باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن علماءآن است که ملاک، توحید الهی است. آیا بالاتر از توحیدی که در اسلام مطرح است در سایر ادیان وجود دارد که کسی بخواهد از اسلام به دین و مکتب دیگری عدول کند؟ و یا اینکه از این طریق توطئهای را به صحنه میآورد چرا که هیچ وقت هیچ عاقلی از چیز برتر به چیز پایینتری عدول نمیکند. آقای ملکیان، خودشان در صحبتی که در دانشگاه صنعتی اصفهان داشتند میگویند «عقل در فهم خدا ناتوان است» حال چگونه میتوانند از حقیقتی سخن بگویند که لازمهی درک آن عقل است؟ با کدام عقل میخواهند به حقیقت برسند که میگویند مسیرشان عقلانیت و اخلاق است؟ از این تناقضات عجیب و غریب در سخنان ایشان بسیار است و اگر خودتان دقت کنید میبینید که قضیه، نفس اماره است نه تحقیق عالمانه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که موضوع «شرّ» را باید از زوایای مختلف دنبال کرد. مرحوم شهید مطهری در کتاب ارزشمند «عدل الهی» «شرّ» را از جهت هستیشناسی و با ذوق فلسفی بررسی کردهاند. ولی در جهت جایگاه «شرّ» در نظام هستی و حکمت وجود آن، مباحث دیگری باید مطرح شود. مثل اینکه ما در دفاع مقدس هشتساله وجود شرّی مثل جنگ را بسیار کارساز دیدیم و لازمهی نظام احسن برای تعالی انقلاب اسلامی، وجود چنین صحنههایی بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: محرمات اعتقادی، اعتقاداتی است که با نحوهای از شرک مخلوط باشد و یا جنبهی مفهومی آن از جنبهی حضوری آن بیشتر باشد. مثل اینکه بخواهیم با علم کلام و یا فلسفه به نیایش خداوند بپردازیم، در حالیکه استدلال در هر صورتش برای دفع شبهه است نه ارتباط با حضرت حق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حقیقی علمِ به حقایق است، مثل ایمان به خدا و ملائکهی الهی. و ایمان حقیقی ارتباط قلبی با خداوند و ملائکهی الهی میباشد و هراندازه بیشتر رعایت دستورات شریعت الهی را بنماییم، بیشتر از حیطهی علم به حیطهی ایمان میرسیم و نقش حضرت حق و ملائکة اللّه را بیشتر مییابیم و تأثیر آنها را در زندگی فردی و اجتماعی خود بیشتر رشد میدهیم. و ایمان انقلابی یعنی بهجای تأکید بر نقش مستکبران در سرنوشت بشر بر نقش عوامل معنوی در سرنوشت بشر تکیه کنیم و این یکی از اصول هفتگانهی شخصیت حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» بود که در 14 خرداد امسال حضرت امام خامنهای«حفظهاللّه» به ما متذکر شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده در نقد پایاننامهها از آن جهت است که دانشجو مجبور است در محدودهای خاص نظر اسلام را مطرح کند، در صورتیکه اسلام یک بسته کامل است که مجموعاً معنا میدهد در حالیکه اساتید دانشگاه آمادگی طرح بستهای اسلام را ندارند، مثلاً به شما اجازه نمیدهند یک سورهی قرآن را بحث کنید تا تمام نظرات علماء را در مورد آن سوره به میان آورید؛ میگویند مثلاً تقوا را در قرآن تحقیق کنید و این آن نیست که نیاز جامعهی دینی ما باشد. بگذریم! در مورد موضوعی که میفرمایید، چیزی در ذهن ندارم. موفق باشید
