صادر می‌کند. متاسفانه ایران عزیز ما، همین وضعیت را دارد و تا این وضعیت داشته باشیم، نمی‌توانیم از وضعیت گاوبودگی خود رها شویم. یک کشور مصرف‌کننده‌ی خام‌فروش مونتاژکار داریم. اقتصاد ورشکسته‌ی دولتی که نمی‌تواند فراتر از وضعیت گاوبودگی، مسیر دیگری جلوی پای کشور قرار دهد. ایران با جمعیت ۹۰ میلیونی، منابع عظیم طبیعی و ژئوپلتیک بسیار ممتازش تولید ناخالص ملی آن ۵۰۰ میلیارد دلار است. اصلا همین میزان کم هم به خاطر تحریم است وگرنه اگر عربستان بودیم با صادرات روزانه ده میلیون بشکه نفت، یک تریلیون دلار تولید ناخالص ملی داشتیم اما در گوشه‌ی همین جغرافیا، اسرائیل هم وجود دارد. تولید ناخالص ملی اسرائیل سالیانه میان ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار است آن هم با جمعیت ده میلیونی، بدون موقعیت ژئوپلتیک و بدون منابع زیر زمینی. صادرات ایران شامل نفت خام، فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و شیمیایی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی سنتی نظیر پسته، زعفران، خرما، با کمی فرش دستباف است. اما اقتصاد اسرائیل، یک اقتصاد دانش‌بنیان است. بیش از ۵۰ درصد صادرات اسرائیل، صادرات محصولات هایتک است. منظور از محصولات هایتک ساخت محصولات هایتک است نه مونتاژ آن نظیر کاری که ترکیه و سایر ملل انجام می‌دهند. بعد از سیلیکون وَلِی در آمریکا؛ دومین مرکز هایتک دنیا سیلیکون وادی اسرائیل است. اسرائیل معمولاً در رتبه‌های اول یا دوم جهان از نظر درصد اختصاص بودجه تحقیق و توسعه نسبت به تولید ناخالص داخلی را دارد. به دلیل کمبود منابع طبیعی (مانند نفت و معادن بزرگ)، این کشور استراتژی خود را بر توسعه مهارت‌های تخصصی، آموزش عالی و فناوری‌های پیشرفته بنا کرده است. ارتباط بسیار نزدیکی بین مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و بخش خصوصی صنعتی وجود دارد که باعث می‌شود ایده‌های علمی سریعاً به محصولات تجاری تبدیل شوند. از امنیت سایبری تا فناوری‌های خودران و هوش مصنوعی تا صنعت دارویی و تجهیزات پزشکی اسرائیل از قطب‌های جهان محسوب می‌شود. همچنین به خاطر اقلیم خشک فلسطین اشغالی، اسرائیل در زمینه آبیاری قطره‌ای، شیرین‌سازی آب دریا و گوشت‌های آزمایشگاهی پیشرو هستند. مهم‌تر از همه در بخش تراشه‌ها و نیمه‌رساناها به شدت کار کرده‌ اند و تمام این مسائل در صورتی است که سهم شرکت‌های دانش‌بنیان در اقتصاد ایران زیر ۵ درصد است. واقعیت تلخ‌تر درباره‌ی اقتصاد دانش‌بنیان ایران این است که بخش اعظم همین ۵ درصد را هم نمی‌توانیم دانش‌بنیان بدانیم. آن بخش دانش‌بنیان هم اغلب در حوزه‌ی نرم‌افزار حضور است تا ساخت سخت افزار. این روضه‌ی گاوبودگی ماست، ما که در انتظار یونجه‌ی آمریکایی نشسته‌ایم تا از گندم ملک ری نخوریم. دردمندانه‌تر آنکه؛ آن‌هایی که تریبون‌های آتیشن دارند و سخنرانی می‌کنند. اغلب مسئله را شخصی می‌کنند و خودشان هیچ قدمی برای اقتصاد دانش‌بنیان در این ملک برنداشته‌اند. ما هنوز قدرت فناوری را درک نکرده‌ایم هنوز در ذهن‌های پوسیده‌ی ما این جمله‌ی استعماری نوشته شده است که علم هزینه است نه قدرت، نه راه اقتصاد. هنوز دنبال فرمول جادویی برای کار نکردن و مقاومت کردن می‌گردیم. وقتی فهم‌مان از اقتصاد، اقتصاد دانش‌بنیان و تولید فناوری نباشد، کاسه‌ی گدایی گندم آمریکایی دستمان می‌گیریم تا از گندم ملک ری نخوریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلسوزی‌های جنابعالی و امثال شما در این شرایط تاریخی بسیار ارزشمند است و حکایت مردم مبعوث‌شده است به سوی ایران ابرقدرت در میدان جمع سیاست و دیانت، و در این راستا به یاد سخن رهبر شهیدمان باشید که فرمودند ضعف‌ها را طوری برجسته نکنید که موجب یأس افراد شود. در مورد نکاتی که در ابتدای فرمایشات خود داشتید، آقای مهدی محمدی در آخرین صحبت خود آن موارد را نفی می‌کنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026  موفق باشید

41901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم: بنده از وقتی پیام اخیر رهبری در خصوص تفاهم‌نامه را شنیدم، هر چقدر فکر می کنم می‌بینم که این پیام بسیار جای گفتگو و مباحثه دارد و مثل هر سوره ی قرآن جامعیت دارد واگر هر بخش آن را جدا در نظربگیریم جفا کرده ایم، در این پیام هم تأییدی بر مذاکره بود از حیث اقتدار این باره ی دیپلماسی وهم مخالفت از جهت غیرمتعهد بودن طرف مقابل، از جهتی دیگر عقلانیت نظام اسلامی و توجه به نهادهای مختلف تصمیم گیری در اخذ یک تصمیم، هم توجه به شور و مشورت اعضای تصمیم گیری وهم رأسیت ولی فقیه در حکم دادن، از طرفی احترام و جایگاه قابل شدن برای مردم، از طرفی دیگر بازگذاشتن میدان برای رشد فکری جامعه و... از خودم ترسیدم که اگر بخواهم در قالب و فهم ناقص خودم با آن‌مواجه شوم مصداق «یومن ببعض ویکفر ببعض» خواهم بود و باید چاره ای برای ناقص بودن خودم در فهم فرمان ولی بکنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله توجه خوبی به جایگاه پیام رهبر معظم انقلاب داشته‌اید و حقیقت همین طور است که در آن پیام جوانب مختلف مدّ نظر بوده و به همین جهت عرض شد جناب آقای عباسی ولدی مواجهۀ خوبی با آن پیام داشتند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977. موفق باشید

41821
متن پرسش

«ترامپ حرام لقمه راهش را یاد گرفته حمله می‌کند عقب می نشیند مجدد به میز مذاکره باز می گردد همزمان برای آینده تهدید مجدد می کند. می دانید چرا؟ چون اطمینان دارد عده ای در داخل با نام «مذاکره» طلسم می شوند! علی اکبر رائفی پور» سلام و احترام: جمهوری اسلامی ایران در تله مذاکرات افتاده است. لختی به این بیاندیشید که موضع موافقان مذاکرات می‌تواند غلط باشد! همانگونه که اذعان می‌شود رفتن به اسلام آباد غلط ترین کاری بود که ایران می‌توانست انجام دهد. یهود و نصاری از تو راضی نمی‌شوند مگر اینکه به آیین آنان درآیی. حال ایستاده تماشا خواهیم کرد که آیا مذاکراتی که چند ده بار نابود شده و آتش بسی که دائما در حال تمدید است چه مشکلی را از سر مردم ایران کم می‌کند. در خیالات و ساده‌لوحی هاست که ما آمریکای قبل جنگ رمضان را پلید بدانیم و بعد از آن‌را سر به راه!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که به مواضع سلحشورانۀ جناب آقای قالیباف در نسبت «مذاکره با قاطعیت» و یا «مبارزه با قدرت» فکر کنید. زیرا بالاخره در دلِ هر جنگی مذاکره پیش می‌آید، مذاکره با اقتدار، معنای بهره‌مندی از پیروزی است و به گفتۀ آقای مهدی محمدی ایران، با قاطعیت تمام بر مواضع خود پافشاری می‌کند. در این رابطه خوب است به عرایضی که در جواب سؤال شمارۀ 41819 شد، نظری بفرمایید. بالاخره تمدنی فکرکردن در این شرایط بسیار مهم است وگرنه نمی‌توانیم همدیگر را بفهمیم در حالی که ما در آینده بسیار بزرگی باید حاضر شویم     https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109nv    موفق باشیدhttps://eitaa.com/sot_enghelabi/22233

41803

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

🔺دکتر جلیلی عزیز! لطفا شجاع باشید! دکتر جلیلی عزیز! سکوت خود را بشکنید. ساکت این ایام نباشید. همفکران شما به تبیین نیاز دارند. بیایید با مردم ساده سخن بگویید. شما رهبر نیستید که عده ای بنشینند و به تفسیر بیانات و مطالب کانال شما بپردازند. ساده، شفاف و همه فهم نظر خود درباره موضوعات جاری کشور را برای هواداران خود و مردم انقلابی توضیح دهید تا از نگرانی خارج شوند. اگر شما هم مانند عده ای معتقدید شروط رهبر زیر پا گذاشته شده، مذاکره حرام است، شرافتمندانه نیست و عده ای کوتاهی کرده اند، شجاع باشید و برای دفاع از ایران اسلامی مواضع خود را صریح بیان کنید. آیا در چنین شرایطی سکوت دفاع از کشور و حریم ولایت است؟ و اگر مسئولان مسیر درست را می‌روند، مطیع امر ولایت و تحت نظر ایشان فعالیت می‌کنند، این را هم شجاعانه با مردم در میان بگذارید و باعث برطرف شدن این غبار بی اعتمادی و اختلافات درون جبهه انقلاب، آن هم در این شرایط حساس شوید. ما می‌دانیم شما مسئولیتی ندارید، می‌دانیم در این روزهای کشور در تصمیم گیری و تصمیم سازی نقشی ندارید، اما خوب هم می‌دانیم که عده زیادی از مردم به هر دلیلی به حرف های شما اعتماد دارند و مواضع شما می‌تواند سبب تنویر افکار عمومی شود. خواهش ما از شما این است، همانطور که برای سفرهای متعدد به استانها، شهرها و روستاها احساس مسئولیت می‌کنید، همانطور که به جلسات تفسیر اهتمام می‌ورزید، همانطور که هر دوره برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری احساس تکلیف می‌کنید، در این روزها و شب های حساس نیز که دشمن در صدد ایجاد شکاف در صفوف مسلمین است، احساس تکلیف کنید، شجاعانه به میدان جهاد تبیین ورود کنید و از ولایت و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع نمایید تا این اختلافات به فتنه بدل نشوند، و اگر خدای ناکرده دشمن فتنه ای ایجاد کرد حضرتعالی ساکت فتنه لقب نگیرید! 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید آقای دکتر جلیلی ساکت نیستند ولی از آن طرف هم متوجه می‌باشند در این موقعیت، نباید فضا را دو قطبی کرد و بحمدالله همۀ قوا ذیل رهنمودهای رهبر معظم انقلاب مشغول فعالیت هستند. موفق باشید

41745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: سوالی ذهنم را درگیر کرده. در کشور ما مراسمات دینی متعدد و زیادی در خیابان ها و محلات از جمله غدیر و نیمه شعبان و محرم و سایر اعیاد و شهادت ها (و یا سایر مراسمات مانند تشیع شهدا و ۲۲ بهمن و روز قدس و همین تجمعات این شب ها) برگزار می شود که واقعاً جای شکرش باقی است. اما خب در این مراسمات بحمدالله تعداد زیادی از مردم می آیند و خب بر طبق قاعده خیابان های زیادی بسته می شود و یا به خاطر جمعیت زیاد و موکب های زیاد، صداها زیاد می شوند و خب برخی که در این مراسمات حضور پیدا نمی کنند و حالا یا در خانه هستند و یا نمی‌خواهند بیرون بروند که به خاطر شلوغی ها در این روزها نمی شود، می خواستم ببینم که بر این امر هم حق الناس تعلق می گیرد؟ یعنی اگر حق الناس تعلق بگیرد، مردم با حضور در این مراسمات و یا حتی جشن گرفتن آنها، ثواب که نمی برند، گناه هم می کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته می‌توان گفت آری! قواعد و قوانین و سنت‌های یک اجتماع، جزیی از آن اجتماع است و همان‌طور که برای حفظ جامعه باید قوانین رانندگی را در عین محدودیت‌هایی که پیش می‌آورد، بپذیریم، جایگاه سنت‌های یک جامعه که راز بقای آن جامعه می‌باشند را نیز باید همواره در نظر داشت ولی در عین حال باید طوری آن سنت‌ها انجام گیرد که تا حدّ ممکن مراعات دیگران بشود، ولی هرگز نباید آن سنت‌ها که یک جامعه را در حیات تاریخی‌اش حفظ می‌کند، به حاشیه رود.  موفق باشید 

41727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد: بنده مدتی هست دارم شرح صوتی مقالات استاد شجاعی که روی سایت هست رو گوش میدم، خیلی شیفته این مسیر بودم و الان شوقم بیشتر شده، برای اینکه از این مسیر به الله جل جلاله برسم چه نکاتی رو باید رعایت کنم؟ با اینکه گناه سد راه هست اما ناخودآگاه انجام می‌دهم و اگر یادم باشه سریع استغفار می‌کنم. خیلی دوست دارم سریع این راه به پایان برسد و به خدا برسم. سوال بعدم این هست آیا این مسیر مشکلات زیادی داره یا اینکه راحته؟ چون احساس می‌کنم خیلی دارم امتحان میشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به رحمت واسعۀ الهی ان شاءالله از موانع عبور خواهید کرد. به خودتان سخت‌گیری نکنید و فراموش نفرمایید که یکی از صفات خوب که خداوند برای بنده‌اش بسیار دوست دارد، صبر بر معصیت است. بدین معنا که همواره در مقابل امیال غیر الهی صبر پیشه کند و باز صبر پیشه کند تا نتایج گشوده شدنِ راه در مقابل حضرت حقّ را بیابد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22720 موفق باشید

41412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد یک سوال داشتم و اون این بود که آیا این درسته که شهدای کربلا قبل از شهادت به کمال رسیدن؟اگه اینطور هست چطور به کمال رسیدن؟آیا این یک عنایت خاص از طرف خداوند به اصحاب امام حسین علیه السلام بود چون افضل شهدا بودن یا به خاطر انقطاعشون بود یا چیز دیگر؟ آیا در این زمان هم امکان اش هست به کمال رسیدن قبل از شهادت یعنی با جهاد کردن در زمان غیبت یا ان شا اللّه در دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا فقط یک امتیاز برای شهدای کربلا بوده هست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید به این نکته بیندیشیم که آن عزیزان در نوعی از بصیرت تاریخی متوجه شدند در میدانی که برای شهادت ذیل امام حسین«علیه‌السلام» در مقابل‌شان گشوده شده، به وسعتی خواهند رسید که در طول تاریخ با همۀ شهدا و در کنار آن‌ها در میدان مقابله با ظلم و استکبار در صحنه خواهند بود. در این مورد عرایضی در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» شده است که خوب است سری به آن کتاب که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

41325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نقل از امام علی می‌گویند: (به سخن نگاه کن نه به گوینده سخن) اما از منظر بنده این حدیث اشتباه هست و می‌خوام در صورت صحت، برداشت شما رو هم بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این‌که فرموده‌اند: «وَانظُر اِلی ما قال وَلا تَنظُر اِلی مَن قال» باید به جایگاه آن سخن بیندیشیم که عبور از مریدبازی می‌باشد زیرا عده‌ای  بدون آن‌که در مورد سخنان بیندیشند، به صرف آنکه مراد آن‌ها آن سخن را گفته است، می‌پذیرند. در حالی‌که ما اگر حتی امامان معصوم عزیز سخنی گفته باشند با مبنای تعقّل، سخنان حکیمانۀ آن‌ها را قبول می‌کنیم امری که خود آن عزیزان ما را دعوت به آن می‌فرمایند. آری! خودِ عقل، ما را تا آن‌جا می‌رساند که متوجه می‌شویم سخنان آن‌ها  بعضاً ماورای صرفاً انتزاعی می‌باشد. موفق باشید.

41315
متن پرسش

سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه می‌کنم می‌بینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم‌ ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده می‌شود امید داشته باشیم که خداوند فرجی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیده‌اند که با حضور در میدان‌ها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی می‌گشایند. بی‌‌حساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند: 
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404) 
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
 

42051
متن پرسش

سلام ببخشید این جنگ به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده. اینجا همان مرحله ظهور و بروز این جنگ وجودی ست.یا استقلال و امنیت و خاک ایران خواهد ماند یا ابرقدرتی و قدرت هژمون بودن آمریکا در جهان ... هیچ حالت سومی متصور نیست. یا آمریکا باید یک پیروزی روشن به دست آورد و تنگه هرمز را کاملا تحت اختیار داشته باشد یا زیربنای قدرت این فرعون زمان متلاشی خواهد شد و همین جنگ نقطه عطف غرق شدندآمریکا خواهد بود. لذا بسیار طبیعی و بدیهیست که تمام ظرفیت های خارجی و داخلی اعم از منافق و کودتاچی و سلطنت طلب و اصولگرای غربگرا و اصطلاح طلب مفسد و همسایه خائن و...همه و همه به این میدان خواهند آمد. جنگ احزاب انقلاب اسلامی ست.به هوش باشید و بیدار که دل به یاران سست عنصر نبندید و نگاهتان به نائب امام زمان باشد و بدانید که ((هر مصر فرعونی دریا دارد...)) اینجا محل تفسیر شدن آیه کلّا انّ معی ربّی ست.اینجا محل بلعیده شدن تمام سِحرهاست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت الهی را بنگرید که چگونه از طریق تنگه هرمز میدانی برای حضور ما در تاریخ گشوده است که جبهه استکبار هیچ راهی برای نجات خود از این میدان ندارد و تماماً با تحقیر و شکست روبرو شده است .چه خوب گفتند که: امروز "تنگه‌ی هرمز"، تنگه اُحد است. درود بر دلاورمردان محافظ تنگه که هیچ غنیمتی قلب و توجه مراقب آنها را فریب نمی‌دهد. در این رابطه خوب است به لطف الهی بیندیشیم که چگونه خدا مقدّر کرده است تا ما بتوانیم در مقابل جبهۀ استکبار با آن‌همه قدرت‌های ظاهری، بایستیم و به لطف الهی همان‌طور که می‌فرمایید هیبت جهان استکبار از طریق این ملت بشکند. همان‌طور که آقای رامین نصیری نکات خوبی می‌فرمایند https://eitaa.com/matalebevijeh/23215   

 ایالات متحده حتی تصور هم نمی‌کرد که روزی کشوری بتواند در برابرش بایستد و از اجرای دستوراتش سر باز زند؛ با این حال، ایران نه تنها چنین کرد، بلکه آن را به وضعیتی از تحقیر کامل کشاند.

🔹این یک واقعیتی است که حاکمیت آمریکا را زجر میدهد؛ تصور اینکه ملتی وجود دارد که برای قدرت و هیبت آمریکا تره هم خُرد نمیکند، پایبند به ارزش ها و اعتقادات خود است، از شرف و عزت و استقلال خود دفاع میکند، و بر همین اساس سخت ترین ضربات را به امپراتوری زر و زور و تزویر وارد کرده، آنها را زجر میدهد.

🔹حال نه توانایی سرکوب این ملت را دارند، و نه میتوانند با وعده های سر خرمن آن را بفریبند. ایران اکنون به کمتر از تسلیم آمریکا و اخراج ارتش تروریستی اش از منطقه خلیج فارس راضی نخواهد شد.

موفق باشید

41878

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل مي‌آورد تا با اندک بهانه‌اي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسان‌هايي که عقل خود را رشد نداده‌اند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشاده‌رويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصه‌اي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل می‌کند و به همین جهت آن حلقه‌‌‌ای که پای شتر را کنترل می‌کند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده‌ می‌باشند به واقعیات و سنت‌های الهی نزدیک کند. در این مورد ان‌شاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی