بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2534
متن پرسش
سلام.آیا خداوند در آخرت هم با اسم ستارالعیوب ظهور می کند؟ یا آبرویمان می رود...؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خداوند تا آن‌جا که ممکن است همواره با بنده‌اش مدارا می‌کند به همین جهت شما در مناجات شعبانیه عرضه می‌دارید: «إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَى‏ إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ‏فَلاَ تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَاد» اى خدا تو در دار دنیا گناهانم را از تمام خلق پنهان داشتى و من در آخرت به ستاریت از دنیا محتاج‌ترم و چون لطف کردى و گناهانم را بر هیچ بنده صالحى آشکار نکردى پس روز قیامت هم مرا مفتضح و رسوا در حضور جمیع خلایق مگردان . موفق باشید
933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام به محضر استاد طاهرزاده یک سوال از محضر شما داشتم چگونه میتوان درس های دانشگاهی راهدف گذاری کرد که همانطور که شما در کتاب اشتی با خدا فرموده اید اینها صرف یکسری اطلاعات نباشد واینکه انسان با توجه به این درس های دانشگاهی ( و در دانشگاه بودن) توجه روحی که مجرد هست را متوجه اینها (که شاید اطلاعات واهی باشدواز علوم الهیه دور است ) نکند . وایا با حضور در دانشگاه از این اهداف انسانیه باز خواهیم ماند.باتشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی وقتی متوجه شدیم علوم بشری در کنار علوم الهی جهت گذراندن زندگی در زمین نیاز است و رونق جامعه به آن علوم می‌باشد، جای علوم بشری را درست تشخیص داده‌ایم و در آن رابطه با آن تعامل می‌کنیم و آن را به‌کار می‌گیریم، همین طور که در زندگی شهری نیاز داریم قراردادهایی بگذاریم و جهت سامان‌دادن به زندگی آن‌ها را رعایت کنیم، نمی‌توان گفت چون آن‌ قراردادها امور اعتباری هستند و ریشه در حقیقت ندارد نباید رعایت شوند. آری جای امور اعتباری باید در حدّ خودش باشد. موفق باشید
19333
متن پرسش
کاش امروز، نیمه شعبان نبود...! بنظرم امروز یکی از تلخ ترین روزها برای حیات جمهوری اسلامی بود، حیات چهل ساله ای که قاعدتا باید در بلوغ نسبی بسر برد و این بلوغ را در بدنهِ مدیریتیِ درجهِ یکِ خود به ظهور رساند. اما حیف... نمی دانم و قلبا نمی خواهم بدانم چه در بین توده مردم می گذرد اما همین قدر «حس» می کنم که صدای انحطاط و افول این حیات بگوش می رسد و انگار که نه حیاتِ خود بلکه «جانِ» ما را می گیرد. «ما»یی که قلبمان به عشق روح الله می تپد... اما این جمعه «سیاه» حتی «سفیدی» نیمه شعبان را در حجاب برد. نیمه شعبانی که نه به عنوان یک روز در تاریخ قمری، بلکه به عنوان «آرزو» و «آرمان» این حیات چهل ساله همیشه مد نظر بود. نمی دانم شاید بعضی ها بگویند اوضاع اینقدرها هم وخیم نیست اما شاید ایشان وخامت اوضاع را در نابودی کاملِ ارزشها ببینند! در هر حال امروز فرای از افراد کاندیدا و فرای از انتخابات ۹۶، یک نقطه عطف بود، «عطفی» که به مرور در لایه های پنهان توده آشکار می شود و «زخمی» که شاید به زودی سر باز کند و «خشمی» که شاید به انفجار منتهی شود و شاید دیگر آن موقع «ما» نباشیم. نمی خواهم عاطفی و احساسی به اتفاقات امروز نظر کنم، اما چاره را تنها در یک چیز می بینم؛ «رجوع قلبی به خود الله و خواندن او»، اصلا شاید برای این حیات «فقط» باید گریست... همین. اصول کافی/ امام صادق: فاذا دعوت فاقبل بقلبک ثم استیقن الاجابه: در هنگام روی آوردن به خدا به قلب خود روی آور (قلبا آن را بخواه) پس یقین کن اجابت آن را... استاد می دانم این سوال دیگر برای شما خسته کننده است اما واقعا در این زمانه چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وجه حادثه همان بود که شما می‌فرمایید و نه‌تنها قلب شما بلکه قلب هرکس که به انقلاب اسلامی تعلق دارد را به درد آورد. ای کاش دولتمردان ما پاک‌تر از آن بودند که نشان دادند. ای کاش سجایای اخلاقی در آن مناظره، ظهور چشم‌گیرتری داشت. ولی یک وجه دیگر مناظره، ظهوری از قدرت قدسی انقلاب اسلامی بود و این‌که عقلِ انقلاب اسلامی زنده است و از خطاهایی که در نظام‌های دیگر جهانی پذیرفته شده است نمی‌گذرد و معده‌ی انقلاب اسلامی آن‌چنان حساس است که غذاهای مسموم حرکاتِ دولتمردان را بیرون می‌ریزد. مناظره‌ی سوم نشان داد انقلاب اسلامی بحمداللّه زنده است و دولتمردان نمی‌توانند با سخنان فریبنده‌ی خود، انقلاب را استحاله کنند و از هویت خود خارج نمایند. مناظره‌ی سوم تابلویِ ناکامی جریان‌هایی بود که ذیل واژه‌ی زیبای اصلاح‌طلبی در صدد بوده و هستند که انقلاب را از هویتِ اصلی خود خارج کند و به اسم ارتباط با جهان، ما را مثل ترکیه تبدیل به یکی از اقمار کدخدایِ جهانی بنماید. آری! اگر مردم از دیدن چنین صحنه‌هایی دل‌خورند که باید باشند، ولی از جهت دیگر باید به خود ببالند که عقلِ زنده‌ی انقلاب اسلامی همچون نگهبانی هوشیار اجازه نمی‌دهد که هرکس در پوشش دولت اسلامی و با ظرائف فریبنده ما را به کدخدا بفروشد. چه امیدهایی داشتند برای دوره‌ی دوم ریاست جمهوری‌شان!! که نمونه‌ی آن سند 2030 بود. حال دیگر مهم نیست که ادامه یابند یا نه، مهم این است که دیگر طشتِ آن‌ها از بام افتاد و ادامه‌ی آن نقشه‌ها برایشان سختْ مشکل شد. خداوندا! تو را سپاس که با این‌همه خطاها و کوتاهی‌های ما، ما را به خود وانگذاشتی، باز ما متوجه‌ی وعده‌ی الهی تو شدیم که فرمودی: «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»(120)/ توبه) دوباره خواستی به ما بفهمانی زحمات شهدای ما، این محسن‌ترین شخصیت‌های تاریخِ معاصر که در طلب حاکمیت حق و حقیقت بودند؛ هرگز ضایع نخواهد شد. نکاتی در جواب سؤال شماره‌ی 19335 در این رابطه عرض شد، خوب است که نظری به آن جواب بیندازید. موفق باشید

 

16457
متن پرسش
حضور با سعادت استاد طاهرزاده سلام علیکم: مطابق نظرات اساتید، تمدن نوین اسلامی بدون عمومی شدن عقلانیت اسلامی بوجود نمی آید؛ لذا اولین قدم در راه دستیابی به چنین هدفی ایجاد زمینه مناسب برای ترغیب و سوق دادن افکار عمومی جامعه به سمت شناخت و معرفت عمیق دینی در پرتو عقلانیت است. در این میان مساجد به عنوان یکی از مهمترین نهادهای دینی و فرهنگی سهم اساسی را برعهده دارند؛ چرا که با توجه به پیشینه ی تاریخی خود در مورد ارائه کارکردهای گوناگون نشان داده اند توانایی رقابت با سازمان ها و نهادهای مدنی مدرن، را دارا می باشند. از مطالب حضرتعالی در باب تمدن نوین اسلامی بهره های وافری برده ایم اما در باب نظام سازی مطالب زیادی در دسترس نیست. لذا از حضرتعالی خواهشمند است ما را در خصوص نقش مساجد در نظام سازی فرهنگی دینی راهنمایی بفرمایید. باسپاس از محبتتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظام‌سازی به یک معنا به حمداللّه با انقلاب اسلامی شروع شده. از آن به بعد با به صحنه‌آوردنِ عقلانیت قرآنی باید انسان‌ها تربیت شوند تا بتوانند در مقابل تمدن غربی مطابق اهدافِ متعالی اسلام و انقلاب زندگی‌های خود را شکل دهند. در متن چنین رویکردی، آرام‌آرام تمدن اسلامی که تصحیح نسبت انسان با خود و با خدا و با طبیعت است، شکل می‌گیرد. کارهای اصلی زمین‌مانده‌ی ما از این قرار است که عرض شد. موفق باشید

15650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد و خدا قوت: در دعای ماه رجب می گوییم اللهم انی اسئلک بالمولودین فی رجب .... که منظورش امام جواد (ع) و پسرش هست در صورتی که شهادت امام هادی (ع) را در پیش داشتیم و ولادت حضرت علی علیه السلام در ماه رجب اومده پس چرا دو مولود اسمی از امام اول نیست ولی دو مولود را یکی تولد امام جواد و دیگری تولد پسرش که شهادت پسرش هست، منظورش را نفهمیدم. التماس دعا. موفق و سربلند باشید. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم موضوع برایم روشن نیست. به یکی از کاربران که همین سؤال را فرمودند عرض شد شاید چون تولد حضرت علی«علیه‌السلام» به خودی خود برجسته است، ذکر نشده. در هر صورت اگر کسی اطلاعی از موضوع دارد، بنده را نیز در جریان بگذارید. موفق باشید

15511

مذهب مولویبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد عزیز میشه خلاصه نظرتونو در مورد مولانا و اشعار عرفانی ایشون بیان بفرمایین. آیا مولوی سنی مذهب بوده است و نظرتان را لطفا در مورد شعری که در آن شعر فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها در باب پوشش از مرد کور را به عایشه نسبت داده چیست؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مولوی به تعبیر آیت اللّه تهرانی در کتاب «روح مجرد» از نظر عقیدتی شیعه است و عقایدی را متذکر می‌شود که بیشتر در شیعه مطرح است؛ ولی از نظر فقهی، سنی‌مذهب می‌باشد. و از طرف دیگر اکثر اطلاعات او بر اساس کتاب‌های اهل سنت است که با خطا همراه می‌باشد. موفق باشید

13885
متن پرسش
با عرض سلام: سوالی که در خصوص اتحاد شخص پیامبر (ص) با صادر اول در قوس صعود پرسیده شده و شما پاسخ آیه الله جوادی را تایید کردید به این دلیل هست که شخص پیامبر هم با ورود به دنیا تشخص پیدا کردند و قبل از آن در قوس نزول تعین نداشته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» و عین ثابته‌ی انسان کامل مرز بین امکان و وجوب است و خلیفه‌ی اسمِ جامع اللّه می‌باشد و از این جهت در همه‌ی عوالم حاضر است و نمی توان آن را محدود به قوس نزول یا صعود کرد. با ظهور حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» در عالَم شهود آن حقیقت تعییّن پیدا می‌کند. موفق باشید

13682
متن پرسش
سلام استاد عزیز: من وارد گروه ده نکته از معرفت از نفس شدم که استادش یکی از شاگردان به نام شماست (حاج آقا حسینی) هدفم یادآوری مباحث بود اما 3 جلسه که ادامه دادم دچار سوالاتی شدم از خواب و برزخ و ... که جواب قانع کننده دریافت نکردم و حسابی پشیمون شدم که وارد چنین گروهی شدم اشکال از طرف حاج آقا نیست اشکال از طرف من هستش که نتونستم حرفها و مباحث ایشون را درک کنم حالا لطفا شما منو راهنمایی کنید کل سوال و جواب ها را می نویسم. سوال: 1. سلام استاد شما می فرمایید اگر مسيري براي ما بسيار مهم بشود و جديت در راه پيدا كنيم خواب ها شروع مي شوند تا شما در آن راه راسخ شويد (و استاد طاهر زاده می فرمایند بعدا خواب برداشته می شود و اما شما می فرمایید ما همچنان خواب می بینیم) از طرفی هم می فرمایید که چون اصولا خوابهاي ما مخلوط از دروغ و راسته اعتنا كردن و جدي دانستن اين خواب ها بيشتر دردسر سازه. ما مثل اولياي الهي نيستيم كه خوابمان عين حق باشد پس زياد جدي نيستند به آنها اعتنا نکنیم این مطالب را چطور با هم جمع می شود؟ 2. اصولا در خواب نفس با عالم برزخ ارتباط برقرار مي کند اما چون نفس های ما خيلي ضعيفند چيزی از عالم برزخ بدستش نمي آید اگر نکته ارتباط با برزخ را بپذیریم با این توضیح شما روبرو می شویم که اکثر خوابهای ما تکرار روزمان هستند لذا بي اهميتند؛ و ما وقتي از خواب بيدار مي شویم؛ چيزی بياد نمي آوریم پس این ارتباط با برزخ نیست هر نفسی بر اساس شدت و ضعف باید با برزخ ارتباط داشته باشه یعنی وارد عالم دیگر شده باشه ولی روزمرگی ها یادآور ورود به عالم دیگه نیست. 3. وقتی دوره برزخ تمام می شود از فرد می پرسند چقدر در این دوران بودی میگ وید نصف روز یا شاید کمتر آیا این هم مثل عالم خواب است و ما به یاد نمی آوریم یا برای ما مهمترینش تو یادمان هست و یا........؟ به این اعتقاد هستم که آنجا زمان و مکان ندارد. متشکرم جواب ایشان این بود خوابها جدی نیستند صرفا مشخص کننده راه هستند آن هم در صورتی که راهی شروع شده باشد و گرنه اصلا در همین حد هم مهم نیستند پس به آنها زیاد اهمیت ندهید. هر خوابی از دریچه خیال است و خیال هر کس کانالی است به عالم خیال که همان برزخ می باشد و این برزخ مقید مختص به خودتان می باشد. علت ندانستنش نه بخاطر بیاد نیاوردن است بلکه بخاطر بی زمانی عالم خواب و برزخ است. سوال: لطفا رابطه بین عالم برزخ و خیال را توضیح دهید؟ 2. بعد از برزخ قیامت هست در قیامت هم بی زمانی وجود داره توضیح شما فقط منوط شده به عالم خواب و برزخ این را هم توضیح بفرمایید. جواب: برزخ و خیال یک چیزند خیال منفصل را عالم برزخ می گویند وخیال متصل را همان خیال خودمان می گویند. در برزخ و قیامت هر دو تجرد وجود دارد و لذا هر دو بی زمانند. خواب بهترین نمونه ای است که همه آن را تجربه کرده اند و لذا اگر تجربه دیگری سراغ دارید شما بفرمایید. سوال: من تجربه بهتر ندارم اما پاسختون منو توجیه نمیکنه هرچند قبول دارم. جواب: اگر از این طریق نمی توانید با این مبحث ارتباط بگیرید می توانید با مباحث عقلی این بحث مرتبط بشوید تا با استدلالهای عقلی مساله برایتان حل گردد و گرنه یا باید به تجربه عام همگی تکیه کنید یا خودتان اهل کشف و شهود باشید.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواب؛ صورت خیال در مقام مرتبه‌ی برزخی انسان است. اگر خیال پاک باشد، خواب‌های انسان قدسی است، مثل خواب اولیاء. و اگر در مسیر صحیح قرار گیریم آن نوع خواب‌ها که صورت توهّمات است، برداشته می‌شود 2- اکثر خواب‌ها به جهت منتقل‌شدن از عالَم حسّ به عالَم مثال یا مرتبه‌ی برزخیِ انسان است، صورت‌های محسوسات اوست که در آن عالَم ظاهر می‌شود. ولی اگر کسی از غلبه‌ی صورت‌های حسّی خود آزاد باشد، در عالَم برزخی خود و یا عالَم مثال، با صورت هایی روبه‌رو می‌شود که نازله‌ی حقایق عقلی می‌باشند 3- مکان و زمان در برزخ نیست لذا این‌که می‌گوییم یک‌روز و یا نصفه روز در دنیا بوده‌ایم، به جهت عادت‌های فکری است که این مفاهیم را در خود داریم. عالَم خیال و عالَم برزخ از نظر مرتبه‌ی وجودی فرق نمی‌کند. آن‌جا عالمی است که صورت دارد ولی آن صورت‌ها جرم ندارند. با کمی توجه به خود و احوالات خود می‌توانید عالَمی را غیر از عالَم مادی در خود حسّ کنید. موفق باشید

12904

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد در يكي از كتاب هایتان مرقوم داشته ايد كه اگر شخصي توجه به اسمي كه متناسب با عملش هست نداشته باشد، در وهمش آن كار را انجام داده است. مثلا اگر در حال خوردن است اگر توجه به اسم رزاق نداشته باشد در وهمش غدا خورده است. لطف مي كنيد توضيح مبسوط تري بفرماييد. با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از این‌که نباید در استفاده از غذا غفلتی نسبت به اسم رزاق صورت بگیردبه این است که در هرحال مبنای همه‌ی افعال حضرت اللّه است وگرنه ما با وَهمیّات خودمان اصالت و استقلال را به مخلوقات می‌دهیم. موفق باشید

12865
متن پرسش
با سلام: با توجه به معنای حضور که به معنی حضور قلب در پیشگاه خدا و معنای غیبت که به معنی غیبت قلب از غیر خدا، حال 1. آیا غیبت بر حضور مقدم است یا حضور بر غیبت؟ 2. اگر حضور بر غیبت مقدم است آیا حجاب و شؤن حق هم حق است و هر عین ثابته ای حق است و دیگر رتبه و شدت و ضعف نیست، حق است به این جلوه، همان «ما رأیت شي الا و رایت الله قبله و بعده و معه» باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: داستان غیبت و حضور قلب، داستان حیرت‌انگیزی است. از یک طرف بنا به تجلیِ فطری الهی، «حضور» مقدم است و از طرفی با سکنی‌گزیدن در تن و نظر به نیازهای دنیایی «غیبت» مقدم است و باید با استشمام آن حضورِ فطری، از این غیبت عبور کرد و به حضورِ دیگری که از جنس دیگر است، رسید. بقیه‌ی سؤال شما را درست متوجه نشدم. موفق باشید

12604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن قبولی طاعات و عبادات شما، چندی پیش یکی از فعالان فرهنگی در تلویزیون بحثی را مطرح کردند به عنوان اینکه حجاب در جمهوری اسلامی نباید اجباری باشد امروز مشکل جمهوری اسلامی حجاب است یا نه ربا خواری و دزوغ و دزدی و ... بنده سخنان ایشان را شنیدم، خیلی متاسف شدم که ایشان با این مبانی یکی از فعالان فرهنگی در نظام اسلامی است. اولا قیاس مع الفارقی که داشتند و در ثانی حجاب واجب است نه اجباری، نمی دانم این قید اجباری را اینها چگونه و از کجا در مقام وجوب آورده اند. استاد می خواستم نظر شما را در این باره بدانم در حالی که سخنان این آقا در شبکه های مجازی هم فرآوان یافت می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد در جواب سؤال 12182 قبلاً عرایضی داشته‌ام. موفق باشید

12542
متن پرسش
با تشکر فراوان از استاد: البته جواب شبهه اصلی من در سوال 12533 داده نشد ببخشید شاید من واضح مطرح نکرده بودم. درباره استناد رهبری به ایشان که دستاویز معاندین انقلاب و رهبری شده چه جوابی هست اینکه رهبری فرمودند: نخستين جرقه‌هاي انقلابي اسلامي به وسيله «نواب» در من به‌ وجود آمد. استناد و الگوبرداری به کسی که به تعبیر شما در همه موارد مورد قبول نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی انقلابی مرحوم نوّاب و عطش اسلام‌خواهیِ او در آن زمان غوغایی در روح هر جوان دوستدار اسلام به پا می‌کرد و این در حالی است که هنوز نهضت امام ظهور نکرده بود تا فدائیان تحت عنوان مؤتلفه‌ی اسلامی خود را در ذیل حضرت امام روح اللّه قرار دهند. مثل جوانان دوره‌ی ما که با بانک دفاع از اسلامِ دکتر شریعتی«ره» شور اسلام‌خواهی را از او گرفتند ولی با مطهری بزرگ، راه را ادامه دادند. موفق باشید

11791
متن پرسش
سلام: استاد تو رو خدا به این تندروهای مدعی اصولگرایی تفهیم بفرمایید نفس توافق و قرارداد گناه نیست. با این نگاه است که می شود صلح امام حسن علیه السلام را هم زیر سوال برد؛ استاد دیگه از معاویه بدتر که نداریم کل موضوعات و موارد صلح نامه با امام حسن رو زیر پا گذاشت ولی آیا این باعث شده که شیعه واقعی بگوید اعیاذبالله امام حسن علیه السلام اشتباه کرد؟ نه هرگز. در آن مقطع تاریخی بهترین کار را امام علیه السلام انجام داد. حالا دشمن دون پایه که از همان اول هم معلوم بود به هیچ صراطی مستقیم نیست عدول کند ... در موضوع هسته ای هم همینطور است حالا اگر طرف غربی عهدشکنی کند چیز عجیبی نیست که و نمی شود کل مذاکرات را زیر سوال برد. نمیدونم تا چه حد حرف منو تصدیق می فرمایید استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اصل چنین بیانیه‌ای که در لوزان سوئیس مطرح شد نشانه‌ حضور مستقل انقلاب اسلامی در تاریخی است که مدرنیته با تمامیت‌خواهی خود حاضر نبود هیچ رقیبی را تحمل کند و حالا توسعه و تحقیق در انرژی هسته‌ای ایران را به رسمیت می‌شناسد و این یعنی حضور فرهنگی انقلاب اسلامی با هویتی که مخصوص به خودش است و این غیر از آن است که محتوای قرارداد لوزان را بی‌عیب بدانیم. موفق باشید

10876
متن پرسش
با سلام: استاد ممنون از وقت و حوصله ای که برای پرسش های این جانب صرف می کنید. بنده در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی(ره)، متوجه ی اصطلاح عقل کلی نمی شوم. ایشان فرموده اند منظور از عقل در این حدیث عقل کلی است اما بنده متوجه ی تعاریف ایشان نشدم در مقاله ها جستجو کردم ولی می ترسم آنچه از مفهوم عقل کلی برداشت کرده باشم اشتباه باشد. اگه امکان دارد برای بنده توضیح مختصر و قابل فهمی دهید که منظور از این عقل کلی چیست؟ و نیز در صورت امکان تعریفی قابل فهم برای عقل جزئی بیان کنید. استاد سوال دیگر اینکه می شود این عقل در حدیث جنود عقل و جهل را، عقل دیگری در نظر گرفت؟ با تشکر. یا علی (علیه السلام)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه بفرمایید که در آن حدیث حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند خداوند به عقل فرمود برو، و رفت و سپس فرمود بیا و آمد. یعنی حقیقتی در این عالم هست که مطابق امر الهی می‌رود و مطابق امر الهی می‌آید، حال این حقیقت را به نام «عقل» نامیده‌اند و هرکس بهره‌ای از آن حقیقت داشته باشد مطابق امر خدا به عالم کثرات رجوع می‌کند ولی در عالم کثرات متوقف نمی‌شود، زیرا وقتی حضرت حق به او امر می‌کند که برگرد، برمی‌گردد. بر عکس جهل. حال این حقیقت را عقل کلی گویند از آن جهت که چیزی است ماوراء افراد بلکه افراد می‌توانند از آن بهره‌مند شوند. عقل جزئی در اصطلاح به معنای آن تفکری است که به کثرات عالم مشغول است و زندگی دنیایی را سامان می‌دهد. موفق باشید
10589
متن پرسش
سلام: خواستم در مورد کار کردن برای رضای خدا که در جلسه مکارم الاخلاق این هفته صحبت کردید توضیحی بخواهم. و آن اینکه «کار کردن برای رضای خدا مطلوب است یا برای رضای خدا کار کردن؟ و اصلا اگر تفاوتی هست بین این دو نگاه، نگاه مطلوب چگونه کسب می شود؟» امیدوارم وقتتان را با این توضیح نگرفته باشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی مقصد ما در تلاش‌هایمان جلب نظر و رضایت پروردگارمان باشد حضرت حق همه‌ی امورات ما را به عهده می‌گیرد. عمده رویکردی است که ما باید در کارهایمان داشته باشیم. موفق باشید
10088
متن پرسش
آیا نفرین ناحق دیگران بر انسان تاثیر می‌گذارد. به طور مثال اینجانب کارشناس امور اداری (کارگزینی) هستم و در قبال اجرای قانون ممکن است مورد نفرین ناحق همکاران قرار بگیرم. آیا نفرین آنها تاثیر دنیوی و... خواهد داشت با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جنابعالی به حکم وظیفه و با رعایت ادب و احترام کار خود را انجام دهید مطمئن باشید هر نفرینی که به شما بکنند دعا محسوب می‌شود. موفق باشید
9979

صله ارحامبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: جریانی از امام صادق (ع) خواندم که نصرانی که مسلمان شده بود از ایشان می پرسد آیا با خانواده ام معاشرت کنم؟ یا هم غذا شوم؟ ایشان می فرماید آیا گوشت خوک مصرف می کنند؟ نصرانی می گویدخیر. امام می فرماید اشکال ندارد. سوال:با ارحام خودکه می دانم گاهی ممکن است چیز حرامی یا همین کالباس خوک استفاده می کنند یا گوشت کوسه که فلس ندارد، باید معاشرت کنم؟ وقتی می گوییم حرام است میگن اینها را ازخودشان درآورده اند!!! مسلمان هستند نماز هم می خوانند. خسته شدم بخدا از صله ارحام به این شکل. و شما هم به استناد به آیات و روایات تاکید بر صله رحم و ایفای حقوق اینها دارید. چه کنم؟ من فکر می کنم مفهوم مخالف فرمایش امام صادق (ع) این بوده اگر خوک می خورند پس معاشرت نکن... بنده از کجا بدانم دستی که به آن گوشت گرفته شده، حتی اگر غذای دیگری برای من پخته باشد دستش را شسته یا نه وقتی اعتقاد به نجس بودنش ندارد. اکتفا به اصل براعت کنم؟ اگر هم یک جا غذا نخورم بدشان می آید و ناراحتی ایجاد می شود. ماهواره هم روشن... این صله ارحام است؟!!!!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مسئله را باید از مرجع تقلید خود سؤال کنید ولی رویهم‌رفته فقها می‌فرمایند وقتی طرف مسلمان است، حرکات او را باید حمل بر برائت بکنید. موفق باشید
9926
متن پرسش
با سلام: من خانمی 23 ساله با 1 پسر 2 و نیم ساله و خانه دار هستم. در آزمون حوزه علمیه و مصاحبش قبول شدم. حال مانده ام سر 2 راهی که بروم یا نه؟ عده ای می گویند شوهرداری واجبتر است؟ من چه کنم استاد، فرزندم را بزارم مهد و برم حوزه یا بشینم تو خونه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد تربیت فرزند و رعایت نیازهای خانه کار مهم‌تری است، به‌خصوص که باید تلاش کنید برای تحویل فرزندان بی‌شمار به جامعه. شواهد فراوانی در میان است که نشان می دهد فرهنگ غربی علی‌رغم ظاهری که برای خود می‌آراید، تمدنی خسته و وامانده است و از آن عزم و اراده‌ای که موجب تمدن غربی شد چیزی جز خاکستر باقی نمانده و از آن انعطاف‌هایی که بعضاً برای ادامه‌ی خود از خود نشان می‌داد دیگر خبری نیست. حتی نمی‌تواند جای نسلی که پیر می‌شود و می‌میرد را با ازدیاد نسل و حفظ خانواده جبران کند و با پذیرفتن نظریه‌ی مبتذلِ مالتوس در رابطه‌ با ازدیاد جمعیت، گرفتار یک نوع عقیم‌شدن در آینده‌ی خود شده در حالی‌که بر اساس آموزه‌های دینی زنِ اصیل و صاحب روحیه‌ی طبیعی نمی‌خواهد رفیقه و معشوقه‌ی مرد باشد، بلکه می‌خواهد «مادر» باشد، آن‌هم نه مادر یک فرزند که برایش بازیچه و سرگرمی است بلکه مادر فرزندان بی‌شمار. در تمدن غربی و در شهرهای بزرگی که بر اساس تمدن غربی ساخته شده، رقابت در هرچه بیشتر ارضاء‌کردن امیال شهوانی مردان است و نه رقابت در مادرشدن و این نشانه‌ی خاموشی یک تمدن است که مردان نمی‌توانند و نمی‌خواهند پسران توانا و زرنگ داشته باشند تا زندگی آن‌ها همچنان شکوفا بماند. اضمحلال خانواده به این معنایی که عرض شد نتیجه‌ی وجود شهرهای بزرگ است که دیگر تمدن غربی نمی‌تواند از آن فرار کند و همین امر یعنی بی‌قیدی نسبت به خانواده، به معنای غفلت از داشتن فرزندان زیاد، هر روز اوضاع را بدتر از قبل می‌کند و دیگر هرکس برای خود زندگی می‌کند نه برای آینده و نه برای نسل‌های آینده. آیا این روحیه به تنهایی برای افول غرب کافی نیست؟ وقتی انسان‌ها در فرزندان خود ادامه نمی‌یابند سعی می‌کنند هرچه بیشتر در همین دنیا زنده بمانند هرچند با انواع بیماری‌ها دست به گریبان باشند و با کلکسیونی از بیماری‌ها و مجموعه‌ای از داروها دست به دامان پزشکان گردند، در حالی‌که پزشکان در این حال مرگ را برای آن‌ها طولانی می‌کنند و نه زندگی را. این مسلّم است که افراد برجسته و مهم به ندرت نخستین فرزند خانواده ها هستند، تقریباً هیچ‌وقت نیز یگانه فرزند خانواده نیستند. خانواده‌ای که فرزندان محدود به جامعه تحویل می‌دهد تنها از نظر کمیّت به جامعه زیان نمی‌رساند بلکه از لحاظ کیفیت نیز آن جامعه و آن نژاد را ناتوان می‌سازد زیرا جامعه‌ی خود را از مردان و زنان ممتاز و برگزیده و هدایت‌گر محروم کرده ا‌ست. تاریخ ما، ما را به جامعه‌ی امروزینمان تحویل داده تا این سلسله همچنان ادامه یابد، ولی اگر ما سرنوشت خود را از فرهنگ غربی که در حال خاموش شدن است جدا نکنیم، با عقیم‌شدنی که آینده‌ی ما را تهدید می‌کند، فرزندانی نخواهیم داشت که به تاریخ فردای خود تحویل دهیم آیا زنان ما هنوز متوجه رسالت فرزندآوری در تاریخی که شروع کرده‌ایم نشده‌اند؟.موفق باشید
7774
متن پرسش
با عرض سلام.در سخنرانی های متعدد جنابعالی بخصوص در حوزه غرب شناسی مثلا در درس اول سی دی نقد کتاب مدرنیته و توهم ارجاعات متعددی به سخنان هایدگر می شود که منبع آنها به صورت دقیق مشخص نمی شود. برای مطالعه و اطلاع از افکار ایشان در این زمینه چه کتابهایی از ایشان را توصیه می فرمایید? اکثر کتابهای ایشان در بازار کتاب انگار در زمینه هایی دیگر هستند.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هایدگر یک متفکر و یک تفکر است با خصوصیات خاص خودش. نمی‌توانم بگویم از کدام کتاب شروع کنید، باید مدتی با نوشته‌های او مرتبط شوید تا به یک جمع‌ بندی برسید. از کتابی که آقای دکتر داوری و سایرین از آثار هایدگر تهیه کرده‌اند به نام « فلسفه و بحران غرب» شروع کنید خوب است. موفق باشید
7643
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده جناب استادمیرباقری می فرمایند غرب فعلی توسعه یافته حکومت بنی امیه است. و نیز می فرمایند ائمه نهضت ترجمه را هرگذ امضا و تایید نکردند و نیز فرموده اند منظور از دارالحکمه های حکام بنی عباس ایجاد قطب های اجتهاد در مقابل ائمه بود . و درنهایت ایشان غرب فعلی را حکومت تام شیطان میداند در مقابل دیدگاه تمجید آقای دکتر شریعتی در رابطه با وجود آزادی در دوره خلفا که ملحدین براحتی می توانستند اظهار نظر کنند و آزاد بودند (البته فراموش کرده اند که ائمه کوچکترین آزادی نداشند) و نیز آقای رحیم پور ازغدی که غرب جدید را مدیون کسب علوم مختلف از جهان اسلام توسط غرب قرون وسطا از طریق آندولس می داند . اول خواستم نظر حضرتعالی را نسبت به مطلب حضرت استاد میرباقری بدانم دوم علت این اختلف فاحش بیناین بزرگواران که دغدغه دینی هم داشته یا دارند چبست . ایا فقط مشکل در شناخت درست از غرب است ؟ آیا شناخت درست از غرب بین عموم اهل فکر ما مشکل حادی است ؟ یا مشکل در موضوع دیگری مانند رجوع آنان به حقیقت ولایت الهیه وجود دارد ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسلّم نظرات استاد بزرگوار جناب آقای میرباقری عالمانه و کارشناسانه است و باید خدا را شاکر بود از وجود چنین افرادی. ولی فکر می‌کنم این سخنان با سخنان آقای رحیم‌پور ازغدی عزیز قابل جمع است، چون اگر هم غرب حرف‌هایی دارد در رابطه با ارتباط با اسلام بود، ولی همان علوم وقتی در غرب رفته با روحیه اموی که در آن جا حاکم است، شیطانی شده و از بستر اصلی‌اش خارج گشته و آقای رحیم‌پور ازغدی مخالف این موضوع نیستند. موفق باشید
5775
متن پرسش
با سلام و تشکر فراوان از استاد عزیز. چرا دین اسلام کامل ترین دین است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» داشته‌ام شاید شروع خوبی برای تفکر در این موضوع باشد. متن کتاب روی سایت هست. موفق باشید
5595
متن پرسش
سلام علیکم استاد 2 سوال داشتم اگر لطف بفرمایید پاسخ دهید: پدرم سرمایه ای کلان دارد برادر بزرگ ترم دانشگاه را کنار گذاشت و من باب احساس تکلیف به حوزه رفت امید پدر به بنده است من قصد دارم بعد از تحصیل دانشگاه بازگردم و سرمایه ی پدر را در اختیار بگیرم و با استفاده از طلاب و افراد متقی خوش فکر موسسه ای فرهنگی به حول قوه ی الهی تاسیس بشود در این میان چند سوال دغدغه ذهنی حقیر شده است: 1-از آن جایی که شهر ما شهر کوچکی است و امکان تحصیل علوم اسلامی نیست وشاید این علوم در این راه مشکاتی باشد بنده راهی به نظرم می رسد که سریع تر تحصیل را به پایان رسانده و به شهر خود برگردم و از طریق کتبی مثل آیت الله مصباح و سخنرانی های حضرتعالی و ... کسب علم کنم و بستری برای کار فرهنگی آماده شود آیا این گونه می شود؟ یا نیاز حتمی به استاد است پس راهی دیگر که به نظر می رسد علوم دانشگاهی را ادامه بدهم ودر کنار آن از اساتید حوزوی استفاده کرده سپس بازگردم. 2-در سیره علما مشاهده شده نیاز به استاد غیر قابل انکار است با این برنامه ای که حقیر در ذهن دارم و شهر کوچک ما که عالم ندارد چه باید کرد. در این سوالات چند نکته مد نظر حقیر بوده 1-سلوک الی ا... 2-روحیه ی انقلابی3- رضایت والدین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه کلیّت راه را با سه نکته‌ی آخر که گفته‌اید می‌شناسید. آنچه مهم است در کنار زندگی، ورود به معارف الهی است، حال چه با تمام‌کردن دروس دانشگاهی وچه با نیمه‌کاره رهاکردن و به کمک پدر آمدن. دلواپس استاد نباشید. «تو پای به راه نه و هیچ مپرس.... خود راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
5491
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر از این که برای پاسخگویی به سوالات ما وقت شریفتان راصرف می‌کنید ممنونم چند سوال داشتم ممکن است هیچ ربطی با هم نداشته باشد:1- چرا رهبری وجود سلایق مختلف سیاسی در حاکمیت را پدیده مبارک و به قول مبارک خودشان عید می‌دانند البته من دنبال حکمت صحبتشان هستند نه تعرض و خرده‌گیری بر ایشان، چرا که رهبری را آدمی حکیم و بصیر و با تقوا و دل‌کنده از دنیا می‌دانم مختلف را پدیده مبارک می‌دانند؛ چرا وجود سلایق مگر نه این است که ما دو خط سیاسی داریم اصول گرا و اصلاح طلب مگر نه اینکه افکار برخی اصلاح طلبان و رفتارشان برای دشمنان اسلام امیدوارکننده و خرسندکننده است 2- آقای خسروپناه در سایتشان برای علوم عقلی سیر مطالعاتی مشخص کرده اند نظرتان درباره‌ی آن سیر وشخصیت ایشان چیست؟ اگر فردی بخواهد فیلسوف شود حتما باید طبق آن سیر و کتب پیش رود؟ 3 - نظرتان درباره فیس بوک و ماهیت و تاثیر آن چیست؟ 4- نظرتان در مورد هفته نامه نه دی و همچنین شخصیت آقای رسایی مسئول آن چیست؟ با تشکر ملتمس و محتاج دعای خیر شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که هیچ‌یک از گروه‌های سیاسی موجود نتوانستند آزاد از تنگ‌نظری به اهداف انقلاب متمرکز شوند شاید نگاه‌ها و سلایق مختلف هر جریان موجب تصحیح جریان دیگر شود. و از این جهت وجود هرکدام برای نظام مبارک است و این غیر از جریان‌هایی است که به‌کلی بیرون انقلاب‌اند 2- جناب آقای خسروپناه را استاد شایسته‌ای می‌دانم ولی سیر مطالعاتی که می‌فرمایید را ندیده‌ام 3- هیچ ورودی به فیس‌بوک ندارم ولی آن را در شرایط حاضر برای اظهار نظرات علمی سیاسی نفی نمی‌کنم 4- آقای رسایی را روحانی متعهد و دلسوز و آگاه می‌دانم. موفق باشید
5352
متن پرسش
سلام. آیا حضرت زهرا (س) تجلی اسم مستاثر خدایند. آیا ایشان نماد وجهه حقی حضرت برزخ کبری و حضرت امیر نماد وجهه خلقی اند.(مرج البحرین یلتقیان .....)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی این سخنان درست است عمده تفسیر درست این سخنان است که کار حساسی است چون ممکن است نتیجه‌ای مطابق واقع گرفته نشود. موفق باشید
4786
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بعد از اینکه خیلی از مباحث شما اعم از غرب شناسی و ... رو مطالعه کردم و با مبانیی که جنابعالی به ما یاد دادید ، بنده با چندتن از دانشجویان دانشگاه امام صادق که درباره ی تکنولوژی که اقای قالیباف خیلی از این کلمه استفاده می کردند و مبنای پیشرفت خودشان را استفاده از تکنولوژی میدانند ، بحث میکردم که یک مسئله خیلی ذهن بنده را مشوش کرد: انها میگفتند که حضرت آقا درباره مباحث غرب شناسی نظرات متفاوتی با اقای طاهرزاده دارند. میخواستم صحت با عدم صحت این موضوع را از خودتان بپرسم؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که در این رابطه به جواب سؤال‌های شماره‌ی 4254 و 3359 و به‌خصوص شماره‌ی 3360 رجوع فرمایید. نهایت وظیفه‌ی ما آن است که طوری نظرها را متوجه غرب کنیم که دانشجویان و طلاب ما بتوانند حرف حضرت امام و رهبری عزیز را درست بفهمند. به دوستانی که می‌فرمایید مباحث غرب‌شناسی که بنده عرض می‌کنم با نگاه رهبری به غرب متفاوت است، بفرمایید بیاییم همه بر روی نگاه رهبری به صورتی کارشناسانه متمرکز شویم به هر نتیجه‌ای که رسیدید برای ما مبارک است. موفق باشید
نمایش چاپی