باسمه تعالی: سلام علیکم: چون از طرف حضرت صادق«علیهالسلام» جمعشدن شیعیان در کنار هم و عزاداری کردن آنها برای امام حسین«علیهالسلام» تأیید شده است، آنچه ما فعلاً در مراسم عزاداری انجام میدهیم، خوب است. منتها باید مواظب باشیم حالت ریایی به خود نگیرد. توصیهی آیت اللّه ملکی در جای خود به عنوان یکی از مسیرهای سلوک، بسیار با ارزش است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بلایی است که همهی ما گرفتار آنیم و به اندازهای که از یکطرف متوجهی ضعفهای زندگیِ بیامام و از طرف دیگر متوجه برکت ظهور مقدس آن حضرت باشیم؛ مسئله حلّ میشود. در هر صورت باید در تذکر به همدیگر از آن انتظار مقدس بهجای دیگری خود را مشغول نکنیم وگرنه همین فعالیتهای فرهنگی ما حجابی خواهد شد بدون هیچ نتیجهای. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت است مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید تکامل رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» و ائمه«علیهمالسلام» تلاش برای باقیماندن در عصمت است و لذا در عین آنکه روح در بدن آنها دمیده شد، نور عصمت هم در کنار آن روح بر آنها متجلی است. در عین آنکه هراندازه در بدن زمینهی دمیدن روح با جامعیت بهتری فراهم شود، بهتر خود را در مقام روح احساس میکند. عقل یک حقیقت متعالی است که مظهرش کاملترین انسانها باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب را باید فقها روشن بفرمایند. موضوعِ تبعات اجتماعیِ اجباریبودن یا اختیاریبودنِ حجاب بحث دوم است. بنده فکر میکنم به همین صورت که نظام عمل میکند خوب است که از یک طرف سختگیری نمیکند و از طرف دیگر با هنجارشکنها که فضای جامعه را بهشدت آلوده میکنند برخورد مینماید. فراموش نکنیم اگر نفس امّاره را آزاد بگذاریم هیچ محدودیتی را نمیخواهد. اگر بخواهیم در کلیّت یک کشور - و نه در محدوهی یک اقلیت - خانواده را حفظ کنیم، نباید عواملی که موجب میشود زنان آنچنانی با تبرّج خود ذهن مردها را به خود جلب کنند در جامعه میدان داشته باشند. در لبنان مذهبیها تکلیف خود را با سایر قشرها روشن کردهاند، ولی ما یک کشور هستیم و در یک کلیّت باید تکلیف خود را داشته باشیم و نه در یک اقلیت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود بنده هم سالهای قبل آن نامه را دیدم و با توجه به آنکه در آن زمان هنوز فضای مجازی به این صورت راه نیفتاده بود، فکر نمیکنم در فضای مجازی بتوانید آن را پیدا کنید. همین اندازه در ذهن دارم که در زمان نخست وزیری آقای موسوی بود، نامهای ظاهراً در 14 بند 2- حداقل در نوعِ انتخاب ما در راستای دامننزدن به اشرافیت، مؤثر خواهد بود و اینکه روح انسان از آلودگی به دنیا مصون میماند 3- در نگاه تمدنی هرچیزی در نسبت به اجتماعِ مورد قبول عقل و فطرت، مدّ نظر قرار میگیرد و از نگاهِ فردگرایانه، انسان را آزاد میکند. با کتاب «تمدنزایی شیعه» میتوانید شروع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد وقتی محمد و آل محمد«علیهمالسلام» سبیل و راهِ الی اللّه هستند، اگر کسی خود را منطبق به راهی کند که آنها گشودهاند، در زیر سایهی آنان قرار خواهد گرفت و به یک معنا در کنار آنها، مقامات آنها را احساس خواهد کرد. این سؤالها برای کسی که میخواهد سالک باشد مهم نیست، بلکه گفت: «تو پای در نه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 – آری! 3- علم حضوری مثل نور است و انسان را به یک کلیّتی در مورد فهم بسیاری از امور میرساند. ولی در صورتی حقیقتاً عارف واقعی خواهد شد که متوجه تجلیات حضرت حق در زمان و تاریخ خود باشد و با اسمی با حضرت حق مرتبط گردد که در آن تاریخ، ظهور کرده است. به همین جهت با آمدن یک پیامبر، باقیماندن بر دینِ پیامبر قبلی، کفر است. زیرا با اسمی که در قبل متجلی بوده است، دیگر نمیتوان به طور حضوری با حضرت حق مرتبط شد، بلکه از آن به بعد در علم حصولی با آن انوار الهی مرتبطاند که این در واقع، ارتباط نیست بلکه اطلاع است. عمدهی بحث را باید در حضور تاریخیِ حادثهها دنبال کنید که حضرت حق، همواره مطابق ظرف زمانه تجلی میکند وگرنه خدای او یک خدای ذهنی است. - اگر بپذیریم که در هر تاریخی، فهمی و خردی به صحنه میآید تا آن تاریخ ساخته شود و فهم زمانه است که تفکر مخصوص آن دوران را به ما میدهد؛ باید در نسبت بین انقلاب اسلامی و تفکر، کمی تأمل کرد همچنانکه همهی متفکران تاریخ در زمان خود از عقل معیّن زمان خود برخاستهاند و از آن سخن میگویند. باید از خود پرسید در حال حاضر چه عقلی در میان است و معنای بیعقلی در این زمانه به چه معنا است. با این عقل است که میتوان اهداف انقلاب اسلامی را تأمین کرد و نه عقل دیگر که به ما بستگی ندارد. - فهم غیر تاریخی نمیتواند روح تاریخ زمانهی خود را تجربه و احساس کند، لذا متوجه نمیشود که بعضی از آرزوهایش، مربوط به تاریخ او نیست. دهها سال یک خواست و آرزو را حفظ میکند بدون اینکه از خود بپرسد چرا جامعهی او به آن آرزو و خواست نرسیدهاند.
در تاریخِ تجدد همهی آنچه باید در آن سرزمین شکل میگرفت تا آن تاریخ ظهور کند، شکل گرفت و این ربطی به تاریخ ما نداشت. آری! امور تاریخی، امور واقعشدنی و تحققیافتنی هستند، اما در وقت و جایگاه خود و در میان مردمی که مربوط به آن تاریخاند، به همان معنایی که رسول خدا(ص)فرمودند: «الْأُمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأَوْقَاتِهَا»[1] وقوع حادثهها در گرو وقت و تاریخ خاص آنها است. و با این آگاهی باید متوجه باشیم همیشه و در همهجا قادر به هر کاری نیستیم، تنها در بستری که تاریخ ما در مقابل ما گشوده است، ما به آنچه باید برسیم و تقدیر و مصلحت ماست میرسیم؛ مگر آنکه با فهم غیر تاریخی خود، همچنان اصرار داشته باشیم به آنچه در جهان تجدد است، ما نیز خواهیم رسید و باز دهها سال در این آرزو دست به هیچ کاری مناسب تاریخ خود نخواهیم زد.
فهم غیر تاریخی گمان میکند راه توسعهی غربی، آزاد از هرگونه سرزمینی و تاریخی برای هر ملتی قابل تحقق است. در حالیکه در صدسالهی اخیر به جهت همین تفکر، فاصلهی ملت ما با توسعهیافتگیِ غربی، نزدیک که نه، بلکه زیاد هم شده است مگر در مصرفکردنِ آنچه جهان توسعهیافته عرضه میکند. ما نسبت به غرب دارای دو تاریخ هستیم و نمیتوانیم برای رسیدن به غرب به فرهنگ و تاریخ خود پشت کنیم زیرا در این صورت نه به درستی در تاریخ تجدد وارد میشویم و نه دیگر پاهایی استوار در زمین و زمان خود داریم ـ از این جا رانده و از آنجا مانده ـ و این رنج بی تاریخی است که با انقلاب اسلامی به خوبی می توان از آن عبور کرد و به عهدی که مربوط به تاریخ خودمان است پایدار ماند. باید متوجه باشیم در حال حاضر در کنار تاریخ تجدد که دوران تکنیک است با انقلاب اسلامی تاریخ دیگری ظهور کردهاست و در آن از اصولی میتوان سخن گفت که غیر از اصول تجدد غربی است. آری دورانهای تاریخی به راحتی ظهور و تعیّن نمیکنند بلکه تعیّنشان به اندیشه و نگاهی است که در آنها به جهان و به غایات زندگی میشود. با توجه به این امر آیا نباید متوجه شد که تاریخ جدیدی شروع شده است؟ در ضمن بحث «زهرای مرضیه «سلام الله علیها» و هوشیاری نسبت به ظرفیت تاریخی که با اسلام شروع شد» که صوت آن نیز در صفحهی اول سایت هست، نکاتی در مورد تشخیص حضور تاریخی، در اختیار شما میگذارم. موفق باشید
[1] - درر الأخبار، ص: 532
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید در ذکر یونسیه از کسی که جایگاه این ذکر را میشناسد و روح و روحیهی شما را نیز میداند مشورت بگیرید. این غیر از آن است که گفته میشود ذکر خاص را باید استاد رهرفتهای تعلیم دهد. موفق باشید
