بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1775

انتقادبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت چندی پیش سوالی یا بهتر بگم جسارتا انتقادی فرستادیم راجع به تفکرات سیاسی شما و شاگردانتان اما تا الان جوابی نگرفتم!!منتظرم...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده در کد شماره‌ی1724 جواب دادم. سایت فعلاً در شرایطی نیست که بتواند جواب هارا به ایمیل شما بفرستد، روی قسمت جواب به سؤال‌ها، جواب سؤال خود را دنبال کنید. موفق باشید
1629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز طبق سخن شما در جزوه سلوک...... چند سوال برایم پیش امده 1.آیا میشود این که میفرمایید تکامل طولی نمیباشد بلکه ادواری است توضیح یا منبعی در مورد آن معرفی کنید 2.جایگاه تاریخ اسلام ؛تاریخ وشناخت اهل بیت (علیه السلام) (غیر از جایگاه نوری آنها) مثلا فضایل یا کرامتهای ایشان در تفکری که برای تمدن سازی وسلوک میباشد کجاست اصلا جایگاه این علوم را در عالم امام عزیزمان لطفا مشخص کنید تا انگیزه برای خواندن آنها فراهم شود
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- موضوع تاریخ ادواری را به صورت پراکنده در کتاب‌های نقد مدرنیته می‌توانید دنبال کنید. مرحوم مددپور در کتاب‌هایش اشاراتی دارد 2- با توجه به این‌که ارزش تاریخ، به حاکمیت ائمه«علیهم‌السلام» است شیعه بر غدیر تأکید می‌کند. وقتی جامعه با حاکمیت انسان‌های قدسی اداراه شد، جامعه علاوه بر راهنمایی‌های تشریعی از مددهای تکوینی نیز بهره‌مند می‌شود. ما امروز با در دست‌گرفتن این علوم ،زمینه را فراهم می‌کنیم تا بر اساس اهداف خودمان علوم را جهت دهیم و تا بر این علوم مسلط نشویم نمی‌توانیم جهت‌گیری لازم را به‌دست آوریم. موفق باشید
1129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استعد عزیز چند سئوال 1 عقل در روایت که مفرماید غضب وشهوت زیر نظر عقل قرار بگیرد به چه معنی است واین کار چگونه بدست میاید 2 اگر برای ترک گناه مثلا نذر کنیم ولی هنوز ان میل در انسان وجود دارد ایا فایده دارد این نذر کردن وایا این میل به وسیله نذر از قلب خارج میشود؟3 برای افکار بی فایده وبعضا گناه چه کار کنیم تا بتوانیم انها را خارج کنیم تا به عبادت ودرسها برسیم وبتوانیم از دست انها راحت شویم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- هرکس می‌فهمد که خداوند شعوری در او گذاشته که حق و باطل و بد و خوب را می‌فهمد. این شعور را عقل می‌گویند، چه در تشخیص حق از باطل توسط عقل نظری و چه در تشخیص خوب و بد توسط عقل عملی، عمده آن است که تلاش کنیم شرایط حاکمیت عقل فراهم باشد و این با کم‌کردن زمینه‌ی حاکمیت شهوت و غضب فراهم می‌شود. 2- به هر صورت از هر طریقی که در ذیل رستورات شرع مقدس انسان بتواند رذائل خود را ضعیف کند باید استفاده کرد و نذرکردن کار خوبی است و بی‌تأثیر نیست ممکن است باید عوامل دیگری را هم وارد کنید. 3- جزوه‌ای تحت عنوان «روش سلوکی آیت‌الهت بهجت«رحمة‌اله ‌علیه» روی سایت هست إن‌شاءالهش جواب سوم سؤال شما را می‌دهد و کمک‌تان می‌کند. موفق باشید
1070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام.ایا در شرایط کنونی برای جوانان راه باز است که بخواهند به درجه"سلمان منا اهل البیت" برسند؟ سریع ترین راه ومطمئن ترین راه آن راچه میدانید؟ این هدف چه ابزار ولوازمی نیاز دارد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی راه سلمان راه نظر به حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است که در آن حدیث مشهور مطرح است و این راه بسته نیست. به آن حدیث و یا به کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» رجوع فرمایید. موفق باشید
827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وخسته نباشید. استاد در دهه اول محرم پای منبر یک روحانی بودم، خدا میداند چقدر ابن عربی را تکفیر کرد و گفت او یک ...سنی و ... است که کافر هم هست و در کتاب فتوحات مکیه کفر مطلق گفته و ادعا کرده خودش امام زمان است و عذاب جهنم را از ماده عذب و خوشایند قلمداد کرده و ....استاد با توجه به این که در خیلی از جاها و حتی از خود شما راجع به عرفان ابن عربی شنیده ایم، آیا واقعا اینقدر ابن عربی بد بوده است؟ همچنین این روحانی گفت بعض ها از قول آیت الله بهجت نقل میکنند که آقا گفتن حتی پیرمردها منتظر باشند و امام زمان رو میبینند و یا گفتن قاتل امام زمان به دنیا امده. این روحانی گفت اینها همه دروغ است و اصلا اینکه امام زمان با موت طبیعی از دنیا خواهند رفت و ابن عربی به درغ گفته امام زمان قاتل دارند. اینگونه است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: زبان عرفان زبان خاصی است کسی متوجه می‌شود که با آن فکر و آن زبان آشنا باشد و اگر کسی بدون استاد به متون عرفا رجوع کند به مشکل می‌افتد به همین جهت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در پیامی که به گورباچف دادند در مورد ملاصدرا توصیه کردند که خودشان بروند و با آن تفکر آشنا شوند ولی در مورد اندیشه‌های محی‌الدین فرمودند: دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفا و به‌خصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌ نام نمی‌برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریک‌تر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد. موفق باشید
731

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم طلبه درس خارج هستم و در مسایل فلسفی، هم علاقه مندم و هم توان آن را در خود می بینم. اما به دو دلیل از ورود جدی به آن پرهیز می کنم که تقاضامندم مرا راهنمایی بفرمایید: 1- پرهیز از گرفتار شدن در دام علم حصولی و دور شدن از ساحت حضوری 2- نظر آقایون مکتب تفکیک که واقعا حرفهاشون بی حساب هم نیست و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. مثلا می گویند ما نباید معارف وحیانی محمد و آل محمد را پای عقل 4000 سال پیش یونان ذبح کنیم (البته مصداقی برای حرفشون پیدا نکردم لذا شاید حرف فلاسفه ما هم همین باشد). لذا به نظر می رسد خطای آنها در این است که فلسفه را پس از مقایسه با وحی و آشکار شدن محدودیت هایش به طور کامل می خواهند طرد کنند. البته جناب آقای حکیمی در کتاب " الهیات الهی و الهیات بشری " نظرات بزرگانی چون امام خمینی، علامه طباطبایی، ملا صدرا و ... را جمع آوری کرده اند که انسان با مطالعه آن حق را به طرفداران مکتب تفکیک می دهد. مثلا در صفحه 755 کتاب چنین آمده است {از علامه طباطبایی نقل است که معاد "اسفار" را نخوانند چون شبهه و ایراد دارد. امور عامه خوب است بخوانند. به جای "منظومه"، "بدایه" و به جای "اسفار"، "نهایه" را بخوانید.} پیشاپیش از راهنمایی های شما تشکر می کنم 26 / 7 / 1389
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی موضوعی که سؤال فرموده‌اید موضوع بسیار گسترده‌ای است که نمی‌توان در حد پاسخ‌ به یک سؤال بحث کرد، در صفحه‌ی اول سایت لب المیزان در قسمت سؤال ویژه بحث « نسبت ما با فرآن در جهان معاصر » تا حدی جواب کلی را داده، و مقام معظم رهبری نیز در سفر اخیر خود بر روی فلسفه‌ی اسلامی تأکید فرمودند. بنده معتقدم با گزینش سخنان حضرت امام و علامه طباطبائی، مکتب تفکیک حرف های خود را می‌زند و روح اندیشه‌ی بزرگان نامبرده نظر به مکتب ملاصدرا است. حضرت آیت الله جوادی "حفظه‌الله" به عنوان یکی از شاگردان نزدیک به حضرت علامه در مورد معاد اسفار سخن دیگری دارند که بنده در مقدمه‌ی کتاب معاد آورده‌ام.
18865
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: چرا به فردی مثل اصغر فرهادی به خاطر ساختن این فیلم اشغال و مزخرف «فروشنده» این جوایز را می دهند؟ اصلا کی به این فرد بی حیا اجازه ساخت این فیلم را داده؟ از اول تا آخر فیلم قبح عفاف و معصومیت در یک جامعه اسلامی ریخته می شود. اصلا چرا من طلبه پایه یکی باید این حرف ها را بزنم؟ بزرگان حوزه، بزرگان دین چرا نهیب به مردم نمی زنند؟ تقوا کجا رفته که در این فیلم زنان بازیگرِ بی حیای بد حجاب ِاحمق هر چه دیالوگ مخالف با موازین شرعی قدسی و انسانی است را بر زبان می آورند؟ یکی نیست بگوید که چرا به اصغر فرهادی به خاطر این فیلم اسکار دومش را داده اند؟ می گویم به خاطر کیفیت فیلمبرداری که نیست، می گویم به خاطر بازیگران که نیست، می گویم به خاطر موسیقی که نیست. خوب پس برای چی است؟ غیر از این است که سیاست هایی اسلام ستیز پشت این قضیه خوابیده در دو فیلم این فرد به ظاهر هنرمند جامعه اسلامی به شدت تخریب شده بلکه به نظر بنده جایزه اسکار را به فیلم نداده اند بلکه به فکر و اندیشه فرهادی اسکار داده اند. فکر کنم منظورم را استاد فهمیده اند و گرنه بنده حرف ها برای زدن دارم، اما می دانم وقت استاد کم است خواهش می کنم نظرتان را بدهید و بنده در کل چه کم؟ سؤال دوم من این است: آقا چرا بعضی ها برای اینکه اظهار فضل کنند راهش را در مخالفت با هر موضوع حقی که یک شخصیت مذهبی می گوید می دانند؟ یعنی می خواهند بگویند حرف شما درست است ولی همه ی قضیه این نیست و شما با عقل مادونتان حقایق بالاتری را که ما درک می کنیم را ظرفیت ندارید چون با چشم متعصب و کوتاه بین دینی مسایل را نگاه می کنید. نمونه اش برادرم، من در جمعی به این فیلم که پیامش را دادم به شدت حمله کردم آنها هم مصداق بارز تعریف بالا بودند (از عمد این کار را کردم از بس حالم از این فیلم به هم می خورد) آنها هم سعی بر توجیه فیلم و نشان دادن بنده به عنوان فردی تندرو بودند. من هم گفتم یک بازنگری به فطرت خودتان بکنید و ببینید ریختن قبح گناه این شفاف سازی است؟ اگر اینطور است پس خاک بر سر..... خیلی از این افراد بدم می آید. بگید فقط چه طور درگیرشان شوم؟ چون اصلا نمی توانم در مقابل چرت و پرت هایشان صبر و رافت اسلامی کنم در دو پیام اگر بی ادبی کردم به بزرگیتان ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فیلم را دیدم و به رفقا عرض کردم هیچ محتوایی نداشت و به هیچ نکته‌ی مهمی اشاره نمی‌کرد، ولی داستان را خیلی خوب سر هم کرده بود و در مقایسه با بازیگرانی که ما در فیلم‌های خود داریم، هر سه شخصیت فیلم خیلی خوب بازی کرده بودند. از آن مهم‌تر آن خانم به شوهرش متذکر می‌شد که همه‌ی تقصیرها را به گردن آن پیرمرد هوس‌باز نباید انداخت. آن پیرمرد با خانم قبلی مرتبط بوده و در عین حال به آن‌ها هم کمک می‌کرده و برای فرزند آن خانم دوچرخه هم خریده. حالا سراغ آن خانم آمده و زنگ می‌زند و در باز می‌شود و بعد هم در حمام برایش باز می‌شود. این‌جا است که با منظره‌ی به قول خودش که منجر به وسوسه‌اش شد روبه‌رو می‌شود. و این اندازه انحراف ما را به این نتیجه نمی‌رساند که آقای فرهادی بنا است قبح عفاف و معصومیت را در جامعه بریزد.

فکر می‌کنم با توجه به سؤال بعدی‌تان و درگیری‌ای که با برادرتان داشته‌اید، جنابعالی جایی برای فکر بقیه باز نمی‌کنید. همیشه باید متوجه باشیم اندازه‌ی بدی‌ها چقدر است؟ آیا بدی آن پیر مرد هوس‌باز در ابتدای امر به اندازه‌ی یک مرد متجاوز به یک زن عفیف بوده؟ و یا به قول خودش وقتی در مقابل چنین صحنه‌ای واقع می‌شود؛ وسوسه می‌گردد؟ آقای اصغر فرهادی یک حادثه در مقابل بیننده می‌گذارد که به نظر بنده محتوایی که پیامی برای زندگی او باشد، از طریق این هنر هفتم ظهور نمی‌کند هرچند در فرهنگ غربی که بیشتر در فضای سوبژه به‌سر می‌برد، هر سه بازیگر اصلی به‌خوبی نقش خود را بازی کرده‌اند و از نظر آن‌ها موضوع مهمی را متذکر انسان‌ها شده‌اند که در جنایت‌ها، عوامل بیرون از تصمیم جنایت‌کاران از نظرها پنهان نماند. و از این جهت شأن چنین فیلمی خارج از معادلات سیاسی استحقاق داشتن یک اسکار را دارد. موفق باشید

17037
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شریف بخیر. در متکثر نبودن حقایق، می توان گفت با تدبر در هر بطن نه فقط حقایق آن بطن که حقایق بطون بالاتر هم پیش ماست مثل اینکه روبروی خورشید شیشه های متعدد گذاشته شود میزان نور و میزان درک خورشید بستگی به موقعیت ما دارد و مقصود از اینکه طهارت شرط صعود به بطن بالاتر است می خواسته شرط بهره مندی بیشتر از خورشید و نیز انوار شدیدتر را بیان بفرمایند و حضور در هر بطنی به معنای محرومیت از انوار بطون بالاتر نیست وگرنه به نتایج اشتباهی می رسیم. و این اصل در مورد حضور در عوالم مختلف وجود هم صادق است. البته اگر درست متوجه فرمایشات سوال 17013 حضرتعالی شده باشم. 2. می توان گفت در مسیر سلوک دو مانع وجود دارد 1) مانع تکوینی (هبوط به اسفل السافلین) 2) موانع تشریعی ناشی از گناه؟ 3. ریشه تغییر حالت موقع گرفتن برخی حقایق چیست؟ ظرفیت پایین سالک یا بزرگی حقیقت؟ گاهی حقایق نابی داده می شود اما تغییر حالت نیست و گاهی یک مطلب ساده مثل نزول رحمت بخاطر خدمت به خلق. 4. پیش شرط بهره مندی از برخی مراتب کشف حدسی ایجاد ظرفیت در عقلمان هست. درست است حضرت استاد؟ 5. بعضا قشر زن ما، در فراگیری دین بسیار کوتاهی می کنند حوصله هم ندارند که یاد بگیرند بهتر نیست در ازدواج سراغ زنان مشتاق برویم که بخشی از اشتیاقشان ریشه در احساس مسولیتشان نسبت به تربیت فرزند دارد؟ آیا نتیجه کوتاهی ما، در تفکر نابودی فرزندانمان در برابر طوفان شبهات نیست؟ آیا این، پرتوقع بودن در ازدواج محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این سخن درستی است که حضور در عالم مادون مثل عالم مثال، حضور وجودی در عالمِ بالاتر است به صورت اجمال 2- درک حقایق و متأثرشدن از آن‌ها به عوامل گوناگونی بستگی دارد از جمله عواملی که شما فرموده‌اید به اضافه‌ی اراده‌ی الهی جهت تغییردادن و جهت‌دادن به تاریخ 3- زنان در تعریفی که نسبت به وظایف خود کرده‌اند، عموماً کوتاهی نمی‌کنند؛ بلکه نیازی نمی‌بینند در تعریفی که مردان برای زندگی فردی خود کرده‌اند، وارد شوند. مادرانِ متدین، روحانیت لازم را جهت عبور از شبهات به فرزندان خود می‌دهند و این غیر از باسوادبودن و یا بی‌سوادبودن آن‌ها است؛ بلکه با تعهدی که نسبت به تاریخ خود دارند می‌توانند بهترین فرزندان را تحویل جامعه دهند. موفق باشید

16805
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد محترم می خواستم بدونم که گریه برای برای اهل بیت (ع) چگونه می تواند برای ما مفید باشه و کلا برای ما چه فایده ای داره؟ آیا دلیل برای گریه کردن ما فقط مصیبت های وارده بر اهل بیته؟ اگر اینطور باشه که در طول تاریخ افرادی بوده اند که مصیبت هایی بزرگتری نسبت به مصیبت های وارد شده بر اهل بیت (ع) براشون اتفاق افتاده. آیا می توان گفت که ما با گریه کردن بر مصیبت های اهل بیت می خواهیم نظرگاه خود را نزدیک به نظرگاه اهل بیت (ع) کنیم و خودمان را در فقری ببینیم که اهل بیت (ع) خود را در آن فقر می دیدند؟ در پایان می خواستم کتابی را در مورد جواب سوالات به بنده معرفی کنین. در ضمن بنده کتاب های «ده نکته» و «برهان تا عرفان» را کار کرده ام. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشک در شیعه جایگاهی بس بلند و بلندمرتبه دارد. در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» عرایضی در این مورد شده است، به‌خصوص در صفحه‌ی 38 تحت عنوان «اشک و تمدید امید». موفق باشید

15694
متن پرسش
سلام علیکم: چون سر و کار بنده با دانش آموزان دبیرستانی هست و این مورد که سوال دارم بسیار مبتلا به است مزاحم می شوم و سوال می کنم. حضرت عالی فرمودید: مراء یعنی رد و بدل‌کردن یک حرف که یکی بگوید به این دلیل تو اشتباه می‌کنی و دیگری مقابله کند. فرض کنیم ما دانش آموزس را ارشاد می کنیم یا موضوع دینی را برایش مطرح می کنیم که او به خاطر جوانیش به پاسخ ما مقابله می کند و ما پاسخ دیگر به او می دهیم و او دوباره جواب به نظر ما می دهد تا در نهایت متوجه نظر اشتباهش می شود. مثلا ما می گوییم ماهواره ضررش بیشتر از سودش است. ولی دانش آموز می گوید نظر شما را قبول ندارم و عصر ارتباطات است و ما می گوییم عصر ارتباطات اگر میانه ما را با حقیقت بر هم بزند که اصالت ندارد و تا اینجا پیش می رویم که می توانیم نظر صحیح را به جوان بفهمانیم و او درست است با ما مقابله کرد ولی جوابهای ما باعث تقکر و تجدید نظر در تفکر اش می شود. حال سوالم این است هر مقابله در بحثی به معنی مراء است؟ چون ممکن است هدف جوان از مقابله آگاهی باشد و یا اصلا مقابله اش به جهت ناآگاهی اش بوده که پس از صحبت با ما آگاه می شود. حضرت عالی در کتاب فرزندم چنین بود فرموده اید: بنده مکرراً تجربه کرده ام که دانشجویی بـر سر موضوعی با بنده مخالفت می کرد اما وقتى بر سر همان موضوع با دیگران بحث مى نمـود بـر همان سخنانی تأکید می کرد که ابتدا مخالف بود، چون نمی توانست با وجدان خود بازي کنـد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مراء؛ روحیه‌ی استعلاء و برتری‌جویی مطرح است، ولی به این صورت که شما می‌فرمایید چنین روحیه‌ای مطرح نیست. موفق باشید

15405
متن پرسش
سلام و خدا قوت و شاد باش نوروز خدمت آقای طاهرزاده: در یکی از کتابهایتان خواندم در بحث مطالعه آثار بزرگان که از تجربه خودتان درباره‌ی آثار بودایی و هندی کهن مثل اوپانیشادها یا غیره مثال زدید که بسیار راهگشا برای دنیای خیال یا عقل، بودند. دقیقا نمی دانم. اما بعدها با رجوع به کتب تفسیری و متون مقدس خودمان چون نهج البلاغه به جامعیت کلام ائمه رسیدید و دوست داشتید از ابتدا سراغ اینها بروید. خواهشا توضیح بفرمایید آثار افرادی چون ارسطو یا همین آثار برخی بزرگان مثل بودا یا کنفسیوس چه برکات و فوایدی از باب معرفت دینی و تکمیل آن دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از تجربیات بنده آن است که مطالعه‌ی آثار اندیشمندان جهان، موجب می‌شود آن‌چه را در متون دینی خود داریم با دقت بیشتری دنبال کنیم. علاوه بر این به قول حافظ: «شاخه گل هرجا که می‌روید گل است». اندیشه و تفکر به خودی خود ارزشمند است، حال چه از ارسطو باشد و چه از علامه‌ی طباطبایی. موفق باشید

14924

در عرفانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا می توان کتاب شریف «فص من کلمه فاطمه». را که علامه نوشتند ادامه فصوص یا تکمله ی فصوص دانست؟ ظاهرا علامه حسن زاده در این رابطه مکاشفه ای داشتند؟! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات ارزشمندی را در آن فصّ مطرح کرده‌اند و ظاهراً از الهامات قلبی ایشان می‌باشد. موفق باشید

13566
متن پرسش
سلام جناب استاد: با آرزوی قبولی عزاداری تان. بنده در شبکه اجتماعی تلگرام کانالی را جهت بازخوانی آثار و دیدگاه های شما بزرگوار و بحث و پیگیری بیشتر راه اندازی کرده ام که اگر شما اجازه بدهید فعال شود. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای جنابعالی و سایر عزیزان که در فضای مجازی متذکر معارف الهی و اخلاق ربّانی هستند، آرزوی موفقیت دارم و مسلّم چیزی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد و میدان را به دشمنان اسلام داد. موفق باشید

12963
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و عزیز: بنده به تازگی با سایت و آثار پربار شما آشنا شده ام و قصد دارم به زودی سیر مطالعاتی که جنابعالی پیشنهاد دادید را با کمک خداوند آغاز کنم. سوالم این است که تفسیر سوره های قرآن را از چه کتاب تفسیری استفاده کنیم؟ آیا تفسیر خاصی مد نظر شماست؟ با تشکر فراوان و آرزوی طول عمر با عزت و عاقبت بخیری برای شما و تمام خدمتگزاران اسلام و شیعه یاوری
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محور عرایض بنده در مباحث قرآنی، تفسیر قیّم المیزان است. پیشنهاد می‌کنم اگر از قبل با المیزان آشنایی ندارید، ابتدا صوت چند سوره را استماع فرمایید تا با نگاه المیزان آشنا شوید و سپس به آن رجوع کنید. موفق باشید

11070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من قصد دارم در تمام این یازده هزار سوال بگردم و تمام سوالاتی را که شما فرموده‌اید «نمی‌دانم» را جمع‌آوری کرده و در یک سوال تقدیم‌تان کرده، تا شما شاید رحمی کرده و تجدید نظر فرمایید وجواب‌ها را عنایت کنید. البته منظورم حوزه‌ی سوال‌های «حضوری» و «وجودی» است، نه سوال‌های مشکلات زن و شوهری و خانوادگی و اجتماعی. ما که می‌دانیم که «می‌دانید!» شما هم که «می‌دانید» که «می‌دانید!». لطف فرموده و کتمان را رها کنید! آخرش این سوال‌کننده‌های زبان بسته با کُلّی امید و شوق سوال‌شان را مطرح می‌کنند! ما را چه به فهمِ رازِ «کتمان»، حاجی!؟؟ چه کسی نمی‌داند که شما «می‌دانید»؟ عجب! سوالی بشود! پر از می‌گویم! و می‌دانم! و بیا این هم جواب تو! و دلت خنک شد؟! و ..... چه شود!! جوابی بدهید حالمان جا بیاید ان شاءالله. قهر نکنیدها!! دعوایمان هم نکنید!! نفرمایید: آآآدم حسااااابی!!! به یک مشت کر و کور در راه دین کمک کنید، جای دوری نمی‌رود. شاید حضرت حق هم به جایش یک نوشابه برایتان باز کرد، خدا را چه دیدی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما هرکاری را صلاح می‌دانید انجام دهید، بنده هم به امید آن نوشابه‌ای که قولش را از خدا گرفته‌اید، تسلیم هستم. موفق باشید
10825
متن پرسش
سلام: شرمنده از سوال و تصدی وقت. چرا من با اینکه می دانم امری گناه است و چه عذاب ها و چه ... دارد باز هم نسبت به آن حب دارم؟ چکار باید کرد که این از بین برود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا ما در کنار فطرت الهی دارای نفس امّاره هم هستیم و در مسیر مقابله با نفس امّاره شخصیت الهی خود را باز می‌یابیم. بالاخره تا آخر این درگیری هست، سعی کنید مزه‌ی پیروزی بر نفس امّاره را بر جان خود بچشانید. موفق باشید
8598
متن پرسش
سلام خدمت استاد بنده جوانی هستم که خدا توفیق داد و نشستم حسابی نزدیک به سه سال تفکر کردم و راه خودم رو تو زندگی مشخص کردم و به قول طاووس عارفان حساب کردم از کجا آمده ام و آمدنم بهر چه بود و تصمیم قاطع گرفتم زندگی نویی داشته باشم اما مشکل اینجاست که هر چند وقت یک بار شیطان میاد و منو به یاد عهد قبلیم میندازه و میگه تو که معصوم نیستی دائم بخوای پاک بمونی بالاخره انسان گاهی هم گناه میکنه و خدا هم که توبه پذیره و بعد از چل پنجاه روز خوب بودن منو میندازه با این حرف دوباره تو گناهای عهد قبلیم حالا شما بفرمایید اگه اومد و این حرفو زد من با چه تفکری مقابل این حرف به ظاهر منطقی شیطان بایستم اینکه میگه تو معصوم نیستی و هر چند وقت یک بار طوری نیست گناهی هم داشته باشی رو چطور برا خودم حل کنم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تأکید صبر در قرآن را فراموش نکنید زیرا صبر بر عهدی که کرده‌اید موجب می‌شود تا راه‌های ناگشوده از عالم غیب برایتان گشوده شود. شما باید در مقابل آن وسوسه‌ها خود را متوجه کنید که تنها با صبر بر عبادت و دوری از معصیت است که افراد به جایی رسیدند و چشم دلشان گشوده شد. به گفته‌ی مولوی: «پرده‌های دیده را داروی صبر .... هم بسوزد هم بسازد شرح صدر» یعنى انتظار و پایدارى و صبرِ در دیندارى، هم حجاب‏ها را برطرف مى‏کند و هم با به‏وجود آوردن شرح صدر، آمادگى براى گرفتن کمال‏ بیشتر فراهم مى‏نماید، آری پایدارى در دیندارى، آثار و برکات بسیار بزرگى‏ دارد. موفق باشید
7226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام دربحث محرم نامحرم دچار وسواس شده ام احساس میکنم شیطان قوه واهمه ی مرا دراختیارش گرفته و دچار افراط شده ام به خاطر این مباحث محرم نامحرم ارتباطم خیلی محدود شده بانامحرم طوری که اطرافیانم با اینکه متدین هستنددراین زمینه مرا نرمال نمیدانند ..یعنی به نامحرم تامی توانم نگاه نمیکنم سرکلاس های مفید که استادانش مرد جوان ویا حتی غیرجوان هستند نمی روم.. باعث شده خودم ازخودم بدم بیایداحساس میکنم شیطان مرادربحث محرم نامحرم، به بازی گرفته نشان به ان نشان که من وسواس هم دارم متاسفانه به خاطرهمین حدس میزنم پای شیطان درمیان است ..ادب خیال وقلب راخوانده ام اما درست نشده ام چگونه باید واهمه ام را از دست شیطان نجات دهم؟؟؟؟.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیر نظر مرجع تقلیدتان طبق دستور فقیه باید عمل کنید و از نظر عملی آدم‌های متدین را نمونه‌ی کار برای خود بگیرید. موفق باشید
6999
متن پرسش
سلام علیکم شما در جواب سوالی فرموده اید:هندسه و نظم الفاظ قرآن منحصر به قرآن است، در مورد سایر انبیاء معانی به قلب مبارک‌شان می‌رسید و آن‌ها با الفاظی که خودشان تشخیص می‌دادند آن معانی را به مردم می‌رساندند.این به این معناست که الفاظ تورات هم مانند قرآن نازل نشده؟نزول تورات با انجیل چه تفاوتی با هم دارند؟در سوره اعلی آمده:ان هذا لفی صحف الاولی صحف ابراهیم و موسی.نوع نزول کتابهای حضرت ابراهیم و حضرت موسی با نزول انجیل چه تفاوتی داشته که اینجا نیامده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قلب مبارک همه‌ی انبیا، موفق به نور حقیقت می‌شده ولی آن عزیزان آن را با زبان خودشان و با الفاظی که انتخاب می‌کردند ارائه می‌دادند ولی رسول خدا«صلوات‌اللله علیه‌وآله‌« با قلب مبارکشان معانی قرآن را می‌یافتند و با گوش برزخی‌شان صوت الفاظ قرآن را از حضرت جبرائیل می‌شنیدند و بعضا با چشم برزخی‌شان جسم برزخی جناب جبرائیل را می‌دیدند. در سوره‌ی اعلی متذکر می‌شود ای پیامبر این حقیقت که به تو دادیم‌، در صحیفه‌های ابراهیم و موسی«علیهما‌السلام» نیز هست ولی لازم نیست که تصور شود با همین الفا‌ظ باشد و ملاحظه می‌کنید که با این الفاظ در آن کتاب‌ها چیزی نیست. موفق باشید
6945
متن پرسش
در کتاب مبانی نظری نبوت و امامت ص 73 آورده اید :" پیامبر (ص) چون نگران بودند نکند آن الفاظِ دقیق فراموششان شود آیات را تکرار می‌کردند، و لذا آیه آمد ای پیامبر! آیات را طوری بر تو می‌خوانیم که هرگز فراموش نکنی، «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی» دغدغه‌ی رسول‌ خدا(ص) این بود که نکند صورت و هندسه‌ی الفاظ فراموششان شود، در حالی‌که برای حفظ معانی چنین دغدغه‌ای در این حد لازم نیست که دائماً آیات را تکرارکنند". لطفا توضیح بیشتری دهید.آیا وقتی چیزی به جان انسان القاء شد دیگر نگرانی از فراموشی وجود دارد؟ منظور از هندسه الفاظ چیست؟ آیا هندسه الفاظ جدای از چیزی است که به قلب نازل شده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هندسه و نظم الفاظ قرآن منحصر به قرآن است، در مورد سایر انبیاء معانی به قلب مبارک‌شان می‌رسید و آن‌ها با الفاظی که خودشان تشخیص می‌دادند آن معانی را به مردم می‌رساندند. ولی در مورد قرآن الفاظ و شکل و اندازه‌ی آن‌ها نیز وَحی است و از این جهت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» تلاش داشتند ظاهر الفاظ نیز محفوظ بماند که آیه آمد: «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسى‏». موفق باشید
6144
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار خانم جوانی هستم که همیشه در ذهنم آرزوی تشکیل یک زندگی مهدوی را داشتم.با عنایت خداوند مدت کوتاهی با آقای که مذهبی و مشتاق تشکیل این نوع زندگی هستند نامزدی کرده ام،اما متاسفانه در این مدت متوجه شده ام که در مورد زندگی مشترک و زناشویی و نوع برخورد هیچ اطلاعاتی ندارم (با وجود اینکه دانشجو هم بودم اما همیشه خودم را از این بحث ها دور میکردم و میگفتم به موقع می دانم)تقاضا داشتم من را راهنمایی بفرماید و اگر کتابی من را در این زمینه کمک میکند معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» به‌خصوص قسمت «ازدواج؛ تولدی دیگر» کمک کند. موفق باشید
2359
متن پرسش
سلام علیکم.آیا امام زمان اگر ظهوربفرمایند این فرهنگ مدرنیته را جمع می کنند؟آیا برج و موبایل و کامیپوتر و این تکنولوژی ای که به ضرر بشر است را بر می دارند یا نه؟ 2.برای طلبه های پایه های 1-6 سیر مطالعاتی توسط استادی که دارند خوب است؟چندساعت مطالعه غیردرسی داشته باشند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- از آن‌جایی که حضرت با نور خود و مدیریت الهی جهان را مدیریت می‌کنند هر نوع تکنولوژی که موجب تخریب طبیعت شود را مدّ نظر قرار نمی‌دهد. 2- مطالعه‌ی غیر درسی در عین حال که لازم است بستگی به زمانی دارد که طلاب بتوانند درس‌های رسمی را خوب فهمیده باشند مثلاً در سال‌های اول، طلبه باید بیشترین وقت خود را در فهم ادبیات عرب بگذارد و عملاً در روز بیش از یک یا دو ساعت فرصت مطالعه‌ی غیر درسی را ندارد، ولی در سال‌های بعد این فرصت بیشتر می‌شود. موفق باشید
1820

حرکت و قدرتبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی،سلام خدمت استاد گرامی بنده دو سوال مربوط به بحث حرکت جوهری داشتم، اول اینکه در مباحث فیزیکی چرا جسمی که سرعت بیشتری می گیرد، قدرت بیشتری هم پیدا می کند،مگر نه آنکه خداوند قدرت مطلق است و تقرب به او سبب افزایش قدرت می شود نه ذات ماده؟ دوم اینکه نظرتان درمورد دویدن چیست،چون دویدن یعنی همان پیاده روی منتها با سرعت زیاد که خود یک نوع نزدیکی به ذات عالم ماده است و اگر ملاحظه بفرمائید در ورزشهای هم که از طرف معصوم سفارش شده ثبات دیده می شود تا تحرک زیاد و دویدن مثل تیراندازی، شنا و اسب سواری.با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در مورد قسمت دوم سؤال‌تان عنایت داشته باشید که انسان در نفس ناطقه‌ی خود دارای قوه‌هایی است که باید در زندگی دنیایی آن‌ها را به فعلیت برساند و از آن‌جایی که جوهر و ذات ماده عین تبدیل قوه به فعل است با ارتباط انسان با عالم ماده مسیر تبدیل قوه به فعل در انسان به انتها می‌رسد و به فعلیت لازم می‌رسد و اما در قسمت اول؛ ما در عالم ماده با ذاتی روبه‌روییم که عین حرکت است ولی در هر شرایطی آن را نمی‌تواند ظاهر کند حال اگر شرایطی فراهم شود که بتواند آن را ظاهر کند ما با حرکتی سریع‌تر و شدیدتر روبه‌رو می‌شویم و این ربطی به قدرت به معنای واقعی ندارد، بلکه با ظهورِ بیشتر حرکت روبه‌روییم که به نحوی ظهور تبدیل قوه به فعل است این غیر از آن قدرتی است که برای خداوند قائل می‌باشیم که عین فعلیت است. موفق باشید
1024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام-با توجه به موضوع واسطه فیض بودن امام،چه لزومی دارد امام به طور فیزیکی روی زمین باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی حقیقت انسان کامل در تمام مراتب عالم ظهور دارد و ظهور زمینی آن شخص حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند در حالی که در تمام مراتب عالم وجود حاضرند. موفق باشید
897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی در مبحث برهان حرکت جوهری شما در یه قسمت برای اینکه اثبات کنید که حرکت ذات جسم است از زمانمند بودن اونها استفاده می کنید و بعد هم میگید که زمان رو نمیشه ازونا جدا کرد (حدا از مفهوم انتزاعی بودن زمان) پس چون زمان هم تقدم و تاخر است که از حرکت زمین ناشی میشه پس همه ی اجسام حرکت در ذاتشونه اما حالا من همین بحث رو یه جور دیگه مطرح میکنم میدونیم که وقتی دو تا ترن با سرعت یکسان در حال حرکت باشند و ما هیج چیزی که مبنای مقایسه باشه نداریم پس احساس می کنیم که این دو تا ثابتند (همونطور که خودتون فرمودید) حالا چون همه ی اجسام مادی موجوذ روی زمین با اون حرکت می کنند و ما مبنای مقایسه ای نداریم احساس می کنیم که ثابتند اما در حال حرکتند در واقع با همون سرعتی که زمین داره حرکت می کنه و مثلا وقتی میگیم سن این جسم 2 زوزه یعنی از وقتی که به وجود اومده 2 بار زمین به دور خودش گشته. پس در واقع زمین در حال حرکت بوده و اینو نمیشه به همه ی اجسام نسبت داد. حالا سوالی که اینحا ذهن منو درگیر کرده اینه که اگه این جسم در خلا باشه چی اونوقت نه زمانمند هست و نه اینکه حرکتی میکنه (البته من نمیدونم که اگه جسمی در خلا باشه آیا تغییری میکنه یا نه)یعنی در واقع ما تونستیم زمانمند بودنش رو جدا کنیم در اینجا چه طور میشه حرکت را در اعراض دید و سپس در جوهر توجیح کرد؟یچون مسلما اگه حرکت جوهری باشه باید در تمام عالم ماده این برقرار باشه ممنون میشم اگه راهنمایی بفرمایید با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: هر پدیده‌ی مادی زمان مخصوص به خود را دارد. اگر ما از منظومه‌ی شمسی خارج شویم زمانِ عَرَضیِ پیش آمده نسبت به حرکت خورشید را نداریم،‌ نه این که از زمان خارج شویم تا بگوییم زمان‌مند بودن اشیاء در آن شرایط از شیء جدا شده و علت این‌که اشیاء دارای ذاتی هستند دارای تقدّم و تأخر ، پذیرش زمان و زمان‌مند بودن آن‌ها ربطی به نسبت آن‌ها با زمان مربوط به زمین و خورشید ندارد، بر فرض که زمین در حرکت خود متوقّف شود، آیا تغییر و گذشته‌ و آینده‌ داشتن عالم هم از بین می‌رود و یا ملاک مقایسه یعنی حرکت زمین تغییر می‌کند؟ در حالی که هنوز تغییر و تقدّم درجای خود موجود است و این نشان می‌دهد ذات عالم ماده دارای چنین پذیرشی است. موفق باشید
نمایش چاپی