باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در سعهی آیه است که به فرمایش علامه، امامان بعضاً مصداقی از آن را مطرح میکنند که اصطلاحاً به آن «جَرْی» گویند و به همین دلیل خود علامه در این نوع مصداقها با اینکه از طرف معصوم صادر شده است، متوقف نمیشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکتهی دومی که میفرمایید درست است در جواب سؤال شمارهی 18571 اینطور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت صدرایی برای فهمِ عقل فلسفی آن نیاز به منطق ندارد، إلاّ اینکه چون ملاصدرا برای سخن خود از اصطلاحات منطقی استفاده کرده است لازم است از علم منطق آگاهی داشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مثل آن است که انسان در عین آنکه از خداوند میخواهد در مصیبت وارده به او صبر بدهد، بخواهد که آن مصیبت را رفع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که مقام معظم رهبری میفرمایند داشتنِ چالشها در مقابل انقلاب، نشانهی ظرفیت و قوت انقلاب است که میتواند این نوع انحرافات را تشخیص دهد و نسبت به آن حساسیت نشان دهد از آنها عبور نماید زیرا انقلاب توحیدی در حضور تاریخی خود همواره با حجابهای شرک و کفر و دنیاطلبی روبهروست. عمده آن است که مغلوب آنها نمیشود حتی اگر آن حجابها در حدّ سقیفه باشد و حضور انقلاب را کُند کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً نمیدانم از معلّمی چه میتوان گفت وقتی همهی بشریت در قامت بلند خود، وامدارِ معلّمانِ حقیقی تاریخ خود میباشند. معلّمی بیش از آنکه تعلیمِ علم باشد، معنایِ عطوفت و محبت است که باید آن را پاسداشت تا محبت و عدالت به خانهها و به شهر برگردد وگرنه همه در ظلماتِ تسلط بر همدیگر، همدیگر را از پای در میآورند.
اگر معلّمی یعنی عطوفت و محبت و آزادی و عدالت، بمیرد همهچیز میمیرد. و اگر معلّمی گرفتار نیازهای روزمرهگی گردد، معلّمی خواهد مرد. معلّمی؛ نیازهای عنانگسیخته نیست. معلّمی قناعت است و سادگی، ولی وای اگر به چنین نیازی پشتِ پا زده شود.
با آن تپانچهای که آن معلّم بزرگ یعنی شهید مطهری، شهید شد، او شهید نشد، همهی ما یعنی همهی آنهایی که در عشقِ به انسانیت، شعلهور بودند شهید شدند. و این است که ما سالها است در خون خود میغلطیم.
وقتی تعصب جای آزادی نشست و فطرتها و عقلها کور شد، حتماً به اسم دین، دین کُشته میشود! و اینجاست که باید بیش از آنکه به ظاهر دین بپردازیم، باید دین را وسیلهی شکوفایی عقل و فطرت نماییم. در این حالت است که باید به شکوفایی وطن دلگرم بود. خوشا به حال مردی که شکوفایی وطنش، همهی شادی و دلگرمی اوست که معلّمی جز این نیست، حال! هرکس در هرجایی و به هرشکلی که در شکوفایی عقلها و فطرتها بکوشد؛ او معلّم است و او قدر و ارزش شریعت را که بهترین بستر برای چنین امری است، بهخوبی میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- علم واقعی که نظر به حقیقت دارد، مسلّم انسان را در دنیا و آخرت وسعت میدهد و با جان انسان متحد میگردد و لذا دیگر عرضی و ذاتی در میان نمیماند. بر عکس اطلاعات، که همهی اینها تا دم برزخ هست و از آن به بعد، مائیم و عقاید و ارادههای ما 2- انسانها در قیامت با چیزهایی روبهرو میشوند که فکرش را هم نمیکردند و به یک معنا برایشان رفع حجاب میشود و با تجلیّات جدیدی روبهرو میگردند به همان معنایی که قرآن میفرماید: «بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ» (47/ زمر) برای آنها از طرف خدا چیزهایی آشکار میشود که حسابش را هم نمیکردند. 3- هر دو موجب تجلیّات جدید میشود 4- امکان ذاتی هر شخص مشخص است و در آن محدوده میتواند سیر کند. مثل اینکه یک زن در محدودهی زنبودن خود به کمالات عالیهاش دست پیدا میکند، ولی نمیتواند مرد شود و برعکس 5- عرض شد قلب انسان، ظرفیت گرفتن بینهایت تجلیّات الهی را جهت قرب دارد و محدودبودن عین ثابته، در رابطه با سیر إلی اللّه نیست؛ این راه برای هرکس باز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر به ماهیت ما باید متوجه باشیم که آنچه در صحنه است «وجود» است در ظهورات مختلف. و ماهیات همانطور که فیلسوفان معتقد به اصالت وجود میفرمایند، حدّ وجود است و این حدّ در نگاه عرفانی همان اعیان ثابتهی مخلوقات یا مقام امکانی آنها است که از جهتی به جهت ذات ممکنالوجودشان، هیچ وجود استقلالی ندارند. ولی از جهت امکان ذاتی، خداوند در حدّ امکان آن مخلوقات، آن مخلوقات را خلق میکند و به آنها میفرماید «بشوند» و «میشوند». و لذا باید متوجه بود که اعتباری بودن ماهیت در مقابل اصالتدادن به وجود است نه آنکه متوجهی محدودیت آنها و تشخص آنها نگردیم و گمان کنیم فیلسوفان و عارفان منکر وجود خارجی پدیدهها هستند. آنها با تربیت نگاه عقلانی و یا نگاه شهودی خود، مواظباند اصالت را به ماهیات ندهند و از مظهریت آنها که محل تجلی اسماء الهی است، غفلت کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم نمیدانم این جمله به چه نکتهای از نکات کامپیوتر اشاره دارد! و رویهمرفته در این موارد باید کتابهای مربوطه را مطالعه فرمایید مثل کتابهای مرحوم مددپور یا شهید آوینی و یا دکتر داوری. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید مرتبهی اجنه را مرتبهی مادونِ عالم مثال دانست و قرآن نیز جنس آنها را از مارجی از آتش میداند نه خود آتش که تعبیر شهید مطهری آن است که آنها از جنس انرژی باشند. و در مورد جابجایی اشیاء، کارشان شبیه کاری است که مرتاضها با تمرکز قطاری را متوقف میکنند، یعنی با جنبهی روحی بر اجسام و بر افراد اثر میگذارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کلهم نورٌ واحد، یکی از یکی بهتر است. شما هم ببینید با کدام نور از ائمهی معصومین بیشتر میتوانید روحِ فرزند خود را تطبیق دهید و در مورد رجوع به سایت استاد بزرگوار جناب آقای حجتالاسلام و المسلمین آقای پناهیان کار خوبی کردهاید زیرا ممکن است خداوند عطش شما را با چشمهای که در شخصیت ایشان جاری کرده است، سیراب کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر جناب شیخ الرئیس ابنسینا: حضرت حق عاشق کمال است و چون خود او عین کمال است عاشق خودش است و هرکس به اندازهای که کمالات واقعی داشته باشد و به یک معنا به او نزدیک باشد به او عشق میورزد 2- عشقهایی که در مسیر حرام محقق شود به گفتهی مولوی: «عشقهایی کز پی رنگی بود/ عشق نبود عاقبت ننگی بود» و تنها با توبه و رویگرداندن از آن لذّاتِ وَهمی، حقیقت نور خود را بر ما مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مرحوم شهید آوینی در کتاب «حکمت سینما» میفرماید ما باید با عقاید خودمان روح دوربین را در اختیار بگیریم چیزی که شما در فیلم «شیار 143» ملاحظه کردید، دیدید چگونه فرهنگ شهادت و صبر مادر شهید جایی برای خودنمایی هیچکس نمیگذاشت. حتی خانم زارعی نیز خود را تماماً در اختیار نقشی که داشت قرار داده بود. موفق باشید
