باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه مکرر عرض شد فرهنگ مدرنیته بیماریهایی را با خود آورده است که در حوزهی طبّ سنتی که مطابق شرایط طبیعی انسان کاربرد دارد نمیگنجد و خودِ مدرنیته میداند که با انسانها چهکار کرده است. و به جای برگشت از راهی که رفته است، مجبور است با انواع وصله پینهها به عنوان طبّ جدید، آثار منفیِ زندگی مدرن را کاهش دهد و ما هم چون در همین فکر و فرهنگ غربی بهسر میبریم، نمیتوانیم از وصلهپینههای طبّ غربی بهکلّی فاصله بگیریم مگر آنکه بهکلّی زندگی خود را از این نحوه سبک زندگی و در این شهرها جدا کنیم که این نیز ممکن نیست. البته تا آنجا که طبّ سنتی جواب میدهد باید از همان درمانهای طبیعی بهره برد، ولی بدنهای اکثر مردم، بدنهای دیگری شده است و ما نباید از این غفلت کنیم. شاید آنهایی هم که بحث تلفیق طبّ جدید و طبّ سنتی را پیش کشیدهاند، با نظر به چنین مسائلی بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد ما در این مورد خاص، حقیقتاً مشکل تاریخی داریم و به فرمایش شما باید فرهنگسازی بشود. ولی همانطور آن سؤالکنندهی محترم مطرح کردند، نمیتوانیم از مشکلات امروز جامعه در این رابطه غفلت کرد. و موضوع «متعه» از این جهت مطرح است، وگرنه همچنان که حضرت صادق«علیهالسلام» مطرح میفرمایند اگر «متعه» بخواهد بهانهای برای عیاشی و شهوترانیِ افراد شود؛ این شأن اصحاب آن حضرت نمیباشد بلکه مسئله به عنوان یک مسئولیت اجتماعی باید مدّ نظرها قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر سورهی احزاب، آیهی 4 عرایض نسبتاً مفصلی داشتهام. خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید علامه طباطبایی در همان قسمت، روایات را از این موضوع استثناء میکنند زیرا «شهید» در روایات به همان معنایِ «المقتول فی معرکة الحرب» است. بهخصوص که در روایتی که عرض شد بحث شهدای بدر مطرح است و نه شهید به معنای گواه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تأمل بر کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را پیشنهاد میکنم بدین شکل که هرکدام از عزیزان به طور جداگانه یک جلسه از شرح این حقیر را گوش دهند و نکات مهم آن را بر اساس کتاب، مشخص نمایند و هرجلسه در کنار هم قرار بگیرید و نکات یادداشتشده را با هم در میان بگذارید تا به مرور از طریق تذکرات آن کتاب، قدمهای لازم برداشته شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فطرت در عموم انسانها به صورت بالقوه است و گرایش به خوبیها در انسان مطرح است ولی فطرت در امام به فعلیت تبدیل شده و لذا مقام امام عین کمال و خوبی و پاکی است. و روح باطنِ فطرت است که اولیاء الهی از انوار و تشعشعات آن بهرهمند میشوند. عرایضی در جلسات پنجاهم به بعد شرح کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهلالبیت علیهمالسلام» در این مورد شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ در هرحالی آینهی ظهور سنن الهی است و هیچوقت نمیتوان گفت تمام قواعد عالَم در دست ما است و نیاز به نگاه حکیمانه به تاریخ نداریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علت این موضوع را قبلاً خدمت عزیزان عرض کردهام خوب است حداقل به جوابهای 11671 و 11172 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارهی 11406 عرض شد در یک مرحله بر اساس حکم شریعت عمل میکردهاید و بعداً «دل» را به میان آوردید و «دل» به میدان بود و اُنس با حق داشت. مرحلهی سوم جمع بین «دل» و «شریعت» است و باید در این وادی مستقر شوید تا با نور محمدی در شریعت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» مستقر شوید. فعلاً در مرحلهی جنگ بین «دل» و ظاهر شریعت هستید، با نور حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» دل در قالب شریعت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» به جایی که باید برسد، میرسد. موفق باشید
