باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: « يا بَني آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد » و علامه طباطبایی در تفسیر آن میفرمایند یعنی ابعاد معنوی شخصیت شما در مساجد است، بروید آن ابعاد را از مساجد بگیرید. لذا نباید فضای مسجد را برای خود و دیگران از این حالت خارج کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تدریس میکردم به جهت مواجهشدن با چنین روحیهای که دانشجویان با بنده در میان میگذاشتند؛ مباحث «آشتی با خدا» را مطرح کردم که بعداً به صورت کتاب درآمد. فکر میکنم اگر با آن کتاب مأنوس شوید راهی در مقابل شما بگشاید. متن کتاب روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در لوح محفوظ، قواعد کلّی عالم ثبت است و لوح محو و اثبات، محل ظهور تدریجی آن حقایق است. به طوریکه یکی ظهور میکند و محو میشود و صورت دیگری از حقیقت به ظهور میآید و در متن این قواعد و ظهورات است که خداوند تمام آنچه «هست» و «میشود» را میداند و اعمال ما نیز طبق قواعد «لوح محفوظ» و «لوح محو و اثبات» محقق میشود و از این جهت خداوند به اعمال ما آگاه است که مثلاً اگر ما رعایت شریعت را به عهده بگیریم، چه نتیجهای نصیبمان میشود و میداند که آن عمل را انجام میدهیم و آن نتیجه را میگیریم قبل از آنکه ما به آن عمل مبادرت کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نکتهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. مگر آن روایاتی که مؤمنین را تقسیم میکنند به خائفین از جهنم و طمعدارانِ به بهشت و آنهایی که حقیقتاً خدا را به جهت خودش عبادت میکنند، همین را متذکر نمیشوند؟ علامه طباطبایی در کتاب گرانسنگ «رسالة الولایة» تلاش میکنند تا بفرمایند اگر شریعت با زبان اعتبار سخن میگوید و نظر به حقیقت دارد، موضوعات را در سطوح مختلف طوری مطرح میکنند که هرکس بر اساس رویکرد و سطحِ خود از آن موضوعات شرعی بهرهی تشریعی خود را ببرد. به امید آنکه تاریخی شروع شود و معنای دقیق سخن علامهی طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» به صحنهی فهم جامعه برگردد تا شما نیز در ارائهی آنچه که مسئولیت در آن احساس میکنید، در زحمت نباشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم از آقای دکتر داوری و کتابهای ایشان چه انتظاری دارید! اگر دکتر داوری را در حدّ یک فیلسوف بدانید، همان چیزی که خودِ او بر آن اصرار دارد، پس دیگر نباید انتظار داشته باشید آیه و روایت را شاهد سخن خود بیاورد. کار فیلسوف به حرکتدرآوردنِ تفکر است و چون روش آقای دکتر داوری روشی است که هایدگر در فلسفه در پیش گرفته است و عملاً سعی بر آن است که به روش متافیزیکی موضوعات را در میان نگذارد، شما تصور فرمودهاید که ایشان استدلالی سخن نمیگوید. در حالیکه عقل متافیزیکی یک نوع عقل است و به یک معنا میتوان گفت روش هایدگر یک نوع تذکر است به موضوعات تاریخی تا انسان خود، به تفکر بنشیند. دکتر داوری برای خود رسالتی خاص را تعریف کرده است و آن دعوت به تفکر، چیزی که حقیقتاً ما از نظر تاریخی از آن محرومیم و عموماً مراودههای ما و گفتگوهای ما حجاب تفکر است. در تفکری که دکتر داوری بنا دارد به تاریخ ما برگرداند نهتنها جایگاه فرهنگ مدرنیته و تکنولوژی روشن میشود بلکه جایگاه تاریخی خودمان نیز ظهور میکند و میفهمیم ما در کجا هستیم و چگونه شروع کنیم و در اینجا است که شما متوجه میشوید از ذخیرهی متعالی قرآن و روایات برای عبور از بیفکریِ تاریخی چه اندازه میتوان استفاده کرد. موفق باشید
