بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
42309
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: با تشکر از کلیپی که از استاد فیاض‌بخش در رابطه با شرایط سلوکی مربوط به این زمانه گذاشتید و ما نیز استفاده کردیم؛ https://eitaa.com/matalebevijeh/23792 بعضی از آقایان گله‌مند هستند که چون استناد به خواب شده و خواب نمی‌تواند برای انسان قابل اعتماد باشد، نباید از سخنان استاد فیاض‌بخش در این مورد استفاده نمود.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که ملاحظه فرمودید استاد فیاض‌بخش با نظر به بصیرت قرآنی و تاریخیِ خود آن سخن دقیق را فرمودند که: «الان یک دوران طلایی است که هر لحظه‌اش در ارتقای امت در مدارج سلوک مغتنم است.» و به صورتی بسیار زیبا و با صفا خواستند ما در تاریخی این‌چنین پر برکت از خود و از سلوکی که پیش آمده، غافل نباشیم و متذکر حضور در میادین شبانه شدند که حقیقتاً میادینی است که زمین را به آسمان و ارض را به عرش متصل کرده و محل نزول فرشتگان است. آری! آن عزیز در کنار این نکات دقیق، شاهدی از رؤیای شخص محترمی آوردند که به گفتۀ شهید مطهری، خواب و رؤیا اگر برای خود آن شخص قابل اعتماد باشد ولی نمی‌توان آن را دستورالعملی برای دیگران قرار داد که استاد فیاض‌بخش نیز نخواستند چنین کاری بکنند، بلکه نقل قولی از آن شخص محترم کردند و نباید اصل سخن ایشان را که با بصیرت قرآنی خود با ما سخن می‌گویند را به جهت تذکری که به آن خواب دادند، زیر سؤال ببریم. موفق باشید

42277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا انسان قابلیت کنار گذاشتن نفس خود به کلی را دارد؟ به این معنا که بنظر می‌رسد حتی فراتر از بهشت را خواستن و طلب بهشت قرب را داشتن هم در نهایت انسان به دنبال ارتقای مراتب نفس یا قلب خود است. در رساله لب اللباب مبحثی به نام احراق رو مطرح کرده اند اما آنچه که از قرآن برداشت کردم که ممکن است برداشت اشتباهی باشد این است که مراتب بالای قرب و رضوان الهی هم نهایتا انسان به دنبال نوعی تجارت است. به دنبال لذتی بیشتر و تشدیدی تر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که در نسبت به خدا، خود را از جهت «وجود» عین ربط، و از جهت اراده، عین عبودیت می‌یابد، حضوری که فوق هرگونه معامله و تجارت با خداوند است زیرا «بودی» و وجودی» در عرض خدا برای او در میان نیست. نکته‌ای که در آخر سلسله اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است-142» بدان اشاره شد  https://eitaa.com/bartarin_hozoor/259  موفق باشید

42257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: حضور بنده در مهمانی منزل برادر شوهر که دخترشون بی حجاب هست و تذکر هم دادم ولی اثر نداره جایز است؟ اشکال شرعی دارد؟ همسر همراهی نمی‌کنند و میگن حرف بیجا می‌زنم و هر چقدر بنده اصرار دارم شما برید و من نمیام ایشون متوجه نیستند. تکلیف بنده چیست؟ اکر حرام است که دیگر اینجا ولایت پذیری معنا پیدا نمیکنه. درسته؟ اگر حرام است انجام نمی‌دهم و نهایت ایشون یه جاهایی کمه بنده میذاره و اشکالی نداره... فقط میخوام بدونم حرف خدا اینه یا نه تا با دل قرص و امن ان‌شاءالله انجام بدم. بسیار ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا می‌شود قطع رحم نباید پیش بیاید بخصوص که برای شما به عنوان یک زن، زیرا عدم رعایت حجاب برای بانوان در چنین محفل‌های که از آشنایان تشکیل می‌شود، برای بانوان مشکلی پیش نمی‌ آورد  در حالی که ترک رحم بسیار خطرناک است. چرا  امثال شماها با سبکی که محبت و دلسوزی باشد آنان را متمایل به حجاب و عفاف  ننمایید؟ موفق باشید

42238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: عذر می خوام، اگه فرضاً با گسترش جنگ و قطعی برق و اینترنت، ارتباط مون با سایت لب المیزان قطع شد چه خاکی بر سر بریزیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید اگر این جنگ تا این حد که جناب عالی می‌فرمایید جلو رود به لطف الهی جهانی مقابل ما گشوده می‌شود هزار برابر وسیع‌تر و زنده‌تر از جهانی که استکبار بنا داشت آن را حفظ کند و بر این اساس رهبر معظم انقلاب بر «ایرانِ هرچه قوی‌تر» با ما صحبت می‌کنند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/243 موفق باشید

42173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خداوند در قضیه ماجرای کوه طور از طریق صدا بر موسی (ع) تجلی کرد. ایا میشه این تجلی بصورت یک انسان باشد. البته من تو جه دارم که این انسان تجلی است نه ذات خدا. چون جناب ابن عربی در چندین جای فتوحات مثلا میگه من در خواب پیرمردی را دیدم که گفت الله هستم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مگر در روایت نداریم که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «من رآنی فقد رای الحق» و معلوم است که منظور ذات نیست. موفق باشید

42157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: گاهی دو ساعت برق و اینترنت قطع میشه ما سرگردان میشیم و نمی‌دونیم چیکار کنیم! اگه زیرساخت هامون رو بزنن یا در برزخ و قیامت که هیچ چیزِ مادی دم دست نداریم و در تنهایی محض هستیم چه کنیم؟!!!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی زیرساخت‌های ما را بزنند، زیرساخت‌های شان را می‌زنیم و با عنایت الهی در آن دفاع، پیروز می‌شویم و این زیباترین زندگی می‌باشد با همۀ سختی‌ها و تنگناها، زیرا خداوند ملتی که در مقابل استکبار قد علم کند را تنها نمی‌گذارد. ای کاش! جریان‌های غرب‌زده و روشنفکر ما متوجۀ این امر بودند. ۲. ما در برزخ و قیامت میهمان سفرۀ خودمان هستیم و با ارادۀ خودمان و بر اساس نیّت‌هایی که داریم جهان خود را می‌سازیم و هرچیزی را که خواستیم، خلق می‌کنیم مگر آنکه در سیطره و گرفتار گناهان خود باشیم که در آن صورت اراده‌های فاسد بر انسان حکومت می‌کند. موفق باشید 

42146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: شخصی سالم، زیبا و پولدار بخواد ازدواج کند هیچ مشکلی ندارد اصلا کاری هم به خدا وائمه و هیچ توسلی هم نداشته باشد به زودی و راحتی کارش انجام می شد اما شخص اگر یکی ازاین مشکل ها را داشته باشد هرچقدر هم توسل و نذر و دعا کارش درست نمی شد پس خدا این بین چه کاره است و چگونه انسان ناامید نشود. و دل مرده و بی روح نشود؟ممنون. ببخشید مزاحم وقت شما شدم. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال ملاحظه می کنید که به هر حال میدان، میدانِ ابتلاء و امتحان است. آنچه از دستمان می آید به حکم وظیفه انجام می دهیم ولی باید مواظب باشیم ما برای خداوند، تکلیف معلوم نکنیم در دل همین صبرِ بر بلاها و سختی ها، یک مرتبه با ایرانی روبرو می شوید که جهان، چشمِ خود را به عظمت آن دوخته است. در حالی که چه شهدای بزرگی را از دست دادیم و چه همسران شهدایی که تنها شدند ولی امروز می یابند که چه اندازه نتیجۀ کار آنها بزرگ بود. در این موارد فردی هم باید متوجۀ این سنت و قاعده بود. موفق باشید

42005
متن پرسش

۱. استاد چرا عده ای با وجود صراحت کلام سید علی خمینی سخنران مدعو مراسم رهبری ، باز با تقطیع و شیطنت و نامردی سعی دارند به فتنه گری و بی اعتبار سازی نهادها و تصمیمات نظام ادامه دهند؟ ۲. خاطر شریفتان هست سالیان قبل در یکی از انتخابات ها رهبر شهید گفتند نظر من به فلان کاندیدا نزدیکتر است ، بر اساس قاعده ای که عده ای دارند تشریح و بنا میگذارند که مسئولان وقتی نظر رهبری را میفهمند دیگر حق ندارند خلافش را انجام دهند و بالاترین نهاد نظام یعنی شعام را انگ میزنند و تخطئه میکنند که آرائشان باطل است چون می‌دانستند نظر رهبری این نیست ، بر این مقدمات این افراد نتیجه نخواهند گرفت که مسئولین موظفند آراء انتخابات را در مثال فوق دستکاری کنند؟ و یا اگر سهام حق ندارد رای دیگری دهد پس به طریق اولی مردم حق ندارند رای دیگری دهند ؟ عاقبت این حرف های عجیب به کجا ختم میشود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : حقیقتاً به نکته مهمی متذکر هستید و دغدغه بنده  نیز از همین جنس است که چرا همدیگر را نمی‌فهمیم و چرا در جهانِ نیروهای انقلاب که انگیزه‌های مقدس دارند حاضر نباشیم ؟ بنده نیز همین نوع فعالیت‌هایی که متذکر شده‌اید را دیده‌ام و واقعاً نگران هستم که چرا بعضی‌ها با انگیزه های  به ظاهر انقلابی و ولایی ، چنین می‌کنند. امید است مردم عزیز ما مرز خود را از این افراد جدا کنند . نمونه کارهایی که انسان را نگران می‌کند می‌توانید ملاحظه بفرمایید  https://eitaa.com/arshiv3133/250  که چگونه با تقطیع سخنان حجت الاسلام آقای  سید علی خمینی عملاً موضوع را تغییر می‌دهند. خود مردم ما باید با هوشیاری و سواد رسانه‌ای متوجه این امور باشند. اتفاقاً آقای مهدی محمدی متذکر همین امر شدند که جناب حجت الاسلام سید علی خمینی بر آن تاکید داشتند https://eitaa.com/mohammadi61/1046     موفق باشید

41922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این حرف رو شخصی استدلال می‌کرد و سوال پرسید و من نمی‌دونستم چی بگم در جوابش. لطفا نظرتون رو بگید. «چگونه حفظ نظام اسلامی (جامعه ی مسلمانان) از حفظ جان امام زمان مهمتر و واجب تر است، اما بخاطر حفظ جان غیر مسلمانان و کشتار جمعی، در جهانی که قدرت ها بمب دارند، موجودیتِ مسلمانان و شیعیان و نظام را با نداشتن بمب اتم به خطر می اندازیم؟ یعنی نتیجتا می توان امام زمان را فدا کرد تا جامعه ی مسلمانان بماند، اما نمی توان بمب در گوشه ی انبار نگه داشت و تست کرد تا غیرمسلمانان و جنایتکاران را تهدید کرد و نظام و جامعه ی مسلمانان و شیعیان را حفظ کرد؟ یعنی ترساندن ترامپ و نتانیابو و دیگر غیرمسلمان ها از قتل امام زمان بدتر است؟ از طرفی رهبر شهید می‌گفتند در هر سطحی به ما حمله بشه در همون سطح پاسخ می‌دیم ، خب اگر استفاده و تهدید به استفاده از بمب تاکتیکی یا غیر تاکتیکی حرام نیست پس ساخت یا خریدش هم حرام نیست.» لطفا جواب این سوالات رو بگید، من حس می‌کنم مغلطه ست اما نمیدونم چی میشه جوابش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند حفظ جامعۀ اسلامی از حفظ جان مبارک حضرت حجت مهم‌تر است، که خود حضرت نیز تمام زندگی‌شان را برای جامعۀ دینی می‌خواهند و در مورد بمب اتم و بازدارندگیِ آن می‌دانید که نظرها مختلف است. شهید حاجی‌زادۀ عزیز فرموده بودند موشکهای ما به اندازۀ چندین و چند بمب اتم نقش‌آفرین است بخصوص در موضوع جنگ منطقه‌ای که به طور معجزه‌آسایی پیش آمد. موفق باشید

41798

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

چرا رؤسای جمهور ما - غیر از آن‌هایی که شهید، یا رهبر و یا عزل شدند - مابقی آن‌ها (که تعدادشان کم هم نبود)، بعد از دو دوره‌ی چهارساله ریاست و پس از دوبار تأیید صلاحیت، دوبار تنفیذ و دوبار تحلیف، ممنوع‌التصویر شدند؟! یعنی از چشم افتادند؛ مطرود و منفور شدند! چرا چنین شدند؟! به نظر شما عجیب نیست؟! این در حالی است که سنّ آنان در زمان داوطلبی برای ریاست جمهوری، از پنجاه سال، گذشته بود و تحوّل در شخصیت و شاکله‌ی انسان در این سِنین، پدیده‌ای نادر، همانند «جابجا کردن کوه» است! این پدیده‌ (مطرود شدن و از چشم‌اُفتادگی) را در مورد: رؤسای قوه‌ی قضاییه، رؤسای مجلس شورای اسلامی، رؤسای شورای نگهبان، فرماندهان کل سپاه پاسداران، نمایندگان مقام معظم رهبری در نهادها و ارگان‌ها، و بسیاری از مقامات دیگر، به «نُدرتِ کَالعَدَم» می‌بینید! اگر هم دیده شود، واقعاً یک استثنا است. کجای کار اشکال داشته است؟! خواستم نظر استاد طاهرزاده بزرگوار را در این خصوص جویا شوم. سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دموکراسی به همان معنایی که مردم مسئولان اجرایی کشور را انتخاب کنند؛ خوب است. ولی نیازمند فرهنگی هستیم که در این رابطه، مردم مان ماورای فضای وعده‌های نامزدهای ریاست جمهوری بتوانند بهترین را انتخاب کنند تا این مشکلات پیش نیاید و از این جهت باید امیدوار به مردمی بود که با بعثتِ تاریخی خود از آن مشکلات عبور کرده باشند. موفق باشید

41778

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب و تبریک عید سعید غدیر 🌹. من مرد خانواده ام با حدود ۳۵ سال سن و وضعیت اقتصادی خانواده بگونه ایست که برای خرجی یکبار مسافرت در سال مثلاً به مشهد مقدس حتماً قرض و وام ضروری است. یعنی اگر قشر متوسط جامعه را ۵ قسمت کنیم ما در یک پنجم پایین هستیم برای برقراری تعادل دخل و خرج، هر کسی از عموم اهل جامعه به صورت یقینی می‌گوید شغل و درآمد دوم برای من لازم و قطعی است. اما من دچار رکود روحی شده ام و طبق شناخت خودم از خودم می‌دانم به غیراز مطالعه نظام مند و رشد و ارتقای علمی (منظورم تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی) این افسردگی از بین نمی‌رود. چون این حالت حتی سر کار و مشغله نیز من را رها نمی‌کند. حالا سوالم این است وظیفه من یعنی وظیفه ای که خداوند از بنده اش دراین مواقع انتظار دارد چیست؟ آیا بروم سراغ شغل دوم که برای من می‌شود کار در اسنپ یا کار فست فود ها و رستوران ها در شیفت عصر تا نیمه شب؟ یا اینکه بروم سراغ تحصیل مثلاً در حوزه علمیه یا دانشگاه، به این امید که ان شاء الله علاوه بر طلب علم، خدا در رزق و روزی ما وسعتی قرار دهد چون در احادیث هست که خدا روزی اهل علم را تضمین کرده است. استاد عزیز بجز پاسخ سوال بالا لطفاً بفرمائید در دوراهی ها چگونه از سردرگمی در آییم وقتی ظاهراً از مشورت و توسل جواب نمی‌گیریم. ببخشید که متن طولانی شد. با تشکر فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این خوب است که روحیۀ مطالعه بخصوص در امور معرفتی و معنوی را محفوظ نگه دارید و در دل همین روحیه در صورتی که فعالیت اقتصادی به صورتی پیش بیاید که این روحیه محفوظ بماند، جا دارد. و در این موارد یعنی در دو راهی‌ها می‌توانید افرادی را مدّ نظر قرار دهید که از جهاتی به شخصیت شما نزدیک‌اند. موفق باشید

41774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: عیدتون مبارک. ببخشید درفایل غدیرفرمودید اگر بخواهیم خدا را دوست داشته باشیم نمیشه مگر اینکه امیرالمومنین داشته باشیم، اینکه ولایت حضرت را باید داشته باشبم درست، ولی سوال درآیه قرآن هم داریم مومنین خیلی خدا را دوست دارند، اگه ممکنه ی توضیح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینۀ نمایش انوار اسماء الهی هستند و حقیقتاً محبّت به پروردگار با محبت به اولیای الهی شکل می‌گیرد که مفصل این موضوع در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت «علیهم‌السلام» عرض شده است و معنی محبّت مؤمنین به خداوند نیز به همین معنا می‌باشد. موفق باشید

41755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام برشما استاد عزیز: کشور ما مشکلات زیادی دارد. تقریباً ما در هر وزارتخانه و مکان و امور دولتی، بلااستثناء یک مشکل داریم! در اقتصاد مشکل داریم، در فرهنگ و حجاب مشکل داریم، در بحث های آموزش و پرورش که می بینیم چه قدر دارد به دانش آموزان از هر لحاظ مثل ایجاد استرس و فضای رقابتی و... ظلم می شود، در بحث کار و مسکن، حتی در بحث نظامی هم در جنگ ما ضعف هایی داشتیم و یا در بحث روابط ما الان لبنان برایمان اصلاً انگار مهم نیست و هزاران مشکل و فساد دیگه... من به عنوان یک نوجوان که می‌خواهم کار فرهنگی هم بکنم، چه طور می توانم با وجود این همه مشکلات در تقریباً همه جا، باز بروم و تبیین انقلاب و جمهوری اسلامی را بکنم و بگویم که این مسیر و حکومت حق است؟ آخر کدام حکومت و مسیر حقی در همه جایش مشکل و فساد هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه نیاز به نظر به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و مواجهۀ ما با جهان مدرن و تنگناهایی که در این راستا پیش می‌آید در میان است که بحث آن مفصل است و در سلسله مباحث «غرب‌شناسی» بدان پرداخته شده. که پیشنهاد می‌شود پس از مطالعۀ کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» همراه با شرح صوتی و یا فیلم آن، به مباحثی که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» پرداخته شده است؛ رجوع فرمایید تا روشن شود بالاخره باید ما ملاحظه داشته باشیم در جنگی وارد شده‌ایم که ذیل تمدن اسلامی پیش آمده است و این رقابت دو گروه نیست. موفق باشید

41754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: الان شیعیان و برادران ما در لبنان دارند شهید می شوند. همان هایی که در جنگ به عهد خود پایبند بودند و به کمک ما برخواستند. پس چرا الان که اسرائیل در حال قتل عام آن عزیزان است، کشور و حکومت ما هیچ حرکتی انجام نمی دهد؟! چرا رهبری چیزی نمی گویند؟ اصلاً در این اوضاع برگزاری جشن و شادی برای غدیر، وقتی برادرانمان و خواهرانمان در لبنان در حال شهید شدن هستند، درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت اسرائیل وحشی یک چیز است اینکه گمان می‌کند حال که در میدان مقابله با ایران شکست خورده، می‌تواند با برخورد شدید با حزب الله، موضوع شکست را پنهان کند. لذا بیچاره دیروز هشدار تخلیه ضاحیه بیروت را صادر کرد که با تهدید قاطع ایران و ساخت معادله جدید قدرت، عقب نشست. سازمان رادیو و تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از منبعی مطلع اعلام کرد که این رژیم برای انجام حمله بزرگ به ضاحیه جنوبی بیروت برنامه‌ریزی کرده بود اما در لحظه آخر و به دنبال مداخله آمریکا این عملیات به تعویق افتاد.
زیرا هشدار قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیاء (ص)؛ این بود که ساکنان سرزمین‌های اشغالی منطقه را ترک کنند
با توجه به نقض مکرر آتش‌بس توسط رژیم، در صورت عملی شدن ترک ضاحیه فرمودند ساکنان بخش‌های شمالی و شهرک‌های نظامی در سرزمین‌های اشغالی هشدار می‌دهیم اگر نمی‌خواهند آسیب ببینند، منطقه را ترک نمایند. و این راه جدیدی شد تا جبهۀ مقابله با اسرائیل در راستای دفاع از جبهۀ مقاومت معنای خوبی به خود بگیرد از آن جهت که عملاً با این پیام، ایران به آمریکا و اسرائیل هشدار داد که محورهای مقاومت از هم جدا نیستند. اینکه نقض آتش‌بس در هر جبهه، نقض آن در تمام جبهه‌هاست، بدین معناست که هر اقدام اسرائیل تبعاتی فراتر از جغرافیای مورد حمله دارد. و ترامپ روز دوشنبه در شبکه تروث سوشال نوشت: من تماس تلفنی بسیار سازنده‌ای با نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل داشتم و هیچ نیرویی به بیروت نخواهد رفت و هر نظامی‌ای که در راه آن باشد، قبلاً بازگردانده شده‌اند. و این‌جا است که معنی گشوده شدن جبهه‌ای دیگر در مقابل اسرائیل، خود به خود پیش آمد. و این، اول کار است برای حضور در دفاع از جبهۀ مقاومت و معنای حضور ایران به طور مستقیم در آن منطقه. امری که نتانیاهو ابداً پیش‌بینی نکرده بود و گمان می‌کرد می‌تواند جنگ خود با حزب الله را از جنگ ما با آمریکا و اسرائیل جدا کند. و این را باید به فال نیک گرفت که وزارت امور خارجه در بیانیه‌ای در پی نقض مستمر آتش‌بس توسط اسرائیل و آمریکا، نقض آتش‌بس در هر یک از جبهه‌ها را نقض آن در تمامی جبهه‌ها خواند و اعلام کرد: با تمام توان و با استفاده از همه ظرفیت‌ها بر اساس حق ذاتی دفاع مشروع، از منافع خود در هر کجا که لازم بدانیم، دفاع می‌کنیم. این آن راهی است که به طور مستقیم شروع شده است. به امید آن‌که حتی حزب الله بتواند برای اشغال‌گری‌های اخیر اسرائیل در دل همین قاعده که باید اسرائیل به پشت رودخانۀ لیتانی برگردد، کار خود را ادامه دهد و اسرائیل نتواند تهدیدهایی از نوع تهدیدی که در مورد ضاحیه کرد، انجام دهد. در ضمن نکاتی که استاد مهدی محمدی در سخنان اخیرشان در رابطه با لبنان فرموده‌اند می‌تواند برای فکر در مورد لبنان به ما  کمک کندhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22761 موفق باشید
 

41669
متن پرسش

اگر کسی پنداشته است که می‌توان ایمان آورد و پای در بیابان بلا نگذاشت سخت در اشتباه است. او بداند که زمین دلش از سوراخ‌های پنهانی موش‌های نفاق سست است و در خاکی این چنین بذر حیات نمی‌روید، اگر با زبان رسمی سیاست سخن بگوییم آنان با آمریکا می‌جنگند اما در بیان حقیقی با شیطان است که نبرد می‌کنند، این کبر شیطان است که در حکومت‌های استکباری دنیا تمثل یافته و از همین است اگر حضرت امام آمریکا را شیطان بزرگ می‌خواند. باز نفس ملکوتی آوینی و طنینی که لرزه بر قلبم می‌اندازد و چقدر دل من دور است و خود را از این راه دور می‌بیند. این راه ایمان برای اهل ایمان است. اگر این چنین است ما چه هستیم؟ این صدا را که همراه حضور مردم کلیپ شده بود تماشا می‌کردم. و اشکی طلب‌گونه داشتم. به ذهنم آمد که این جمله آوینی که از ایمان و بیابان بلا و نفاق می‌گوید، از چه انسانی سخن می‌گوید. هر چه فکر می‌کنم نمی‌فهم. گویا اصلا فهمیدنی نیست. اما چه کسی اهل ایمان است و بلا را درک می‌کند و می‌ایستد؟ می‌توانم از حضور تاریخی و درک زمانه و تفکر و و و که خوانده‌ام و شیرینی خواندن‌شان را درک کرده‌ام و همه‌ جا گفته‌ام_از سر گفتنی که زبانش مال خودم بود نه از سر تبلیغ_ اما هنوز به جان نیازموده و نسبت بهشان به خودآگاهی نرسیده‌ام سخن برانم، اما ای جانم به آنکه زبان و دلش یکی است. درست است که باید گفت تا شدن پیش بیاید، اما چه گفتنی است که با آن می‌شویم؟ این را هم در پیدا و پنهانی‌اش ناگهان به دل حس می‌کنم که شاید این خود ایمان است اما تا این حد قبض و بسط مگر ممکن است. صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست / قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست / عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده / بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست / آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم / محتسب نیز در این عیش نهانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست / سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست / ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی / ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست / می بیاور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگری باد خزانی دانست / حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت / ز اثر تربیت آصف ثانی دانست. تنها سید علی‌ها و حاج قاسم‌ها راهی و رهروِ این راهند. و لحظه به لحظه عقب‌روی و جلو‌روی‌هایش را می‌بینند. تنها بندگان خدایی که خدای اینان است می‌توانند این راه بروند. آری و صد آری که حضرت امام این راه گشود. اما چرا ما پای در راه نمی‌نهیم؟ یا حداقل خود را وامانده و زمین گیر می‌بینیم. ما چگونه بندِ بندگیِ این خدا را عزم می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که به سوی اوست، به سویِ «اویی» است که هیچ مفهوم پیشینی ندارد تا معلوم شود به کدام سو باید رفت. تنها می‌دانیم که در «بودنِ» خود، بودنی به عنوان افق بدون تعیّن و تعریفی خاص در میان است. و این است حضور آخرالزمانیِ حقیقت که آن را هیچ تعریفی نیست به ظهور می‌آید و در آینه‌هایی که هیچ چیز خاصی نمی‌باشند، تنها ما را دعوت می‌کنند که در جمال شخصیت جلالیِ رهبر شهید احساس‌اش کنیم و با نسبتی که با او در خود یافته‌ایم، به چیزی ماورای «زندگی و مردن» در این زمانه حاضر شویم و به خیابان‌ها می‌آییم تا «او» را در حضوری که با شهادتش به میان آمد؛ احساس کنیم. و این، وقتی است که همۀ آن جمع عزیز حاضر در میادین و خیابان‌ها را اشاره‌ای به شخصیت او بیابیم و هر شخصی، آینه‌ای می‌شود که آن عزیز را به ما عطا می‌کند و این، یعنی این‌چنین دل‌دادگی نسبت به همدیگر، و این یعنی هرکس جان خود را در دیگری احساس می‌کند به جای سرمایه‌دارانِ رانت‌خوار که هرکس اموال خود را در دست آن دزدان و چپاولگران می‌یابد، و این یعنی تنفر و دوگانگی. چه اندازه زیباست که انسان‌ها محبوب خود را در دیگر انسان‌ها به تماشا بنشینند و آخرالزمانی فکر کنند. موفق باشید        

41655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

‌سلام استاد: چیزها گفتند مردم، نیست حتی چیزکی. نقض شد ضرب‌المثل‌‌ با حرف‌های دلقکی. گفتم از این سگ‌صفت بیزارِ بیزارم ولی، نه به سگ توهین نکن، دارد گناه حیوانکی. ناامیدی میوه‌ی گندیده‌ی اخبار بود. کشوری می‌سوزد از تحلیل‌های آبکی، گوش هرکس هم بدهکار حقیقت‌ها نبود، چشم را باید بشوید، یا بگیرد عینکی. عده‌ای تخریب‌گر، وحشی، مضر جامعه، عده‌ای دنبالشان با مغزهای آهکی. اعتراضات به حق مردمی شد بارِ کج. کِی رسید این راه ها حتی به ترکستانکی؟ دود تنها توی چشم آتش‌افروزان نرفت، مانده بر دیوار صدها خانه قاب کودکی. توی روز رأی‌گیری‌ خانه ماندی؟ شک‌نکن شد بهانه تا بیاید سمت ایران ناوکی، هر کسی وقت تمنای ولیّ در خواب بود، جنگ بیدارش کند، هر جا به هر آلونکی. بوستان سعدی و دیوان حافظ را ببند، تا بخوانم شعر نابی از کتاب رودکی. آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد، زیر پرچم در خیابان، یا که شهر موشکی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! «آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد» و حال مائیم و خیابان و معراجی بس عزیزالقدر. حضور مردم در خیابان نوعی حضور مردمی است که خود را زیر سایۀ رهبر شهید ادامه می‌دهند، مردمی «خودآگاه» به جای توده‌های سرگردان که دشمن را نمی‌شناسند. مردمی در خیابان حاضر شده‌اند که حتی با حضور و بصیرتی عمیق‌تر از ابتدای انقلاب به صحنه آمده‌اند و معلوم است که دشمنان ما و وابستگان داخلی‌شان نسبت به این حضور، ناراحت باشند و به آن‌ها تهمت «رانت‌خوار» بزنند زیرا وابستگان به جبهۀ دشمن، دل‌بسته به نظمی هستند که در حال زوال است و اینان هستند که به دشمن تصور غلطی از ایران می‌دهند. موفق باشید

41248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من می‌دانم که باید حتی در زمان جنگ به خدا توکل کرد ولی از شما خواهش می کنم این پیامم رو پخش کنید. پیامم اینه: مردم در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل اینستاگرام، تلگرام، وی پی ان و ابزار های خارجی از این قبیل رو اگر تو گوشیهاتون دارید خواهش می کنم حذف کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً مردم در این موردها از واقعیت‌ها فاصله می‌گیرند و گرفتار توهّمات می‌شوند. موفق باشید

42282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«نیست در عالم ز هجران تلخ تر..» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: بدون اینکه اراده کرده باشم، خدای متعال در برهه‌ای از زندگی ام آینه ها و مظاهری بس متعالی در مسیر زندگی ام قرار داد. و افق هایی در مقابلم گشوده شد که از هر بهشتی با صفاتر و نورانی تر بود. همه این ها در شرایطی بود که هرگز لایق آنچنان شرایطی نبودم. ولی خدای متعال از سر لطف و رحمت و رأفت خودش چنین کاری با من انجام داد. اما چیزی نگذشت که ناگهان ورق برگشت! بنده ای که حتی به بهشت و نجات از دوزخ فکر هم نمی‌کردم، ناگهان از همه آن مظاهر و افق ها محروم شدم. و اکنون در چاهی بس ظلمانی فرو افتاده ام😔 ظلماتی که شاید دود و بخارش از این سطور ساطع باشد و بارها شامه شما و کاربران عزیز را رنجانده باشد. الان هم هیچ توقعی ندارم چون لیاقت ندارم. فقط گلایه ام این هست که خدایی که علم ازلی و ابدی داشت، چرا آنچنان افق های زیبا و بزرگی را در مقابل من گشود که اکنون در آتش حرمان و حسرتش یک عمر بسوزم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در بحث «ما و اکنون خویش و حضور در دینداری خاص در آینده ای بزرگ»https://eitaa.com/matalebevijeh/23663 عرض شد حکایت حضور آخرالزمانی چنین است که باید خود را در مقابل کفر آخرالزمانی به ایمانِ آخرالزمانی مجهّز کرد تا آن‌جایی که حتی جلال او بر جمال‌اش غلبه می‌کند که این در واقع نوعی تنهایی پیش می‌آورد. رفقا بحث مذکور را به صورت نوشتار پیاده کرده‌اند و مشغول شرح آن هستند.https://eitaa.com/soha_sima/6035   و https://eitaa.com/soha_sima/6036   موفق باشید

42274
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: (تقویت حاکمیت اسلام) ارکان یک حکومت بر اساس اهداف و افکار و به اصطلاح امروزی آن، «ایدئولوژیِ» آن حکومت تشکیل می شود وقتی بنا شد حکومتی بنام اسلام و برای اسلام محقق شود، رکن اصل و اصیل آن، اسلام باید باشد، همچنان هر حکومت دیگری که حکومتی با ایدئولژی خاص خود شکل می‌گیرد و رکن آن در مدیریت و تحقق آن نحوِ از مدیریت، همان ایدئولوژی مخصوص به خود است. و همراه با اینکه ارکان خود را برپایه نوع نگرش خود شکل می دهد، نهادی برای حفظ نگرش خود در میان ملت برای حفظ راه و نوع مدیریت خود مقرر می‌کند تا نه تنها ملت مانع حکومت نباشد بلکه در راستای حکومت گام بردارد. جمهوری اسلامی ایران که با پشتوانه فکری اسلام روی کار آمد، از درون حوزه های علمیه متولد شد که به تعبیر رهبر شهید، حوزه های علمیه نقش مادری انقلاب را به عهده دارند. و حوزه ی امروز با فرزند جوانی روبروست که نیازهای فرای زمان تولد و خردسالی خود دارد؛ و حوزه لاجرم از اینست که برای فرزند خود زمینه های تکامل هرچه بیشتر را فراهم گرداند تا نه اینکه جوانی او را کال و نارس نگه دارد. از جمله بزرگترین نیاز های انقلاب از قلب تپنده ی خود یعنی حوزه های علمیه!، خون رسانی به انحاء نقاط اوست؛ حوزه باید تمام سرزمین انقلاب را با آب حیات اسلام، نه تنها زنده نگه دارد، بلکه نیرو بخشد و پیکره ی آن را از کم توانی دور سازد و این پیکر مقدس را چست و چالاک نگاه دارد تا نه تنها در برابر هر آفتی مقاوم بوده، بلکه سرزمین های تاریک و مرده را نور حیات و قدرت بخشد و در نبرد با سرزمین های سرطانی آمریکایی صهیونیستی، ظفرمند از میدان بیرون رود. اما این قلب ضعیف و این مادر نحیف! اگر خود را احیا نکند نمی تواند حیات بخش این اجتماع بزرگ باشد. حوزه راهی ندارد جز اینکه شریان های بیشتری را خون رسانی نماید تا بتواند با مسیر های بیشتری با اندام این سرزمین مرتبط باشد؛ قلبی که با یک مسیر (در تفکر و در اجرا) خون رسانی نماید، نمی تواند محل های متعدد را پوشش دهد و عملا دچار ناکارآمدی و مرگ نقاط دور خواهد شد؛ که به تعبیر رهبر شهید: حوزه باید به سمت تخصصی شدن (در علم و عمل؛ در طرح و اجرا) پیش برود. اسلام همچون خونیست که از قلب تپنده ی حوزه های علمیه، باید در تمامی اندام و ارکان این سرزمین سریان پیدا کند تا این پیکر بر اساس آن نگرش (یعنی اسلام) بتواند به راه خود ادامه دهد. یعنی آنچه مایه حیات و نجات جامعه؛ در نوع نگاه به اقتصاد، سیاست، فرهنگ، سبک زندگی، تربیت، تحصیل و حفظ و احیای آنست، اسلام است. و این را حوزه! این مادرِ دلسوز باید برای انقلاب، آن فرزند برومند خود فراهم گرداند. جایی، راهی، فکری، تصمیمی، انتخابی، نتیجه ای نیست که اسلام برای آن نظری نداشته باشد و نیز در جامعه اسلامی جایی، راهی، فکری، تصمیمی، انتخابی، نتیجه ای نباید باشد که نظر اسلام را رعایت نکرده باشد و این تنها راه پیشرفت کشور ایران است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه تاریخی حوزۀ علمیّه به حکم حضور آخرالزمانی اسلام عزیز، همان است که فرمودید. و اتفاقاً حوزۀ علمیۀ قم بحمدالله چنین استعدادی را دارا می‌باشد به همان معنایی که آقای شهید ایران در صدمین سال حوزۀ علمیۀ قم از آن خبر دادند. لازمۀ چنین حضوری که می‌فرمایید اولاً: توجه به نیاز بشر آخرالزمانی است که دیگر نمی‌خواهد در قرون وسطایی خود باشد و ثانیاً: بازخوانی حضور خطیری است که برای حوزۀ علمیّه خود به خود در این زمانه پیش آمده که دیگر نمی‌تواند خود را محدود به جوابگویی فقهی مؤمنین و رفع شبهات عقیدتی آنان بداند. در حالی‌که اسلام، جهانی و تمدنی به میان آمده است و طلبه باید با نظر به آن حضور با نور قرآن و تذکرات اهل البیت «علیهم‌السلام» با این بشر سخن داشته باشد تا همین طلبه متوجه شود چه اندازه در کار خود  و در شخصیت خود ارزشمند است. آری! طلاب عزیز ما باید متوجۀ زمانه و توانایی خود باشند که بحمدالله عده‌ای چنین‌اند و مایۀ امیدواری برای آیندۀ حوزۀ علمیّه. موفق باشید     https://eitaa.com/arshiv3133/421 

42205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت بر استاد عزیز🌹 استاد چرا با مطالعه ی کتب اخلاقی بزرگان از جمله امام خمینی رحمه الله و سایر علما و آشنایی با راهکارهای رفع رذایل اخلاقی باز هم در کنترل نفس ناتوانایی هایی وجود دارد؟ و اینکه با چه میزانی می‌توان متوجه بود که گفتار و کردار ما بر اساس خواسته های نفسانی نیست؟ استاد اینکه در کتب عرفانی به این نکته اشاره شده که انسان تا زمانی که نفس خود را مهار نکرده‌ام کار خیری هم که انجام دهد باز هم نفسانی است یعنی چه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوکی که انسان به لطف الهی بتواند از امیال نفس امّاره و رذائل اخلاقی عبور کند، سیرۀ اولیای الهی بسیار راهگشا می‌باشد. آری! حقیقتاً تا نفس امّاره در میان است، جهتِ ما به سوی خودمان است و نه به سوی خدا. مهم آن است که با کشیکِ نفس کشیدن، بیش از همه خودمان خود را متذکر شویم که جهت الهی کارها به حاشیه نرود. موفق باشید

42204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به دلیل اشتباهی که سال‌ها پیش در مشورت و اصرار برای یک تصمیم مهم در زندگی یکی از عزیزانم داشتم، اکنون دچار عذاب وجدان و افسردگی شدید شده‌ام. با اینکه سال‌هاست متوسل به اهل‌بیت (ع) و نذر و نیاز های بسیار کردم که اگه اجابت می‌شد، به آسودگی می‌رسید، اما وضعیت آن عزیز تغییر نکرده و دیگر امیدی به رهایی او از این پیش آمد نیست، این موضوع باعث شده نسبت به الطاف الهی ناامید شوم و احساس گناه عمیقی مرا رها نکند. چگونه می‌توانم این بار سنگین را از دوش بردارم و آرامش قلبی و اعتمادم به تقدیر الهی را دوباره به دست بیاورم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال که بالاخره وظیفۀ شما در عین استغفار و تلاش برای جبران است؛ باید به این نکته هم فکر کرد که شاید تقدیر او چنین بوده است و بدین لحاظ نباید از رحمت الهی مأیوس شد. موفق باشید

42169
متن پرسش

مغفولات_جنگ برای گذار از دوگانه (جنگ_معیشت) سر تفنگ را نباید فقط به سمت اصلاح طلبان تندرو بگیریم. مشهود است که آن ها تلاش می کنند معیشت را دستاویز تحقق لیبرالیسم مطلق و تقابل با سیاست مقاومت جمهوری اسلامی سازند. اما آنچه مشهود نیست سر طیف دیگر است که حقيقتا معیشت را به بهانه جنگ و مقاومت قربانی می کند و درد آنکه برخی تحت تاثیر آن هستند. غافل از اینکه این سناریو بخشی از همان پازل طیف اصلاح طلب است منتها در سمت راست میدان! باید مقاومت کرد. باید در میدان بود. باید خیابان را حفظ کرد. باید عرصه نظامی را حفظ کرد. باید زندگی کرد. باید با خانواده بود. باید تفریح رفت. باید کار کرد. و صدها باید دیگر. اگر این باید ها در کنار هم قرار نگرفتند آن وقت عده ای خواهند گفت: باید مقاومت کرد. باید در میدان بود. باید خیابان را حفظ کرد. باید عرصه نظامی را حفظ کرد. اما باید زندگی کرد. اما باید با خانواده بود. اما باید تفریح رفت. اما باید کار کرد. و صدها امای دیگر! بخش مشکل ساز ماجرا همین اما هاست! چرا اما؟ مگر این ها دوگانگی یا حتی فاصله ای دارند؟ این ها عین هم و در امتداد هم هستند! مقاومت سبک زندگی و شیوه زندگی ماست. نه یک عنصر تحمیل شده بر آن. آنچه این دوگانگی را می سازد و کم کم مردم را از میدان حضور به در می کند ساخت این اما هاست. و این اما ها در شیوه تحلیلی غلط و رفتارهای غلط ما انقلابیون و مذهبی ها رخ می دهد. خاطره ای از حضرت امام نقل شده است که عده ای وارد منزل ایشان می شوند و خطر جدی ورود بالگرد های آمریکایی (حمله آمریکایی ها) را به ایشان با اضطراب متذکر می شوند. نقل شده که حضرت امام در حال نشان دادن یک گل به نوه شان بودند و در همین حال بدون اینکه از این کار دست بکشند فرمودند (آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند!) و سپس نشان دادن همان گل را ادامه دادند و با لبخند مکالمه را با نوه شان ادامه دادند. حتی برخورد امام هنگام ورود به کشور (احساس خاصی ندارم!) و مواردی از این دست گویای همین است که وزنه توحید در سینه ی حضرت امام باعث شده بود که ایشان به این راحتی ها تحت تاثیر اتفاقات جا به جا نشوند! زندگی همواره برای حضرت امام ادامه داشت و اتفاقا همین روحیه مقاومت بود که زندگی را جریان می بخشید و به آن شأنی عارفانه و آرام می داد! زندگی که مختل نمی شد! نمونه ای در زندگی ایشان نمی یابید که برخوردشان با خانواده یا اعمال عبادی شان متاثر از تنش های سیاسی و جنگ و مقاومت شده باشد. چون اتفاق مقاومت بود که به زیست ایشان اینقدر آرامش و ثبات بخشیده بود. ما کجای کاریم که گاهی به سبب حضور در خیابان و تحت تاثیر جنگ و مقاومت گاهی نمازمان هم قضا می شود! گاهی مديريت نمی‌کنیم و دیگر نمی‌توانیم برای خانواده، تفریح، دوستی، صله رحم و حتی عبادت آنگونه که لازم است وقت بگذاریم. ما بعضا در ساحت درستی قرار نداریم مگرنه اتفاق حضور در خیابان باید سبب افزایش همدلی ها، صله رحم ها، افزایش کیفیت عبادات، حتی افزایش رزق ما شود. عده ای وانمود می کنند که مقاومت نمی‌تواند وارد معیشت مردم شود و آن را مختل خواهد کرد. اما به گونه ای نباشد که اندیشه و رفتار و عملکرد ما همین امر را به گونه ای دیگر تایید کند که : معیشت نمی‌تواند وارد مقاومت مردم شود و به واقع معیشت و پرداختن به زندگی سبب مختل شدن مقاومت خواهد شد. هر دو این ها دو روی یک سکه اند. حال آنکه وزنه توحید در سینه و اندیشه انسان آنچنان معیشت و مقاومت را در هم تنیده می سازد که زیستن عین مقاومت کردن و مقاومت کردن عین زیستن است. باید مثل حضرت امام بود. برادر و خواهر عزیز مبادا مقاومت و حضور شما در صحنه خیابان به زندگی شخصی تان، به روابط شما با خانواده و دوستانتان، به کمک شما به پدر و مادرتات، به سلامت زندگی و یا کیفیت عبادت های شما تاثیر منفی بگذارد که اگر چنین باشد مکر و راهزنی شیطان است. در ساحت توحید زندگی شخصی و مقاومت به هم برسند نه تنها تناقض و دوگانگی درکار نخواهد بود بلکه مطابق سیره شهدا رشد در یکی رشد در دیگری را خواهد داشت. دستی که می‌خواهد این دو را از هم تفکیک کند دست شیطان است. چه با دست راست بیاید چه با دست چپ! اگر این ها از هم جدا شدند. کالبدی از خود خواهید ساخت که بدون فراگیری روح توحید، تلاش می‌کند صرف چند دیدگاه سیاسی در میدان حاضر باشد و در نهایت نیز با همان دیدگاه از میدان خارج خواهد شد «نمی‌توان با تفکر جناحی حضور در صحنه تاریخی امروز را محقق ساخت.» مقاومت عین زندگی است. زندگی کنید تا مقاومت کنید! و مقاومت کنید تا زندگی کنید! هیچ کس به اندازه امام زیستن را تجربه نکرد! و هیچ کس به اندازه امام در تولد مقاومت در این صحنه تاریخی نقش نداشت! م.ح.ک سلام و رحمت خدمت استاد عزیز. ممنون میشم نظر و دیدگاه خودتون رو در خصوص متن بالا بیان بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن و همۀ زندگی در همیشۀ تاریخ یک کلمه بیشتر نیست که خداوند در خطاب به هر آن کس که انسانیت انسان‌ها را درک می‌کند، می‌فرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‌ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» (نساء/۷۵) چرا در راه خدا، مردان و زنان و كودكانى كه تضعيف شده‌‌اند، پيكار نمى‌كنيد؟! همان افراد (ستمديده‌‌اى) كه مى‌‌گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما» آیا سبک و جایگاه ما در نسبت با مظلومان عالم بخصوص مردم فلسطین چنین جایی نیست؟ و آیا راز مقابلۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم با ما به جهت همین دفاع مقدس از مظلومان نمی‌باشد تا از این طریق در سنت دفاع از حق در مقابل باطل قرار گیریم؟ که راز آرامش حضرت سیدالشهدای انقلاب یعنی امام خامنه‌ای بود. 
حقیقتاً روزنۀ توحید الهی یعنی قلب حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» جز همین راه نبود که در آیۀ فوق با همۀ بشریت در میان گذاشته شد زیرا در این حالت است که اتفاقاً زندگی در سلامت خود ادامه می‌یابد در مقابل روح رانت‌خواران و الیگارشی‌ها که معلوم نیست چه چیزی را به نام زندگی برای خود تعریف کرده‌اند که همه چیز هست جز زندگی. آری! حقیقتاً آن کس که زندگی و مقاومت را دو چیز می‌داند، حقیقتاً در اختیار شیطان قرار خواهد گرفت زیرا در راهی که رهبر الهیِ این تاریخ در مقابل مردم ما گشودند؛ قرار ندارد. و در این مورد برای خودآگاهیِ تاریخی باید سخن‌ها گفت. موفق باشید              

41877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ادب محضر استاد گرامی: جناب طاهره زاده سوالی خدمتتان داشتم مبنی بر اینکه اخیرا پدرمان دار فانی را وداع گفته. از خصوصیات ایشان علاقه مندی به دنیا واموالش بود و بسیار به سلامتی و احوالات جسمانیش کوشا و ساعی بود با اینکه در سن نود و دو سالگی بود ولی منتظر مرگ نبود و ناگهانی از دنیا رفت. از شواهد رویاهای اقوام ایشان را دیدند که ناراحت بوده و اضطراب داشته و نگران. استاد آیا ایشان ممکن است هنوز مرگ را باور نکرده است و ما فرزندان چگونه می توانیم به ایشان کمک کنیم تا روح ایشان در عالم برزخ آرامش داشته باشد؟ ممنون می‌شویم ما را راهنمایی فرمایید. متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وظیفه بازماندگان متوفی هست که در حد توانشان از صدقه و نماز غفلت نکنند و اگر امکان مالی‌اش اجازه می‌داد مقداری از اموال را در خیریه برای باقیات الصالحات ایشان قرار دهند. موفق باشید

41858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار فرا رسیدن ماه محرم، ماه خدا، ماه نمایش حق و باطل، ماه مثل یخ آب شدن ظلم، ماه امام حسین علیه السلام و ماه خون را به شما و مخاطبین عزیز تسلیت عرض می کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله در بابی که به سوی اُنس با حضرت محبوب از طریق سیدالشهدا «علیه‌السلام» گشوده شد و ذیل آن سیدالشهدای انقلاب، راهی شدند هرچه بیشتر به مولای‌مان حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام»، نزدیک و نزدیک‌تر شویم؛ جنابعالی موفق باشید.

41794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

امام شهید (ره)، در ماجرای «فتنه‌ی ۸۸»، در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۸، در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران فرمودند: «مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلّبی نخواهند برای ما درست کنند.» آیا این دغدغه امام شهید، برطرف شد؟ نظر جناب استاد طاهرزاده در خصوص «شکل‌گیری یک جمهوری اسلامی تقلبی» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظامی که توانسته است تا آنجایی جلو رود که برای استکبار مسئله شده است، همان جمهوری حقیقی می‌باشد. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/106 موفق باشید

نمایش چاپی