بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
42288
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی ممکن است کمی درمورد مفهوم شهادت توضیح دهید و اینکه به چه کسی شهید می‌گویند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیار است. خوب است سری به نکاتی که ذیلاً آدرس آن خدمتتان تقدیم شده است، بزنید.   https://lobolmizan.ir/leaflet/1600   https://lobolmizan.ir/leaflet/1600#sound-row-5334 و https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&tab=sounds موفق باشید

42287
متن پرسش

سلام علیکم حضرت استاد: مطلب زیر را از آقای ثابتی به استحضارتان می رسانم. به نظر شما با توجه به این واقعیات شوم، ائتلاف آفای قالیباف با دولت پزشکیان کار درستی بود؟ یوسف خان! به پدرت سلام برسان و اینها را بگو! یوسف پزشکیان پسر رئیس جمهور گفته اگر قرار است دولت پدرش جلوی دشمن بایستد، مردم جانفدا باید مثل یمنی‌ها زندگی کنند و هزینه‌های زندگی شان را نصف کنند. نه یارانه بگیرند، نه از برق سراسری استفاده کنند و نه سفر بروند و  جز به ضرورت از هیچ خودرویی استفاده نکنند! اینکه پسر رئیس جمهور مقصر اصلی مشکلات کشور را مردم می‌داند به خوبی نشان می‌دهد در ذهن پدرش و اطرافیان رئیس جمهور چه می‌گذرد اما جهت اطلاع آقا یوسف عرض می‌کنم که: 🔻مشکل اصلی کشور ریخت و پاش‌های دولت و زیرمجموعه آن است که در دو سال گذشته شتاب زیادی گرفته و از جانب رئیس جمهور نیز اقدام موثری برای مقابله با آن نشده است. مثلا خوب است آقازاده رئیس جمهور بودجه سال گذشته را ببینید که سهم شرکت‌های دولتی از کل بودجه عمومی بیشتر بوده و بخش زیادی از آن نیز خرجهای غیر ضروری و بریز و بپاشهایی بوده که اگر جلویش گرفته می‌شد لازم نبود امروز به مردم گفته شود مثل یمنی ها زندگی کنید و برق مصرف نکنید! 🔻یوسف خان! اسراف یعنی پول‌های مفت و بی زبانی که به عنوان اعضای هیات مدیره و... به مفتخورهایی داده می‌شود که بسیاری شان سال ۱۴۰۳ در ستاد پدرت فعال بودند و حالا پول پاداش یک ساله شان چندبرابر حقوق یک کارگر و معلم است. اینها را میدانی و بازهم‌ انگشت اتهام را سمت مردم می بری؟ 🔻به جای اینکه از مردم بخواهی در سختی بیشتر زندگی کنند، به پدرت بگو مثل دولت قبل حق ماموریت دلاری مسئولان را قطع کند تا بعدا مجبور نشود به بهانه کمبود ارز، یکدفعه شوک درمانی کند و قیمت مواد خوراکی را چند برابر کند. 🔻آقازاده رئیس جمهور! دفعه بعد که خانم صادق وزیر راه را دیدی بگو با هزینه سازمان هواپیمایی سفر یک میلیاردی به کیش نرود تا از بیت المال چیزی هم‌ برای مردم باقی بماند. 🔻یوسف خان! از محمد شریعتمداری رئیس هلدینگ خلیج فارس که خلاف نظر وزیر نفت و با فشار شخص پدرت روی آن صندلی نشسته بپرس سال گذشته چند هزار میلیارد تومان فقط در رسانه‌ها پول پاشی کرده تا بگوید عملکردش خوب بوده! در حالیکه دست راستش (محسن بگلربیگی) را دستگاه امنیتی همین چند روز قبل به خاطر مفاسد اقتصادی بازداشت کرد. 🔻آقازاده رئیس جمهور! لیست سیاه چپاول بیت المال در دولت پدرت به قدری زیاد است که اگر بخواهم ادامه دهم یک کتاب چند جلدی می‌شود، لذا به پدر سلام برسان و بگو به جای کارهای نمایشی مثل لاتی راه رفتن و خاموش کردن چراغ اضافه اتاقش، برود سراغ عوامل اصلی اسراف و بدبختی مردم که بسیاری از آنها هر روز در دست راست و چپ رئیس جمهور می نشینند. 🔻 یوسف خان! اگر چپاول‌های دولتی جمع و جور شود لازم نیست مردم مثل یمنی ها زندگی کنند. البته که به لطف بی کفایتی مدیریتی شخص رئیس جمهور و تیم اقتصادی‌اش بخش زیادی از  مردم همین الان هم مثل یمنی‌ها دارند زندگی می‌کنند اما نیاز به تجویز جدید از سوی حضرتعالی نیست! راستی! به تیم اطلاع رسانی دولت بگو وقتی این متن را خواندند و خواستند جواب بدهند لازم نیست برای تخریب من از بیت المال پول پاشی کنند، چون آن هم یک اسراف جدید از حق این مردم جانفداست. اگر دولت کار خوبی انجام داده همانها را برای مردم روایت کنند کافی است! @Sabety_ir ✅

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌کنید که اساساً فضا، فضایی بسیار آلوده است هم از آن جهت که پسر رئیس جمهور برای خود چنین حقی را قائل است که بخواهد چنین اظهار نظرهایی بکند بدون آنکه اساساً جایگاهی داشته باشد و مردم ما توجهی به سخنان او بکنند؛ و هم آقای ثابتی عزیز چنین بهانه‌هایی را پیش بیاورد و فضای شخصیت صادقانه و دلسوز آقای رئیس جمهور را مکدّر نشان دهد هرچند که دغدغه‌های آقای ثابتی در جای خود ارزشمند است ولی راه ورود به آن به نظر می‌آید این چنین نیست. آیا خطرِ فاصله‌گرفتن از رهبر انقلاب به عنوان حجّت خدا را در این عزیزان که در مسیر نفی کلی دولت تلاش می‌کنند را احساس نمی‌کنید؟ به نظر می‌آید این شیخ محترم به آنچه رهبر معظم انقلاب متذکر هستند، ما را نزدیک‌تر می‌کند. https://eitaa.com/farajaleb/52873 . آیا ما در این حضورِ تاریخی، خود را به عنوان شخصیت گسترده‌‌ای احساس نمی‌کنیم که گویا در همۀ جهان در جان همۀ انسان‌ها در نسبت با انسانیت‌شان در نزد آن‌ها حاضر است؟ به جای آن‌که انسانی باشیم با معلومات بیشتر ولی محروم از آن آرامشی که با نظر به حضور تاریخی و توجه به آیندۀ شکوهمند «ایرانِ هرچه قوی‌تر» برای فرزندان انقلاب پیش آمده و می‌توان با چنین حضوری به تمدن نوین اسلامی فکر کرد که رهبر معظم انقلاب همواره با عبور از اختلاف‌ها مدنظرها قرار می‌دهند. موفق باشید

42284
متن پرسش

سلام خدمت استاد: بنده یک معلم هستم و می‌خواهم ادامه تحصیل بدم. استاد به نظر شما بنده توسط مجموعه بلاغ که زیر نظر حوزه علمیه هست میتونم ادامه تحصیل بدم یا تو رشته خودم. من مکانیک خودرو تحصیل کردم به این دلیل میگم برم حوزه علمیه که بتونم با سوالاتی که دانش آموزان ازم می‌پرسند بتونم سوالای دینی سیاسی دانش آموزان را جواب بدم. بیشتر دانش آموزان سوالاتشون درباره مسائل دینی هست مثلاً میگن ما عرب نیستیم چرا باید عرب بپرستیم و در سوالاتی از این قبیل.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مطالعات و دروس حوزوی با ادبیات عرب شروع می‌شود و با فقه و اصول و فلسفه ادامه می‌یابد، تحصیلات حوزوی زمان بر است. بنابر این به نظر می‌رسد برای غرض شما  و برای پاسخ‌گویی به سوالات دانش‌آموزان بهتر است کتاب‌ها، مقالات، سامانه‌ها و پایگاه‌هایی که متکفّل پاسخگویی به این سوالات هستند را دنبال کنید. به عنوان نمونه نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه کتاب‌هایی را در این زمینه ها تدوین کرده‌‌است. همچنین کتاب صعود چهل ساله و سایت سعدا، همچنین کانال‌هایی که در صدد جمع آوری و پاسخ به سوالات دانش‌آموزان زحماتی کشیده اند و نیز پایگاه‌هایی مثل رادیو مناهج در این زمینه می‌تواند راهگشا باشد.

42283
متن پرسش

میشه بفرمایید چطور وجود و نحوه وجودمان عوض میشه؟ چطور عالممان تغییر می‌کند؟ چگونه باید مقاومت کرد؟ آخر که ما هر چه تلاش کنیم باز در همین عالم هستیم که الان هستیم؟ عالم تنگی و گناهکاری و بی‌نسبتی با خدا و بی‌نمازی و بی‌مسئولیتی و جدی نبودن برای کارها، در عین نماز خواندن و زور زدن برای گناه نکردن و تلاش شبانه روزی... انگار هیچ که هیچ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقا در همین رابطه جلسه‌ای در مرکز سها در شرح کتاب بنیان‌های حکمت حضور انقلاب اسلامی در جهان بین دو جهان از طریق حاج آقا نجاتبخش و دیگر رفقا تشکیل شد که به نظر بنده نکات دقیقی در این رابطه که می‌فرمایید به میان آمد که چگونه انسان می‌تواند عالم خود را بیابد و خود را در آن حاضر و ادامه دهد.  https://eitaa.com/soha_sima/6029موفق باشید

42282
متن پرسش

«نیست در عالم ز هجران تلخ تر..» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: بدون اینکه اراده کرده باشم، خدای متعال در برهه‌ای از زندگی ام آینه ها و مظاهری بس متعالی در مسیر زندگی ام قرار داد. و افق هایی در مقابلم گشوده شد که از هر بهشتی با صفاتر و نورانی تر بود. همه این ها در شرایطی بود که هرگز لایق آنچنان شرایطی نبودم. ولی خدای متعال از سر لطف و رحمت و رأفت خودش چنین کاری با من انجام داد. اما چیزی نگذشت که ناگهان ورق برگشت! بنده ای که حتی به بهشت و نجات از دوزخ فکر هم نمی‌کردم، ناگهان از همه آن مظاهر و افق ها محروم شدم. و اکنون در چاهی بس ظلمانی فرو افتاده ام😔 ظلماتی که شاید دود و بخارش از این سطور ساطع باشد و بارها شامه شما و کاربران عزیز را رنجانده باشد. الان هم هیچ توقعی ندارم چون لیاقت ندارم. فقط گلایه ام این هست که خدایی که علم ازلی و ابدی داشت، چرا آنچنان افق های زیبا و بزرگی را در مقابل من گشود که اکنون در آتش حرمان و حسرتش یک عمر بسوزم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در بحث «ما و اکنون خویش و حضور در دینداری خاص در آینده ای بزرگ»https://eitaa.com/matalebevijeh/23663 عرض شد حکایت حضور آخرالزمانی چنین است که باید خود را در مقابل کفر آخرالزمانی به ایمانِ آخرالزمانی مجهّز کرد تا آن‌جایی که حتی جلال او بر جمال‌اش غلبه می‌کند که این در واقع نوعی تنهایی پیش می‌آورد. رفقا بحث مذکور را به صورت نوشتار پیاده کرده‌اند و مشغول شرح آن هستند.https://eitaa.com/soha_sima/6035   و https://eitaa.com/soha_sima/6036   موفق باشید

42281
متن پرسش

در رابطه با پرسش ۴۲۲۵۶، من نگاه به نامحرم نمی‌کنم. هرچی که هست توی ذهن خودمه. ذهنم این‌ها رو بدون اینکه در واقعیت تجربه‌ای داشته باشه می‌سازه. ادب عقل و خیال رو هم قبلا خوندم. و به این نتیجه رسیدم که بیچاره شدم. چه شعر زیبایی گفتید. برای لحظاتی مثل الان که عقلم کار می‌کنه تامل برانگیزه. برای اون لحظه که عقلم از کار افتاده چطور جلوی خودم رو بگیرم؟ اصلا چی کار کنم که عقلم از کار نیفته؟ اینو بگم که نگاه کردنم خیلی کمه و کلا با عواملی که خیال رو تحریک می‌کنه خیلی کم سر و کار دارم. شاید بیشتر از یک سال باشه که فیلم ندیدم. کارم سنگینه و گاهی تا ۱۱ شب می‌رسم خونه و فقط یه غذایی می‌خورم و می‌خوابم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» ملاحظه کردید هر اندازه ذهن خود را با معارف قرآنی و مباحث معرفت نفسی و روایات مشغول کنیم، حضور آن خطورات، کم می‌شود. البته نباید به خود سخت‌گیری کرد ان شاءالله به مرور مشکل حل می‌گردد. موفق باشید

42278
متن پرسش

‌سلام علیکم جناب استاد: نظر مستطاب را می‌خواستم به این مطلب هم جلب نمایم. آیا با توجه به انحرافات راهبردی که دولت و وفاق در این شرایط خطیر ایجاد کرده همراهی با آن هنوز هم قابل توصیه است؟ ♻️ ستادی که قرار نبود تصمیم بگیرد، تصمیم می‌گیرد! 🔹بر اساس دادنامه مورخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، تعدادی از اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی با تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری، خواستار ابطال سند ایجاد «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» شده بودند. پس از شکایت، در اقدامی عجیب، دیوان عدالت اداری اعلام کرد با موافقت رئیس‌جمهور، بندی که ناظر بر اختیارات و نحوه تصمیم‌گیری ستاد بود اصلاح شده و در نتیجه، اعتراضات مطرح‌شده موضوعیت خود را از دست داده‌اند. پیش از این در سند ایجاد ستاد آمده بود: «مصوبات ستاد پس از تأیید رئیس‌جمهور ابلاغ و برای کلیه دستگاه‌ها لازم‌الاجراست.» بر اساس اصلاحیه، ستاد صرفاً در قالب ارائه پیشنهاد فعالیت خواهد داشت و اختیار تصمیم‌گیری ندارد. اما روز دوشنبه، معاون ارتباطات دفتر معاون اول رئیس‌جمهور، از تصمیم ستاد به ریاست عارف برای لغو ممنوعیت اطلاع‌رسانی رسمی دستگاه‌های دولتی در پیام‌رسان‌های غیربومی خبر داد! عجیب‌تر اینکه آقای عارف که جایگاه معاون اولی خودش به دلیل تابعیت آلمانی فرزندش، غیرقانونی است، درباره جایگاه این ستاد گفته است: «وقتی دور این میز به اجماع رسیدیم و تصمیم گرفتیم، دیگر هیچ دستگاهی حق ندارد ساز مخالف بزند. پشتوانه این مصوبات، دولت و شخص رئیس‌جمهور است و حرف آخر را همین‌جا می‌زنیم.» سؤال این است: اگر طبق اصلاحیه، ستاد فقط حق ارائه پیشنهاد و گزارش کارشناسی دارد و اختیار تصمیم‌گیری و صدور مصوبه ندارد، پس منظور از «تصمیم گرفتیم» و اینکه «هیچ دستگاهی حق ندارد ساز مخالف بزند» چیست؟ کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید: 🇮🇷 @rasaee

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با این ضعف‌ها روبه‌رو هستیم ولی با همۀ این مطالب که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن آگاهی کامل دارند؛ به این فراز از پیام رهبر معظم انقلاب باید بیندیشیم که در هفتۀ دولت فرمودند:
«بنده در این فرصت به همه‌ی کارکنان و مدیران فعّال دستگاههای دولتی و به‌خصوص رئیس‌جمهور صادق و دلسوز دولت چهاردهم تبریک و خداقوّت می‌گویم. خصوصاً با توجّه به اقدامات شایسته‌ای که به‌رغم محدودیتها و دسیسه‌های گوناگون دشمن امریکایی ـ صهیونی و تشدید تحریمها و محاصره‌ها، در طول جنگ تحمیلی سوّم و پس از آن در مسیر تأمین کالاها و انواع خدمات مورد نیاز مردم، ترمیم نقاط مهمّ آسیب‌دیده و مدیریت انرژی صورت داده‌اند.» برای صدق این گفتار خوب است به  گفتگویی که رئیس جمهور بعد از خبر ۲۱ داشتند نظر بفرمایید https://eitaa.com/arshiv3133/392 و یا به سخنان آقای سیدحمید پورمحمدی- عضو شعام و رییس‌سازمان برنامه‌وبودجه و تلاش‌هایی که در دل جنگ داشتند، توجه بفرمایید https://eitaa.com/javadmogoei/483 و از این جهت است که باید از تأکیدات رهبر معظم انقلاب غفلت نکرد. ای کاش از عزیزی که نام بردید که به کانال ایشان رجوع شود، ایشان میدان دوگانگی را تا مرز تقابل نسبت به مسئولان جلو نمی‌بردند. در حالی‌که ما در حال تحقق تمدن نوین اسلامی هستیم با وسعتی که باید نظر به انسانیت انسان‌ها داشته باشیم. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/257  دامن زدن به این اختلاف‌ها مارا از صحنه شکوهمند حضور تاریخی خود که در مقابله با جبهه استکبار پیش آمده غافل می‌کند. موفق باشید

42277
متن پرسش

سلام: آیا انسان قابلیت کنار گذاشتن نفس خود به کلی را دارد؟ به این معنا که بنظر می‌رسد حتی فراتر از بهشت را خواستن و طلب بهشت قرب را داشتن هم در نهایت انسان به دنبال ارتقای مراتب نفس یا قلب خود است. در رساله لب اللباب مبحثی به نام احراق رو مطرح کرده اند اما آنچه که از قرآن برداشت کردم که ممکن است برداشت اشتباهی باشد این است که مراتب بالای قرب و رضوان الهی هم نهایتا انسان به دنبال نوعی تجارت است. به دنبال لذتی بیشتر و تشدیدی تر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که در نسبت به خدا، خود را از جهت «وجود» عین ربط، و از جهت اراده، عین عبودیت می‌یابد، حضوری که فوق هرگونه معامله و تجارت با خداوند است زیرا «بودی» و وجودی» در عرض خدا برای او در میان نیست. نکته‌ای که در آخر سلسله اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است-142» بدان اشاره شد  https://eitaa.com/bartarin_hozoor/259  موفق باشید

42276
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: حاج آقا عقلانیت دین را چگونه می‌توان شناخت؟ ما انسان ها یک عقلانیتی می‌شناسیم که به صورت مدون در منطق و فلسفه آن را پی می‌گیریم. و حال آنکه عقلانیت ما شده، تنها منطق علت و معلول؛ اما عقلاینت دین، عقلانیتیست که در آن امید منطقی دارد، توبه منطقی دارد. بعنوان مثال ما اگر شرایط تحقق امری را ترتیب نداده باشیم، انتظار محقق شدنش را بی خردی و بی عقلی می‌دانیم؛ اگر در رانندگی احتیاط نکرده باشیم، انتظار سانحه یک انتظار دور از واقعیت نیست. اما دین جایی می‌فرماید اگر توبه کردید مانند اینست که گناهی نکردید، یا می‌فرماید همه چیز حساب کتاب و علت معلول دارد و از این خارج نمی‌شود، یا می‌فرماید اگر کم گذاشتید و اسراف کردید از رحمت الهی نا امید نشوید. خلاصه آنکه این عقلانیت دینی چطور حاصل می شود؟ الان بده می‌خواهم تصمیمی بگیرم لکن وقتی به شرایط موجود نگاه می‌کنم شدنی نیست و نمی‌دانم جای امید بعنوان یک دستگاه که بشود روی آن حساب کرد، کجاست و آیا من می‌توانم روی آن حساب بکنم یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت عقل دینی، حکایت مهمی است از آن‌جایی که در وصف آن فرمودند: «ما عُبد به الرّحمن» تا آن‌جایی که فرمودند: «علی العاقل أن یکون عارفاً بزمانه» و مسلّم، عقلانیتِ دینی اولاً: درک معنای بندگی می‌باشد؛ که در جواب سؤال شمارۀ 42277 اشاره‌ای بدان شد و ثانیاً: درک زمانه است تا بیابیم تنها اشارات دین الهی توان جوابگویی به نیازهای بشر این زمانه را دارد. چه اندازه جای تأسف است که ما در مواجهه با نیازهای بشر امروز، جز از طریق قرآن و روایت، موضوعاتی را به میان آوریم که باز بر سرگردانیِ این بشر بیفزائیم. و چه اندازه جای تأسف است که قرآنی را با این بشر در میان بگذاریم که حکایت دیروزین این بشر می‌باشد و نه حکایت امروزین و فردای آن. خداوند علامۀ طباطبایی را رحمت کند که چه خوب متوجۀ نیاز بشر امروز شدند و از آن طریق، قرآن را با او در میان گذاشتند. موفق باشید

42274
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: (تقویت حاکمیت اسلام) ارکان یک حکومت بر اساس اهداف و افکار و به اصطلاح امروزی آن، «ایدئولوژیِ» آن حکومت تشکیل می شود وقتی بنا شد حکومتی بنام اسلام و برای اسلام محقق شود، رکن اصل و اصیل آن، اسلام باید باشد، همچنان هر حکومت دیگری که حکومتی با ایدئولژی خاص خود شکل می‌گیرد و رکن آن در مدیریت و تحقق آن نحوِ از مدیریت، همان ایدئولوژی مخصوص به خود است. و همراه با اینکه ارکان خود را برپایه نوع نگرش خود شکل می دهد، نهادی برای حفظ نگرش خود در میان ملت برای حفظ راه و نوع مدیریت خود مقرر می‌کند تا نه تنها ملت مانع حکومت نباشد بلکه در راستای حکومت گام بردارد. جمهوری اسلامی ایران که با پشتوانه فکری اسلام روی کار آمد، از درون حوزه های علمیه متولد شد که به تعبیر رهبر شهید، حوزه های علمیه نقش مادری انقلاب را به عهده دارند. و حوزه ی امروز با فرزند جوانی روبروست که نیازهای فرای زمان تولد و خردسالی خود دارد؛ و حوزه لاجرم از اینست که برای فرزند خود زمینه های تکامل هرچه بیشتر را فراهم گرداند تا نه اینکه جوانی او را کال و نارس نگه دارد. از جمله بزرگترین نیاز های انقلاب از قلب تپنده ی خود یعنی حوزه های علمیه!، خون رسانی به انحاء نقاط اوست؛ حوزه باید تمام سرزمین انقلاب را با آب حیات اسلام، نه تنها زنده نگه دارد، بلکه نیرو بخشد و پیکره ی آن را از کم توانی دور سازد و این پیکر مقدس را چست و چالاک نگاه دارد تا نه تنها در برابر هر آفتی مقاوم بوده، بلکه سرزمین های تاریک و مرده را نور حیات و قدرت بخشد و در نبرد با سرزمین های سرطانی آمریکایی صهیونیستی، ظفرمند از میدان بیرون رود. اما این قلب ضعیف و این مادر نحیف! اگر خود را احیا نکند نمی تواند حیات بخش این اجتماع بزرگ باشد. حوزه راهی ندارد جز اینکه شریان های بیشتری را خون رسانی نماید تا بتواند با مسیر های بیشتری با اندام این سرزمین مرتبط باشد؛ قلبی که با یک مسیر (در تفکر و در اجرا) خون رسانی نماید، نمی تواند محل های متعدد را پوشش دهد و عملا دچار ناکارآمدی و مرگ نقاط دور خواهد شد؛ که به تعبیر رهبر شهید: حوزه باید به سمت تخصصی شدن (در علم و عمل؛ در طرح و اجرا) پیش برود. اسلام همچون خونیست که از قلب تپنده ی حوزه های علمیه، باید در تمامی اندام و ارکان این سرزمین سریان پیدا کند تا این پیکر بر اساس آن نگرش (یعنی اسلام) بتواند به راه خود ادامه دهد. یعنی آنچه مایه حیات و نجات جامعه؛ در نوع نگاه به اقتصاد، سیاست، فرهنگ، سبک زندگی، تربیت، تحصیل و حفظ و احیای آنست، اسلام است. و این را حوزه! این مادرِ دلسوز باید برای انقلاب، آن فرزند برومند خود فراهم گرداند. جایی، راهی، فکری، تصمیمی، انتخابی، نتیجه ای نیست که اسلام برای آن نظری نداشته باشد و نیز در جامعه اسلامی جایی، راهی، فکری، تصمیمی، انتخابی، نتیجه ای نباید باشد که نظر اسلام را رعایت نکرده باشد و این تنها راه پیشرفت کشور ایران است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه تاریخی حوزۀ علمیّه به حکم حضور آخرالزمانی اسلام عزیز، همان است که فرمودید. و اتفاقاً حوزۀ علمیۀ قم بحمدالله چنین استعدادی را دارا می‌باشد به همان معنایی که آقای شهید ایران در صدمین سال حوزۀ علمیۀ قم از آن خبر دادند. لازمۀ چنین حضوری که می‌فرمایید اولاً: توجه به نیاز بشر آخرالزمانی است که دیگر نمی‌خواهد در قرون وسطایی خود باشد و ثانیاً: بازخوانی حضور خطیری است که برای حوزۀ علمیّه خود به خود در این زمانه پیش آمده که دیگر نمی‌تواند خود را محدود به جوابگویی فقهی مؤمنین و رفع شبهات عقیدتی آنان بداند. در حالی‌که اسلام، جهانی و تمدنی به میان آمده است و طلبه باید با نظر به آن حضور با نور قرآن و تذکرات اهل البیت «علیهم‌السلام» با این بشر سخن داشته باشد تا همین طلبه متوجه شود چه اندازه در کار خود  و در شخصیت خود ارزشمند است. آری! طلاب عزیز ما باید متوجۀ زمانه و توانایی خود باشند که بحمدالله عده‌ای چنین‌اند و مایۀ امیدواری برای آیندۀ حوزۀ علمیّه. موفق باشید     https://eitaa.com/arshiv3133/421 

42272
متن پرسش

سلام بر حضرت استاد طاهرزاده: غرض از ارسال آن لینک تصمیم دوستان حوزوی-انقلابی مشهد برای مقابله با فتنه جدید در دانشگاه با نقش آفرینی یکی از مقامات وزارت علوم بود. ضمنا خوب است اشاره نمایم که با سقوط فاجعه بار علی الظاهر هم آیا هنوز می‌توان به تحلیل های امثال آقای محمدی دل بست؟ ایشان اول سقوط علی الظاهر را انکار و بعد آن را پذیرفت و گفت چاره ای نبوده و باید با این شکست کنار بیاییم و اینکه اگر مجموعه نظام فکر می‌کرد با مداخله ایران می‌تواند ورق را برگرداند این کار را می‌کردند. این در حالی است که مجموعه نظام شامل دولت است که اخیرا رئیسش اظهار کرد با ادامه جنگ مخالف است. آیا به جای اعتماد تام به جریان وفاق نباید به فکر ایجاد گفتمان مبارزه بزرگ با اسرائیل و آمریکا و‌ تذکر برکات پیروزی در این مبارزه برای ما و بشریت برآمد؟ عجالتا اشاره می نمایم که قرائن بر اینکه ترامپ لعین همان سفیانی موعود در روایات است جدی است! پس چرا نباید به جای همراهی با گفتمان مذبذب وفاق، آرمان نبرد بزرگ سرنوشت ساز با شیطان را‌ تبیین کرد؟ بدیهی است تبیین چنین امر خطیری از عهده سیاسیون و آقای محمدی خارج است. علمای بصیر دین باید ورود نمایند به جای اینکه فقط بخواهند با جریان‌های سیاسی به رغم خطاها و ضعف های جدی شان همراهی کنند. اگر مقام معظم رهبری هم بر اعتماد به مسئولان تاکید کردند این نافی خطاهای دولت یا کار تبیینی و معرفتی جدید در جبهه دین و انقلاب نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دلسوزیِ عزیزان هیچ شک و شبهه‌ای نیست. آنچه بسیار مهم است توجه به آغاز بزرگی است که پیش آمده. و در همین راستا رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی‌علیه» بر «ایرانِ هرچه قوی‌تر»  تأکید می‌فرمایند و لازمۀ آن تمدنی فکرکردن به موضوعات این ایران عزیز است که اخیراً در خدمت بعضی از اهل نظر عرایضی شد که خوب است نظری به آن مطالب بیندازید https://eitaa.com/matalebevijeh/23735  موفق باشید

42271
متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقتتون بخیر. مدتیه با بازارهای مالی آشنا شدم. متاسفانه گویا ذات این بازارها مبتنی بر رقابته. مثلا از نظر مالی کسی باید ضرر کنه تا من نوعی سود کنم. چون مقداری پول در جامعه وجود داره و اون پول بین مردم دست به دست میشه. از یکی گرفته میشه و به فرد دیگه ای داده میشه. در بازارهای مالی همه ی این اتفاقات به طور مجازی می افته. این با فطرت سازگاری نداره که من نوعی از قِبَل ضرر کردن دیگران سودی کنم. و امروز متوجه شدم به طور کلی گویا اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر رقابته و برای من که از نزدیک این رو می‌بینیم خیلی دردناکه. من در مسائل تخصصی سررشته ندارم تا بتونم کار جدی ای در جامعه انجام بدم، ولی در حیطه فردی چه پیشنهاداتی دارید برای من؟ حس می‌کنم رقابت با فطرتم سازگار نیست و همه ی انسان ها برابرند. چرا باید یکی ضرر کنه تا من نوعی یا هر کس دیگه ای سود کنیم؟ یکی باید زمین بخوره تا یکی دیگه از زمین بلند شه. استاد حالم خوب نیست. ممنون میشم برام دعا کنید خدا راه رو بهم نشون بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال، همچنان که در کتاب «جایگاه رزق در هستی» به کمک آیات و روایات عرض شد؛ رزق انسان‌ها مقسوم است و از قبل تعیین شده است و تنها به کمک آن رزق، انسان می‌تواند بندگی کند به جای این‌که برای به دست آوردن رزق، بندگی را رها کند. پیشنهاد می‌شود سری به آن کتاب بزنید. https://lobolmizan.ir/book/79?mark=%D8%B1%D8%B2%D9%82   موفق باشید

42270
متن پرسش

سلام استاد عزیزم خدا حفظتان کند: ۱. استاد راز این مطلب چیست که علامه حسن‌زاده آملی عزیزم زیاد می‌فرمودند «قربان تان بروم فدای شما بشوم پدر قربان» چه سری در این امر نهفته است؟ ۲. اگر مقدور هست لینک چگونگی ارتباط با تفسیر المیزان را ارسال بفرمایید که نتوانستم پیدا کنم . ۳. استاد حضوری که خدمتتان رسیدم عرض کردم من ده دوازده سال با دکتر روازاده پیگیر طب سنتی بوده ام و با حضرتعالی تا مصباح الهدایه فصوص و منازل آمده ام شما فرمودید حیف است که المیزان را نخوانم ۱۰ سال دیگر می‌فهمم المیزان چیست. و همچنین توصیه به کتاب معرفت نفس علامه حسن‌زاده آملی فرمودید این کتاب را خواندم چونکه در این کتاب مشاهدات و شکارهایی با عنوان واقعه از علامه موجود است فکر کردم شاید هدف تان ترغیب به شکار و حضور بیشتر است. استاد چرا به من این دو مطلب را فرمودید. ( اگر این سوال موجب رنجش خاطر عاطرتان می‌شود پاسخ نفرمایید) دست بوستان هستم. استاد از عمق دل دوستتان دارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حکایت صفای آن عزیز است که دلدادۀ هر آن کسی است که دلش آمادۀ نورانیت بوده است. ۲. «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86  3- حقیقتاً علامۀ ذوالفنون در مباحث «معرفت نفس» انسان را در وسعتی حاضر می‌کنند که گویا خود را در اکنون‌اش، بیکرانه و جاودان احساس می‌کند به همان معنایی که قیامت خود را احساس می‌نماید. موفق باشید

42269
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: من در آستانه ۳۰ سالگی هستم ولی هم‌چنان سرگردانم که نقش من در این عالم چیست و خداوند متعال به چه منظور و برای انجام چه کاری مرا خلق کرده است. چندین راه متفاوت را طی کرده‌ام اما هنوز نمی‌دانم باید در چه مسیری متمرکز شوم تا بتوانم در مسیر بندگی خدا و خدمت به انقلاب اسلامی باشم. وقتی به شهدایی که در راه علم و دانش یا در حوزه دفاعی و نظامی جان خود را تقدیم کرده‌اند، می‌نگرم؛ عمیقا حسرت می‌خورم. به حال امثال شهید طهرانی‌مقدم‌ها یا شهیده مهسا طاهری بسیار غبطه می‌خورم. مگر جز این است که اگر خداوند طلبی را در انسان قرار می‌دهد حتما توان و استعدادش را هم می‌دهد؟ مگر جز اینست که خود رهنما می‌شود؟ چرا من نمی‌توانم مسیر درست را پیدا کنم و تشخیص دهم در کدام حوزه باید فعالیت کنم عرصه دانش یا عرصه فرهنگ؟ چگونه می‌توانم راه را بیابم؟ چگونه شهدای عزیز از ابتدا در مسیر منحصر به خودشان قرار می‌گرفتند و می‌دانستند باید چه بکنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که به لطف الهی در طلب هرچه بیشتر معنویت هستید را، لطف الهی بدانید و با نظر به سیرۀ علماء مانند کتاب «کهکشان نیستی» و از آن مهم‌تر با مطالعۀ کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که سیرۀ اولیای معصوم هست؛ راه‌ گشوده می‌شود. از تفسیر «المیزان» غفلت نشود. روش کار با تفسیر المیزان را در جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست دنبال فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86  موفق باشید

42268
متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرانقدر. استاد بنده بیشتر علاقه مند به مطرح کردن مباحث معرفتی هستم تا مباحث دیگر ولی چون بحث حجاب یا پوشش در جامعه کنونی ما خیلی داغ است خواستم به عنوان کسی که شناخت خوبی نسبت به جامعه غرب و عملکرد غربیها در این مسائل دارد، به اندازه عقل و فهم خودم کمی به آسیب شناسی در این باب پرداخته باشم. برای همگان آشکار است که غرب سالهاست بوسیله ابزار رسانه و اخیراً فضای مجازی سبک زندگی غربی و الگوی زن غربی را در جوامع ما ترویج می کند. اگر با خود روراست باشیم و نگاهی به کف شهر بیاندازیم باید اقرار کنیم که در این چند سال غربیها در این شیطنت به زعم خودشان بسیار موفق عمل کرده اند. حال باید از خود بپرسیم غرب در جا انداختن سبک زندگی غربی و ترویج برهنگی چگونه عمل کرده است؟ چیزی که این حقیر به آن رسیده ام این است که راهبرد اصلی غرب روی تغییر ذهنیت ها نسبت به پدیده هاست!!! غرب هیچوقت در رسانه خود، کسی را جلوی دوربین نمی گذارد تا مردم را به بی حجابی و برهنگی نصیحت کند و مثلاً بگوید دخترم اگر میخواهی آزادی عمل داشته باشی و راحت تحرک داشته باشی برو بی حجاب شو؛ در عوض در فیلمها و حتی آگهی های تبلیغاتی دختران بی حجاب و برهنه را نشان می دهد که با آزادی عمل و شاد و سر و حال دارند از دنیا کامجویی می کنند و این در بیننده ایجاد یک ذهنیت می کند و آن ذهنیت این است که بی حجابی و برهنگی = آزادی و راحتی و لذت بردن از زندگی. یعنی غرب رسانه را ابزار قرار می دهد تا الگو و سبک زندگی خود را جا بیندازد و آنهم از طریق تغییر ذهنیت فرد بیننده! حال باید از خودمان بپرسیم چرا عملکرد ما در ترویج حجاب و الگوی زندگی ایرانی اسلامی آنقدر که باید موفق نبوده. به نظر بنده ما در ایجاد ذهنیت و در الگوسازی صحیح در جامعه کم کاری کرده ایم و از ابزار رسانه در این عرصه استفاده بجا و صحیح نکرده ایم. از شما پنهان نیست که در این دوران یک دختر بی حجاب را با نصیحت و ترس از جهنم دیگر نمی توان باحجاب کرد، چه رسد به بگیر و ببند و گشت ارشاد. ما باید در دختر بی حجاب ایجاد یک ذهنیت صحیح از حجاب و پوشش کنیم آنوقت است که خودش با دل و جان حجاب را بر می گزیند. شاید اگر از برکت وجود امثال شهید آوینی ها محروم نشده بودیم شاهد ساخت فیلم هایی بودیم که وقار و کرامت یک زن باحجاب مسلمان را در یک کشور غربی به تصویر بکشد و این به تصویر کشیدن است که ایجاد ذهنیت می کند طوری که بیننده می خواهد شبیه آن الگو شود و به سمت آن سبک زندگی حرکت کند. بگذارید یک مثال دیگر بیاورم. چرا گاهی شاهد آن بودیم که بخشی از جامعه وقتی رهبری صحبت می کردند اصلاً گوش نمیکردند و حتی کانال را عوض می کردند؟ آیا بخاطر آن بود که استدلالات رهبری را گوش کرده و با عقل آن را رد می کردند؟ خیر، چراکه اصلاً حاضر به گوش کردن نبودند، چرا؟ چون غرب بوسیله رسانه ذهنیت فرد را نسبت به رهبری تغییر داده بود و رهبر در ذهن و نگاه آن فرد یک دیکتاتور و مسبب مشکلات کشور دیده می شد. به طوری که آن فرد حاضر نبود حتی یک جمله رهبری را بشنود. لذا چیزی که عقل ناقص بنده به آن رسیده است این است که در مورد تغییر وضعیت حجاب در جامعه ما باید تمرکز را روی یک چیز بگذاریم و آن این است: تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت. ما باید اسلحه غربیها را بگیریم و به سمت خود آنها شلیک کنیم و بدانیم که از این اسلحه باید استفاده کرد تا بتوان در عرصه فرهنگ موفق شد. جویای نظر استادمان در این خصوص هستیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ اصلی در جهان غرب که انسان خود را گُم کرده است و به دنبال کسی می‌گردد که آن را معنا کند، حقیقتاً همان است که فرمودید که انسان گمشده از خود و در خود، فردی را که تبلیغات برای او به نمایش می‌آورد به عنوان نمونه‌ای برای بودن خود انتخاب می‌کند و ملاحظه می‌کنید که به گفتۀ صاحب‌نظران غربی، غرب نسبت به جایگاه متعالی انسان به‌کلّی غفلت کرده و معلوم است که از طریق مانکن‌ها و سلبریتی‌ها، دختران را به سویی می‌برند که عین بی‌آیندگی و پوچی است. و حال این ما هستیم که اولاً: بیرون از جهان غرب نمی‌باشیم و ثانیاً: نمی‌خواهیم غرب باشیم. همان‌طور که می‌فرمایید باید در نسبت با دختران‌مان، شخصیت‌هایی را  برایشان آشنا و آشکار کنیم که بتوانند در انتخاب خود که زندگی را جز آزادی و انتخاب نمی‌دانند؛ کسانی را انتخاب کنند که ابعاد متعالی آنان را با آن‌ها در میان گذارد آن هم با زبان فاخری که آوینی‌ها به میان آوردند. در یک کلمه مائیم و روایت از الگوهایی که آن الگوها در منظر آن‌ها صفای انسانیت را به ظهور آورد، ولی نه با زبان تکلیف و از ترس جهنّم، بلکه نسل جدید در اوج انسانیت و آزادی احساس کند آن شخصیتی که به دنبال او بود مثلاً خانم سحر امامی می‌باشد که چگونه در آن طوفان حمله به ایستگاه صدا و سیما آن‌چنان موضع‌گیری کرد که هنوز برای روایت‌کردن کار او آوینی‌ها دست به کار نشده‌‌‌اند https://eitaa.com/matalebevijeh/19654. پس باز باید در نسبت با این نسل، روایت زنانی را به میان آورد که به قول عمّان سامانی مردانه در میدان هستند و این یعنی باز زینب و باز فاطمه زهرا«سلام‌الله‌علیهما» وقتی درست روایت شود و از دیروزین بودن آن‌ها به امروزین‌بودن‌شان هجرت کنند و این یعنی همسر شهید مصطفی عارف و نامه‌ای که به سید مجید موسوی نوشت. https://eitaa.com/matalebevijeh/23723   در این رابطه است که به سخن امام شهید ایران فکر کنید که فرمودند: «... به هر حال، این مسئله قطعاً حل خواهد شد» https://eitaa.com/arshiv3133/411 . وقتی روایت کنیم آنچه را که باید روایت کرد. وقتی از زنان و دختران حماسه‌ساز و سلحشور روایت کنیم که چگونه دختران و زنان ما در اوج معرفت و زبانشناسی یافته‌اند چگونه باید جهانی باشند به وسعت همه انسانیت انسان‌ها تا گرفتار آن نوع  بی بندوباری‌ها نگردند و با دختران فریب خورده به گفت و گو بنشینند تا آنها متوجه شوند خود را باید در جایی بسی گسترده‌تر از حضوری که جهان غرب برای زنان و دختران مطرح کرده دنبال کنند  و جایگاه پوشش را ابتدا در جان انسانی خود کشف نمایند و سپس راه خود را به سوی خدا بگشایند.https://eitaa.com/matalebevijeh/23578     اخیرا در محضر رفقا بحثی تحت عنوان«تمدن اسلامی و عبور از کشف حجاب و عریانی» https://eitaa.com/matalebevijeh/23735 مطرح شد که امید است بتوانیم در موضوع عریانی پیش آمده با تفکر تمدنی و با نظر به آینده پیش رو بیندیشیم. موفق باشید.

42267
متن پرسش

با سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرامی. استاد بنده توفیق داشته ام که چند سال به صورت مدون سخنرانی های شما را گوش کنم؛ گاهی بارها و بارها یک سخنرانی جنابعالی را گوش کرده ام و در تمام این مدت یک سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن سوال این است که «چرا سخنرانی های استاد برایم تکراری نمی شوند؟» استاد میدانم که از تمجید و تعریف گریزانید و بدون آنکه بخواهم به قصد تمجید و ستایش صرف، سخنی به میان آورده باشم، در سخنان شما متاعی یافت می‌شود که شاید در کلام کمتر کسی از دعوت کنندگان به دینداری در عصر امروزی میتوان یافت. پی بردن به عمق مطالب شما نه بوسیله عقل دکارتی و استدلال صرف ممکن است و نه علم کلام و فقه در این عرصه راهگشاست. تفکر است ولی نه تفکر از نوع تفکر محض فلسفی، که بیشتر نوعی تذکر و تدبر است و نوعی نگریستن در عمق وجود خویش در رابطه با پدیده هایی که در زندگی با آنها مواجه می شویم. مطالب شما گاهی به بیدار شدن یک عقل گمشده و پروراندن یک استعداد نهفته در وجود انسان منجر می شود؛ عقل گمشده و استعدادی در اعماق وجود انسان که چون در این دوران مدرن پرورش و رشد و نمو نیافته، به صورت نهفته و بالقوه باقی مانده و با تدبر و تفکر در سخنان شما این استعداد و این گوهر درونی بیدار میشود و انسان با چشمی دیگر به عالم و به خویشتن می نگرد. در این خصوص خواستم نظر خود استاد را جویا شوم که آیا این به علت نوع رویکرد شما در دعوت به دینداری ست که به نظر این حقیر همان نوع رویکرد قرآن است نسبت به دعوت به دینداری؟ چراکه عرایض جنابعالی یک نوع دعوت به تفکر از طریق تذکر است همانند تذکرات قرآنی و لذا با تکراری گوش کردن به هیچ وجه تکراری نمی شوند چراکه یک نوع شیوه ابلاغ و تذکر از نوع قرآنی ست. آیا شما به این اصل قائل هستید که مبلغین باید برای ترویج و تبلیغ دین از قرآن الگو بگیرند چون بهترین مبلغ دین، خود خداست و از طریق قرآن؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا حکایت، شخص طاهرزاده نیست؛ بحث در نگاهی است که در معارف عالیۀ دینی با ما در میان گذاشته می‌شود که آن معارف، اشاره به افق‌های متعالی می‌باشد و معلوم است که آن‌گاه که با نظر به حقیقت، میدان‌های مختلف را آینۀ ظهور حقیقت دانستیم، حال مائیم و دریایی از حقیقتی که تنها و تنها در افق زندگی به ظهور می‌آید بدون آن‌که تصور کنیم که فردا، صاحب آن حقیقت می‌شویم و بدون آن‌که گمان کنیم نسبت به آن حقیقت بیگانه هستیم. و این البته با حضور در تاریخی پیش می‌آید که تاریخ برگشت خدا به جامعه و برگشت انسان به خود است. آنچه به طور کامل و اکمل در مولای‌مان علی«علیه‌السلام» یافتیم که چگونه حضرت به خوبی متوجه شدند با اسلام دو چیز در حال طلوع و تولد است. یکی «حقیقت» و دیگر «انسان»، و خود را با اُنس هرچه بیشتر به قرآن با رویکرد اُنس با اشارات کلام الهی و خود را به سجایای انسانی با رویکرد آنکه هر اندازه بزرگی از خود نشان دهند در واقع بیشتر به خود نزدیک شده‌اند. و حال مائیم و نوعی از زندگی که باز روبه‌روشدن با افقی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما برای نظر به «حقیقت» گشوده شد و مائیم و انسانیتی که بیش از پیش باید در خود و در دیگر انسان‌ها تجربه کنیم. آیا این نوع حضور می‌تواند تکرارپذیر باشد؟ و آیا این نوع حضور می‌تواند منحصر به افراد عادی مانند امثال بنده باشد؟ موفق باشید              

42263
متن پرسش

سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: از حضرتعالی عالی آموختیم اشخاصی نظیر مقام معظم رهبری شخصیت جامعی دارند و تجلی اسم الله هستند. بنابراین می‌شود نتیجه گرفت اگر کسی محبت خدا به قبلش رسیده باشد قطعا ایشان را دوست دارد. در مورد حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای این طور حس می‌شود که تجلی خوبی و‌ محبوبیت در ایشان شدت خاصی دارد. از حضرتعالی درخواست دارم بفرمایید، حکمت و اراده الهی در جذبه خاصی که در شخصیت ایشان تجلی یافته چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید بسی شکر کرد که چگونه در قلب مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی‌‌علیه» نوری را متجلی کرده است که حاصل آن، بصیرتی این‌چنین است که متوجۀ حضور تاریخی ما ذیل انقلاب اسلامی این‌‌گونه حکیمانه هستند و حکایت نوری که بر قلب این مردم مبعوث‌شده است را این‌چنین حکیمانه در پیام‌های خود بر زبان جاری می‌کنند که مردم، حقیقتاً احساس می‌کنند حکایت عمیق‌ترین ابعاد وجودی آن‌ها در این پیام‌ها به ظهور می‌آید. گویا قصۀ تبیین همان انواری است که بر جان انسان‌های این دوران نازل شده، به حکم آن‌که خداوند به پیامبرش فرمود: «...وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) و این‌جا است که مردمِ مبعوث‌شده احساس می‌کنند آنچه را باید در این تاریخ بیابند و در آن حاضر شوند را در کلام رهبر معظم انقلاب احساس می‌کنند. مگر این نکته، نکتۀ ساده‌ای است که ایشان در پیام‌شان می‌فرمایند: 
«یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانه‌روزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن می‌باشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد. بلی، هرگاه شنونده‌ی این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اِشکال تقلیل می‌یابد. امّا قوّت و قدرت و نقاط مثبت به‌موجب آموزه‌ی قرآنیِ «و امّا بِنِعمَة ربِّکَ فَحَدِّث» نیازمند روایت و برجسته‌سازی است.»
هزار نکتۀ باریک‌تر ز مو در این فراز از پیام ایشان در هفتۀ دولت نهفته است که متذکر ارادۀ الهی برای درک «ایران هرچه قوی‌تر» هستند تا ما به جای مطرح‌کردن ضعف‌ها و بهانه‌گرفتن‌ها به عظمت راهی بیندیشیم که خداوند در مقابل ما گشوده است. موفق باشید      
 

42260
متن پرسش

با سلام خدمت استاد و تشکر از وجود ارزشمند شما: در ضمن مطالعه حدیث عقل و جهل به نکته ای برخوردم که ذهن بنده را درگیر خودش کرد. در یکی از جلسات فرمودید که نفس انسانی زن یا مرد نیست و به همین سبب روز قیامت زن بودن یا مرد بودن در شخصیت انسانی لحاظ نمی شود. در صورتی که طبق نظریه جسمانیه الحدوث بودن نفس و روحانیه البقا بودن، نفس انسانی در پایین ترین مرتبه خود جنسیت دارد. ممنون می شوم در این زمینه علاوه بر توضیح منابعی برای مطالعه لطف بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «النّفس جسمانیّۀ الحدوث» است. یعنی مطابق جسمی که امکان حدوث و ظهور آن است در عالم حادث می‌شود مانند آن‌که روح یک زن در مقامِ حدوث‌اش به صورت زن حادث می‌شود ولی همان روح در مقام خود همچنان که آیت الله جوادی در کتاب خوب «زن در آینۀ جلال و جمال» می‌فرمایند نه زن است و نه مرد. با این‌همه اگر گرایش آن روح بر آن جسم که جسمِ زن‌بودن است در آن نبود؛ مسلّماً جنس زن‌بودن را انتخاب نمی‌کرد تا همان جسم را تدبیر کند. موفق باشید

42258
متن پرسش

سلام استاد عزیز: خدا قوت: ممنونم از شرح برهان صدیقین که انصافا بنده هر دفعه که مباحث رو مرور می کنم باب تازه ای از معرفت به روی عقل و قلبم باز میشه و تشویق میشم که بار دیگر هم این مباحث رو مرور کنم. در جلسه هشتم شما یک موضوعی رو مطرح کردید که برای بنده خیلی جالب است. در مورد اینکه همه ی موجودات عالم در هر سطحی از هستی و کمال که هستند، به همان اندازه جلوه صفات خداوند می باشند. یعنی مثلا درخت وجودی است که حکایت از سطح نازله ای از علم و حیات و قدرت خداوند می باشد. بنده از این مباحث برداشت های مختلفی هم برای خودم به دست آوردم. یکی از برداشت هایی که دارم رو میخوام با شما به اشتراک بذارم که در صورت صحیح بودن تایید بفرمایید و در صورت غلط بودن اصلاح بفرمایید. بنده مثال حضرت میکائیل را می‌زنم. با توجه به موضوعی که فرمودید حضرت میکائیل هم در سطح خودش جلوه ی حیات و علم و قدرت خداست. اما به جز این یک ظهور دیگری هم دارد. و آن ظهور صفت روزی دهندگی خداوند است. یعنی ایشان علاوه بر اینکه صفات ذاتی خداوند را در سطح خودشان دارند، یک صفت غیرذاتی و به تعبیری یک صفت فعلی هم دارند که روزی دهندگی است. درست متوجه شدم. با این تفاسیر در مورد انسان قضیه از این هم بالاتر می‌رود. انسان صرف بودنش نشانه و مظهر علم و حیات و قدرت خداست و همچنین به میزانی که به خدا نزدیک و نزدیک تر شود تمام صفات ذاتی و فعلی خداوند را در مرتبه اعلی نمایانگر می شود. یعنی هم علم و حیات و قدرت خداوند را در سطح اعلی نشان می دهد و هم صفاتی مثل ستار بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، بخشندگی و ... درست متوجه شدم؟ ممنونم از شما و لطفی که در حق ما می کنید. خدا بهتون خوشبختی دنیا و آخرت رو عنایت کنه 🤲🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «وجود» در ذات خود تشکیکی است و در هر مرتبه، همۀ صفات کمالیه را در همان محدوده و مرتبه دارا است و آن کمالات، در صحنه است. منتهی بحث در امکانِ ذاتی مخلوق است که هر مخلوقی در ذات خود امکانِ خاصی دارد و به حکم «ربنا الذی اعطی کل شیئ خلقه» خداوند به هر شیئ خلقت او را به او می‌دهد و به همین جهت هم به زنان، خلقتِ زن بودن‌شان را و به مردها خلقت مردبودن‌شان را می‌دهد. موفق باشید

42257
متن پرسش

سلام و عرض ادب: حضور بنده در مهمانی منزل برادر شوهر که دخترشون بی حجاب هست و تذکر هم دادم ولی اثر نداره جایز است؟ اشکال شرعی دارد؟ همسر همراهی نمی‌کنند و میگن حرف بیجا می‌زنم و هر چقدر بنده اصرار دارم شما برید و من نمیام ایشون متوجه نیستند. تکلیف بنده چیست؟ اکر حرام است که دیگر اینجا ولایت پذیری معنا پیدا نمیکنه. درسته؟ اگر حرام است انجام نمی‌دهم و نهایت ایشون یه جاهایی کمه بنده میذاره و اشکالی نداره... فقط میخوام بدونم حرف خدا اینه یا نه تا با دل قرص و امن ان‌شاءالله انجام بدم. بسیار ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا می‌شود قطع رحم نباید پیش بیاید بخصوص که برای شما به عنوان یک زن، زیرا عدم رعایت حجاب برای بانوان در چنین محفل‌های که از آشنایان تشکیل می‌شود، برای بانوان مشکلی پیش نمی‌ آورد  در حالی که ترک رحم بسیار خطرناک است. چرا  امثال شماها با سبکی که محبت و دلسوزی باشد آنان را متمایل به حجاب و عفاف  ننمایید؟ موفق باشید

42256
متن پرسش

سلام استاد وقت شما بخیر: چطور می‌تونم گناهان جنسی رو ترک کنم؟ روش‌های مذهبی و درمان‌های مدرن رو سال‌هاست دارم استفاده می‌کنم. دیگه خسته شدم. گاهی هنگام گناه به پاداش ترک یا عقوبت الهی فکر می‌کنم. اما من نمی‌خوام به خاطر تعبیر خواب، بهشت یا هر پاداش دیگه‌ای گناهم رو ترک کنم. آخه اینکه ترک گناه نیست. دلم می‌خواد به خاطر خود خدا اصلا حتی ذهنم به اون سمت و سو نره. از طرفی من همین الان هم توی جهنم هستم. دیگه خودمو از چی بترسونم؟ به علاوه عمیقأ باور دارم خدا انسان رو می‌بخشه و هدایتش می‌کنه. اما خب اینا دلیل نمی‌شه که من حق خدا رو به جا نیارم. همه اینا رو می‌دونم و دائم بهشون فکر می‌کنم. اما به طرز وحشتناکی در معرض افکار و اعمال شیطانی هستم که خودم هم ازشون استقبال می‌کنم. چی کار باید بکنم که نجات پیدا کنم؟ تا کی این ادامه پیدا می‌کنه؟ می‌ترسم تا آخرش هم موفق نشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست باید این نکتۀ مهم را در اندیشۀ خود داشته باشیم که «هرچه در این راه نشانت دهند / گر نستانی، بِه از آنت دهند». بدین معنا که اگر نگاه‌های غیر شرعی خود را کنترل کنیم در جان ما نورانیتی طلوع می‌کند که با نظر به معنویتی که در خود داریم، بیش از آن‌که با آن تصاویر ذهنی به‌سر ببریم، با آن معنویات زندگی می‌کنیم. در این مورد نکاتی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، مطرح شده که خوب است بدان رجوع شود. موفق باشید

42254
متن پرسش

در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
من زیان‌ها کرده‌ام من دیده‌ام
زخم‌ها از چشم هر بی‌پا و سر
چشم بد دیدیم ما کز زخم او
روسیه گردد عیان شمس و قمر
دور باد از رزم شیران چشم سگ
دور باد از مهد عیسی کون خر
تیر پرانست از چشم بدان
خلوت آمد تیر ایشان را سپر
لیک چشم نیک و بد آمیخته‌ست
قلب را هر کس بنشناسد ز زر
زاهدانش آه‌ها پنهان کنند
خلوتی جویند در وقت سحر
لیک این مستان به حکم خود نیند
نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر
باد کم پران مزن لاف خوشی
باد آرد خاک و خس را در بصر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «خلوت آمد تیر ایشان را سپر» زیرا در آن تنهایی‌ها که اگر با هزاران خلق به‌سر می‌برند، جان آن ها متصل به خداوند است. و این حکایت مردم و ملتی است که با بصیرت خود می‌دانند خداوند اراده کرده است تا این ملت را در مقابل استکبار پیروز گرداند. ایران در جنگ رمضان و با حضور شبانه مردم در میادین نشان داد یک ملّت به معنای واقعیِ آن در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی  در عین قدسی بودن» می‌باشد و احترام به انسانیت انسان‌ها، نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد. و این یعنی این مردم «لیک این مستان به حکم خود نِی‌اند» مبعوث‌شده‌گانی هستند ذیل ارادۀ الهی. موفق باشید  

42253
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار این روایت یعنی چی؟ امام باقر علیه السلام فرمودند: «خدا در روز قیامت نسبت به بندگان خود به اندازه ی عقلی که به آنها داده خرده گیری می کند.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است. همان‌طور که در سؤال 42252 ملاحظه می‌فرمایید حضرت یونس «علیه‌السلام» فقط در آن حدّ که خدا به آن حضرت نفرموده بودند برود، و رفتند؛ این‌چنین سخت‌گیری شد. حضرت یونس «علیه‌السلام» کجا و بنده‌های عادی کجا! موفق باشید

42252
متن پرسش

عرض سلام و احترام: پرسشی پیرامون «ذکر یونسیه» و نسبتِ میانِ «رنجِ وجودی» و «اقرار به ظلم» برایم مطرح شده ممنون می‌شوم اگر دیدگاهتان را در این باب بفرمایید: ۱. ماهیتِ ایمان به «تنزّه الهی»: آیا این باور که «خداوند منزه از ظلم است» (سبحان‌الله) یک اصلِ موضوعه و پیشینی است که ایمان‌مان را با آن آغاز می‌کنیم؟ یا حقیقتی است که تنها در کورانِ رنج و تجربه‌ی زیسته‌ی بشر به‌دست می‌آید؟ آیا حضرت یونس (ع) در آن لحظاتِ بحرانی، به حقیقتی «نو» رسید یا حقیقتی کهن را به «جان» چشید؟ ۲. مسئله «رنجِ تحمیلی/غیر انتخابی» و اقرار به «إنی کُنتُ مِنَ الظالمین»: در مواردی که انسان «قربانی»ِ ظلمِ دیگران یا حوادثِ بی‌رحمانه‌ی جهان است (مثل کودکی در خانواده‌ای آسیب‌دیده یا فقدانِ عزیزان)، اقرار به «من از ستمکاران بودم» چگونه تفسیر می‌شود؟ آیا اینجا باید به معنای «پذیرشِ گناهِ فردی در ایجادِ آن رنج» باشد؟ اگر نه، چطور می‌توان میانِ «تنزّهِ خدا» و «واقعیتِ رنجِ ناعادلانه» جمع کرد، بدون اینکه بارِ سنگینِ تقصیر را بر دوشِ فردِ آسیب‌دیده گذاشت؟ مرزِ میانِ «مسئولیتِ وجودی» و «تقصیرِ اخلاقی» در این دعا کجاست؟ سپاس از وقت و راهنمایی شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عزیز دل ما حضرت یونس «علیه‌السلام» وقتی بالاخره با آن صحنه‌ای که در شکم آن ماهی به خود آمدند و ذکر مبارک «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» به میان آوردند؛ بدین معناست که با نظر به یگانگیِ حضرت محبوب با گفتن «سبحانَکَ» نظر به جلال حضرت حق انداختند که متأسفانه بعضی از مترجمین آن را به «منزه بودن از ظلم» معنی کرده‌اند. در حالی‌که جان مبارک حضرت یونس «علیه‌السلام» در آن اوج معنویت، از یک طرف نظر به جلال خداوند کردند که بسی بلندمرتبه از آن است که خودشان تصمیم بگیرند آن‌طور که بدون اذن الهی قوم گنهکار را رها کردند و از طرف دیگر عرضه می‌دارند: «إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» بدین معنا که در مقابل جلال ربّانی من از ظالمین خواهم بود که حدّ جلال پروردگاریت را رعایت نکرده‌ام و خوشا به حال حضرت یونس «علیه‌السلام» که پروردگارش از او خبر می‌دهد که فرمود: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» و این‌گونه تقاضای عبور از غضب الهی را از او پذیرفتیم و این، حکایت هر آن کسی است که در إزای غفلت از فرمان الهی متوجۀ غفلت خود بگردد و عزیزانی که این کلام حضرت یونس «علیه‌السلام» را به عنوان «ذکر یونسیه» پیشنهاد می‌کنند که چه پیشنهاد خوبی است؛ می‌خواهند تا انسان با نظر به وعدۀ الهی که فرمود: «وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» با ادامۀ آن ذکر امیدوارِ نجات خود از مشکلاتی باشند که به جهت غفلت‌ها و ضعف‌ها برای‌شان پیش آمده. البته ادامۀ این بحث را می‌توانید در عرایضی که در شرح سوره یونس در سایت هست، دنبال فرمایید. بنابراین مباحثی مانند آن‌که بخواهیم طوری سبحان اللهیِ خدا را معنا کنیم که به معنای منزه‌بودن خداوند از هر عیب و نقص است؛ واژه را تقلیل داده‌ایم. موفق باشید

42251
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد کسانی که در قیامت حسرت می‌خورند دو دسته اند: ۱. کافران: که دو دسته اند: ۱. منافقین ۲. کسانی که هم در ظاهر و هم در باطن مشرکند، ۲. نیکوکاران غیر از چهارده معصوم. ۱. آیا نیکوکاران (غیر از چهارده معصوم) حسرت شان از بین می رود؟ اگر آری کی، کجا و چگونه از بین می رود؟ ۲. آیا پیامبران هم حسرت می‌خورند؟ ۳. آیا اگر انسانی که تا الآن گناه کرده بخواهد کاری کند که در قیامت اصلا حسرت نخورد، می‌تواند این کار را بکند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن‌گاه که انصراف از حقیقت توحید در میان باشد چه در مشرک و چه در منافق، هیچ نسبتی در هیچ جهانی بین او و حضرت توحید در میان نیست. ولی آن کس را که جانش نظر به توحید ربوبی دارد، اگر در میدان «یوم الفصل» که به خود می‌آیند می‌یابد که کوتاهی‌هایی کرده است ولی کلیّت شخصیت او از جنس بندگی پروردگار است؛ همین‌که به لطف الهی وارد بهشت شد، حضرت محبوب به فرشتگان دستور می‌دهند آن احساس پشیمانی را از ذهن و جان او بزدایند که البته بحث در این مورد مفصل است و معلوم است که اولیای الهی و پیامبران ربّانی که تمام جان‌شان توحید است را، حسرتی نیست. موفق باشید  

نمایش چاپی