بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7155

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام حضرت استاد طاهرزاده این نکته را بنده نمی فهمم که چگونه علوم مختلف انسانی مثل جامعه شناسی یا مدیریت و... اساس ساختارشان را بر مبنای فلسفه غرب پی ریزی می کنند در مطالعات مبنایی علوم حتی علوم کاربردی انها مملو از مکاتب فلسفی غرب است . چگونه این ارتباط سلسله وار و منسجم را با مبانی فلسفی غرب برقرار می کنند شناسایی این ارتباط را در کدام منایع و کتب بخصوص آثار حضرتعالی می توان مورد مطالعه قرار داد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال 7139 عرایضی داشتم. کتاب «ان‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» در این مورد حرف‌هایی دارد. موفق باشید
6505
متن پرسش
با عرض سلام و ادب محضر استاد بزرگوار جناب آقای طاهر زاده(زید عزه) پیشاپیش از اینکه مصدع وقت حضرتعالی می شوم پوزش می طلبم. 1. آیا در ادعیه ماثور می توان تصرف کرد؟ مثل تغییر ضمیر داد یا بخش هایی که متناسب با حال و معرفت داعی است قرائت کرد؟در این صورت آیا دعای قرائت شده ماثور است یا از حال ماثور بودن خارج می شود؟ 2. آیا در ادعیه ماثور اجازه از عالم،عارف و ... لازم است یا خیر؟ 3. در صورت نیاز به اجازه شامل کدام عناوین و موضوعات می شود؟مستند روایی یا قرآنی برای این موضوع وجود دارد؟ 4. آیا اجازه در اجابت دعا یا ذکر موثر است؟ 5. نسبت دادن منشاءعلوم غریبه به حضرات معصومین بخصوص امیرالمومنین صلوات الله علیه چقدر صحت دارد آیا در منابع معتبر روایی روایتی نقل شده است؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر بخواهیم خود را در ذیل قلب مبارک اولیاء معصوم قرار دهیم نباید در دعا تصرف کنیم. ولی یک وقت می‌خواهیم به کمک ادعیه‌ی صادرشده از اهل‌البیت«علیهم‌السلام» زبان حال خود را به خدا اظهار کنیم، در این حالت است که می‌توان ضمائر را تغییر داد در این صورت نباید به عنوان دعای مأثوره به آن نگاه کرد و از این جهت جایز است ولی اگر امام جهت امر خاصی دستوری داده‌اند صرفاً باید مطابق دستور عمل کرد 2- دعاهایی که خصوصی نیست اجازه نمی‌خواهد، ولی اگر استادی را در این امور پذیرفته نباید بدون اجازه‌ی ایشان عمل کند 3- مثل آن‌که حضرت خضر«علیه‌السلام» به حضرت موسی«علیه‌السلام» دستور دادند سؤال نکنند تا خودشان به حضرت موسی«علیه‌السلام» خبر دهند. 4- وقتی کسی در ذیل استاد سلوکی در این امور قرار دارد اجازه‌ی استاد موجب حضور قلب بیشتر می‌شود ولی همین‌که اساتیدی مثل امام و یا علامه طباطبایی یا آیت‌اللّه جوادی و یا آیت‌اللّه حسن‌زاده و آیت‌اللّه ملکی تبریزی و شهید مطهری و امثال این بزرگان توصیه به دعایی بکنند مثل آن است که اجازه داده‌اند 5- حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» که در مقام حقیقت خود ،واسطه‌ی فیض به عالم هستی هستند و در همه‌ی عوالم از همه‌ی موجودات حاضرترند صاحب همه‌ی علوم‌اند ولی آیا علوم غریبه واقعاً علم است و یا توحید علم است. به نظرم کتاب «در کوی بی‌نشان‌ها» که وجهی از زندگانی آیت‌اللّه انصاری همدانی را مطرح کرده، در این رابطه نکته‌ی خوبی دارد. موفق باشید
6168
متن پرسش
با سلام و احترام می خواستم نظر شما را راجع به مقاله‌ی آقای غروی در روزنامه بهار بدانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار مقاله‌ی فاسدی بود که در عمق خود اصل اسلام را با حیله‌گری تمام نشانه گرفته است. إن‌شاءاللّه در صبح روز یازدهم محرم در گلزار شهدای دستگرد عرایضی در این مورد خواهم داشت که چگونه این جریان‌ها در اردوگاه دشمنان اسلام و برای حفظ تمدن غربی با روح تمدن‌سازی اسلامی مقابله می‌کنند هرچند در لفافه‌ای از معنویت که شیوه‌ی فراماسیون‌ها بوده و هست عمل می نمایند. موفق باشید
5783
متن پرسش
سلام.حضرت امیر در نهج البلاغه می فرمایند:....و کمال الاخلاص له، نفی الصفات عنه...آیا منظور از این حرف نفی جدایی صفت از ذات است؟یا واقعا موصوف کردن خداوند به هر صفتی اشتباه است؟اینکه مثلا شما مهربان هستید و طبق درکی که از مهربانی دارید آن را به خداوند نسبت بدهید و بگویید جنس مهربانی خدا هم همین است درست است؟آیا این ما نیستیم که برای خداوند صفت درست می کنیم؟این تقسیم از جانب ماست؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی‌: سلام علیکم: از آن‌جایی که صفات حضرت حق عین ذات اوست پس هرگز نباید یک خدا تصور کرد و مجموعه‌ای صفات، بلکه او را همان حیّ مطلق و علیم مطلق دید و از این جهت حضرت متذکر می‌شوند کمال اخلاص آن است که او را یک حقیقت بیابی که همه‌ی صفات را دارد ولی هیچ‌کدام از صفات هم در مقابل ذات نیست بلکه وحدتی است که عین کثرت است. همه‌ی کمالات از جمله رئوف‌بودن از آن خدا است و ما به او این صفت را نداده‌ایم ولی سخن علی«علیه‌السلام» آن است که در سطحی بالاتر متوجه وحدت حضرت حق باشیم ،وحدتی که صفات او او را از یگانگی خارج نمی‌کند. موفق باشید
5234
متن پرسش
با سلام و عرض ادب.آیا حضرت حجت در زمان حکومت شان بر اساس علم ظاهر قضاوت و حکومت می کنند یا علم باطن؟اگر جواب علم باطن است آیا حدیث و روایتی در این زمینه داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حضرت حجت علم ظاهر و باطن را در مدیریت خود جمع می‌کنند، چون در روایت داریم علومی که امروز هست یک حرف از 27 حرفی است که در زمان حضرت ظاهر می‌شود. موفق باشید
4726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وارزوی قبولی طاعات وعبادات شما...سوالاتی درباره سخنان اقای روحانی در برنامه خبر شبکه دو دارم...ایشان در باره وضعیت گفتگوها دران برهه گفتند که تصمیمات اتخاذ شده تحت نظر وبا تدبیر مقام معظم رهبری بوده وهمچنین تعلیق گوشه ای ازفعالیت ها نیز بدلیل وقوع جلوگیری از جنگ با امریکا بوده است و رهبری نیز تصمیمات اتخاذ شده را "پخته"ارزیابی کردند...دکتر ولایتی نیز گفته اند:«هم توقف و هم تاکید بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای که در دولت گذشته و این دولت تجربه شده است با تدبیر مقام معظم رهبری صورت گرفته است »...ولی رهبری در جمع دانشگاهیان از عقب نشینی در برابر غربی هها در ان برهه انتقاد کردند وفرمودند:«در آن دوره بواسطه همراهی با غربی ها و عقب نشینی هایی که انجام گرفت، آنها آنقدر جلو آمدند که من مجبور شدم شخصاً وارد میدان شوم.»...اقای روحانی نیز نماینده اقا در شورایعالی امنیت بودند وهستند...نمی توانم بین این موارد جمع بندی کنم!!!...1-نظرات رهبری در مورد هسته ای چگونه اعمال می شده؟حضور نماینده ایشان درصدر هییت مذاکره کننده به چه معناست؟2-ایا ایشان ان انتقاد هارا نسبت به دولت وهییت مذاکره کننده داشته اند یا به مواضع کلی نظام دران برهه(به این معنا که روند انجام شده تحت نظر خود را تجربه ای نامطلوب دانسته اند؟)...3-اگر مذاکرات تحت نظر ایشان انجام شده چه انتقادی به دولت وقت وارد است؟!!!...التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم آقای علی باقری در این رابطه مطالب را روشن کردند؛‌ سخنان ایشان را سایت رجانیوز آورده‌است. موفق باشید.
4155
متن پرسش
سلام علیکم لطفا نامگذاری امسال مقام معظم رهبری را بیشتر تبیین نمایید مفهوم حماسه،چگونگی خلق حماسه،رابطه این شعار با سبک زندگی،رابطه این شعار با عبور از مدرنیته،سهم دانش آموزان،معلمان،دانشجویان و طلاب در تحقق این شعار را بفرمایید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در همه‌ی دستورات خود از جمله در شعار هرساله بستری را اراده کرده‌اند که اگر ما جانانه از ایشان تبعیت کنیم، آن بستر به نظامی می‌انجامد که برای جهان بشری الگوی مناسبی است. در همین رابطه در جواب سؤال شماره‌ی 4141 عرایضی داشته‌ام. وقتی متوجه مقصد رهبری عزیز شدیم هرکدام در موقعیت خود وظیفه‌ی خود را انجام می‌دهیم. حماسه‌ی سیاسی و اقتصادی یعنی در این شرایط تاریخی از هر قدمی که در تقابل با استکبار جهانی می‌توانیم برداریم کوتاهی نکنیم، از جمله در انتخابات و در تحریم‌ها. موفق باشید
3873
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم استاد عزیز آیا زلزله عظیم زمین را مردم با همین چشم سر مادی شاهد خواهند بود یا زلزله زمین در عالم برزخ یا قیامت است. سوال دوم خواندن ادعیه مانند کمیل وندبه بصورت دسته جمعی آیا مورد سفارش است یعنی اینکه یک نفر میخواند بقیه گوش میکنند یا بهتر است هرکس خودش تنها بخواند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مثل زلزله‌های دنیا نیست بلکه کلّ موجودیت دنیا دگرگون می‌شود و عملاً این چشم و این بدن نمی‌ماند که بخواهند با آن بنگرند 2- هر دو روش خوب است، باید به حال خودتان بنگرید. موفق باشید
3148
متن پرسش
با سلام من دانشجو هستم. اگر زمان یکی از کلاس ها با وقت اذان تداخل پیدا کند. ایا شرکت در کلاس افضل است یا نماز اول وقت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون حضور در کلاس به یک اعتبار واجب است و رعایت وقت نماز فضیلت مستحب می باشد باید در کلاس حاضر شوید ولی خوب است این را از مرجع تقلید خودتان سوال کنید. موفق باشید.
3018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سؤال20: انسان به بعضی قضایا علم حصولی دارد مثل این که: «دیروز درد داشتم»، و به بعضی قضایا علم حضوری دارد مثل این که «الآن درد دارم». پس می‌شود انسان به یک قضیه علم حضوری داشته‌باشد بدون این که نظر به موضوع و محمولش داشته‌باشد. حال سؤال ما این است که: آیا مبادی یک فکر، لزوماً از جنس قضیه و تصدیق است (البته لابشرط نسبت به این که نظر به موضوع و محمولش بشود یا نشود)؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:جناب اقای قدوسی ایا قبلا این سوال جواب داده نشده است؟ باسمه تعالی.باسلام.سوال تکراری است باشماره 2906
2415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز نظرتان درباره ی حاج آقا مجتبی موسوی در درچه چیست؟ چطور از ایشان با توجه به شاگرد بودن در محضر آیت الله بهادینی.ره. استفاده کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده اطلاع کافی ندارم. موفق باشید
23695
متن پرسش
با سلام به استاد طاهرزاده: بعد از دیدن فیلم مصاحبه‌ شما با آقای میلاد دخانچی، احساس کردم با طاهرزاده جدیدی روبرو شده‌ام. طاهرزاده‌ای که از یک طرف سختْ در آموزه‌های دینی و تعلق به انقلاب اسلامی حاضر است، ولی ما را دعوت می‌کند تا در جهان و در دنیای مدرن حاضر شویم و اصرار دارد باید غرب را طوری بشناسیم که دیگر نباید از آن فرار کرد، بلکه باید در آن حاضر شد و نقش‌آفرینی کرد. آقای طاهرزاده مگر ما در کجای انقلاب قرار داریم که شما نگران نیستید که قصه‌ی ما قصه‌ی آن کسی نشود که رفت آب بیاورد، آب او را برد. آیا تجربه‌ی جریان اصلاح‌طلبی و جریان آقای هاشمی را نباید در نظر داشت که اینان چگونه گرفتار نحوه‌ای از غرب‌زدگی شده‌اند و انقلاب را از حقیقت و هویتش خارج کردند. نسبت این مصاحبه با مباحث عجیب جنابعالی در سلسله درس‌گفتار «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» چگونه است؟ آن‌جایی که می‌فرمایید باید آن‌چنان وارسته شد تا جانمان آماده شنیدن صدای حقیقت که ندای انقلاب اسلامی است بگردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از 40 سال از حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ می‌توانیم در نسبت خود با مدرنیته و مواجهه‌ی خود با غرب، تفکری که مناسب امروزمان است داشته باشیم. آیا هنوز باید نگران بود که انقلاب اسلامی از طریق فرهنگ مدرنیته گرفتار استحاله گردد؟ و یا انقلاب اسلامی می‌تواند در جهانی جدید مشارکت کند؟

آن‌چه شدیداً در این تاریخ به آن نیازمندیم، فهمِ درست غرب است از آن جهت که دیگر ادعای یونیورسال‌بودن خود را نه‌تنها از دست داده است، بلکه خودْ نیز مثل قبل چنین ادعایی ندارد. البته این سؤال همیشه باید مدّ نظر ما باشد که چگونه می‌توان غرب را فهمید و شرایطِ امکان غرب‌شناسی چیست؟ آن‌چه از آثار امثال دکتر رضا داوری برمی‌آید آن است که هنوز غربْ درست فهم نشده و با فهم غرب، ما جایگاه خود را بهتر می‌شناسیم.

با توجه به این‌که موضوع نفیِ فراروایت و يكتا انگارى مدرنيسم جايش را به تنوع و تكثر داده است و مركزيت گرايى تاريخى و انحصار معرفتى غرب از عرصه روابط انسانى و فرآيند نظام سازى اجتماعى کنار رفته و تکثر، بستری شده برای سهیم‌شدن ما در دنیای جدید، ایرانِ اسلامی با سابقه‌ی تمدنی خود می‌تواند در صحنه‌ی تاریخ جهانی پا بگذارد و از این جهت معنی دیگری از جهان مدرن به تجربه آید. با فهمِ غرب از این جهت، جایی در عالم برای ما پیش آمده است و آستانه‌ای برای فهمِ جهان مدرن که ما نیز در آن نقش داریم، در مقابل ما گشوده شده است تا ما جهانی را تجربه کنیم که خودمان در هویت آن بی‌نقش نیستیم. بلکه در جایی قرار گرفته‌ایم که نه در غرب هستیم و نه در گذشته‌ی خود، که نگران سیطره‌ی غرب بودیم و با فهمِ درست امکانات جهان مدرن می‌توانیم در آن مشارکت کنیم و از سرمایه‌های اصیل دینی و فلسفی خود برای ظهور در جهان جدید بهره بگیریم و به یک معنا خود و سرمایه‌های خود را در این تاریخ و مطابق این تاریخ بشناسیم و این بدون درک حقیقت انقلاب اسلامی که صدای خدا در این تاریخ است، ممکن نیست. آری! اگر با تمام وجود، جانمان حقیقتِ انقلاب اسلامی را نچشیده باشد، قصه‌ی ما قصه‌ی همانی است که رفت آب بیاورد و آب بردش و نتوانست هیچ تأثیری در تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده، داشته باشد. موفق باشید.

18086
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نظرتون در مورد این گفتگویی که در یکی از شبکه های اجتماعی صورت گرفت چیست؟ الف. اعضای یک گروه برای فعالیت سیاسی بهتره از شرایط و امکانات همدیگر مطلع باشند این جوری قدرت بیشتری خواهیم داشت. مثلا اگه کسی در قسمت بهداشت و درمان آشنا و یا آدم مطمئنی سراغ داره به من بگه چون نیاز به اطلاعاتی در زمینه سلامت مردم اما مستند نیاز دارم چون بچمو واکسیناسیون نکردم مسئول بهداشت شهرمون منو تهدید کرده که شکایت می کنیم و این حرفا منم یه آماری از سلامت مردم دادم که می گفت همش دروغه و اینا تشویش اذهان عمومیه و خلاصه اگه کسی رو می شناسید بهم بگید. ب. مواظب باشید دچار افراط و تفریط نشوید. گاهی افراط و تفریط آسیب می زند. به نظر بنده واکسن فرزند خود را بزنید. الف. درمورد واکسیناسیون تحقیق زیادی کردم که یقین دارم مثل اون آیه قرآنه که خدا میگه در شراب منفعتی است ولی ضررش اکثر من نفعهما. در روایت داریم برای اینکه بچه فلج نشه حجامت نقره کنید و خیلی دستورات دیگه در مورد نوزادان. سازمان جهانی بهداشت خودش میگه اونایی که واکسن سرخک زدن نسبت به اونایی که نزدن بیشتر مبتلا به سرخک شدن. از لحاظ تجربی هم من هر چی بچه دو رو بر خودم می بینم همشون مریضن از همون ابتدا که زردی میگیرن و یکم که بزرگ میشن حساسیت و ضعف سیستم ایمنی بدن و اوتیسم و غیره. یقین دارم که جزیی از برنامه ی استکباره برای ضعیف کردن جسم و ذهن مردم دنیا مخصوصا ما شیعه ها. دانشمندای خودشون میگن این واکسن ها از کلیه سگ و جنین سقط شده و آلومینیوم و سرب و الکادوئید و غیره درست میشه که خیلی مضره. وقتی مسئول بهداشت شهر بهم گفت بیا تا صحبت کنیم باور کنید اون و همکاراش به اندازه ی منی که کاردانی حسابداری دارم از این واکسن ها و سلامت مردم نمیدونستن. وقتی هم می خواستم بهشون دید کلان بدم و در مورد وضعیت روز دنیا و استکبار و بهداشت دنیا بهشون بگم گفتن اینا دروغه و تشویش اذهان عمومیه و تو بدبینی و سیاست رو با بهداشت قاطی نکن و سیاسی حرف نزن و .... آخرش هم تهدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که جریان‌های صهیونیستی در نظام سلامت جهانی نفوذ کرده‌اند و این موضوع به اثبات رسیده است، حرفی نیست. ولی همان‌طور که در جواب سؤال 18085 عرض شدبالاخره در این زمان و در این نوع زندگی‌ها، بیماری‌هایی پیش می‌آید که دنیایِ جدید آن را ایجاد کرده و طبّ جدید آن را می‌شناسد و نمی‌توان به چنین طبیبانی رجوع ننمود. موفق باشید

13195

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: سخن آیت الله جوادی در مورد اینکه: 1. هر مرتبه از خلافت برای مرتبه ی ویژه ای از مراتب هستی جعل شده است یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم است که هر مرتبه‌ای از مراتب هستی حکم خاص خود را دارد و خلیفة اللّه در آن مرتبه حکم خاص آن مرتبه را بر آن مرتبه اعلام می‌کند. موفق باشید

11681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا عرض سلام و تبریک سال نو و عرض تسلیت ایام شهادت حضرت زهرا (س): صدقه دادن به افراد نیازمند باید به چه صورت باشد؟ اگر در طرف مقابل حالت طلب کاری بوجود آید صدقه دادن صحیح است؟ البته ما از روی ترس از خدا و خطرات این کار را انجام می دهیم. ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید مخصوصا ازدواج جوانان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً نیازمند است ما نباید به حالت طلب‌کاری او به او نگاه کنیم. بنده دعاگو هستم. موفق باشید

7255
متن پرسش
باسلام خدمت استاد دخترم که دانشجوی سال اول دانشگاه است بادلیل تلطیف روح وتخلیه احساس علاقمندومصر به اموزش موسیفی میباشدازطرفی بعلت عدم رویکرددین و اقبال مراجع به فراگیری این نوع مواردوچو مذهبی خانوادگی ما راهنمایی لازم چهت اقناع ویاهرگونه دستو رمقتضی مبذول فرماییدر باتشکرودعای خیر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت مؤمن باید از لغو اعراض کند و موسیقی نسبت به سایر هنرها مثل شعر و یا نسبت به معارف الهی، جنبه‌ هایی از لغو دارد و عمر انسان را تلف می‌کند. موفق باشید
6566
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده، استاد خواهشمندم راهنمایی بفرمایید که کدامیک از نگرش های زیر درست است: 1- انسان وقتی با در نظر داشتن شرایط و اوضاع موجود و با توکل به خدا، یک تصمیم در مورد امورات معمول دنیوی می گیرد اما در نتیجه ( به ظاهر و به برداشت خودش) ضرری از جنس مادی و دنیوی حاصلش شود می تواند : الف: با تجزیه و تحلیل فرآیند تصمیم گیری خودش به این نتیجه برسد که این تصمیمش به این علت و آن علت اشتباه بوده و خودش را سرزنش کند و شاید برای دل خوش کردن خودش بگوید که از این اشتباه این درس رو گرفتم و ... ب: یا اینکه این اشتباه و ضرر را با بدون آنالیز و با نگاه توحیدی و به نظر حکمت خدا نگاه کند و بگوید هر چه خدا بخواهد همان می شود و ما از خودمان هیچ ملکیتی نداریم (بنده با این نگرش خیلی آرامش درونی می کنم اما از وقتی وارد درس و مدرسه شدم خانواده، رسانه، دوستان و کتابها و ... در ذهنمان فرو کردند که از هر اشتباهی باید درس بگیرم. می ترسم که یا توحید را خوب نفهمیده باشم و یا همه اینها توجیهی از فرار کردن اشتباه خودم باشد) 2- آیا می توان گفت که از نظر نگرش توحیدی هیچ تصمیم گیری( به خدا توکل شدۀ) اشتباهی وجود نداردو همه آنها ریشه در حکمت خدا دارند؟ 3-جایگاه اینکه خداوند می فرماید هر چی خیره از منه، و هر چی شر و بدیه از خود شماست را چطور می توان با مسایل بالا ریط داد؟ ما را هم دعا کنید استاد دوستدار شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل کار آن است که در هر کار خیری به اعتماد مدد الهی وارد می‌شویم ، در عین حال از عقل خود استفاده می‌کنیم و اگر لازم باشد از عقل بقیه با مشورت با آن‌ها کمک می‌گیریم و سپس هرچه پیش آمد را می‌پذیریم و با همه‌ی این کارها احتمال خطا را نباید صفر دانست زیرا توحید ما در حدّ خودمان است و معلوم نیست به جهت توکل ضعیف خود کارمان با نفسانیت همراه نباشد و در این رابطه خداوند می‌فرماید به هر اندازه که مربوط به خدا است خیر است و هر اندازه که مربوط به نفسانیت ما انسان ها است شرّ است. موفق باشید
6098
متن پرسش
سلام.چند روز پیش در برنامه ای دیدم که آیت الله قاضی حدیثی را در جمع شاگردان می خوانده اند که مضمونش این است:اگر شنیدید کوهی جا به جا شده آن را بیشتر باور کنید تا شنیده باشید خلق و خو و ملکات انسانی تغییر کرده.استاد منبع این حدیث و متن عربی آن را میدانید؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: منبع آن را نمی‌دانم ولی این در اخلاقیات بحث مهمی است و نیاز به سند ندارد که اگر کاری و یا صفتی برای کسی ملکه شد تغییر آن بسیار مشکل است به همین جهت باید از ابتدا مواظب بود ملکات نیکو در ما ریشه بگیرند. موفق باشید
6022
متن پرسش
سلام حضرت استاد گاهی اوقات فکر میکنم که یک مومن واقعی هستم و گاهی احساس میکنم قلبم خالی از هر گونه ایمانی است علت و جاره کار جیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که هستید. چاره‌ی کار ادامه‌ی زندگی ایمانی است تا نظر به خودتان کنید و ببینید هیچ نیستید و نظر به الطاف حق کنید و بگویید «مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا». موفق باشید
5579
متن پرسش
سلام استاد، البته من در موضع چنین امتحانی قرار ندارم خدا رو شکر. ولی خیلی بابت جواب های اخیری که شما بابت زن دوم دادین ناراحت شدم. یعنی واقعا اگه یک زنی قبل از ازدواج با همسرش شرط کنه که اولین و آخرین همسر او باشه، باز هم اون مرد می تونه بره زن دوم بگیره؟ استاد چرا اینقدر غیرواقعی صحبت می فرمایید. خودتون میگید اگر واقعا تکلیف مرد باشه که یک زن دیگه رو از بی شوهری در بیاره. خب این همه مردای مجردی هستن که پول ندارن ازدواج کنن، هرکس میخواد ازدواج مجدد کنه بره مردهایی رو سر و سامون بده که به خاطر بی پولی به گناه می افتند. من کسی رو می شناسم که سال گذشته به خاطر کمتر از ده میلیون نتونست ازدواج کنه !!! به نظر من شما و هم چنین مراجعی که زن دوم را برای مرد حلال می دانید - در زمانه امروزی - ، به هیچ وجه متوجه شرایط زمانه نیستید. الآن نه جنگ است که تعداد مردها کم باشد نه ... . ضمن این که ازدواج مجدد به هیچ وجه با روحیه ی هیچ زن امروزی در این منطقه سازگاری نداره. متأسفم برای افرادی مثل شما که مجوز شرعی ازدواج دوم را به مردان هوس بازی که شرع رو ابزار ارضای شهوت تنوع گرای خود می کنند می دهید. متآسفم برای کسانی که فقه فقه ندارند. یعنی علمی به فقه خود ندارند. متأسفم برای مراجع تقلیدی که با نگاه غیر زمان شناسانه به آیات و روایات و دیگر منابع احکام شرعی ، می نگرند بسیار بسیار متأسفم. خدا لعنت کند مردانی رو که به زن خودشون رحم نمی کنن. فقط می ماند یک حالت. اون هم حالتی که زن مشکلی داره که مثلا بچه دار نمی شه. این حالت هم اگه قبل از ازدواج مرد می دونسته که نباید باهاش ازدواج می کرد که حالا ولش کنه. و اگه این مشکل قبل از ازدواج مکشوف نبوده، مرد باید خودش رو بذاره جای زن ، خود مردها دوست دارن اگه مشکلی دارن ، زنشون ازشون طلاق بگیره و مجددا ازدواج کنه!!. من سال های زیادیه که کتاب های شما رو می خونم اما به هیچ وجه اسلامی را که زن دوم را حلال می داند قبول ندارم. مگر در شرایط خیلی خیلی خیلی نادر که تقریبا در کشور ما صفر است. استاد یک نکته ی خیلی مهمی رو خدمتتو عرض کنم و شاهد بگیرم برای این ادعا که تک همسری با تکوین زن امروز سازگار است.اگر لازم می دونید بفرمایید تا آدرس فیلم رو بگم، چند تا فیلم کوتاه و واقعی هست از خانوم های خارجی و بیشتر اروپایی که نیمه عریان با همسراشون توی خیابون راه می رن ، به محض این که شوهر ناخواسته ، قسمت های مخفی تر زن دیگه ای رو ببینه ، زن به شوهرش حمله می کنه و گاها به او آسیب می رسونه . حالا باز ایرانی ها بهتر اند که اگر این اتفاق بیافتد ، نهایتا زن با مرد قهر می کنه ولی هرگز به مردش حمله نمی کنه. این رو گفتم که بگم حتی زن های اروپایی ها که خودشون عریان هستند طاقت ندارن ببینن مردشون به زن عریان دیگری نگاه می کنه چه رسد به ازدواج مجدد. یعنی این اختصاص به مسلمون ها یا ایرانی ها نداره و تکوین زن معاصر این گونه است. خدا لعنت کند کسانی رو که بدون داشتن نگاه زمان شناسی ، حکم به حلال بودن زن دوم می دهند. خدا لعنت کند کسانی را که گل زن را - به تعبیر پیامبر ص - پژمرده می کنند تا دیگر عطرافشانی نکند. لطفا این سوال رو رو سایت بگذارید تا بقیه خانوم هایی که مطمئن هستم با من هم نظرند این سوال رو ببینند. با تشکر فراوان از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که بنده بنا ندارم به طور مفصل وارد این موضوع شوم و تنها در آن حدّی که کاربران محترم سؤال می‌فرمایند نظر خود را عرض می‌کنم، از جهت آن‌که گویا جنابعالی اصل موضوع را نادیده گرفته‌اید یادآوری می‌کنم عنایت داشته باشید چنانچه شرایط طوری باشد که مرد احساس وظیفه‌ی شرعی کند در زندگی‌بخشیدن به یک خانم به طوری که وجود مردان مجرد به هر دلیلی مشکل را مرتفع نسازد، دیگر شرط قبل از ازدواج در این مورد معنا نمی‌دهد زیرا شرطی است در راستای ترک واجب شرعی که به خودی خود باطل است. عرض بنده از یک جهت توجه دارد به سؤال محمدبن سنان از امام رضا«علیه‌السلام» که: «کتب الیه فیما کتب: وَ مِن علل تحلیل اربع نسوة لرجل واحد»؟ به حضرت نوشت که علل حلال‌بودن چهارزن برای یک مرد چیست؟ حضرت جواب دادند: «لِأنّهُنَّ اکثر مِن الرّجال» زیرا زنان بیشتر از مردان هستند. آیا در موقعی که چنین نباشد دیگر چنین وظیفه‌ای پیش می‌آید که می‌فرمایید ما فقه فقه نمی‌دانیم؟ مگر می‌توان به راحتی و به صرف هوس‌بازی ازدواج مجدد یا ازدواج موقت را در جامعه باب کرد در حالی‌که در روایت داریم: « عن علىّ بن یقطین قال سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُتْعَةِ قَالَ وَ مَا أَنْتَ‏ وَ ذَاکَ‏ وَ قَدْ أَغْنَاکَ اللَّهُ عَنْهَا » حضرت در جواب فرمودند: تو را با آن چکار است؟ با آنکه داراى همسر دائمى هستى و خداوند تو را از ازدواج موقت بى‏نیاز ساخته است. پس نباید موضوع را یک طرفه تمام کرد و این را نیز عنایت داشته باشید باید بین «طبع» با «فطرت» تفکیک کرد، همان‌طور که بعضی از امیال می‌تواند مطابق طبع انسان باشد ولی مطابق فطرت تعالی‌طلبِ انسان نیست می‌تواند بعضی از حرکات مخالف طبع انسان باشد ولی مخالف فطرت تعالی‌طلب انسان نباشد و انسان با عبور از «طبع» می‌تواند به مقام کلی‌تر و وسیع خود که حیات فطری است برسد. با این‌همه وقتی کارشناسان خطر آینده‌ی کشور ما را پیرشدن جامعه می‌دانند و این‌را خطری حتی بزرگ‌تر از مشکلی که جنگ برای ما به‌بار آورد پیش‌بینی می‌کنند و تأکید مقام معظم رهبری در تلاش برای تولد فرزندان بیشتر است و خداوند نیز دختران و زنانی را پروریده است که در صورت ازدواج با آن‌ها این مشکل برطرف می‌شود، آیا نباید در این مورد هم تأمل نمود؟ موفق باشید
4676
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز اینکه شما در شرح کتاب اداب الصلاه میفرمایید برای نماز خواندن نباید به خودمان بگوییم که این نماز را باحضورقلب میخوانم بلکه اینکه فقط ماتصمیم به نماز خواندن وتوجه به هدف افرینش یعنی عبودیت راداشته باشیم وخدا خودش اسباب حضور قلب رافراهم میکند وملائکه رابه عنوان اموکل ومعلم انسان میفرستد حال اولا بنده حقیر درست فهمیدم اگر نیاز به اصلاح دارد-اصلاح کنیدوبعداگر ممکن است ان راقدری شرح دهید باتشکر از شما معلم دلسوز
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید برای آن‌که در نماز در حضور حضرت حق قرار گیریم تنها می‌توانیم نظر به حضرت حق داشته باشیم و آن‌چه را در قالب نماز وارد شده اظهار کنیم بدون آن‌که اراده‌ی دیگری را با موضوع مخلوط کنیم و مثلاً اراده کنیم می‌خواهیم در حضور حق باشیم، این اراده‌، شما را به خود مشغول می‌کند و از حضور باز می دارد. موفق باشید
3527

هایدگربازدید:

متن پرسش
سلام علیکم..ضمن عرض خداقوت و تشکر.با توجه به اینکه تفاسیر مختلف ومتناقضی درباره هرمنوتیک فلسفی هایدگر ارایه شده است به نظر حضرتعالی تفسیر صحیح کدام است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در سایت در قسمت یادداشت‌ ویژه عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
3172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استادعزیز قبلا از این اینکه وقتتون رو میگیرم حلالیت می طلبم چند سالیست ازدواج کردم اما به دلایل شرایط کاری در غربت زندگی میکنیم مشکل اینه که همسر من به شدت از تنهایی فراریست یعنی به هیچ عنوان تحمل تنهایی رو نداره.به طوری که این قضیه80%مشکلات ما در طول این مدت بوده من در خانه احساس یک زندانی رو دارم و خانمم زندان بان منه. شما فکر کنید اگر صبحها که من میرم سر کاراگر نخوابه شاید دیوونه بشه من میرم تو اتاق مثلا کتابی بخونم بساتشو میاره تو اتاق یا این اینکه میخواد به هر نحوی منو از کتاب خوندن بندازه واسه کلاس اومدنمون اگر خودش نتونه بیاد به بهانه های بیخود از رفتن من جلوگیری میکنه وقتی میریم شهرستانمون من باید اگر ایشون خونه باباشه من هم حتما باشم حتی اگر بودن من فایده ای نداشته باشه می خوام برم بانک میگه منم میام شما از این مجمل بخوانید کل ماجرا را.استاد شاید شما اگردر این شرایط گیر میکردید نمیتوانستید کلاسهایتان رو اداره کنید.شاید انهایی که این سوال رو میخوانند بگن چقدر زن زلیل ولی دیگه خسته شدم از دعواهایی که بر سراین قضیه داشتم.راستش را بخواهید من هم هیچ وقت صبور نبودم و تقریبا همیشه این وضع را تحمل نکردم ودعواهای اساسی راه میافتاد که نه تنها فایده ای نداشته بلکه غیر از خشم و غضب وگریه و دادوبیداد ومریضی هیچ نداشته.در ضمن گوش زد کنم که برداشت نشه که خانمم به من شک داره از این بابت یقین دارم .حال من باید چکار کنم خیلی سعی میکنم صبور باشم اما اخرش ناراحتیم در گفتارم یا رفتارم بروز میکنه و یه چیز جالب تر اینکه تاموقعی که حرفمو نزنم مثل خوره منو میخوره و راحت نمیشم.در ضمن همسرم به همین شدت مساله بالا زود رنجه و تحمل هیچ انتقادی رو نداره که دیگه بهتره سخن در این مورد کوتاه بشه که مثلا کافیه بهش بگی بالا ی چشمت ابروست که دیگه حالا بیا جمعش کن که چی به اسب شاه گفتی یابو.باز هم شرمنده که وقتتون رو به من دادید. در پناه حق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: إن‌شاءالله بچه‌دار می‌شوید و مشکل حل می‌شود. در هر صورت محبت کارساز است از محبت غفلت نکنید. موفق باشید
3164
متن پرسش
سلام استاد. در یکی از سخنرانی های شما شنیدم فرمودید اگر: "هنوز نجات نیافته اید یعنی هنوز بر کشتی نجات حسین سوار نشده اید؟". استاد خواهش می کنم به من بگویی سوار شدن بر سفینه نجات حسین علیه السلام چگونه میسر می شود؟استاد من در خصوص ارتباط قلبی با امام حسین ناتوانم. بشدت احساس می کنم امام علیه السلام عظمت دارند، آیا این واقعا عظمت است یا اینکه من شناخت و بصیرت نسبت به ایشان ندارم و حس می کنم این بخاطر عظمت ایشان است که نمی شود خوب با ایشان ارتباط قلبی و وجودی برقرار کنم؟استاد بزرگان می گویند راه معرفت الله از معرفت امام حسین می گذرد چگونه معرفت نسبت به ایشان پیدا کنیم؟راهکار عملی آن چیست. بیکران سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هراندازه در جریان نهضت کربلا بیشتر تدبّر کنیم بیشتر روح انسان طالب اُنس با حقیقت آن حرکت می‌شود و در آن حال اشک شروع می‌گردد و قلب به راه می‌افتد. پیشنهاد می‌کنم کتاب‌هایی را که با تدبّر نسبت به حادثه‌ی کربلا تدوین شده مطالعه شود، مثل کتاب حماسه‌ی حسینی از شهید مطهری. موفق باشید
2417
متن پرسش
با سلام . برخی از متفکرین معتقدند در آیه علم الادم الاسماء کلها، آدم مذکور در آیه اول ما خلق الله است و به تعبیر خودشان آدم عالم ملکوت است نه آدم ابو البشر یکی از دلائلشان این است که چگونه ممکن است پیامبر خاتم که افضل است علم را از جبرئیل و و با و اسطه دریافت کند ولی آدم مستقیما از خدا دریافت کند. ظاهر آیه و قبل و بعد آیات همگی بر آدم ابو البشر دلالت دارند ظاهرا نظر آقای جوادی و علامه طباطبائی نیز همین است. نظر حضرت عالی در رابطه با این آیه و دلیل آن چیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که می‌فرمایید مقام «عَلَّم آدم الأسماء کلّها» مقام خلیفة اللهی آدم است که مصداق کامل آن رسول خدا«صلواة‌الله علیه‌وآله» هستند. موفق باشید
نمایش چاپی