باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر همینطور است. زیرا خیال در آن حالت بر عقل غلبه دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع چیزی نیست که بتوان در سؤال و جواب دنبال کرد. تفکر، تفکر است هرچند موضوعاتِ مورد تفکر مختلف باشد. موضوعات فلسفهی غرب وسعت زیادی دارد از تومیستها بگیر تا رمانتیکها و کلاسیکها و ایدئالیستها. پیشنهاد بنده آن است که اگر ما با حکمت متعالیه بهخوبی آشنا شویم و سپس به آن فلسفهها رجوع کنیم، بهتر میتوانیم استفاده نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم تفاوت نگاه آقای هاشمی با رهبری مبنایی تر از آن است که آن را در یک تقابل سیاسی خلاصه کنیم به همین جهت در جواب سوال 15151 تلاش کردهام تا این دو نوع تفکّر را تبیین نمایم تا جامعهی ما به جای گرفتار شدن به یک جامعهی دو قطبی به بلوغ از تفکر دست یابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با سیر مطالعاتی روی سایت یعنی پس از مطالعهی «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح «رسالة الولایه» علامه و شرح تفسیر حمد امام و شرح «مصباح الهدایه» حضرت امام إنشاءاللّه در افق شخصیت خود مطلوب خود را لمس خواهید کرد. آن عرفان زندهای که مورد نیاز ما است در چنین جاهایی پیدا میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده در ارتباط مستقیم با آقای دکتر سروش دستگیرم شد آن بود که ایشان با توجه به استعداد بسیار قویای که داشتند چون خود را از استاد بینیاز دیده بودند، واقعاً به عمق معارف دست نیافته بودند و لذا با نظرات خود بیشتر بهسر میبرند بدون اینکه جایگاه و خواستگاه معارف را یافته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این افراد به روشهای دینی عمل میکنند ولی در نهانِ کارشان با جنّیان و شیاطین است. با توسل و دعا و حرزهایی که در حاشیهی مفاتیح هست، مسائل خود را حلّ کنید. صلهی رحم و خوشبینی به خلق راهگشا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آخر سؤال خود متذکر هستید واقعاً شرایط تاریخی صحبت امام در کتاب «جهاد اکبر» با آن فضای بسیار سنگینی که برای عرفا ایجاد کرده بودند، با شرایط تاریخی که حضرت امام بهوجود آوردند و در متن آن، سورهی حمد را تفسیر فرمودند زمین تا آسمان فرق میکند و حقیقتاً امروز بهخوبی نسل ما اشارات عرفا را میفهمند و از این جهت تمام عالم شده است استادِ سلوکی ما. فرزانگی در یگانهماندن با عالَمی است که انسان نیز جزیی از آن عالَم است و انسان باید در این وجود یگانهی خود باقی بماند و تنگاتنگ با آن ادامهی حیات دهد. امروز بعد از آنکه مدرنیته خواست به نام پیشرفت به جنگ طبیعت برود بشر، جملهی غرب را میفهمد. مگر در عرفان عارفان نداریم: «اگر آزادی برای آدمی معنا داشته باشد، نه در اجتماع و نه در زندگی بلکه در نسبت او با وجود و با حضرت حق است. این آزادی با سپردن حیات خویش با خداوند بهدست میآید». آیا امروز که آزادیهای دروغین رسوا شدند این جمله بهتر فهمیده نمیشود؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از روایتی که از حضرت علی«علیهالسلام» آوردید برمیآید که حضرت برنامهای که لازم بوده میریختند و در متن آن برنامه متوجه میشدند ارادهای متعالی جهت دیگری را تقدیر مینموده و از این طریق متوجه حضور حضرت حق در عالم میشدند. و در مورد روایت دوم ،حضرت حق برای نجات مؤمنین از عجب گناهی را جلو آنها قرار میدهد تا گمان نکنند هرچه اراده کنند عملی است، ولی نه به آن معنا که مؤمنین نسبت به وظایف ایمانی خود کوتاهی کنند. در هرحال شما نیز بر اساس توانایی خود نسبت به وظایف شرعی خود وظیفهتان را انجام دهید و بقیه را به خدا واگذارید و بدون دلیل خود را گرفتار دغدغههای بیجا نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند: «وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا» (اسراء/29) و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دل باز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.
آری! چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش / چون رنده ز کار خویش بیگانه مباش
تعلیم ز ارّه گیر در کار معاش / نیمی سوی خود می کش و نیمی میپاش
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور نیست، جناب آقای ازغدی و دکتر کچوئیان که هر دو از اعضای شورای انقلاب فرهنگی هستند روشن نمودند قضیه طور دیگری است و احتمالاً روزهای آینده این موضوع بیشتر روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده افتخار میکنم که در خدمت رفقا باشم و منّت میکشم.
عنایت داشته باشید که در مورد «عین ثابته» از این موضوع غفلت نشود که اگر همانطور که میفرمایید فیوضاتی که برای عین ثابته است از فیض اقدس و مشیت الهی است؛ از طرف دیگر آن فیوضات مطابق آمادگیِ خود انسان است و طلبی که در ذات خود کرده و همواره در این طلب، به جهتِ ذاتِ مختاربودنش میتواند تجدید نظر کند و منشأ پذیرش فیض متفاوتی گردد. به همین جهت عرض شد «عین ثابته» آن انتخاب بنیادینِ انسان است. موفق باشید
