بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. لطف کنید و یک مسئله عجیب را قدری جزئی‌تر بشکافید و آن اینکه: چرا "برخی" از خانم‌ها و آقایان علی رغم اینکه ازدواج کرده‌اند و همسران آنها در ظاهر مشکل خاصی ندارند باز با همه‌ی اینها چشم و دلشان اسیر مرد یا زن نامحرم است و یا بعضا با شخص دیگری ارتباط نا مشروع دارند! پدیده‌ای که در کشور ما در حال گسترش است. بنده مجرد هستم و هیچ تصوری از رابطه‌‌ای که بین زن و شوهرها ایجاد میشود وادامه پیدا میکند ندارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بعد از ازدواج گرایش به جنس مخالف که تا آن زمان نهفته بود تحریک می‌شود و با توجه به معنویات و دستورات شریعت الهی و کنترل خیال باید آن را به سوی محرم خود جهت داد.
15665
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخی که به سوال 15658 فرمودید ابهامی دارم 1. شما فرمودید در مراء نباید دنبال محکوم کردن دیگران باشیم و حرف صحیحی است، ولی منظورم این نبود که با حرف حقی بخواهیم دیگران را محکوم کنیم منظورم این بود که حرف حق به ذات خود برتر است و اگر کسی حرف حق بزند سبب برتری خود و حرفش می شود بدون اینکه بخواهد طرف مقابل را محکوم کند. در مرتبه عالی اش در مناظره امام رضا (ع) با کسانی که سوال می کردند و امام پاسخ می فرمود امام حرف حق می زدند و این حرف باعث محکوم شدن کلام ناحق آنها می شد و در مرتبه دیگر کلام رهبری که فرمودند امروز هم دوره موشک هست و هم مذاکره با این کلام ایشان حرف کسانی که گفتند دوره موشک تمام شده محکوم می شود که در نتیجه خود شخصی که چنین حرفی زده هم محکوم می شود یا در مرتبه دیگر در مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری که فلان کاندید انقلابی در مناظره حرف حقی را می زند که باعث محکوم شدن حرف ناحق فلان کاندیدا می شود. پس استاد این درست است که با حرف حق نباید کسی را محکوم کرد ولی بالاخره حرف حق در ذات خود برتر است و باعث محکوم شدن حرف ناحق و کسی که حرف ناحق زده می شود (مثال کلام رهبری کاملا گویای این مطلب است که با کلام ایشان حرف ناحقی محکوم شد و کسی که چنین حرفی زد هم محکوم شد بدون اینکه رهبری قصد محکوم کردن داشته باشند و نعوذ باالله مرا کنند) نظر حضرت عالی چیست؟ 2. در مورد مثال فوتبال: درست است که امروز فوتبال از مسیر خود خارج شده است ولی اصلا تا حس رقابت نباشد فوتبال معنی پیدا نمی کند و نه در فوتبال در بسیاری از ورزش دیگر چون طرف در ورزشهای رقابتی دنبال پیروزی و برتری است. آیا این درست است که خود حس برتری در ورزش خوب است و جنبه منفی آن این است که این رقابت و برتری بعضا با مساِیل دیگر آمیخته شود که در آن صورت جنبه منفی پیدا می کند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مراء یعنی رد و بدل‌کردن یک حرف که یکی بگوید به این دلیل تو اشتباه می‌کنی و دیگری مقابله کند. در حالی‌که آن‌طور که شما می‌فرمایید این موضوعات مراء محسوب نمی‌شود 2- رقابت در ورزش نباید کار را به استعلاء و برتری‌جویی که از صفات شیطان است، بکشاند. موفق باشید

15587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ماه مقدس رجب را به شما و همه خداخواهان تبریک عرض می کنم: اگر در خواب نفس و روح ما مانند مرگ توسط حق قبض می شود و به عوالم غیب برده می شود پس چرا در آن عالم که رجوع کامل به خود پیدا می کنیم و اصلا متوجه خود نیستیم و هنگامی که بیدار می شوم هم چیزی از آن عوالم یا جدایی از بدن و بازگشت به نفس ناطقه خود چیزی یادمان نمی آید؟ ۲. آیا شما علامه طهرانی (ره) را یک عارف بالله و به توحید رسیده می دانید؟ بنده احساس می کنم طرفداران ایشان بقیه را به یک مکتب خاص و شخص خود علامه دعوت می کنند در حالی که در طرفداران امام (ره) و…… چنین نیست بلکه بجای اینکه خود آنها مطرح باشند مسیر توحیدی آنها مطرح است. ۳. چرا علامه طهرانی راحت در کتابهایشان معلوم می کنند که فلانی سیر را کامل کرد یا فلانی به توحید نرسید در این دنیا یا ... یعنی چگونه جایگاه افراد را نسبت به حق بیان می کنند و آقای حداد را کامل می دانند و آقای حداد هم ایشان را کامل می دانند. ان شاءالله خدا برتوفیقاتتان بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در خواب انسان در عالمی حاضر می‌شود که به صورت علم حضوری با واقعیت‌های آن عالم روبه‌رو است. و به همین جهت عموماً چیزی در حافظه‌ی او قرار نمی‌گیرد. در این مورد عرایضی در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» شده است. صوت آن را از سایت می‌توانید بگیرید 2- بنده علامه تهرانی را یک دانشمند اسلامی می‌دانم و در جریان این مسائلی که می‌فرمایید هستم و حقیقتاً نگرانم که جوانان ما را که در این تاریخ می‌توانند با توحیدِ حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به بهترین سلوک برسند، مشغول این حرف‌ها و فرقه‌بازی‌ها کرده‌اند. موفق باشید

12890
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده عزیز که دلخوشیمان شده ای در این ظلمات هم پیمانی نفس و شیاطینمان چرا وقتی بنده از 18 سالگی هدفم مشخص، چشم انداز آینده ام در همه جوانب علمی معنوی اخلاقی مادی و... معین، راه و مسیرم مشخص امکانات فراهم، سلامتی در حد وفور، شرایط مهیا... چرا من سالیانی ست می ترسم از قدم برداشتن علمی و راهی نمی روم؟ چرا سالیانی ست چله هایم به چهار روز نمی رسد و استمرار ندارد؟ چرا سالیانی ست امروز و فردا می کنم؟ ریشه درجا زدن چیست؟ اساس بی تحرکی و تنبلی چیست؟ سوالم خلاصه: ریشه ترس و تسویف علمی؟ ریشه تنبلی و تسویف در امور معنوی؟ گفتن حاج آقا دعامون کنید آدم بشیم گویا مرحوم بهالدینی در جواب فرمود کسی به دعا کردن آدم نشد. با این وجود شما مرا دعا کنید. خدا را به حق علی و اولاد علی و بحق باب الحوائج موسی بن جعفر (ع) قسم میدم اگر بنا نیست درست بشم مرگم را زودتر برساند. گویا علامه طباطبایی به جهت تنبلی اوایل تحصیلش کلافه شده بود در بیابانی خارج از شهر نجف گفته بود «یا مرگ یا شوق درس خدایا»، که خداوند دومی را بهش عنایت کرد ما 70 ساله داریم میگیم «یا مرگ یا شوق بندگی» هیچکدوم مستجاب نمشه دعا بفرمایید در جهت همین دعایم. استاد بله یا مرگ یا آدم شدن و تحرک و پویایی و بندگی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم از این شعر حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» چه می‌دانید که گفت: «طاعت نتوان کرد گناهی بکنیم / از مدرسه رو به خانقاهی بکنیم». حداقل بگذار این‌جور بفهمیم که زنده باد گناه‌کاری که در گناه‌کاری خود، خود را به رسمیت نمی‌شناسد! کم‌حرفی، نداشتن آرزوهای بلند دنیایی، نداشتن کینه به خلق عالَم، و از همه مهم‌تر راضی‌بودن به آن‌چه خداوند عالَم برای ما مقدّر کرده، راه‌هایی است که بهشت را در جلوی ما می‌گشاید. در آن حالت مگر می‌شود تنبلی و تسویف در زندگی ما میدان‌داری کند؟! موفق باشید

11738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: استاد گرامی برای بنده مساله ای پیش آمده اینکه گاهی اوقات حرفی می زنم که باعث می شود در درون خودم میزانی برقرار کنم و بسنجم که آیا این کار من درست بوده یا نه؟ مثلا یکی اینکه در این ایام سیزده بدر اگر شخصی در ملا عام جشن بپا کند و عیاشی و رقص راه بیندازد و زن و مرد را دور خودش جمع کند (و مشروب به گفته دیگران) آیا اگر بنده پیش کسانی که این مساله را برای من بازگو کردند و حتی فیلم آن را هم برداشتند بگویم کار اشتباهی است این در سیر و سلوک بنده موثر است و شامل غیبت و خود برتر بینی بنده می گردد؟ نکته بعد اینکه من نسبت به دریافت دستمزد از دیگران همین مساله را دارم که نکند که پولی می گیرم زیاد باشد در صورتیکه طرف می گوید راضیم .خیلی از حق الناس می ترسم. بنده را راهنمایی بفرمایید لطفا اجرکم عند الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک در این موارد عرف عامه‌ی مؤمنین است. معلوم است که عرف مؤمنین مورد اول را نفی می‌کنند و چون فسق آن‌ها علنی بوده، تقبیح آن‌ها غیبت محسوب نمی‌شود و در مورد دوم باز ملاک عرف افرادی است که مثل شما آن کار را دارند، با این‌همه در هر حال انصاف را فراموش نکنید. موفق باشید

9260
متن پرسش
استاد عزیز سلام: من یه مشکلی داشتم اگه زحمتی نیست کمکم کنید. من چند وقتیه در مورد «دعا» دچار شک و شبهه بودم تا اینکه یکی از سخنرانی هاتون که توش در مورد دعا گفته بودید و گوش دادم یک کم فلسفه دعا برام روشن شد اما هنوز قلبم آرامش نیافته و درست نمیتونم دعا کنم! چی کار کنم؟ اگه اثری هم در این مورد دارید بفرمایید تا تهیه کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی معلوم شود ما در تکوین نسبتی با خدا داریم و عین ربط به خدا می‌باشیم و باید در انتخاب و اختیار خود، مطابق تکوین خود که هستی ما به حساب می‌آید عمل کنیم، پای دعا به میان می‌آید تا تمام ابعاد هستی خود را در اتصال باحضرت حق شکل دهیم و نخواهیم خود خواهانه و به صورت مستقل از خدا زندگی را بگذرانیم. دعا عامل حضور انسان است در محضر حق. انسانی که می‌فهمد در همه‌ی ابعاد باید خدایی باشد و همه‌ چیزها اگر از خدا عطا شده باشد مفید است و از آن مهم‌تر این که دعا راه انس جان انسان است با خدایی که از جهت علم و حیات، نور محض است و شرط داشتن حیات و علم حقیقی، انس با علم و حیات محض است. با دعا انسان از خود بیگانگی و بی وطن بودن، به آغوش وطن خود بر می‌گردد و به نِیِستان خود که مقام آزاد شدن از کثرت‌ها است رجوع می‌کند. در آن حال به نور خدا در عالم زندگی می‌کند. خداوند به رسولش فرمود: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏» یعنی ای رسول من آن‌گاه که تو تیر می‌اندازی، تو نیستی که تیر می‌اندازی؛ این خداست که تیر می‌اندازد. شما در نظر بگیرید خداوند تا چه اندازه به بنده‌ی خود نزدیک شده و بنده‌ی او تا چه اندازه در عالَم با خدا زندگی می‌کند. این حاصل اُنس با خداست. بنده معتقدم شما با دعای سحر و به دنبال آن دعای ابوحمزه تا این اندازه در عالَم با خدا زندگی خواهید کرد. ورود به عالَمی که خدا همه‌کاره است در اثر دعا حاصل می‌شود. غفلت از حقیقت، با غفلت از نقش دعا ظهور می‌کند زیرا اگر کسی نتواند از طریق دعا نقش خدا را در عالم احساس کند چگونه می‌تواند با حقیقت که همان اسماء و انوار الهی است به‌سر ببرد؟ پس در یک کلمه، حقیقت انسان با دعا برای انسان ظهور می‌کند. موفق باشید
8998
متن پرسش
با سلام: یکی از اساتید می‌فرمودند ملائکه‌ی مختلف از هم جدایی ندارند مثل نور بی‌رنگند که وقتی از زاویه های مختلف یک منشور به آن نگاه می‌کنیم نورهایی به رنگ مختلف می‌بینیم. سوال اینجاست که به هرحال ملک رزق غیر از ملک علم است و واقعاً انسان احساس دوگانگی بین این دو را دارد. چطور به وحدت این ملائک می‌توان رسید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که فرموده اند ملائکه نمی‌شود در مقام خود کثرت داشته باشند، کثرت آن‌ها به جهت مظاهر است. موفق باشید
8075

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقت به خیر . خدا قوت استاد زحمت کش . میخواستم بپرسم که وقتی توفیق نماز شب نداشته باشم و بین الطلوعین را از دست میدم اون روز برام خیلی سخته که همراه با کسالت و بی برکتی و .... میشود و راحت اون روز از دستم میره.چکار کنم که خسران روز نداشته باشم و توفیق نماز شب و بیداری بین الطلوعین هم خدا به ما لطف کنه و نصیبم بشه برای همیشه. ان شاء الله . تشکر به خاطر راهنمایی تون . یا علی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فرموده‌اند: در روز مواظب حرکات و رفتار خود باشید و بعد از نماز عشاء بیداری نداریم باید زود خوابید. موفق باشید
7072
متن پرسش
سلام علیکم.. در بحث نماز شب میخواستم بپرسم که .. بنده 2هفته ای است این توفیق را دیگر ندارم... گناهی را هم که بر آن شروع کرده باشم،(قیدتک ذنوبک).... چه کنم؟؟؟ یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید در روز ذهن خود را مشغول آرزوهای بلند دنیایی نکنید. عصبانی نشوید. کینه ی کسی را به دل نگیرید و در اظهار نظر در مورد افراد احتیاط کنید. موفق باشید
5592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی.با سلام.استاد من قبلا این پرسش را از شما پرسیده بودم.از شما تقاضا می کنم از جنبه ی اخلاقی و مبحث غیبت آن را پاسخ گویید.باتشکر.: اگر شخصی که از همسرش جدا شده بخواهد جواب سوال پدر و مادر و خانواده و دوستان را درباره ی علت متارکه اش بگوید باید از بدی های او که باعث جدایی شده بگوید.مثلا بگوید بهم خیانت کرد، بی نماز بود،بد دهن ،بداخلاق،بدقول،...بود و از ماجراهای اتفاق افتاده را تعریف کند.آیا این کار درست است؟چون علت متارکه که همه می پرسن همان بدی هاست که دیگران تا آن زمان از آن ها بی خبر بودند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید کاری بالاتر از اخلاق یعنی مکارم اخلاق را پیشه کنید و به صورت اجمالی تنها بفرمایید«بالاخره ضعف‌هایی بود که امکان ادامه‌ی زندگی و تربیت فرزند فراهم نبود» وارد اخلاقی برتر از اخلاق معمولی شده‌اید و به همان اندازه از برکات آن مقام بهره‌مند می‌شوید إن‌شاءاللّه. موفق باشید
4219

اهداء عضوبازدید:

متن پرسش
سلام . راجب اهداء عضو فرموده بودید احتمالا نفس آزار میبینه . اول اینکه در مورد زندگی نباتی و تفاوتش با مرگ مغزی ببینید سایت اهدا عضو چه جوابی داده اند: زندگی نباتی چیست و چه فرقی با مرگ مغزی دارد؟ زندگی نباتی، با مرگ مغزی کاملا متفاوت است.این وضعیت تقریبا همیشه در پی کما رخ می دهد. با اینکه شخص بیدار بنظر می رسد (چشمانش باز است) و دارای یک سری حرکات غیر ارادی اعضای خویش است، هیچ عملکرد ذهنی و شناختی ندارد. این ها در واقع بیمارانی هستند که بدنبال آسیب شدید مغزی، برای سالهای متمادی زنده می مانند و به نظر هوشیارند، بدون اینکه بتوانند با محیط اطراف خود ارتباطی برقرار کنند. اما راجب مرگ مغزی این جواب را داده اند: مرگ مغزی چگونه رخ میدهد؟ هر گونه آسیب شدید به مغز می تواند منجر به تورم بافتی شود. از آنجاییکه مغز در یک فضای بسته (استخوان جمجمه) قرار دارد و جایی برای این افزایش حجم وجود ندارد، بر بخش های پایین تر مغز (ساقه مغز) فشار آورده، مانع جریان گردش خون به قسمت های بالا یی می گردد و بیش از پیش مانع اکسیژن رسانی میشود. این فرایند ممکن است چند دقیقه یا چند روز بدرازا بکشد. قلب به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به فعالیت ادامه داده، به اعضای دیگر اکسیژن می رساند، در حالیکه بافت مغز و ساقه مغز که وظیفه کنترل تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارند از این ماده حیاتی(اکسیژن) محروم مانده، دچار مرگ می شوند. چرا در مرگ مغزی، بیمار تا مدتی دارای ضربان قلب و تنفس می باشد؟ قلب تا زمانی که دارای اکسیژن رسانی باشد، به ضربان خود ادامه میدهد. در بیمار مرگ مغزی، دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) اکسیژن لازم را برای ضربان قلب فراهم خواهد کرد و به محض جدا کردن دستگاه از بیمار قلب هم از کار خواهد افتاد. خب،بنابراین مرگ مغزی با حیات نباتی فرق دارد و در مرگ مغزی تنها دستگاه تنفس هست که با خالی و پر کردن شش ها باعث باقی موندن حرکت قلب میشه درحالیکه بافت های مغز به مرگ دچار شده اند . آیا :1 : با این تفاسیر باز هم نظر شما این هست که در مرگ مغزی احتمالا روح برای اهدا عضو خیلی اذیت میشود؟ 2: بعضی عضو ها بعد از مرگ هم قابلیت اهدا را دارند . در این موارد چطور؟یعنی فرد کاملا مرده است و ظرف یکی دو روز اول از جسد وی اندام هایی برداشته شود... تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا عنایت داشته باشید که وقتی فقهای گرامی اهداء عضو را در شرایط مرگ مغزی جایز می‌دانند به آن معنا است که آن شخص گرفتار عقوبتی در برزخ و قیامت نیست ولی از نظر معرفت نفس بحث آن است که تا زمانی که نفس، بدن را رها نکرده و به نحوی بدن‌اش را تدبیر می‌کند به آن بدن تعلق دارد و اگر در آن شرایط عضوی از بدن او را جدا کنیم نفس اذیت می‌شود و این تنها در شرایطی است که نفس هنوز بدن را رها نکرده ولی با انصراف از بدن، دیگر تعلق او تعلق روحی و عاطفی است و نه تعلق تکوینی و به جهت رعایت تعلق روحی و عاطفی که نفس نسبت به بدن خود دارد گفته شده آن را در قبر قرار دهید و مستقیماً بر روی بدن او خاک نریزید چون فشارهایی که بر بدن او وارد می‌شود را در خود احساس می‌کند ولی نه به آن صورت که در حالت تعلق تکوینی احساس می‌نماید. موفق باشید
3690
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار استاد با توجه به اینکه فرموده بودید نباید در مستحبات به نفس سخت گیری کرد من به سختی برای نماز صبح در اول وقت بیدار میشوم ولی به هر قیمتی شده است بیدار میشوم آیا این کار سبب تنفر من از نماز اول وقت صبح نمیشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین اموری که در شریعت تأکید شده اگر وظایف را به نفس تحمیل کنید نفس را به فطرتش برگردانده‌اید و بعد از مدتی خود نفس طالب بیداری در اول وقت می شود. موفق باشید
3272
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد غزیز من کتاب جوان و انتخاب بزرگ شما را خوانده ام خیلی روی من اثر گذاشت ولی متاسفانه این تاثیر تا یکی دو روز بیشتر نبود لطفا راهنمایی کنید که من چیکار کنم تا در زندگی ام همیشه روح خدایی حاکم باشه.قبلا خیلی به مسایل مذهبی اعتقاد داشتم ولی الان حس میکنم این اعتقاداتم دار ه کم رنگ میشه.در ضمن من دانشجوی کارسناسی ارشد علوم تربیتی هستم ولی هیچ انگیزه ای بزای درس و بژوهش ندارم ، احساس بوچی میکنم. وضعیت روحی خیلی بدی دارم. ازدواج هم نکرده ام.تورو خدا کمکم کنید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:اگر سیر مطالعاتی که در روی سایت هست را ادامه دهید إن‌شاءالله می‌توانید به جمع بندی خوبی برسید. موفق باشید
2682
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرانقدر آیا تعقیبات نماز حتما باید با حفظ حالت نماز مثل رو به قبله بودن و صحبت نکردن انجام شود؟ و اگر حالت نماز از بین برود مثلا با یکی از اعضای خانواده حرف بزنیم یا تلفن زنگ بزند جواب بدهیم یا غیر از این آیا دیگر آثاری که برای تعقیبات بیان شده است مثل اینکه اگر پس از نماز صبح یازده بار سوره توحید را بخوانیم گناهی در آن روز برای ما نوشته نمی شود به زعم انف شیطان، این آثار مترتب نمی شود؟ اگر به نظر شما تعقیباتی در بین تعقیبات نماز ارجح هستند لطفا بیان بفرمایید. با تشکر فراوان و آرزوی سلامتی و توفیق شما زیر سایه امام زمان علیه السلام
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:1- همین‌که می‌فرمایند واجب نیست در تعقیبات نماز رو به قبله باشیم و یا با کسی صحبت نکنیم نشان می‌دهد که آثار تعقیبات نماز با فرض تغییر جهت نسبت به قبله و یا هرکار دیگر پای برجا است ولی هراندازه حضور ما در تعقیبات بیشتر باشد نتیجه‌ی آن برای ما بیشتر است. 2- خودتان به کمک مفاتیح آن تعقیباتی که با روح‌تان می‌خواند را انتخاب کنید و حدّاقل یک‌سال با آن‌ها مشغول باشید و پس از یک‌سال اگر خواستید تغییر دهید. موفق باشید
1910
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد بزرگوار مصاحبه ای از شما دیدم که در مورد تحصیلات حوزویتان هم نوشته بود. می خواستم ببینم شما در دوران حوزه فقه هم خوانده اید؟و لزوم آنرا چه اندازه می دانید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فقه و اصول‌خواندن من در حدّ لمعه و اصول مظفر بوده است ولی برای یک طلبه فقه و اصول بیش از این ها لازم است. موفق باشید
1783
متن پرسش
با سلام قبلا فکر می کردم دینداری فقط عمل به رساله (انجام واجبات و دوری از محرمات) است. اما ظاهرا محرماتی هست که در رساله نیست (عجب و ...) و مسائل دیگری هست که در این حیطه نیست. (اینکه باید تعلقات دنیوی نداشته باشیم ...) به نظر شما، در حال حاضر بهترین روش زندگی چه می تواند باشد؟ چگونه می توانیم بفهمیم وظیفه مان چیست؟ خیلی سرگردان شده ام. دعا بفرمایید. (لطفا علاوه بر ذکر مصداق، بنیادین پاسخ بدهید. مثلا اگر وظیفه اطاعت از ولی است، لطفا بگویید چگونه می توانیم بفهمیم که وظیفه مان این است.) با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همین‌طور که می‌دانید فقها در رساله‌ی خود تکلیف مُکلَّف را در امور عملی روشن می‌کنند ولی در امور اخلاقی و معرفتی باید به افرادی دیگر و کتاب‌های دیگر رجوع کرد. در امور اخلاقی و معرفتی کتاب‌های حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» بسیار ارزشمند است، و در امور اجتماعی و سیاسی درک سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» و تقیّد به رعایت رهنمودهای ایشان شرط سلوک است. موفق باشید
18427
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به سوالاتی که از شما در مورد معمم شدنتان پرسیده شده و پاسخ های شما برای بنده سوالاتی پیش آمده که مطرح می کنم: استاد شما دلیل اصلی که برای معمم نشدنتان فرمودید این بوده که مطالعات لازم فقهی را نداشته اید مثلا در جایی فرمودین (چون به طور کامل فقه نخوانده‌ام نباید معمم شوم) و... البته در جایی دیگر از شرایط علمی لازم برای معمم شدن ذکر کردید: (از جهت علمی اولاً: بتواند به سوالات فقهی شایع مردم ـ با توجه به آگاهی اجمالی به اختلاف فتاوی و اطلاع از مبانی احکام (در حدّ کتب نیمه استدلالی مثل شرح لمعه) ـ پاسخ دهد همچنین لازم است در این مورد، به مطالعه‌ی احکام از رساله و عروه نیز بپردازد.) می خواستم بپرسم که 1. آیا منظورتان از مطالعات لازم فقهی همان است که در بالا متذکر شدید؟ 2. استاد در جایی فرمودید (معتقدم فعالیت‌های فرهنگی وقتی با لباس روحانیت باشد تأثیرش بیشتر است و جهت آن هم سالم‌تر خواهد بود) پس چرا در راستای تاثیر بیشتر فعالیت های فرهنگیتان اقدام به مطالعات فقهی و در نتیجه اقدام به ملبس شدن نکردید؟! با توجه به اینکه با خواندن مقداری رساله و آگاهی از اختلافات فتوا می توان به سوالات رایج مردم پاسخ داد 3. آیا طلبه ای که نخواهد مطالعات فقهی داشته باشد و صرفا بخواهد در زمینه های تخصصی دیگر مطالعه داشته باشد مثلا کلام و...نباید معمم شود؟ چون شما فرمودین (چون به طور کامل فقه نخوانده‌ام نباید معمم شوم) 4. به نظر بنده می رسد که در راستای کتب و جزواتتان و مطالبی که برای طلاب نوشته اید اگر جزوه ای هم به امر ملبس شدن اختصاص دهید و مسائل آن را بررسی کنید خیلی برای طلاب در شرایط امروز مفید باشد چون طلاب بسیاری در این مسئله درگیر هستند و کتبی که در این زمینه نوشته شده و مطالبی که از طرف اساتید مطرح شده به نظر می رسد کافی نیست و نمی تواند پاسخگوی دغدغه های طلاب و نگرانی ها و نا آرامی های آنان در این زمینه باشد. مثلا مطالبی که آیت الله طهرانی در امام شناسی آورده اند یا ... با توجه به اینکه بنده خود شاهد این مسائل در برخی از طلبه ها هستم. خواهشمندم مفصل پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی برای مفصل گفتن در این مورد ندارم. همین اندازه می‌توان گفت روی هم رفته برای اصلاح یک جامعه روحانیون تأثیر بیشتری دارند مگر آن‌که مخاطبان، خاص باشند و فرد هم در موقعیّت شناخته شده‌ای باشد. شرایط اولیه‌ی انقلاب چنین اقتضا کرد که برای افرادی امثال بنده امکان طرح مسائل معرفتی را بدون آن‌که لازم باشد معمم گردند بود و این به جهت شرایط خاص انقلاب به وجود آمد که افراد در یک نحوه اتحاد و یگانگی همدیگر را درک می‌کردند ولی بعد از آن، این موضوع به آن شکل به جهت گستردگی شهر منتفی شد و از این جهت افراد، با کسوت روحانی می‌توانند سخن دینی خود را بیشتر برای عموم قابل پذیرش کنند. موفق باشید.

16714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: استاد حضرتعالی در جزوه راه های افزایش دین باوری در جوانان فرمودید که ما باید بین مدیریت اسلامی با مدیریت غربی تفکیک قائل شویم... و در مدیریت اسلامی باید ابتکار را در دست مردم داد یا به تعبیری مردم خودشان اموراتشان را بگذرانند و در ادامه فرمودید که نسل جوان را آماده کرد تا ان شاءالله تحول اساسی در نظام اداری ما به وجود آید. استاد بنده دانشجوی رشته حقوق هستم که پیاده ساختن چنین طرحی بر عهده دانشجویان رشته حقوق هست لذا لطف کنید که پیرامون مقوله مدیریت اسلامی توضیحی دهید؟ وبفرماییدکه پیاده ساختن چنین طرحی چقدرمی تواند انقلاب رابه انقلاب مهدی روحی له الفدا نزدیک نمایید؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصول کلّی مدیریت اسلامی و ایده‌های مربوط به آن را، حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» در نامه‌ای که به مالک اشتر نوشته‌اند، به‌خوبی نشان داده‌اند. موفق باشید

15527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام و توفیق برای حضرتعالی از در گاه خداوند منان ممنوناز پاسختان به سوال بنده در مورد مولوی. استاد چه کتابی را توصیه می فرمایید که مطالعه آن کتاب ما را با اصطلاحات عرفا در اشعار عرفانی آشنا کند و کلا با زبان و ادبیات عرفانی آشنا سازد و سوال دیگر اینکه آیا جناب محیی الدین نیز شیعه بوده است؟ و سوال دیگر اینکه چرا بسیاری از علما قدیم و معاصر این دو شخصیت عرفانی را قبول ندارند و حتی مریدانشان آنها را ملحد می دانند؟ ممنون از روشنگریهایتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که با کتاب «عرفان نظری» آقای یزدان‌پناه شروع کنید 2- خوب است در این مورد به جواب سؤال شماره‌ی 15511 رجوع فرمایید 3- حضرت امام در رابطه با نقش استعمار و نفوذ آن‌ها در حوزه‌های علمیه می‌فرمایند: آن‌چنان تحجر حاکم بود که ظرف فرزندشان که از آن آب نوشیده بود را، آب می‌کشیدند. موفق باشید

12920
متن پرسش
سلام: این برایم حل نمیشه چرا در توافق اخیر هم طرف ایرانی خوشحال هست هم طرف آمریکایی؟ مگر نه اینکه تمدن ما در تضاد کامل با تمدن غرب است؟ پس چه طور می شود که با یک اقدام مشابه دو پارادایم متضاد با هم به یک حرف مشترک برسند؟ پس آن حرف امام مبنی بر اینکه هر وقت دیدید آمریکا از شما تعریف می کند بدانید مشکلی در کارتان هست چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد توافق وین، بحث تعریف آمریکا در میان نیست، بحث در مورد دروغ و اتهامی است که به ما زدند تا ما را از میدان بیرون کنند و بحمداللّه ملت بزرگ ایران به نور شهداء، مسیر مقاومت را در پیش گرفتند. و آن‌ها ماندند بعداً چه‌کار کنند و لذا از طریق حاکم امارات پیغام دادند آماده‌ی مذاکره‌اند، و ما می‌دانستیم قضیه از چه قرار است. خوشحالی آن‌ها از آن‌جهت است که از تله‌ی ساخته و پرداخته‌ی خودشان یک‌طوری بی‌سر و صدا بیرون آیند، حالا نتانیاهوی احمق مثل یک کودک نفهم، نمی‌فهمد قضیه چیست، بحث دیگری است. و خوشحالی ما تنها از این جهت است که دشمن به اهداف خود نرسید و این غیر از ذوق‌زدگی‌های بعضی از سیاسیون است که به روش حکیمانه‌ی مقام معظم رهبریِ حکیم عمل نمی‌کنند. عرایضی در مورد توافق هسته‌ای در جواب‌ سؤال‌های شماره‌ی 12684 و 12682 و 12691 و 12702 شده است. موفق باشید

11869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده فارغ التحصیل فنی هستم. احساس می کنم که نیاز به تحصیلات حوزوی دارم و روحیه و استعدادش رو هم در خودم می بینم (از لحاظ فهم مباحث). اما بنده قدرت بیانی خوبی ندارم و فکر می کنم به درد طلبگی و تاثیر روی دیگران نمی خورم. آیا لازمه به حوزه بروم یا مباحث دینی را از روش دیگری غیر از حوزه دنبال کنم. مورد تایید امام زمان باشید ان شاءالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هم می‌توانید به حوزه بروید و به‌جای سخنرانی، درس بدهید و هم می‌توانید کار فنی خود را داشته باشید و معارف اسلامی را تا رسیدن به فهم قرآن و حدیث دنبال کنید. موفق باشید

10609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من در کودکیم به علت اینکه بد خواب بودم و از اینکه همه خواب بودن و من بیدار می ترسیدم، برای رهایی از این ترس خیالاتی را تصور می کردم تا از این ترس دور باشم. خیلاتم هم بر اساس اتفاقات روزمره یا فیلم هایی که می دیدم بود ولی رفته رفته این برنامه روزانه ام شد. چند سال پیش برای حل کردن این معضل از استادی کمک خواستم ایشان فرمودند آدم به دنبال آنچه که دوست دارد می رود و من هم هر وقت این خیالات سراغم می آمد دنبال کشف این بودم که چه چیز در این خیالات هست به طوری که فهیدم خودم را در این خیالات می یابم و نداشته هایم را در خیالات می آوردم که دارم و به اینجا رسیدم که من هستی هستم و بعد هم آشتی با خدای شما بر آن صحه گذاشت. الان دو سال ازاین کشف می گذرد ولی من هنوز نتوانسته ام بر اساس این نوع نگاه زندگی کنم و هنوز خیالاتم ادامه دارد، اشکالم هم این است که نمی توانم استعداد و قابلیت خودم را پیدا کنم و ادامه مسیر دهم. لطف شما مرا در این مورد راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» مسیر خوبی جلوی شما قرار می‌گیرد. موفق باشید
8105
متن پرسش
سلام علیکم سوال1: در سیر مطالعاتی همراه بعضی کتب نوشته شده "به همراه سی دی"، سوال بنده این است که نحوه مطالعه کتاب همراه سی دی چگونه است؟ آیا ابتدا باید کتاب و سپس سی دی مطالعه شود یا فصل به فصل همراه هم؟ سوال 2: شما سیر الف را پیشنهاد می کنید یا سیر ب را؟ سوال 3: چطور یک مطالعه خوب داشته باشیم؛ طوری که مطالب در ذهن ما نهادینه شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در سیر مطالعاتی «الف» ابتدا باید شماره‌ی 1 را کامل مطالعه بفرمایید و سپس به شماره‌های بعدی بپردازید. در دنبال‌کردن شماره‌های بعدی تقدمی نیست هرچند بهتر است مثلاً مباحث قرآنی را در کنار مباحث اخلاقی دنبال کنید و یا در همین زمان از مباحث مربوط به انقلاب اسلامی غافل نباشید 2- سیر «الف» برای کسی که فرصت لازم دارد بهتر است 3- با یادداشت‌کردن مطالب مهم ذهنتان بر روی همان مطالب متمرکز می‌شود و إن‌شاءاللّه آن مطالب در ذهنتان می‌ماند. نباید سعی کنید همه‌ی مطالب را به ذهن بسپارید. موفق باشید
7810
متن پرسش
باسلام لطفا در مورد فضیلت اخلاقی دوست داشتن انسانها و خیرخواهی برای دیگران و مبارزه با خودخواهی توصیه هایی بفرمایید. چه کنیم تا دوست داشتن انسانها و خیرخواهی برای آنان بصورت ملکه ای در جان ما تثبیت شود و از این طریق بتوانیم بر سرعت سیر الی الله بیفزاییم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمدلله حضرت سجاد علیه‌السلام در دعای شریف مکارم الاخلاق این فضیلت را به خوبی در معرض دید ما قرار داده‌اند و روشن نموده‌اند سلامت جامعه به آن است که جواب بدی انسان‌ها را با خوبی‌ بدهیم. بنده خدا را شاکر هستم که با این دعا مأنوس می‌باشم و سعی کرده‌ام برای تحقق جامعه و تمدّن اسلامی رهنمودهای آن حضرت را با شرحی مختصر در اختیار مردم عزیز قرار دهم و شما می‌توانید صوت آن شروح را در سایت دنبال نمایید. به قسمت جلسات دوشنبه رجوع فرمایید. موفق باشید
6242
متن پرسش
سلام استاد عزیز ، (1) در جواب سوال 5901 فرموده اید: " ... باید با تزکیه ‌ی لازم حجاب بین قلب خود و آن حقایق ( عالم معنا) را بزداید و .... انسان باید با تزکیه‌ی لازم با آن حقایق مأنوس گردد. " ازعبارت " تزکیه لازم" من اینگونه می فهمم که برای رفع حجابها و وجدان هر حقیقتی از عالم معنا ، تزکیه ای نیاز است ، حال برای درک و وجدان قلبی ( و یا به قول شما رفع حجاب ها و مانوس شدن با ) حقیقتی مانند " لااله الا الله " دقیقاً چه تزکیه ای (عملی ، فکری و ... ) باید کرد ؟ در مورد درک قلبی حقیقت " الله اکبر" چه باید کرد ؟ برای حقیقت " سبحان الله " و " الحمدالله " چه ؟ اگر درک هرکدام از حقایق فوق تزکیه خاصی می طلبد ، لطفاً جداگانه ( و مشروح اگر ممکن است) بیان کنید. (2) وقتی از خدا یاد می کنم و یا با او مناجات می کنم ، ناخودآگاه تصور و مفهومی مبهم و گنگ از خدا در ذهنم می آید ، گرچه می دانم که این تصور ، خدا نیست و ساخته و مخلوق ذهن من است ولی نمی توانم ذهنم را از این تصور آزاد کنم و بگونه دیگری فکر کنم ( متاسفانه با این تصور مدتهای زیادی است مانوس شده ام ) . حالا می بینم این خدای ذهنی ام زیبا نیست ، خیلی قوی نیست ، عظمت و هیبت ندارد و شاید در برخی مواقع ضعیف هم هست ، خیلی قابل اتکاء و توکل نیست ، اصولاً " اکبر" نیست و... و اصلاً شایسته عبادت ، ستایش و عشق ورزیدن و مجاهدت در راهش نیست . سوال من اینست که چگونه از این خدای ذهنی و تصوری رهایی پیدا کنم و خدای واقعی را بیابم ؟ لطفاً راهکار عملی بفرمایید . (3) آیا ممکن است انسان وقتی از خدا یاد می کند هیچ تصوری در ذهنش نیاید ؟ چگونه ؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست برای اُنس با هریک از حقایق معنوی تزکیه‌ی خاصی داشته باشیم. تزکیه‌ی لازم یعنی رعایت آنچه شریعت در عقیده و عمل به عهده‌ی انسان‌ها گذارده 2- شاید مباحث شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» کمک کند 3- در نهایت کار به جایی می‌رسد که در مناجات شعبانیه دارید. «إِلَهِی‏ هَبْ‏ لِی‏ کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ» پروردگارا نهایت جدایى از غیر خودت را به من ببخش و چشم‏هاى دلم را با نظر به خودت، روشن فرما تا آن حدّ که چشم‏هاى دل بتواند حجاب‏هاى نور را بشکافد، پس متصل گردم به معدن عظمت و در نتیجه روح‏هاى ما آویزان به عزّ قدس تو گردد. موفق باشید
نمایش چاپی