بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد. سوالاتی داشتم: تفاوت نظر اسلام و غرب در مورد آزادی چیست؟ اسلام چه حدی را برای آزادی انسان معین می کند و غرب چه حدی را؟ از نظر اسلام والدین در تربیت باید تا چه حدی فرزند را آزاد بگزارند و آیا این حکمتی دارد و ایجاد محدودیت برای انسان، صلب آزادی و اختیار او نیست؟ آیا اسلام برای زن و مرد تفاوتی قائل می شود و بین یک کدام از آنها برتری در نظر دارد؟ چرا در برخی جاها اسلام برای مردان انجام کاری را جایز می‌داند ولی برای زنان نه؟ و اینکه در آخر لطفاً چند کتاب راجع به این مسائل به من معرفی کنید. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. کتاب «آزادی معنوی» از شهید مطهری مجموعه‌ای متشکل از پانزده سخنرانی ایشان است که بیشتر آن‌ها در سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰ در حسینیه ارشاد در تهران ایراد شده‌است. موضوع این سخنرانی‌ها مسائل معنوی مربوط به خودسازی و تزکیه نفس است که در بیشتر موارد، شهیدمطهری مفاهیم مورد نظر را با اشاره به مباحث انسان‌شناسی فلسفی توضیح می‌دهند. در مورد آزادی و این‌که نباید در انتخاب حتی حجاب، آزادی به حاشیه رود بلکه باید دختران ما با درک ابعاد متعالیِ دستورات اسلام از جمله حجاب، احکام شرع را انتخاب کنند؛ عرایضی تحت عنوان « تقابل آزادی و حجاب چرا؟» شده است. خوب است به آن رجوع شود. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds  موفق باشید

41811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید. سوالی داشتم: قاعدتاً دو چیز می تواند جلوی انسان برای انجام گناهانی چون خود ارضایی، کشف حجاب، روابط نامشروع و... را بگیرد؛ یا «انسانیت» یا «اعتقادات». وقتی برای کسی هیچ کدام از دو مورد بالا نباشد، ما تا صبح هم که بیاییم دلیل عقلی بیاوریم و اثبات کنیم و فواید و مضرات بگیم و امر به معروف و نهی از منکر و کار فرهنگی بکنیم و قانون گذاری، چه تأثیری دارد؟ و اصلاً این کار ها را هم که بکنیم، صلب آزادی اندیشه و تفکر نمی شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر جدید با روحیۀ آخرالزمانی خود طالب نهایت‌ها می‌باشد و باید با نوعی گفتگو در این مورد با آن وارد شد تا متوجه شود با اعمالی که نام بردید از آن حضور معنوی که نیاز روح و روان اوست، محروم می‌شود و از این جهت مباحث «معرفت نفس» به جهت آن‌که به جای استدلالی حالت حضوری دارد، می‌تواند مفید باشد. کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است. موفق باشید 

41669
متن پرسش

اگر کسی پنداشته است که می‌توان ایمان آورد و پای در بیابان بلا نگذاشت سخت در اشتباه است. او بداند که زمین دلش از سوراخ‌های پنهانی موش‌های نفاق سست است و در خاکی این چنین بذر حیات نمی‌روید، اگر با زبان رسمی سیاست سخن بگوییم آنان با آمریکا می‌جنگند اما در بیان حقیقی با شیطان است که نبرد می‌کنند، این کبر شیطان است که در حکومت‌های استکباری دنیا تمثل یافته و از همین است اگر حضرت امام آمریکا را شیطان بزرگ می‌خواند. باز نفس ملکوتی آوینی و طنینی که لرزه بر قلبم می‌اندازد و چقدر دل من دور است و خود را از این راه دور می‌بیند. این راه ایمان برای اهل ایمان است. اگر این چنین است ما چه هستیم؟ این صدا را که همراه حضور مردم کلیپ شده بود تماشا می‌کردم. و اشکی طلب‌گونه داشتم. به ذهنم آمد که این جمله آوینی که از ایمان و بیابان بلا و نفاق می‌گوید، از چه انسانی سخن می‌گوید. هر چه فکر می‌کنم نمی‌فهم. گویا اصلا فهمیدنی نیست. اما چه کسی اهل ایمان است و بلا را درک می‌کند و می‌ایستد؟ می‌توانم از حضور تاریخی و درک زمانه و تفکر و و و که خوانده‌ام و شیرینی خواندن‌شان را درک کرده‌ام و همه‌ جا گفته‌ام_از سر گفتنی که زبانش مال خودم بود نه از سر تبلیغ_ اما هنوز به جان نیازموده و نسبت بهشان به خودآگاهی نرسیده‌ام سخن برانم، اما ای جانم به آنکه زبان و دلش یکی است. درست است که باید گفت تا شدن پیش بیاید، اما چه گفتنی است که با آن می‌شویم؟ این را هم در پیدا و پنهانی‌اش ناگهان به دل حس می‌کنم که شاید این خود ایمان است اما تا این حد قبض و بسط مگر ممکن است. صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست / قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست / عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده / بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست / آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم / محتسب نیز در این عیش نهانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست / سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست / ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی / ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست / می بیاور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگری باد خزانی دانست / حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت / ز اثر تربیت آصف ثانی دانست. تنها سید علی‌ها و حاج قاسم‌ها راهی و رهروِ این راهند. و لحظه به لحظه عقب‌روی و جلو‌روی‌هایش را می‌بینند. تنها بندگان خدایی که خدای اینان است می‌توانند این راه بروند. آری و صد آری که حضرت امام این راه گشود. اما چرا ما پای در راه نمی‌نهیم؟ یا حداقل خود را وامانده و زمین گیر می‌بینیم. ما چگونه بندِ بندگیِ این خدا را عزم می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که به سوی اوست، به سویِ «اویی» است که هیچ مفهوم پیشینی ندارد تا معلوم شود به کدام سو باید رفت. تنها می‌دانیم که در «بودنِ» خود، بودنی به عنوان افق بدون تعیّن و تعریفی خاص در میان است. و این است حضور آخرالزمانیِ حقیقت که آن را هیچ تعریفی نیست به ظهور می‌آید و در آینه‌هایی که هیچ چیز خاصی نمی‌باشند، تنها ما را دعوت می‌کنند که در جمال شخصیت جلالیِ رهبر شهید احساس‌اش کنیم و با نسبتی که با او در خود یافته‌ایم، به چیزی ماورای «زندگی و مردن» در این زمانه حاضر شویم و به خیابان‌ها می‌آییم تا «او» را در حضوری که با شهادتش به میان آمد؛ احساس کنیم. و این، وقتی است که همۀ آن جمع عزیز حاضر در میادین و خیابان‌ها را اشاره‌ای به شخصیت او بیابیم و هر شخصی، آینه‌ای می‌شود که آن عزیز را به ما عطا می‌کند و این، یعنی این‌چنین دل‌دادگی نسبت به همدیگر، و این یعنی هرکس جان خود را در دیگری احساس می‌کند به جای سرمایه‌دارانِ رانت‌خوار که هرکس اموال خود را در دست آن دزدان و چپاولگران می‌یابد، و این یعنی تنفر و دوگانگی. چه اندازه زیباست که انسان‌ها محبوب خود را در دیگر انسان‌ها به تماشا بنشینند و آخرالزمانی فکر کنند. موفق باشید        

41570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم تا کنون در بحث های مختلف اینگونه تحلیل می‌شد که برای بسیاری از تحولات و تصمیمات اجتماعی و سیاسی ، این مردم هستند که باید به بلوغ برسند. اما عملا امروز شاهدیم که علیرغم ظهور این بلوغ در متن جامعه ، بخش مهمی از حاکمیت که می‌بایست مجری تحولات درخواستی ایشان باشند عقب مانده اند! نمونه بارز آن متأسفانه منفعل ترین قوه قضائیه ادوار انقلاب هست که می‌تواند با پشتوانه اجتماعی بوجود آمده تحولات بزرگی را رقم بزند اما محافظه و ملاحظه کاری را به آن ترجیح داده است. مردمی که رسیده اند به مبارزه با جاسوسان و خائنان و خناسان و مرجفانِ دست به قلم و مقاله و مانند آن را یاری نمی‌کند و از قضا مردم نیز به علت نجابت و احترامی که به نظام قائلند خودسرانه کاری را پیش نمی‌برند . به راستی اینجا تکلیف چیست ؟! آیا اکنون که جامعه خروشیده است هم باید تردید داشت ؟! اگر امروز بدون مماشات ، به پشتوانه نیروی اجتماعی بوجود آمده بساط کَنه هایی که مشغول مکیدن خون نظام و مردم هستند جمع نشود و فردا مجدداً همین الیگارش های اقتصادی و منافقان سیاسی در اداره کشور باقیماندند و این گنج بزرگِ بدست آمده را با رنج مردم نابود کردند چه کسانی مسئول خواهند بود؟ کما اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه هم اتحاد مقدسی در اجتماع ظهور کرد ولی سیاست های اقتصادی نابجای نشأت گرفته از تفکر الیگارش غربی و عدم بهره‌وری از آن نیروی اجتماعی در پساجنگ حوادث تلخ ۱۸و۱۹ دی و زمینه جنگ رمضان را رقم زد ... و باز هم تکرار همان سوال که آیا حاکمیت نباید تردید خود را کنار بگذارد؟...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ابتدای آثار حضور مردم در میدان‌‌ها و خیابان‌ها می‌باشد و باید در همین اجتماعات و با همین مردم، مطالبات منطقی و مردمی به میان آید و دنبال شود. مهم، طرح درست مشکلات است و ارائۀ راه‌حل‌ها. و بنده امیدوار هستم که بتوانیم در چنین شرایطی آن نوع مشکلاتی که می‌فرمایید را برطرف نماییم. اخیراً در همین رابطه بازرسی کل کشور با پشتوانۀ مردمی وارد میدان شده است.
عنایت داشته باشید که مسئله، بسیار بزرگ‌تر از آن است که ما خود را در محدودۀ رفع مشکلاتی قرار دهیم که در هر صورت مدیرت‌های متأثر از فرهنگ غربی ایجاد کرده‌اند. در حالی‌که همۀ حرف آن است که متوجه باشیم جهان دیگر و نظم دیگری غیر از نظم جهان مدرن باید به میان آید و باید به این نکته تأکید کرد نکته‌ای که حتی اهل نظر معتقدند تازه جنگ ما با جبهۀ نژادپرست غربی به سرکردگی آمریکا شروع شده است. آقای مهدی محمدی نیز متذکر این امر با نظر به نگاه خاصی که ایشان در مسائل بین المللی دارند؛ می‌باشند. موفق باشید

41423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر خداقوت.از کانال و سایت پر محتوا و مفید استاد استفاده میکنم و دعاگو تون هستم یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده بود که استاد در مبحث تفسیر آیت الکرسی هم اشاره فرمودند یه قدرت حواریون حضرت عیسی بر راه رفتن روی آب. نظرتون در مورد کتاب معبد سکوت که اشاره به قدرت هایی از انسان داره که در ارتباط با خداوند متعال ظاهر میشود رو می‌فرمایید. این جزو مراحل اولیه سلوک است؟ چگونه باید طی کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عرضی که در مورد حوارییون شد همچنان‌که ملاحظه کرده باشید مبتنی بر روایاتی است که متذکر جایگاه «یقین» در عالم می‌باشد. بنده کتاب «معبد سکوت» را مطالعه نکرده‌ام ولی به هر حال نفس ناطقۀ انسان چنانچه ذیل حضور در ارادۀ الهی قرار گیرد، می‌تواند در مقام «کُن فیکون» حاضر شود. موفق باشید

42059
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم (اعتدلال نفسانی؛ لازمه اقتصاد اسلامی). مواجه تفکر غرب با جامعه از جنس سرعت و کثرت روحیه ای را گستراند که انسان ها بخواهند در کمترین زمان به بیشتزین سود برسند. اینچنین ضمضمه های گران فروشی به فریاد فقر کشیده شد. روحیه ای که دیگر مایل نبود روالِ _شاید بشود گفت هزاران ساله ی_ تعاونات بشری را ادامه دهد؛ به گونه ای که دیگر فعالیت خود را به سود معمول ادامه نداد و خواست هرآنچه ار دست دارد را به بالاترین سود ها مبادله کند. آن روال هزاران ساله ای که بیان شد، روحیه ای عقل گرا بود که حساب و کتاب داشت و حس رضایتمندی از تعاملات اقتصادی متعادل_یا به نگاه امروزی، خورد!_ باعث میشد کار خویش را به بهترین شیوه در اوج حس مسئولیت پذیری به انجام برساند. جهان امروز نیز لاجرم از بازگشت به همان روحیه گذشته است که برپایه تعقل و منطق و ارتباط برابر و اجتماع گرای درضمن حفظ خود است تا از خود گرایی محض خارج شود. آن روحیه ای که در غالب ها نمیگنجید، و امروز نیز با ابزار های جدید تا حدود بسیاری همخوان است؛ اگر چه که برخی از ابزار های امروز برپایه همان روحیه ی غربی شکل گرفته اند که ذاتا با مناعتطبع و قناعت و تعقل در تضاد هستند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم معنایی است که بشر باید از خود داشته باشد. انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» متذکر حضور انسان جدید است در جهان جدید، در عین توجه به انسانیت انسانیِ انسان‌ها تا با رعایت هر انسانی از آن جهت که انسان است، عملاً خود را در وسعت انسانیتِ انسان‌ها حاضر می‌کند که نماد امروزینِ آن را در آن «آقای شهید ایران» یافتید تا آن‌جایی که وصیت کردند روی کفن خود آن جمله را بنویسند https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 موفق باشید            

42031
متن پرسش

‌ ‌ 🔸 اخوان ثالث در پایان شعر «زمستان» می‌گوید: «حریفا! رو چراغ باده را بفروز / شب با روز یکسان است». یعنی اگر فهمیدی که در زمستان هستی، آن چراغی که باید بیفروزی، «باده» و «مستی» است. 🔹 مسئله‌ی شهادت، یک نحو مستی حضور در نسبت با حقیقت است که آن چراغ راه آینده است. اگر این مستی نباشد، در تنگنای همین زمستان تجدد و دوگانگی‌هایش باقی می‌مانیم. 🔸 از این منظر باید به شهادت آقا اندیشید و دید چه درک عمیق‌تری در ایشان نسبت به انقلاب اسلامی و اسلام پدید آمده بود که حیات دینی عالمانه‌ی خود را در مسیری دنبال کردند که یک ملت «مست» شد؛ مستِ نسبتی با حقیقت. نه صرفاً آگاهی دینی دادند، نه فقط واجبات و محرمات را تذکر دادند، و نه تنها حدودی در سیاست نهادند. بلکه راهی را گشودند که ما بتوانیم در آن قدمی که پیامبران در تاریخ برداشتند، حاضر شویم. پیامبران مستیِ حضوری نسبت به توحید پیش می‌آوردند. ما نیز اگر در این مسیر قرار گیریم، از مکر لیل و نهار جهان امروز آزاد می‌شویم. 🔹 شهادت آقا یک انتخاب بود، نه یک تصادف. ایشان عزم کردند که ملت ایران از این مرحله عبور کند و یک نحوه حیات را در وجود خود بچشند و به سوی شهادت بروند تا آن چراغ باده را در برابر ما بیفروزند. ما نیز در اشک بر ایشان و در تشییعشان، باید انتظار چنین مستی‌ای را در خود بکشیم. ببینیم چه نحوه مستی‌ای می‌توانیم پیش آوریم که در آن، خود راهی بیابیم و خود عزمی به سوی آینده کنیم، و منتظر تکلیفی از بیرون نباشیم، بلکه آنچه را در وجود خود می‌یابیم، محقق سازیم. این همان نقطه‌ای است که انسان در عالم انقلاب اسلامی می‌تواند متولد شود و آن آزادگی انسان محقق گردد. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ‌همۀ حرف در همین یک کلمه است که چگونه با حقیقت، مأنوس شویم امری که هم «هست» و هم «چیزی نیست». این است آن مستی و حیات و حرارتی که ما را در بر می‌گیرد و جلال خود را، آری! و جلال خود را به میان می‌آورد که به یک معنا حیرت است و امری که می‌توان نام آن را «توحید» گذارد و دل در گرو آن قرار داد و اشک را تجربه کرد بدون آن‌که این اشک نظر به چیزی و ماهیتی داشته باشد. امری که شهدای عزیز و آقای شهید ایران با حضور در عالم انقلاب اسلامی مدّ نظر داشتند و با سبک خاص خود مدّ نظرها آوردند. حال ماییم و آن «جلال». موفق باشید        

41938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: به نظر می رسد همزیستی و هم فهمی و هم گامی با دگر اندیشان که توصیه شما هست جهت حرکت در مسیر نگاه تمدنی، در بعضی موارد موضوعیت ندارد، مثلا شاید در موضوع پوشش بانوان صادق باشد ولی در موضوع جنگ و صلح و مذاکره و مقاومت موضوعیت ندارد، چرا که در این بین هستند طیفی که اساسا مخالف و متضاد همین دیدگاه تمدنی هستند و ذیل دیدگاه استکبار پذیری تعریف می شوند، در اینجا بحث سر پذیرش دیگرانی است که در باور به سنت‌های الهی می لنگند، و از همین رو در برابر رهبر و مردمی که با اتکا و ایمان به این سنت‌ها معتقد به مقاومت هستند ظاهر می شوند، در اینجا و در این زمان بعثت مردم که منجر به صراحت کم نظیر رهبری هم شده است باید اینان را از سر راه تحقق اهداف عالیه الهی تمدنی برداشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب که می‌فرمایید نکتۀ مهمی می‌باشد ولی مهم، سبک ما در نسبت به آینده پیشِ رو است به همان صورتی که رهبر شهید نسبت به آقای هاشمی عمل کردند که بدون درگیری، توجهات را به آیندۀ تاریخی انداختند آن هم با سبکی خاص. و اگر متوجۀ حضور تمدنی خود در جمع «سیاست» و «دیانت» باشیم مطمئناً خیلی خوب از این معضلات عبور می‌کنیم و وعدۀ الهی هرچه زودتر محقق می‌شود. موفق باشید

41914
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رضوانه و ریحانه مائیم وجهانی پیش رو در انتظارما! یا فتاح در طلیعه ظهور ولایت سید مجتبی خامنه ای«حفظه الله»، ما شاهد حضور درکرانۀ معناهایی از زندگی شدیم که تا دیروز از آن غافل بودیم، ما با او وارد مرحله جدیدی از انسان سیاسی الهی شدیم، انسانی برانگیخته برای ساخت جهان های از دست رفته! استعدادهایی که با شروع این جنگ به فعلیت رسیدند آنهم نه در ساحت فردی بلکه در یک ساحت و فعلیت اجتماعی، جهانی در میان ویرانه های عالم تکنیک و مدرنیته، برای خلق انسان جدید انتظار می کشید و این با شهادت سید علی گشوده شد. ما در لبۀ خلق معناهایی متعالی از حماسه و خون و فتح به تاریخی هستیم که مناسباتش را تا امروز بر صورت پول وثروت و شهوت و قدرت بنا کرده بود. این دستاوردی است که نیازمند روایت و حفظ است. وقتی معنا از جامعه ای رخت بر می بندد، پوچی تاروپود زندگی آدمی را در می نوردد و اینگونه است که تاریخ، تاریخ فرار می شود! فرار از خود و سرکردن با انواع بیخودی ها برای گذران زندگی سرد و بی روح، و تاریخ در فروبستگی درجا می زند! اینک، بار دیگر رایحۀ معنا و فطرت و معنویتی از دست رفته از جانب شرق جغرافیای تاریخ به مشام غرب زدۀ بشر وزیده است و نوید و عطر دیگری را با خود دارد. زندگی بدون ننگ و عار و تعفن زدۀ ابزوردیسم، دستی از دل تاریخ بلند شده است و به سوی آدمیت کشیده شده تا او را از غربت غربی دوران در طلوع افقی نو و امتدادی سرخ از خون انسان های پاک در عالمی سراسر معنا و شور و حماسه بکشاند. عزیزان، اگر در پی انتقام خون شهید سید علی می‌گردید، انتقام خون این شهید خلق حماسۀ معنایی از انسان است که مناسبات عالم مدرن سالیانی است با فریب و شهوت و قدرت آن را از پیش روی انسان ها با خلق نظام سرمایه داری و مناسبات ساختار لیبرال وگم شدن معنویت در بستر سکولاریسم پنهان کرده است و الان این سرمایه عظیم(خون جوشیدۀ سید علی) در اختیار تاریخ ماست تا با روایت حماسۀ این خون بنیان و روح اومانیسم و نظام تکنیکی یزید دوران را ویران کنیم! امّا کو زینبی؟ کو زین العابدینی؟؟ اگر گرفتار نزاع هایی شدید که اساسا نزاعی خارج از فهم این تاریخ بود شما نتوانستید حامل پیام آن حماسه باشید و نتوانستید بر قلۀ فتح آن تشت رسوایی بنی امیه دوران را بر ملا بکنید و مگر جز این است که یکی از مطهرات نجاست های تاریخی در طول سالیان متمادی خصوصا از حادثۀ کربلا به بعد «خون» است، خون شهید کاخ کفر را ویران می‌کند. یک جهان خون خواه او خواهند شد اگر روایت این خون افقی که آنها هم سالیانی است در انتظار آن هستند را پیش چشم شان نشان دهد. اگر این خون، هبه ای است الهی که خداوند آن را به امت محمدی ارزانی داشت تا موجبات رسوایی تاریخ یزیدی را بر ملاکنیم، جفاست اگر گرفتار نزاع های بی مایه و سیاسی شویم. رفقا، خونخواه امام شهیدمان خداست و این خون مطهر ظهور اراده ای است که تاریخ دیگری را برایمان می گشاید و عجول نباشید و بمانید و ببینید و با عقل و عشق مجرا و مجلای طلوع این خونی باشید که غایت اش پایان کفر است. وقتی سخن از ارادۀ تاریخی خداوند در دل یک ملت می شود باید نقش مان را در آن اراده ذیل ولیّ آن تاریخ پیدا کنیم تا به خوبی از دل آن تاریخ گذر کنیم. امروز بیش از هر روز دیگر، ارادۀ خداوند را در آغوش ملتی احساس می‌کنیم که خودشان را در بعثت ارادۀ الهی مبعوث می‌بینند و پرچم دار مشیت تاریخی حق در عالم شده‌اند. و صد افسوس و فغان که این شور و جوشش حماسه را با تنازع برهم بزنیم!!! خدا از این ناشکری نخواهد گذشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت کلمات جنابعالی، حکایت هر آن کسی است که متوجه شده آری! انسانی که به گفتۀ شما در عین سیاسی‌بودن، الهی باید باشد و در عین الهی‌بودن، سیاسی. و امام شهید ما همۀ این حکایت بود و چه شهادتی بود این شهادت! اگر دیروز این زینب«سلام‌الله‌علیها» است که آن شهادت را درک کرد و در جای خود عالَمی شد تا ما در صحیفۀ وجود او افقی را نظارت کنیم، که خدا می‌داند هر روز عظیم‌تر از دیروز این افق خودنمایی می‌کند و چه هنرمندانه این بانوی بزرگ متوجه شدند آن حضور، نیازمند روایت و حفظ است؛ نکته‌ای که جنابعالی در نسبت شهادت رهبر شهیدمان متذکر شدید.
گفتید اینک بار دیگر رائحۀ معنویت و فطرت از دست‌رفته به مشام غرب‌زدۀ بشر وزیدن آغاز کرده تا او را از غربتِ غربی دوران در طلوع افقی نو که حکایت حماسه و ایمان است، بکشاند، و حقیقتاً چنین است. و معنای انتقام را درست‌روایت‌کردنِ حماسۀ آن خون دانستید و حال، ملاحظه می‌کنید که از یک طرف این امام سجاد«علیه‌السلام» است که با حضوری نرم همچون حضور آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای به میان آمده و از طرف دیگر این بانوان ما می‌باشند که چگونه بعثت تاریخیِ خود را در حرکات و کلام خود تجربه می‌کنند تا آغازی باشند برای فردای‌مان. و به گفتۀ شما جهانی می‌باشند که همه خونخواه امامِ شهیدشان هستند ولی زینب‌گونه. و این‌جا است که آری! و صد آری! چه اندازه به بیراهه می‌رویم اگر مشغول دعواهای سطحی شویم به گمان این‌که هر کدام، خود را حق می‌دانیم و برادران ایمانی خود را باطل. https://eitaa.com/arshiv3133/177  آیا وقتی در دل چنین شهادتی می‌توانیم پرواز کنیم، شایسته است که هر کدام پای دیگری را پایین بکشیم؟ موفق باشید      
 

41843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار بشر جدید نگاهش به جایگاه تاریخی بانو امین چیه؟ و این بانو امین چه شخصیتی بوده؟ برای شناخت ایشون کتابی سراغ دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سایت شده است. خوب است به آنجا رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/828?mark=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86 و نیز خوب است به کانال  https://eitaa.com/ziafat_andishe  سر بزنید. موفق باشید

41808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: آیا در هر خانواده و هر محیطی می‌توان رشد کرد؟ منظورم رشد واقعی و کامل است. حد من چقدر می‌تواند باشد می‌توانم درحد سلمان و حاج قاسم و ... باشم یا باید بپذیرم که حتی در خوبی و رشد هم محدودیت وجود دارد؟ من بسیار ناراحتم و حتی دچار حسادت هم شده ام لطفا من را راهنمایی کنید. این سوال من را بشدت غمگین ساخته و وقتی که نه دردنیا قرار است خوب باشم در امور دنیایی و نه آخرتی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حالی‌که حتی در محیط خانۀ فرعون می‌شود همچون حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» رشد کنند، بنابراین محیط در جای خود علت اصلی نیست. در این موردمرحوم آیت الله حائری شیرازی در کتاب  ارزشمند «مربی و تربیت» نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارند. مهم آن است که با تدبّر در قرآن و تأمّل در روایات جلو و جلوتر برویم. در این مورد امثال شهید مطهری عزیز برای ما حرف‌ها دارند. موفق باشید

41794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

امام شهید (ره)، در ماجرای «فتنه‌ی ۸۸»، در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۸، در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران فرمودند: «مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلّبی نخواهند برای ما درست کنند.» آیا این دغدغه امام شهید، برطرف شد؟ نظر جناب استاد طاهرزاده در خصوص «شکل‌گیری یک جمهوری اسلامی تقلبی» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظامی که توانسته است تا آنجایی جلو رود که برای استکبار مسئله شده است، همان جمهوری حقیقی می‌باشد. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/106 موفق باشید

41490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آیا شیعه می تونه ابرقدرت باشه و امامش آواره و رانده شده باشه؟ این تناقض رو برام حلش کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور همان امام عزیز حیّ حاضر است که شیعه به حضور جهانیِ آن مکتب می‌اندیشد و عملاً این حضور همان امام است که از این طریق، زمینۀ ظهورشان فراهم شده و در واقع، او حاضر است. باید مواظب بود ما غائب نباشیم! موفق باشید

41475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کمیت و کیفیت نیت خالص داشتن را در مباحث تربیت نفس توضیح بفرمایند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت دستورات شرع، حضور در رعایت کمیت ها می باشد و عمیق کردنِ آن دستورات از طریق هرچه بیشتر به معارف توحیدی افزودن، رعایت  کیفیت و خلوص است. در همین رابطه باید با نور توحید و هرچه عمیق تر کردن معارف توحیدی به جسم وظایف شرعی، روح داده شود. موفق باشید

41410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باز با نام خدای خامنه‌ای شهید حقیقتا قله ای که می‌فرمودند از بعد از رسول خداوند محقق نشده و می‌شود آیا همین جمهوری اسلامی نیست که با شهادت ایشان اتفاق افتاد و دارد میدرخد؟ که زمان رسول خدا صلوات الله و آله محقق شده بود و در این به سندیت سخن جنابعالی (تحقق وقت محمدی) باز محقق شد که خداوند در آن تحقق آیه شریفه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ/ یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است» را نازل کردند. اما فرزند عزیز و بزرگوار ایشان که بنده هنوز متحیر از ایشانم و هرچه به ایشان مینگرم چیزی جز قرآن ناطق نمیبینم، نفسی گرانقدر و عظیم با هزاران ابعاد بزرگ که شکوفا تر مشوند و حتی میتوانیم خودرابا نسل های جدید به ایشان نزدیک تر بیابییم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! می‌توان، و در این رابطه آن رهبر شهید متذکر بعثتی شدند که در مردم به ظهور آمد و به یک معنا همۀ مردم با روح آن رهبر شهید، خود را تجربه می‌کنند. موفق باشید 

41409

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا سلام بگذارید از عاشقانه هایم که با مرگ از انانیت_ ولنگاری جهنم ساز و از تولد و زندگی در اراده_حضور در تقدیرات و سنت های لایتغیر الهی است بگویم که عشق است؛ همه تقوا در آن ممکن است و بالاخره حضوری است شخصیت پیدا کن! که آدم را از جهنم نجات میدهد تصور اینکه میتوان خداوند را با خلاصی از گناهان گوناگونمان که اختیاری هم نیستند راضی کنیم من را میکشد و چنان مستم می‌کند که مدهوش میشوم. در این صورت مقاومت به کمال شکوفایی میرسد و حتی برزخی را برپا میکند که توحیدی تقوایی است در این صورت انسان آدمی قوی می‌شود که هیچ اضمحلالی ندارد مگر آنکه بهتر و پاینده تر می‌شود. اگر بگویم مثل حوانان عاشق پیشه اشعارشان را در خطاب به آن مرگ زیبا می‌خوانم و اشک میریزم حتماً باعث تعجب میشود مثلا در خطاب برای بیشتر حاضر شدن درش بعد از ادعیه و قرآن و اذکار که اصل شریعت ما هستند تفکر خود را با این اشعار به نظاره می‌شینم. مثلاً میگویم: به کسی حواسم نیست آخه اینقدر خوبی که هیچی نیازم نیست! کی جای امن قلبشو اینجوری داده من! کی با چشماش فقط با تو بودن را خواهش کرد؟ تو هستی از هرکی باشه بهتر. این حالت مرگ البته ابتداعی است هرچند مرگ مقدسی است اما پس از مدتی آن را مرگ نمیخوانی آن را تولد و زندگی می‌خوانی و این سیر زیبای انسان خودش یک دلربایی خاصی دارد. هرچه بگویی در این روش نهفته است و عبور از همه غم هایی لست مردمان را سوزانده این درواقع همان کتاب جدید حضرتعالی است با عنوان عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. انشاءالله زنده و سلامت و محفوظ باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که هر مرگی در هر حال یک نوع زندگی را در مقابل انسان می‌گشاید و مرگی که عبور از تعلّقات دنیایی باشد در همین دنیا جهانی در مقابل ما می‌گشاید با حضوری بس اصیل. مهم آن است که در آن میدان‌های گشوده، متوجۀ انسان‌های بزرگی باشیم که ما را بیش از پیش به خود می‌آورند و در خود، گشوده‌تر می‌کنند و در این رابطه می‌توان به شفاعت اولیای الهی و چگونگی آن فکر کرد. امری که امروز با نظر به شخصیت قدسی رهبر شهید انقلاب می‌توانیم بیش از پیش به خود آییم در جهان گشوده ای که آن مرد الهی با شخصیت خود بدان اشاره کرد. موفق باشید

41246
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: چه خوش است که در سالگرد وفات ام المومنین حضرت خدیجه ی کبری از زبان شما توصیفی درباره ی آن بانوی فداکار بشنویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت را! که چگونه آن بانوی محترم در آن فضا، که همه چیز حکایتِ غلبۀ بت‌پرستی بود، می‌توانند به حضور تاریخی فکر کنند که تاریخ دیگری است و این‌جا است که آن حضرت، فقط همسرِ شوهرشان نبودند؛ بلکه همراه و یاور آخرین پیامبر بودند برای نهایی‌ترین حضور با بصیرت تاریخی و عزمی پولادین. و از این جهت باید به حضرت خدیجۀ کبری «سلام‌الله‌علیها» و بصیرت تاریخی و عزم پولادین آن بانوی بزرگوار اندیشه کرد. موفق باشید. 

42049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم، وقتتون به خیر بنده قراره مربی دختربچه‌های اول و دوم و سوم ابتدایی باشم، مربیِ حلقه صالحین. هدفم اینه که نگاه توحیدی آقا رو بهشون منتقل کنم که ایمان واقعی وارد قلبشون بشه. بچه‌های تو این سن خیلی به نشاط و تحرک و بازی و قصه و شعر احتیاج دارن و منم هیچ وقت مربی نبودم... می‌خواستم بپرسم شما پیشنهادی برام دارید که طرح مناسبی بتونم برای هر جلسه آماده کنم؟ یا موسسه‌ قوی ای می‌شناسید که برای تربیت دینی کودک با معارف انقلاب اسلامی کار کنه که بتونم برای دریافت و چینش محتوا ازشون استفاده کنم؟ ممنون میشم لطف بفرمایید و راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد در جریان مؤسسۀ خاصی نیستم ولی مباحث «معرفت نفس» از نوع «جوان و انتخاب بزرگ» در این مرحله نیز مهم و مفید است و در این رابطه می‌توانید به کانال «رادیو حیات» https://eitaa.com/Radiohayat_ir و یا به کانال «تفکریسم» https://eitaa.com/tafakorism/4207  رجوع فرمایید. موفق باشید

42030
متن پرسش

‌ ‌ 🔸 این روزها که دغدغه‌های مختلفی، از جمله مسئله‌ی تفاهم‌نامه و چالش‌های آن و رویارویی با آمریکا پیش آمده، خطر اصلی‌ای که باید به آن اندیشید این است که آیا ما می‌توانیم در این مسائل «همدیگر را بفهمیم»؟ 🔹 فهمیدن همدیگر، غیر از قبول نظر یکدیگر است. ممکن است کسی مخالف تفاهم‌نامه باشد و دیگری موافق. اما آیا می‌توانیم در افق انقلاب اسلامی جایی برای یکدیگر قائل باشیم؟ یا تصور ما این است که انقلاب اسلامی یک «نظریه» است و ما یا با آن موافقیم یا مخالف، و از این رو دیگری را به تحجّر یا خیانت متهم می‌کنیم؟ 🔸 این خطر وجود دارد که ما خود را «ملاک حقیقت» بگیریم، به جای آن‌که خود را در وسعت تاریخی احساس کنیم و حقیقت را در میان خود جستجو نماییم. 🔹 آیا می‌توانیم به مسئله‌ی تشییع توجه کنیم که ما در تشییع حضرت آقا بناست از همه‌ی فاصله‌ها که هر کس با فکر خود چیزی را حق می‌داند و نمی‌تواند دیگری را استقبال کند، فراتر رویم و ماورای همه‌ی اختلاف‌نظرها، یگانگی خود را احساس کنیم؟ 🔸 در این زمینه، منشور برادری حضرت امام (ره) بسیار راهگشاست. آقای انصاری در نامه‌ای به امام نوشتند که امروز شاگردان شما دو گروه با نظرات مختلف اقتصادی و سیاسی هستند و این کار اداره‌ی کشور را سخت کرده است. از آن‌جا که آنان شاگردان شمایند، اگر یک نظر را ترجیح دهید، گروه دیگر کنار می‌روند و نظر واحد تثبیت می‌شود. امام در پاسخ، پیامی نوشتند که به «منشور برادری» معروف شد. اولین نکته‌شان این بود که «اختلاف رحمت است» و عالم تشیع در طول تاریخ با همین اختلاف پیش آمده است و نباید به دنبال یک نظر واحد بود. اما باید «برادری» را بین خود حفظ کنید که اصل و اساس حرکت، برادری است. در انتهای پیام فرمودند که راه سازندگی کشور از «وحدت، برادری و تفکر» می‌گذرد. 🔹 یعنی به جای نگرانی برای یک نظر واحد، نگران وحدت و برادری میان خود باشید. این امر اساس آینده‌ی اسلام را پیش می‌برد. 🔸 ما می‌توانیم ذیل انقلاب نظرهای مختلف داشته باشیم، اما این «پیدا شدن وحدت و برادری» در میان ماست که ضامن آینده‌ی انقلاب است، نه تئوری و نظر ما. 🔹 چالش امروز ما این است که فکر می‌کنیم اگر نظر ما محقق نشود، انقلاب به بحران می‌افتد و با تحلیل‌های مختلف می‌خواهیم آن را محقق کنیم. اما تحقق انقلاب به حفظ وحدت و برادری و یگانگی است. 🔸 اگر شهادت را به مثابه امری می‌بینیم که ما را در آینده حاضر می‌کند، باید به این راه بیندیشیم که شهادت راهی است که ما وحدت خود را می‌یابیم؛ مسیری که در آن یگانگی دوباره آشکار می‌شود. 🔹 همان‌طور که آقا درباره‌ی تشییع حاج قاسم فرمودند باطن ملت که یک نحوه یگانگی است، آشکار می‌شود. با این نسبت به تشییع می‌توانیم از جهان استکبار عبور کنیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته کافی است به جای اصرار بر گرایش خود، هر گرایشی که می‌خواهد باشد، هر چند محترم؛ خود را در ذات اندیشیدن پاس بداریم حتی به قیمت احترام به نظر «دیگری». این‌جا است که تازه معنای وحدت و برادری و تفکر، ظهور می‌کند و با علاقه‌مندی تمام در جستجوی اندیشۀ «دیگری» بخواهیم خود را معنا کنیم. و این، آن‌گاه ‌پیش می‌آید که تفکر، تاریخی باشد و نظر به افقی داشته باشیم که در مقابل‌مان بر اساس اقتضائات تاریخی گشوده شده است و همۀ اصرار بنده در این روزها برای حاضرشدن در برادری و وحدت و تفکر، همین نکته است که باید به افقی نظر کرد که به لطف الهی در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است و همچنان‌که فرمودید شهادت، اشاره‌ای است به آن افق. خدا کند همان‌طورکه حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند مشعل شهادت را همواره برپا داشته باشیم. موفق باشید          

42022

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: چگونه از معرفت نفس به معرفت امام و اتصال با او پل بزنیم؟ درچه مباحثی این مطلب را بسط داده اید؟ ارتباط وجودی با امام که طور دیگری است و متفاوت از ارتباط متعارف قلبی و دلی است چگونه حاصل می‌شود؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رسیدن به معارف عالیه، اتفاقاً شاید بتوان گفت بدون معرفت نفس بعید است بتوان به آن معارف عالیه دست پیدا کرد. به همین جهت فرموده‌اند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید

41987
متن پرسش

سلام استاد گرامی ۴ماه خونین دل در شهادت آقامون ومنتظر تشییع ایشون بودم .دلم پر پر میزد که در مراسمشون شرکت کنم . خیلی دوست داشتم درتهران حضور پیدا کنم که به دلایلی توفیق نشد و درمراسم قم به بدرقه آقای شهید رفتم.حدود۱۳،۱۴ ساعت در مسجد مقدس جمکران چشم انتظار آقا بودیم .بعد نماز بر پیکر پاک ایشون به قصد تشییع به بیرون مسجد رفتیم که در وسط راه گفتند پیکر آقا را به جایگاه میارن برای زیارت مردم .. ولی ما که از روز قبلش چشم انتظار بودیم در ازدحام جمعیت نتونستیم بر گردیم و توفیق این دیدار ازمون سلب شد. وقتی هم شهدای عزیز را به مسیر تشییع آوردن ، بخاطر همراهانمون نتونستم تا آخر عزیزان را مشایعت کنم ویه مقدار مسیر را که دنبالشون رفتیم ..برگشتیم.... از همون مدقع تا حالا خیلی حالم گرفته وبده، یه غم بزرگ ، یه بغض سنگین، یه درد عمیق ویه حسرت عظیم رو دلم مونده که چرا نتونستم یه دل سیر آقای مجاهد شهیدمون را ببینم وزیارت کنم .تو راه که بر میگشتیم تا خونه فقط اشک میریختم که چرا این توفیق ازم سلب شد....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم حضوری  است که بحمدالله این مردم با نظر به شخصیت آن مرد الهی  متوجه شده‌اند با شهادتش افقی برای ادامه بودن ما گشود و بتوانند راهی را که خداوند پیش آورده بیش از پیش بشناسند و با جدیت تمام آن را ادامه دهند زیرا مردم ما اعم از زن و مرد انسان‌های دیگری شده‌اند برای حضور در جهانی که دیگر جهان آمریکا و اسرائیل نیست ، حال ما هستیم  و آینده ای که آن مرد الهی در مقابل ما گشود به خصوص در بیانیه گام دوم. به نظر می‌آید وقت آن رسیده است تا او را بازخوانی کنیم و بیانیه گام دوم از این جهت حرف‌هایی برای آینده ما دارد. موفق باشید

41922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این حرف رو شخصی استدلال می‌کرد و سوال پرسید و من نمی‌دونستم چی بگم در جوابش. لطفا نظرتون رو بگید. «چگونه حفظ نظام اسلامی (جامعه ی مسلمانان) از حفظ جان امام زمان مهمتر و واجب تر است، اما بخاطر حفظ جان غیر مسلمانان و کشتار جمعی، در جهانی که قدرت ها بمب دارند، موجودیتِ مسلمانان و شیعیان و نظام را با نداشتن بمب اتم به خطر می اندازیم؟ یعنی نتیجتا می توان امام زمان را فدا کرد تا جامعه ی مسلمانان بماند، اما نمی توان بمب در گوشه ی انبار نگه داشت و تست کرد تا غیرمسلمانان و جنایتکاران را تهدید کرد و نظام و جامعه ی مسلمانان و شیعیان را حفظ کرد؟ یعنی ترساندن ترامپ و نتانیابو و دیگر غیرمسلمان ها از قتل امام زمان بدتر است؟ از طرفی رهبر شهید می‌گفتند در هر سطحی به ما حمله بشه در همون سطح پاسخ می‌دیم ، خب اگر استفاده و تهدید به استفاده از بمب تاکتیکی یا غیر تاکتیکی حرام نیست پس ساخت یا خریدش هم حرام نیست.» لطفا جواب این سوالات رو بگید، من حس می‌کنم مغلطه ست اما نمیدونم چی میشه جوابش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند حفظ جامعۀ اسلامی از حفظ جان مبارک حضرت حجت مهم‌تر است، که خود حضرت نیز تمام زندگی‌شان را برای جامعۀ دینی می‌خواهند و در مورد بمب اتم و بازدارندگیِ آن می‌دانید که نظرها مختلف است. شهید حاجی‌زادۀ عزیز فرموده بودند موشکهای ما به اندازۀ چندین و چند بمب اتم نقش‌آفرین است بخصوص در موضوع جنگ منطقه‌ای که به طور معجزه‌آسایی پیش آمد. موفق باشید

41899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی که توضیحات شون در مورد پیام اخیر رهبر معظم، برای بنده بسیار راهگشا بود. دو تا سوال دارم. آیا قبول آتش بسی که همچین دشمن رذل و خونخواری درخواست کرده، نظر رهبری و بطور کلی نظر اسلام هست یا خیر؟ یا اینجوری بپرسم آیا اگر دشمن به هر دلیلی و هدفی گفت غلط کردم دیگه نزن، باید زدن رو ادامه بدیم یا متوقف کنیم؟ و مورد بعدی اینکه شکی در رذل بودن اسرائیل و آمریکا و تلاش برای نابودی ریشه ای شون نیست ولی آیا توی این برهه از زمان که ان شاءلله به ظهور نزدیک هستیم، و باید هدف اصلی جامعه ی ایمانی این باشه که دل های تمام مردم دنیا اومدن امام زمان رو تمنا کنن، آیا نباید با انجام کارهایی مثل قبول آتش بس و قبول مذاکرات از موضع قدرت (هرچند اگر نتیجه نداد) برای شناساندن چهره ی واقعی دین، خودمون رو به دنیا صلح دوست نشون بدیم؟! تا دنیا فکر نکنه که تا الان آمریکا قلدر و ابرقدرت بود، حالا ایرانه که ابرقدرته و قلدر؟ ممنون میشم توضیحات جامع بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید صحبت آقای حاج آقا مهدی طائب بتواند جواب این قسمت از سؤال جنابعالی باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/22490   ۲. در مورد قبول آتش‌بس می‌توان آن نکته را که می‌فرمایید مدّ نظر قرار داد که البته با جنایتی که اسرائیل در غزه انجام داد، نگاه مردم جهان نسبت به آن بسیار تغییر کرد. مهم نحوۀ مذاکره است که آری! می‌توان با اقتدار جلو رفت و یا بدانچه در نظر رهبر معظم انقلاب بود، ورود می‌کردیم که گویا دولت اصرار به مذاکره داشته و رهبر معظم انقلاب اذن خود را منوط به نظر شعام کرده‌اند که آن نظر مورد پذیرش رهبری قرار گرفت. موفق باشید

41882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام استاد عزیز: سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در طرح ولایت دانشجویی استان اصفهان همه ی اساتید منتسب به شما و از شاگردان و گویا فرزندان شما بودند و برای ما دائما در رابطه با خطای تحلیل ما در رابطه با آقای احمدی نژاد صحبت می‌کردند و پیش از انتخابات سال ۹۲ همین بزرگواران سی دی های سخنرانی آقای مشایی را به ما می‌دادند که گوش کنید ایشان از تاریخی می‌گویند که ما کمتر آن را می‌فهمیم، در آن برهه دانشجوهای سال دومی بودیم که چند باری با اساتید بحث کردیم و متهم به این شدم که باید حضور تاریخی احمدی نژاد و مشایی را درک کنیم ولی هر چه تلاش کردم موفق به درک آن نشدیم تا روزی که دوباره محضر آقایان رسیدیم و فرمودند ما از آن تحلیل ها به واسطه مواضع دقیق نظام و رهبری دست کشیدیم آنجا بود که گفتم درود بر شرفشان چه انسان های آزاده‌ای سوال من این است که این روزها هم این تحلیل های شاگردان استاد در حمایت بی چند و چون از فرآیند‌های طی شده در مذاکرات ممکن است از همین جنس باشد؟ خدایی ناکرده سوال بنده حمل بر بی ادبی و جسارت به استاد نباشد که این روزها بیشتر از هر استاد دیگری سر کلاس شما استاد عزیز حاضر بوده و هستم. پیشا پیش ممنون از تکات ارزشمند شما.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ عرض بنده آن است که نیروهای انقلاب مواظب باشند که کارها به نوعی اختلاف کشیده نشود به طوری که اگر مخالف مذاکره هستند به رئیس جمهور و طرفداران مذاکره توهین نشود که در این صورت «تقوا» به حاشیه می‌رود. امری که سعی شد در جواب سؤال شمارۀ 41879  خدمت رفقا عرض شود. موفق باشید

41871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: مختصر اینکه، بنده در سن جوانی هستم و دینی ندارم و کافر - بی ایمان - هستم. تا جایی که من می‌بینم - شاید اشتباه باشد برداشتم - کتاب هایی که در مورد دین بخصوص عقاید نوشته می‌شوند برای کسانی هست که یه پیش زمینه ای در شناخت خدا دارند و می‌خواهند ایمان مخاطب را که ضعیف است قویتر کنند و توجهی در نوشته ها و گفته ها و کتابهایشان به کسانی که هیچ پیش زمینه ای در مورد خدا ندارند و کافر هستند و به عبارتی در نقطه صفر قرار دارند نمی‌کنند. با توجه به تجربه زیادتان در تربیت انواع نسل ها و با در نظر گرفتن وضعیت بنده (بی ایمان بودنم) چه پیشنهادهایی به افراد مثل بنده دارید تا ایمان بیاوریم؟ لطفا سلسله کتابهایی را هم در زمینه شناخت دین اسلام به صورت جامع مخصوصا عقاید برای افرادی در شرایط بنده را معرفی فرمایید. بسیار سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت را به فال نیک بگیرید که نمی‌توانید در دینداری دیروزین حاضر باشید و به همین جهت به ما فرموده‌اند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» بنابراین اگر بخواهیم پروردگار خود را بیابیم باید با معرفت نفس شروع کنیم. آری! پس از آن برای سؤالاتی که پیش می‌آید کتاب‌های شهید مطهری بسیار جوابگو هستند. در رابطه با «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh   رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی