باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام قرب نوافل تا آنجا سالک را جلو میبرد که خود حق میفرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ مُخْلِصاً لِي حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»[1] همواره بندهى من به وسيلهى نافلهها به من نزديك مىشود در صورتى كه كاملا به من اخلاص دارد تا اينكه او را دوست دارم، پس هرگاه او را دوست داشتم گوش او مىشوم كه با آن مىشنود و چشم او مىگردم كه با آن مىبيند و دست او مىشوم كه با آن مىگيرد. و خداوند از اين طريق در حركات و سكنات سالك ظهور مىكند. بنابراین در این حالت عبد، در حق فانی و به حق باقی میشود که صورت کامل آن مقام حضرت ختمی مرتبت«صلواتاللّهعلیهوآله» است که حضرت حق در وصف او میفرماید: «ما رمیت اذا رمیت». موفق باشید
[1] - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص: 91
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آخر کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» در قسمت «انسان و اختیار» در این مورد عرایضی هست. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد ما در این مورد خاص، حقیقتاً مشکل تاریخی داریم و به فرمایش شما باید فرهنگسازی بشود. ولی همانطور آن سؤالکنندهی محترم مطرح کردند، نمیتوانیم از مشکلات امروز جامعه در این رابطه غفلت کرد. و موضوع «متعه» از این جهت مطرح است، وگرنه همچنان که حضرت صادق«علیهالسلام» مطرح میفرمایند اگر «متعه» بخواهد بهانهای برای عیاشی و شهوترانیِ افراد شود؛ این شأن اصحاب آن حضرت نمیباشد بلکه مسئله به عنوان یک مسئولیت اجتماعی باید مدّ نظرها قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده معتقد به راه دوم هستم و این نسل را آمادهی توحیدِ احراقی میدانم. و در آثار خود نیز بدین راه نظر دارم حتی وقتی «جامعالسعادات» شرح داده میشود، با نظر به روش احراقی، مطالب دنبال میگردد و راهی که حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» در این تاریخ گشود و عارفان بزرگی چون چمرانها و باکریها را به صحنه آورد، راهِ احراق و آتشزدن به همهچیز و همهی منیّتها بود. این است راه توحیدی تاریخ ما. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست کاری میکنید که با پدرتان درگیر نمیشوید و از طرفی نشان میدهید که علاقهای به این برنامهها و این وسایل ندارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً مشورتی که مسئول محترم سایت با صاحبنظران کردهاند به این نتیجه رسیدهاند که با راهاندازیِ کانال تلگرام، تقریباً آن نیاز برآورده میشود. به همین جهت کانال تلگرام «لبّ المیزان» راهاندازی شد. 2- واقعاً همین اندازه وسعت بنده بیشتر نیست و به همین جهت جلسهی شرح کتاب «مصباح الهدایه» در کتابخانهی مرکزی شهرداری تشکیل شد که جلسه در مرکز شهر قرار داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نباید به صورت مستقیم وارد این امور بشوم و همانطور که به حکم وظیفه نسبت به انقلاب و اسلام سعی کردهام مثل یک بسیجی پشت خاکریز در صحنهی تاریخ انقلاب اسلامی هرچند به صورت جزیی حضور داشته باشم، جنابعالی و هرکس دیگر که به دنبال هویت معنوی خود مطابق این تاریخ است، باید برای خود فکری بکند. در این رابطه است که اگر به نظرتان رسیده از این طریق که میفرمایید کاری میتوانید انجام هید، منتظر تأیید یا ردّ کسی نباشید. در مورد قراردادن آدرس کانال بر روی سایت «لب المیزان» پس از مدتی که فعالیت خود را شروع کردید شورای سایت با بررسی که میکند، این کار را انجام میدهد و در مورد طرح کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» به نظرم کار خوبی میشود به این صورت که مخاطب شما سعی کند در رابطه با موضوعات مطروحه فکر نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در قسمت دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفهی تقلید از فقیه» به صورت نسبتاً مفصل بحمداللّه عرض شده. به آن کتاب که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید
