باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم است جهت رفع این اشکالات مباحث برهان صدیقین را از روی کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید تا انشاء الله تصوراتتان نسبت به وجود و ماهیت تصحیح شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که رفیق شما میخواهند بر اساس عقل حرکت کنند ولی مواظب باشند عقل خود را همهی عقل به حساب نیاورند. اتفاقاً ما در رشتههای زمینشناسی که رشتهی دانشگاهی این حقیر هم هست بحثی در رابطه با بلورها که از جمله عقیق جزء آنها است، داریم که بلورها با مدیریتی ماوراء آن مدیریتی که طبیعت بر روی معادن عادی دارد، مدیریت میشوند. یعنی یک روحی متعالی آنها را میسازد و شاید شریعت الهی جهت ارتباط با روحی که عقیق را مدیریت کرده به ما فرموده از انگشتر عقیق استفاده کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگوی شما هستم. اینکه در آخرین جواب عرض کردم؛ بهترین راه بیتوجهشدن نسبت به آن توهّم است، یکی از بحثهای مهم در سلوک است که میفرمایند همانطور که نباید بپرسی نور کو؟ و با همین پرسیدنت نور از منظرت در خفا میرود، نباید در امور بدیهی سؤال کنی فقط باید ببینی و احساس کنی. مولوی میگوید:
مشکل کار در این است که آنچه از همه پیداتر است را نمىبینیم. گفت:
چون گهر در بحر گوید بحر کو؟ / وآن خیالِ چون صدف دیوار او.
گفتن آن کو، حجابش مىشود / ابر تابِ آفتابش مىشود.
بندِ چشم اوست هم چشم بدش / عین رفع سدّ او گشته سدش.
چون چشم خود را از حقیقت منحرف کرده است، همان چشمى که باید وسیله رؤیت او شود، حجاب او شده است و همان هوشى که باید وسیله هوشیارى او نسبت به حقیقت شود، مانع شنیدن صداى حقیقت شده است.
بند گوش او شده هم هوش او / هوش با حق دار، اى مدهوش او.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط غیر معمول با نامحرم از هر نوعی که باشد، بدون اینکه انسانها در ابتدای امر متوجه باشند قوهی واهمه را بر قلب و عقل انسان غالب میکند، و از یک طرف صفای باطن او را که میتوانست با معنویت مأنوس باشد، از بین میبرد و از طرف دیگر او را گرفتار بدترین انتخابها در زندگی مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بابا! اگر همهی مستمعین اینطور که شما برداشت کردهاید، برداشت کرده باشند که خاک بر سر من است!! اتفاقاً آیات مذکور خبر از آن میدهد که امثال آقایانی که در عین باورِ ایمانی جهتِ داوری به طاغوت رجوع میکنند. لذا قرآن میفرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً» (60/ نساء) آیا ندیدی کسانیکه در باورِ خود به آنچه تو نازل کردهای و آنچه در قبل آمده، ایمان دارند و اینکه در داوری به سوی طاغوت نظر میکنند. در حالیکه به آنها امر شده است به طاغوت کافر باشند و این شیطان است که آنها را گمراه میکند، آنهم گمراهیِ بسیار شدیدی. بنابراین اینطور نیست که بخواهند با اسلام مقابله کنند بلکه گرفتار یکنوع اغفال از طرف شیطان شدهاند تا آن اندازه که شیطان بخواهد آنها را به تعبیر علامه طباطبایی از صراط مستقیم بهکلّی بیرون کند. و خداوند در ادامه میفرماید: «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» (61) چون به آنها گفته شود که به سوی آنچه خداوند نازل کرده است و به سوی رسول خدا بیایید، در این صحنه میبینید منافقان، فعالانه وارد میشوند تا آنها را ای رسول خدا از تبعیت نسبت به تو منحرف کنند. ملاحظه میکنید که قرآن نمیگوید آنها منافقند، بلکه میگوید جریان نفاق سعی دارد آنها را از رجوع به رهبریِ نظام منصرف نماید. قرآن در ادامه میفرماید: «فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفيقاً» (62) اینان چگونه خواهند بود وقتی با قرارگرفتن در چنین مسیری با مشکلات روبهرو میشوند به جهت اعمالی که خود انجام دادهاند و ای پیامبر به سوی تو خواهند آمد و به خداوند سوگند میخورند که ما جز نیکی و رفع مشکلات، قصد دیگری نداشتیم. عنایت دارید که به جهت خطای محاسبه، با مشکل روبهرو میشود و به سوی رهبری نظام برمیگردند. در حالیکه اذعان نمیکنند اشتباه کردیم، ولی خداوند در آیهی بعد میفرماید: «أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما في قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغاً» (63) آنها کسانیاند که خداوند میداند چه در درونشان میگذرد. پس ای پیامبر از آنها فاصله بگیر و آنها را نصیحت کن و در ارتباط درونی و تنگاتنگی که با آنها داری، سخنانِ رسا و نافذی را با آنها در میان بگذار. ملاحظه میکنید که در این آیه از طرفی به رهبری نظام متذکر میشود که خط خود را از آنها جدا کن تا اشتباهِ محاسباتی آنها به پای تو نوشته نشود، ولی از نصیحت به آنها خودداری ننما، زیرا زمینهی اصلاح و امید به برگشت در آنها هست. و از این مهمتر اینکه به تعبیر علامهی طباطبایی در تنهایی و خلوتی که رهبری نظام با آنها دارد میفرماید با کلماتی رسا و نافذ، آنها را متذکر اشتباهاتشان بگردان.
و سپس برای اینکه گمان نشود راهی جز اطاعت رسول خدا جهت رسیدن به اهداف حقیقی وجود ندارد، میفرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً» (64) ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر آنکه به اذن الهی باید بدون هیچ چون و چرایی اطاعت شود و ای پیامبر! اگر آنهایی که از این مسیر فاصله گرفتند و به خود ظلم کردند از خدا طلب استغفار و آمرزش بخواهند و رسول خدا نیز برای آنها آمرزش طلب کند، حتماً آنان خداوند را توّاب و رحیم مییابند. در این آیه در عین آنکه متذکر میشود باید در اطاعتِ رهبریِ نظام که به تعبیر حضرت رضا«علیهالسلام» مؤیّد به مدد الهی است؛ هیچگونه سستی ننمایند، آنها را به جهت خطای در محاسبه بهکلّی طرد نمیکند و راهِ بازگشت را در مقابلشان میگشاید که اگر اولاً: به سوی رهبری نظام برگردند و در این فضا از خداوند طلب استغفار کنند و رهبری نظام نیز نسبت به آنها ترحم نماید و از خدا برایشان طلب مغفرت نماید، آنها برگشتِ خدا به خود را مییابند.
آیات مذکور نشان میدهد که جریان مذکور که گمان و باور دارند در مسیر دینداری قدم میزنند، ولی امیدشان به داوریِ طاغوت است، بهکلّی از گردونهی نظامی که مکتب وَحی بهوجود آورده، بیرون نیستند هرچند که جریان نفاق و وسوسههای شیطانی در آن جریان فعّال است. لذا باید در مسیر رهنمودهای رهبری نظام طوری عمل کنیم تا با دست خود آنها را از گردونهی نظام بیرون نیندازیم، بلکه به همان طریقی که رهبریِ نظام الهی عمل میکنند امید برگشت آنها را داشته باشیم. و از آن عجیبتر که ملاحظه میکنید در دو آیه میفرماید: «جاؤُكَ». یعنی اینان بالاخره چارهای ندارند که به رهبری نظام برگردند. و این است که قبلاً در جواب کاربران محترم عرض شد؛ آینده، عظمت و قدرت رهبری چندین و چند برابر خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فراز اول، مناجاتکننده با نظر به رجایی که نسبت به خدا دارد با حضرت معبود سخن میگوید که گمان نمیکنم مرا در طلب آنچه عمری در پیِ آن بودم از درگاه خود برانی. ولی در فراز دوم، نظر به خودش دارد که چگونه دستش خالی است و از خود هیچ ندارد. لذا عرضه حال به حضرت معبود میکند که من با خودم چنین و چنان کردم. و از این طریق، رحمت پروردگارش را به شور میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان هم نه شیعیان بهواقع وظیفهی تاریخی خود را انجام میداد و نه دشمن و شیطان بیکار بودند. اگر شیطان خوب عمل میکرد، شیطان و دشمن عظیم میشدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مطالب ده نکته اگر با دقت دنبال کنید، جواب خود را مییابید. تفصیل آن را در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» مطالعه نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم چرا باید این اندازه حرص بخورید؟! و اینکه باید حکیمانه و از سر درایت تمام وجوه موضوع را در این تاریخ بنگریم، گوارایتان باد. در هر صورت موضوع بسیار حساس و پیچیده و کثیرالأضلاع است. نه آنچنان است که ما مجبور به پذیرش محدویتهایی نشدهایم، و نه آنچنان است که تماماً موضوع را به عنوان یک شکست تلقی کنیم، هرچند که آن سخن هنوز پا برجا است که خطر نفوذ آرمانهای آمریکایی به اسم ارتباط با آمریکا در فضایی که بعضی از دولتمردان ایجاد میکنند قابل توجه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این دولت را آینهی نظر به اهداف اصلی انقلاب اسلامی نمیدانم. ولی معتقدم اگر به روش حکیمانه و بدون جبههگیریهای افراطی جایگاه دولت را درست تبیین کنیم، منجر میشود در آیندهی انقلاب نسبت به جریانهای متفاوت، خودآگاهی لازم را بیابیم و از افراط و تفریطها آزاد شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است و درست میفرمایند. پیشنهاد میکنم بعد از مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح آن و کتاب «از برهان تا عرفان» را همراه با شرح آن مطالعه بفرمایید تا إنشاءاللًه این معارف را به لطف الهی بیابید. موفق باشید
