سلام علیکم و رحمه الله جسارتا می خواستم نگاهی انتقادی به زاویه دید حضرتعالی مطرح کنم، به نظر می رسد اعتقاد به نوعی جبرگرایی تاریخی(احتمالا تحت تاثیر مآثر هایدگر و پیروانش) در تحلیل هایتان مشهود است ، چرا که تحت تاثیر دیدگاه تاریخی ، بسیاری از رخدادها را همانگونه که به وقوع میپیوندند میپذیرید و توجیه می کنید، نظیر رخداد جنگ اخیر و بعد از آن آتش بس و مذاکره و تفاهم، و نیز تحت تاثیر همین دیدگاه به سراغ افرادی رفته اید که در جنگ اخیر مدافع و توجیه کننده وضع موجود بودند نظیر آقای طائب و آقای محمدی(که هیچ کس غیر از حضرتعالی ایشان را استاد خطاب نمی کند و الان مشخص شد بسیاری از ادعاهای ایشان نادرست بوده است)، نگاه تاریخی و تمدنی داشتن بسیار عالی و لازم، ولی خطر افراط در آن تا رسیدن به مرزهای جبرگرایی هم قابل توجه است ، چرا که از خود شما یاد گرفته ایم که خداوند با هیچ قومی عقد اخوت نبسته است، سرنوشت هر قومی دست خودش است و اگر قومی خدا را یاری نکنند جایگزین خواهند شد، عذرخواهی بابت اسائه ادب
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه تاریخی یعنی در حادثهها متوجه ارادهی الهی باشیم که چگونه حادثهها را تدبیر و جلو میبرد تا سرنوشت افراد مشخص شود. در این تاریخ نگاه تاریخی حکایت از آینده بزرگی برای مردم ما در میان است و این غیر از جبر گرایی است زیرا اراده الهی در نسبت با طلب انسانها به ظهور میآید به حکم آن که فرمود «یسئله من فی السماوات والارض» هر آن کس که در آسمان و زمین است از او تقاضا میکند «کل یوم هو فی شأن» و او بر اساس طلب مخلوقات مطابق زمانه شأنی از شئون خود را به ظهور میآورد. حال ماییم و توجه به ایرانی قدرتمند که این چنین دلها را به خود جلب کرده تا انسانیت خود را در این میدان احساس کنند. https://eitaa.com/arshiv3133/122 آیا این ملت ها با این همه تعلق به ایران اگر بدانند ما در داخل خود این اندازه تحمل همدیگر را نداریم این امید بزرگ آنها به یأس تبدیل نمیشود؟ خداوندا چگونه اراده کرده ای که این ملتها تنها به جهت آنکه بازیکنان ایرانی را پیدا کردهاند پرچم به دست تقاضای امضا دارند؟ آیا این حکایت از آن ندارد که خداوند اراده کردهاست بشریت امروز از طریق ایران متوجه حقایق زمینی و زندگی خود شود؟ https://eitaa.com/arshiv3133/132 موفق باشید
با سلام و عرض ادب: مختصر اینکه، بنده در سن جوانی هستم و دینی ندارم و کافر - بی ایمان - هستم. تا جایی که من میبینم - شاید اشتباه باشد برداشتم - کتاب هایی که در مورد دین بخصوص عقاید نوشته میشوند برای کسانی هست که یه پیش زمینه ای در شناخت خدا دارند و میخواهند ایمان مخاطب را که ضعیف است قویتر کنند و توجهی در نوشته ها و گفته ها و کتابهایشان به کسانی که هیچ پیش زمینه ای در مورد خدا ندارند و کافر هستند و به عبارتی در نقطه صفر قرار دارند نمیکنند. با توجه به تجربه زیادتان در تربیت انواع نسل ها و با در نظر گرفتن وضعیت بنده (بی ایمان بودنم) چه پیشنهادهایی به افراد مثل بنده دارید تا ایمان بیاوریم؟ لطفا سلسله کتابهایی را هم در زمینه شناخت دین اسلام به صورت جامع مخصوصا عقاید برای افرادی در شرایط بنده را معرفی فرمایید. بسیار سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت را به فال نیک بگیرید که نمیتوانید در دینداری دیروزین حاضر باشید و به همین جهت به ما فرمودهاند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» بنابراین اگر بخواهیم پروردگار خود را بیابیم باید با معرفت نفس شروع کنیم. آری! پس از آن برای سؤالاتی که پیش میآید کتابهای شهید مطهری بسیار جوابگو هستند. در رابطه با «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد طاهرزاده: استاد حضرت آقای شهیدمان فرمودند که این ملت مبعوث شده اند، ولی در حال حاضر ما چیز دیگه ای داریم میبینیم، اینکه من سؤالات افراد از شما رو میخونم خیلی افراد دچار ازهمگسیختگی فکری شدند، حتی این اختلاف نظر رو در بین اساتید بزرگ هم میبینیم. انگار حتی افرادی که حول محور ولایت فقیه هم قرار دارند یک نظر نیستند و البته این بیشتر بخاطر شرایط غیبت امام جامعه هست. چنانچه حضرت امام سید مجتبی خامنه ای فرمودند منتظر دستور امام نباید باشید، باید هرکسی بتونه تشخیص بده که چه تصمیمی الان تصمیم ولی فقیه جامعه هست. الان واقعا ما در غربال سخت و پیچیده ای هستیم. خدا کمکمون کنه. من واقعا هر شب دلم میخواد رو به قبله بشینم و گریه کنم و التماس خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کنم که بهمون رحم کنند. «اللهم إنا نشکوا الیک فاقد نبینا و غیبة ولینا و شدة الفتنا بنا و تظاهر الزمان علینا و کثرة عدونا و قلة عددنا.» یکی میگه مذاکره خوبه، یکی میگه بده، ترس ترور امام جدیدمون، ترس از کودتا گران و خائنین. استاد من که مطمئنم این مذاکرات هم نتیجه ای نخواهد داشت، یعنی آمریکا رو از منطقه بیرون نمیکنه و انتقام خون آقا رو نمیگیره. استاد از نظر شما انتقام خون آقا و بچه های میناب و سرداران و مردم شهید مون چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید در این مورد زیاد و زیادتر فکر کرد به اعتبار آنکه حکایت زمانهای که در آن قرار داریم زمانه ای بسیار حساس است که باید ماوراء ردّ و قبول افراد به جهانی که افراد در آن حاضر هستند و نسبتی که میتوان با آنها برای حضور بیشتر در جهان همدیگر برقرار کرد بیندیشیم. بیش از همه عزیزان به این فکر کنند که ما در چه تاریخی هستیم و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به چه نوع حضوری اشاره دارد و این با نظر به تمدنی فکرکردن پیش میآید امری که رهبر شهیدمان و حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر حی و حاضر بدان تأکید خاص دارند و در همین رابطه عرایضی در سلسله مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor شده است. آری آنگاه که به آیندهای درخشان که مسلماً در این دفاع مقدس در مقابل ملت مبعوث شده ایران قرار گرفته نظر کنیم میتوانیم همدیگر را بفهمیم و این یعنی اتحادی که مد نظر رهبرانمان میباشد وگرنه ما نیز در حضور تمدنی خود که در آینده پیش میآید گرفتار همان جنگ جهانی اول و دومی میشویم که در اروپا پیش آمد و بیش از ۶۰ میلیون خودشان را به قتل رساندند. موفق باشید
سلام استاد: در دفاع از مذاکره به مهدی محمدی ارجاع میدهید در حالی که ایشان مشاور قالیباف هست و مشخص هست که ایشان باید مدافع باشد! فرمودید بیست سال است که میشناسیدشان، یعنی چون بیست سال است ایشان را میشناسید ممکن نیست تحلیل غلطی ارائه دهند؟ قالیباف پارسال هم که رهبری نهی از مذاکره میکردند مدافع مذاکره بود! چطور است که اقتصاد به شدت لیبرالی این دولت را قبول ندارید اما سیاست خارجیش که بیشتر در مذاکره با قاتل آقا خلاصه شده قبول دارید؟ انتقادات مخالفین مذاکره نظیر آقای نبویان و آقای فواد ایزدی را شنیده اید؟ شنیده اید آقای فواد ایزدی که ناقد برجام بود گفته این مذاکره بدتر از برجام هست؟ چطور است که بیانات آقا نصب العین ماست به خصوص گام دوم که برای چهل سال بعد نوشته شده فقط آن قسمتش با شرایط فعلی جور در نمیآید که فرمودند مذاکره با آمریکا ممنوع است؟ شمایی که در زمینه رسانه بحث دارید، تحت تأثیر حرفهای مهدی محمدی نیستید؟ الآن بعد پنجاه روز از آتش بس و مذاکره چه عایدی ما شده؟ جز اینست که جبهه لبنان عاشورایی به پا شده و آتش بس ما یک طرفه شده؟ چطور آقای مهدی محمدی که برای آمادگی مردم برای شهادت رهبری مقدمه چینی کرد که مردم باید آماده باشند و انسجامشان را از دست ندهند! تحلیل درستی دارد؟!! استاد اگر در وصیت نامه هم صحبت از ممنوعیت و خسارت بار بودن مذاکره با آمریکا شده باشد باز هم اینقدر از مذاکره تمجید میکنید؟ این مسئولین همان مسئولینند که پارسال علیرغم نهی های مکرر رهبری از مذاکره باز مذاکره میکردند که منتهی به جنگ بود! چه شده که بعد شهادت رهبری و داشتن همان دست فرمان میفرمایید مذاکره شان فرق دارد؟ چرا رهبرشهید مردم را مبعوث خواندند نه مسئولین را؟ چرا رهبری در بیانیه ای که صحبت از سکوت صحنه نبرد میکنند به کشورهای منطقه فرمودند به آمریکا اعتماد نکنید؟ در مذاکره ما میتوانیم اعتماد کنیم؟؟؟ چرا از مذاکره با قید اگر فرض ضرورت استفاده کرده اند؟ چرا از سامری اسم برده اند؟ سامری امت در روایات کسی نیست که فریاد لا قتال سرداده باشد؟!! یک مهر پارسال هم فرمودند بیست سی سال دیگر با دولت فعلی آمریکا نمیشود مذاکره کرد! این حرف هم از نظر شما با شرایط فعلی تطابق ندارد! رهبری که پیشگویی کرد مردم مبعوث میشوند حواسش نبود جنگ بعدی در راه هست و خودش شهید میشود و لابد از نظر شما این حرف ایشان در شرایط فعلی کاربرد ندارد! چطورست که حرفهای مهدی محمدی در توجیه مذاکره با قاتل رهبری برای شما از حرفهای خود رهبر قانع کننده تر هست؟ دولت فعلی با شعار مذاکره روی کار آمد مذاکره با شیطان بزرگ تز همین دولت هست. پارسال علی رغم نهی های مکرر رهبر اینها مذاکره میکردند و هروقت آقای عراقچی میگفت به جاهای خوبی رسیدیم جنگ شد! چه شده که ماهیت مذاکره این افراد الآن عوض شده؟ چرا پیش شرط مذاکرات در پاکستان رعایت نشد که وحدت ساحات بود؟ آقای قالیباف خودش توییت زد که لبنان اگر آتش بس نشود ما وارد مذاکره نمیشویم ولی وارد شدند!چطور مذاکره با طرفی که میخواهد به تعبیر رهبری ایران را ببلعد، آن هم در جنگ وجودی خیر شده؟ استاد از مذاکره با قاتل رهبر چطور حمایت میکنید؟؟؟ چرا رهبری در بیانیه به مجلس توصیه کردند که مطالبات مردم مبعوث را محقق کنید؟ این بدین معنا نیست که مردم از مسئولین جلوترند در حالی که شما مسئولین و مردم را یک کاسه میکنید؟؟؟ خودتان از تأثیر رسانه گفتید و جای اینکه تحت تأثیر صحبتهای رهبر شهید باشید مذاکره با طاغوت را با براهین مهدی محمدی تئوریزه میکنید! انتهای این مذاکرات را که جز خسارت در بر نخواهد داشت خواهیم دید استاد! حیف شما استاد عزیز که از مذاکره با قاتل رهبری دفاع میکنید! ادعا هم میکنید که تاریخ عوض شده! مثل اینست که ادعا شود با بت پرستی که زمان نوح بوده با بت پرستی که زمان پیامبر دیگری بود فرق دارد زمان نوح بد بوده و زمان مثلا شعیب خوب شده! در حالی که شکلش فقط تغییر کرده خیر که نشده!! میدانم صحبت مرا قبول ندارید. پاسخی هم نمیخواهم. ولی از استدلال شما درد میکشم. استاد طاهرزاده عزیز از مذاکره با طاغوت که قاتل آقاست دفاع میکند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ورود به این موارد بسیار پیچیده و حساس است. عرض بنده آن است که نظرات همۀ عزیزانی که به نحوی دلسوز نظام هستند، ولی با تحلیلهای مختلف؛ دنبال کنیم و در نهایت خود ما باید تصمیم بگیریم. البته به نظرم بهتر است با دقت بیشتر مطالب را دنبال بفرمایید تا گرفتار میدان صفر یا صد نشویم. موضوع بسیار پیچیده و حساس است و با دشمنی روبرو هستید که در مدیریت رسانهها سابقۀ صدساله دارد. با نگاه و باور توحیدی به شکست آمریکا و خودآگاهی نسبت به جایگاه و خطرات رسانه در مقابل الهامات بعثتگونه در مردم و خصوصیات اُمّی بودن جان مردمِ ما، امری است ماورای تحلیل رسانهها که به دنبال آن میباشند تا جهانی را که میخواهند برای مردم ما بسازند و تصویر کنند. اینجاست که اهمیت نگاه توحیدی و ایمان به سنتهای لایتغیر الهی مشخص میشود، تا گرفتار فضای رسانهای نباشیم، رسانههایی که سعی دارند تا کرامت انسانی و شرافت معنوی ما مدّ نظرما نباشد، امری که ما باید به نحوی با خود در میان بگذاریم تا تجدید عهدی باشد با آن رهبر شهید، با نظر به هویت معنوی آن مرد الهی در عین آزادمنشی و آزاداندیشی و شجاعت و بصیرتی که حاصل ایمان به سنت های الهی بود. البته بسیار باید نسبت به نقشه دشمن که اختلاف بین دوستان انقلاب است هوشیار بود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/97 و بنده احساس میکنم بعضی از رفقا نسبت به مسئولین کشور که با تمام وجود در مسیر دفاع از انقلاب و مردم ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب تلاش میکنند بیانصافی میکنند و تا آنجا ادب و انصاف رعایت نمیشود که ما نمیتوانیم سوالات ایشان را در معرض نظر دیگر کاربران قرار دهیم. آیا در آن کلمات حضور نقشه دشمن به خوبی آشکار نیست که به جای فهم همدیگر نفی همدیگر میکنیم؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای میفرمایند:
«بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههم پیوستۀ ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار میشه بهم این حدیث امیرالمومنین علی علیه السلام که در نهج البلاغه به قلم فیض الإسلام صفحه ۱۲۲۹ اومده نظرتون رو راجع بهش بگین بهم؟ «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه گروه و اما دوستانت ۱. دوست تو، ۲. دوست دوست تو و ۳. دشمن دشمن تو و اما دشمنانت: ۱. دشمن تو، ۲. دوست دشمن تو و ۳. دشمن دوست تو»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاحظه بفرمایید که چه اندازه این سخنان، حکیمانه است و حقیقتاً معنی تفکر نسبت به دیگران، به همین معنا میباشد که مولایمان متذکر آن هستند. موفق باشید
با سلام حضور استاد محترم: من یه مشکل بزرگی که دارم، وقتی طعنه و حرفی، از کسی می شنوم. تا چندین روز با اون فرد تو قلبم کلنجار میرم. و متاسفانه آلودگی قلبی و... هم زیاد میاره و بعد با خودم مرور می کنم که همه عالم بدست خداوند و این افراد باید در مسیر باشند تا منیت ما را بگیرند، و در نهایت ما به شهود حق برسیم. (طبق مباحثی که از شما مطالعه کردم). آیا توحید فنایی این ماه ذلحجه کمکی خواهد کرد؟ اگر بخواهیم و خداوند بخواهد، کمک خواهد کرد که در لحظه متوجه باشیم کارگردانی خداوند در لحظه ها را؟ و آیا اگر در نهایت کارگردانی خداوند را در عالم یافتیم، بعد می یابیم که عزت هم تماما بدست اوست؟ فلله العزه جمیعا!
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همینطور است. کافی است به لطف الهی در همین رابطه با قرآن مأنوس شویم و نسبت به سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» تدبّر داشته باشیم تا بیابیم که حقیقتاً این مسیر چه معجزههایی به پیش میآورد به همان معنایی که فرمودند: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیۀ حق بود و نه کردۀ خویش». موفق باشید
با سلام حضور استاد محترم: ببخشید استاد، تا جایی که متوجه شدیم کل مسیر حرکت ما معرفت نسبت به حضرت حق است. چه این دنیا چه برزخ و چه در قیامت. حالا این جمله که گفته میشه، مثلا فلانی با یک خدمت به والدین سال ها جلو رفت، به چه مفهومه؟ یعنی هزاران حجاب برایش کنار رفت؟ یعنی به معرفت رب نزدیک شد؟ یعنی خداوند را مثلا به رازقیت یافت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری همه چیز در قبضه حضرت حق می باشد ولی خود خداوند زمینه ها را فراهم می کند مثل همین تواضع و یا خدمت به والدین این موارد در حد معمول که با رعایت حقوق دیگران تنافی نداشته باشد زمینه های خوبی است برای آنکه رزاقیت خداوند جاری بشود. موفق باشید
با سلام و احترام: مطلبی تحت عنوان ضرورت اعزام حجاج فرموده بودید به دلیل نشان دادن اقتدار ِ آیا برای نشان دادن اقتدار مثلا بهتر نبود جلسات مجلس بصورت علنی برگزار میشد؟ منظور بر این است که مردم سپر بلا نشوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که با اعتماد به مسئولین نظام که حقیقتاً بنا دارند ذیل نظر رهبر عزیز انقلاب امور را جلو ببرند؛ با اعتماد به آنها باید به عهدۀ خودشان گذاشت. سخنان اخیر حجت الاسلام آقای مهدی تائب، برادرِ جناب آقای حسین تائب (رئیس سازمان اطلاعات سپاه) میتواند اندیشهساز باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 موفق باشید
با عرض سلام از نظر استاد تکلیف کسانی که درحج امسال ثبت نام کرده اند با شرایطی که به وجود آمده چیست آیا باید انصراف بدهند در صورتی که توانایی برای رفتن حج را دارند
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در این موارد با رجوع به دفتر مرجع تقلید خودشان باید مطلب را دنبال کنند. بعضی از مراجع اعلام نظر فرمودند از جمله آیت الله مکارم شیرازی به استفتائی درباره تشرف به بیتالله الحرام و سفر حج با توجه به شرایط کنونی پاسخ دادند: «کسانی که امسال تمکن از حج پیدا کرده، ولی به خاطر شرایط موجود نسبت به این سفر دچار خوف و ترس شده اند (ترس از خطر جانی، ناامنی جدی و مانند آن)، استطاعت شرعی آنان برای انجام حجة الاسلام حاصل نیست. کسانی که استطاعت آنها مربوط به سالهای قبل بوده، اگر اکنون نسبت به رفتن به حج، خوف و نگرانی عقلایی دارند میتوانند سفر را به سال بعد موکول کنند.» موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار ارزش جهاد چقدره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان نکاتی که مولایمان در رابطه با جهاد فرمودهاند همۀ حرف است که خوب است به آن نکات رجوع شود. تا آنجایی که میفرمایند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة». موفق باشید
سلام وقت بخیر خداقوت.از کانال و سایت پر محتوا و مفید استاد استفاده میکنم و دعاگو تون هستم یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده بود که استاد در مبحث تفسیر آیت الکرسی هم اشاره فرمودند یه قدرت حواریون حضرت عیسی بر راه رفتن روی آب. نظرتون در مورد کتاب معبد سکوت که اشاره به قدرت هایی از انسان داره که در ارتباط با خداوند متعال ظاهر میشود رو میفرمایید. این جزو مراحل اولیه سلوک است؟ چگونه باید طی کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عرضی که در مورد حوارییون شد همچنانکه ملاحظه کرده باشید مبتنی بر روایاتی است که متذکر جایگاه «یقین» در عالم میباشد. بنده کتاب «معبد سکوت» را مطالعه نکردهام ولی به هر حال نفس ناطقۀ انسان چنانچه ذیل حضور در ارادۀ الهی قرار گیرد، میتواند در مقام «کُن فیکون» حاضر شود. موفق باشید
با سلام و احترام محضر استاد بزرگوار امیدوارم سال پر خیر و برکتی داشته باشید نکته ای که ذهنم رو مشغول کرده و به صورت کلی با آن آشنا بودم اما با تمرکز بر آن متوجه شدم هنوز برای من ابهام دارد عبارت تاریخی بودن است.اینکه عقل تاریخی است یا انسان موجودی تاریخی است به چه معناست ؟یا عبارت هایی مثل حضور تاریخی آنچه من درک می کنم این است که این تاریخ احتمالا همان دوره ای خاص است یا همان عالم خاص که ماهیتا و ذاتا با دوره یا عالم دیگر متفاوت است مثل عالم انقلاب اسلامی با عالم غرب.و در این عالم و این دوره است که عقل یا حضور و یا خود انسان شکل می گیرد.یعنی ما تفکرمان در آن عالم شکل می گیرد البته اگر در آن عالم حضور داشته باشیم.لذا وقتی حرف از عقل انقلابی یا عقل غربی می زنیم یعنی اینکه تاریخ انقلاب که همان عالم انقلاب است متفاوت است از عالم غربی.نمی دانم درک من درست است یا خیر؟ نکته بعدی این که چطور انسان می تواند از عالمی خارج و در عالمی جدید حضور پیدا کند؟بعید می دانم که این کار با اراده صورت بگیرد. من علی رغم دلبستگی به انقلاب اسلامی و عالم آن، اما هنوز حس می کنم رفتارها و تفکراتی از من سر می زند که نشان از غربی فکر کردن من دارد.مثل اینکه در اثبات و رد هر چیزی مثلا در معارف دینی، متوسل به علم پوزیتویستی می شوم و نگاه سوژه و ابژه بر من حاکم است لذا واقعا حس می کنم بهره ای از معارف دینی نمی برم.امیدوارم بنده را هم در این زمینه راهنمایی بفرمایید به امید سربلندی ایران اسلامی و با آرزوی توفیقات روزافزون برای حضرتعالی التماس دعای فرج و عاقبت بخیری
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تفکر تاریخی به این معنا میباشد که متوجه باشیم اتفاقاتی که پیش میآید چه نوع حضوری در آینده میتوانند داشته باشند و وجود آنها را در حدّ یک اتفاق در نظر نگیریم تا گرفتار روزمرّگی و انفعال نسبت به آن اتفاقات و رخدادها نباشیم. در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» بخصوص در صفحات 115 به بعد آن کتاب، سعی شده متذکر این امر باشیم 2- این نکتۀ بسیار مهمی میباشد از آن جهت که به راحتی نمیتوانیم در تاریخی حاضر شویم که تنها به عنوان افقی مقابل ما گشوده شده. اینجا است که اگر به آیندۀ هر حرکت و رخدادی نیندیشیم، عملاً متوجۀ تاریخی که افقی را مقابل ما گشوده شده؛ نخواهیم بود.
به عنوان مثال به آیندۀ تهاجمی فکر کنید که در جنگ رمضان از طریق آمریکا و رژیم صهیونی به ما شد که اگر آنها در این تهاجم به اهداف خود که از قبل تعیین کردهاند؛ نرسند، عملاً شکست خوردهاند و ما تنها اگر در بستر مقاومتی که پیش آمده تسلیم نشویم و کوتاه نیاییم؛ پیروز خواهیم بود.
البته معلوم است که آنها پیروز نشدهاند زیرا به اهدافی که در نظر داشتند، نرسیدهاند و این است معنای اینکه ما از همان روز اول در این مقابله پیروز شدهایم و این لطف بزرگی است که برای ما پیش آمده است. آری این در صورتی است که متوجۀ جایگاه تاریخی آن تهاجم و این مقاومت عظیم بشویم و فردایی را مد نظر قرار دهیم که برای آمریکا به عنوان ابر قدرتِ شکست خورده در پیش است و ناکامی برای اسرائیلی که بنا داشت در همۀ منطقه غرب آسیا به عنوان قدرت برتر حاضر شود. این است آیندهای که باید با تفکر تاریخی در این زمانه نسبت به جایگاه ایران اسلامی مد نظر داشته باشیم.
موفق باشید
سلام راه علاج صفت اخلاقی خمود(کتاب معراج السعادة نراقی) چیست؟ تشکر -
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مباحث «معرفت نفس» و نظر به حضور بیکرانۀ نفس مؤثر خواهد بود. در رابطه با مباحث «معرفت نفس» میتوانید به کانال مربوط به این موضوع رجوع فرمایید و از شرح هریک از اساتید که احساس میکنید با روحیۀ شما بهتر میخواند، استفاده نمایید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده دو سال هست خویشتن پنهان را مباحثه میکنم و خیلی تلاش کردم که نگاه غائبانه نداشته باشم و جنبه پایدار انسان ها را ببینم و شهود کنم که همه چیز جلوه های حضرت حق است ولی در مسیر لقاءالله مشکل اساسی پیش آمده که از طرف همسر و فرزند خیلی اذیت میشم به نحوی که اصلا نمیتونم گاهی به درون برم و نگاه جلوه ای داشته باشم و هر روز شکست میخورم. و گاهی که اذیت نیست پیشرفت های خوبی حاصل میشه. از جهتی هم میدانم این امتحان این مرحله است که اگر رد شوم چشمه های جوشان معرفت هست ولی نمیدانم باید چطور رد شوم. شما بفرمایید بنده چه عملی انجام بدم واقعا کم مانده این راه را برای همیشه کنار بزارم ولی امید به لقاء و رسیدن به عالم بقا درونم زبانه میکشه و بنده را نگه داشته. اگر نرسم جهنم را در همین دنیا تجربه میکنم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دل معرفت گرانقدر خودشناسی به همان راهی که کتاب «خویشتن پنهان» متذکر آن است؛ در جهانِ وسیع و بیکرانۀ خود به علم حضوری وارد و حاضر میشویم و در این فضا، همین حضور است که ما را به صفایی نایل میکند که بهترین برخورد را با افراد داشته باشیم به همان معنایی که جناب شیخ الرئیس ابن سینا که این روزها یاد خیر او برای اهل فکر شیرین است؛ میفرماید: «الْعارِفُ هَشٌّ بَشٌّ بَسَّامٌ یبَجِّلُ الصَغیرَ مِنْ تَواضُعِهِ کما یبَجِّلُ الْکبیرَ، وَ ینْبَسطُ مِنَ الْخامِلِ کما ینْبَسطُ مِنَ النَّبیهِ، وَ کیفَ لا یهِشُّ وَ هُوَ فَرْحانٌ بِالْحَقِّ وَ بِکلِّ شَیی ء فَإنَّهُ یرَی الْحَقَّ فیهِ، وَ کیفَ لا یسْتَوی وَ الْجَمیعُ عِنْدَهُ سَواسِیةٌ. أَهْلُ الرَحْمَةِ قَدْ شُغِلُوا بِالْباطِلِ. (الاشارات و التنبیهات، تنبیه چهارم، نمط نهم / 388)» انسان عارف، گشاده رو و شکوفا [بوده و] همواره تبسّمی بر لب دارد. عارف، مردمِ کوچک و افتاده را با فروتنی خود، همان گونه تعظیم و تکریم می کند که مردم بزرگ و چشمگیر را. و برعکس، آری! و برعکس، آنکه نتواند در صفای خود حاضر شود همۀ تلاشش آن است که به هر شکلی، دیگران را نفی کند. به همان معنا که جناب مولوی فرمود: « زآنک هر بدبخت خرمنسوخته / مینخواهد شمع کس افروخته» و این یعنی چنانچه انسان در جان خود به زیبایی تمام حاضر شود، به دیگران عشق میورزد، عشقی که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» با تمام وجود به مردم داشتند. https://lobolmizan.ir/special-post/1699?mark=%D9%84%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D9%84%D9%8E%D9%91%D9%83%D9%8E%20%D8%A8%D9%8E%D8%A7%D8%AE%D9%90%D8%B9%D9%8C موفق باشید
با سلام: شنیدم که ملاک در مسیر صحیح بودن فرد، کیفیت ارتباط وی با معصوم علیه السلام است، هرچند ممکن است دیگران (همسر) از وی راضی نباشند. لطفاً این نکته را تبیین بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در نسبت با خدا و با حضور قلب جلو میرویم و ملاک این حضور و ادامۀ آن، سیرۀ ائمه «علیهمالسلام» میباشد و در این مسیر مدارا با دیگران بهخصوص با همسر خود، جزو کیفیت این مسیر است. موفق باشید
با سلام و احترام: الحمدلله که زمان انقلاب، امثال شما دوآتشه و اهل انگشتر شکاندن بودید! (مزاح بنده اشاره به روی میز زدنتان در آموزش و پرورش دارد!) وگرنه اگر آن زمان هم مثل الان مدام حرف از بخاطر دهی شهری را ویران نکنیم و مسئول خائن نداریم و وحدت بی قید و شرط و... بود، امثال بنی صدرها عزل و شوت که نشده بودند هیچ، تمام نقشهشان را هم عملی کرده بودند. چگونه باور نکنیم و بر حذر نداریم که امروز جبهه نفاق داخلی از طریق رئیسجمهور ساده لوح (و نه ساده)، در حالیکه خودش هم ان شاءالله خبر ندارد، دست در دست و هماهنگ با دشمن در حال انتقام از نظام اسلامی و سرنگونی آنست؟ جبهه نفاق و رهبران پیر و فرتوت آن بعد از القای این امر به دشمن که مانع تمام اهدافشان و مانع فروختن و دو دستی تقدیم کردن کشور، رهبر شهید است، دشمن را ترغیب کردند و اکنون بعد از شهادت و کنار زدن ایشان توسط دشمن، هم مدیون هستند و هم فرصت را تکرار نشدنی می یابند فلذا با تمام قوا و با هزار نقشه مشترک با دشمن به میدان آمده اند و ما همچنان میگوییم ان شاءالله بز است... شما را چه شده که مصداقی از آن همه آیاتِ نفاق در زماننا هذا نمی یابید؟! از نظر کاملا شخصی اینجانب، متاسفانه با سرعتی که جریان نفاق گرفته است، بزودی نظام مقدس اسلامی و رهبری معظم بالاجبار بین دو راهی حفظ نظام یا برخورد و پاکسازی منافقینِ شمشیر کشیده و فرصت را نهایی یافته قرار خواهند گرفت و امت حزب الله باید به دقت تحولات را رصد کند و البته فقط منتظر امر رهبری باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفای این شور و دلسوزیِ شما. خدا میداند اگر در آن زمان که بنیصدر بود و انقلاب، تهدید میشد، باز قرار گیریم؛ نهتنها باید روی میز زد، در زمرۀ کسانی باید قرار گرفت که مشهور شدیم «به کفشزنها به رئیس جمهور» آنگاه که بنیصدر به میدان امام آمد و صراحتاً مقابل حضرت روح الله «رضوان اللهتعالیعلیه» قد علم کرد و حضرت امام نیز او را از مسئولیتی که به او داده بودند، عزل کردند. و حال، مائیم و ایرانی که بناست جهانی شود و حقیقتاً این ایران، ایدۀ حکمرانی و زندگی در جهانی شده است که مردم به دنبال تعالی هستند و اگر بنا داشتیم تنها از شرّ ترامپ راحت شویم اینهمه احتیاط که رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف دارند، لازم نبود. به سخن حجّت خدا در این زمانه حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» فکر کنید که بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تاکید داشتهاند و دوری از آنچه موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه ساز نسبت های نادرست به مسئولان محترم می شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. اینجا است که باید متوجه باشیم با تاریخ دیگر و آیندۀ دیگری روبهرو هستیم که حتی حضرت سجاد «علیهالسلام» راه و روش زیدبن علی آن مرد شجاع و متقی و بنیانگذار انصارالله را ادامه ندادند و این است که شما امروز با شیعه به وسعت جهان روبهرو هستید و انصار الله عزیز را با آن حماسه و صفا در عین آنکه به یک معنا در زمرّۀ اهل سنت قرار دارند؛ ذیل دفاع از خود قرار دادهاید. اینجاست که باید در مواجهه با آنچه در جنگ رمضان پیش آمد و ایران را نمادی خاص در مقابل جبهه استکبار قرار داد، با نگاه تاریخی نگاه کرد و از این زاویه این رخداد را بررسی نمود و معلوم است که در رابطه مقابله با آمریکا با دو نوع حضور پیش میآید که به نظر میآید نگاه تمدنی به این رخداد ما را در فهم پیامهای رهبر انقلاب دقیقتر و هرچه دقیقتر میکند. موفق باشید
بِسْمِ رَبِّ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ. «یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ» فرازی از زیارت عاشورا که اربعین سال پیش رهبر شهیدمان آن را مد نظر قرار دادند و ده دقیقه ای عمق معنای آن را با جوانان متذکر شدند. صحبتی مختصر ولی بسیار دقیق و بسیار مهم که شاید اهمیت این بیانات هنوز آنطور که باید درک و بازتاب داده نشده است. فرازی که موضع گیری ما در برابر جبهه حسینی و جبهه ظلم را مشخص می کند؛ جبهه حسینی که طبق بیان رهبری مسئله برای ایشان همواره ظلم و جور ظالمان و مبارزه با آن بوده است. در این فراز ابراز می کنیم که «در صلحم با هر کسی که با جبهه شماست و می جنگم با هر کسی که با جبهه شما در جنگ است». رهبری متذکر این نکته شدند که «این جنگیدن اشکال گوناگون دارد و حرب لمن حاربکم همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست و در حوزه فرهنگی می توان از آن به درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن و دقیق به هدف زدن تعبیر کرد». اینکه رهبری با این بیانات ادعیه امامان معصوم را در حوزه فرهنگ بسط می دهند نشانگر اهمیت حوزه فرهنگ و رسانه و جهاد تببین در عرصه جنگ نرم در برابر دشمن در موقعیت کنونی است و میفرمایند «پس بدانیم که وظیفه چیست و بشناسیم راهی را که باید بپیماییم تا زندگی هدف و معنا پیدا کند». و اما نقطه عزیمت چیست؟ نقطه عزیمت تشخیص جبهه ظلم و جبهه حسینی در زمان ماست که بحمدالله کار سختی نیست و هر وجدان آزاده ای در جهان بعد از نسل کشی در غزه و تکه تکه کردن کودکان مدرسه شجریه طیبه میناب و پیمان شکنی های دائمی شیاطین عالم، برایش امری عیان و آشکار است. آری گویی خداوند دارد حجت خود را بر بنده اش تمام می کند و سیاهی مطلق را در برابر سپیدی میگذارد و بنده اش را مجاب به انتخاب یکی از این دو کرده و راه بی طرفی را دانسته مسدود می کند! حال در حوزه فرهنگ فقط باید از خود بپرسیم جبهه ظلم کدام سبک زندگی را تبلیغ میکند و بگوییم یا ابا عبدالله من در جنگم با سبک زندگی که با سبک زندگی شما در تضاد است. یا ابا عبدالله جبهه ظلم و کفر بی بند و باری و برهنگی ما را میخواهد و شما عفت و پاکدامنی ما را. جبهه ظلم از طریق رسانه دنیا طلبی، خودخواهی، منفعت طلبی، بی عفتی، بی حیایی و خیانت و گناه را ترویج می دهد و جبهه حسینی اخلاص، فداکاری، تقوا، معنویت، ایثار و از خودگذشتگی را. جبهه ظلم در پوشش آزادی دارد سرخود عمل کردن و بی الگو زندگی کردن به هدف کامجویی هر چه بیشتر از دنیا را تبلیغ میکند و جبهه حسینی با ارائه سبک زندگی اولیاء الهی ما را به پیروی از این الگوهای انتخاب شده از سوی خداوند سوق می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با سبک زندگی و الگویی که جبهه ظلم ارائه می دهد و در صلحم با جبهه ای که سبک زندگی اولیای تو را ترویج می کند. جبهه ظلم میخواهد ما را غرق در امور ظاهری و تجملات کند و به جای رسیدن به گنج قناعت هر چه بیشتر حرص و طمع ما را ارضاء کند و جبهه حسینی با فرع دانستن امور مادی و ظاهری ما را به نظاره کردن کلبه کوچک حضرت فاطمه زهرا و علی (ع) وا میدارد و الگوی خوشبخت زندگی کردن و خوشبخت از دنیا رفتن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با جبهه ای که ما را به کور دلی و به ندیدن این کلبه ساده خوشبختی و سعادت می رساند. جبهه ظلم میخواهد ما را به منجلاب سطحی اندیشیدن بکشاند و سیره شما و اهل بیت شما عمیق اندیشیدن و با بصیرت عمل کردن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در صلحم با کسی که عمیق می اندیشد و بهعمیق اندیشیدن دعوت می کند و در جنگم با کسانی که ما را به سطحی اندیشیدن و بی فکر عمل کردن وامیدارند. جبهه ظلم ما را بوسیله حربه ترس به پذیرش سازش و به هر قیمتی زنده ماندن محکوم می کند و جبهه حسینی ما را از زندگی پر ذلت می رهاند و با شعار «هیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» مرگ با عزت را به زندگی زیر بار ذلت ترجیح می دهد. شاید این بیان امام شهیدمان بیشتر از همه خطاب به سلیبریتی های زمانه باشد که «پول و مقام و موقعیت اجتماعی حقیرتر از آنند که هدف زندگی قرار بگیرند». سلیبریتی هایی که سکوت مرگبارشان در فاجعه کشتار کودکان معصوم مدرسه شجریه طیبه میناب گوش زمین و زمان را کر کرد ولی به هنگام قصاص خائنان به دین و آیین و ملت و وطن، باز روح لطیفشان جریحه دار میشود و کمپین اعدام نکنید راه می اندازند. پس یا اباعبدالله در جنگم با کسانی که از ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و کم شدن فالورها و از ترس ناسزا شنیدن از طرف براندازان و جبهه ظلم، به هنگام ظلم و جنایت ظالمان و مستکبران کور و کر میشوند و با همین سکوتشان، کودک کشی این شیاطین عالم را توجیه می کنند و در صلحم با کسانی که به قیمت بدنام شدن و مهر حکومتی خوردن و ناسزا شنیدن از طرف جبهه ظلم، فریاد اعتراض و انزجار از این کودک کشان ظالم مستکبر فاسق برمی آورند، قید موقعیت اجتماعی و این شهرت دنیایی زودگذر را می زنند و با همین بی طرف نماندن از امتحانات الهی زمان ما سربلند بیرون می آیند و به این ادراک رسیده اند که «در کرببلا بی طرفان بی شرفانند». چراکه باز به بیان امام شهیدمان در آن سخنرانی ده دقیقه ای «هدف زندگی بندگی و رسیدن به خداست و راه آن فقط همین است که سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم!». خدایا در این راه ما را از سستی و تزلزل برهان. از حضورتان التماس دعا دارم استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا گرچه آغاز اصیلی بود که همۀ انتهای بشریت را در همان آغاز معنا کرد و از این جهت کربلا مربوط به انسانِ آخرالزمانی میباشد که بنا دارد نهاییترین جوابها را از صحنۀ کربلا بگیرد. حال مائیم و نسبتی که باید در رابطه با نهایتهای خود در نسبت با نهاییترین صحنه یعنی کربلا، خود را بیابیم و صحنۀ مقابله با باطل را در همۀ ابعاد آن که به خوبی متذکر آن شدهاید در جان خود ذیل کربلا تجربه کنیم و در این نکته، بسیار باید بیندیشیم که ما در کربلا و در نسبت با آن حضرت در چه انگیزه و مسئلهای هستیم که فردای خود را نیز در امروز بیجواب نگذاشته باشیم؛ آنطور که در جواب سؤال شمارۀ 42115 ملاحظه خواهید کرد که ما فردایی داریم با سؤالات آخرالزمانی که تنها با نسبتی که با کربلا به وسعت همۀ انسانیت مییابیم میتوانیم جواب دهیم و حماسۀ اربعینیِ این سالها، آغازی است از آن حضور بیکرانۀ انسانها در نزد خود به وسعت دیگر انسانها. اخیراً در رابطه با «ایرانِ دیگر و اربعینی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23446 عرایضی شد که خوب است نظری به آن بیندازید. بنده به تاریخ به آیندهای میاندیشم که دیگر آینده جهان آمریکایی و سکولار نخواهد بود و اینجاست که باید جریانهای انحرافی با سبکی که به میان میآوریم اولاً متوجه امیدواری ما به آن آینده بزرگ باشند و ثانیاً به پوچی راهی که پیشه کردهاند پی ببرند. این است سبکی که به کمک آن جهان دیگری آغاز شده و ادامه مییابد و البته این جدای آن نوع بزهکاری هایی است که عدهای با قصدی خاص مامور دامن زدن به آن زشتیها هستند که هر دولتی نسبت به آن بزهکاریها قوانینی دارد که آن را اعمال میکند. بحمدالله راهی گشوده شده است که هر روز شکستی بعد از شکست برای جبهه استکبار با همه آن امکاناتی که دارد در پیش است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم، وقتتون به خیر بنده قراره مربی دختربچههای اول و دوم و سوم ابتدایی باشم، مربیِ حلقه صالحین. هدفم اینه که نگاه توحیدی آقا رو بهشون منتقل کنم که ایمان واقعی وارد قلبشون بشه. بچههای تو این سن خیلی به نشاط و تحرک و بازی و قصه و شعر احتیاج دارن و منم هیچ وقت مربی نبودم... میخواستم بپرسم شما پیشنهادی برام دارید که طرح مناسبی بتونم برای هر جلسه آماده کنم؟ یا موسسه قوی ای میشناسید که برای تربیت دینی کودک با معارف انقلاب اسلامی کار کنه که بتونم برای دریافت و چینش محتوا ازشون استفاده کنم؟ ممنون میشم لطف بفرمایید و راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد در جریان مؤسسۀ خاصی نیستم ولی مباحث «معرفت نفس» از نوع «جوان و انتخاب بزرگ» در این مرحله نیز مهم و مفید است و در این رابطه میتوانید به کانال «رادیو حیات» https://eitaa.com/Radiohayat_ir و یا به کانال «تفکریسم» https://eitaa.com/tafakorism/4207 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم استاد طارهرزاده عزیزم: با توجه به پیام رهبری و با توجه به خوشبینی آقایان مداح و منبری و مفسر به مسئولان و تیم مذاکره کننده: اگر ما و رهبری از امروز هیچ مطالبهای نداشته باشیم و با اعتماد کامل به مسئولین دیگر هیچ اعتراضی نکنیم چه اتفاقی می افتد؟ آیا درخواست رهبری از مردم برای پیگیری جدی اجرا شدن تفاهم نامه نشان از اعتماد کامل رهبری به مسئولان دارد؟ تعهد دادن رئیس جمهور به رهبری و این که ایشون گفته من مسئولیت تفاهم را قبول می کنم و ذکر این مطلب توسط رهبری در پیام به مردم آیا نشان از این دارد که رهبری از مردم اعتماد کامل (پشتی نرم زیر سر) به مسئولان را می خواهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آقای یامینپور میفرمایند: https://eitaa.com/yaminpour/6217 آن علی الاصولِ رهبری را نباید وسیلهای برای مقابله با دولت معناکنیم و از آن طرف به جهت آخرین نکتۀ پیام رهبری ما باید نبست به مفاد تفاهم مطالبهگر باشیم. آقای مهدی محمدی نیز در آخرین پیام خود نکاتی را برای فکرکردن روی موضوع مفاد مذاکره مطرح کردهاند که خوب است مدّ نظر قرار دهیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
استاد بزرگوار اولا: خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ دوما: امام راحل فرمود: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است. سوم: با توجه به لازم الاطاعة بودن نظر روشن ولی فقیه برای کارگزاران نظام اسلامی و با عنایت به ابراز نظر صریح امام جامعه مبنی بر اینکه «علی الاصول نظر دیگری داشته اند» ، آیا کارگزارانی که همچنان بر نظر قبلی خود که متفاوت با نظر ولی خدا بوده، اصرار دارند و به ژنو رفته اند، مشروعیت دارند؟ لطفا از نظر فقهی بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن نظرات تیم دولت، دستور مستقیم ندادند تا تصور شود دولت در مقابل دستور ایشان تمرّد کرده بلکه کار را به شعام واگذار کردند و در این رابطه جناب آقای عباسی ولدی با نظر به همین دغدغه آن نکات را فرمودند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977 موفق باشید
«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل ميآورد تا با اندک بهانهاي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسانهايي که عقل خود را رشد ندادهاند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشادهرويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصهاي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل میکند و به همین جهت آن حلقهای که پای شتر را کنترل میکند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده میباشند به واقعیات و سنتهای الهی نزدیک کند. در این مورد انشاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: خدا به شما خیر کثیر عنایت فرماید، خصوصا در پاسخهایی که به بعضی از دوستانی که به موضعگیریهای اخیر شما اعتراض دارند میفرمایید، و متاسفانه این عزیزان فهم دقیقی از فرمایشات و موضع بسیار دقیق و عمیق و صحیح شما ندارند، انشاءالله خدا درک لازم رو به همهی ما عنایت فرماید، و عاقبت همهی ما را ختم به خیر و شهادت فرماید. چند وقتیست که دارم روی بحث «معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین علیه السلام» کار میکنم، هم دارم صوتهای شما استاد بزرگوار را گوش میدم و پیاده میکنم، و هم در کنارش کتاب مربوطه را میخونم، اما نمیدونم چرا هنوز عبارت «حضور تاریخی» برام جوری جا نیفتاده که بگم آهان بالاخره فهمیدم! آیا این دو مثالی که میزنم درسته؟ منظور از حضور تاریخی، مثلا مثل شهدا که با اینکه در این عالم نیستند ولی حضورشون امتداد داره و الان در این دنیا و در این تاریخ هم حضور دارند و موثرند؟ یا مثلا، مثل اقامهی نماز که با نماز گزاردن فرق داره، و باید حضور در نماز در طول شبانه روز امتداد داشته باشه، تا نماز در برابر فحشا و منکر ایستادگی داشته باشه؟ خیلی دارم تلاش میکنم که متوجه بشم، چون احساس میکنم اگه این عبارت پر معنا و پر مفهوم و عمیق رو بفهمم، گرهی خیلی از مطالب دیگه برام باز خواهد شد. آیا این موضوع در دو سه تا جملهی ساده تر، یا با مثالی قابل فهم برای حقیر قابل توضیح هست که برام بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی است وقتی بخواهیم معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیهالسلام» را دنبال کنیم. احتمالاً بابی که بنده در امسال در نسبت به نظر به کربلا بخواهم باز کنم، با عنوان «جایگاه تاریخی نهضت حضرت اباعبدالله «علیهالسلام»» است در منظر نگاه هرمنوتیکی، از آن جهت که باید به این نکته بیندیشیم که حضرت ربّ العالمین در آن تاریخ چه ارادهای کرده بودند که آن امام شهید و اصحابشان ذیل آن اراده، کردند آنچه را کردند. و از این جهت اگر به صحنۀ کربلا توجه شود نکات مهمی پیش میآید خداوند در آیه ۲۹ سوره الرحمن میفرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ» هر آنچه در آسمانها و زمین است از خدا طلبها و تقاضاها دارند و خداوند نیز در هر زمان و زمانهای مطابق طلب مردمان به شأنی که جوابگوی طلب آنان باشد در آن تاریخ به میان میآید. و اینجا بود که خداوند بر قلب مردم ما تجلی کرد تا جوابگوی طلبی باشد که همان انقلاب اسلامی است و این یعنی باید نسبت به آینده این تاریخ اندیشه کرد، آیندهای که اگر هزاران مانع در مقابل آن باشد همچنان جلو و جلوتر میرود زیرا این اراده الهی است در مقابل طلب اصیل مردمان و این غیر از شورشها و اعتراضهای عادی است. که پس از زمانی فرو مینشیند بدون آنکه آیندهای داشته باشد. بنابراین باید در این مورد به خوبی بیندیشیم و همچنان مطلب را دنبال کنیم. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید. سوالی داشتم: قاعدتاً دو چیز می تواند جلوی انسان برای انجام گناهانی چون خود ارضایی، کشف حجاب، روابط نامشروع و... را بگیرد؛ یا «انسانیت» یا «اعتقادات». وقتی برای کسی هیچ کدام از دو مورد بالا نباشد، ما تا صبح هم که بیاییم دلیل عقلی بیاوریم و اثبات کنیم و فواید و مضرات بگیم و امر به معروف و نهی از منکر و کار فرهنگی بکنیم و قانون گذاری، چه تأثیری دارد؟ و اصلاً این کار ها را هم که بکنیم، صلب آزادی اندیشه و تفکر نمی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر جدید با روحیۀ آخرالزمانی خود طالب نهایتها میباشد و باید با نوعی گفتگو در این مورد با آن وارد شد تا متوجه شود با اعمالی که نام بردید از آن حضور معنوی که نیاز روح و روان اوست، محروم میشود و از این جهت مباحث «معرفت نفس» به جهت آنکه به جای استدلالی حالت حضوری دارد، میتواند مفید باشد. کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است. موفق باشید
سلام علیکم عرض ادب و احترام: قرآن کریم در سوره مبارکه انفال میفرماید که« إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا ۖ وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ ۗ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» سوال اینجاست که ۱. آیا بیان تام حقایق ممکن است انسان را گمراه کند؟ ۲. در این مسئله،غلبهی قطعی حقایق بر اباطیل چگونه توجیه میشوند؟ ۳. از آنجایی که رشد حقیقی انسان در گرو نیات اختیاری اوست، این تصرف باریتعالی در ادراک انسان و پوشاندن ظاهر این جنگ، رشد آن مجاهدین را متأثر نخواهد کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر آن است که خداوند میخواهد این دو جبهه به حکم «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولا» که در آیۀ ۴۴ یعنی آیۀ بعدی مطرح میفرماید در مقابل هم قرار گیرند با همان روحیهای که ملت ما بحمدالله در مقابل آمریکا با همۀ قدرتی که داشت، خود را نباختند و آن شد که ملاحظه میکنید. موفق باشید
با سلام و احترام: استاد گرامی آیا برداشتی که من از این قسمت دعای ندبه دارم مورد تایید است؟ در بخشی از این دعا که از روایات معتبر گرفته شده است «و احل له کن مسجده ما حل له...» معنای ظاهری این عبارت مشخص و نیاز به اشاره آن واقعه تاریخی نیست. آیا می توان گفت که در مفهوم باطنی این عبارت، منظور از مسجد، «سجده» بعنوان عالی ترین مرتبه عبادی و حلقه اتصال کوتاه بنده به خالق است. و هرچند در این حلقه کسی راه ندارد و یک ارتباط دوسویه است، با این حال علی (ع) اجازه ورود به رابطه ربانی و عرفانی خدا و رسولش (ص) را پیدا کرده بود؟ ادامه عبارت ناظر به این است که پس از این «اختصاص ورود»، راه نفوذ علم و حکمت پیامبر (ص)، امیرالمومنین علیهالسلام هستند. از تلفیق این دو عیارت، آیا نمی توان گفت که «سجده» بعنوان برترین عمل عبادی راه رسیدن به آن علم و حکمتی است که «یقذفه الله فی قلب من یشاء»...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه در روایات بخصوص در حدیث معراج داریم که بالاترین قرب بنده به خداوند در سجده محقق میشود؛ حرفی نیست. آنچه فرمودید توجه ذوقی خوبی میباشد که البته به گفتۀ شهید مطهری عزیز این نوع احوالات مربوط به خود فرد است و نباید مبنای فکر و معرفتیِ دیگر افراد قرار گیرد. موفق باشید
