بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9410
متن پرسش
ببخشید، من از آن جمله تان جواب این سؤالم را نگرفتم؛ آیا این حرف درست است که بگوییم: «آن پدیدهای که نفسْ علت تامة آن است (مثل صورتهای ذهنی)، اینطور نیست که لزوماً مظهر نفس (مثل خشم) هم علت تامة آن پدیده باشد.»؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث مظهر و ظاهر فکر نمی‌کنم بتوان صورت‌های ذهنی را جای داد، آن را باید در یک تقسیم‌بندی دیگری قرار داد. مظهر محل ظهور باطن است و جنبه‌ی محلیت آن باید حفظ شود. موفق باشید
9361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضی های معتقدند این نحوه مرسوم قرآن به سر کردن (اینکه تمام قرآن بر سر نگذاری و یک جز را بر سر بگذاری یا اینکه قرآن را پشت به آسمان بر روی سرت بگذاری) صحیح نیست، بلاکه اولا باید قران کامل تهیه کرده و بر سر بگذاری، ثانیا اینکه قرآن را باز کرده روی قرآن را به سمت آسمان قرار دهی و جلد قرآن روی سرت باشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم صورتِ کامل بر سرگذاشتن قرآن، قرآن سی جزء است ولی امید است که با بر سرگذاشتن همین جزء‌ها امتثال امر الهی محقق شود ولی در مورد بازکردن قرآن و روی سرگذاشتن چیزی نداریم، همین کاری که انجام می‌شود خوب است در ابتدا باید قران را باز کرد. موفق باشید
9091

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: فرموده اید همه به قیامت که مرحله ای عقلانی است نمی رسند. آیا میشود توضیح دهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث نیاز به مقدماتی دارد که در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» هست. سعی بفرمایید نگاهی به آن کتاب بیندازید. موفق باشید
8185
متن پرسش
هوالحق با عرض سلام و خداقوت وعرض تشکر خدمت شما می خواستم یک کتاب برای تربیت فرزند برای یک مادر خانه دار که تحصیلات زیادی ندارد معرفی کنید. متشکرم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در این موارد تخصصی ندارم از کارشناسان ارزشمند رادیو معارف استفاده کنید. سعی کنید در مواقعی که امکان دارد رادیو معارف را در خانه روشن نگه دارید. موفق باشید
7114
متن پرسش
سلام علیکم صحبتهای شما استاد عزیز را درمورد زنان در مشهد گوش دادیم . فرمودید هنر ما اینه ک از قاعده های عالم حوادث را پیش بینی کنیم تا بتوانیم برخورد مناسبی باآن داشته باشیم .بر اساس چه قاعده و سنتی می فرمایید رجوع تاریخ در آینده به زن مسلمان هست ؟ آیا اینکه غرب دیگر نه خانواده دارد و نه زن به معنای حقیقی آن رببطی به این قاعده دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی از طریق انقلاب اسلامی شروع شده که در ذیل آن انسان‌ها نسبت به سنن عالم به آگاهی همه‌جانبه‌ای می‌رسند. در این راستا جایگاه زن در تعریفی ماوراء تعریفی که مدرنیته از زن دارد ظهور می‌کند و آنچه از زنان در اثر ظلمات مدرنیته به حجاب رفته ظهور خواهد کرد و دوران سرگشتگی زنان به‌سر می‌آید، زیرا متوجه جایگاه خود می‌شوند. در جواب سؤال شماره‌ی 6275. تحت عنوان «زن گمشده اصلی انقلاب» عرایضی داشته‌ام، خوب است به آن نیز رجوع کنید. برای فهم تاریخ جدید و حضور در آن جلساتی که در قم داشته‌ام را به صورت نوشتار تکمیل می‌کنم إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
6693
متن پرسش
سلام علیکم " استاد آیا کتابی هست که در رابطه با اثبات عدم تحریف قرآن نوشته شده باشه یا مقاله ای ؟ و اگر نیست لطفا چند دلیل قوی و مستند برای این امر بیاورید ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه کتب ارزشمند و معتبری در این رابطه نوشته شده که از جمله کتاب آیت‌اللّه معرفت است و کتاب آیت‌اللّه حسن‌زاده تحت عنوان «قرآن هرگز تحریف نشده» در دسترس است. بنده خلاصه‌ی کتاب آیت‌اللّه حسن‌زاده را به صورت جزوه در اختیار کاربران بر روی سایت گذاشته‌ام. در ضمن آیت‌اللّه جوادی بحث مفصلی در تفسیر خود در این رابطه داشتند که نوارها پیاده و به صورت کتاب درآمد. کتاب «سلامة‌القران من التحریف» از دکتر فتح‌اللّه محمدی کتاب ارزشمندی است. موفق باشید
6234
متن پرسش
باسلام 1.به نظرشما آیا برگزاری مراسم شیرخوارگان درست است واینکه بچه ها را می آورند و گریه میکنند؟ 2.مراسم جشن نیکوکاری به نظر شما حسن فاعلی دارد چون معمولا دختر بچه ای را در تلویزیون می آورند که ما محتاج یاری شما هستیم و مردم به خاطر دلسوزی و ترحم به آنها کمک می کنند و حال اینکه شهیدمطهری می فرماید فعل اخلاقی به غریزه های نوع دوستی تعلق نمیگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت دلیلی بر نفی آن نداریم می‌توان از هر دوی آن‌ها نگاه‌های خوبی را متذکر شد؛ به مادران گفته شود شما علی اصغر تربیت کنید و به مردم متذکر شویم برای خدا کمک کنید و نه صرف جواب‌گویی به عواطف. موفق باشید
6156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام در مورد اسلام و جغرافیا و شهر و مدیریت شهری به کدام یک از منابع رجوع کنم ؟ و اینکه در این زمینه کتاب یا فایل صوتی و منبعی استاد دارنند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «تمدن‌‌زایی شیعه» به صورت کلی مطالبی هست ولی به صورت ریز و تخصصی چیزی ندارم. موفق باشید
5945

خضر زمانهبازدید:

متن پرسش
سلام استاد اگر کسی بخواهد همراهی حضرت خضر را بکند معیار تشخیص حق از باطل برایش چیست ومنبع کسب علم برای او چگونه است ممنونم استاد.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: خضر زمانه‌ای که باید با او همراهی کنید امروز حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و رهبری عزیز اند که خودشان حق و باطل را نشان می‌دهند تا در سلوک خود متوقف نباشید. موفق باشید
4985
متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد، قرآن کریم در آیه 184 سوره مبارکه بقره درباره ی روزه ی ماه مبارک رمضان بعد از آنکه عده ای از جمله بیماران و مسافران را از روزه این ماه معاف میکند، میفرماید: «و ان تصوموا خیر لکم ان کنتم تعلمون»، حال سوالم اینجاست که اگر چند روزی در این ماه مبارک مانند لیالی قدر را به مسافرت رفته و در جوار ائمه اطهار علیهم السلام از فیوضات این شبهای عزیز بهره بگیریم بهتر است یا در شهر خود بمانیم و روزه بگیریم و در مساجد شب زنده داری کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ماه رمضان ماه روزه‌داری است، کاری کنیم که روزه‌ی این ماه از ما تلف نشود. موفق باشید
4182
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم .بنده سالهاست که یاد مرگ و فکر مردن بسیار در ذهنم می آید و هر گاری که میخواهم انجام دهم ناگهان یاد مردن می افتد حتی ساختن یا خرید منزل ،به افرادی که سن وسال از آنان گذشته و همچنان حریصانه دنبال دنیا می دوند نگاه میکنم و متعجب میشوم،این گونه افکار منشاش چیست ؟این طور بودن خوب است یا بد؟2-بنده موفق به نماز شب نمیشوم در حالی که در اعمال شبانه روزم دقت میکنم که گناهی سر نزند (هر چتد سر میزند) قبل از خواب آیه آخر سوره کهف را میخوانم زمان را برای بیدار شدن را تنظیم میکنم اما نمیدانم چرا توفیق شب زنده داری را ندارم ،درصورت امکان راهنمایی ام نمایید.التماس دعا
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سخن مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» که می‌فرماید: « اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا» چنان براى زندگى دنیاى خویش تلاش کن که گویا تا ابد زنده هستى، و براى آخرت خویش آنچنان کار کن که گوئى فردا از دنیا خواهى رفت.. باید بتوانیم بین آن دو تعادل ایجاد کنیم و این بسیار کار سختی است، سخت‌تر از آن که انسان تارک دنیا باشد 2- سعی بفرمایید قضای آن را به‌جا آورید تا روح، نورِ نماز شب را بشناسد. موفق باشید
3620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. بیکران سپاس از پاسخگویی حضرتعالی به سوالات.استاددر پاسخ یکی از پرسشهای کاربران محترم در خصوص علاقه به ظاهر بی علت ایشان به علامه طباطبایی ره فرموده بودید لابد یک نوری هدایتی در آثار ایشان برای اون شخص هست(پاسخی قریب به این مضمون). استاد من هم یک زمانی بدون آنکه شناخت آنچنانی نسبت به علامه داشته باشم حقیقتا تمام روح و قلبم به ایشان ارادت داشت و سالها گذشت تا من با سایت لب المیزان و آثار شما آشنا شدم و منش و مرام علامه.البته قبل از آن کتب مختلف ایشان راهم رفتم خواندم مثل ولایت و ....خلاصه پاسخ شما را که به اون فرد در خصوص عشقش به علامه دیدم گفتک شاید گم شده وجود من اثار شما بود که بحمدالله چندسالی است از اثار شما مستفیضم. اما بنده از سالها قبل با اینک در کلاسهای درسی که بودم غالبا همکلاسی ها و اطرافیان با رهبر و نظام و ....مخالف بودندبه طور ناخودآگاه و بی علت شیفته رهبری بودم. هرگز دهانم به توهین و تخطئه ایشان باز نشد. در آن سالهاکه در میان جاهلان بودم بدون اینکه شناخت کافی و وافی از رهبری انقلاب داشته باشم؛ و سالهای بعد که عضو بسیج دانشجویی شدم و رفته رفته راههایی برایم گشوده شد، مدام خوابشان را می دیدم خودم هم تعجب می کنم. استاد باور بفرمایید ایشان چنان نورانیتی در خوابهایم داشتند که خدا می داند.ایشان را می دیدم که مثلا فرشی بر دوش دارند و با چنان وقار و ابهتی می بردند که فرش را به فقرا دهند و من متاثر می شدم یا خواب می دیم در میان رودخانه با اقتدار راه ی رفتند و ایشان محاط و غالب بر رودخانه بودندو رودخانه به دوراهی رسید. سر دوراهی نشستند و گفتند مردم فکر می کنند این راه درست است اما ماه دیگر درست است....خلاصه بعدها(حالا ده سال از آن سالها می گذرد)به شدت ولایت و زعامت ایشان را پذیرفتم. استاد اخیرا به شدت به امام خمینی ره علاقه مند شده ام نمی دانم چرا این حس در قلبم ایجاد شده. باتوجه به سابقه ای که در مورد علاقه مندی به شخصیتهای علمی و دینی و ارتباط با هدایت شدن دارم؛ شاید این موضوع مفهوم و علتی داشته باشه. استاددوست دارم راهنماییم کنید. شرمنده ام وقت شما را گرفتم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور باید باشد که انسان از نور رهبری عزیز متوجه صاحب اصلی آن نور یعنی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله تعالی‌علیه» شود. پیشنهاد می‌کنم چند جلسه‌ی اول کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله تعالی‌علیه» را در این رابطه مطالعه فرمایید. موفق باشید
3560
متن پرسش
ایا اگر ما به جای شاه بودیم واز بچهگی در جایی بزگ میشدیم که در اطراف ما ادم هایی بودند که همش به ما احترام بیهوده گذاشته-دست مارا بوسیده-مارا والا حضرت نامیده -در اطراف ما پر از طلا و جواهر بوده از دیوا ها شوت پر بوده و حرف هایی از دین جز احکام ان که البطه مضحک کردن انها به شاه رسیده ایا بیشتر زمان نمیخواست وهمراه با عشق به اینکه دوست داریم انها هم بهشت برون وبدون مرگ بر شاه گفتن و با ارامش بیشتر حرکت کردن بهتر نبود ایا مثل برخورد ما با امریکا نیست خودتان را جای انها بگذارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قرآن در آیات 172 و 173 سوره اعراف خبر از تعهد فطری انسان در مقابل خدا می‌دهد که انسان ذاتاً حق را می‌شناسد و ربوبیت او را پذیرفته، می‌فرماید: « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّیَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ » یعنی آنگاه که از فرزندان آدم،از پشت نسل‌هایشان،تعهد گرفتیم، خودشان را گواه خودشان گرفتیم، که آیا من ربّ شما نیستم؟ گفتند: آری شهادت می‌دهیم. این کار را کردم تا روز قیامت نگویند ما نسبت به ربوبیت تو غافل بودیم، یا بگویند که پدران ما مشرک بودند و ما هم فرزندان آنها بودیم و از خود اطلاعی نداشتیم، آیا ما را هلاک می‌کنی به جهت کاری که آن باطلان کردند؟ نتایج آیه : الف – ذات همة انسان‌ها با پروردگار خود روبرو شده‌است. ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت داده‌اند. ج – همه با یک علم ذاتی و حضوری پروردگارشان را می‌شناسند. د – در قیامت بدکاران نمی‌توانند بگویند ما از ربوبیت خداوند بی‌اطلاع بودیم، چون جانشان چنین تصدیقی را همواره داشته و آنها با مشغول کردن خود به دنیا، آن صدا را در خود خاموش کرده و در نتیجه نشنیدند. ه – با توجه به این ذات و فطرتِ آشنایِ به پروردگار هستی، نمی‌توانند بگویند چون پدران ما مشرک بودند ما هم مشرک شدیم و محیط و تربیت خانوادگی را بهانه‌ای برای بدبودن خود بگیرند. لذا ریشه اصلی بد بودن و خوب بودن هر کس، خود فرد است و محیط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه‌شان علت مُعِدِّه یا شرایط هستند و علت اصلی خود انسان است که در مقابل ندای فطرت چه موضع و انتخابی بکند. و چه بسا از والدین غیر صالح و در محیطی فاسد، انسان‌هایی متعالی سربرآورند، چرا که این انسان‌ها نگذاشتند صدای فطرت‌ در جانشان خاموش شود. و - این نوع رویارویی با پروردگار که از طریق علم حضوری و شهود قلبی انجام می‌گیرد، جای انکار و عذری باقی نمی‌گذارد. ز - چون انسان فطرت و ذاتی دارد که آن ذات و فطرت، خدا را می‌شناسد، انسان می‌تواند با فعّال نگه‌داشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخیص دهد. ح – کار مربی در اصلاح انسان‌ها « ذکر و تذکر» به حقایق است تا انسان براساس فطرتش به خود آید و به خود حقیقی‌اش که از رسیدن به آن راضی است، دست یابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلی را در پذیرفتن ندای فطرت و یا پشت‌کردن به آن، خود فرد به‌عهده دارد و به همین جهت هم می‌شود از یک پدر و مادر در شرایط مساوی دو فرزند به‌وجود آید که یکی کاملاً به فطرت خود پشت کرده‌باشد و لذا نباید نقش محیط و خانواده و امثال این‌ها را عمده کرد و بدی بدکاران را از دوش آنها برداشت، و یا والدین علت اصلی انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند. 7- توحید فطری : یعنی انسان فطرتاً هم خدا را « خالق هستی» و هم « ربّ هستی » و هم « اله و معبود هستی » می‌شناسد. یعنی فطرت انسان، توحید را در همه ابعاد آن درک می‌کند. لذا امام‌معصوم(علیه‌السلام) می‌فرمایند: « فَطَرَهُمْ عَلَی‌التَّوحید » یعنی براساس توحید، انسان سرشته شده. و در نتیجه در عمق جانش می‌فهمد خدایی در صحنه است که هم خالق هستی و هم رب هستی و هم معبود اوست. در همین رابطه قرآن می‌فرماید: « أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ، وَ اَنِ اعْبُدُونی هَذا صِراطٌ مُسْتَقِیم »(یس/ 60) یعنی ای فرزند آدم! مگر به شما سفارش نکردم و شما تعهد نکردید که شیطان را نپرستید، زیرا که او برای شما دشمنی آشکار است، و مرا بپرستید که راه مستقیم همین است و بس. یعنی راه راست، همان راه است که فطرت انسانی نشان می‌دهد و آن پرستش خدای یگانه است و پرستش هر معبودی غیر خدا کج‌روی و انحراف از مسیر مستقیم فطرت است و فراموشی پرستش خدای متعال در واقع؛ دورافتادن از فطرت انسانی و فراموش‌کردن خویشتن حقیقی خویش است. موفق باشید
3411

هایدگربازدید:

متن پرسش
با سلام میخواستم نظرتان را درباره هایدگر بدانم؟ استاد حسن عباسی در یکی از سخنرانی هاشون ایشون را یک اگزیستانسیالیست می دانند و به همین دلیل معتقدند که ایشون را نمی توان قرائتی دینی کرد و خورده می گرفتند بر کسانی که ایشون را همردیف شیعه تفسیر می کنند(که به نظرم منظورشون مرحوم فردید باشه) می خواستم نظر استاد عزیر را در این باره بدانم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در مورد هایدگر باید کسانی نظر بدهند که هایدگر را می‌فهمند. آقای دکتر داوری نکات خوبی دارند. موفق باشید
3287
متن پرسش
با سلام از مسیولین سایت سوال داشتم. میخواستم ببینم چرا فایل صوتی سخنان استاد در سایت نیست.سیر مطالعاتی پیشنهادی را از فایل های صوتی کجا می شود پیدا کرد؟قبلا فایل های صوتی سخنان استاد در سایت یافت می شد. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: منظوراز سوالتان را متوجه نشدیم وگرنه محل فایلهای صوتی استاد درسایت بسیار واضح است:1-قسمت"فایلهای صوتی"درمنوی بالای سایت2-باکس"فایل های صوتی" دربالا وسمت چپ صفحه اول سایت.باتشکر."مدیریت سایت"
2395

مدرنیتهبازدید:

متن پرسش
چند روز پیش در هنگام بازدید از یک نمایشگاه در جوار مزار مقدس امام زاده شاه رضا با افرادی روبه رو شذم که بیان می کردند از شاگردان شما هستند و معتقد بودند که تکنو لوژی چند قرن اخیر زاییده الهامات شیطانی است و می گفتند این حرف نظر شما (استاد طاهر زاده) است ،می خواستم بدانم ایا این حرف نظر شماست است؟ منظور شما از تکنولولژی چیست ؟ اگر منظور اختراعات و اکتشفات چند قرن اخیر است ، آیا تمامی این اختراعات وابزارها موجب زیان و ضرر بوده یا برخی از آنها؟ آیا علوم جدید ذاتا بد است یا انسانها از این علوم ، ابزارهای مضر می سازند؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این بحث مفصلی است با مقدمات طولانی و به نظر بنده آن افراد اشتباه کردند به آن شکل مطرح کردند که موجب این سؤالات برای شما شدند. پیشنهاد می‌کنم کتاب «توسعه و فرهنگ» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید. موفق باشید
2117

اثبات نبوتبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بنده تفسیر ایه های63و61سوره اعراف برایم کامل روشن نشده و خاستم اگرامکان دارد این دو سوال بنده را پاسخ بفرمایید: 1)قران چگونه به این سوال پاسخ میدهد:ایا متعجبید که مردی از جنس خود شما به طرف شما فرستاده شده است؟ وهمچنین در ایه 61 شما فرمودید:پیامبران میفرمایند من پیام اور رب العالمینم ورب العالمین هم خطا ندارد پس من که پیامم از طرف اوست در پیامم خطا نیست.حالا سوال بنده اینکه مردم چگونه بایدبه حقانیت پیامبران پی ببرند؟ ایا این درست است که در کتاب های دینیمان میخاندیم پیامبران برای اثبات ادعای خود معجزاتشان را به مردم نشان میدادند تا حقانیت خودشان را ثابت کنند؟و کلامردم چگونه باید به یک مرد الهی مثل نوح(ع)یقین پیداکنند که ازطرف خداست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- چون کفار به جای آن‌که به محتوای پیام توجه کنند گیر داده بودند چرا خداوند یک انسان را پیام‌آور خود قرار داده، آیه می‌فرماید آیا جای تعجب دارد که یک مرد از خودتان پیام‌آور خدا شده تا شما را از انحراف رها کند و به تعادل برساند و زمینه‌ی پذیرش رحمت الهی را بر زندگی‌شان فراهم کند؟ 2- پیامبران خداوند همگی به نحوی ثابت می‌کردند از طرف خدا هستند و بر اساس آمادگی مردم زمان خودشان چیزی را می‌آوردند که هر انسان منصف قانع شود این در حدّ طاقت هیچ بشری نیست. بعد از آن است که به آن‌ها تهمت می‌زدند شما گمراه هستید و آن‌ها آن جواب را می‌دادند. موفق باشید
1869
متن پرسش
با سلام،اگه امکان داره لطف کنید نظرتون رو به صورت "مفصل" در مورد علامه حسن زاده بگویید.ایشان می تونن "الگوی جامعی" برای ما باشن؟چرا کمتر از ایشون صحبت می کنید؟علت خاصی داره؟نمیشه یه انسان به این عظمت حی و حاضر تو ایران باشه و شما کمتر اشاره ای به ایشون بکنید.علتش چیه؟شاید ایشون برای شما فقط یه مرد بزرگ هستند و اهل سلوک،نه بیشتر؟لطفا مفصل جواب بدین.خودم خوب می دونم ایشون عارف و عالم و اهل الله و وارسته هستن و آثار ارزشمندی دارن!لطفا این شکلی جواب ندین.ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همان‌طور که قبلا عرض کردم ایشان را به‌واقع یک دانشمند اسلامی می‌دانم که با سلوک قلبی خود، خود را ملکوتی کرده‌اند و از آن پایگاه آثاری از خود بر جای گذاشته‌اند که اگر به کتاب‌های ایشان دل بدهید برکات زیادی برای شما دارد ولی با توجه به مدتی که در خدمت ایشان بودم نظرم این است که ایشان هرگز مایل نیستند به عنوان یک قطب و یا استاد سلوکی مدّ نظر قرار گیرند. بنده معتقدم در ذیل شخصیت حضرت امام اگر به آثار حضرت آیت‌الله‌حسن‌زاده«حفظه‌الله» رجوع شود به حضرت امام نزدیک می‌شوید و از جاهلیت دوران آزاد می‌گردید. بیش از آن‌که بخواهید از آیت‌الله حسن‌زاده چیزی بدانید تلاش کنید از آثار علمی ایشان معارف لازم را به‌دست آورید و خود را به اقیانوس معارف عالمان دین متصل گردانید. موفق باشید
1761
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم استاد معظم:مدت زیادی است نسبت به انجام وظایف دینی و اجتماعی ام دچار ادبار شدید قلب شده ام. مثلا در نماز ، درس خواندن که از وظایف اصلی ما طلاب است ، دعا و مناجات.حتی حوصله انجام مستحبات کوتاه را هم ندارم ، واجبات را هم خیلی با اکراه و تنبلی انجام می دهم. و این خیلی روحم را اذیت می کند و سبب شده گاهی اوقات برای چند لحظه در حالتی مه و مات قرار گیرم. از لحاظ تحصیلی هم دچار مشکل شده ام با این که خدا را شکر هوش خوبی دارم. این سبب سستی و تنبلی و کسالت و فشلی در زندگی ام شده. هرچقدر کتاب هایی در مورد اصول برنامه ریزی و تقویت اراده از جمله روش مطالعه حضرتعالی و کتاب برنامه ریزی و تقویت اراده آقای آقاتهرانی و غیره را مطالعه می کنم ، در تئوری قبول دارم و معتقدم اما در عمل کم می آورم و برای اینکه آن مطالب ارزنده از جمله در جزوه عالم طلبگی را در خودم حضوری و ملکه کنم ، دچار مشکل هستم.علاقه به مطالعه هم دارم اما در عمل ... امیدوارم مثل همیشه از راهنمایی های ارزشمندتان بهره مند گردم.سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام سعی بفرمایید پرحرفی نکنید، فیلم و سریال‌های خیالی را دنبال نکنید، آرزوهای بلند دنیایی را دنبال نفرمایید، خیلی وقتتان را صرف اینترنت نکنید، تا وحدتتان به شما برگردد و کار جلو رود. موفق باشید
1297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم نذر می کنم که اگر زود عصبانی نشوم و غیبت نکنم خلاصه گناه نکنم 1000 صلوات برای سلامتی امام زمان( عج) و شادی روح پیامبر(ص) بفرستم و این روند را هروز برای امام زمان و یکی از اهل بیت(ع) انجام می دهم. 2-3 روز اول نتایج خیلی خوبی داشتم روز 4 قلدری و بی احترامی همکارم را نتوانستم تحمل کنم کارمان به مشاجره کشید وقتی خانه رفتم اصلا نمی توانستم عذر موجهی برای همکارم داشته باشم ولی تنها کاری که انجام دادم تا موضوع را فراموش کنم ودچار کینه نشوم این بود که برای او چند آیه قران بخوانم و به او هدیه کنم روز بعدش، هر دو ازهم عذر خواهی کردیم و موضوع تمام شد اما همان حس که به من می گفت نذر بکن حالا می گفت تو داشتی دچار عجب می شدی اینهم نتیجه اش! استاد عزیزم مانده ام چه کار کنم به خودم می گویم نکند کاری که دارم انجام می دهم اشتباه و وسوسه شیطان باشد تا با اشتباهاتی که در طول روز انجام می دهم دچار دلسردی شوم و بگویم نه توسل چیه؟ وقتی اهل بیت کمک نمی کنند من چرا باید به کمکشان امیدوار باشم؟ به همین دلیل من چه نذرم ادا شود چه نشود هزار صلواتی که نذر کردم را می فرستم و به خودم می گویم اگر کمک آنها برای تو مهم است باید خودت هم در حالت مراقبه باشی تا بتوانی نفست را کنترل کنی به هرتقدیر این تنشها باعث شده که راه درست را نشناسم و خیلی شک داشته باشم؟ نظر شما چیست ؟ آیا این وسوسه شیطان است یا وجدان من است که به من تلنگر می زند؟ یا .... ؟اصلا چرا من باید هر دفعه دچار یک مشکل اخلاقی بشوم درحالیکه قبلا این اشکالات را در خودم نمی دیدم؟ باورتان نمی شود هر بار که احساس می کنم خصلت بدی دارم یا خحصلت بدی پیدا کردم برای از بین بردنش چقدر دچار زحمت می شوم و چقدر عذاب می کشم تا آن خصلت را از بین ببرم یا کمرنگش کنم؟ من چه کار کنم؟ 2-خدمت به مومنین در چه زمینه هایی باید انجام شود؟ و برای بدست آوردن چنین توفیقاتی از کجا بایدشروع کرد؟ 3- مقام محمود چه مقامی است؟ 4- چگونه می توانیم اعمال خوب خود را حفظ کنیم؟ 5- چرا در قرآن صحبت از زکات و انفاق شده اما اسمی از خمس و مالیات نیامده است آیا دادن مالیات جز واجبات است؟ 6- روح مجرد است خوردن و آشامیدن و .... برای روح بی معنی است اما چرا در قرآن و روایات صحبت از طعام و میوه در عالم برزخ و قیامت می شود؟ 7- آیا قیامت که رخ می دهد کل دنیا( شامل زمین و آسمان ) را شامل می شود یا نه مربوط به این کره خاکی است با ماه و خورشید و ستارگان این زمین ؟ این سوال وقتی برای من پیش آمد که دکتر میر باقری در برنامه استوا فرمودن صحنه های قیامت مربوط به همین زمین و تمام مخلوقاتش است نه برای کرات دیگر.متاسفانه اصلا نتوانستم این موضوع را برای خود حلاجی کنم؟ چگونه می توان تمام ساعات و لحظات زندگی را به عبادت گذراند؟ یک خانم که در منزل همسرش کار می کند چطور می تواند کارهای خانه را به عبادت تبدیل کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- اصل اول آن‌که انسان باید برای خود حسابی باز نکند تا انتظار داشته باشد بقیه روی او حساب کنند. ما وظیفه‌ای داریم که باید مطابق آن عمل کنیم و بقیه نیز وظیفه‌ای دارند که باید به آن عمل نمایند. اگر از آن وظیفه عدول کردند به آن‌ها تذکر می‌دهیم و اگر بی‌محلی کردند ما وظیفه‌ی خود را انجام داده‌ایم. مشکل از این‌جا پیش می‌آید که فکر می‌کنیم وقتی ما به افراد تذکر دادیم آن‌ها باید تماماً آنچه ما گفته‌ایم را عمل کنند، این است آن حسابی که ما برای خود باز کرده‌ایم و انتظار داریم بقیه نیز آن حساب را برای ما باز کنند. یعنی یک «هستی» برای خود قائلیم و سعی داریم آن را نگه داریم و لذا اگر هم از عمل بد خود پشیمان می‌شویم چون آن هست را رها نکرده‌ایم دوباره آن عمل بد و آن عصبانیت به نحوی دیگر سراغ ما می‌آید. گفت: «آن‌که بشکستی و بستی توبه نیست.... ای برادر تا تو هستی توبه نیست× توبه نَبْوَد جز شکست خویشتن.... توبه خواهی نشکند! خود را شکن». پس مشکل توسل به ائمه«علیهم‌السلام» نیست اگر آن توسلات نبود شیطان آنچنان سوار می‌شد که هیچ امیدی برای نجات نمی‌ماند. 2- بیشترین خدمت در روش انبیاء به چشم می‌خورد که جهت‌گیری انسان‌ها را درست می‌کردند. در راستای تصحیح جهت‌گیری درست، خدمت به معاش انسان‌ها هم اجر دارد 3- مقامی که انسان آنچنان از رذائل اخلاقی پاک شود و از فضائل اخلاقی برخوردار گردد که مورد پسند پروردگارش قرار گیرد، مقام محمود است و این همان نزدیکی به خُلق محمدی است و خداوند به رسول خود می‌فرماید با شب‌زنده‌داری و نماز شب خود را در این مقام مستقر بگردان 4- با تقوا و رعایت حرام و حلال الهی و نداشتن آرزوهای بلند دنیایی و کم‌حرفی 5- در آیه‌ی 45 سوره‌ی انفال موضوع خمس و اختصاص آن به اهل بیت«علیهم‌السلام» را مطرح فرموده، جهت بررسی بیشتر می‌توانید به تفسیر این آیه رجوع فرمایید. مالیات چیزی غیر از خمس و زکات است و از آن جهت که مردم وظایفی نسبت به همدیگر دارند و باید رعایت حقوق همدیگر را بکنند باید مالیات داده شود 6- طعام و میوه در عالم قیامت صورت اعمال و عقاید الهی انسان‌ها است که جان را تغذیه می‌کند 7- طبق حرکت جوهری تمام عالم ماده که شامل همه‌ی دنیا است قیامت می‌شود 8- عمده نیّت پاک است و جهت‌دادن امور به سوی حضرت الله. یعنی هرکاری را در راستای نظر به حق و رضایت او انجام دهد. موفق باشید
1102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با اهدا سلام و تحیت.آیا استاد عزیز با فلسفه تحلیلی و به ویژه با فیلسوفانی چون ویتگنشتاین،رایل،آستین و راسل آشنایی دارند؟طالبم نظرتان در مورد این جریان فلسفی بدانم.با سپاس فراوان.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کلیات آن فلسفه‌ها را می‌شناسم و جایگاه آن‌ها را در تفکر فلسفی غرب می‌دانم اما به صورت جزیی در ذهن ندارم. موفق باشید
1034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1-در ادامه سوال 1018؛میخواستم بدانم که بنده منظور شما را درست فهمیدم:تنگی و وسعت رزق به معنای کاهش و افزایش "کمی" در مقدار رزق نیست بلکه به معنای سخت یا آسان رسیدن روزی به انسان است.پس گناه سبب کاهش رزق از لحاظ کمی نمی شود و فقط باعث می شود که آنچه که برای ما مقدر شده است سخت تر به دستمان برسد و به نوعی ما گرفتار رزق خود میشویم. 2-اگر مطلب فوق صحیح باشد احساس میکنم که با مطلبی که در کتاب فرمودید تناقض دارد.شما در کتاب فرمودید که «رزقی که با التماس به دست می آید به جهت گناهانی است که انجام داده ام و رزق خود را از بین برده ام.»به نظر میرسد که از بین بردن رزق در اینجا به معنای کاهش کمی در مقدار رزق باشد.از طرفی هم در چند سطر بعد حدیثی از پیامبر اعظم نقل کرده اید که این مطلب راتایید میکند."ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه".اگر به سبب گناه رزق انسان تمام و کمال برسد ولی فقط به سختی برسد دیگر اسم آن محروم شدن از رزق نیست.لطفا توضیح بفرمایید. 3- اصلا عواملی وجود دارد که رزق انسان را از لحاظ کمی کاهش دهند؟ 4- چرا عده ای از انسانها در آفریقا و بعضی از کشورهای جهان از گرسنگی می میرند.مگر خدا رزق آنها را نیز مقدر نفرموده است.مگر قرار نیست که روزی انسان به سمتش بیاید و او برای کسب رزق حرص نورزد؟ 5- در قسمتی از کتاب فرمودید که هم امیرالمومنین و هم معاویه می دانستند که انسانهای سطحی نگر به باطل گرایش پیدا می کنند.آیا افرادی نظیر عمروعاص انسان عمیقی نبوده است؟ حال او از این نعمتش در راه شیطان استفاده کرده است. سوال اصلی بنده اینجاست که آیا لزوما عیق فکر کردن سبب هدایت انسانها میشود و یا شرایط دیگری نیز لازم است؟موفق باشید-یاعلی مدد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- احسنت، همین طور است. 2- از بین‌بردن رزق را باید به معنی از بین‌بردن راهی دانست که رزق به راحتی به ما می‌رسید و سخن رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌‌وعلی‌آبائه» را باید با سایر سخنان حضرت و سخنان ائمه«علیهم‌السلام» که تأکید دارند در هر صورت رزق تو به تو می‌رسد معنا کرد. 3- ظاهراً نه؛ چون می‌فرمایند: رزق از همان اول مقسوم است و قسمت‌شده. 4- اگر موضوع آفریقا را از نزدیک مطالعه کنیم به چیز دیگری می‌رسیم و آن قحطی‌زدگی است و ظلم فرهنگی که به آن‌ها شده. 5- عمروعاص و معاویه در یک زمره‌اند و حضرت صادق«علیه‌السلام» آن را حیله‌گری می‌دانند و نه عقل. موفق باشید
18133
متن پرسش
سلام استاد گرامی: با تشکر از راهنمایی های همیشگی شما که همواره چراغ راهم بوده است. استاد گرامی! یکی از دغدغه های امروز جوانانی چون من مسئله عشق است. نسلی که همواره از عشق به خدا و عاشقان خدا شنیده است ولی در وادی عمل در دام عشق زمینی افتاده است بی آن که به درستی بداند در مقابل این عشق چه باید بکند. چه بسیار جوانانی که در این وادی هولناک یا در دام گناه افتاده اند و یا با شکست به دامان افسردگی غلطیده اند. این وادی مخصوصا برای جوانان مذهبی بسیار چالش برانگیزتر است. با این وجود جای پرداختن به این موضوع را در مباحث شما خالی می بینم. لطفا مرا راهنمای کنید. اگر خودتان کتاب یا جزوه ای در این زمینه دارید یا از دیگران مطلب مفید و کاربردی سراغ دارید معرفی کنید. طریق عشق طریقی عجب خطرناک است / نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز متوجه‌ی این امر هستم و قبول دارم که نه می‌توان همه‌ی آن‌چه امروز در میان دختران و پسران هست را، عشق وارونه یعنی سکس نامید و نه از فضای سیطره‌ی مدرنیته می‌توان غافل بود که چگونه عشق را که ودیعه‌ی الهی است به سکس تبدیل کرده است و این زیباترین دریچه‌ی ارتباط با حقیقت را این‌چنین آلوده نموده، در آن حدّ که راهِ گشوده‌ی ارتباط با خدا را که در امثال دعای «مشلول» انسان را به حیرت می‌اندازد، از مقابل انسان خارج نموده. حال باید تلاش کرد تا با خودآگاهیِ لازم متوجه‌ی این امر گشت و با نظر به این نکته که گرفتار عشق وارونه نباید شد؛ پا در میان گذارد. شرح غزل شماره‌ی 24 حافظ با همه‌ی طول و تفصیل‌اش توجه به این امر بود تا نه از دوست‌داشتن‌ها محروم شویم و نه دوست‌داشتن‌ها را خاک‌آلوده و زمینی نماییم. کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» قصه‌ی دوست‌داشتن‌های آسمانی را با ما در میان می‌گذارد. موفق باشید

15112
متن پرسش
سلام: اگر خاطر شریفتان باشد، بنده برنامه ای بلند بالا نوشته بودم و برای شما هم ارسال کردم تا مشورت کنم (هم در آن معارف بود هم عقاید بود هم دشمن شناسی و...) که شما فرمودید: در برنامه تان نکات مفیدی را مد نظر قرار داده اید. پس از مدتی که تا همین چندروز پیش بنده این برنامه را اجرا می کردم و به طور جامع خود را رشد می دادم. ولی طی مشورتهای دیگر با شما و خواندن مطالب اخیرتان در موردِ طلبه ها به این نتیجه رسیدم که: درست است که می توان جامع بود ولی از آن جامع تر وقتی است که ما در فقه هم به مرحله ای برسیم. و فهمیدم که فقه می تواند در این موارد دیگر هم کمک کار باشد. و... حال برنامه ام تغییر کرده است و آن را عرضه می دارم تا استاد ایراداتش را بفرمایند: ۱. دروس حوزه + مباحثه. ۲. فقه از پایه ی پایه به بالا + اصول فقه همینطور. ۳. خواندن اخبار از سایت ها. ۴. خواندن پرسش و پاسخهای سایت لب المیزان به مدت کوتاه ۵. مباحث قرآنی استاد هفته ای یک صوت ۶. مباحث نهج البلاغه را یک روز در هفته با صوت استاد گوش می دهم. ۷. دوره دروس سالهای قبل حوزه در حد توان. ۸. سخنرانیهای آقا + صحیفه امام هفته ای یک بار نیم ساعت. 9. هر وقت کِسِل شدم اشعار مولوی و امام یا حافظ کمی می خوانم. ۱۰. جمعه ها استراحت است و مشغول دعا و خواندن کتب جنبی می شوم ولی نه هر کتابی. مثلا کتب شهید مطهری می خوانم و برخی کتب استاد را که نخوانده ام. ۱۱. شبها قبل از خواب و بعد از نماز عشا تلاوت قرآن سوره هایی که تفسیرش را کار کرده ام. ۱۲. سپس نوشتنِ برخی اعمال نیک و بدِ خودم به رَمز یا همان محاسبه. ۱۳. هفته ای یک بار زیارت شهدای گمنام + نماز جمعه. ۱۴. برای عده ای در مسجد کلاسِ یک ساعته دارم که هفته ای یک بار است. ضمیمه: عید و تابستان کلاً المیزان مطالعه می کنم این برنامه من است در کل هفته ها. به نیت ۱۴ معصوم. ۱۴کار و فعالیت انجام خواهم داد. اگر ضعفی در آن می بینید بفرمایید تا درستش کنم استاد. مرا ببخشید. إن شاءالله خداوند بر ٱنسِ شما با خود بیفزاید و درجه وجودیتان را شدیدتر بکند. ما را هم دعا کنید یه مبلّغَکی بشویم استاد. تمام تلاش و آرزویمان این است که بتوانیم در راستای اهداف انقلاب و تمدن اسلامی آینده سهیم باشیم. چنان که حضرت آیت الله جوادی حفظه الله. صددرصد هستند. تمامِ نیت بنده (چه از سوالاتی که از جنابتان می پرسم چه از خواندنِ درس) این است که بتوانم در راه اعتلای کلمه الله کاری کرده باشم. بتوانم هم خودم پله ای بالاتر روم و هم دستِ برخی دیگر را بگیرم با مدد الهی. ما که از اینجا رانده و از آنجا مانده ایم استاد! دلمان خدا شاهد است به همین کتب و سایت و پرسش و پاسخ از شما خوش است. هم از شهدا جاماندیم. هم به جُرگه عرفا راه نمی دهند ما را. بقول مرحوم سعادت پرور: «دست رد به سینه ام زدند و گفتند برو تو نامَحرَم این بزمی». ما هم همین طوریم استاد. نمی دانم چه بگویم. چگونه بگویم. دردی در دلم می جوشد که توان نوشتنش را ندارم استاد. آتشی در دلم همیشه حس می کنم که این آتش نمی گذارد بنشینم یک جا. بخاطر همین برنامه زیادی چیده بودم برای خودم. استاد بنده خیلی سختم است که می بینم به هیچ دردی نمی خورم. از شهدا که جا ماندیم و تمام شد. گفت: ما سینه زدیم و بی صدا باریدن / از هرچه که دم زدیم آنها دیدند /// ما مدعیان صف اول بودیم / از آخر صف شهدا را چیدن/ استاد! این اواخر دو تن از دوستانم شهید شدند و سومیشان هم رفته و گفته که بر نمی گردد تا سوریه آزاد شود. اگر شما در جبهه بودید ولی شهید نشدید لااقل می گویید در جبهه بودم. من چه بگویم که هم از شهدای دفاع مقدس جا ماندم. هم از این رفقای هیئت و در جبهه ای هم حضور ندارم. در طلبگی هم که فعلا به دردی نخورده ام. بنده اوایل خیلی بحثای عرفانی دوست داشتم و خوشم می آمد با کسی حرفهای عرفانی بزنم ولی وقتی می بینم ساکت ترین بچه های هیئت که حرفهای عرفانی هم نمی زدند رفتند و شهید شدند دوست دارم زبانم را به دور بیاندازم. از خودم بیزارم استاد. هرچه بدبختی می کشم از دیدن خودم است. معرفت النفس خواندم بهتر نشدم. معاد خواندم بهتر نشدم. مقالات خواندم بهتر نشدم. دائم در جنگم. و حسرت می خورم که می بینم که در نه کنار شهدا جا دارم نه کنار عرفا. با خودم می گفتم کاش یک ٱنس عارفانه با خدا داشته باشم. به این آرزویم رسیدم (اوایل طلبگی) قدر ندانستم و رفت. الان برای آن هم می سوزم. هر از چندگاهی هم سر به ما نمی زند. خیلی سخت است استاد! من چرا نباید پیشرفتی در خود حس کنم؟ گفت: عشق در آمد از درم، دست نهاد بر سرم، دید مرا که بی توام، گفت مرا که وایِ تو روزانه چندین بار به حال خودم تاسف می خورم که چرا نتوانستم با او انسی داشته باشم. (بنده به شدت احساسی هستم) و نیازِ به انس دارم به شدت. و می دانم که کسی جز او نمی تواند کمالی داشته باشد. به همین خاطر خود را می کشم تا آنچه در عرفان هست کمی هم نصیب من بشود. ولی تا الان هرچه آموختم شده أسود و سواد و واقعا. رویم هم اسود است. استاد! تنها خواسته قلبی من الان این است: که یا خدا کمک کند به انسی برسم و یا زودتر از دنیا بروم که حداقل حجابهای دنیوی مانع نشود. شاید بنده منظورم از انس آن نباشد که عرفا می گویند. ولی بالاخره حبّ را که می توانم درک کنم...! دریغا... از یک نسیمِ ملایم از طرفِ او... اصلا محل نمی گذارد... اصلاً. مثل اینکه باید بیشتر خودم را لِه کنم. حدودا یکی دو سال است که نظری معنوی به ما نمی کند. و بعضی وقتها یک مثقال نشان می دهد و سریعا قطعش می کند «و همین قضیه حال مرا خیلی بدتر می کند و آشفته تر می شوم» چون اگر نباشد می گوییم نیست. اگر هم باشد می گوییم هست. (قایِم باشَک بازی می کند). جلوه ای حس می شود. گریه می آید. به قول امروزی ها اتصال برقرار می شود و خودت حس می کنی که مرتبطی ولی ناگهان انگار کسی می آید و این رابطه را قطع می کند. مخصوصا بنده در نماز ظهر و عصر بیشتر حس می کنم نمی دانم چرا. مثل این می ماند که یک بچه که از بستنی خوشش می آید را بستنی نشانش بدهی ولی بستنی را به او ندهی. خدا دارد این کار را می کند با من. در اذیتم استاد. دفعه پیش گفتید برخی سوالات در مورد قبض و بسط را بخوانم ولی کارساز نبود. اوضایم بدتر است. کمی کمک کنید. من را هم ببخشید زیاد شد. ولی (واجب بود) التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این هست که انسان در چنین مسیری باید همه‌ی این حالات را تجربه کند تا در یک جمع‌بندی برای خود راهی را مشخص نماید. باید با حوصله جلو رفت و بیشتر به ابدیتی فکر کنید که در جلو شما است. موفق باشید

14187
متن پرسش
با سلام: ممنون بابت کتاب ها و فایل های صوتی شما که دریچه ای دیگر از علم و معرفت را برای ما روشن کرده است. استاد بنده یک دختر مجرد... ساله هستم. خواستگارهایی در طول این دو ماه داشتم که از نظر اعتقادی با من فاصله داشته اند به طوری که از نظر اعتقادی و مسائل دینی در چهارچوب اعتقادات ولایت و اهل بیت کمرنگ بودند و بنده بر سر مسائل ایمان و اصول و فروعیات اختلاف داشتیم. مثلا آخرین خواستگار طوری بودند که نماز و روزه می خواندند ولی خمس و ... را نداشتند. و این برای بنده سخت است که با کسی ازدواج کنم که به این مسائل پایبند نباشد و بستگان و دوستان می فرمایند که بنده خیلی سخت گیر هستم. کمی دچار تردید هستم که آیا گزینش بنده درست است و یا سختگیری است؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. دوستان می گویند اینقدر سخت می گیرید اصلا گزینه ای که به طور کامل و معتقد وجود داشته باشد وجود ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی،در جلسه‌ی خواستگاری انسان باید از زیبایی‌های زندگی صحبت کند و اگر طرف روی‌همرفته مردِ زندگی است و دینداری را برای خود پذیرفته است، دیگر نباید به مسائلی پرداخت که طرف فکر کند به خواستگاری «نکیر و منکر» آمده است!! در نظر بگیرید که فردا آن آقایی که شما را به او معرفی کرده‌اند به معرّف خواهد گفت: بابا ما را سراغ قبر فرستاده بودی یا سراغ یک خانم برای زندگی؟! همین جزء‌نگری‌هاست که ما را متهم می‌کنند که مذهبی‌ها بدسلیقه‌اند. آری! اگر طرف دین را پذیرفته است و زیبایی‌های مدیریت مقام معظم رهبری را درک می‌کند، دیگر باید از اهداف عالیه‌ی زندگی با خواستگار خود سخن بگویید و همان‌طور که بنا است زیبایی‌های ظاهری‌تان را به خواستگارتان بنمایانید، زیبایی‌های روح خود را با او در میان بگذارید. موفق باشید     

نمایش چاپی