بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5080
متن پرسش
1- در دعای شعبانیه چه چیز باعث می شود از اوج مکارم لطف به حضیض بی آبرویی فرو افکنده شویم؟ 2- در دعای شعبانیه چه چیز باعث می شود که انسان از آمادگی دیدار معبود باز ماند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون سالک بصیر می‌بیند که هرچه هست لطف پروردگار است پس چرا نگران بی‌آبرویی خود در قیامت و در منظر اهل محشر نباشد مگر آن‌که این دنیا با تقاضا از حضرت حق خود را از آن خطر برهاند و همین امر در مورد عدم آمادگی نسبت به دیدار پروردگارش برایش هست که نکند توفیق طلب ملاقات پروردگار را نداشته باشد. موفق باشید
4067

استاد واقعیبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد بزگوار این حقیر سوالات ذیل را پرسیدم فرمودید چون ایمیل خود را ننوشته اید عمومی جواب می دهم لذا سوال ها را بهمراه تغییرات و اضافاتی با ایمیل مجددا ارسال می کنم: 1- ظاهرا شما معتقد به این هستید در این زمانه مسیر را می توان بدون استاد طی نمود ولی نظر شما با نظر بسیاری از بزرگان متفاوت است از جمله می فرمایند کتب و سی دی مرده اند و مرده نمی تواند مرده زنده کند و... پاسخ حضرتعالی در خصوص این تناقض چیست و در قدیم شاگرد مشکلاتش و خواب ها و افعال و رفتارش را به استاد عرضه می کرده و استاد آن مشکلات و سوال ها را مرتفع و تعبیر می کرده و یا با نفسشان آتش به جان شاگرد می زده که گاهی تا یک سال شارژ می شده ولی در این سیر بدون استاد این نخوردن نفس استاد به شاگرد و شارژ نشدن باعث نمی شود بعد از مدتی مباحث را رها کند یا در مسیر سرد حرکت کند در کل این مشکلات در روش بدون استاد چگونه قابل حل است (همچنین کتاب های مذکور را که فرموده اید مطالعه کرده ام ) 2-آیا حضرتعالی سیر مطالعاتی آیت الله صمدی آملی را قبول دارید3-برخی علما مانند علامه حسن زاده (حفظ ا...) برخی رجوع کنندگانی که به دنبال نصیحت و راهنمایی هستند را طرد کرده و تحویل نمی گیرند و جواب درستی نمی دهند وگاها غیظ می کنند که این اتفاق برای این حقیر نیز افتاده بدین شرح که خدمت علامه حسن زاده رفتم فرمودند نطفه بودی این شدی و دوجمله فرمودند متوجه نشدم و در آخر که درخواست راهنمایی از ایشان کردم فرمودند یک چک بخوری خوب می شوی آیا می شود گفت این حتما بخاطر این است که تا برزخ این حقیر را دیده اند و ثمری در من ندیده اند و همچنین بخاطراراده ضعیف و گناهان بسیارم این چنین فرمودند به نظر شما اگر برای اراده ضعیف و بی همتی که در من دیده اند باشد باید برای رفع این نقیصه چه کرد 4-آیا شما سوالات را جواب می دهید جنبه روحی افراد را هم در نظر می گیرید و با توجه به باطن افراد پاسخ می دهید و یا صرفا عقلی ، روایی جواب می دهید و همچنین من شنیده ام اساتید بعد از مدتی که شاگردشان مسیر را طی می کند از آنها به صورت روحی دستگیری می کنند در خواب و ... و یا بر افعال و رفتار شاگردانشان ولایت و نظارت دارند که خطا نکنند آیا شما هم اینگونه هستید.5- قبلا به این حقیر امر کردید روی معرفت نفس کار کنم آِیا با توجه به اینکه فرمودید ده نکته یک مدخل است بهتر نیست با توجه به اینکه در پاورقی کتاب ارجاع دادید به معرفت نفس آقای صمدی آن را شروع کنم و اگر موافقید تمام تمرکزم روی آن باشد یا در کنار آن کتاب های دیگر را مطالعه کنم و چه کتابی ممنون با تشکر بسیار ببخشید از طولانی بودن شرمنده ام .اگر خدا دعای این گنهکار را قبول کند برای شما بخاطر این وقتی که برای امثال این حقیر میگذارید دعا میکنم و از دیگر دوستان که این سوال را می خوانند خواستارم دعا کنند .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: استاد واقعی استادی است که جهت کلی را به ما بدهد و معنای دستورات شرعی را برای ما روشن فرماید. عرض کردم حضرت آیت‌الله بهجت با توجه به این زمان که شرایط فهم جهت کلی و روشن‌بودن معنای دستورات شرعی امکان دارد از این جهت می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است» با این‌همه اگر بتوانیم استادی پیدا کنیم که در این دو مهم بیش از پیش به ما کمک کند غنیمت می‌شماریم ولی از طریق شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌توان به آن دو مهم دست یافت 2- نمی‌توانم بپذیرم که باید منحصر به یک استاد شد ولی ذیل روحی که از حضرت امام و حضرت علامه طباطبایی حاصل می‌شود می‌توان استفاده‌ی فراوان از آیت‌الله حسن‌زاده برد 3- نباید با توجه به این‌که این بزرگان چشم برزخی دارند به آن‌ها نظرکرد، باید از ظاهرکلماتشان تکلیف خود را در همان محدوده فهمید، چون ایشان زیاد تکرار می‌کنند که: «آدمی فربه شود از راه گوش» می‌خواهند ما دنبال شنیدن سخن حق برویم 4- عرض کردم بنده یک معلم هستم و هیچ‌کدام از این حرف‌ها در مورد بنده صدق نمی‌کند 5- مباحثی که جناب آقای صمدی روی معرفت نفس داشتند خوب است. خداوند جنابعالی و دوستان را در مسیر بندگی خودش توفیق دهد. موفق باشید
1673

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و خداقوت استاد دو سوال داشتم :1.در بحث حب اهل بیت مطرح شد که برای در ذیل ولایت امام قرار گرفتن یکی از کار هامقدم شمردن برادر دینیمان بر خودمان است می خواستم بدانم برادر دینی در واقع در اسلام چه مفهومی دارد صرف اسم مسلمان بودن برای برادر دینی محسوب شدن کافیست 2.مدتی است به صورت اتفاقی و به نسبت زیاد با کسانی همنشین میشوم که علی رغم ظاهر نامناسبشان و برداشت ابتدایی من ارادت زیادی به اهل بیت و امام خمینی و امام خامنه ای دارند و با صحبت بیشتر متوجه میشوم که فقط نیاز به یک راهنما دارند تا از سردرگمی دربیاند و از دست انبوهی از شبهات نجات یابند حالا میخواستم ببینم ایا این همنشینی ها اتفاقی بوده یا خدا میخواسته من را متوجه وظیفه ای کند و اگر این مسئله است چگونه میتوانم به این وظیفه عمل کنم و چه مقدماتی نیاز است ؟وخودم باید چه شخصیتی داشته باشم و البته لازم است ذکر کنم که به دلیل دانشجو بودنم عملا وقت زیادی ندارم (متاسفانه ) لطفا من را راهنمایی بفرمایید خدا عاقبتان را ختم به رضایت خودش بگرداند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1ـ مسلّم برادران و خواهران دینی در درجه تعلقشان به اسلام متفاوت‌اند، هر کدام در عین مسلمانی، به ولایت و نظام اسلامی تعلّق بیشتری دارند به همان اندازه مقدم هستند. همان طور که هرکدام به کمک ما بیشتر نیازمندند، مقدم هستند. 2ـ بالأخره سعی کنید از طریق طرح معارف عمیق دینی به آن‌ها کمک کنید. معارفی مثل مباحث معرفت‌النفس و معاد شروع خوبی است. خدا به نور خودش عاقبت شما را هم ختم به رضایتش بگرداند. موفق باشید.
1330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وخسته نباشید بنده دانشجوی روانشناسی بالینی هستم فضای حاکم برروانشناسی مبتنی برتفکرات امانیستی وماتریالیستی است ودرروشهای درمان به حقیقت وجودی انسان توجه نمیشود وبه گونه ای است که گویی میخواهند توجه او رااز حقیقتش به جای دیگری متمرکز کنند بنده به خودم اجازه نمیدم به این شیوه عمل کنم لطفا برای اشنایی بیشترباروانشناسی اسلامی مراراهنمایی کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در موضوع روان‌شناسی اسلامی تخصصی ندارم ولی می‌دانم بحمدالله چنین جمعی هستند و چند سال پیش در قم از اساتید دانشگاه‌های سراسر کشور آن‌هایی که در موضوع روانشناسی اسلامی کار کرده‌بودند سمیناری بود که رادیو معارف نکات خوبی از آن سمینار را پخش کرد. موفق باشید.
598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز اول تذکر بدهم دوستان جواب سوال قبلی مرا اشتباهی ارسال کرده اند سوال 1) آیا بحث حجاب اول بحث جامعه ی امروز ما هست یا مسئله مهمتری هم وجود دارد ؟ عده ای راه حل برگشت عفاف به جامعه را اول از همه اصلاح ساختار اقتصادی امروز کشور که ناخداگاه پول حرام یا حداقل شبه ناک را وارد زندگی مردم می کند می دانند نظر شما چیست؟ 2)آنچه ما شنیده ایم این است که دین اسلام کاملترین دین پس دین های دیگر ناقص اند آیا دینی مثل مسیحیت قدرت داشته که پیروان زمان حضرت مسیح را به تکامل برساند؟و اگر نمی توانسته آیا این مقابل حکمت الهی نیست ؟ عده ای در این مسئله موضوع اقتضائات زمان را پیش می کشند ؛ در این مورد نیز این سوال مطرح می شود که خوب یعنی اقتضائات زمان نمی توانسته افراد را به تکامل برساند یا به عبارتی خداوند تا آن زمان دنیایی آفریده بوده که شرایط به تکامل رساندن آفریده ای از آفریده ها را نداشته !
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: احکام و دستورات اسلام همگی باید در کنار هم انجام شود و توجه دادن جامعه به حجاب از یک طرف و مقابله با هنجار شکنان از طرف دیگر که مأمورند قبح بی حجابی را بشکنند و تلاش مجدانه برای اصلاح ساختار اقتصادی همگی به همدیگر پوشش می‌دهند. هنر آن است که نگذاریم با سطحی کردن امور گرفتار افراط و تفریط شویم. حکمت الهی آن است که انسان ها اختیار داشته‌باشند دین الهی را بپذیرند یا نپذیرند زیرا خداوند در عین آن‌که تشریعا دستور می دهد انسان ها گناه نکنند خودش تکوینا انسان‌ها را طوری آفریده که در پذیرش دستورات الهی مختار باشند و در هر دوره‌ای از دورانی که پیامبران الهی دین آورده‌اند افراد و جوامعی بدان عمل کرده و سعادت‌مند شدند و افراد و جوامعی عصیان کردند و هلاک گشتند. منتها نهایت این مسیر به حاکمیت حق در نظام اجتماعی بشر ختم می‌شود.
13043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده علاقه مند به ورود به حوزه هستم (البته شاید هم علاقه مند به مباحثه دینی هستم و فکر می کنم به طلبگی علاقه مندم) اما خب شرایط جسمانی حقیر و شاید هم مقداری از نظر سبک به حوزه نمی خورم یعنی فکر می کنم که شاید به مشکل برخورد کنم! و اینکه الان با این نگاه می خواهم وارد حوزه شوم که احتمالاً ملبسم نشوم (به دلایل جسمانی)! آیا ورد بنده به حوزه درست است یا اینکه خودم مباحث را پیگیری کنم و وارد حوزه نشوم!؟ چون فکر می کنم شاید صحیح نباشد پول امام زمان(عج) برای بنده خرج شود!! امکان حضور مستمع آزاد هم دارم یعنی می توانم مستمع آزاد دروس حوزه را شرکت کنم! استاد اگر امکان دارد به بنده مشورت دهید و راهنمایی کنید! با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت حضور در حوزه لازم نیست که شخص حتماً معمم شود و منبر رود. در حوزه کسانی هستند که بدون ملبس‌شدن به لباس روحانی در حال تدریس هستند. ولی اگر تشخیص داده‌اید که نمی‌توانید حوزه بروید لازم نیست همه‌ی دروس را دنبال کنید، دروسی که مبانی عقیدتی و اخلاقی شما را شکل می‌دهد، پیگیری نمایید. موفق باشید

12876
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: 1. من به تازگی با سیر مطالعاتی شما آشنا شده ام و کتاب های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» را مطالعه کرده ام و برخی از حقایق برایم روشن شده است و دیدم نسبت به دنیا و مرگ تا حدودی تغییر کرده همین موضوع باعث شده که به دیگرانی که با این مسائل اشنا نیستند و از معارف بهره ی چندانی ندارند و دنبال کسب آن هم نیستند به چشم حقارت بنگرم و شاید خود را برتر از آنها بدانم و گاهی این سوال ذهنم را درگیر می کند که چرا خدا مرا هدایت کرده و می کند ولی بعضی ها را نه. و این که چطور عرفا با این که واقعا به مراتب بالایی دست یافته بودند دچار خود بزرگ بینی نمی شدند؟ 2. چه کنیم با وجود موفقیت در امری (مثلا قبولی در کنکور) دچار غرور نشویم؟ و آن را وسیله ای برای پز دادن قرار ندهیم؟ 3. وقی خبر فوت شخصی را می شنویم باید برای او خوشحال شویم یا ناراحت؟ و اینکه در کتاب آشتی با خدا آورده اید که امام سجاد (ع) می فرمایند: وقتی بدن مومن را غسل می دهند به روح او گفته می شود آیا دوست داری به بدنی که در آن بودی برگردی؟ می گوید چه خواهم گرفتاری و غم و اندوه را؟ منظور از مومن چه جور مومنی است؟ باید حتما در حد عرفا مثلا آیت اله بهجت باشد که چنین پاسخی بدهد یا همین که یک انسان معمولی باشد که به نماز و روزه و واجبات مقید بوده (مثل اکثر مردم) او هم دیگر طالب بازگشت به بدنش نخواهد بود؟ و اینکه در قرآن می فرماید: چون مرگ یکی از آنها فرا رسد گوید مرا به دنیا باز گردان که اگر برگردم عمل صالح انجام دهم پس این آیه درباره ی چه کسانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- گفت: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش!» ما چه می‌دانیم، شاید آن‌هایی که ما به ظاهر لااُبالی می‌دانیم حق برایشان روشن نشده است نه آن‌که معاند باشند 2- چرا موفقیت‌های دنیایی را مهم بدانیم که دچار غرور شویم؟! 3- وقتی شخص مورد اُنس ما رحلت می‌کند به جهت آن‌که مأنوس خود را از دست داده‌ایم اشک می‌ریزیم، نه آن‌که نگران آن باشیم. آری! انسان مؤمنی که شوق ارتباط با خدا را دارد در جواب ملائکه‌ای که به او می‌گویند، می‌خواهی برگردی، می‌گوید: چه می‌خواهم دنیای غم و دردسر را؟ برعکسِ کافران و معاندان که التماس می‌کنند «فرجعونی لعلی اعمل صالحا» و دروغ می‌گویند. موفق باشید

12343
متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: با توجه به تاکيدي که بر تربيت سه بعد وجودي انسان در کتاب ادب خيال قلب و عقل داريد 1. جايگاه شاهنامه در اين بين چيست؟ 2. در تربيت بعد خيال شاهنامه مرجح است يا مثنوي معنوي؟ 3. و اساسا رسالت تاريخي فردوسي چه بود و چرا فرد حکيمي چون او به چنين کاري دست زد؟ آيا اين کار را وظيفه شرعي خود مي دانست؟ 4. آيا عدم رواج شاهنامه پس از انقلاب صرفا به خاطراين بود که نام شاه را يدک دارد کما اينکه ميدان شاه اصفهان را به ميدان امام تغيير دادند در صورتيکه اين ميدان ربطي به پهلوي ندارد و مرتبط با شاهان صفوي که مورد تجليل رهبري نيز هستند مي باشد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید فهم جایگاه شاهنامه نسبت به مثنوی علاوه بر این‌که مشکل‌تر است با مثنوی مولوی بیشتر می‌توان به مسائل اخلاقی و عرفانی دست یافت، هرچند جناب فردوسی در شاهنامه روحیه‌ای از ایران و ایرانی که نظر به وجوه قدسی دارد را به میان آورده است تا دلاوری‌های رستم ما را منتقل به شخصیت‌هایی چون امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» نماید و این کاری است که هنوز شروع نشده است. به نظر بنده شاهنامه در حجاب نقالان گرفتار شد و از این حجاب خارج نشده در حدّی که امثال بنده نیز بدان نپرداخته‌اند. موفق باشید

10334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم ببینم شیخ اسماعیل قصری عارفی موجه بوده یا از شخصیت های صوفی که روششان با ائمه (ع) مخالف است بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی در این مورد ندارم باید آثار ایشان را مطالعه کرد تا بتوان نظر داد. موفق باشید
9528
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: ابتدا باید خدا را شکر کنم که شما و کتاب هایتان را بر سر راه من قرار داد تا خلاء نداشتن استاد اخلاق، برایم جبران شود. استاد عزیز من چند سالی است که سیر مطالعاتی کتاب های شما را شروع کرده ام و تا الان ده یا دوازده تا از کتاب های شما را مطالعه کرده ام. در زمینه غرب شناسی، شما و همفکرانتان دیدگاههای خاصی دارید که کمتر در فضای رسانه های انقلاب اسلامی به آن پرداخته می شود. دیروز در سایت تریبون مطلبی را خواندم که گرچه خیلی سربسته است ولی انتقادات جدی را به تفکرات شخصیت هایی امثال دکتر فردید و هایدگر وارد می کند. اگر لطف بفرمائید و نظرتان را درباه کلیت یادداشت و خصوصا این قسمت آن بفرمائید، ممنون می شوم. «جریان‌ هایدگری در ایران، چهار دهه است که در باب «توسعه» و «تکنیک» و «غرب» تأمّل کرده و نوشته، اما همچون فیلم‌هایی که پایان‌بندی باز دارند و ادامه‌ی قصّه را به ذهن مخاطب وامی‌نهند، بصیرت و پاسخ روشنی در اختیار مخاطبان خویش قرار نداده؛ چراکه «شفّاف» سخن نمی‌گوید و «تأمّل» برای آن به هدف و مقصد تبدیل شده است. یکی از چهره‌های اصلی این جریان در مصاحبه‌ای گفته بود من چندین دهه است که درباره‌ی امکان نوع متفاوتی از علوم انسانی فکر می‌کنم. مصاحبه کننده از او پرسیده بود که به چه پاسخی دست یافته‌اید، او گفته بود که همچنان باید «تأمّل» کرد! این تأملات «بی‌فرجام» و «بی‌نتیجه»، حکایت از به بن‌بست رسیدن منطق اندیشه‌ورزی این جریان و تناقض‌های حلّ نشدنی‌اش می‌کند. اینان «فیلسوف پرسش» هستند و نه «فیلسوف پاسخ». آن‌ها نمی‌توانند ما را از «شک» به «یقین» هدایت کنند و تولید شک نیز، هنری نیست که بتوان به آن بالید." http://www.teribon.ir/archives/267426/یک-گام-به-پیش،-دو-گام-به-پس.html
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت رضا«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «انسان مؤمن همواره باید با نظر به تقدیر الهی منتظر گشایش‌های آینده‌ی خود باشد، وگرنه همواره مضطرب و دلتنگ خواهد بود». ملاحظه می‌کنید که ما در نظر به آینده وقتی به حکم تکلیف عمل کنیم منتظر نصرت الهی می‌مانیم و در این رابطه خداوند به پیامبرانش دستور می‌دهد در فضای توحیدی وارد مبارزه با کفر شوید و سپس به کفار بگویید: «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین‏» شما منتظر بمانید و ما هم منتظر می‌مانیم. در مقابل این تفکر، تفکر غربی قرار دارد که می‌خواهد به کمال خود برای جامعه و بشریت از ابتدا تا انتها همه‌چیز را تعیین کند بدون آن‌که نظر به مشیت الهی داشته باشد و بدون آن‌که متوجه حضور خداوند در عالم باشد که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در رابطه با حضور خداوند در عالم می‌فرمایند: « عَرَفْتُ رَبِّی بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُود» خداوند و حضور او را در عالم از آن جهت شناختم که در مقابل هست‌ها و تصمیم‌ها و برنامه‌های ما حضور دیگری از خود را اعلام میکند. حالا در نظر بگیرید این جماعت این نوع توجه به حضور خداوند و این نوع امید به نصرت الهی را به معنای به بن‌بست‌رسیدنِ منطق اندیشه‌ورزی قلمداد می‌کنند. بنده نمی‌گویم نباید به نگاه دکتر فردید و هایدگر نقد نکرد، تأسف بنده از آن است که چرا این عزیزان تلاش نمی‌کنند سخن را درست بفهمند و بعد با نقد آن سخن یکی از رخنه‌های فرهنگی ما را جبران کنند و تاریخ ما را به جلو ببرند. به نظر این حقیر برای فهم سخنان هایدگر باید مبانی عرفانی اکهارت مدّ نظر باشد همچنان‌که برای فهم سخنان فردید باید از مبانی محی‌الدین بن عربی غافل نبود. و متأسفانه کسانی‌که با نگاه بدبینانه به هایدگر و فردید نگاه می‌کنند از فهم عرفانی لازم برخوردار نیستند ای کاش حداقل به کتاب ارزشمند «پرسش از حقیقت» که مطالعه‌ی تطبیقی در آراء ابن عربی و هایدگر توسط آقای دکتر علی اصغر مصلح نوشته شده، نگاهی می‌کردند تا این‌قدر بی‌باکانه نظر دهند و موجب مکدّرشدن فضای فرهنگی کشور شوند. موفق باشید
9232
متن پرسش
سلام استاد عزیز: عبادات مقبول استاد ما سه تا رفیق هستیم که سرمایه و تمام تلاشمون رو بعد از احساس نیاز تو زمینه حجاب و عفاف روی این کار گذاشتیم و با طراحی نمایشگاه های حجاب و عفاف و برگزاری در جاهای مختلف از جمله دبیرستانهای دخترانه و ... شروع به ترویج این کار کردیم اولا میخواستیم که شما با دیدن لینک زیر نظرتون رو راجع به این کار بفرمایید. و دوما اینکه یه راهی نشون بدید که ما تو این مسیر بمونیم. ما زندگیمون رو خرج این راه کردیم ولی حالا تو این کرج (بخونید کوفه) همه طردمون کردن و هیچ کس پشتیبانی نمیکنه. خیلی راحت به هزار جور جشن های مختلط و بزن و بکوب مجوز میدن ولی حتی ما بعد از سه ماه این ور اونور رفتن نتونستیم ازشون یه مکان بگیریم که تو سطح شهر هم این نمایشگاه ها رو به انظار عموم برسونیم. با اینکه تو این 13 دبیرستان برگزار شده خیلی جوابها هم گرفتیم ولی چون هیچ کس پشتیبانیمون نمیکنه الان واقعا دیگه ایستادیم برادرم و رفیقم که رو آوردن به کارگری و الان من تنها تو مغازه ای که کرده بودیمش مرکز پژوهش و برنامه ریزی کارهامون تنها موندم . شاید اگه یه کمک کوچیکی و مختصر از سمت یه نهادی به ما میشد اینطور نمیشد ولی چه کنیم که اینجا تو کرج همه با کارهای ما مشکل دارن واقعا نه به خاطر جیب خالیم نه بلکه به خاطر رو زمین موندن کار و متوقف شدنش خیلی ناراحتم. ممنون میشم یه راهی مقابل ما بزارید.... این هم لینک یکی از نمایشگاه های برگزار شده: http://adineh-karaj.ir/index.php/seminary/111-2013-12-01-20-47-56 این هم طراحی و عرضه دو نمایشگاه طبق منویات حضرت آقا در حوزه زنان با رویکرد در تقابل قرار دادن زن در دنیای غرب واسلام: نمایشگاه تصویری خلقت گنهکار 2: http://adineh-karaj.ir/index.php/thought/164-2014-05-27-13-45-31 نمایشگاه تصویری خلقت گنهکار 1: http://adineh-karaj.ir/index.php/thought/115-2014-05-14-08-26-53
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: آدرسی که مطرح فرموده‌اید در اینترنت یافت نشد. با این‌همه عنایت داشته باشید که همواره در تاریخ جبهه‌ی حق با انواع محرومیت‌ها روبه‌رو بوده‌ است ولی هرگز از پای ننشسته است و همچون یوسف«علیه‌السلام» به امید خداوند و برای فرار از ظلمات به سوی درهای بسته نیز حرکت کرد و خداوند نیز درهای بسته را به سویش گشود. باید به همان اندازه که خداوند شرایط کار را برایمان فراهم کرده است، اقدام نمود بقیه مربوط به خداوند است. موفق باشید
9206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد معظم: موضوع پایان نامه کارشناسی ارشدم: «بررسی تاثیر مبانی نفس شناسی ملاصدرا بر آرای اخلاقی وی» است. و مبانی تجرد نفس - جسمانیت الحدوث - حرکت جوهری نفس - تجسم اعمال و تجسد نیات را در نفس شناسی میخواهیم بررسی کنیم. حال استاد معظم چه پیشنهادی میفرمایند، بنظر جنابعالی چه کتابهایی باید بخوانم؟ با تشکر التماس دعا یا علی اعلی علیه السلام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «معرفتِ نفس و حشر» با ویرایش جدید کمک کند. موفق باشید
8923

حرکت جوهریبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتی آدم ساده ای مثل من حرکت جوهری را میفهمد چطور جناب شیخ الریس آن هم نه تنها عالم بلکه با تقوا آن را انکار میکند؟ ایشان عرض را به چه نسبت میداده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده رویکرد جدیدی است که جناب صدرالمتألهین وارد تفکر فلسفی نمود و آن این بود که روشن کرد در حرکت ذاتی به جهت ذات اتصالی حرکت، موضوع حرکت ثابت می‌ماند و تنها ذات، شدیدتر می‌شود. هرکس متوجه‌ی این موضوع شود می‌تواند حرکت ذاتی را تصدیق نماید. موفق باشید
8914
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز. نظر شما در خصوص تحولات عراق و هجوم وحشیانه داعش چیست؟جایگاه تاریخی این افراط گرایی مذهبی را در کجا می دانید؟ آیا این موضوع یک پدیده صرفاً سیاسی است که توسط غرب و عربستانبه وجود آمده است یا اینکه خواستگاه دینی و مذهبی هم دارد که یکی از عوامل بروز آن زندگی در دوران قبل از ظهور است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه تحلیل‌گران مطرح می‌کنند در رابطه با افراط‌گرایی دینی و تحریکات غرب و ارتجاع عرب، آن چیزی است که ما باید مدّ نظر داشته باشیم و امیدوار باشیم از این طریق جبهه‌ی ارتجاع عرب بیش از پیش ضعیف گردد و موضوع حوادث قبل از ظهور را فعلاً نمی‌توان مدّ نظر داشت. موفق باشید
6026
متن پرسش
سلام استاد عزیز با توجه به اینکه شما با کوبی و تکثیر اثارتون مشکلی ندارید به تازگی نرم افزاری درست شده به نام مجموعه اثار که با همکاری گروه نور درست شده که استفاده بخشی از ان را هم ممنوع کرده لطفا با مطالعه ان شروط نظرتونو بنویسید خدا حفظتان بکند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کپی‌کردن آن نرم‌افزار هیچ محدودیتی ندارید به همین جهت هم هیچ شماره‌ی رمزی ندارد تا یک سی‌دی بر روی هزاران کامپیوتر هم بتواند نصب شود. موفق باشید
5691
متن پرسش
سلام علیکم. خدمت شما استاد بزرگوار و آن برادر محترمی که جوابیه ای در سوال 5657 در خصوص تکلیف دختران 56 و 57 و 58 و ....برایم نوشتند. هرچند من هم مثل جناب استاد، از تطویل بلاطائل و کش دادن موضوعات ناخشنود می شوم؛ اما به دلیل آنکه هدف ایجاد روشنگری و تنویر اذهان است؛ لازم می دانم عرایضی را خدمتتان داشته باشم. درست است که جامعه ما در شرایطی است که چشم و هم چشمی و به قول آن برادر محترم پز دادن و ...در شرایط اخلاقی خوبی به سر نمی برد و خود من بارها و بارها به دوستان خودم این ایراد را گرفته ام که چرا در این سیل خروشان تفاخر و تظاهر و تفرعن که می رود کل مکارم اخلاق را به نابودی بکشد؛ غرق می شوید؟چرا شما به عنوان بچه های مذهبی و داعیه داران اسلامی، چنین الگوسازی غلطی برای اجتماع می کنید که در واقع منجر به پوچ شدنها می شوید؟چرا که چشم امید خیلی ها، حتی غیر مذهبی ها، به ساده زیستی و منش معتدل بچه های مذهبی است....با اینکه تمام این مطالب درست است و بخش کثیری از جامعه ما مبتلا به این مشکلات شده اند. مشکلاتی که حتی در اروپا نیست؛ مثلا در اروپا به جز هنرپیبشه ها و مشاهیر کسی برای ازدواجش جشنهای آنچنانی نمی گیرد و این همه ریخت و پاش نمی کند، بلکه به کلیسا می روند و ازدواج می کنند اما در کشور ما تمام و اقشار و تمام طبقات جامعه میخواهند عروسی مفصل بگیرند، همه می خواهند جهیزیه آنچنانی بدهند که انواع و اقسام چیزهایی که شاید تا آخر عمر عروس و داماد حتی کارتونش راباز نکنند ، را شامل شود..بله اینها هست، اما همین مردم شما نگاه کنید می بینید در نسلهای قبلی همه ازدواج کرده اند و موارد بسیار استثنایی یافت می شود که ازدواج نکرده باشند، اما به خاطر اینکه جنگ ساختار جامعه را به هم ریخت تعداد مجردان جامعه زیاد شده، بنده هرگز منکر وجود مشکلاتی که فرمودید در دختران نیستم اما شما برادران محترم چی؟ متاسفانه خیلی از آقایان در جامعه به دنبال همسر نمی روند، بلکه به دنبال مال و منال و شوکت و هیبت خانواده عروس و نیز زیبایی عروس می روند. همانطور که برای مردان زیبایی زن مهم است، برای زنان قدرت مرد مهم است و زنان مردانی که در سیستمهای دولتی کار می کنند را قدرتمندتر از سایر مردان می دانند و امید دارند روزی اینان به پست و مقام برسند. همانگونه که گارسیا می گوید:«جاذبه، قدرت زن است و قدرت، جاذبه مرد». از نظر من هردوی این تفکرات غلط است، چه آقایانی که به جای توجه به زیبایی روح و درون زن، به ظواهر می پردازند و چه زنانی که به جای توجه به منش و خلق و مناعت طبع مرد، به دنبال پست و مقام می روند؛ چرا که ما در روایات هم داریم که انس و صمیمیت در 3 کس است و یکی از آن 3 کس،«زوج موافق» است یعنی همسر همفکر. و این همفکری به ظواهر نیست و به بواطن است. فکر نکنید من که این صحبتها را می کنم زیبایی ظاهر ندارم و... به لطف خدای تبارک و تعالی این زیبایی موجود هست؛ اما آدمی دوست دارد زیبایی روحش انتخاب شود. فکر می کنید برادران محترم در ازدواج چگونه عمل می کنند؟از خودم شروع می کنم، از خواستگارانی که شغل پدرم برایشان بیش از نجابت و پاکی و حسن خلق و متانت من اهمیت داشت. بزرگی و جلال و شکوه خانه، بیش از تعالی روح و منش. از به ظاهر طلبه ای که در خواستگاری به من گفت برای من دو چیز مهم است زیبایی زن و ثروتمند خانواده، و وقتی حدیث امام صادق را برایش خواندم که به خاطر زیبایی و مال ازدواج نکنید که از همان ناحیه ضربه می خورید؛ بلکه به خاطر خدا ازدواج کنید؛ خداوند هردوی آن صفات را به شما می دهد، آنچنان پوزخندی زد...پیش خودش فکر کرد لابد ما ثروت نداریم که این حرف را میزنم؛نمیدانست از ته دل به آیات و روایات عقیده دارم و آنچه می گویم همانی است که باور دارم. من در اطرافیانم کمتر دیده ام دخترانی که روح زلالی دارند؛ چشمشان دنبال تجملات نیست و... آنچنان خواهان داشته باشند؛ ضمن اینکه ایراد دیگری که به برخی از برادران وارد است آنکه اگر همسری پرتوقع و افاده ای نصیبشان شود؛ تاپای جان برای آسایشش می کوشند؛ اما همین که همسری مومنه و کم توقع نصیبشان شد، دیگر هیچ کاری برایش نمی کنند و فکر میکنند دور از جان توسری خور است و متوجه نیست؛ ..استاد خیلی از خانمها هستند که تزشان این است که مرد را باید بار آورد و به همین خاطر، موقع خرید عقد سرویس طلای سنگین بر می دارند، خرید آنچنانی می کنند و.. که خب آقایان قدر این زنان رابیشتر می دانند، اما دختران مومنه ای کهخرید عقد راسبک بدارند و ...به نظر این برادران محترم کم ارزش هستند. چرا برخی آقایان درک این را ندارندکه سره را از ناسره تشخیص دهند و قدر زوجه موافق را نمی دانند و وقتی زنی در مادیات کم توقع می شود، آقایان در محبت و عاطفه هم دیگر خرجی نمی کنند؟در صورتی که وقتی زنی اینقدر مرام می گذارد و مزدش را به زحمت زیاد نمی اندازد ؛ نباید کفه دیگر ترازو یعنی عشق و مهر و محبت مرد نسبت به زن سنگین شود؟نباید خود مرد گاهی با خردیدی دور از انتظار زن، قدردانی از او کند؟اینها مسائلی است که من در زندگی دوستان دیده ام.... دردلها زیاد است و فرصت اندک و ...من به شخص خودم کاری ندارم؛چراکه من یک نفر از چندمیلیارد انسان ساکن در جهان و یکی از میلیادها آدمی هستم که در طول تاریخ زیسته اند؛ اما واقعا دلم برای دختران و پسرانی که ضمیری روشن و روحی بلند دارند می سوزد؛ دلم می سوزد دستخوش رسومات و تفکرات غلطی شوند که در این زمانه جاری و ساری است؛امیدوارم همه شان به بینشی عمیق دست یابند و از این گذر تاریخی و این دوره به خوبی عبور کنند؛ در انتخاب راه و مسیر و همسر و... موفق باشند. استاد عزیز دعای خیرتان را از جوانان امت اسلامی دریغ نفرمایید.سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: با این‌همه گله‌مندی که از بعضی مردها دارید که قدر زنان ساده‌زیست خود را نمی‌دانند به عرض جنابعالی برسانم بحمداللّه مردهایی را می‌شناسم که برای زنان مؤمنه و ساده‌زیست خود چه احتراماتی قائل‌اند و چگونه خداوند بین آن‌ها صفاهای غیر قابل تصوری ایجاد کرده. اما این‌که فرموده‌اید دختران مؤمنه‌ای که خرید عقد سبک دارند به نظر برادری که سؤال 5691 را پرسیده‌اند کم‌ارزش‌اند. بنده از سؤال ایشان چنین برداشتی نداشتم. آن برادر محترم وجه دیگری از علت به خانه‌ی بخت نرفتن بعضی خواهران را فرمود که شما نیز با آن موافق هستید. امیدوارم با طرح نگاه‌های مختلف و سراسر دلسوزانه و آگاهانه دوستان، قدرت تفکر عمیق‌تر و همه‌جانبه‌تر در هرکدام از دوستان فراهم شده باشد و خواهش بنده آن است که همه‌ی عزیزان سعی کنند وجهی که دوست دیگرشان مطرح می‌کند را کنار نگاه خود بیاورید و سعی نکنید آن را نفی کنید چون با کسانی روبه‌روئید که از سر دل‌سوزی سخن می‌گویند و بدین لحاظ خداوند آن‌ها را نیز پنجره‌ی ظهور حق قرار داده. موفق باشید
4922
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده احتراما بنده تفسیر قرآن شما را دنبال می‌کنم و به انقلابی بودن آن علاقه دارم ولی در بحث با افرادی که مذهبی هستند و در انقلاب و جبهه هم حضور داشته اند گاهی تردید میکنم که کدام راه صحیح است؟ آنها می‌گویند اگر حفظ نظام و مردم مهم نبود حضرت امام خمینی(ره) قطعنامه را نمی پذیرفت. الان هم باتوجه به رویکرد اکثریت به افرادی که دم از اعتدال میزنند با این شرایط روبرو شده‌ایم الان تحریم‌ها مردم را بامشکل مواجه کرده است. کم بودن حقوق‌ کارگران و افراد دیگر و بالارفتن سن ازدواج چند میلیون دختر و پسر، بخاطر اجاره بهای زیاد مسکن و عدم تمکن مالی، اکثر جوانان میلی به مباحث آرمانگرایی ندارند. ما باید ابتدا وضع اقتصادمان را به جایی برسانیم که تحریم ها ما را با این مشکلات بیچاره نکند و بعد به حقوق خودمان در زمینه ی هسته ای و آرمانهای انقلاب بپردازیم خواهشمند است این پارادکس را که برای بنده پیش آمده جواب بدهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً باید بر اساس ظرفیت مردم جلو رفت ولی اگر مردم و مسئولان آمادگی بیشتری داشته باشند تا با روش انقلابی جلو برویم همان نتایجی را که مردم به سختی به‌دست می‌آورند با راحتی بیشتر به‌دست می‌آوریم. این بستگی به روحیه‌ی مردم دارد بالاخره مردم بدی نیستند. موفق باشید
3318
متن پرسش
1- با سلام در مطالعه ی فصل هشتم از کتاب معرفت نفس جناب عالی به این سوالات برخوردیم: تفاوت عوالم الهی و عوالم وجود در چیست؟ اگر فرشتگان در همه ی عوالم حاضرند منظور از عوالم کدام است؟ در معراج چرا جبرئیل گفت من دیگر نمی توانم جلوتر بیایم؟ دسته بندی این عوالم چیست؟ 2- اگر خداوند عین تجرد است وقتی مرتاضی درجه ی تجرد خود را بالا می برد چرا به خداوند نزدیک نمی شود؟ 3- ایا مقام امامان نسبت به هم برتری دارد؟ و یا نسبت به پیامبر اکرم با توجه به این که همه ی انان معصومند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- وقتی متوجه باشیم «وجود» تشکیکی است و از آن‌جایی که «وجود» عین کمال است در هر مرتبه‌ای کمال مربوط به خود را دارد و هر اندازه وجود شدت یابد با کمال شدیدتری روبه‌رو هستید. در مقام معراج که شدیدترین درجه‌ی وجودی در میان است تنها نفس ناطقه‌ی رسول گرامی«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌تواند حاضر باشد زیرا آن مقام، مقام جامعیت است در حالی‌که حضرت جبرائیل به عنوان فرشته‌ای مقرب در مقام «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها» نیستند 2- نفس حیوان هم مجرد است. تجردی در مورد انسان موجب قرب الهی می‌شود که انسان با جامعیت شریعت آن تجرد را در خود ایجاد کرده باشد 3- از جهت شریعت قلب مبارک همه‌ی آن‌ها مساوی است ولی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» مبدأ شریعت‌اند و از این جهت همه تابع قلب مبارک آن حضرت هستند. موفق باشید
2951
متن پرسش
سلام استاد. من پرسشی داشتم: استاد بنده حقیر از طرفداران نظام جمهوری اسلامی و معتقد به اصل ولایت فقیه هستم. یک زمانی قاطبه مردم ایران طرفدار برقراری نظام اسلامی بودند، اما همانطور که خودتان می دانید بخش کثیری از مردمکشور ما دیگر عقیده ای به ولایت فقیه و و جمع دین و سیاست نیستند. آنها نوع تفکر و نگرش ما را نمی پذیرند آنها اسلام را در حد شخصی و حیطه قلب خود می خواهند. دلشان نمی خواهد روحانیون بر ایشان حکومت کنند. دوست ندارند قوانی قرآن بر آنها حاکم باشد (البته ناگفته نماند بخش عمده ای از این موضوع به عملکرد غلط پاره ای از مسئولین و سوءاستفاده ایشان از موقعیت خود می باشد و اینکه انتظارات مردم از یک حکومت اسلامی بر آورده نشد و اینکه ریا و دوری زیادی را از بخشی از افراد حکوتی دیند که اتفاقا اقدامات آن عده تاثیر زیادی بر زندگی مردم گذاشت). خلاصه استاد من که واقعا شیفته نظام اسلامی هستم و دلم میخواهد جمیع مردم هم یکدل و همصدا همینگونه باشند ولی به هر دلیل دیگر اینطور نیست. در بعضی جاها آمده است پیامبر چندین بار به رای مردم رجوع کردند و یا امام علی علیه السلام تا زمانی که مردم نخواستندشان حکومت نکردند و بعد هم مردم نخواستند و رها کردند و... آیا ما باید به قیمت نارضایتی مردم به فکر حفظ نظام باشیم؟ مگر ما حدیث نداریم که با کفر می شودحکومت کرد ولی با ظلم نه؟ آیا یک حکومت لائیک بهتر از حکومت اسلامی نیست که بخش عمده ای از مردم آن را نمی خواهند؟ اگر واقع بینانه نگاه کنیم و نخواهیم خودمان را گول بزنیم به این واقعیت می رسیم که بخش قابل توجهی از مردم ما این شیوهحکومت را قبول ندارند. حال یا آن را درک نمی کنند، یا هرچیز دیگر...ایا اگر ائمه بودند به هرقیمتی حکومت را حفظ می کردند؟ چه اشکال دارد یک رفراندوم بگیریم و حداقل دیدگاههای سایرین را هم لحاظ کنیم؟باستاد نظر شما چیست؟(هرچند تاکید می کنم من مایلم حکومت شیعی ما بماند نام علی بماند، ام القرای جهان اسلام باشیم، اما مگر صرفا امثال من حق داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به این دلیل بنده معتقدم مردم اصل نظام اسلامی را نسبت به سایر نظام‌های موجود ترجیح می‌دهند که بیش از پنجاه‌درصد در انتخابات شرکت می‌کنند، چون شرکت در انتخابات به معنای آن است که معتقدند در همین بستر می‌توانند به نتایجی که می‌خواهند برسند. از طرفی هیچ‌وقت هیچ نظامی برای بود و نبود خودش اقدامی انجام نمی‌دهد، رفراندم برای آن است که بخواهند یکی از رویکرد های نظام را تغییر دهند مثل رفراندمی که در اخر عمر حضرت امام جهت تغییر بعضی مواد قانون اساسی انجام شد. ولی تغییر نظام چیز دیگری است ،مثل همان‌طور که مردم با نظام شاهنشاهی درگیر شدند و معلوم شد آن نظام پشتوانه‌ی مردمی ندارد. اگر فکر می‌کنید واقعاً مردم نظام را نمی‌خواهند باید کار به این‌جا بکشد، مثل همان چیزی که در مصر به‌وجود آمد. این تصور که مردم نظام اسلامی را نمی‌خواهند در تصور مجریان فتنه‌ی سال 88 بود و فکر کردند اگر بستر را فراهم کنند مردم همان‌طور عمل می‌کنند که بعداً در مصر پیش آمد، ولی ملاحظه کردید وقتی مردم برای نظامشان احساس خطر کنند مثل 9 دی همه به پشتیبانی نظام می‌آیند هرچند انتقاد داشته باشند. موفق باشید
2671
متن پرسش
سلام علیکم با عنایت به اینکه روایات زیادی از پیامبر و آقا امیرالمومنین علیهماالسلام رسیده که ایشان هنگام رفتن از مکانی به مکان دیگر بصورت سواره ، هنگامی که مردم بخاطر محبت و احترام ایشان با پای پیاده مرکب ایشان را همراهی میکردند ایشان مردم را از این کار منع میکردند و اینکار را دور از شان آنها میدانستند . پس چگونه است که وقتی مقام معظم رهبری به یک سفر استانی میروند اصلا به گونه ای برنامه ریزی میشود که مردم مدتها با پای پیاده بدنبال ماشین ایشان بدوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قبلاً عرض شد آنچه حضرت علی«علیه‌السلام» منع می‌فرمودند این بود که مردم به عنوان یک رسمی که باید در مقابل پادشاهان انجام می‌دادند باید در رکاب پادشاه می‌دویدند ولی این‌که مردم با اختیار و اشتیاق خود از رهبر و یا مسئولان نظام اسلامی استقبال می‌کنند و از این طریق به اسلام و نظام اسلامی ارادت می‌ورزند، چیز دیگری است. موفق باشید
2429
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم ایا می شود با قوه واهمه یا خیال اشیاء اطراف خود را حرکت داد یا در انها تغییری ایجاد کرد؟چگونه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اهلش می‌توانند ولی اگر کسی به این قصد عمر خود را در تمرکز جهت این امر صرف کرد ضرر کرده ولی اگر با نظر به توحید الهی از عالم کثرت به سوی عالم وحدت سیر نمود و در این راستا به اذن الهی به چنین توانایی رسید ضرر نکرده. موفق باشید
1097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام 1- یکی از اساتید محترم و قوی رشته ی ما (مهندسی مکانیک) به نام پروفسور ابوالفضل درویزه که مدت ها است در علوم زیستی مطالعاتی دارد به تازگی کتابی دوجلدی و نسبتا قطور با عنوان آفرینش حیات در رد نظریه داروین نوشته اند که به نظر کتاب غنی و ارزشمندی می آید. قصد داشتم تا یک نسخه از آن را برایتان بفرستم لطفا بفرمایید به چه آدرسی بفرستم تا به دستتان برسد. 2- قبلا به یکی از عزیزان گفته بودید که افرادی را میشناسید که توانسته اند علوم فنی و حوزوی را جمع کنند و گویا شماره تلفنی از ایشان برای آن عزیز ایمیل کرده بودید. می خواستم تقاضا کنم در صورت امکان شماره تلفن و یا وسیله ارتباط با آنان را جهت مشاوره به بنده نیز معرفی کنید. 3- آیا در طول تاریخ، ائمه سلام الله علیهم اجمعین اهتمامی در زمینه تولید ابزار آلات مختلف (نظامی، کشاورزی و ...) داشته اند و آیا در مثلا دوران حکومت حضرت امیر سلام الله علیه تلاشی از طرف دولت ایشان در ساخت و تولید ابزارالات عمرانی و یا کارگاه های تولید ابزارالات مختلف صورت گرفته است که تاریخ آن را ذکر کرده باشد؟ و آیا همان گونه که ائمه در زمینه علوم عرفانی و اخلاقی و فقهی و حتی علوم تجربی مثل شیمی شاگردانی داشته اند در زمینه علوم فنی نیز شاگردانی داشته اند؟ 4- سخنی از حضرت امیر سلام الله علیه به گوشم خورد. به این مضمون که گویا حضرت به آب رود اشاره کرده و گفتند "اگر مردم مرا به خدایی نمی گرفتند از این آب خانه هایتان را گرم و روشن می کردم" در صورت صحت این نقل قول به نظر شما منظور حضرت امیر سلام الله علیه از این عبارت چه بود؟ آیا می توان منظور حضرت را به انرژی هیدروالکتریکی و الکتریسیته نسبت داد؟ 5- آیا ائمه سلام الله علیهم اجمعین نسبت به تشویق مردم به یادگیری فنون رزمی تن به تن ( نه فقط تیر اندازی) اهتمامی داشتند؟ مثلا آیا ایشان تاکیدی بر یادگیری کشتی داشتند؟ با تشکر و التماس دعا الهم صل علی محمد و آل محمد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- آدرس بنده: اصفهان- ابتدای اتوبان ذوب آهن – گلزار دوم – کوی شهید شالباف- پلاک 15 است. 2- تلفن آقای مقدادی را خدمتتان ارسال می دارم 4465321 3- فکر می‌کنم چون امامان«علیهم‌السلام» متوجه بودند نباید ابزارها موجب تخریب طبیعت شود مبادرت به ایجاد تکنولوژی به صورتی که غرب به آن دست زد نمی‌کردند، چون ساختن این نوع ابزارهای نظامی و کشاورزی ملازم ساختن ماشین‌ها و کارخانه‌های مهیبی است که نظام اکوسیستم را به هم می‌زند. 4- نمی‌دانم، اگر هم چنین روایتی بوده نباید فکر کرد از منظر نگاهی که غرب به طبیعت دارد عمل می‌کردند. 5- مسلّم تشویق می‌کردند. موفق باشید
509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم لطفا به مکالمه زیر که میان دو شخص فرضی الف و ب بر قرار شده است توجه نمایید. به نظر شما آیا سیر کلی مکالمه و استدلالات مطروحه از طرفین روند خوبی را طی میکند الف: با توجه به عصمت ازلیه ائمه اطهار علیهم السلام چگونه می توان تعالی و برتری آنان را نسبت به بندگان دیگر توجیه کرد زیرا خداوند فرمود «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» و معلوم است که تقوا با انتخابگری میان خوب و بد معنا پیدا می کند اما در حالتی که عصمت ازلی مانع از هرگونه انتخاب بد می شود پس تقوا بی معنی و هرگونه تعالی منتفی است و لذا فرشتگان همواره در مقامی ثابت اند و تعالی ندارند اما انسان کامل که شریف تر از فرشتگان است مختار است. در حقیقت گویی با طرح مسئله عصمت ازلی مقام ائمه را به جای بالا بردن ، پایین آورده ایم و در مقابل, هر انسان دیگر که مرتکب کوچکترین ثواب اختیاری شده است را شریف تر از آنان محسوب کرده ایم در حالی که اگر عصمت را اکتساب محسوب کنیم به اشکال فوق دچار نمی شویم ب: اولا عصمت اکتسابی اگر چه اشکال فوق را موقتا مسکوت می گذارد اما منجر به اشکال کلامی دیگری می شود و آن «نقص نسبی» ائمه است زیرا لازمه عصمت اکتسابی این است که ائمه هر لحظه نسبت به لحظه بعد از کمال کمتری برخوردار باشند ثانیا عمصت ازلی اختیار معصومین را مغشوش نمی کند زیرا همواره حفظ عصمت از اکتساب آن دشوار تر است و اختیار ائمه در حفظ موهبت عصمت بروز می کند و همین است که انان را شایسته مقام خلیفه اللهی و سجده ی ملائکه کرده است. دشواری حفظ عصمت وقتی روشن می شود که بدانیم طبق حدیث هرکس توبه کند گویی از مادر متولد شده است اما می بینیم که عموم انسانها پس از توبه های مکرر مرتکب گناهان بزرگ می شوند الف: اگرچه استدلالت را می پذیرم اما آن را برای جواب به سوال خود کافی نمی دانم زیرا گویی عصمت به تنهایی چاره دوری از گناه نیست همانگونه که علم به تنهایی چاره نیست زیرا حضرت آدم علیه السلام اگر چه لایق مقام تعلیم کل اسما شد اما باز مرتکب اشتباه شد بلکه به نظر می رسد آنچه دوری شخص از گناه را تضمین می کند علم+ عصمت است و لذا عموم مردم اگر چه بارها به مقام عصمت پس از توبه نائل می شوند اما به دلیل نداشتن علم باز مرتکب گناه می شوند. این معنا از زبان حضرت خضر سلام الله علیه بیان شده است که فرمود «و کیف تصبر علی مالم تحط به خبرا» «و چگونه بر آنچه علم نداری صبر توانی کرد». می بینیم که حضرت خضر دوری از اشتباه را در گرو داشتن علم می داند و البته همانطور که درباره حضرت آدم بیان شد علم به تنهایی هم کارساز نیست و حال اگر کسی این دو را به صورت توامان و ازلی(نه اختیاری و اکتسابی) داشته باشد تعالی و برتری برای او منتفی است و با توجه به آیات قرآن مشاهده می شود که این دو مقام به صورت توامان و ازلی تنها برای یک گروه(اهل بیت علیهم السلام) معین شده است(آیه 31 سوره بقره درباره علم و آیه 33 سوره احزاب درباره عصمت) و لذا باید گفت اینان مقامی مادون دیگر بندگان دارند ب: استدلالت را می پذیرم و حرفی برای گفتن ندارم جز آنکه بدانیم مسئله عصمت اهل بیت علیهم السلام جزء اسرار قرآن محسوب می شود که نباید انتظار داشت براحتی در دسترس قرار گیرد زیرا خداوند متعال بنا ندارد همه اسرار را در اختیار ما گذارد که فرمود«و ما کان الله لیطلعکم علی الغیب و لکن الله یجتبی من رسله من یشا فامنوا بالله و رسله و ان تومنوا و تتقوا و فلکم اجر عظیم»
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد شخصیت ائمه«علیهم‌السلام» باید متوجه دو بُعدِ نفس ناطقه و حقیقت نوری ان‌ها بود. نفس ناطقه‌ی آن‌ها مثل بقیه «النفس جسمانیة‌الحدوث و روحانیة‌البقاء» است و به عنوان یک شخص از شکم مادرشان شروع می‌شوند، ولی حقیقت نوری آن ذوات مقدس فوق خلقت آسمان‌ها است، مقام «اول ما خلق‌الله» هستند. موضوعی که در مورد ائمه«علیهم‌السلام» با آن روبه‌رو هستیم این است که آن ها اشخاصی‌اند که با آن مقام نوری متحداند، و لذا با توجه با ارتباطی که با آن مقام دارند با ما سخن می‌گویند و ما را هدایت می‌کنند، اما در مورد خودشان همان‌طور که فرمودید باید تلاش کنند که اتحاد نفس ناطقه‌ی آن‌ها با آن مقام حفظ شود و عبادات طولانی آن‌ها جهت حفظ آن اتحاد است. خداوند در عینی که آن ذوات مقدس را با مقام حقیقت نوری و نور عظمت متحد کرده‌،ازاختیار خارجشان ننموده است و حفظ اتحاد با آن حقیقت را بر عهده‌ی آن‌ها گذارده و عبادات طاقت فرسای ائمه«علیهم‌السلام» جهت حفظ همان ارتباط است که سخت‌ترین کار ممکنه برای هرکس همین کار است و کمال ائمه«علیهم‌السلام» نیز در همین است که با حفظ اختیار و داشتن همه‌ی ابعاد بشری عصمت موهبی را حفظ کردند. موفق باشید
483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد.اگر مرد تازه ازدواج کرده به بهانه ی اینکه امتحانات دانشگاه دارد یا اینکه می خواهد فعالیتی را در خانه انجام دهد یا اینکه مثلا شبهای قدر است و می خواهد از این شبها در خانه استفاده کند و حضور زن و فرزند کوچکش را مانع انجام کارهای خود بداند و آنها را به خانه ی پدری زن بفرستد ( ولو با رضایت خانمش) آیا کار درستی است و یا اینکه زندگی مشترک باید در این قبیل کارها و مشکلات نیز خود را نشان دهد و فقط مربوط به مواقع عادی نباشد؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی إن‌شاءالله روح انسان باید طوری وسعت بگیرد که حضور همسر و فرزند در خانه مانع اُنس با خدا نباشد و شاید آن ها زمینه‌ی ریزش بیشتر فیض الهی هم بشوند. موفق باشید
18375
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیزمان: جان ما فدای رهبری که وقتی انسان حتی پیام تسلیت او را در رحلت آیت الله هاشمی (ره) در مقایسه با بزرگانی همچون آیت الله جوادی آملی، آیت الله مظاهری و دیگران می بیند به عمق حکمت ایشان پی می برد و می بیند واقعا مقام نایب امام زمان بودن شایسته ایشان است. اما دو سوال: جناب استاد در نماز میت عبارت اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا آمده است و قطعا جز درباره معصوم و انسانهای خیلی متعالی درباره کس دیگری صادق نیست ولی خوب به ما دستور داده اند برای هر میت مسلمان بخوانید. شاید سرش این باشد که نه حقیقتا من جز خیر از او ندیده ام بلکه می خواهند به ما یاد بدهند اساسا بدیها را نبین شتر دیدی ندیدی دیگر مرده است خوبی هایش را ببین و گرنه این عبارت در نماز میت در باره اکثریت ماها کذب است، خوب حالا با این مبنا چرا رهبر عزیزمان این فراز را برای آقای هاشمی نمی خواند؟ اگر بگوئیم غیر خیر هم از او دیده خوب برای بقیه مسلما نان هم ایضا، پس باید فلسفه دیگری داشته باشد که ما آن را از استادمان جستجو می کنیم؟ سوال دیگر این که بزرگان ما من جمله آیت الله جوادی حفظه الله مصیبت را به امام زمان (عج) تسلیت گفتند ولی مقام معظم رهبری خیر. در صورتی که به طریق اولی نایب ایشان باید به ایشان تسلیت بگویند راز کار کجاست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی مقام معظم رهبری حجت برایشان تمام است که ضعف‌هایی بَیّن در آقای هاشمی دیده‌اند، چطور بتوانند آن جمله را بگویند. آری! گاهی شما برای طرفی که نماز می‌خوانید نمی‌شناسید و یا می‌دانید در خطایش به موضوع آگاه نبوده، ولی رهبری به چنین نتیجه‌ای نرسیده‌اند مگر می‌توانند آن جمله را بگویند 2- اگر در همه‌ی امور رهبری حجت ما هستند و مورد تأیید خاص حضرت حق می‌باشند، از عدم تسلیت ایشان به امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌فهمیم آن‌چه را که باید بفهمیم. موفق باشید

نمایش چاپی