باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخنان جنابعالی در جایگاه خود سخنان درستی است. ولی با اینهمه میتوان از خودخواهیِ بعضی از زنان نسبت به وظیفهای که در رابطه با زنانِ بیشوهر دارند، چشمپوشی کرد؟! و آیا این زنان در آنجایی که باید وظیفهی خود را انجام دهند، اگر به جهت مطالبی که جنابعالی مطرح میکنید و درست هم هست؛ از وظیفهی خود عدول نکنند، یک قدم برای رفع مشکل برداشته نشده است؟ ما همیشه از زنان و مردانِ متعهد انتظار داریم که وظیفهی خود را درست انجام دهند. افراد لااُبالی که به قول جنابعالی، گیرِ این حرفها نیستند! و مگر مسائل اجتماعی یک ضلع و یک زاویه دارد که با نظر به یک ضلع و زاویهی آن نسبت به اضلاع دیگر بیتفاوت باشیم؟ به همین جهت بود که بنده در ابتدای آن جواب عرض کردم این موضوع، موضوع مشکل و پیچیدهای است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که رسولان خدا با دستوراتی میآیند که موجب اتمام حجت میگردد، پشتکردن به آنها عقاب دارد و بدین لحاظ هلاکت اقوام از بعد از قوم نوح شروع شد و خداوند در این رابطه میفرماید: «وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرَاً بَصِيرًا»[1] چه اقوامی که بعد از نوح هلاک کردیم و کافی است پروردگار تو از گناهانش آگاه و بصیر باشد. زیرا قبل از حضرت نوح مردم بر فطرت الله بودند و شریعتی برای آنها نبود. مسلّم پیامبران قبلی هم امر و نهی داشتند و تمرّد از آنها موجب عقوبت فردی میشده، ولی نه به معنای عذابی که از حضرت نوح به بعد بر امتها وارد میگشته است. موفق باشید
[1] - سورهی اسراء، آیهی 17.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به هرکس به همان اندازهای که برای اسلام مفید است مدد میرساند. حضرت آیت اللّه خویی خارج از آن ضعفی که در یک مرحله با پذیرفتن فرح پهلوی از خود نشان دادند، در بقیهی امور شاگردانی تربیت نمودند که امروز از اساتید ارزشمند حوزه و در خدمت اسلام و انقلاباند و مرحوم نواب صفوی از آن جهت که میخواست یکشبه همهی کارها درست شود متوجه کار بزرگی که آیت اللّه بروجردی در صدد پایهگذاری آن بودند نشد و امروز ما وامدار حوزهی علمیهی قمی هستیم که پایههای علمی آن را آیت اللّه بروجردی گذاشتند. خداوند همهی آنها را رحمت کند و خداوند به نیّت پاک این بزرگان مینگرد و همه را مشمول رحمت خود قرار میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسئلهی جایگاه صفویه، در تاریخی که صفویه ظهور کرد باید عنایت داشته باشید که تحقق چنین حرکتی برای علماء بهخصوص، و برای شیعه به صورت اعم، در آن زمان یک رسالت تاریخی است تا از یک طرف چهرهی اسلام از حجابی که عثمانیان بر آن انداخته بودند آزاد شود و از طرف دیگر خطر نفیِ اسلام از طریق فرهنگ غربی شدت نیابد. زیرا اسلامی که عثمانیان ظهور داده بودند چندان نبود که با ظهور رنسانس و پشتکردن به مسیحیت به آن اسلام نیز پشت نشود. و در این راستا دولت صفوی خواسته و یا ناخواسته، رسالت تاریخی تشیع را محقق نمود. و اگر از طرفی همراه با غربیان به مقابله با عثمانیان پرداخت، از طرف دیگر هویت دیگری از اسلام به صحنه آورد که آن هویت، سراسر مثل حاکمان عثمانی شیفتهی غرب نبود آنطور که آتاترک دولت عثمانی را از نظر فرهنگی به غرب سپرد. و البته این بدین معنا نیست که دولت صفوی هوشیاریِ لازم را در حفظ کلیّتِ جهان اسلام از خود نشان داد و یا در رجوع به غرب، حکیمانه عمل کرد؛ بلکه عرض بنده بیشتر نظر به جایگاه تاریخی دولت صفویه دارد که اسلام را با هویتی بهتر از هویتی که عثمانیان نمایان کرده بودند، به ظهور رساند و عملاً جهان اسلام نسبت به این نوع هویتبخشی، تحت تأثیر بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که متوجه شدهاید. زیرا وقتی ما با حالت حضوری با موضوعات روبهرو هستیم، اساساً دوگانگی بین سوبژه و اُبژه و یا فاعلِ شناسایی و موضوع قابل شناسایی در میان نیست و اساساً وجود ما است که ارتباطِ وجودی با واقعیت برقرار میکند. و به همین جهت اگر روحِ دینی به معارف ما برگردد، بسیاری از این دوگانگیها و شکها و سؤالها، چون گردی به هوا میرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه جعفری بیشتر با ابنسینا و مکتب مشاء، محشور بودهاند و از طرفی احترام فوقالعادهای به علامهی طباطبایی میگذاشتند به طوری که به قول خودشان از تهران حرکت میکردند تا دم درِ منزل علامه یک سؤال از ایشان بکنند و برگردند. خاطرات ایشان با علامه طباطبایی خواندنی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آشنایی طولانی و نشستهای خصوصی که در دههی اول انقلاب با آقای دکتر سروش داشتم؛ در جمعبندی میتوانم بگویم ایشان نه یک کلمه از فلسفهی اسلامی و نه یک کلمه از فلسفهی اصیل غرب نمیداند و ابداً جرعهای از عرفان اسلامی را نچشیدهاند. آنچه را که دکتر فردید از ایشان در ابتدا فهمید، ما بعداً متوجه شدیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید کشور را، اخلاق میگرداند ولی با این رویکرد که اخلاق را هجرت از طبع به فطرتِ ثانی بدانیم و رعایت آن را همانطور که استاد تأکید دارند؛ مثل رعایت امور فقهی وظیفهی شرعی قلمداد کنیم و به اعتبار دیگر فقهالاخلاق را در کنار فقهالاعمال به صحنه آوریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت» و به خصوص در شرح آن، عرایضی شدهاست که از جلسهی پنجاه به بعد میتوانید جواب خود را به صورت مبنایی بگیرید و گرنه هر روز در این موارد با سوال بدون جوابی روبرو هستید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس برای تعالی خود مسیر امتحانی در پیش دارد حال آنکه باید در عین توانایی پرحرفی، خود را کنترل کند و یا آنکه در عین تندخویی باید حلم را بر خود حمل کند و حتی اگر به گفتهی شما کسی توانایی بهترسخنگفتن را داشته باشد، باید آن نعمت را در مسیر انجام وظیفه و اُنس با خدا مدیریت نماید وگرنه نعمتی است که به نقمت تبدیل میشود و مسیر سقوط او در دل همین نعمت شکل میگیرد. موفق باشید
