سلام استاد بزرگوار. در رابطه با نوعی از سلوک تاریخی که فرمودید آینده ای متعالی و درخشان در اکنون ما حاضر می شود و حالتی جلالی پیش میآید و در نتیجه منجر به نوعی تنهایی میشود، پرسشم برای کسانی هست که بعضاً مسئولیت هایی دارند. در دل چنین حضور و جلالی که منجر به تنهایی میشود چگونه میتوان در اجتماع حضور پیدا کرد و درست انجام وظیفه نمود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم درک حضور جلالی است که برای انسان در نسبت به آیندۀ متعالی، با نظر به ایرانی که بحمدالله ایدۀ جهان شده است؛ پیش میآید که افقی است بس گشوده، که فرداها را با نظر به انسانیت انسانها مدّ نظرها میآورد. خوشا به حال آنانی که در دل این حضور، مسئولیتهای خود را مدّ نظر دارند مانند رهبر معظم انقلاب که با نظر به آن آیندۀ متعالی بر انسجام ملت ایران تأکید میکنند و در سخن با دانشآموزان و دانشجویان از « مأموریت تاریخی» آنان با آنها گفتگو میکنند https://eitaa.com/bartarin_hozoor/276 و خوشا به حال برنامهریزان که با نظر به آیندهای که مدّ نظر رهبر معظم انقلاب است؛ برنامهریزی میکنند. و خوشا به حال دانشآموزان و دانشجویان و مادرانی که متوجۀ آن آیندۀ بزرگ هستند و در اکنون خود به وسعت آن آیندۀ متعالی سیر میکنند تا گرفتار روزمرّگیها و پوچیها نگردند. و اگر به گفتۀ جنابعالی در چنین شرایطی که افقِ جلالیِ تاریخی در مقابل انسان گشوده میشود و نوعی تنهایی احساس میکند؛ این حکایت در راهبودن است و درک این دوران طلایی است که هر لحظهاش در ارتقای امت در مدارج سلوک مغتنم است https://eitaa.com/matalebevijeh/23792.و همچنان رفتن و باز، رفتن، هرچند به تنهایی. موفق باشید.
سلام علیکم استاد: در مورد بحث درک و فهم و عدم طرد دیگری که حضرتعالی با زبان عمدتا فلسفی به آن می پردازید عزیزان دیگری با زبان قرآنی و دینی همان بحث را مطرح میکنند و البته با حدود و تعاریف واضح و مشخصتر, مثلا استاد میرباقری با اشاره به آیه «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ» این بحث را مطرح میکردند که همه مومنان در یک درجه نیستن و بعد با استناد به آیات دیگر بحث نهی از همز و لمز را مطرح میکردند و یا دکتر یامین پور آیات مربوط به نهی از داشتن غل در قلوب مومنین نسبت به دیگر مومنان را مطرح میکردند که نزدیک به مباحث شما بود, آیا برداشت بنده از این «این همانی» صحیح است؟ اگر اینگونه است آیا بیان قرآنی موثرتر نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی در آن عرایض نظر به حضور تمدنیِ انسان است و از این جهت سعی شده در آن مباحث به انسانیت انسان نظر بیندازیم تا هرکس با نظر به حضور تاریخی انقلاب اسلامی خود را و جایگاه تاریخی خود را مدّ نظر قرار دهد. موفق باشید
بسم الله. در بحث اخیر در موضوع هوش مصنوعی: اولا از جهان صحبت میکنیم. باید جهان و حضور در جهان و عالم داشتن را درک کنیم. یعنی کسی که درکی از جهان بودن خویش ندارد شاید جهانگونه با هوش مصنوعی برخورد نکند. مطلب بعدی اینکه چگونه میتوان جهانگونه اندیشید و آن طور که بحث شد چطور باید بحث هوش مصنوعی را دنبال کرد که از آن جهان او نشد؟ گویا به زبانی برای درک جهان خویش در عین داشتن جهان تکنیک نیاز داریم. خوب بنده و رفقایمان در مسائل فنی و تکنیک مشغول هستیم و در محافل گوناگون در پیشبرد اهداف ساخت و تولید ادوات تکنیک با هوش مصنوعی درگیر هستیم اما این درک که نیست_البته احساس بنده این است_ منظورم جهانگونه ایستادن. نگرانی بنده این است که شاید اگر این درک نباشد دچار روزمرگی بشویم و در نهایت فرهنگ مقاومت تبدیل به شعار بشود و نشود دیگر به معنای قرانی و اسلامی آن ادامه داد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23667 تأکید بر توجه به سنتهای الهی، اولین شرط است تا در مواجهه با رهنمودهای هوش مصنوعی آنها را با توجه به جهانی که با نظر به سنتهای الهی مدّ نظر داریم؛ مقایسه کنیم. شاید مباحثی که تحت عنوان «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهان سنت با جهان ساختگی رسانه در این بعثت تاریخی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B3%D9%86%D8%AA&tab=sounds مطرح شده، در این مورد راهگشا باشد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده; استاد بزرگوار بنده از شما سوال داشتم. میشه بیشتر این کلام که در غررالحکم و دررالکلم هست شرحش بدین؟ «سَلُوا القُلوبَ عَنِ المَوَدّات فَإنَّها شَواهِدُ لاتَقبَلِ الرُّشا»
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای مولایمان امام المتقین «علیهالسلام» که بنا دارند لااقل ما به خودمان دروغ نگوییم و در مورد دوستها به قلبمان رجوع کنیم که آیا حقیقتاً در آن نوع دوستی صادق است یا نه. زیرا قلب را نمیتوان با رشوهدادنها به آن فریب داد و آن را در آن گمان انداخت که چیزی مانند دنیا و اهل دنیا که شأن دوستی و دوستداشتن ندارند را دوست بدارد. به گفته آقای دکتر رضا داوری در کتاب «فلسفه، ایدئولوژی و دروغ» میفرمایند: دروغهایی که ما معمولا میگوییم به دیگران است و نه به خود، آیا به خود و به چشم و گوش و… خود هم دروغ میگوییم؟ ولی درآن حال این قلب است که متوجه میشود داریم به خودمان دروغ میگوییم. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: حاج آقا عقلانیت دین را چگونه میتوان شناخت؟ ما انسان ها یک عقلانیتی میشناسیم که به صورت مدون در منطق و فلسفه آن را پی میگیریم. و حال آنکه عقلانیت ما شده، تنها منطق علت و معلول؛ اما عقلاینت دین، عقلانیتیست که در آن امید منطقی دارد، توبه منطقی دارد. بعنوان مثال ما اگر شرایط تحقق امری را ترتیب نداده باشیم، انتظار محقق شدنش را بی خردی و بی عقلی میدانیم؛ اگر در رانندگی احتیاط نکرده باشیم، انتظار سانحه یک انتظار دور از واقعیت نیست. اما دین جایی میفرماید اگر توبه کردید مانند اینست که گناهی نکردید، یا میفرماید همه چیز حساب کتاب و علت معلول دارد و از این خارج نمیشود، یا میفرماید اگر کم گذاشتید و اسراف کردید از رحمت الهی نا امید نشوید. خلاصه آنکه این عقلانیت دینی چطور حاصل می شود؟ الان بده میخواهم تصمیمی بگیرم لکن وقتی به شرایط موجود نگاه میکنم شدنی نیست و نمیدانم جای امید بعنوان یک دستگاه که بشود روی آن حساب کرد، کجاست و آیا من میتوانم روی آن حساب بکنم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت عقل دینی، حکایت مهمی است از آنجایی که در وصف آن فرمودند: «ما عُبد به الرّحمن» تا آنجایی که فرمودند: «علی العاقل أن یکون عارفاً بزمانه» و مسلّم، عقلانیتِ دینی اولاً: درک معنای بندگی میباشد؛ که در جواب سؤال شمارۀ 42277 اشارهای بدان شد و ثانیاً: درک زمانه است تا بیابیم تنها اشارات دین الهی توان جوابگویی به نیازهای بشر این زمانه را دارد. چه اندازه جای تأسف است که ما در مواجهه با نیازهای بشر امروز، جز از طریق قرآن و روایت، موضوعاتی را به میان آوریم که باز بر سرگردانیِ این بشر بیفزائیم. و چه اندازه جای تأسف است که قرآنی را با این بشر در میان بگذاریم که حکایت دیروزین این بشر میباشد و نه حکایت امروزین و فردای آن. خداوند علامۀ طباطبایی را رحمت کند که چه خوب متوجۀ نیاز بشر امروز شدند و از آن طریق، قرآن را با او در میان گذاشتند. موفق باشید
سلام علیکم: استاد فردی هست که فال قرآنی میگیره و یه چیزهابی از آینده طرف میگه بعد میگه که من از کلمات قرآن این چیزها رو میبینم و میگم حالا ابن طور فال درست هست یا نه و میشه نظر تون رو مختصر درباره فال حافظ بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این موارد اعتماد کرد. و عموماً این نوع پیشبینیها در کلّیت خود ما را از زندگی و فعالیتهای آن محروم میکند. موفق باشید
سلامی به گرمی محبت: دلم میسوزه که ما بعنوان یک ملت کم با هم درباره اختلاف نظرات صحبت میکنیم هرچند قرار نیست اختلافات بینمان با گفتگوهایی حل شوند که از دو سوی یک جوی و در کمال جدایی و درک نکردن ها صورت گیرد. که گاهی آنطرف جوی نمیرویم و کمی قدم نمیزنیم که کفش یکدیگر را نمیپوشیم و قضاوت میکنیم که عمیق ترین زندگی یعنی یگانگی ذیل محبت را بی دلیل رد میکنیم. در حالی که با دشمنی روبروییم که از پس کل کره زمین بر آمده و هر تمدن و روحی را شکست داده و حال ما باید بدانیم که او پیچیده و به تمام نقاط ضعف های مردمان آگاه و از همه ترفند ها استفاده میکند. موضوع صرفا بحث سر مذاکره کردن یا جنگ نظامی که امری گذراست نیست بلکه اصل فکر نکردن به این جداییهاست. هرچند با گفتن اینکه این مذاکره موضوعش تفاهم با دشمن نیست و در واقع ترفندی برای استقرار پیروزیهاییست که آن پیروزیها نیز صرفا نظامی نبوده بلکه مجاهدت ها و ذره ذره خون های مظلومان و جنگ های نرم توسط سربازان گمنام و مظلوم و صبر بر همه اینها و در سیطره سنت و امر پروردگارمان صورت گرفته. کسی این حرف ها را میزند که هزاران ساعت گفتگو را با مخالفان خود داشته و از کودکی هرگز توسط هیچ کسی درک نشده اما هیچ گاه دست از این عشق میان انسانها نکشیده و عمیق به این موضوع اندیشیده. قرار نیست که با قلدری در زمان زور داشتن بر کسی پیروز شویم مخصوصا اگر آن کسان همراهان راهی باشند که درش براه افتادیم و قرار نیست گول دشمن را خوریم یا قرار نیست مدت کوتاهی را با هم مدارا کنیم و در میادین زندگی تاریخیمان رشد نکرده باشیم. هرچه پیش آید درواقع میدانیست برای امتحان و امتحان میدانیست برای پرورش ما و پرورش ما همان اصل دین است و بخدا قسم دین و حقیقت ارثیه ما نیست و نه تحت کنترل یا اراده های نفسانیمان بلکه راهی است برای تسلیم تا رشد و در نهایت تغییر. اگر غیر این بود خدا همان روز اول دشمنان را نابود میکرد. چقدر عمیق قلب دوست دارد تا زندگی کند و زندگی به خدا قسم یعنی ادراک یکدیگر هرچند آن ادراک فضولی کردن یا دخول به قلب دیگری برای تجاوز و تحقیر نیست ولی بهشت هایی ایست که مهمان کوتاهشان میشویم و باید ادامه یابد. مردم دو نوعند عده ای تنها که پذیرفتند بی کس باشند و عده ای که به هر خیانتی از دیگران تن بدهند و با سیاست رابطه های میان انسانی را شکل دهند ولی ما غیر از این دو گونه ایم ما هم به تنهایی معنوی هر انسانی معتقدیم و هم به ارتباط میان انسانی که در عین محبت و احترام و یگانگی انسانی است. اگر این محقق شود دیگر هیچ فرزندی بد نمیشود هیچ والد و همسری بد نمیشود و تمام جرایم از زندگی محو خواهند شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما از طریق اسلام عزیز، تاریخی را شروع کردهایم تا در میدان «تقوا» رشد کنیم. در میدان «تقوا»، تقوایی که به حکم: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا» زمینۀ هرچه نزدیکیِ خداوند به انسان میشود تا مرز معیّت خدا با انسان و احساسی متعالی که در این معیّت سراغ انسان میآید و در چنین شرایطی یاران انقلاب و یاران رهبری سخت باید مواظب تقوای خود باشند و از هر سخنی که این تقوای عزیز را در ما ضعیف کند، پرهیز نماییم. موفق باشید
استاد گرانقدرم: حرفهایم را شنیدی پس مرادی داشتی/ عیبهایم را ندیدی پس مرادی داشتی/ تا که دیدی شانهام از بار غم سنگین شده/ از پس کوهی رسیدی پس مرادی داشتی/ از میان شرق و غرب عالم هستی چرا/ خانهی ما را گزیدی؟ پس مرادی داشتی/ لالهی سرخ و سفید آیا برای مردن است؟/ روی زیبا آفریدی پس مرادی داشتی/ آب حیوانم شدی من باقیم هرچند که/ از نظرگاهم پریدی پس مرادی داشتی/ آمدی از عرش ای سمیرغ، ای نور امید/ در هجوم نا امیدی پس مرادی داشتی/ از خموشی با تو هستم نور دل، تا های و هوی/ در دلم خوش آرمیدی پس مرادی داشتی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت ارتباط ها، حکایت انسانهایی است که در جهان همدیگر خود را وسعت میدهند و هرکدام گویا دیگری هستند به صورتی نو، و زندگی در همین روح های نو به نو وسعت می یابد و زنده می گردد. مگر میشود ما جدای از همدیگر تنفس کنیم؟ در حالیکه با تنفس دیگری، احساس تنفس به ما برمی گردد مگر کسانی که تخم کینه و تنفر می پراکنند و گمان می کنند همه باید مانند آنان فکر کنند و در تلاشند حرکات افراد را تا آنجا که ممکن است بد تعبیر کنند. که این قصۀ امثال من و شماها نیست. موفق باشید
سلام وقت بخیر. من یه سوال دارم در حقیقت کمک میخوام اما نمیدونم به چه کسی رجوع کنم. اگر بخوام ساده و روان بگم من خانم هستم از گناه از خطا از راه اشتباه به معنای واقعی خسته شدم.دلم میخواد باقی عمرم رو به درست زندگی کنم اما معلم ندارم.وقتی درباره علمای بزرگی مثل آیت الله قاضی ،آیت الله بهجت اینجور اشخاص بزرگ مطالعه میکنم حسرت میخورم و آرزو میکنم ای کاش من هم میتونستم به همچین جایگاهی برسم ،عاشق شهادتم اما به خودم و اعمالم که نگاه میکنم میبینم فاصله این دو بین زمین تا آسمونه💔دور و بر من حتی یک نفر نیست که بخواد من رو به خدا نزدیک بکنه، خودم تنها نمیتونم ایمانم ضعیفه راه و رسم درستش رو بلد نیستم قطعا و صد درصد به یک راهنما احتیاج دارم ولی نمیدونم کجا به دنبالش بگردم😭 ،مدام رو خودم کار کنم که انسان درستی بشم ولی تلاشم فایده نداره،از سردرگمی خسته شدم خواهش میکنم یه راهی جلوی پای من بذارید دیگه بریدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت ارتباط ها، حکایت انسانهایی است که در جهان همدیگر خود را وسعت میدهند و هرکدام گویا دیگری هستند به صورتی نو، و زندگی در همین روح های نو به نو وسعت می یابد و زنده می گردد. مگر میشود ما جدای از همدیگر تنفس کنیم؟ در حالیکه با تنفس دیگری، احساس تنفس به ما برمی گردد مگر کسانی که تخم کینه و تنفر می پراکنند و گمان می کنند همه باید مانند آنان فکر کنند و در تلاشند حرکات افراد را تا آنجا که ممکن است بد تعبیر کنند. که این قصۀ امثال من و شماها نیست. موفق باشید
سلام استاد محترم وقت شما بخیر راه مدد گرفتن از ملائکهی مقرب الهی چیست؟ اصلا چرا باید از ملائکه کمک بگیریم در حالیکه ائمه و اولیا هستند؟ و از کجا باید پی ببریم که از چه کسی یاری و مدد بگیریم؟ از انبیا؟ اولیا؟ کدام معصوم؟ کدام شهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر شریعت الهی مسیری است که خداوندبرای مدد به اهل ایمان، واسطه هایی قرار داده است که همان فرشتگان باشند تا آنجایی که حتی برای وحی الهی، این فرشتۀ مقرب الهی یعنی جناب جبرائیل در میان است. با همۀ این حرفها، مددگرفتن از اولیای الهی که راه بسیار ارزشمندی می باشد، منجر میشود تا فرشتگان از مسیر آن عزیزان به کمک آیند. موفق باشید
سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده مقام معظم رهبری در پیام اخیرشان فرمودند((:امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین میداند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان میداند.)) به راحتی قابل درک است که قطعا عنایت امام زمان شامل ایشان شده است که این مطلب بسیار حکیمانه را بیان کردند . از حضرتعالی درخواست دارم علاوه بر شرح این مطلب نورانی بیان بفرمایبد رهبر معظم انقلاب با بیان این مطلب چه نکات مهمی را خواستند متذکر بشوند با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در سلسله اشارات « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor تأکید شده است ایران، به عنوان یک تمدن در عین جهانی بودن، هویت قدسی دارد و این، راز این سخن مقام معظم رهبری می باشد که فرمودند: «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین میداند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان میداند.» و باید حقیقتاً به این نکتۀ مهم فکر کرد که چرا فرمودند: «قدرت اوّل جهان میداند» از آن جهت که اولاً انقلاب اسلامی هویت جهانی را برای مردم ایران و ایران بزرگ به میان آورده است. ثانیاً: به عالی ترین مطلوب بشر جدید که سخت به دنبال هویت قدسی خود می باشد؛ جواب داده است و خدا می داند هر آن کس این زمانه و این تاریخ و این بشر را بشناسد یقین دارد که ایران آری! قدرت اول جهان خواهد بود. از آن جهت که میدانیم بشر جدید با بحران هویتی که بدان گرفتار شده است، هیچ گریزگاهی در تمدن مدرن برای خود نیافت و همچنان سایۀ سنگین و سیاه نیهیلیسم او را آزار میدهد و یا به دنبال نابودی و خودکشی می باشد و یا برای رهایی خود، تنها و تنها این نظام اسلامی ایران است که در افق تاریخی اش ظاهر شده است و امید بزرگی را در او ایجاد کرده. از خداوند تقاضامندیم ما را متوجۀ این آینده که رهبر معظم انقلاب بدان تذکر داده اند باشیم و در وسعتی که شأن چنین حضور تاریخی است، خود را وسعت دهیم و همدیگر را تحمّل کنیم و راز تأکید ایشان بر انسجام و عدم اختلاف در بین خود را «فهم» نماییم. موفق باشید
