باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر مثل هر حقیقتی در ابتدا معقول خواهد بود و عقل متوجهی وجود ارادهی الهی در رابطه با عالَم و آدم میشود. ولی تا انسان با رفع موانع و کشیک نفس کشیدن آن ارادهی خاص الهیه را احساس نکند، راهِ رجوع به حضرت حق در رابطه با خودش و تاریخش به سوی او گشوده نگشته است. در این مورد عرایضی در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» هست. در ضمن بد نیست به جواب سؤال شمارهی 12462 نظری بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در چنین تاریخی که شیطان با همهی مظاهر خود به صحنه آمده، باید شریعت و طریقت و حقیقت با همهی ابعادش به صحنه آید تا انسانها مزهی دینداری را با همهی ابعاد خود بچشند 2 و 3- بحثهایی که در شرح کتاب «رسالة الولایه» و سپس 6 جلسهای که تحت عنوان (برکات نظر در نسبتِ بین «وجودِ نفس» با «صِرفُالوجود») خوب است که مدّ نظر باشد 4- نفس ناطقهی انسان به اندازهای که بقاء و ثباتِ حق را احساس کند از فروافتادن در حرکات دنیایی پرهیز میکند. در مورد بحث برزخ و نار خوب است که به جزوهی «نحوهی بدن اخروی» که در قسمت جزوات سایت هست، رجوع فرمایید. 5 – خیر! باید دست در «کار» و دل با «یار» داشت و این با خودآگاهی نسبت به دنیا پدید میاید و نه سر به کویر لوت گذاشتن!! 6- آنطور که مولایمان به فرزندشان در نامهی 31 نهجالبلاغه فرمودهاند چگونه زیستن را میتوان آموخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف درستی نیست که بگوییم شناخت حضرت حق با صفات او، برتر از شناخت او از طریق اسماء است. حضرت صادق«علیهالسلام» میفرمایند: « «نَحْنُ وَاللَّهِ اسْماءُ الْحُسني»؛[1] چون خداوند مى فرمايد: «وَلِلّهِ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا»؛[2] براى خداوند اسماء حسنايى هست، پس او را از طريق آن اسماء حسنا بخوانيد. وقتی حضرت صادق«علیهالسلام» مى فرمايند: به خدا سوگند ماييم آن اسماء حسنايى كه خدا فرموده او را از طريق اسماء حسنا بخوانيد؛ در واقع حضرت در اين سخنِ بسيار مهم خود مى خواهند ما را راهنمايى كنند كه از طريق مصداق اسماء الهى و محل ظهور جمال خاص پروردگار مى توانيد با خدا مرتبط شويد. ظاهراً نویسندهی آن متن متوجهی جایگاه اسماء و صفات خداوند نیستند. موفق باشید
[1] ( 1)- مستدركالوسائل، ج 5، ص 229.
[2] ( 2)- سورهى اعراف، آيه 180.
باسمه تعالی: سلام علیکم: میگوید شریعت قبض و بسط دارد ولی نه بر اساس تعمق عالمانِ دین در مبانیِ اصیل قرآن و سنت، بلکه با مطابقت شریعت با علمِ جدید آنهم علمی که نهتنها بر مینای حس و تجربه شکل گرفته، بلکه در بسیاری موارد مبتنی بر حدس علمای تجربی است و به یک معنا میخواهد بگوید دین ذیلِ علم تجربی و آنهم با نگاه غرب به آن قرار گیرد که در عمل دینی برای بشر باقی نمیماند و غرب بر همهچیز سیطره مییابد. که البته بعداً از این هم عدول کرد و اعلام نمود، «اساساً نبوتی وجود ندارد، آنچه پیامبر گفته است آنهایی است که به فکرش رسیده ولی پنداشته است پیامبر است». موفق باشید
