بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار. حقیر دوره‌های اخلاقی زیادی گذراندم، و از محضر یکی از اساتید بزرگ اخلاق که مورد تایید شماست بهره بردم، و همه‌ی آرامش زندگیم رو مدیون آن استاد بزرگ هستم که چند سالی‌ست به رحمت خدا رفتند. یکی از بزرگترین مسائلی که در خودم پیدا کردم که ظاهراً اکثر مشکلاتم ریشه در همین موضوع داره سنگدلی و مهربان نبودن بنده است، بنحوی که اگر کاری هم برای دیگران می کنم از روی وظیفه یا بجهت انجام واجب و مستحب است، نه از روی محبت و دل رحمی و درک عواطف. آیا راهی برای درمان این حالت وجود داره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انسانیت انسان‌ها نظر کنیم و صفایی که در بنیان آن‌ها نهفته است و دلسوزی و ارادت برای آن‌ها، زمینۀ تجلیات انوار الهی از طریق همان انسان‌ها به ما می‌شود. و در این رابطه حتی باید خطاهای‌شان را نادیده گرفت و تنها دشمنان خدا و دشمنان انسانیت از این قاعده مستثنی می‌باشند. موفق باشید

42283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

میشه بفرمایید چطور وجود و نحوه وجودمان عوض میشه؟ چطور عالممان تغییر می‌کند؟ چگونه باید مقاومت کرد؟ آخر که ما هر چه تلاش کنیم باز در همین عالم هستیم که الان هستیم؟ عالم تنگی و گناهکاری و بی‌نسبتی با خدا و بی‌نمازی و بی‌مسئولیتی و جدی نبودن برای کارها، در عین نماز خواندن و زور زدن برای گناه نکردن و تلاش شبانه روزی... انگار هیچ که هیچ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقا در همین رابطه جلسه‌ای در مرکز سها در شرح کتاب بنیان‌های حکمت حضور انقلاب اسلامی در جهان بین دو جهان از طریق حاج آقا نجاتبخش و دیگر رفقا تشکیل شد که به نظر بنده نکات دقیقی در این رابطه که می‌فرمایید به میان آمد که چگونه انسان می‌تواند عالم خود را بیابد و خود را در آن حاضر و ادامه دهد.  https://eitaa.com/soha_sima/6029موفق باشید

42230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض ادب و احترام و خدا قوت: استاد عزیز سوالی از حضورتون داشتم، با توجه به جو بی حجابی من خیلی دوست دارم که دخترهایم که یازده و نه ساله هستن با یکسری دختر با حجاب آشنا و در رفت و آمد باشند تا خودشان را در رعایت حجاب تنها نبینند و با معاشرت با اینها به حجاب و ایمانشان افزوده شود. چون در آشنایان دیده ام که دختران خانواده های مذهبی در اثر دوستی با همسالان بی حجابشان بی حجاب یا کم حجاب شده اند. اخیرا با یک گروه سرود در جامعه القران آشنا شده ایم که دختران همسن شان با هم سرود های مذهبی و انقلابی را با پوشش چادر در تجمعات و مراسم مذهبی می خوانند دختر بزرگم روحیه ی رفیق باز دارد و بسیار علاقه به دوست و وابستگی به دوست دارد و من خوشحالم چون احساس می‌کنم ارضا می شود، برای تولد پیامبر اعظم (ص) اجرای خیابانی داشتن یعنی در پارک پاساژ ها و ... شعرهایی در مدح رسول مکرم و رهبر شهید قرار بود اجرا کنند پدرشان که آنها را به پارک برد گفت نه و چرا باید در پارک یا کنار خیابان مراسم داشته باشند و مناسب دختر به سن تکلیف رسیده نیست و کلا دیگر سرود نروند ولی بنظر من با این حجم بی حجابی حضور دختر بچه ها با چادر زیبا و سرودهای ارزشی بسیار خوب و اثر گذار هست پدرشان ناراحت شده و می گوید کلا سرود نروند می گویم حداقل اجازه بده بروند و اجرا در مکان ها و تجمعات مذهبی را حضور داشته باشند و اجرای خیابانی را نروند (هر چند بنظر من مشکلی ندارد) قبول نمی کند. با توجه به ارادت و حرف شنوی از شما خواستم نظرتان را بدانم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره دختران ما با این حضور که با حجاب و به صورت گروه سرود در این میادین حاضر می‌شوند؛ برای خود شخصیتی می‌گردند که عملاً روی دیگران هم مؤثر خواهند بود. زمانه، زمانه‌ای نیست که بتوانیم دختران خود را که می‌توانند با حضوری مثل حضور در گروه سرود در محافل اجتماعی حاضر شوند، آنان را منزوی کنیم. موفق باشید

42148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمة الله: با عرض ارادت خدمت استاد عزیز و بزرگوارم (حضرت استاد طاهر زاده). بنده تا به امروز بیش از ده جلد از کتب شما رو دقیق مطالعه و نسبت به اونها تفکر کردم و نسبت به فلسفه اسلامی چند سال هست مطالعه دارم ولی این چند سال موضوعی که بسیار بسیار ذهن بنده رو مشغول کرده و نسبت به اون به نتیجه یقینی عقلی نرسیده ام بحث (فقیر بودن عالم طبیعت و ماده است) یا (واجب الوجود بالذات نبودن عالم ماده است) چرا که تعداد براهینی که در کتب مختلف فلسفی و کتب شما و دیگران و اسفار دیده ام بسیار بسیار ذهنی می‌باشد و احساس می کنم راه به خارج باز نمی‌کند. به عبارتی نمیتونم اونها رو قبول کنم مثلا کتاب (از عرفان تا برهان) که چند برهان برای اثبات وجود فقری عالم طبیعت آوردید. و شرح دادید اشکال وارد هست و یا باز بعضی هاشون ادعا هستن و نیازمند اثباتند که چون مثلا این سنگ اینجا هست ولی اونجا نیست این یعنی محدودیت و فقیر هست عین الوجود نیست خب این یه مقدار ذهنی و خیالی نیست؟ بقیه براهین هم تقریبا در کتب مختلف اومده همینقدر خیالی و ذهنی به سختی راه به خارج باز میکنن به طور مثال شرح منظومه حضرت امام در اثبات برهان فقری فرموده چون ذره قابل تقسیمه و هر جزئی از دیگری بی خبر هست و خبر نداره فلذا نیازمند هست و یا کتاب دروس معرفت نفس علامه حسن زاده باز هم مطالعه می‌کنم بعضی براهین ادعا هستن و نیازمند اثباتند و یا مغالطه شده و یا اشکالاتی وارد هست و نیازمند به جواب و دفاع می‌باشد علی ای حال اگر راهنمایی کنید و بفرمایید اشکال بنده از کجاست و از چه راهی و شیوه ای پیش برم که نسبت به این براهین به یقین عقلی برسم دعا گوی و مدیون شما هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این انسان است و عقلی که باید به میان آید و نسبت به حقایق عالم و بودن و نبودن آنها نظر دهد و هر کلامی را اگر تصدیق کرد، ما کلام واقعی می دانیم. آری! و پس از آن این قلب است که باید آنچه عقل بدان خبر داد را در وجود خود احساس و تصدیق کند به همین جهت فرموده اند: «عقل می گفت که دل منزل و مأوای من است / عشق خندید که یا جای تو یا جای من است» حاکی از آنکه به هر حال ما تنها با عقل انتزاعی و استدلالی نمی‌توانیم تا آخر، خود را ادامه دهیم مگر آنچه آن عقل از آن خبر داد، دل یا قلب آن را احساس کند. موفق باشید

41828
متن پرسش

بسمه تعالی. عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد فرزانه و عزیز. غرض از مزاحمت : ۱. اولا عرض تبریک روز عید غدیر با تاخیر ۲. ثانیا، می‌خواستم نظر حضرت استاد را در مورد حضوری بدانم که در آن تصمیمات فرماندهان ما همان تصمیم مردم است و مردم به آن اعتماد دارند. چه می‌شود که مردم مذهبی بیشترشان در فضای مجازی احساس همراهی با فرماندهان دیپلماسی و گاهی حتی با فرماندهان نظامی نمی‌کنند! متن جالبی در ایتا دیدم که در کانال منتشر کردم که اینجا تقدیم شما می‌شود: 
ان شاء الله زودتر به این بلوغ برسیم که برای فرماندهان میدان، تعیین تکلیف نکنیم. وقتی ما که هیچ تجربه‌ای در مسائل نظامی نداریم، و هیچ اطلاعی از شرایط و اطلاعات مگو نداریم، صرفا از روی هیجان، تکلیفی را برای نیروهای نظامی مشخص می‌کنیم، در صورت عدم تحقق خواسته‌مان، یا رسماً سیاسیون را متهم به دخالت در امر نظامیون می‌کنیم، یا ناخواسته چنین برداشتی را در ذهن مخاطبمان ایجاد می‌کنیم. نتیجه هم یک چیز است، تصور دودستگی در میان مسؤلین سیاسی و نظامی‌ و ایجاد تردید و ناامیدی در جامعه. ای کاش زودتر به این بلوغ برسیم سخن سدید - [ @tafakorism | تفکریسم ] التماس دعا یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همۀ سخن همین نکته‌ای است که فرموده‌اید. ای کاش به لطف الهی به این بلوغ سیاسی و اجتماعی برای حضور در ایرانی که در حال حاضرشدن در همۀ جهان است، برسیم که به توصیۀ رهبر معظم انقلاب با اعتماد به مسئولان و با امیدواریِ تمام، دلگرمِ حضور در راهی باشیم که آغاز کرده‌ایم و خود را مشغول شایعاتی که بعضاً توسط دشمنان ساخته شده است، نگردیم.
آری! اکنون ایرانیان با یک حادثه بزرگی روبه‌رو شده‌اند و این‌که ما در این حادثه چگونه باشیم که ادامۀ آمریکا نشویم، موضوع بسیار مهم می‌باشد. و از این جهت جمهوری اسلامی به لطف الهی در آستانۀ حوادث این تاریخ به کشوری تبدیل شده که به خوبی می‌تواند از بحران‌های پیش‌آمده توسط فرهنگ غربی برای جواب‌گویی به نیازهای اصیل بشر جدید عبور کند، وقتی ما به شخصیت بزرگ ملت ایران بیندیشیم و در بستر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای گرفتار کوته‌بینی‌ها و اختلافات جزئی که ما را از آن افق بلند غافل می‌کند  نگردیم. موفق باشید
 

41767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: سید مجتبی خامنه ای حفظه الله تعالی در مقایسه با رهبران الهی قبل از وی در زمانه ای به رهبری منصوب گشت که ظرفیتی بیش از پیش به ظهور آمده بود که این مهم بی شک بیگانه از شخصیت ایشان نبود؛ تاریخ سید مجتبی تاریخی بسیار گشوده تر از سید علی و سید روح الله رحمهما الله است. همچنان که دکتر حداد عادل چندی پیش در برنامه «پدر امت» متذکر گشت که ساده زیستی رهبر انقلاب خیلی بیشتر از امام شهید بود. ساده زیستی نیز همچون وعائیست که از طرفی نمایانگر ظرفیت بیشتر است و از طرف دیگر جامعیت علمی عملی بیشتری را ایجاد می نماید؛ همچنان که در دورانه سه ماهه رهبری ایشان معلوم و مشهود است ژرف نگری ایشان. حال با این اوصاف چگونه است که با اینکه وظیفه خبرگان رهبری شناخت اصلح است، سید مجتبی را در دوارن امام شهید به رهبری منصوب نکرد؟ آیا این با وظیفه الهی این مجلس همسوست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از قبل هم زمرمۀ آن بود در حدّی که آقای میرحسین موسوی چندسال پیش مطالبی را رسانه‌ای کرد که می‌خواهند با مطرح کردن آقا مجتبی، ولایت را موروثی کنند. و شاید به همین جهت خبرگان مستقیماً ورود نکردند، ولی بسیاری می‌دانستند که آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای استعداد رهبریِ انقلاب را به خوبی دارند و به همین دلیل می‌توان گفت خداوند اراده کرده است به طور خاص این انقلاب در مسیری کاملاً حساب شده جلو و جلوتر برود و همچنان که  در https://eitaa.com/matalebevijeh/22800 عرض شد  حضرت علی «علیه‌السلام» یعنی تحمّل آنچه قابل تحمّل است و نباید بر سر آن اختلاف کرد و عدم تحمّل آنچه قابل تحمّل نیست که در این زمان آنچه قابل تحمّل نیست و نباید کوتاه آمد؛ مقابلۀ ما با استکبار و رژیم اسرائیل می‌باشد و آنچه قابل تحمل است دامن نزدن به اختلافات داخلی که حکایت سیرۀ مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» است با نظر به آیندۀ درخشانی که نباید با دامن زدن به آن اختلافات، آن آینده و تاریخ حضور تاریخیِ عبور از آمریکا به تأخیر بیفتد، حضوری که همچون خورشید در افق امروزین ما در حال درخشش است و رهبر معظم انقلاب با نظر به آن آیندۀ بزرگ، ما را از اختلاف‌ها برحذر می‌دارند. و این است بصیرت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای. موفق باشید     

42303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: قسمتی از علم الکتاب علم اسما است یا علم الاسما جزئی از علم الکتاب؟ یعنی کدام زیرمجموعه دیگری است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه چیز در «لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» مدّ نظر است از آن جهت که او در ذات خود به جلوۀ اسمای حُسنایش در میان است. و این است راز پنهان هستی که می‌توان گفت درک این «راز»، همان آگاهی به کتاب است به معنای آنچه محقق شده و همواره پیش می‌آید. موفق باشید 

42295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد یکی از جلسات دوستان سها را که حضرتعالی در کانال متذکر شده بودید گوش دادم با موضوع فلسفه و آینده دینداری, تمام تلاش میزبان جلسه جناب حاج آقا نجاتبخش توضیح این مطلب بود که فلسفه کمک می‌کند ما امور را به صورت رخداد تاریخی نگاه کنیم نه واقعه طبیعی, آنچه به نظرم رسید این است که آنچه که باعث به دست آمدن این نگاه تاریخی می شود نه مطلق فلسفه بلکه فلسفه هایدگر آن هم بیشتر با خوانش فردیدی چنین دستاوردی دارد, نمی‌توانم درک کنم فلسفه مشاء یا اشراق یا حتی حکمت متعالیه یا دکارت و کانت و... چگونه به چنین نتیجه ای منجر می شود, (شاید بتوان گفت از آنجا که در تفکر هایدگر اساس متافیزیک بر انحراف ماهیت بینی به جای وجود بینی استوار است نباید از آن انتظاری داشت, البته در مورد حکمت متعالیه که نوعی رویگردانی از این انحراف است شاید بتوان به گونه ای دیگر بحث کرد), و اینکه این تنها نتیجه تفکر فلسفی (البته از نوع هایدگری) است؟ - اگر برای تفکر نوع قائل باشیم یک تقسیم بندی که می‌توان داشت تفکر دینی و تفکر فلسفی باشد. خواستگاه تفکر دینی فطرت و قلب است و منشا آن حضور است نه عقل و هر چه انسان کمتر دچار حجابهای پوشاننده فطرت باشه بیشتر پذیرا و اهل این تفکر می شود, این تفکر خود باعث شکوفایی هر چه بیشتر عقل می شود یعنی محاط بر آن است نه در عرض آن, این تفکر هم نگاه توحیدی به انسان می‌دهد و هم نگاه تاریخی بر بستر آن توحید, در شرایط وجود حجابهایی مانند مدرنیته و علم جدید بر فطرت انسان که نتیجتا باعث کم نور شدن تفکر دینی می شود یکی از ابزارهایی که کمک می‌کند به رفع بعضی از این حجب, تفکر فلسفی است که در عمومیت خود می‌تواند کمک کند به خودآگاهی نسبت به این حجب و نیز نظر به وجود و مبدا و معاد...، و به نظر می آید در تاریخ شکوفایی تفکر شاعرانه دینی, زیاد جایی برای تفکر فلسفی نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متذکر نکات خوبی شده‌اید و اتفاقاً همان‌طور که می‌فرمایید هایدگر با توجه به غیاب «وجود» در فلسفۀ ارسطویی به فلسفه‌ای نظر دارد که انسان را وجوداً نزد خود حاضر می‌کند و از این جهت ما را با نوعی معرفت نفس به صورتی خاص نزدیک می‌کند و در فلسفۀ صدرا هم می‌توان به صورتی وسیع‌تر متوجۀ چنین حضوری شد و از این جهت جناب صدرا، بحث نفس ناطقه را از طبیعیات به الهیات منتقل کردند. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%B1%D8%A7%D8%B2 شده که امید است ما را متوجۀ جایگاه تاریخی حکمت متعالیه در نسبت با توحید قرآنی بگرداند. موفق باشید

42246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: بعد از شروع جنگ رمضان شهرستان ما خب خیلی مورد اصابت قرار گرفت و متاسفانه یکی از این اصابت ها در روز ۲۲ اسفند بر خانه ما بود و هفت نفر از اعضای خانواده ام به شهادت رسیدند هنوز چهلم شهدا نشده بود که پسر ۱۸ ساله برادرم هم به رحمت خدا رفت. حالا ۶ ماه از این موضوع میگذره با اینکه پدرم خیلی اهل قرآن هست آیات رو دائم میخونه اما خیلی خودش رو اذیت می‌کنه خیلی گریه می‌کنه من بارها براش صحبت می‌کنم اما خب فایده نداره میشه یه راهی به من معرفی کنید تا آرام بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گریه برای انس بیشتر با شهدا و احساس وسعتی که آنان در بین ما برای‌مان پیش می‌آورند؛ گریۀ شکست و مصیبت نیست. بنابراین در این شهادت‌ها به عظمت ایرانِ شیعه فکر کنند و توجهاتی که انسان‌ها در کل جهان به فرهنگ شیعه و اهل البیت «علیهم‌السلام» انداخته‌اند. تذکر به «صبر» و برکات آن در این موارد لازم است. موفق باشید

41835
متن پرسش

سلام و رحمة الله: استاد طاهر زاده عزیز آیا می توان گفت که ما در محاسبات مان در خصوص دشمن در مواردی خوش بينانه عمل کرده و آن را دست کم گرفته و کوتاهی می کنیم؟ از سخنرانی رهبر شهید در جمعه نصر گرفته که فرمودند ما هیچ احتمالی نمیدیم که دشمن بخواد از بیرون به ما حمله کنه و تا صحبت شما در خصوص محاصره دریایی ترامپ که آن را احمقانه خطاب کردید ولی امروز در برنامه هایی همچون به وقت ایران و افرادی همچون آقای مهدی محمدی اون را موثر دانستند و یا در موردی ديگر که عرض کردم مسائل را خوش بینانه نگاه می‌کنیم بدین جهت بود که خود آقا نیما در برنامه به وقت ایران هم اشاره داشتند که این محاسبه اسرائیل از اینکه ما به تهدیدات مون عمل نمی‌کنیم ناشی از رجز های بی مورد فرمانده هامون هست که بی جا رجز می خوانند و در وقت عمل کوتاهی می کنند مثل سخن اون بزرگواری که می فرمود اگر خلبان اسرائیلی از روی باند بلند شه و ایران را بزنه وقتی برگرده اسرائیل نیست که روش بشینه و این موارد طبق گفته بچه های به وقت ایران در دستگاه محاسباتی دشمن اثر گذار هست و یا آقای مهدی محمدی در اوایل مذاکرات چندین بار گفتند که باید محاصرات برداشته شود و تحت هیچ عنوان نباید تثبیت بشود و آتش بس کامل در لبنان اجرا شود تا ما به مذاکره برویم که هیچ کدام شان محقق نشد و محاصره همچنان باقیست و ما مانديم و خوش خیالی های مان از اساتید. استاد ما ریشه این مشکلات را از کجا بینیم؟ و چطور جمع بندی کنیم که هر دفعه پیش خودمون نگیم که نکنه این حرفا که میزنن همش خیال باشه و با واقعیت ها ما سوپرایز بشیم مثل زمانی که اقای خوش چشم گفتند که جنگ نمیشه و اگر هم بشه رهبر را نمی زنند؟ استاد اگر ما این نظام را دوست نداشتیم این سوال را که ناشی از نگرانی ها هست نمی پرسيديم و واقعا هم نگرانی داره که چرا سخن اساتید و عزیزان ما در اون سطح که خودشان مد نظر ها می آوردند محقق نمیشه و نکنه این ديدگاه ها موجب اشتباه رفتن مسیر بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد همان‌طور که جنابعالی دقت فرموده‌اید، در نگاه تمدنی و این‌که بحمدالله ایران می‌تواند جهانی برای بشر این دوران شود؛ بسیار مفصل است. و همچنان‌که مکرراً عرض شده https://eitaa.com/bartarin_hozoor . ما در این شرایط تاریخی که انسان‌ها هر کدام در سوبژگیِ خود جهانی هستند که باید با جهان آن‌ها ارتباط برقرار کرد به راحتی نمی‌توان در میدان ردّ و قبول اهل فکر مسئله را تمام‌شده به حساب آورد. عرض شد بحث آن مفصل است بخصوص در شرایطی که طلوع خورشید تمدن نوین اسلامی در حال ظهور است. در رابطه با این‌که باید در فهمِ انسان‌ها حاضر شد که امری ماورای معنای ظاهری کلمات آنان است؛ در این رابطه مصاحبه‌ای با جناب حجت الاسلام آقای روح الامین شده است که فکر می‌کنم امکان تفکر در این موضوع را می‌گشاید. https://eitaa.com/varastegi_ir/2244 موفق باشید  

42271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقتتون بخیر. مدتیه با بازارهای مالی آشنا شدم. متاسفانه گویا ذات این بازارها مبتنی بر رقابته. مثلا از نظر مالی کسی باید ضرر کنه تا من نوعی سود کنم. چون مقداری پول در جامعه وجود داره و اون پول بین مردم دست به دست میشه. از یکی گرفته میشه و به فرد دیگه ای داده میشه. در بازارهای مالی همه ی این اتفاقات به طور مجازی می افته. این با فطرت سازگاری نداره که من نوعی از قِبَل ضرر کردن دیگران سودی کنم. و امروز متوجه شدم به طور کلی گویا اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر رقابته و برای من که از نزدیک این رو می‌بینیم خیلی دردناکه. من در مسائل تخصصی سررشته ندارم تا بتونم کار جدی ای در جامعه انجام بدم، ولی در حیطه فردی چه پیشنهاداتی دارید برای من؟ حس می‌کنم رقابت با فطرتم سازگار نیست و همه ی انسان ها برابرند. چرا باید یکی ضرر کنه تا من نوعی یا هر کس دیگه ای سود کنیم؟ یکی باید زمین بخوره تا یکی دیگه از زمین بلند شه. استاد حالم خوب نیست. ممنون میشم برام دعا کنید خدا راه رو بهم نشون بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال، همچنان که در کتاب «جایگاه رزق در هستی» به کمک آیات و روایات عرض شد؛ رزق انسان‌ها مقسوم است و از قبل تعیین شده است و تنها به کمک آن رزق، انسان می‌تواند بندگی کند به جای این‌که برای به دست آوردن رزق، بندگی را رها کند. پیشنهاد می‌شود سری به آن کتاب بزنید. https://lobolmizan.ir/book/79?mark=%D8%B1%D8%B2%D9%82   موفق باشید

42208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نامِ خُداوَندِ کِه اَوَّل اَست و آخِر، ظاهِر و باطِن اَست کِه مالِکِیَّت و فَرمانرواییِ آسِمان‌ها و زَمین دَر سِیطَرِه‌یِ اوست. گَر گویَم آغازِ راهی اَست، آیا شَفَقِ اُفُق را دیدِه‌ها می‌بینَد آن اِنسان کِه بِه تَوحید، آهَنِی اَست قَوی؟! مَرا تَهدیدی بِپِندارید، او پارِه‌ای از جانِ مَن اَست... «مَگَر رَهَایَت کُنَم کِه تازِه تو را بازیافتِه‌ام؟ ماهِ نِهان دَر دِلِ مَن اَست، پِیِ چِه می‌گَردَم؟ مَگَر دَست از تو بِشویَم کِه تازِه دارد بِه اوجِ زِیبایی می‌رِسَد؟! غِیابَت جان می‌طَلَبَد، شایِستِه اَست خُود را بِرسانی. از گیتی سَهمِ مَن تو باش، نِگینِ بی‌هَمتایِ گَنجینِه‌ام. مَرگ دَر آغوشَم آرمیدِه اَست لیکِن، زِندِه‌تَرَم از هَر زَمان. اِضطِرابَم را از مَن بِربا، کِه دوری‌ات روزگارَنَم را دَگَرگون می‌سازَد. از این دیدِه‌ها خُون می‌چِکَد و عُمرَم را بِه جایِ اَشک فُرومی‌ریزَد. بی‌قَراری‌ام را از مَن بِسْتان. از یاد مَبَر کِه از آنِ مَنِی، هَر کُجا غایِب بودَم یادَم دَر آغوشِ توست. دار و نَدارَم را بِخواه، معَطَّل نَخواهَم کَرد.» آیا انقلاب اسلامی ادامه ندارد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آینده، در پرتو انقلاب اسلامی آیندۀ واقعی خواهد بود که نظر به انسان کامل دارد، وگرنه بی‌معنایی، بشر را هلاک می‌کند. جناب آقای دکتر یامین‌پور در سخنان اخیر خود در نسبت با جایگاه تاریخی‌مان نکات خوبی را فرموده‌اند که خوب است بدان توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23596  موفق باشید

42302
متن پرسش

دلم میخواد از تفاوت کسی که حضور خدا رو می‌بینه و هر طوری که میخواد توی جهان نیست رو با تفاوت حضور ادمی که خدایی رو نداره بگم یا بهتره شاید بگم از تفاوت خداها دلم میخواد بگم. گویی از بودن بگم. شما بگید برام استاد. از خودم برام بگین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آقای شهید ایران بنگرید و خدای او، که خدایی بود که ایمان را برای آن مرد الهی پیش آورد. ایمان، این نایاب‌ترین حضور که چه اندازه به ما نزدیک است و عطش‌ناک برای هرچه در آن ایمان حاضر و حاضرتر شویم. حکایت ایمان، حکایت حضوری بود که با خبر شهادت آن مرد الهی برای یک ملت پیش آمد که یافتند امری را که هنوز در حضورِ آن حضور، دلگرم و سرگردانند. دلگرمند که گویا در پیش او هستند و او در پیش ما، و سرگردانند از این‌که چه اندازه این میدان از همۀ جهات وسیع است به وسعت رهبر شهید، آن‌گاه که در میدان درک قرآن حاضر شد با آن وسعت، و به وسعت حضور در سیاست به وسعت گشوده‌شدن تمدن نوین اسلامی و به وسعت درک زمانه که چه اندازه خداوند اراده کرده تا ما در آینده‌ای بس بلند و بلندتر حاضر شویم و به وسعت عبورکردن از امثال آقای هاشمی رفسنجانی‌ها. و این میدان با همۀ وسعت و همۀ جهاتش معنی ایمانی است که ما در این زمانه باید مدّ نظر داشته باشیم تا زندگی را بشناسیم و همچنان در این حضور بیکرانۀ اکنونِ جاودانه، خود را «او» بدانیم و «او» را خود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23785 موفق باشید  

42232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: می خواستم در مورد مسئله ای با شما مشورت کنم وضعیت شغلی من به صورتی هست که حقوق خوبی دارم و وضع مالی متوسط حدود ۳۷ سال سن دارم و اگر در همین شغل بمانم احتمال زیاد تا ۵ سال دیگر بخاطر سختی کار بازنشسته می شوم و در شغل فعلی که هستم بیشتر از حد خودم فعالیت دارم و چون شرکت دولتی هست از جهت حلال بودن حقوقم مطمئن تر هستم حالا مدتی هست که می خواهند ارتقا شغلی به من بدهند خوب از لحاظ حقوق و مزایا شرایط من بهتر می شود ولی چون ۱. سرپرست می شوم خودم ناراضی هستم که نکنه نتوانم عدالت را بین پرسنل رعایت کنم و حق الناس گردنم بافته ۲. شاید نتوانم وظیفه خود را در اون حد که باید انجام دهم. ۳. دلم می خواد زودتر باز نشسته شوم که بیشتر وقت داشته باشم و بتوانم تحقیق و مطالعه بهتر داشته باشم حالا اگه شد هم یه شغل در زمان بازنشستگی داشته باشم. لازم به ذکر است اگر ارتقا شغلی بگیرم حداقل ۱۳ سال دیگر می توانم بازنشسته شوم. نظر شما راجع به این مسئله چیه با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیۀ خودتان دارد که اگر می‌توانید با وسعت بیشتر در کار حاضر شوید، نباید خود را به عقب برانید. چه خوب است که انسان بتواند هر امری را در جای خود داشته باشد و در عین فعّال‌بودن در شغل، فرصت‌های زندگی را برای تعالی معرفتی و تعالی معنوی از دست ندهد. موفق باشید

41846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

https://eitaa.com/ch1405/24378 سلام: اینکه نام شما به عنوان جاده صاف کن جریان غربگرا داره در تاریخ ثبت میشه خیلی آزارم میده جناب استاد. ناامیدانه این چند صوت از دکتر جمشیدی براتون فرستادم امیدوارم، خواهشمندم حتما گوش کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بنده از سال‌های قبل ارادت خاصی به جناب آقای دکتر جمشیدی داشته‌ام هرچند فرصت آن را ندارم که آن صوت‌ها را بشنوم. ولی مطمئن هستم دلسوزانه سخن گفته‌اند و همۀ عرض بنده نکاتی است که در جواب سؤال شمارۀ 41849 عرض شد و آن این‌که عزیزان اهل تفکر برای حضور در آیندۀ تمدنیِ ایرانِ اسلامی باید بیش از پیش همدیگر را «فهم» کنند به همان معنای «فهمِ دیگری» که آقای دکتر مصلح متذکر آن هستند  https://lobolmizan.ir/leaflet/1435?mark=%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C   موفق باشید

41827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد طاهرزاده عزیز سلام: من در کانال شما با آقای محمدی آشنا شدم در عین این که ایشون را دلسوز می دانم اما ایرادات اساسی به ایشان دارم یکی از آن ها را در پیام زیر برایتان می فرستم که اگر اشکال از بنده است شما برطرف بفرمائید این روزها آقای مهدی محمدی در صوت هایی که می گذاره ضمن تحلیل هاش حرف هایی از دیگران که قبول نداره را به عنوان #دروغ در مجازی و در بین مردم نام گذاری می کنه. جدا از این که من ندیدم ایشون این حرف ها را توضیح بدهد و بگوید کجاش دروغه اما ادامه این مدل حرف زدن از مشاور مسئول ارشد مذاکرات این انگاره را زنده می کند که مسئولان و مشاورانشان گوشی برای شنیدن حرفی غیر از حرف خودشان ندارند در حدی که حرف های ناخوشایند با فکر خودشان را با چوب دروغ می رانند. به طور مثال این دفعه آخر بعد از سخنان جناب نبویان آقای محمدی حرف های فضای مجازی را با لحن شدیدتری دروغ خواند. این در حالیست که نبویان داره بر مبنای متن تحلیل ارائه می دهد. تحلیل یک فکر است نهایت شما می توانی بگویی تحلیل فلانی غلط است و کجای آن غلط است. نه این که دروغ است. اگر کسی هم بگوید حرف های محمدی ناظر به حرف های نبویان نیست بنده می گویم به وضوح سخن و فکر آقای نبویان با فکر آقای محمدی تضاد دارد. فکر یک نفر نفی کننده نتیجه مثبت مذاکرات و فکر دیگری تایید کننده آن است و غیر ممکن است به آقای محمدی حرف های نبویان نرسیده باشد. جناب محمدی کاش یه میز مذاکره و مفاهمه و گفت و گو هم با مردم داشتید و خود را عقل کل نمی دانستید. من دوباره یاد سخنان رهبری در مورد تلاش دشمن بر تاثیر بر محاسبات مسئولین افتادم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همۀ حرف در آن متنی است که آقای نبویان روی آن تأکید دارند و آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی نیز همین سؤال را داشتند که آقای نبویان این متن را از کجا آورده‌اند؟ https://eitaa.com/barzegar1359/4012 که مبنای سخن خود در آن سخنرانی قرار داده‌اند؟ و سؤال آقای محمدی نیز همین است که آنچه آقای نبویان مطرح کرده‌اند واقعیت ندارد. و این‌جا است که ما باید با دقت بیشتر نسبت به سخن افراد و مبنای آن سخن فکر کنیم و لااقل آقای نبویان تا مطمئن به آن مطالب نبودند نباید چیزی که به گفتۀ آقای محمدی هیچ مبنایی ندارد را در بین مردم رسانه‌ای کنند که مسلّم اثر بسیار بد و منفی داشته است. موفق باشید

42311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد وقت بخیر: مطلب زیر را نیز به نظر مبارک می رسانم و اینکه آیا عملکرد وفاق را هنوز قابل دفاع می دانید. خلاصه اقدامات ۲۴ ساعت اخیر دولت: ۱. مصاحبه عجیب و فاجعه بار پزشکیان با رسانه‌های آمریکایی و صحبت از رقیق‌سازی اورانیوم؛ اجازه بازرسی آژانس؛ عدم انتقام از ترامپ و اشتیاق به مذاکره، تلاش برای توافق تا قبل انتخابات کنگره همزمان با توهین های مکرر ترامپ ۲. دیدار صمیمی عراقچی با وزیرخارجه انگلیس که مستقیماً در حمله و بمباران ایران نقش داشته است. ۳. حضور قائم‌پناه معاون پزشکیان و علی‌اکبر صالحی در جشن ملی تشکیل رژیم سعودی در شرایطی که عربستان نقش فعال علیه ایران در مجامع بین‌المللی دارد و درحال حمله به مردم یمن است! ۴. جلسه با نخست‌وزیر قطر و خوش‌و‌بش و ذوق پزشکیان، در شرایطی که هنوز تکلیف سه خلبان ما در قطر مشخص نیست و قطر بابت حمله به ایران از مبدأ کشورش، حتی عذرخواهی هم نکرده! 🌐 @Rahe_Dialameh ظهوریان نماینده مجلس: رییس‌جمهور محترم فاقد حداقل آمادگی ذهنی لازم برای حضور در مصاحبه با رسانه‌های بین المللی (به ویژه رسانه‌های معاند) است و کسانی که ایشان را در مقابل شبکه ای مانند فاکس نیوز نشاندند؛ قطعا نه به دنبال خیر ایشان هستند و نه خیر کشور. 🌐 @Rahe_Dialameh افشاگری مهم صادق شهبازی از نقش وزارت علوم در شروع جنگ رمضان و شهادت رهبرانقلاب آیا بازهم وزارت علوم همان کار را تکرار می‌کند و مجلس تماشاچی خواهد بود؟ https://eitaa.com/rahe_dialameh/40233

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید موضوع بسیار حساس است. از یک طرف، دولت و دولتیان به اموری وارد می‌شوند که اساساً با حضور تاریخی ایرانی که ایدۀ جهانیان شده است، همراهی ندارد و اتفاقاً در این مورد نباید از انتقاد نسبت به این امور خودداری کرد. می‌ماند که ما ذیل رهبر معظم انقلاب چه جایگاهی باید داشته باشیم تا از یک جهت رئیس جمهور آن سخنان را در مقابل ترامپ در سازمان ملل مطرح می‌کنند و از طرف دیگر با فاکس نیوز مصاحبه می‌کنند که همین‌طور که مطرح شده عملیات نجات ترامپ در مرحلۀ انتخابات به حساب می‌آید. که رفقا در برنامۀ به وقت ایران به طرز حکیمانه انتقاد کردند. و این نشان می‌دهد که آری! این انقلاب بزرگ‌تر از نگاهی است که بعضاً آقای پزشکیان از خود نشان می‌دهند. مهم آن است که ما ذیل رهبری چگونه خود را تعریف کنیم که از این جریان به صورتی حکیمانه عبور نماییم و خدای ناکرده فضای شورانگیز میادین را که نظر به حضور تاریخی در مقابل جبهۀ استکبار است، به نکات اختلاف‌انگیز تبدیل نشود. در حالی‌که هنر انقلاب اسلامی ذیل نگاه حکیمانۀ رهبران انقلاب، همواره عبور از این جریان‌ها بوده است و به همین جهت ما اکنون در میدان حضور جهانیِ ایران حاضر شده‌ایم و عبور از دوگانه‌هایی که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، غیر از آن است که طرف مقابل را متهم به نگاه وفاقیون بنمایید که این نیز خود نوعی دوگانه‌سازی می‌باشد. موفق باشید

42290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: امیدوارم حالتون خوب باشد. یک موضوع قرآنی و فرهنگی هست که مدتیه ذهن من رو جدی درگیر کرده و دوست داشتم با شما مطرح کنم؛ هم برای مشورت و هم شاید برای اینکه اگر صلاح دونستید، در پیدا کردن آدم‌های مناسبی که بتوانند وارد این مسیر شوند، کمکم کنید. ماجرا مربوط به آقای محمدی‌تبار است. احتمالاً شما ایشان را نمی‌شناسید، برای همین اجازه بدهید ابتدا کمی درباره ایشان و کاری که انجام می‌دهند توضیح بدهم. من حدود ۱۸ ماه است که به‌صورت مستقیم با ایشان فعالیت دارم و در این مدت، از نزدیک با دغدغه، نگاه و نوع فعالیتشان آشنا شده‌ام. ایشان در سال ۶۳ کارشناسی مدیریت گرفته‌اند و در سال ۷۰ کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل را خوانده‌اند و در همین مسیر از تهران به قم آمده‌اند. البته سابقه مبارزه و جبهه و جنگ و اسارت را هم دارند. در کنار تحصیلات دانشگاهی، حدود پنج سال به‌صورت آزاد و بدون تعطیلی، درس تفسیر المیزان را نزد آیت‌الله روح‌الله شاه‌آبادی دنبال کرده‌اند و دروس حوزوی را نیز کار کرده‌اند و در ادامه، تمرکزشان را بر مدیریت فرهنگی گذاشته‌اند. در حوزه مدیریت فرهنگی هم سابقه فعالیت و تدریس داشته‌اند و چند سال استاد مدیریت فرهنگی در جامعه‌المصطفی بوده‌ و هستند. طبق رزومه‌ای که خودشان برای من توضیح داده‌اند، در طول این سال‌ها در ارتباط با فعالیت‌های فرهنگی و بین‌المللی، با ۵۴ تشکل بین‌المللی در نقاط مختلف دنیا ارتباط و همکاری داشته‌اند و در چند کشور نیز مدارس قرآنی و اسلامی ایجاد شده است. در حال حاضر مدیر و مؤسس «دعوت جهانی قرآن کریم» و «فروغ اندیشه نور» هستند و این مجموعه در ۲۸ کشور فعالیت دارد و در کشورهای مختلف نماینده دارد. در سایت «دعوت جهانی قرآن کریم» https://davatejahani.ir هم مجموعه‌ای از فعالیت‌های قرآنی و تربیتی معرفی شده؛ از آموزش قرآن، ترجمه و تدبر و تربیت مربی گرفته تا موضوعات خانواده و تربیت فرزند، اقتصاد در قرآن، تاریخ اسلام، نقش ائمه در احیای دین، احکام و موضوعات معارفی. این مجموعه نیز با مجوز رسمی فعالیت می‌کند. در حال حاضر یکی از کارهایی که درگیر آن هستند، تولید محتوای «مدرسه اسلامی ، قرآنی ملل» است؛ مدرسه‌ای که برای فعالیت در ایران و کشورهای مختلف طراحی شده و دارای ظرفیت نمایندگی در ایران و کشورهای مختلف است. خداوند هم توفیقی به من داده که در این زمینه، هرچند ناچیز، با ایشان همکاری داشته باشم. اما چیزی که باعث شده من این موضوع را جدی بگیرم، صرفاً رزومه و گستردگی فعالیت ایشان نیست. من در این حدود ۱۸ ماه که مستقیم با ایشان کار کرده‌ام، بیشتر با یک دغدغه مشترک مواجه شده‌ام؛ اینکه اگر قرار باشد فرهنگ قرآنی و دینی واقعاً در جامعه استمرار پیدا کند، باید برای نسل بعد فکری اساسی کرد. من خودم در این مدت، با آشنایی بیشتر با افکار و اندیشه‌های استاد محمدی‌تبار، به این نتیجه رسیده‌ام که واقعاً حیف است ما فقط درباره فاصله گرفتن بچه‌ها و نسل جدید از فرهنگ دینی صحبت کنیم، اما برای ساختن یک مسیر تربیتی و فرهنگی و تربیت نسل بعد، آن‌طور که باید اقدام نکنیم. به نظرم اگر قرار است فرهنگ دینی ماندگار شود، باید از کودک و خانواده شروع کنیم؛ از همان سال‌هایی که شخصیت و نگاه کودک در حال شکل گرفتن است. یعنی به‌جای اینکه چند سال بعد، وقتی نوجوان و جوان شد، تازه بخواهیم با او درباره قرآن و دین صحبت کنیم، باید از کودکی یک زنجیره تربیتی و فرهنگی درست ایجاد کنیم که کودک، خانواده، نوجوان و بعد جوان را به هم وصل کند. این دغدغه، با آشنایی بیشتر من با این کار برایم جدی‌تر شده و به همین دلیل دوست دارم خودم هم تا جایی که از دستم برمی‌آید، این موضوع را دنبال کنم. البته این نکته را هم می‌خواهم روشن بگویم که این‌طور نیست که آقای محمدی‌تبار از من خواسته باشند برایشان افراد پیدا کنم یا از شما درخواست معرفی نیرو داشته باشند. اتفاقاً این پیگیری، خواسته و تصمیم خود من است. من چون در این مدت مستقیماً با ایشان کار کرده‌ام، احساس کردم این ظرفیت نباید فقط در حد یک فعالیت محدود بماند و اگر قرار است جدی‌تر دنبال شود، باید آدم‌های مناسبی هم برای این مسیر شناسایی شوند. آدم‌هایی که فقط مدرک یا سابقه قرآنی نداشته باشند؛ بلکه دغدغه واقعی فرهنگی داشته باشند، اهل کار باشند، توان ارتباط با مردم و خانواده‌ها را داشته باشند، بتوانند مسئولیت بپذیرند و مهم‌تر از همه، اهل استمرار باشند. اینجا بود که به ذهنم رسید شاید شما بتوانید کمک بزرگی به من بکنید. با توجه به سابقه‌ای که شما در آموزش‌وپرورش، کار تربیتی و دانشگاه داشته‌اید و سال‌ها با فضای تربیت نسل جوان و نیروهای فرهنگی در ارتباط بوده‌اید، احتمال دادم بتوانید آدم‌هایی را بشناسید که شاید من اصلاً دسترسی یا شناختی از آنها نداشته باشم. اما یک دلیل مهم‌تر هم برای اینکه به فکر مطرح کردن این موضوع با شما افتادم وجود دارد. احساس کردم شاید آشنایی شما با آقای محمدی‌تبار، فقط برای پیدا کردن چند نفر مناسب نباشد. از یک طرف، ایشان سال‌ها در حوزه مدیریت فرهنگی، فعالیت قرآنی، کار تربیتی و ارتباطات بین‌المللی تجربه کرده‌اند و امروز هم درگیر یک کار عملی برای تولید محتوای «مدرسه قرآنی و اسلامی ملل» هستند. از طرف دیگر، شما سال‌ها در آموزش‌وپرورش و دانشگاه و فضای تربیتی حضور داشته‌اید و در کنار تجربه‌های اجرایی، بخش مهمی از مسیرتان را صرف کار دینی، تفسیر قرآن، نهج‌البلاغه، معارف و تربیت فرهنگی کرده‌اید. برای من جالب بود که هر دو مسیر، با وجود تفاوت‌هایی که دارند، به یک دغدغه نزدیک می‌شوند: اینکه چطور می‌شود فرهنگ عمیق دینی را فهمید، منتقل کرد و برای نسل بعد به یک جریان زنده تبدیل کرد. به همین دلیل با خودم فکر کردم شاید گفت‌وگوی مستقیم شما با ایشان، قبل از اینکه اصلاً بخواهیم دنبال معرفی افراد برویم، ارزشمند باشد. ممکن است در یک گفت‌وگوی کوتاه، شما از زاویه تربیتی و فرهنگی به مسئله نگاه کنید و ایشان از زاویه تجربه اجرایی، مدیریت فرهنگی و فعالیت بین‌المللی؛ و همین تفاوت زاویه نگاه شاید باعث شود ظرفیت‌هایی دیده شود که من به‌تنهایی نمی‌توانم ببینم. ممکن است این گفت‌وگو به معرفی چند نفر منجر شود، ممکن است به یک همکاری مشخص برسد و ممکن هم هست فقط باعث شود هر دو طرف شناخت دقیق‌تری از یک ظرفیت قرآنی و فرهنگی پیدا کنند. برای من اصلِ این آشنایی ارزشمند است و نمی‌خواهم از ابتدا برای نتیجه آن تصمیمی تعیین کنم. به همین دلیل اگر خودتان صلاح بدانید، خوشحال می‌شوم زمینه یک گفت‌وگوی کوتاه و ابتدایی بین شما و آقای محمدی‌تبار را فراهم کنم؛ بدون اینکه هیچ تعهد یا تصمیمی برای همکاری در میان باشد. فقط یک گفت‌وگوی آشنایی و بررسی اصل موضوع. بعد از آن، اگر شما احساس کردید این مسیر ظرفیت بیشتری برای دنبال کردن دارد، طبیعتاً می‌توانیم درباره افراد مناسب و ادامه کار هم فکر کنیم. تأکید می‌کنم این درخواست از طرف آقای محمدی‌تبار نیست و ایشان از من نخواسته‌اند که با شما چنین صحبتی داشته باشم. این تصمیم و پیگیری، کاملاً از طرف خود من است؛ چون در این مدت زمان که از نزدیک درگیر این کار بوده‌ام، احساس کردم شاید معرفی این دو ظرفیت به یکدیگر، خودش بتواند اتفاق مفیدی ایجاد کند. اگر صلاح بدانید، من می‌توانم ابتدا توضیحات بیشتری درباره مجموعه، «مدرسه قرآنی ملل»، نوع فعالیت و هدفی که دنبال می‌شود خدمتتان عرض کنم و اگر تمایل داشتید، زمینه آشنایی و گفت‌وگوی مستقیم شما با ایشان را فراهم کنم. ممنونم که وقت گذاشتید و خواندید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای بسی خوشبختی است که رفقای محترم به صورت‌های گوناگون به قرآن رجوع کرده و می‌کنند و مطمئن باشید قرآن به عنوان آخرین پیام خداوند جوابگوی نیازهای بشر آخرالزمانی می‌باشد. انسان‌ها در این دوران نمی‌توانند با مفاهیم و عقاید خود هرچند آن عقاید خوب و متعالی باشد؛ خود را ادامه دهد. باید در جان خود در جستجوی حضوری باشند که آن حضور، معنای آن‌ها را شکل می‌دهد و قرآن یعنی «ذکرٌ للعالمین». در رابطه با معرفی افراد، رفقایی که می‌شناسم عموماً به نحوه‌های مختلف در فعالیت هستند که شاید امکان ارتباط با آن‌ها مشکل باشد. مانند حاج آقا نجاتبخش و در مرکز «سیمای هنر و اندیشه» https://eitaa.com/soha_sima و یا حاج آقا موسویان در «گروه فرهنگی صبّار» https://eitaa.com/sabbar_ir . ولی در هر حال همین‌که رفقا این راه را طی کنند، آنچه بهترین است به ظهور می‌آید. در رابطه با شخص بنده، با توجه به موقعیت سنّی، تنها می‌توانم صبح‌ها بعد از نماز در مسجد «خدیجه کبری«سلام‌الله‌علیها» که نزدیک منزل‌مان می‌باشد در خدمت رفقا باشم. موفق باشید

42207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: می‌خواستم نظر استاد را در مورد کتاب معجزه شکرگزاری بدونم. عده ای می‌گویند در این زمینه اغراق شده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب را نخوانده‌ام. ولی شاکربودن و نسبت به نعمت‌های الهی و غفلت‌نداشتن از آن نعمت‌ها به خصوص نعمت تاریخی انقلاب اسلامی در جای خود برای ادامۀ راه بندگی معجزۀ بزرگی در زندگی ما به وجود می‌آورد. موفق باشید

41824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ممنون از حوصله ای که برای پاسخ به سوالات خرج می‌کنید. اما جسارتا عارضم با اینکه سوالات درباره مذاکرات و جنگ بسیار شفاف و مستدل هستند متاسفانه جوابها کلی و مبهم هستند در نتیجه برای مخاطب پرسشها و اشکالات مطرح شده همچنان بقوت خودش باقی می ماند. آقای طاهرزاده دائما به صحبت های آقای مهدی محمدی ارجاع می‌دهند در صورتیکه ایشان هم در برنامه من ایرانم همینطور کلی و مبهم جواب سوالات رو دادن. خلاصه آنکه حجت شرعی مذاکرات همچنان جای سوال و تردید خیلی از مردم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در صحبت‌های حاج آقا طائب، https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 جایگاه آن وجه از مذاکره را با نظر به آیات قرآن روشن می‌کنند که البته اجازۀ رهبر معظم انقلاب نیز برای ورود در آن مذاکره جای خود را دارد. پس بحث در مذاکره همراه با اقتدار و یا عدم مذاکره است که به نظر بنده هر دو در جای خود قابل فکر است به همان معنایی که در https://eitaa.com/sot_enghelabi/22233 توانسته جایگاه منطقی و غیر منطقیِ مذاکره را بیان نماید. موفق باشید

42294
متن پرسش

سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده مولوی میفرماید: در دو چَشم من نشین ای آنکه از من، من تری.. این بیت مولوی با بعثتی که با شهادت رهبری ایجاد شد تطابق دارد. مصرع اول را شاید این‌گونه بشود تعبیر که چون رهبرشهید شخصیت جامعی دارد هر کس به قدر معرفت و‌ظرفیت وجودی خود می‌تواند از این وجود نورانی بهره مند شود و مصرع دوم حکایت مردمی است که از هر قشر ‌و مذهبی و با هر تیپ و ظاهری (من) برتر خود را در رهبر شهید جستجو می‌کنند حال خواستم نظر حضرتعالی درباره این بیت شعر و تطبیق آن با رهبر شهید(حضرت آیت الله خامنه‌ای )جویا شوم با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر انسان به خود آید و متوجۀ معارف عالیۀ الهی شود و با خود خلوت کند که خود را چگونه در آن معارف عالیه حاضر و حاضرتر نماید و در انسانیت خود حاضر شود؛ ناگهان به آن‌جایی می‌رسد که در افق شخصیت خود، اولیای الهی را آشناترین آشناها می‌یابد و می‌بیند که چه اندازه با مولای‌مان امام المتقین«علیه‌السلام» آشنا بوده است و این‌جاست که خواهد گفت: «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو». و در این عرصه که در جستجوی آن اولیای الهی، خود را کند و کاو می‌کند، می‌یابد که چه اندازه ذیل اولیای الهی با حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آقای شهید انقلاب و ایران«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آشنا و آشناتر است. و این‌جا است که آری! با نظر به آن رهبر شهید، آن بیت مشهور به ظهور می‌آید که: «در دو چشم من نشین ای آن‌که از من، من ‌تری» و این است راز دل‌دادگیِ بشری که در جستجوی انسانیت خود، آن رهبر شهید را افق شخصیت خود می‌یابد و برای هرچه نزدیک‌شدن به او و یا به خود، اشک‌هایش جاری می‌شود. موفق باشید                            

42312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم‌الله. چطور باید مرگ‌مون رو جدی بگیریم؟ چطور متذکر مرگ‌مون بشویم؟ هر موقع احادیث مرگ و معاد رو می‌خوانم به امید تذکری برای بهتر زندگی کردن یا بگو در بهترین زندگی قرار گرفتن، گویا دورتر می‌شوم. شاید ماهیت نگرم. دلم صفای حاج قاسمی می‌خواهد. دلم استحکام و استقرار سید حسن نصرالله را می‌خواهد. بی‌تاب آقایم هستم. باور کنید از این همه نامانوسی خسته هستم. نمی‌دانم شاید مصداق آن هستم که در کتاب «آنگاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» فعایت‌هایم پوچ شده است و در علم حصولی مانده‌ام‌‌. اما یک چیزی عجیب است، شما بگویید آخر چگونه است که می‌دانم با حقیقت نامانوسم و در عین خواستن حاج قاسم و آقا و این مسیر نورانی، چقدر زندگی‌ام متفاوت با ایشان است؟ و طلب هم که می‌کنم اما چرا هر چه زور می‌زنم گویا تلاشم بیهوده است؟ خودم می‌دانم نباید گناه کنم و دلم پر از غضب و کینه‌های بیهوده و مملو از شهوات گوناگون است، اما خُب باز می‌بینم که توان و جانی از تلاش بیهوده برایم نمانده است. حکایت آن دلاک و تیغ کُندش را با گوشت و پوست درک می‌کنم اما چه کنم؟؟؟ آری دوباره جمعه است. ما نیز از مسجد و از مدرسه بیزار شدیم. سرتان را درد نیاورم. با اینکه با گریه‌‌ی تک‌تک شهدا برای شهادت گریسته‌ام و به خویش که رجوع می‌کنم می‌بینم طلبش را هم دارم و اگر شهادتی نباشد خسران است، اما چرا زندگی‌ام این‌قدر از این طلب دور است؟ چرا مرگ‌اندیش نیستم و مرگ با تذکرش شهواتم را نمی‌میراند؟ به قول لسان‌الغین: چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی، که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگ‌اندیشی را به معنای احساس مردن نباید بدانیم بلکه مرگ‌اندیشی به معنای درک وسعت بیکرانۀ اکنون‌مان می‌باشد که باید در آن حاضر باشیم. و این با درک حضور تاریخی پیش می‌آید. عرایضی است در این رابطه تحت عنوان «ما و اکنون خویش و حضور در دینداری خاص در آینده ای بزرگ» و حاج آقا نجات‌بخش شرحی داشته‌اند که إن‌شاءالله می‌تواند مفید باشد. https://eitaa.com/soha_sima/6046 موفق باشید

42304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: می‌خواستم بپرسم استاد در مورد وجود یا عدم وجود حیات و حیات هوشمند در کهکشان های دیگر نظری دارند یا خیر؟ با جهان بینی قرآنی بنظر می‌رسد مجموعا ۴ نوع موجود وجود داشته باشد : ۱. انسان  ۲. ملائکه  ۳. جن ها  ۴. تمام حیوانات و جنبندگان روی زمین پرسش این است که آیا خداوند اراده کرده که فقط حیات روی کره زمین باشد یا در سیارات دیگر هم باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً شواهدی هست که حکایت از حضور موجودات دیگر در دیگر کرات بکند ولی کار تحقیقی مشخصی که همراه با توهّمات و حدسیّات نباشد، ظاهراً صورت نگرفته. باید مواظب بود بین آسمان‌‌های هفتگانه و کرات دیگر تفکیک کرد زیرا در هر آسمانی، روحانیتی خاص و فرشتگانی خاص و روح انسان‌های خاص مستقر هستند. به عنوان مثال پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌واله» در سفر معراجی در آسمان سوم حضرت عیسی «علیه‌السلام» را ملاقات کردند. موفق باشید

41825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: «فاقتلوهم حیث ثقفتموهم» «واقتلوهم حیث وجدتموهم» «فان قاتلوکم فاقتلوهم» ... نصرت الهی در جنگ زمانی نازل می شود که دستورات جنگی باری تعالی اجرایی شود و ترس یا محافظه کاری در جنگ مانع نصرت الهی هست. اگر دشمن رهبر ما را ترور کرده است و ناو دنای ما را زده است؛ احتیاط در زدن ناو دشمن و صرفا فراری دادنش با پهپاد و تیرهای اخطار به جهت عصبانی نشدن او از کشته های زیاد و عدم گسترش جنگ، خلاف نص دستور الهیست. چرا دشمن باید روی جان تک تک سربازان خویش اینگونه حساس باشد و ما تعدد کشته های خویش را هضم می کنیم؟ گویا بین فرهنگ شهادت و ارزش گذاری و حساسیت بر جان ها خلط کرده ایم که خود جای بحث مفصل دارد، حال آنکه دو مقوله مثبت ولی جدا از همند. دستور الهی می گوید وقتی دشمن ضربه ای می‌زند باید او را دنبال کرد و همان ضربه و یا دردناک تر از آن را به او وارد کرد. رهبر شهید فرمود خطرناک تر از ناو آن سلاحی است که آن را به اعماق دریا می‌فرستد؛ تازه آنکه آن زمان ناوی از ما زده نشده بود چه رسد به الان ... آیا تمرد از دستور الهی و تصمیم بر اساس حساب کتاب های روی کاغذ اگر غضب الهی را به همراه نداشته باشد حداقل نصرت او را مانع نخواهد شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نکته که قرآن عزیز می‌فرماید، بحثی نیست. بحث در آن است که اگر با همۀ جنایتکاری اظهار آتش بس کرد برای مذاکره، و حیله‌گرانه هم چنین پیشنهادی را مطرح کرد، باید بپذیریم و نشان دهیم توان احقاق حق حتی در مذاکره در عین اقتدار را داریم و یا نباید مذاکره کرد. این است تفاوت دو جریانی که یک جریان، موافق مذاکره است با آن ده شرطی که ذیل نظر رهبر معظم انقلاب ما گذاشتیم و عده‌ای که مخالف آن هستند. که البته باید بدون اتهام به هر کدام و بدون اختلاف، به هر دو نظر فکر کرد. امری که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند. موفق باشید

42321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام. الان ۹ سال است که بیگناه و حتی بی خبر از توطئه ای که توسط همکاران طراحی و اجرا گردیده در سخت ترین رنجها و دردها گرفتارم کردند. خودم و خیلیها تلاش کردیم تا رفع اتهام کنیم اما نشد. فراتر از حد تصور دعا و نیایش به درگاه ائمه اطهار، صلحا، شهدا، علما و خاصتا خداوند بزرگ کردیم و همچنین نذورات تا بی گناهیم ثابت شود. اما نشد. سوال، آیا این مصیبت عظما کفاره گناهان دوره جهالت و جوانی است، ویا امتحانی برای اثبات تحمل من بر اعتقادات و یا امتحان برای دادن پاداشی بهتر از طرف ذات اقدس خداوندگار. انسان بسیار معتقد به اصول و فروع و ائمه اطهار و آگاهی هستم هم خانوادگی و هم مطالعات خودم در حیطه ایمان و عمل صالح و خوشنودی خداوند. خیلی نگرانم.لطفا راهنمایی و پاسخ بفرمائید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در مسیر زندگی دینی،ابتلائات و امتحانات موجب هرچه بیشتر قرب الهی ماخواهد شد تا آنجایی که آن سختی ها به جهت اشتباهات و گناهان ما می باشد، استغفار می کنیم. و آنجایی که به جهت امتحان الهی می باشد، صبر می کنیم و خداوند فرمود: «و بشّر الصّابرین». موفق باشید

نمایش چاپی