سلام استاد این روزها بعثت مردم منو به تعجب انداخته در همین رابطه نظرتون درباره یادداشت بفرمایید. ممنونم بعثت مردم (1) حس و حال مردم در تجمع حس و حال کسی است که گمشده ای را پیدا کرده اند. گمشده ای که سالها فراموش شده بوده و حالا مثل فرزند به آغوش مادرش رسیده است. آن گمشده چیست که چهل و چند شب افراد در آغوشش میگیرند؟ من فکر میکنم آن گمشده خودشان هستند. افراد گویی خودشان را خارج از روزمره پیدا میکنند و این پیدا کردن به معنای فرار از اکنون نیست. انسان دنیای مدرن اکنون زده است. سینما میرود، خیابان میرود تا از خودش فرار کند اما انسان انقلاب اسلامی خودش را شب ها در تجمعات پیدا میکند. او این حس را دارد شب مسئولیتی دارد که همان سرباز پشت لانچر. او حافظ امنیت است. در زمانی که پدر از دست داده دارد نقش آفرینی میکند و خودش را در تاریخ حاضر میبیند. او حس میکند مبعوث شده برای ماموریت تاریخی به وسعت ماموریت انبیا. همان قله ای که ابراهیم برایش بت شکست و موسی برایش فرعون را به نیل کشاند و محمد برایش جنگید و حکومت تشکیل داد. ماموریتی که انسان انقلاب اسلامی شب در تجمعات بر دوشش حس میکند همان ماموریتی است که میثم تمار برایش به نخل آویزان شد و کمیل و سلمان و مالک برایش جان دادند. این شب ها مردم خودشان را پیدا میکنند به وسعت تاریخ.گویی آنها در شب از زمان قراردادی دنیوی خارج میشوند و باید از ایشان پرسید شما شب را در کدام زمان سپری میکنید؟ این همان "حضور" ذیل ولایت برای توحید است. این بعثت مردمی است که خمینی فرمود بهترین مردم از صدر اسلام هستند و همت و باکری سلیمانی و حججی و همدانی و خامنه ای برایش جان دادند. این بعثت همان مردمی هست که خامنه ای شهید فرمود نقطه تحول دنیا هستند. همان هایی که آیت الله جوادی آملی در برابر عظمتشان اشک ریخت. جان دادن برای این مردم توفیق میخواهد و کاش جان من هم ارزش فدا شدن برای مردم ایران اسلامی پیدا کند. مثل شهید سردار موسوی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و خوبتر از خوب میفرمایید. آری! حکایت حضور مردم در این شبها، حقیقتاً حکایتی است که متذکر شدهاید و وظیفۀ امثال بنده و جنابعالی آن است که این مردم عزیز را نسبت به آنچه در جانشان میگذرد به حکم «خودآگاهی در دلِ آگاهی» آگاه نماییم. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22296 شده است که خوب است به آن رجوع گردد. از آن جهت که حقیقتاً انسان حیرت می کند که چه بر جان این مردم میگذرد که آن بانوی محترم برای تعمیر پرچمها با چرخ خیاطی خود در میدان حاضر شده است؟ خدا میداند این، همۀ آرزوی انبیاء و اولیاء بوده و هست که چنین مردمی به چنین شعور تاریخی و معنوی نایل شدهاند. موفق باشید
سلام آیا شیعه می تونه ابرقدرت باشه و امامش آواره و رانده شده باشه؟ این تناقض رو برام حلش کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور همان امام عزیز حیّ حاضر است که شیعه به حضور جهانیِ آن مکتب میاندیشد و عملاً این حضور همان امام است که از این طریق، زمینۀ ظهورشان فراهم شده و در واقع، او حاضر است. باید مواظب بود ما غائب نباشیم! موفق باشید
به نام خدا سلام بگذارید از عاشقانه هایم که با مرگ از انانیت_ ولنگاری جهنم ساز و از تولد و زندگی در اراده_حضور در تقدیرات و سنت های لایتغیر الهی است بگویم که عشق است؛ همه تقوا در آن ممکن است و بالاخره حضوری است شخصیت پیدا کن! که آدم را از جهنم نجات میدهد تصور اینکه میتوان خداوند را با خلاصی از گناهان گوناگونمان که اختیاری هم نیستند راضی کنیم من را میکشد و چنان مستم میکند که مدهوش میشوم. در این صورت مقاومت به کمال شکوفایی میرسد و حتی برزخی را برپا میکند که توحیدی تقوایی است در این صورت انسان آدمی قوی میشود که هیچ اضمحلالی ندارد مگر آنکه بهتر و پاینده تر میشود. اگر بگویم مثل حوانان عاشق پیشه اشعارشان را در خطاب به آن مرگ زیبا میخوانم و اشک میریزم حتماً باعث تعجب میشود مثلا در خطاب برای بیشتر حاضر شدن درش بعد از ادعیه و قرآن و اذکار که اصل شریعت ما هستند تفکر خود را با این اشعار به نظاره میشینم. مثلاً میگویم: به کسی حواسم نیست آخه اینقدر خوبی که هیچی نیازم نیست! کی جای امن قلبشو اینجوری داده من! کی با چشماش فقط با تو بودن را خواهش کرد؟ تو هستی از هرکی باشه بهتر. این حالت مرگ البته ابتداعی است هرچند مرگ مقدسی است اما پس از مدتی آن را مرگ نمیخوانی آن را تولد و زندگی میخوانی و این سیر زیبای انسان خودش یک دلربایی خاصی دارد. هرچه بگویی در این روش نهفته است و عبور از همه غم هایی لست مردمان را سوزانده این درواقع همان کتاب جدید حضرتعالی است با عنوان عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. انشاءالله زنده و سلامت و محفوظ باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که هر مرگی در هر حال یک نوع زندگی را در مقابل انسان میگشاید و مرگی که عبور از تعلّقات دنیایی باشد در همین دنیا جهانی در مقابل ما میگشاید با حضوری بس اصیل. مهم آن است که در آن میدانهای گشوده، متوجۀ انسانهای بزرگی باشیم که ما را بیش از پیش به خود میآورند و در خود، گشودهتر میکنند و در این رابطه میتوان به شفاعت اولیای الهی و چگونگی آن فکر کرد. امری که امروز با نظر به شخصیت قدسی رهبر شهید انقلاب میتوانیم بیش از پیش به خود آییم در جهان گشوده ای که آن مرد الهی با شخصیت خود بدان اشاره کرد. موفق باشید
سلام علیکم جناب استاد: نظر مستطاب را میخواستم به این مطلب هم جلب نمایم. آیا با توجه به انحرافات راهبردی که دولت و وفاق در این شرایط خطیر ایجاد کرده همراهی با آن هنوز هم قابل توصیه است؟ ♻️ ستادی که قرار نبود تصمیم بگیرد، تصمیم میگیرد! 🔹بر اساس دادنامه مورخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، تعدادی از اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی با تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری، خواستار ابطال سند ایجاد «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» شده بودند. پس از شکایت، در اقدامی عجیب، دیوان عدالت اداری اعلام کرد با موافقت رئیسجمهور، بندی که ناظر بر اختیارات و نحوه تصمیمگیری ستاد بود اصلاح شده و در نتیجه، اعتراضات مطرحشده موضوعیت خود را از دست دادهاند. پیش از این در سند ایجاد ستاد آمده بود: «مصوبات ستاد پس از تأیید رئیسجمهور ابلاغ و برای کلیه دستگاهها لازمالاجراست.» بر اساس اصلاحیه، ستاد صرفاً در قالب ارائه پیشنهاد فعالیت خواهد داشت و اختیار تصمیمگیری ندارد. اما روز دوشنبه، معاون ارتباطات دفتر معاون اول رئیسجمهور، از تصمیم ستاد به ریاست عارف برای لغو ممنوعیت اطلاعرسانی رسمی دستگاههای دولتی در پیامرسانهای غیربومی خبر داد! عجیبتر اینکه آقای عارف که جایگاه معاون اولی خودش به دلیل تابعیت آلمانی فرزندش، غیرقانونی است، درباره جایگاه این ستاد گفته است: «وقتی دور این میز به اجماع رسیدیم و تصمیم گرفتیم، دیگر هیچ دستگاهی حق ندارد ساز مخالف بزند. پشتوانه این مصوبات، دولت و شخص رئیسجمهور است و حرف آخر را همینجا میزنیم.» سؤال این است: اگر طبق اصلاحیه، ستاد فقط حق ارائه پیشنهاد و گزارش کارشناسی دارد و اختیار تصمیمگیری و صدور مصوبه ندارد، پس منظور از «تصمیم گرفتیم» و اینکه «هیچ دستگاهی حق ندارد ساز مخالف بزند» چیست؟ کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید: 🇮🇷 @rasaee
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با این ضعفها روبهرو هستیم ولی با همۀ این مطالب که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن آگاهی کامل دارند؛ به این فراز از پیام رهبر معظم انقلاب باید بیندیشیم که در هفتۀ دولت فرمودند:
«بنده در این فرصت به همهی کارکنان و مدیران فعّال دستگاههای دولتی و بهخصوص رئیسجمهور صادق و دلسوز دولت چهاردهم تبریک و خداقوّت میگویم. خصوصاً با توجّه به اقدامات شایستهای که بهرغم محدودیتها و دسیسههای گوناگون دشمن امریکایی ـ صهیونی و تشدید تحریمها و محاصرهها، در طول جنگ تحمیلی سوّم و پس از آن در مسیر تأمین کالاها و انواع خدمات مورد نیاز مردم، ترمیم نقاط مهمّ آسیبدیده و مدیریت انرژی صورت دادهاند.» برای صدق این گفتار خوب است به گفتگویی که رئیس جمهور بعد از خبر ۲۱ داشتند نظر بفرمایید https://eitaa.com/arshiv3133/392 و یا به سخنان آقای سیدحمید پورمحمدی- عضو شعام و رییسسازمان برنامهوبودجه و تلاشهایی که در دل جنگ داشتند، توجه بفرمایید https://eitaa.com/javadmogoei/483 و از این جهت است که باید از تأکیدات رهبر معظم انقلاب غفلت نکرد. ای کاش از عزیزی که نام بردید که به کانال ایشان رجوع شود، ایشان میدان دوگانگی را تا مرز تقابل نسبت به مسئولان جلو نمیبردند. در حالیکه ما در حال تحقق تمدن نوین اسلامی هستیم با وسعتی که باید نظر به انسانیت انسانها داشته باشیم. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/257 دامن زدن به این اختلافها مارا از صحنه شکوهمند حضور تاریخی خود که در مقابله با جبهه استکبار پیش آمده غافل میکند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده چون مقیم خارج از کشور هستم و به تازگی به کشور عزیزمان ایران آمده ام فقط چند روزی توفیق حضور در تجمعات خیابانی را پیدا کرده ام. حس عجیبی دارد همین حضور ساده در خیابان و این پرچم تکان دادن به ظاهر معمولی. گویی انسان به نیابت از مظلومین و آزادگان جهان، هرچند کوچک ولی دارد کاری می کند. شوقی وصف ناشدنی در وجود انسان ایجاد می شود. این همان پرچم است که در مسابقه فوتبال هم آن را با افتخار بالا برده ایم ولی انگار این پرچم بالا بردن با آن پرچم بالا بردن حسی کاملاً متفاوت در انسان ایجاد می کند! شاید بخاطر این باشد که در خیابان این پرچم تبدیل به نماد حق شده است ولی در مسابقه فوتبال تنها سخن از برد و باخت است و نه از حق و باطل! چیز دیگری که توجه مرا به آن جلب کرد نگاه هاست؛ نگاه های مردم به یکدیگر. وقتی در خیابان پرچم تکان می دادم و به ماشین ها و مردم مختلف نگاه میکردم یک تفاوت عمده را حس می کردم. مردمی که خود پرچم به دست بودند و ماشین هایی که پرچم داشتند نگاهی آشنا همراه با حب به یکدیگر به هم داشتند. گویی سالهاست همدیگر را می شناسند و در یک عالم بسر میبرند ولی نگاه بی تفاوت ها به من غریب بود. گویی که اصلاً در این عالم نیستند، نه تنها نگاهشان به من، که بی تفاوت ها نگاهشان به یکدیگر هم آشنا نیست، غریب است. شاید به خطر باشد که در دنیای فردیت خود گرفتارند و نسبتی با یکدیگر و با این حضور تاریخی ایجاد نکرده اند. حسی که بنده داشتم این بود که ما و بی تفاوت ها در دو عالم متفاوت زندگی می کنیم. بی تفاوت ها از این نگاه ها بی خبرند. استاد عزیز راز این نگاه های همراه با همدلی و حب و شوق را در چه می دانید؟ با کمال تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه تاریخی به رخدادها، هر حرکتی آینهای خواهد بود به سوی آیندهای که آن حرکت، بدان اشاره دارد. حال یا به گفتۀ شما تکاندادنِ پرچم پیروزی یک تیم است در مقابل تیم رقیب و آیندهای که در ذهنها میماند بدون آنکه حیاتبخش باشد و به انسان وسعتی به گستردگی انسانیت بدهد و این درست برعکسِ حضور فوقالعادهای است که در دل جنگ رمضان برای ملّتی به ظهور آمد که در بنیۀ وجودی آنها به نهایتی نظر داشتند که همۀ انسانها ذیل انسانیت کامل، خود را در خود جستجو کنند. و اینجا است که تکاندادن پرچمها توسط این ملت، حکایت حضور شبانه مردمی در میادین میباشد که آن ملّت به معنای واقعیِ یک ملّت در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی در عین قدسی بودن» میباشد و احترام به انسانیت انسانها، نکتهای که نباید از آن غفلت کرد تا نسبت به آگاهیِ خاصی که در جان مردم جاری میباشد، به «خودآگاهی» نایل شوند. امری که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/118 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/127 بدان اشاره شد. و ضرورت روایت این حضور از طریق توجه به خودآگاهیِ این مردم عزیز، عاملی خواهد بود تا هرکس در جان خود انسانها را دعوت به جهانی بکند که جهان آمریکایی نیست. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/246 موفق باشید
سلام علیکم: ببخشید اگر شخصی که صفات رذیله در نفسش داشته باشد، همانند: بخل، کبر، عجب، ریا، غضب و.... امثال اینها، اگر نتواند که این صفات مهلکه را از خودش بزداید، هنگامی که میمیرد این صفات با او وجود دارند؟ آیا در آن دنیا هم میتواند از این صفات نجات پیدا کند؟ در این دنیا چگونه میتواند خود را نجات دهد و مطمئن باشد که دیگر در قلب او هیچ صفات رذیله ای وجود ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اگر به نور تقوا و رعایت دستورات شرع مقدس صفات رذیله از خود نزداییم، در قبر و قیامت برای انسان به صورتهای آزاردهنده مورد اذیت انسان خواهد بود. ۲. در روایت داریم: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» امروز روز عمل است و فردا، روز نتیجهگرفتن از اعمال میباشد. ۳. با نظر به دستورات دین و سیرۀ ائمه «علیهمالسلام» انسان میتواند از رذایل عبور کند. جناب آیت الله محمد شجاعی در کتاب «مقالات» خود در این رابطه نکات ظریفی فرمودهاند. شرح صوتی آن کتاب در سایت قرار دارد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds موفق باشید
سلام استاد ببخشید یه سوال شما نظرتون راجب اخبار گردی چیه واقعا دارم به این نتیجه میرسم که وقت حروم کردنه یعنی همون زمان رو بزاریم برای یه کار مفید برا مطالعه یعنی حتی حتی همون وقت رو ادم بزاره برا دیدن یه مستند یا فیلم آموزش امادگی برای شرایط سخت برای جهاد تبیین هرکاری که در راستای عمل به وظیفش باشه برای شناخت وظیفمون و عمل بهش نظر شما در این مورد چیه استاد اخبار گردی و ... کنار گذاشته بشه یا لازمه یا کم بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا انسان باید اصول محکمی از معارف الهی و قرآنی را دارا باشد و بر مبنای آن اشکال ندارد که جایگاه خبرها را مشخص کند وگرنه اگر تنها بخواهد در دل اخبارها به دنبال مطلبی از حقیقت باشد، سرگردان میشود. این جا است که تدبّر در قرآن بسیار لازم می آید تا انسان هر خبری و هر حادثه ای را در نسبت با سنت های لایتغیّر عالم هستی معنا کند و جایگاه فردای آن را مدّ نظر قرار دهد. موفق باشید
باز با نام خدای خامنهای شهید حقیقتا قله ای که میفرمودند از بعد از رسول خداوند محقق نشده و میشود آیا همین جمهوری اسلامی نیست که با شهادت ایشان اتفاق افتاد و دارد میدرخد؟ که زمان رسول خدا صلوات الله و آله محقق شده بود و در این به سندیت سخن جنابعالی (تحقق وقت محمدی) باز محقق شد که خداوند در آن تحقق آیه شریفه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ/ یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است» را نازل کردند. اما فرزند عزیز و بزرگوار ایشان که بنده هنوز متحیر از ایشانم و هرچه به ایشان مینگرم چیزی جز قرآن ناطق نمیبینم، نفسی گرانقدر و عظیم با هزاران ابعاد بزرگ که شکوفا تر مشوند و حتی میتوانیم خودرابا نسل های جدید به ایشان نزدیک تر بیابییم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میتوان، و در این رابطه آن رهبر شهید متذکر بعثتی شدند که در مردم به ظهور آمد و به یک معنا همۀ مردم با روح آن رهبر شهید، خود را تجربه میکنند. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: من در آستانه ۳۰ سالگی هستم ولی همچنان سرگردانم که نقش من در این عالم چیست و خداوند متعال به چه منظور و برای انجام چه کاری مرا خلق کرده است. چندین راه متفاوت را طی کردهام اما هنوز نمیدانم باید در چه مسیری متمرکز شوم تا بتوانم در مسیر بندگی خدا و خدمت به انقلاب اسلامی باشم. وقتی به شهدایی که در راه علم و دانش یا در حوزه دفاعی و نظامی جان خود را تقدیم کردهاند، مینگرم؛ عمیقا حسرت میخورم. به حال امثال شهید طهرانیمقدمها یا شهیده مهسا طاهری بسیار غبطه میخورم. مگر جز این است که اگر خداوند طلبی را در انسان قرار میدهد حتما توان و استعدادش را هم میدهد؟ مگر جز اینست که خود رهنما میشود؟ چرا من نمیتوانم مسیر درست را پیدا کنم و تشخیص دهم در کدام حوزه باید فعالیت کنم عرصه دانش یا عرصه فرهنگ؟ چگونه میتوانم راه را بیابم؟ چگونه شهدای عزیز از ابتدا در مسیر منحصر به خودشان قرار میگرفتند و میدانستند باید چه بکنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه به لطف الهی در طلب هرچه بیشتر معنویت هستید را، لطف الهی بدانید و با نظر به سیرۀ علماء مانند کتاب «کهکشان نیستی» و از آن مهمتر با مطالعۀ کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که سیرۀ اولیای معصوم هست؛ راه گشوده میشود. از تفسیر «المیزان» غفلت نشود. روش کار با تفسیر المیزان را در جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست دنبال فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 موفق باشید
سلام محضر استاد عزیز: من یک سال پشت کنکور موندم خودم خواستم که فرصت داشته باشم فکر کنم چیکار کنم و الان انشاءلله میخوام بخونم برم جامعه الزهرا قم. خانواده مذهبی دارم ولی به حوزه نظر خوبی ندارن میگن بری حوزه همین دینی که داری و از دست میدی و همه تو حوزه میخوان امام خمینی بشن و هیچکسم نمیشه و حوزه جلو فعالیت فرهنگی و میگیره و هزارتا مسئله دیگه. سوالم از شما اینه با چه دیدگاهی باید وارد حوزه بشم من اینقدر فهمیدم که میخوام عمرم رو صرف این مباحث بکنم و در این راه باشم. ببخشید وقت شما رو گرفتم. لطفا یک راهنمایی راجع به حوزه بکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کاربران عزیز سؤالات متعددی فرمودهاند که خوب است با رجوع به آنها ان شاءالله تصمیم خود را به بهترین نحو بگیرید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87&tab=quests&inner_tab=all-quest موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: امروز متوجه شدم با حضور این همه استاد برجسته چرا رهبر شهید همیشه علامه مصباح یزدی را بعنوان استاد فکر معرفی میکردند؟ دلیلش بصیرت بود، نترسیدن از سرزنش، تعهد و غیرت دینی به اصول.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و بصیرت آیت الله مصباح با آن شخصیت علمی که داشتند و خواستند پای رهبری را ببوسند. راستی! آیت الله مصباح با آن وزنۀ علمیِ خاصشان چه چیزی در آن رهبر شهید دیده بودند که تا این حدّ خواستند در مقابل ایشان تواضع کنند؟!! موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: مطلبی رو خواستم با جنابعالی در میان بگذارم: در دانشگاه و کلاس درس دانش خانواده بحثی پیش آمد. همکلاسی های بنده اصلا انسانهایی مذهبی ای نیستند و چون چندباری احتمالا دیدند که من به مسجد دانشگاه رفتهام، مرا انسان مذهبی ای میدانند. سَرِ درس دانش خانواده یکی از دختران همکلاسی ام خواستار این شد که گفتگویی را با موضوع اهمیت پول در زندگی مشترک داشته باشیم و بنده قبول کردم و صحبت آغاز شد. ایشان لب کلامش این بود که جامعه مذهبی و سنتی تنها ملاکی که دارند پول است و بس و دوست داشتن و عشق و ... ملاک های بعدی میباشند. گفتم به ایشان که مثالی بزنند؛ ایشان به چند مورد از رفقای مذهبی ای که دارند اشاره کردند و به اینکه حاضر شدند با افرادی که ۱۰ یا ۱۵ سال بزرگتر از خودشان هستند ازدواج کنند ولی پولدار باشند. ادعای ایشان این بود که این موارد که اختلاف سنی خیلی بالاست و پسر پولدار می باید باشد در جماعت مذهبی خیلی شایع و زیاد است. من با اشاره به مواردی، گفتم که این مسئله ربطی به مذهبی بودن ندارد. چون مذهب بر قناعت تاکید دارد و اختلاف سنی اینچنینی را نیز توصیه نمیکند. اینها مواردی بسیار وابسته به شخصیت افراد است. ممکن است شخصی جانماز آب بکشد و شخصیت پول پرستی داشته باشد همانگونه که در جماعت غیرمذهبی مشاهده میکنیم. اصل مطلب همکلاسی ام این بود که خودش و کلا دختران غیر مذهبی خیلی بیشتر به دوست داشتن و ایثار و تجملاتی نبودن و قناعت اهمیت میدهند ولی در جامعه مذهبی چه دختر و چه پسر اینها رنگ باخته و فقط پول اهمیت پیدا کرده است. بنده سعی کردم نشان دهم که در جامعه مذهبی مواردی کاملا برعکس نیز هستند؛ دخترانی مؤمنه که حاضر شده اند با پسران دانشجو ازدواج کنند. اینها نه اختلاف سنی زیادی دارند و نه پسر پولدار است. متاسفانه همکلاسی ام پربیراه نمیگفت زیرا در فامیل پدری بنده ازدواج هایی عجیب غریب دیده شده با اینکه بسیار هم مذهبی اند. مثلا دختری ۱۷ ساله با مردی ۳۰ ساله ازدواج کرده که همه هم اذعان کرده اند که اگر مرد پول نداشت این ازدواج هیچگاه صورت نمیگرفت. خواستم بگویم اینها برای جامعه مذهبی زشت است. شرع اجازه داده که دختر ۹ ساله با پیرمرد ۹۰ ساله ازدواج کند ولی آیا عرف میپذیرد که چنین کنند؟ برای خودم هم اندکی نگران شدم. چون در این سن و سال که مهیای ازدواج میشوم هم میخواهم با دختری مذهبی ازدواج کنم و هم میخواهم که او پول پرست نباشد. بخواهم حقیقتش را بگویم خود بنده که ظاهری مذهبی دارم، علاقه ام به دختری که غیر مذهبی باشد و اهل قناعت و ایثار باشد خیلی بیشتر از دختری مذهبیست که مال دوست باشد. میدانید نمیخواهم بحث علمی ای بکنم. کاملا دلی و از روی دلتنگیست. در انتها خواستم بگویم که با دختری که غیر مذهبی باشد و مالدوست نباشد خیلی احساس راحتی و نزدیکی انسانی بیشتری دارم تا دختری مذهبی که بخاطر پول و... حاضر است با مردی بسیار بزرگتر از خود ازدواج کند. این احساس انسانی من است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همانطور که خودتان هم میفرمایید این دوگانهای که یا طرف، مذهبی و دوستدار پول است و یا غیر مذهبی و اهل صفا و عشق؛ هرگز همیشه اینچنین نیست و البته خطر غفلت از عدم تقیّد دختری که مرد متدیّن با او ازدواج کند، کم نیست، مگر آنکه امیدوار باشد او با وجدان انسانیاش به مرور به دستورات شرع که عالیترین راه برای حفظ خانواده و حفظ جامعه است، نزدیک و نزدیکتر شود و البته فراموش نکنید که عرف جوامع در طول تاریخ متفاوت بوده و نباید آنچه دیروز برای آن جامعه پذیرفتنی بوده است را با امروزمان مقایسه کنیم. موفق باشید
«ترامپ حرام لقمه راهش را یاد گرفته حمله میکند عقب می نشیند مجدد به میز مذاکره باز می گردد همزمان برای آینده تهدید مجدد می کند. می دانید چرا؟ چون اطمینان دارد عده ای در داخل با نام «مذاکره» طلسم می شوند! علی اکبر رائفی پور» سلام و احترام: جمهوری اسلامی ایران در تله مذاکرات افتاده است. لختی به این بیاندیشید که موضع موافقان مذاکرات میتواند غلط باشد! همانگونه که اذعان میشود رفتن به اسلام آباد غلط ترین کاری بود که ایران میتوانست انجام دهد. یهود و نصاری از تو راضی نمیشوند مگر اینکه به آیین آنان درآیی. حال ایستاده تماشا خواهیم کرد که آیا مذاکراتی که چند ده بار نابود شده و آتش بسی که دائما در حال تمدید است چه مشکلی را از سر مردم ایران کم میکند. در خیالات و سادهلوحی هاست که ما آمریکای قبل جنگ رمضان را پلید بدانیم و بعد از آنرا سر به راه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که به مواضع سلحشورانۀ جناب آقای قالیباف در نسبت «مذاکره با قاطعیت» و یا «مبارزه با قدرت» فکر کنید. زیرا بالاخره در دلِ هر جنگی مذاکره پیش میآید، مذاکره با اقتدار، معنای بهرهمندی از پیروزی است و به گفتۀ آقای مهدی محمدی ایران، با قاطعیت تمام بر مواضع خود پافشاری میکند. در این رابطه خوب است به عرایضی که در جواب سؤال شمارۀ 41819 شد، نظری بفرمایید. بالاخره تمدنی فکرکردن در این شرایط بسیار مهم است وگرنه نمیتوانیم همدیگر را بفهمیم در حالی که ما در آینده بسیار بزرگی باید حاضر شویم https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109nv موفق باشیدhttps://eitaa.com/sot_enghelabi/22233
سلام استاد، امروز داشتم به موضوعی فکر میکردم. شرح میدهم شما فرض کنید در مکانی دکان دارید که احتمال حمله هوایی بخاطر بودن در کنار اماکن نظامی زیاد باشد، در چنین شرایطی، چند موضوع برای بررسی در ذهنم پیش میآید، ۱. از اینکه نمیترسم که نمیترسم ولی وظیفه من چیست آیا باید مدتی در موقعیت خطر با احتمال بالا خود را قرار ندهم، که خب نه در صف جهاد هستم و نه در صف اجتماعات که کار جهادی ای هم باشد، ۲. اینکه آیا بحث خواست خدا در مرگ من دو شاخه میشود؟ یعنی اگر احتیاط کنم و از آن مکان دور باشم خداوند حکم مرگ مرا از من دور میکند؟ و اگر بمانم به فرض بدانم احتمال حمله خیلی زیاد است و توجه نکنم حکم مرگ من قطعی میشود؟ آیا انتخاب من هم میتواند زمان مرگم را تغییر دهد؟ یا مثلاً من با خود بگویم احتیاط را ول کن هرچه خدا حکم میکند میشود و در هر موقعیت خطر بی دلیل یا با دلیلی بدون در نظر گرفتن احتیاطی قرار بگیر اگر حکم مرگ تو صادر نشده باشد که نمیمیری صادر هم شده باشد که جای دیگه میمیری و، مثلاً انگار که رزمنده ای پناه نگیرد بگوید خدا اگر خواست من بمیرم میمیرم گر نخواست بمیرم نمیمیرم ، اگر میشود کمی استدلالی این بحث را پاسخ دهید، میدونم این روزها وقت زیاد ندارید ولی راه تفکر را هم برای ما بگشایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، در این شرایط آن است که بحمدالله مقابله با نهاییترین کفر آخرالزمانی پیش آمده. و این قرارگرفتن در موقعیتی است که نه خود را در معرض مرگ قرار دهیم و نه از آن فرار کنیم مانند آنکه با سپر به قلب دشمن حمله کنیم و از این جهت است که مردم از ترس حملههای هوایی از حضور در اجتماعات فرار نمیکنند و این یعنی مقابلۀ حضور نرم با دشمن، امری که حتی بانوان ما در این امر، پیشتاز هستند و دشمن را به چیزی نمیگیرند، در عین آنکه رزمندگانمان در آنچه باید انجام دهند، کوتاهی نمیکنند. موفق باشید
سلام خدمت استاد: از وقتی که توبه کردم و تصمیم به ترک گناه به مدت چهل روز گرفتم با مدد الهی تونستم ۴ روز بدون معصیت تموم کنم. شبی نشده که من از حزن عدم وصال خدا اشک نریزم. من با نفسم رفق و مدار کرد حتا مستحبات هم انجام ندادم و فقط ترک معصیت و انجام واجبات که وظیفه من هست بسنده کردم. احساس میکنم هیچ وقت رنگ و بوی معرفت و محبت خدا را نمیچشم. شاید خود این طلب کردن خداوند یک حجاب اعظم باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست به این نحوه از حضور که از طریق توبه نزد خود و خدا پیش میآید، نظر کنید که از طریق رعایت دستورات شرع مقدس که یکی از ابعاد آن ترک گناه است، افقی در مقابل انسان نسبت به خدای بینهایت خوبیها گشوده میشود که در واقع جهانِ انسان است در انس با خدا. در این رابطه خوب است کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید
سلام و ادب: ناظر به مطالب اخیر در رابطه با تفاهم نامه و مذاکره فرمودید و صحبت های سردار قاآنی، وقتی نظر رهبری و مردم این نبوده است و حالا افرادی که نظر خودشان را بر رهبری تحمیل کردند و رهبری طبق عقلانیت نظام با ایشان مدارا کرده و مسئولیت کار را به عهده آنها گذاشته، چرا باز هم با ادبیات عقلانیت و ...حرف اصلی مردم و رهبری را نزنیم؟! چرا باز هم مماشات کنیم و نام آن را تفکر بگذاریم؟ نمیشود به خطای خود در تحلیل اذعان کرده و برگردیم به شهود ایمانی مردم و نظر دقیق رهبری از خسارت محض بودن مذاکره؟ رهبری صریح گفتند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سوال شماره 41879 عرض شد، مهم درک جایگاه اذن رهبر انقلاب برای امضاء تفاهمنامه است که از یک طرف چرا رهبر انقلاب اذن خود را منوط به قبول دو سوم شورای عالی امنیت ملی کردند و نظر خود را به شکل علنی نفرمودند و از طرف دیگر چرا امثال آقای سردار قاآنی برای آن تفاهمنامه جایگاه مثبتی قائل بودند؟ در این موارد است که باید فکر کرد و کار را ساده به قبول یا رد صحنه تبدیل نکرد و این است که ما را از حضور تمدنی که جهان آمادهی پذیرش آنند محروم میکند. https://eitaa.com/arshiv3133/133 موفق باشید
سلام: در فضای متاسفانه تا حدودی سمی مجازی، از پشت کردن ایران اسلامی به لبنان سخن سرائی میگردد و این در حالی است که رهبر بزرگوار حزبالله جناب حجتالاسلام شیخ نعیم قاسم در بیانیهای خطاب به آقای قالیباف با واژههائی زیبا از مسئولان نظام و در راس آن حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای تقدیر نموده است. از حضرتعالی درخواست دارم در صورت صلاحدید اگر نظر خاصی در این مورد دارید به منظور تنویر بیشتر افکار عمومی دارید اعلام نمایید. عاقبت بخیر باشید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد متوجه باشیم بعضاً دشمنان انقلاب و اسلام، حکایتشان حکایت «کلمة حق یراد بها الباطل» میشود و هوشیاری ما را میطلبد که متوجه باشیم اهداف طرح این سخنان چه میباشد. در حالیکه وزیر امور خارجه یعنی جناب آقای عراقچی رسماً اعلام کردهاند که ایران و حزب الله یک طرف، و آمریکا و اسرائیل نیز یک طرف. یعنی تا این حدّ، ایران با حزب الله یگانه شدهاند. در این مورد همینطور که متذکر شدهاید خوب است که رفقا به پیام جناب شیخ نعیم قاسم به آقای دکتر قالیباف توجه فرمایند https://eitaa.com/arshiv3133/101 آقای احمد برزگر بفرویی در کانال https://eitaa.com/barzegar1359 در این مورد نکاتی را مطرح فرمودهاند که خوب است به آن کانال رجوع شود موفق باشید
سلام استاد: در کتاب جایگاه رزق در هستی فرمودید رزق خودش میاد با کمی تلاش. حالا بنا، روحانی یا حسابدار باشید اما در صحبت حضوری من گفتم میخوام طلبه بشم فرمودید خونه و ماشین کسی برات تامین میکنه برو حوزه اما اگه نه برو فرهنگیان و از حقوقش استفاده کن، خب این با حرف کتاب در تناقض هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رزق، مقسوم است و خداوند راههای کسب آن را در مقابل ما میگشاید. با توجه به شرایطی که فرمودید و قبولی دردانشگاه فرهنگیان گمان میرود مسیر رزق شما حضور در دانشگاه فرهنگیان باشد. ولی اگر خداوند جنابعالی را علاقهمند کرده به حضور در حوزه، ان شاءالله از همان طریق رزق شما را نیز فراهم میکند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما: اینجانب فرهنگی بازنشسته میباشم و اکنون حس میکنم نیاز به خودسازی و یادگیری علوم دینی و فقهی جهت عاقبت به خیر شدن و آمادگی جهت ملاقات با حضرت رب العالمین را دارم. خواهشمندم چنانچه استادی هست که بتواند مرا در این راه کمک کند یا حوزه علمیه ای که مرا بپذیرد یا موسسه ای که مرا آموزش بدهد معرفی بفرمایید. خدا به شما جزای خیر عنایت کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: جای خاصی مدّ نظر ندارم. ولی این علاقه را که خداوند در قلب شما انداخته است، به فال نیک بگیرید و سعی بفرمایید طی مقدماتی بالاخره با قرآن از طریق تفسیر المیزان آشنا شوید. پیشنهاد میشود پس از بحث «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن که روی سایت هست با صوت شرح سورههای زمر و عنکبوت و روم و حجرات که روی سایت هست، مأنوس شوید. البته اگر با کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85 در اُنس باشید خوب است. موفق باشید
سلام عرض ادب و احترام و خدا قوت: استاد عزیز سوالی از حضورتون داشتم، با توجه به جو بی حجابی من خیلی دوست دارم که دخترهایم که یازده و نه ساله هستن با یکسری دختر با حجاب آشنا و در رفت و آمد باشند تا خودشان را در رعایت حجاب تنها نبینند و با معاشرت با اینها به حجاب و ایمانشان افزوده شود. چون در آشنایان دیده ام که دختران خانواده های مذهبی در اثر دوستی با همسالان بی حجابشان بی حجاب یا کم حجاب شده اند. اخیرا با یک گروه سرود در جامعه القران آشنا شده ایم که دختران همسن شان با هم سرود های مذهبی و انقلابی را با پوشش چادر در تجمعات و مراسم مذهبی می خوانند دختر بزرگم روحیه ی رفیق باز دارد و بسیار علاقه به دوست و وابستگی به دوست دارد و من خوشحالم چون احساس میکنم ارضا می شود، برای تولد پیامبر اعظم (ص) اجرای خیابانی داشتن یعنی در پارک پاساژ ها و ... شعرهایی در مدح رسول مکرم و رهبر شهید قرار بود اجرا کنند پدرشان که آنها را به پارک برد گفت نه و چرا باید در پارک یا کنار خیابان مراسم داشته باشند و مناسب دختر به سن تکلیف رسیده نیست و کلا دیگر سرود نروند ولی بنظر من با این حجم بی حجابی حضور دختر بچه ها با چادر زیبا و سرودهای ارزشی بسیار خوب و اثر گذار هست پدرشان ناراحت شده و می گوید کلا سرود نروند می گویم حداقل اجازه بده بروند و اجرا در مکان ها و تجمعات مذهبی را حضور داشته باشند و اجرای خیابانی را نروند (هر چند بنظر من مشکلی ندارد) قبول نمی کند. با توجه به ارادت و حرف شنوی از شما خواستم نظرتان را بدانم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره دختران ما با این حضور که با حجاب و به صورت گروه سرود در این میادین حاضر میشوند؛ برای خود شخصیتی میگردند که عملاً روی دیگران هم مؤثر خواهند بود. زمانه، زمانهای نیست که بتوانیم دختران خود را که میتوانند با حضوری مثل حضور در گروه سرود در محافل اجتماعی حاضر شوند، آنان را منزوی کنیم. موفق باشید
رجوع و تفأل به حضرت حافظ در روز ولات حضرت رسول و فرزندشان: غزل شماره ۱۲ ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت بِه که نفروشند مستوری به مستان شما بخت خوابآلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گل دستهای بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما عمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم گرچه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما دل خرابی میکند، دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان، جان من و جان شما کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند؟ خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری کَاندَر این ره کشته بسیارند، قربان شما میکند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو کِای سر حقناشناسان گوی چوگان شما گرچه دوریم از بساط قُرب، همّت دور نیست بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما ای شَهنشاه بلند اختر، خدا را همّتی تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شماص
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ فرمود:
1) ای فروغِ ماه حُسن از رویِ رخشانِ شما / آبِ رویِ خوبی از چاهِ زنخدانِ شما
آری! به این پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ایّام ولادت وجود مبارک نیّر اعظم، اشرف خلائق، سراج منیر، برگزیدهی خداوند، شهر علم، حضرت رحمةٌللعالمین، رسول مکرّم اسلام صلّیالله علیه وآله وسلّم و فرزند پاک و پاکنهادش، حجّت بالغهی الهیّه، حضرت امام جعفر صادق صلواتالله وسلامهعلیه فکر کنید که در تبریک خود حقیقتاً واژههایی را بهکار بردند که نظر به حُسن رویِ رُخشان آنان بود و صفایی که در جمال آنها به ظهور آمد.
2) عزمِ دیدارِ تو دارد جانِ بر لب آمده / باز گردد یا برآید چیست فرمانِ شما
به گفتۀ رهبر معظم انقلاب در خطاب به نورانیترین انسان: «از آن وقتیکه خورشید وجود حضرت ختمیمرتبت در مکّهی مکرّمه طلوع نمود، چشمانداز سعادت بشر که رَهین کمال بندگی و اطاعت از حضرت حق جلّ و علا است، درخشش دیگری یافت؛ ارواح انبیاء و ملائکهی الهی و قدسیان، غرق در سرور گشته و شیاطین انس و جن، انگشت خشم و حسرت و غم گَزیدند. زیرا برترین خلق خداوند در همهی عوالم بیشمار خلقت، پا به عرصهی خاکی میگذاشت و بهزودی با خلعت نبوّت و خاتمیّت و با در دست داشتن قرآن عظیم و مأموریت هدایت همهجانبهی انسان میرفت تا حرکت کاروان عظیم بشریّت را بهسوی عبودیّت و تکامل الی الله رقم زند.» و این، همۀ حرف طلب حافظ بود که چگونه در چنین میدانی حاضر شود.
3) کس بدورِ نرگست طرفی نبست از عافیت / بِه که نفروشد مستُوریِ بستان شما
فرمودند: «زندگی آن حضرت و اوصیاء معصومین ایشان تماماً درس هدایت و بندگی، درس معرفت و محبّت، درس عقیده و جهاد، درس زندگی و اخلاق حسنهی فردی و اجتماعی، درس امانت و صداقت، درس عزّت و کرامت، درس علم و عمل، درس رحمت و قاطعیت، درس قسط و عدالت، و درس وحدت و برادری است. این درسها هرچه بهتر فراگرفته و به آن عمل شود، رسیدن به قلّههای سعادت و نیکبختی برای ابناء بشر میسّرتر می گردد.» و این یعنی ما در نسبت با آن انسانهای الهی باید متوجه باشیم پرهیزکاریهای معمولی کافی نیست، زیرا هرکس آن عزیزان را شناخت مستِ دیدار آنها شد. پس بهتر است که به چشمان شما پرهیزکاری و مستوری نفروشد.
4) بختِ خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر / زانکه زد بر دیده آبی رویِ رخشانِ شما
حقیقتاً به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «ما معتقدیم روح مطهّر پیامبر رحمت و همچنین ارواح طیّبهی اوصیاء و حجج طاهرین صلواتالله و سلامه علیه و علیهم اجمعین همواره مراقب و هدایتگر و مهربان بر احوال مسلمانان و جامعهی اسلامی هستند. آنگاه که خطایی از فرزندان این پدر مهربان و بزرگوار سر زند، خاطر ایشان رنجیده می شود و هرگاه که مسلمین به درسها و دستورات ایشان عمل نمایند، قلب مبارکشان مسرور می گردد.» این است معنای عبور از خوابآلودگیِ دیروزین و هوشیاری امروزین جهان اسلام از طریق وحدتی که انقلاب اسلامی پیشنهاد میکند.
با توجه به اینکه همواره عرض شده است حافظ عزیز سخنان فراتاریخی دارد، حال شمایید و بقیۀ ابیات و نظر به پیام ساغرگونۀ رهبر معظم انقلاب که دلهای خراب ما را که همچون زلف حضرت محبوب پریشان است، به توحیدِ یگانگی میبرد، هرچند که « کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما» ما نیز همچون حافظ دعایی میکنیم به امید آنکه با لعلِ شکرافشانِ حضرت محبوب مأنوس باشیم. و این راهی است که با رهبری جدید شروع شده است.
5) با صبا همراه بفرست از رخت گُلدستۀ / بو که بوئی بشنویم از خاکِ بستانِ شما
6) عُمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم / گرچه جامِ ما نشد پُر می به دورانِ شما
7) دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید / زینهار ای دوستان جانِ من و جانِ شما
8) کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند / خاطرِ مجموعِ ما ، زلفِ پریشانِ شما ؟
9) دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری / کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما
10) می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو / روزی ما باد لعلِ شکرافشانِ شما
11) ای صبا با ساکنان شهرِ یزد از ما بگو / کای سرِ حق ناشناسان کُویِ چوگانِ شما
12) گرچه دوریم از بساطِ قرب همت دور نیست / بندۀ شاهِ شائیم و ثنا خوانِ شما
13) ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی / تا ببوسم همچو اختر خاکِ ایوانِ شما
موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: پیرو سوال ۴۲۱۷۰ یک موردی را خواستم از شما بپرسم. در دوران جدید و تغییر محسوس سبک زندگی نوجوان و جوان امروزی، بنده به عنوان یک معلم که هم سن و سال جوانان این نسل هستم گاهی سر کلاس درس دانش آموزی پیدا می شود که به هیچ هنجاری و ادبی پایبند نیست و مدام سعی بر بی نظمی و بی ادبی و ایجاد اختلال در کلاس درس می باشد. خواستم از شما بپرسم که در چنین وضعیتی چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شدهhttps://lobolmizan.ir/get-file/5977/?item=0 به هر حال ما با نسلی روبرو هستیم که باید به نحوی متوجه شوند بنا نداریم همچنان حرفهای دیروزین را با آنان در میان بگذاریم که از معنای امروزینشان غافل باشند. در این رابطه به هر حال به هر زبانی باید موضوع معرفت نفس با وسعت جهانیِ آن با آنان در میان گذارده شود تا حیثیت تاریخی خود را مانند مهدی طحانیان آن جوان ۱۳ ساله در اسارت، درک کنندhttps://eitaa.com/arshiv3133/387 حقیقتاً همۀ جوانان ما در این شرایط اگر متوجۀ رسالت تاریخی خود بشوند، مهدی طحانیان هستند. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی که توضیحات شون در مورد پیام اخیر رهبر معظم، برای بنده بسیار راهگشا بود. دو تا سوال دارم. آیا قبول آتش بسی که همچین دشمن رذل و خونخواری درخواست کرده، نظر رهبری و بطور کلی نظر اسلام هست یا خیر؟ یا اینجوری بپرسم آیا اگر دشمن به هر دلیلی و هدفی گفت غلط کردم دیگه نزن، باید زدن رو ادامه بدیم یا متوقف کنیم؟ و مورد بعدی اینکه شکی در رذل بودن اسرائیل و آمریکا و تلاش برای نابودی ریشه ای شون نیست ولی آیا توی این برهه از زمان که ان شاءلله به ظهور نزدیک هستیم، و باید هدف اصلی جامعه ی ایمانی این باشه که دل های تمام مردم دنیا اومدن امام زمان رو تمنا کنن، آیا نباید با انجام کارهایی مثل قبول آتش بس و قبول مذاکرات از موضع قدرت (هرچند اگر نتیجه نداد) برای شناساندن چهره ی واقعی دین، خودمون رو به دنیا صلح دوست نشون بدیم؟! تا دنیا فکر نکنه که تا الان آمریکا قلدر و ابرقدرت بود، حالا ایرانه که ابرقدرته و قلدر؟ ممنون میشم توضیحات جامع بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید صحبت آقای حاج آقا مهدی طائب بتواند جواب این قسمت از سؤال جنابعالی باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 ۲. در مورد قبول آتشبس میتوان آن نکته را که میفرمایید مدّ نظر قرار داد که البته با جنایتی که اسرائیل در غزه انجام داد، نگاه مردم جهان نسبت به آن بسیار تغییر کرد. مهم نحوۀ مذاکره است که آری! میتوان با اقتدار جلو رفت و یا بدانچه در نظر رهبر معظم انقلاب بود، ورود میکردیم که گویا دولت اصرار به مذاکره داشته و رهبر معظم انقلاب اذن خود را منوط به نظر شعام کردهاند که آن نظر مورد پذیرش رهبری قرار گرفت. موفق باشید
به نام خدا سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز و گرامی: با توجه به اینکه تحلیل جنگ از جهتهای مختلف مورد اهمیت هست ازتون درخواست دارم تحلیل و نگرش توحیدی خود را نسبت به جنگ اخیر بفرمایید و لطفا در خصوص نسبت ترس با ایمان و اینکه برخی از افراد با کمترین و کوچکترین تهدید ترامپ و همدستانش تمام پیکره توحید خود را از دست میدهند و عظمت و دست الهی بر سر ملت و جامعه اسلامی را نادیده میگیرند هم ممنون میشم تحلیلی داشته باشید و بفرمایید یک جامعه توحیدی. و ایمانی با چه معیارهایی از ایمان به قله خواهند رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه تا کنون ۴۵ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در کانال https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. از جمله شماره ۴۴ آن اشارات که عنوان آن «نگاه توحیدی به رخداد ها و برکات آن» میباشد 2- ترس را میتوان یک امر روانی دانست. مهم آن است که با اعتماد به سنت الهی که آن دفاع از حق و شکست باطل است، مسیری که به لطف الهی برایمان در این تاریخ به طور خاص پیش آمده است، ادامه دهیم. موفق باشید
سلام و احترام استاد عزیز: سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در طرح ولایت دانشجویی استان اصفهان همه ی اساتید منتسب به شما و از شاگردان و گویا فرزندان شما بودند و برای ما دائما در رابطه با خطای تحلیل ما در رابطه با آقای احمدی نژاد صحبت میکردند و پیش از انتخابات سال ۹۲ همین بزرگواران سی دی های سخنرانی آقای مشایی را به ما میدادند که گوش کنید ایشان از تاریخی میگویند که ما کمتر آن را میفهمیم، در آن برهه دانشجوهای سال دومی بودیم که چند باری با اساتید بحث کردیم و متهم به این شدم که باید حضور تاریخی احمدی نژاد و مشایی را درک کنیم ولی هر چه تلاش کردم موفق به درک آن نشدیم تا روزی که دوباره محضر آقایان رسیدیم و فرمودند ما از آن تحلیل ها به واسطه مواضع دقیق نظام و رهبری دست کشیدیم آنجا بود که گفتم درود بر شرفشان چه انسان های آزادهای سوال من این است که این روزها هم این تحلیل های شاگردان استاد در حمایت بی چند و چون از فرآیندهای طی شده در مذاکرات ممکن است از همین جنس باشد؟ خدایی ناکرده سوال بنده حمل بر بی ادبی و جسارت به استاد نباشد که این روزها بیشتر از هر استاد دیگری سر کلاس شما استاد عزیز حاضر بوده و هستم. پیشا پیش ممنون از تکات ارزشمند شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ عرض بنده آن است که نیروهای انقلاب مواظب باشند که کارها به نوعی اختلاف کشیده نشود به طوری که اگر مخالف مذاکره هستند به رئیس جمهور و طرفداران مذاکره توهین نشود که در این صورت «تقوا» به حاشیه میرود. امری که سعی شد در جواب سؤال شمارۀ 41879 خدمت رفقا عرض شود. موفق باشید
