باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این سخن درستی است که حضور در عالم مادون مثل عالم مثال، حضور وجودی در عالمِ بالاتر است به صورت اجمال 2- درک حقایق و متأثرشدن از آنها به عوامل گوناگونی بستگی دارد از جمله عواملی که شما فرمودهاید به اضافهی ارادهی الهی جهت تغییردادن و جهتدادن به تاریخ 3- زنان در تعریفی که نسبت به وظایف خود کردهاند، عموماً کوتاهی نمیکنند؛ بلکه نیازی نمیبینند در تعریفی که مردان برای زندگی فردی خود کردهاند، وارد شوند. مادرانِ متدین، روحانیت لازم را جهت عبور از شبهات به فرزندان خود میدهند و این غیر از باسوادبودن و یا بیسوادبودن آنها است؛ بلکه با تعهدی که نسبت به تاریخ خود دارند میتوانند بهترین فرزندان را تحویل جامعه دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. حضرت امام در آن کتاب بر اساس ادبیات جناب میرداماد و میرفندرسکی موضوع را مطرح میکنند. در هر حال بر مبنای حکمت متعالیه، زمان چیزی جز مقدار حرکت نیست تا بخواهد باطنی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلِ زلال این مرد الهی از هزارهزار کتاب معرفت النفس زلالتر بود. خداوند ما را از چنین عالِمانِ باللّهی هرگز جدا نکند. بر سر مزار مبارک ایشان و زیر سایهی ایشان به خداوند توسل جویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست فردی که برای اعلمیت مرجع به او رجوع میکنید معمم باشد. ولی به هرصورت باید در درس آن فرد شرکت کرده باشد تا در مقایسه با بقیه بتواند نظر دهد 2- رویهمرفته به اجمال میتوانیم بفهمیم این افراد در این موارد صاحبنظرند. مثل اینکه شما به پزشک متخصص رجوع میکنید ولی لازم نیست خودتان متخصص آن رشته باشید 3- در مورد مرجع تقلید، اعلمبودن در فقه و آگاهی لازم به مسائل اجتماعی 4- به نظر میرسد همین اندازه که تحقیق کردهاید برای جمعبندی کافی باشد. در ضمن عنایت داشته باشید که اعلمبودن یک مرجع برای یکی، نفی اعلمبودن دیگری را برای فرد دیگری نمیکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید مرتبهی اجنه را مرتبهی مادونِ عالم مثال دانست و قرآن نیز جنس آنها را از مارجی از آتش میداند نه خود آتش که تعبیر شهید مطهری آن است که آنها از جنس انرژی باشند. و در مورد جابجایی اشیاء، کارشان شبیه کاری است که مرتاضها با تمرکز قطاری را متوقف میکنند، یعنی با جنبهی روحی بر اجسام و بر افراد اثر میگذارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «شرح طهارت» رویهمرفته نکات خوبی دارد و از همان ابتدا باید بعضی از تذکرات آن را رعایت کرد. صوت بحث کتاب «بدایة الحکمه» به صورت درسی از بنده موجود نیست ولی مباحث کتاب «از برهان تا عرفان» در اختیار عزیزان میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دوستان کاربر دقت بیشتری بفرمایند ،صوت های تفسیر سوره حمد امام خمینی ره در صفحه دوم آرشیو صوت ها قرار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اینطور نیست که همه در موقف حشر عریان و گرسنه باشند. این مربوط به آنهایی است که خود را در جایی که همهی ابعاد انسان ظهور میکند، خود را با تقوا نپوشاندهاند و با تغذیههای معنوی سیراب ننمودهاند. ۲. سخن آیت اللّه حائری شیرازی«رحمة اللّهعلیه» در مورد «انتظار فرج از نیمهی خرداد کشم» سخن بسیار ارزشمند و بهجایی است. رحمت خدا بر آن مرد حکیم باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فیلم را دیدم و به رفقا عرض کردم هیچ محتوایی نداشت و به هیچ نکتهی مهمی اشاره نمیکرد، ولی داستان را خیلی خوب سر هم کرده بود و در مقایسه با بازیگرانی که ما در فیلمهای خود داریم، هر سه شخصیت فیلم خیلی خوب بازی کرده بودند. از آن مهمتر آن خانم به شوهرش متذکر میشد که همهی تقصیرها را به گردن آن پیرمرد هوسباز نباید انداخت. آن پیرمرد با خانم قبلی مرتبط بوده و در عین حال به آنها هم کمک میکرده و برای فرزند آن خانم دوچرخه هم خریده. حالا سراغ آن خانم آمده و زنگ میزند و در باز میشود و بعد هم در حمام برایش باز میشود. اینجا است که با منظرهی به قول خودش که منجر به وسوسهاش شد روبهرو میشود. و این اندازه انحراف ما را به این نتیجه نمیرساند که آقای فرهادی بنا است قبح عفاف و معصومیت را در جامعه بریزد.
فکر میکنم با توجه به سؤال بعدیتان و درگیریای که با برادرتان داشتهاید، جنابعالی جایی برای فکر بقیه باز نمیکنید. همیشه باید متوجه باشیم اندازهی بدیها چقدر است؟ آیا بدی آن پیر مرد هوسباز در ابتدای امر به اندازهی یک مرد متجاوز به یک زن عفیف بوده؟ و یا به قول خودش وقتی در مقابل چنین صحنهای واقع میشود؛ وسوسه میگردد؟ آقای اصغر فرهادی یک حادثه در مقابل بیننده میگذارد که به نظر بنده محتوایی که پیامی برای زندگی او باشد، از طریق این هنر هفتم ظهور نمیکند هرچند در فرهنگ غربی که بیشتر در فضای سوبژه بهسر میبرد، هر سه بازیگر اصلی بهخوبی نقش خود را بازی کردهاند و از نظر آنها موضوع مهمی را متذکر انسانها شدهاند که در جنایتها، عوامل بیرون از تصمیم جنایتکاران از نظرها پنهان نماند. و از این جهت شأن چنین فیلمی خارج از معادلات سیاسی استحقاق داشتن یک اسکار را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ابن سينا به سه نوع ادراك قايل است و در مواردى ادراك نوع چهارم يعنى وهمى را نيز بدانها افزوده است. در جريان ادراك خيالى ابن سينا قايل به انطباع است؛ يعنى صور از بيرون ادراك مى شوند و در قوه خيال باقى مى مانند كه به اين نوع ادراك، ادراك خيالى مى گويند. پس ادراك خيالى از ديدگاه ابن سينا مادى است. ابن سينا خيال را خزانه يافته هاى حس مشترك مى داند و براى خيال به مثابه يكى از حواس باطنى، شأن اساسى در شناخت قايل نيست. او خيال را به عالم حس محدود مى كند و برايش عالم مستقل قايل نيست: سهروردى معتقد است كه صور خيالى منطبع در خيال نيستند؛ بلكه اين صور در واقع عبارت از كالبدها و ابدان معلق در عالم مثال اند كه آنها محل جسمانى نيستند. پس ادراك خيالى از ديدگاه سهروردى داراى تجرد است. او مى گويد حافظه صورت ها و معانى جزئى نيز در مغز نيست؛ زيرا نفس انسان كه بدن را در تصرف دارد، به همه اندام هاى آن چيره است و همه جايش را زيرنظر دارد؛ پس امكان ندارد كه از صورت و معناى محفوظ در يكى از اندام ها غفلت كند. سهروردى حافظه ادراك هاى انسان را امرى مبهم با عنوان جهان يادآورى مى داند و آن را در قلمرو نفوس آسمانى به شمار مى آورد. ملا صدرا معتقد است نفس، صورتی مطابق شیئ خارجی در خود ابداع میکند، 2- نظر شیخ اشراق به نظر ملاصدرا و رابطهی وجودی بین ذهن و عین، بسیار نزدیک است با این تفاوت که شیخ اشراق با نظر به وجه نوری وجود حرف خود را میزند و عملاً از مفهومگرایی که در معنای وجود نهفته است، آزاد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، سالکِ کوی دوست، بهار و پاییز و قبض و بسطی دارد. و عهد گذشته بعضاً حجاب حضوری میشود که پیش آمده. راهکارِ انسان در این حالت، آن است که بر عهدِ جدید خود پایدار بماند. این نوع قبضها، تذکر است تا ما آرامآرام از هستیِ خود درآییم و به هستِ حقّ نظر کنیم. آن شیرینی را دادند تا دهان ما آب بیفتد که وقتی میخواهند قبض را بدهند، به یأس گرفتار نشویم. به قول جناب فیض کاشانی، قصهی ما و حضرت محبوب از این قرار است:
گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا تو هستی
گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است.
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت؟
گفتا نشان چه پرسی؟
آن کوی بی نشان است!
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است!
گفتم که سوخت جانم در آتش نهانم
گفت آنکه سوخت او را کی نادی فغان است؟
گفتم فراغ تا کی؟
گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است؟
گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی است
گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا
گفتا که رایگان است
گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانهی تو جان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرفها چیست؟!! قصهی حضور ما در محضر حق، مربوط به جهتگیریهای روح و روان ما است که باید در دنیا و در اعمال خود آن را شکل دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهید مطالب کامل در ذهن شما بماند بهتر است همهی نظرات را مطالعه کنید تا در تضارب آراء، مطالب بهتر در ذهن بماند. به نظر بنده طلبه در حین درس خارج خوب است یک دوره اسفار بخواند. موفق باشید
