باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم علامهی جعفری با صفای خاص خود و با تعلق درونی که به مولایش علی«علیهالسلام» داشته است، نهجالبلاغه را شرح کرده است و از طریق سخنان آن حضرت، قصهی معاشقه با حقیقت را به ظهور آورده است. 2- «مجمعالبیان» تفسیر نیست، جمعِ نظرات عالمان است نسبت به یک آیه که به عنوان منبع تفسیر میتوان از آن استفاده کرد 3- نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح کتاب «رسالة الولایه» رویهمرفته به اتمام رسیده و فایل صوتی آن بر روی سایت قرار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امام حسین«علیهالسلام» به وسعت جوابگویی به ابعاد همهی انسانها در صحنهی کربلا حاضر شدهاند و هرکس به وسعت طلب خود، کمال خود را در حرکت آن حضرت جستجو میکند. نه بنا است که امثال شما در حدّ محدود حرکات هیئتهای معمولی با حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» مأنوس شوید؛ و نه بنا است مردمِ معمولی در حدّ کتاب «حماسهی حسینی» با حضرت مأنوس گردند! آری؛ یکی از وجوه عزاداری، هیئت است آنهم در محدودهای مشخص، بیشتر از آن متذکرشدن از سیرهی امام است از طریق عالِمان فرهیخته. و این غیر از آن است که بعضی از هیئتها حتی متذکر مراتب پایین سیرهی حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» هم نیستند، بلکه حجاب حرکت آن حضرت میباشند و دشمنان اسلام در اینجا بینقش نیستند. در هرحال باید به قامت بلند حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» از عرش تا فرش نگاه کرد تا تاریخی بس متعالیتر از تاریخ امروز برایمان رقم بخورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد توافق وین، بحث تعریف آمریکا در میان نیست، بحث در مورد دروغ و اتهامی است که به ما زدند تا ما را از میدان بیرون کنند و بحمداللّه ملت بزرگ ایران به نور شهداء، مسیر مقاومت را در پیش گرفتند. و آنها ماندند بعداً چهکار کنند و لذا از طریق حاکم امارات پیغام دادند آمادهی مذاکرهاند، و ما میدانستیم قضیه از چه قرار است. خوشحالی آنها از آنجهت است که از تلهی ساخته و پرداختهی خودشان یکطوری بیسر و صدا بیرون آیند، حالا نتانیاهوی احمق مثل یک کودک نفهم، نمیفهمد قضیه چیست، بحث دیگری است. و خوشحالی ما تنها از این جهت است که دشمن به اهداف خود نرسید و این غیر از ذوقزدگیهای بعضی از سیاسیون است که به روش حکیمانهی مقام معظم رهبریِ حکیم عمل نمیکنند. عرایضی در مورد توافق هستهای در جواب سؤالهای شمارهی 12684 و 12682 و 12691 و 12702 شده است. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالات را در اصطلاح «قبض و بسط» روحی گویند. باید در حالت بسط، شکر کرد و در حالت قبض، بر انجام وظیفه صبر نمود تا به لطف الهی به تعادل لازم برسید و به قول مولوی: در باغ سبز عشق قرار گیرید که فوق غمهای مربوط به قبض و شادیهای مربوط به بسط است. گفت:
باغ سبز عشقْ کو بیمنتهاست
جز غم و شادی در آن بس میوههاست
عاشقی زین هر دو حالت برتر است
بی بهار و بی خزان سبز و تَر است
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر ما جمعکردن امور زندگی است با مطالب معنوی. سعی کنید در عین ارزشگذاردن به کاری که دارید با برنامهریزی متعادل – بدون افراط و تفریط – سیر مطالعاتی را نیز دنبال کنید، تا إنشاءاللّه کارتان به فهم قرآن از طریق تفسیر قرآن بکشد، این کار نسبت به حفظ قرآن اولویت دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معلم هستم و در حدّ جواب به سؤالات معرفتی میتوانم در خدمت عزیزان باشم نه در امور مشاورهای که خود را در این امور یک انسان عادی میدانم و معتقدم رفقا با کسانی مشاوره داشته باشند که موقعیتشان را میشناسند. موفق باشید
با سلام شما در کتاب کربلا مبارزه با پوچیها بحثی در مورد اربعین آورده اید و چند جای آن تصریح کردید که امام معصوم می فرمایند مومن پنج نشانه دارد که یکی از آن ها زیارت اربعین است و سپس این مطلب را شرح و بسط داده اید در حالی که این روایت خبر واحد است و یک حدیث بیشتر در مورد آن نیامده ضمن اینکه همین یک روایت هم بدون سند است(وسائل روایت 19643)در ضمن شبیه به همین روایت مجموعا پنج روایت آمده که اولا همگی سندا ضعیفند و ثانیا در همه ی آن ها چهار نشانه آمده ولی به جای زیارت اربعین در آن روایات قنوت قبل از رکوع و...آمده در حالی که بقیه ی نشانه ها دقیقا همان چهارتائی است که در روایت وسائل آمده(منبع روایات :مستدرک ج 3 حدیث3599-تفسیر البرهان ج 4 ص 600-بحارطبع بیروت ج 82 ص 79-در یکی دو کتاب دیگر نیز با همین اسناد آمده است)در روایتی که نشانه ها را ده عدد شمرده نیز زیارت اربعین نیامده ضمن اینکه آن روایت هم ضعیف است همچنین روایت ضعیف دیگری در وسائل 19644 که توصیه کرده در روز اربعین چگونه زیارت بخوانیم.....با همه ی این احوال سؤال این است که شما چرا قبل از اینکه صحت روایتی را بررسی کنید آن را صحیح تلقی کرده و شرح و توضیح می دهید ضمن اینکه این روایات روایات فقهی نیستند که توجیهات خاص خود را داشته باشند....بنده در نوشته ها و سخنان شما استناد به موارد ضعیف را دیده ام که به مرور خدمتتان عرض می کنم فعلا می خواهم جواب شما را در این مورد ببینم....البته توضیح روایات اربعین و نقد آن ها مفصل تر است که اینجا جای ذکر آن نیست...بسیار سپاسگزارم
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که می دانید، واحد بودن راوی خبر که موجب می شود خبر را «خبر واحد» بنامند طبق مبنای اکثر قریب به اتفاق علمای شیعه، ضرری به حجیت آن نمی زند؛ البته آن چه در مورد سند این حدیث فرموده اید درست است چرا که این حدیث، مرفوعه بوده و نمی توان آن را صحیح و یا موثق تلقی نمود ولی توجه به چند نکته در مورد این حدیث لازم است. یک: افرادی مثل مرحوم شیخ مفید در کتاب مزار، شیخ طوسی در مصباح المتهجد، محمد بن جعفر المشهدی در المزار الکبیر، ابن طاووس در اقبال به این حدیث اعتماد کرده اند. لطفا توجه کنید که بحث از صرف نقل حدیث نیست و گرنه تهذیب و کافی و وسائل را نیز به حساب می آوردیم ولی مسأله در این کتب، اعتماد به حدیث است و می بینیم که بر اساس همین حدیث «فضل زیارة الاربعین» را قائل شده و حکم به استحباب آن نموده اند؛ مثلا می بینیم که مرحوم شیخ مفید در این باب، تنها همین حدیث را ذکر نموده. دو: مرحوم شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد» این روایت را به لسان «قال» نقل نموده و می فرماید: «یستحب زیارته فیه و هی زیاره الاربعین، فروی عن ابی محمد العسکری علیه السلام قال علامات المومن....» و همان طور که برخی علماء در مورد مرسلات مرحوم صدوق قائل به اعتماد به روایات مرویه به لسان «قال» شده اند، می توان همین مطلب را در این روایت تطبیق داد. سه: عنایت دارید که علماء دین برای مقبولبودن روایات تنها نظر به سند آن ندارند بلکه شواهد دیگری را نیز مدّ نظر میآورند. چهار: موضوع اربعین امام حسین«علیهالسلام» چیزی نیست که بخواهیم با یک روایت جایگاه آن را تعیین کنیم تا با فرض ضعیفالسندبودن آن روایات موضوع، «کان لم یکن» قلمداد شود. با اینهمه بنده در این موارد خود را صاحبنظر نمیدانم و به سخنان علماء دین که آنها را حدیثشناس میدانم استناد میکنم. به عنوان مثال میتوانید به کتاب «شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی» از آیتاللّه جوادی آملی در صفحهی 27 رجوع فرمایید که به این حدیث استناد نمودهاند. موفق باشید
