باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر شاکرین یعنی حتی سختیها را نبینیم و در سختیها هم خدا را بنگریم و این مربوط به مقام «رضا»ست و نه مقام صبر. و چقدر زیبا در این دعا ما را متوجهی صبر شاکرین میکنند. خداوند این صبر را نصیب من و شما گرداند. 2- در این فراز از حضرت حق میخواهیم که زشتیهایی که در پنهانیترین ابعاد ما جای دارد را نیز اصلاح گرداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورم از آیهی 54 تا آخر آیهی 56 سورهی اعراف است. این آیات مشهور به آیات مسخّرات است و جهت دفع خطورات شیطانی توصیه شده 70 مرتبه خوانده شود. موفق باشید
در همین سایت میتوانید سؤال خود را بفرستید و یا به صورت تلفنی در روزهای یکشنبه و پنجشنبه از ساعت 3 الی 5 سؤالات خود را مطرح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه به جهت توانی که خدا به آن داده، دارای چنین توانایی است حال اگر آن توانایی را به قدرت حضرت حق متصل گرداند برایش مفید خواهد بود وگرنه در اختیار شیطان قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» که هنوز جنگی شروع نشده بود تا جهان اسلام از یک طرف با زنان شهداء روبهرو شود و از طرفی با همسران کسانی که در جبههی مقابل کشته شده بودند و آن شهر فتح شده بود؛ مسئله همینطور است که میفرمایید. ولی در مورد علی«علیهالسلام» در موقعی که هنوز زهرای مرضیه«سلاماللّهعلیها» در قید حیات بودند، موضوع فرق میکند به طوریکه به عنوان نمونه در بعضی از متون خبری داریم که: حضرت امیرالمؤمنین«علیهالسلام» در جنگ یمن با کنیزی که از خمس غنائم بود و از سهم پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» محسوب میشد، همبستر شدند و خالدبن ولید برای آنکه آن حضرت را در مقابل پیامبر بدنام کند، نامهای از طریق «بَریده» به رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» مینویسد بريده مى گويد: «وارد مدينه شدم و به مسجد رفتم. رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در منزل بود و گروهى از يارانش بر در خانه پيامبر بودند. آن ها گفتند: چرا زودتر از ديگران خود را به مدينه رسانده اى؟ گفتم: به دليل كنيزكى است كه على از خمس غنايم جنگى برداشته است. آمده ام اين خبر را به رسول خدا صلى اللّه عليه وآله گزارش دهم. آن ها گفتند: آرى اين خبر را به پيامبر برسان; زيرا با اين خبر على از چشم پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله مى افتد رسول خدا صلى اللّه عليه وآله اين گفت و شنودها بين من و آن ها را در منزلش مى شنيد. در اين هنگام رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از اتاق بيرون آمد. يكى از آن چهار نفر برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا! آيا نظر نمى كنى كه على چه كرده است؟ و قضيّه كنيز را خبر داد. رسول خدا صلى اللّه عليه وآله روى مبارك از او برگرداند و جوابى نفرمود. دومين و سومين نفرى كه همراه بريده بودند نيز به همين گونه اظهار نظر كردند، ولى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از آنان نيز روى گرداند. بريده مى گويد: «من نامه خالد را به پيامبر تقديم كردم. او با دست چپ نامه را از من گرفت. من سرم را پايين انداختم و شروع به بدگويى از على كردم تا اين كه سخنانم به پايان رسيد و سرم را بلند كردم. در برخى از متون آمده است: بريده گويد: «من از كسانى بودم كه بغض و كينه زيادى از على داشتم. از اين رو، از على بد گفتم و كلامم كه به پايان رسيد، سرم را بالا گرفتم. ناگاه آن چنان خشمى در چهره رسول خدا صلى اللّه عليه وآله مشاهده نمودم كه مانند آن را جز در جنگ با يهود بنى قريظه و بنى نضير نديده بودم. سپس پيامبر فرمود:
ماذا تريدون من علي؟ ماذا تريدون من علي؟ ماذا تريدون من علي؟ إنّ عليّاً منّي وأنا منه وهو ولي كلّ مؤمن بعدي.
از على چه مى خواهيد؟ از على چه مى خواهيد؟ از على چه مى خواهيد؟ به راستى كه على از من است و من از على هستم و او سرپرست هر مؤمنى بعد از من است و شنيدنى است كه بنا بر نقل سنن الكبرى تأليف بيهقى، معرفة الصّحابه تأليف ابونُعَيْم اصفهانى، تاريخ مدينة دمشق نگارش ابن عساكر، سُبُل الهُدى والرَّشاد و منابع ديگر، بريده مى گويد: سپس رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به آنان فرمود: إنّ له في الخمس أكثر من ذلك. به راستى كه بهره على ازخمس بيش ازاين است. 2 و 3 و 4- با توجه به عرضی که در جواب سؤال 17327 شد، موضوع را در رابطه با مشکل جامعه بررسی کنید که اگر زنان بیشوهر به عنوان یک پدیده در جامعه شکل گرفتند، آیا اسلام راهکاری نسبت به آن دارد؟! یا آنکه باید نسبت به آن بیتفاوت بود؟ و در آن سؤال، بحث «متعه» در میان بود که در سیرهی امامان نیز به چشم میخورد و ربطی به ازدواج مجدد به عنوان همسر دوم و هووی همسر اول در میان نبود!! و تازه این وظیفهی زنان و مردانی است که از همه جهات میتوانند نسبت به این موضوع، رفعِ مشکل کنند نه مردانی که یا به دنبال شهوترانیِ بیشتر باشند و یا اگر بخواهند به این عمل اقدام کنند، متهم به زنبارگی میشوند. لذا به نظر بنده اتفاقاً آنهایی که باب این نوع مسائل را به عنوان یکی از راههای رفع مشکل جامعه میگشایند، خودشان نباید پیشقدم شوند تا تصور شود به فکر امیال خودشان هستند 5 و 6- هنوز هم معتقدم روحِ انسان با تکهمسری بهتر میتواند به وحدت برسد و برای مردانی که با همان همسر خود زندگی را به انتها میرسانند، احترام خاصی قائل هستم، مگر آنکه پدیدهی زنان بیشوهر مشکلی برای جامعه بشود و عدهای در شرایطی باشند که بتوانند نسبت به رفع این مشکل اقدام کنند؛ اینان نیز به عنوان انسانهای متعهد، مورد نظر هستند. در سورهی نساء با نظر به همین مشکل، بحث چندهمسری پیش آمده است و علامهی طباطبایی با توجه به اینکه زنان زودتر از مردان آمادهی ازدواج میشوند؛ روشن میکنند که در عین بیشتربودنِ تعداد مردان، باز زنان آمادهی ازدواج، بیشتر از مرداناند. و از این جهت موضوعِ بیتفاوتنبودن نسبت به این کثرت پیش میآید 7- هرگز چنین پیشنهادی که در آن شرایط زنان پارتتایم باشند نمیکنیم. زیرا نظام جنسیت در تولد و تناسل مربوط به خداوند حکیم است و او همیشه عالم را درست تدبیر میکند 8- گاهی انسان وقتی مفتخر به زیارت حرم امام معصومی میشود میگوید: «الحمداللّه که خدا مرا خلق کرد حتی برای همین یک زیارت». این یعنی زندگی زیباییهایی دارد که وقتی با آنها روبهرو میشویم راز خلقت خود را به روشنی مییابید و این به شرطی است که سعی نماییم تعریفِ درستی از زندگی و از خود داشته باشیم. در آن تعریف درست، شاید حتی موضوعی که در جواب آن کاربر عرض شد، با نگاهِ دیگری دیده شود. عنایت داشته باشید بنده در جواب به آن سؤال عرض کردم که این یک مشکل تاریخی است و با اینهمه نتوانستم جوابِ سؤال دقیق و دلسوزانهی آن کاربرِ محترم را ندهم. منتهی زاویهای که در جواب، مطرح شد با نظر به وَجهی بود که معتقدین به انقلاب اسلامی باید در رابطه با آن فکر کنند، وگرنه افراد لااُبالی که قصهی خود را دارند. بالاخره نباید نسبت به این موضوع بیتفاوت بود و جرأت فکرکردن به خود نداد. در حالیکه با فکرکردن به چنین موضوعاتی حتماً افقی گشوده میشود و روشنیگاهی مطابق حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ مدّ نظرها قرار میگیرد. بنده تصور میکنم فکرنکردن به این موضوع، مشکل را پیچیدهتر کرده و ما را با فجایعی روبهرو میکند که دیگر قابل جبران نباشد، هرچند امثال بنده وظیفهی دیگری دارم و به خودی خود وارد این موضوعات نخواهم شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رسیدهاید به اینکه حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» اعلم هستند، چرا که یکی از شروط اعلمیت آگاهی به زمانه است، موظفاید به اعلم رجوع کنید. موفق باشید
🔻پاسخی ترسناک ...جلساتی دارد و شاگردانی. مدهوش ابن عربی است و واله ملاصدرا. تفسیر المیزان تدریس می کند و با هایدگر مبانی تمدن غرب را به چالش می کشد! با این همه مشغله اما در سایتش به پرسش های گوناگون نیز پاسخ بعضاً مبسوط می دهد. در یکی از این پرسش و پاسخها فردی با بیان نظر خودش جویای نظر او در رابطه با قتل کیان پیر فلک شده است؛ پاسخی که او می دهد حقیقتا ترسناک است، او سوال کننده را به تأمل پیرامون قاعده فقهی تَتَرُّس حواله میدهد و می گوید چاره ای نداریم که واقع بین باشیم و در مواقعی چندین بیگناه را بکشیم برای اینکه با کفار مقابله کنیم! عصاره فضائل این استاد همه فن حریف با انبانی پر از عرفان و حکمت و فلسفه و غرب اندیشی، شده است توجیه جنایت با قاعده فقهی تترّس! کسانی چون او آنقدر در مبانی خودساخته خویش غرق شده اند و از درک عرفی مسائل، عقیم که شاید فقط فریاد "علیکم بدین العجائز" بتواند آنها را متنبه سازد!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بحث در این بود که اگر بر فرض نیروهای امنیتی هیچ چارهای برای دفع خطری که جامعه را تهدید میکند، نداشته باشند؛ قاعده تترّس قابل اجرا است. ولی در مورد مرحوم کیان پیرفلک، اساساً موضوع اینطور نبود بلکه یا باید بپذیریم که همان جریان معاند برای کشتهسازی او را شهید کردند و یا نیروهای امنیتی به اشتباه به گمان آنکه همان معاندین هستند که به سوی آنها در حرکتند، به ماشین آنها تیراندازی کردند. آیا مطابق سؤالِ سؤالکننده که آن جواب به ایشان داده شد باید نتیجه بگیریم که مثلاً نیروهای امنیتی دستشان به خون بیگناهی آلوده است؟ و یا چارهای نبوده است در آن حدّ که حتی برای حفظ نظام اسلامی تا اجرای قاعده تترّس، جا دارد که حافظان نظام عمل کنند و نام عمل آنها را آلودهبودن خونشان به دست بیگناه نمیگذاریم.
اصل موضوع، مطلبی است که مرحوم شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام) آوردهاند و در آن کتاب میفرمایند: در فقه اسلامی ، در کتاب الجهاد ، مسئلهای است تحت عنوان " تترس کفار به مسلمین " . مسئله اینست که اگر دشمنان اسلام در حالی که با مسلمین در حال جنگاند عدهای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خویش قرار دهند و خود در پشت این جبهه مشغول فعالیت و پیشروی باشند به طوری که سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع کند و یا به آنها حمله کند و جلو پیشروی آنها را بگیرد چارهای نیست جز اینکه برادران مسلمان خود را که سپر واقع شدهاند نیز به حکم ضرورت از میان بردارد ، یعنی دسترسی به دشمن ستیزه گر و مهاجم امکان پذیر نیست جز با کشتن مسلمانان ، در اینجا قتل مسلم به خاطر مصالح عالیه اسلام و به خاطر حفظ جان بقیه مسلمین در قانون اسلام تجویز شده است . آنها نیز در حقیقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهید شدهاند منتها باید خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی بپردازند [1] و این تنها از خصائص فقه سلامی نیست بلکه در قوانین نظامی و جنگی جهان یک قانون مسلم است که اگر دشمن خواست از نیروهای داخلی استفاده کند آن نیرو را نابود میکنند تا به دشمن دست یابند و وی را به عقب برانند . (جاذبه و دافعه علی: مطهری، مرتضی، جلد : 1 صفحه : 116)
[1] لمعه ، ج 1 ، کتاب الجهاد ، فصل اول ، و شرایع ، کتاب الجهاد
موفق باشید
