بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7740
متن پرسش
سلام علیکم استاد شخصی میگوید نمیشود عین وجود , وجودش از خودش باشد . میگویم به چه دلیل ؟ میگوید به همان دلیل که عین شوری , شوری اش به خواست خداست . میگوید در نهایت آتش و آب و نمک به وجود محض یعنی خدا ختم میشود . و میگوید برای من سوال است که بالاخره عین وجود وجودش را از جایی گرفته باشد . میگویم بابا عین وجود یعنی عین هستی . یعنی کسی که تمام وجود ها و هستی ها به او هست . قانع نمیشود . حال من از کتاب برهان تا عرفان بخش "خداوند وجود اشیا را میدهد نه خاصیت آنها را "دوباره خواندم . دنبال قاعده دو تسلسل هم گشتم ولی مشکل ام حل نشد . مشکل این دوست ما این است که بین مفاهیم خلط ایجاد میکند . بین نمک (شوری محض) و خدا ( وجود محض) رابطه برقرار کرده است . و میگوید اگر نمک عین شوری هم باشد باز هم به خدا ختم میشود . و خدا به چه کسی ختم میشود ؟ من خودم هم گیج شدم . میشود یک راهنمایی بکنید . با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری نمک در عین آن‌که عین شوری است و شوری‌اش از خودش است، ولی وجودش به خدا ختم می‌شود که عین وجود است. ولی خدایی که عین وجود است که نمی‌شود وجودش به وجود دیگری ختم شود. موفق باشید
5500
متن پرسش
سلام من از طریق یکی از دوستان دانشجویم در اصفهان با شما اشنا شده ام. نمی دانم پاسخ به این سوال را در حوزه تخصص خود میدانید یا نه؟ ولی اگر نظری در این رابطه دارید ممنون می شنوم آن را بشنوم. سوال این است که تعریف یک جامعه دینی چیست؟ البته با حدی که با مطالعات همفکرانتان ( نظیر مرتضی آوینی ) دمخور بوده ام که تصدیق می کنم که معمولا پدیده ها زمانی مورد پژوهش قرار می گیرند و واجد تعریف علمی می شوند که فقدان آن حس شود. و به همین دلیل هم هست که در دوران پسامیتی در یونان، دوران میتولوژی آغاز شد و دانشمندان در باره اوصاف میت ها به سخن پرداختند. ولی با وجود همه اینها می خواستم بدانم که شما چه جامعه ای را « جامعه دینی » می خوانید؟ و طبیعتا شئون و احکام و رفتارهای خود و دیگران را با آن تنظیم می کنید؟ چون بالاخره زندگی در جامعه دینی و جامعه غیر دینی چه از حیث حلال و حرام، و چه از حیث رفتارها و نحوه تدبیر امور زندگی تفاوت هایی هست. به عنوان مثال مسئله موضع گیری ها و یا چشم پوشی از خطاها ، مسئله کالاها و غذاها، مسئله هنجارهای رفتاری و مسئله زندگی نیمه شخصی ، واکنش های متفاوتی را در جامعه دینی و جامعه غیر دینی دارد. مشخصا می خواهم مسئله امر به معروف و نهی از منکر و همچنین مسئله تمدن اسلامی را ذیل سوال ابتدایی ام پاسخ دهید. اگر یک مسلمان در شهر پاریس و در خیابان شانزه لیزه قدم بزند و یک ناهجاری اخلاقی را در خیابان مشاهده کند، اولا طبق شرع موظف به تذکر است؟ حتی با علم به تاثیر؟ دوما با علم به تاثیر هم آیا در کل 1.5 میلیارد ، حتی یک نفر پیدا می شود که مبادرت به چنین کاری بورزد؟ اگر یک مسلمان در شهر لوس آنجلس زندگی کند آیا به فکر ایجاد یک تمدن اسلامی که در آن شئون مختلف یک جامعه منادی توحید و معنویت هستند، می افتد؟ حالا تالی سوال ابتدایی من این است که آیا در جامه ما اساسا امر به معروف به خاطر عدم تاثیر تعطیل است؟ یا به خاطر این است که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه دینی معنا دارد و ما در ایران جامعه دینی نداریم؟ آیا با فتوای بزرگان حوزه علمیه و در راس آن ها مراجع تقلید، مبنی بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر در وضعیت فعلی جامعه ایران، تغییری در ماهیت غیر دینی جامعه ایحاد می شود؟ یعنی حکم فقیه در جوهر جامعه غیر دینی اثر می گذارد و آن را دینی می کند؟ که به تبع آن امر به معروف و نهی از منکر در ان معنا یابد؟ همینطور است مسئله تمدن اسلامی، که ما وقتی ضرورت اولیه پیدایش تمدن اسلامی یعنی طلب آن را نداریم، آیا می توان با دستور ولی فقیه و ایجاد کارگروه و سازمان به بنیان آن مبادرت ورزید؟ آیا مسئله تمدن سازی یک مسئله حکومتی است؟ اصلا حکومت ها عقلا می توانند تمدن « بسازند » ؟ آیا موسسات و هزاران متفلسف پخش شده در سرتاسر این مملکت، تاثیری به اندازه بال یک مگس روی توده ها داشته اند؟ اگر اینطور نیست( که من فکر می کنم نیست و اصلا نمی تواند اینطور باشد که از بالا مثل سلسله مراتب، معارف به قلب توده ها منتقل شود) پس واقعا طرح مسئله تمدن اسلامی در جامعه غیر دینی ما چه وجهی دارد؟ حتی مردمی که ظاهر مذهبی دارند و به ظواهر دین پایبند هستند، بسیار بسیار در اقلیت هستند چه برسد به مردمی که به فقر خود اعتراف داشته باشند و هر لحظه شان را مدیون و منتظر افاضه فیض واسطه فیض باشند. یک سوال دیگر هم داشتم. آن هم این که چرا نخبگان نزدیک به طیف به اصطلاح انقلابی برخوردی دوگانه با مردم دارند؟ ( البته منکر برخورد دوگانه رفرمیست ها با مردم نیستم.) به عنوان مثال جناب وحید یامین پور، همصدا با دیگر دوستانشان در قبل از انتخابات، کلی از دلبستگی مردم به انقلاب حرف می زدند و کلی نوشابه برای فهم مردم باز می کردند، ولی به محض شکست سیاسی سعی در معیشتی دانستن رای مردم به آقای روحانی داشتند. بحث این نیست که آرای آقای روحانی معیشتی نیست. ولی به نطرم همه در ایران، ( چه رفرمیست، چه محافظه کار چه حزب اللهی و انقلابی) مردم را زمانی فهیم می دانند که به آن ها اقبال می کنند و زمانی که مردم به آن ها پاسخ منفی می دهند ، مردم را شکم پرست و آرایشان را شکمی می خوانند. یکی می گوید سیب زمینی یکی میگوید درد معیشت. من خودم با این مردم ( که اتفاقا خودم جزوشان هستم) رودربایستی ندارم و نوشابه برایشان باز نمی کنم. ولی از افرادی که گاهی سطح مردم ایران را تا سطح قوم برتر اسلام، بالا می برند و ادعا می کنند که مردم غیور و انقلابی ما برای شکم از انقلاب دل نمی کنند، بعید است که رای 18 میلیون آدم را ( که اتفاقا من هم اعتقاد دارم خیلی به انقلاب دلبستگی ندارند) شکمی بخوانند؟ نظر شما چیست؟ با تشکر شاگرد تازه شما محمد تنکابنی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه بنده به موضوعات و حوادث اجتماعی حالت طیفی دارد بدین معنی که یک روح را در نظر می‌گیرم و اندازه‌ی افراد یا اجتماع را در نسبتی که با آن روح دارند بررسی می‌کنم بدین لحاظ جامعه‌ی دینی از نظر بنده جامعه‌ای است که اساس و معنی خود را در رجوع به خدا می‌داند ولی با تعریف‌های مختلف. یکی هیچ تضادی بین جامعه‌‌ی غرب زده و جامعه‌ی دینی نمی‌بیند و دیگری هیچ تناسبی بین جامعه‌ی دینی و غرب‌زدگی نمی‌یابد. از نظر بنده هر دوی این نگاه ها در جامعه‌ی دینی جای می‌گیرند زیرا آن اولی نمی‌داند که مبنای تفکّر غربی با زندگی دینی متفاوت است؛ گمان می‌کند می‌تواند با ظاهر زندگی غربی به باطنی الهی نظر کند. همین‌طور که اکثر مردم آمریکا خود را جامعه‌ی دینی می‌دانند و آن‌چه بر روی اسکناسشان نوشته‌ که «خدا حافظ ما است» را قبول دارند. این که در یک جامعه‌ باید به رویکرد‌های کلی آن جامعه و نقطه‌های آرمانی آن جامعه نظر کرد و مطابق آن بستر را فراهم کرد تا همه‌ی آن‌هایی که معنای خود را رجوع به خدا می‌دانند احساس کنند یک نوع آشنایی با آن جامعه دارند و اگر احساس برای تحقق و به فعلیت رساندن «ما بالقوه‌« هایش باید امر به معروف کرد، امر به معروف هم می‌کند. مشکل آن است که هنوز نتوانسته‌ایم نسبت جامعه‌ای که به دنبال آن هستیم را با تمدّن غربی روشن کنیم و تا از این بحران خارج نشویم ـ‌که معتقدم به خوبی خارج می‌شویم‌ـ بسیاری از سوالات شما بی‌جواب می‌ماند و امر به معروف گم می‌شود چون نمی‌دانیم معروف ما که همان جامعه‌ی آرمانی ماست چه خصوصیاتی دارد ، در این راستا معنای تمدّن اسلامی ظهور نمی‌کند که دست و دل‌ها به سوی آن حرکت کند. تأکید بنده آن است که اگر جامعه‌ی اسلامی را یک طیف از انسان‌ها بدانید،‌تنها نظرتان به پایین طیف نمی‌افتد تا از حضور در تمدن اسلامی که با عبور از غرب ظهور می‌کند مأیوس شوید. آیا باورتان می‌آمد چنین شهدایی و چنین مادران شهدایی از طیف این مردم ظهور کنند؟ اجازه ‌بدهید تنها با طرح موضوع این مطلب را تمام کنم و از نقش عقل در ساختن تمدن سخن نگویم و در راستای طیفی‌دیدنِ مردم با آقای یامین پور همدلی کنیم تا نه نسبت به ظهور جنبه‌ی معیشتی مردم در رأی به آقای روحانی چشم بر هم گذاریم و نه وجوه دیگری که جنبه‌هایی از عقلانیت داشت در این انتخابات و انتخاب آقای روحانی نادیده گرفته‌ شود. مگر نه آن است که انسان‌ها در معرض الهام بین فجور و تقوی هستند و اگر شرایط الهام تقوی فراهم باشد در این وجه رشد می‌کنند و بالعکس؟ چرا مثل حضرت روح‌الله بیشتر جنبه‌ی الهام به تقوی را پیشه نکنیم و ببینیم و بگوییم مردم ما فهیم و ایثار‌گرند و در ضمن اگر در بعضی زمان‌ها از بعضی جهات نظر به جنبه‌ی فجورشان کردند آن را به سبک لیبرالیستی تأیید نکنیم. با این که سوالات زیادی هست که باید جواب دهم همین‌جا عرایضم را تمام می‌کنم. موفق باشید
18236

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به علوم و رشته های علمی متنوع امروزی که ضعف مسلمین در بسیاری از آنها باعث ضعف آنها در برابر مستکبرین شده است، می خواستم بدانم: 1. آیا دین اسلام در مورد علوم غیر علیا تأکیدی داشته است همانطور که این قدر بر علوم عقلی و توحیدی سفارش کرده است؟ 2. آیا سیر الی الله برای کسی که مثلاً در رشته ی مهندسی نساجی دارای بالاترین مراتب علمی است با کسی که در فلسفه و حکمت اسلامی در درجه بالایی است متفاوت است؟ یعنی دومی به معارف و مقاماتی می رسد که اولی یا آنها را درک نمی کند یا خیلی دیرتر به آنها خواهد رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جامعه‌ی اسلامی وظیفه دارد که نیازهای خود را بر اساس عقل و تدبیر دنبال کند و این یک موضوع اساسی هر جامعه‌ای است که می‌خواهد در امور دینی نیز موفق باشد 2- سیر إلی اللّه بستگی به نیت انسان‌ها دارد در هر شغل و منصبی که باشند می‌ماند که برای این کار معارفی لازم است که کسب آن معارف برای هرکس که بخواهد میسر می‌باشد. موفق باشید

15377
متن پرسش
سلام استاد: راجع به متن زیر نظرتان را بفرمایید: بسمه تعالی: به دو کوهه نرفتیم و از کنار او گذشتیم اما این قلبم بود که آنجا حضور داشت و حسرت عدم حضور، اشکم را جاری کرد ولی در عوض، به لطف خداوند به شوش برای زیارت حضرت دانیال رفتیم. این شهر، و علی‌الخصوص مرقد حضرت دانیال چه حضوری برای دل مؤمنین دارد! مستیِ عجیبی در این شهر به انسان دست می‌دهد، به‌واقع در محضر دانیال بودن دل را به شعفی مملو از حیرت مي‌اندازد. گفتنی نیست حالِ این دیار؛ بل، دیدنی‌ست، آن هم نه دیدنی از جنس دیدن عالم ماده که جز مشهورات و عادات، چیزی به چشم نمی‌آید؛ بلکه شهود و حضوری خاص که در تماشاگه راز، به قلب آدمی حاضر می‌شود و انسان را پله‌ای فراتر از این عادات می‌نشاند. بی‌دلیل نبود که استاد طاهرزاده إسرار به حضور در این مضجعِ شریف داشتند زیرا عظمت این مکان مقدس، انسان را به مقام مستانگی می‌رساند. آری! بی‌حساب نیست که حضرت علی«علیه‌السلام» فرمودند: «زیارت برادرم دانیال به منزله‌ی زیارت من است». واقعا هيبتِ حضرت امیر«علیه‌السلام» در حضرت دانیال نبیّ، ظاهر و حاضر است. استاد می‌فرمودند یکی از عرفا چند بار سعی کرد قبر حضرت دانیال را زیارت کند ولی هیبت حضرت اجازه نمی‌داد تا این‌که سینه‌خیز به محضر ایشان رفت. واقعا جز حضور و ظهور جناب مولا امیر«علیه‌السلام»، چه کس این گونه می تواند حس تواضع را حتی در عارفی که اهلِ چشمِ باطن است، احیا کند و او را خاک‌نشینِ کوی خود کند. اگر بخواهم از تجربه‌ی وضع خود در ین دیار چیزی بگویم به محض حضور به محضر حضرتشان چنان بشّاشيتي سراپای وجودم را گرفت که انگار قلب، تاب تحمل آن را نداشت و شعفِ این حضور، دل را به رقص، در سماءِ آقا علی«عليه‌السلام» آورده بود، و ناخودآگاه فریاد شادی سر دادم. اما غصه‌ام این است که هرچه بگویم هیچ نگفته‌ام جز این‌که حجابی بر حضور نورانی آن اضافه کنم. چه درست گفت شمس تبریزی که.../ من ناتوان ز گفتن و خلق از شنیدنش. چاره ای نمی‌دانم جز اینکه هرکه دريافت حال و هوا و شور و شعف آن بلند مرتبه را خواستارست بايد به آن محل شریف مشرف شود تا درك آن مقام كند. و چه حیف است که کاروان های راهیان نور سلوکِ شهدائی‌شان را با زیارت مرقد مطهر حضرت دانیال کامل و منور نمی‌کنند! چرا که قطعاً رزمندگان اسلام و شهدای عزیزمان به واسطه‌ی ایشان نيز به محضر امیرالمومنین (ع) حاضر و آن سلوک معنوی را که باید تجربه می‌کردند، تجربه‌ کردند تا «نجفی» دیگر را رقم زده باشند و از دُرستان‌شان، دُرّی و از تاكستان‌شان ياقوتِ انگوری، طلب کرده باشند. به اميد روزي كه با ظرفيتي هرچه عظيم‌تر شراب‌نوشِ حضرت دانیال نبیّ شويم و رقص مستانگی کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زیارت حضرت دانیال نبی، نوعی از زندگی معنوی در مقابل انسان گشوده می‌شود. لذا اگر سالک بتواند با استمرار در زیارت آن حضرت، آن نوع زندگی را کشف کند و در مشرب آن حضرت، بُعدی غفلت‌شده از سلوک را بیابد؛ در قیامت که شدیداً به آن نحوه حضور نیاز دارد، به دنبال چنین گمشده‌ای نمی‌گردد. باید مدتی مقیم آن بارگاه شد تا آرام‌آرام، راه گشوده شود و بتوان ذیل نور علی«علیه‌السلام» از چشمه‌ای که حضرت دانیال نبیّ نوشیده‌اند، نوشید. خود آن حضرت راهنما خواهند بود. دست ما را خواهند گرفت و به آن چشمه متصل‌مان می‌کنند. ما که یک‌مرتبه نمی‌توانیم به همه‌ی ابعاد مولایمان امام الموحدین«علیه‌السلام» نزدیک شویم، شاید از این طریقه‌ها بشود آن‌چه باید بشود. موفق باشید

13914

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ارادت: استاد ارجمند من طلبه در رشته مشاوره در مقطع ارشد هستم. یکی از اساتیدم که دکترای روانشناسی دارد تاکید دارد که اهل البیت فرموده اند: «علینا القاالاصول و علیکم التفریع» لذا روانشناسان غربی تفریع را بهتر از ما انجام داده اند، لذا باید برای درمان اختلالات روحی مانند وسواس و افسردگی کتابهای آنها را در موسسات آموزش عالی خواند. ایشان و برخی از اساتیدم تاکید دارند استاد اخلاقی که این علوم غربی را نخوانده اند نباید اختلاتات روحی مانند وسواس و افسردگی و... را درمان کنند. برای درمان وسواس کتابهای غربی را توصیه می کنند. اساتیدم می گویند ما ساختار درمان را از غربی ها باید بگیریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب‌ سؤال‌های شماره‌ی 13898 و 13900 شده است. خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

13454

عین ثابته‌بازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت اساتید بزرگوار: در مورد علم حق بنظر می رسد که علم الهی قدیم و عین ذات اوست پس معلول حق تعالی و حادث نیست که خداوند خود علم خود را ایجاد کند و معلومات و اعیان ثابته نیز همین حکم را دارد... و عین ذات حق تعالی هستند در مرتبه ذات و این اعیان هر کدام اقتضای خاصی برای ظهور را در متن خود دارا هستند یعنی در متن عین ثابت فلان شخص هست که باید در فلان مکان و زمان و حتی فلان صفات اخلاقی و خانوادگی و مذهب و..... به دنیا بیاید و از آنجا که اعیان عین علم حق و عین ذات اویند این خدا نیست که اراده کرده فلانی در فلان شرایط به دنیا بیاید و با فلان خانواده باشد و .... بلکه خداوند تجلی کرده و لازمه تجلی ایجاد جهان کنونی بدین کیفیت است که مثلا آقای الف دارای فلان خانواده و شرایط زندگی باشد خداوند فقط به اعیان ظهور داد نه اینکه کیفیت حضور اعیان در متن خارج را هم تعیین کند چرا که اعیان در علم حق ذاتا اقتضای ظهور در یک شرایط خاص را داشتند. آیا مبنای بالا صحیح است؟ و آیا جبر نیست مبنای بالا چون اینطوری هر انسانی اقتضای داشتن یک سرنوشت خاص رو در عین ثابت خودش داره و جز اون ظهور پیدا نمیکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای خوبی است. فقط در نظر داشته باشید که همان عین ثابته‌ی انسان که برای خود در ابتدای امر، یک زندگی را انتخاب و اختیار کرده است، همچنان مختار است و هرلحظه می‌تواند انتخاب دیگری داشته باشد یا همان انتخاب را ادامه دهد. موفق باشید

13135
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: آیا منظور از روح القدس، مقام نور اهل بیت، اولین مخلوق، همان عقل یا روح است؟ چرا در بعضی از آیات مربوط به حیات زمینی خدا فرموده «تو و همسرت» و به صورت جزئی خطاب کرده در حالی که می فرمایید خطاب به مقام است؟ و آیا بهشت برزخ قوس نزول هم مثل بهشت برزخ قوس صعود جلوه ی قلب انسان است، یا جدای نفس انسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در این نوع آیات دو مقام مدّ نظر است: یک مقام مقامی است که آیه‌ی 11 و 12 و 13 سوره‌ی اعراف به آن نظر دارد که آن‌جا مقام جمعی است و بعد که از آن مقام هبوط کردند در مقامی قرار می‌گیرند که آیه‌ی 19 به بعد آن سوره متذکر آن است که تازه به آدم و همسرش می‌فرماید در بهشت قرار بگیرید و مواظب باشید شیطان شما را وسوسه نکند. در حالی‌که شیطان از آن مقام قدسی هبوط کرده، ولی حال در مقام پایین‌تر که مقام جنّت است با آدم و همسرش روبه‌رو شده است. که مفصل این بحث را در تبیین آیات فوق می‌توانید دنبال کنید. قوس نزول مابإزاء قوس صعود است برای انسان، منتها در قوس صعود انسان خود را همراه با انتخاب‌هایی که کرده است حس می‌کند. موفق باشید

13052
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: بده در یک مدرسه راهنمایی فعالیت می کنم. سؤالی رو که برای بنده پیش اومده به صورت خلاصه ازتون می پرسم: «جایگاه شهربازی های رایج در تربیت دینی» با توجه به اینکه شهربازی های رایج بر مبنای تخلیه هیجان و ایجاد هیجان کاذب و بعضاً در بازی هایی برای ایجاد توهم بنا شده اند؛ آیا برای دانش آموزانی که می خواهند در سیر تربیت دینی قرار بگیرند؛ این گونه اردوها مضر نیست؟! چه جایگزینی برای شهربازی می بایست در نظر گرفت؟ یا بهتر بپرسم آیا در آرمان شهر تمدن اسلامی، مشابهی برای شهر بازی های رایج که دائر مدار این نیاز باشد؛ وجود دارد؟ همین مباحث درباره «باغ وحش های درون شهری» برای بنده مطرح است! بنا بود انسان در سیر کمالی اش توجه و ارتباط با طبیعت داشته باشد؛ اما با ایجاد شهر به گونه رایج از طبیعت دور شد؛ به همین دلیل با آوردن حیوانات می خواهد این نیاز را پاسخ دهد؛ اما چه پاسخی...؟! معذرت از اطاله کلام! یا مهدی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پدیده‌هایی مثل شهر بازی و یا باغ وحش این‌ها از لوازم فرهنگ مدرنیته است که امروز نمی‌توانیم بیرون از آن زندگی کنیم، منتها می‌توانیم با خودآگاهیِ تاریخی لازم، جایگاه آن‌ها را بشناسیم و در عین نظر به افقی برتر در حدّ اضطرار نمی‌توان استفاده نکرد. موفق باشید

10463
متن پرسش
سلام علیکم: بنده با توجه به اینکه سیر معرفتی شما را دنبال می کنم اما هنوز بعضی سوالات برای بنده حل نشده است البته خدا را شکر می کنم که شیعه هستم، ائمه را خیلی دوست دارم خدا را، حجاب را، نماز را و... با وجود اینکه مانند سایرین از وضع خوبی برخوردار نیستم خیلی از خدا راضیم و اگر نارضایتی باشد از خودم ناراضیم. آیا این راضی به رضای خدا بودن نوعی ایستایی در زندگی نیست؟ با این وضع یکی از سوالاتی که برای یکی از دوستان پیش آمد و من نتوانستم جواب بدهم این بود که چرا شما می گویید شیعه حق است؟ با توجه به این که جمعیت زیادی اهل دین های دیگر هستند و یا مذهب سنی نسبت به شیعه جمعیت زیادی را در بر دارد؟ حال آیا این که پاسخ کاملی نتوانم به این سوالات بدهم این دلیل این است که بنده در اعتقادات ضعیف هستم با وجود اینکه اعمال واجب را حتی الامکان به جا می آورم حتی مستحبات را؟ و آیا اینها از قشر سوالاتی است که ممکن است در برزخ برای بنده پیش آید؟ لطفا پاسخ را فقط به ایمیل بنده ارسال کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- راضی‌بودن به رضای خدا به آن معنا است که متوجه ارزش الطاف الهی که به ما شده است باشیم و به این معنا نیست که بیکار باشیم و جهت کمال برتر، تلاش نکنیم 2- گاهی موضوعات برای خودمان حلّ است و متوجه می‌شویم با شیعه‌بودن به آنچه لازم است برسیم می‌رسیم و گاهی باید خود را آماده کنیم تا شبهاتی که برای دیگران پیش می‌آید را جواب بدهیم. حال اگر نتوانیم جواب شبهات دیگری را بدهیم به این معنا نیست که در عقاید خود مشکل داریم، بلکه بدون آن شبهات سیر خود را ادامه‌ داده‌اید. آری بقیه‌ی ادیان باید از خود بپرسند آیا واقعاً همه‌ی آنچه برای زندگی معنوی در دین خود جستجو می‌کنند کافی است؟ آیا دینی که برای خدا، پسری قائل است، راضی‌کننده است و یا به قول «یاسپرس» با هزار وصله‌پینه باید خود را قانع کنیم؟ و یا دینی که برای ادامه‌ی خود نظر به امام معصوم ندارد دین کامل و قانع‌کننده‌ای است؟ موفق باشید
9961
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی: بنده چند سال پیش با کتاب شرح مثنوی آقای کریم زمانی آشنا شدم و آن را کتاب قابل استفاده ای دانستم و حسن آن را در این دیدم که در شرح روح مثنوی را حفظ کرده هر چند که به قول شما برای ابتدای کار خوب است. بعد برای خریدن و استفاده از آن استخاره کردم میانه آمد بعد با یک فاصله زمانی مثلا یک ساله دوباره استخاره کردم میانه آمد بعد برای دفعه سوم و چهارم هم با فاصله زیاد استخاره کردم باز هم میانه آمد خیلی تعجب کردم که 4 استخاره با فاصله سه چهار ساله همه اش هم میانه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در این موارد هم باید استخاره کرد؟!! موفق باشید
8326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالى مدتى است نسبت به هدف هایم و اعتقاداتم سست شده ام و از نظر درسى و معنوى بى انگیزه ام.لطفا کمکم کنید؟؟؟متذکر شوم بنده حقیر طلبه هستم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم:سعی کنید با دقت در مفاهیم قرآن قلب را متذکر کنید که آینده‌ی یک طلبه آن است که این قرآن عزیز را به قلب خود و به مردم برساند و این نیاز دارد که در کسوت طلبگی نهایت تلاش را بکنید. موفق باشید
7313
متن پرسش
سلام علیکم اگر مقدور است شرحی در مورد این فراز دعای صباح بفرمائید که چگونه با قناعت رفع بدی میشود؟ َ أَدِّبِ اللَّهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنِّی بِأَزِمَّةِ الْقُنُوع‏
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از همه‌ی جهات قانع شد و انتظار نداشت تا بقیه به او احترام بگذارند و در نتیجه تکبر را فرو گذاشت، از بدخلقی نجات می‌یابد. موفق باشید
5827
متن پرسش
با عرض سلام وادب خدمت استاد بزرگوار...ازانجا که قصد برگزاری مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(ع)را در محرم امسال داریم میخواستم ازجنابعالی پیرامون مسئله ای راجع به سبک عزاداری محرم سوالی بپرسم...بین هیئتی ها درمسئله دراوردن لباس (لخت شدن) هنگام سینه زنی اختلاف نظر وجوددارد عده ای میگویند این کار وهن درعزاداری است عده ای میگویند این کار مناسب شاءن جلسه اهلبیت نیست ولی عده ای دیگر ان را درصورتی که نامحرم نبیند ویا جنبه گناه الود نداشته باشد خالی ازاشکال می دانندوعده ای نیز این کاررا خوب می دانند وبه این کارترغیب می کنند...به این عمل (لخت شدن)چیست؟...من الله توفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: وقتی اشکال شرعی ندارد نباید سخت‌گیری کرد، می‌ماند که فضای عزاداری و احساس حضور در محضر سیدالشهداء«علیه‌السلام» محفوظ بماند و جنبه‌ی خودنمایی در آن نباشد که در آن صورت شیطان به میان می‌آید و برکات عزاداری را از ما می‌رباید. موفق باشید
3983

آداب زیارتبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر به خاطر امکان پرسش سوالات امسال اربعین این توفیق ایجادشد که به زیارت عتبات عالیات بروم، یک روز کاظمین بودیم، دو روز در نجف و بعد از نجف پیاده به سمت کربلا رفتیم و بعد از سه روز، شب اربعین به کربلا رسیدیم... همه در حال استفاده کردن بودند و من نیز یک فرد مذهبی و علاقه مند به ائمه بودم. اما در آن سفر فهمیدم که این علاقه تنها یک ظاهر است. ظاهری که من علاقه به داشتنِ آن داشته ام و برای همین خود را محب آنها می دیدم. اما در باطن اینطور نبود. در حرم حضرت علی(ع) که آرزوی همه است زائر ایشان باشند، من رفتم و حال خوشی هم داشتم و وداع به قول معروف سوزناکی هم داشتیم، اما وقتی بعد از بازگشت از زیارت وداع اعلام کردند که دوباره می توانید به حرم بروید مثل سایرین در دلم شوق ایجاد نشد،انگار که همه آن زیارت های قبلی برای دل خوشی دل خودم بوده است، برای اینکه بگویم به خودم که زیارت خوبی داشته ام. و این اتفاق در کربلا بسیار بدتر بود. در کربلا با وجود شلوغی می شد در حرم جایی یافت و زیارت کرد. اما قلب من مرده بود. شب اول که برای زیارت ضریح در صف ایستاده بودم،با توسل به حضرت زهرا(س) انگار تفضلی شد اما در شبهای بعد و حتی بار دومی که برای زیارت ضریح رفتم، در مکانی که میگویند آدمها دلشان نرم می شود، کاملا احساس قساوت داشتم. هنگام بازگشت از کربلا تمامی همسفران ناراحت بودند که بر میگردند اما من از اینکه دوباره فرصتی باشد و به حرم بروم و دوباره زیارتم آنگونه باشد می ترسیدم. انگار تازه فهمیدم که درست است از نظر ظاهر با یک عده افراد هیئتی و مذهبی شبیه هستم، اما باطنم خیلی از این حرفها دور است اینکه فکر می کردم به ائمه(ع) علاقه دارم، اینطور نبود این صحبتها برای فردی مثل من سنگین است و دردناک، اما فقط می خواهم بدانم چه گناهی کرده ام که اینطور شده است. یعنی از اول هم خیال میکردم محب اهل بیت(ع) هستم و نبودم؟ من فرد معصومی مسلما نیستم، به احکام شرعی پایبندم اما گاهی خوراکم زیاد می شود یا نا خودآگاه ظن بد به مومن پیدا می کنم که با آن مبارزه می کنم و یا گاهی تنبلی و بد عهدی دارم، در حوزه اخلاق خیلی باید اصلاح شوم ولی نمی دانم چه گناهی کرده ام که این اتفاق رخ داده است، باید چکار کنم ؟ خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چرا فکر می‌کنید اگر بعد از زیارت شوق برگشت دوباره را در آن سفر ندارید آن را دلیل بر مرده‌بودن قلبتان می‌دانید در حالی‌که در دستورات دینی داریم «زُر فَانصَرِف، زیارت کن و برگرد» و زیاد نمانید تا قلب شما قسی نشود. هیچ جای ناراحتی و یأس نیست، سعی کنید با رشد فضائل اخلاقی در خودتان، توفیق بیشتری در زیارات بعدی پیدا کنید. موفق باشید
2668
متن پرسش
با سلام خدمت استاد با توجه به بیانات امام خامنه ای در جمع جوانان خراسان شمالی که در مورد تمدن شیعه صحبت فرمودند می خواستم بدانم اینکه شما در ابتدای مباحث فعالیتهای فرهنگی فرمودید هنوز شرایط طرح این افکار آماده نشده آیا منظورتان همین حرفهای رهبری بود؟ وآیا با طرح این مسائل توسط ایشان زمینه طرح این نوع فکر در جامعه را آماده می بینید؟ به نظر شما وظیفه دانشجو وطلبه در قبال این بیانات ایشان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین طور که ملاحظه کردید فرمودند: «بحث امروز ما آغاز یک بحث است.... انتظار داریم اهل فکر و نظر این کار را پیش ببرند» یعنی باید زمینه‌‌های این فکر را فراهم کرد. ابتدا فرمودند باید موضوع را آسیب‌شناسی کرد و علت‌های غفلت از پیشرفت حقیقی را پیدا نمود و روشن کردند مشکل اصلی تقلید از غرب است و تا حدّی در مورد باطن غرب صحبت کردند. به نظر بنده اگر از یک طرف بتوانیم غرب را درست بشناسیم و از طرف دیگر تمدن اسلامی را درست تصور کنیم و روشن کنیم در تمدن اسلامی ارتباط ما با عالم و آدم چگونه خواهد شد، توانسته‌ایم سخن مقام معظم رهبری را از به حاشیه‌رفتن نجات دهیم. موفق باشید
1772

پیامبر امیبازدید:

متن پرسش
باسم تعالی،سلام علیکم آیا امّی بودن پیامبر با مرتبه وجودی و عصمت ایشان تناقض ندارد؟و آیا امی بودن ، نقص و عدم کمال است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام امّی‌بودن رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» به این معنا است که علوم رسمیِ اعتباری زمان خود را پیش کسی درس نگرفته‌اند تا متهم شوند آنچه می‌دانند از کتاب‌های گذشته‌گان خوانده‌اند. و ندانستن علوم اعتباری نقص نیست چون حقیقتی در علوم اعتباری نیست تا انسان با ندانستن آن‌ها از حقیقتی محروم شود. موفق باشید
19471
متن پرسش
با سلام و تحیت خدمت استاد طاهرزاده: در خصوص انتخابات اخیر حقیر به این جمع بندی رسیده ام نمی دانم تا چه اندازه صحیح می باشد به هر حال نکاتی را به شرح ذیل جهت استحضار تقدیم می دارم: نکته اول: عرصه ای که در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری شاهد بودیم به نوعی عرصه ی جهاد کبیر بود. یعنی قشر عظیمی از مردم با تاکید بر گفتمان انقلاب اسلامی، از تفکر و فرهنگی که نئولیبرال ها در طی چندین سال در جامعه بسط داده بودند ، تبعیت نکردند و قریب به 16 میلیون نفر با هدف تغییر و عدم تبعیت از وضعیت موجود و مشهورات زمانه وارد عرصه ی جهاد کبیر شدند و حقیقتا این جماعت شایسته تکریم و پاسداشت هستند و نه توسری خور. نکته دوم : جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی با همه ضعف ها و کاستی هایی که داشت توانست در مدت زمان کوتاهی ساز و کاری مناسب برای مدیریت صحنه انتخابات برپا کند علی رغم اینکه به مطلوب خود دست نیافت ولی می توان ادعا نمود تاکنون جبهه ای متحدتر و منسجم تر از جمنا در جمهوری اسلامی ایران شکل نگرفته بود. اما صرف مانور سیاهی لشکر و میتینگ های انتخاباتی مراکز استان ها ، شرط کافی برای جذب آراء مردم نبود. لذا بیشترین توان جبهه نیروهای انقلاب اسلامی مصروف این امر شد و از تبلیغ چهره به چهره در مناطق شهری و روستایی غفلت شد. در خیلی از روستاهای آذربایجان شرقی نامزدی با نام حجت الاسلام رئیسی حتی به گوششان هم نخورده بود! شش ماه و یا یکسال مانده به انتخابات، نمی توان به نتایج مطلوب امیدوار بود. نکته سوم : یکی از مولفه های قدرت ساز در پیروزی انقلاب اسلامی مساجد بود . در حال حاضر صفوف اندک نمازهای جماعت مساجد و حضور کم رنگ بسیجیان و حزب اللهی ها در مساجد ، به یک معنا نشان دهنده میزان انقلابی گری جامعه ماست. وقتی یک نهاد اصیل و قدرت سازی همچون مسجد در هیچ یک از راهبرد های ما جایگاهی ندارد ، چگونه می توان ادعای بسط گفتمان انقلاب اسلامی در کف جامعه نمود ؟ اگر مساجد سنگر است پس چرا این مساجد که سنگرهای انقلاب اسلامی هستند اکنون خالی اند؟ نکته این است که مساجد خالی به درد انقلاب اسلامی نمی خورد و باید نسبت به این نکته توجه بیشتری می کردیم. نکته چهارم : جبهه مقابل جمنا از شیوه های مختلف جنگ روانی و ابزارهای آن به وفور بهره می برد. دورغ ، تهمت ، افترا و استهزاء رقبای انتخاباتی ، کف برنامه های تبلیغاتی این جماعت بود و توفیقات زاید الوصفی از این طریق عایدشان شد اگر چه پاره ای از موارد حزب اللهی ها نیز از این ترفندها استفاده می کردند اما طبق آموزه های دینی شما به هیچ وجه مجاز به استفاده از شیوه های غیراخلاقی رقیب نیستی اگر چه عدم استفاده از این شیوه ها ، شاید به نفع جبهه شما نباشد. روایتی از حضرت امیر المومنین (ع) که می‌فرمایند: «لَوْ لَا التُّقَى لَکُنْتُ أَدْهَى الْعَرَب‏»، اگر تقوا اجازه می‌داد، و اگر تقوا دست و پای علی را نبسته بود، مکارترین افراد عرب بودم. نکته پنجم : شاید قریب به 50 درصد کسانی که به روحانی رای دادند از همان ملت بصیر 22 بهمن ها هستند که حاصل ریزش های جبهه انقلاب اسلامی می باشند . به وفور افرادی را می شناسم که دلشان در اردوگاه انقلاب اسلامی است ولی رای خود را به نامزد جبهه انقلاب اسلامی ندادند. به نظر حقیر نباید تحلیل ها به سمتی برود که نشان دهد کسانی که به نامزد جبهه انقلاب اسلامی رای ندادند در مقابل نظام قرار دارند و یا کسانی هم که آراء خود را به نامزد مطلوب جمنا داده اند ، احساس سرخوردگی و یاس کنند که نتوانستند موثر واقع شوند. جبهه مقابل قوی نبود بلکه ما ضعیف عمل کردیم. محکوم کردن ملت به بی بصیرتی، دردی دوا نمی کند . نخبگان جامعه ما چه گلی بر سر خود زدند که عوام نیز آنها را همراهی کنند تا زمانی که قبول نکنیم بخش عمده ضعف های جبهه انقلاب اسلامی به نخبگان و خواص هم بر می گردد، نمیتوان ساز و کار و نقشه‌ی راه مناسب برای بازگرداندن شرایط مطلوب را طراحی و عملیاتی کرد. نکته آخر : وقتی هیچ تصور و مختصاتی از وسعت شهر سقوط کرده نداریم، چگونه ادعای بازپس گیری اش را بکنیم؟ هرکسی از ظن خود شد یار من ! در واکنش به نتایج انتخابات، برخی ها از ضرورت بازگشت نیروهای انقلاب به موقعیت خدمت به مردم می‌گویند اما خدمت با انگیزه انتخاباتی هم ، نسخه شفابخش انقلاب اسلامی نیست. نکته ای که استاد عزیزمان جناب آقای محمد جبارپور بدان اشاره داشته اند به نظر خیلی خوب بود و آن اینکه : برایم جالب است که تعبیر آقا از انتخابات «شب قدر» است اما توجه ما به این موضوع حداقلی است. البته از امثال بنده انتظار بیشتری نیست! چون مواجهه ما با خود شب قدر نیز اینگونه است. "بعد از صرف افطار" آماده مسجد رفتن و انجام اعمال شب قدر می شویم! بزرگان ما از ابتدای ماه مبارک خود را آماده شب قدر می کنند، اولیاء الله از ماه رجب خود را آماده می کنند و عرفا از شب قدر قبلی یک سال کار می کنند تا شب قدر را درک کنند. درک شب قدر تلاش و مجاهدت مستمر می خواهد نه اینکه شب امتحانی بخواهیم کار کنیم. یادمان نرود کل تلاش سالانه برخی اولیاء خدا برای بهتر درک کردن شب قدر است، یعنی یک سال عبادت می کنند تا یک شب را درک کنند، برای درک انتخابات نیز باید 4 سال تلاش کرد و محور همه فعالیت های ما معطوف به این مساله مهم باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از برکت انتخابات اخیر همین‌که عزیزانی امثال جنابعالی تا این حدّ به تفکر و تحلیل نایل شده‌اید که بس مبارک و همه‌جانبه است. به نظر بنده تمام جوانبی که مطرح فرمودید قابل توجه است. به‌خصوص مطلب آخر که موضوع شب قدر انتخاباتی را پیش کشیدید؛ به این معنا که 4 سال مردم را متوجه‌ی اهدافی در انتخابات‌شان بکنیم که گرفتار تحریکات نفس امّاره‌شان از طریق رقیب نگردند.

آری! ما باید در متن دموکراسی که در این تاریخ با آن روبه‌رو هستیم انقلاب خود را ادامه دهیم. بدین معنا که نه می‌توان بدون رأی مردم انقلاب را شکل داد و جلو برد، و نه مانند غرب با هر مردمی و هر هوسی می‌توان کنار آمد. این جا است که رسالت اصلاحِ جامعه و تربیت دینیِ فردفردِ افراد پیش می‌آید. دوره‌ی آن گذشت که بگوییم هرکس با ما نیست، بر ما است. و دوره‌ی آن گذشت که با برخورد تند و خشن، افرادِ ناصالح را به اردوگاه رقیب پرت کنیم. به تعبیر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه»؛

«عمده نظر و هدف شما این باشد که چتر گفتمان انقلابی را در کشور باز کنید، بر روی سرِ همه‌ی کشور باز کنید. این کار هم بسیار دشمن دارد. کسانی‌ هستند که سعی می‌کنند سفره‌ی انقلاب را جمع کنند تا دیگر تفکر انقلابی وجود نداشته باشد.... نکته‌ای که باز تأکید خواهم کرد این است که باید در دل‌ها نفوذ کرد، این کارها خیلی کارهای خوبی است که انجام گرفته، اما ارزیابی کنید ببینید این کارها، چقدر در دل‌ها نفوذ کرده... ما باید مردم را با اخلاق تربیت کنیم و با اخلاق بار بیاوریم... شما در این مجموعه، مخاطبان خودتان را مشخص کنید و افزایش دهید، یعنی مخاطبتان فقط آن جوانی که از پیش به شما معتقد است نباشد ... قشر خاکستری و حتی قشر از خاکستری متمایل به سیاه را هم باید بربایید و جذب کنید».(بیانات رهبری در جمع دست‌اندرکاران جبهه‌ی فرهنگی انقلاب، آبان ماه 95). موفق باشید

11635
متن پرسش
سلام علیکم: شما در جواب سوال 11623 فرمودید که (مگر باید برای ادراک بدیهی دلیل آورد؟! همین‌که وقتی با پدیده‌ای در خارج روبه‌رو می‌شوید و احساس می‌کنید که متوجه وجود آن شده‌اید خبر از توان شما به علم به خارج می‌دهد) این مطلب که فرمودید درست است، اما چرا برخی به این امر بدیهی شک کرده اند مخصوصا برخی از فیلسوفان غربی؟ مگر این امر بدیهی برای آنها بدیهی نبوده؟ مشکلشان کجا بوده که به بدیهی شک کرده اند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کسی به امر بدیهی شک نمی‌کند منتها ابتدا باید موضوع بدیهی درست تصور شود، وقتی درست تصور شد، تصور آن مصادف با تصدیق آن است. موفق باشید

11419
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام محضر استاد گرانقدر و عزیز سوالی داشتم. بنده سعی کردم از اول سن تکلیفم دینداری کنم اما بر اساس مکتب پدر و مادرم دینداری می کردم تا اینکه خداوند با دعای آنان راه حقیقی را به من نشان داد و من تحت تفکرات حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه وارد یک سیر دینداری شدم و بسیار به مراقبه و تهذیب نفس پرداختم و خداوند مرا بسیار یاری کرد و چیزهایی هم گیرم آمده بود حتی به جایی رسیده بودم که برای هر کس دعا می کردم فردایش می آمد و می گفت مشکلم حل شد هر گاه برای باران دعا می کردم می بارید و ... ولی متوجه نبودم که چه چیزهای خوبی در دست دارم و چقدر به خداوند نزدیکم و چقدر به امام زمانم دلباخته شده ام ولی چون جایگاه داشتن یک استاد و کسب معارف را خوب نفهمیده بودم به آن کم توجهی کردم، و بیشتر به دل و حضور قلب توجه می کردم اما ناگهان مدتی بعد از ازدواج چشم باز کردم و خود را غرق در گناه دیدم و داستان خود را داستان حضرت آدم دیدم لذا به فکر توبه افتادم از این در به آن در می زدم ، خود را مانند تشنه ای در بیابان می دیدم که به دنبال آب است اما به سراب می رسد و خود را در جهنمی بزرگ مشاهده می کردم تا اینکه با مباحث شما آشنا شدم و کمی آرام گرفتم اما هم اکنون مانند یک موج شده ام گاهی اوج می گیرم هوای کوی یار مرا با خود می برد و گاهی سقوط می کنم و راکد می مانم، ثبات قدم خود را از دست داده ام. گاهی خود به خود برای نماز شب بیدار می شوم و چند روز حضور قلب دارم و گاهی تا نزدیکی طلوع آفتاب نماز صبحم را هم نمی خوانم و از این قبیل موارد. حال به همه اینها اضافه کنید دوستان و فامیلهای همسر و زن و فرزند و مشغولیتهایی که اینها برایم ایجاد می کند. لطفا مرا دعا کرده و یاری کنید حضرت استاد .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 11406 عرض شد در یک مرحله بر اساس حکم شریعت عمل می‌کرده‌اید و بعداً «دل» را به میان آوردید و «دل» به میدان بود و اُنس با حق داشت. مرحله‌ی سوم جمع بین «دل» و «شریعت» است و باید در این وادی مستقر شوید تا با نور محمدی در شریعت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مستقر شوید. فعلاً در مرحله‌ی جنگ بین «دل» و ظاهر شریعت هستید، با نور حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» دل در قالب شریعت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌و‌آله» به جایی که باید برسد، می‌رسد. موفق باشید    

9713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. نظرتان در مورد استفاده از کتاب «حافظ معنوی» که به روایت دکتر دینانی هست، برای فهم حافظ و البته در کنار سیر شما، چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه جناب دکتر دینانی به حافظ نگاه ارزشمندی است و در سلوک کمک‌تان می‌کند. موفق باشید
9551
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. غرب بدون در نظر گرفتن موضوع تفکر و نتایجی که از فکر در مورد موضوعات مختلف گرفته میشود از تفکر در مورد یک مورچه گرفته تا تفکر در مورد بعد متعالی انسان و خدا، یعنی صرف نظر کردن از شرف وجودی برخی علوم به دیگران، به همه جهان اعلام کرد علم یعنی علوم تجربی و علوم انسانی تخفیف شد و درس خواندن در شیمی و فیزیک کلاس دارد ولی فلسفه نه. درست است استاد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. با دست و در اطاق تاریک در جستجوی فیل است. گفت: «نظر را نغز کن تا نغز بینی .... گذر از پوست کن تا مغز بینی». موفق باشید
7590
متن پرسش
انتقاد شدید امیرحسین دیالمه از ولنگاری در بوشهر وی عنوان کرد: بعضی از مسئولین بوشهری که در رأس مدیریتی قرار دارند نگاه های لیبرالیستی اصلاح طلبان را دنبال می کنند که سرانجامش نیست انگاری جوانان است. امیرحسین دیالمه از محققین و پژهشگران علوم دینی اظهار داشت:جریان روشنفکری سکولار که جریانی منقطع از اجتماع شیعه است با نفوذ خود در دولت اعتدال در حال بازسازی خود است. وی ادامه داد: خیانت هایی که جریان سکولار در فتنه های انقلاب اسلامی داشته هیچ وقت فراموش نمی شود. عضو جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه فتنه ۸۸ مولود علوم انسانی سکولار است، خاطر نشان کرد: امثال سروش و کدیور اگر در ایران حضور ندارند کسانی هستند که اهداف آنان را دنبال می کنند. وی اضافه کرد: امروز انقلاب اسلامی با تجلی گفتمان خود برای جامعه جهانی نشان داده است که حضور فعال برای حیات بشر دارد. دیالمه تاکید کرد: فتنه ۸۸ مبارزه و رزمی تمار عیار بین فلسفه علوم سیاسی غرب و فلسفه علوم سیاسی امام بود که سرانجام کف روی آب نابود شد. این فعال فرهنگی و سیاسی با اشاره به اینکه ولنگاری فرهنگی و مشی سکولاریستی و لیبرالیستی با عدالت اجتماعی امام و رهبری هیچ سازگاری ندارد، عنوان کرد: بعضی از مسئولین بوشهری که در رأس مدیریتی قرار دارند نگاه های لیبرالیستی اصلاح طلبان را دنبال می کنند که سرانجامش نیست انگاری جوانان است. پژهشگران علوم دینی در ادامه بیان داشت: در دوران اصلاحات و ریاست جمهوری محمد خاتمی حتی حکم راهپیمایی بر علیه خدا نیز داده شد. وی خاطرنشان کرد: وقتی از قم به بوشهر زادگاه خودم برای تبلیغ می آیم استان روز به روز دچار این آسیب اجتماعی بزرگ شده است و کاری برای فرهنگ شهدا نشده است بلکه سنگ اندازی هم می شود.در حالی که رهبری تأکید زیادی به مسائل فرهنگ شده است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسلّم دشمن در زیر پوست کشور سعی دارد با نگاه سکولاریستی ذهن‌ها را از حقایق، متوجه اعتباریات فرهنگ غربی کند، وظیفه‌ی ما است با طرح مباحثی مثل معرفت نفس در بین جوانان آن‌ها را متوجه حقایق وجودی بگردانیم تا دشمن را از برنامه‌ریزی‌هایی که برای آینده‌ کرده ناکام نماییم. موفق باشید
7520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استادبزرگوارنظرجنابعالی درموردآقای رائفی پوروسخنان ایشان چیست؟چون این سخنان درجوانان به خصوص دبیرستانیها تاثیرزیادی گذاشته است اگراشکالاتی یانقدهایی برآن واردهست راهنمایی بفرماییدواگرممکن هست مصادیق آن راهم بفرماییدتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن مقداری که بررسی کردم نقدی ندیدم ولی همه را بررسی نکردم؛‌ بهتر است کسانی دیگر در این مورد نظر دهند که روی این مطالب وقت می‌گذارند. موفق باشید
5111
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد نفی انانیت به چه معناست؟ آیا نبودن نفس است یا ندیدن آن؟ مطالب کتاب رمضان دریچه ی رویت را مطالعه کردم،ولی در این باره مطلب کاملی بدست نیاوردم.لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که نظر به خود و امیال خود در مقابل حکم الهی نداشته باشیم در فضای نفی انانیت قرار داریم. باید مقصدمان ورود به چنین فضایی باشد. موفق باشید
5068
متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات. بعضی از دعاها هستند که یک جهت گیری خاص احساسی دارند. یعنی شخصی که آن دعا را می خواند دارای یک حالت خاص است(یا باید باشد) مثلا در دعایی می آید اللهم فارحم عبدک الجاهل. یا مثلا در دعایی می گوییم: فلک اسئل و بک ابتهل(با حال زاری و اضطرار تو را می خوانم) اما ممکن است، شخص مؤمن، به خاطر عدم معرفت و شناخت یا هر چیز دیگر، آن حالت را نداشته باشد. مثلا احساس جهل نکند. هرچند درواقع جاهل است. ممکن است خودش هم معترف به جهلش باشد، اما این اعتراف در قلب او رسوخ نکرده است تا برای رفع آن جهالت خدا را بخواند. یا مثلا شخص، حالت اضطرار ندارد. مضطر نیست. اما دعا طوری است که برای مضطران است. حال سؤال این است که در چنین حالتی، انسان باید چه کند؟ ابتدا به کسب معرفت بپردازد تا مثلا جهل خود را کاملا احساس کند یامثلا به حالت اضطرار برسد؟ و بعد به سراغ این دسته از دعاها برود؟ و یا آن که ابتدا شروع به خواندن دعاکند و دعا را ترک نکند؟ چیزی که به نظر خودم می آید این است که خواندن این دعاها، خودش به انسان معرفت می دهد و باعث می شود که خداوند خودش کم کم مؤلفه های دینی را در قلب انسان جاری کند. و از طرفی درصورت درپیش گرفتن رویه ی فوق(ترک دعا و کسب معرفت) انسان از فیض دعا محروم می شود. که این خودش آثار تربیتی سوءی را ممکن است دربرداشته باشد. می خواستم نظر شما را بدانم. همچنین اگر ممکن است نظرتان را درباره ی مطلب آخر بیان کنید. با عرض معذرت از طولانی شدن سؤال التماس دعا از همه ی مؤمنین و مؤمنات
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کاملاً با نظر شما موافقم که استمرار بر دعا به خودی خود چشمه‌های باطنی ما را نسبت به انس با ملکوت دعا می‌گشاید و حقیقتاً این ادعیه روح انسان را متعادل می‌کند تا کاستی‌هایش برطرف شود. چاره‌ی کار، ترک دعا نیست، استمرار بر آن است تا راه اُنس بیشتر با مضامین دعا گشوده شود. موفق باشید
نمایش چاپی