بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41174
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دو سال قبل از رييس جمهور شدن حضرت آقا آقایی فرمودند من ۵۰ سال از زمان جلوام و حضرت آقا از زمان ۱۰۰ سال جلواند و این واقعا از حرفهایشان و کردارهایشان پیداست و اين از راهپیمایی ۲۲ بهمن هرساله ی مردم ایران هم پیداست. استاد من امروز که راهپیمایی بودم خیلی از این خانم ها رو که میدیدم می دیدم که با حجاب ناقص که نه با حجاب کامل میومدن شعار مرگ بر آمریکا می گفتن. واقعا این راهپیمایی و ماأدراک ما هذا الراهپیمایی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه آن عرایض در جواب کاربر محترمی که سوال 41162 را فرمودند عرض شد که باید نظر به وجدان تاریخی مردم داشت؛ امری که جبهه استکبار با امید به رسانه هایش متوجه وجدان تاریخی مردم نیست. موفق باشید

41172
متن پرسش

با عرض سلام: محبت کنید بفرمایید فلسفه ی خلقت امثال ترامپ چیست که این جور به جان بشریت افتاده است در حالی که می دانیم صدر تا ذیل وجودش در قبضه ی حق است و هلاکتش برای او کاری ندارد؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره خدوند از طریق خبیث ترین انسان‌ها دین خود را یاری کرده‌است. مگر از حضور مردم عزیز ما در ۲۲ بهمن امسال نیافتیم که چگونه این مردم نشان دادند مقابل خبیث ترین انسان‌های روزگارشان در صحنه‌اند؟ این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیامبری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‌». بدون شک خدا می‌توانست دشمنان را ریشه کن کند یا جلوی دشمنی‌شان را بگیرد؛ «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه‌». ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینه‌توزِ آدم‌نشو جزئی از طرح و نقشه‌ راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروانشان هموار و بی‌مانع باشد. و در این میان یکی از مهم‌ترین موانعِ فراروی انبیا و پیروان‌شان، دشمنی طاغوت و ائمه‌ کفر است. کینه‌ای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزرده‌خاطرش می‌کند و هر مصیبتی بر آن‌ها فرود آید، دل‌شادش می‌کند؛ «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها». با چنین آتش کینه‌ی گر گرفته‌ای نمی‌تواند آرام بنشیند. به ناچار هر روز جنگ و توطئه‌ای می‌شوراند، تا بلکه نابودمان کند، یا اگر بتواند بی‌دین‌مان کند؛ «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا». با چنین دشمنی زندگی مسالمت‌آمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگی‌ات را خاموش می‌کند. غده‌ای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشه‌کن می‌کند. اگر به فکر و اندیشه‌اش نتازی، او دست از اندیشه‌ات برنمی‌دارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقه‌‌ی امنیتت را رها نمی‌کند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر می‌کشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبهه‌ی اسلام ضعیف می‌شود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف می‌شود. با وجود چنین رابطه و قاعده‌ای نباید هم یقه‌ی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. موفق باشید

41171
متن پرسش

سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی استاد عزیز: در این روزگاری که زندگی می‌کنیم، بارها بعضی ذهنیات ما راجع به مسائل تغییر کرده. مثلاً در باب مسئله شهادت. در جنگ دوازده روزه، شهدای عزیزی داریم که شاید با معیارهای ذهن ما همخوانی نداشته باشند؛ همه اهل نماز شب یا حافظ قرآن نبودند. همه دانشمند نبودند، و .... خیلی فکر می‌کنم به این موضوع این روزها. لطفا بفرمایید چه خصوصیتی و سبک زندگی‌ای انسان رو این طور عاقبت به خیر میکنه؟ علاوه بر واجبات و محرمات، باید چطور زندگی کرد که لایق شهادت شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم طلب قبل از خلقت آن‌ها بوده که می‌خواسته‌اند با  شهادت خود وسیله‌ رسوایی دشمنان حقیقت باشند به همان معنایی که جناب عطار می‌فرماید «صد هزاران طفل سر ببریده گشت / تا کلیم الله صاحب دیده گشت». موفق باشید

41170
متن پرسش

با عرض سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار: استاد حال در فردای حضور در راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن امسال به این دعا بسنده می کنم که «خدایا ما را نیز از بصیرت پیرمردها و پیرزن های افتاده و ساده دلی که امسال هم مثل این ۴۷ سال لطف حضور در این مسیر توحیدی را به آنها عطا کرده ای محروم نگردان؛ خدایا پناه می بریم به تو از آن علمی که روشنفکران ما را به جای طلب رضای خدا به دنبال طلب رضای فرعونیان زمانه انداخته است». به راستی در روزگاری که جبهه کفر و ظلم با همه توان سخت و نرم خود به صحنه آمده و با عقل موزی و حسابگر خود پیش بینی می کردند که ۲۲ بهمن را دیگر از رونق خواهند انداخت، تو به قدم های مردم چگونه قوت بخشیدی که در حماسه ای این چنین حضور یافتند؟ چه اندازه زیبا فرعونیان و غرب زدگان داخلی را از فتنه ها و نقشه های شومشان مأیوس کردی!؟ کدام اراده ها، کدام پاها و قدم ها لطف این حضور را پیدا می‌کنند تا در مقابل مستکبران این زمانه وسیله محقق شدن اراده الهی باشند!؟ خداوند این بصیرت را به چه کسانی عطا می‌کند؟ چه می دانیم، شاید پا هایی که در این مسیر به راه افتادند متعلق به همان هایی‌ست که این فراز زیارت عاشورا را با اخلاص کامل خوانده اند که «یا ابا عبدالله انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة» و خداوند اراده کرده است تا این مردم در این زمانه با همین قدم زدن هایشان در جنگ باشند با کسانی که در تاریخ با «حسین ها» در جنگ بوده اند و در صلح باشند با کسانی که با «حسین ها» در صلح بوده اند! ای مردم عزیز ساده دل و پاک طینت، خداوند به پاهایتان قوت بخشید و دل هایتان را همواره از عشق حسین لبریز کرد و چشم هایتان را با اشک برای حسین جلا داد که شما آن‌هایی هستید که همواره در تاریخ سربلند بوده و خواهند ماند. التماس دعا 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که پیش بینی می‌شد و عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/21724 دیروز حکایت حضور همه‌  انبیا و اولیا و فرشتگان بود تا ما خود را به وسعت توحید حضرت محبوب در بین این مردم احساس کنیم. چه اندازه حضرت روح الله دقیق مردم را فهمیدند که فرمود «‏‏اگر من هم برگردم‏‎ ‎‏ملت اسلام برنمی گردد» این است معنای بصیرت تاریخی که این مردم و حضرت امام متوجه آن بودند و هستند. موفق باشید

41169
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: ضربه ی امیر المومنین در روز خندق برتر از عبادت جن و انس قرار گرفت. آیا اینگونه نیست که یک ضربه می‌تواند این قدر وسعت پیدا کند تا به جایی برسد که گذشته و آینده را در بر بگیرد و برتر از عبادت های انس و جن باشد، شگفت آور است مگر یک ضربه چه نهفته ای دارد؟ شاید یک ضربه بهنگام ما را به اقتدا از مولایمان وسعتی دهد که از تمام عبادت ها برتر کند شاید یک فریاد الله اکبر بر بام ها در شب ۲۲ بهمن اینچنین باشد شاید یک قدم در راهپیمایی روز ۲۲ دی و بهمن اینچنین باشد. والله اعلم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری درک حضور در آغازهای هر تاریخی این چنین است و مردم ما بحمدالله با نور «وجدان تاریخی» که دارند و حضرت امام و رهبر معظم انقلاب متذکر آن بوده و هستند، می دانند درمقابل جبهه استکبار و یهودی گری صهیون در آغازی حاضرند که آغاز حضور در جهان است با هویت قدسی. موفق باشید

41168
متن پرسش

سلام علیک استاد خسته نباشید: ۱. استاد اگه امکانش هست یک راهنمایی درباره جهاد تبیین و این که توی این راه خسته نشویم و پا پس نکشیم بکنید. ۲. و این که استاد چه طور با طرف مقابل مون صحبت کنیم که طرف مقابل مون با اون جبهه هابی که میگیره خودش در درون خودش به فکر فرو بره و به نتیجه درست برسه؟ ۳. و این که طرف های مقابل مون الان اصلا حرف های ما رو گوش نمیدن یا به زور یکم گوش میدن و فقط گوش میدن که در لحظه یک چیزی به ما جواب بدن در این شرایط چیکار کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت این تاریخ، چنین حکایتی است که باید متوجه بود انسانِ این تاریخ چه انسانی است و این تاریخ، چه تاریخی و آینده چه آینده‌ای است. عرایضی طی چند جلسه تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5514  شده است. خوب است نظری به آن مباحث بیندازید و سپس مباحث عرض شده در رابطه با سوره بقره را شروع بفرمایید. امید است که در دل افقی که گشوده می‌شود، آرام‌آرام گفتگوهای شما با جوانانی که فعلاً آمادۀ گوش‌سپردن نیستند، فراهم شود. باید عجله نکرد چون غبارها فرو نشیند؛ جوانان ما در طلب حضوری خواهند بود که درآن حضور کم‌تر از شهید ابراهیم هادی نخواهند بود. موفق باشید

41167
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: احساس می‌کنم دیگر کاری در این دنیا ندارم، صبح که بیدار می‌شوم و می‌بینم دوباره زنده‌ام می‌گویم چرا دوباره برگشتم! هیچ چیزی دیگر سر حالم نمی‌آورد چه مثنوی چه نماز چه هرچه فکرش را بکنید. فقط مرگ را می‌خواهم البته در اوج بی توشگی! شاید آن طرف هم زیادی باشم، نه این طرف نه آن طرف هیچ کس مرا گردن نمی‌گیرد! نه اینکه خسته و افسرده باشم و برای خلاصی از رنج، طلب مرگ کنم بلکه هرچه می‌اندیشم با خود می‌گویم واقعا هیچ چیزی برای دنبال کردن نیست! عشق هم که هزار ناز و استکبار دارد و حالا حالاها رخ نشان نمی‌دهد! شما مرهمی از برای این درد که نمی‌دانم چیست بفرستید که خیالمان از مشربتان مشعوف است. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت زندگی برای افرادی چون جنابعالی که نمی‌توانید در پوست خود بگنجید، همین است که انسان در چنین بن‌بستی، متوجه جهانی می‌شود که باید به آن تعلّق می‌داشت تا هرچه می‌خواهد بشود. بنا بر آن نیست تا ما خودمان جهان خود را تعریف کنیم و به دنبال آن بگردیم. بنا بر آن است تا بگذاریم در دل چنین شرایطی جهانی که جهان ما می‌باشد، گشوده شود و آن است حکایت جهان‌های فراخ که به سوی ما می‌آید. و در این رابطه اُنس طولانی با قرآن، راه‌گشا خواهد بود. بیابید آنچه یافتنی است و باز بگویید که گفتنی‌ها دارید؛ حال چه با زبان شعر و چه با زبان اشارات قدسی. موفق باشید  

41166
متن پرسش

بسمه‌تعالی. مردم سرتاسر دنیا امروز به دنبال ایرانی می‌گردد که در کنار آن ملت ایرانی خاص، بتوانند انسانیت و اراده های لازم برای مقابله با ظالمان را بیابد و در مقابل ظالمان کشورهای خود بتوانند استوار بایستند. ۲۲ بهمن ماه آغاز ظهور ملتی است که دنیا انتظار آن را این روزها می‌کشد و فریادش به گوش مان رسیده! خداوند می‌دانند که چقدر جهان منتظر و نیازمند ایرانی است که برای حکومت الهی فراگیر لازم هست! تعجب و تعجب از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که باز و باز ایران و ملت ایران را مناسب این امر بزرگ می‌بینند. از ما سرو بلند عالم یعنی ملت ایران ۲۲ بهمن ماه سلامی گرم و سرزنده و غنی به هر آزاده ای در دنیا که منتظر حضوری بزرگ برای سرنگونی امثال ترامپ هایشان هستند. مردم دنیا بخوبی اندیشیدند که مرکز جهان ایران است ناآگاهان کره زمین را جهان می‌خواندند، در حالی است که امروز صد جهان فراگیر در ایران هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دیگر ایران، یک کشور نیست، جهانی می‌باشد که در مقابل جبهۀ استکباری و صهیونی آغاز شده است و توجه همۀ فرشتگان عرش تا انبیای الهی نظر به این ایران دارند. ایرانی که در ۲۲ بهمن امسال ذیل تأکید اخیر رهبر معظم انقلاب، قامت بلند خواهد کرد تا حکایتی باشد برای خواری و پوچی جهانی که بنا دارد با هرچه بیشتر ظلمانی‌شدن حتی با درود به یزید، خود را ادامه دهد. و این‌جا است که با درخشش هرچه بیشتر ایران روبه‌رو خواهیم شد. موفق باشید        

41165
متن پرسش

به نام خداوند. از فکر خطور هم نمی‌کرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا می‌خواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل می‌شوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی می‌بخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیب‌زادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نا‌نجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیان‌گذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمی‌توانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود می‌نویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلح‌طلب و ساده‌لوح» هستند! به راحتی هرچه می‌خواهی به آن‌ها دیکته کنی، اطاعت می‌کنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی می‌توانیم آن‌ها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، می‌توان به راحتی آن‌ها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من می‌توانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعه‌ها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود می‌کنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطین‌ـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافت‌ـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمی‌گزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسان‌های برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودی‌گری در اوج بی‌تاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفته‌ایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و این‌جا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه می‌خواهد باشد با هر سابقه‌ای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید

41164
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز و پدر دلسوز: قبل از پرسش استدعا دارم برای این حقیر در مناجاتهاتون دعا بفرمایید. سوالم این هست که چرا زیارت هر یک از ایمه با «السلام علی ...» شروع می‌شود ولی زیارت حضرت زهرا سلام الله علیهم بدون سلام شروع می‌شود، با «یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک...» شروع می‌شود و بعد از چند عبارت تازه سلام می‌دهد. آیا این قضیه سری از اسرار را در خود دارد؟ ممنون و سپاسگزار. بی‌نهایت التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در امورات خود بهترین نتایج را بیابید. شاید در این مورد که می‌فرمایید خواسته باشند ما را متوجۀ مقامِ پیشاخلقتیِ حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» بنمایند که روایت‌ها بر آن تأکید دارد. موفق باشید

41163
متن پرسش

با نام و یاد او سلام علیکم استاد عزیز: بنده اعتقاد قلبی به ولایت فقیه دارم و خود را جناحی نمی‌دانم. به تازگی به خواستگاری دختری رفتیم که ویژگی ها و معیارهای اخلاقی خوب و نمازخوان و با تحصیلات است و خانواده اصیل دارد. اما ایشان اعتقادات خاصی دارند مبنی بر اینکه ما روی حد و مرز خودمونیم و اصلا سیاسی نیستیم و نه طرفدار این طرف (حکومت) هستیم نه آنطرف (بیگانه). البته که این حرف اشتباه است و می‌دانم که در این زمانه انسانیت یا به نهایت خوبی متمایل است و یا نهایت بدی، و حد وسطی وجود ندارد (یا با حق است یا باطل). آیا با وجود این اعتقاداتی که خانواده عروس و خود عروس دارد ادامه آشنایی و تشکیل زندگی با ایشان را توصیه می‌فرمایید؟ و آیا امکان پذیر است که کم کم با گفتگوها و سیر مطالعات بعد از ازدواج دختر خانم به سمت حق و حقیقت و انقلاب گرایش پیدا کند؟ (متاسفانه این مسئله را خیلی ها فهم نکرده اند که انقلاب اسلامی حقیقتی ماورای مسئولین جمهوری اسلامی است و به واسطه عملکرد ضعیف مسئولین و سوء مدیریت آن ها، بعضا مردم، از حکومت و سیاست بدشان می آید)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی بدون دل‌دادنِ به ولیّ فقیه در این زمانه مشکل است. حال باید بررسی کنید اگر در آن دختر زمینۀ نظر به ولیّ فقیه هست، می‌توانید کار را جلو ببرید. موفق باشید

41161
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد چاره کار چیست عبادت، عادت نشود، حتی ممکنه کسی نماز شب را از روی عادت بخونه، یا حتی روزه رجب و شعبان را، خیلی هنر کنه به خاطر کسب خیر دنیا و آخرت نماز شب بخونه چرا که از اون عزیز شنیده «دنیا میخوای نماز شب بخون آخرت هم میخوای نماز شب بخون»، این کاسبی کجا و اون «الهی سر برود سحر نرود» کجا، این تجارت کجا و اون قلب شائق کجا؟ چاره چیست؟ چه باید خواند؟ چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت عجیبی است در نسبت بین «عبد» و «ربّ». جناب عمّان سامانی در این مورد گفته‌ها دارد:
چون دل عشاق را در قید کرد
خودنمایی کرد و دلها صید کرد
امتحانشان را ز روی سر خوشی
پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
در بیابان جنونشان سر دهد
ره بکوی عقلشان کمتر دهد
دوست میدارد دل پر دردشان
اشکهای سرخ و روی زردشان
چهره و موی غبار آلودشان
مغز پر آتش، دل پردودشان
دل پریشانشان کند چون زلف خویش
زآنکه عاشق را دلی باید پریش
خم کند شان قامت مانند تیر
روی چون گلشان کند همچون زریر
یعنی این قامت کمانی خوشترست
رنگ عاشق زعفرانی خوشترست
تا گریزد هر که او نالایق‌ست
درد را منکر، طرب را شایق‌ست
و این‌جا است که انسان نمی‌داند با این «خدا» چه کند! با هزار امید به سوی او می‌روی و بعد آن‌چنان با جلال‌اش روبه‌رو می‌شوی که گویا هیچ راهی برایت گشوده نشده است و پس آن‌گه باز به خود می‌آیی که گویا تنها و تنها راه، همین است که با «او» باشی هرچند که هزاران کرشمه پیش می‌آورد تا غنایِ خود را به رُخ ما بکشد و ما نیز فدای همان غنای او می‌شویم و همچنان «در دل دوست به هر حیله رهی باید جست» و ناز او را می‌کشی و باز، ناز او را می‌کشی. فدای او با همۀ ناز‌هایش. این است خدای ما .موفق باشید              
 

41160
متن پرسش

با سلام و احترام و تشکر فراوان از عنایات جنابعالی. متن بنده از سه قسمت تشکیل شده است: ۱. اظهار فقر و عجز برای اینکه کارمان راه بیفتد یا برای اینکه واقعا و حقیقتا عاجز و فقیریم؟ یعنی عجز و فقر، خود وسیله‌ای شده که به اراده مان برسیم یا از لحاظ حقیقی و در نسبتی فقیرانه و عاجزانه به‌سر می‌بریم؟ اقرار به ضعف گاهی معنای خودشیرینی و نمایش و تفنن به خود می‌گیرد تا بلکه خدا {خواسته ام} را اجابت کند. اینجا دیگر عبدی نیست که نسبت عبد با معبود داشته باشد بلکه منم و اراده‌ام و اوست و اراده‌اش. با این تعریف که حقیقت چیزی نیست که بتوانم به چنگش درآورم و فقط و فقط این انتظار است که در نسبتی {شایدانه} امید به آن می‌رود که حقیقت آشکار شود؛ دیگر همه افعال و اعمال و گفتار آدمی نه برای رسیدن به هدفی خاص، بلکه برای گشایشی از سوی معبود انجام می‌گیرد. شاید شریعت نحوه صحیح این زیست در هوای شاید هاست. جایی که انسان عبادت می‌کند نه برای تسخیر عالم و طمع بهشت و ترس دوزخ بلکه برای حقیقت، و حقیقت چیزی جز عین ربط بودن که نیست. اینجا دیگر {اراده خودمختار من} معنایی ندارد. ۲. از طرفی داریم که: «و ان لیس للانسان الا ما سعی» در این فضا معنای درستِ سعی چیست؟ اگر سعی به همان معنا باشد که من اراده کنم و کاری کنم و نتیجه ای بگیرم که باز سرگرم اراده معطوف به قدرت خودم شدم و دوباره آن نسبت عبد با معبود به حجاب رفت! حتی اگر بگوییم که سعی انسان و اراده انسان در طول اراده اللهی است و ایده و عمل و نتیجه معطوف به قدرت خداست، اینجا مشکلی پیش می‌آید و آن اینست که پس فعل شر هم اراده خداست. برای نمونه بیاییم و افعال صهیونیست را به اراده خدا نسبت دهیم و بگوییم او با اراده خدا کودک می کشد! از طرفی اینجا نیازمند تبیین دیگری از مسئله جبر و اختیار است. هرجا حرف از اختیار می‌زنند آن اراده خودمختار برداشت می‌شود. دلیل شان هم این است که میزان و حسابرسی باید براساس یک انتخابی باشد و آن انتخاب از اراده خود آدم نشأت می گیرد. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (۳۹) وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری (۴۰) ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفی (۴۱) وَ أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی (۴۲) وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی (۴۳) وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا (۴۴) حال باید چگونه به این مسائل نظر کرد که هم «اراده معطوف به قدرت من» دخیل نباشد و هم مسئله «میزان و حسابرسی» حل شود؟! ۳. معنای دعا: در دعا کردن هم نوعی دوگانگی پیش می‌آید. اول اینکه دعا به معنای این باشد که من در انتظار چیزی هستم و دعا می‌کنم که گشودگی برای رسیدن به آن چیز اتفاق بیفتد و در اینجا قید نمی‌کنم که آن چیز چیست و فقط منتظرم که چیزی که اراده خداست واقع شود. دوم اینکه دعا کنیم که مثلا خانه دار شویم و قید کنیم که چه‌چیزی می‌خواهیم و در اینجا اراده و خواست خود را به عرصه بیاوریم. در دومی ظاهراً باز {اراده من} وسط است و من چون قدرتش را ندارم از خدا می‌خواهم که اراده من را به اجابت برساند. ولی دعاهای وارده بعضا همین بو را می‌دهند یعنی مثلاً دعا داریم برای اینکه ازدواج کنیم و در اینجا این ازدواج به عنوان خواست من به میان می آید. از آن طرف دعاهایی داریم که درفضای اولی سیر می‌کنند مثلا ادعیه وسعت رزق که چون معنای رزق هرگونه گشودگی ای هست پس دعای افزایش رزق و روزی در فضای انتظار و رضا و تسلیم به‌سر می‌برد (درصورتی که افزایش رزق هدف نباشد و واقعا حالت انسان انتظار گونه باشد) اما دعای افزایش مال یا ازدواج یا ظفر بر دشمنان و ازین قسم، چنین حالی ندارند و انگار انسان مقرضانه و خودمحورانه برای رسیدن به خواسته‌اش ورای اینکه برسد یا نرسد دعا می‌کند. حال آنکه هر دو نوع دعا از معصوم (علیهم‌السلام) وارد شده است و نمی‌توانم بپذیرم که معصوم که عین عبد و در شدت عبد بودن به‌سر می‌برد اراده معطوف به قدرت خود را داشته باشد. خواهشمندم این ۳ مطلب را برای بنده تببین بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی با زوایای خوبی را به میان آورده‌اید. در اولین سؤال، اگر همان‌طور که متوجه هستید بتوانیم در نسبت خود با حضرت معبود به افقی نظر کنیم که عملاً او به عنوان «او» و نه شخصی و یا چیزی، مدّ نظر باشد؛ نسبت ما با همۀ علم و همۀ حیات به ظهور می‌آید به همان معنایی که حضرت صادق «علیه‌السلام» در اشاره به حضرت محبوب می‌فرمایند: «اِنَّ اللهَ عِلُمٌ لا جَهَلَ فيه، حياةٌ لامَوتَ فِيه» و البته این راهی است که ما از این طریق از سال‌ها نگاهِ متافیزیکی در الهیات عبور می‌کنیم و در همین افق به سؤال دوم نظر کنید که بودنِ ما همچنان در میدان توجه به «او» می‌باشد و این یعنی «و ان لیس للانسان الا ما سعی» به این معنا که همچنان در این حضور و توجه به سوی «او» حاضر و باقی و صابر باشیم از آن جهت که صبر حقیقی، در راه‌بودن است و در راه، راه را طی‌کردن. و در سومین قسمت سؤال، در عین حاضرشدن در دعای حقیقی که گشوده‌شدن جان است به سوی رحمت واسعۀ «او» که نمونۀ آن را در مناجات عزیزالقدر «شعبانیه» می‌یابید؛ بخصوص در آن فرازی که اظهار می‌دارید: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...» و تقاضا دارید تمام بودنِ شما، توجه و باز توجه باشد تا آن‌جایی که تقاضا دارید: «... و تصیر ارواحنا معلقۀ بعز قدسک» و این یعنی: «گم شدن در گم شدن دین منست / نیستی در هست آیین منست.» آری! در دل این حضور، برای معاشقه‌ای بیشتر حتی از او می‌خواهیم که نمک طعام ما را هم بدهد وگرنه ما را چه به نمک‌خواستن؟! موفق باشید                  

41159
متن پرسش

استاد سلام: برای برخورد با شخصیت های اشراقی از امام خمینی تا مرتبه بالا که معصومین باشند می‌فرمایید برخود برهانی و عقلی صرفا کافی نیست و باید برخورد اشراقی داشت. یعنی من اینطور فهمیدم که مثلا ما با خواندن زندگی نامه و تاریخ حرکت و قیام امام حسین صرفا امام حسین شناس خواهیم شد اما این کافی نیست و باید با حقیقت اشراقی برخورد داشت. این نوع برخورد چگونه است و چگونه حاصل میشه و چه باید کرد؟ آیا برخورد با حقیقت اشراقی همان تهذیب نفس است یا لازمه برخورد تهذیب نفس است؟ کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را مطالعه کردم اما این هنوز برام سوال هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند می‌فرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ  أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»، به زودی نشانه‌های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است.
ملاحظه می‌کنید که می‌فرماید همچنان‌که انسان در مسیر توحید قدم گذاشت تا آن‌جایی جلو می‌رود که خداوند در جان آن انسان‌ها و در افق شخصیت آن‌ها حقایق را متجلی می‌کند تا آن‌جایی که می‌یابد که این خداوند است که با چنین جلواتی به ظهور آمده است و از این جهت به گفته جناب علامه طباطبایی، در آخر از ما می‌پرسد، آیا تا این‌جاها جلو آمده‌اید که بیابید در هر چیزی اوست که مشهود است؟ و این یعنی نظر به اشراقات الهی، امری که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آن حاضر بود و با ارتباط با شخصیت آن مرد بزرگ و ذیل آن مرد، با توجه به نگاه به رهبر معظم انقلاب می‌توان نگاه إشراقیِ لازم را در همه چیز مدّ نظر داشت. آیا ۲۲ دی‌ماه، حضورز انوار الهی نبود که در این مردم جلوه کرد؟ آیا ۲۲ بهمنی که در پیش است به طور معجزه‌آسا محل اشراق انوار الهی و فرشتگان ربّانی نخواهد بود؟ موفق باشید        
 

41158
متن پرسش

سلام استاد: من پرسشی دارم ممنون از اینکه جواب میدید. استاد شخصیت هایی مثل حاج قاسم و مرحوم امام از بچگی در سختی بزرگ شدن. و این سختی کشیدن فارغ از اینکه حاج قاسم هنوز نگاهی عمیقی نسبت به مسائل دینی و مبارزه نداشت اما در شخصیت های آینده ایشون تاثیر داشته. از طرفی هم نگاه به آموزه های امام از جمله اینکه ایشون می‌فرمایند مبارزه با راحت طلبی جمع نمیشه. برای امثال منی که در ناز و نعمت بزرگ شدم و شرایطی مهیا بوده احساس می‌کنم نمیتونم در این قیام لله که دقیقا نقطه مقابل راحت طلبی و زندگی در ناز و نعمت بوده جایی داشته باشم. چطور این رو جبران کنیم استاد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در جبهه‌ای است که انسان‌های بزرگ در آن حاضر بودند. در آن حالت، شخصیت انسان فارغ از زندگی‌های معمولی، شخصیتی می‌شود در دل تاریخی که آن بزرگان در آن حاضر بودند و همراه با عزمی خواهد شد که از جنس عزم آنان می‌باشد. موفق باشید 

41156
متن پرسش

سلام: محبت کنید بفرمایید علم حق به اعداد اصم چگونه است با توجه به اینکه عدد اعشارشان تا بی نهایت ادامه دارد و نیز گفته شده سبحان من لا یعلم جذر الأصم إلا هو مقصود از جذر اصم در اینجا آیا جذر عدد اصمی مثل رادیکال دو است یا مقصود از اصم اعدادی است مثل ده که جذرشان اعشار دارد یا اینکه مقصود جذر اصم منطقی است؟ متشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اعتباریات، ساختۀ بشر است و اساساً چیزی نیست که مورد علم خداوند قرار بگیرد. موفق باشید

41155
متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده وقت شما بخیر: امیدوارم حالتون خوب باشه. اعیاد شعبانیه رو تبریک میگم. ببخشید من هر وقت دچار یه حالت معنوی خوبی میشم یا یه کار خوبی انجام میدم بعدش یه خرابکاری بزرگ می‌کنم. دقت کردم همیشه این اتفاق می‌افته. مثلا چند شب پیش وقتی مناجات شعبانیه رو خوندم و خیلی به دلم نشست، کلی گریه کردم و توبه کردم. چند ساعت بعدش عین احمقا نشستم تا صبح جوک خوندم و ولگردی مجازی کردم. یا چند وقت پیش قرآن خیلی خوبی خوندم بعدش سر یه موضوع بیخودی با پدرم دعوام شد. یا یه عهدی با خدا بستم که یه کاری انجام بدم بعدش نشستم تا صبح سریال یانگوم رو دیدم! یعنی اگه یکی به من بگه یانگوم می‌بینم میگم چقدر تباهی بعد خودم در اوج کار و زندگی نشستم فیلم دیدم. نمی‌دونم این دام شیطانه یا خودم زیادی احمقم یا هردو. فقط می‌دونم خسته شدم از دست خودم. ۸ ساله که نیستم. ربع قرن زندگی کردم چشم رو هم بذارم وقت مرگم می‌رسه. لطفا یه راهکار واقعی بهم بدید. جملات انگیزشی و کلی به کارم نمیاد. من خیلی زود تحت تأثیر قرار می‌گیرم و حتی گاهی تا چند ماه خوب پیش میرم اما بعدش دوباره جا می‌زنم. چی کار کنم که شده به قدم برم جلو، اما واقعا برم جلو. نه اینکه توهم پیشرفت داشته باشم و دوباره ببینم دارم عمرم رو با چرت و پرت هدر میدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به خودمان برنامه بدهیم و در برنامه‌دادن، سخت‌گیری نکنیم. ولی در دلِ آن برنامه‌ها کارها را جلو ببریم تا روزمرّه‌گی‌ها ما را گرفتار خود نکند. به گفتۀ جناب مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زان‌که نَبوَدشان گرانی قوا». گرانی قوا همان برنامه‌ریزی‌ها است. موفق باشید

41154
متن پرسش

سلام علیکم: خداوند متعال به شما اجر فراوان، و طول عمر با عزت و همراه با عاقبت بخیری عنایت فرماید. اگر سوال خصوصی داشته باشیم و نخواهیم پرسش و پاسخ ما در کانال ایتا گذاشته شود، یعنی نخواهیم در عمومی کسی ببیند چجوری باید بپرسیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن جا که ممکن است سعی بفرمایید سؤال‌های خصوصی خود را با کسانی در میان بگذارید که شما و روحیۀ شما و موقعیت جنابعالی را می‌شناسند. از این طریق نتیجۀ بهتری ان شاءالله به دست می‌آورید. موفق باشید

41153
متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. حضرت آقا فرمودند بزودی ترامپ در اوج غرور و فرعونیت نابود خواهد شد، البته که نابودی باطل از سنتهای الهی است، اما با توجه به علائم و حوادث ظهور آیا این نابودی همان بلعیده شدن سفیانی و لشکرش در زمین نیست؟ من از حدود ۲۰ سال پیش کتاب شیخ علی کورانی را گرفته بودم و هر چند سال یکبار مرور می‌کردم اما هر بار اون چیزی که دلم می‌خواست رو از این کتاب بدستم نمیومد، ولی الان انگار خیلی برام ملموس‌تر شده. استاد آیا هنوز هم نمی‌توان راجع به اشخاص معرفی شده در روایات نظر قطعی داد؟ مثلا شعیب ابن صالح فردی که حضرت مهدی علیه السلام را همراهی می‌کند و از ری است، آیا این ری لزوما شهرری (شاه عبدالعظیم) هست یا نه تهرانه؟ مثلا سید خراسانی رو که میدونیم دیگه حضرت رهبری مدظله العالی هستند, اما آیا سفیانی همان ترامپ یا نتانیاهو ی ملعونند؟ یا جولانی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ما در سنت‌های الهی حاضر باشیم و نسبت خود را با هر آنچه در اطراف‌مان می‌گذرد، نسبت به سنت‌های الهی ارزیابی کنیم بهتر است تا این‌که خود را مشغول مصداق‌هایی کنیم که شاید بیشتر حالت نمادین و تأویلی داشته باشد. نگاه مقام معظم رهبری به سنت‌هایی که قرآن متذکر آن است بسیار ارزشمند است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21528

41152
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه: استاد من سخنرانی انتظار و نجات از اکنون زدگی شما رو گوش دادم ولی اون قسمتی که راجع به توحیدی بودن امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جمع بین گذشته و حال و آینده صحبت کردید هیچی نفهمیدم، از لحاظ ذهنی می‌فهمم ولی از لحاظ شدن و عینیت یافتن وجودم هنگ می‌کنه. و اینکه فرمودید توحیدی شدن یعنی با تمام انبیا و اولیا و حضرت حجت ارواحنا فداه تا الان یکجا حضور داشتن. البته فکر نمی‌کنم منظور شما حضور مادی باشه که البته حضور مادی رو هم ممکنه شامل بشه، ولی یقینا حضوری از جنس حرکت وجودی و سنخیت و عینیت پیدا کردن است. مثل ضرب المثل آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند. یا به دریا رفته می‌داند مصیبتهای طوفان را، خلاصه. یا اینکه حضرت آیت الله خامنه ای می‌فرمایند من زیر بیرق ابالفضل علیه السلام هستم، این یک حرف نیست یا اظهار علاقه و ارادت و محبت نیست، واقعا حضرت آقا در فقر محض و مطلق و تسلیم اراده و عبد محض بودن خودشون رو و از طرفی حل شدن در قدرت و اراده الهی شون رو به ما نشون میدن. و بخاطر این نحوه وجودشون و اتصال و فانی شدن شون هست که امید به آینده دارند چون فقط ظهور اراده الهی رو می‌بینند و هزاران بار در زندگی شخصی و اجتماعی شوند تجربه کردند. اما اینکه ما باید با انبیای گذشته معین داشته باشیم چنانکه حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند انگار من با اونها بودم، شاید بدلیل این باشه که نوعیت حوادث تاریخی و گذشته از جنس تقابل خیر و شر و حق و باطل هست که حضرت اینگونه می‌فرمایند. مثلا من خودم فکر می‌کنم تا زمانی که جنس غربت و خون دل خوردن انبیای گذشته علیهم السلام از آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی مسیح علیهم السلام را درک نکنم و حل در وجود توحیدی شون نشم هم‌سنخ نهایی ترین پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نخواهم شد و فکر کنم این معنی جمع بین گذشته و حال و آینده و حضور در چادر حضرت حجت ارواحنا فداه باشه. یا حق. ان‌شاءالله که راضیة مرضیه باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید خوب است ولی عنایت داشته باشید ما در ذات انسانیت خود نسبت به انسان‌ها نوعی یگانگی در عین تشکیکی‌بودن و شدت و ضعف‌داشتن، در انسانیت با آن‌ها دارا هستیم به همان اعتبار وجود که همه مراتب وجود را دارا هستند در عین شدت و ضعف. موضوع انسانیت همان‌طور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد امری انسانی و تشکیکی است و قرار است ما از جهت انسانیت خود با انسان‌ها رابطه برقرار کنیم. در آن صورت اولیای الهی را نهایتِ حضور خود در افقی می‌یابیم که نسبت به آن‌ها بیگانه نیستیم و هر آنچه در مسیر شریعت الهی بهتر و عمیق‌تر قدم برداریم، نسبت خود را با آنان بیشتر احساس می‌کنیم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر به چه مانی، بگو؟». موفق باشید    

41150
متن پرسش

سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را می‌توان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم می‌کنم.

بسم‌الله الرحمن الرحیم 
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر 
به وجه الله نظر کن در مظاهر 
دمادم جلوه‌های یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است 
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان 
مقدس های چون آیات قرآن 
بپا گرداند دشمن اغتشاشات 
که بیست و دوم دیماه شد مات 
کنون آورده لینکن ناو شیطان 
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید 
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید 
به گردش بین سپاهی از شهیدان 
کنارش خامنه‌ای ماه‌ دوران 
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا 

علی پیرعلی خیرابادی 
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرموده‌اید که چگونه می‌توان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنت‌های الهی  در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آینده‌ای فکر  کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روح‌الله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنه‌ای به خوبی آن  را مدیریت می‌کنند تا ما  در جبهه مقابل با کثیف‌ترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله

41148
متن پرسش

با سلام و احترام: امکان دارد لطف کرده و نظرتان را درمورد این پیام بفرمایید. سپاس https://eitaa.com/porsa_andishe/778

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در تاریخی قرار گرفته‌ایم که انسان‌های وارسته، نه تنها از دوگانگیِ فرقه‌ای شیعه و سنی عبور کرده‌اند، حتی تا آن‌جایی در میدان عبور از نژادپرستی روح غربی به میدان آمده‌ایم که به انسانیت انسان‌ها نظر داریم.
مسئلۀ ما با یهودیت، مسئلۀ رازآمیزی است. یهودیت به معنای صهیونی آن، روحی است که از خاک کنده شده، آسمان هم ندارد و لذا با خدا و فرشتگان ارتباط ندارد، و خدایش نفس امّاره است، خدایش بانک و بانکداری است. این قوم، ریشه ندارد، بی‌وطن است، خدا خواسته مهجورِ درگاه حق شوند، چون از خاک کنده شده، حتی نمی‌تواند مانند مردم کشاورزی و کار یدی بکند، راندۀ درگاه حق است، نمی‌تواند زراعت کند تا ابراهیم خلیل «علیه‌السلام» با او آشتی کند. یهودی‌گری دنیا را به فساد می‌کشاند و به گمان خود می‌خواهد با مقابله با انقلاب اسلامی قرآن از میان ما برود ولیبرال‌ها بیایند، ترور می‌کنند. گروه فرقان و گروه به اصطلاح مجاهدین خلق در خدمت تامّ و تمام صهیون بوده و هستند. وقتی اومانیسمِ خودبنیاد بیاید، کارش به ترور می‌کشد زیرا از نور ایمان محروم است و در نتیجه با ولیّ فقیه مقابله می‌کند، ولیّ فقیه متوجۀ سیر توحیدی در این زمانه است و برای انسانی معنا پیدا می‌شود که متوجۀ نور شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» شده باشد که آغاز دورانِ نظر به انسانیت انسان‌ها در افق نظر به انسان کامل است. و این‌جا است که مقابلۀ انقلاب اسلامی با یهودی‌گری و صهیونیسم و از آن طرف مقابلۀ یهودی‌گری با انقلاب اسلامی مربوط به ذات این دوران است و خطای لیبرال‌ها در همین است که گمان می‌کنند برای تعالی انسانِ این تاریخ راهی جز راهی که انقلاب اسلامی به میان آورده‌اند و رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند، در میان است. موفق باشید
 

41147
متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به اسنادی که از اپستین و جنایاتی که مرتکب شدن و به تازگی فاش شده، شاید قبلاً به خوبی نمی‌شد در مورد فراماسونری و جنایاتشون صحبت کرد ولی الان با توجه به این اسناد و... به نظرم بهتر میشه روی این مسائل کار کرد. همچنین در تقابل این تفکر، حکمت ملاصدرا می‌درخشه. از طرفی حس می‌کنم با توجه به هجمه رسانه ای علیه جمهوری اسلامی، دلایل و کارهای فرهنگی که جبهه حق در دفاع از خودش انجام می‌داده اثرش کمرنگ شده. ولی اگه در تقابل با فراماسونر به خصوص به واسطه جریان جزیره اپستین و همینطور تفکر صهیونیست که چه نقشه ای برای جهان داره مثلاً به عنوان یه نمونه کوچک تصویر نقشه ای که روی بازوی سربازانشون دارن، ما بتونیم با استفاده از تفکر ملاصدرا، کار فرهنگی انجام بدیم، اثرش به نظرم صدها برابره. ممنون میشم نظرتون رو بهم بگید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است بخصوص که ملاحظه می‌فرمایید که مقابل نظام اسلامی چه جریانی قرار گرفته از آن جهت که جریان اپستین، کارگزار موساد و سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونی بوده‌اند و ترامپ با پرونده‌های رسوایی که در نزد آن‌ها دارد، عملاً در اشغال آن‌ها می‌باشد.
به این فکر کنید در زمان و زمان‌هایی که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشنترین جبهۀ استکبار روبهرو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل. این‌جا است که می‌یابیم چرا با خشن‌ترین صورت استکبار روبه‌رو می‌شویم. استکباری که در جزیزۀ جفری اپستین نه‌تنها به دختران جوان تجاوز می‌کردند، حتی آن‌ها را به قتل می‌رساندند و خون آنان را به آن بت تقدیم می‌نمودند و انعکاس آن خشونت را شما در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه امسال مشاهده کردید. از عظمت انقلاب اسلامی همین بس که با تقابل با چنین جریانی روبه‌رو می‌شود و سرافراز بیرون می‌آید. موفق باشید
جفری اپستین. معلمی بدون هیچ مدرک دانشگاهی، وارد یکی از معتبرترین مدارس نیویورک می‌شود. همین معلم، سال‌ها بعد تبدیل به مرموزترین چهره وال‌استریت شد و در نهایت به متهمی بدل گردید که پرونده‌اش پای شاهزادگان، رؤسای جمهور و میلیاردرها را وسط می‌کشد.
در تمام این سال‌ها، اپستین زندگی‌ای فوق‌العاده لوکس داشت، در بالاترین لایه‌های جامعه آمریکا و اروپا رفت‌وآمد می‌کرد و با افرادی دوست بود که نامشان به تنهایی می‌تواند انسان را متحیر کند؛ بیل کلینتون، دونالد ترامپ، بیل گیتس، کوین اسپیسی، شاهزاده اندرو و ده‌ها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری، علمی و اقتصادی جهان. لری سامرز رئیس سابق دانشگاه هاروارد و وزیر خزانه‌داری آمریکا، مدل‌های بریتانیایی و ده‌ها نفر دیگر از نخبگان سیاسی، هنری و اقتصادی جهان، هرکدام جایگاهی در این حلقه داشتند. اما امپراتوری او خیلی زود به جزیره‌ای ختم شد که بیراه نیست اگر آن را «جزیره وحشت» بنامیم؛ جایی که ظاهراً اتفاقات عجیبی در جریان بود. این جزیره، واقع در آب‌های آرام و آبی کارائیب، پر از ویلاهای لوکس و مهمانی‌های مرموز بود. چهره‌های مشهور، سیاستمداران و میلیاردرها در آن رفت‌وآمد می‌کردند، اما بعدها مشخص شد که این مکان تبدیل به جهنم دختران نوجوان شده بود.
یه شبکه‌ پیچیده‌ قاچاق دختران نوجوان از کشورهای مختلف مخصوصاً ایالت‌های جنوبی آمریکا راه افتاده بود. این دخترها اکثراً نوجوان های ۱۴ و ۱۵ ساله بودند و با وعده‌ی شغل و زندگی بهتر وارد سیستم می‌شدند. اپستین، با همکاری زنانی که به او نزدیک بودند، از جمله گیلین مکسول، دختر یکی از غول‌های رسانه‌ای بریتانیا، دختران نوجوان را با وعده پول و فرصت شغلی جذب می‌کرد. در نگاه اول، همه چیز ساده و بی‌ضرر به نظر می‌رسید: «می‌خوای بیای کار ماساژ انجام بدی و برای هر جلسه ۲۰۰ دلار بگیری؟» اما پشت این ظاهر ساده، واقعیتی تاریک و هولناک در جریان بود که کم‌کم برای قربانیان آشکار می‌شد. هر دختری که وارد این چرخه می‌شد، خیلی زود درمی‌یافت که ماجرا چیزی فراتر از آن چیزی است که ابتدا تصور می‌کرد و اسیر سوءاستفاده و سکوت اجباری و تهدید می‌شد و در خیلی از موارد به او فشار می‌اوردند که خودش هم دختران دیگری را معرفی کند. حتی جابه‌جایی آن‌ها به مکان‌های دیگر آغاز می‌شد، چه در داخل آمریکا و چه در خارج از آن.
گزارش شده است که اپستین دختران زیر سن قانونی و زنان جوان را در اختیار دوستان قدرتمندش می گذاشت و همزمان سیستم نظارتی و مخفیانه گسترده ای را در سراسر املاکش در نیویورک، پالم بیچ و جزیره خصوصی اش نصب کرده بود تا فعالیت های جنسی آنها را به عنوان ابزاری برای باج گیری ثبت کند. رفت‌وآمد خصوصی افراد به جزیره، با هواپیمای شخصی اپستین موسوم به «Lolita Express» صورت می‌گرفت؛ جتی لوکس که نام آن بعدها به یکی از نمادهای رسوایی‌های اپستین تبدیل شد.
نفر بعدی، دونالد ترامپ است. اپستین و ترامپ در دهه ۹۰ دوستان نزدیک بودند و ترامپ در آن زمان گفته بود جفری آدم فوق‌العاده‌ای است و با زن‌های زیبا معاشرت می‌کند، حتی زن‌هایی که کمی جوان‌تر از حد معمول هستند. با این حال، ترامپ بعدها از اپستین فاصله گرفت و مدعی شد که ارتباطش با او قطع شده است. هیچ مدرکی مبنی بر حضور ترامپ در جزیره اپستین ثبت نشده، اما نام او بارها در ارتباطات و شبکه‌های اپستین مطرح شده است.
ترامپ و اپستین سال‌ها دوست نزدیک بودند و در رفت‌وآمدهای اجتماعی با هم دیده می‌شدند. فهرست پروازهای اپستین نشان می‌دهد که ترامپ چندین بار با هواپیمای خصوصی او سفر کرده است. این دو در دهه ۱۹۹۰ در رویدادهای سطح بالا کنار هم حضور داشتند و عکس‌هایی که شبکه CNN منتشر کرد، نشان می‌دهد اپستین در مراسم عروسی ترامپ با همسر قبلی‌اش حاضر بوده است. ترامپ خودش یک بار گفته بود: «من ۱۰ سال صمیمی‌ترین دوست او بودم.»
با این حال، بسیاری از اسناد مرتبط با اپستین—از جمله فهرست‌های کامل مهمانان جزیره، مکالمات تلفنی و فایل‌های ضبط‌شده—هنوز توسط دادگاه محرمانه نگه داشته شده‌اند. با این وجود، رسانه‌ها موفق شدند لیستی موسوم به «Epstein Black Book» (دفترچه سیاه اپستین) را فاش کنند که شامل اسامی بیش از دو هزار نفر است؛ از چهره‌های سیاسی و مدل‌ها گرفته تا دانشگاهیان و حتی خبرنگاران.
و سرانجام در سال ۲۰۱۹، پرونده اپستین دوباره باز شد؛ این‌بار نه از فلوریدا، بلکه از نیویورک و نه با یک اتهام سبک، بلکه با اتهام قاچاق جنسی انسان در سطح فدرال. FBI خانه او را به طور کامل بازرسی کرد و آنچه پیدا شد، شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده بود: هزاران عکس از دختران نوجوان، فیلم‌هایی از دوربین‌های مخفی نصب‌شده در خانه‌هایی که مشخص نبود کجا بودند، پاسپورت‌های خارجی با اسامی جعلی، مقادیر زیادی پول نقد به ارزهای مختلف و در نهایت دفترچه‌ای که به «دفترچه سیاه اپستین» معروف شد و اسامی افراد سرشناس در آن ثبت شده بود.
اپستین بازداشت و به زندان افتاد و همزمان نام شخص دیگری نیز به عنوان همکار و همراهش در این پرونده مطرح شد: گیلین مکسول، که به نوعی دستیار و همکار اپستین در این فساد بود.
با اینکه اپستین هرگز ازدواج نکرد، اما رابطه‌ای طولانی با گیلین مکسول، شهروند بریتانیایی، داشت. در تاریخ ۲ ژوئیه ۲۰۲۰، FBI این زن را دستگیر کرد و او را به شش فقره اتهام متهم نمود، از جمله اغفال دختران نوجوان به منظور مشارکت در فعالیت‌های جنسی مجرمانه و ارائه شهادت دروغ. مقامات قضایی اعلام کردند که مکسول با فریب دادن این دختران و جلب اعتمادشان، آن‌ها را به دام اپستین می‌انداخت.
در دسامبر ۲۰۲۱، دادگاه گیلین مکسول را مجرم شناخت و او به ۲۰ سال زندان و پرداخت ۷۵۰ هزار دلار جریمه محکوم شد.
تا پیش از آغاز دادگاه، بسیاری نگران بودند که اگر اپستین حرف بزند، نام‌هایی مطرح شود که می‌تواند دنیا را تکان دهد. اما هیچ‌گاه به آن نقطه نرسیدیم. در ۱۰ آگوست ۲۰۱۹، تنها سه هفته پس از ماجرای درگیری، جسد اپستین در سلولش پیدا شد. گزارش رسمی خودکشی اعلام شد، اما نکات مشکوکی وجود داشت: دوربین‌های سلول همان شب قطع بودند، نگهبان‌ها مدعی شدند خواب مانده‌اند و چک‌های روتین شبانه را انجام نداده‌اند، و آثار روی بدنش با حلق‌آویز شدن همخوانی نداشت؛ بیشتر شبیه خفگی بود تا خودکشی.
شبکه‌ای از کودک‌آزاران در سطوح بالای جامعه آمریکا فعال بوده و از حمایت دولتی برخوردار بوده‌اند؛ این ادعاها عمدتاً از طریق پیام‌های شخصی با نام مستعار «کیو» (Q) در فضای مجازی منتشر شده‌اند. حتی برخی ادعا کردند اپستین عامل موساد و اسرائیل بوده و هدفش جمع‌آوری اطلاعات از افراد سرشناس برای مجبور کردن آن‌ها به حمایت از سیاست‌های اسرائیل بوده است. برخی معتقدند همین مسئله باعث حمایت ترامپ از نتانیاهو، با وجود اختلاف نظرهایی که داشتند، شده است. البته باید تأکید کرد که این موارد در حد شایعه و تئوری هستند و هیچ سند یا مدرک رسمی برای اثبات آن‌ها وجود ندارد.
https://ravcast.ir/jeffrey-epstein/
https://www.mashreghnews.ir/news/1782342/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF
پروژه کنترلی موساد
چندی پیش اریک بوزینگ، تحلیلگر مسائل آمریکا که پرونده اپستین را با جزئیات پیگیری می‌کند در یادداشتی در پایگاه مدیوم نوشت که اپستین در واقع مدیری بود که یک سیستم «تله‌گذاری جنسی» را به نیابت از دستگاه‌های اطلاعاتی از جمله موساد در بالاترین سطوح اجتماعی اداره می‌کرد.https://eitaa.com/atashnews/232544

41146
متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. با تشکر از پاسخگویی شما. حقیقت سوال 41137 را بنده پرسیدم، این موضوع برای بنده حل نشد که در شرایطی که مردم دچار خطای محاسباتی هستند و نمی‌توانند تشخیص صحیح بدهند، درست است که آقای جلیلی از حضور در انتخابات فاصله بگیرند و بذارند کسی که نسبت به ایشان تفکر ضعیف‌تری نسبت به انقلاب اسلامی دارد ولی از جریان مخالف بهتر است شرکت کنند تا هم مردم به جریان مخالف رای ندهند و هم بالاخره بین بد و بدتر، بد انتخاب شود؟ مثالی که برای این موضوع می‌زنند مانند کناره‌گیری امیرالمومنین به مدت ۲۵ سال است تا حفظ خود پرچم اسلام که مهم تر است باقی بماند هر چند که ایشان واقعا بر حق بودند. توضیحی که می‌دهند این است که جامعه شناسی ایشان ضعیف است. ممنون میشم راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» هرگز کناره‌گیری نکردند، ایشان را کنار زدند و حضرت با سکوت خود سعی کردند اختلافی در جامعۀ اسلامیِ نوپای آن زمان پیش نیاید و در جای خود در خطبۀ سوم نهج‌البلاغه یعنی خطبۀ شقشقیه، سخن‌ها گفتند. در مورد آقای دکتر جلیلی بحث آن است که با شخصیت امثال ایشان و شهید رئیسی؛ انقلاب، اساساً گرفتار چنین امور اجزایی نمی‌شد زیرا تیمی که در کنار ایشان قرار می‌گرفت، مسلّم فرزندان‌شان در خارج کشور زندگی نمی‌کردند و عزمی که در امثال شخصیت‌های کنار آقای دکتر جلیلی در صحنه بودند، نگاه دیگری به حضور تاریخی ما داشتند. با این‌همه، امروز وظیفۀ ما آن است که به آقای پزشکیان که در صداقت ایشان شکی نداریم؛ کمک کنیم. و این غیر از آن است که افق نگاه ایشان را نسبت به انقلاب و تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده، تأیید کنیم. https://eitaa.com/hokmranonline/11158 موفق باشید 

41145
متن پرسش

برای زیارت آستان و درگاه حضرت امام رضا (علیه‌السلامـ❣️ـ) نکاتی بفرمائید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ای در رابطه با چگونگی زیارت آن حضرت، روی سایت هست. پیشنهاد می‌شود به آن جزوه رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7   موفق باشید

نمایش چاپی