باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه جریانهای صهیونیستی در نظام سلامت جهانی نفوذ کردهاند و این موضوع به اثبات رسیده است، حرفی نیست. ولی همانطور که در جواب سؤال 18085 عرض شدبالاخره در این زمان و در این نوع زندگیها، بیماریهایی پیش میآید که دنیایِ جدید آن را ایجاد کرده و طبّ جدید آن را میشناسد و نمیتوان به چنین طبیبانی رجوع ننمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقدمهی کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» عرض شد که «زن» یک پدیدهی جدید در تاریخ ما است و در آنجا مقایسهای بین یک لودر و کلنگهای زیاد شد. بدین معنا که اینطور نیست که هزار کلنگ یعنی همان یک لودر؛ بلکه لودر یک پدیدهی جدید است و نسبت دیگری را با طبیعت در این تاریخ ایجاد میکند. ما هنوز باور نکردهایم «زن» در این تاریخ، همانی نیست که 400 سال پیش بوده است تا حکمی مناسب این «زن» در این تاریخ برای او داشته باشیم، همچنانکه هنوز در سایر موضوعات این عالم در مفاهیم بهسر میبریم و از نگاهِ «وجودی» به عالم و آدم بیبهرهایم. انبوهِ مفاهیم تفکر مشائی حجابی برای هرگونه تفکری شده است. باید آرامآرام رویکرد فکری جامعه عوض شود، تا نگاه تاریخی جای نگاه مفهومی به موضوعات را بگیرد. هنوز تاریخی که در انتظار آن هستیم، متولد نشده است. پیشنهاد بنده آن است که برای فهم نگاه تاریخی، مطالعهی دقیق و بیش از یکبار کتابِ بس خطرناکِ دکتر رضا داوری اردکاری که اخیراً نوشتهاند را، دارم. نام کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعهنیافته». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید هفتهای دو بار مشرف شوید و به زیارت اکتفا کنید و به دروس خود بپردازید خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار اگر عالمانه و با شناخت تاریخی انجام بگیرد، کار بسیار لازمی است به شرطی که هر دو طرف بدانند چهکار باید بکنند. نگاه اندیشمندانِ علوم پایه باید متوجهی نقصها و محدودیتهای اندیشهی پوزیتیویستی حاکم بر آن علوم باشد و نسبت به آن نقص، خودآگاهیِ کاملی پیدا کنند که فعلاً ما در این شرایط هنوز قرار نگرفتهایم و حوزه هم باید متوجهی نقصِ نگاه متافیزیکی و انتزاعی خود بشود که در این امر نیز کارِ چندانی نشده، ولی بحمداللّه در هر دو گروه افقی برای رفع نقصهای مذکور در حال طلوع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در چنین تاریخی که شیطان با همهی مظاهر خود به صحنه آمده، باید شریعت و طریقت و حقیقت با همهی ابعادش به صحنه آید تا انسانها مزهی دینداری را با همهی ابعاد خود بچشند 2 و 3- بحثهایی که در شرح کتاب «رسالة الولایه» و سپس 6 جلسهای که تحت عنوان (برکات نظر در نسبتِ بین «وجودِ نفس» با «صِرفُالوجود») خوب است که مدّ نظر باشد 4- نفس ناطقهی انسان به اندازهای که بقاء و ثباتِ حق را احساس کند از فروافتادن در حرکات دنیایی پرهیز میکند. در مورد بحث برزخ و نار خوب است که به جزوهی «نحوهی بدن اخروی» که در قسمت جزوات سایت هست، رجوع فرمایید. 5 – خیر! باید دست در «کار» و دل با «یار» داشت و این با خودآگاهی نسبت به دنیا پدید میاید و نه سر به کویر لوت گذاشتن!! 6- آنطور که مولایمان به فرزندشان در نامهی 31 نهجالبلاغه فرمودهاند چگونه زیستن را میتوان آموخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در شریعت الهی به ما دستور دادهاند با کسانی ارتباط داشته باشیم که ما را به یاد خدا میاندازند و متوجهی حیات ابدیمان میکنند و با بقیه تا آنجا که ممکن است باید مدارا کرد مگر آنکه موجب معصیت شود 2- «عجب» وقتی به سراغ انسان میآید که انسان از الطاف الهی غفلت کند و گمان نماید خداوند به جهت استحقاق طرف به او لطف کرده و راه درمان آن نیز همان است که بفهمد اگر همین الطاف را خداوند به هرکس میکرد، چنین توفیقاتی نصیب آن میشد. پس قضیه، قضیهی امتحان است به همان معنایی که مولوی میفرماید: «امتحان در امتحان است ای پسر / هین به اندک امتحان خود را مخر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی«حفظهاللّه» میفرمودند که از آنجایی که تزکیه نیز نیاز به علم مخصوص به خود را دارد، قرآن در آیهی 129 سورهی بقره، تعلیم را مقدم داشته تا انسان به کمک کتاب و حکمت، علمِ به تزکیه را بیاموزد و حال چنین انسانی که تزکیه شده است را منوّر به علم و حکمت میکند و در چنین حالی است که کتاب و حکمت برای او و برای جامعه مفید میافتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام و با انطباق خود با رهبری انقلاب از اساتید عزیز اخلاق بهخوبی بتوانید استفاده کنید. کتاب «جمال آفتاب» در جای خود شرح خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن تعریف در علم حصولی است ولی آن تفکری که موجب شدیّت وجود میشود تفکری است که در تعریف آن داریم: «تفکر، رفتن از باطل سوی حق / به جزو اندر بدیدن کلّ مطلق» که در اوائل کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» بحث آن شده که: رفتن از باطل به سوى حق، در عرفان به معنى عبور از مشهورات زمانه و توجه به حقايق ثابت هستى است. عرفاى بزرگ مىفرمايند: تا كسى از عادات زمانهى خودش عبور نكند نمىتواند سلوك را شروع نمايد. با تعريفى كه عرفا از فكر دارند وقتى نتوانيم از مشهورات زمانه و عادات اجتماعى عبور كنيم هنوز تفكر را در خود شروع نكردهايم. در نتيجه براى فكركردن بايد زمانهى خود را بشناسيم تا گرفتار مشهورات و عادات آن نشويم، بايد به درستى بفهميم چرا زمانهى ما فعلًا زمانهى بىفكرى است تا عادات و مشهورات زمانه را مبادى فكر خود قرار ندهيم و در بىفكرى گرفتار نشويم. تفكر، گذشتن از حجاب كثرت و شهود حق در تمامى موجودات است و تفكر به اين معنا بدون حضور و دلآگاهى تحقق نمىيابد. موفق باشید
